جلسه 026 - نماز
شماره جلسه
26
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
11
روز
24
متن کامل (خام) ‌ جلسه 026 - نماز

درود و برکات خداوند تبارک و تعالی برشما عزیزان، خواهران و برادران با که شب مبارک جمعه را برای عبادت و احیاء انتخاب کردید. خداوند انشاء الله این عبادت ها را مایه خوشبختی و سکون و آرامش ما در دنیا و مایه سعادت ما در آخرت قرار دهد.

بحث ما درباره آثار نماز بود که روایتی از پیامبر را گفتیم که فرمودند که هر که در نماز شرایع دین هست. از آیین های دین است و در آن رضای حق تعالی و راه انبیاء می باشد « نمازگذار محبوب و ملائک هست و نماز هدایت و ایمان و نور معرفت هست برکت در رزق است، راحت بدن است و کراهت شیطان و صلاح بر علیه کفّار و کافرین و اجابت دعا می باشد» و حضرت می فرماید : « و قَبولُ لِلاَعمال» نماز موجب قبولی سایر اعمال است، یعنی آن چه که تأثیر گذار است، موجب می شود، اصل است که سایر اعمال با نماز پذیرفته می شود، نماز ستون دین است، مثل یک ساختمان که اگر ستون نداشته باشد سایر قسمت ها به درد نمی خورد، نماز هم همین طور است اگر کسی اهل نماز نباشد دینداری او به درد نخواهد خورد سایر اعمال اگر می خواهند پذیرفته شوند منوط به نماز است. « و زادٌ لِلمؤمِنِ مِنَ الدُنیا إلی الاخرة » و توشه مؤمن هست نماز از دنیا به آخرت، هر چقدر بهتر و با کیفیت تر و بیشتر باشد بهتر است « وَ شَفیعٌ بَینَهُ وَ بَینَ مَلَکِ المُوت » نماز شفیع است بین انسان و ملک الموت. فرشته موت حضرت عزرائیل علیه السلام ، فرشته ای است که قبض ارواح کار اوست در تمام عالم نیرو و فرشته ای است که کار قبض را انجام می دهد در مورد انسان ، حیوانات و گیاهان و خروج از این مرحله هر جا قبضی انجام می گیرد کار قابض الأرواح و ملک الموت و عُمّال او هستند. کیفیت این که او چگونه جان ما را می گیرد - در واقع یعنی خود ما را می گیرد چون ما غیراز جان چیز دیگری نیستیم - قبض می کند ما را ، بسته به کیفیت اعمال و رفتار ما و روح ما است. در روایت داریم که ملک الموت علیه السلام با قیافه های مختلف برای قبض روح می آید به صورت زیباترین قیافه ها تا وحشتناک ترین و زشت ترین قیافه ها می آید. آن چه که قیافه ملک الموت را زشت یا زیبا می کند زشتی و زیبایی خود آدم است. در واقع او تابع روح و نفس ما است. کیفیت این که یک قوّه یعنی همان فرشته وحی با ما برخورد می کند. کیفیت آمادگی و کارایی ما است که ما چگونه خودمان را برای آن ملاقات مهم آماده کرده باشیم، در روایت داریم که حضرت ابراهیم علیه السلام از خداوند می خواند که قیافه ملک الموت را ببیند آن موقعی که جان مؤمن را می گیرد و جان کافر را، می فرماید که وقتی با قیافه ای که جان کافر را می گیرد نزد حضرت ابراهیم، حضرت ابراهیم به قدری ترسید که فرمود که: اگر یک نفر جهنّم نرود همین یک قیافه را ببیند برایش کافی است. همین دیدن او برایش بس است. حالا خدا می داند چقدر دهشت و وحشت داشته آن قیافه که آن قدر حضرت ابراهیم با آن قدرت روحی فوق العاده اش ترس او را برداشته است بعد می فرماید : با قیافه ای که مؤمن را قبض روح می کند آمد نزد حضرت ابراهیم، حضرت به قدری لذت برد و مسرور شد که فرمود: هر کس بهشت هم نرود و این قیافه را یک بار هم ببیند برایش کافی است. یعنی آن قدر تفاوت وجود دارد. حضرت ملک الموت برای مؤمن خیلی باتواضع و مهربانی می آید برای قبض روح و در حدیث داریم مثل یک غلام مثل یک خدمتکار می آید و با ادب می آید و دعوت می کند از مؤمن بعد از این که پنج تن علیه السلام را به مؤمن نشان می دهد و در مؤمن میل و رغبت ایجاد می کند با آرامش خیلی زیادی مؤمن را منتقل می کند به برزخ. پس هر چقدر درون یک نفر زیباتر باشد، فرشته مرگ را زیباتر می بیند. هر چقدر زشت باشد این را خود آدم می تواند بفهمد، هر چقدر زشت باشد بدتر، خطرناک تر و وحشتناک تر به سراغ ما می آید. حالا می فرماید که نماز شفیع بین انسان و ملک الموت است یعنی باعث می شود که ملک الموت به صورت خطرناک و دردآور به سراغ انسان نیاید با مهربانی سراغ انسان بیاید. هرچقدر درباره آثار نماز صحبت کنیم باز کم است. در بحث اسماءالله توضیح دادیم که برای اشیاء و برای موجودات چند نوع وجود قائل هستیم. وجود کتبی ، وجود لفظی ، وجودهای درجات بالاتر.گفتیم : وجود کتبی هر چیزی تأثیر گذار است برای همین شما وقتی دعایی را می نویسید، اسماءالله را می نویسید و همراهتان است این تأثیر گذار است وجود کتبی است. یعنی یک آدم بی سواد رفته از یک عالم یک ولی خدا، یک دعایی را گرفته و او گفته همراهت باشد، یا از این گردنبند ها که در مغازه ها وجود دارد که روی آن ها اسم خدا یا چهار قل یا آیة الکرسی نوشته شده، خودتان هم نمی دانید چیست ولی وقتی می گیرید به گردن می اندازید، اگر انسان سواد هم نداشته باشد همان وجود کتبی دارای اثر است. این که در یک ظرفی اسم خدا را می نویسند می گویند با زعفران اسم خداوند را بنویس آیة الکرسی یا معوذتین را بنویس و آب روی آن بریز و بخور. آن وجود کتبی واقعاً مؤثر است. و در مباحث امروز هم علوم ثابت کرده اند همان CD آب، شما دیدید در CD آب که وقتی الله به آب یا قرآن خوانده می شود چه تأثیری بر آن دارد که وقتی چیز دیگر خوانده می شود آن تأثیر را ندارد. البته این وجود کتبی نیست، وجود لفظی است، که شما می گویید بسم الله الرحمن الرحیم یا الله یا هر چیز دیگری از اسماء مقدس را می گویید تأثیر دارد. اسماء غیر مقدس هم تأثیر گذار است. هر اسمی را که انسان می برد تاریکی می آورد یا نورانیّت می آورد. وجود لفظی و کتبی دارای اثر است.در مورد نماز اصلاً اگر کسی معنای آن را نفهمد و نداند چیست درکی هم نداشته باشد، ما یک سلسله آثار داریم آثاری هست که در سطح بالا باید روی ما اثر بگذارد که وقتی شما معنی نماز را نمی فهمید ، این ندانستن نماز باعث می شود که آن آثار و بُرد بلند نماز در شما ظاهر شود چون شما اصلاً ارتباط برقرار نکردید. مثل این که الان شما این جا بنشینید سر کلاس ، یک نفر فارسی زبان نباشد مثلاً ترک یا عرب باشد و اصلاً متوجه نشود امّا صِرف این که بیاید در این جلسه بنشیند این حرف ها را که ما می گوییم، لفظ را می گوییم، این علامت هایی را که شما می فرستید یک وجود لفظی تولید می کنید. این نوع تأثیر و نورانیّتی که روی او می گذارد غیر از این است که مجلس فسق و فُجور برود و حرف های بد بشنود ولو این که آنجا هم فارسی صحبت می کنند. زمین تا آسمان این دو تا با هم متفاوت هستند. لذا اگر کسی حتی معنای نماز را هم نفهمد همین قیافه و ظاهر درآوردن، روبه قبله ایستادن، این اسماء را به زبان آوردن، وضو گرفتن دارای یک نوع اثر است و طهارت می آورد. یک نوع تأثیر گذاری دارد و یک نوع پاکی هایی در حدّ خودش ایجاد می کند. ذکر ، لفظ ، قرآن، نماز، صلوات وقتی که وجود لفظی دارد وجود کتبی دارد یک سلسله آثار خاص خودش را دارد. وجودهای دیگر هم یک سلسله آثار خاص خودشان را دارند. لذا شما وقتی وارد مسجد می شوید هیچ کاری هم نمی کنید ولی احساس پاکی و احساس آرامش می کنید ناخودآگاه. حرم هم می روید همین طور است. اگر کلیسا هم بروید آن مقدار که در آن طهارت است می بینید که آثار دارد. کنیه یهودیان بروید یک نوع اثر دارد. یک حسینیه ، تکّیه هر کجا که بروید آثار خاص خودش را می گذارد. بُت خانه که بروید آن جا هم آثار خودش را به صورت منفی روی انسان می گذارد. پس وقتی راجع به آثار نماز می خواهیم صحبت کنیم بی نهایت آثار دارد. یک قسمت از آن را معصوم شمرده است تا ما بدانیم. لذا این صورت کتبی و لفظی نماز یا اذکار نوعی از طهارت را برای ما به ارمغان می آورد که در نوع ارتباط ملک الموت تاثیر گذار است. « وَ اُنسٌ فی قَبرِه » نماز اُنس در قبر است. قبر یعنی نفس خودمانی. هر کس می خواهد بداند قبرش چگونه است ببیند روحش چگونه است. همین الان شخصیّتاً چه جور روحی دارد و روح او در چه وضعیتی است همین روحی را که داریم قبر ماست. هر جوری که الان زندگی می کنیم، هر شخصیّتی که الان ما داریم نفس ما و قبر همان است. بنابراین اگر شما یک روح شادی دارید، روح آرامی دارید که می تواند با خدا لذت ببرد با معصومین لذت ببرد با ماوراء طبیعت لذت ببرد، روحی که با قرآن رفیق باشد و آن را بپذیرد و آن ها را دوست داشته باشد. پذیرش این ها در وجود او کار راحتی باشد و با این چیزها اُنس داشته باشد قبر شما بعداً همین جوری خواهد شد. یعنی وقتی وارد نظام برزخی می شوید اگر یک نفر قرآن بخواند و فاتحه برای شما بفرستد یا سر قبر شما بیاید زیارت عاشورا بخواند می بینید که تأثیر گذار است زیرا قبلاً روی قبر شما که همان نفس بود تأثیر می گذاشت. یک موقع هست فرض بفرمایید که بنده یک آدم بی سوادی هستم که با ادعیه بزرگ ارتباط ندارم مثلاً اگر زیارت جامعه کبیره برای من بخوانند هیچ چیز سرم نمی شود ، دعای عرفه بخوانند خیلی درک درستی از آن ندارم. حالا کسی بخواهد سر قبر من جامعه کبیره بخواند و هدیه کند خیلی چیزی به من نمی رسد. اگر می خواهید بدانید چیزی به قبر می رسد مثلاً پدر یا مادرتان به رحمت خدا رفته بعد یک چیزی برای قبرش بفرستیم تا نورانی شود قبر او، باید یک جوری باشد که اگر این در دنیا بود و آن را می خواند نورانی می شده است. اگر بر او جوشن کبیره یا زیارت جامعه کبیره بخوانی او در دنیا هم بود از آن استفاده ای نمی کرد. ولی مثلاً یک زیارت عاشورا می خواند یا روضه حضرت ابوالفضل برای او می خواندید خیلی با روضه شنگول می شد. یک چند تا صلوات یا با سوره ای از سوره های قرآن رفیق بوده مثلاً سوره انبیاء را برای او بخوانی هیچ درکی از آن ندارد ولی با سوره ناس خیلی صفا می کرده، سوره ناس برایش همه چیز بوده و همه کاری هم می کرده است یا یک دعایی که شاید معنی آن را هم نفهمد ولی اُنس با آن داشته است. مثلاً یک بنده خدایی می گفت : این مادر زن ما هر وقت پشه می آید خانه می گوید دعای حشرات بخوانید- این دعای عشرات هست اوّل مفاتیح، عشره یعنی ده تایی – به آن دعای حشرات می گفته و با آن اَُنسی داشته است. (مثلاً حشره های قبرش بیرون می رود) بالاخره با آن اُنسی داشته است. می گفته هر وقت خانه ما پشه و ساس می آمد سوره ناس می خوانم می گویم قُل اعوذ برب الناس ، برو ای ساس، برو ای ساس. خلاصه یک جوری با آن سنخیت دارد و با آن صفا می کند، شما باید با همین چیزی که این با آن سنخیت داشته را برایش بفرستید. چیزی را که استفاده نکرده چه بسا اگر آن را می خواندی بدش می آمده ولو مذهبی هم ولی خوشش نمی آمد. بنابراین مثلاً اگر می خواهید بدانید آن جا قبر شما با نماز روشن می شود ببینید اینجا روشن می شود یا نه؟ به قول لات ها می گویند بزن روشن شوی، همه که بزنند روشن نمی شود، کسانی روشن می شوند که سنخیت دارند اهلش هستند، می گویند نماز اُنس در قبر است اگر این جا با نماز روشن می شوی در قبر هم روشن می شود. اگر کسی دو رکعت نماز بخواند و برایت اهدا کند روشن می شوی. نمازی را که این جا خواندی هم آن جا تو را روشن می کند. پس دقت کنیم که مبنا خودمان هستیم الان. اگر شخصیّتاً لِه و فشرده و مضطرب هستی آن طرف هم این گرفتاری را داری. اگر این طرف نمازت ، زیارت و حجّ تو و کارهایی که می کنی یک شخصیّت شاد و آرام و شخصیّت باادب و مهربان درست می کند تو را ، آنجا هم همین جور است و مؤثر است. آدم هایی که این جا از جهت فشار روحی انقباض دارند شهید هم که می شوند در قبر انقباض دارند. داستان سعد را نگاه کنید نزد پیغمبر به شهادت می رسد شهید رکاب پیغمبر است. میکائیل و جبرائیل با هفتاد هزار فرشته به تشییع جنازه او می آیند امّا چون این فرد در خانه بداخلاقی می کرد و زن و بچّه اش را در فشار روانی می گذاشته – بد اخلاقی در فشار گذاشتن خود و دیگران است، آدم اخم که می کند خُلق و قیافه اش را تنگ می کند، سروصدا و بهانه جویی می کند غُر می زند و دیگران را درفشار می گذارد این فرد همین الان قبرش در فشار است این فردا هم که می میرد این فشار قبر را با خودش دارد. خیلی هم آدم خوبی باشد باز فشار قبر را با خودش دارد. هیچ کس را فشار ندهید، انسان باید خودش را طوری تربیت کند که نه پدرومادرش از او در فشار قرار بگیرد نه خانواده اش. مدیر و زیردست در فشار قرار نگیرند با اخلاق بد ما. روح کسی را منقبض نکنیم. هر انقباضی که به کسی وارد کنیم به ما وارد خواهد شد نظام کاملاً ریاضی است. می فرماید: نماز اُنس در قبر است. هر چقدر الان اُنس با نماز را بیشتر کنی آن طرف روشن تر هستی. با قرآن ، با صلوات، با روضه ، با زیارت با هر چیز مقدس اُنس داشته باشی روشنت می کند. ما روشنایی زیاد داریم که می توانیم از آن ها استفاده کنیم و با آن ها روشن شویم. یکی از چیزهایی که روشنایی برای ما می آورد نماز است. ای کاش می فهمیدیم که همین الان در قبر هستیم. اگر ما الان که در قبرهستیم اُنس بگیریم با نماز، با قرآن ، زمانی که قرار است غم و غصّه و فشار به سراغ ما بیاید، اعصاب ما خرد شود انبساط ما از بین برود می بینید که اگر چند تا آیه قرآن بخوانید، یک مجلسی می روید، کسی از مؤمنین را می بینید ، یک صلواتی می فرستید . یک روضه و زیارت بروی روشن می شوی و از آن حال در می آیی، ان شاء الله آن جا هم می توانید وقتی در تاریکی ها و فشار قبر قرار می گیرید این اعمال آن جا با شما هست و شما را نجات می دهد. سعی کنید تمام قبرتان را روشن کنید تمام مدت قبر یعنی مدّت عمرتان. در تمام مدّت عمر آرامش و انبساط خودتان را از دست ندهید، آن هم راه های خاصی دارد که انسان آرامش و انبساط خودتان را از دست ندهید. آن هم راه های خاصی دارد که انسان آرامش و انبساط خود را از دست ندهد و قدرتمند شود. این ها به برکت دین و دین داری می تواند آرامش خود را حفظ کند. این مژده بزرگی است که نماز اُنس در قبر است پس سعی کنید با نماز رفیق شوید به جای فرار از نماز و تلخ شود برای ما، نماز جذاب و شیرین شود. از نمازهای واجب هم بگذریم و نمازهای مستحب را هم زیاد کنیم، اول یک نماز غفیله بین نماز مغرب و عشاء بخوانیم، یک دو رکعت نماز وتیره بعد از نماز عشاء بخوانیم یا مثلاً دو رکعت نماز غفیله قبل از نماز صبح بخوانیم یواش یواش نافله ها و نمازهای دیگر را اضافه کنیم این ها مجموعاً باعث می شود که انسان با نماز اُنس پیدا کند. « وَ فِراشٌ تحت جَنبة » یعنی نماز فرش زیر اوست در قبر. انشاءالله در دنیا هم با نماز آرامش داشته باشیم هر چقدر انسان آرامش کسب کند فرش زیر پای او بهتر است. « وَ جَوابٍ لِمُنکَرٍ و نکیرٍ » این خیلی قسمت سختی است. نماز جواب نکیر ومنکر است . آن دو فرشته ای که می آیند و سوال از کارها و اعمال ما می کنند خود نمازجواب است. چرا نماز جواب است؟ برای اینکه شما در نماز تمام عقاید خودت را اظهار می کنی. أشهد ان لا اله الا الله از خدا شروع می کنی، پیامبر را می گویی صلوات می فرستی ، توحید ، نبوت، ولایت و معاد را داری. « مالِکِ یوم الدّین » هر روز سر نماز این اعتقادات را تکرار و اظهار می کنی. و اثر دارد این ها و تأثیر خودش را می گذارد. قربان خدا بروم کاری کرده است یک نفر با کمترین امکانات و اطلاعات و بدترین وضعیت در ضعیف ترین حالت وقتی نماز می خواند دائماً تربیت می شود این ها را می گوید و می شنود تا این ها جزء وجود او می شود و به راحتی خارج نمی شود. عوام چقدر خوب و محکم هستند تا آخرین لحظات باورها و عقاید خودشان را دارند. هیچ وقت هم از آن ها گرفته نمی شود. چقدر خوب هستند مردم ولو بی سوادها هم ده ها سال نماز خوانده اند و این تأثیر داشته نماز شنیدن، روی منبر، پای منبر یک سره در وجود او رفته تا باور کرده است. بعضی وقت ها انسان ها بعضی چیزها را آن قدر باور می کنند مثلاً حضرت ابوالفضل را بیشتر باور می کنند تا بقیّه معصومین را. یکی از علما می گفت: مردم، به حضرت عباس ما خدا داریم. یعنی باور مردم به حضرت عباس بیشتر است که اگر خدا هم باید خودش را ثابت کند باید متوسل به حضرت عباس متوسل شود. این جزئ وجودت شده است و حضرت عباس هم او را کمک می کند و نجات می دهد. « وَ تکونُ صَلوةُ العَبدِ عِندَ المَحشر تاجاً عَلی رَأسِه » نماز بنده در محشر یک تاجی بر سر او است یعنی افراد با قیافه ها و لباس ها و هیبت های خاصی در قیامت محشور می شوند و نماز آن جا تاج سر مؤمن است. « و نوراً عَلی وَجه » نماز نور چهره است . کسانی که با غیر شیعیان و غیر مؤمنان و غیر مسلمانان سروکار دارند خودشان درک می کنند که در چهره مؤمنین و شیعیان نوری وجود دارد که در بقیّه مردم وجود ندارد. شما وقتی یک شیعه را می بینید در کنار او یک آرامش ویک نورانیت را احساس می کنید. ولو سیاه پوست هم باشد این نورانیت در چهره اش وجود دارد. خدا رحمت کند حضرت آیت الله مجتهدی را، ایشان به هر کس که می خواست طلبه شود می گفت: باید بیاید من اول چهره اش را ببینم، صورت او را نگاه می کرد اگر نور طلبگی و نور روحانیت را در او می دید او را قبول می کرد. آن کسی که دستور کشتن شهید مطهری را دادند از گروه فرقان یک طلبه بود که برای خودشان گروه تشکیل داده بودند. گفت : این شخص آمد پیش ما مدرسه ثبت نام کند. گفتم : نه نمی خواهد مدرسه ما بیایی. بعضی ها نور را تشخیص می دهند . « وَ لباسً عَلی بَدَنة » لباس است یعنی عریان محشور نمی شود. « لباسً علی بَدَنة » در واقع اینجا هم لباس ما است نماز پوشش ما است. در قرآن داریم همسران شما لباس شما هستند. « هُنَّ لباسٌ لَهُم وأنتم لباسٌ لَهُنَّ » چه جوری لباس است؟ اول این که : ما را از گزند حوادث زندگی نجات می دهد زن مدافع مرد است و مرد هم مدافع زن است. ثانیاً : لباس زینت است. لباس زیبا آدم می پوشد زینت است. همسر باید برای همسرش زینت باشد یعنی باید یک جوری باشد که هرکس دید بگوید خوشا به حال همسرت که چنین لباس زیبایی دارد. سعی کنید برای همسرتان زینت باشید ننگ نباشید. قرآن می فرماید: « وَ لِباسُ التَّقوی خَیرٌ » تقوا هم یک لباس است و نماز هم لباس است. گفتند : آقا فلانی نماز می خواند دزدی هم می کند پس لباسش ضعیف بوده، حضرت فرمود: این نماز قوی می شود و این لباس خوب می شود، إنَّ صَلوتَهُ تَنها یَومً ماء » این نماز بالاخره یک روز نمی گذارد این کارها را بکند. نماز زیبا می شود. امام خمینی فرمود: شما اگر به زندانی ها نگاه کنید غالب آن ها نماز نمی خوانند و اهل نماز نیستند همین نماز معمولی که اکثر مردم می خوانند. همین نماز دست و پا شکسته را، اکثر زندانی ها چه آن موقع چه الان که سی سال از انقلاب گذشته اهل نماز نیستند البته با کارهای فرهنگی قوه قضائیه عده ای نمازخوان و قاری قرآن می شوند ولی کسی که سر از جنایت و جرم درمی آورد این عریان است که این کارها را انجام می دهد و این عریانی جرم است. بنابراین این که امام فرمود: شما اکثر زندانی ها را نگاه کنید می بینید اهل نماز در آن ها نیست ببینید چند نفر در زندان ها نمازخوان هستند. یک اصل است. در دادگاه ها پرونده های طلاق یا هر پرونده دیگر را نگاه کنید می بینید کمتر اهل نماز هستند. آنهایی که اهل نماز هستند خیلی این جور جاها پیدا نمی شوند. پس نماز پوشش و ساتر است « و یستراً بَینَهُ و بَین النّار » نماز یک پوشش است بین انسان و بین آتش. خداوند مانع می شود از این که کسی که نماز را جذب کرده عذاب کند. در واقع نماز این جا هم نمی گذارد ما جهنّمی شویم. کسی که الان نماز نمی خواند الان جهنّمی است و گناه انجام می دهد و معصیت می کند با وجود نماز، یعنی نمازش او را کمک نمی کند. « ویلٌ لِلمصلّین، الّذین هُم عَن صَلاتِهِم ساحون» وای بر نماز گزاران کسانی که اهل بی دقّتی هستند، در نماز. علت این که ما چند سال است درباره عبادت و نماز صحبت می کنیم این است که غفلت ما خیلی زیاد است ما باید سال های سال راجع به نماز بشنویم و بشنویم. تا کم کم نمازمان خوب شود و لباس کامل شود و به داد ما برسد. کمکمان بکند. « وَحُجّتاً بَینَهُ و بَینَ رَبّ جَلّ و جلاله » نماز حجت بین عبد و ربّش است. حُجّت امت یعنی خداوند امر به نماز کرده ما هم نماز خواندیم. در روایت داریم « ما بین الکفر و الایمان الّا ترک الصلوة » بین کفر و ایمان فاصله ای نیست مگر ترک نماز. انسانی که نماز ندارد حجتی ندارد اصلاً نمی تواند اقامه حجت کند. اصلاً قابل اعتنا نیست اگر نمازخوان باشد به او اعتنا می کند به او نگاه می کنند بررسی و ارزیابی می کنند او را و در دادگاه می آورند. امّا اگر نمازخوان نباشد در دادگاه دیگر نمی آورند یک سره می برند جهنّم. یک سره می رود زندان. چون حجتی ندارد یعنی دلیل و برهان ندارد. اینکه انسان حرفی برای گفتن داشته باشد حتّی اگر مجرم باشد حرفی برای گفتن داشته باشد. یک موقع یک کسی جُرمی را مرتکب می شود و می گوید حرف دارم برای گفتن، اگر این جرم را مرتکب شدم عصبی بودم این حالت را داشتم از خود دفاع می کند با این که جرم دارد. قاضی هم می گوید مُجرم است ولی حرف برای گفتن دارد یک تخفیفی به او بدهید، ببخشید کمتر زندانی کنید اگر قرار است اعدام شود حبس ابد به او بدهید حجت دارد بالاخره یک دفاعی از خود می کند. امّا کسی که هیچ جایی برای دفاع از خود نگذاشته است خودش همان اول می نویسد من مقصّرم لطفاً من را اعدام کنید . خودش اقرار کرده و تمام شده اعدامش می کنند. مثل همان داستان آن بنده خدا که در خواب رفیقش آمده بود که به او گفته بود چه خبر از آنجا، گفت : هر چه این آخوندها گفته بودند دروغ بود می گفتند نکیر و منکر می آید سوال می کنند امّا برای ما هیچی نیامد همان وقت که مُردیم یک سره ما را بردند جهنّم. این حرفی برای گفتن نداشته، نکیر و منکر برای کسی می آید که حرفی برای گفتن و ارزیابی دارد. « و نَجاتاً لِبَدَنِهِ مِنَ النّار » چقدر این را تکرار کرده است یک جا فرمود «ستراً بَینَهُ و بین النّار» پوششی است بین شخص و آتش و این جا می فرماید « و نَجاتاً لِبَدَنِهِ مِنَ النّار » نجات است برای بدن او از جهنّم. فرق این دو عبارت چیست؟ سِتر با نجات فرق دارد. سِتر پوشش است در پوشش اگر یادتان باشد گفتیم « نماز کفّارةٌ أمّا قَبلَها » کفاره یعنی هست امّا می پوشاند یعنی ستراً مِنَ النار یعنی شخص با نماز ممکن است گناهی هم بکند امّا نماز بعدی، دو رکعت نماز بعد از گناهی که می کند، مثلاً بعد از نماز عصر گناهی کرده است این که می تواند نماز مغرب را بخواند زنده است فرصت دارد همین که می گوید الرحمن الرحیم نماز تأثیر خودش را می گذارد و آن گناه قبلی را می پوشاند. کفارةٌ ستر است. امّا نجات خارج شدن از آتش است یعنی اصلاً مبتلا نمی شود، این یک قسمت جواب است یک قسمت دیگر هم دارد. پس نماز دو کار می کند اگر گناه کردی گناهت را می پوشاند نمی گذارد آتش اثر بگذارد آتش را داری ولی اثر نمی کند. یک کار دیگر این است که نمی گذارد تو گناه کنی « و نَجاتاً مِنَ النّار » یک چیز دیگر هم هست که خیلی مهم است و در قرآن هم داریم آن را، ما در جهنم آتشی داریم که روح را می سوزاند یعنی غیر از آتش دنیا است. « الّتی تَطَّلِعُ عَلی الافئده » خدا رحمت کند امام را فرمود : فرق بین آتش دنیا و آتش جهنم این است که آتش دنیا روح را نمی سوزاند بدن را می سوزاند ولی آتش جهنم روح را هم می سوزاند « تَطَّلِعُ » یعنی مسلط به روح می شود. دیدید یک موقع می گویی من سوختم ، خیلی از این حرف آتش گرفتم آیا این بدن تو آتش گرفته؟ روح می سوزد. آن فرد آتشی در تو ایجادکرده که روح تو را می سوزاند بدن تو را نمی سوزاند. « وَ جَوازاً عَنِ الصّراط » نماز جواز بر صراط است یعنی اگر کسی نماز نداشته باشد اصلاً او را راه نمی دهند که از صراط رَد شود. همان جا می سوزد. ولی نماز جواز صراط است. « وَ مِفتاحاً لِلجَنَّة » کلید بهشت است. « و مُهوراً لحورالعین » مهریه حورالعین است نماز مثلاً الان می گویند دختر مسیحی نمی تواند با یک فرد مسلمان ازدواج کند، با کافر نمی توان ازدواج کرد چون عقاید آن ها با هم فرق می کند پیوند صورت نمی گیرد. آن جا اگر انسان بخواهد با موجودات بهشتی ارتباط برقرار کند مهریه نماز است. باید اهل نماز باشد تا با موجودات بهشتی ارتباط برقرار کند. این ها یک باطن دارد فکر نکنید می گویند مهریه ، شما بگوید دو سال نماز می خوانم این هم مهریه. این حرف ها نیست آنجا . می خواهد بگوید : شما بدون نماز اصلاً محرمیّتی با بهشت ندارید با هیچ چیز بهشت نه فقط دوری، با هیچ چیز محرمیّت نداری. یک سره او را به جهنّم می برند. بنابراین سنخیّت در بهشت در نماز وجود دارد. هیچ چیز نمی تواند جای نماز را بگیرد. فقط نماز است که برای انسان شروع سنخیّت ، شروع راه رفتن و پیوند برقرار کردن در بهشت است. « وثَمَناً لِلجَنَة » و قیمت بهشت است. شما می خواهید بهشت بخرید نماز داشته باشید. کسی بهشت بیشتری دارد که نمازش بیشتر باشد و با کیفیت تر باشد.