جلسه 020 - نماز
شماره جلسه
20
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
7
روز
7
متن کامل (خام) ‌ جلسه 020 - نماز

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صل الله عَلی محمدٍ واله الطاهرین و لعنت الله عَلی اعدائهم اجمعین مِن الان الی قیام یوم الدین.

بحث ما درباره آثار نماز به این جا رسید که نماز از این جهت انسان را قوی می کند که انسان را با حقیقت خودش و حقیقت حرکت خودش رو به رو میکند. تغییر در جهان بینی انسان می دهد و اگر انسان جهان بینی درستی داشته باشد تثبیت در جهان بینی انسان می‌دهد. یعنی انسان با نماز به بلندای ابدیت بزرگ می شود و دنیایی که خیلی‌ها به خاطر آن با خدا دشمنی کردند و درواقع به خودشان ظلم کردند و خودشان را تلف کردند، در مقابل او کوچک می شود و گفتیم که این اثر نماز از میزان یادی هست که تولید می‌کند. هر چقدر یاد قدرتمندتر باشد در نماز باشد درواقع نماز به فلسفه خودش نزدیک‌تر است و اثر بیشتری دارد.

از آثاری که از نماز عرض کردیم و الان هم داریم در موردش صحبت می‌کنیم. اساساً این نکته را قبلاً هم عرض کردیم انسان همیشه در هر وضعیتی که هست سر سفره گذشته خودش می نشیند؛ یعنی هر نوع ارزیابی که از خودش به عنوان یک انسان بکند، خوشبخت یا غیر خوشبخت، خوب یا بد، شاد یا غمگین، آرام یا مضطرب، به هر حال انسان هر نمره ای به خودش بدهد، این نمره یک روزه به دست نیامده. مجموعه ای از انتخاب ها، ارتباطات، رفتارها و افکاری بوده که در گذشته وجود داشته است و شخصیت فعلی ما را می سازد. پس ما همیشه وقتیکه اینی که هستیم، هستیم مربوط به یک گذشته ای است که ما را به اینجا رسانده است و هر کس که بخواهد آینده خودش را بسازد باید همین چهار مورد را کنترل بکند، یعنی انتخاب ها، ارتباطات، رفتارها و افکار خودش را. هر چقدر انتخاب ها، ارتباطات، افکارها، رفتارها متعالی باشد حال انسان و در نتیجه آینده انسان بهتر خواهد بود. قدرتی که هر انسانی دارد از نوع انتخاب ها، ارتباطات ، رفتارها و افکاری هست که داردو این ها هم مبتنی بر فکر انسان است. یعنی یک سلسله از انتخاب ها، رفتارها، افکارها و ارتباط ها هست که انسان را بدبخت می کند، ناآرام می کند، ناشاد میکند ، عقب مانده میکند و موجب شکست انسان می شود و یک سلسله از انتخاب ها، رفتارها، افکار، و ارتباط ها هستند که انسان را متعالی می کند. انسان همیشه قدرتمند، شاد و آرام و موفق میکند. خود اینها مبتنی بر چی هستند؟این چهارمورد مبتنی بربینش انسان هستند. هر چقدر بینش انسان قوی تر باشد نسبت به خودش ،دست به انتخاب های بهتر، افکار بهتر، رفتار بهتر و ارتباط های بهتری میزند. هر چقدر شناخت انسان از خودش ضعیف تر باشد ، نوع انتخاب ها،ارتباط ها، رفتار و افکارش هم ضعیف و پست خواهد بود و همین ها هستند که زندگی ،گذشته حال و آینده انسان را می سازند. یاد معاد، یاد آخرت و ابدیت. یاد الله تبارک وتعالی به عنوان محبوب ما، چیزی است که نقش اساسی در تعالی انتخاب ها، ارتباطات، رفتارها، و افکار ما دارد. هر چقدر این یاد قدرتمندتر باشد، این چهار چیز هم متعالی تر هست و انسان از یک شخصیت محکم و مستحکم، شخصیت آرام و شاد بهره مند می شود. لذا در سوره بقره شما میبینید وقتی که آدم های قدرتمند رامیخواهد تعریف کند تحت عنوان صابر، می فرماید که: «فَبَشِّرِ الصّابرینَ الذین إذا اَصابَتهُم مَصیبةٌ قالوا إنّا لِلّهِ و انّا الیه راجعون» یعنی انسان در برخورد با مصیبت می تواند عکس العمل های مختلفی داشته باشد. یک مصیبت می تواند انسان را به ضعف به مریضی حتی خودکشی – که گناهیست نابخشودنی و یااصلا به مردن ،به سکته،به وادادگی و عقب ماندگی، به غم و غصه فراوان، اضطراب و افسردگی بکشاند. همان مصیبت وقتی به کس دیگری برخورد می کند، او را اوج می دهد و به آرامش و استحکام بیشتر، قدرت بیشتر و معنویت بیشتری می رساند. چه طور ممکن است یک مصیبت در دو نفر دو اثر مختلف بگذارد؟ این بستگی به نوع نگرش افراد هست. افرادی که خودشان را از خدا تا خدا می بینند (به بلندای ابدیت ، وقتی اینهاوقتی با مصیبتی روبه رو می شوند،مصیبت را در مقیاس ابدی تفسیرش می کنند نه در محدوده دنیا و ارزش های دنیا. لذا وقتی مصیبتی و سختی بر آن ها وارد می شود و دچار محرومیتی میشوند، هرگونه فقدانی فرقی نمیکند هم که میشوند – وَ لَنَبلُوَنَّکُم بِشیءٍ مِنَ الخوفِ و الجوعِ و نَقصٍ مِنَ الاَموالِ و الانفُسِ و الثّمراتِ فَبَشِّرِ الصّابرین الّذینَ اذا اصابتُهم مصیبةٌ قالوا اِنّا لله و اِنّا اِلیه راجعون ترجمه فارسی اگربخواهیم بکنیم اینجوریه، حتماً حتماً حتماً شما را به چیزی از ترس آزمایش می کنیم. یعنی حوادثی پیش می آید که شماها درآنجا می ترسید و امتحان می شوید و گرسنگی، آسیب های مالی، و آسیب های جانی و آسیب در کارهای اقتصادی ،ثمراتتون، کشاورزی و چیزهای دیگر، کسب و کارتان امتحانتان می کنیم یعنی انسان در طول زندگیش صددرصد با این چیزها روبه رو می شود از دست دادن ها، به خطرافتادن خودش، به خطرافتادن نزدیکانش، شغلش، داراییش، اطرافیانش حتما امتحان میشوید. بعد می گوید در این امتحان ها به چه کسی بشارت بده؟ به صابرین. الّذینَ اذا اصابتُهم مصیبةٌ قالوا اِنّا لله و اِنّا اِلیه راجعون چرا اینها در مقابل مصیبت صبر می کنند و مشمول بشارت خداوند می شوند؟ برای این که اینها می گویند که ما از خدا هستیم و به سوی خدا باز می گردیم یعنی خودش را با یک نگاه ابدی نگاه می کند. درست معنا میکند. می فهمد که چقدر عمردارد و چقدر باارزش است. پس یک مصیبت و سختی گاهی در مقیاس دنیا تفسیر می شود و گاهی وقتها در مقیاس آخرتی تفسیر می شود. بسته به این است که شخصی که مصیبت بر او وارد می شود، چقدر از خودش شناخت دارد و خودش را چگونه می شناسد و با چه قیمتی از خودش آشنایی دارد. تأثیر معنویت، ذکر، عبادت، نماز همین است که به ما یک بینشی عمیق از خودمان، از خداوند و از جهان می دهد و پیدا کردن این بینش انسان معلوم است که قدرتمند می شود. اِستَعینوا بالصَّبرِ و الصَّلوة از صبر و نماز کمک بگیرید. برای این هست نماز نگاه انسان را متحول می کند و یک نگاه بسیار بسیار متعالی به انسان می دهد. در سایه این نگاه قدرت هم می آید نمونه اش را هم که عرض کردم. یک نگاه درست باعث می شود وقتی که یک مصیبتی به سراغ کسی بیاید میگوید چی؟ انّا لله و اِنّا الیه راجعون. نمی گوید بدبخت شدم، بیچاره شدم،به روزگارسیاه نشستم، امیدم از دست رفت،چه وچه وچه هیچ وقت از الفاظ شکایت آمیز استفاده نمی کند هیچ وقت احساس نمیکند بدبخت شده است وقتی همه چیز را هم از دست می دهد چون مسبب الاسباب حق تعالی را دارد اصلاً پشتش نمی لرزد. برای این که این قضیه خوب برای ما جابیفتد خداوند انبیا را همیشه با دست خالی وتنهایی به سراغ مستکبرین می فرستاد به سراغ اقوام سرکش ویاغی وطاغی.و می بینیم که آن ها وقتیکه دست خالی میروند چگونه موفق هستند. نمونه های زیادیش رادیدیم پیغمبرخودمان (ص) و در عصرخودمان امام امت(ره)که به تنهایی چه کرد فقط تکیه اش به خداوند تبارک و تعالی بود. پس این را ما باید دقت بکنیم که در سایه معنویت و این بینش است که عبادت آخرت در مقابل این چشم بزرگ میشود و ابدیت درمقابل نگاه ما جدی می شود. یعنی دغدغه انسان می شود مسئله ابدیش. همان طور که دغدغه یک جنین است در رحم. شما نگاه کنید وقتی که به این فیلم ها و عکس های یک جنین نگاه می کنیم که دارد حرکت میکند، می بینیم که چقدر باور و یقین دارد که دارد لحظه به لحظه حرکت می کند. آدم این را قشنگ و کامل میبیند. چه دلخوشی دارد که ذره ذره اتم به اتم الکترون به الکترون نوترون به نوترون، سلول به سلول، مولکول به مولکول، اضافه میکند. چه دلخوشی دارد؟ دلخوشیش وفات است. وفات از رحم به دنیا. حالا میاد در دنیا متولد میشود به آن دلخوشی میاد همینجوری شروع میکند به جمع کردن و کارکردن و درست هم کار کردن. برای مومن هم همینجور هست. یک مومن نمازخوان مومنی که اهل نماز هست نمازش او را به همه این خیرات دعوت می کند. آخرت را در مقابل چشمش بزرگ میکند و ابدیت را جدی می کند و روز به روز در اخلاص کارهایش بیشتر می‌شود. خداوند درباره انبیاء می فرماید: «اِنّا اَخلَصنا هم خالِصة ذِکرَ الدّار» یعنی این ها اگر خلوص پیداکردند چون یاد آخرت بودند. یاد معاد و یاد آخرت آنها راخالص میکرد. چرا؟ چون وقتی که آدم یاد آخرت و یاد معاد می کند و آنجا را می شناسد. می فهمد آن چیزی که نیاز دارد از چه جنسی است. ببینید شما یک موقعی می خواهید جاده ی خیلی سختی را رانندگی کنید سرخودتان را که نمیتوانید کلاه بگذارید که. میروید مغازه. مغازه دار میگوید که مثلا من حالا یک جفت لاستیک دارم پنجاه هزارتومن بهتون میدهم. تو هم میدانی این پنجاه هزارتومن لاستیک میبینی که خیلی دست دوم هست و خودت هم آن جاده را می شناسی. میبینی که این واقعا به دردنمیخورد. ولی اگر بخواهی خساست بکنه انسان، کنس بازی دربیاره بگوید بابا همین پناه تومن غنیمت هست برویم ولش کن بیندازیم زیر ماشین و برویم. خودت میدانی که درآن جاده میمانی و این به درد آنجا نمیخورد. لاستیک تو باید بخری مثلا چهارصدهزار تومن بیندازی زیر ماشینت باهاش بروی یک لاستیک قدرتمند آدم. وقتی که مسافت و مسیر و مقصد را میشناسد نوع انتخاب هایش هم دقیق می شود.. یعنی میگوید برای آن مقصد من باید نوع انتخابهارا بکنم این چیزها را بردارم چیزهای بد نه. خلوص هم همین جوراست یعنی انسان هر چقدر آخرت را میشناسد بیشتر به سمت اخلاص میرود یعنی بیشتر دقت می کند که کارهایش واقعا به تناسب آخرت به تناسب آنچه که خداازش میخواهد، باشد. و الا سر خودش را کلاه نمی گذارد که هر عملی را انجام بدهد هرانتخابی رابکند هرمقدسی راانجام بدهد و با هر صورت مقدسی ارتباط داشته باشد که بخواهد دل خودش را خنک بکند. دل خودش را همینجوری شاد وخوش بکند. نه، میگویم آقا آنجا این چیز نیاز هست. این خیلی مهم است که یاد معاد و یاد آخرت انسان را در همه ی انتخاب ها کمک می کند. اینکه دارم هی توضیح میدهم برای این است که بدانیم نماز وقتی به یک بینش تبدیل می شود در تمام شئون انسان اثر گذار است، در کلیه انتخابها، ارتباطات، افکار، رفتار انسان تاثیرگذار هست. آخرت را واقعا جدی میکند و دنیا را واقعا کوچک می کند. حالامن در ادامه بحث دیشب چندتا روایت دیگر مانده اینها را خدمت شما عرض کنم درموردش هم یک مقداری توضیح بدهم.

این روایت ازنبی اکرم (ص) است می فرماید که: «الدُّنیا سِجنُ المومن فَاِذا فارَقَ الدارِ فارَقَ السِّجنِ» دنیا زندان مومن است. دیروز یک کسی در همین رابطه سوالی کرده بود بد نیست جواب بدهیم. می فرماید که هنگامی که از دنیا خارج بشود فارق شود از این دار فارق السجن از زندان هم در می آید. از یک طرف ما می گوییم مومن آدمی است شاد، آرام، خوشحال و لذت مومن در این دنیا حتی از لذت بهشتی ها هم در پاره ای از موارد بالاتر است. مومنین در دنیا از کفار هم بیشتر لذت می برند. پس چه طور میگوییم دنیا زندان مومن است؟ این چه جور زندانی هست؟ کی میتواند برایمان توضیح میدهد؟ بزرگواری میگوید چون در عالم ماده است. عالم محدودیت است انسان وانسان هم بی نهایت طلب است یک موجود بی نهایت طلب که دریک مجموعه محدود قرارمیگیرد احساس زندان میکند. این خوب است. دیگرچی؟ دوستمان تکمیل کردند جواب را. اینکه سجن بودن و محدودیت مربوط به طبیعت است. این رایادتان باشد مربوط به فطرت نیست، فطرت انسان که حقیقت الهی اوست حقیقت انسانی اوست، او هیچ وقت سجن ندارد. او یعنی می تواند همیشه با خدا سخن بگوید بامعشوق خودش باشد به خواسته های خودش برسد او اصلا احساس محدودیت ندارد، انسان زندان نمیکند. کدام بخش ما احساس محدودیت میکند؟ طبیعت ما یعنی بخش حیوانی ودنیایی ما احساس محدودیت می کند. لذا این بخش مومن سجن است این بخش مومن یعنی بخش طبیعت او وحیوانیت او محدود هست. و در سایه این محدودیت است که خودش را روز به روز آزاد می کند. یعنی هر چقدر زندان بودن طبیعت بیشتر میشود. آزادی چی میشود؟ آزادی بیشتر میشود. انبساط بیشتر میشود و قدرت بیشتر می شود. اولیاء الهی چه کارهایی میکردند که ماها اصلا نمیتوانیم انجام بدهیم. از کجا قدرتشان ناشی شده است؟ طبیعت را بیشتر کنترل کردند. یعنی هر چقدر اگر مثلا میتواند طی الارض بکند اینقدر آزاد است که می تواند طی الارض کند، یک لحظه اینجا باشد یک لحظه آن طرف دنیا باشد. این قدرتی که الان آورده است از کجا آورده است؟ از حبس طبیعت آورده است. یعنی هرچقدر طبیعت بیشترحبس بشود آن قدرت آزادترمیشود. یعنی بیشتر میشود. فرمولش هم این بود که «خُذوا مِن اَجسادِکُم و زودوا بِها علی انفسکم» هر چقدر طبیعت را زندانی تر بکنی فطرت وروح آزادتر و قدرتمندتر میشود.

روایت بعدی از حضرت علی (ع) می فرماید: «مَن کانِت الدُّنیا اکبَرَ هَمِّه طال شَقانُهُ و غَمُّه» هر کس که دنیا بزرگترین همّش است، شقاوت و غصه هایش هم بیشتر می شود. بدبختی وغمش بیشترمیشود. این چه جوری هست؟ باید ارزیابی بکنیم. ببینیم که ما مجموعا غصه هایمان چه رنگیست؟ رنگ دنیا دارد یا رنگ آخرت. مثلاً شب قدراست. می خواهیم دست ببریم بالا و الان دعا کنیم، از کجا میفهمیم این آدم، آدم شادی است یاآدم مضطربی است؟ میگوید از نوع دعاهایش معلوم میکند. اگر دعاهایش مربوط به جنبه فطری اش بود برای امام زمان (عج) دعا کرد، برای بقیه افراد دعا کرد. «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور...» خودش نیست برای کسای دیگر دعا میکند و اگربرای خودش هم دعا میکند برای جنبه های عالی خودش دعا میکند. این آدم، آدم آزادی است. آدم بزرگی است، آدم بدبختی نیست. آدم شادی است. نه اینکه ما برای دنیایمان دعا نکنیم ها،چرا. ، ولی حضرت می فرماید (اکبرهم) یعنی بزرگترین همت بزرگترین آرزوها. میگویند آقا دریک کاغذ ده تا از آرزوهایت را بنویس کسی مثلا میآید میشیند مینویسد پنج تا،شش تا، هفت تا ازآرزوهای بزرگ انسانی وابدی است، این انسان بسیار خوبی است ،انسان آزاده و شادی است. ولی یک کس میگویند آقا بنویس ازخواسته هات بنویس میگویدپول،مسکن ازدواج این خوب بشه،آن چه جور بشود، اینجوری بشودهمه خواسته های اینجوری وقتی نوع خواسته هارانگاه کنید معلوم است گیرآدم شقاوت وغصه داربودن آدم معلوم میشوداکبر همّ نباید باشد، نه اینکه همّ نبایدباشد. به اصطلاح مورد همت نباید باشددر دنیا وبهش توجه نکنیم. میگوید اکبرهمت نباید باشد .بزرگترین آرزوهات مربوط به این مسئله نباید باشد. مربوط به بخش حیوانی و طبیعی ات نباشد. بزرگترین غصه هات بزرگترین دغدغه هات بزرگترین آرزوهات مربوط به حقیقت انسانی خودت به ماورای طبیعه وبه فطرت خودت به آن باشد. این یه آدم بسیار شاد وآرامی است. لذا درنقطه مقابل میفرماید آنهایی که بیشترین واکبر همشان من کانت الدنیا کسی که دنیا بزرگترین همت اوست «طال شقائه وغمه» شقاوت وغصه های این آدم چی هست؟ بیشتر میشود. در طول مسیر زندگی ما باید دائما خودمان را همینجوری ارزیابی بکنیم. یعنی ببینیم نوع آرزوهایمان، نوع هوس هایمان، نوع چیزهایی که به خاطرش حاضریم تلاش بکنیم، نبض ما دست آن چیزهاست، چیست؟ آدم از معشوق هایش قیمتش دستش می آید که این به چی فکر میکند. چقدر قیمت دارد. چه هوس ها و آرزوهایی دارد. چه دغدغه هایی دارد محرک های او به قول علم روانشناسی میگویند که محرک، محرکهای او چیست. چه چیزی او را به حرکت و تلاش از صبح که از خانه میرود چه چیزی اورا به حرکت وتلاش وادار میکند. از همین جا آدم می تواند خودش را بشناسد. میتواند بفهمد.شما نگاه بکنید معصومین ما در تک تک فرمایشاتشان مبا و ملاکهای انسان شناسی وجود دارد. یعنی آدم دست روی هر کدام از کلامات اینها میگذارد یک آینه شفاف بزرگ خودش را میتواند درش نگاه بکند. کامل میتواند خودش را ببیند. میگوید تو میخواهی ببینی آدم بدبختی هستی آدمی هستی که سزاوار غم و غصه هستی، یا نه آدم خوشبختی هستی، سزاوار شادی هستی. از نوع دغدغه هایت و غصه هات و آرزوهایت می توانی خودت را بشناسی بنویس روی کاغذ ده تا بیست تا از خواسته ها و حاجتهایت را بنویس ببین چیا هست. میفهمی کی هستی. دیگران را هم می توانی بشناسی. کسی که خودش را میشناسد دیگران را هم میتواند بشناسد. تو میتوانی دیگران را هم بشناسی که آرزوهای آدمها قیمتهایشان را بهت میگوید که چقدر هستند. نوع دغدغه ها نوع چیزهایی که برایش گریه میکند برایش شب حاضر است بلند شود عبادت بکند. یک بنده خدایی یک مشکلی داشت گفت مثلا باید چکار بکنیم. گفتم حالا اینجا حدیث گفته اند که اگر شمامثلااین سوره ی قرآن را چندتا بخوانید و اینجوری بخوانید گفت بلد نیستم بخوانم. یعنی برای آخرت خودش هیچ وقت نرفته قرآن بخواند. قرآن یاد بگیرد. روخوانی و روان خوانی بلد نبود. یک مشکل دنیایی پیدا کردپول درش بود. پای پول کلان بود رفت این سوره هارا یاد گرفت که بخواند. دیدید الان نیاز آدم را فعّال می کند و استعدادهای انسان را شکوفا می کند. مثلا شما نگاه بکنید قبلا شناخت حروف، نوشتن تایپ کردن در کشور ما ضعیف بود، انگلیسی ضعیف بود، نسل اول تلفن همراه امد مردم مجبور شدند برای اینکه بخواهند به همدیگر smsبزنندبروند چکاربکنند؟ انگلیسی را یاد بگیرند. خیلی ها این حروف را یاد بگیرند. بعد این نیاز باعث شده است که این کاررا بکنند. بعد هم فارسی شد. الان فرهنگی کتبی مردم بیشتر شده است مردم بیشتر مینویسند همینجوری هی مجبورند کلمات راردیف بکنند نوشتن را دارند تقویت می کننددرخودشان خیلی وقت ها شما وقتی که درمورد یک دغدغه آخرتی یک مسئله مهم معنوی حاجتی داری، درگیر هستی، اگر بهت بگویند برو این سوره را بخوان این ذکر را بگو، میبینی که حاضرنیستی این کار را بکنی. اما اگر مثلاً انسان یک خواسته دنیایی داشته باشد میخواهد با یک کسی ازدواج بکند گره خورده توش، یک تکه زمین هست گره دارد میخواهد مشکل اورا برطرف بکند، یک جنس دارد میخواهد بفروشد فروش نمیرود، یک چیزی میخواهد بخرد نمیتواند. می بینیم زود میرود یاد میگیرد وقت میگذاردیاد میگیرد. از نوع محرک های ما در کارهایمان اینکه چه چیزی ماراواداربه حرکت، ارتباط، انتخاب ، رفتار و فکرمی کند. باز همان چهارمورد یادتان نرود توی محرکها. باید دقت کنید،از اینها آدم می تواند قیمت خودش را به دست بیاورد. بفهمد که چکاره است این را بفهمد. این فرمایش از امام صادق (ع) درباره حقارت دنیا یعنی تحقیر کردن دنیا. می فرمایند: چقدر هم مژده اش بزرگ است. چقدر هم چیز خوبی است: یابن جندب ان احببت عن تجاور الجلیل فی دارهی و تسکن الفردوس فی جوارحی... میگوید اگر دوست داری و میخواهی (نوع محبوبهای آدم قیمتهای آدم را روشن میکند. دوست داری یا دوست نداری، معلوم میشود. اگردوستداری خدای جلیل را مجاورت بکنی درخانه ی خدا باخود خداو در فردوس همجوار خدا باشی باید دنیا در مقابل تو پَست باشد. اگر پَست نیست، تو به همچین جایی نمی رسی. سوال؟ علامت این که دنیا در نظر من پست است چیست؟ یعنی من از کجا بفهمم دنیا در نظرم پست است یا نه؟ خوبه. جوابهای خوبی هست. از نوع آرزوها، بی رغبتی، همین بی رغبتی را از کجابفهمیم ،از کجا بفهمیم پست هست در نظر ما و رغبت بهش نداریم؟ وقتی انسان از دست می دهد نوع عکس العمل ها معلوم میشود. دیگر چی؟ چیزی را هم که به دست می آورد خوشحالش نمی کند. این دوتا منبع خوبی هست از منابع قرآنیست بحمدالله «لِکَیلا تَأسَوا علی مافاتَکُم وَ لا تَفرَحوا بِما اتاکُم» ازدست دادید ناراحت نشوید. علامت اینکه دنیا در نزد انسان کوچک است این است که ناراحت نشوید. اینکه عصبی نشود، فحش ندهد، داد و بی داد راه نندازد، کسی را تحقیر و نکند، کسی راله و سرزنش نکند. روی رفتارش با دیگران تأثیر نگذارد، روی اخلاقش تاثیر نگذارد وقتی از دست میدهد. ما چی داریم میگوییم ؟ ما داریم میگوییم که اگر کسی دنیا را از دست داد یا بهش نرسیدروی رفتارش با دیگران تاثیر نگذارد. آن وقت بنده میرم چهل جلسه جمکران به خواسته ام نمیرسم یایک خواسته دنیایی دارم اولین اثرش بعدازچهل جلسه این است که باامام زمان قهر می کنم. روی رفتارم باخدا تاثیرمیگذارد. روی نمازخواندم تاثیردارد. دعوایم میشود بایک کسی در نوع عبادت هایم تأثیر می گذارد. یعنی همه را می شکنم سر خدا سر امام زمان سر معصومین سر این فطرت بیچاره و سر این کودک عزیز بیچاره. این را از نیازهایش محروم می کنم. اگر عصبی نشدیم دادوبیداد راه ننداختیم، غصه نخوردیم و به غیبت و تهمت وپچ پچ کردن درگوشی حرف زدن و این چیزها انسان آلوده نشد معلوم می شود که دنیا در نظرش کوچک است. پاداشش چی هست؟ پاداشش این است که تو به جوار خداوند تبارک وتعالی در فردوس در بهشت میرسی. هر کس دوست دارد خداوند جلیل را ملاقات بکند و در جوار او باشد در فردوس، اگرتو اینجوری دوست داری باشی چی؟ دنیا باید برایت چی باشد؟پست باشد دنیاباید بی ارزش باشد درمقابلت. غصه نداشته باشی برایش. وقتی آدم اینجوری نباشد آدم، آدم شادی است. دیگر. یک باشد یه این نیز بگذرد یه بیخیال یه ولش کن گفتن یه هرچی پیش آمد خیر است الخیرُفی ما وَقَع راحتش می کند. یک اِنا لله و اِنّا الیه راجعون راحتش می کند. دیگر بهم نمیریزدتش عصبی اش نمی کندوخیلی ازگرفتاریهای دیگرهم برایش ایجادنمیکند.