جلسه 001 - نقش فرشتگان در اداره عالم
شماره جلسه
1
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
6
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 001 - نقش فرشتگان در اداره عالم

به سراغ دعای سوم می رویم که دعایی است خیلی شورانگیز و زیبا درباره ی فرشتگان هست. من حساب کردم که اگر من بخواهم این بحث فرشته ها را به صورت کامل خدمت عزیزان عرض بکنم یک چند سالی همین باید فقط کلاس صحیفه فقط مخصوص به همین دعای سوم باشد. چون احکام خیلی زیادی دارد. مسائل فرشتگان حداقل نزدیک به صدحکم را باید در مورد فرشته ها توضیح بدهیم و من حالا با توجه به اینکه دعا دعایی هست که فقط حضرت مقداری یه چند ده تا از اقسام فرشته ها را برای ما در این دعا معرفی کرده اند. کارهایشان، وظایفشان را برای ما بیان کرده اند. عرض کنم خدمتتان که همه اقسام فرشته ها نیست ، کلیاتی که لازم بوده ماها بدانیم ، یادبگیریم و به آن توجه داشته باشیم و در ما تاثیر داشته باشه از ارتباط فرشته ها با ما و این عالم و نقش فرشتگان رو حضرت فرمودند. خود همین هم فهمش و یادگیریش هم کار مهمی هست که همین مقدار را هم به صورت کلی ما بفهمیم خیلی چیزی گیر ما آمده. تقریبا بله نزدیک به حدود این دعایی که الان مال حضرت هست دعای سوم ؛ حدود 30 گروه دارد حضرت ذکر می کند، بحث تقسیم بندی کارها، عملیات ها ، نحوه ارتباطی فرشته ها با این عالم را دارد، بنایی که ما داریم برای این که عالم فرشته ها را بهتر بشناسیم مثل همان بنایی هست که در معرفت نفس داریم، در معرفت نفس حضرت فرمود که اگرکسی خدا را بخواهد بشناسد باید چکار بکند؟ باید خودش را بشناسد «من عرفه نفسه فقد عرفه ربه» چون خداوند تجلی کامل در انسان دارد. اگر انسان خودش را بشناسد رب را هم میشناسد. در مورد فرشته ها هم همین طور هست. در مورد فرشته ها هم اگر کسی خودش را بشناسد «من عرفه نفسه عرفه ملائکه الله» ملائکه خدا را هم میشناسد. بنابراین ما از این جلسه انشاءالله وقتی که می خواهیم در مورد فرشته ها صحبت کنیم، چاره ای نداریم جز این که اگر بخواهیم همین کلیاتی را که حضرت فرموده توضیحاتش را بدهیم که همین را می توانیم بخوانیم و با شرح استاد جلو بریم. اگر بخواهیم یک مقدار عمیق تر بشویم در مورد فرشته ها که همین کار را هم می خواهیم بکنیم. یک مقدار از مباحث معرفت نفس را هم باید خدمت عزیزان عرض کنیم که ما در هر مرحله در مورد فرشته ها باید از نفس خودمان کمک بگیریم تا بتوانیم نحوه ی عملکرد فرشته ها را هم بشناسیم. بنابراین ضمن این که حالا ما هم همین دعا را می خوانیم و جلو می رویم دارد ذره ذره، کم کم یه مقدار از احکام نفس که می شناسیم را میگویم تا انشاء الله وضعیت فرشته ها جا بیفتد، مثلا وقتی که در مورد خداوند می خواهیم بشناسیم خداوند را، در مورد خدا در آیه الکرسی داریم «لا تاخذه سنه و لانوم )) خدا را چرت و خواب نمی گیرد. این را اگر کسی بخواهد بفهمد باید نفس خودش را بشناسد، می بیند که نفس خودش تا آخر عمر نه می خوابد و نه چرت می زند. بدن این کار را میکند؛ چرت و خواب سراغ بدن میاد اما می بینیم به محض این که خوابید نفس چیه؟ خواب نیست بیداره و مشغول کارخودش هست در عالم برزخ و هیچ وقت نفس نه چرت میزند و نه می خوابد. اصلا معنا ندارد برای نفس چرت و خواب. حالا بعضی از رفقا که چرت می زنند اینجا یعنی الان با نفسشان نشستند بلکه با بدنهایشان نشستن دارند چرت میزنند اینجا.

فراز اول را شروع میکنیم. یک مقدمه ای را از فرمایش حضرت می گویم تا ان شا ءالله بریم سراغ بحث درباره وجود ملائکه الله، حقیقت ملائکه الله.

این بحث، بحث خیلی مهمی است، عزیزان اصلا غیبت نکنند. یعنی چون جای دیگر هم بحث نمیشود. حتما دقت بکنند که ان شاء الله کامل باشند، یک دانه از آن احکام را نفهمند باز مقدار زیادی از اطلاعات را در مورد فرشته ها از دست میدهند.

« اللّهُمّ وَ حَمَلَةُ عَرْشِکَ الّذِینَ لَا یَفْتُرُونَ مِنْ تَسْبِیحِکَ، وَ لَا یَسْأَمُونَ مِنْ تَقْدِیسِکَ، وَ لَا یَسْتَحْسِرُونَ مِنْ عِبَادَتِکَ، وَ لَا یُؤْثِرُونَ التّقْصِیرَ عَلَى الْجِدّ فِی أَمْرِکَ و لَا یَغْفُلُونَ عَنِ الْوَلَهِ إِلَیْکَ‌ ».

خدایا درود را برحاملان عرش خود روا دار که در تسبیح تو سستی نمی کنند و از تقدیس تو خسته نگردند و از عبادت تو آزرده نشوند و از عشق و محبت تو غفلت نورزند.

اینجا یواش یواش وارد این بحث میشود که فرشته ها حاملان عرش خدا هستند. عرش به معنای مرکز فرمانروایی حق تعالی هست که البته مراتبی دارد؛ وقتی از حق تعالی شروع می کنیم تا برسیم به عرش مراتبی داره ولی بالاخره ما یک ستاد فرمانروایی بر مخلوقات خداوند تبارک وتعالی حداقل برعالم خودمان داریم که ستادی هست مرکز فرمانروایی هست که کل این عالم را برایش برنامه ریزی می کنند و اداره می کننند، همه چیز این عالم را. حالا یواش یواش وقتی می رویم جلوتر به این حداقل 30تا فعالیت را حضرت سجاد علیه السلام ذکر می کنند درباره ی عملکرد فرشته ها. ولی مطلق اداره امور عالم با قوای الهی و فرشتگان هست، فرشتگان همان قوای خدا هستند، قوای حق هستند که خداوند ظهور قدرت و اسماءش را از طریق کی انجام میدهد؟ از طریق فرشته ها انجام میدهد. درواقع فرشته ها مظهر اسماء الهی هستند و هر اسمی که قراره کاری بکند فرشته ها انجام میدهند یا همان ملائکه الله یا همان قوای چی؟ قوای عالم؛ قوا که می گویم العربی هست؛ لفظ قوه که می گویم، قوا جمع قوه، عربی هست. وقتی ترجمه می کنیم به فارسی یه مقدار ملموس تر میشود. می گویم چی؟ نیرو، نیروهای الهی، نیروهای چی؟ عالم. در عالم هر نیرویی وجود دارد که شناخته شده هست و شناخته شده هم نیست و اداره می کند عوالم را، ستاره ها را، کیهان ها را، کهکشان ها، منظومه ها، کره ی زمین و همه چیز رو داره اداره میکند این رو چی میگویند؟ این را بهش می گویند نیروها و فرشتگان الهی، همان قوای عالم که مظهر اسماءالهی و مظهر حق هستند. حالا به عنوان مثال من چندتا آیه برایتان بخوانم تا یک مقدار حس بگیریم، نزدیک بشویم به فرشته ها و یواش یواش برویم به کار فرشته ها « أَفَرَأَيْتُمْ مَا تُمْنُونَ* أَأَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ» می فرماید که آیا منی را که شما امنا می کنید، آن را شما تبدیلش می کنید به انسان، خلقش می کنید یا ما خلق می کنیم؟ ببینید خداوند خلق را به خودش و فرشته ها نسبت میدهد. پس فرشته ها یکی از عملیاتاهایشان چی هست؟ خلق هست که انجام میدهند، یعنی فرشته ها مظاهر خلقت و خلق الهی هستند. اسم خالق خداوند. اسم خالق خداوند مظهرش چیه؟ فرشته ها هستند. فرشته ها ظهور اول اسم هستند و در واقع با آن اسم خداوند خلق را انجام میدهد؛ ببینید از وقتی که یک نطفه در رحم مادر قرار می گیرد، حتی قبل از آن هم وقتی قرار می گیرد، آن هم باز به کمک فرشته ها انجام میشود تا می آید «جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ » میگوید ما خودمان میرویم می گذاریمش در قرار مکین. برای همین خداوند وقتی نخواهد در قرار مکین بگذارد خیلی وقت ها امناء هم صورت میگیرد اما بارداری صورت نمی گیرد. بارداری انجام نمیشود. وقتی در قرار مکین آنجایی که استحقاق بارور شدن دارد، قرار می گیرد، این را فرشته ها قرار میدهند و تا زمانی که این شروع می کند پیوند با تخمک از میان آن صد میلیون و بالاتر اسپرمی که میرود، یک دانه شان با یک تخمک یا چندتاشان با چند تخمک که چند قلوها به وجود می آیند، لقاح پیدا می کنند، می بینیم که این کار فرشته هست. این ترکیب را فرشته انجام میدهد. دیگر کار کردن روی آن سلول به آن ریزی و این که این سلول را شروع کنند رویش کار بکنند تا یواش یواش تکثیرش بکنند تا به یک حدی برسد سلول تخم تشکیل بشود و تقسیمات میتوز و میوزی انجام بشود بعد اندام ها یواش یواش اضافه بشود بعد این تغذیه اندام ها دانه به دانه صورت بگیرد تا چینش رگ ها ، اعصاب ، ساخت مغز ، قلب ، دست ، پا ، چشم و این ها ، طراحی دانه به دانه این ها ، این کار فوق العاده مینیاتوری که انجام میشود در رحم مادر که همه واقعا تا قیامت هم حیرت اندر حیرت هست ، همه ی این ها دیگه توسط کی انجام میشود؟ توسط فرشته ها، بعد شما ممکن هست سوال بکنیند، بگوید که حالا مثلا وقتی فرشته در رحم دارر کار می کند، مثلا در جای به آن تنگی چه جوری فرشته ها ، چقدر فرشته کار می کنند آنن جا که این طراحی و نقاشی را انجام میدهند تا این بچه بزرگ میشود بعد تا مراحل اخراجش از رحم، باز شدن خود رحم ، بسته شدنش ، برگشتن مادر به حالت طبیعی ، جریان انداختن شیر در سینه ی ما تا این بچه بخورد و آن حرکت دادن بچه برای اینکه این بچه تمایل به شیرمادر پیدا بکند و ....... همین جوری میلیون ها کار، یعنی شما نمی توانید محاسبه کنید. وقتی می آیید دست می گذارید، بخواهید شمارش بکنید که چندتا عملیات دارد انجام میشود، اگر بخواهید تعریف بکنید با زبان روز مثل کامپیوتر که الان برنامه ریزی می کنند. مثلا برای برنامه نویسی کامپیوتر این جوری هست دیگر می گوید شما چندتا عملیات می خواهید انجام بدهید و برای هر یک دکمه ای که شما می زنید یک حالت ایجاد می شود در دستگاه شما یک برنامه نوشته میشود که آن باید انجام بشود؛ یک مراحلی باید طی بشود تا آن تصویر در صفحه ظهور پیدا بکند. این ها باید برای هر کدامش برنامه نویسی بشود. برنامه نویسی می شود این را وقتی شما می خواهید شمارش کنید و می بینید که دیگر از محاسبه خارج میشود واقعا. انسان نمی تواند محاسبه بکند؛ این یک کار که واقعا به زانو در می آورد. تمام دانشمندان دنیا به زانو در می آورد. چی کار می شود؟ چه کسی دارد این کار را انجام میدهد. این نقاشی را چه کسی دارد انجام میدهد؟ این قوا را چه کسی دارد می سازد؟ مگر می شود از یک نطفه یک انسان این جوری ساخته بشود؟ بعد می فرماید که دقت بکنید که انحصار به این ندارد «أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ* أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ» آیا آن دانه ای که شما در زمین می کارید شما این را رشدش میدهید؟ زراعتش می کنید؟ میاریدش بالا و می کنید یک درخت با آن همه آثار شگفت انگیز و میوه درمی آید، رنگ و بو، خواص و آثار، آن قدرت و آن چینش و زیبایی، شما می توانید این کار را بکنید؟ یا ما داریم این کار را انجام میدهیم؟ ما چون عادت کردیم به شکل گیاه و درخت، این بسیار در کفر و غفلت ما تاثیر می گذارد. ولی شما یک درخت را مستقلا نگاه بکنید. همین یک درخت، یک گیاه، یک گل را مستقلا نگاه بکنید، ببینید اصلا بشر به مغزش خطور نمی کند چنین شکل هایی، در زیباشناسی شما نگاه بکنید وقتی که شما درخت شکل می گیرد و بالا می‌آید، برگ میدهد این صد هزار تا برگ دارد، تک تک این برگ ها دانه به دانه توسط فرشته ها ساخته می‌شود، خلق می شود؛ یعنی اتم به اتم این برگ ها را می بافند به هم دیگر؛ یعنی بافته میشود. مثل پارچه ای که تن ما هست، همین جوری عادی که به این پارچه نگاه می کنیم خیلی برایمان مهم نیست. اگر یک کسی برود یه بار داستان پنبه را نگاه کند، پنبه را که چه جوری پنبه رویش میکند، می آید بالا بعد چینش میشود، بعد میرود در کارخانه بعد تبدیل به نخ میشود بعد این نخ چه جوری می آید می رود توسط دستگاه ها بافته میشود بعد یک پارچه نقش دار، رنگ دار زیبا که ما می پسندیم برای لباس انتخابش می کنیم و می پوشیم، وقتی نگاه می کند حیرت او را برمیدارد، فقط پارچه را می بینیم.

شما قالی هایی را که رویش نشستید، نگاه بکنید. همین قالی هایی را که رویش نشستید از زمانی که یک گیاه خورده میشود تا وقتی که می‌آید تبدیل به پشم گوسفند میشود تا زمانی که می‌آید رنگ میشود؛ تا زمانی که می‌آید نقاشی میشود و طرح قالی و تار و پودش در می‌آید، دار قالی بسته میشود؛ یه خانم یه آقایی می نشیند ماه ها با زجر و زحمت میلی متر به میلی متر گره به گره، چند صد، چند میلیون گره می زند تا بعد میشود یک فرش ما می نشینیم رویش به همین راحتی، خیلی باید انسان باید دقت کند که چه وقایعی اتفاق افتاده یا اصلا پشم گاو و گوسفند نه. نقت هست. ماده هست. می رود در پتروشیمی تا به صورت ده ها و صدها ماده دربیاد بعد مواد مصنوعی ساخته بشود. الیاف مصنوعی ساخته بشود، بعد این الیاف مصنوعی بیاید تا تبدیل به یک فرش دستباف بشود با مواد مصنوعی یا یک پارچه مصنوعی، یک لباس مصنوعی، مراحلش را آدم نگاه بکند تمام حیرت انگیز. دانه دانه برگ های یک درخت را فرشته ها سر هم می کنند می بافند بعد شما مثلا می گوید که آقا این برگ ها چه جوری سرهم میشوند، حالا شاید در اسماءالله برسیم اینها را برایتان توضیح میدهم که چندتا اسم دخالت می کند تا یک برگ ساخته بشود که کنار هم بیاید. مثلا اسم چی؟ اسم واصل. وصل کننده یعنی دانه؛ اتم به اتم را فرشته می آورد این جوری می گذارد روی هم، همین جوری می چیند و تحت اسم واصل خداوند چون مظهر اسم واصله دیگر، فرشته ای هست که کارش چسباندن هست، وصل کردن. این دانه دانه فرشته می آید اینها را می چیند کنارهم تا بشود یه اتم تازه؛ بشود یک اتم؛ اتم ها را کنار هم پیوند میدهند تا یواش یواش مولکول و سلول درست بکند، بعد رشته درست می کنند. برگ ها را شما نگاه کنید وقتی بازش می کنیم، شما تره را که می خواهید بخورید، تره و سبزیجات را باز کن، از ساقه بگیر تا خود پائینش، هرکدام را نگاه کنید رشته هست؛ همه رشته رشته هست، الیاف هست، الیاف گیاهی. ما همین جوری فقط می خوریم خوردنش را فقط بلدیم. همین. نه بسم الهی نه الحمدالهی، نه حیرتی، نه این که این چیه ما می خوریم؟ میلیون ها کار شده تا این آمده دست ما رسیده و ما راحت می بریم بالا و می خوریم. همین. بعدهم میرویم گناه خدا را می کنیم. غذا می خوریم، معصیت خدا را می کنیم. قدرت می گیریم می رویم به جنگ خدا.

«خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ» میگوید ما این را از یک نقطه خلقش می کنیم بعد دشمن میشود با ما، قیافه می گیرد برای ما. از یک نطفه خلقش می کنیم تا یک ذره سنش بزرگ میشود و قد و قامتی می گیرد و یک وضعیتی پیدا می کند، می گوید می آید برای ما شاخ و شونه می کشد، خدا می گوید: «فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ» یک دشمن آشکار میشود با ما. هیچ چیزش مال خودش نیست: نفس کشیدنش، حیاتش، قدرتش، هیچ چیزش حتی آن قدرتی که دارد معصیت میکند با ما، غذایی که دارد می خورد، هوایی که دارد تنفس میکند همه را از ما دارد می گیرد بعد به جنگ ما می آید.

آقا یک مقدار انسان باید حیا بکند. فکر بکند انسان که این یک دانه برگ.

من به شما بگویم یک نکته خیلی جالب وقتی: شما دو تا برگ را می گذارید کنار هم، برگ های یک درخت را ظاهرا از نظر فیزیکی و اندازه مثل هم هستند اما هیچ دو برگی مثل هم نیستند. یعنی دستور و ساختار جدا دارند. مثل بندهای انگشت های شماست. اگر بندهای انگشت های این هفت میلیارد جمعیت را همین جوری با چشم نگاه بکنید. می گوید این ها همه مثل هم اند ولی دو تا آدم روی کره ی زمین پیدا نمی کنید که بافت آثار انگشتشان یکی باشد. این چینش ها و نقاشی هایی که تغییر پیدا می کند، کار فرشته هست. یعنی فرشته ای هست که می نشیند بند انگشت درست می کند برای شما. لذا خدا جمع به کار می برد « قَادِرِينَ عَلَى أَنْ نُسَوِّيَ بَنَانَهُ» ما بندهای انگشتان شما را دوباره همان جوری که در دنیا بودید، همان جوری برایتان می چینیم. یعنی اینها یک کامپیوتری هست که حافظه دارد چیده می شود. این جور نیست که اگر یک نفر دستش قطع شد و انگشت هاش له شد، سوخت، مرد، پوسید، فرشته میگوید نقشه اش را دارم. دوباره عین همان را برایت می بافم. عین همان نقشه را برات می بافم دوباره، همان بند انگشت را برات می چینم، همان بند انگشت؛ دوتا دونه برگ، چند تا برگ تا به حال در دنیا درست شده، برگ درخت، آمار بگیرید. میشود آمار گرفت؟ یعنی شما کسی را غیر از خدا و معصومین که خزانه دار علم خدا هستند می توانید سراغ داشته باشید؟ و خود فرشته ای که آمار دارد؟ بهش بگو چند تا برگ تا به حال درست کردی شما؟ در عالم چند تا برگ به درخت ها چسباندید؟ چه کسی آمار دارد؟ کسی می تواند شمارش کند؟ حالا تو شمارش بکن از اول که حضرت آدم علیه السلام آمده تا الان، از الان تا قیامت چند تا برگ قرار است نقشه اش هم ریخته شده، کجا، چه جوری، همه چی آماده هست چند تا برگ قراره داده بشود. حالا شما اگر آمار کسی بگیرد، امکان ندارد. بعد خدا بهت میگوید که حالا تو آمدی این نسل و برگ هایش را شمردی، نسل های قبل از خودتان چی؟ شما مگر روی کره ی زمین، جمجمه آدم هایی را که پیدا نکردید که یک میلیون سال پیش زندگی می کردند! شما که همه اش 12 و 13 هزار سال، 15 هزار سال. باباتون آدم آمده روی زمین. آدم هایی که من میلیون ها سال پیش خلق کردم چی؟ جا ندارد انسان با صورت بیفتد روی زمین؟ نه! داد بزنه گریه بکند؛ دست هایش را ببرد بالا! دست از قهر با خدا بردارد بی حیایی نکند؟ جا ندارد آدم تکبر به بندگان خدا نکند، فخرفروشی به بندگان خدا نکند؟ من من نگوید به بندگان خدا. ما اگر بخواهیم همین یک کلمه اش را شرح کنیم برای شما ده سال کار دارد. همین یک کلمه «اللّهُمّ وَ حَمَلَةُ عَرْشِکَ» حاملان عرش خدا، یعنی این ها اعضای ستاد فرمانروایی خداوند هستند تمام عالم را این ها نشستند دارند اداره می کنند. چندتا هستند؟ می فرماید: از شماها خیلی خیلی بیشتر هستند. ثانیه ای نیست که خداوند فرشته خلق نکند « كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» ثانیه ای نیست که میلیون ها فرشته خلق نشود. همین جوری دارد فرشته می آفریند، یک کسی درست نگاه بکند به این نظام، بخواهد در دلش در مغز که جا نمی گیرد، مگر این که دل پیدا بکند. در دلش یک بار به این تابلو کامل نگاه بکند. کامل تابلو را نگاه بکند. خیلی بعیده. به ندرت آدمی پیدا می شود که بتواند یک بار این تابلو را نگاه بکند که دارد چه اتفاقی در این عالم می افتد و ما چقدر بدبخت داریم زندگی می کنیم، چقدر مشغول بازی هستیم. با ساعتمان ، با موهابمان، با لباسمان، با تلفن همرامان با کامپیوترمان، با اتومبیلمان داریم بازی می کنیم. چه گرفتاری هست. اصلا و واقعا ما در خیالیم. همه اش در خیالیم. شما اگر صدتا دانشکده بزارید همین دو کلمه ای که خداوند در قرآن گفته را بگوید آقا این صدتا دانشکده، دویست تا دانشکده این یک آیه را کار کنند « أَفَرَأَيْتُمْ مَا تُمْنُونَ * أَأَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ».

«أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ* أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ» دو گروه بشوند صدتا دانشکده مشغول این کار شوند. هزاران سال باید کار کنند. تمامی دارد؟ اطلاعاتش را در بیارند، تمامی دارد؟ اصلا. ماها چون نمی فهمیم در مقابل کی ایستادیم. نمی فهمیم خدا یعنی چی؟ همین، یک کلمه می گوییم فقط الله، خدا، متوجه نیستیم خیلی مستقیم ما. «اللّهُمّ وَ حَمَلَةُ عَرْشِکَ» حالا یواش یواش می خواهد بیارد خصوصیت های این ها را بگوید مگر آدم می تواند؟ حالا من باید برای شما یه مقدار مثال بزنم. یعنی بیاورم معرفت نفس و مسائل نفس را برایتان بگویم تا یواش یواش شما نزدیک به فرشته ها شوید و یواش یواش بتوانید فرشته را لمس بکنید هر کس به تناسب خودش؛ ببیند که این فرشته چی کار دارد میکند؟ که وقتی می گوییم درجات مختلف دارند، فرشته های زمینی ، فرشته های برزخی ، فرشته های بالاتر ، فرشته های عالم عقل، برو بالا، اینها یعنی چی؟ همین یک کلمه «اللّهُمّ وَ حَمَلَةُ عَرْشِکَ» خدایا حاملان عرش تو، این ها چیه؟ اینها هست که انسان را وادار میکند یک موقع هایی دست از بچه بازی بردارد، تلویزیون تماشا کردن، تلفن همراه بازی کردن، تلفن زدن به این ور و آن ور، تلفن جواب دادن، اداهای دنیا را درآوردن، بازیچه ی دنیا را بذارد کنار یه موقعی ترمز بکشد، برود یک گوشه ای بشیند یه مقدار فکر بکند ، یه موقع هایی بشیند فکر بکند تک تک این اسماء و ظهورش و انسان می خواهد نگاه بکند بعد چقدر هم بد است، ماها نمی فهمیم و می میریم. یعنی آدم میاد در این دنیا که بفهمد و ببیند ولی ماها همین جور مشغول بازی دنیا هستیم بعد هم می میریم. کور متولد می شویم آنجا. هیچی هم نمی فهمیم، هیچی. خوش به حال کسی که یه ذره جدی بشود. یک مقدار جدی بشود که در این نظام، فکر کردن درباره ی این نظام، همین فقط عادت کردیم سلمانی برویم، بگوییم آقا این موها را کوتاه کن، بعد هم موها را می ریزیم زیر پا، می ریزیم در سطل آشغال و میرود. یک دانه فرشته می نشیند میلی متر، میکرون به میکرون می چیند سرهم میاد بالا. آن هم موجود زنده. مو موجود زنده است. می چیند می آید بالا تا بشود دو سانت مو، سه سانت مو، ده سانت مو، چینش می کنند تا بیاید جلو. مو را سوراخش می کنند هیچ مویی بدون سوراخ نیست. تمام موها باز است. تنفس می کند.

این بحث فرشته ها را باید برای جداگانه برای کسانی که الان دارند در نانوتکنولوژی کار می کنند، نانوتکنولوژی یک تکنولوژی حیرت انگیز عصر ماست که با چند هزار درجه پائین تر از میلی متر کار می کنند ولی بعد از این علم هایی خواهد آمد که خیلی حیرت انگیزتر است. هنوز امام زمان نیامده که برای ما علم بیاورد. این بحثی که الان ما داریم می کنیم بماند یادگار برای نسل های بعدی که ما هر چی بعداً آمدند و رفتند در علوم مختلف کار کردند: در شیمی با آن عالم پر حیرتش، در فیزیک با آن همه حیرت، در چیزهای دیگر بفهمند که دست خدا یعنی چی؟ بفهمند کار فرشته ها یعنی چی؟ ملائکه الله یعنی چی؟ این همه آیه در مورد ملائکه الله، این همه صیغه ی جمع در قرآن «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ»، «إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ» دیوانه میکند انسان را. میگوید ما همه چیز را ریاضی خلق کردیم. من و فرشته هام قدر گذاشتیم برای همه چی. لا اله الا الله. همه چیز را قدر گذاشتیم «عمِيَتْ عَيْنٌ لا تَراكَ» کور باشد چشمی که تو را نمی بیند، بدبخت است که می خواهد برود تازه بگوید بیاید بنشینید اثبات خدا بکند. اثبات خدا و اثبات وجود خدا، خدا از کجا آمده، خدا هست یا نیست؟ این یک مقدمه باشد برای جلسه بعد. جلسه بعد ان شاء الله می خواهیم مباحث معرفت نفسی بگوییم برایتان. من همه ی آن صد عنوان را نمی توانم بگویم. شاید به چند تا عنوان از اون عناوین صدگانه که گفتم ، چون اگر آنها را بخواهم بگویم چند سال طول می کشد یک چندتایشان را انتخاب می کنیم که شما بتوانید مسئله ی فرشته ها را ان شاءالله شهودش بکنید یعنی در درون خودتون ادراکش بکنید و ببینید حرکت ها را ، اگر این حالتها را انشاء الله لمس بکنید، آن موقع در بیرون هم انسان خیلی راحت تر می تواند نگاه بکند و ببیند ولی منشا دیدنی های بیرونی چی هست؟ دیدن درونی هست. ان شاءالله روی خودمان اول کار بکنیم فرشته ها را پیدا کنیم و شهود بکنیم ان شاءالله. چون خداوند تبارک وتعالی یک جام جهان نما به ما داده یک جام جهان بین به ما داده گفته هر چیزی را که نفهمیدید در این جام نگاه بکنید می فهمید هرچی را گم کردید خواستید پیداش بکنید در این جام نگاه بکنید. این که بشر در ادبیاتش میرسد به جام جهان نما شوخی نیست، تعارف باشد، خیالی کرده کسی جام جهان نما داشته مثلا فلان چیز را گم می کرد در فلان سرزمین.

شما در کارتون ها نگاه بکنید یا یا فیلم های تخیلی، طرف یک چیز در خانه دارد می نشیند آنجا نگاه می کند از آن جا مثلا با او در کشور دیگر چندتا موجود دیگر دارند کار می کنند. کارهایشان را می بیند. این یک حقیقت است. وجود دارد. واقعا یک چنین چیزی وجود دارد. ولی نه یک دانه. به تعداد آدم ها خدا به همه داده فقط میگوید این جام را باید فعالش بکنی. شما فعال بکن.

خدا رحمت کنه مرحوم آشیخ جواد آقا انصاری رحمت الله تعالی علیه یک جوان گناهکاری را به ایشان نشان میدهند. شیخ یک نگاهی به او میکند و میگوید این 14سال دیگه بیش ماست ، یعنی این 14 سال باید برود طبیعت گرایی بکند و گناه بکند حالا هم نمی آید پیش ما، سر 14 سال توبه میکند. این جام جهان بین به قول حافظ کی داده؟ دارد دیگر.

خدا رحمت کند میرزا را. میرزا کنار یکی از این رفیقا ایستاده بود. میرزا اسماعیل، می خواست نصیحتش بکند، این جوری با آن جلالتش ایستاده بود. گفت: میرزا یک نصیحت کن. میرزا گفت: هرچی هست در خودت هست. این جوری زد در سینه ی این، همه چی این جاست. ما کثیفش کردیم و آلودش کردیم. من خودم را دارم عرض می کنم. به محضر شما جسارت نمی کنم. اگر کور هستم مال همین هست. اگر هیچی را نمی بینیم مال همین هست؛ نه خواب قشنگ دارم، نه حرف قشنگی دارم، نه تماسی دارم، نه ارتباطی دارم، نه الهامی دارم ..... هیچی. همه اش مال این است که این جا را خراب کردم و الا خدا یکی یک دانه از آن جام ها به همه ی ما داده، روش هم دارد؛ اصول هم دارد؛ قاعده هم دارد که انسان این جام را فعال بکند. همه هم دارند؛ قاعده گذاشته. مثل این که یک کامپیوتر به همه داده باشند که طریقه راه اندازی و نصبش چه جوری هست. یه آنتن ماهواره میدهند الان می گویند طرف باورش نمی کند که از این تلویزیون خودش می تواند همه دنیا را نگاه بکند. مثلا هزار تا کانال را بگیرد. میگوید مگر می شود؟ همین کشور ما هفت تا بیشتر کانال ندارد که؛ هفت تا کانال که آن هم با برفک، میگوید نه من یک سیستم دارم به تو میدهم این سیستم را اگر بروی این ریسیور و با آنتن نصب کنی بالا (بشقابی را) دو ساعت بعد وقتی نصبش کردی، هزار تا کانال برایت می گیرد. آن وقت یک چیزهایی را می بینی که در عمرت ندیدی اصلاً. در عمرت ندیدی. می شود؟ بله 50 هزار تومان،150 هزار تومان هزینه دارد. بده، اصولش هم یاد بگیر بعد یک دفعه می بینی که بله در دنیا روت باز شد. آقا شماها همه دارید؛ همه ما این ماهواره را داریم. ماهواره چیه؟ جهان کجاست؟ جام جهان بین کجاست؟ برو برزخ، برو بالاتر از برزخ. آ میرزا علی آقا قاضی وقتی ذکر میدهد به مرحوم آیت الله خویی، آقای خویی وقتی ذکر میگوید راه می افتد دستگاهش دیگر. ذکر را درست میگوید با همان قاعده که او میگوید دستگاهش راه می افتد ، یک دفعه تا موقع مردنش؛ مرجعیتش را می بیند، موقع مردنش. همه هست. این آئینه جام جهان نما را به همه دادند. یک دفعه وحشت برش می دارد. با وحشت می آید خدمت مرحوم قاضی، مرحوم قاضی می گوید دیگر قطش کن. تو دیگر ذکر نمی توانی بگویی، تحمل نداری. گفته بود اگر ایشان تحمل می کرد من تا قیامتش را هم بهش نشان میدادم. جهان نیست، جهان همین عالم ماده است، برو بالاتر. همه را، خدا به تک تک ماها داده مثل خودش. لذا میگوید اگر می خواهی من هم را بشناسی جام جهان نما بهت دادم، در خودت نگاه کن من هم می شناسی. می خواهی فرشته ها را هم بشناسی به خودت نگاه کنی، فرشته ها را هم می شناسی. اصلا هر چی می خواهی بشناسی، خودتی. میزان انسان هست.

شماها عادت کردیم این حرف ها را از ما بشنوید. اما اگر به جای شماها دانشمندان روانشناسی، آنهایی که در دنیا کار کردند، گردن کلفت های روانشناسی بیایند این حرف هایی که من دارم می زنم را بشنوند، مثل شما چرت نمی زنند. مثل بعضی از شماها، به سجده می افتند و گریه می کنند. ایمان می آورند واقعا، میگوید آقا همه چی در خودت هست، همه چیز را بهت دادیم. همه چیز را. می خواهی خدا را هم بشناسی در همین می شود. سید حیدر آملی رحمت الله تعالی علیه می فرماید: اگر عرش خدا را یک میلیون برابر کنند (ما این جا داریم راجع به فرشته ها و حاملین عرش خدا حرف می زنیم) او میگوید اگر عرش خدا را یک میلیون برابر کنند در سینه ی من جا می شود؛ این کیه آقا؟ این کی هست که این جوری حرف می زند! عجب چیزی خدا به آدم داده. چه چیزی به آدم داده! ما چقدر کثیفش می کنیم، آلوده اش می کنیم.

یک کلام. حالا همه ی این ها را جمع بکنید بیایید معجزه را به شما بگوبم. بحثم تمام هست. معجزه چیه؟ سه تا کلمه «القلب حرم الله» تمام. امام صادق علیه السلام. چه کسی می تواند این جوری حرف بزند؟ می دانید میلیاردها علم جمع میشود تا یک کسی بتواند بگوید. «القلب حرم الله»؛ قلب حرم خداست. ما غریبه درش راه دادیم، خراب می شود دیگر. لذا می گوید چون قلب من حرم الله است عرشش که چیزی نیست که میلیون برابر هم بکنند عرش خدا را درش جا می گیرد. خدا فرمود: « لا يَسَعُني اَرْضي وَ لا سَمائي بل يَسَعُني قَلْبُ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ» آسمان و زمین من گنجایش من را ندارد اما قلب بنده مومنم گنجایش من را دارد. حالا این حرف ها خیلی به دهان بنده و امثال بنده خیلی گشاده ولی یه چیزی فعلا همین جوری مزه مزه می کنیم از صحیفه سجادیه ولی باید خیلی خدا را شکر کنیم، خیلی شبانه روز شکر کنیم که خداوند قبل از مردن ما نصیب ما کرد که ما کلام امام سجاد را؛ صحیفه امام سجاد را بشینیم بخوانیم. یک نگاهی بندازیم یک توضیحی هر چند ناقص و ضعیفی را بشنویم از آن. این در دنیا، عرض کردم قبلا، روی کل کره زمین شما بگردید مهم تر از این ما نداریم یک کسی بیاید بنشیند فرمایش امام سجاد (علیه السلام) را بخواهد مطالعه بکند و بفهمد. خدا رحمت کند مرحوم دستغیب را (رحمت الله تعالی علیه) در این چند وقت آخر عمر فقط صحیفه می خواند. اصلا از خودش جدا نمی کرد یه لحظه این صحیفه را تا به رحمت خدا رفت و شهید شد. ما نمی دانیم این حرف ها چیه. حالا فعلاً من و شما داریم ذهن بازی و لفظ بازی می کنیم به اندازه الفاظش یک چیزی می خواهیم بفهمیم ببینیم که معنی چی میشود، فعلا چی می گوید.

خدایا به حق امام سجاد به حق عبادت های امام سجاد، آبائش، ابناء امام سجاد علیه السلام به وجود مقدس آقا امام زمان ( علیه السلام ) سوگندت می دهیم به بی لیاقتی ما نگاه نکن؛ خدایا به حق همه ی این عزیز ها به حق همه ی مقدسین درگاهت قسمت می دهیم که به ما لیاقت عنایت بفرما. به ما فهم صحیح صحیفه سجادیه، عمل به صحیفه سجادیه، انس با صحیفه سجادیه عنایت بفرما .

خدایا ما را با صحیفه ی سجادیه محشور بفرما. ما را با امام سجاد محشور بفرما .

و الحمدالله رب العالمین و صل الله علی محمد و اله الطاهرین