جلسه 048 - نماز
شماره جلسه
48
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
11
روز
28
متن کامل (خام) ‌ جلسه 048 - نماز

ما تقريباً ديگر از اين چند سال بحث مان در باره نماز و عبادت رو به اتمام است حالا اين احياء يا احياء آينده اگر عمري باشد تمام مي شود و بحث جديدي را آغاز خواهيم كرد. در بيان موانع پذيرش نماز بوديم كه چند مورد را عرض كرديم.

در شرايط قبولي نماز البته شرايط پذيرش را عرض كرديم. موانع پذيرش را عرض مي كنيم.

خمسه لیس لهم ثلاثه. پيامبر فرمودند كه 5 نفر هستند كه نماز آنها قبول نيست. يعني زحمت شان هدر مي رود نه اينكه نخوانند، نخوانند كه كافر مي شوند بايد بخوانند، اما نماز شان اثر ندارد، قبول نيست يعني قربي، نورانيتي، اجابتي در كار نيست.

1- امرأه سخط علیها زوجها: خانمي كه شوهرش بر او خشمگين باشد. يعني چطوري خشمگين باشد؟ اينكه به حق خشمگين باشد. يعني يك موقع مرد زودرنج است، حساس است، متوقع و متكبر است و خشمگين هم شده است. اين نه. آن موقعي كه به حق خشمگين شده است؛ يعني خطايي كرده كه موجب خشم همسرش را برانگیخته است.

و مصارم لا یتکلم أخاه فوق ثلاثه أیام: برادري كه سه روز بيشتر با برادرش قهر كرده است. قهر هم از امور حرام است و انسان حق ندارد با برادرش قهر كند. با برادر ديني خودش، خانم با خواهر ديني خودش حق ندارد قهر كند و فرمود: اگر بيشتر از سه روز قهرشان طول بكشد و هر دو اقدامي نكنند براي آشتي اينها از دين خارج مي شوند. اينها از ولايت الهي خارج مي شوند و اگر يكي از آنها بخواهد ديگري نخواهد، آن كه نمي خواهد از ولايت الهي خارج است.

اينها را هم مي‌گويد نمازشان فايده ندارد. (و مدمن خمر) و كسي كه شرابخوار است. شرابخوار هم عبادتش پذيرفته نيست (و امام قوم يصلّي بهم و هم لهم كارهون) و كسي كه جاي امام جماعت است، امام گروهي است زوري ايستاده و امام جماعت شده. مي داند مردم نمي خواهند او را و دوستش ندارند ولي اصرار دارد كه امام جماعت باشد.

وقتي مي داند كسي دوست ندارد اين امام جماعت باشد، يك كسي نه، عموم دوستش ندارند و نمي خواهند او را، آن هم نمازش قبول نيست. يك از اين دوستان مي گفت: اول انقلاب ما رفته بوديم يك شهرستان، يك مجري را دستگير كنيم از كساني كه جرم كرده اند، گفت آورديم او را وسط راه هم كه نمي شود ولش كنيم براي نماز چه كار كنيم كه در نرود گفت: گذاشتيم امام جماعت.

گفتيم بايست جلو كه فرار نكند. باز در روايت ديگر پيامبر فرمود: اينها همين ها كه الان خوانديم لا يرتفع صلاتهم فوق رؤسهم شبرا (اصطلاح زيبايي است) نماز اينها يك وجب هم از بالا سرشان بالاتر نمي رود، فايده ندارد و مقبول نيست. (من شرب الخمر حتي یسكره لم یقبل الله منه صلاة اربعین ) كسي كه شراب بخورد تا اينكه مست شود خداوند تا چهل روز نماز او را نمي پذيرد.

بعضي ها از اين خوشحال مي شوند مي گويند مي خوريم خداوند تا چهل روز كه قبول نمي كند تا چهل روز نماز نمي خوانند تا چهل روز مي گويند بايد صبر كنيم چون شراب خورده ايم. اين هم يك جنايت و جرم ديگر است و جرمش از آن شرابخواري بيشتر است كه ترك نماز كفر است.

(مَنِ اغتابَ مُسلما أو مُسـلِمَةً لَم يَقبَلِ اللّه ُ تعالى صلاتَهُ و لا صِيامَهُ أربَعينَ يَوما و لَيلةً، إلاّ أن يَغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ) مثل شرابخواري، كسي كه غيبت مي كند يك خانم يا يك آقايي را غيبت كند، خداوند چهل روز و شب عبادتش را نمي پذيرد مگر اينكه آن كسي كه غيبت شده از آن راضي شود. اگر حلالش كرد خداوند عبادتش را مي پذيرد.

اين كار اينقدر سنگين هست. نبي اكرم (ص) : (أوحَى اللّه ُ إلَيَّ أن يا أخا المُرسَلِينَ، يا أخا المُنذِرِينَ ، أنذِرْ قَومَكَ لا يَدخُلوا بَيتا مِن بُيُوتِي و لأِحَدٍ مِن عِبادِي عندَ أحَدِهِم مَظلِمَةٌ؛ فإنّي ألعَنُهُ مادامَ قائما يُصَلِّي بينَ يَدَيَّ حتّى يَرُدَّ تلكَ المَظلِمَةَ) اين بحث مقداري كار دارد. آن يكي ها را رد شديم. ولي بايد راجع به اين صحبت كنيم. پيامبر مي فرمايد: خداوند به من وحي كرد: اي برادر مسلمين و اي برادر منذرين (يعني بيم دهندگان) قوم خودت را بيم بده (لا يَدخُلوا بَيتا مِن بُيُوتِي) داخل خانه هايي از خانه هاي من نشوند يعني مساجد (و لأِحَدٍ مِن عِبادِي عندَ أحَدِهِم مَظلِمَةٌ) در حالي كه به گردن آنها مظلمه وجود دارد.

مظلم كه مي دانيد يعني حق الناس گردنش هست. چرا؟ اين نظام تربيتي اسلام. (فإنّي ألعَنُهُ مادامَ قائما يُصَلِّي) اين تا زماني كه جلوي من خدا ايستاده و نماز مي خواند من خدا او را لعنت مي كنم. خدا مي گويد كسي كه ظلمی و حقی بر گردن كسي دارد مظلمه است. مظلمه ها را يادتان هست گفتيم چند تاست در بحثهاي گذشته؟

حق الناس گفتيم دو جور است 1- مادي 2- معنوي 3- فردي 4- اجتماعي. يعني حق الناس مادي فردي به يك نفر، حق الناس مادي اجتماعي به بيت المال يا به يك جمعي يا به يك موسسه يا به بسيج يا به دولت يا به شركت حق الناس مي شود.

در اتوبوس نشسته تيمش باخته. حالا می بینی که با چاقو مي زند به صندلي اتوبوس، يا اتوبوس را آتش مي زند، اين يك دفعه به 70 ميليون نفر بدهكار مي شود و توصیه اش هم خيلي كار سختي است. اگر نتواند جبران كند خيلي گرفتاري و معطلي مي آورد براي انسان. اموال عمومي، بي احتياطي به اموال عمومي. آن چيزهايي كه حق مردم است خيلي خطرناك است.

حق الناس معنوي، اينكه انسان از كسي غيبتي كرده، يا تهمتي زده، يا اعصاب يك نفر را خرد كرده، فحش داده يا تحقير كرده يك نفر را، عرض كنم خدمت تان، يك نفر را سرزنش كرده، اينها حق الناس است و اجتماعي هم ممكن است آبروي يك جمع را ببرد يا آبروي يك جمع بازي كند.

فإنّي ألعَنُهُ مادامَ قائما يُصَلِّي بينَ يَدَيَّ حتّى يَرُدَّ تلكَ المَظلِمَةَ يا اينكه برود حلاليت بخواهد و آن را برگرداند و الا، اينكه مي گويد من دائماً لعنتش مي كنم يعني چي؟ لعن گفتيم يعني دور باد. يعني اين با نمازش دور مي شود از من. علت اينكه آدم يك وقتها احساس مي كند بعد از سالها پوست كلفت شده، نه گريه اش مي گيرد، نه عبادتي مي تواند بكند، نه از عبادت لذتي مي تواند ببرد، نه سر وقت مي تواند عبادت را انجام دهد. همه اش براي اين است كه اين مدل كه نماز مي خوانده، نمازهايش، نماز نبوده. نمازهايي بود كه به وسيله آن از خدا دور مي شده.

انسان بايد خيلي حواسش به قلبش باشد و دائماً آزمايش بگيرد از خودش كه ببيند وضعيت چطوري است چرا من اين طوري مي شوم؟ چرا وضعيت من خراب تر مي شود.

فرمایش بعدی نبي اكرم (ص) اتست. خيلي، خيلي اين روايت مهم است. (من شتری....و فیه درهم الحرام لم یقبل الله له مادامت علیه) كسي كه يك لباس ده درهمي بخرد (درهم پول نقره سكه نقره را مي گويند دنيار پول طلاست) يك لباس ده درهمي مي خرد يك درهم آن حرام است. همه اش هم نه، یک درهمش حرام باشد، مي فرمايد: خداوند آن نماز را نمي پذيرد (آن لباس در تنش باشد نمي پذيرد، با آن لباس نمي تواند نماز بخواند) لذا در بحث سير و سلوك چند چيز را شرط كرده اند بخصوص براي بحث خواب كه مي خواهند خواب ببينند يا مي خواهند مكاشفه كنند، در بيداري مي خواهند به يك چيزهايي برساند. دو چيز را خيلي شرط كرده اند. كسي كه عبادتها را مي خواهد شروع كند و ذكرهايش را شروع كند كه تاثير بگذارد، دو چيز را خيلي شرط كرده اند و اگر این رعايت نشود طرف يك چلّه را سر كرده رفته جمكران و مي بيند هيچ نتيجه اي ندارد. يك ذكر طولاني را 10 هزار مرتبه، 5 هزار مرتبه مي گويد ولي مي بيند هيچ فايده اي ندارد. يكي غذا و يكي هم لباس. اين دو تا خيلي مهم است حالا جدا از اينكه مكان و جا نبايد غصبي و پاك باشد از نظر شخصي او غذا و لباس باید در مدتي كه او در حال عبادت و دوره و اربعين و آن اعمال است، بايد لقمه پاك از گلويش پايين برود. لقمه حرام آثار تخريبي خيلي زيادي دارد. مهمترين اثر لقمه حرام جدايي از بخش اينكه اصلاً عبادت قبول نمي شود و مورد لعن خداست، اين است كه لقمه حرام قساوت قلب و سنگ دلي مي کند. وحشي و هار مي كند انسان را.

يك موقع بعضي از خانواده ها رعايت نمي كنند بعد مي آيند و مي گويند نمي دانيم چرا بچه ما نسبت به ما چرا اينقدر بي ادب است. چرا پرخاشگر و خيره است و چشم در چشم ما پدر و مادر نگاه مي كند و تندي مي كند و بي ادبي مي كند؟ چرا همسر من این جوری است؟ چرا شوهر من اصلاً قدر محبتهاي مرا نمي داند، بي عاطفه هست بي خيال هست بداخلاق است. كارهاي مرا اصلاً نمي بيند.

چرا زن من نسبت به من این جوری شده؟ روحيه اش بد و خراب شده، اصلا هر چه من به او محبت مي كنم انگار نه انگار. اين را انسان بايد دقت كند كه خداي ناكرده لقمه حرام نداده باشد به بچه؟ يعني اينقدر خطرناك است كه هار مي كند. اينقدر هست كه يك استاد و معلم قرآن، يك جانباز و يك رزمنده زمان اميرالمومنين كه جزء لشكر اميرالمومنين هست به نام "شمر" يك كاري با او مي كنند لقمه حرام با عمر سعد كاري مي كند كه اينها در عين محبتي كه به اهل بيت داشتند، اينقدر خشن و بي رحم مي شوند كه شمر مي نشيند روي سينه امام حسين (ع) و سر امام حسين (ع) را مي برد. با اينكه يقين داشتند. عمر سعد خودش مي گويد من بين بهشت و جهنم هستم. در كشتن حسين جهنم است و در نكشتن حسين از دست دادن ملك ري. ولي نمي توانم به ملك ري پشت كنم. يعني انسان اينقدر نفهم مي شود و بي شعور مي شود در لقمه حرام. بينشش را از دست مي دهد. يعني بهشت و جهنم را مي بيند ولي عمداً جهنم را انتخاب مي كند لقمه حرام با آدم اين كار را مي كند. يعني مشكل اطلاعاتي نيست. لقمه حرام روي عقل اثر نمي گذارد بگويي عقل را كور مي كند. عقلش مي كشد كه الان با حسين مي خواهم بجنگم مي روم در جهنم خودش. يقين هم دارد. پس عقل مشكل پيدا نمي كند، لقمه حرام روي دل اثر مي گذارد، قلب را خراب مي كند. فاسد مي كند.

مي بيني مي رود مسجد، مي رود حرم امام رضا (ع) مي رود حرم امام حسين (ع) مي رود كربلا و مكه ولي مي بيني هيچ تحولي ايجاد نمي‌شود. نه اشكي، نه سوزي، نه آهي، نه بصيرتي، نه پروازي، نه تحولي، هيچي. هيچي روي اين اثر نمي گذارد. نه نمازش به دردش مي خورد. اصلاً هيچي. بهترين خانم را دارد. ولي خشن ترين رفتار را دارد. بي ادبانه ترين رفتار ها را دارد. قدر همسرش را نمي داند اصلاً. قدر بچه هايش را نمي داند. لقمه حرام اين كارها را مي كند. قدر محبت پدر و مادر را نديد مي گيرد و قساوت قلب پيدا مي كند و محبت اهل بيت را نمي بيند. لقمه حرام اين طوري هست خيلي خطرناك است. حلالش هم هميشه خوب نيست. حلالش هم از يك حدي كه مي گذرد آن هم خطرناك است.

لقمه حلال اضافه مثل چربي و قند و نمك اضافه است. قند و چربي و نمك چيزي خوبي هستند. هم خوشمزه هست و هم لازم است براي بدن، اما اگر بيش از حد جذب شود بدن را نابود مي كند. همين چيز حلال و شيرين و با نمك و خوشمزه بدن را نابود مي كند.

خيلي از افراد خمس و زكات شان را هم مي دهند. در همين بحث امشب به خمس و زكات مي رسيم خيلي ها اهل خمس و زكات هستند اما لقمه حلال را خوب جذب نكردند، اضافه آوردند در خانه زيادي مصرف كردند. اين زيادي اعصاب همه را خرد مي كند.

لذا شما الان مي بيند در جامعه دو گروه هستند كه بيشترين بيماريهاي جسمي و روحي و بيشترين طلاقها و خودكشي ها و افسردگي ها در اين گروه ها است: گروه هايي كه تحصيلات بالا دارند، تحصيلات بالا هم مثل لقمه حلال مي ماند، تحصيلات چيز بدي است؟ نه. اما اگر تحصيلات و سواد و مدرك تحصيلي بدون ظرفيت جذب شود. كلاّ امكانات دنياي اين طوري است. مقام، شهرت، سفر خارجي، مدرك تحصيلی، موقعيت، طلبه و آخوند و مرجع تقليد، مجتهد و استاد و امام جماعت شود بی موقع. این ظرفیت جذب را نداشته. بی موقع کردنش امام جماعت یا مجتهد یا استاد، درسش خوب بود کردن او را مجتهد یا چند جلد کتاب نوشت، مشهور و معروف شد.

هر چیز حلالی، تنها لقمه حلال نه، هر چیز حلالی وقتی قبل از ظرفیت جذب شود می شود مثل چربی اضافه، یا شکر قند و نمک اضافه. طرف را می کشد. یادتان باشد کمال می کشد. ما دو تا چیز داریم که انسان را از مسیر خارج می کند. جدایی از حمله جلو و عقب یک حمله راست و یک حمله چپ داشت.

حمله چپ گناه است. حرام است. اما در حمله راست حلالها، کمالها، عبادتها، سیادت، طلبه‌گی، فرزند شهید بودن، یار امام بودن، مجتهد بودن، رزمنده بودن، خانواده شهید بودن، خوابهای قشنگ دیدن، آدم باتقوا بودن، اهل عبادت بودن، و سابقه عبادت داشتن، خادم بودن، و امکانات مثبت آدم را می تواند ببرد جهنم. این خیلی خطرناک است.مثل چربی اضافه است.

یک موقع یک نفر صبح کله و پاچه خورده و این تا غروب 6000 کالری مصرف می کند کار سنگین دارد، کار بدنی دارد، پیاده می رود. عمله است. می دود. ورزش می کند این هیچ اشکالی ندارد و هیچ مشکلی پیش نمی آید ولی اگر 6000 هزار کالری با کله و پاچه بگیرد و ظهر هم بخواهد آبگوشت بخورد یا چلوکباب بخورد و شب هم غذا بخورد این می شود چربی اضافه این یواش، یواش شکم بزرگ می شود و ذخیره می شود. و این دردسرساز می شود.

نمک و قند و چربی اضافه همه اش گرفتاری پیش می آورد. انسان یک کمال را تا مصرف دارد جذب کند مثلاً از آن تعریف بکنند. خدا رحمت کند آیت ا... مجتهدی (ره) را همیشه سر درس می گفت به ما، پسر سر نماز بود و بابایش از او تعریف می کرد، نمازش را شکست، گفت روزه هم هستم.

حالا آدم بی موقع مداح شود. صدایش خوب است ولی ظرفیتش را ندارد یا سخنران می شود یا یک جا به او مراجعه می کنند بی موقع است. وقتی ظرفیت ندارد مصدر قرار می گیرد خیلی خطرناک می شود، بی موقع به او مقامی می دهند. هر چیز کمالی (این فرمول خیلی مهم است) هر کمالی قبل از اینکه آدم مصرف داشته باشد، عزت، عظمت، شهرت، معروفیت همه اش خطرناک است.

لذا امام سجاد (ع) می فرماید: دعای مکارم الاخلاق را مراجعه کنند که چقدر از کمالاتی را که خطرناک است حضرت آنجا نام می برد. (لا تحدّث لی عزاً ظاهراً الا احدثت لی ذله باطنه ان نفسی) خدایا برای من یک عزت ظاهری فراهم نکنی که مردم به من توجه کنند و من عزیز شوم جلوی مردم، معروف و مشهور شوم همه دست ببوسند و التماس دعا بگویند مگر اینکه برای من به همان اندازه ذلت باطنی در نزد خودم ایجاد کنی.

وای به حال کسی که در چشم دیگران عزیز شود و در چشم خودش هم عزیز شود چه فاجعه ای اتفاق می افتد. این را دیگر اصلاً نمی شود کنترلش کرد. بچه لوس پدر و مادر بوده و هی به آن به طور مرتب محبت کردند و هی خوبی هایش را دیدند، پدر و مادری که خودشان تربیت نشده بودند کلی عیب و نقص داشتند همانها را هم به این بچه منتقل کردند این بچه اینقدر متکبر و از خودراضی است که هیچ کس هم نبوده که ایرادهایش را به او بگوید حالا رفته طلبه شده. طلبگی هم اضافه شده با هوش هم بوده، آخوند هم شده، سید هم بوده، با هوش بوده دکتر یا مهندس شده، با هوش بوده یک مقام به او دادند حالا ازدواج کرده، حالا می بینی در ازدواج انقدر نخوت دارد که حد ندارد. انقدر من من دارد که حد ندارد. فکر می کند که زن باید به او سجده کند. این زن خیلی خیلی خوش به حالش شده که فلان کس شوهرش شده، این آقا شوهرش شده. حالا اشتباه هم که هر چقدر می کند اصلاً بقیه را مقصر می داند.

لقمه حلال اگر اضافه در خانه آمد فاجعه درست می کند، لذا الان خدمت تان عرض کردم بیشترین شکست در دو طبقه هست، 1- کسانی که تحصیلات بالاست؛ یعنی بی ظرفیت لیسانس گرفتند اگر لیسانس نگرفته بود خیلی آدم خوبی بود. ولی بی موقع رفت دانشگاه و جنبه های روحی و معنوی اش به او نرسید رفت طلبه شد فقط درس خواند، هی درس خواند، هی درس خواند اما روحیه و معنویت؟ نه.

هوش علم زیاد کسب کرده، اما متاسفانه همین مشکلی که الان در خانواده ها هست. در خانواده ها از 5 تا صفتی که باید متعادل در همه انسانها رشد کند، 1- سلامت و زیبایی 2- هوش 3- عقل 4- دین 5- اخلاق. در خانواده پدر و مادر ها به دو تا بیشتر اهمیت نمی دهند.

یکی سلامت و زیبایی بچه یکی هوش بچه. بچه خوب باشد سر حال باشد خوب درس بخواند پدر و مادر از او راضی هستند. حالا اگر نماز خواند یا نخواند، حجابش را رعایت کرد یا نکرد، مسائل معنوی را رعایت کرده یا نکرد، رشد اخلاقی داشت یا نداشت کمتر پدر و مادری هستند که دغدغه این مسائل را دارند، یعنی برنامه تربیتی برای بچه اش داشته باشد، بالاخره استادی، جلسه ای، کتابی، جایی، حرفی حدیثی هیئتی کاری ندارند معمولاً پدر و مادر با این سه جهت بیشتر به جهت هوش و سلامت و زیبایی بچه کار دارند دانشگاه برود حتماً، دکتر و مهندس شود، لیسانس و فوق لیسانس بگیرد. این بچه اصلاً تربیت نشده، هر چه درس دانشگاه و درسهای دیگر می خواند دکتر و مهندس شود، هر چه برود بالاتر، هر چه پولش زیادتر شود، هر چه راحت تر پول به دست بیاورد، هر حلالی این بی تربیت تر، خشن تر، بی ادب تر، لوس تر، زودرنج تر، حساستر، بی ظرفیت تر و ضعیف تر می شود از نظر شخصیتی.

لذا این آمار جهانی است و این در کشور ما هم هست. هر چه تحصیلات و هر ثروت می رود بالا، آرامش و آسایش کمتر می شود. بین رشد آرامش و کاهش آسایش چی وجود دارد؟ علامت عکس. در حالی که این طور نیست. لزوماً آسایش ضد آرامش نباید باشد، لزوماً تحصیلات نباید ضد شخصیت باشد، ولی الان در جامعه ما این طوری شده است. یعنی بیشتر شکستها، بیشتر طلاقها، بیشتر بیماری های روحی و روانی، بیشتر خودکشی ها، البته آمار جهانی است و موجش هم کشور ما را گرفته است، این فرهنگ جهانی در کشور ما هم آمده که انسانها متعادل رشد نمی کنند. بیشتر غم ها، غصه ها، مصرف قرصها، افسردگی ها مال کسانی هست که تحصیلات بالایی دارند به موازات این تحصیلات بخش عقلانی، به بخشهای روحانی و اخلاقی خودشان نرسیده اند.

فوق لیسانس است دکتر است ولی آدم پژمرده و پوچی هست، دو رکعت نماز خوب نمی تواند بخواند، یک زیارت امام رضا (ع) خوب نمی تواند برود. این قبلاً بی سواد بود، دیپلم داشت، این طوری نبود قشنگ مسجد می رفت، هیئت می رفت عاقل بود، یک درآمد کم بخور و نمیر داشت، اما شنگول بود و احساس آرامش و خوشبختی بیشتری می کرد.

از وقتی که رفت دانشگاه، از وقتی که پولش بیشتر شده، از وقتی که یک موقعیت اجتماعی پیدا کرده، چون به آن سه تا بخشها خوب نرسیده، می بینی دعواها، اختلافها، خودکشی ها، افسردگی ها. شما نگاه کنید تیپ های هنرمندان و درس خوانها چقدر در اینها افسردگی هست و چقدر در اینها شکست هست. این یک اصل است.

پس هر حرام را انسان باید مطلقاً دور آن را خط بکشد. چون حرام توحش می آورد، وحشی و هار می کند آدم را، قصی القلب می کند بی عاطفه و بی وفا می کند انسان را. حلال هم همین طور یعنی اگر قبل از اینکه انسان ظرفیت سازی کند و جذب کند خطرناک می شود هیچ فرقی با حرام ندارد. دقیقاً مثل حرام تاثیر منفی می گذارد.

تحصیلات و مدرک تحصیلی بی موقع، دکترای بی موقع، مهندسی و طلبگی بی موقع، لباس پوشیدن بی موقع، مجتهد شدن بی موقع، امام جماعت و استادشدن بی موقع، معروف و مشهور شدن بی‌موقع، دانشگاه رفتن بی‌موقع، همه اش مثل چربی و نمک و قند اضافه است که قبلاً از اینکه تو مصرف داشته باشی، بیش از مصرفت جذب شده. وقتی هم که جذب می شود برای انسان فاجعه درست می کند.

طرف می بینی خانواده خوب هستند یا مستأجر هستند یا یک خانه کوچک دارند همه با هم گرم و صمیمی هستند، یک نان بخور و نمیر دارند همه با هم خوب هستند و راحت دارند زندگی شان را می کنند بعد یک دفعه می زنند به یک کار اقتصادی، یک تحولی ایجاد می شود یک ارثی می رسد به یکی از اینها بعد یک دفعه می گویند خوب حالا چه کار کنیم؟ پول آمده دست مان ماشین را عوض کنیم یک ماشین بخریم یا نه از این وضعیت تکانی بخوریم ماشین را عوض کنیم یا چرا ما همه اش پایین شهر زندگی می کنیم برویم بالا شهر، یک دفعه جهشی می کنند بعد می بینی ای وای جناب منصور بی موسی می شود چی؟ نیم من بوق بن پشم پانزده؛ یعنی یک چیز دیگر از کار در می آید. یک دفعه کج و کوله می شود. ما اینقدر از اطرافیان خودمان دیده ایم که نگو، بی موقع یک تحولی در خانه شان پیدا شده، بی موقع خانه های شان را عوض کردند از یک محل رفتند یک محل دیگر، می بینی دوسال دیگر یک آدم دیگر شده، دو تا سفر خارجی رفته یک آدم دیگر شده، اصلاً این نباید می رفت سفر خارجی و چقدر افراد به خدا التماس می کنند که خدایا یک چنین تحولاتی در زندگی شان ایجاد کند و خدا هم می داند.

در روایت داریم که می گوید می دانم اگر پولدار شوی جهنمی می شوی، من می دانم تو اگر بدنت سالم باشد، مریض باشی هم کفاره گناهانت می شود و هم عبادتی می خواهی انجام دهی من بهترش را به تو می دهم در نامه عملت، تو سالم باشی خطرناکی، تو اگر پولدار شوی خطرناک می شوی.

تو اگر پولدار بشوی خطرناک می شوی. تو یک میلیون تومان بس است برای تو بیشترش خطرناک است. یک ذره بالاتر برود «المال مادّة الشهوات»، قاعده یادتان نرود. مال ماده شهوات است. وقتی آمد مدرک تحصیلی، پول، امکانات آمد زیر دست یک نفر، این دیگر همه اش می خواهد یک مصرفهایی بکند که دیگر به عبادتش نمی رسد به معنویت به بهشت به آخرت به برزخ به قبر. اصلاً کاری ندارد به این حرفها، پول دارم باید ماشین را عوض کنم، ماشین را عوض کردم باید بروم با ماشین بگردم، پول دارم باید بروم خارج چرا دبی کیش و قشم و دبی و آلمان چرا من نروم؟ پا بشیم و برویم این ور و آن ور.

یک آقایی بود وقتی می آمد پیش ما همه اش تسبیح دستش بود و ذکر می گفت. بعد روز دعای کمیل می خواند، ذکر می گفت. حالتهای عرفانی داشت. یک بار گفت: ببخشید من چند روز نیستم خانومم می خواهد وضع حمل کند باید ببرم او را آلمان، گفتم اینجا دکتر و بیمارستان قحطی است در ایران. گفت: نه خانمم اینجا خوشش نمی آید. گفتم: آنجا می بری زیر دست اجنبی می رود نامحرم و مسیحی و دکترهای مردم گفت: بله ولی ایشان دوست دارد در شناسنامه های بچه هایش بخورد متولد آلمان.

پول داشت زنش را می داد آنجا زیر دست مردها، برای یک امر توهم. اینقدر خانم ها هستند که الان بهشتی هستند این ها اگر کارمند بودند و حقوق داشتند یقیناً اینها جهنمی ی شدند اگر پول زیردستان بود قطعاً جهنمی می شدند. اینقدر آقا هستند که زندگی های شان الان خوب است و آدم های خوب و متعادل و آرام و شاد هستند اینها اگر یک پول بزرگ زیر دست شان می آمد جهنمی می شدند.

خانوم وابسته هست به درآمد شوهرش می نشیند سرجایش شاید شوهرش هم یک مقدار به او سخت بگیرد یک غر هم بزند، نقی بزند، این منت و غرهای شوهرش می شود کفاره گناهانش، پیش خدا هم خیلی درجات دارد، می زند می زند تا می گوید باید خودم مستقل شوم یک درآمدی داشته باشم می رود یک دفعه پول زیاد می شود مردم هم آدم خسیسی نیست به او پول می دهد پولش زیاد می شود آمده می گوید شما را به خدا دعا کنید می گویم برای چی؟

می گوید: یک حاجتی دارم چهل تا جمکران هم نذر کردم. برای چی؟ اینکه بتوانم خانه ام را از جنوب شهر ببرم بالای شهر. آخ دو سال بعد از این که مشرف شدن و تشریف بردند شمال شهر بعد آمده می گوید آقا دخترم از دستم رفت، آنجا فضایش یک طوری بود نتوانستم دخترم را ناموسم را نگهدارم، از دستم رفت. حالا یک دختر بی ادب، هرزه، شده جلوی من و پدرش می ایستد.

شما نذر کردی بچه ات را بدهی به کشتن. پول زیاد داشتی نمی دانستی چه کار باید بکنی. (المال مادت شهوات) (العباده مادت شهوات) شهوات، الکمال مادت شهوات، هر عبادتی، هر کمالی، هر خوبی اگر در شما قبل از ظرفیت مصرفش جذب شود می شود ماده خطرناک، مدرک تحصیلی، مبارزه، جبهه رفتن مگر گردن کلفتهای انقلاب و یاران نزدیک امام نیستند، پیشکسوتهای جهاد و خون چطوری یک دفعه قیام کردند.

آدم اگر ظرفیت نداشته باشد، چقدر اطرافیان پیامبر پیشکسوت بودند، نزدیک به پیامبر اما اکثر قریب به اتفاق شان در جهنم رفتند. لذا انسان باید خیلی حواسش را جمع کند اگر اینجا احیاء می آیید بدتر از کسی نشوید که نمی آید کسی را کوچک نبینید اَه این چقدر بی حال است شبهای جمعه این می خوابد بابا بیا احیاء، خیلی خوش می گذرد اصلاً شما غافل هستید اگر با عبادتت آنی که عبادت نمی کند، با تقوایت آنی که تقوا ندارد، با حیایت آنی که حیا ندارد را تحقیر می کنی با عبادتت آنی تقوا ندارد را کوچک می بینی و گناهکار و ریز می بینی و خودت را بهتر می بینی ول معطل هستی.

عجب خیلی خطرناک است. در روایت داریم اگر گناه نکند پیامبر می فرماید: اگر گناه نکنید من به بدتر از گناه از شما می ترسم. عجب، عجب، خودخواهی و خودبینی. برای همین پاکی قلب هم همیشه خوب نیست، تقوا همیشه خوب نیست، تقوا برای کسی خوب است که خوب تقوا داشته باشد.

این چه تقوایی هست که من تقوا داشته باشم و گناهکار را همیشه ریز و آلوده و بدبخت ببینم و خودم را همیشه پاکتر و بالاتر از او ببینم. این چه تقوایی هست. لذا حضرت می فرماید: خدا می داند گاهی گناه برای قلب مومن بهتر از عبادت بر مومن است.

لذا یک جاهایی خدا خودش پوست خربزه زیر پای مومن می اندازد چون اگر گناه نکند یقه خدا را می گیرد. شیطان این طوری شد دیگر. شیطان شش هزار سال عبادت کرد به تعبیر علی (ع): معلوم نیست این شی هزار سال دنیایی بوده یا آخرتی.

یک جا با خدا درگیری می شود چی می گویی من به این سجده کنم من آتش هستم این خاک است. اصلاً حرفش را نزن خدایا. می ایستد جلوی خدا. خدا نکند انسان پیش از ظرفیت داشتن یک خدمتی کند یک عبادتی کند، یک کاری انجام دهد، یک پولی بدهد، یک کار خیری انجام دهد و ظرفیت نداشته باشد.

امام حسین (ع) اصلاً دیگر اسمت را نمی آورم، امام رضا اصلاً دیگر نمی آیم حرمت، چهل سال است در خانه ام هیئت می گیرم یک بچه ام سرطان داشت گفتم شفا بده او را گوش نکردی. زنم مرد و تو شفایش ندادی. نادان این چهل سال که تو عبادت هیئت کردی و داشتی کی به تو پولش را داد؟

کی به تو ذوقش را داد؟ کی موانعش را برطرف کرد؟ خودت؟ این چهل سال را آنها مِنت به تو دادند، تو اصلاً ما اصلاً، با منت عبادتی را نه گردن خدا داریم، نه گردن اهل بیت داریم چون همیشه آنها دارند به ما می دهند. ما طلبکار شویم؟ پس حرام (معنایش را دقت کنید و حلال را هم دقت کنید) چه معنا کردیم؟ اینها خیلی مهم هستند.

در روایت داریم اگر کسی سر نماز با تواضع و خشوع بایستد و حالت خشوع داشته باشد و حالت خشوعش زیادتر از خشوع قلبش باشد می شود مناقق، ریاکار. رفته یک عارف را دیده عارف خیلی در حال خودش است و گریه می کند و دعا می کند و اشکی می ریزد. این هم از فردا یاد گرفته می رود.... اگر او آنطور هست شهود می کند او دیده و این طوری است.

تو نوک دماغت را هم نمی بینی. ادا در می آوری؟ تو اصلاً نمی توانی. تو نمی توانی مثل آن شخصی باشی او معرفتی دارد که آن طوری می سوزد و گریه می کند و داد می زند. گاهی اوقات در بعضی هیئت ها یک کسی شهود قلبی و باطنی دارد وقتی می گویی علی اکبر، علی اصغر، امام حسین این طوری او اصلاً تکه تکه می شود وجودش می فهمد و به یک ادارکی رسیده که اصلاً حالش خراب می شود حالش منقلب می شود و دست خودش نیست.

تصور این که یکی امامش را پدرش را یک معصوم را اینطوری کشته است دیوانه کننده است این یک دفعه تعادلش را از دست می دهد تصور اینکه یکی نشسته است روی سینه امام این خیلی کشنده است این یک دفعه حالش به هم می خورد یک دفعه سرش را می زند به دیوار، یک دفعه می زند در صورت خودش، یک دفعه یک چیز دستش بود چاقوی، لیوانی می زند در بدن خودش این در حال خودش نیست اصلاً یقه اش را پاره کرد.

این خوب است ولی یک کسی هیچ چیزی از امام حسین (ع) نمی داند هیچ معرفتی ندارد مثلاً در جلسه حاج فلانی میکروفون را زد در سرخودش این می رود و ادا در می آورد ما بچه بودیم می رفتیم جایی می گفت فلانی من می خواهم غش کنم مرا بگیر.

قرار می گذاشتند غش کنند. کی غش کند و کی بگیرد از قبل قرار می گذاشتند یکی نمی توانست بگیرد مثلاً می افتاد زمین بعد بر می داشتند او را و می رفتند بیرون می گفت فلان فلان شده دیر مرا گرفتی دستم خورد فلان جا داغان شدم دعوا می کردند.

بعد هم آبی می زند به صورتش و گوشه ای می نشستند و بساط را جمع می کردند و می گفتند منقل را بیاور ما بکشیم. لذا ادا در آوردن الان در سر و صورت شان می زنند و چاقو می کشند عزیز من تو که این کاره نیستی این می شود ریا کار و منافق.

زیادتر از سوزش قلبت جیغت در آید، اشکت در آید و داد بزنی، زیادتر از آن هیجانی که به تو وارد می شود ادا در آوری و در جمع نشان دهی این خوب نیست. لذا فرمود به اندازه ای که قلبت خشوع دارد حالت خشوع بگیری عیبی ندارد ولی نه اینکه حواست جای دیگر است و ظاهرت خیلی خشوع دارد.

والحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.