اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان (ع) به روح پرفتوح امیرالمؤمنین (ع) و اجابت دعاها و قبولی طاعات صلوات بلند ختم بفرمایید.
چند تا مقدمه را جلسه گذشته عرض کردیم اینکه خوب امشب شب قدر هست یعنی شب اندازه هست ما، ملائکه، روح، امام زمان(ع) که ولی امر هست در این شب نقش حیاتی دارند و در این شب کل امر تعیین میشود.
کل امر هم گفتیم یعنی همه تقدیرات مربوط به همه موجودات انسانها، حیوانها، جمادات، گیاهان، ستارهها، کیهانها، کهکشانها، عوالم ماوراء ماده تمام چیزهایی که اتفاق میافتد در نظام خلقت و ما سوی الله تقدیراتش امشب معین میشود.
گفتیم ما هم نیاز به تقدیرات داریم اینها امشب منتظر من و شما هستند در این سه شب که ما چه نامه عملی را تقدیم بکنیم به وجود مقدس امام زمان برای امضاء. پس ما باید در این سه چهار شب، البته عرض کردم دیر است.
ولی خوب باز خیلی میشود از آن استفاده کرد، که تلاش بکنیم بیشترین و بهترین تقدیرات را نقش داشته باشیم در آن و رقم بزنیم برای خودمان، و لازمهاش این هست که ما از اندازهها و تقدیرات اصلی خبر داشته باشیم. از تقدیراتی که به نفعمان هست و به ضررمان نیست گاهی وقتها ما تقدیرات مثبتی را از نظر صورت از نظر مذهب انتخاب میکنیم.
ولی چون بلد نیستیم از آن استفاده بکنیم خراب میشود و شیطان میآید به آن تقدیر مثبت آفت میزند و خرابش میکند. گاهی وقتها ما تقدیرات منفی را میبریم برای امام زمان و میگوییم امضاء بکند تقدیر منفی را با سبک زندگیمان و قلبمان میبریم و میدهیم. بنابراین خیلی لازم هست که ما در این شبها بیشتر به جای اینکه عبادت بیشتری بکنیم فکر بیشتری بکنیم تفکر بکنیم و اندازهها را در بیاوریم که قرار هست ما چه را تقدیم بکنیم به امام زمان که امام زمان امضاء بکند. مبادا خدای نکرده یک چیز بدی را بدهیم دست حضرت و حضرت هم با گریه و ناراحتی مجبور بشود در این شبها چیزی که ما دادیم را امضاء بکند. چون خودمان آن مهندسی را نداریم. نیاز داریم به کسانی که با مهندسی دنیا و آخرت و با خود ما آشنایی زیادی دارند و ما را بهتر از خود ما میشناسند یعنی الله تبارک و تعالی، اهل بیت(ع)، خود وجود مقدس آقا امام زمان نیاز به اینها داریم که کمک ما بکنند. برای همین هم شما در شب قدر قاعده و برنامه اول آمده (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ) یعنی ما در این شب احتیاج به برنامه داشتیم و فهمیدن اندازهها، اندازهها دستمان نبود خداوند کتاب را نازل کرد که در آن تبیان لکل شیء هست. همه چیز در آن هست همه اندازهها قدرها، قیمتها، در آن هست و ما میتوانیم از قیمتهایی که قرآن داده مثبتها و بدرد بخورهایش را که برای خودمان بدرد بخور هست استفاده کنیم. آن قیمتهایی که قرآن داده و شایسته ما نیست آنها را انتخاب نکنیم و آن بهترین قدرها را دست بگذاریم روی آنها، و آن را انتخاب بکنیم و تقدیم بکنیم به وجود مقدس امام زمان، و بگوییم که آقا اینها را برای ما شما امضاء کن. اگر ما قرار باشد که تقدیرات را شناسایی کنیم باید برویم به سراغ قرآن، غذای انسان و کتاب اندازهها کتاب قرآن هست قرآن کتاب اندازهها کتاب تقدیر و کتابی است که برای هدایت انسان به بهترینهای دنیا و بهترینهای آخرت آمده. (كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) کتابی است که نازل کردیم بر تو تا مردم را از تاریکیها به نور هدایت بکنی خارج بکنی مردم را. پس قرآن آمده باینکه ناس را به نور و نورانیت برساند و از تاریکیهای بخشهای حیوانی، جمادی و نباتی خارج بکند و به نورانیت بخشهای انسانی برساند. پس برویم به سراغ کتاب اندازهها، ببینیم در کتاب اندازهها چه رقمهایی را میدهد. ما کدامشان را باید انتخاب بکنیم و شیفته آنها باشیم و کدامشان را باید طرد بکنیم و نپسندیم آنها را و بگذاریم کنار. اینکه حالا من الان تقدیرات را بگویم شما بگویید حالا خوب شد ما همین را انتخاب میکنیم. کافی نیست بلکه باید این تقدیر را باور بکنید و آن اندازه را و آن ساختاری که برای خودتان هست و بعد بپسندید و باورش کنید و بعد همان را سبک زندگی خودتان و مبنای زندگی خودتان قرار بدهید. قرآن برای انسانها شش قدر را ذکر میکند شش اندازه را ذکر میکند میگوید بعضی از انسانها اندازهشان و قدرشان به اندازه سنگهاست قرآن یادتان باشد انسانها را بر اساس بخش اصلی وجودشان تقسیم میکند. ما یک بخش داریم بخش حسمان هست، یادتان نرود یادتان که نرفته انشاء الله، یک بخش داریم بخش خیالمان هست یک بخش داریم بخش وهممان هست که در این سه جهت با حیوانات مشترکیم. با حسمان دنبال محسوسات میگردیم آب و نان و لباس و طول موج و فرکانس و بوها و مزهها اینها را با حس میگیریم با خیالمان تصویرها و صورتها و کارهای هنری و تجملات و این چیزها را دریافت میکنیم دنبال آن هستیم با خیالمان. با وهممان دنبال مسائل زمینی عشق، و عشقهای زمینی و دوست داشته شدن و دوست داشتن و ازدواج و تکثیر نسل. و مامانبازی بابابازی آبجیبازی، خواهربازی، داداشبازی، عمه بودن، خاله بودن، دایی بودن، رئیس بودن، فرمانده بودن، فرمانروا بودن، رئیس جمهور بودن، رئیس مجلس شدن، نماینده مجلس شدن. سردار شدن، دکتر شدن، مهندس شدن، از نظر رتبههای اجتماعی، اینها را میگویند کمالات وهمی، قهرمان شدن، مشهور شدن، کلاس، پرستیژ، اینهایی که افراد درگیرش هستند چیزهای وهمی. با عقلمان دنبال اطلاعات میگردیم میخواهیم اطلاعات کسب کنیم اطلاعات حقیقی، دانشمند بشویم عالم بشویم. این پنج تا فرع وجود ماست بخش اصلی ما بخش فوق عقلانی ماست که ما با آن انسانیم. فقط با این بخش که بخش فوق عقلانی است انسان به دنبال کمال مطلق و بینهایت هست که همان الله تبارک و تعالی است. پس هر پنج تا بخش ما پنج تا قدر هست. این را دقت بکنید دارم میگویم قدرها را خوب دقت کنید اندازهها، پنج تا قدر و اندازه است حس، خیال، وهم، بعضیها شخصیتشان حسی است بعضیها خیالی هستند بعضیها وهمی هستند بعضیها شخصیتهای عقلانی دارند. بعضیها شخصیتهای انسانی و فوق عقلانی دارند آدم هستند. قرآن که میاید تقسیمبندی میکند اینطوری تقسیمبندی میکند میگوید بعضی از شما دلتان، یعنی بخشی که شخصیت اصلی شماست. بجای اینکه به دنبال الله باشد به اندازه جمادات ارزش دارد (ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ) بعضیها قیمت سنگی دارند. یعنی شخصیتشان بیشتر از یک سنگ نیست همین اندازه یک سنگ فقط قیمت دارند و بعضیها از سنگ هم پایینتر هستند (أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً) چرا؟ قرآن میفرماید سنگ خواصی دارد که دلهای شما ندارد، چرا؟ میگوید سنگ نرمی دارد آنقدر نرم هست سنگ که آب از آن بیرون میاید (وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ) بعضیها اینقدر باز میشوند که از دلشان نهر میاید بیرون، به نهر اجازه میدهند به آب به این نرمی اجازه میدهند که رد بشود، بعضیها نه یکذره سختتر هستند. (وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ) یک شکافکی برمیدارد بالأخره میگذارد آب کمکم از آن بیاید بیرون، (وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ) بعضی از سنگها اجازه میدهند وقتی اسم خدا را میشنوند خشیت دارد میریزند پایین. فرو میریزند تأثیر میپذیرند و با اسم خدا میلرزند اسم خدا برایشان مهم است شنیدن اسم خدا. شما الان در همین سیدی آب را دیدید همهتان در تحقیقات پروفسور ایمونو دانشمند ژاپنی میگوید وقتی من به مولکول آب میگویم الله یک شکل میشود. وقتی میگویم شیطان یک شکل دیگر میشود اسمهای دیگر هم الان دارند کار میکنند با کمک یکی از دوستان ما دارند کار میکنند اسماء الهی را دارند میدهند که هر اسمی از اسمای خدا چه تأثیراتی دارد. مثلاً میگوید برایش قرائت قرآن میگذاریم مولکول آب یک شکل میشود وقتی موسیقی هبیمتال میگذاریم یکطور دیگر میشود موسیقی پاپ میگذاریم یکطور دیگر میشود موسیقی راک میگذاریم یکطور دیگر میشود. سمفونی بتوون میگذاریم یک شکل دیگر میشود. پس سنگها و اتمها و مولکولها شعور دارند چون همه مظهر خدا هستند و در مقابل شنیدن اسم خدا از خودشان عکسالعمل نشان میدهند. میگوید دلهای شما اینطوری نیست لذا میفرماید بعضی از شما دلهایتان به اندازه سنگ است خوب خیلی هم اگر یک کسی همین سنگ نرم هم باشد خوب است ولی میبینی اشک ندارد آه ندارد سوز ندارد. هیچی قساوت قلب همه وجود این آدم را گرفته یک آب از چشمش نمیتواند بیاید یک گریه درست و حسابی نمیتواند بکند. لذا فرمود هیچ چشمی خشک نمیشود مگر بخاطر قساوت، سنگی، آب را اجازه نمیدهد بیاید بیرون، دوست دارد گریه بکند دوست دارد اشک بریزد ولی بیرون نمیاید و فرمود هیچ قلبی قسی نمیشود مگر بخاطر کثرت گناه. گناه زیاد قساوت میاورد قساوت هم خشکی چشم میاورد برای انسان. یکی از تقدیراتی که باید امشب بخواهیم این هست خدایا دل ما را نرم کن یک اشکی بیاید یکذره از این حالت سنگدلی بودن از این سختدلی بودن ما در بیاییم. ما اسم خدا را بشنویم یک تأثیری بگیریم اسم آخرت را میشنویم یک ترسی در وجودمان بیفتد اسم اهل بیت را میشنویم خانواده آسمانیمان هستند یک قلقلکی بیفتد در دلمان. مادرمان فاطمه زهرا را وقتی اسمش میاید همچین شوقی بیفتد در دلمان، اسم امام زمان که میاید ولی امر است یکذره دلمان یکطوری بشود بالأخره. یک اشتیاقی یک قندی در دلمان آب بشود ولی خوب نیست متأسفانه سختی و گناهان و غفلت هر چه این حرفها را میشنویم میبینیم تکانی در زندگی ما داده نمیشود تغییری در زندگی ما داده نمیشود. لذا قرآن میفرماید (أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً) بعضیها دلهایشان از سنگ هم قسیتر هست کلمه قساوت را میاورد یعنی سختتر هست سنگ این حالتها را دارد و دلهای اینها این حالتها را ندارد. این دو گروه، پس دو تا قدر فعلا در قرآن داریم، قدر بعدی چیست؟ میفرماید (أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ) مثل چهارپایان هستند بعضیها، یعنی زندگی حیوانی دارند در حد کمالات حیوانی که این هم خیلی بزرگ هست. همین که ما حق نداریم سنگها را تحقیر بکنیم چون سنگها از خیلی از آدمها بهتر هستند گیاهان از خیلی از آدمها بهتر هستند حیوانات از بسیاری از انسانها بالاتر هستند. لذا روز قیامت که میشود حیوانات میایند میروند در بهشت، اسب طرف، الاغ طرف، شتر طرف، میاید میرود در بهشت و خود آن شخص با حسرت نگاه میکند میبینید آنها بهشتی هستند و صاحب اینها اینطور نیست. پیامبر فرمود (رُبَّ مَرکوبٍ خَیرٌ مِن راکِبِه لأنَهُ اَکثَرُ ذِکرَ منه) چه بسیار مرکبهایی که از صاحبانشان بهتر هستند چون ذکرشان و یاد خدا بیشتر از صاحبشان هست. حیوانات نماز دارند و این نماز ندارد حیوانات اول وقت نمازشان را میخوانند تأخیر نمیاندازند این نه، میاندازد یازده شب تازه میخواهد نماز بخواند حیوانات تخلف در کار خدا ندارند. معصیت البته دارند حیوانات هم میتوانند معصیت بکنند ولی خیلیهایشان معصیت نمیکنند رعایت میکنند حیوانات امانتدار هستند میبینی این امانتدار نیست خیانت در امانت میکند. حیوانات غیر ناموسی دارند خیلیها هستند غیرت ناموسی نسبت به ناموس خودشان، زنشان، دخترشان ندارند که هر طوری بروند هر جایی زندگی بکنند هر سبکی زندگی بکنند. حیوانات حیا دارند بسیاری از کارهایشان را مخفی انجام میدهند،در اینها حیا نیست، حیوانات خدمت به همنوع میکنند روح خدمت به همنوع، حتی غیر همنوع دارند، این اصلاً به همنوع خودش کلک میزند دائماً، حقهبازی میکند گرانفروشی میکند کمفروشی میکند بیوفایی میکند، ضایع میکند آبروی آدمها را میبرد، تحقیر میکند با شخصیت آدمها بازی میکند این آدم آدمی هست که لِه میکند دیگران را. ولی حیوانات اینطوری نیستند حیوانات روح غضب دارند، غضب یعنی دفاع از حریم شخصی، دفاع از حریم ناموس، دفاع از حریم خانواده، دفاع از حریم همنوع، دفاع از حریم غیر همنوع، دفاع میکنند، این نه. جنگ میشود اگر جنگ بشود میرود هفت تا سوراخ قایم میشود نه اهل جهاد است نه اهل مبارزه است نه اهل مقابله با دشمن هست هیچ طوری دفاع نمیکند. ناموسش، دینش، کشورش، فرهنگش، خانواده آسمانیاش، قرآن، به خطر میافتد و این اصلا هیچ ککش نمیگزد هیچ حس دفاع ندارد اصلاً، این اصلاً خودش هم سبک زندگیاش آن حملههای دشمن را میپذیرد. به جای اینکه مقاومت بکند خودش هم میرود گول میخورد به راحتی فریب میخورد به راحتی دشمن میتواند او را از اللهاش، از معشوقش، از الهاش از خانواده آسمانیاش، از مصالح آخرتیاش بیاندازد و جدا بکند. لذا میفرماید بعضیها مثل حیوان هستند ولی بعضیها (أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ) دسته چهارم (بَلْ هُمْ أَضَلُّ) از حیوان هم پایینتر هستند. چون حیوانات یکسری خاصیتهای خوب دارند عبادتهایشان، کارهایشان همه چیزشان به موقع است انجام میدهند ولی این اصلاً اینطوری نیست تعهد خانوادگی و مسئولیت خانوادگی ندارند این اصلاً نسبت به خانواده و همسرش و فرزندانش هیچ نوع تعهدی ندارد. همسرش را ضایع میکند شوهرش را ضایع میکند بچههایش را ضایع میکند. پیامبر فرمود (ملعونٌ ملعونٌ مَن ضَیَعَ مَن یَقول) ملعون است ملعون است کسی که زیر دست خودش را ضایع بکند. حالا میخواهد زن و بچهاش باشد یا میخواهد یک مجموعه مدیریتیاش باشد، ضایع میکند نمیرسد به زیر مجموعه خودش. حیوانات این کارها را نمیکنند بالأخره حیوان گاهی وقتها برای دفاع از حریم همنوعش، خانوادهاش، فرزندش جانش را میگذارد. حیوان اینقدر وفادار هست این وفادار نیست. قدر محبتهای همسر، فرزند، پدر و مادر، پدرزن، مادرزن، دیگران را نمیداند اصلا، همهاش طلبکار است همیشه طلبکار است از خدا طلبکار است از ائمه طلبکار هست از همه طلبکار هست با همه هم درگیر هست حیوانان اینطوری نیستند وفادارند. یک محبت به آنها بکنی قدر محبت را میدانند. امانتدار هستند حیوانات، وحشیهایشان را تربیت میکنی میگویی برو آن گوشتی را که من شکار کردم بیاور. شکار کرده هزار متر آنطرفتر افتاده به آن گوشت احتیاج دارد میتواند همانجا بخوردش، اما اصلاًدر امانت خیانت نمیکند میرود همان را برمیدارد میاورد میدهد به صاحبش، میگوید مال من نیست بخورم. یعنی میفهمد حیوان که مال خودش نیست، امانتداری را درک میکند حیوان، تعهد را میپذیرد حیوان، حیوان مسئولیتپذیر هست حیوان تربیتپذیر هست میشود وحشیترینشان را تربیت کرد که درست رفتار کن. رفتارهایی که شما میخواهید و قبول میکند ولی این اصلاً اینطوری نیست این اصلاً مسئولیتپذیر نیست همه جا خرابکاری همه جا خلاف، همه جا حقهبازی، همه جا کلک، همه جا دروغ، همه جا کلاه کلاه کردن، این خوب نیست این زندگی زندگی خوبی نیست. این شد چند تا قدر؟ چهار تا. قدر پنجم میفرماید (شَياطِينَ الْإِنْسِ) بعضیها شخصیتا شیطان هستند یعنی مثل شیطان میمانند یعنی حتی مثل حیوانات هم نیستند مثل شیطان هستند، چرا؟ میگوید این ظاهرش، پوشش، لباسش، شخصیتش، منشش، فرهنگ زندگیاش، محتوای خانهاش، میروی خانهاش میبینی ماهواره روشن است. زن و بچه و شوهر همه دارند به گناه نزدیک میشوند اینترنت مزخرف و آلوده باز هست همه دارند منحرف میشوند، فیلمهای ناجور، موسیقیهای حرام، تابلوهای آلوده، مهمانیهای آلوده، عروسیهای آلوده، جشن تولدهای آلوده، مسافرتهای آلوده، این همهاش شیطانی است. یعنی با این آدم ازدواج بکنی از خدا دور میشوی معامله بکنی از خدا دور میشوی رفیق بشوی از خدا دور میشوی مسافرت بروی با آن از خدا دور میشوی. تجارت با آن بکنی شریک بشوی یکجا از خدا دور میشوی، این اصلاً سبک زندگیاش این هست که فقط برای اطرافیان غفلت میاورد خودش غافل است برای بقیه هم غفلت میاورد. دختر مؤمن، مسلمان، متدین آمده با این ازدواج کرده ولی بعد از چند ماه دختر را بیحجاب میکند بدحجاب میکند مشروبخورش میکند، رقاصش میکند. پسر آمده پسر خوبی است قابلیت دارد با این دختر ازدواج میکند این دختر آنقدر شیطان صفت هست که شوهرش را جهنمی میکند بچههایی که به دنیا میاورند نطفههای ضعیف، هیچی این همهاش شیطان هست. (شَياطِينَ الْإِنْسِ) یعنی آدمهایی هستند که مبارک نیستند همین که نزدیکشان بشوی باید یک سبک زندگی غیر دینی غیر الهی غیر انسانی و شیطانی را بپذیری همین که با این رفیق بشوی با این دوست بشوی. یعنی باید فاتحه خانواده آسمانیات را بخوانی فاتحه سعادتت را بخوانی فاتحه آرامشت را بخوانی، فاتحه انسانیت و ایمانت را هم بخوانی، اینها (شَياطِينَ الْإِنْسِ) هستند یک عده از اینها عاشق اینها هستند. قرآن میگوید تقسیمبندی انسانها بر اساس محبت است میگوید اینها سبک زندگی شیطانی را دوست دارند اینها الان میگویند ما مسلمانیم مامؤمنیم. ولی واقعاً جزء طبیعتگراها هستند جزء فطرتگراها نیستند، حالا بحثش را انشاء الله شبهای آینده میکنیم. ما چقدر مسلمان داریم که رعایت میکنند اما باطناً سبک زندگی طبیعتگراها را دارند یعنی واقعاً فطرتگرا نیستند دلش لک میزند برای گناه، اصلاً خوشش میاید شرایطی فراهم بشود که معصیت بکند. این تهران، شاه عبد العظیم و قم و مشهد یکجور آدم است در ماه رمضان یکجور آدم است آنطرف ماه رمضان یکجور دیگر است اصلاً سبک زندگی، عبادت و نماز و خدا و مسجدش فقط در همین حدود هست. محرمی، ماه رمضانی، همینها، غیر از ماه رمضان و محرم دیگر نمیتوانی شما پیش خدا پیدایش بکنی همهاش در جهنم دارد زندگی میکند. این از اینجا بلند شود برود شمال یکجور زندگی میکند حجابش، نگاهش، لباسش، سبک زندگیاش، برود دبی یکجور دیگر است، برود کیش یکجور است، برود قشم یکجور دیگر است. انگار آنجا دیگر خدایی وجود ندارد انسانی نیست فرشتهای نیست امام زمانی نیست سبک زندگی لازم نیست همین فقط یک جاهایی که شرایط اقتضا میکند بله ظاهر را رعایت میکند و الا بیرون از این فضا نه. اصلاً دلش آن را میخواهد عاشق آن سبک زندگی است ولی حالا چون محرم است چون ماه رمضان هست چون حالا الان امکانش نیست که ما خیلی از کارها را بکنیم. حالا خوب حالا رعایت میکنیم ولی باطناً اینطوری نیست باطناً قند در دلش آب میشود برود معصیت خدا را بکند برود در سبک زندگی شیطان. عزیزان قرآن دارد انسانها را بر اساس سبک زندگی تقسیم میکند. خدا کاری ندارد تو نماز میخوانی، مسجد میایی، کربلا رفتی، مکه رفتی، حج رفتی، خدا میگوید سبک زندگیات چیست، این سبک زندگیات چطوری هست، طبیعتگرایانه است یا فطرتگرایانه است. این چند دسته شد؟ پنج تا.این پنج تا قدر چیزهایی هست که ما نباید امضاء کنیم در این چند شب بدهیم دست امام زمان، این زندگیها به درد نمیخورد. شما هی بیا جوشن کبیر بخوان جوشن صغیر بخوان نماز صد رکعتی بخوان گریه کن، عزاداری کن، ولی وقتی نامه را میدهی دست حضرت، همان سبک زندگی حیوانی را میدهی حضرت هم با گریه مجبور است همان را امضاء بکند. میگوید خودت این را میخواهی زندگی بکنی خیال نداری که تغییرش بدهی، میخواهی تغییر بدهی خوب تغییر بده سبک زندگیات را عوض کن بکشانش انسانی، آن را من امضاء کنم. سال بعد یک زندگی خوب داشته باش، سال بعد یک سبک زندگی الهی داشته باشد یک سبک زندگی انسانی، همین چند شب فرصت هست گناهانت را بگذار کنار. توبه کن به خدا بگو خدایا من میخواهم اصلاً انسان باشم من میخواهم اگر مُردم این دیگر امشب شب قدر آخرم بود من وقتی رفتم سالم، شاد وارد برزخ بشوم. نمیخواهم کم بیاورم آنجا. نمیخواهم ضعیف باشم نمیخواهم ذلیل باشم ما باید این پنج تا سبک زندگی را بگذاریم کنار، این پنج تا سبک زندگی سبک زندگی خوبی نیست. شرایطش را باید از زندگیمان بریزیم دور. این آگاهی میخواهد این تخصص میخواهد این مهارت میخواهد که ما اینها را در زندگیمان نداشته باشیم این یک نکته. قدر ششم چیست؟ قدر ششم میفرماید استثنائاً از بین همه آدمهایی که یا سنگند یا کمتر از سنگ یا حیوانند یا کمتر از حیوان و یا شیطان. استثنائاً یک عدهای هم انسان هستند همه آدمها دارند سرمایه انسانیشان را از دست میدهند پیامبر فرمود مسلمانها روز قیامت به صورت ده حیوان و موجودات دیگر محشور میشوند، یعنی چی؟ یعنی اینها دچار خسران بودند نتوانستند تا آخر عمر صدتا شب قدر هم که به آنها بگذرد نتوانستند در این تقدیرات یک شب آدمیت را از امام زمان بگیرند، نگرفتند. یعنی تقدیرشان حتی یک زندگی انسانی نبوده به یک آدم هم نرسیدنداینها هیچی. ولی استثنائاً یک عده هستند که آدمند واقعاً (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِوَ الْعَصْرِإِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ) همه دارند خسارت میدهند خسر یعنی اصل سرمایه را دارد از دست میدهد این هی روزبهروز پول دریافت میکند حیوانتر میشود سنگتر میشود. تحصیلاتش بالاتر میرود سوادش بیشتر میشود دورتر میشود از خدا، چهارتا سفر خارجی میرود باز دورتر میشود ازدواج میکند دورتر میشود، بچهدار میشود دورتر میشود، شهرت و مقامش زیادتر میشود قدرتش بیشتر میشود در اجتماع. ولی خوب دورتر میشود یعنی هی دارد کمالات جمادی، خیالی و وهمی را دریافت میکند اما این بخشهایش دارند ضعیفتر میشود، بله ویلا دارد، خانه دارد، چند تا اتومبیل دارد. کارخانه دارد، زن دارد، بچه دارد، پسانداز دارد ولی آدمیتش را از دست داده این روزبهروز دارد از خدا دور میشود آنوقت یک عده آن سبک را دوست دارند. یعنی دوست دارند حسرت، ماشین اینطوری در خیابان میبیند حسرت میخورند میگویند عشق و حال را اینها دارند میکنند، زندگی را اینها دارند میکنند، نه این چه زندگی است این زندگی حیوانی است. کسی حسرت زندگی دیگران را میخورد که قیمت خودش را فراموش کرده کسی چشم و همچشمی میکند که یادش رفته آدم است انسان است کسی رقابت میکند با دیگران و حسرت میخورد که یادش رفته انسان است. قیمت دستش نیست قدرها دستش نیست کسی حسودی میکند به کس دیگر که فراموش کرده چقدر خودش میتواند پرواز بکند و با حسادت چقدر خودش را به لجن و جهنم میکشاند. (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) ایمان بیاورد، ایمان یعنی چی؟ یعنی دلش به ارزشهای انسانی مطمئن و امنیت پیدا بکند آرام، اَمِنَ، امنیت، آرامش، یعنی دلش به ماورای دنیا خوش باشد ماورای دنیا بتواند به آن قدرت و شادی بدهد. غیب، خانواده آسمانیاش، اهل بیت، خدا، فرشتهها بتوانند به آن آرامش بدهند، نگوید من بدبختم، من بیچارهام، احساس ناامنی بکند در زندگیاش، این یعنی چی؟ یعنی خودش را باخته این یعنی همه چیز را همین دنیا دارد میبیند، همین جسم همین ماده همین کمالات جسمی و طبیعی و وهمی، همینها زندگی را همینها میبیند. لذا اگر اینها از دستش برود غصه میخورد افسرده میشود پژمرده میشود مؤمن اینطوری نیست مؤمن با مسلمان فرق دارد. مسلمان مثل ما هست که وقتی میگوییم مرده کاری با ما ندارد. الان همهمان میگوییم مرده کاری با ما ندارد و قبول داریم یکی از ما پیدا نمیشود بگوید مرده بلند میشود دنبال ما میگذارد، مرده کاری با ما دارد یا شب که تاریک است ترس دارد واقعاً، نه، ولی اینکه ما قبول کردیم به آن میگویند تسلیم شدن. ذهن ما الان این را پذیرفته الان، میشود تسلیم، اسلام آوردن، تسلیم شدن، میگوییم مرده کاری ندارد، نه واقعاً کاری ندارد. بعد میگوییم شب بلند شو برو بهشت زهرا، برو همین ابن بابویه، میتوانی بروی در قبرستان شب، نه الان مرده بلند میشوند دنبال من میگذارند، الان بروم سر یک قبر میبینی یک دست از آن قبر آمد من را کشید برد داخل، میترسد توهم برش میدارد یعنی عقلش دیگر کار نمیکند. همان که عقل قبول کرده بود دیگر عقل اینجا قدرت ندارد در این تاریکی به داد این برسد عقل قدرت ندارد در قبرستان به داد آن برسد میترسد از مرده، این را میگویند مسلمانی یعنی تسلیم شدن، غیر از مؤمن است. مردهشور مؤمن است مردهشور امنیت دارد میداند که مرده کاری ندارد دلش کاملاً آرامش دارد صبح بلند میشود شب قشنگ خوابش میبرد نه خواب مرده میبیند نه چیزی. چون امنیت دارد از مرده هم نمیترسد در شب هم نمیترسد در هیچ وقت نمیترسد تا صبح هم میایستد کار میکندپیش مرده میخوابد چاییاش هم قشنگ میخورد، چایی عالی، خودش میگفت ما چایی عالی میخوریم اینجا نشستیم. فکر نکنید ما مردهشور هستیم ما بهترین غذاها را میخوریم، یک مرده را شسته دستکش را در میاورد به قول خودش میگفت چلوکباب سلطانیام را سفارش میدهم مینشینم بالای سر مرده چلوکبابم را میخورم قشنگ. خسته هم که باشم میگیرم میخوابم حالا اگر بالشم ندارم سرم را میگذارم روی پای مرده میخوابم قشنگ میخوابد امنیت دارد بعد هم بلند میشود مرده بعدی را میشوید شب هم راحت میرود خانهشان، هیچ مشکلی هم نیست. بارک الله به اینها که اینقدر توانمند هستند مؤمن است آرامش دارد. یک کسی که خدا را قبول کرده آرامش دارد خدا هست خدا کنارم هست خدا دارد من را میبیند لذا نمیتواند گناه بکند. کنار خدا، خانواده آسمانیام دارند من را میبینند نمیتواند گناه بکند بداخلاقی نمیتواند بکند، تا میاید عصبانی بشود یکدفعه میبیند اِ چهارتا چشم دارند نگاهش میکنند در خانه، ائمه دارند نگاهش میکنند. فرشتهها دارند نگاهش میکنند خدا دارد نگاهش میکند مگر جرأت میکند عصبانی بشود این، مگر جرأت دارد سر کسی داد بزند، مگر جرأت دارد خانواده را گند بزند با عصبانیتش. تا میاید سر سفره مثلا بگوید آی چرا نوشابه به من نرسید، این آدم امنیت ندارد، کسی که ناراحت میشود عصبی میشود سر سفره، این امنیت ندارد. این اصلاً حواسش نیست نشسته سر سفرهای که خدا هم نشسته سر همین سفره، اهل بیت هم سر همین سفره هستند فرشتهها سر همین سفره هستند، در سفرهای که همه اینها نشستند میگوید چرا نوشابه زرد به من دادند من سیاه را میخواستم. آنجای مرغ را نمیخواهم آنجایش را میخواهم آنجای کلهپاچه را نمیخواهم آنجایش را میخواهم سالاد به من نرسید، نانش اینطوری بود، سبزیاش اینطوری بود، چرا پایین مجلس نشستیم. اصلاً یک آدم بدبخت حقیر است کلاس و پرستیژش خیلی زیاد است ادعایش خیلی زیاد است لباسش خیلی فاخر است اما شخصیتاً گداست. شخصیتاً برایش این چیزها مهم است میریزد به هم، یک آدم بدبخت، پست کوچک، یک آدم خودشیفته حقیر، با همه چیز ناراحت میشود دنیا راحت میتواند آن را به گریه بیاندازد، دنیا راحت میتواند آن را تحقیر بکند یک آدم شخصیت ندارد. بالا به آن قدرت نمیدهد، یک دختر به آن بگوید نه میرود خودش را میکشد، ما الان چند مورد در این هفته داشتیم یک دختر گفته بود نه. میگفت اصلاً پس حالا که نه، دیگر هیچی، نه خدایی هست، نه دینی هست، نه پیغمبری هست، من دیگر نماز نمیخوانم، اِ پس خدا به اندازه یک دختر هم قیمت ندارد، یا فلان پسر من را نخواسته من بروم خودم را بکشم یا فلان کنم. یعنی وقتی شما گدای عاطفه شدید از روی زمینیها، از آسمان نتوانستی عاطفه دریافت بکنی تحقیر توانست دنیا تو را بکند، یک کسی توانست تو را ضایع بکند با گرو گذاشتن پس بیخاصیتی، قوی نیستی. دوستم نداری خوب نداشته باش برو به سلامت. علی(ع) فرمود (ما رأیت ذُلاً مِثلَ اشتغالِ قَلبی بِفارق قَلبِ مِنّی) هیچ ذلتی را مثل این ندیدم که دلم به کسی مشغول باشد که دلش با من مشغول نیست. دوستم نداری نداشته باش خداحافظ شما، آی من میمیرم، بی تو هرگز، چنین و چنان، اصلاً نه، اصلاً اینطوری نیست مؤمن. مؤمن میگوید نمیخواهید دعاتان میکنیم به سلامت، من اصلاً گدای عاطفه هیچ کس نیستم هیچ کس نمیتواند من را تحقیر بکند هر کس میخواهد با من رفاقت بکند با آن رفاقت میکنم برایم تب بکند برایش میمیرم عیبی ندارد این خیلی خوب است. ولی یک موقعی اگر بخواهد گروکشی بکند و خودش را عقب بکشد و ناز بکند و اینها، اصلاً من التماس کن کسی نیستم که اینقدر ذلیل زندگی کنم خوار زندگی کنم مؤمن اصلاً اینطوری نیست، مؤمن همه قیمتها را از بالا دریافت میکند اصلاً از پایین چیزی نمیگیرد گدای پایین و سبک زندگی پایینها نیست. من مثل اینکه از وقتم یک چند دقیقه بیشتر از وقتم صحبت کردم انشاء الله بقیه بحث بماند برای جلسه آینده. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را بخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطرار از شیعیان مسلمین و مستضعفین جهان رفع اضطرار از زندگیهای خودمان شفای مریضانمان. اجابت دعاهایمان شفای مریضانمان خیلیها امشب به نفس پاک شما نیاز دارند از اموات بگیرید تا زندهها، از شیعیان بگیرید تا اهل سنت، از اهل سنت بگیرید تا غیر مسلمانها، خیلیها گرفتار هستند در عالم به دعای شما خیلی احتیاج دارند. همین الانی که ما اینجا نشستیم نوامیس زیادی از شیعیان، مسلمانها در دست وهابیها، در دست کفار، در دست غیر مسلمانها اسیر هستند بچهها و کودکان زیادی الان دارند شکنجه میبینند و اسیر هستند. جوانهای زیادی گرفتار هستند در زندانها، در کشور خودمان زندانیهای بیگناه زیادی داریم بخاطر بدهی، تصادف، اینها الان در زندان هستند. گرفتارهای قبر، گرفتارهای دنیایی، مریضان، گرفتاران بیمارستانی، همه را یاد بکنیم، اسرا را یاد بکنیم یکی از تقدیرات قشنگ همین دعایی هست که باید بخوانیم (اللهم ادخل علی اهل القبور السرور) تا آخر این به ما تقدیر میدهداندازههای قشنگی میدهد به ما، اینها را انشاء الله فراموش نکنیم در رأس خواستههامان نجات مضطر حقیقی آقا امام زمان. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای خاص و ويژه حضرت باشیم انشاء الله حضرت به همه ما کمک بکند بهترین تقدیرات را داشته باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.