بسم الله الرحمن الرحیم
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم٬ بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
امشب از چهارده معصوم به سیرۀ نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می پردازیم که پیغمبر در ارتباط با نماز چگونه بوده است. سیره خیلی به ما کمک می کند که اگر ما سعی کنیم که خودمان را شبیه کنیم، توانایی مان را بالا می برد. این روایت از جابربن عبدالله است. "کان رسول الله صلی الله علیه و آله وسَّلم لایؤخر الصَّلاة لطعام و لا لِغیره" پیامبر نماز را به خاطر غذا یا کار دیگری به تأخیر نمی انداخت. خیلی ها در ماه مبارک رمضان این کار را می کنند. مثلا اول نماز می خوانند٬ در مسجد نماز جماعت می خوانند و بعد می آیند و به افطار مشغول می شوند. حضور قلبشان هم بیشتر است. گاهی وقت ها هست که انسان در یک فشار فیزیولوژیکی هست یعنی فشاری که بدن می آید مثلا چرت خیلی زیاد خواب وحشتناکی دارد و صبح مشغول کار شد. شب نخوابیده٬ الآن ظهر کاملا خسته و کوفته و بی رمق است یا به شدت گرسنه است یا تحت فشار بول و غایط است و باید به دستشویی برود. کسی که تحت فشار است باید برود تخلی کند بعد بیاید نماز بخواند. چرا؟ چون مخ عبادت و نماز حضور قلب است. اگر حضور قلب نداشته باشد٬ نشاط نداشته باشد فایده ای ندارد. بنا این نیست که ما خودمان را زوری به عبادت یا ذکر واداریم. بعضی ها بلند می شوند و با خستگی زیاد می خواهند یازده رکعت نماز شب را تمام کنند٬ این فایده ای ندارد. نشاط. یک سلسله عوامل تلقینی هست و نشاط آور است که انسان موقعی که می خواهد نماز بخواند یا وقتی که می خواهد نمازهای طولانی بخواند یا شب را بیدار بماند می تواند از آن ها استفاده بکند. مثل این که عزیزان دارند پرتقال پخش می کنند. این میوۀ پرتقال نشاط آور است. استفاده می کنند. شما هم که گوش می کنید یواش یواش تناول هم بکنید. چایی بخورید، میوه بخورید. خوردن چیزهایی که نشاط آور است بین عبادات این خودش کار خوبی است و ثواب دارد. به هر حال نشاط می آورد. شستن صورت شده است٬ سفارش شستن سر شده است. از شستن سر سفارش شده. استحمام است. اگر این ها واقعا نتواند بهتر است که بخوابد. یک مقداری بخوابد به خصوص ظهر که خواب کمش زیاد است. خواب قیلوله است و اثرش خیلی زیاد است. شما یک ربع٬ بیست دقیقه بخوابید معادل چند ساعت خواب بعد از ظهر است. اگر قیلوله بکنید مثلا بعد از ناهار خوب نیست مگر انسان مجبور باشد. والا اگر کسی می تواند و برایش امکان دارد بهتر است قیلوله کند. یعنی همان قبل از این که ناهار را میل کند و یک ربع٬ بیست دقیقه بخوابد خیلی خوب است. بیست دقیقه. مثلا دانشمندان می گویند ضریب های بیست خیلی خوب است. مضرب های بیست٬ چهل٬ شصت. بیست دقیقه خیلی خوب است. من امتحان کردم که اگر یک شب را تا صبح بیدار بمانم و صبح را هم کار کنم تا ظهر٬ اگر ظهر بیست دقیقه بخوابم باز می توانم تا چند ساعت دیگر هم با نشاط کار کنم. ولی اگر که این خواب بیفتد بعد از ناهار دیگر با بیست دقیقه جبران نمی شود. مثلا باید چند ساعت بخوابد. بعضی ها موقعیت کار یا درس شان به گونه ای هست که باید بعد از ناهار بخوابند٬ اگر دو الی سه ساعت بعد از ناهار بخوابند. عصر می خوابند عیبی ندارد. آن ها که می توانند شغلی و موقعیت درسی- علمی شان اجازه می دهد که قیلوله کنند٬ این ها ایجاد نشاط می آورد. پس اصل این است که ما نماز را در حالت عادی٬ هیچ چیز را به نماز ترجیح ندهیم. اصل این است که یک موقع استثنا پیش می آید. دیگر خداوند با کسی استثنا کاری ندارد. استثنا پیش می آید. مثلا فرض بفرمایید که حال بدی دارد٬ مریض است٬ خواب آلودگی شدیدی دارد. خستگی شدید دارد. بهتر است که ابتدا انسان به نشاط دست پیدا کند و بعد به نماز بایستد.
روایت بعدی از امیرالمؤمنین علیه السلام هست در مورد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم. این توضیح را که دادم برای این است که شیطان یک موقع شما را گول نزند. شما که سر این کلاس می آیید یادتان باشد که هیچ حرف خوبی نیست که انسان یاد بگیرد مگر این که شیطان یک زمانی از آن حرف خوب علیه انسان چه کار کند؟ علیه انسان استفاده کند. فقط صرفا خوب یاد گرفتن٬ حدیث یاد گرفتن٬ عرفان یاد گرفتن٬ تفسیر یاد گرفتن به درد نمی خورد. بلکه یک آدم قوی یک آدم خبره کسی است که بداند در کجاها و در چه زمانی از این حرف خوب شیطان علیه خودش استفاده کند. آن وقت شما در یک جاهایی که خیلی خواب آلوده ای، خیلی خسته ای شیطان می گوید مگر ندیدی این همه حرف برای نماز گفت٬ این همه حرف دربارۀ نماز اول وقت زد. عیبی ندارد برو همین الآن بخوان٬ تند تند بخوان٬ بعد برو بگیر بخواب. شیطان تو را تشویق می کند که اگر خواب آلوده وارد نماز شوی٬ نماز بی اثر و تند و با عجله و... بخوانی و او در این قضیه برد می کند. ظاهر قضیه این است که تو برد می کنی که رفتی نمازت را اول وقت خواندی ولی باطنا چه کسی سود کرده؟ شیطان. مواظب باشید که افراط نکنید. اگر چیزی حق هست٬ بله حق است ولی یک جاهایی هست که حق باید به مصلحت یک حق بالاتر تعطیل شود. ترک شود به مصلحت یک حق بالاتر. این یادتان باشد. همیشه هست چیزهای بالاتر یا عموما بگویم هست. آن جایی که انسان باید بتواند تشخیص بدهد که الآن کدامش لازم تر است٬ خیلی مهم است.
یکی از ترفندهایی که شیطان ممکن است بزند این جا لازم است که من به شما بگویم، این است که اصرار زیادی به شما می کند که شما حتما نماز مغرب و عشا یا ظهر و عصر را با هم بخوانید. دقت کردید مثلا سفره انداختند تو هم می خواهی رعایت کنی که قبل از غذا نماز بخوانی. هشت رکعت نمازی که قرار است آدم را تا معراج ببرد بیاورد٬ اثر داشته باشد نمی شود که سریع بخوانی٬ بوی غذا هم که در خانه راه افتاده٬ حالا بلند شوی بروی نماز هشت رکعتی بخوانی. اگر بخاطر التزام که نماز را اول وقت بخوانی٬ نماز عصر را دیگر نخوان. حتما برو قشنگ سر سفره بنشین نهارت را بخور٬ استراحت بکن٬ اگر قرار است بخوابی یک خوابی بکن بعد پاشو سر حوصله نماز عصرت را بخوان. مواظب باشید که کیفیت نمازتان را فدای نماز اول وقت بودن هر دو نماز نکنید. کیفیت خیلی مهم است. بنابراین اگر به واسطۀ این که من باید نمازم را اول وقت بخوانم، ظهرمان را خواندیم، می بینی که الآن بیشتر میل دارییک چای بخوری، آب میوه بخوری٬ با کسی حرفی بزنی٬ تلفنی بزنی٬ عرض کنم خدمت تان غذایی بخوری٬ سر سفره بروی و با دیگران حرف بزنی نگو بگذار این چهار رکعت را بخوانم و بعد بروم. لذا این دیگر به درد نمی خورد. نمازت را خراب نکن. کیفیت شخصیت انسان هست. بنابراین باید بگذاری کنار. کار شوخی نیست یک ارتباط با خداست. در محضر خداست. آن نماز را بگذار کنار و دو ساعت بعد٬ سه ساعت بعد مشغول نماز شو. هر وقت در این دو یا سه ساعت که به وقت فضیلت آن لطمه نخورد مشغول نماز شو. نماز عصرت را بخوان٬ نماز عشایت را بخوان. این مسئله اول وقت باعث نشود که نمازهای عصر و عشا فدا شوند و خراب شوند. حضرت امیرالمؤمنین در مورد پیامبر می فرماید که غذا و یا چیز دیگری را بر نماز مقدم نمی داشت و هنگام نماز که در می رسید گویا خانواده و دوست را نمی شناسد. یعنی اینطور به خدا توجه می کرد و غریبه می شد. عایشه می گوید در حدیث ٬ عایشه هم می گوید که پیامبر خدا با ما بود و ما با او گفتگو می کردیم٬ مشغول گپ زدن بودیم و خیلی صمیمی داشتیم صحبت می کردیم. هنگام نماز که می رسید گویا نه ما را می شناخته و نه ما او را می شناختیم. اینجوری غریبه می شد. حالا ببین چه شوقی بوده و وضعیت پیامبر چگونه بوده. مثل یک آدمی که منتظر عزیزترین کسش است که یک فراق بسیار دوری داشته. وقتی زنگ تلفن به صدا در می آید یا کسی در می زند چطور می دود تا جواب دهد و به کسی کار ندارد. پیامبر هم نسبت به نماز اینگونه بود. اگر هنگام نماز اول وقت با هرچیز دیگری بیش از خود نماز انس داشته باشیم، این نشان دهندۀ وحشت قبر است. بعداً توضیح خواهم داد که قبر خودت هستی. قبر خودتی. نشان دهندۀ وحشت قبر است. نشان دهندۀ غصه هایی هست که بعد از مرگ به سراغ آدم می آید. نشان دهندۀ این است که تو انسان کم ظرفیتی هستی، به حساسیت و زودرنجی و بداخلاقی و... زیاد مبتلا می شوی و این خیلی رمز دارد. شما فعلا همین جوری از من بپذیرید این مسائل را. ببینید ما موقع نماز اگر با چیزی غیر از نماز انس داشته باشیم که به نماز ترجیح پیدا کند، حتی کار علمی یا کار عبادتهای دیگر مثل مطالعۀ قرآن٬ درس٬ درس دینی٬ مباحثۀ علمی، اصلا ،آن ها هم برای انسان شهوت می شود. انسان خیلی باید دقت کند. این مسئله به قدری مهم است که فرمودند در هنگام اذان حق ندارید ذکر خدا را بگویید. ذکر خدا را نگویید؛ حتی قرآن هم نخوانید. فقط خود اذان آن موقع خوانده شود. از بقیۀ ارتباطات آن موقع پرهیز شود. شیطان خیلی عجیب برنامه ریزی می کند که موقع اذان ممکن است یک نفر را با قرآن خواندن سرگرم کند که نماز اول وقت او عقب بماند. ما باید قلبا مطیع خدا باشیم. او می گوید بیایید به نماز "حی علی الصلاة" بدو بیا نمازت را بخوان٬ شما الآن باید نماز بخوانی. قرآن خواندن و کار علمی کردن و ذکر گفتن و... نمی شود. انسان باید تابع نداهای الهی باشد. مثلا در نماز جماعت شما تابع امام هستید. باید درس امامت را خوب یاد بگیرید. تبعیت و ولایت پذیری را باید خوب در نماز جماعت یاد بگیرید. لذا مثلا اگر امام سر از سجده بردارد و شما سجده ات را طولانی کنی و ذکر بگویی این مقدار اضافی معصیت است. چرا؟ چون فرمان الهی این است که تو تابع امام جماعت باشی. از این اصل ما می فهمیم که کسانی که در اجتماع در رسالۀ شرعی داغ تر از ولایت فقیه هستند و می خواهند جلوتر از ایشان عمل کنند و مسائل شرعی را به ایشان تذکر می دهند، چقدر معصیت می کنند. من می خواهم به لحاظ شرعی به امام خمینی، به رهبر انقلاب بگویم این کار شما خلاف شرع است. می خواهم جلو بیفتم و این خیلی خطرناک است. نه اگر او جلو هست به او تکیه کن، اعتماد کن. همان مقدار که ایشان می گوید. خیلی ها بودند وقتی که امام فرمود مثلا شطرنج اگر از حالت قمار بیرون آمده باشد ورزش است٬ داد زدند٬ به امام اعتراض کردند. یا در مورد موسیقی خیلی ها بودند که گوش ندادن موسیقی برایشان بت شده بود. حالا وقتی امام گفته بود موسیقی آلات مشترک دارد مثلا می شود بعضی از آلات موسیقی را استفاده کرد و می شود گوش داد، گوش کرد. ولی این را فسق می دانستند. یا مثلا وقتی مقام معظم رهبری می گوید شما می توانید با مسیحی ها و یهودی ها ارتباط بدنی داشته باشید و اگر بدن شان خیس باشد به بدن شان دست بزنید نجس هم نمی شوید٬ خیلی ها دردشان می آید و می گویند آن ها نجس اند. چون مرجع من گفته نجس هستند. جلو نیفتید. مواظب باشید که جلو نیفتید. این مسئله خیلی مهم است. خیلی جاها شیطان ممکن است٬ می توانید این را بگویید که به این چه حمله ای می گویند. حمله از راست. حمله از راه دین٬ حمله از راه مقدسات. شیطان همین طوری انسان را به جهنم می برد. ابن طاووس ( رحمة الله علیه) رویة نقل شده که عربی اش را برایتان بخوانم قشنگ است. " ٲنَّ نبی صلی الله علیه و آله وسلم کان اذا قام الی الصلاة کانَّهُ ثوبٌ مُلقی" کان که می آید به این معنی هست که اصلا همین جوری بود، نه این که یک بار اتفاق می افتاد همیشه این جوری بود. "کان اذا قام" می گویند وقتی پیامبر به نماز می ایستاد انگار یک پارچه ای بود که یک طرف پرت می کرد. (پیامبر می گوید) مثل یک پارچه ای که یک گوش آن را پرت کرده ای چه جوری روی زمین افتاده رسول خدا این طور بوده. وقتی می رفت سراغ نماز و سر به سجده می گذاشت اینجوری بود. به کنار افکنده شده. یعنی چه. یعنی موقع نماز جدا می شد واقعا، می رفت یک گوشه ای برای خودش نماز می خواند. حالا نماز جماعت که ایشان می خوانده ولی حالت او اینگونه بود. حالت کنده شدن او از جمع و آن حالت که مثل پارچۀ ملقی در سجده هایشان وارد شده. این حدیث آمده که مثل یک پارچه ای که روی زمین می افتد٬ اینقدر به زمین می چسبیدند به زمین و سجده های با خضوع و خشوع انجام می دادند. این را یکی از راویان نقل می کند. می فرماید که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم هر گاه نماز می خواند سینه اش آوایی از خوف چون آواز جوشش دیگ شنیده می شد. حالا چرا این را خواندم؟ این خیلی به ما ربطی ندارد که پیغمبر این جوری بود. یعنی آنقدر در این حال غرق بوده از شدت خوفش صدای سینه اش شنیده می شده. کسانی که یک مقدار رشد معنوی دارند البته این به ما ربطی ندارد. کسی به خودش نگیرد و از فردا بخواهد به ما مراجعه کند که آقای شجاعی دیشب من سینه ام یک صدایی می داد. از این بازی ها برای من درنیاورید. اینجا کسی پیش من نیاید که می زنم توی گوشش. باز هم دارم تٲکید می کنم این ها هیچ ربطی به امثال بنده ندارد. ولی اینطوری است کسانی که یک مقدار رشد می کنند بدن شان یک صداهایی تولید می کند ولی مخصوصا سینۀ شان چند نوع صدا هست که تولید می کنند مثل صدای کبوتر یا صداهای دیگری که هست که از سینه بیرون می آید. آن ها اصلا به ما ربطی ندارد. حالا سر نماز بودید کبوتر خانۀ تان صدا کرد نگویید که از قلب من آمده. اگر خواستید بیایید بگویید مثلا چهل سال بعد بیایید این حرف ها را به من بزنید. الآن به من نگویید. والا مواظب باشید شیطان دوباره شما را گول نزند و بگوید فردا چون شیطان ممکن است تولید صدا بکند. فردا یک قل قلی بکند کنار قلب تان بعد فکر کنید که یک آدم حسابی هستید. آره آن قل قل شیطان است. جعفر علی بن قمی می فرماید که پیامبر هرگاه به نماز می ایستاد از ترس خدای متعال رنگ چهره اش تغییر می کرد. واقعا خوشا به حال او. این حسرت ماست که یک زمانی بیاید و ما یک نمازی بخوانیم و بفهمیم در مقابل چه کسی ایستاده ایم. یعنی یک لحظه هیبت خدا در دل ما بیفتد. یک لحظه به معنای حقیقی خشوع داشته باشیم. یک لحظه قلب ما بترسد. خدا کند قبل از این که مابمیریم بتوانیم اینطور نماز بخوانیم. یک بار نماز اینطوری نصیب مان بشود و با خضوع و خشوع و خشیت نماز بخوانیم و سینه اش آوایی چون آواز جوشش دیگ داشت.
روایت بعدی از امام سجاد علیه السلام هست در مورد پیامبر. هدیه به محضر هردویشان صلوات ختم بفرمایید. امام سجاد علیه السلام می فرماید که پیامبر آن قدر در نماز می ایستاد تا این که پاهایش ورم می کرد. این تلقینی نیست. یعنی پیامبر آنقدر عاشق نماز بود و نماز می خواند که پاهایشان ورم می کرد٬ متورم می شد و متوجه هم نبود. نه این که بعضی ها آنقدر بایستند تا پاهایشان ورم کند. نه خسته شود و نه داغون شود که می خواهم یک نماز پیغمبرگونه بخوانم و مثل ایشان عمل کنم. پیامبر حضور داشت٬ حضور قلب داشت و اصلا متوجه نبود که پاهایش ورم کرده٬ متوجه این نمی شد. رسول خدا عاشق نماز بوده.
روایت بعدی از امام صادق علیه السلام هست در مورد پیامبر. می فرماید که پیامبر خدا دو برابر نماز واجب نماز مستحبی می خواند. دو برابر نماز واجب نماز مستحبی می خواند. امام باقر علیه السلام درباره پیغمبر می فرماید که از آغاز روز تا زوال خورشید هیچ نماز نمی خواند و هنگام زوال هشت رکعت نماز می خواند که همان نماز توبه کنندگان است. زوال که می دانید یعنی چه؟ منظور از زوال سایه است. ظهر شرعی به این صورت هست که وقتی خورشید از شرق خورشید می تابد یک شاخۀ صاف که روی زمین بگذارید٬ یک میخ چوبی که بگذارید این خورشید که می تابد سایه به کجا می افتد. به این سمت وقتی که حرکت خورشید زمین به گونه ای هست که ما فکر می کنیم که خورشید می آید بالای سرمان در حالی که ما حرکت می کنیم. حالا می گوییم این خورشید که بالای سرمان می آید هر چه که به این سمت می آید و نزدیک تر می شودآن سایه کوتاه تر می شود تا جایی که وقتی عمود می تابد به شاخه سایه زایل می شود و از بین می رود. وقتی زائل شد٬ زوال پیدا کرد وقت اذان است. پیامبر درست در همان لحظه شروع می کرد به آن نوافل نماز در این ساعت یعنی این لحظۀ زوال خیلی وقت حساسی است٬ درهای آسمان گشوده می شود و دعا پذیرفته می شود٬ نسیم های رحمت می وزد و خداوند به آفریده هایش می نگرد. سپس هنگامی که سایه به اندازۀ یک ذراع بازمی گشت٬ باز می گشت یعنی برمی گشت آن طرف به آن سمت می رود٬ به سمت مقابل وقتی از این طرف می تابد به سمت مقابل چهار رکعت نماز ظهر می گذارد و پس از ظهر دو رکعت و دو رکعت دیگر می خواند و هنگامی که به اندازۀ یک ذراع بازمی گشت چهار رکعت نماز عصر می گذارد. یعنی نافلۀ عصر را می خواند که هشت رکعت است بعد هم نماز و پس از مغرب چهار رکعت می خواند. این چهار رکعت چیست؟ نافلۀ مغرب است. دو تا دو رکعت نافلۀ مغرب و سپس نمازی نمی خواند تا شفق فرو رود و هنگامی که فرو می رفت یعنی کاملا تاریک می شد نماز عشا را می گذاشت. آخر بعضی ها فکر می کنند باید تاریک شود تا نماز بخوانند. نه هوا هم کمی روشن باشد می توان نماز مغرب را خواند. بروید در رساله را هم ببینید که چه جوری هست و هنگامی که فرو می رفت نماز عشا را می گذارد. سپس پیامبر به بسترش می رفت و نماز نمی خواند تا نیمی از شب سپری شود. حالا نمی دانم چه زمانی قرار است ما درست شویم. درست هم نمی شویم٬ هیچ وقت. می گویند اگر امام زمان (عج) بیاید درست می شود٬ اما فکر نمی کنم. امام زمان هم بیاید این قضیه درست شود که ما خواب مان این جوری باشد. در روایت داریم که اگر کسی می خواهد بعد از نماز عشا بیدار بماند باید دلیل شرعی داشته باشد. یعنی اینکه اولاً بعد از نماز عشا وظیفه دارد که شام بخورد و به رختخواب برود. شام را میل کند و به رختخواب برود. ما مثلا قانونا ساعت 9 شب به رختخواب برویم. درست شد؟ مگر اینکه شخص بخواهد کار علمی کند٬ مباحثۀ علمی کند٬ عبادت کند٬ مطالعه کند٬ یا به خاطر عبادت بیدار باشد٬ یا عروس بردن یا این که جلسه ای چیزی باشد. این ها را در روایت داریم. حالا عروسی تان عیب ندارد٬ شب هم هست یک مقدار طول می کشد تا این که ماشاءالله نمازهای صبح غذا می شود. این سه تا را توضیح داده است. یعنی اگر یک کار ترجیح عقلی و شرعی داشته باشد انسان به خاطر آن بیدار بماند. یک وظیفه است. اما این که بنشینیم سریال نگاه کنم یا نمی دانم کارهای دیگر این قطعا مایۀ حسرت انسان در روز قیامت می شود. یعنی هر مقدار که انسان بیشتر بیدار بماند باعث حسرت انسان در روز قیامت می شود. محاسبه هم می کنند. حدیث داریم که وقت هایی را که این جور به بطالت می گذرند برای ما محاسبه می کنند. خیلی انسان باید غصه بخورد. از این هایی که من خودم دارم می گویم خیلی حیا می کنم. از این بی شرمی ها زیاد کرده ام. باید بخوابد. چرا بخوابد؟ چون اگر کسی 9 برود در رختخواب٬ شامش را بخورد و بخوابد و دیگر 9 در رختخواب باشد، 10 در رختخواب باشد، دیگر تا 3-2 نیمه شب بیشتر نمی تواند بخوابد یعنی 3-2 بیدار است. با نشاط بیدار است. هم می تواند نماز شب بخواند، هم می تواند به نماز صبح برسد٬ هم می تواند عبادت کند٬ هم می تواند درس بخواند، مطالعه بکند و کارهای دیگر بکند. به خصوص که با فرمولی که من در برنامه ها به شما دادم حتی اگر کسی بتواند یک استحمام کند، یک دوش قبل از خواب انجام دهد و بعد برود بخوابد او می تواند خیلی از شب استفاده کند. او از شب خیلی می تواند استفاده کند. پیامبر این کار را می کرد و نماز می خواند تا نیمی از شب که می گذشت 8 رکعت نماز می گذارد و در پارۀ چهارم شب سه رکعت نماز وتر می گذاشت٬ بین این ها فاصله می انداخت. در بعضی شب ها هم پیامبر دو رکعت٬ دو رکعت این کار را می کرد. دو رکعت نماز می خواند و می خوابید که ما حالا یک همچین تحملی نداریم. کسی هم سراغ چنین کاری نباید برود. اصلا یک موقع نخواهد که چنین تجربه ای داشته باشد. و در آن سورۀ فاتحه الکتاب و توحید را می خواند و سه رکعت را با یک سلام دادن از هم جدا می کردند و سخن می گفت و نیازهایش ر امی طلبید و از نمازگاهش بیرون نمی آمد تا این که رکعت سوم نماز وتر را بخواند و در آن٬ حالا این شیوه فرق می کند. من چند شیوه را ذکر کردم ایشان دارند یک شیوۀ دیگری را ذکر می کنند و در آن پیش از رکوع قنوت می خواند سپس سلام می داد و دو رکعت نماز می خواند و دو رکعت نماز نافلۀ فجر را هنگام درآمدن سپیده با اندکی پس و پیش می گذارد. اندکی پس و پیش. الآن مراجع معمولا از هشت دقیقه٬ اکثر مراجع از هشت دقیقه به هفت الی هشت دقیقه تا بیست دقیقه گفته اند بعد از اذان عزیزان صبر کنند و بعد نماز صبح شان را بخوانند.حالا در این فاصله خوب هست که انسان دو رکعت نماز نافلۀ صبح بخواند٬ اذان و اقامه اش را بگوید دیگر فرصت می شد یواش یواش نماز را بخواند. سپس دو رکعت نماز صبح یعنی سپیده دمان را هنگامی که می خواند که سپیده گسترش می یافت یعنی فجر صادق و به خوبی روشن می شد. سپس این نماز پیامبر خدا تا هنگام قبض روحش بود. یعنی شیوۀ عبادت این موجود مقدس و نازنین و مهربان و دوست داشتنی بود. حالا ماه آینده اگر عمری باقی بود می رویم سراغ نماز امیرالمؤمنین. اگر سؤالی هست من در خدمتم.
این یک عبادت است. این مثل عروس آوردن می ماند بله عبادت است. اگر کسی که صبح می رود و شب می آید موظف است که شب مقداری پیش اعضای خانواده بماند. واجب است نه مستحب. باید بماند و مأنوس و با خانواده باشد و با آن ها صحبت کند. این یک عبادت است.
از نماز شب هم بالاتر است. از عبادت های دیگر هم بالاتر است. این مقداری که انسان مأنوس باشد. این انس با خانواده و نشستنن کنار خانواده را از عبادتهای خیلی مهم بگیرید. یک موقع کسی را تقدس نگیرد که بخواهد تقدس بازی در بیاورد و فکر کند این وقت تلف کردن است. قساوت قلب می آورد، غفلت می آورد که من نشینم پیش خانواد پدر و مادرم. نه باید انسان بنشیند و با آن ها مٲنوس باشد و غذایی بخورد٬ میوه ای بخورد٬ گپی بزند. امام امت سلام الله علیها هر روز و هر روز و هر روز بعد از ساعت 10 که بعد از تمام شدن درس هایشان بعد از نماز صبح بعد از ساعت 10 ایشان می آمدند حرم حضرت امیر علیه السلام خیلی مختصر یک زیارت می کردند و خیلی از آقایان به ایشان اعتراض می کردند که همه می روند حرم حضرت امیر بعد از زیارت می نشینند عبادت می کنند چرا شما یک عبادت مختصر انجام می دهید و به منزل می آیید چه کار می کنید؟ چای دم می کردند. ایشان به منزل می آمد و سماور را روشن می کرد. اعضای خانواده را صدا می کرد و همه را جمع می کرد و همه هم می آمدند با هم انس می گرفتند و می نشستند. بله یک پاتوق خانوادگی. این پاتوق خانوادگی عبادت بزرگی است. اگر حرف های لغوی نباشد٬ کنترل بشود٬ مأنوس می نشستند٬ گپ می زدند٬ چای می خوردند٬ بعد خود امام بلند می شد و ظرف ها را جمع می کرد و می شست. بعد که به ایشان اعتراض می کردند که چرا این کارها را می کنید ایشان پاسخ می دادند که این کمتر از زیارت امیرالمؤمنین نیست. این در خانواده های ما چقدر جای این جور انس گرفتن ها خالی است و یا خیلی وقت ها خانواده ها افراط می کنند. ما خیلی زیاده روی می کنیم و از خیلی چیزها در می آییم. افراط نشود٬ قطع هم نشود٬ تعطیل هم نشود.
اگر بداند نماز جماعت برقرار است بهتر است صبر کند با نماز جماعت بخواند. ولو غروب باشد٬ عصر باشد بهتر است.