بسمالله الرحمنالرحيم
جلسه گذشته درباره آرامش صحبت كرديم و اينكه ما بايد چه جوري در زندگيمان آرامش را تضمين كنيم و عرض كرديم كه شادي و آرامش و هر صفت خوب ديگري كه در زندگي مورد هدف ما هست بايد بدانيم كه مثل هر هدف ديگري و مثل هر خواسته ديگري يك امر حساب و كتاب دار هست . يك امر رياضي كه بايد تحصيل شود مثل هنر خطاطي ، آشپزي ، رانندگي و هر مهارتي انسان بايد روح شاد و روح آرام را براي خودش تحصيل كند. درباره بد اخلاقي و خوش اخلاقي صحبت كرديم قرار شد اين جلسه بحثمان را ادامه بهيم . راجع به اخلا كه داريم حصبت ميكنيم يا خلق وقتي داريم صحبت ميكينم خلق تني خود انسان ، فرمولي كه داتشتيم اين بود : « الظاهر عنوان باطن »ظاهر نمايانگر باطن است بنابراين باطن خودتي و اگر يك كسي بخواهد خودش اخلاق باشد بايد اخلاق باشد. حسود باشد يا اهل بدبيني باشد يا خودپسندي باشد اينها ظهورات يك خود هست يعني ظهورات يك باطن كه برملا ، ميشود و تجلي پيدا ميكند وقتي ميگوئيم خلق يعني خودت. براي همين علي عليه السلام مي فرمايد . " لا قرين كحسن الخلق " براي انسان هيچ قرين و همنشيني بهتر از حسن خلق نيست. چون اولين كسي كه از حسن خلق لذت مي برد خود انسان چيست . تأمين كننده شادي و آرامش انسان حسن خلق ست . خودت هستيم يكي از بزرگان مرحوم علي آقا شيرازي رحمه الله عليه يك روزي س درسشان گريه ميكردند صبح درس داشتند بروي ميز گريه كردند گفتند ديشب خواب ديدم كه مردم و من را ميخواهند دفن بكنند و همراه من يك سگ سفيد هم دارد ميآيد هر چه كا داد و فرياد كردم به اطرافيان گفتم كه بابا نگذاريد كه اين سگ بيايد همراه من هيچكس نميشنيد اين سگ آمد. و خيلي ديگر گريه و زاري كردم التماس كردم به سيدالشهداء كه سيدالشهداءآمد آن سگ را بيرون كرد اين را خوب دقت كنيد تا من خوب توضيح بدهم برايتان . يكي از اقوام ما هم آدم بداخلاقي بود توي خانه خدا رحمت كند اموات همه شما را خدا رحمت كند ايشان را به رحمت خدا رفت خلي بد خلق بود و اذيت ميكرد زن و بچهاش را بهانهگيري ميكرد . همه را در فشار ميگذشت اذيت ميكرد . يك شب من خواب ديدم كه يك اژدهائي از آتش خيلي اژدهاي من نميتوانم ترسيم كنم چه جروي بود. چون حيوانهاي آن طرف هستند حيوانهاي برزخ بودند از اتش ايشان را بغل ركده چسبيده بود به اين و اين توي بغل او گم شده بود بغل اين اژدها ولي يكپارچه از آتش بود. سرش بيرون بود . و با حالت التماس و گريه نگاه ميكرد بعد من بهش گفتم كه دستت را بده به من از دست اين نجاتت بدهم يك جوري بكشمت بيرون از دست اين بعد گفت نه اين ديگه چسبيده به من يك جوري كه از من هيچ وقت جدا نمي شود همش با خودم است بعد من فهميدم كه خودش است در واقع يعني اژدها خود همين آقاست گفت اين چسبيده خلق اين جوري است . آميرز علي آقا كه ميگويد من به سيدالشهداء التماس كردم كه بيايد اين سگ را بيرون كند شما دقت بكنيد هول دولاي عالم برزخ عالم جديد كه آدم ميرود شما تا حالا جاهائي رفتيد كه غربي باشد برايتان آدم وقتي يك جائي ميرود كه غريب است مي بيني كلفت زبان پيدا ميكند اصلاً يادش مي رود آن هول را كه انسان مي بيند اصلاً فراموش ميكند اين شوخي نيست كه يك نفر مثلاًچه كار بكند بتواند در آنجا سيدالشهداء را به ياد بياورد به سيدالشهداء او التماس كند. سيدالشهداء او را بكشاند بياورد در برزخ تا سگ را بيرون كند اين يك آدم فوقالعاده قوي ميخواهد كه وقتي با آن شرايط برزخ با تمام وحشتهايش روبرو ميشد يادش باشد و سيدالشهداء را بايد بتواند صدا كند و الا ما ها اينجا الان يك تصادف ميخواهيم بكنيم يا يك حادثه بهمان ميگويند اتفاق افتاده استكاني دستمان است حواسمان نيست وقتي به ما يك خبري ميدهند يه هو ميبيني اين از دستمان افتاد شكست نمي توانيم نگهش داريم اصلاً يادمان ميرود كسي بغلمان ايستاده خيلي موقع ها ممكن هست يك كسي خبرب به ما بدهد به قدري هولناك است كه اطرافياني كه دارند با ما حرف ميزنند اصلاً صديشان را نميشنويم گاهي وقتها ، سر گيجه ميگيريم بي هوش مي شويم يعني اصلاً تحمل همچين خبري را نداريم. ظرفيت كم است ديگر . حالا شما فكر كنيد انسان ميخواهد ورود كند به آنجا بعد با خودش هم يك سگ سفيد قرار است بيايد يك قرين با خودش بيايد آنجا اين چي ميشود ؟كار راحتي نيست اين ميخناهد به شما بگويد شما اگر ميخواهيد سگ اخلاقتان را با اژدهاي اخلاقتان را ، مار و عقرب اخلاقتان را دور بكنيد بهترين راه اين است كه با سيدالشهداء رفيق باشي . همين الان سيد الشهداء بايد بيايد به دادت برسد. قبر اينجاست. يادتان باشد. صراط اينجاست. قبرت اينجاست .سيدالشهداء الان بايد به دادتان برسد. يعني الان بايد اينقدر رفيق شي باهاش كه بيايد اخلاقت را خوب بكند سيد الشهداء . تماس با سيدالشهداء . با فاطمه زهرا ارتباط برقرار كردن با اينها انسان را خوش اخلاق بكند اگر قرار باشد الان نماز خوش اخلاقم نكند روزه خوش اخلاقم نكند و وادارم نكند به اينكه احكام را رعايت كنم دستورات دين را رعايت كنم . خوب باشم. شيرين باشم . مهربون باشم . اگه الان نتواند در قبر هم مطلقاً نميتواند چون سيدالشهدائي كه در قبر ميآيد همان سيدالشهدائي است كه تو با او در دنيا ارتباط برقرار كردي ميزان حضور ائمه و شكل حضورشان توي قبر ما راجع به عزرائيل خدمتتان عرض كردم قبلاً . عزرائيل به چه شكلي ميآيد /به شكل باطن خود ما ميآيد. اميرالمؤمنين هم همين طور هست .بنابراين شما ميزان حضور و شل حضور و گرما و صميميت حضور اهل بيت توي برزخ با شما بسته به ميزان حضوري هست كه الان در زندگي و رفتار شما دارند. چه قدر الان راهش ميدهي آن موقع هم ميآيند تو الان چه قدر در خانه خودت اهل بيت را راه ميدهي . چقدردر خانه درونت خدا را راه ميدهي ؟ چون خدا پشت در دلت و ايستاده است خيلي هم دوست دارد بيايد در دلت – سيد الشهداء همين طور فاطمه زهرا حيف طور . اينقدر دوستان دارند كه توي زيارت عاشورا به ما گفتهاند شما يه لحظه دوري از پيامبر و ال را نخواهيد يجعلني معكم في الدنيا و الاخره اينقدر ما را دوست دارند كه به ما ميگويند كه شما كاري كنيد كه در دنيا و آخرت با اينها باشيد. پس اين ما هستيم كه اهل بيت و فاطمه الزهرا را راه ميدهيم يا راه نميدهيم دقت كرديد چون عاطفه اينطوري است كه اگر تمام ميلياردها پدر و امدر دنيا را عاطفه شان را جمع كني يك قطره از دريايي عاطفه فاطمه الزهرا نميشود به تكتك ما اين يادتان نرود. بنابراين با آن درجه از عاطفه آنها خيلي دوست دارند با شما زندگي كنند اين ما هستيم كه راه نميدهيم يا راه مي دهيم چقدر الان رفيق هستيم با مادرمان فاطمه الزهرا چقدر خانه ما ميآيد و مي رود چقدر درنفس ما دوست است – امام زمان چقدر ميآيد و ميرود بسته به اين است چقدر او را راه بدهي هر چقدر راه بدهي آنها هم ميآيند . هر چقدر دعوتشان كنيد خانه بچه اشان است دوست دارند كه بيايند و ميآيند اين يادتان باشد – اگر بنده الان مثلاً 40 سالهام است . چقدر اهل بيت در من حضور دارند بسته به اين است كه چقدر راهشان دادم چقدر در زندگي راه دادم و انس گرفته ام . با اهل بيت و ارتباط دارم همان قدر حضور دارند آن قسمت خانه دل من – خانه دل قبر شماست و اين يادتان نرود هر چقدر در دل شما الان حضور دارند در قبرتان هم حضور پيدا ميكنند با همه قدرت و شكوه و عظمت در قبر شما حضور دارند هر چقدر الان از آنها كمك بگيريد آنجا هم به شما كمك مي كنند ولي اگر اينجا كمك نگيري و در كارهايت دخالت نداشته باشند – در زندگي – در زناشويي –در ارتباط و تربيت فرزند در ارتباط با پدر و مادرت در معاملات – اگر حضور نداشته باشند و كمك نگيري آنجا هم كمك نمي گيري و رغبت نداري اصلاً نميتواني كمك بگيري در آنجا پس اين كمك گرفتن اينطور است . آن آميز علي آقا ست كه ميتواند سيدالشهداء را صدا كند و بيايد سگ را از قبر او خارج كند. سگ اخلاق انسان بنابراين وقتي علي عليه السلام مي فرمايد هيچ قريني بهتر از حسن خلق نيست اين را شما بايد بدانيد حسن خلق خودتي ، هيچ قريني بهتر از حسن خلق نيست هيچ همنشيني بهتر از خوش اخلاقي نيست يعني همنشين را از الان براي خودت انتخاب كن چون بعداً تحمل همنشين بد را نداري ، همنشيني كه تو را نيش بزند و گاز بگيرد اعصاب تو را خرد كند تو را به وحشت بياندازد نميتواني تحمل كني پس همين الان از خودت دورش كن اولين كار اين است كه كاري بكني كه هيچ كس از تو نترسد – يعني وحشت در دل هيچ كس نياندازي حتي بچهات بعضي در خانوادهها خيل كيف ميكنند كه ديگران از آنها حساب ببرند اين خوب نيست . يك كسي بگويد مثلاً من گربه را دم حجله كشته ام شوهرم اين حساب مي برد . بچهها حساب مي برند و دامادم حساب ميبرد . عروسهايم حساب ميبرند . زنام حساب ميبرد اين بد است – اگر قرار است حساب ببرند ما بايد در دل آدمها حضور داشته باشيم سلطنت بر دل داشته باشيم آدمها با دل خودشان ما را دوست داشته باشند با رغبت خودشان ما را در دل خودشان راه دهند و سلطنت ما را بپذيرند اين قشنگ تر است از طريق دل – علي عليه السلم مي فرمايد اگرميخواهي روي دل افراد تسلط داشته باشيد هر حديث داريم چند جا حديث داريم شما فقط با خوبي و محبت ميتواني در دل ديگران تسلط داشته باشي با زور و قلدري و پرخاشگري و حساب كشي و اين چيزها ميشود اما بازتاب آن به خودت باز ميگردد . فردا خدا در قبر يك اژدها برايت مي فرستد كه تا قيامت و بعد از قيامت بر تو مسلط است اين خيلي خوب نيست كه كسي از انسان حساب ببرد يا بترسد بنابراين بايد دقت كنيد كه ما بايد همنشين خوب انتخاب كنيم . همنشين خوب يعني همين الان اگر الان اضطراب داري و عصبي هستي يا پرخاشگري يا مضطربي چون اصلاً قرين خوبي براي خودت انتخاب نكردي كه اينجوري هستي . اگر قرين خوب انتخاب كني آرامي خيلي آرام – چون نزديك ترين كس به آدم خود آدم است . خود آدم از هر كس به خودش نزديكتر است . بنابراين بايد قرين خوب كرد اين حسن خلق كه ميگويند همين است . حالا چرا آن بنده خدا نميتوانست دستش را به من بدهد چون من خيلي با اطمينان به تو گفتم فلاني ، خيلي هم دلم سوخت . گفتم دستت را بده به من تو را از دست اژدها ميكشم بيرون بعد گفت اين هيچ وقت از من جدا نمي شود . بعد متوجه شدم كه اين خلقش است كه همراهش است و از او جدا نميشود توجه كرديد بنابراين اگر در وجود ما اژدهاي – ماري – عقربي هست همين جا او را جدا كنيم – بكنيم تا برود – از اخلاق ما كسي دچار اضطراب و ترس و ناراحتي و تحقير و تمسخر نشود ، يعني سالم رد شود وقتي با يك كسي زندگي ميكنيم . سالم باشيم و سالم رد شود اين سالم رد شدن خيلي مهم است خداي نكرده كسي از ما طوريش نشود. اگر كسي از تو نيش نبيند تو هم وقت مردن نيش نمي بيني . ميزان مار و عقرب و نيش آنجا بسته به اين است كه تو در اينجا چقدر مار و عقرب بودهاي چقدر افراد را گزيدهاي به ديگران را اذيت كردهاي و چقدر ديگران از دست تو بدي و خستگي و ذلت كشيدن يا اذيت شدن – اين به خودت مربوط است – بنابراين پيامبر مي فرمايد كو يعلم البد ما في حسن الخلق لعلم انه محتاج للي خلق حسن – اولين همه نمي فهمند / اگر بنده ميدانست كه چه چيزي در حسن خلق است حتماً به اين آمادگي ميرسدي كه احتياج ، محتاج است بعد از حيات ابدي به حسن خلق احتياج دارد و مثل احتياج يك جنين در رحم مادر به قلب و مغز توجه فرموديد كه چنين براي خارج شدن از رحم به قلب و مغز احتياج دارد اگر نباشد مرده است . احتياج شما به حسن خلق نيز احتياج شما به شرايط زيستي حسن در آخرت.
شما بايد در يك فضاي خوب زندگي كني پس بايد اين فضا را در دلت ايجاد كني در روح خودت اخلاق خوب را ايجاد كني ، مطلقاً بايد به سمت هر چيزي كه اسمش بدي است نروي – هر چيزي كه اسم او بدي است . بدي – بدجنسي فشار آوردن به ديگران – تحميل كردن به ديگران ، هر چزي كه اسمش بدي است ما به سمت او نرويم – مي فهمند كه او محتاج است كه بايد خلق حسن داشته باشند يعني يك چيزي نيست كه اگر نباشد بشود با چيز ديگر آن را جبران كرد. يادتان باشد مثل جنيني كه از رحم مادر آمده بيرون سر نداشته باشد و بگويد عوض سر 5 تا پا با خودم آورده ام نميشود كاريش كرد اگر قلب نداشته باشد جاي او ا تچيزي پر نمي شود نميتواني با هيچي او را پر كني در زندگي همين طوري است – شما وقتي ميخواهيد زندگي كنيد با كسي حالا به عنوان پدر و فرزند مادر فرزند – همسر – دقت كنيد – من وقتي ميخواهم همسر انتخاب كنم يعني به يك كسي اجازه ميدهم كه وارد حريم من شود و از او ميخواهم كه حريم روح و دلش را به سوي من باز كند در واقع من خودم پذيرفتم . صحبتي كه با دختر و پسر ميكنيم همين است مسئوليت تشكيل خانواهد يعني خودت آزادانه گويي آره يا نه – اتفاقاً از جاهاي كه پدر و مادر هيچ نقشي و ولايتي ندارد مسئله ازدواج دختر و پسر است – چرا گفتهاند براي دختر باكر بايد اذن پدر باشد. اما پدر نميتواند بگويد با فلاني ازدواج كن يا ازدواج نكن خداوند در اين حد به او ولايت نداده است. چون اين امر كاملاً مشخص است حالا وقتي مي خواهي به يك نفر بگوي بله يعني قبول كدره اي كه به روح تو بيايد و تو به روح او بروي و بشويد يك سيستم.
بچه دار كه ميخواهي بشوي يعني تو داري بچه را دعوت ميكني به يه خانه بيا ، بچه به دعوت پدر و مادر پايش را ميگذارد در خانه ما – خوب ميخواستيد او را دعوت نكنيد اگر عرضهاي بچهأاري نداري چرا او را دعوت ميكني و عرضه تربيت نداري بيخود كردي بچه دار ميشودي مثل اينكه به شما بگويم امشب بيا منزل ما مهماني بعد بيايد ببيند كه نه جا هست نه غذا هست و نه شرايط فراهم است – خوب ميگويي مگر ما گرسنه غذايي تو بوديم وقتي دعوت كردي بايد پذيردايي كني – تو وقتي ازدواج ميكني يعني ميخواهي بچهدار هم بشوي پس بايد شرايط را براي پذيرايي بچه آماده كني – شرايط را طوري پذيرايي كني كه بهشتي باشه و جهنمي نشود ، حالا ميگويي نميتوانم زيرش مانده ام – خوب ميخواستي اين كار را نكني يك چيزي به شما ميگويم كه خيلي مهم است . اگر قرار است ما يك اقدامي بكنيم اگر نميخواهيم تا آخرش برويم نبايد شروع كنيم و وقتي قرار شد ازدواج بكنم آقا شما رفتهايد ازدواج كردهايد در عقد شمام نوشته است عقد از نوع دائم – يك وقت من عرضه ندارم ميروم عقد از نوع موقت مي:نم ميگويم من مرد نيستم نميتوانم يك زن را اداره كنم ولي وقتي قبول كردم ازدواج از نوع دائم هست يعني من قبول كردم يكسيري وظايف را دائماً تاوقت مردن انجام بدهم – زن دارد دعوت ميكند شوهر را و مرد هم زن را دعوت ميكند يعني من بايد پذيرايي كنم شما كي مهمان هستيد. آيا هر كسي پذيرفته هست كه مهماني بدهد و آماده نباشد. نميشود. ميشود يكنفر يك نفر را دعوت كند بعد بگويد ببخشيد نميتوانم از شما پذيرايي كنم . خوب ميخواستي دعوت نكني درخواستي درست نشوي – ميخواستي پدر نشوي ، ميخواستي مادر نشوي – اگر قبول كردي بايد بداني كه بچه بازي نيست – مردم اسير هوس ما نيستند ولي اسير بي فكر ما نيستند كه ما يك كسي را دعوت كنيم.
پيامبر ميفرمايد خدا لعنت كسي را كه خانواده تشكيل ميدهد و او را ضايع ميكند. ملعون ، ملعون من فيع من يعول – ملعون است ضايع كننده – يعني بايد به شرايط و وظايف خود عمل كند. پس دقت كنيد كه ما اگر قبول كرديم كه يك رابطهاي برقرار كنيم بايد به بايدها و نبايدها آن رابطه پاي بند باشيم – امام صادق عليه السلام مي فرمايد هر كسي ميخواهد ازدواج كند چند تا چيز احتياج دارد . مي فرمايد :فرق ندارد زن و مرد و حتي بچه نسبت به خانواده مسئول هستند ، ببنيد اگر بچه كسي هستيد يك وظايف داري – اگر زن كسي هستي يك وظايف داري و اگر شوهر كسي هستي يكسري وظايف داري اگر دوست كسي هستي يكسري وظايف داري اين يادتان نرود. ببينيد حضرت قبل از اين ميفرمايد و ان لم يكن في طبع – يعني دوست داشته باشد يا نداشته باشد . يكي از آن چيزها اين است كه معاشرت جميله – معاشرت زيبا – رفتار و معاشرت زيبا داشته باشد نميتواني زشت جلوه كني – توجه كنيد حقي نداري – بگوي اخلاق من اين است . يك آقايي بچهاش را كتك ميزد البته بچه خودش نبود او ميخواست با خانمي ازدواج كند كه شوهرش مرده بود – آمد به من گفت كه ميخواهم با اين خانم ازدواج كنم گفتم اين خانم دو تا بچه دارد كه يتميم هستند و باباشان را از بچگي از دست داده اند شما ميتوانيد پدري كنيد براي اينها – فكر نكن فقط با مادرشان زندگي ميكني – 50 درصد ازدواج يك زن بخاطر سرپرستي بچه هاست. خوب ميتواني – گفت آره بابا من نيت كردهام كه با زن شوهر مرده ازدواج كنم كه فردايي در قيامت رفتار من با اين دو تا بچه يتيم شفيع من باشند در روز قيامت – گفتم راست ميگويي – خوب فكرهايت را بكن – اگر ميخواهي سراغ همچين كاري بروي بايد است ديگر دست خودت نيست. بايد بتواني درست عمل كني مثل يك پدر ميتواني ؟- اصرار – اصرار كه آره و رفت و اينكار را كرد. چند وقت بعد خانم آمد و گفت كه اين با بچهها بد رفتاري ميكند و گاهي اوقات كمبرند را برميدارد و حسابي ميافتد به جان اين دو تا بچه – كتك مي زند – اذيت ميكند بچههاي يتيم را بعد من او را صدا كردم كه اين قولهاي كه دادي اينجور بود.
گفت چرا كنم من اصلاً در خانه محبت نديدم. بابا و نهنهام به من محبت نكرده اند و يكسره مرا كتك زدند حالا هم من نمي توانم به كسي محبت كنم خوب بايد قبلاً فكر اين را ميكردي – وقتي قبول كردي بايد محبت كني – گاهي وقتها ما مسائل خانوادگي را خيلي بزرگ مي كنيم – مثلاً مي گويم عقدههاي دوران كودكي اينها را در بين كافران ميشود اين حرفي را زد ولي در مسلماني اين حرف نيست – هداوند هيچ وقت سيستم زندگي يك مسلمان را اينقدر ضعيف قرار نداده كه اگر كه كودكي پدر و مادر نداشت عقدهاي شود چرا – چون يك مسلمان و يك مؤمن هميشه با كانونهاي بسيار قدرتمندتر از پدر و مادر در ارتباط است از نظر عاطفي آنها چه كساني هستند ؟خود خداوند تبارك و تعالي و اهل بيت عليهم السلام – اولياء خدا – پيامبران ما – امام خميني از بچگي پدر و مادر را از دست دادهاند ولي هيچ كدام ناسالم بار نيامدن – همه آدمهاي بزرگي بار آمدند خيلي بزرگ پدر خود من شش ماهه بوده كه مادرش را از دست داده است . بعد پدرس رفته بود زن گرفته بود و من زن بابايي پدرم را ديده بودم بچه بودم خيلي هم زن بد اخلاقي بود خدا انشاء الله او را مورد مغفرت قرار دهد – يعني من هم كه مي رفتم آنجا مرا اذيت ميكرد – گذشته بماند به بابا چكار ميكرد تا ... بعد بطور طبيعي بابايي من بايد يك آدم عقدهاي بار بيايد . آنوقت اين مرد آمده دانه دانه خواهر و برادرهاي خود را بزرگ كرده – زن داده شوهر داده – بعد ما هيچ كدام يك بار از اين مرد بد اخلاقي نديدهايم - چرا – چون وقتي كسي ميتواند نيازهاي عاطفي خود را از كانونهاي قويتر ( حتي از همسر ) اين يادتان باشد مثلاً كسي ميگويد از وقتي طلاق گرفته بد اخلاقي ميكنه يا از وقتي زن يا شوهر او مرده اند بداخلاقي ميكنه اين مال افراد طبيعت گر است كسي كه كسي را ندارد يعني پدر ندارد و مادر ندارد همسر ندارد – يا دوست خود را از دست داده است يان هيچ وقت نمي برد در نظام فطرت گرا – چون هميشه با دوستان و رفقا و كانونهاي عاطفي قويتر از پدر ، مادر ، همسر ، برادر – فرزند – ارتباط دارد و هيچ وقت به سمت بي عدالتي و ظلم نميرود. اينكه پيامبر در روايت ميفرمايد :دختر هايتان را به آدمهاي با تقوا بدهيد چون اگر از دختر شما خوشش بيايد دختر شما خوش بخت ات و اگر بدش بيايد از دختر شما حداقل اين است كه به دختر شا ظلم نميكند. ظلم كردن بيتقوايي است و اذيت كردن از خدا نترسي است – بيتقوايي است – امام صادق مي فرمايد اگر در طبيع هم نيست چارهاي نداري وقتي قبول كردي صاحب همسر و فرزند شوي بايد معاشرت زيبا داشته باشي مثل اينكه يكشون قبول مي كنه و ازدواج ميكنه و وظايف خود را نسبت به مردش انجام ميدهد. ولي با هم سازگاري ندارند و يا يك آقا پول ميآورد و ثروت زيادي هم تهيه ميكند اما با زن خود سازگاري ندارد و كارشنا به جدايي كشيده ميشود. مثل اينكه يك زن و مرد درنظام مادي وظايف دارند همان وظايف را خيلي شديدتر در نظام اخلاقي و عاطفي بايد نسبت به هم داشته باشند اگر نميتواني انجام نده – به دختر وقتي ميخواهد ازدواج كنه بگو شوهر كردن اسباب بازي انتخاب كردن نيست يا زن گرفتن عروسك خريدن نيست كه مثلاً زن بگيريم يا شوهر بكنيم – وقتي قبول نمي كني يعني نمي خواهي و تنها زندگي بكن خدا رحمت كنه مرحوم آشيخ جعفر آقا كتاب در محضر لاهوتيان كه من به همه توصيه كرده ام بخوانند دو تا توصيه دارد در مورد خانواده يكي اينكه تا آخر عمر ازدواج نكرد مي فرمود في از طرف خدا و ائمه مأموريت دارم و نمي توانم يك زن و بچه را بدبخت كنم . نوع كار من براي زن و بچه گرفتاري مي آورد پس من ازدواج نمي كنم نوسينده كتاب هم مي گويد من با ايشان تا ساعت 1 نصف كارها و بحثهاي معنوي و عرفاني داشتيم به محض اينكه فهميد من ميخواهم ازدواج كنم گفت از فردا شب با ما نميآيي در اين بحث چون تو از فردا شب همسر داري – عبادت تو همان ميشود او عبادت و تقرب توست نميخواهد تا 1 نصف شب بماني – تا 10 شب كافي است . اين راه را به ما نشان مي دهد. پس ما اگر يك مسئوليت و يك ارتباط را قبول كرديم دل بخواهي نيست. كه من خوش اخلاق باشم يا نباشم . امام صادق عليه السلام مي فرمايد بايد خوش اخلاق باشي و او در طبع تو نباشد . عقده كودكي داري كتك خوردهاي – اينها به زن و بچه تو ربط ندارد. بچه تو از آن جهت كه تو پدر و مادرش هستي واجب است كه با او خوب رفتار كني – نميتواني بگويي من گرسنگي زياد كشيدم بچه ام بايد گرسنگي بكشد – كدام پدر اين كار را ميكند كه چون در بچگي به من غذا نمي دادند من هم به بچهام غذا نميدهم- اخلاق واجب است – عاطفه و مهرورزي واجب تر است از غذا تجريه ثابت كرده است خانوادههاي كه از نظر مادي بد هستند نميتوانند نيازهاي مهم خود را فراهم كنند اگر نيازهاي عاطفي تأمين شود به هيچ وجه ضعف نيازهاي مادي آن خانواده را دچار مشكل نمي كنند. احساس خوشبختي را در درون آنها از بين نمي برد . عكس شما هر چه نيازهاي مادياان برطرف باشد تو حساب هاي شما يكي 10 ميليارد هم پول باشد به محض اينكه در بخش اخلاق و عاطفه و معاشرت و مهرورزي و معاشتر جميل كم بنداري همه اعضاي خانواده بر احساس زندان بودن ميكنند احساس خوشبخت بودن نميكنند بنابراين بايد توجه كرد كه اين جزء واجبات زندگي است نه مستحبات زندگي – نميشود نمي شود بهانه گرفت من عصباني بودم رئيس ام سرم داد زند آمدم خانه من هم داد مي زنم – توجه كرديد – نمي شود يا بچه ها اذيت كردند تا شوهر آمد خانه شروع به نق نق كني و شكايت كني اين غلط است . بايد توجه كنيد همسر كيسه بوكس ما نيست كه ما خودمان را با او خالي كنيم و تخليه شويم هر چي داريم سر زن بريزيم يا همسر سر شوهر خالي كنه نه بايد دقت كرد. اگر قرار است يك مقدار درد دل بكنيم شكايت بكنيم بعد از ساعتها در كنار هم بودند در يك جو سالام و خوب نه بدون آمادگي – بنابراين چه خوشبختي دنيا ا بخواهد و چه آخرت اصلاً هيچ اعتقادي هم به آخرت نداشته باشيد – بايد دنبال خلق حسن و خوش اخلاقي برويم . حضرت فرمود الخلق المحمود ثار العقل – علي عليه السام – و الخلق المزمون من ثمار الجعل – اخلاق پسنديده از ميوههاي عقل است. اگر آدم علقش كار كند ميداند كه بايد در زندگي و جامعه خوش خلق باشد و او دين نداشته باشد و اخلاق ناپسند از ميوههاي جهل است و ناداني – روايت بعدي حضرت ي فرمايد حسن الخلق رأس كل بر . حسن اخلاقي در رأس هر نيكي هست – هر چه شما خير و خبي و نيكي جمع كنيد در رأسش حسن خلق است . حسن الخلق ظر به خير الدين و الاخره – حسن خلق همه چيز دنيا آخرت را به خود دارد هر چي خوبي مي خواهيد حسن خلق با خود ميآورد .امام صادق عليه السلام مي فرمايد لاعيش اهنه من حسن خلق – هيچ بهشتي شيرين تر از خوش اخلاقي نيست.
اگر ميخواهيد از زندگي لذت ببريد يا به ديگران لذت زندگي بدهيد – گاهي اوقات ما همسر و فرزندان خود را خيلي دوست داريم و مي گويم اي كاش من ميتوانستم آرزوهاي اينها را برآورده كنم – خواستههاي آنها – ولي امام صادق مي فرمايد اگر ميخواهي بهترين هديه را بدهي به يك نفر بهترين هديه به هر كس عبادت است از خلق نيكو – پس ما واقعاً ميتوانيم شيرين ترين هديه ها را به خانواده ها بدهيم و بالاترين آرزوي آنها را برآورده بكنيم . و محبت در دل را آشكار كنيم كه اين مهرورزي است . عشق ورزي – محبت كردن – خوش الخلق بودن – همه اين را مي فهمند اين را يادتان نرود از همه بالاتر كسي كه از زندگي لذت مي برد خود آدم است آدم خوش اخلاق بيشتر از هر كس از زندگي و دنيا لذت مي برد بيشتر از هر كس ديگر اين را فراموش نكنيد – نميشود گفت ما يك اخلاق ثابت بد داريم مثلاً بايد كيش و قشم با تلويزيون و ويدئو و ماهواره و اينترنت با لباس و موسيقي خود را شاد كنيم. اين يك دروغ بزرگ است . كشورهاي كه خيلي خيلي بيشتر از ما اين چيزها را دارند بيشتر از همه دنيا مصرف قرص ضدافسردگي و مواد مخدر دارند. بيشتر از هر جا خودكشي دارند افسردگي و پژمردگي دارند. بنابراين اين چيزها براي شما خوشبختي نمي آورد. از خبرههاي اين كار كه عمري را در اين راه گذاشتن بپرسيد آرامش دارند يا نه – اگر آرامش داشتند مطلقا- خود خدا مي فرمايد من سيستم دنيا را به گونهاي خلق كرده ام كه شما ببنيد سيستم دنيا همهاش رياضي است . اگر هوا تازه باشد لذت مي بري اما هواي تهران چون آلوده است لذت نمي بري چون سيستم رياضي است . شما نميتواني بگويي من در هر هوايي آلوده و غير آلوده ميتوانم تنفس كنم – چون شرايط رياضي است – تعريف شده است. در هواي پاك ميتواني نفس بكشي اما در هواي آلوده نميتواني – برو بالاي كوه كمكم اكسيژن كم ميشود . آنجا اگر كپسول اكسيژن نداشته باشي خفه ميشوي من ارتفاعات 2000 و 3000 متري رفته ام – و يك بار يك جا رسيديم با كسي رفته بودم كه من احساس واقعاً دارم به خفگي ميافتم (تازه اوايل شروع سرطان هم بود ) چند قدم ديگر اگر بالا بروم خفه ميشوم يعني با شرايط رياضي بدن من سازگاري ندارد. خدا مي فرمايد شرايط دنيا را دز نظر مادي و معنوي طوري بافتهام – كه شما وقتي با من كه كانون آرامش هستم و با اخلاق خوش فاصله بگيريد زندگي شما ذنك ميشود – ذنك – يعني تنگ ميشود – در اوج پول داري در زندان و فشار هستي در اوج قدرت و محبوبيت ناخوش بخت هستي – زندگي يك هنر پيشه معروف آمريكايي را من نگاه ميكردم بچههاش هم مثل خودش ستاره بوند او ميگفت تا الان من هنوز مزه خوشبختي را نچشيدهام – حتي يكبارم خوشبخت نبودم – دختر ثروتمندترين مرد جهان در زمان خودش ميگويد من هيچ لذتي نيست كه نبرده باشم اما هيچ وقت احساس خوش بختي نكرده ام. چند بار دست به خودكشي مي زند تا بالاخره خود را ميكشد تا شايد آن طرف مرگ دست به خوشبختي پيدا كند. من كه اينجا نفهميدم خوشبختي يعني چه – من نمي توانم زور بگويم كه من ميخواهم داخل آب بروم ، كپسول هم با خود نبرم بيشتر از 30 ثانيه يا 1و 2 دقيقه بمانم – نميشود. خفه ميشوي . زور نميشود بگوي به طبيعت طبيعت معصوم است. همان طور كه نظام خارجي و نظام طبيعي معصوم است به نظام روحي هم معصوم است. رياضي است . تو نمي تواني با هر شرايطي شاد و آرام و خوش باشي . بايد فرمول آن را تهيه كني زور نمي تواني بگويي – يكي از رفقايي ما خدا رحمتش كند شهيد شد خيلي آدم خوش مزه و شوخي بود . من ميديدم شب امتحان من آمد پايگاه كار ميكرد . مي گفتم مصطفي درس خواندي مي گفت تا صبح مشكل حل است . تا صبح مهتاب را زير متكا مي گذارم و حل ميشود نميتواني زور بگويي – بايد درس بخواني و تمرين كني در رشته هاي ورزشي – هنر – معمار و هر چيزي بايد زحمت بكشي زحمت زحمت زحمت . نمي تواني شرايط را رعايت نكني و به نتيجه برسي . اگر واقعاً خوشبختي را ميخاهي در دنيا و آخرت و آرامش و شادي ميخاهي بايد سراغ خوش اخلاقي برويم و از هر چيزي با بدجنسي فاصله بگيريم . چون اولين كسي كه از بدجنسي آسيب ميبيند خود ما هستيم . اين يادتان باشد. امكان ندارد شما يكجا در حق يك نفر بخواهيد زندگي بكنيد و دودش در چشم خودت نرود. امكان ندارد از كسي امتياز بگيري مثل اينكه 10 تا امتياز حتماً از تو كم ميشود. اصلاً نظام خلقت خيانت بردار نيست كاملاً معصوم است . مثل اينكه من قند بخورم – بگويم بدن نميفهمد من قند ميخورم – 10 تا كيك خامهاي بخورم – نظام بدن معصوم است اگر قند شما بالا برود بيماري قند ميآيد سراغ تو فردا يا كور ميشوي يا تو را ميكشد چقدر آدمها از زياده روي ها مردهاند ميليونها آدم بخاطر زيادهروي در استفاده از لذتهاي طبيعي مردهاند چون سيستم كاملاً معصوم است خدا رحمت كند علامه را يك داستان نقل ميكنه اين داستنان را خوب است براي شما تعريف كنم ، لطيف و داستان حقيقي است. ميگويد يك آقايي رفته بود روستا از شهر به يكي از رفقا سر بزند ، علامه منظورش اين است كه هيچ كس نبايد عليه ديگري زرنگ بازي كند ، خوش اخلاقي يعني اينكه احترام گذاشتن به حق و حقوق ديگران ، ميگويد كه رفته بود خانه دوستش روستا در زد و زن طرف آمد دم در گفت فلاين را ميخواهم ، زنش گفت نيستش بيا تو تا او بيايد رفته شهر بر ميگردد. اين بنده خدا رفت نشست يواش يواش هوا تاريك شد راه شهر هم سخت بود آن زمان برق نبود خيلي تاريك – مرد خانه هم نيامد معلوم نبود كارش گير كرده و مجبور است در شهر بماند اين ماندگار ميشود خانه طرف خانماش ميگويد اين نيامده شما امشب بمان فردا بو اتاق هم نداشتن يك اتاق مربوط به اين خانم بوده و يك اتاق ما بچهشان بوده است. خانم راهنمايي ميكند آقا را كه بو پيش بچه بخواب تو آن اتاق – بعد آقا مي رود در اتاق ميخوابد خانم ميآيد بيرون و در را ميبندد و از پشت قفل ميكنه اتاق را نصف شب مرد مسافر ميخواهد برود دستشويي ، خوب چكار كنم ، كجا بروم – در هم كه بزنم زنم خانه ميترسد . كه بخواهد نصف شب در را باز كند بنده خدا يا مزاحم زن ميشود نصف شب و او را از خواب بيدا كند يا اذيت ميشود خوب مزاحم زن نمي شود ولي مانده بود كه چه كند بعد ميگويد خوب يه فكر به ذهن او ميزند كه خوب بچه اينجاست ميروم جاي بچه دستشويي ميكنم – و مي گويم بچه اين كار را كرد بچه را ميآورد و ميخواباند سر جاي خودش ، خودش ميرود جاي بچه دستشويي ميكند – همان وقت كه داري جاي بچه دستشويي ميكند بچه جاي آن مرد مهمان دستشويي بزرگ ميكند كار خيلي خراب ميشود . خوب اين شخص بايد چكار كند چه جوري اين را پاك كند نميتواند بگيود بچه جاي من اين كار را كرده است خوب كسي فردا در اتاق را باز كند ميگويد اي مرد به اين بزرگي سر جايش چكار كرده است – يعني اگر سر جاي خودش دستشويي كوچك كرده بود بهتر بود – حالا خيلي افتضاح شده است علامه مي گويد اين بنده خدا تا صبح چند بار مرد و زنده شد – خلاصه صبح كه شد ايستاد پشت در زن خانه تا در را باز كرد او در رفت ، فرار كرد فقط توانست فرار كند – عين همين اتفاق در زندگي همه ما ميافتد – يعني امكان ندارد شما بخواهد يكنفر را اذيت كنيد . كلاه سرش بگذاري – مگر اينكه يك كلاه خيلي گشادتر سر تو ميآيد كه تا پايين پايت ميآيد سيستم رياضي را خدا اينجور درست كرده است . نميتواني به كسي كلك بزني.
و كلك نخوري – نميتواني خدعه كني و نخوري – فرمود من حفر لاخيه بئراً هر كس براي برادرش چاهي بكند – بد جنس باشد اول خودش در آن چاه ميافتد اين قاعده است . تو نميتواني بدبين و حسود باشي . نميتواني بداخلاق باشي ، بيعدالت اگر باشي و عدالت را رعايت نكني به اولين كسي كه ظلم كرده اي خودت هستي و در همين دنيا سراغ تو ميايد نه اينكه ذخيره ميشود – البته هست كه بعضي از جنايت ها كه نسبت به خانواده و جامعه مرتكب ميشويم آنقدر بزرگ است كه دنيا براي عقاب آن كم است خدا ميگذارد براي قبر به بعد تا قيامت بعد از قيامت – بعضي مي گويند چرا خداوند صدام را چنين و چنان نمي كند خوب صدام يك كاري كرده است كه دراين دنيا نميشود. او را عقاب كرد و جزاء او ميليونها نفر را كشته است خوب اين را چگونه جزا داد – براي همين خدا مي فرمايد ما اجازه مي دهيم اينها در دنيا لذت ببرند و بهره برداري كنند و در آنجا در قيامت عذاب عظيم ما سر آنها بيايد – عظيم چنانكه بگويد عظيم ؟؟؟؟ يعني چه – خدا بگويد دردناك بين يعني چه . لذا شما به محض اينكه روح بيعدالتي سراغ تو بيايد – حالا بيعدالتي نسبت به هركس . هر كس – در واقع داري تيش به ريشه خودت ميزني – روح ظلم – روح زرنگ بازي – اگريك ريال از كسي بخوري صدها ريال از تو ميخورند – نميتواني زرنگ بازي در بياوري – مگراينكه حتماً اگر آن به صورت خوش بخت نبودن سراغ تو ميآيد اين يادتان باشد به محض اينكه به كسي ظلم بكني يك ناخوشبختي بزرگ سراغ شما ميايد يك بلايي بزرگي سر تو ميآيد سيستم اينجوري چيده شده است.بنابراين انسان بايد درزندگي تصميم بگيرد عادل رفتار كند و با همسرتان عادل باشيد با بچههايتان عادل باشيد. با پدر و مادرتان عادل باشيد با دوستانتان با عدالت رفتار كنيد با رفتا با عدالت رفتار كنيد حقوق يكديگر را محترم بشماريد و جدايي از اين تا ميتوانيد محبت كنيد اين بهتر هستش – شما هر چقدر از خودتان مايه بگذاري و فداكاري كني و به خودت فشار بياوري – خداوند آن طرف به تو فيوضات و بركات زيادي خواهد داد هم لذت زيادي در دنيا به تو خواهد داد و هم لذت زيادي در آخرت . پيامبر فرمود شبيهترين كسان به من كسي است كه با ديگران به عدالت رفتار كند و آنچه را كه براي خود ميپسندد براي ديگارن هم بپسندد آنچه براي خود ميخواهد براي ديگري هم بخواهد و آنچه براي خود نميخواهد براي ديگري هم نخواهد . اين را رعايت كند – يعني يك چيز را كه خدا راضي نيست انجام ندهد اين يادتان باشد – ممكن است بندگان خدا راضي نباشند اين مهم نيست – چون حق و ميزان خدا است . و راضي خداوند – بنابراين ممكن است ما كاري بكنيم بندگان خدا شاكي شوند و ناراضي اين مهم نيست – فقط حق باشد – اما در نظام فردي انسان تا ميتواند بايد خوش برخورد باشد. خوش اخلاق باشد و عدالت را رعايت كند و ظلم نكند به كسي اين زرنگي نيست كه شما سر سفره غذا بخوري و كنار بكش و به شستن ظرفها و جمع كردن وسايل بيمسئوليتي كردي در خانواده خيلي خوش به حال توست و بقيه دارند حمالي تو را ميكنند در واقع دارد به ضرر تو تمام ميشود و تو شكست بزرگ در زندگي خواهي خورد.
ما الان پسرهايي را داريم كه پدر و مادر را رها كردهاند چون برادرهاي ديگر هستند هر كاري هست برادر بزرگتر ميكند و كاملاً نسبت به پدر و مادر بيمسئوليت بعضي هستند رفتهاند براي خود حريمهاي امن و خوب درست كردهاند ولي خوب پدر و مادر كه وظيفه است انسان به آنها رسيدگي كند زير بار نميروند در حاليك ه دارد به ضرر خودش تمام ميشود يعني هر جا كه فكر ميكني داري زندگي ميكني و بر رار روي دوش ديگري مياندازي هر جا و خوبي و عدالت را رعايت نكني مطمئن باش در همين دنيا جواب خواهي ديد – به صورت خيلي بدتر – اين فرمول رياضي است مثل بدن – بنابراين اين ها را مي گويم تا ما بدانيم كه هيچ راهي پر سودتر و پر منفعت تر از رعايت عدالت اخلاقي و خوش اخلاقي و خوش برخوردي وجود ندارد – شما يك جا كه بايد معذرت خواهي غرور كني معذرت خواهي نكني يك جا كه بايد قبول كني اشتباه كردي قبول نكني كه اشتباه كردي ممكن است كه طرف مقابل الان چيزي نگويد و رد شود اما ضرري كه ميكني و ناحقي كه در حق تو ميكند خيلي بزرگتر است يك جاي ميرسد كه در حق تو جنايت ميشود و تو مظلومانه بايد بروي تغاث پس بدهي ميآيد سر تو – اين سيستم خداست نظام خلقت اينجوري درست شده است. بنابراين تو نبايد با شخصيت – روحيه عاطفه – عقيده – اخلاق – آبروي ديگران بازي كني – اگر بازي كردي چوب ميخوري و آسيب ميبيني – به وضع فيجع تر – مردم بندگان خدا هستند خيلي حرمت دارند – در رساله حقوق امام سجاد عليه السلام مي فرمايد – همسر تو فرق نميكند هم زن و هم شوهر و هم فرزند – اين است كه تو بداني همسر و فرزند امانت خدا دست تو است . مواظب باشي به اين امانت ظلم و خيانت نكني ممكن است الان هم كيش و هم وطن من باشد و در روابط دوستي چون با هم ندار هستيم ظلم بكنيم – زن و شوهر هستيم عيب ندارد . اينجوري نيت لا تضيعاً حق اخيك اتكالاً بنيك و بينهم – حضرت علي مي فرميد حق برادرت را با تكيه بر دوستي كه بين تو و او هست چنان نكن – نگون – زنم است زبانش بسته است و كاري جز تسليم ندارد در مقابل من كاري نميتواند بكند . يا شوهرم است و كاري نميكند. بخواهي از اين بابت حقوق كسي را زير پا بگذاري له خواهي شد. در روايت هست كه بترسيد از ظلم كردن به كسي كه جز خدا كسي را ندارد چون انتقام او خيلي بدتر خواهد بود. پس دقت كنيد ما بايد مسئوليت ارتباطي را كه قبول ميكنيم بپذيريم. آقا يا ارتباط برقرار نكن يا اگر ارتباط برقرار كردي سفت و محكم باش – با سختي و تلخي بايد باشي – قبول كردي باشي – باش – وقتي قبول كردي كه يك ارتباط را شرع كني اين ارتباط همسري است – پدري است يا فرزندي – مادري – دوستي – شريكي – هر چه كه هست بايد درست به عدالت برويم و حق را رعايت كنيم و برويم . از ناتوانيها ار رويدروايستيها – از خجالتها – از ضعفهاي ديگران سوء استفاده نكنيم . بنابراين سر سفره كي باخته – آني كه بيشتر و بهتر از بقيه خورده است او بيشتر سرش كلاه رفته است – شما سر سفره يا هر جا اگر بهتر و بيشتر از بقيه بخوري از لذت زندگي لذت آخرت و لذت روحي تو كاسته ميشود و تو نميتواني كه داري با خودت چه ميكني – بنابراين زرنگ بازي در اين مفهومي كه همه شما مي فهميد . زرنگ ترين آدم در واقع احمقترين و بازنده ترين آدمها درزندگي هستند اين يادتان باشد – بنابراين امام صادق مي فرمايد :كه به مؤمن در آخر الزمان مي گويند آدم ( پخمهاي) است . آدم پخمه است – هالو است – سرش نميشود.
و الحمد الله رب العالمين