خوب دو تا بحث مهم داریم یکی در مورد دین هست یکی در مورد شناخت دین ، من امروز چون خیلی خسته هستم همه این تا اذان هستم خدمتتان ولی بحثی می کنم که با مزاجم سازگارتر باشد قوس را یادتان هست در دایره ای که کشیدیم نمودار افقی قوس صعود را قبلاً کشیده بودیم برایتان به این صورت بود این قسمت را گفتیم که دنیا هست این قسمت برزخ هست و این قسمت قیامت و این هم تا بی نهایت ادامه دارد این را اصطلاحاً هر دو را با هم می گویند آخرت بعضی وقتها هم فقط به این میگویند آخرت به این قسمت خوب ، عرض شد که انسان یک حرکتی دارد به این سمت آیاتش را هم من آیات حرکت را برایتان بخوانم بد نیست ، یکی از آن تعبیرات ، تعبیر الیه ترجعون هست 245 سوره بقره با همین عبارتها 56 یونس ، 70 قصص ،88 قصص، 17 عنکبوت، 11 روم، 22 یاسین، 83 یاسین ،44زمر، 21 فصلت، 85 زخرف این عبارت آمده الیه ترجعون ، الی الله ترجع الامور آل عمران 109 ، 44 انفال، 57 عنکبوت الیه تغلبون، 21 عنکبوت ، بعد این مواد هم شما میتوانید جستجو بکنید ماده لقاء ماده مسیر ماده رجع یا مرجع در قرآن آمده ، ماده یهود اینها را که اضافه کنیم اینها هر کدامش چند مشتق دارد در قرآن در مورد انسان یا ایها الانسان انک کادحاً کدحا فملاقی 6 انشقاق الیه مرجعکم جمیعا وعد الله خلقا عند یبدو الخلق یعنی آغاز می کند ثم یعید خلق را بر می گرداند تا آخر عمر عرض کنم خدمتتان که و لله ما فی السموالات و الارض و الیه ترجع الامور که خدمتتان عرض کردم و کما بدأنا اول خلق یغید وعداً علینا انا کنا فاعلین همین طور که شروع کردیم خلق را همانطور هم بَرَش میگردانیم و 104 انبیاء الله یَبدأ الخلق ثم یعید الیه ترجعون 12 روم ان الی ربک المنتهی هو الاول و الاخر سوره مبارکه حشر علی الی الله یسیر الامور و آن سوره ای که بطور کامل و زیبا همه را بیان کرده و مراحلش را آیات آغازین سوره مبارکه اعلی سبح اسمک ربک الاعلی الذی خلق فسوی و الذی قدر فهدی طوب که انشاء الله جلسه آینده در مورد این چهار مرحله و مسئله مفهوم یافتن دین و رابطه تشریع و تکوین صحبت خواهیم کرد مراحل خلق تسویه و تقدیرو هدایت که انشاء الله جلسه بعد در موردش انشاء الله مفصل صحبت خواهیم کرد مراحل خلق تسویه و تقدیر و هدایت که انشاء الله جلسه بعد در موردش انشاء الله مفصل صحبت خواهیم کرد و بحث بسیار مهمی که در این رابطه هست این موضوع جلسه آینده خوب این مسلم بودن حرکت که ما یک همچو حرکتی داریم و عرض کردیم که حرکت روح هست نه جسم نکته ایی که هست این است که یک اصلی اول داشتیم اصل اول این بود که ما من حرکه الاوانت محتاج فیها الی معرفته لذا این حرکت هم از سایر حرکت ها هست نیست یعنی اگر کسی بخواهد این حرکت را درست انجام بدهد به آن تولد سالم و به میزانش که عبارت از قلب سلیم است برسد جز با آگاهی نمی تواند برسد یعنی باید حتماً این مسیر را با آگاهی و به اصطلاح با معرفت کسب بکند خوب ازاینجا این نکته بدست می آید که حتماً باید انسانهایی باشند بعنوان الگو و رهبر و امام که انسان را در این مسیرراهنمایی کنند و چون مقصد کمی هم نیست یک مسیری هست که روح را باید طوری هدایت بنند که بتوانند در رحم دنیا با هزاران ارتباطات که دارد مسیر تا الی ربک منتهی را خوب طی بکند سالم رد بکند این کار کی هست کار یک کسی که مسیر را شناخته باشد مسیر را رفته باشد بلد باشد مسیر را به مشکلات و موانع راه آگاهی داشته باشد طرز هدایت نفس و نفوس را دراین مراحل بداند و از همه مهمتر این که طوری نفوس راتربیت بکند و هدایت بکند که از همین ارتباطاتی که در دنیا دارند بتواند مسیر را طی بکنند و بروند این کار کمی نیست که انشاء الله در این باره جلسه بعد مفصل صحبت خواهیم کرد حالا تعبیر حضرت سجاد می فرماید که هلک من لیس له حکیم یرشد هر کسی حکیمی که او را رشد بدهند نداشته باشد هلاک می شود و آن شعر معروف که میگوید طی این مرحله بی همرهی خضر نکن الآن بحث خودآگاهی را خدمتتان عرض می کنم ببینید چون ما باید خودمان را برای شرایط زیستی آخرت آماده کنیم لازم هست که قوانین آنجا را بلد باشیم قوانین حاکم بر حرکت نفس از دنیا به آخرت را بدانیم اگر ندهد قطعاً نمی توانیم حرکت سالمی را انجام بدهیم حرکت درستی انجام بدهیم بنابر آن دو اصل بعدی که در واقع همه شان به یک اصل بر میگردند که من عمل علی غیر علم کان ما یفسده اکثر مما یصلح ، العامل علی غیر یصیره کسائر علی غیر طریق لا تزیده سرعه الیسر الا بعبدها و مسائلی از این قبیل لذا پیغمبر (ص) چون این مسیر را باید برویم وآخرت را باید بشناسیم آگاهی را وکسب آگاهی را و کسب شناخت آخرت را برای ما واجب کردند اولاً فرمودند کسی که این راه را بلد نباشد کلاً ساقط هست از انسانیت ان الله تبارک و تعالی یبغض کل عالم بدنیا جاهل بالاخره نبی اکرم (ص) یبغض هم اگر کسی بخواند درست خوانده ، خداوند ازهر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست را مبغوض می شمارد این خیلی حرف دارد همین یک روایتی که اینجا داریم چند نکته درش هست از آنجا که کامل انسان در قرب به خداوند تبارک و تعالی هست هر کاری که انسان را مورد بغض خدا قرار بدهد و یا هر کاری را که خدا دوست ندارد لا یحب هایی که در قرآن هست هر کاری را که خدا دوست ندارد انسان انجام بدهد قطعاً طریق قرب را نمی تواند طی بکند دور می شود چون هدف تشبیه به خداوند تبارک و تعالی است و قرب به او هست قرب یعنی تشبیه دیگر ، قرب به خدا یعنی تشبیه به خدا وقتی کسی مبغوض خدا شد دیگر آن حاصل نخواهد شد لذا کسی که جاهل به آخرت هست قطعاً مورد بغض هست و این مورد بغض بودن هم تکوینی هست دقت بفرمائید ومسیر را هم طی نمی تواند بکند نکته بعد این هست که حضرت نفرمود که حد تمام را در مورد افراد کاملش را در نظر گرفت ببینید ما چند وجه اینجا داشتیم یکی عالم به دنیا و جاهل به آخرت ، حالا اگر بخواهیم یک فرضی راهم بگویم در مورد استثنائات جاهل به دنیا و عالم به آخرت می شود کسانی که کاملاً در عزلت هستند و ارتباطشان را قطع کرده اند با دنیا و الا می شود گفت نمی شود تقریباً یک همچو چیزی عالم به دنیا یعنی همان علم به دنیا و مسائل دنیوی آن چیزی که از ما می خواهند هی چ وقت این علم به دنیا را هیچ وقت نفی نکرده اند علم به دنیا نفی شده در دین نه کار برای دنیا نفی شده نه کوتاهی و تنبلی در کارهای دنیا نفی شده اتفاقاً خیلی هم عجیب هست که در روایت ما داریم حضرت امیر (ع) می فرماید که من کسل ان امر دنیا فَهو ان اَمر آخرته اکسل، خیلی زیباست این اینجا اصلاً تقابلی بین دنیا وآخرت وجود ندارد این همان بحثی است که هفته پیش خدمتتان عرض کردم استخدام موهومات ومخیلات و محسوسات درامر آخرت می فرماید هر کسی در کارهای دنیای اش کسل هست در کارهای آخرتی کسل تر است مسئله ای که هست اینکه انسان از آن جهت که انسان هست باید آگاهی به آخرت داشته باشید یعنی انسان که آگاهی به آخرت ندارد اصلاً نمی تواند خودش را برای شرایط آخرت آماده کند و کارهای انجام بدهد برای همین مهم است که شما عالم به دنیا باشید بعنوان یک امتیاز مهم این است که جاهل به آخرت نباشید گویا پیغمبر می دیده روزی را که افرادی تحصیل کار و امر آخرت را و مطالعه آخرت و او فهم آخرت را به بهانه پرداختن به علوم دنیایی کنار میگذارند الی ما شاء الله در جامعه ما از اینها زیاد هست کسانی که احکام بلد نیستند مسائل اخلاقی شان را اصلاً نمی دانند در مسائل دیگر که احتیاج دارند مبتلا هستند نمی روند یاد بگیرند بهش میگویی چرا مطالعه نمی کنید در رابطه با مسائل دینی در مورد مسائل روحی در رابطه با عقاید می گویند وقت نمی کنیم نمی رسیم یعنی انسانهای زیادی هستند فکر می کنند مطالعات دینی یک امر مثلاً نهایتاً مستحبی هست خیلی فکر می کنند میگویند ثواب دارد اماهیچ وقت بعنوان یک انسان هستند و این خوراک اصلی شان هست در پیمودن مسیر آخرت و انسانیت به این فکر نمی کنند واین خیلی خطرناک هست غرور خیلی زیاد و کاذب و حتی بعضی ها مطالعات دینی را بی مورد می بینند وقت تلف کردن می دانند ترجیح می دهد ریاضیات کار کند کامپیوتر کار کنند ولی وقتش را برای این چیزها نگذارد خیلی دردش می آید وقتی می خواهد وقت بگذارد برای این کارها یک کتاب می خواهد در این زمینه بخواند خیلی اذیت می شود وقت جدی برای مسائل آخرتی نمی گذارد ، خوب آنکه مجموعه مقرراتی را که به اصطلاح اطلاعاتی که مربوط به حرکت انسان و آخرت به انسان میدهد ما تحت اسم کلی دین یا آموزشهای دینی ازش تعبیر می کنیم پس ما احتیاج به علم بر همه واجب است لذا فرمود طلب العلم فرضیه علی کل مسلم قطعاً این علم هر علمی نیست چون هر علمی فرضیه علی کل نیست فرضیه علی کل یعنی واجب عینی و واجب کفائی نیست ، خوب این روایت در کافی هست و صحیح و مسند و معتبر هست چند عبارت از این روایت را ما داریم فرضیه علی کل یعنی واجب عینی هست فرضیه هم هست یعنی واجب است و ترکش حرام است این علم قطعاً هر علمی نیست باید توضیح بدهیم کدام علم هست یک تعبیری هست از پیامبر یک تعبیر هم از امیر المؤمنین هست در معرفی علم ، آنکه از پیغمبر (ص) هست فرمود که انما العلم ثلال که تعبیر شد به احکام و اخلاق و عقاید احکام چی هست احکام تنظیم کننده یعنی شما از طهارت بگیر تا حدود و دیات و قصاص تا بالا تنظیم کننده طبیعت با فطرت انسان است یعنی رابطه طبیعت و فطرت را با هم تنظیم می کند شما با احکام و همچنین با قسمتی از اخلاق طبیعت را طوری در کنترل خودتان در می آورید که مزاحم فطرتتان نشود آن وقت رابطه این دو تا را من در کتاب پرتوی از اسرار روزه توضیح دادم آن مقداری را که انسان با آن سر و کار دارد یاد بگیرید تعبیر حضرت امام و سایر مراجع هم همین را فرمودند مقداری که انسان با آن سر و کار دارد از این احکام باید بداند یعنی آنجاهایی که با طبیعت بادنیا سر و کار دارد ما احکام داریم یعنی ارتباط شما با دنیا ازاد نیست تحت یک سلسله احکامی قرار می گیرد باید هرارتباطی می خواهد بر قرار کند از قبیل ارتباط با اشیاء ارتباط با اشخاص معامله تجارت و هر چیز دیگری که می خواهید انجام بدهید باید دراین قالب انجام بدهید که فطرت حفظ بشود و البته بعضی جاها خیرات اجتماعی دارد اثرات اجتماعی دارد هر کس حالا بنده فرض بفرمائید که مثلاً گوسفند دار نیستم گاو دار نیستم در نتیجه مسائل زکات آنرا احتیاج ندارم ممکن است از جهت اینکه معلم هستم و باید به دیگران بگویم یاد بگیریم ولی از جهت شخصی نه به من واجب نیست از آن جهت که مرد هستم حالا مسائلی حیفی و نفاس را ندانم به جایی بر نمی خورد ولی از آن جهت که یک سلسله ارتباطات داریم نماز می خوانیم روزه میگیریم مسافرت می رویم شغل داریم مثلاً مسائل را بدانیم خمس را بدانیم اگر یک موقعی خرید و فروشی انجام دادیم باید مسائلش را بدانیم که یک موقع خدای نکرده بیراهه نرویم واز حدود الهی خارج نشویم این آموزش احکام ، اخلاق هم یک قسمتی از آن تنظیم کننده ارتباط انسان با خداوند تبارک و تعالی است و یک مقدار هم تنظیم کننده انسان با خودش و یک مقدار هم تنظیم کننده ارتباط انسان با مردم است که با مردم چه طور ارتباط برقرار شود این هم به خاطر چی هست این هم به خاطر آن است که قلب سالم بماند و بیماریهای قلب بر طرف بشود اگر تهدید می کند قلب را و سلامت قلب تحصیل بشود و بدست بیاید عقاید هم مشخص هست که چی هست این ستونی هست شاهراهی هست راهی هست که اصلاً ما باید در آن حرکت کنیم با تکیه به آنها این مسیر را طی بکنیم و جلو برویم و حقایقی هست که باید قبول داشته باشیم وب ا عقاید شرایط کلی سلامتی به دست می آید در واقع عقاید چی هستند عقاید یا اصول آن زیر بنا هستند و شرایط اصلی تولد سالم را به ما میدهند که اگر یکی از آنها نباشد تولد سالم نیست یعنی در واقع ما با عقاید جلوی تولد ناقص را میگیریم با عقاید ، و مجموعه اینها ومحصول اینهامی شود یک قلب سالم امام باقر (ع) فرمود اعلم انه لا علم کطلب سلامه و لا سلامه کسلامه القلب این اعلم خیلی مهم است اعلم یک هشدار .......................................................، طول حرکت انسان چی هست باید قلب سلیم باشد یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من انی اله بقلب سلیم لذا مهمترین اطلاعاتی که یکنفر می تواند بدست بیاورد و آموزشها مطالعات ؛ جلسات کلاسها ، مهمترنی وقت انسان باید صرف چیزهایی بشود که به سلامت قلبش مربوط است بعنوان یک انسان چون درنهایت تنها چیزی که برای انسان می ماند قلب هست و بر اساس نوع قلبش محشور می شود و بهره برداریش از ابدیت به میزان سلامتی قلبش هست لذا ضروری ترین اطلاعات برای ما اطلاعاتی هست که به سلامت قلب ما کمک می کند بهترین وقت زنده ترین وقت ما باید صرف کسب اطلاعات در این زمینه باشد عقاید در درجه اول که باید باشد چون اولین حرفی که پیامبر زد مربوط به عقیده بود قولوا لا اله الا الله تفلحو این توحید هست و بعد فرمود بعثت لا تمم مکارم الاخلق این هم هست از این قضیه در بیائیم همچنین از حالت آموزشی کلاس یک مقدار فکر بکنیم که خودمان واقعاً چقدر وقت می گذاریم برای این قضایا یعنی ما چقدر از وقت مطالعاتی مان ، جلسانی که شرکت می کنیم سرمایه گذاری وقتی که می کنیم صرف این کار می شود صرف تحصیل مسئله سلامت ، یادتان هست در بحث سلامت که در بیماریها شد یک نکته را خدمتتان عرض کردم گفتیم که ما باید چند تا کار بکنیم یک آفت شناسی دردرجه اول یعنی چی یعنی بیماری شناسی ، چون که تهدید میکند سلامت قلب را اول ای جان دفع شر کن وانگهی در جمع گندم کوش کن علی (ع) درمورد ضرورت مسئله آفت شناسی می فرماید که اجتناب السیئات اولی من اکتساب الحسنات یعنی اینکه انسان از سیئات از گناهان دوری بکند مهم تر از این هست که دنبال کسب فضایل باشد دلایلی مختلفی دارد این حالا یک بحث خوب و زیبا این دارد که الآن فرصتش را داریم یکی از اصحاب پیغمبر که خدمتتان رسیدند از ایشان پرسیدند که شما صحبت هایت خیلی به دل می نشیند با صحبت های بقیه افراد فرق می کند چه جوری هست گفت هر کدام از اصحاب پیغمبر که خدمتشان رسیدند سوال می کردند که ما چه بکنیم که به بهشت برویم ولی من هر وقت خدمت پیغمبر رسیدم سوال کردم چه کنم که به جهنم نروم چون واقعاً جز حجاب خود او گناهان بین ما و خدا فاصله ای نیست واقعاً دیو چو بیرون رود فرشته در آید واقعاً ان راحله علیک قریب المسافات امام سجاد (ع) در ابوحمزه آنچه که همیشه برای ما دردسر درست می کند همین معصیت هست لذا شما می بینید اولین پله در منازل توبه هست توبه اصلاً معنا ندارد که شما بشناسی آن گرفتاری خودت از چی می خواهی توبه کنی زمانی معنا پیدا می کند که تو آنرا بشناسی و بدانی گرفتاریت کجاست و از آن توبه بکنی و الا توبه آداب و رسومی نیست که بخواهی انجام بدهی چه فایده دارد ما آفت ها را نشناسیم بعد بگوییم می خواهیم توبه کنیم هی زجه بزنیم ناله بکنیم گریه بکنیم بدون اینکه گرفتاری خودمان را بدانیم توجه باید کنیم ما حتماً باید شناسایی خوبی روی گفتاریهای خودمان داشته باشیم روی آن دام هایی که تهدید مان می کند این احتیاج به سرمایه گذاری جدی دارد دقت بکنید سلامت قلب یک چیز شوخی نیست که بشود خیلی آبکی تحلیلش کرد و با بی توجهی و با کسالت و یلخی بازی این روایت دو تا ملاک خوب به ما می دهد به خاطر مسئله بغض ، یَبغض یا یُبغض دو تا ملاک به ما می دهد یکی هم ما می توایم با آن دیگران را بشناسیم یک ملاک ارزیابی خوبی است برای دیگران و همینکه ملاک ارزیابی خوبی است برای خودمان اینکه به دیگران چقدر احترام بگذاریم جایگاه افراد چقدر هست یک موقعی بیخود یک نفری را که مثلاً باید یک جایگاه خاصی داشته باشد از نظر علمی نبریم او را تا عرض دقت بفرمائید خیلی از افراد هستند واقعاً از نظر علم آدمهای برجسته ای هستند قابل احترام هستند زحماتشان قابل تقدیر هست اما آن کجا با یک عالم ربانی کجا هیچ کسی مثل عالم ربانی قابل مقایسه نیست آن عالمی که انظرانی وجه العالم العباده یا انظر الی باب العالم عباده اینها هر عالمی نیست خیلی ها آمدند توجیه کردند این را هر عالمی دانسته ند این را واقعاً اینجوری نیست حضرت فرمود هیچ عالمی مثل عالم ربانی نیست کما اینکه فرمود لا علم الامن علم ربانی این خیلی همیت دارد شما افراد را دردرجه بندی علوم افرا افراطو تفریط نکنید خیلی ملاک خوبی هست که یکنفری که واقعاً سرمایه گذاری کرده وقت گذاشته رو علم به آخرت و رو تفهیم آخرت به دیگران را جایگاهش را با یکنفری که حالا آپولو فرستاده هوا یکی ندانیم کسی که روی طبیعت کار کرده با کسی که روی فطرت کار کرده یک جور نیستند که حالا آن بحث عالم دین و دین ومعلم دین اینها پیش می آید که یک بحث مفصلی هست که می توانید ازهیمن جا شما گریز را بزنید آنهایی که حواسشان هست می دانند چه کار بکنند از اینجا حالا من جلسه بعد هم شاید یک توضیحاتی دادیم به هر حال ما در سه مرحله فقه اکبر فقه اوسط و فقه اصغر احتیاج به اطلاعات داریم این سه مرحله را ما باید بدانیم خوب نکته دوم شخصیت خودمان هست ارزیابی خودمان هست که ما آیا مبغوض خدا هستیم واقعاًً یا نه آگاه به آخرت هستیم یا نه خود ما آگاه به آخرت هستیم یا نه یعنی واقعاً ما تا اینجا که سن کردیم سن مان رسید توانستهایم خوب موانع را بشناسیم عوامل را بخواهیم ازش کمک بگیریم توانستم بشناسیم یا نه چقدر مطالعه جدی و حساب شده و خوب در این زمینه ها داشتیم آیا ما به جایی رسیده ایم که سوالات زیر پای ما را نکشد در برخورد با یک شبه زمین نخوریم و در معاشرتها درارتباطات در مباحث ضعبف نباشیم لا اقل یا نه خیلی سست و شکستند و خطر تهدید مان می کند اینها فوق العاده اهمیت دارد ما وقت زیادی نداریم ما اگر قرار باشد بایستیم تا چهل سالگی شبهه هایمان را بر طرف کنیم اصلاً اینطوری نیست که ما بایستیم چقدر شبهه ها را بخواهیم بر طرف کنیم و بعد بخواهیم کی شروع بکنیم اصلاً نمی رسیم امام صادق (ع) یک حدیث خیلی زیبایی هست در مورد این آیه شریفه اولی تعمرکم آیا ما به شما عمر ندادیم اگر کسی می خواهد متذکر شود متذکر بشود امام صادق می فرماید این خطاب و عتاب ، به جوانان هجده ساله ای هست که به سن هجده رسیده اند و مسائل دینی شان را یاد نگرفتند امام صادق (ع) یک کسی مثل هشام را دارد که میفرستد به جنگ بزرگان معتزله و اهل سنت ، بیست سالش است یک جوان اینجوری ، خیلی سطح انتظار در دین بالاست نه سالگی حالا تا یک ذره بیشترش کرده اند بعضی از فقها سیزده سالگی گفته اند دختر این سن مخاطب خدا قرار می گیرد یعنی قلم می آید روی نامه اعمالش ثبت دارد مخاطب خداست پسر پانزده سالگی مخاطب خداست واقعاً آن آموزشی که در دین به ما داده اند به ما گفته اند انسان قبل از ورود به هر مرحله مسائل آن مرحله را یادب گیرید ما مرحله را با جهل و نادانی شروع بکنیم خیلی تبعات برای ما دارد مرحله را با نادانی شروع کنیم خوب لا یری الجاهل الا مفرطا یا مفرطا جاهل یا افراط می کند یا تفریط هر دوش هم معصیت هست هر دوش هم نگاه هست حضرت می فرماید توبیخ جوان هجده ساله توبیخ لا بن ثمانیه توبیخ هست برای جوان هجده ساله ای که به این سن رسیده و هنوز به تعبیر قرآن متذکر نشده ........................ واقعاً اگر یک درست به تربیت صحیح تربیت بشود و درست اطلاعات لازمش را بهش بدهیم و محرومش نکنیم و هی نگوئیم نمی فهمد بچه است نمی فهمد واقعاً در سنین نزدیک تلکلیف خیلی اطلاعات خوبی دارد و خیلی کارهای عالی هم می تواند بکند ما الی ماشاءالله داریم از این جوانهایی که این رشدها را از خودشان نشان داده اند در این انقلاب خودمان دراین جنگ خودمان همه دیدند که کوچک ها کم سن ها چقدر از خودشان رشد نشان دادند چقدر نشان دادند که قابلیت فهم دارند از این مسائل اگر اطلاعات به مقطع برسد به فطرت پاک همان سنین کوچکی خیلی مسائل را می گیرند و برایشان قابل حل است من خیلی با بچه های کوچک کار کردم بچه ها کوچولو ها باور می کند مباحثی که من الآن برای شما دارم یک مقدار کمرنگش کردم خیلی خوب گرفتند ونشان دادند خیلی خوب ، من یک دوره راهشناسی را مثلاً برای بچه های کوچک کار کردم بچه های پنجم ابتدایی گفتم خیلی خوب گرفته اند دخترشان خیلی بهتر از پسرها گرفتند پسرها هم خوب گرفتند و ظهور دادند از خودشان به هر حال این مسئله باید در آموزش های ما به خصوص تکیه بشود رویش هم والدین هم نکته مهم حالا یک مقدار دیگر از اینجا مجموع روایاتی که تهدید به ترک علم شده تهدید کرده اند کسانی که ترک علم کنند ترک آگاهی به مسائل دین کنند تهدید کردند یک سری از روایت ها هست که تشویق کرده اند لیست صیاه علی الروس اصحابی حتی یتفقه حلال و الحرام ای کاش با تازیانه بر سر اصحابم می زندند تا اینکه تفقه ، تفقه یعنی فهم عمیق و دقیق در حلال و حرام پیدا بکنند امام صادق (ع) در کافی هست و لا خیر من لا یتفقه من اصحابنا هر یک از اصحاب ما که فهم دین ندارد خیری هم ندارد یا مثلاً حضرت امیر (ع) فرمود: الجهل یفسد المعاد جهل معاد را فاسد می کند ببین چقدر زیبا کلمه را استخدام کرده نفرمود آخرت را فاسد می کند فرمود معاد را فاسد می کند چون بازگشت هست و اصلاً حرکت بدون آگاهی ممکن نیست صورت بگیرد لا یری الجاهل الا مفرط او مفرطا اصلاً روی صراط مستقیم نمی تواند باشد جاهل دائم در حال افراط و تفریط هست روایت بعدی باز از امام صادق هست چون طولانی هست نمی نویسم فقط همین جوری عرض می کنم خدمتتان میفرماید لست احب ان اری شاب منکم الا قاضی فی حالین دوست ندارم جوانی از شما را ببینم مگر اینکه در یکی از این دو حال صبح بکند جوان را دارد می گوید توجه بفرمائید خیلی مهم هست اما عالما او متعلم یا اینکه عالم باشد یا در حال یاد گیری باشد فان لم یفعل اگر اینکار را نکند یعنی جوانی باشد که نه اهل یاد گیری دین باشد و نه دین را قبلاً یاد گرفته باشد فان لم یفعل فرط اگر اینکار را نکند تفریط می کند فان ضیع اگر کوتاهی بکند ضایع می کند چی را ضایع می کند چیزهایی که بعهده اش هست حقوق دیگران حقوق خودش ، خودش را ضایع می کند فان صبع اثم اگر ضایع بکند گناه کرده و ان اثم سکن نار و الذی بعث محمد بالحق و وقتی هم معصیت کند و گناه بکند داخل آتش می شود قسم به کسی که پیامبر را به حق مبعوث کرد لذا فرمود که خداوند 6 گروه را در قیامت بدون حساب وارد جهنم می کند یک گروهش جهال هستند جاهل کدام جاهل است جاهل مقصر ، جاهل قاصر که اطلاعات بهش نرسیده نتوانسته کسب بکند آنکه صاف هست جاهل قاصر که هیچی اما جاهل مقصر او می فرماید که اصلاً این را بی حساب وارد جهنم می کنند در روایت داریم که سوال می کنند ازش که شما چرا این کارها را نکردی می گوید آقا ما نمی دانستیم حضرت می فرماید ملائکه می فرمایند مگر نمی توانستید بروید یاد بگیرید چرا نرفتید یاد بگیرید که بدانید باید می رفتید یاد می گرفتید از این جا آن حدیث زیبایی که در مورد تقسیم عالم و جاهل هست می رسیم ان فرمود روایت از نبی اکرم (ص) فرمود ذنب العلالم واحد و ذنب الجاهل ذنبان و گناه جاهل دو گناه است العالم یعذب علی رکوب الذنب رکوب یعنی مرتکب شدن و الجاهل یعذب علی رکوب الذنب و ترکه العلم یعنی عالم بی عمل یک گناه دارد گناهش ترک علم است ینی می دانسته گناه است رفته مرتکب شده جاهل دو برابر عذاب می شود این آن زیر آبی که خیلی ها دارند می روند الآن جلویش را می گیرد که مشهور هم هست که آقا عالم بی عمل مثل درخت بی ثمر هست و بدتر از جاهل هست عالم بی عمل بدتر از جاهل قاصر هست نه جاهل مقصر توجه به اینکه داشته باشیم عالم بی عمل بدتر هست واقعاً بوی گند تعفنش جهنمی ها را آزار میدهد اما این بدتر از جاهل قاصر هست نه جاهل مقصر ، جاهل مقصر می توانسته برود یاد بگیرد مخصوصاً نرفته یاد بگیرد مثل خیلی ها که واقعاً فرار می کنند از یاد گیری واقعاً با توجیهات مختلف ازاینکه بفهمدند مسائل را در می روند میگویند آقا ما اگر یاد بگیریم مسئولیت می آید گردنمان شما چه بروید یاد بگیید و چه نروید یاد بگیرید گناهش گردنتان هست چون طلب علم ذاتاً فریضه علی کل مسلم چه شما بخواهید عمل کنید چه نخواهید عمل بکنید عمل بکنید کی فرضیه است باید انجامش می دادی باید می رفتید یاد می گرفتید این یک فرضیه هست شما ترک کردید نرفتید یاد بگیرید این گناه دارد سر جای خودش و در اثر همین جهالتان به گناه افتادید این می شود دو تا گناه توجه کنید استدلال نبی اکرم چقدر دقیق هست روی این قضیه پس ما باید این مسئله را حلش کنیم واقعاً که هیچ کس حق ندراد فرار کند از بار مسئولیت شنیدن ومطالعه و فهمیدن هر چقدر فرار بکند اینها فکر می کنند که زرنگی است این کار مثلاً بازار است ما زرنگی بکنیم نه بابا بگذار اینها بروند یاد بگیرند ما هر چه ندانیم بهتر است مسئولیت کمتری داریم این توجیه هست این توجیه شبه روشنفکرانه شیطانی است در ذهن بعضی ها افتاده که آقا ما هر چقدر ندانیم مسئولیت مان کمتر هست نه آقا باید بروید بدانید عمل کردید بهتر خیلی درجتتان عالی است عمل نکردید لا اقل از گناه ترک علم معاف هستید این را توجه بفرمائید به آن این نکته عرض کنم خدمتتان که میگویم این بحث خیلی کار دارد ما نمی رسیم الآن عرض کنیم این را و مسائل مفصل این را و مسائل منطقی اش را حتی یعنی تربیت منطقی اش را اگر بخواهیم حفظ بکنیم اما رویش کار بکنید حتماً مخصوصاً این روایت زیبا را توجه بفرمائید از حضرت امیر المؤمنین بالعلم یطاع الله طاعت خدا با علم هست آدم جاهل که نمی تواند طاعت بکند و یعبد و عبادت می شود خدا بوسیله علم و بالعلم یعرف الله وی وحد تعبیرات را دقت کنید چقدر زیباتس و بالعلم تو سرا الارحام و بهی یعرف الحلال و الحرام چقدر زیباست اینها را همه را در جلسات در نوارها بحث کردیم و العلم امام العقل و العقل تابع یسلعم سعد افراد سعید الهام می شوند به اینکه بروند دنبال علم آدم های خوشبخت فرمود اذا اراد الله به عبد خیر العمه رشد الهام می کند که دنبال رشد خودش باشد و یحرمه الاشقیاء ومحروم هستند علم را اشقیاء حال اشقیاء اینهایی که این همه تحصیلات عالیه دارند باید دقت کنیم مرز بین این علوم را خیلی مباحث قشنگی دارد این باب علم لازم هست که حتماً دوستان یک بحث های خوبی را دراین زمینه تربیت بدهند که ما انشاء الله خودمان این کار را در رابطه با نسبت همینطور که خدمتتان عرض کردم انجام می دهیم انشاء الله که یک چیز مناسبی برای دوستان باشد بعد باز یک بحث خیلی زیبا هست در مورد علومی که انسان باید یاد بگیرد حالا بگذارید من یک طوری بروم جلو که آن جواب برادر عزیزان شوند فراموش نشده باشد در مورد انوع علوم فرمودش که العلم علمان علم الادیان و علم الابدان از نبی اکرم (ص) بعضی ها در صحت این روایت هم تشکیک کرده اند که علم دو علم هست البته کاملاً منطقی و خوب است علم دو علم هست علم دین و علم دین و علم بدن همان سلامت که میگوئیم سلامت چون واقعاً اگر کسی سلامت بدن نباشد در بحث های تغیه معرفت نفس ما اینها را عرض کردیم که آنجا ثابت کردیم که روح سالم در بدن سالم هست امام حسین می فرماید با درود فی مدت الاعال لصحه الاجسام مبادرت بکنید در تمام عمرتان به حفظ سلامت بدنتان خیلی اهمیت دارد مرکب روخ است مرکب خوب مرکب عالی ، مباحث جسم هم آنجا مفصل توضیح داده ایم که واقعاً پزشکی ما بعد از علم دین هیچ علمی به طبابت نداریم پیامبر چند نفر را مأمور کرده از اصحابش را فرستاد ایران برای تعلیم پزشکی که یاد بگیرند و برگردند خوب سایر علوم تکلیفش چه می شود سایر علوم هم تکلیفش با امام علیه السلام هست که بنابر اساس نیاز جامعه حکم بکند که تعدادی بروند آن علوم را یاد بگیرند همانطور که پیغمبر چند نفر را تشخیص داد فرستاد برای پزشکی خوب در جامعه ما چه جوری هست وضعیت در جامعه ما در رشته های مختلف علوم میزان مراجعه کننده و درخواست کننده بیش از میزان نیاز هست یا نه بیش از میزان ظرفیت آموزشی ماهست لذا واجب کفائی شدن این علوم معنا ندارد چون به طور طبیعی مردم دارند دنبالش می روند و این سیر همینطور بطور طبیعی نیاز را تأمین میکند ممکن است بگوئید ما هنوز به تعداد کافی پزشک نداریم اما به تعداد ظرفیت آموزشی کشورمان و شاید بیشتر از آن دانشجو تربیت می کنیم تنها علمی که در این ده دوازده سالی که حضرت امام ما دیدیم که اما تکیه کرد روی آن غیر از مسائل دینی قضاوت بود که شما خودتان خوب می دانید که بسیاری از مسائل در کشور ما هست به خاطر ضعف در دستگاه قضائی مان هست آن موقع من یادم هست که رئیس قوه قضائیه می گفت که ما نهصد پست قضایی اصلاً خالی داریم قاضی شرطش در اسلام این است که مجتهد باشد اما نداریم ما مجتهد که بخواهند در قضا کار بکنند و خیلی از کسانی که مجتهد نیستند در امر قضاء دارند دخالت میکنند و خیلی از مشکلات و مفاسد ما هم سر همین قضیه قضاوت های اینجوری هست که گرفتاریهای زیادی برای ممکلت درست کرده است و درست هم می کند همینطور امام دیگر خیلی آن موقع تکیه کردند به طلبه های که واقعاً وقت بگذارند بروند دنبال قضیه قضاء که بلکه این معضل در کشور حل بشود علوم دیگر ما نداریم چیزی را که به اصطلاح بشود در حد واجب کفائی غیر از همین 3 علم که عینی هست آورد که بگوئیم این واجب کفائی است و ولی فقیه باید دستور بدهد مردم بروند دنبالش ، مگر همان قضاء واقعاً هیمن الآن سایر علوم هم که نیاز جامعه هست بطور طبیعی دارد تأمین می شود اگر یک موقعی نیاز بشود که مثلاً در یک رشته ای از علوم کسی تحصیل بکند مثلاً ئلی فقیه یا رئیس جمهور و بزرگان مملکت تشخیص میدهند عده ای را داوطلب می کنند برای تحصیل ، تأسیس می کنند رشته اش را یاد اگر تأسیس نکنند لا اقل به خارج از کشور می فرستند فرمودند آقای مرادی برای تبلیغ اسلام ، این هم حقیقت دارد ما برای تبلیغ اسلام این هم حقیقت دارد ما برای تبلیغ اسلام واقعاً نیرو کم داریم چه در داخل و چه در خارج وضعیت حوزه ها خوب متأسفانه انجور نیست که مبلغ را خوب بار بیاورد یعنی اطلاعات لازم را از اول یک طلبه نمیدهد که وقتی مثلاً شد مردم انتظار دارند که طلبه سال اول و دوم که از حوزه می آید بیرون انتظار دارند که خیلی از اطلاعات را بلد باشد و خیلی از سوالات را جواب بدهد سیرش چی هست سیرش این است که طلبه بنده خدا که می رود صرف می خواند نحو می خواهند معانی می خواند بیان میخواند اصول می خواند فقه می خواند می رود بالا ولی محصولش این است مثلاً رسائل ومکاسب خواند بعد رفت کفایه خواند بعد می رود درس خارج خوب ها لا فکر می کنید با طی کردن این چند تا از مسائل را میتواند جواب بدهد چقدر از مشکلات را میتواند حل بکند نوع نیازی که مردم به این دارند چی هست بعنوان یک طبیب روحانی ، فقط محدود احکام هست محدود فقه هست نه ولی طلبه ای که خارج می شود درس خارج هم می آید ما می بینیم توانایی ندارد که حتی سوالات بچه های ابتدایی را جواب بدهد چه برسد به بقیه مردم که سوال دارند یک روند کاری که الآن هست در حوزه روند خوبی نیست مگر اینکه یک رشته ای بنام تبلیغ بازش بشود جدیداً دارند یک کارهایی می کنند برایش واقعاً امام صادق علیه السلام می فرماید عالم دینی مثل چوپان هست که از دریده شدن شیعیان توسط گرگها جلوگیری می کند خیلی قدرت روحی می خواهد یعنی یک کسی که گرگ زده نباشد خودش جلوی گرگها بتواند مقاومت کند و یک کسی که پناهنگاه بقیه باشد در مقابل گرگها یعنی راحت بشود به آن پناه برد اگر یک شبه مشکلی ناراحتی فشاری با وسوسه ای چیزی بهش هجوم آورد بتواند پناه ببرد به طبیب روحانی خودش را معالجه کند ولی خوب الآن روند آموزش های حوزه اینجوری نیست که وقتی یک طلبه مثلاً ده سال درس خواند در پزشکی مثلاً بعد از ده سال شما نتوانی تشخیص بیماری بدهی می گویند شما بیخود کردی رفتی پزشکی خواندی شما مال بیت المال را حرام کردی رفتی یعنی چی پانزده سال درس خواندی حالا می گوئی بلد نیستم ولی ما طلبه ما رود پانزده سال درس می خواند نه مسائل اخلاقی را می تواند جواب بدهد نه مسائل اعتقادی را خوب می تواند جواب بدهد نه شبهات را می تواند جلوگیری کند نهتشخیث بدهد درست و حسابی زمان را اصلاً با تشخیص بالا نمی آید درمسائل احکامش هم باز جا داره اما در مورد علوم یک حدیث دیگر بخوانم بحث امشب تمام بشود در مورد علومی که از همه بیشتر لازم هستند یکی از خدمتتان عرض کردم که لازم ترین علم چی بود طلب سلامت امام کاظم (ع) در کافی هست اولی العلم بک ما لا یصلح لک عمل الا به مهمترین علم برای تو آن چیزی است که عمل تو صالح نمی شود مگر با آن علم واجب العلم علیک ما انت سئول عن جمله به واجب ترین علم به تو آن هست که تو نسبت به عمل به آن مسئول هستی الزم العلم علیک ما دتک علی صلاح قلبک و اظهر لک فساده لازم ترین عل برای تو آن چیزی است که راهنمایی کند ترا به صلاح قلبت و ظاهر کند فساد قلبت را برایت ، اظهر لک فساد قلبت را ظاهر کند آخرش یک امر و دو تا نهی می کند می فرماید که فلا تشغل یعلم ما لا یضررک جهل به علمی که به جهل به آن ضرر نمی زند به تو ضرر می زند مشغول نشوی ندانستن آن به تو ضرر نمی زند وقت برای آن نگذار و لا تفعل علم ما یزید فی جهلک ترک خیلی زیباست ببینید رابطه علم با انسان چه جوری هست می فرماید غفلت نکن از علمی که زیاد میکند در جهل تو ترک آن علم یقین ندانستن فقط نداشتن بسیط نیست بعداً بطور تصاعدی زیاد می شود افزایش پیدا می کند یعنی گاهی وقت ها انسان یک مسئله را می تواند جلوی خیلی از مفاسد را می گیرد گاهی وقتها یک مسئله را نمی داند ولی ندانستن آن مسئله که کلیدی هم هست او را در خیلی از جهالت های اندازد خوب بعد از این فرمایشات ما دیگر حرفی داریم بزنیم واقعاً در مورد ضرورت یادگیری دین مطالعات دینی خیلی مهم هست حالا روایات بی شماری ما اینجا داریم که خیلی خوب است دوستان اینها را بصورت منطقی روابط آن را در بیاورند و بچینند این را و این کار خوبی هست برای جوانها خیلی احتیاج دارند مثلاً خیلی هایشان می آیند می گویند آقا ما چی مطالعه کنیم اصلاً فکر نمی کنند مطالعه ، کتاب ، حالا بحث اوقات فراغت را جلسه آینده جلوتر به من بگویند تا دراین رابطه من توضیح بدهم .