جلسه 034 - نماز
شماره جلسه
34
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
10
روز
24
متن کامل (خام) ‌ جلسه 034 - نماز

خداوند تبارک و تعالی به فضلش عبادتها و شب زنده داری ها و عزاداری های همه عزیزان را بپذیرد و آنرا مایه سعادت دنیا و آخرت ما قرار بدهد انشاءالله صلوات بلند ختم كنيد.

خوب بحث مان در باره تعقيبات نماز بود و اهميت و جايگاه تعقيبات در نماز، نماز را قبلاً در موردش مفصل صحبت كرديم چرا، تعقيبات در نماز اينقدر اهميت دارد و به تعبير امام (ع) (امام سجاد (ع)) جوهره ي نماز است و اين مژده خيلي بزرگ هست براي ما كه ما بتوانيم كمبودهاي نماز مان را جبران كنيم.

نماز همانطور كه حضرت فرمود ستون دين هست و نظام شخصيتي يك نفر چه در دنيا و چه در آخرت به اين ستون بستگي دارد يعني اينكه يك نفر شخصيتش چقدر ايمان دارد چقدر قوي هست. چقدر استحكام دارد. در دنيا چه شخصيتي دارد؟

در آخرت و شب اول قبر در برزخ و بعد از برزخ چه وضعيتي دارد. همه اينها بستگي دارد به نماز شخص، نماز يك شخص نشان دهنده شخصيت او، دارايي هاي او وضعيت او هست. همه چيز در نماز ظهور پيدا مي كند و اينكه يك نفر در دنيا چقدر موفق باشد، در آخرت چقدر موفق باشد، در گردنه ها و سكرات موت و بعد از موت و در نظام برزخي و قيامت همه اين ها بستگي به وضعيت نماز شخص دارد.

چون قرآن نماز را عالم قدرت مي داند (استعين باالصبر و الصلاه) از صبر و نماز كمك بگيريد نماز بسيار قدرتمند است و اگر كسي واقعاً اهل نماز باشد بسيار قدرتمند است. هر كس كه دچار ضعفي است دچار مشكلي هست در زندگي دنيايي، از نظر اخلاقي و عقيدتي و روحي و رواني بايد بداند حتماً به ضعف نماز برگشت مي كند.

يعني ما بايد كمبودها و ضعفهاي خودمان را با نماز برطرف كنيم. نماز تمام درمانهاي روحي و اخلاقي و رواني است اگر قوي باشد اگر ما مثلاً سالها نماز مي خوانيم ولي مي بينيم كه آن قدرت را نداريم بايد دقيت كنيم كه آن نماز ما نماز نبوده و نتوانسته آن قدرتي را كه خدا مي گويد به ما منتقل كند. نماز كانون قدرت و آرامش و شادي و صلاح انسان و رستگاري انسان هست.

پس ما بايد اگر بخواهيم خودمان را خوب بكنيم، خودسازي كنيم و اگر بخواهيم كسي را بسازيم بايد با نماز صورت بگيرد. رفتن به سمت راههاي ديگر آن سازندگي كه نماز دارد را ندارد. پس از اگر در مسائل فكري، روحي، رواني، اخلاقي، معنوي و عرفاني ما مشكلي هست ضعفي هست اين ضعف به نماز ما بر مي گردد. نماز ما ضعيف است كه ما ضعيف هستيم. نماز ما چهره خوبي ندارد كه باطن ما به هم مي ريزد.

ما بايد روي نماز سرمايه گذاري بكنيم و هر چقدر انسان به شرافت نزديكتر مي شود، اشرافي تر مي شود نمازش بهتر مي شود و هر چه نمازش بهتر مي شود انسان اشرافي تر نسبت به نظام آخرت و به شرافت نزديكتر مي شويم پس در واقع دارايي يك نفر از جلسه خصوصي او، از مذاكرات او، از خلوت و هم نشيني او با خدا معلوم مي شود. اين شخص چقدر قيمت دارد؟ چقدر در نظام خطري پذيرفته شده و چقدر شرافت پيدا كرده چون شرافت از اسمش معلوم است كه يعني يك شخصي در نزد خدا گرامي و شريف باشد.

خوب اين بسته به اين است كه در نمازش چطوري مي تواند پرواز كند؟ از نمازش چگونه مي تواند استفاده كند؟ بنابراين يك شاخص بسيار مهم است كه ما هميشه آخرين وضعيت روحي و رواني و اخلاقي مان را از نماز مان بگيريم.

هر چا ضعفي هست، هر جا شكستي هست، هر جا اضطرابي هست، هر جا ناآرامي هست به ضعف نماز ما بر مي گردد. نماز ذاتش مثل اين آب، ذاتش قدرت آفرين، شادي آفرين مي بينيد آب سيال است، مايع است، تشنگي را برطرف مي كند، خيس مي كند. نماز ذاتش اين گونه هست. پس اگر ما همين طور كه آب اين آثار را نداشته باشد آنرا آب نمي دانيم.

اين نماز هم اگر آثار خودش را ظهور ندهد، ما آن را نماز نمي دانيم. نماز آثارش را شايد در چند ماه در جلسات احيا خوانديم، آثار بسيار زيادي دارد. قدرت بسيار زيادي در ما ايجاد مي كند فقط يك (تنهي عن الفحشا و المنكر) نيست،‌ نور هست، يادتان هست آثار زيادي (دهها اثر) را خوانديم. همه اينها با خود نماز هست، همه اين قدرتها، همه اين استحكامها همه شادي ها، همه آرامش ها و همه خوش اخلاقي ها و سازندگي ها با نماز است.

روي اين حساب مي گويد من بروم كلاس اخلاق، كلاس عرفان، بروم زير دست استادي مثلاً ساخته بشوم اما اگر ما سرمايه گذاري روي نماز كنيم، نماز را جدي بگيريم، سرمايه گذاري روي كيفيت نماز بكنيم، خودش تمام كارهايي كه يك استاد بايد انجام بدهد را انجام مي دهد اكثر قريب به اتفاق كارهايي كه يك استاد انجام بدهد اگر نگوييم همه اكثر كارهاي يك استاد ولي خدا را كه مي خواهد بالا سر انسان باشد را نماز خودش انجام مي دهد. خودش مرحله به مرحله ما را بالا مي برد.

(الصلاه معراج المومن) معراج است خودش بالا مي برد (الصلاه قربان كلي تقي) نماز عامل قربان هر آدم با تقوايي است. هر مومني را به خداوند نزديك مي كند. پس ما بجاي اينكه روي جهات ديگر سرمايه گذاري كنيم بايد سرمايه گذاري در نماز كنيم. روي نماز سرمايه گذاري كنيم و اين امكان ندارد مگر با فارق كردن خودمان، وقت گذاشتن، خلوت سازي و تمركز تا ما بتوانيم اين كار را انجام بدهيم.

اول در نمازهاي واجب، بعد انشاءالله در نماز هاي مستحب، هر چقدر به نماز و آدابش و محتوايش اهميت بدهيم، به باطن و معاني اذكار و كيفيت اذكار، ركوع و سجده ها، قنوت و قرائتها هر چقدر روي اينها سرمايه گذاري كنيم. سازندگي هاي خودش را نشان مي دهد. آثار شگفت انگيز خودش را نشان مي دهد و هيچ چيز به اندازه نماز نيست كه بتواند اين همه خيرات و بركات را به يك شخص منتقل كند.

لذا اصلاً اينكه يك نفر در درس، معنويات در انسانيت، در عرفان، در سير و سلوك، در اخلاق چقدر موق بوده از نمازش معلوم مي شود لذا انسان بايد فكر دارايي هاي جدي و ماندني خودش باشد. روي اين نماز سرمايه گذاري كند تا انشاءالله هر چقدر از سنش مي گذرد بخصوص جوانها، آنهايي كه جوانتر و جوانتر هستند وقتي به سن و سال ما مي رسند ديگر مثل ما اين همه ضعف، اين همه شكست، اين همه فتور و سستي نداشته باشند. قوي باشند و از نماز شان بتوانند استفاده ي زيادي كنند.

يكي از راههاي تقويت نماز اين كه ما به جوهره نماز كه مي تواند تمام كمبودهاي نماز ما را جبران كند يعني تعقيبات اهميت جدي بدهيم كه با آرامش بنشينيم و اين مرحله اول يعني آرامش خيلي مهم است كه انسان آرامش داشته باشد و مثل كسي كه دوست ندارد از پيش دوستش كنار برود، دوست ندارد از محضر دوستش دور شود.

با علاقه بنشيند، اگر در دل انسان موقعي كه دارد نماز مي خواند يا موقعي كه تعقيبات مي خواند اكر كراهتي وجود داشته باشد براي نشستن روي آنجا، عجله اي وجود داشته باشد كرهي واجود داشته باشد، نماز كاملاً خودش را در هم مي كشد و آثار خودش را اصلاً بروز نمي دهد.

خود شما هم همين طور هستيد اگر بدانيد يكنفر با شما صحبت مي كند خوشش نمي آيد با شما صحبت كند، نمي خواهد پيش شما بنشيند، نمي خواهد حرفهاي شما را گوش كند شما چه كار مي كنيد؟ شما همان لحظه ارتباط با او را قطع مي كنيد. مذاكره را ديگر ادامه نمي دهيد چون مي گوييد كه اين مقام ادبار و روي برگرداندن هست.

خوب نيست انسان اين كار را بكند. حتي خود معصومين هم به ما گفتند اگر ادبار داريد نرويد نزديك نماز، واجبات و حداقلها را انجام دهيد ولي اضافه تر از آنرا با ادبار اصلاً به سراغش نرويد چون اثر معكوس مي گذارد و خباثت مي آورد و قساوت قلب مي آورد براي انسان و اين خيلي بد است براي انسان كه هر وقت بخواهد نماز بخواند آمادگي نداشته باشد. هر وقت بخواهد نماز بخواند عجله داشته باشد و هول باشد هر وقت بخواهد نماز بخواند ترجيحهاي ديگري در دلش باشد. رغبتهاي ديگري در دلش داشته باشد نسبت به نماز و هيچ وقت با عشق و علاقه و صميميت و وقت كافي ننشيند.

آن طور كه انسان مي نشيند غذا مي خورد آن طور كه سر سفره با ميل مي نيشند. حالا مي خواهد نيم ساعت طول بكشد، يا چهل دقيقه هول نيست، يك فيلم يا سريال مي خواهد نگاه كند دوست ندارد تمام بشود در رابطه با خدا هم همين طور، با دوستش با عزيزترين كسش سخن مي گويد با خدا هم همين طور، بهترين آدمها كساني هستند كه وقتي مي خواهند نماز را شروع كنند براي تمام شدن آن انتها نگذارند وقت نگذارند.

البته قبلاً توضيح داديم در اين مهارتها كه نماز هاي واجب خيلي نبايد طول بكشد. آنچه كه خوب هست طول بكشد و هر چقدر هم انسان خواست طولش بدهد اشكال ندارد به شرط اينكه ظرفيتش را هم داشته باشد.

يكي نماز هاي مستحبي است و يكي تعقيبات هست، نماتان را نه سريع بلكه با يك طمئنينه خوبي، انسان نمازش را بخواند بعد بنشيند به تعقيبات تا هر مقدار كه ظرفيت و تحمل دارد تعقيبات بخواند. بخصوص صبحها كه خيلي اهميت دارد. خوب از جمله چيزهايي كه گفتيم خيلي مهم است در تعقيبات بعد از پايان نماز تكبيرات سه گانه بگويد كه سه مرتبه تكبير مي گوييم و صورت مان را به چپ و راست و جلو مي بريم.

سه مرتبه تكبير مي گوييم بعد تسبيحات حضرت زهرا‌(س) البته الان ما در جامعه خودمان در نماز هاي جماعت بعضي از مساجد كه از رشد اجتماعي و سياسي بالايي برخوردار هستند در بعضي از تجمعها بلافاصله بعد از نماز حالا بعضي جا ها (ان الله و ملائكه) مي خوانند كه بسيار خوب هست صلوات مي فرستند حالا يكي يا سه صلوات و قبل از انجام تسبيحات حضرت زهرا (س) تكبير مي گويند كه تكبير هم با اين كلماتي كه انسان سه مرتبه الله اكبر، خامنه اي رهبر مي گويند، مرگ برضد ولايت فقيه مي گويند مرگ بر آمريكا و اسرائيل و انگليس مي گويند كه اين ثوابش يقيناً كمتر از نماز نيست و فوق العاده مهم هست.

نه اينكه من بگويم بلكه بزرگان ما، امام امت، خدا رحمت كند مرحوم آيت الله مشكيني كه از اساتيد زبده اخلاق قم بودند، اولياء خدا بودند ايشان، فرمودند كمتر از نماز نيست چون تكبيرات بسيار مهم است بخصوص اعلام ولايت، اعلام تولي و تبري كه دستگيره هاي ايمان ذكر شده در اين تكبيرات هست.

بنابراين كسي فكر نكند اگر تكبير فرستاديم حالا مثلاً ثواب نماز كم مي شود يا مثلاً خيلي واجب است اول حتماً صلواتها را بفرستيم يا تسبيحات حضرت زهرا را بگوييم، نه بلكه اگر تكبير گفته شود از همه چيز بهتر است و يقيناً هم انسان با اطمينان و آرامش تكبيرات را بفرستد تقرب خيلي زيادي خواهد گذاشت و انسان را از بسياري از بلاها و مفاسد و فتنه ها نجات مي دهد.

از بسياري از فتنه ها انسان را نجات خواهد داد. كاري كه تكبيرات انجام مي دهد با همان ترتيبي كه الان مردم مي گويند نه تسبيحات مي تواند بكند، نه صلوات و نه خود نماز شايد بتواند آن كار را انجام دهد. اما تكبيرات اين كار را انجام مي دهد بنابراين به اين مسئله اهميت بدهيم. آنجا هايي كه هستيم و مي توانيم تكبيرات را بفرستيم و غير از آن انسان (ان الله و ملائكه) و صلوات ها را مي فرستد. و از جمله مسائلي كه فوق العاده مهم بود و ثواب هزار ركعت نماز را داشت تسبيحات حضرت زهرا است.

هر چقدر انسان روي تسبيحات سرمايه گذاري بكند مي ارزد يعني هي روز به روز، ماه به ماه، سال به سال تمركزش را روي اين 34 مرتبه الله اكبر و 33 مرتبه الحمدلله و 33 مرتبه سبحان الله با توجه به توضيحاتي كه در آن معاني آنها گفتيم.

با توجه به معنا و محتواي اينها انسان هر چقدر تمركز بگيرد تمام بيماري هاي روحي و رواني، تمام گناهان انسان را اين تعقيبات بعد از نماز و بخصوص تسبيحات حضرت زهرا (س) مي شويد و انسان را واقعاً پاك پاك مي كند. كما اينكه اگر يادتان باشد در بعد از تسبيحات گفتيم سجده شكر كه بحث امشب مان هم هست انشاءالله، آيت الكرسي بود كه اگر كسي آيت الكرسي بخواند خداوند تبارك و تعالي او و پدر و مادرش را مي بخشد.

خواندن يك تا ده مرتبه سوره ي توحيد بود كه حداقل يكبار اگر كسي بخواند مشمول مغفرت الهي است، ده بار كه خيلي بهتر است اگر مي تواند بخواند و اينها بود تعقيباتي كه بسيار مهم بود كه گفتيم انجام بشود و آخرين مورد هم سجده شكر بود در سجده شكر يك روايتي از امام صادق (ع) خوانديم.

ايشان فرمودند كه سجده شكر واجب هست، براي هر مسلماني كه انسان بعد از نماز از خدا تشكر كند فلسفه اش را هم توضيح داديم در جلسه قبل كه چقدر اهميت دارد كه انسان آنقدر شعور و ادب داشته باشد و بداند كه بزرگترين نعمتي كه خداوند تبارك و تعالي به او داده همين است كه به او اجازه داده كه در محضر خدا بايستد و بدون هيچ قيد و شرطي با خدا سخن بگويد و گفتيم هيچ كس نه معصوم و نه انبياء و نه غير از اينها هيچ كس در پذيرش ما به اندازه خداوند تبارك و تعالي لطف ندارد.

هيچ كس مهربانتر از خدا بهتر از خدا، آغوش بازتر از خدا بي تكلف تر از خدا هيچ كس نيست، نه هيچ معصومي، نه هيچ پيغمبري، و نه هيچ وليّ خدايي . آنقدر كه خدا ما را دوست دارد، آنقدر كه خدا ما را تحويل مي گيرد، آنقدر كه خدا خودش را در اختيار ما قرار مي دهد. هيچ كس نمي تواند اين كار را بكند. و اين بزرگترين افتخار، بزرگترين شرافت، بزرگترين شادي براي انسان هست كه خداوند اينقدر بي تكلف، اينقدر با مهرباني، و ساده و بدون تشريفات خودش را در اختيار ما قرار داده و اين را شما بدانيد اگر كسي نتواند در دنيا از اين نعمت عظيم استفاده كند (و من كان في هذه اعماء فهو في الاخره اعماء).

يقيناً از موقع مردن به آن طرف محروميتش خيلي زياد است يعني اين طور نيست كه يك نفر يك عمر با خدا قهر كند، رابطه اش ضعيف باشد، بي كيفيت باشد فرار كند، از خدا بعد از مرگ بتواند اين كار را انجام دهد. اگر بعد از مرگ بتواند انجام دهد يك نفر و خيلي خيلي بتواند انجام دهد مال كسي هست كه، مربوط به كسي است كه اين رابطه را در دنيا صميمانه برقرار كرده و قدرش را مي دانست.

اين شعور را ما بايد پيدا كنيم كه از بين همه نعمتهاي خدا كه ما داده هيچ كدام به اندازه نماز نيست هيچ كدام به اندازه اي نيست كه خدا خودش را در اختيار ما قرار دهد و به ما بگويد با من سخن بگو و هر چه هم مي خواهي از من بخواه، آن وقت عاطفي ترين روابط هم در نماز برقرار مي شود.

يعني يك رابطه خشك نيست. شما اگر خدمت آقا امام زمان (عج) برسيد خيلي كار زيادي شايد نتوانيد بكنيد، مگر شرّ و نذر يك آدمهايي بسيار مخصوص و ويژه اي باشند كه مثلاً جرأت كنند به امام دو متر نزديك شوند. جرأت كنند دست حضرت را بگيرند. حضرت اجازه بدهد، اجازه پيدا بكنند مثلاً در آغوش بكشند حضرت را، اجازه بدهند كه ببوسند. هچين چيزي نيست.

اولياء‌ خدا، خدا رحمت كند مرحوم آقا محمد تقي آملي را كه مي فرمودند كه وقتي حضرت را من ديدم به قدري نور حضرت زياد بود كه من داشتم جان مي دادم از شدت نورانيت و تشعشع حضرت، حضرت را قسم دادم و نور حضرت كم شد و من به آرامش رسيدم. خوب اما خدا اين طوري نيست خدا وقتي شما نماز مي خوانيد مي گويد تو با من رابطه بدني برقرار كن.

دوست داريد بغلش كنيد در قنوت چقدر اين رابطه قشنگ است، در ركوع چقدر قشنگ است. ديگر وقتي انسان اوج هم آغوشي خدا را مي خواهد داشته باشد به سجده مي افتد، سجده را حضرت فرمود: افتادن روي پاي خداست، چقدر اين صحنه قشنگ است. اگر ما بدانيم حالتهاي نماز چقدر در رابطه ي بدني ما با خدا موثر است اين بدن چقدر نوراني مي شود. اين بدن چقدر پاك مي شود كه چند دقيقه مي رود خدا را در آغوش مي گيرد. بي واسطه خدا را در آغوش مي گيرد.

نماز خواندن يعني بغل كردن خدا، يعني حقيقتاً اين اتفاق مي افتد و چقدر زيباست وقتي كه انسان نماز مي خواند متوجه باشد كه خدا را در آغوش گرفته و خدا به او چه افتخاري داده. چه عزتي به انسان داده. اگر اين را آدم بفهمد و به آن توجه كند. اينكه مي گويم كيفيت نماز هاي تان را بالا ببريد اينكه به اين مطالب توجه داشته باشيد.

هر چقدر سر نماز تمركز بگيريد كه من الان در چه حالتي هستم و چه كار مي كنم؟ من در چه موقعيتي هستم در ارتباط بدني با خدا؟ بماند از ارتباط قلبي و ذهني، روحي سر جاي خودش. همين كه من روي پاي خدا هستم، خدا به من اجازه داده در اين لحظه روي پايش بيفتم چه غوغايي مي شود. چقدر شيرين مي شود اين لحظه!

يك شعور و بينش مي خواهد، يك بصيرت و معرفت مي خواهد كه انسان اين را داشته باشد اگر اين را انسان فهميد آن موقع هست كه وقتي انسان نمازش را مي خواند و گفت (السّلام عليكم و رحمت الله و بركاته) واقعاً دوباره با اشتياق روي پاي خدا مي افتد و از خدا تشكر مي كند كه خدايا من كجا و تو.

قال تراب و رب الارباب. يك مشت خاك كجا؟ رب العالمين كجا؟ يك مشت خاك كجا و رب الارباب كجا؟ اين خدايي كه الان روي پايش افتادي به تو بدون هيچ وقت قبلي و بدون معطلي، بدون ناز و حجاب، بدون تشريفات و تكلف اجازه داده بروي روي پايش بيفتي همين كسي هست كه پيغمبر خدا و چهارده معصوم ذليلش هستند. التماس اين خدا را مي كنند. منت اين خدا را مي كشند.

اين خدا تو را پذيرفته، اين خدايي كه سيدالشهدا در عاشورا بعد از آن همه مصائب وقتي ديگر هيچ ياري براي حضرت نمانده و حضرت با آن تيرهاي آخري كه خورده و در خون خودش مي غلتد در لحظات آخر منت اين خدا را مي كشد. تملق اين خدا را مي كند حضرت در خون خودش.

اين خدا به تو اجازه داده كه بروي و با او بدون واسطه و تكلف و تشريفات راحت بغلش كني، و با او حرف بزني، راحت سرت را روي پايش بگذاري و با اين خدا حرف بزني و اين خيلي بزرگ است. خيلي مهم است كه انسان بداند موقع نماز چه چيزي گيرش مي آيد؟

چه وضعيتي دارد موقع نماز؟ اين را آدم بايد بفهمد و همين طوري است كه نماز قربان مي شود. همين طوري است كه نماز معراج مي شود و ما را بالا مي برد و ما كور برويم در نماز و كور برگرديم، غافل برويم و غافل تمامش كنيم.

اين همان است كه امام صادق (ع) مي فرمايند: شما پنجاه سال، شصت سال، نماز مي خوانيد و يك ركعتش هم قبول نمي شود. چون اصلاً ما هيچ ارتباطي برقرار نكرديم در هيچ كدام از نماز هاي مان و به اين باطن انسان توجه كند. لذا حضرت مي فرمايد: (سجده شكر واجبه علي كل مسلم تتم بها صلاتك) شما نمازت را تكميل مي كني با اين سجده، به اتمام مي رساني. (ترضي بها ربك) پروردگار خودت را از خودت راضي مي كني.

حالا رضايت پروردگار را مي خوانيم: (و تعجب الملائكه منك) ملائكه به شگفت مي افتند از تو و (انّ العبد اذا صلّي ثم سجد سجده الشكر فتح رب تعالي حجاب بين العبد و بين الملائكه) وقتي بنده نمازش را خواند و سجده شكر كرد خداوند حجاب بين او و ملائكه را برطرف مي كند (فيقول يا ملائكتي انظر الي عبدي ادّا غربتي).

نگاه كنيد اي ملائكه من به اين بنده من كه واجب مرا ادا كرد و بجا آورد و (اتمّ عهدي) و عهد مرا به پايان رسانيد (ثمّ سجد لي شكراً علي ما انعمت بي عليّ) سپس از من تشكر مي كند به خاطر نعمتي كه من به او دادم. خدا چه مباهاتي به اين بنده اش دارد كه اينقدر ادب و شعور دارد و ما معرفت سجده مي كند يك موقع هست كه مي گويند آقا سجده شكر واجب است يا مستحب است طرف براي ثوابش اين كار را انجام مي دهد نمي داند چه هست؟

مي گويد آقا گفتند مستحب است انجام بدهيم و ثواب ببريم، حالا نه يك موقع هست كه يك كسي مي داند چه چيزي گيرش آمده در نماز و خدا به او چه مقامي داده و خدا او را به چه جايگاهي آورده و آن چند دقيقه اي كه در حال نماز بوده در چه كالي بوده؟

اين اذن و اجازه، اين بدون تشريفات قبول كردن، اين پذيرفتن، با آن مهم به سجده شكر مي رود و از خدا تشكر مي كند اين خيلي فرق مي كند. حالا خدا به ملائكه مي گويد كه (ملائكتي ما ذا لهو) به اين بنده ام چه چيزي بدهم؟ (فتقول الملائكه يا ربنا رحمتك) ملائكه مي گويند پروردگارا رحمتت را بده يا نه ما ذا لهو چه چيزي براي او باشد؟ (يا ربنا رحمتك) رحمتت براي او باشد.

به به ! ملائكه پاك عزيز و مهربان، مستجاب الدعوه هاي در نزد خدا، (عباد المكرومون) بندگان بسيار گرامي خداوند مي گويند خدايا اين بنده را رحمتت را به او بده. قربان خدا بروم چه خدايي؟ حالا شما فكر مي كنيد كه اگر خدا سوال كرد و ملائكه جواب دادند. خدا چه مي گويد؟ حدس بزنيد ببينم خواهر ها و برادر ها كه خدا بعد از اينكه ملائكه مي گويند خدايا رحمتت را شامل حال بنده بكن. خدا چه مي گويد؟

حرفهاي قشنگي است اينها حداقل هاست اما نه. گوش كنيد ببينيد خدا چه مي گويد؟ (ثمّ يقول ربُّ تعالي ثمّ ماذا لهو) خوب رحمت را دادم ديگر چه بدهم؟ عجب خدايي است. الله اكبر. (فتقول الملائكه يا ربنا جنّتك) ملائكه مي گويند خدا بهشت را بده. به به! ادب چقدر خوب است، ادب چه كار مي كند؟ يك كسي مي فهمد كه خدا به او چه داده حالا نه نماز هر وقت انسان نعمتي نصيبش مي شود شعور داشته باشد ادب داشته باشد.

ما غرق رحمت و نعمت خدا هستيم در بحث شكر توضيح داديم كه چقدر غرق رحمت خدا هستيم، اصلاً نمي شود حسابش كرد. انسان اين را بفهمد كه خدايا من واقعاً نمي توانم و در محاصره نعمتهاي تو هستم و قادر هم نيستم. لذا امام سجاد (ع) فرمودند خداوند از اولياء‌خودش عجز بر شكر خودش را بعنوان شكر پذيرفته.

البته اولياء گفته اند خدايا ما نمي توانيم كاري بكنيم هيچ كاري نمي توانيم بكنيم، همه دستها را بالا بردند و تسليم شدند، پيغمبر، اولياء الهي از پيغمبر بزرگتر كه ديگر نداريم. خداوند مي گويد اين عجز را پذيرفته و اگر كسي به اين معرفت برسد خيلي خوب است تا اينكه بي ادب باشد و شاكي از خدا نعوذ بالله.

بي ادب باشد و طلبكار از خدا، خيلي بد است، خوب حالا بعدش خدا چه مي گويد؟ (فيقول ربّ تعالي ثمّ ماذا) ديگر چه؟ رحمت دادم، بهشت دادم، ديگر چه بدهم؟ حالا خدا خودش راضي نمي شود. ببينيد باطن شكر چه كار مي كند؟ ما بايد از اين كلام خدا و از اين صحنه اي كه الان امام صادق (ع) تعريف مي كند بفهميم كه اگر كسي مي خواهد ميانبر برود، اگر كسي مي خواهد حركت قدرتمند انجام بدهد بايد روي نعمت شكر كار كند. از خودش شخصيت شاكر بسازد. كه مباحثش را هم در شرح زيارت عاشورا مفصل گفتيم اين چند جلسه آخر زيارت عاشورا راجع به شكر بود و سجده شكر را توضيح داديم.

شكر چيست؟ و شخصيت شاكر چيست؟ باطن شكر چيست؟ اين يك كلاس بالا، يك مرتبه بالا از يك شخصيت برجسته و بزرگ است، شخصيت شاكر، روي شكر كار بكنيمف لفظ، زبان مان، بدن ما و قلب مان از همه مهمتر، شكر قلبي، ائمه ما اين طوري نبودند كه (حالا اگر تربيت بشويم بعد از نماز يك سجده شكر بجا بياوريم) ائمه وقتي يك نعمت به آنها مي رسيده و اين نعمت را درك مي كردند. ديديد ديگر خواندم برايتان در زيارت عاشورا، امام باقر (ع) از روي اسب پايين مي آيند در راهي كه دارند مي روند و به سجده مي افتد شكر خدا را به جا مي آورد و دوباره سوار اسب مي شوند.

صحابي مي پرسند چطور شد؟ و چه شد آقا؟ مي فرمايند: ياد يكي از نعمتهاي خدا افتادم و ديدم بايد تكش ركنم از خدا. يك اتومبيل خريدي، دو ركعت نماز شكر بخوان، يك چيزي موفق شدي براي خانه تهيه كردي، دو ركعت نماز شكر بخوان نماز نمي خواني؟ يك سجده شكر بجا بياور. يك نعمتي به تو رسيده يك سجده شكر، يك شادي، يك آرامش، ياد يكي از نعمتهاي خدا افتادي.

اگر انسان بيفتد به شكر و يك شخصيت شاكر بسازد اين باطن شكر چقدر عالي است. اصلاً بحث، بحث سجده شكر نيست بحث، بحث شخصيت شاكر است. كه شخصيت شاكر اينقدر نزد خدا عزيز است. و انسان مي تواند تمام كدورتها، تمام حجابهاي بين خودش و خدا را بردارد با شاكر بودن به معناي حقيقي و اصول شخصيت يك شاكر را در شرح زيارت عاشورا توضيح داديم.

اصول شخصيت شاكر اين نيست كه سجده شكر بجا بياورد، و هي يكسره شكره بكند بلكه بايد مثل نماز باطن شكر از او سرريز شود. آثار شكر يك آثار خاصي است. اگر شكر به سراغ كسي آمد يك سلسله انرژي ها، قدرتها، كمالات، انبساطها در باطن شكر دارد مثل كپسولي است كه بخوري چنين اتفاقي برايت مي افتد. يك شرابي است كه اگر بخوري انبساطها و مستي هاي خاص خودش را دارد.

اگر شكر بيايد سراغ يكنفر، يك نفر عرضه كند سلوك كند و برود به سمت شكر و بتواند شكر را در وجودش سرريز كند خيلي اتفاقهاي مهمي در زندگي اش مي افتد و اين را من به شما بگويم شكستهاي ما در مسائل عرفاني،‌معنوي، اخلاقي، روحي و رواني، حتي شكستهاي ما در زناشويي، در تربيت بچه، در مسائل اقتصادي مهمترين عاملش كفر ماست. و ناسپاس بودن ما است. شاكر نبودن ماست.

اگر ما در صحنه هاي مختلف زندگي شكست مي خوريم به بن بست مي رسيم براي اين است كه شاكر نيستيم، (و لان كفرتم انّ عذابي لشديد) سنت خداست. اولش مي گويد: (لان شكرتم لازيدنّ كم) اكر يك كسي نعمت را ببيند و شكر كند من به او بيشتر مي دهم مي گويد او شعورش مي رسد ظرفيت دارد. اين ظرفيت بيشتري دارد و مي فهمد كه چه چيزي گيرش مي آيد من هم بيشتر به او مي دهم. اصلاً چيزي را كه به ذهن و مخيله اش نمي آيد.

(من حيث لا يحتسب) من به اين خواهم داد اگر ما در زندگي هاي مان گره ايجاد مي شود چه از نظر اخلاقي، چه از نظر معنوي و عرفاني، چه از نظر اقتصادي، چه از نظر عاطفي، در زندگي هاي مان، چه در روابط خانوادگي، زن و شوهر، خواهر و برادر، فرزند و والدين مشكلات ايجاد مي شود.

همه مال اين است كه ما يك جاهايي كفر از ما سر زده. اين خيلي مهم است. حالا دقت كنيد، (فيقول ربي تعال ثمّ ماذا) آدم گاهي وقتها دلش تنگ مي شود براي ائمه، كيف مي كند از ائمه، مي گوييم خوب به روح فلان امام به روح چهارده معصوم به روح فلان شخصيت اعلام صلوات بكنيم با اين خودمان را تخليه مي كنيم.

الان من مي خواهم چيزي براي خدا بگويم نمي دانم چه بگويم. بگويم چه كار كنيم؟ براي اين خدا چه بايد كرد؟ براي خدا صلوات بفرستيم؟ شايد هم بخرد و خوشش بيايد خدا، خوب حالا يك صلوات براي خدا بفرستيم. اين خدا را چه كارش كنيم؟ آدم چه كار بايد بكند بگويد جانم را بدهم؟ چه چيزي را فدايش بكنم؟ هر چه هم كه بخواهيم بدهيم را خودش داده چه كار مي شود كرد با او؟

يك مواقعي مي خواهيد به او بگوييد كه دورت بگردم، قربانت شوم، فدايت شوم، مثل امام سجاد (ع) كه مي فرمايد:‌ (عبدك فداه، عبيدك بفنائك، سائلك بفنائك، فقيرك بفنائك) انسان به سجده مي افتد روي پاي خدا به به، فدايت شوم بنده كوچكت، سائلت، فقيرت به فدايت شود. جانم خدا، چه خدايي شب جمعه عزيز ما را آورده در اين مسجد، هزاران مانع را از ما برطرف كرده تا ما آمده ايم به اينجا، چقدر شياطين به ذهن و دل ما حمله كرده كه ما نتوانيم به اينجا بياييم.

چقدر موانع وجود داشت به ملائكه گفت نگذاريد بنده ام ضعيف شود. نگذاريد وسوسه ها رويش اثر بگذارد. موانع را از سر راهش برداريد تا بيايد در بهشت من بنشيند در مسجد خدا، آن هم شب جمعه، شب درد دل، سحر بيايد بنشيند ما چگونه تشكر كنيم از خدا، كه ما را به ضيافت ويژه خود دعوت كرده امشب.

عرفا فرمودند كه اگر خواستيد دور خدا بگرديد همانطور كه دور كعبه چهار وجه هست و مي گرديد و خدا خانه اش را چهار وجهي قرار داده و طواف كه شما مي كنيد در واقع دور خدا مي گرديد با اين چهار ذكر يك دور طواف كن دور خدا و چقدر هم قشنگ است انسانف خوشبختانه اين چهار ذكر را در بهترين جاي نماز به ما دادند.

سبحان الله والحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر. چقدر شيرين است. بزرگان، اساتيد قدرتمندان، در اين مسير مي گويند يكي از اذكاري كه فوق العاده انسان را به قرب مي رساند تسبيحات اربعه است. آدمهايي با اشتها، آنهايي كه ظرفيت دارند.

بعضي ها تك ذكري ظرفيت دارند يعني اگر ذكر شان دو تا شود حضور شان مي پرد، حالشان مي پرد. بايد تكي بگويند سبحان الله، سبحان الله، الحمدلله، الحمدلله اين طوري بگويند اما آنهايي كه قدري بد مست تر هستند اذكار شان طولاني تر هست و همه اش هم با حضور قلب نگه مي دارند. تسبيح را دستش مي گيرد اصلاً تسبيح نمي خواهد خوردن است ديگر هر چه بخوري خوردي.

بنشين روي سجاده و رو به قبله هر وقت دلت خواست، هر وقت حال داشتي، هر وقت دلت براي خدا تنگ شده، هر وقت دوست داشتي قربان صدقه اش بروي، سحر آن مواقعي كه كسي كارت ندارد و كسي تو را نمي بيند با كسي كاري نداري بگوييد سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر. به به! (فتقول الملائكه يا ربنا كفايه مهمه) خدايا كار هاي مهمش را تو خودت كفايت كن.

كارهاي سخت و مهم دارد در زندگي، تو خودت كفايت كن و كارهايش را راه بيانداز (فيقول ربّه) مگر خدا ول مي كند حالا اين طوري است خدا. خيلي رفيق است يك سجده شكر كردي برايش. رفاقت اين طوري است اصلاً خدا با اين كارهايش رفاقت را ياد مي دهد.

اگر آدم مي خواهد رفيق بازي كند، رفيق داشته باشد، رفاقت براي پدرش، فرزندش، همسرش و كسان ديگر رفيق ياد مي دهد. (ثم ماذا) ديگر چه؟ (فلا يبقي شيء من الخير الاّ قالت الملائكه) ملائكه هيچ چيز ديگري باقي مي ماند كه همه را مي گويند تمام كه مي شود خداوند مي فرمايد: (فيقول الله تعالي يا ملائكتي) آنها همه را گفتند ديگر و تمام شده ثمّ ماذا؟

ديگر چه؟ آقا ملائكه علم شان تمام شده و هيچ چيزي ديگر نمي دانند كه بگويند، هر چه مي دانستند گفتند، هر چه چيز مي شناختند براي اين بنده گفتند. (فتقول الملائكه يا ربنا لا علم لنا) ما نمي دانيم ديگر چه مي خواهي با او بكني؟ حالا فعلاً‌ تا ساعت بعد، انشاءالله ساعت بعد اشاءالله برايتان مي گويم كه خداوند مي خواهد چه كار كند با كسي كه سجده شكر بجا آورده؟

والحمدلله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين.