بحث مون در انسان شناسی به بیان قانون واصولی بود که مابتونیم به وسیله اون خودمون رو بهتر بشناسیم قانون اصلی مون این بود کهالظهر عنوان الباطن: اونچه کهظهور پیدا می کنه از افراد نمایانگر باطن او نهایت یعنی باطن اونهار و می شناسونه به ما از کوزه همان طراوت که در اوست گفتیم گاهی وقت ها هست ما از خودمون رفتار های خاصی رو توقع داریم انتظار داریم گاهی وقت ها هستکه از دیگران انتظار ظهورات خاصی داریم واین دیگران دو گونه هستن یا کسانی هستن کهمادرباطن اونها تاثیر گذاریم یعنی می تونیم در باطن اونها نقش داشته باشیم تغییر وتحولی ایجاد بکنیم ویا اینکه نمی تونیم تحولی ایجاد بکنیم در مورد هر سه یعنی هم خودمون هم دیگران با اون تقسیم بندی که خدمتتون عرض کردم این فرمول کککه خدمتتون گفتم جاری هست ککه الظاهر عنوان الباطن یعنی ما اگه از خودمون قدرت خاص زیبایی خاص توانایی خاص رو انتظار داریم که ظهور بکنه تجلیات خاصی رو انتظار داریم که ظهور بکنه یا اینکه می خواهیم چیز های بد ظهور نکنه چیز های بدی از ما ظهور نکنه مثلا ناآ رام نباشیم وخشمگین نباشیمو بد دهن نباشیم و افسرده نباشیم وپژمرده نباشیم می خواهیم ظهور نکنه این ظهورات نمی شه همینجوری با هاشون مقابله کرد اون ظهوراتی که دوست نداریم باشه باید دست ببریم توی باطن که در باطن چیزی اتفاق بیفته که اون چیز ها ظهور نکنه مثلا من فرض بفرمایید من حسود هستم بددهن هستم سوء ظن دارمبه افراد بد بینم دوسست ندارم اینجوری باشم خب حالا وقتی که می خوام حل بکنم صرف اینکه دوست ندارم مشکل را حل نمی کنه چون سوءظن حسادت بددهن بودن ظهور یک باطن هست یعنی یه باطنی وجود داره که این ظهورش هست لذا ما باید روی باطن خودمون کار بکنیم یعنی بریم در باطن مسئله رو یهجایی حل بکنیم که دیگران این ظهورات رو نداشته باشه حالا یا خودم می تونم این کار رو بکنم یا نمی تونم خودم رو به یک طبیب روحانی به یک کسی که متخصص نفس هست می سپارمتا نفس ما را درمان کنه واین ظهورات را از ما بگیره ظهورات اظطرار ظهورات افسردگیظهورات بدبینی ظهورات حسادت ظهورات بدخوابی ظهورات بی خوابی وظهورات دیگه چون اینا همش از باطن الظاهرعنوان الباطن از باطن ناشی می شه وچیزهایی هم دوست داریم که ظهور بکنه دوست داریم نشاط داشته باشیم امید داشته باشیم انطور که قرآن فرمود شادابی دائم آرامش داشته باشیم اگر بخواهیم اینجور باشه باز هم باید چی کار بکنیم؟ بادرون کار بکنیم یعنی چیزی رودر درون قرار بدیم که تولی کننده شادی وآرامش باشه مثلا اگه می خواهیم از خشونت دست برداریم آدم با مجتبی باشیم آدم مهرورزیباشیم این محبت ودوستی معلول چه باطنیه؟ معلول چه باطنیه ؟یعنی کی می تونه دوست داشته باشه دیگران رو؟ یه عاملی تو زندگیمون وجود داره به نام دوستی بهش علاقه داریم یاعشق توجه کردید بهش علاقه دارید می خواهیم این رو زیادش بکنیم هم در خودمون هم در دیگران اگه قرار باشه در خودمون ودیگران اضافه بشه فرمولش یکیه فرقی نمی کنه می خواهیم عشق رو در خودمون یا دیگران اظافه بکنیم دوستی رواظافه بکنیم در فرزنداندمون اظاه بکنیم یه کاری بکنیم فرزندمون مهرورز باشه –محبت بورزه بهمون اگه بخوایم این کار را بکنه فرمولش چیه ؟یعنی ما باید چیکار بکنیم چه چیزی رو ددست ببریم درش تا این اتفاق بیفته خب حالا باطن روباید چیکارش کرد؟ یعنی چه عاملی باعث می شه که حجم مودت رحمت دوست داشتن عشق بالا بردن چه جوری می تونیم اینو در خودمون زیاد کنیم وچه جوری می تونیم در دیگران زیاد بکنیم یعنی این به چه عاملی بستگی داره (پاسخ سوال: آخه ببینید روزی که نیستش که ما نمی تونیم مثلا بگیم یه نفری کهاز دیگران بدش میاد خب حالا خوشش بیاد از دیگران هان؟ممکنه تلقیحا بگه من یه نفر رو دوست دارم تحت یه شرایطی بگه دوست دارم مثلا بگه علاقه دارمبهت اما موضوع این هستش که مامی خواهیم یه چیز حقیقی باشه خب ببینیدجوابیکه عزیزمون دادن این هستشکه ما باید بهخدا تقرب پیدا کنیم چون خدا منبع دوستی هستش جواب خیلی نزدیک به جواب قبولی اما چرا؟ این چراش خیلی مهمه؟ بین الان بحث آرامشو نشاط نیست بحث محبت هست می خوام به اصطتاح محبت رو در خودم یا در دیگری زیاد کنم ببینید من قبلا توی جلسات قبل به صورت گذرا جواب دادم شما الان روی این کار کنید یعنی ببینید الان چیکاری می خواهید بکنید یه مقدار امروز می خواهیم تخصصی تر کار کنیم حالا اگر رسیدیم راجع به ماه مبارکم چند جمله خدمتون عرض بکنم خب می دونم یه کار با طنیت دیگه –ببینید در جواب رو اون عزیزمون دادن- یه فرمول یادتون بود دارم خدمتتون امام (ره)می فرماید : هرچقدر (البته این راجع به زن وشوهرهِ ولی فرقی نمی کنه)یکیه مثل پدر وفرزند –پدر ومادر-دوتا دوست- این همینجوری هست)می فرماید هر چقدر ایمان افزایش پیدا بکنه علاقه ومهرورزی به همسر حضرت فرمود حالا هرکس دیگه بیشتر میشه یعنی انسان توان وقدرت مهرورزی داره –درسته؟اما این چه جوری میشه این دوتا رابطشون چی هستش؟ یعنی ما چرا این به این شکل هستش یعنی مکانیزم عمل ایمان چیه که می تونه وقتی میاد انسان مهرورز بشه ایمان یه حقیقت مادتت کنید یه صورت نیست مثلا خیلیا هستن الان نماز خونن روزه میگیرن خمس می دن زکات می دن مکه میرن اما آدم های خشنی هستن آدمای بی عاطفه یی هستن منظورم از ایمان یه حقیقته اینو خوب دقت بکنید یه حقیقت که اگه اون باشعه مهرورزی کار راحتیه یعنی انسان ذاتا اینجوری می شه خود به خود مثل اینکه مثلا فرض بفرمایید یکی می گه من اگه خربزه بخورم اینآثار رو روی بدنم داره اگه ماست بخورم اینجوریم اگه مثلا خرما بخورم این جوریم این اثر ذاتی خرماست که ظهور می کنه خود به خود حالا شما ایمان چیکار می کنه یعنی این میکانیزم چه جوریه که اگه من بخوام هم خودم رو نسبت به دیگران مهرورز بکنم هم دیگران رو نسبت به خودم باید این افزایش بکنه یه حقیقت ثابت ابدی ایجاد بشه (خب می دونم این حب چیکار می کنه ؟ مثلا اگه ما ایمان به خدا پیدا بکنیم ؟حب پیدا بکنیم؟چه جوری هستش؟ ببینید دارید خیلی نزدیک می شید با همین مباحثه داریم به یه جایی می رسیم ببینید شما در ایمان اونجور که حقیقت هست ما وقتی می گیم خدا ببینید خدا-0 توی نمودار یادتون هست دیگه توینمودار که کشیدیم در قوس وقتیکه حقیقت خدایی اومده اینجا قبل از اینکه بیاد بدن داره که نبوده نه زن بوده نه مرد بوده نه عرض میکنم خدمتتون که پدر بوده نه مادر بوده هیچی نبوده فقط از کی بوده؟ یه حقیقت از خود خدا بوده امده اینجا حالا وقتی می خواد برگرده یعنی می خواد به کانون چی نزدیک بشه ؟به کانون محبت دیگه مسیرش اینه کمالش هم این هس که به خدا نزدیک بشه به خدا نزدیک شدن گفتیم که کلمه نزدیکی یعنی چه؟ یعنی سِنخیت- درست شد؟ یعنی یه حقیقت باید واقعاً ایجاد بشه از حد درما به این می گن تقرب دیگه به این می گن تقرب خب حالا ایمان یعنیب چه؟ ایمان یعنی سنخیت پیدا کردن باکی؟ با خدا نزدیک شدن وسنخیت پیدا کردن,توی این سنخیت چه چیزی ایجاد می شه؟ خب اینجا ما چی داشتیم ویه چی ؟ یه طبیعت,منشا خود خواهی ما طبیعته یا فطرته؟ طبیعته دیگه ,طبیعت تفکیک می کنه دیگه خود خواهی می کنه برای خودش می خواد ودیگران رلِه کنه توی این وسط ومنابع خودش رو در نظر می گیره بنابر این هر چقدر فطرت قوی تر باشه طبیعت چیه؟ طبیعت ضعیف تری باشه یعنی هرقدر ایمان افزایش پیدا کنه در واقع چی افزایش پیدا کرده ؟ فطرت < فطرت قدرتمند شده قرص فطرت قدرتمند می شه طبیعت چی میشه خود به خود ؟ ضعیف می شه یعنی خود , اون منشا همه فساد ها منشا همهدتباهی ها < اختلاف ها خود خواهی به معنای کدوم خود؟ خود طبیعی کم میشه انوقت این خود حقیقی که از خداست زیاد میشه یعنی غلبه می کنه ,هروقت شما پای خودتون رو کنار بزارید پای خودتون رو کنار بذارید <کم کنید حجم طبیعت رو فطرت که قدرت پیدا کنه توتن علاقه و مهرورزی زیاد میشه در واقع به این شکل عمل می کنه مکانیز مش به این شکل هستش که اگر ما افزایش ایمان دادیم ایمان می یاد چیکار میکنه ؟میاد اثری زاره روی کاهش طبیعت وافزایش قدرت فطرت خب به این شکل عمل می کنه انوقت ما شبیه کی می شیم؟ خدایی شیم انوقت صفات خدا در ما تجلی می کنه یعنی ظهور می کنه درما وخود به خود این حجم طبیعت وخودخواهی که کم میشه توان مهرورزی زیادی شه مهرورزی هم مقداریش از خنده ودیگه عرض کنم لبخند داشتن ومهربانی کردن وحرف خوب زدن وچیزای دیگهآغازی شه وچی؟واعمال دیگه – درست شد؟ این می شه محبت کردن به دیگران , مثلافرض بفرمائید در یه خونه بین زن و مرد هیچوقت این مسئله نیست که کیبره مثلا چایی دم بکنه, درسته معمولاً این نقش رو کی بازی می کنه ؟ تقسیم کاری که علی (ع) کرده است به طور فطری هم هست کار داخل منزل با خانم هاست و بیرون منزل با کیه؟ با آقایون نه , ولی یه موقعه هست یه شرایطی هم هستش که مثلا شرایط مساوی هستش مرد نمی شه تنبلی بکنه لنگش رو روی لنگش بندازه که مثلا می خواد این کار رو بکنه یا زن هکم همین طور یا خواهر وبرادر یا دوست یا توی پادگان توی سرباز خونه یا در یه اردو ویا سر کلاس آدمی که کهرورز ه توان کنار گذاشتن طبیعت رو به خاطر فطرت داره لذا روحیه خدمت کردن راحت تر براش هست ,راحت تر می تونعه به دیگران خدمت بکنه , یه کسی مثلاتویه مجلسی هست عرض می کنم خدمتتون بعضیا دوست دارن همچنین لرد نشینی بکنن بگیرن یه گوشه بنشیننهی بقیه کار کنن ظاهرا همآدم های چی هستن اینا؟ آدم ای زیرکی هستن که تو مهمونی تن بدن یه گوشه ای بنشینن وبقیه مثلا پاشن ظرف بشورن نمی دونم جارو تنمیز کنن , سفره بندازن, سفره رو جمع بکنن, ظرفا را بشورن, اونی که اینم کار ها رو نکرده ظاهرا چیه ؟ ولی به کدوم شاٍنراحتی بیشتری رسیده ؟ به طبیعت < کی ضرر کرده؟ فطرت , یعنی فطرت هی ضعیف می شه طبیعت قدرتمند تری میشه یعنی این آدم ها آدمی هست که نمی تونه دیکپگران رو دوست داشته باشه یعنی نمی تونه روح خدمت داشته باشه به دیگران , خدمت بکنه به دیگران , خودش رو فدای دیگران بکنه خب , یه کسی که حاضره ایثار بکنه از خواسته هاش بگذره خودش رو فدای دیگران بکنه هان ؟ خودش منظور چیه؟ طبیعته , اگه حاضر بشه این کار رو بکنه خب معلومه فطرت قوی ایی داره , برای همین توی جمع پیغمبر فرمود: ((سید القوم خادِمهم )):( خوب دقت کنیدها )مرور یک گروه یه قوم اونی هستش که توی اون گروه و قوم خدمتگذار ه هان ؟ شما مثلا فرض بفرماِیِید همگی ثبت نام می کنیم می ریم مشهد,اردوی مشهد بعد می بینیم تو راه بعضیا مثلا اینجوری هستن مثلا فرض بفرمایید که زحمت ثبت نام رومی کشه زحمت پول جمع کردن را می کشه , اتوبوس رو می گیره بعد تو راه خدمت می کنه ,میوه می خره تو ماشین پخش می کنه بار سفر رو دوش اونه دوش انجایی ره جایی گیره بعد مثلا افراد رو سرجا شون می شونه یه موقعه غذا رو می گیره غذا بهشونمی ده ظر فا رو می بره می شوره , چند نفر هستن تو اردو ها اینجوری هستن دیگه تو دوره ها ومجالس چند نفر اینجوری هستان ببین اونای که نماز شب بیشتری می خونن قرآن بیشتری می خونن , حرم بیشتر ی رن اونا
آدمای خود خواهی هستن دقت می کنید زیرکها اینا نیستن زیرکها کسایی هستن که تو ی سفر سعی می کنن خدمت بیشتری بکنن , خیلیا فکر می کنن ببا بذار اینا ظرفا رو بشورن من برم امام رضا بیشتر سر بزنم صواب بیشتری ببرم در حالیکه اینجوری نیست –ااین عین خود خواهیه- گاهی وقتا یه نفر می بینی کم می تونه به حرممشرف بشه یه بار می یاد ومی ره اما برد را کی کرده؟ اونیکه خدمت کرده یعنی تونسته با خود طبیعیش مبارزه بکنه توجه کردید – باخود طبیعش چیکار کنه ؟ مبارزه بیشتری بکنه , برای همین پیغمبر (ص)می فرماید: (سید القوم خادِمهم): سید یک قوم خدمتگذار اونها هستش لذا مکانیزم افزایش محبت این هست که تو چقدر می تونی نسبت به دیگری بگذری از خودت یا در خودت اگه بخوای اظافه کنی اینجوری هست ,چه بخوایی خودت رو به دیگری علاقه مند کنی یا دیگری را به خدت علاقه مند کنی قایدش این هست که عرض کردم یعنی حا ضر باشی از طبیعت بگذری به نفع چی؟ فطرت , زرنگ بازی نکنه آدم – می دونید چی دارم میگم؟-نخواد زیرکی کنه ,روح زرنگ بازی وغلبه باطنش کور شدن فطرت رو برای انسان می یاره خب خب من کی می تونم مهرورز باشم نسبت به بندگان خدا ؟ هان؟ کی می تونم بقیه رو دوست داشته باشم ؟ آدم ها رو؟- نه در مقیاس انسانی دوست داشته باشم ها ببینید یه موقع هستش که ما اینجوری توضیح بدم خدمتتون مایه نفر رو اینجا دوست داریم توی طبیعت توی دنیا چون همسرمونه خب همسری شان چی بود؟ نشان حیوانی بود دیگه خب این دوستی دوستی انسانی نیستش چون همسرمه , چون بچه منه , چون پدرمنه, چون مادر منه- درست شد؟ اینا خوبه ما نه که نباید باشه چون خدا گذاشته خوبه عبادتم هست باید باشه ولی یه موقع هستش که من ورای اینها می تونم بعنوان یه موجودی که قبل از همه بنده خداست بهش نگاه کنم یعنی اینکه خدا اینو دوست داره بنده خداست حامل روح خداست اینجوری نگاه بهش بکنم این علاقه خیلی فرق می کنه دوست داشتن خیلی فرق می کنه وهی عمیق تری شیم خیلی عمیق تر شیم خب یه موقع ه هست که میگم به این خدمت بکنم خدمت بذارم چون همسرمه , یه موقعه هست می گم بهش خدمت بکنم چون مومنه مومن(اعظم حرمه منِالکعبه):حرمتش از کعبه هم چیه ؟بالاتر ه چون این نگاه قشنگ تری شه ,نگاه ابدی می شه این عشق ابدیمی شه ,از طبیعت در می اد به چی می رسه ؟به فطرت می رسه برای همین حضرت رابطه علاقه به همسر رو از معقوله حیوانی معنا نمی کنه میگههرچه ایمان افزایش پیدا کنه علاقه حقیقیزیادتری میشه توجه کردید والا خیلی وقتاست ما همدیگر رو می خوایم ولی برای خودمون می خوایم این هنر نیتش که من یکی رو دوست داشته باشم وبرای خودم اما اگه دوستش داشتم برای خودش هان برای خودش دوسش داشتم اگه برای خودش دوستش داشتم معلومه که واقعا دوسش دارم این خیلی مهمه خب برای همین دوتا علاقه هست یه موقعه هست ما می گیم به هم علاقه داریم مهرورزی داریم چون همسر و فرزند مون این که دیگه به ایمان ربطی نداره در حیوانات هم هست ولی ببینید این که حضرت می فرماید که محبت بیشترمی شه هرچقدر ایمان زیادتر بشه بدونید که منظورم کدوم محبته وچه محبت عمیقی هستش خب حالا یه مثال بزنم براتون در قرآن می فرماید که:بسم ا... الرحمن الرحیم ,الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان ,دوتا تعلیم داره می گه تعلیم کار رحمانه کار رحمانه یعنی چه ببینید نگفت الله علم القرآن غلط از کار ومی یاداگه بگه ا... علم القرآن , نمی گه جبارنمیگه غفار نمیگه جواد ,نه تعلیم احتیاج به چی داره اگه بخوادیه نفر تعلیم کنه دیگران رو احتیاج به چی داره؟علاقه ومهرورزی داره یعنی باید اسم خدا اسم رحمان خدا در اون شخص علی پیدا کنه ت شخص قدرت تعلیم به دیگران رو چیه ؟داشته باشهیعنی چی؟به بلندایابدیتآدما رونگاه بکنه همینجوری هم دوسِشون داشته باشه وبعد اقدام بکنه به یاددادن به اونها تعلیم برای اونها برای همین در اسلام تعلیم کار انبیاست انبیا تعلیم میکنن,هان,چرا؟چون انبیا عشق ابدی دارن به انسانها چون عشق ابدی به انسانها دارن اقدام به تعلیم کنندرست شد؟ما الان مثلا در طبیعت زیاد داریم توضیح بدم براتون در طبیعت مثلا تعلیم رانندگی داریم ,تعلیمزبان داریم تعلیم نمی دونم جغرافی داریم فیزیک داریم شیمی داریم تعلیم نمی دونم کامپیوتر داریم این تعلیم هایی که ما الان داریم اینجا به کار می بریم مثلا زبان ریاضی علوم مرسوم کلا این از الرحمن بودن نیست این برای این هستش که ما تو دنیایم طبیعتیم اقتضا می کنه تعلیم رو به عهده بگریم مثل یه شغلی که انجام می شه شغل هست دیگه خب ولی تعلیم وقتیکه به بلندای ابدیت می شه یعنی نگاه نگاه ابدیت این دنیا این برزخ اینم چی قیامت اینم حیات ابدی بعد از قیامت وقتی انسان روبه بلندای ابدیت می بینیم میکنیم به تعلیمش ,الرحمن علم القرآن ,تعلیم قرآن تعلیم معارف تعلیم اینکه ما در حیات ابدی واین چهار مرحله چگونه خوشبخت متولد بشیم این کار چیه ؟ کار الرحمن هستش خب رحمت می ده تعلیم خب رحمت یعنی چه جوری می ده تعلیم ؟یعنی مستقیم تعلیم نمی ده , رحمت چی می ده؟علاقه و مهرورزی می ده واون باعث میشه ؟ باعث تعلیم می شه,الرحمن علم القرآن ,خب کی به فکر سعادت ابدی دیگرانه؟ شما نگاه کنید به مادر یه مادر ی که بچه ش رو بد تربیت میکنه یعنی چی بد تربیت می کنه ؟ یعنی به فکر ابدیت بچه ش نیست با نظام ومعیار های دنیایی تربیت میکنه8 درس بهش می ده مدرسه می فرستمش دانشگاه می فرستش نمی دونم لباس خوب جهیزه خوب همه کرش بچش مهندس دکتر میشه ولی این داره رو کدوم محبت بچه ش رو می فرسه تعلیم می ده؟ یا به سمت تعلیم می فرسه به خاطر اینکه علاقه چی داره بهش ؟ علاقه طبیعی ودنیایی داره علت اینکه خیلی ما فرزندان وخانواده شدن رو همسرشون رو محرم می کنن از علوم ابدی تخصص های ریاضی ابدی برای این هستش که اونها مهرورزی ابدی هم ندارن یعنی به بلندای ابدیت نمی تونی نگاه بکنن یعنیتن به تعلیم هم نمی ده حتی بدتر پیغمبر (ص) فرمود
من ازپدران آخر الزمان بیزارمعرض کردند پدران مسلکان یا غیر مسلمان ؟فرمودپدران مسلمان که بچه هاشون وقتی به سراغ علوم دنیایی میرن تشویقشون می کنن ام وقتی به سراغ آموزش قرآن می رن وعلوم آخرتی بچه هاشون رو آموزشمنع می کنن میگن ولش کنبه چه دردت می خوره ,آدم هم خیلی وقتا همینجوری هستیعنی وقتی بهش میگن مثلا زبان یاد بگیر علاقهداره,کامپیوتر یاد بگیر علاقه داره میره پول در میاره پولم می ده هزینه می کنه که دنبال علوم قرآنی و پای معرفت ابدی پیش می یاد به هزار ویک بهانه هم خودش رو هم اعضای خانوادش رو چیکار میکنه؟ محروم میکنه , یعنی راحت ازش می گذره خیلی راحت میتونه ازش بگذره,خیلی مفت ,خب ,کی می تونه بیادتعلیم بده؟ کسیکه در باطنش چی وجود داشته باشه؟رحمانیت یعنی نزدیک به کی شده باشه ؟ به این الرحمن شده باشه به این الرحمن شده باشه یعنی خدای رحمان منشا تعلیمه معلمی هم که میاد یاد میدهابدیت رو باید کدوم اسم درش تجلی کرده باشه؟الرحمن ,تا این رحمت نیاد رحمت یعنی چی؟ یعنی نگاه ابدی یعنی دلشوره شب اول قبر ,که همه انبیا ازش می ترسیدن ,دلشوره برزخ خودِعالم قبر , دلشوره قیامت ودلشوره حیات بعد از قیامت نیاد تودل آدم آدم این درش وجود نداره یعنیاصلا مهم نیست براش هیچ اهمیتی براش نداره هم نسبت به خودش هم نسبت به دیگران , کسیکه خودش رو از علوم ابدی محروم می کنه یعنی چی در وجودش نیست؟یعنی رحمت بهبلندای ابدیت در وجودش نیست یعنی خودش رو به بلندای ابدیت قبول نداره رحمتش معادل چیه؟ معادل دنیاست؟ خب اگه خاطرتون باشه جلسات آغازین اینو گفتم گفتیم انسان کلیه رفتار هاش انتخاب ها وارتباطاتش از دو چیز ناشی میشه یکی نگاه یکی احساس نگاه واحساس خب خداوند همه انسانها رو عاشق خودشون خلق کرده یعنی از نظر احساس به افراد درست عمل می کنن یعنی خداوند حبّ ذات داده به انسانها ؟پ, انسانها با علاقه ای به خود شون دارن اقدام می کنن یعنی اوّل دوست دارن خودشون رو , این حب ذات منشا چی می شه؟ منشا انتخابات , ارتباطات وچی؟ رفتار ما هر رفتاری می کنیم خودمون رودوست داریم به خاط خودمونهمی خواهیم خودمون بیشترین بهره را ببریم وبیشترین لذت رو ببریم ؟ ارتباطاتمون هم باز به نفع کی می خوانیم ؟خودمون می خواییم , انتخابات هم به نفع کی انتخاب می کنیم؟ بازی می گیم به نفع خودمون باشه دیگه باز پای خودم وسطه این وسط خب این رو بهش می گن ذات و بهش می گن چی؟ احساس ؟ که غیر از احساس یه چیز دیگه ام هست لثر می کنه بسته به این که این ذات -ذات یعنی خود – این ذات رو چقدر براش قیمت قایل باشی , اگه قسمتی که قاِیل هستی یعنی نگاهی که می کنی این چشمه که داره نگاه میکنه خودش رو به اندازه دنیا ببینه اون وقت این یعنی حبّذات این ذاتمون رو دنیایی معنا کنیم کلّ انتخاب , ارتباط ورفتار می شه چی؟می شه دنیای, اگر یعنی نگاه دیگه این حب ّذات این احساسه اگر نگاه عامل دوم , پس اینو می گیریم یک اینو گیریم دو –نگاه – درست شد- اینو می گیریم دو اگر نگاه دنیایی باشه احساس هم چه جور ی به این سه تا می پردازه ؟دنیایی؟ اما اگر نگاه ابدی شد یعنی به بلندای ابدیت خودمون رو دیدیم ؟ انتخاب ؟ ارتباط ورفتار مون چی می شه؟ ابدی می شه – یعنی این حب ذات حبّوعلاقه ابدی می شه , انوقت این رحمت به معنای حقیقی درما تجلی می کنه ,رحمت زمانی معنا داره که درست نگاه بکنیم خودمون شدیم انوقت دست به هر انتخاب وارتباط ورفتاری می خواهیم دست بزنیم با ارزشها و ملاکهای اینجا نیست با ارزشها وملاکهای کجاست؟ کلّ ابدیّت هست , یعنی ریاضیات همه رو در نظر می گیریم ,خب پس اگر شما در وجود یه مادر مثلا ماالان مثلا گفتیم دیگهدر بحث تربیت ده ها بار من این رو توضیح دادم گفتیم که مرد چهل وپنج در صد وزن پنجاه و پنج در صد اینها در پنج عامل بگید بودش ؟ ملامت وزیبایی ؟ تحمل ؟ عقل ؟ اخلاق ؟ دین؟ هوش ؟ درسته ؟ اینا موثر هستن
خب- حالا- شما نگاه کنید کسایکه نگاهشون دنیایی اگر باردار بخوان بشن یا بار دار شدن می خوان مراقبت انجام بدن به چیا فکر می کنن ؟ به سلامت وزیبایی وخیلی چیز بکنن نسبت به چی؟ هوش بچه ؟ هوش بچه , اما کسی که به بلندای ابدیت نگاه می کنه یعنی محّبتش , احساس , رحمتش , ابدیتهه غیر سلامت وهوش به چی فکر می کنه ؟ به عقل , اخلاق ومهم تر از هه واین براش مهمّه , دین مهمّه , لذا قبل از انعقاد نطفه مراقبت ها رو انجام می ده یعنی ژن ها رو که توضیح دادیم در تربیت ؟ ژن ها رو شروع می کنه قبل از- چون مهمّه براش دلشوره داره- اگه دیدی یه مادر نسبت به دین بچّه شبی خیال بود یعنی نسبت به دین خودش , اگه نسبت به اخلاقش بی خیال بود نسبت به عقلش بی خیال بوده فقط یه بچه باهوش داشته باشه که تو کنکور اوّل بشه رتبه مثلا زیر هزار بیاره دانشگاه قبول بشه وآدم سالم وزیبایی هم باشه-درست؟ یه آدم سالم وزیبا باشه بتونیم زنش بدیم شوهرش بدیم –بچه دار بشه –بارور بشه- عرض کنم خدمتتون این تجلیات حیوانی که هست اینارو داشته باشه برای ما که کافیه – این نشونمی ده که چون – فرمول رونگاه کنید اینجا فرمول چی بود الظاهر عنوان الباطن – این فرمول اونیکه باطن رو نشون می ده ؟ ظاهر دلشوره های یه مادر نشون می ده که در باطن یه مادر نگاه ابدی وجود داره یا نگاه چی؟ دنیایی, ذاتیه ها علاقه همیشه هست همه مادرا بچّه هاشون رو دوست دارن ,همه مادرا ,مادر مادرِ دیگه دوست داره آدم آدمه خودش رو دوست داره خودش رو چیه؟ دوست داره, امااگه یه وقتی می بینید یه مادر رفتارش با بچهّه ش , دلشوره ها و دندنه هایی که دارن نسبت به فرزندش بیشتر تو کمالات گیاهی, حیوانی یا جما ریه , معلومه که بچّه ش رو چه چوری نگاه کرده؟ بچّه ش فقط به معنای دنیا توجه کرده بهش اما اگه یه مادر دغدغه هاش دغدغه های آ خرتی باشه یعنی احساسش که داره به بچه ش تابع نگاه ابدی باشه –نوع رفتار ها , انتخابات ارتباطاتی که برای بچّه ش تدارک می بینه همینه اینجوریه میگه مثلا من دخترم دوستاش از دانشگاه دوستای پسرش زنگ می زنن با هم صحبت می کنن با هم این وری می رن اون وری می رن , خب وقتیکه یه دختر اینجوری هست معلومه که چیزکه مادر براش انتخاب کرده با نگاه چیه؟ با نگاه دنیایی هستش , اینجوری نتخاب کرده دیگه سایر انتخلب ها هم همین طور هستش مثلا فرض بفرمایید انتخاب دوست , انتخاب محل زندگی ,انتخاب رشته انتخاب عرض کنم خدمتتون لباس –انتخاب غذا- حالا غذا الم از مادّی معنوی , می گه بپّم ازم خواسته که براش کامپیوتر بگیرم ,اینجوری نیست مادی که به بلندای ابدّیت نگاه می کنه خیلی مفت نمی زاره بچّهش بشینه پای اینترنت یا نمی دونم بره چت بکنه بره نمی دونم ماهواره براش بگیری, وقتی ماهواره گرفتی نشون دهنده این هست که نگاهت ابدی نیست دشمنی داری می کنی , حبّذاتی هست که تابع نگاهِه ولی نگاه چی؟ نگاه دنیایی امّا اگه علاقه ابدی بود دلشوره هست دیگه شما که نمی ری سیگار برای بچّت انتخب کنی می ری انتخاب کنی ,تریاک بخواد می ری براش بگیری – هان می گه من تریاک می خوام بهترین می خوام می گی بچّمعلاقه داره بِرم براش بگیرم نمی ری بگیری وقتی نگاهت ابدی هست یه نگاه ابدی داری نسبت به بچّهات دست به انتخاب هایی می زنی که این تمام وجود بچّه سالم بمونه بچّه هم در دنیا خوشبخت بشه هم در کجا ؟ در آخرت در ابدیّت.
پس این بحث الظاهِر عنوان الباطن رو دقت بکنید , یک رحمت خاصّ می خوادتا مایه عنایت خاصّ داشته باشیم به این تعلیم اینجوری , افرادی که دلشوره هدایت دیگران رو دارن, هدایت فرزندش , هدایت دوستش , هدایت همسرش , هدایت مردم حقِهدایت کفّار اونها به چه علّتی هست؟ به علت این هستش که اسم الرحمّن یعنی رحمت بلند دارن وقتی هدایت یه کار فرم می خواد برای اینکه تشبه به خدا داره , الرحمن – اسم الرّحمن درش علی کرده اون رحمت اون رومعلم می کنه ؟ پس کی می تونه معلم باشه ؟ اونیکه چیه؟ اسم الرّحمن درش تجلّی کرده , خب مثلا یه مادری که الرّحمانهِ یعنی -یا یه پدری که اسم الرحمن درس تجّلی کرده است رحمت ابدی داره به بچّهش –چون احساس گفتیم ثابته هیچ مادری نیست که بچّهش بدش بیاد یا بد بختی بچّش رو بخواد امّا بسیاری از پدر ومادر هایی که بچّه شون رو بد بخت می کنن تو قالب چی بد بخت می کنن ؟ تو قالب محبّتدیگه, امّا این محبت تحت مدیریت نگاه صیحیح نیست نگاه از تولد تا دنیا ست دیگه قیمت وقتی اینجوری شد کلیّه انتخابات , ارتباطات و رفتار ها رو با عشق ومحبت بچّشونرو جهنّمی می کنن یعنی براشون اینجوری انتخاب می کنن , حالا نگاه بکنید وقتی یه مادر می خواهید کتاب انتخاب کنید برای بچّه تون , کتاب انتخاب کنید تو کتاب می خوای انتخاب کنی نوع کتاب انتخاب کردن نشون می ده که شما چه رحمتی دارید بزرگ یا کوچیکه , یه دختریرو چند روز پیش آ وردن قم- از تهران آورده بودن قم – تقریبا دیگه بگم نزدیک به جنون ه اینجوری یه دختر بیست ساله نزدیک به جنونه یعنی خودِ مادره می گفت من دیگه تحمل این دختر رو ندارم تو خونه نگهش دارم , یه کاری بکن لا اقل این آروم بشه , گفت حالا خوب بشه گفت حالا خوب می شه ؟ گفتم آره خوب می شه ؟, گفت چی شده ؟ گفتم این تغذیه بد شده غذا بد خورده ] بعد غذاهای معنوی بد خورده رسیده به اینجا که دیگه قاطی کرده , بعد به دختره گفتم خب دیگه حالا بشین کتاب هایی که خوندی بنویس ببینم ,دیدم یه مشت رمان دری وری افتضاح گفت فقط من همینا رو خوندم , رمان هایی که گاهی مثلا یه رمان خونده بود یه کسی توی این داستان چهل تا شخصیت داره- حالا شمتا نگاه کنید انوقت یه کسی اینو بخونه خب چه حالی بهش دست می ده خب مایه چیزخب مابیه چیز به شما بگم ما هیچ چیز ی هیچ جذبی از طریق حوّاس خنثی نداریم یادتون باشه اصلا علم خنثی نداریم ما,علم یا مثبت است یا منفی, دریافت یا مثبته یا منفی بنابراین نمی شه بگی حالا من این کتاب رو می خونم ضرر نداره به یه بار خوندن می ارزه , نه ولی کتاب نه , فیلم نه-می شینیم فیلم نگاه می کنیم – اینترنت خیلی راحت وبی پروا می ریم توش , بعد خیلی ها که بد بخت شدن همیتطور ی بد بخت شدن دیگه از طریق نگاه , نشستن رفتن رو اینترنت هی دیده دیده قوّه تخیلش بزرگ شده,فیلم های پلیسی دیده رو حیه اش خراب شده –فیلم های جنایی می بینه روحیه اش خراب شده فیلم های وحشتناک ببینه هان فیلم های ترسناکمی بینه عرض کنم خدمتتون روحیّه ش خراب می شه خب وقتی قهرمان تو چهل تا شخصیت داره- این دخترِ اومده اینجوری می کنه می گه من مثلا نشستم اینجا بعد یه جور هستم پنج دقیقه بعد یه جور دیگه هستمده دقیقه بعدیه جور دیگه هستم دیگه استقرار نداره – اصلا کاملا دیگه نزدیک به جنونه مرز جنونه- چرا؟ چون اینجوری خورده , اگه یه مادری به بلندای ابدیت بچّش رو نگاه بکنه حاضر نیست – مگه شما هر غذایی می دی به بچّه ش بخوره؟ شما بچّه کوچیکت رو کتکم می زنی سرشم داد می زنی می گی مثلا چیپس نخور الان برای تو ضرر داره خربزه نخور مریض می شی هان- خربزه خودِتم می خوری ولی به اونم می گی چیه؟ به به اون می گی نخوره , تو مریضی نبای بخوری خب ولی کتاب چی؟ هر چی رفت تو کتاب خونت انتخاب کرد؟ مادری که درست نگاه می کنه یا پدری که درست نگاه می کنه که نمی گی هر کتابی خوندنی خوندنی, هر عرض کنم بگه هر چی دلت می خواد از این کتابا انتخاب کن , به نظارت می کنه کاملا نظارت می کنه : ما الان کتابهایی داریم که خیلی کتابای ظاهرا خوبیه با بسم ا... الرحمن الرحیم با نام خدا شروع شده , حرفاش هم حرفای خوبیه بعد میاد میاد میاد مثلا صفحه شصست وپنج تا هفتاد ِش داغون می کنه شخصیت بچه رو می ریزه پایین , چه جوری رو غذاش نظارت داری وتا باشه , سبزی نخریم نمی دونم حتما چیکار بکنیم چیکار بکنیم , بابا گفتن سبزی بخورید نگفتن نخورید گفتن سبزی بخورید ولی چیکارش بکنید ؟ ضد عفونیش کنید ,شخص می گه نه اصلا من سبزی فعلا مطلقا نمی خوریم اصلا هیچ مصلقا سبزی نمی خوریم اصلا نمی خوام انقدر خطر داره پرهیز می کنه انوقت کتاب دیدنی –تلویزیون شنیدنی نمی دونم مهمونی رفتن عروسی فلان – جشن فلان –نمی شه همبازی فلان نمی شه یه دفعه می بینی شکل هاش شکلای غلطی از کار در می یادخیلی غلط – این این بچّه پدرش آورده بود پیش من اصلا کاملا خراب شده بود خراب به معنای حقیقی ما خراب خراب وقتی آ وردنش پیش من بهش گفتم از کجا شروع شد از کجا اینجوری شدی تو؟ می گفت داداشم یه فیلم گرفته بود از این فیلم های زمان شاه گرفته بود آورده بود خونه , یه صحنه خیلی نه خیلییه صحنه سبکی داشت از روابط زن ومرد خیلی بدم نبود ه ولی همین نقطه شروع بوده تا دختر به اینجا رسیده که الان باباهه می گفت مثلا یه هفته پیش نیتش کجا می ره نمی دونم خب ببینید اینجوری شروع می شه پس وقتی من نگاهم ابدیه الرحمن هستم , ما می گیم چرا مادر نمی زاره بچه چیپس بخوره؟ ببینید مادر هم نوازِ شش—دقت کنید –مادر حالتهایی که با بچّه داره نگاه نگاه محبت آمیزه نگاه محبت آمیز خب , دیگه چی داره ؟ نوازش چی داره؟ بوسه داره- بعضی از مادرا هیجانی تر هستن گاهی وقت ها به جای اینکه بچّه شون رو ببوسن چیکاری می کنن؟ یه گازم می گیرن,بابا مامانه که خیلی احساساتی هستن , حالا این بچّه داه داد می زنه از ناراحتی ولی مادر ناراحت نیست که داره گاز می گیره, چرا؟ می گه این چیه؟ از شدت محبّت بچّه موگاز می گیرم , گاهی وقتا حتی چی داره؟ کتکم داره مثلا می زنه تو سر بچه , انقدر علاقه داره مشت هم بهم دیگه می زنن , یکی از بچه ها رو دیدم الان نه زمان جنگ گفتم فلانی کجاست ؟ گفتن بیمارستانهِ –گفتم چرا؟ گفتش که هیچی با فلانی شوخی می کردیم یه چاقو کرد تو کمرم از شدت علاقه خیلی بهم علاقه داشتیم دیگه رسید به من نتونست تحمل کنه چاقو رو فرو کرد تو کمرم , خب حالا شما نگاه کنید این کتک –درست شد ؟ گاهی وقتا اخمه اخمم چیه؟ اخم چیه؟ گاهی وقتا کتک که از روی محبته هان؟ تنبیه هست تنبیه – این تنبیه هم چیه ؟ گاهی اوقات اخراج از منزل ه اخراج درست شد؟ همه اینا چیه همه اینا محبتِه , بچّه ممکنه نفهمه , بچه ممکنه تا اینجا رو درک بیشتر نکنه , درست شد؟ از اینجا به بعدش رو نمی تونه خوب بفهمه ولی مادری که من محبّت دارم نسبت به بچّم دارم این کار رو می کنه ,جلو گیری واکسن چیه ؟ عمل واکسن خشنه دیگه بچِه تب می کنهمریض می شه آمپول زدن چیه؟ خشنهولی همش از روی چیه؟ از روی محبته-خب ما اینو قبول داریم که محبته بعد وقتی می خواهیم به تقوی ها رو واکسینه کردن های فطری برسیم اونجایی می بینیم که نه اینجوری نیتش , ببینید دلسوزی هایی که اصلا منشا حمایته چند وقت پیش یه آ قایی از دوستانمون می گفتش که فامیلمون ایرانی بودن رفتن اروپا زندگی کنن پسر شون مرده مادر نادون گفته کهآره بچّم تو قبر بزارش بچّم مارو عقرب میاد سراغش حیفه همینجا بسوزونید ش –خب –خب مارو عقرب دردِش بیشتره یاآ تیش ؟ بچّه رو دادن سوزوندن بچّه شیعه رو, جنازه رو سوزوندن که یه موقع مار وعقرب نخورش – چقدر این روح آزار دیده چقدر این بدن آزار دیده , حالا شما تصور بکنید این حماقته, پس اگر ابدی باشه گاهی وقتا این کتاب نه اینجا نه این مهمونی نه همش هم رو محبتهستش همش هم رو محبنته , اینو نباید بخونی , اینو رشته را نباید بری این دانشگاه رو نباید بری این کار رو نباید بکنی – تموم شد , پس دقت بکنید الرِّحمن رحمت منشا چیه؟ رحمت منشا چیه؟ تعلیم میت نباشه تعلیمی هم وجود نداره تعلیم به بلندای ابدیت ؟ آموزش دین آموزش معارف انسانی آموزش زندگی انسانی آموزش اینکه با خود حقیقیمون چیکار کنیم؟ این مننشا رحمته , اگر در یه مادری می بینید در یه پدری می بینید که آموزش تو خانشون نیست , پیغمبر (ص) فرمود هیچ کس خدا رو به گناهی بزرگ تر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمی کنه , اگه یه کسی به آموزش خانواده به بلندای ابدیت – این سه تا علمی که توضیح دادیم نمی پردازِه معلومه درِش چی هست ؟ رحمت نیست, رحمت نیست یعنی چی؟ یعنی زن بچّش و دست نداره ؟ داره ولی این رحمت تابع نگاه چیه؟ یعنی مبناش نگاه موقته وقتی نگاه موقته از تولد تا دنیایی ببینه لذا راجع به این می گه اگه زبان می خوای بیا خودم بهت یاد بدم , ریاضی می خوای بیا بهت یاد بدم , کامپیوتر می خوای بهت یاد بدم اما بچّه هیچ وقت با اطلاعات ابدی و ثروت ابدی بار نمی یاد , وقتی بار نیومد یعنی این رحمتش رحمت حقیقی نیست که این رحمت حیوانی هست تو حیوانات هم چنین عواطفی وجود داره حیوانات هم همه بچه هاشون رو تعلیم می دن , یاد می دنه میگه این گرگه این شیره این جوری باید اینجوری فرار کنی یاد می دن به بچه هاشون دیگه خیلی چیز ها آ موزش می دن پس ایو دقت بکنید این بحث الظاهر عنوان الباطن : که ظاهر افراد باطنشون رونشون می ده , باید ببینی از تو نسبت به خودت از تو نسبت به همسرت , از تو نسبت به فرزندانت از تو نسبت به انسان های دیگه چه چیزی تراوش می کنه اون نشون می ده که تو کی هستی , چه باطنی داری واگر تراوشات زیبا هم می خواهیم از دیگر انسانها باید حتما دست به باطنشون ببریم یعنی شما می تونید زوری به یه نفر بگید تو چرا نماز نمی خونی , خب تو دوست داری نماز بخونه نماز ظهوره باطن که نیست که چیه ؟ ظهوره , وقتی اون باطنش خرابه نمی تونی ازش انتظار ظهور داشته باشی , تو تغذیه ش هم نکردی تو تغذیه ش بکن اگر نماز نخوند , اگه حیا وعفت رو رعایت نکرئد خودش رعایت می کنه ولی ان غذا نخوره که اینجوریه غذا نخورده یه آقایی اومد به من گفتش که من تو فامیل هم به سرم قسم می خورن هر کس هر مشکلی داشته باشه –این مشاورش اینجوری بود- می گفت هر کس مشکل داشته باشه میاد به من می گه که من دعا کنم براش ولی هیچ کدومشون نمی دونن که من نمازم نمی خونم تورو خدا یه کاری بکن من نماطز بخونم , خودش می گفت ها می گفت تو رو خدا یه کاری کن من نماز بخونم می گفت من نمازم نمی خونم بعد گفتم خب حالا من برات یه رژیم می نویسم این رژینم رو رعایت کن , گفت فکر نمی کنم اینجوری درست بشه ها گفتم حالا تو این کار رو بکن این هم رژیم رو رعایت کن به دو هفته نکشید دیدم زنگ زد هم خودش هو خانمش تشکر کردن گفتن آره این حالش خوبه خوب شده چسبیده به نماز دیگه وِلم نمی کنه دیگه,& خیلی خوب میزون ,& راحت شده دیگه خب غذاش رو که عوض بکنه – اون باطن ِ باید عوض شه شما دوست داری یه جوری باشی اگه دوست داری یه جوری باشی که هم خدا بخواد, هم امام زمان بخواد هم فرشته ها بخوان باید حتما دست رو غذات ببری نمی شه تنبلی کنی غذا نخوری بعد بخوای امام زمان (ع) دوسِت داشته باشه , اصلا شکل امام زمان نمی شی –مگه من مثلا کار ِ روی خط نکنم خطّاط بشم –موسیقی کار نکنم موسیقی دان بشم روی نقّاشی کار نکنم نقاش بشم تایپ کامپوتر کار نکنم زحمت نکشم تایپیست خوبی بشم , بلاخره کار نکو کردن از پر کردن است تو غذای مخصوص رو باید بخوری غذای مخصوص رو باید بخوری می بینی که مثل بقیه قوی می شی مثل بقیّه قشنگ می شی مثل بقیه شیرین می شی , مثله بقیه اون چیزایی را دوست داریم که بقیه دوست دارن هم تو دوست داری بشی , پس اینو دقت کنید ما باید دست ببریم روی باطن , تو داستانی که براتون تعریف کردم در رابطه با افزایش علاقه ومحبت یه خانمی می باد پیش پیغمبر (ص) می گه من دوست دارم شوهرم بیشتر بهم علاقه مند بشه – توجه فرمودید – اشتباهی که غالب زنا می کنن یعنی مثلا فرض بفرمایید می رن دست می زارن رو یه چیزایی که اونا نمی تونه علاقه رو زیاد کنه ممکنه تنفر رو زیاد کنه اتفاقا ولی می رن دست می زارن روی یه چیزایی که – زنِ زیرک اینجوری نیست زنی زیرک وقتی می خواد خود شو محبوبتر بکنه به پیغمبر (ص) میگه من دوست دارم شوهرم بیشتر دوستم داشته باشه , پیغمبر (ص) می فرماید برو چیکار بکن ؟ برو نماز شب بخون , خب چه طوری می شه چه میکانیزی داره این؟ چون نماز شب یعنی همون مسیری که الان باهم کار کردیم – نماز شب یعنی ارتباط با کانون عشق و عاطفه , پیوند با خدا وند وقتی با خدا وند پیوند خوردی چی قوی می شه ؟ فطرت , وقتی فطرت قوی شد چی ضعیف می شه ؟ طبیعت وخود خواهی ها رفتار ها درست می شه با همدیگه , توجه فرمودید ؟ یه خانمی هفت قلم آ رایش می کنه زبونش مثل آتیش می مونه خی – اینجوری نیست خیلی ازآقایون می رن زنشون رو طلاق می دن زنشون بهترین زن هست زن خوب –زیبا- توجه کردید ؟ پنج تا بچه – چهار تا بچه – سه تا بچه مهریه کلون ب هزار تا سکه داره طلاق می ده اینلا فکری میکنن اینا ضمانت نیست میاد طلاق می ده , خوشش نیاد میاد طلاق می ده , زن زیرک چیکار می کنه؟ زن زیرک قلب مرد ش رو تصرف می کنه یعنی یه جوری تصرف می کنه که اصلا مرد نتونه بدونه اون زندگی کن – درست شد؟ مرد زیرک هم همینمطور هستش , اینجوریست , حالا این رو باید خیلی دقّت بکنیم که ما دست رو کجاها باید بذاریم , چی رو باید ببریم بالا؟ چی رو ببریم بالا , مثلا فرض بفرمایید زن هست مهریه ش پانصد تا سکه است وقتی متنفر می شه از مردی که آقا نمی خوام مهرم حلال جونم آزادمتنفرم نمی خوام اصلا یه چیزی ام می ده بره فقط نبینمش – درست شد؟ تموم شد؟ پس دقت بکنید اگه ما علت , وابستگی , پیوستگی رو می خوانیم باید دست رو کجا ها ببریم , چه چیزی باید بالا پایین بشه , چه چیزی باید ایجاد بشه , شما بینی یه خانم وقتی آ رایش می کنه برای همسرش این آرایش تاثیر توکجا می زاره بازِم ؟ توی درون می زاره که بعد این جذابیت ایجاد می شه در مرد هم همینطور , پس لینو خوب توجّه بکنید این فرمول رو دیگه حالا من زیاد نمی خوام رو این فرمول کار بکنم , این فرمول اگه ما پنج سال دیگه بحث کنیم روش باز جا داره , پنج سال دیگه بعد , من ده پانزده جلسه هی تمرین دادم بهتون تا خودتون یواش یواش بتونید این فرمول رو هم در مورد خودتون هم در مورد دیگران ایجاد بکنید که اوّل اصلمون چی بود الظاهرِر الباطل , پس هرجا می خوای ظهور ایجاد کنی , درسته – باید پی رو اضافه کنی؟ باطن رو, الان نگاه کنید این حسینیه ساخته شده؟ - درستخه؟- چند نفر برای نگه داشتن اینجا دارن زحمت می کشن خب زحمت می کشن , اگه ما بخوانیم یه نفر همچنین کاری بکنه کی میاد – خونشو می کنه عبادتگاه , کی میاد زحمت بکشه , کی میاد شب وروز بدواِه, کی میاد جلسه بزاره کی میاد هزینه بکنه پول آب وبرق گاز عرض کنم خدمتتون پذیرایی, کی میاد اینکار رو بکنه ؟ شما برید خارج از کشور اگه یکی حاضر شد یه قِرون بکنه برای این کارانمی کنه اصلا نمی برن به این سمت –کی میاد سرما یه گذاری بکنه؟ میگه انما یامر مساجِدَ ا... ومن آ من بِا... والیُومِ الآخِره- درست شد ؟ -کی تعمیر می کنه آبادانی مسجد –حسینه- تکیه –جلسات علمی کارکیه؟ می گه کسی که دوتا صفت داشته باشه یکی ایمان بیاره به خدا و اِءمه با... , یکی هم به کی ایمان بیاره ؟ آخرت رو باور کرده باشه اون درون ِ هست که اینجوری تجلّی می کنه یه آقایی اومد گفت من صدو پنجاه میلیون دلار دادم- ما فعالیتهای خارج از کشور داشتیم – خیلی جاها ما کار می کردیم , من بهش گفتمکه یه جایی هست من به شما می گم با سرمایه گذاری کن به اسم خودت بعد ارزشش بی نهایت یه آقای عربی بود از کشور عربی امده بود می گفت من اینقدر پول دارم می خوام کار کنم تواروپا – گفت چی کار کنم ؟ گفتم اینو صرف آموزش دین تو اروپا کن, آموزش دین در اروپا گفت نَه بابا – ببینید آدم نفهم اینجوریه دیگه- من می خوام مسجد بسازم – گفتم بابا کشور کمونیستی هست مسجد نمی خوان اونا الان که اونا-کی می ره مسجد –شما باز مسجد – کی می ره- نماز بخونه اونجا – تو بیا مسلمون درست کن مسلمونا خودشون می تونن چی نسازَن ؟ مسجد , اکثر مساجد دنیا رو شما نگاه بکنید هیچوقت دولتی ساخته نشده چه جوری ساخته شده؟ مردمیه, مردم عشق دارَن اینکار رو می کنن , الان علاقه دارن این کار را می کنن – تو دنیا بیا نماز خون درست کن , معامله مون هم نشده آخر سر گفتم بابا انقدر کشورا هستن , برای خودم که الان هستم آنقدر نامه می نویسن کتاب می خوان , امروز یه آقایی از یه کشور آفریقایی اومده بود صبح می گفت به خدا قسم اونجا ما حتّی قرآن نداریم دست مردم بدیم رقابت بین ما ومسیحی ها واینا ما حتی پولِشم نداریم قرآن بدیم بهشون اومده بود به من می گفت قرآن به من بدید که اونجا اینا برن یاد بگیرن , رییس مسلمون های قرقیزستان اومده بود پیش من ورییس مسلمون های اوکراین , که اینا دوتا زبونشِم کیلیلم هست روی بودن اینا قبلا دیگه , من بهشون آ موزش عقاید شیمی دادم , دوتا یشون هم سنی بودن این کتا با رو که دیده بودن اشک شوق تو چشم هاشون اومده می گفتن ما اصلا نداریم آ مووزش دین اونجا به زبان هیچی نداریم رییس مسلمونای اونجا اومد به من گفتش که میشه خواهش کنم شما یه دوره دیگه از این کتابا حداقل به من هدیه بدید یه دونه بهش هدیه دادم به زبان روسی بود , گفتم اینآموزش عقاید هست امّا عقاید چی؟ عقاید شیمی است به زبان روسی , رییس مسلمونای قرقیزستان خودش یه روحانی بود اومد گفت ما حاضریم (سنی بود) – گفت ما حاضریم همین دین تشیع رو تبلیغ کنیم به شرط اینکه شما به ما کتاب بدید , من آموزش نماز داده بودم بهشون با عکس که اونجا نماز یاد بدن – ولی نماز چی بود بازم ؟ نماز شیعی بود با خطّ اونا – باادبیات اونا گفت تو رو خدا از اینا به ما بده ما بریم بچّه هامون رو با همین فقه شیعه تربیت کنیم لا اقل بی دین نباشن اینا کمونیست هستن , اسمشون مسلمونه علاقه اَم دارَن یاد بگیرن اگه من اینا رو ببرم اونجا غوغا می شه ,- خب من می گفتم ما محدودیت مالی داریم یه مقدار که می تونیم بیا ببر ولی نمی تونیم بیشتر از این بدم , خب شما وقتیکه باطن رو دوست درست کردی ساختن مسجد – حسینیه – همه چی درست می شه, شما تو حرَم ها کی پول می اندازه؟ مردم حرَم ها رو دارن می گردونن دیگه درسته؟ اعتقاد داره که این یه تونم رو انداختم توحرم این یه تومن این ده تومن این صد تومن ت قیامت تا زمنیکه این حرم برپاست داره عبادت می شه و بعد هم اونَم هر چی آ ثار مادّی ومعنوی داره من بهاش رو دادم شما یه شرکتی که سهام می خرید چه جوری سهام می خرید ؟ همه کار خونه رو که نمی خرید یه مقدار سهام می خرید می گید هر چقدر سود کنه برای من چیه؟ به سهام خودَم داره , شما هزار تومن می اندازی توی حرم می ری ولی این شرکت سهامی برای تو باز شده هرچقدر آدم میاد تو ی حرم عبادت می کنه , ساخته می شه ذکر می گه دعا می گه – سهم تو میاد تو قبر برات – کمه این؟ هان؟ - تومسجد کمه؟ مثلا الان آ قای دهقان اینجا صندوق نمی ذاشت چند سال بود صندوق نمی ذاشت هر چقدر هم دوستان بهش گفتن نذاشت – گفتم آقای دهقان شما اشتباه می کنید این کار رو می کنید – درسته شماخودت داری اینجا رو می گردونی نمی خوای از کسی هم کمک بگیری , نمی خوای , می گه آخه به مردم فشار می یاد اذیت می شن گفتم نَه این بخل می کنی جلوی مردم رو می گیری شما یه صندوق بزار گفتم درسته شما احتیاج ندارید ولی مردم به سرمایه گذاری احتیاج دارَن , ما اگه این راه رو ببندیم که نمی شه که, یه روحانی ما داشتیم خیلی روحانی پولداری بود ثروتمند بود , مسجدش هم خیلی ثروتمند بود ولی فکرش خیلی خوب بوده م گفت یه نفر پاشه بین نماز بگرده مثلا مسجدش ماهی پنج میلیون تومان هزینه داشت حالا مگه مردم پنج تومان – ده تومان – صد تومان بریزن چی می شه؟ ولی می گفت من راه مردم رو حقّ ندارم ببندم بزار این پنج تا یه تومنی بده وچی بشهبرای آخرتش؟ حساب بشه –حساب بشه- پس باطن رو اگه شما درست کار کردید ظاهر درست می شه, ما می آ ییم مثلا فرض بفرمایید به جای اینکه سرمایه گذاری منیم رو فکر وفرهنگ مردم رو کتاب رو چی رو چی می گیم نه من می خوام پولَم حتما مسجد بشه حتما ساختمون بشه معلوم بشه , نوع سرمایه گذاری رو نگاه کنید یه کسیکه می خواد برای امواتش خیرات کنه برای امواتش می ره چی کار می کنه ؟ خرما می خره سیب می خره نمی دونم کباب می ده میوه می ده که خوردنی باشه محسوسه – آقا این هزار تومن رو که می خوای بدی خرما خب که خیلی گرونه که خیلی هاشم تلف می شه مردم از پر خوری می میرَن , همه دارَن چربی وقند واز بس دارنکی سر گرسنه می زاره زمین تو این مملکت به جای این شما – انقدرموادخوراکی ضایع می شه تو این مملکت – مابه اندازه چین وهندوستان مواد خوراکی مصرف می کنیم –چین میلیاردی ما توایران اینجوریه انقدر مصرف زیاده –گفتم به جای این برو یه کتاب بخرهدیه کن به یه نفری –یه نواری بگیره هدیه کن به یه نفری هدایتش کن این همه – یا به کار فرهنگی کمک بکن برای دین بچّه – می دونی اگه بچّت این صوابش بره توقبر چی می شه تا اینکه دوکیلو خرما بخری بخورن –یعنی چی ؟ تازه اون خرماتم بدی کنیم ما –ما خرما مثلا می دیم مثلا می گیم تا بچه شم بخون فاتحه نمی خواد بکن این کامش شادِ بشه به اونم یه چیزی می رسه , به بچّه ها نمی دیم مثلا بچه تو دست نزن بزرگتر ها بخورن که فاتحه بلد هستن – هان؟ این بده بچّه باید بخوره اتفاقا اون خرمایی که ما می دیم کی باید بخوره ؟ بچّه ها باید بخورن که فاتحه هم نمی دَن وقتی ضمیر یه بچّه از خوردن یه خرما شیرین میشه خیلی شادی می ره توقبربرای طرف ما هم متوجّه نمی شیم , مثلا این فاتحه مثلا این آدمی که داره می خونه تودهنم پرکرده خرما همینجوری داره دهنش رو تکون می ده و خرما می خوره بدون حضوذ قلب چی چی میشه برای اون بنده خدا ؟ خان؟ یه بچّه باید بخوره , این خیلی مهمه که ما چه جوری صرف بکنیم , روی باطن باید کار کنیم , این فرهنگ یادتون نداره من هی دارم مثال های متنوع می زنم از مثال های خیلی ساده تا پیچیده تا بدونیم که ما هر وقت بخواهیم ظهورات قشنگ ببینیم باید چی کار کنیم ؟ رو باطن کار کنیم , نگیم چرا مثلا فرض بفرمایید این شهرمذهبی هستن رفتاراشون بدِه , چرا این خانواده مذهبی هستن رفتار هاشون بده , برای اینکه اینا ایمان رو جدّی نخوردن اگه ایمان حقیقی بخورن ایمان حقیقی ظهور داره , قرآن فرمود ایمان حقیقی ظهورش چیه؟ آرامش , شادی , امام صادق ( ع) فرمود قرآن شراب مومنه –یعنی اگه بخوری هست میکنی شاد می شی اگه قرآن می خونی هیچ حسی بهت دست نمی ده به رقص نمی آیی خب مشکل داری , برای اینکه تو قرآن نمی خونی قرآن نمی خونی , نمازم همینطورِه اینکه میگه شصست سال شخص نمازیمی خونه یه رکعتش هم قبول نمی شه , قرآن می گه اگه اقامه نماز بکنه , اقامه نمازهم از فحشا ومنکرات باز می داره هم شاد وآروم می کنه آدم رو به رقص می یاره , ما نماز اقامه نمی کنیم , نماز می خونیم – قرآن هیچوقت نگفته نماز بخونید فرمود نماز رو چیکار کنید ؟ اقامه نماز کنید اقامه نماز یعنی یه جشن بر پا کنید , مثل اینکه من الان می خوام اینو بخورم یه موقعه هست اَدا در می یارم می خورم یه موقعه واقعا می خوام بخورم اینو اگه بخورم جذب بشه عطش من چیه؟ بله؟ - برطرف میشه- عطش برطرف می شه خب من می نمی خورم من نَه قرآن می خورم نَه یه کیفی می کنن خیلیا , درست شد؟ بهانه ست دیگه , تا شب عروسی یه عشق وحالی بکنیم تازه بعدشم پاتق می گیرن – خب بعضیا قبل از ماه مبارک چون ضیافت یعنی ازدواج با خداست – در واقع این بحث گفتیم تنها زوج انسان کیه؟ که انسان می تونه با هاش ازدواج بکنه ؟ خود خداست که زوج انسان هستش وقتی قراره این ازدواج صورت بگیره ببینید قبلش آرام چند وقت جلو تر می ره مهمونی اگر عذری نداشته باشه اگه عذر داشته باشه این یه بحث دیگه ست , اگه عذر نداشته باشه8 می ره جلوتر روزه می گیره آماده می کنه کیفم می کنه از این کار مثل ماه رجب که این همه می رَن اعتکاف , بعد ماه رمضان که می یاد جشن می گیرن , خود ماه رمضان جشنی داره بعد از اون جشن هم می بینیم که سه روز بعد از عید فطرهم ما سه روز ه می گیریم یعنی بدرقه کردن او شما مناجاتمان امام سجّاد رو نگاه کنید در رابطه با ماه مبارک خیلی مناجاتهای زیباییه – من حالا چون نمی گم براتون چون تو سی دی ها ونوار های ماه مبارک براتون گفتم , سی دی ها رو حتما –سعی می کنید قبل از اینکه دیر بشه گوش کنید لا اقل قبل از شب های قدر این دوتا سی دی رو تموم کرده باشید یکی مباحث معنوی , یکی هم مراقباتن ماه مبارک رو دیگه الان نمی گم برای اینکه هم وقت گذشته هم اینکه ببینم , می گه سلام بر تو ای عید دوستان خدا چقدر من منتظر تو بودم تا تو بیاییبعد وقتی هم می خواد ارش خداحافظی کنه در وداع می گه که چقدر اشتیاق به تو داشتم الان چقدر ناراحتَم که داری از پیشم می ری , این علامت یه آدمه , چقدر آدمیم ؟ ببینم که چقدر ظهور شبیه امام سجاد (ع) داریم نسبت به خدا و دعا ومنا جات ونماز وذکر واینها اگه این ظهورات انسانیه هست پس باطن رو نشون می ده که این باطن باطن چیه؟ باطن انسانمیه اما اگه حوصله عبارت رو نداری خوشِت نمی یاد ظهور چیه؟ تنفر از عبادت , پس باطنِتَم چیه؟ باطنت اصلا تغذیه انسانی نشده , چون تغذیه انسانی نشده نَه از نماز خوندن خوشت میاد نه ز دستورات شرع خوشت میاد نه از مناجات خوشت میاد نه هیچی نَه خلوت با خدا بین انسان وقتی یه نفر رو دوست داره حتما خلوت با او رو هم چیه ؟ دوست داره خب ان شاا... مبارک سعی کنید که حالا با همون فرمولهایی که دارم ان شا ا... عمل بکنید مراقبت داشته باشید وهمدیگر رو فراموش نکنیم که ان شاالله حتما دعا کنید که فراموش نکنیم همدیگر رو دعا بکنیم برای همه , یه نکته ای عرض کنم به عنوان نکته پایانی ماه مبارک رمضان ماه خدا ست شما اگه بخوای به صاحب خونه نزدیک بشی باید با مهمان ویژه نزدیک بشی , این مهمان ویژه داره ماه مبارک اگه با مهمان ویژه بری خوب رات می دَن اون بالا تا پیش خود خدا هم می تونی چیه؟ بری , مهمان ویژه کیه در ماه مبارک امام زمان (ع) یعنی شما در هیچ ماهی به اندازه ماه مبارک رمضان در مورد امام زمان(ع) دعا ندارید , افتتاح افتتاح الهُّم انی افتَتِح ثَناهَ بحمدک وَانتَ مسَدِدِّوَ اَنتَ مُسَدِدُ لِصَوابِ بمنِّک تا آخرش می ری می بینی اون جشن برای امام زمانه حتما شبا افتتاح رو بخونید , کوتاه ولی چی؟ ولی چی؟ فارسی بخونید اونایی که عربی بلد نیستن الکی غذاشو رو حروم نکنن همش فارسی اگه عربی بلدید عربی لذّت ببرید اگر نه می خواهید عربی هم بخونید بخونید ولی باید به تر جمه َش حتما چیه؟ توجه کنید , توصیه من این هستش که حتما اگه بخوای عربی می خونید فارسی هم بخونید اگه حوصله ندارید دوتا شو رو چی سرمایه گذاری کنید ؟ رو فارسی سرمایه گذاری کنید , او حمزه همینطور سحر همین طور که بفهمی , غذا باید بخوری خورد غذا بشه غذا رو بخورید خوب تا ببینید بعد چقدر رقص داره چقدر لذّت داره چقدر شادی داره این ماه – چقدر قدرت می ده به آدم حتما همین کار رو بکنی , به خصوص دعایی که در مورد وجود مقدس امام زمان (ع) هست بخونید وسعی کنید تقرب پیدا کنید در این ماه به مهمان ویژه , تقّرب هم به این صورت هستش حالا من هم دری دی ما وامام زمان توضیح بدم , هم درآشتی با امام زمان (ع) ولی یه چیزی یادتون نره , تقرب یعنی ببینید شما وقتیکه بچّه شون وِلِتون میکنه می ره کاری با مشکلات شما نداره و اینکه شما ولتون تنگه می گید این بچّه این بچّه به من نزدیک نیست , کی نسبت به همسرت , فرزندت , دوستانت, خواهر , برادرت احساس نزدیکی می کنی؟ یعنی می فهمی دوسِت دارَن ؟ دتوجّه بهت داشته باشن , سر بزنن تلفن بزنن –بری- بیایی –اینه دیگه- این توجه نشون می ده که دوسِت داره ببینید مهّم تر ین چیز یکه یک من توضیه می کنم حتما شما رعایت بکنید ان شاا... این هستش که حداقل یه بار یه بار یه بار دلتون برای تنهایی وغصه ها وآوارگی ها وپرت شدگی امام زمان (ع) بسوزه یه بار ببینید تو ماه رمضان می تونید پنج دقیقه برای غربت امام زمان (ع) گریه بکنید یا نه؟ هزارو صد وهفتاد ویک سال تنهایی , فرار , خون دل خوردن , دلتون می سوزه براش یا نه؟ انگلی رفتار نکنید بخوانید او هی حاجت های شما را بده ] یه بار ببینید شما برای امام زمان(ع) چیکار می کنید , هان؟ مگه نگفت تنها تر از من نیست مگه نگفت مظلوم تر ر من غیبت , مگه نگفت فریب تر از من نیست , مگه نگغت من آواره ام در بین شیعه- شما می تونید اینجوری باشید یا نه؟ یه بار تو ماه مبارک رمضان با این مهمان ویژه پیوند بخورید دلتون بذر ه براش وهم بشینید فکر بکنید فکر بکنید که شما ها چیکار می تونید براش بکنید , واقعا اگه ما بی مصرف باشیم برای امام زمان (ع) چه جوری می تونیم تو ضیافت شرکت کنیم؟
مهمان ویژه ماه مبارک , اصلا قدر فرشته ها و روح به اونا زل می شن , مقّدرات رو او امضا می کنه – وقتی من باهاش هیچ پیوندی ندارم هیچ رفت وآمدی ندارم وهیچ کمکی بهش نمی کنم – عزیزان من من خواهشم این است که در ماه مبارک یه عضو به خانوادتون اضافه کنید – اون امام زمان (ع) است یعنی بیاریدش تو به اندازه شوهراتون آقایون به انداره زنشون – به اندازه بچه اهاشون امام زمان علیه السلام رو وارد کنن اگه سرما یه گذاری می کنید بگید آقا ما هر چی خرج می کنیم برای زن و بچه مون اینا پنج نفر ید دو نفرید اگه وقت می ذارید اگه احساسات می ذارید اگه عاطفه می ذارید یه سهم هم برای امام زمان (ع) کنار بذلرید از علاقه از گریه از دلتنگی از مهر ورزی از خرج کردن از نوشتن از هنر به کار بردن – از دویدن – از غصه خوردن – بالاخره ما بیا راهش بدیم خونه ما نمی گیم ما عرضه نداریم که اشرف می تونن خودشون رو وقف امام زمان (ع) کنن آدم های خیلی بزرگ , خیلی ویژه می تونن وقت وقف امام زمان (ع) باشن هر کس اینجوری نیست که تو خونه امام زمان (ع) تو چادر امام زمان (ع) باشه ولی ماها شروع بکنیم دیگه یعنی چی؟ یعنی که بیایم از این به بعد من وشوهرم وبچّه هام – نیستیم من وزنم و بچّه هام نیستیم یه نفر تو خونه ما هست با ما هست هم خرج ماست سهیم تو همه چیز هست , خانمها – آقایون عزیزان –فرزندان- دقت کنید ما یه عضو داریم تو خونه که از همه هم چیه ؟ عزیز تره یه بابا ی تنها و مظلوم غریب و آواره می خوانیم راهش بدیم خونه خودمون لا اقل بگیم آقا روی کره زمین تو خونه ما غریب نیستی دوست داریم قبولِت داریم , تو خونه ما جا داری تو می تونی بیایی می تونی ب ری ما همه بهت ادادت داریم توهمه چیز ما سهیم هستی تو پول ما تو هزینه ما تو وقت ما تو دلداگی ما تو شعر گفتن ما توترانه خوندنای ما , تو موسیقی گوش کردنهای ما توی همه چیزمون تو هستی تو حضور داری به میزانی که این مهمان ویزه میاد تو خونه های شما شما تو ضیافت شرکت می کنید – یادتون باشهها می دونید که رمز درک شب قدر چیه که؟ شب قدر یعنی اینکه تودرک بکنی شب قدر فرشته ها وملا ک کجا می ین , اگه امام زمان(ع) تو خونه یتو وتو دل تو به خصوص نباشهیعنی تو حرم دِلِت نباشه باهاش هم آ غوش و پیوند نداشته باشی کجا فرشته ها می خوان نازل بشن ؟ چون شما هر کدومتون یه شب قدر دارید باید بیان فرشته و روح تو قلب شما ها , هان اینکه می گن درک شب قدر یعنی اینکهه من بفهمم فرشته ها و روح به من توجّه کردن , من امشب به یه چیز ی رسیدم , اینجوری هستکه بالا تر از هزار ماهه؟ اگر نباشه نَه , بنابر این این رو توجه بکنید کهمراقبت اصلیماه مبارک رکضان شما این نیست کنتراتی نماز بخونید , روزه بگیرید هی بعد قرآن بخونید دع بخونید اینا هم باشه سر جای خودش ولی واقعا شرافت شما به میزان تقرّبی است که به حضرت پیدا می کنید و تو خونتون راهش می دید وبه عنوان یه عضومی پذیریدش وسهم داره در زندگی شما , اگه اینجوری می شد که اینَم لیاقتی می خوادااول همّت از ما ست ها شما دعوت کنید اون می یاد خونه شما نَه نمی گه وشما دعوت باید بکنید یعنی باید بپذیرید منتّش هم بکشید بیارید تو خونه خودتون ان شا الله .
َالحَمدَللهِ رَبِّ العَالِین وَ صَلِّی اللُّه عَلی مُحمَد وَ آلِهِ الطّاهِریِن