اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. بحثمان درباره تقدیرات بود گفتیم انسان به هر میزانی که قیمت از خودش سراغ داشته باشد به همان میزان به بالاترین تقدیرات دست پیدا میکند هر چقدر قیمتی که شخص از خودش سراغ دارد بالاتر هست طمعی که دارد انتخابی که میکند بالاتر هست. بعضیها قیمتی که از خودشان دارند یک سنگ است یا کمتر از سنگ بعضیها یک حیوان هست یا کمتر از حیوان بعضیها تقدیرات شیطانی دارند بعضیها یک انسان هستند و بعضیها بعد از اینکه به تقدیرات یک انسان دست پیدا میکنند به اندازههایی که یک انسان دارد تقدیرات دهها صدها هزاران و میلیونها انسان را از خداوند تبارک و تعالی دریافت میکنند و اساساً در زمان حیاتشان به جای میلیونها انسان زندگی میکنند و بهره بینهایتی از تقدیرات دارند. امشب چون شب بیست و سوم هست فوقالعاده مهم هست راجع بالاترین تقدیرات میخواهیم صحبت بکنیم چه کسی میتواند بالاترین تقدیرات را دریافت بکند. امشب بیشتر میخواهیم بجای بحثهای نظری بحثهای کاربردی و عملی بگوییم چند شب بحث نظری گفتیم حالا امشب باید میوهاش را دریافت بکنیم ببینیم چه کسی به بالاترین لیاقت میتواند امشب نامه اعمالش را تنظیم بکند و به وجود مقدس آقا امام زمان تقدیم بکند تا حضرت امضا بکند. امشب شب تصمیم است (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) تمام امر همه کارها تمام دستورات امر یک موقع هست شما به یک کسی میگویید امری دارید یعنی دستوری دارید یک موقع میگویید امری دارید یعنی کاری دارید انجام بدهم. پس تمام کارها امور و دستورات امشب برای کل نظام خلقت ماسوی الله بر یک نفر نازل میشود و یک نفر باید محاسبه این کل امر را برای تمام ماسوی الله انجام بدهد و امضا بکند. او کیست؟ او کسی است که قرآن از او به اولی الامر یعنی صاحب کل امر الامر یعنی همه امر بر او نازل میشود. آن شخص اولی الامر است. ولی امر، صاحب امر، صاحب عصر و صاحب زمان هست همه چیز در دست اوست عصر و زمان و امر همه چیز در اختیار اوست. همه چیز در دست اوست. او قطب عالم امکان خزانهدار خدا توزیع کننده خیرات و برکات و نعمتها از ناحیه خدا، حسابدار خدا وجود مقدس حضرت بقیۀ الله الاعظم ارواحنا فداه هست. وقتی همه امر به دست ایشان هست در تقدیرات کسی بالاترین تقدیرات را دارد که وقتی دارد برای خودش نقشه میریزد امشب برای این هشتاد و سه سال و چهارماه یا برای کل عمرش یا برای یک سال آینده تقدیرات و نقشههایی که میریزد با نقشههای امام زمان هماهنگی داشته باشد. اگر کسی آن تقدیراتی که میریزد نقشههایی که برای خودش سراغ دارد در چادر حضرت باشد در پازل حضرت بازی بکند و با نقشهها و آرمانهای حضرت آرزوهای حضرت و دغدغههای حضرت هماهنگ باشد. این شخص از بالاترین تقدیر برخوردار هست. اما اگر یک کسی هر تقدیری را برای خودش غیر از هماهنگی با نقشه امام زمان طراحی بکند هر چقدر موفقیت به دست بیاورد شکست است میخواهد طلبه بشود آخوند بشود مجتهد بشود تدریس بکند تحقیق بکند نویسنده بشود شاعر بشود مداح باشد سخنران باشد تاجر باشد رئیس جمهور باشد نماینده مجلس باشد. هر چی شما از حرکت پشت سر امام زمان فاصله بگیرید چون حضرت صراط مستقیم است و هر کس کارهایش را با کار حضرت هماهنگ میکند و با نقشههای حضرت هماهنگ میکند با حضرت همراه است. شما وقتی که حضرت دارد مسیری را میرود وقتی که از حضرت فاصله بگیری هر چقدر که موفقتر هستی سرعتت بیشتر است و دورتر میشوی از حضرت، تمام موفقیتها خارج از چادر حضرت گمراهیست ولو مقدسترین موفقیتها باشد. ولو بالاترین ارزشها باشد و گمراهی است چون با حضرت تو داری فاصله میگیری. درس خواندن دارد تو را با حضرت فاصله میاندازد. تدریست تحقیقت مطالعهات مداحیت سخنرانی ات کار فرهنگیت کار اجتماعیت کار سیاسیت کار هنریت ورزشت کارهای خیریه که انجام میدهی وقتی تو غافل از حضرت هستی و اساساً در چادر حضرت نیستی تمام شکست است. ولو خدمت به مردم باشد. وقتی تو در چادر حضرت نیستی بیرون هم که بروی خدمت بکنی دیگر فایده ندارد. چون هماهنگ با نقشه حضرت نیستی باید اول خودت را با نقشه حضرت هماهنگ بکنی حضرت هم تقدیرات دارد تقدیراتت را با تقدیرات حضرت هماهنگ بکن. بگو آقا ما هر کاری میخواهیم بکنیم در چادر شما باشد بهتر است شما پدر من هستی بابای من هستی غیر از اینکه امام من هستی پدر من هستی من تقدیرات را باید بر اساس خانوادهام تنظیم بکنم. الان شما مگر میخواهید تقدیر بگیرید براساس زن و بچهها و خواهر و برادر و پدر و مادرتان تقدیر نمیگیرید هر کاری که امشب تصمیم بگیرید زنتان هم هست پدرتان هست مادرتان هست شوهرتان هست برادرتان خواهرتان رفیقتان دوستانتان هستند میگویی من با ارتباط با این خانواده باید تصمیم بگیرم هر کاری میکنم. و وای به حال کسی که با خانواده زمینیش هماهنگ باشد و با خانواده آسمانیش هماهنگ نشده باشد با مادرش فاطمه زهرا هماهنگ نباشد با پدرش امیرالمؤمنین هماهنگ نیست با پدرش آقا امام زمان هماهنگ نیست نقشههایش، طراحیها و تدبیرهایی که برای خودش کرده ربطی به حضرت ندارد این رمز را سلام الله علیه سلام خدا بر او باد که همه ما مدیون این مرد هستیم. همه دنیا مدیون این مرد هستند حضرت امام(س) چقدر زیبا میفرماید، میفرماید سیاستمدارها و مسؤولانی که در نظام جمهوری اسلامی دارند کار میکنند و خدمت میکنند اگر به فکر تشکیل حکومت امام زمان ایجاد حکومت جهانی حضرت نباشند هر چند خدمت بکنند خائن و خطرسازند. یعنی صرف خدمت به درد نمیخوری وقتی تو در چادر حضرت نیستی وقتی تو هماهنگ نیستی رئیس جمهوریت نکبت است نمایندگی مجلست نکبت است شورای شهرت نکبت است مؤسسه خیریه فرهنگی زدنت نکبت است مداحی و شاعر و سخنرانی و کتاب نوشتنت نکبت است تبلیغت نکبت است همه خودخواهی و شهوترانی است همه برای ارضاء خودت هست هیچ ربطی به آقا ندارد جنگت نکبت است هیچ فایدهای ندارد. تو باید اول باید هماهنگ بکنی خودت را با امام زمان شوهرداریت زنداریت تربیت بچهات ازدواجت اهدافی که انتخاب میکنی آرمانهایت ورزشت هنرت، بعضیها هنرمندند از هنرشان واقعاً موانعی برای ظهور حضرت برداشته میشود و واقعاً افراد با استفاده از هنر اینها به الله نزدیک میشوند. من گاهی وقتها الان جایش نیست اینجا داریم در مؤسسه داریم خوانندههایی از آمریکا و اروپا میشناسم شما وقتی که این ترانهای که این خوانده شعری که این خوانده نگاه میکنید موسیقی که این میزند یک جوان آمریکایی یک جوان اروپایی بارها من دیدم تو دلت ضعف میرود برای امام زمان تو دلت ضعف میرود برای پیغمبر وقتی این دارد میخواند. آهنگش نوایش و اجرایش این موسیقی موسیقی متعالی هست تا یک موسیقی که انسان را ببرد در طبیعت بدبختی نکبتها روابط عشق زمینی و کثافتکاریهای عشق زمینیهای قال گذاشتنها و بیوفاییها گداییهای عاطفه از یک عشق زمینی کردن و تحقیر و کوچک شدن. یک موسیقی دارد ولی هم جهت با امام زمان است دارد میخواند این چون هماهنگ با امام زمان هست و وقتی یک کسی این را میشنود دلتنگ پیغمبر دلتنگ اسلام دلتنگ امام زمان میشود این از یک کسی که میاید مداحی میکند و برای خودش میخواند در چادر خودش دارد بازی میکند خیلی شرافتش بیشتر است. طلبگی، تدریس، تحقیق، سخنرانی، کار فرهنگی، کار خیریه وقتی در چادر حضرت نیست شهوت شخصی است یک خودارضائی است یک شهوتی است که رنگ مقدس دارد فقط برای گول زدن خودت و آرام کردن خودت است برای تخدیر خودت و گول زدن مردم هست این به درد نمیخورد. هیئت درست کردن و کار خیریه کردن و پول دادن و خرج کردن وقتی برای ارضای خودت هست در چادر حضرت نیست وقتی به اذن حضرت نیست وقتی ضرورتش را حضرت تائید نمیکند هی تو برو برای خودت ضرورت سازی بکن هی برو برای خودت بگو ما هم داریم میکنیم کار خیر است ما هم باید بکنیم هی بنشین برای خودت ضرورت بباف فایده ندارد. وقتی که تو نمیتوانی عُرضه نداری کمکی به امام زمان بکنی وقتی غمی از چهره حضرت نمیتوانی بگشایی وقتی خندهای به لب حضرت نمیتوانی بیاوری هر کاری داری میکنی یک شهوت شخصی است هر چه میخواهد مقدس هم باشد دیگر فایدهای ندارد. امشب شب تصمیم است دعا، باید دعا کنیم دعا خواندن نیست دعا خواستن است یعنی تو باید بخواهی و حضرت امضا میکند حضرت کاری ندارد امشب شما چه خواستید چه دعایی کردید چقدر دعا کردید حضرت فقط به این میرسد که به شما میگوید وقتی نامه را به او دادی میگوید میخواهی این را بروی یا نمیخواهی بروی. الان این را که برای من نوشتی میخواهی بروی این مسیر را تو باید بگویی من میخواهم بروم اگر نمیخواهی بروی نه خودت را مسخره کن نه حضرت را. بله من میخواهم بروم من میخواهم ورزشکار بشوم اگر میخواهی ورزشکار بشوی باید بیایی باشگاه روزی هشت نُه ساعت کار کنی باشد من میخواهم ورزشکار بشوم وقتی یک ورزشکار میگوید من ده ماه است زن و بچهام را ندیدم برای اینکه یک طلا بدست بیاورم. یعنی هماهنگ است با هدف ورزش برای آن طلا برای بارک الله مردم و کشورش افتخار کشورش همه کارهایش با این هماهنگ کرده یک پزشک همه کارهایش را با پزشکیش هماهنگ میکند یک مهندس یک مداح هر کس. آقا تو داری به امام زمان میگویی امشب یکی از مهمترین اعمال که خیلی هم مهم است زیارت سید الشهداء است که حالا عزیزان الحمدلله اینجا زمینه زیارت را برای همه ما فراهم کردند دلمان را بردند خدمت اهل بیت(ع). آقا وقتی میگویید (اَسأَلُ الله اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِک) خدا کاری ندارد که تو داری این را میگویی شما زمانی در چادر حضرتی که منتقم بشوی یعنی بگویی آقا من میخواهم انتقام بگیرم تا زمانی که یک عزادار یک مشکیپوش یک پرچمزن یک هیئتی به مقام انتقام نرسیده. و نمیتواند به امام حسین بگوید (اَسأَلُ الله اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِک) خیال انتقامگیری ندارم نمیخواهم (مَعَ اِمامٍ مَنصور مَعَ اِمامٍ هُدی) تا وقتی که یک نفر نرسیده به آنجا این هیئت و عزاداری و اینها یک کار شخصی است ثواب به او میدهند چون بالاخره یک انتسابی به حضرت دارد یک کافر هم اگر این کار را بکند ثواب به او میدهند. اما این به جا آوردن حق فرزندی امام حسین نیست در زیارت عاشورا قیمت دارد به تو میدهد تقدیر دارد به تو میدهد میگوید تو بچه امام حسینی امام حسین حذف شده انتقامش به برگشتن امام حسین باید امام حسین برگردد امام حسین زمان تو کیست؟ امام زمان است. پس تو تا وقتی منتقم نیستی دنبال کار امام زمان نیستی عزادار حقیقی نیستی امشب زیارت را میخواهیم بخوانیم (اَسأَلُ الله اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِک) خدایا من میخواهم روزیم بشود که بتوانم انتقام بگیرم خدایا من میخواهم روزیم بشود انتقام خودم را هم بگیرم (اَسأَلُ الله اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِی) انتقام خودم. انتقام خودم چیست؟ اینکه من بیپدر هستم من یتیم شدم با نبودن امام زمان من آقا بالای سرم نیست من امام بالای سرم نیست من استعدادهای بینهایت خدادادیم دارد هدر میرود بدون پدر و بدون مربی، من دارم بدبخت میشوم عمرم دارد تمام میشود دارم میرسم به برزخ و هنوز هیچ کدام از این هزار اسمی را که سالها خواندم یکیش در من فعال نشده. هنوز هیچ اسمی در من فعال نیست ما دارد استعدادهایمان هدر میرود استعدادهای جاودانهمان نه چشمی باز است نه گوشی باز است نه نمازی میتوانم درست بخوانم نه تمرکزی دارم نه پروازی دارم هیچی. پس من باید انتقام خودم را زودتر بگیریم تا این را میگوید امام حسین اولین سؤالی که از تو میکند این است پسرم دخترم راست میگویی میخواهی انتقام بگیری. آقا الان ناموس یک نفر را کشتند دزدیدند تعرض کردند بچه یک نفر را کشتند پدر یک نفر را کشتند میگوید من میخواهم انتقام بگیرم از صبح بلند میشوم میروم دادگاه، کارهایم را تعطیل میکنم میروم دادگاه تا ندهم او را به چوبه دار ولش نمیکنم این یعنی انتقام. تا شما میگویید (اَسأَلُ الله اَن یُبَلِغَنی المَقامَ المَحمُودِ لَکُم عِندَ الله) من میخواهم در مقام شما باشم پایینتر نمیخواهم باشم ما نه سگ اهل بیتیم که بگوییم آقا ما سگتان هستیم (اَنَا کَلبُ الرُقَیه) و سگ حسینم و سگ حسنم از این حرفها نیست ما اصلاً سگ نیستیم ما بچههای اهل بیتیم اهل بیت هم به کمتر از مقام خودشان برای ما راضی نیستند. میگویند فقط مقام ما را داشته باشید پایینتر نمیخواهیم باشید هیچ پدر مادری دوست ندارد بچهاش پایینتر از خودش قرار بگیرد میگوید مقام خودم را بخواه (اَسأَلُ الله اَن یُبَلِغَنی المَقامَ المَحمُودِ لَکُم عِندَ الله) ولی تا میگویی حضرت میگوید راست میگویی عزیزم دخترم من خوشحالم که تو این را میخواهی امام زمان میگوید من خوشحالم که تو این را بخواهی ولی میخواهی واقعاً میخواهی برسی؟ من چه بگویم امشب امشب باید تصمیمم را بگیریم وقت زیادی نداریم ما چون داریم به سحر میرسیم داریم به مطلح الفجر میرسیم از فردا باید کارها شروع بشود نقشهها شب کشیده میشود روز اجرا، من الان باید تصمیمم را بگیرم. در روز وقت تصمیمگیری نیست در روز تا بخواهی تصمیم بگیری بخواهی نقشه بریزی بخواهی اجرا بکنی شب میشود دوباره فایده ندارد استعدادها تلف میشود شب همین امشب تصمیم بگیر حالا میخواهی تصمیم بگیری حضرت دارد از تو سؤال میکند تو واقعاً میخواهی با من باشی در درجه من و مقام من یا نه؟ اگر میخواهی باشی سبک زندگیت را طراحی بکن و بیا پیش من، ولی نه آقا ما با شما کاری نداریم من خودم برای خودم هزارتا نقشه و برنامه دارم بله گهگاهی هم یک صدقهای هم به شما میدهیم اگر یک جایی کمک خواستند برای اهل بیت برای دین یک دستی در جیبمان میکنیم یک صدقهای به دین میپردازیم. اما نه من برای خودم میخواهم دکتر بشوم میخواهم مهندس بشوم میخواهم طلبه بشوم میخواهم مداح بشوم میخواهم شاعر بشوم من خودم مؤسسه خیریه دارم مؤسسه فرهنگی دارم من خودم ورزشکارم من خودم برای خودم میخواهم تاجر بشوم وقت ندارم به چادر شما سر بزنم اگر یک موقعی کاری داشتید بگویید من یک چک مینویسم برای شما. سید الشهدا میگوید من اینطوری دوست ندارم مگر جعفر نبود جعفی گفت بیا، گفت آقا من یک اسبی دارم که با آن تعقیب نکردم کسی را مگر به آن رسیدم فرار نکردم مگر کسی به من نرسید شمشیری دارم چنین و چنان، این را به شما میدهم، گفت من شمشیر نمیخواهم اسب را هم نمیخواهم خودت میایی یا نه. ما داریم به امام زمان صدقه میدهیم ما اصلاً کاری با حضرت اصلاً ارتباط ندارد برنامهریزیهای ما با حضرت هر کس شوهرداری یکند برای خودش ازدواج میکند برای خودش شغلش برای خودش درس برای خودشان میخوانند تحقیق برای خودشان میکنند خارج برای خودشان میروند. هر کس برای خودش دارد کار میکند کسی با حضرت کاری ندارد و اینجاست که تو از پازل حضرت و چادر حضرت و طرح و نقشه حضرت خارج میشوی حالا برو هر چقدر دلت میخواهد توفیق بدست بیاور دیگر بدرد نمیخورد. برو رئیس جمهور شو برو نماینده مجلس شو برو شورای شهر برو سردار شو سرباز شو هر کارهای میخواهی بشوی برو قهرمان جهان شو وقتی در چادر حضرت نیستی دیگر بدرد نمیخورد. باید شهوتها را بگذاریم کنار برو در چادر حضرت بگو آقا من الان باید چکار بکنم آقا من هیچ برنامه شخصی برای خودم ندارم من هیچ دکانی برای خودم باز نمیکنم من یک برنامه شخصی ندارم من اگر لازم باشد درسم را ول کنم درسم را ول میکنم قرار است درسم را بخوانم درس میخوانم قرار است کار تجاری بکنم قرار است زبان یاد بگیرم ولی شما به من اجازه میدهی یا نه اول تکلیف را مشخص بکن. حضرت میگوید من اول از تو یک چیز میخواهم اگر میخواهی در چادر من بیایی 1ـ خودسازی، درجه اول خودت را بساز بعد برو سراغ جامعه ببین غیر از خودت را هم میتوانی در چادر ما بیاوری یا نه وقتی تو خودت در چادر من نیستی اینقدر خودت را نساختی که بیایی در چادر من حالا برو کار فرهنگی هم بکن این مسخره کردن خودت است. اول خودت اول بجنب خودت را پیدا کن کاری بکن برای خودت بیا در چادر ما اول خودت آشتی بکن ما نه ما که خودمان نمیرسیم من خودم واقعاً کار دارم گرفتاری، دیدید ما خیلی وقتها یک موقعی میگوییم به بعضیها من خیلی واقعاً نمیرسم کار و گرفتاری داریم فکر میکند ما داریم تعارف میکنیم. آقا مثلاً مؤسسه ما الان کمک احتیاج دارد نیرو میخواهیم پول میخواهیم امکانات میخواهیم برای مؤسسهای که دارد الان میلیونها آدم را تغذیه میکند در سطح دنیا آقا واقعاً من نمیرسم کار دارم این فکر میکند که ما داریم تعارف میکنیم ما داریم دعوت میکنیم بیایی شمشیر بزنی اینجا، من وقت ندارم نمیرسم اصلاً گرفتارم نمیرسم. آقا (هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی) یعنی چی؟ امام زمان فرمود من هر بیست و چهار ساعت یک بار میگویم (هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی) امام حسین یک بار (هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی) گفت آنها چه جگرهایی داشتند دو تا برادر تا آخر با امام حسین جنگیدند وقتی امام حسین میگوید (هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی) آن دو تا دلشان واقعاً میسوزد برای حضرت. ما دلمان واقعاً نمیسوزد آنها برای آوارگی فلان کس اگر خودمان دو روز آواره بشویم یک جا گریهمان میگیرد اگر یک روز یک جا خانه نداشته باشیم مستأجر باشیم دلمان میگیرد اگر یک روز پول نداشته باشیم مجبوریم نان خالی بخوریم بغض میگیرد ما را. ما برای یک افسانهای که اصلاً معلوم نیست واقعیت داشته یا نه برای قهرمانهایش گریه میکنیم و اشک میریزیم ولی پنج دقیقه برای امام زمان تا به حار برای غربت و آوارهگی و طرد شدگی حضرت تا به حال گریه نکردیم واقعاً نشستیم یک چهارشنبهای یک پنجشنبهای یک جمعهای یک گوشهای بنشینیم یک ذره برای آوارهگی و تنهایی آقایی که هر روز دارد میگوید (هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی) گریه بکنیم. چقدر گریه کردیم تا به حال چقدر دلتگ شدیم این دو برادر عجب برادران مبارکی بودند دلشان سوخت برای امام حسین، یعنی پا گذاشتند روی گذشتهشان گفت آقا امام حسین است بچه فاطمه زهراست صدا کرد کمک میخواهد برویم آقا رفتند. شما فکر میکنید اگر امام حسین داشت میگفت میرفت در خانه آنها سراغشان به آنها احیتاج داشت در چادر این و آن میرفت میرفت سراغ زهیر و بریر و کی و کی سراغ جعفر رفت نه، امام حسین اصلاً احتیاج ندارد امام حسین نماینده خداست ولی الله به کسی نیاز ندارد. میگوید بگذار اگر کسی میتواند بهشت بیاید بیاید یک کسی میتواند در مقام من باشد بالاخره من پدر هستم دلم میسوزد دوست ندارم یک کسی پایینتر از من باشد یا برود در جهنم، بیاید اگر امام زمان هر روز دارد میگوید (هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی) خودش در نامه نوشته میگوید آقا من هیچ احتیاجی به شما ندارم. من الان نیامدم الان 1180 سال است که نیامدم نکبت ما را گرفته یا حضرت را گرفته؟ ما را گرفته، ببین چقدر با عزت حرف میزند (نَحنُ صنائِعُ رَبِّنا وَ الخَلقُ بَعدُ صَنائِعُنا) ما به شما هیچ احتیاجی نداریم ما همان نوری هستیم که خدا همه مخلوقات را از نور ما خلق کرده من چه احتیاجی به شما دارم. اگر میگویم کمکم بکنید مثل کمک کردن خداست خدا اگر میگوید (مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً) چه کسی به من قرض میدهد من خدا از شما قرض میخواهم در قرآن میگوید بیایید به من قرض بدهید نیاز دارد خدا که به ما میگوید قرض بدهید یا میخواهد من به مقام برسم. (اِن تَنصُرُ الله) من خدا را کمک بکنید آخ قربان خدا بروم چقدر مهربان است برای این که ما به اوج برسیم خدا چقدر راحت ادای گداها را در میآورد بدون هیچ تکبری (وَ لَهُ الکِبر) متکبّر اسمهای خداست اما وقتی حاضر میخواهد من را هدایت بکند دستش را دراز میکند خدا به من کمک کن قرض به من میدهی من را کمک میکنی سرباز من میشوی هم حزبی من میشوی. (اِن تَنصُرُ الله) اگر کمکم بکنی من هم کمک میکنم اگر به من قرض بدهی من چند برابر به تو برمیگردانم جوانی میگذاری وسط، عمر میگذاری استعداد میگذاری حاضری از شهوتهای عقلی و زندگی دنیایی و سیاسی و اجتماعیت بگذری بیایی در چادر امام زمان یا نه، حاضری، معامله میکنی، حاضری قمار بکنی؟ اگر گفتی خدایا من همه چیزم فدای تو من اصلاً دنبال هویت نمیگردم دنبال هیچ چیزی نمیگردم من اصلاً هیچ چیزی نمیخواهم یک بسیجی که یک شبه ره صد ساله را طی میکند که امام فرمود در شادی وصولشان و قهقهه مستانهاشان (عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) هستند. یک سیزده ساله است یک پانزده ساله است یک بیست ساله است یک بیست و پنج ساله است تمام قدرتش از این بود که قمار کرد و معامله کرد با خدا، قید همه شهوتهای دنیا را زد و یک شبه رسید به آن طرف بهشت (عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) آن طرف بهشت. رسید به شادی وصول رسید به قهقهه مستانه. تو بگو، حضرت میگوید تو بگو حضرت میگوید تصمیمت را بگیر واقعاً از فردا میخواهی سبک زندگیت را عوض بکنی یعنی از فردا صبح که از خواب بلند شدی خستگی احیایت در رفت به سلامتی بلند میشوی تمام کارهایت را تنظیم میکنی با حضرت. درس خواندنت علمت سوادت ورزشت کار هنریت کار اجتماعیت کار سیاسیت واقعاً میخواهی خرج حضرت بشوی یا نه فقط خرج خودت میخواهی بشوی خرج زن و بچه و خودت و کسان دیگر میخواهی بشوی میخواهی صدقه بدهی به حضرت یا نه میخواهی هر چه در توانت هست بریزی پای حضرت. هر جا دیدی جبهه حضرت چیزی کم دارد اگر تو داری میتوانی کمک بکنی و باید کمک بکنی باز امشب ما یاد کردیم چند بار خدا رحمت کند مرحوم علیپور را چند بار من این هفته یادش کردم خَیِری بود که وقتی نزدیک خمسش میرسید بیقرار بود چند سال ایشان وقتی یک ماه مانده بود به سال خمسیش همیشه اضطراب داشت که من بیایم خمسم را بدهم و درست مصرف بشود. وقتی میگوییم کار بینالمللی بکنیم هیچ وقت ما نرفتیم به این آقا بگوییم آقا ما احتیاج داریم همیشه میامد میگفت چیزی احتیاج هست کاری من برای امام زمان میتوانم انجام بدهم همزمان ما وقتی کار بینالمللی میکردیم میامد هزینه در بخش بینالمللی تهیه میکرد ولی من بعد میدیدم به یک نفر رد مظالم داده. به یک نفر داده که آقا امشب شام هست این هم برای پول شام هست این را به ایتام بدهید این را برای آن بدهید آقا عاشق صرف کردن ثروتش استعدادش بود برای امام زمان اصلاً این جانش میرفت برای اینکه بتواند برای امام زمان کاری انجام بدهد عشق میکرد با این زندگی میکرد هیچ وقت لازم نبود به این مرد بگویی که آقا امام زمان احتیاج دارد بیا کمک کن این وسط هیچ وقت لازم نشد به او بگویی. این آدم راستین است بعضیها به کارهای عرفانی میپردازند دنبال کارهای عرفانی هستند وقت ندارند به امام زمان برسند میگوید آقا من مشغول یک مشت اوراد و اذکار و کارهای عرفانی هستم الان حوصله جهاد ندارم وقت جهاد ندارم. وقتی اینطور کارهای اجتماعی، انگار میخواهد کار نجس انجام بدهد یک کار شنیعی انجام بدهد سربازی برای امام زمان و جهاد و شمشیر دست گرفتن با کار عرفانی با شهوت عرفانی خودش را سرگرم کرده. وقتی کسی روح جهاد ندارد قرآن فرمود اگر سه معشوق بالاتر از همه معشوقهایتان نیست شما فاسقید الله خانواده آسمانیتان و آرمانهایشان و اهدافشان و جهاد پیغمبر فرمود کسی که جهاد نکرده باشد در عمرش و آرزوی جهاد نداشته باشد (ماتَ عَلی شُعبَۀٍ مِن نِفاق) منافق از دنیا رفته به شعبهای از نفاق از دنیا رفته. حالا برو در پستویی برو کار عرفانی بکن بله من دستورالعمل دارم نمیتوانم کار جهاد انجام بدهم من باید با همه قهر بکنم با مادرزنم پدرزنم مادرشوهر پدرشوهر با باجناقها خانه کسی نروم که مبادا یک موقعی به خلوت من لطمه وارد بشود خانه این و آن که نمیتوانم بروم با همه ارحام باید قطع ارتباط بکنم الان داریم از این مسلکهای اینطوری داریم. نه عبادت و خودسازی را فدای فعالیتهای اجتماعی بکنید نه جهاد و مبارزه را فدای کار عملی خودت بکن هر دو را با هم میتوانی بروی جلو و ممانعت و جمع هم نیست. تکمیل کننده همدیگر هستند. شما عرفای بزرگ ما فلاسفه بزرگ ما را نگاه کنید ملاصدرا که اگر شما بگویید یک فیلسوف است یک کسی است که اهل چهل تا اربعین عبادت در این کهک قم هیچ کس هم نمیداند ولی از آن طرف دارد لشکر ایران را برای مبارزه با پرتقالیها و کسان دیگر سازماندهی میکند. شهید مطهری هیچ کس یادش نمیاید کار علمی دارد میکند اما رهبری کارهای مبارزاتی جهاد علیه دشمنان را دارد طراحی میکند نه الان زمان شاه هیچ نمودی هم ندارد به بالاترین جهاد. پس تا در چادر حضرت نروی ول معطلی امشب در دعا چه میخوانید چرا اینقدر امشب خاص است دعاهایش، به شرط این که درخواست باشد عزیزم برای بار چندم میگویم دعا خواندن نیست دعا خواستن است میگوید بخواه بدهم اگر گفت اُدعُونی مرا بخوانید یعنی راست بگویید. شما زیارت عاشورا هم که میخوانید میگوید (اَن یُثَبِّتَ لی قَدَمَ صِدق) خدایا یک کاری کن من الان دارم با امام حسین حرف میزنم راست بگویم وقتی سجده میروی میگویی (ثَبِّت لی قَدَمَ صِدقٍ عِندَکَ مَعَ الحُسَین وَ اَصحابِ الحُسَین) خدایا راست بگویم من الان میخواهم با اصحاب امام حسین راست بگویم با شهدا راست بگویم. حالا همینطوری از روی شهوت بخوانی چه فایدهای دارد وقتی نمیخواهی وقتی بنا نیست تنظیم بکنی زندگیت را یک کسی که ماهواره در خانهاش هست یک کسی با اینترنت دارد فساد میکند جلوی چشمش را نمیتواند بگیرد هرزه دل است این اصلاً در چادر و پازل حضرت نیست. محال است کسی که در خانهاش ماهواره هست جزء فطرتگراها باشد یک مسلمان طبیعتگراست یک مسلمان قطعاً طبیعتگراست وقتی سبک زندگی تو با فاطمه زهرا نمیخواند وقتی که هیچ چیزت هماهنگ نیست تو هی بگویی (اَللّهُمَّ اِجعَل مَحیایَ) میگویی خدایا زندگیم را زندگی حضرت قرار بده (وَ مَماتی مَماتَهُم) مرگم را هم مرگ آل محمد قرار بده، پس چی؟ زندگیت اینطوری هست مرگت اینطوری هست اهل بیت خدای نکرده نباید مسخرهشان بکنیم وقتی داری با خدا حرف میزنی با خدا داری حرف میزنی دروغ چرا داری میگویی پس، راست بگو، من بارها اعلام کردم اگر یک نفر زیارت عاشورا یک مرتبه راست بخواند به صدق نیت. یعنی خدا تایید کند این بنده من وقتی که دعا را خواند از اول تا آخر راست میگفت این هم درجه امام زمان محشور میشود امیرالمؤمنین گفت با من و هم درجه من محشور میشود اگر یک نفر به مقام منتظر برساند خودش را، واقعاً منتظر باشد. اصلاً مهم نیست که پدرت کیست مادرت کیست پدرت ممکن است یک کافر مسیحی بوده یهودی بوده اصلاً بیدین بوده کمونیست بوده مادرت مثلاً قیمت انسانی نداشته خودت درآمدت چقدر باشد چقدر سواد داشته باشی مال اهل کجا باشی اینها اصلاً مهم نیست خدا از ما یک چیز میخواهد میگوید (لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى) اگر سعی بکنی من تو را با امیرالمؤمنین محشور میکنم. در هر جایگاهی هستی سعی خودت را فقط بکن لازم نیست بگویی ای کاش جای امیرالمؤمنین بودم ای کاش جای ابوالفضل بودم ای کاش عاشورا بودم نه همین الان عاشورا هست (کُلُ یَومٍ عاشورا وَ کُلَُ اَرضٍ کَربَلا). همین الان یک خانم خانهدار یک دختر مجرد یک پسر مجرد یک بنا یک کارمند یک نوجوان یک خانهدار هر کس هر شغلی دارد میتواند خودش را به مقام منتظر برساند اصلاً مهم نیست الان تو موقعیتت چیست مهم این است آنجایی که هستی امشب تصمیمت را بگیری که از فردا من میخواهم منتظر باشم. وقتی تصمیمت را گرفتی بعد میگوید بعد از تصمیم ما فقط از شما یک چیز میخواهیم سعی و ملاک قرب هر انسانی سعی واقعیش هست میگوید تو سعیت را بکن دقیقه آخر میرسی به امیرالمؤمنین و با او محشور مشوی اصلاً مهم نیست زمان امیرالمؤمنین بودی یا نبودی مهم نیست امامزاده هستی یا نیستی. مگر نمیخواهی با امیرالمؤمنین باشی خدا به همه ما این فرصت را داده که به مقام امیرالمؤمنین برسیم اگر نمیداد این فرصت را نمیگفت که این دعا را بخوانید بگویید (اَسأَلُ الله اَن یُبَلِغَنی المَقامَ المَحمود) پس ما همه میتوانیم برسیم. میگوید هر شغلی داری کاسبی هنرمندی هر که هستی هر جایی در آن شغلی که هستی در آن مختصاتی که داری تلاشت را بکن سعیت را بکن که خوب زندگی بکنی سالم زندگی بکنی. تو دقیقه آخر میرسی به حضرت، تو با حضرت محشور میشوی امشب دعا چی وارد شده بحثم را جمع و جور بکنم برای چی هر شب گفتند که این را بخواهید دعاها را گفتم سه قسمت است سحر روز و شب ولی (إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلاً) شب یک چیز دیگر است. (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ) شب همه کاری را باید انجام بدهی تمام تصمیمات تمام قربها تمام عزمها و تمام نقشهریزیها و برنامهریزیها در شب باید انجام بشود شب، روز وقت عمل است وقت نقشهریزی نیست شب نقشههایت را بریز تصمیماتت را شب بگیر هر شب ماه مبارک این دعا وارد شده با اینکه دعاها کوتاه است اما قدرتش از دعای سحر و دعای روز بالاتر است. یک دعای کوتاه گفتند به ما هر شب بخوانید تا بروید در بالاترین تقدیرات اگر هر کسی این دعا را هر شب راست بخواند برده دعای افتتاح اولش که آن فراز زیبا را دارد اینها را قبلاً برای شما شرح کردم در نوارهای ماه مبارک رمضان هم هست بحث مراقبات. میرسد به اینجایی که میگوید (اَللّهُمَّ اِنا نَرغَبُ اِلَیک فی دَولَۀٍ کَریمَه) خدایا من تمام رغبتم دولت کریمه امام زمان است همه عشقم اوست تا گفتی نرغبُ فرشته میگوید راست میگویی علاقه داری به این رغبت داری تو باید یک جواب بدهی آره یا نه راست گفتم یا شوخی کردم همین دعا گفتند بخوانید ما خواندیم ولی خودم در آن جدی نیستم. اگر فرشته به تو گفت امام زمان به تو گفت راست میگویی بله آقا من واقعاً رغبت دارم پس از فردا صبح ببینم چکار میکنی فردا داستان شروع میشود اگر مایلی، من میخواهم ورزشکار بشوم میخواهی پس بیا باشگاه، نه باشگاه نمیتوانم بیایم، میخواهم خطاط بشوم خطاط میخواهی بشوی بیا برایت تمرین سرمشق بنویسم نه آقا حوصلهاش را ندارم. مثل خیلی از عزیزان که میایند از من برنامه میگیرم وقتی مینویسی پنجاه آیه در روز میگوید نه این که هیچی بعد دعای روز زیارت روز باشگاه رفتی ورزش هم که نتوانستم بکنم سیدیها را گوش کردی نه بعد از هشت ما هنوز دو تایش را بیشتر گوش نکردم کتابها را چی آن را هم وقت نکردم. پس چه کسی را داری مسخره میکنی برای چی آمده مشاوره برای چی گفتی من رغبتم این است که میخواهم درست بشوم میخواهم آرام بشوم میخواهم شاد بشوم میخواهم مشکلات زن و بچهام حل بشوم مشکلات زندگیم حل بشود دیگر مشکل طلاق نداشته باشم داری دروغ میگویی. (اَللّهُمَّ اِنا نََرغَبُ اِلَیک) خدایا من واقعاً رغبتم دولت کریمه است و با آن آرمانهای قشنگی که دارد من نمیرسم امشب بگویم اگر برسیم انشاءالله شب بیست و هفتم که احیا داریم اینجا باشید شب بیست و هفتم که آن هم یک شب قدری است برای خودش و شب قدر ما امشب تمام نمیشود. با اهدافی که دارد یک بار بخوانیم این را، در این دعا میگویی خدایا من حاضر نیستم کوتوله باشم در مقام امام زمان در دستگاه امام زمان از این آدم معمولی و کوتولهها دوست ندارم باشم من میخواهم وقتی امام زمان ظهور کرد جزء قد بلندها باشم آدمهای بزرگ برجسته و قدبلند. (یُمَکَّنُ فی دَولَتُکُم) زیارت جامعه کبیره میخوانیم من میخواهم وقتی موقعی که دولت شما برپا میشود دولت کفر که الان هست مهم نیست کفر جهانی، دولت حقه تو وقتی برپا میشود من میخواهم در آن دولت آدم حسابی باشم عجب اهدافی است چه تقدیرات قشنگی است اگر کسی بخواهد واقعاً. اما چه کسی میخواهد؟ این را هم بگویم تمام است این خواستهها فقط برای منی هست که با این خواستهها تحریک میشود اگر من من با این حرفها تحریک نمیشود فقط داریم میشنویم یک اطلاعاتی بله حالا رفتیم یک سخنرانی شنیدیم حالا یک سخنرانی بود بد نبود یک چیزی شنیدیم یاد گرفتیم. اگر این است هنوز آن من فعال نشده بالغ نیست هنوز بالغ نیست ولی این حرفها فقط کسی را قلقلک میدهد که آن بخشش که فرزند امام زمان هست بالغ شده باشد که آن بخشی که کودک عزیز روان هست کودکیست از خدا به امانت در آن بخش به آن غذا داده باشد به آن رسیده باشد حالا الان وقتی این حرفها را میزند قلقلکش میاید میگوید من میخواهم بروم. من میخواهم، من نمیتوانم بگذرم از این، اگر تحریک میشویم و تصمیم میگیریم و خوش بحالمان اگر نه باید برویم خودمان را بشناسیم به این خود عزیزی که از خدا در وجود ما هست دوستش داشته باشیم واقعاً امانت خداییست جنس خداست در وجود همه ما هست پیدایش بکنیم بشناسیمش کار کنیم روی آن نوازشش بکنیم غذا به آن بدهیم تیمارش بکنیم بزرگش بکنیم تا یواش بالغ بشود. بعد ببینیم انشاءالله عاشق میشود یا نمیشود میخواهد یا نمیخواهد میخواهد در چادر حضرت برود یا نمیخواهد، دستورالعملش چیست؟ دستورالعملش هم این دعای فرج هست، که چی؟ گفت اگر این دعای فرج را هر کس بخواند گناهان گذشتهاش که آمرزیده میشود هیچی، گناهان حالش را هم میبخشیم گناهان آیندهاش را هم میبخشیم. اینقدر این شخص طهارت و نورانیت میگیرد که با این رفتن در چادر حضرت هر کس میرود در چادر حضرت والله بالله تالله هیچ غصهای دیگر از غصههای دنیا اذیتش نمیکند اگر شما درگیر غصههای دنیا هستید اگر مچاله میشوید. اگر حسادت بدبینی اگر خودخواهی نخوت اگر حساسیت و زودرنجی دارد میکشد شما را، اگر دنبال رقابت با این و آن هستی برای اینکه در چادر حضرت نیستی اگر کسی رفت در چادر حضرت از تمام رقابتها علوها گندگیها خودخواهیها شهوتها نجات پیدا میکند شاد میشود شاد شاد اصلاً همه چیز از یادش میرود جز آقا و مولای خودش همه چیز از یادش میرود. دستورالعملش چیست؟ اینقدر چادر حضرت قشنگ است که وقتی تو در آن وارد میشوی هیچ چیز دیگر از گذشته نمیماند اگر در حالت هم یک موقع گناهی صورت بگیرد این در چادر بودن مغفرت میشود اگر بعداً هم گناهی بکنی باز بخشیده میشوی. لذا برو این دعا را بخوان و با آن هماهنگ بشو از نظر عملی. (اَللّهُمَّ اَدخِل عَلی اَهلِ القُبُورِ السُّرور) این دعای فرج است (اَللّهُمَّ اَغنِ کُلَّ فَقیر اَشبِع کُلَّ جائِع اُکسُ کُلَّ عُریان) برو تا آنجایی که برسی بگویی (اَللّهُمَّ اَصلِح کُلَّ فاسِدٍ مِن اُمُورِ المُسلِمین) اگر این را گفتی یعنی من از فردا صبح هم فکر اموات هستم رفتهها هم فکر زندهها هستم. برای ایتام فکر میکنم برای فقرا فکر میکنم برای همه گرفتارهای عالم دل میسوزانم من عملیاتی هستم من برای دفع فساد از کل عالم دارم تلاش میکنم زندگیم را از فساد پاک میکنم سبک زندگیم را از گناه و فساد پاک میکنم باندازه قدرت خودم از خانه خودم شروع میکنم. از ناموس خودم خانه خودم محله خودم شهر خودم کشور خودم تا بروم آنطرف دنیا هر جا میشود من بتوانم فساد را برطرف بکنم. و امشب فقط امشب و فقط امشب وارد شد این دعا که (اَللّهُمَّ کُن لِوَلیَّکَ الحُجَّۀِ بن الحَسَن) این دعا وارد شده با هم این دعا را میخوانیم انشاءالله برویم به استقبال مراسم اوج این دعا کجاست؟ آنجایی که تو میگویی (حَتی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعا) خدایا برسد آن زمانی که زمین، کره زمین، ارض تو، خودش را با اختیار، زوری نمیشود امام زمان بیاید امام زمان باید مردم بخواهندش دنیا باید بشناسدش و بخواهدش ای خدا کاری کن که این زمین خودش را در اختیار امام زمان قرار بدهد. یک کاری کن همه چینیها و ژاپنیها هندیها و اروپاییها و آمریکاییها و آفریقاییها و آسیاییها همه مردم عاشق امام زمان بشوند و هیچ آرمانی برای یک شیعه بالاتر از این نیست که بتواند اهل بیت را به دنیا معرفی بکند. لذا با هم این دعا را بخوانیم با توجه به معنیش (اَللّهُمَّ کُن لِوَلیَّکَ الحُجَّۀِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلََیهِ وَ عَلی آبائِه فی هذِه الساعَۀ وَ فی کُلِّ الساعَۀ وَلیَاً وَ حافِظاً وَ قاعِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیناً حَتی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً).
جلسه 006 - نقش انسان در تقدیرات شب قدر
متن کامل (خام) جلسه 006 - نقش انسان در تقدیرات شب قدر