بحث مان در جلسه گذشته در باره ی فضیلت انتظار در مسجد بود با توجه به صحبتهای که جلسه گذشته کردیم و آن این است که کسی که در مسجد منتظر عبادت هست این در حضور هست و برای این که در حضور هست و براي اين كه در حضور هست در ذكر هست در جريان ياد قرار دارد اين ولو عبادت هم كه نكند عابد هست.
در ادامه اين فرمايش، حالا آن فرمايش را كه خوانديم با توجه به فرمايشاتي كه عرض كرديم از حضرت. مي فرمايد: (اَلا اَدُلكم علي شيء يكفر الله به الخطايا و يزيد في الحسنات، قيل بلي يا رسول الله قال اصباح الوضو علي المكاره و كثرت خطا الي حاضح المساجد و انتظار الصلاه بعد الصلاه). چه زيباست چه قدر اين نكات لطيف است مي فرمايد كه پيامبر.
آيا شما را راهنمايي نكنم به چيزي كه خداوند شما را به وسيله ي آن، گناهان شما را مي پوشاند كفاره گناهان شماست. (يكفرالله به الخطايا) خداوند گناهان شما را به وسيله آن مي پوشاند. (و يريد في الحسنات) اين جايش خيلي جالب است هم پوشاننده است هم افزايش دهنده است ما در بين اعمال خيلي عجبي است كه عملي داريم كه اين علاوه بر اين كفاره است خودش افزون كننده حسنات نيز هست.
انسان گناه كرده از گناهش مي ترسد مي گويد من يك كاري به شما مي گويم شما انجام بدهيد خطاي كرديد هم خطا را مي پوشاند هم برايتان پاداش هست (قيل بلي يا رسول الله) بله معرفي بفرماييد. (قال الصباح الوضو علي المكاره) خوب وضو گرفتن، كامل وضو گرفتن با همه ي سختي هايي كه دارد ببينيد حضرت خودش مي گويد من واقف هستم كه وضوي كامل ممكن است براي انسان سخت باشد.
زمستاني هست تابستاني هست يك وضوي كامل با دعاهايش. با حضور قلب، آنقدر هم مهم هست كه در دعا داريم (الهم اسئلك تمام الوضو) اين را خوانديم قبلاً هم. خدايا تمام وضو را نصيب من كن. يك وضو كامل علي المكاره. ببينيد چقدر لطيف است حضرت مي گويد همان سختي وضو گرفتن، سختي غسل كردن، كلاً سختي هاي عبادي.
مي گويد اينها كفاره هستند و درجه هستند و ثواب هستند. خداوند وافق هست دارد مي بيند كه بنده ي او به خاطر عشق به او، سخن گفتن با او يك شب را به احياء گذرانده. در مسجد نشسته ساعتها در مسجد نشسته. بارها تغيير حالت داده تا توانسته دوام بياورد و اين كار را كرده با وجود سختي هاي كه داشته. خسته بود از صبح نخوابيده بوده، استراحت نتوانسته بكند همه اين حالتها را خدا مي بيند و شيريني كار همين است كه شما در محضر خداوند تبارك و تعالي اين سختي ها را داريد تحمل مي كنيد.
اين فشارها دارد به تو مي آيد (و كثره الخطا الي حاضح المساجد) زياد گام برداشتن به سوي اين مساجد رفت و آمدهايي كه افراد مي كنند براي مساجد براي حرمها، براي جاهاي مقدس. اين قدم زدن هاي شما را خدا هم كفاره قرار داده و هم مايه ي زيادي، در حسنات شما قرار داده گاهي وقتها نسان مي خواهد وارد مسجد بشود يا دارد حرم مي خواهد بشود.
اين روزها به خصوص الان اين طوري شد و به خاطر بزرگ شدن مسير. طولاني شدن مسير طرف مي بيني بايد يك چند كيلومتري راه برود. در شلوغي، در گرما، در سرما، تا خودش را برساند حرم. لحظه به لحظه اين سختي ها را خداوند حساب مي كند براي انسان. اين سختي هايي را كه انسان مي كشد مسيري را كه طي مي كند از خانه از شهر خودش تا برود به حرم برسد برود و برگردد خداوند همه ي اين سختي ها را حساب مي كند پاي انسان اما حساب كردنش چطوري است؟
حساب كردنش با مبناي آخرت هست. گناه را از بين مي برد و چي هست؟ افزايش حسنه هست. پس فكر نكن داري مي روي سجد داري مي روي حرم امام رضا، داري سختي راه را تحمل مي كني. دلايل متعدد داريم. احاديث متعدد داريم كه زيارت تو، عبادت تو از همان لحظه اي كه آمدي بيرون شروع شده اين طور نيست كه برسي به مشهد عبادت باشد برسي به مسجد، برسي به حسينيه، برسي به نماز جمعه.
در آنجا به عبادت شما توجه بشود و شما عابد هستي خير. از خانه كه در آمدي در عبادت هستي. ببينيد چقدر با احترام و چقدر هم براي ما، خداست ديگر. خداي كريم است. هر چي از خزانه اش بدهد كم نمي شود چقدر كريمانه برخورد مي كند با بنده اش.
و انتظار الصلاه بعد الصلاه. سومين عامل كه اين خصوصيت را دارد اين است كه انسان نمازي را خوانده منتظر نماز بعدي هست. اين انتظار كفاره است و خود انتظار عبادت و يزيد في الحسنات. زياد مي كند عبادت را. حسنات ما را بالا مي برد. حالا شما كجا ديديد، هيچ كاري هم نمي كند انسان همين طوري نشسته، نشستنش، منتظر بودنش، پاك كننده ي گناهانش هست و برايش هم حسنه نوشته مي شود.
قدر احياهاي تان را بدانيد. خيلي ارزش دارد اين احياها. فرمايش بعدي هم از امام صادق هست كه باز هم ايشان از قول رسول اكرم (ص) فرمودند (الجلوس في المسجد انتظاره الصلاه عبادت ما لم يحدثي. قيل يا رسول الله و ما يحدثي قال الاغتيابد) اين كه انسان بنشيند منتظر نماز باشد در مسجد در عبادت هست تا زماني كه محدث نشده، حدثي از او سر نزده باشد.
از حضرت پرسيدند حدث يعني چي؟ غيبت نكند. تا زماني كه غيبت كسي را نكرده باشد در عبادت هست. باز فرمايش بعدي از وجود نازنين نبي اكرم (ص) هست. (ما من كم احد يخرج من بيته مطتهرو يصل الصلاه في الجماعت مع المسلمين. ثم يقعد ينتظر الصلاه الاخري الا و الملائكه تقول اللهم الغفر له اللهم الرحمه).
هيچ كدام از شما نيست از منزل. اين را كي مي تواند خبر بدهد اين طوري هست خودم پيغمبري هست كه همه ماجرا را ديده مي بينيد و براي ما نقل مي كند. مي فرمايد هيچ كدام از شما نيست كه از منزلش با طهارت خارج شود.
ببينيد چقدر لطيف است كه مي گويد تو در خانه طهارتت را بگير در خانه خودت وضو بگير و با طهارت حركت كن. (و يصل الصلاه في الجماعت مع المسلمين) در مسجد با مسلمانان نماز جماعت به جا مي آورد. (ثمّ يقعد ينتظر الصلاه الاخري) مي نشيند منتظر نماز بعدي مي شود. چه لحظات با ارزشي هست اين مقدار كه انسان منتظر مي ماند در مسجد.
چقدر با بركت هست مگر اين كه فرشته ها مي گويند (اللهم الغفر له) فرشته ها مي گويند خدايا ببخشش. (اللهم الرحمه) خدايا رحم كن به او، او را مورد رحمت خودت قرار بده و ببخشش. فرشته هم دعايش چي است؟ مستجاب هست. دعاي معصوم هست ديگر. خوب ما هم بي ادبي نمي كنيم و در همين جاي مقدس در حالت طهارت در حالت عبادتي كه داريم در مسجد نشستيم براي ملائكه الله دعا مي كنيم و از خداوند تبارك و تعالي مي خواهيم در همين لحظه افضل تحيات و درود و صلواتش را همراه با شادي و خشنودي به محضر ملائكه الله واصل بفرماييد.
روايت بعدي هم باز از پيامبر هست خطاب به اميرالمومنين هست. توصيه هاي به اميرالمومنين كرده پيامبر كه البته اينجا دوازده چيز را گفته كه در كتاب از آن دوازده چيز فقط دو تايش را ذكر مي كند. يا علي ثلاث درجات و ثلاث كفاره و ثلاث مهلكاه و ثلاث منجيّات. سه چيز هست كه درجه هستند سه چيز هست كه كفار هستند سه چيز هست كه هلاك كننده هستند و سه چيز هست كه نجات مي دهند انسان را.
(فامّا الدرجات) اما آنهايي كه درجه هستند كه ديگر اينجا در روايت دو تايش را بيشتر نياورده. درجات چي ها هستند؟ (اسباق الوضو في صبرات) كامل وضو گرفتن در سرماي شديد چه قدر جالب مي گويد آدم زورش هم مي آيد سختش هم هست. مي گويد اين درجه هست تحمل كند در سرما وضويت را بگير. آدم گرم مي شود وقتي حواسش به اين باشد. قدرت پيدا مي كند داغ مي شود گرم مي شود كه در محضر خدا، در سرما. قدرت مي آيد به سراغش.
وضو بگير براي عبادت خدا، غسلش را انجام بدهد. (و انتظار الصلاه بعد الصلاه) انتظار نماز بعد ا ز نماز اين هم درجه هست. خوب روايت بعدي از بحث مان بن مظنون هست خيلي جالب است اين. گاهي وقتها به انسان حالتهاي دست مي دهد كه انسان يك دفعه دوست دارد برود چله نشيني بكند. دوست دارد برود يك هفته اي گم و گور شود. دوست دارد بيفتد به رهبانيت بيفتد به فقط عبادت، كار ديگر نكند. عثمان رحمت الله تعالي عليه جنات عثمان بن مظنون. يك همچين حالي به او دست داد آمد خدمت پيامبر گفته آقا مي خواهم يك چيزي از تو سوال كنم حضرت فرمود چي مي خواهي بگويي؟ مي گويد به پيغمبر گفتم. (انّي اردّت ان اترهب) مي خواهم رهبانيت پيش كنم. راهب بشوم. اترهب. مي خواهم راهب شوم مثل راهب ها بروم در مسجد بمانم.
قال لا تغفل يا عثمان. اين كار را نكن. فانّ ترهّب امّتي القعود في المساجد و انتظار الصلاه بعد الصلاه. رهبانيت محسوب مي شود رهبانيت خيلي مهم هست. مي گويد رهبانيت امت من نشستن در مساجد هست. و انتظار نماز بعد از نماز. اين انتظار نماز را كشيدن همان رهبانيت هست براي امت من.
يعني آن آثار و سازندگي ها را براي انسان، اين اهل مسجد بودن دارد پس مسجد چقدر بركت دارد چقدر مساجد براي ما بركات دارند و خيرات دارند فضاهاي مساجد. آنقدر مهم هست كه خداوند مي فرمايد كه چي؟ (انّما يعمرالمساجد الله من آمن بالله و اليوم الاخر) فقط مومنيني كه ايمان به خدا و روز قيامت دارند مساجد را آباد مي كنند هزينه مي كنند براي مساجد.
خوب مساجد هم شخصيتيهاي حقيقي هستند يعني شعور دارند درك مي كنند مسجد يك فضاي با شعور هست. آخرين روايت هم بخوانيم بس است ديگر. آخرين فرمايش هم از وجود نازنين اميرالمومنين علي (ع) هست. اين هم مژده خوبي هست. (المنتظر الوقت الصلاه بعد الصلاه من زوّار لله عزو جل). كسي كه منتظر وقت نماز هست بعد از نماز. منتظر در مسجد مي نشيند تا وقت بعدي برسد.
حق علي الله تعالي ان يكرم زائره و انت يعطيهم ما مسئل) حق است بر خداي تعالي اگر كسي نشست اين كه اكرام كند زائر خودش را چون كه مسجد خانه خداست شما هم زائر خدا هستيد اين حس چقدر حس قشنگي است كه انسان در مسجد هست كه چي هست؟ كه تا زماني كه در مسجد نشست زائر خداست.
چه حس جالبي هست اين. به زيارت خدا برويم. دست كم نگيريد ورود به مسجد را نشستن در مسجد را و منتظر در مسجد ماندن را خيلي حرمت بگذاريم خيلي مهم هست اگر كسي مي تواند زودتر از وقت نماز برود در مسجد هر چقدر بتواند بنشيند برد كرده. حق است بر خداوند تعالي اين كه زائر خودش را اكرام كند مي گويد آقا مهمان من است. خيلي ساده حضرت دارد بحث مي كند ما ها به اين سادگي متاسفانه نمي فهميمي كاش مي توانستيم به همان سادگي كه حضرات مي گويند درك مي كرديم.
آقا شما الان برويد خانه كسي بيايد خانه تان. خيلي هم دل خوشي از او نداري چي كار مي كني؟ اكرامش مي كني يا نمي كني؟ مهمان است اكرامش مي كني پذيرايي مي كني از او، اكرامش مي كني خودش برخورد هستي با او، مي خندي. ببينيد شما در مسجد مي رويد مهمان خداييد هر كي مي خواهيد باشي باش. مهمان خدا هستيم يا نيستيم در مسجد، اكرام الضيف از واجبات الهي است. اكرام مهمان از وجبات الهي است. واجب هم هست مي گويد آقا شما وقتي وارد مسجد مي شويد خداوند شما را مورد اكرام قرار مي دهد.
اكرام خدا هم آثار دارد. خيرات و بركات دارد و (ان يعطيعهم ما سئل) اكرام ي كند و آنچه را كه بخواهي به تو مي دهد. براي همين هم شما نگاه كنيد معصومين (ع) وقتي يك حاجت مهم داشتند مي بيني كه راه مي افتادند مي رفتند در مساجد. بروم مسجد دو ركعن نماز بخوانم. شيخ الرئيس رحمت الله عليه، مي گويد من وقتي كه در يك مسئله علمي گير مي كنم به مسجد جامع مي روم آنجا دو ركعت نماز مي خوانم و از خدا چيزي مي خواهم ما اين سنت را نداريم متاسفانه.
يعني اين طوري نيستيم كه بگوييم من الان در اين كار گير كردم يك مشكلي دارم. حالا كار كوچكي هم هست لازم نيست حتماً يك كار بزرگ باشد يك گمشده دارم يك كار كوچكي هست منتظر كسي هستم دير كرده، مسافري دارم مي خواهم سالم برسد. يك حاجتي دارم مي خواهم بر طرف شود حالا بپرم مسجد يك دو ركعت نماز بخوانم. اين قدر صميمي. چه خداي صميمي هست كه مي گويد برو خانه اش از او بخواه.
مگر اين خدايي كه مي گويد وقتي يك مسلمان آمد در خانه تان برو اجابت كن اكرام كن. ردش نكن اگر ردش كني عذاب دارد. خودش چي كار مي كند با ما؟ آقا خدايا من هر كسي هستم، هر كاره اي هستم هستم. الان آمدم در خانه ات، مهمان تو هستم. مي خواهي با من چه كار كني. آمدم در خانه ات نشستم چقدر قشنگ هست اين. چقدر صميمي است اين آدم، از تو هم مي خواهم.
ما مشكل مان اين است كه نمي توانيم صميمي باشيم با خدا يعني خدا را آنقدر نزديك نمي بينيم دور مي بينيم. بعد هم باور نمي كنيم كه الان اگر بروم خانه اش، بروم به زيارت خدا و آنجا بخواهم حل مي شود قضيه. اين را هم باور نداريم. براي همين اصلاً از اين كار ها نمي كنيم. ما در خانه ي خودمان هم نماز نمي خوانيم چه برسد به اين كه بلند شويم برويم مسجد.
در حالي كه به ما مي گويند اگر كارت گره خورد. بارها شده معصومين نشستند يك دفعه يك كسي آمده گفته يابن رسول الله، من يك حاجت اين طوري دارم. قرض دارم گرفتاري دارم. بدهكاري دارم حضرت همان جا بلند شده دو ركعت نماز خوانده و سر به سجده گذاشته حاجت طرف را گرفته. يك ذره كار گره اش زيادتر است.
يك ذره مشكل تر است برو تو خانه خدا. در خانه خودت نه. برو كجا؟ يك موع هست از خانه خودت تماس مي گيري يك موقع هست نه مي روي پيش خودش ديگر. تماس نمي گيري. مي گويي اين تلفني نمي شود بايد خودم بروم. خودم بروم حلش كنم. يك رفيقي داشتيم خيلي شوخ بود اين در مشهد، اين مداح مان گفت كه من يك زميني دارم رو دستم مانده نمي دانم چه كارش كنم در بيابانهاي قم است. اين هم گفت برويم ببينيم حالا چي مي شود. آمدند قم رفتند ديدند يك بياباني هست برهوت آن وسط.
گفت اين صد تكه هست اين هم مال ماست. آنجا در مشهد اين دوست شوخ ما خيلي كُركُري مي خواند نه مي رويم حتماً مي فروشيم حل مي شود اصلاً غصه نخور سيد. آمد يك دفعه زمين را ديد هاج و واج ماند بيچاره كُپ كرد. ديد اينجا يك بيابان برهوت وسط آن بيابان، اين بيابان تكه تكه هست. يكي از اين تكه ها هم كه اصلاً مشخص نيست يك صد مترش هم مال من است؟
گفت سيد فكر نمي كنم امام رضا تنهايي زورش برسد اباالفضل هم بايد بگوييم بيايد. اين طوري نمي شود. امام رضا تنهايي نمي تواند اين زمين را بفروشد. بايد اباالفضل هم بيايد. حالا اين قدر صميمي هست كه مي گويد از خانه ات يك زنگ بزن حل مي شود قضيه. يك موقع هست خودت ترس برت مي داد مي گويي آقا تلفني فكر نمي كنم جواب بدهد .
يا گوشي را بر نمي دارد يا صداي ما را بشنود قطع مي كند برويم خانه اش بيندازيم در رو در بايستي. دم خانه كه ديگر نمي تواند بيرون مان كند كه. چه روابط قشنگي هست. رابطه خوبي هست. يا الله يا الله. در مسجد هم كه نمي بندند كه بالاخره بيرون مان هم نمي كنند عجب كاري كرده خدا .
در خانه هايش را باز گذاشته روي كره زمين. برويد درخانه. ولي ما ها خيلي وقتها يك مشكلاتي در قلبهاي مان هست كه نمي توانيم تا مسجد برويم. همين نمي توانيم برويم تا مسجد ببينيم مشكل مان كجاست. يعني چه كار كرديم چه غلطي كرديم كه پاي مان به سمت مسجد نمي رود. آن بابايي كه دنبال بچه اش كرده بود بچه اش رفته بود در مسجد گفته بود فلان فلان شده آخر عمري پاي ما را در مسجد باز نكن بيا بيرون.
حالا گاهي وقتها آدم اين طوري هست يك كسي مي گفت من چهل سال است. مشهدي بود چهل سال است حرم نرفتم. اين چي كار كرده با خودش نمي تواند برود حرم. چهل سال است. يك كسي در اين حضرت عبدالعظيم ممكن است باشد نرود سالهاي سال.
حضرت معصومه نرود اين امام زاده هاي واجب تعظيم نرود چطوري مي شود آدم خودش درش بسته است به روي آدم. خدا نمي بيند ولي آدم اين كار را با خودش مي كند. با خودش يك كاري مي كند كه بسته بشود. نه نطلبيد. من يادم هست يك آقايي بعد از خيلي سال مي گفت من خيلي سال است كه نرفتم قم، زيارت حضرت معصومه من گفتم بيا منزل ما. ما به تو يك هم مي دهيم بعد هم برو زيارتت را بكن.
دعوتش كردم رسماً آمد خانه ي ما. نشست غذا خورد گفتم خوب حالا برويم حرم، حرم ساعت يازده مي بندد گفت حالا مي رويم، حالا مي رويم يك ساعتي رفت كه حرم بسته بود. آدم با خودش چه كار مي كند يك موقع هايي.
المنتظر وقت الصلاه بعد الصلاه من زوار الله حق علي الله تعالي ان يكرم زائره و ان يعطيه ما سئل. چه راهكار خوبي اميرالمومنين (ع) يادمان داده. فداي امير المومنين بشوم الهي كه اين قدر مواظب بچه هايش هست و اين قدر زيبا به فرزندانش ياد داده.
والحمدلله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين.