خوب جلسه گذشته در باره ی اهمیت و آثار سجده شکر مطالبی را عرض کردیم و گفتیم خداوند تبارک و تعالی از کسی که در باره کسی که سجده را به جا مي آورد از ملائكه سوال مي كند كه با اين بنده اي كه واجب را انجام داده و عهد مرا به جا آورده و بعد از آن سجده شكر را بجا آورده و از من تشكر مي كند چه كار بايد بكنم؟ چه چيزي به او بدهم؟
ملائكه در مرحله اول رحمت را و در مرحله بعد بهشت را و در مرحله بعد كفايت امور را و در مرحله چهارم همه خيرات را براي اين بنده از خداوند درخواست مي كنند. خوب خداوند بعد از اين مرحله از ملائكه سوال مي كند ديگر چه؟ ثمّ ماذا؟ ملائكه عرض مي كنند كه يا ربنا لا علم لنا.
ما چيزي نمي دانيم كه بگوييم هر چه خير سراغ داشتيم گفتيم: (فيقول الله تعالي لا شكرنّه كما شكّرني) اين لا شَكَرَنّهُ سه تا تأكيد دارد لام تأكيد و نون تأكيد ثقيله كه خودش دو تا حتماً معنا مي شود يعني حتماً حتماً حتماً من هم از اين بنده تشكر مي كنم به خاطر اينكه همانطور كه او از من تشكر كرد من هم از چنين بنده با ادب و با فهمي تشكر مي كنم خيلي اين مطلب مهم است كه من خدا از اين بنده تشكر كنم.
(و اُقبلُ اليه بفضلي) و با فضلم به او رو مي كنم (و اُريهُ رحمتي) و رحمتم را به او مي نمايانم. چه درجه اي! يك سجده شكر از روي معرفت چقدر خيرات و بركات و آثار دارد. يك نكته اي كه خيلي مهم است ما بايد توجه كنيم اين صرفاً گناه نيست كه آثار مخرب دارد. ما روي بخش ثواب خيلي كم كار كرديم و شيطان گناهان ما را خيلي به رخ مان مي كشد كه خوب هميشه از ما در مقابل خداوند تبارك و تعالي يك شخصيت ضعيف آلوده ي همه چيز را از دست داده ي دچار خسران مي سازد كه ما هوس رفاقت و آشتي با چنين خدايي را نكنيم.
هوس رفاقتهاي قدرتمند با ائمه عليهم السلام به سراغ مان نيايد. از اين تاريكي گناه را، سوابق گناه را مثل يك پرده تاريك به روي دل ما مي كشد كه ما اين هوسها را نكنيم. ولي اين يك مژده بزرگ است فقط اين گناه نيست كه دل ما را سياه مي كند ما با ثواب، با عبادت، با ذكر، با نماز همه ي اينها را مي توانيم از بين ببريم.
قبلاً خوانديم يكي از آثار نماز اينكه نماز كفاره است (الصّلاه كفّاره عن ما قبلها) همه قبل را از بين مي برد. نماز هاي پنج گانه پيامبر فرمود: مثل اينكه انسان پنج بار در روز در يك نهر شستشو كند چركي روي بدن او نخواهد ماند نماز همين كار را مي كند و اين خيلي شادي و اميد براي ما مي آورد كه ما مي توانيم نگذاريم اصلاً آن طوري كه پيغمبر فرمود: پشت مان پر از آتش باشد.
هيزمهاي جهنم را با خودمان حمل كنيم. الحمدلله كسي كه موفق است نماز صبح بخواند، نماز عصر و مغرب و عشا بخواند آن هم به جماعت اگر بتواند بخواند كه خيلي بهتر با آن همه خيرات و آثار. بايد به اينها هم انسان توجه كند و با اميد بندگي را طي كند.
با نگاه مثبت به خدا، با نگاه اميدوارانه به حق تعالي اين مسير رفاقت و دوستي را طي كند نه اينكه گناه كسلش بكند و ما گناهي كرديم و مي كنيم انسان بدون گناه نيست. ما در طول روز ممكن است بار ها گناهان مختلفي كنيم اما اين طور نيست كه خداوند تبارك و تعالي هيچ راهي براي جبران و براي پاك كردن گناه براي ما قرار نداده بسيار بسيار بسيار براي ما راه قرار داده آنقدر كه عبادت كردن، جبران كردن، ثواب بردن، پاك شدن راحت هست.
گناه كردن اين گونه نيست چون اساساً گناه با ذات انسان بخصوص يك شخص مومن سازگاري ندارد. يك شخص مومن اگر به سمت گناه هم برود ناخواسته و از روي كراهت مي رود. اين طور نيست كه حرفه اي باشد و بخواهد اين كار را انجام بدهد و بخواهد با خدا لج كند. اما كار هاي خير با طبع مومن، با فطرت مومن سازگاري دارد و مومن در طول روز به راحتي اين كارها را انجام مي دهد با شيريني و آرامش و اينها بسيار سازنده است. كفاره گناهان مي شود.
درجه براي انسان مي آورد پس نبايد ما همه اش نگاه نا اميدانه و منفي داشته باشيم و شيطان به خاطر لغزش هاي ما، بخاطر گناهاني كه مي كنيم دائماً دو به هم زني بكند بين ما و خداوند تبارك و تعالي ببينيد يك سجده شكر چقدر آثار و خيرات و بركات داشت. نماز چقدر خيرات دارد ذكر گفتن چقدر خيرات دارد. صلوات چقدر خيرات دارد، استغفار چقدر خيرات دارد و ما همه اينها را داريم.
بنابراين بايد از همه اين اسلحه ها براي پاك كردن خودمان، براي جبران گذشته و براي اوج و عروج انشاءالله استفاده بكنيم. خوب روايت بعدي از امام رضا عليه السلام هست خيلي زيباست اين روايت در باره ماهيت سجده شكر ايشان توضيح مي دهند.
فرمود: (اسّجذه بعداً فريضه شكراً لله تعالي ذكره علي ما وفّق العبد من اداء الفريضه و ادنا ما يجزي فيها من القول من يقال شكراً لله، شكراً لله ثلاث مراته ) حضرت در مورد باطن اين، معناي اين سجده شكر توضيح مي دهند (امام رضا) عليه السلام. براي وجود مقدس امام رضا و وجود مقدس امام صادق (ع) يك صلوات بلند ختم بفرماييد.
فرمود سجده شكر بعد از نماز واجب در برابر توفيقي هست كه علي ما وفّق العبد من اداء فريضه كه خدايا من از تو شكر مي كنم كه به من اين توفيق را دادي كه اين وظيفه واجبم را انجام بدهم. كوتاهي نكردم، شيطان گولم نزد، تأخير نيانداختم، سستي بجا نياوردم قضا نشد و من موفق شدم كه اين نماز را بجا بياورم.
كه خداوند يادش بلند باد به بنده داده تا واجبش را انجام دهد. يعني اين توفيقي است كه خداوند به بنده داده تا واجبش را انجام دهد و كمترين چيزي كه، بعد گفتند آقا كمترين حد سجده چيست؟ كه كمتر از آن ديگر سجده نيست، حد سجده شكر جقدر است؟ فرمود: كمترين چيزي كه از گفتار در آن حكايت مي كند (از گفتار البته) اين است كه سه مرتبه شكراً لله بگويد.
لذا شما در رساله ها هم كه نگاه كنيد سجده شكر را كه توضيح داده گفته سه مرتبه، پنج مرتبه، هفت مرتبه، نه مرتبه و همين طور برو بالا كه هر چقدر انسان دوست دارد بگويد. هر چقدر كه كشش دارد، لذت مي برد و مي تواند بگويد. ولي حداقلش چند مرتبه است؟ سه مرتبه است كه شكراً لله بگويد.
اين جناب علي ابن فضّال ادامه مي دهد روايتي را كه از حضرت نقل كرده و مي گويد (قلت فما معنا قوله شكراً لله؟) معناي شكراً لله چيست؟ حضرت فرمود: (قال يقول هذه سجده منّي شكراًلله علي ما وفّقني له من خدمته و اداء فرضه و شكر موجب لزياره فان كان في الصلاه تقصير ثم بهذه سجده) اين مژده بسيار قشنگي است.
مي فرمايد: كه اين معناي شكراً لله اين است كه اين سجده از من است براي سپاسگزاري از خداوند كه مرا توفيق داد به خدمت به خدا، توفيق خدمت و انجام واجب را به من عنايت فرمود. بعد مي فرمايد كه (و شكر موجب لزياده. شكر موجب زياده مي شود براي انسان، هر چيزي، هر شكري را انسان بجا مي آورد زياده و بركت براي انسان مي آورد.
(فان كان في الصلاه تقصير) اگر در نماز كوتاهي بوده، ضربه اي خورده، حضور قلب نداشته نما خرابي دارد (ثمّ بهذه سجده) با اين سجده كامل مي شود. لذا حالا كه قرار است نماز ما را كامل كند. حيف است انسان سه مرتبه بگويد بهتر است بيشتر بگويد و توجه داشته باشد كه اين سجده بعد از نماز خيلي مي تواند كارهاي زيادي بكند و آثاري بسيار شگفت انگيزي براي ما خواهد داشت.
روايت بعدي از وجود مقدس آقا امام زمان (ع) هست در مورد سجده شكر كه توسط يكي از ثواب حضرت به نام جناب محمد ابن عبدالله حميري نامه اي به حضرت مي نويسد توسط واسطه هاي شان (سئل عن سجده الشكر بعدا و الفريضه فانّ بعض اصحابنا ذكر عنها بدعه فهل بخوز عن يسجده الرجل بعد الفريضه و ان جاز في صلاه المضرب هي بعدالفريضه او بعد رّكات النافله)
چند تا سوال كرده از امام زمان (ع) :1- آِيا اصلاً سجده شكر بدعت است يا نه؟ مي گويد از بعضي از اصحاب شنيده ام كه سجده شكر بدعت است بعد مي فرمايد كه اگر جايز هست در نماز مغرب ما بعد از خود نماز انجام بدهيم يا بعد از نماز چهار ركعت نافله مغرب اين سجده شكر را بجا بياوريم؟
حالا آقا جواب مي دهند: (فاجاب سجده الشّكر من الزم سنن و اوجبها و لم يقل انّهاذه السجده بدعت الا من اراد ان يحدث في دين الله بدعتاً) به به. امام زمان (ع) فرمودند: سجده شكر (به محضر مقدس شان يك صلوات ختم بفرماييد) از لازمترين و واجب ترين سنتها است خيلي تأكيد مهم است بعد مي فرمايد: هيچ كس نمي گويد سجده شكر بدعت است مگر كسي كه خودش اهل بدعت باشد در دين خدا.
هر كس گفت سجده شكر بدعت است خودش بدعت گذار است كه اين طور گفته بعد حضرت مي فرمايند: كه در جواب سوالي كه پرسيده بودند ما بعد از نماز واجب سجده شكر انجام دهيم يا بعد از نماز مستحبي؟ حضرت يك فرمول داده اند چقدر زيبا هم جواب داده و هم يك معرفت جديد براي ما ايجاد كرده اند.
حضرت مي فرمايند: (فامّا الخبر المروي فيها بعد الصلاه المغرب و الاختلاف و في انّها بعد ثلاث او بعد الاربع فانّفضل الدّعا و تسبيح بعد الفرائض علي الدّعا بعقيب النّواف كفضل افرائض علي النّوافل) مي فرمايند واجبات چقدر برتري دارند نسبت به مستحبات خوب واجب مهمتر است ديگر.
مستحبي كه به واجب ضرر بزند حرام است اصل در دين ما واجبات است مي فرمايد واجب چقدر اهميت دارد در نوافل؟ دعا و تعقيبات بعد از واجبات هم مثل خود واجبات بر نوافل فضيلت دارد. يعني هر چقدر واجب برتري دارد نسبت به مستحبات و نوافل، دعا و تعقيبات بعد از واجبات هم به تعقيبات بعد از نوافل برتري دارد.
بنابراين مهمتر واجبات است يعني بعد از نماز مغرب اين كار را انجام دهيم بعد حضرت مي فرمايند: (قل افضل عن يكون بعد الفضل) پس بهتر اين است، فضيلت اين است كه شما سجده شكرتان را بعد از نماز واجب بجا بياوريد (فان جعل بعد النوافل ايضاً جاز) ولي جايز هم هست و اشكالي هم ندارد كه انسان سجده شكر را بعد از مستحبات انجام دهد شما اگر دقت كرده باشيد در سجده شكر انسان اگر نماز را تمام كرد بلافاصله به سجده برود و شكر كند حالا يا يادش رفت يا مثلاً مي خواست نوافل مغرب را بخواند، نماز غفيله بخواند به هر دليلي اين به تاخير افتاد حضرت مي فرمايند: اگر بعد از مستحب هم انجام دهيد هيچ اشكالي ندارد و انسان نبايد اين فضيلت را از دست دهد. اين ادب و معرفت را از دست بدهد.
خوب مي خواهيم برويم سراغ يكي ديگر از تعقيبات بسيار شيرين كه خيلي ارزش دارد و آن به خاك ماليدن گونه هاست كه انسان صورتش را به اين شكل گونه راست و چپش را روي مهر يا زمين يا خاك بمالد بعد از نماز، اين اثر را انشاءالله مي خواهيم بخوانيم.
به اين كار مي گويند تأخير. تأخير الخدّين يعني دو گونه را به خاك ماليدن. ارزش و فلسفه اين كار، حس اين كار خيلي مهم است مثل سجده شكر مي ماند يعني يك موقع هست ما سجده شكر را دستوري انجام مي دهيم چون تأكيد كرده اند و مستحب است و ائمه فرموده اند انجام مي دهيم. يك موقع هست نه اين بنده اصلاً از وجود خودش سجده مي آيد.
يعني اصلاً واقعاً شاكر است از اينكه نماز مي خواند. شاكي نيست شاكر است. شاكي ها زود تمام مي كنند و فرار مي كنند و مي روند. اصلاً از نماز مي دزدند. شاكر ها اين طور نيستند واقعاً شاكردند و بعد بخاطر اينكه شاكر هست سرش را به سجده مي گذارد از دلش و وجودش اين كار مي آيد.
حالا اين گونه را به خاك ماليدن هم همين طور هست يك موقع هست ما دستوري انجام مي دهيم. خوب آن ثواب و آثاري را كه براي آن ذكر شده حتماً به شخص تعلق مي گيرد و خيلي خوب هست كه اين از ذلت انسان بداند كه در مقابل چه كسي ايستاده، آن عظمت محضر را انسان درك بكند و ذلت در او حاكم شود بعد اين گونه صورتش را به خاك بمالد.
امام صادق (ع) در باره حضرت موسي بن عمران اين طوري مي فرمود: (كان موسي بن عمران (ع) اذا صلّاكم ينفصل حتي يلسف خطّه الايمن بالارض و خطّه الا يسر بالاض) موسي (ع) نمازش را بجا نمي آورد مگر اينكه حتماً گونه راست و گونه چپ خودش را به خاك مي ماليد.
اين پيغمبر اولوالعزم (به محضر مقدس شان هم صلوات بفرستيد) حضرت امام صادق (ع) ادامه مي دهند و مي فرمايند: اوحي الله تعالي الي موسي عليه السلام ان يا موسي اتدلي لمستفيتك بكلامي دون خلقي) موسي مي داني چرا من ترا انتخاب كردم براي اينكه با تو حرف بزنم و با هيچ كس غير از تو حرف نزدم؟ چون كليم الله است و خيلي مقام بلندي است، اين غايت نيست.
البته ما از كليم الله بالاتر هم داريم ولي خيلي مقام بلند است كه خداوند با صدا با موسي سخن مي گويد. با خدا حرف مي زدند و بگو و بشنو داشتند. كليم الله! و كلّم الله موسي تكليما. قرآن مي فرمايد: چه صحبت كردني. لذا شما وقتي به احاديث قدسي كه مراجه مي كنيد مي بينيد كه طولاني ترين حرفها بين خدا و موسي بوده، بيشترين آيات در قرآن در باره حضرت موسي است.
در ادعيه ما نيز حضرت موسي بيشترين جايگاه را دارد در بين انبياء خيلي شخصيت بزرگ است. سلام الله تعالي عليه. خدا به موسي مي فرمايد مي داني من چرا ترا انتخاب كردم براي اينكه با تو حرف بزنم؟ رمز را به ما مي دهد امام صادق (ع) يعني اگر كسي مي خواهد به فتح برسد قلبش، به شوق و انبساط بيافتد، به لذت مناجات برسد. فرمول را حضرت بيان مي كند (قال يا رب و لماذاك) پروردگارا به چه خاطر مرا براي تكلم با خودت انتخاب كردي؟ (فاوحي الله تبارك و تعالي اليه ان يا موسي اني غلّبت عبادي ظهر لبطن فلم اجد فيهم احدا اذللي نفسا منك).
موسي من همه بندگانم را جستجو كردم، زير و رو كردم بندگانم را و همه را گشتم و در بندگانم (فلم اجد فيهم احداً اذلّلي نفساً منك) از تو ذليل تر نسبت به خودم، متواضع تر نسبت به خودم پيدا نكردم ترا به خاطر اين انتخاب كردم كه از همه بندگانم نسبت به من فروتني. و تواضعت بيشتر بود ذلتت بيشتر بود.
اين قرب مي آورد چون انسان هر چقدر ببينيد موسايي كه اين صورت را به خاك مي مالد در واقع شريفترين جاي طبيعتش را مي مالد. اگر يك نفر اين ذلت را مي برد. شما هر چقدر طبيعت را ذليلتر بكنيد فطرت اوج بيشتري مي گيرد. هر چه طبيعت را قرباني كنيد خودت يعني آن حقيقت خودت اوج مي گيرد. لذا موسي علاوه بر پيشاني براي همين هم مستحب است شما نماز كه مي خوانيد بيني را هم بماليد يك مهر اضافه بگذاريد تا بيني هم به خاك ماليده شود هفت نقطه در سجده واجب است با زمين تماس داشته باشد.
و نقطه هشتم مستحب است كه همان بيني است. حالا بعد از نماز يك كسي گونه هايش را هم بمالد. هر چقدر شما براي خدا فروتني بكنيد، تواضع بكنيد، ذلت نشان بدهيد اين فطرت اوج مي گيرد. اساساً ميزان اوج به ميزان سوختي هست كه شما از طبيعت مي گذاريد. هر چه طبيعت بسوزانيد اوجش بيشتر است. در آتش چقدر روشنايي مي دهد يك آتش، چقدر گرما مي دهد؟
مي گويد هر چقدر سوخت بيشتري بدهي. قلب انسان اشتياقش به خدا، نورانيت و گرمايش به ميزان سوختي است كه از طبيعت انسان صرف مي كند. هر چقدر از طبيعت سوخت بگذاريد پاي كار قلب تان روشنايي و گرماي بيشتري در ارتباط و عشق به حق تعالي خواهد داشت.
(انك اذا صلّيت موسي) موسي وقتي تو نماز مي خواني (وضعت خدّك علي التّراب) گونه ات را به خاك مي مالي. اين هم از حيث تعقيبات كه تقريباً تمام شد. چيزهايي كه ما بعد از نماز بايد رعايت كنيم كه تكميل كننده نماز هست. در مورد دعاهايي هم كه بعد از نماز وارد شده دعاهاي مفصلي در مفاتيح، در كتابهاي دعا وارد شده كه ما ديگر اينها را نمي توانيم الان كار كنيم چون خيلي زياد هست اين ادعيه كه من بخواهم براي شما بخوانم كه حالا يكي از آن دعا ها را من براي شما اينجا مي خوانم:
(قال في دُبُر الفريضه) البته شما حلا نمي توانيد حفظ كنيد من فعلاً مي خوانم بعداً در اختيار عزيزان قرار مي دهيم هر كس كه بعد از نماز واجب اين را بگويد چون خيلي ها مي آيند سوال مي كنند اين دعا از آن دعاهاي فوق العاده مهم مورد نياز همه هم هست اين دعا كه بسياري از اضطرابهاي انسان را اين دعا از بين مي برد. بسياري از ترسهايي كه انسان دارد در اين دعا از بين مي رود و اگر كسي با جديت و باور اين را بگويد حتماً آثارش تا آخر عمر هر وقت مي گويد با او هست، اصلاً نبايد ترديد و شك بكند آن دعا براي حراست از جان خودت، آنهايي كه مي ترسند يك موقعي آسيبي ببينند، بميرند يك تصادف و خطري برايشان ايجاد شود.
چه در مورد خودشان چه در مورد خانواده و مال شان، من اين اهميت را بگويم كسي آمد خدمت يكي از معصومين يادم نيست كدام يك از معصومين بود، شايد امام كاظم (ع) يا امام صادق (ع) عرض كرد:آقا من فاميل هايم تند تند دارند مي ميرند و من خودم را ترس برداشته كه نوبت ما هم بشود چه كار كنم؟
من نمي خواهم بميرم ما حالا كار داريم، چقدر هم خوب است كه انسان عمر طولاني داشته باشد واقعاً در طاعت خداوند. هيچ چيز مثل اين نيست كه فرصت داشته باشد طاعت داشته باشد، خدمت بكند. حضرت فرمود: كه اين دعا را بخوان، دعايي است شبيه همين كه در مفاتيح هم هست، همين را هم شما بخوانيد كافي است.
فرمود اين دعا را بخوان تا حفظ شوي. آقا اين دعا را خواند براي سلامتي خودش، امام (ع) سالها بود و او هم بود امام به شهادت رسيد امام بعدي آمد آن امام هم به شهادت رسيد اين آقا هنوز زنده بود آن يكي هم به شهادت رسيد خدمت سومين يا چهارمين امام رسيد ديگر سنش رفته بود بالا پير و فرتوت و ضعيف شده بود فرمود آقا من خسته شدم همه فك و فاميل هايم مرده اند و من فقط مانده ام. ديگر اصلاً از زندگي خسته شده ام.
حضرت فرمود: تا دعايت را قطع نكني همين طوري هست، آن دعايي كه اجداد من به تو گفته اند آنرا بايد رها كني تا عزرائيل به خدمت تان بيايد و الا نمي آيد. اينقدر اين دعا موثر است اين همان دعاست، خيلي خوب است:
(أَسْتَوْدِعُ اَللَّهَ اَلْعَظِيمَ اَلْجَلِيلَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ وُلْدِي وَ مَنْ يَعْنِينِي أَمْرُهُ وَ أَسْتَوْدِعُ اَللَّهَ اَلْمَرْهُوبَ اَلْمَخُوفَ اَلْمُتَضَعْضِعَ لِعَظَمَتِهِ كُلُّ شَيْءٍ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ وُلْدِي وَ مَنْ يَعْنِينِي) حالا اگر كسي اين را بگويد چه مي شود؟
(أَمْرُهُ حُفَّ بِجَنَاحٍ مِنْ أَجْنِحَةِ جَبْرَئِيلَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ حُفِظَ فِي نَفْسِهِ وَ أَهْلِهِ وَ مَالِهِ) اگر كسي اين دعات را بخواند البته من ترجمه دعا را يك مرتبه مي خوانم توجه كنيد: (من استودع الله العظيم) يعني من مي سپارم به خداي عظيم خودم را اهل و خانواده ام را، فرزندانم را و هر كس كه كارش براي من اهميت دارد و هر كس را كه من دوست دارم و براي من مهم است. من خودم و اينها را مي سپارم به خداوند تبارك و تعالي.
خوب (و من يعنيني امره) هر كس كه كار و نگهداري اش به عهده من است. بابايم، مادرم، خواهرم، برادرم و يا كسي ديگر دوباره استودع الله المرهوب المخوف به خداي بزرگ كه همه از او مي ترسند به خدايي كه هيبت دارد، رهبت دارد، شكوهمند است به اين خدا مي سپارم و به خدايي كه همه چيز در برابر بزرگي اش وحشت زده و ترسان و خوار است.
ببينيد مي گويد من به چنين خدايي تكيه مي كنم كه همه چيز در مقابل او خوار است، هيچ حادثه اي، هيچ قدرتي، هيچ كسي نمي تواند در مقابل او وقتي او نخواهد به من آسيبي بزند چي را مي سپارم به اين خدا؟ خود و خانواده، دارايي، فرزندان و هر كس را كه نگهداري اش با من است.
مي فرمايد: هر كس اين دعا را بخواند در ميان بالي از بال هاي جبرئيل در بر گرفته و خود و خانواده و دارايي اش حفظ مي شود. حالا معناي بال چيست؟ آن هم بال جبرئيل. در بحث ملائكه مقداري توضيح داديم كه اين يعني چي؟
اين جناب جبرئيل (ع) آنقدر بزرگ است كه اگر همه خلقت خدا را كه جمع كنند گوشه ي يكي از بالهاي جبرئيل (ع)جا مي گيرد. خلاصه اين جبرئيل (ع) است كه تمام خلقت خدا در مشت اين حضرت است. كما اينكه پيغمبر (ص) مي فرمايند: خداوند فرشته هايي دارد كه اگر انگشت شان را به همه آبهاي دنيا بزنند تنها نوك انگشت اين فرشته خيس خواهد شد.
يعني قطره اي از آب كه بچكد مي شود كل آبهاي اقيانوسهاي اين عالم، يك چنين فرشته هايي اين خداي عظيم دارد. خلاصه انسان تحت حمايت جبرئيل (ع)باشد چه كسي جرأت نزديك شدن به او را دارد؟ حتي عزرائيل هم كه رفيقش است آن طرفها پيدايش نمي شود.
خوب اين دعا دعاي بسيار خوبي است، چند دعاي ديگر هم هست كه باز ذكر كردند. دارد يك شخصي كه نامه نوشته به امام هادي (ع) كه يك دعا به من ياد بده كه من بعد از نماز بخوانم كه همه چيز در آن باشد. خير دنيا و آخرت را خدا به من بدهد با اين دعا. چه بنده هاي خوبي هستند كه خدا را خوب شناختند و به كمتر از اين هم راضي نمي شوند. خدا هم دوست دارد چنين بندگان را كه اين طوري از او مي خواهند و چيز كوچك نمي خواهند.
حضرت فرمودند: اين طوري بگو: (اعوذ بوجهك الكريم و عزتك التي لا ترام و قدرتك التي لا يمتنع منها شيء من شرالدنيا و الاخره و من شرالاوجاع كلها) خوب پناه مي برم به وجه كريم خداوند و آن عزت خداوند عزتي كه هرگز از بين نمي رود و قدرتي كه هيچ چيز مي تواند جلو آن قدرت را بگيرد پناه مي برم به خدا از شر دنيا و آخرت و شر همه درد ها.
خوب اين بحث تقريباً به تمام شد انشاءالله بقيه بحث نماز هم بماند براي جلسه بعد.