جلسه 023 - نماز
شماره جلسه
23
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
8
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 023 - نماز

ما در دهه آخر ماه مبارک رمضان بحثمون درباره ی اثر نماز بود که به صورت منفرد و مشخص اثر به اثر را در آن دهه خدمت عزیزان عرض کردیم. نماز که ستون هست نشان دهنده استحکام دین انسان است و آیینه شخصیت انسان است یعنی هرکس می خواهد خودش برای خودش ناپیدا باشد، ممکن است نتواند به این دستور عمل کند که حاسِبُوا قَبلَ اَن تُحاسَبُوا نتواند عمل بکند، نتواند خودش را بشناسد ، دچار سردرگمی بشود، خداوند تبارک و تعالی یک آیینه ای قرار داده که شما در طول شبانه روز پنج نوبت می توانید توی این آیینه خودتان را نگاه بکنید و به این وسیله این آیینه می توانید وضعیت مزاجی خودتان وضعیت روحی خودتان را تشخیص بدهید، مثل غذا خوردن، شما صبحانه که می خواهید بخورید، نهار که می خواهید بخورید شام که می خواهید بخورید، از وضعیت اشتهاتون، از وضعیت غذایی که می خورید، حالت هایی که قبل از غذا، بعد از غذا، حین غذا بهتون دست می دهد، پزشک می فهمد که شما چه وضعیتی دارید یا غذا می خورید نفخ می کنید سوزش معده پیدا می کنید، درد پیدا می کنید، حالت تهوع پیدا می کنید چه جوریه غذا می خورید، چی می سازد چی نمی سازد این ها همه را به هر حال می گویند در پزشکی ، در مسائل معنوی نماز یک آیینه است که انسان خودش را در آن نماز می تواند ببیند مجموعه گذشته شما، رفتارهای شما آن چهار بخشی که همیشه می گوییم انتخاب ها، ارتباطات، رفتارها و اعمال شما، در نماز ظهور پیدا می کند این که شما یک موقع هایی می بینید یک کار خیری انجام می دهید، یک کاری خلاف میل خودتان انجام می دهید، یک کار خوب، یک عمل صالح ، ظهر سر نماز می بینید یک حال ویژه ای دارید، اصلاً ، گاهی وقت ها هم فکر می کنید این حال ویژه من از کجا می آید، حتی گاهی وقت ها نمی توانید تشخیص بدهید این حال از کجا آمده چون اصلاً یادتان رفته بود که آن عملی که انجام دادید چی بوده، یا آن عمل صالحی که انجام دادید خودت خیلی جدی نمی گرفتی و نزد خدا خیلی ارزشمند بوده و یک دفعه شما می بینید که عجیب که حال خوب نماز صبح داری، حال خوب تحجد داری ، حال سحر خوبی داری، خوابت ، خیلی راحت از خواب بلند می شوی، مثلاً ، امشب می روی خانه الان، بعد از عرائض ما، می خوابی می بینی که فکر می کردی که الان نماز صبحت ممکن است قضا بشود، بعد می بینی که نه، اصلاً خیلی هم نشاط داری، نماز صبحت را می خوانی بعد فکر می کنی که چون دیشب بیدار بودی الان باید مثلاً دیگه بخوابی، می بینی که نه اصلاً همچین اتفاقی هم نیفتاد و یک ساعتی هم بعد از نماز می توانی بیدار بمانی، تعقیبات انجام بدهی، خودت هم نمی فهمی برای چی هست، گاهی وقت ها رفتارهای بدی می کنیم نمی فهمیم برای چی هست، یعنی توقعمان این است با توجه به مراقبت هایی که از خودمان کردیم حتماً امشب نماز چی می خوانیم ، نماز خوبی بخوانیم، مثلاً می گویی من دیشب نماز مغربم خیلی باحال بود، خیلی باصفا بود، دیروز نماز ظهرم مسجد خیلی چسبید به من، امشب هم بروم آنجا ، امروز هم بروم همان مسجد ببینم می توانم یک همچین نمازی مثل دیروز بخوانم یا نه، بعد امروز اتفاقاً از دیروز که این نمازم بهت چسبیده مراقبت های بیشتری کردی بعد می آیی و می بینی که نه، آن حال دیگر دست نمی دهد، یا قسمتی هست مثلاً در نماز ظهر این حاله هست در نماز عصر دیگه نیست، در نماز ظهر هست در عصر نیست، در عصر هست در ظهر نیست، در عصر دو رکعت اول نیست ولی می بینی که در دو رکعت بعدی چی پیدا می کنی، خیلی حال پیدا می کنی، اصلاً نماز ظهر و عصرت را می خوانی هیچ حالی نداری ولی وقتی تعقیبات را شروع می کنی، حالت ناگهان منقلب می شود و دگرگون می شود و حال بسیار بسیار خوبی پیدا می کنی، این سهمیه انسان است از آن رفتارهایی که در قبل داشته، گاهی وقت ها شما توقعت این است که حال خوبی داشته باشی عملی را که خودت متوجه نمی شوی چی بوده، یک رفتاری کردی خودت متوجه نمی شوی چی بوده، نحوه حرف زدنت با یک نفر، با پدر با مادر با خواهر ، برادر، همسر ، فرزند خودت هم اصلاً متوجه نبودی یک رفتاری کردی که قساوت می آورد، مثلاً می بینی که من دیروز تا حالا فرق رفتارهای دیروزم با امروزم هیچی نبوده اتفاقاً خیلی هم مراقب بودم یک ذره دقت می کنی می بینی که آره مثلاً شما در این فاصله پنج دقیقه تلویزیون نگاه کردیی، چهار تا قیافه اَجق وجق دیدی توی تلویزیون ، اثر خودش را می گذارد، چون انسان همان لحظه ای که به چیزی نگاه می کند یا چیزی را می شنود، شبیه اَش می شود و می گیرد، بنابراین ممکن است مثل هوایی که آلوده است ، مثل یک ویروس، مثل یک غذای آلوده است که انسان ناخواسته می خورد و اثرش را رویش می گذارد ، پس نماز یک آیینه است این یادتان باشد که ما دائماً روزی پنج وعده توی آزمایشگاه نماز می توانیم وضعیت خودمان، گذشته خودمان را بسنجیم که من چه رفتارهایی کردم، ورودی هایم چی بوده، صادرات وارداتم چی بوده این ها را خوب دقت بکنید، معلوم می شود از نماز صبح شما معلوم است، از توفیقتان به احیاء، کیفیت احیا، حالتان در احیاء معلوم است، از جمعتون معلومه ، از شب جمعتون معلومه، در برخورد با قرآن هم همین طور است، یعنی شما وقتی به سراغ قرآن می روید، این خیلی تأثیر دارد، آیینه ای خوبی است برای این که انسان خودش را ببیند ، ما در طول این مباحث دائماً سعی کردیم ملاک ها و معیارها، ریاضیات، قواعد ، فرمول ها و آیینه های خاصی را به شما نشان بدهیم که دیگر هیچ وقت سردرگم نباشیم ، بتوانیم تشخیص بدهیم چه وضعیتی در گذشته داریم که حالا وضعیتمان به این شکل الان وجود دارد، خوب، پس ما باید این مراقبت را دائماً بکنیم، یعنی حواسمان به نمازمان باشد، و این کیفیت را بالا ببریم، هر چقدر آن مجموعه، مثلث را دقت کنید ، هر چقدر مجموعه ارتباطات، انتخابات، رفتارها و اعمال ما، افکار ما عذر می خواهم ، مرتب تر ، بهتر باشد، هر چقدر وضعیت نماز بهتر شود، دوباره به نوبه خودش در چی تأثیر می گذارد، در انتخاب ها، ارتباطات، رفتارها تأثیر می گذارد، بنابراین اگر ما می بینیم ناموزونی داریم، نافری داریم، تعادل نداریم، غصه داریم، پرخاشگری داریم، عصبی هستیم ، تنش داریم، این نشان می دهد نماز به داد ما نرسیده ، یعنی کمکمان نتوانسته بکند، نماز جون داری نبوده که بتواند به ما نشاط، آرامش، شادی بدهد، توقع این هست که، اگر کسی نماز خواند، راجع به آثاری که از نماز ذکر کردیم، توقع این هست که اگر کسی نماز خواند ، نماز صبح خواند، نماز مغرب و عشاء خواند، هر نمازی خواند دیگر دچار تنش ها نشود، اضطراب نگیردش، عرض کنم خدمتتون که ، حالت های بد به او دست ندهد، افکار خطرناک سراغش نیاید، توقع این است، ولی اگر دیدیم با وجود نماز این افکار دارد به سراغ ما می آید ، بعضی ها که اصلاً سر نماز افکار اذیتشون می کند، حالا باز خدا، بعضی ها می گویند بعد از نمازه، یک موقع هایی که در نماز حمله به آدم می شود، در همین بحثی که شنبه ها در سعادت آباد داریم، بحث وسوسه و وسواس در افکار، که یک بحث تخصصی تر از مباحث تخصصی تر از مباحث دشمن شناسی هست، داریم صحبت می کنیم آنجا توضیح می دهیم، که بعضی ها حتی موقع قرائت قرآن ، موقع نماز، موقع عالی ترین ارتباطات تو حرم معصومین (ع)، سر کلاس، توی جلسه عرفانی ، خوب مورد حمله قرار می گیرند، و این حمله آزارشون می دهد، حالا توقع این هست که وقتی نماز می آید این اتفاقات نیفتند، پس اگر افتاده نماز نتوانسته دفاع بکند از ما ، تَنها عَنِ الفَحشاءِ والمُنکَر نبوده، پی اینجا نتوانستیم ما یک چیز باکیفیتی، محافظ باکیفیتی برای خودمان چی کار کنیم، بسازیم، می گویند آقا این توری را اگر به پنجره بزنید پشه دیگر تو نمی آید، شب می خوابی می بینی سی جای بدنت داغ شد، بعد پا می شوی می بینی که این توری چند جایش سوراخ است ، چسب خوب نچسبانده ، بالاخره یک مشکلی هست والا نباید این پشه ها می آمدند ، حالا که آمدند زدند یک جای کار، یک جایی ایمنی از دست رفته، حالا دارند چه کار می کنند، دارند شما را اذیت می کنند، این خیلی مهم است، حالا ما خیلی نباید در بخش های دیگر سرمایه گذاری کنیم، وقتی که تو نمازمان دارد به این شکل انجام می شود، من عرض کردم ما به جای این که حجم زیادی از وقتمان را ، انرژی را صرف کارهای دیگر بکنیم این را تمرکز بدهیم با یک وقت کمتر اما تمرکز روی اذان، تمرکز روی اقامه، روی دعاها ، روی معنی، روی حالت هاش ، روی خود نماز، روی قنوتش، روی رکوعش، روی سجده ها، دعاهایی که باید انتخاب کنیم گاهی وقت ها دعاهای بدی انتخاب می کنیم و حال خوبی به ما نمی دهد، انتخاب دعا خیلی مهم است، مثلاً من در قنوت چی بگم، حالا ما همه حتماً فرض بفرمایید می گوییم رَبَّنا اتِنا فی الدُّنیا حَسَنَة و فی الاخِرَةِ حَسَنَة وَ قِنا عَذابَ النّار دعای قشنگیه ، دعای خیلی خوبیه، اولیاءالله هم می گفتند ، اما گاهی وقت ها شما تغییرش بدهید، عادت کردید بهش حجاب شده برایت مزه ندارد، حال ندارد، یک دعای شیرین هست، بهت می چسبد، خودت هم دوستش داری، خودت هم می پسندیش، به هیچ کس هم نگاه نکن که چی دعا می کند ، مثلاً می گویند آقا از فلان ولی خدا فلان کس این جوری دعا می کرد، به ما چه ، اگر گفتند فلان کس مثلاً فلان غذا را می خورد دلیل می شود ما هم فلان غذا را بخوریم ، بله، نه آقا، امیرالمؤمنین نان جو می خورده ما هم برویم نان جو بخوریم ، ما که نمی توانیم این کار را بکنیم، نمی توانیم، نان و نمک می خورده، حالا می خورده نوش جانش، ما نه ما باید چلوکباب خودمان را بخوریم، خورشت خودمان را بخوریم، آنچه که بهتون می چسبد ، حالا قاعده را در بحث اسماء توضیح می دهم، اونی که به شما حال می دهد، می چسبد، کیف می کنید، خوشتان می آید، عرض کنم خدمتتان که ، باهاش سازگاری دارید، خدا آن را دوست دارد، شما می خواهید بروید پایتان را در کفش امیرالمؤمنین بکنید، یک چیزی که امیرالمؤمنین می گفته بگویید، کار خراب می شود، می بینی اونی که امیرالمؤمنین می گفته تو می گویی، اونی که فاطمه زهرا انجام می داده می کنی تو، ولی کار تو نیست این، عمل تو نیست، بهتم نمی چسبه ، حالا برای هر کس می خواهد باشد، مال پیغمبر می خواهد باشد، به درد نمی خورد، ولی یک موقع هایی می بینی حرف خودت را می زنی قشنگ درمی آید ، حرف خودت را می زنی ، قنوت خودت را انتخاب می کنی، عرض کنم خدمتتون، با کسی کار نداشته باشید، این یک نکته خیلی مهم بود، با هیچ کس کار نداریم، دعایمان را انتخاب کنیم، سجده مان را، دعای بعد از رکوعمان را، دعای بعد از سجده مان را، سجده آخرمان را، رکوع آخرمان را، این هایی که حالت خاص دارد که انسان می تواند از آن استفاده های فوق استفاده های نمازی ببرد استفاده بکند، مثلاً در ذکرهای اضافه چی بگویم خوب هست، در قنوت چی بگوییم خوب است، در رکوع آخر چی بگوییم خوب است، در سجده آخر چی بگوییم خوب است، در تعقیبات حالا تعقیبات یک استانداردی دارد که گفتند که این بشود حتماً ، حتماً مثلاً صلوات مهم ترین آن ها هست بعد از فاصله بعد از نماز، البته امام زمان (ع) تکیه اش روی سجده شکر است، این را مهم می دانند که انسان ادب داشته باشد و از خدا تشکر کند، به همین نیت هم که تشکر کند که من را موفق کردی که نماز بخوانم، این حالت تشکر از خداوند به همین نیت تشکر ، یکی از بزرگترین آفت های عبادت را از بین می برد و آن این است که انسان با عباداتش از خدا یا از مردم طلبکار بشود، برای همین هم وجود مقدس امام زمان(عج) تکیه دارند بر روی این که سجده شکرانجام شود، تشکر کنیم یعنی بدهکار میدانیم خودمان را، من لیاقتش را نداشتم، من این کاره نبودم، خدایا تو به من این لیاقت را دادی، تو به من منت نهادی که من رابه این ذکر به این عبادت به این صلوات، به این دعا رساندی بعدش صلوات هست اِن الله و مَلائکَتَهُ یُصَلوُنَ عَلَی النَبی بعدش تعقیبات حضرت زهرا (س) هر چقدر انسان معرفتش را بیشتر کند می بیند که از این گنجینه مهم تر خدا به کسی نداده، بعد از آن شما می بینید در مفاتیح در ادعیه ای که در تعقیبات وارد شده ما دهها دعا برای تعقیبات داریم، ده ها دعا، همه را بخوانیم نه، هیچ کدام رانخوانیم نه، چون تعقیبات جوهره نماز است، اگر نماز خراب شده باشد تعقیبات راانجام می دهد، تعقیبات راانجام می دهد، تعقیبات چی را انجام بدهیم، آقا ببین با کدامش بیشتر کیف می کنی ، یکی می گه فرض بفرمایید آمَنَ الرَسُول می خوانم، یکی می گوید من آیة الکرسی می خوانم، یک می گوید چهار قل می خوانم، یکی می گوید الهی اِن کان ذَنبی ( متوجه نشدم) مِن مَغفِرَتکَ اَرجی مِن عَمَلی وَ اِنَّ رَحمَتَکَ اوسَعُ مِن ذَنبی اللهُم اِن کانَ ذنبی عِندَکَ عَظیم فَعَفوُکَ اَعظَمُ مِن ذنبی حالش حال این جوری هست، اگر خوبه انسان انتخاب بکند، همانی که حالت اقتضا می کند، انتخاب کند، هی هم خودت را قاتی چیز نکن که حالا مثلاً من هر روز باید این را بخوانم، نه تغییر بده، یک چیز دیگر بخوان، امروز این را بخوان. ببین کدامش، این وارد شده ثواب دارد مستحب است، این جوری گفتند ، فلانی گفته بگویید، با هیچ چی کار نداشته باشید، مرحوم آیت الله فلانی این جوری می کرده، آن ولی خدا اون جوری می کرده، هیچ کدام ربطی به ما ندارد، تو چی کار می کنی ، ببین چی به تو می چسبد، شما الان مثلاً فرض بفرمایید یک سفره برایت می اندازند صاحب خانه مثلاً ما بارها شده این امتحان را کردم، مثلاً می گوییم آقا، یا تو مهمانی ها یا تو مسافرت ها یا تو مهمانی هایی که رفتیم یا مهمانی هایی که دادیم یا تو مسافرت ها، الی ماشاءالله ، یک موقعی ما می خواهیم تکریم کنیم طرف را، مهمانمان را، تکریم کنیم، بعد سفره می اندازیم مثلاً فسنجان می گذاریم جلویش، ته چین می گذاریم جلویش، مرغ می گذاریم جلویش، خورش می گذاری جلویش، کباب می گذاری جلویش، بعد می بینی نه ، این فقط همان کشک و بادمجان را خورد، بنده خدا خانه خودشان هم از این چیزها خورده ولی کشک و بادمجان کسی بهش نداده ، آب گوشت را می خورد، می بینی آن چیزی که خیلی مرسوم نیست، می گه این الان به من بیشتر می چسبه، کشک و بادمجان بخوریم، می بینی این بهش می چسبد، کیف هم می کند، کباب را دیروز هم خورده، پریشب هم یک جایی یکی مرده بود رفت آنجا مرده خوری ، آنجا اونو خورده، اون یک شب یکی دیگه عروسیش بوده مرغ خورده، دیگه تمام شد، الان کشک و بادمجان یک مدتی نخورده، آبگوشت نخورده، یک املت نخورده، گاهی وقت ها من بارها امتحان کردم از نظر روان شناسی به یقین رسیدم شما فرض بفرمایید یک نفر یک موقعی چند نوع غذا ، غذاهایی که ما سنگین هست می گذاریم، بعد یک نیمرو می گذاریم، می بینی فقط دخل نیمرو را می آورد، همان نیمرو را می خورد، کیف هم می کند، می گوید این به من می چسبد، این سبزی به من می چسبد، پنیر تبریز به من می چسبد، این ها را می خورد، قساوت قلب پیدا می کند، جذش هم می شود، بدنش هم الان این را نیاز دارد، هی گوشت چقدر بخورد قساوت قلب پیدا می کند، برنج چقدر بخورد، بدن داغون می شود،پیر می شود این جوری نان و سبزی می خورد، این هم شما باید در غذا خوردنتان هم باید این کار را انجام بدهید، در منزل، همین جوری یکسره انسان سعی کند، هی به ما می گویند غذاهای ما هفت هشت نوع ده نوع، پانزده نوع غذا هست که همیشه هم تکرار می شود همین قضیه، هر کس بتواند در خانه هم این کار را بکند که دائماً تنوع ایجاد بکند بُرد کرده همیشه غذا را یکنئاخت نخورد، در دعا هم همین طور، اذکار هم همینطور، تعقیبات همین طور، این ها را انسان چه کار بکند، انتخاب بکند، حالا اگر انتخاب کرد با مزاجش سازگار بود مداومت کند تا وقتی که کیف می کنی بخوانش، تا وقتی کیف می کنی، صفا می کنی ، برداشت می کنی، حال بهت می دهد بخوان، نشد یکی دیگر را انتخاب کن، یکی دیگر را انتخاب کن که اون چه کاری کند مزه می دهد، تو لباس کسی نروید، ادای کسی را درنیاورید، از کسی تقلید نکنید، مگر این که اگر خواستید در لباس کسی بروید، ادای کسی را در بیاورید، تقلید بکنید حتماً جایش را قبلاً باز کرده باشید، آن کاره باشید، می روید پشت سر آقای بهجت وای می ایستید بعد می آید تو خانه می خواهد نماز اون جوری بخواند می بیند یک ساعت عقب افتاد اصلاً نیاز نیست شما آن کار را بکنید نماز خودت را بخوان ، ادای کسی را درنیاوریم این یادمان باشد پس ما سر سفره دوست داریم هیچ کس به ما دستور ندهد برای ما تصمیم نگیرد اونی که می چسبد انتخاب کنیم ، در عبادت این طوری هست ، در قرائت قرآن این جوری ، ببین الان می خواهی قرآن بخوانی بعد نگاه می کنی می گی من الان می خواهم این سوره را بخوانم خیلی حال نمی کنم با این سوره آل عمران را نمی توانم با نساء است نمی توانم ارتباط برقرار کنم، الان یک سوره قیامتی من باید بخوانم یک سوره بهشتی من باید بخوانم، یک سوره داستانی من باید بخوانم، همان را بخوان، خیلی خودت را مقید نکنی که من حتماً باید کجا را بخوانم، اینجا را بخوانم، حالا این ها را بعداً توضیح می دهیم، پس ما باید مراقبت بکنیم از نمازمان، از رکوعمان، از سجده مان، از چیزهایی که حضور قلب می آورد، چیزهایی که آرامش می آورد، چیزهایی که سجاده ات عوض کن، رنگش را عوض کن، عطرت را عوض کن، مهرت را عوض کن، گاهی وقت ها تغییر یک مهر کلی تأثیر می گذارد، این ها را عوض بکنیم، جایمان را در خانه عوض کنیم، و مسائلی از این قبیل مراقب باشیم حالا می خواهیم یکی دوتا روایت در مورد آثار نماز که در واقع احادیثی هست که تاکید بر آثار نماز نپرداختند بلکه به صورت جمعی یک تعدادی آثار زیبای نماز را بیان کردند خدمتتون عرض می کنم، این روایتی که می خوانم از نبی اکرم (ص) است، ما مِن عَبدِ اِهتَمَّ بِمَواقیتِ الصَّلاة وَ مَواضِعِ الشَّمس اِلّا ضَمِنتُ لَهُ الرَّوحَ عِندَ المَوت وَ انقِطاعُ الهُمُومِ وَ الاحزانُ وَ النَّجاةُ مِنَ النّار ، چقدر عالی چه مژده خوبی رسول خدا به ما دادند، هیچ بنده ای ما مِن عَبدِ اِهتَمَّ بِمَواقیتِ الصَّلاة هیچ بنده ای نیست که اهتمام بورزد به مواقیت نماز، جدیت داشته باشد، موقع نماز برایش اهمیت داشته باشد، دغدغه اول وقت را داشته باشد، این مهم است که دغدغه بیاید، اهتمام بیاید، که من از یازده، یازده و تیم چشم به راه باشد دیگه حواسش باشد که قرار است نماز بیاید، اذان می خواهند بگویند، این طوری نباشد که اذان آمده رد شده و این آقا اصلاً نیم ساعت ، بعد یک ساعت بعد می خواهد نماز بخواند، باید اهتمام داشته باشیم به مواقیت نماز وَ مَواضِعِ الشَّمس مواضع شمس یعنی همان، مواضع شمس خورشید حواسش باشد که کی اذان می شود، هیچ بنده ای این جوری نیست، مگر این که من ضمانت می کنم برای اون، پیغمبر می فرماید، می گوید من برای همچین شخصی الرَّوحَ عِندَ المَوت راحتی نزد موت را برایش، موقع مردن، راحتی مردن را برایش ضمانت می کنم، چه مژده بزرگی است اگر کسی مراقبت بکند، دیگه چی ، وَ انقِطاعُ الهُمُومِ وَ الاحزانُ انقطاع هَم ها، دغدغه ها و غصه ها، دغدغه ها، هموم یعنی دغدغه ها، دغدغه ها و غصه هایش را قطع بشود و دیگر نداشته باشد وَ النَّجاةُ مِنَ النّار نجات از آتش را من برایش چه کار می کنم، ضمانت می کنم، قطع پریشانی ، قطع دغدغه ها و اندوه ها مژده کمی نیست، ما به تجربه به یقین، رسیدیم که آن هایی که اهتمام به نماز می گذارند به اول وقت بودن نمازشان، آن ها اضطراب هایشان خیلی کم است، ناآرامی هایشان خیلی کم است، غصه هایشان خیلی کم است، با این که از آسایش کمی برخوردارند اما از آرامش خوبی برخوردار نیستند، پول بیشتر ، امکانات بیشتر، رفاه بیشتر ولی آرامش اصلاً ندارند، لذا فرمول ها نباید یک موقعی گم بشود، یا سوراخ دعا را گم کنیم، آقا آسایش نداری، پول کافی امکانات کافی نمی دانم خانه مناسب، مستأجری، خیلی چیزهای دیگر نداری، بدهکاری، می گوید آن عامل آرامش تو همان نماز اول وقت است اونی که امکانات کمی که دارد یک شخصیت کاملاً آرام است ولی یک کسی می بیند امکانات خیلی بالایی در زندگی اش است غصه، اضطراب، حساسیت، زودرنجی، عصبانیت، فکرهای الکی، خواب های ناجور، رمز حضرت را کجا دارد به ما می گوید درس خیلی بزرگیه که حضرت به ما می دهد، رمز شادی را به ما می دهد، آن پیغمبری که می فرماید مؤمن نشاطش دائمی است یک کسی یقه رسول الله را بگیرد آقا قربونت بروم من، قربون خودت و یقت، بگو ببینم ما چه کار بکنیم که همه مردم، مؤمن دائم النشاط است رمزش کجاست این نشاط از کجا می آید، می گوید اهتمام به اول وقت بودن نماز، دغدغه داشتن،حالا می خواهی بفهمی یا نفهمی ، خوش به حال کسی که بفهمد از کجاست، نفهمید انسان تعبداً از رسول خدا می پذیرد، آقا فرمود نسبت به اول وقت توجه داشته باشد غصه هایش برطرف می شود دغدغه هایش برطرف می شود، این که برطرف می شود، نه این که مشکل دارد فقط این جور نیست یک حالت این است که مشکل دارد غصه ندارد ، این خیلی خوب است، ولی حضرت این جوری نمی گوید فقط، می گوید مشکل هایش هم حل می شود، یعنی دغدغه هایش برطرف می شود. مشکل چک دارد، مشکل بدهکاری دارد، مشکل دعوا و درگیری و دادگاه داری، مشکلات دیگه داری این برطرف می شود، انقِطاعُ الهُمُومِ وَ الاحزانُ قطع می شود، مشکلات تو برطرف می شود تو به کار خدا جدیت بده، خدا در کارهایت جدیت دارد، تو اهمیت بده اِهتَمَّ اهتمام داشته باش به کار خدا، این که خدا از من چی می خواهد، من را صدا کرد بدوم، اون موقع لازم نیست تو صد بار بگویی یا الله ، یک بار هم بگویی خدا می دود می آید، این بنده من، بنده ای است که به کارهای من اهتمام می دهد، من هم به کارهایش اهتمام می دهم ما یک موقع هایی به بعضی از عزیزان تومؤسسه می گوییم مواظب باشید تنبلی در مؤسسه نکنید، تو کارهای مؤسسه ، یک کاری نکنید کند بشود سرعت، خراب کاری بشود، اگر این کار را بکنید امام زمان پیچت را شل می کند اگر می خواهید حضرت برایت بدود کار بکند تا گفتی یا صاحب الزمان یا ابا صالح المهدی ادرکنی، کار را ضعیف نکن، خراب نکن، ضایع نکن، درست با وجدان انجام بده، با اخلاص با تقوا انجام بده، آن وقت می بینی که خدا کارت را انجام می دهد، اگر می بینی گرفتاری آمدی در مؤسسه یک کاری را قبول کردی ، ضایع کردی، خراب کردی ، کارشکنی کردی، نعوذ بالله ، کار خودت را مهم تر دانستی، کار آدم گره می خورد، عاقبت به خیر نمی شود، روایت بعد خیلی مفصل است حالا هر چقدر را توانستیم تا ساعت دوازده ظهر انشاءالله برایتان می خوانیم، یک صلوات ختم بفرمایید به محضر حضرت، این را من شروع می کنم تا نفر آخرتان خوابش ببرد، یعنی همین جوری شما بخوانید من دانه دانه می گویم تا شما بخوابید، الصَّلوةُ مِن شَرائِعِ الدّین پیامبر در مورد نماز می فرماید نماز از شرایع، از آیین های دین هست، چهره های دین، جلوه های دین، ظهورات دین هست، این باید باشد، مثل این که آقا فرض بفرماسسد بچه سالم و خیلی خوشگل به دنیا آمده ولی یک چشم ندارد، بینی ندارد، دهان ندارد، ابرو ندارد، نمی شود که، یک چهره کامل اجزایش مشخص است، یک چهره کامل و زیبا اجزایش مشخص است، نماز از جمله شرایع است. آیین هایی هست که چهره دین را نشان می دهد، این باید حفظ شود، یعنی جزء واحیات، همه جزء واهیات است اگر کسی بگوید من خدا را قبول دارم پیغمبر را قبول دارم، قربون امام حسین بروم، روضه هم می روم، نماز نمی خوانم ، نمی شود ، چهره خراب است، چهره خراب می شود، مِن شَرائِج الدّین، شریعت جزء آیین ها هست که باید باشد، اگر نباشد اصلاً خراب است، جزء چیزهای اصلی است که باید باشد، و فِیها مَرضاتُ الرَّب خشنودی پروردگار هست، خشنودی پروردگار در نماز هست، همین مقداری که یک بنده خدا کمالش در حضور قلب است، همین که یک بنده خدایی می گوید خدایا چون تو گفتی ، من صبح پا می شوم غسلم را می کنم اگر غسل گردنم باشد، تیمم می کنم، وضو می گیرم، رو به قبله می ایستم، این اذکار را می گویم، مسجد می روم، همه این ها کار است برای خدا، همه این کارها، همین مقدارش هم خیلی خوبه، همین مقدارش هم ارزش دارد، وهِیَ مِنهاجُ الاَنبِیاء راه انبیاء است، مِنهاجُ الاَنبِیاء ، این که می گوید راه انبیا هست یعنی آقا اگر تو می گویی اِهدِنَا الصِّراطَ المُستقیم صِراطَ الّذینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم چهار گروه بودند اَنعَمتَ عَلَیهِم کی ها بودند، اَلنَّبِیین، الصِدیقین، الشُهَداء، وَالصّالِحین. اولیش گروه انبیاء بودند مگر تو نمی گویی به راه انبیا ببر، هدایت کن، راه انبیاء نماز است، هر پیغمبری با نماز به جایی رسیده، هر جایی رسیدند به نماز، برای همین شما می بینید که وَ کانَ یَامُرُ اَهلَهُ بِالصَّلاة ببینید وقتی می خواهد حضرت اسماعیل را تعریف بکند، ابراهیم را تعریف بکند می گوید اهل نماز بودند، وَجعَلنا خدایا ما را از اهل اقامه نماز قرار بده، این خیلی مهم است، ابراهیم وقتی دعا می کند، می گوید خدایا، من این خاندانم را توی این وادی آوردم اَسکَنتُ ذُرِیَّتی بِوادٍ ذی ذرع همه را می گوید می گوید رَبَّنا لِیُقیمُ الصَّلاة من این ها را اینجا آوردم تا نماز بخوانند، خیلی حرف بزرگ است، خیلی حرف بزرگ است، من این هجرت را کردم، این خاندانم را آوردم تو این وادی ذی ذَرع گذاشتم تا چی اقام بشود، لِیُقیمُ الصَّلاة همه انبیاء لذا شما در همه انبیا می بینید در قرآن دعوت به چی کرده تأکید به چی کرده، به نماز، نماز، اصلاً انبیاء نماز باز بودند این جوری بهتون بگم، نماز باز، باید آدم نماز باز بشود، مثل این که طرف کامپیوتر باز می شود خبره می شود، اس ام اس باز می شود خبره می شود، فوتبال باز می شود، بازی ، این کاره باز می شود، این کاره باز باید بشود آدم، تا آدم این کاره باز نشود، ما این کاره باز نشدیم، ما آدم پنجاه سالمون تا بهش می گویند تو نماز بازی ، می گوید نه من نماز باز نیستم ، نماز بازی یعنی اصلاً یک مدت آدم مثل یک باشگاه، مثل زبان که سرمایه گذاری می کنید می گوید آقا من می خواهم زبان یاد بگیرم می روم خارج از کشور، می خواهم کامپیوتر یاد بگیرم، می خواهم ریاضیات یاد بگیرم می خواهم رانندگی یاد بگیرم، یک مدت ماشین باز می شود تا رانندگی یاد بگیرد، تا بخواهد رانندگی یاد بگیرد آموزشگاه می رود، یک وقت هایی هم می رود تمرین می کند، این طرف و آن طرف، ماشین بازی می کند، بعد می شود راننده، ماشین باز می شود، ما نماز باز نیستیم، من یک موقع هایی صبح ها می آیم می روم توی فیضیه که هر روز درس دارم، به قدری گاهی وقت ها حسرت می خورم لذت می برم، می بینم این طلبه ها ساعت های غیر مرسوم مشغول نمازند، هشت صبح، نه صبح، ده صبح، یازده، غیر مرسوم، نماز می خوانند، مشغول نمازند، بالاخره ، این دارد چه کار می کند، نماز بازی خیلی خوبه ، حداقلش آن ها که می توانند ، بدنش کشش دارد، مشکل ندارند، مریض نیستند، عذر ندارند، نواف ، نافله بازی از نماز غفیله، غفیله باز بشویم، نماز وُتِیره بعد از نماز عشاء، این کاره باز بشویم، یعنی عادت بکنیم آقا ما بعد از نماز عشاء دو رکعت نشسته وتیره بخوانیم، غفیله را مراعات بکنیم، قبل از نماز صبح حتماً دو رکعت نافله اش را بخوانیم، بعد یواش یواش نوافل دیگر اضافه شود، اصلاً این کاره باز بشود آدم ، یک موقعی برود نماز حضرت زهرا بخواند، نماز امیرالمؤمنین بخوانم، نماز رسول الله بخوانم، نماز باز بشود، مثلاً عادت بکند، این تمرین ها خیلی خوب هست آدم را بزرگ می کند، آدم را جدی می کند ، آدم را قوی می کند، اولش هم شیطان خیلی حمله می کند، بین شما هر تصمیم خوبی بگیرید، قاعده را توی بحث بعثت گفتم، امیرالمؤمنین (ع) می فرماید: لَقَد سَمِعتُ رِنَّة الشیطان حِینَ نَظَرَ الوَحی من موقعی که وحی نازل شد نعره شیطان را شنیدم، وحی چی است، وحی ، پیغمبر نازل شده که آقا اِقرَاء بِسمِ رَبِّکَ الّذی خَلَق یعنی هر وقت از خدا یک تماسی با بنده گرفته می شود، اون دادش در می آید، اون بعثت توی هر کار خوب همیشه برای شما دلت می دهد یعنی خدا شما را دائماً هر روز هر شب مبعوث می کند به یک تصمیم قشنگ، به یک کار خوب، به یک کار پیغمبری ، به یک کار حسینی، به یک کار مهدوی، مبعوث می شوید، هر بار که تو تصمیم می گیری یک کار خیر انجام بدهی، آن رِنّه چی، بلند می شود، می ترسوندت ،نترس، هر وقت می بینی یک کار، مثلاً آقا من خیلی موفقم ، خیلی کار خوبه، ولی نماز شب نمی دانم چرا این جوریه، حضرت می گوید از هر چی می ترسی بهش حمله کن و ببین هیچی نیست، نه آقا پا می شم نمازم را می خوانم این دفعه پا می شم نماز شب را می خوانم می بینم نه هیچ طوری هم نیست چهار پنج شب، هفت شب ده شب می خونیم تمام شد، هُولش برداشته می شود چی می مونه، لذتش می مونه آثارش می ماند، نورانیت می ماند، قرائت قرآنِ، آقا شروع کنید ، شروع کن، خودتو بینداز دَرش می گه آقا من این پنجاه آیه را نمی توانم بخوانم، شما در برنامه نوشتید پنجاه آیه، ما هِی قضا می شود نمی توانیم بخوانیم، یک هفته ای یک روز می خوانیم یک روز نمی خوانیم ، حالا که این جوری هست قسم یادکن، با خدا عهد کن، بگو حالا که این جوری شد آقای شجاعی نوشت از قول امیرالمؤمنین برای ما تو برنامه نوشت حداقل پنجاه آیه واجب است، ما خدایا دیدی که حالِشُ نداریم، از این به بعد نذر می کنم، نذر ، عهد، قسم، 100 آیه می خوانم ، پنجاه آیه نمی گذارد بخوانی، بکُنش 100 آیه، سخت وایسا رویش، سخت وایسا رویش صد آیه را بخوان، صد آیه را بخوان، اینکه قسم خوردی شرعی هم واجب می شود مثل نماز دیگه، بالا بری پایین بیایی باید بخوانی، می خونی می بینی چقدر نورانیت آورد، چقدر حال آورد، چقدر قدرت آورد، چقدر کارکرد برای ما آقا صد آیه را بخوان دیگه ، ولی هِی وایسی بترسی بترسی همین پنجاه آیه را ازت می گیره آدم با خودش همین کار را بکند، بعد می بیند که چند روز بعد تو یک جزء خواندی، دو جزء خواندی، اصلاً سیر نمی شوی، آن وقت قرآن باز می شوی، مابین عزیزان نه نماز بازی می کنیم نه قرآن بازی می کنیم، ما باید قرآن باز بشویم، جیب هایتان یک قرآن بگذارید، قرآن باز بشوید، خوب دستتون بگیرید قرآن باز شوید، تسبیح دستتان بگیرید تسبیح باز شوید نماز بازی یک کاره، یک کار مهم است این خودش، تسبیح دستتان بگیرید تسبیح باز شوید نماز بازی یک کاره، یک کار مهم است این خودش، آقا یک قسمتی از مشغله ما قهوه خانه می شود، ما می رویم قهوه خانه قلیان می کشیم، کارش این شد، که هر روز برود این کار را بکند، یک وقتی می گذارد اصلاً این برایش کاری اصلاً، هر روز اخبار ورزشی بخوانم، هر روز روزنامه ورزشی بگیرم، هر روز باید اخبار ببینم، اخبار سیاسی ببینم، هر روز باید چند روزنامه را ببینم، اصلاً نبینم نمی شود، شب این کار را نکنم، هر کاری می خواهی بکنی بکن، یک کار این جوری هم برای خودمان باز کنیم، یک بازی باز کنیم برای خودمان، که برای همین حضرت فرمود، امام خمینی (س) یک صلوات به محضرشون ختم کنید، فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمی رسد، یک ذره یقه خودت را بگیر، زور بگو، خودت را بینداز تو اون کار، می بینی خیلی هم شیرین می شود، خیلی هم اون حالت ، حالت قشنگی است و ازش لذت می بری، پس منهاج انبیا است، راه انبیاء است، انبیاء نمازباز بودند، خداباز بودند، تسبیح باز بودند، قرآن باز بودند، ما هم بازی بکنیم، توی مشغله های ما، ارتباطات کاری ما، روابطی که ما داریم این جزء کارما نیست متاسفانه، ادعا خیلی، حرف زدن خیلیه ولی این کاره نیستیم، باید این کار تصمیم بگیریم بشویم، آقا هزار تا مشغله داریم، مثلاً فوتبال می روی، باشگاه می روی، بدن سازی می روی، آشپزی می روی، رانندگی می روی، کلاس خط می روی، موسیقی می روی، زبان می روی، هر کاری می خواهی بکن، یک بازی هم برای خودمان این جوری در آوریم ، یک بازی بکنیم ، این هایی که استمرار دارند روی این نوع بازی ها، این ها به یک جایی می رسند، اما بدون یک وقتی که این کاره باز بشوی، جدی نمی شود، آن آثاری هم که برای نماز است ظاهر نمی شود، همیشه یادتان باشد وقتی می گویند آثار، از ملکه شدن در می آید، می گویند کامپیوتر اگر کسی اس ام اس باز بشود چه جوری می شود، مشاعره می توانی بکنی مشاعره، بنده الان بیست سال است تدریس می کنم، یک کسی از شاگردها چند روز پیش به من گفت ، توی اتومبیل نشسته بودیم، گفتش که استاد بیا مشاعره کنیم، بیا من اصلاً ، من شعری بلد نیستم بخواهم مشاعره کنم، من بلد نیستم شعر بخوانم، اون بلده، این کاره است، یک سلمانی هست در محل ما، این ده شب باز می کند تا صبح، این جوریه، احیاء هایش این جوریه، اصلاً همین جوری، تازه ده شب مغازه بازه، همه محل هم می دونند این ده شب به بعد می آید، آدم های شبگرد و این ها، اهلشند، همه می دانند اگر می خواهند بیایند سلمانی باید این موقع بیایند، یک موقع هایی ما می رویم، می گم ده می آیم، یازده بیا، بعد می نشینی ، از وقتی هم شروع می کند خیلی هم زیبا ، خیلی هم بااحتیاط ، خیلی هم دقیق کارش را انجام می دهد، بعد می گوید، پنجاه بیت شعر قشنگ برایت می خواند، می گویم تو شاعری ، می گه نه اصلاً شعر بلد نیستم ، می گه حفظ کردم، عشقم شعر بوده، کار کردم، سواد زیادی هم ندارد، اما مشاعره بلد است، اصلاً می ترسند رادیو تلویزیون این را مشاعره ببرند، چون برود مشاعره هر کس بیاید به زمین می زند، کار نیکو کردن از پر کردن است، آقا بالاخره به هر مشغله ای می زنی ، آدم یک جایی رابرای این جور کارها باز کند، برای این جور کارها باز کند، حرم بازی ، نماز بازی، این ها می ماند، من یک آدمی می شناسم خیلی هم آدم کاردرستی نیست، خیلی حالا علیه السلام نیست، خیلی اشتباه دارد، خیلی کارهای دیگه می کند ، ولی یک عادتی که دارد و برای خودش ملکه کرده، این که باید روزی هزار تا ذکر بگوید، هزار تا را باید بگوید، سبحان الله می گوید، الحمدالله می گوید، صلوات می فرستد، لا اله الا الله می گوید، یک موقع هایی خواب دیده بود که محاسبه است و این را می خواهند جایی بد ببرند، گفتم آقا این که دائم الذکر هست نمی گذارد که ما بلایی به سرش بیاوریم، این خیلی سزاوار کتک و شکنجه هم است، ولی این دائم الذکر بودنش نمی گذارد، از روزی صد صلواتش نمی گذرد، آقا خیلی قویه، کار می کند، حدیثش را یادتان هست آن هفته، یعنی اون هفته چند ماه پیش، توی آخرین جلسه همین کلاس خداوند به آن پیرمرد چی گفت تو قیامت، گفت من حیا می کنم تو را به جهنم ببرم، تو بالاخره یک استمراری روی این صورت ها هم داشتی این جوریه، به هر حال این ها را نباید از دست بدهیم، خیلی کار می کند و لِلمُصَلّین حُبُ المَلائِکَة خیلی عالیه، امروز اگر کسانی سر کلاس شرح اسماءالله حرم بودند توضیح دادیم حب ملائکه یعنی چی، یعنی حب قوای عالم، حُب قوای عالم، چون ملائکه قوای عالم هستند، تو همین جلسه صحیفه که اینجا برقرار می شود، یک هفته در میان بحث ملائکه را داریم ملائکه قوای عالم هستند، تمام کارهایی که در بدن ما تو طبیعت گیاهان ، حیوانات، دریا ، کوه ، صحرا، آسمان، خاک ، باران ، کهکشان ها، کیهان همه را فرشتگان دارند انجام می دهند، حالا فرشته های مادی زمین یا آسمانی دارند کار می کنند مرتب تمام کارها دست فرشته ها است، وقتی می گوید ملائکة الله این شخص را دوست دارند یعنی عوامل، حالا ملائکه چه کاره هستند که ما را دوست داشته باشند، حالا دوست نداشته باشند، ما ملائکه را می خواهیم چه کار که دوستمان داشته باشند، نه آقا اگر دوستت داشته باشند، باهات راه می آیند، شما توی یک پادگان یک موقعی می بینی یک افسره کاری نمی تواند انجام بدهد، بعد به سرباز وظیفه می گویی می گه خودم درستش می کنم، می روی زندان، می خواهی یک کار بکنی رئیس زندان برایت نمی کند، نگهبان همه کارها را برایت انجام می دهد، ما یک موقعی یادم هست توی پادگان که بودیم، به فرمانده مان می گفتیم ما می خواهیم همچین کاری بکنیم، می گفت نمی شود، به فرمانده همان به هم ردیف هایمان می گفتیم می گفتند نمی شود، بعد این نیروی وظیفه زیردست به من می گفت چی استاد، می خواهم یک همچین کاری بکنم، خیالت راحت باشد خودم انجام می دهم، آره می شه، کار می کنند، کار جدی می کنند ملائکة الله، پارتی هستند آقا خیلی کار می کنند ملائکة الله، یک موقعی خدا نخواهد بکند، ملائکه می گویند خدا، ریش ما هم گرو می گذاریم، به خاطر ما، قبول می کند خدا، جبرئیل می آید، این صلوات هایی که شب ها می فرستید کم نیست اجرش، برای جبرئیل می فرستید، برای میکائیل می فرستید، برای عزرائیل می فرستید، اسرافیل می فرستید، ملائکة الله می فرستید اینها همه را نمک گیر می کنید شما، خدا وقتی بنده اش نمک گیر شود خدا هم نمک گیر می شود، دیدی یک بابا خودش پول تو جیبی چقدر به بچه اش می دهد، مثلاً می گوید من هفته ای هزار تومان پول تو جیبی می دهم، این بچه می رود از یک جایی قرض می گیرد، به بابا هم نمی گوید، پنجاه هزار تومان می گیرد، بابا هم این پنجاه هزار تومان را بدهد، می گوید بچه ام گرفته، بچه ام دیگه، این کار را کرده، بیا آقا ما می دهیم خدمت شما، بله خود خدا این فضولی ها را، دست آدم ها را باز گذاشته برای این فضولی ها، هم دست فرشته ها را باز گذاشته هم دست اولیاءاش را ، هم دست کی را، از بس مهربان است خدا، می گه من را دور زدید بزنید، اگر می خواهی من را دور بزنید دور بزنید ، خیلی مهربان است قربونش بروم، آزاد گذاشته دنبال بهانه می گردد دیگه، می گه اگر بیاید به من خدا بگه آی خدایا من معصیت کردم، چه کار کردم چنین کردم، چنان کردم ما یک دفعه به خدایی مان برمی خورد، باید بیندازیمش جهنم، اینو، نمی شه که به ما نمی گویند خدا که، بعد می خواهیم ما برویم جهنم، یک کسی پاشه به ما بگوید

(یک طرف نوار تمام شده و جمله ناقص مانده)

همسایه اش رو بیار شفاعت کن، همسایه اش می آید یک ریش گرومی گذارد، بابا می گه به آبروی این بیا برو، قربون خدا برم که تو نظام علل و معلول که هیچ چیز بدون اذن خدا انجام نمی شود خدا اذن داده که ما فضولی کنیم تو کارش ، اذان داده که دخالت کنیم، اذن داده که برویم برای خودمان مقام شفاعت و اینا ، ما خودمان

(یکی دو جمله را متوجه نشدم)

من باید بفرستم ته جهنم خدا ما بندتیم گرو کردیم، اینجا ما، گرو شدیم تو بدهکاری ما را بده، بنده خدایی بدهکار بود، صد نفر ، بیش از صد نفر ازش طلبکار بودند اومده بود می گفت چه کار کنم این صد نفر پدرم در می آورند می اندازند زندان، یکی از این دوستان ما گفت که من راهش را بلدم گفت چیه، گفت این ها را دعوت کن بگو من می خواهم پولتان را بدهم، آقا این ها همه بعد از یک مدتی به پولشان نرسیده بود، همه عصبانی می گفت بیا پولتان را بدهم، اومد آنجا گفت من آقایان امروز دعوت کردم دروغ گفتم اومدم اینجا من یک قران ندارم بدهم، این سندهای من، من پول های شما را نخوردم، دزدی نکردم، به خدا ورشکسته شدم، کار با من نساخته بازار به من نساخته، جنس ارزان وارد کردم ، جنس های ما همه خراب شد، فلان شده، می خواهید بیندازید زندان، بیندازید زندان، من در اختیار شما هستم، بعد می خواهید کمک کنید ، کمک کنید ما از زمین خودمان در بیاییم ، آقا همه طلبکارها، یکی گفت من تومانی دوزار، یکی گفت تومانی سه زار، یکی گفت تومانی هشت زار، بخش، تخفیف، یک پولم بهش بدهیم حالا، کار بکند راه بیفتد، راه افتاد ، دو سه ساله تمام قرض طلبکارها را داد، آقا یک موقعی طلبکار آدم بیاید بشود کمک آدم،چقدرم اخلاق خوبیه، چه اخلاق خوبیه، خیلی خوبه، این اخلاق ها خیلی خوبه، مردانگی ها خیلی خوبه، گاهی وقت ها ماها باید تمرین کنیم کسی که قرار است تنبیهش بکنیم بیشتر ببخشیم و کمکش بکنیم، کسی که می تواند با یک آه، با یک نفرین، بدبختش بکنیم به روز سیاه بنشانیم، دعایش بکنیم ، نه اینکه بگوییم دل من را شکست، حق مرا خورد، لِهش بکنم، نه، خوده، یقیناً هم اگر تو آه بکشی، خدا به آه تو او را بدبخت می کند به خاک سیاه می نشاند، این چه اخلاق خوبیه، آدم می گه که خدایا کمکش کن خدایا به دادش برس، به ما یاد بده، من ماندم تو این اخلاق خدا، چه اخلاق خوبیه، چقدر مهربون، چقدر شیرین، چی بگم آدم ، می گه تو دستت را باز گذاشتم می خواهی با جبرئیل رفیق شوی بشو، آقا رفیقمه، چه کار می توانی بکنی ، عثمان دشمن مغیره را، دشمن پیغمبر، که پیغمبر گفته بود که این را هر کس گرفت بِکُشدش، عثمان که خودش اصلاً عددی نبود، چقدر پیغمبر ازش متنفر بود، لعنتش می کرد، آورد پیش پیغمبر گفت آقا، خودش پیش پیغمبر آبرو ندارد، اومد گفت ، آقا من بهش پناه دادم، حضرت گفت اگر پناه دادی تا سه روز وقت دارد فرار کند، چه حرمتی ، چه عددی، چه روحیه بازی، خدا می گه، بابا تو، دارم بهت می گویم حَسُنَ اولئِکَ رَفیقا اِهدِنا الصِّراطَ المُستَقیم، یک راه گذاشتم برایت، حواست باشد من گفتم بگو ما رابه راه راست هدایت بکن، یادت باشد کی ها را دارم می گویم، انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین، دستت باز است برو رفیق شو، بابا این همه شهید تو بهشت زهرا هستند، این همه شهید و آدم های حسابی تو حرم حضرت عبدالعظیم هستند، آیت الله شاه آبادی هست، بزرگان دیگر هستند، یکی شان را یقه اش را بگیر باهاش رفیق شو، خدا دیگه با این رفاقت حرمت برقرار میکند، می گه آقا جبرئیل، میکائیل، فرشته ها، صبح به صبح ، سحر ها، اذان صبح گفتند به فرشته هایتان سلام کنید، رفیق شوید با هم، مغرب به فرشته هاتون سلام کنید رفیق شوید با هم، آقا این ها کار می کنند ملائکة الله ، هیچ وقت هم خدا استبداد ندارد، نمی گه بدون اجازه من کسی حق نداردبا این ها رفیق شود، با این ها رابطه برقرار کند، هیچ گناهکاری نمی تواند، باید از کانال من بیایید، نه، برو دم ابوالفضل را ببین، برو دم ام البنین را ببین، برو سراغ مادر امام زمان، دستمان را باز گذاشته، به به ، به به ، این همه شهید ، بارک الله باهاشون ارتباط برقرار می کنید، بعد که می روید آن طرف، می بینید چه خبر است، چقدر این هایی که تو دنیا برایشان صلوات فرستادی ، دعا خواندی، هوایشان را داشتی ، همه خودشان بدهکار تو هستند، باید بیایند آنجا، خدا آن قدر مهربان است، می گه من اگر بنده ای را، اهل عذاب بدانم، همین که چهل تا مؤمن با این که نمی شناسندش، امضا کنند روی کفن اَش را، دیگر من حرمت قائلم، چهل تا مؤمن امضا کنند، چه خدایی، الحمدلله الذی هَدانا بِهذا وَ ما کُنّا لِنَهتَدِی لَو لا اَن هَدانا الله، می گه نه شما نمی توانید من را دور بزنید ، من خودم خواستم این جوری باشم، من اگر می خواستم راه را می بستم، من خودم خواستم شما بتوانید از این راه ها بروید، برای اینکه یاد بگیرید مثل من بشوید، برای این که تمرین کنید، اسم رحمان یعنی چی، اسم رحیم یعنی چی، اسم جواد یعنی چی، اسم غفور یعنی چی، برای این که انبساط را یاد بگیرید، برای این که از محدودیت از کینه، از دل چرکینی، از عقده، از بدخواهی از حسادت در بیایید، یادت بگیرید آدم بشوید، یاد بگیرید، یاد بگیریم که هیچ وقت نمی توانم ببخشم، هیچ وقت نمی شود، هیچ وقت جگرم آرام نمی شود، هیچ وقت آتش دلم خاموش نمی شود ندارم اصلاً ، هیچ وقت از این چیزها نداریم، می فرماید مَن ذالذی یَشفَعُ عِندَهُ الّا بِاِذنِه کی جرأت دارد بدون اذن خدا شفاعت کند، ما یک دفعه می ترسیم می گیم وای، قیامت، کی می آید بدون اجازه خدا شفاعت کنه، می گه باباجون، دنیا همان قیامَتِه اگر الان اجازه دادم، که شما این همه شفیع برای خودتان انتخاب کنید، پس اذن دادم دیگه، حالا که زنده ای می توانی با شهدا با انبیاء، با امامزاده ها، با اولیاء، با خوبان ارتباط داشته باشی، من اذن دادم دیگر، مگر می توانی بدون اذن من، مَن ذالَّذی یَشفَعُ عِندَهُ اِلّا بِاِذنِهِ تو دنیاست، الان که به تو اذن دادم ، یالا بجنب، از وقت استفاده کن، اذن دادم دیگه، پس یک خدای خیلی لولویی نیست، یک خدای خیلی جباری بالا سرمان، رحمان و رحیم، غفور، رئوفه، هیچ وقت راه وَ لا یُقلَبُ بابُه درهایش بسته نمی شود هیچ موقع، وَ لا یُخَیَّبَ سائِلُه، هیچ وقت گدای خودش را نا امید نمی کند، هیچ وقت دست رد به سینه بنده اش نمی زند، فرمود اگر گناهکاران می دانستند با چه اشتیاقی منتظر برگشتشان هستم، از شوق من می مردند.