اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان، قبولی طاعات صلوات بلند ختم بفرمایید. بحثی را که تقدیم میکنیم این چند شب به محضر مبارکتان بحث فوقالعاده مهمی هست و آن نقش ما در تقدیرات شب قدر هست. ما خودمان چه نقشی داریم در اینکه در شب قدر چه تقدیری برای ما صورت میگیرد. آنچه که مشخص هست این هست که شب قدر شب نزول قرآن هست (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ) این گزاره دوم که شب قدر بالاتر از هزار ماه هست چقدر بالاتر را ما نمیدانیم، که چه اتفاقی میافتد در این شب؟ یکی اینکه قرآن نازل شده (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ) فرشتهها و حضرت روح(س) نازل میشوند، روح همانی هست که فرمود(خلقٌ أعظمُ مِن جبرئیل) علی(ع) فرمود بالاتر از ملائکه هست بالاتر از جبرئیل هست و ملائکه در کار خودشان به روح وابسته هستند. اگر روح نباشد ملائکه توان کاری را ندارند. چرا که در جای دیگری از قرآن میفرماید (يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ) خداوند ملائکه را بوسیله روح نازل میکند. پس روح آن چیزی است که ملائکه را نازل میکند. حالا در این شب، ضمن اینکه قرآن نازل شده، ملائکه نازل میشوند به همراه روح و به مدد روح (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها) در این شب (بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) با اجازه پروردگارشان، از طرف پروردگار و با اجازه پروردگار. (مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) یعنی همه چیز، یعنی هیچ استثنائی ندارد. هر چیزی که در مخیله ما بیاید و میلیاردها چیزی که نمیاید، ملائکه تقدیرات هر چیزی را در این شب میاورند که (سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ) نتیجه این تقدیر و این تنزل ملائکه هم سلامتی است تا مطلع الفجر، اما کل امر به چه کسی نازل میشود؟ کل امر به ولی امر نازل میشود، ولی امر چه کسی است؟ همانی که در قرآن فرمود (أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ) اولی همان جمع ولی هست صاحبان امر، والیان امر، دارای امر، صاحب امر، مالک امر. آن ولی امر همه نازل میشوند به، یعنی این کارها، من کل امر، همه میایند به خدمت ولی امر و وجود مقدس آقا امام زمان(ع) که حضرت فرمود با دشمنانتان با سوره قدر بحث بکنید. دلیل بیاورید، چرا؟ چون سوره قدر میگوید: همیشه در شب قدر ملائکه و روح نازل میشوند، به چه کسی نازل میشوند؟ این تقدیرات را به چه کسی میاورند؟ باید نزد کسی بیاورند دیگر، در جواب آنهایی که میگویند امام زمان زنده نیست. ولی امری نیاز نیست، امام معصومی نیاز نیست. قرآن میگوید همیشه تا قیامت ولی امر هست تا خود قیامت ما امام زمان داریم. امام داریم. ولی امر داریم. خلیفۀ الله داریم که ملائکه باید تقدیرات همه امور را به نزد او ببرند، او کیست؟ او وجود مقدس آقا امام زمان(ع) هست که حسابدار خداست؛ یعنی تمام تقدیرات الهی در مورد همه عوالم و همه موجودات. میلیاردها میلیارد بینهایت موجود همه عوالم از مقام الهی به قطب عالم، به حسابدار عالم، به خزانهدار عالم و ولی امر عالم وجود مقدس آقا امام زمان(ع) نازل میشود تا هر موجودی و هر مخلوقی رزق خودش را و تقدیرات یک سال خودش را از دست مبارک امام زمان دریافت بکند. امام زمان کسی است که تمام محاسبات ماسوی الله در صفحه وجود مقدس ایشان انجام میشود (كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ) سوره یس، تمام چیزها، (كُلَّ شَيْءٍ) همان کل امر، هر چیزی، استثناء هم دیگر ندارد. حساب و کتابهایش محاسباتش در یک شخص انجام میشود که آن شخص همان امام مبین هست یعنی وجود مقدس آقا امام زمان(ع). پس امام زمان محاسبهگر، و محاسبه کننده و حسابدار تمام نظام خلقت یعنی ماسوی الله است و هر کس هر چه که به او میرسد از وجود مقدس و مبارک امام زمان به او میرسد. (وَ بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَری) به یمن حضرت همه ماورای الهی همه مخلوقات رزق میخورند رزقشان به دست این شخص هست. برای اینکه این عظمت خوب جا بیفتد که تقدیرات در این شب به امضای ایشان میرسد. متأسفانه بعضیها فکر میکنند وقتی که میگوییم شب قدر هست یعنی تقدیرات در امشب تعیین میشود و ما هم سال بعد محکوم این تقدیرات هستیم. خیر. تقدیرات ما خودمان در آنچه که حضرت امضاء میکند نقش مؤثری داریم که حالا راجع به این انشاء الله توضیح خواهم داد که ما چقدر نقش بزرگی داریم در این که حضرت امضاء بکند و حضرت چطوری در مورد ما تقدیرات ما را در زمینه مسائل مادی اقتصادی، معنوی، جسمی، روحی، روانی، ازدواج، طلاق، مرگ، بیماری، صحت، شفا، و هر حادثه دیگری که قرار است برای ما اتفاق بیفتد. رشد، سقوط، و هر چیز دیگری که قرار هست حضرت امضاء بکند این ما هستیم که تعیین کننده هستیم و صحیفهای را که ما به دست حضرت میدهیم حضرت امضاء میکند. حالا در این شبها انشاء الله میخواهیم راجع به این صحبت بکنیم که ما در این دو سه شب چطوری میتوانیم آن نامه عملمان و صحیفهای را که حضرت قرار است برای یکسال امضاء بکند تغییر بدهیم. چطوری میتوانیم این تغییرات را در آن ایجاد بکنیم و چطور میتوانیم نقش داشته باشیم در اینکه حضرت چه تقدیراتی را برای ما امضاء بکند. بنابراین این دو سه شب را اصلاً شوخی نگیریم خیلی جدی باشیم آنهایی که میتوانند مرخصی بگیرند حتی، آنهایی که میتوانند کارهایشان را کم بکنند، کم بکنند، میتوانند تعطیل بکنند، تعطیل بکنند. که این چند شب را تلاش بکنند به اینکه نقشه ریزی بکنند تدبیر بکنند خودشان تقدیر بکنند و تلاش بکنند که یک کارنامه خوبی را تحویل حضرت بدهند برای تقدیر، برای امضاء کردن. برای همین هم مهمترین عمل شب قدر فکر کردن است نه عبادت، من گاهی وقتها دیدم عزیزانی که داشتند برنامهریزی میکردند نگران بودند میگفتند ما وقتی میگوییم به عزیزان 33 تا مثلاً از قطعات جوشن کبیر را بخوانیم همه ناراحت میشوند. میگویند نه آقا ما این 100 تایش را باید تمام کنیم البته هم وارد هست که تمام بشود سه بار اگر کسی در ماه رمضان دعای جوشن کبیر را بخواند مهم نیست که شب قدر باشد یا نه، اصلاً ما حدیثی نداریم که شب قدر جوشن کبیر خوانده بشود. هر وقت ماه رمضان شما جوشن کبیر را بخوانید غیر از شب اول ماه، دیگر حدیثی برای شبهای قدر نداریم این را بزرگان دین تعیین کردند. مرحوم مجلسی(ره) نقل کرده یک روایتی را و بزرگان به فرمایش مرحوم مجلسی احترام گذاشتند و آن را جا انداختند اما اینکه حالا ما امشب نتوانستیم جوشن کبیر بخوانیم هیچ اشکالی ندارد فردا شب بخوانید تا پایان ماه وقت داریم جوشن کبیر بخوانیم. اصلاً جوشن کبیر مال ماه مبارک فقط نیست جوش کبیر شما هر وقت بخوانید خیرات و برکات خودش را دارد. یا مثلاً نماز صد رکعتی، صد رکعت نماز تندتند ما بخوانیم. ممکن هست تمرکز هم نداشته باشیم یا یک حجمی قرآن و دعا بخوانیم البته غیر از عزاداریهاست چون عزاداریها معمولاً در آنها حضور قلب و تمرکز بالاست و حالتگیری قلب خیلی زیاد هست. شاید اگر یک عملی در شب قدر به غیر از تفکر قرار باشد تأثیرگذار باشد همین تمرکزهای عبادی و ولایی ماست یعنی ذکر مصیبتها و بخصوص یاد کردن از وجود مقدس صاحب امر که قرار است همه چیز بر او نازل بشود و ما با ایشان کار داریم امشب و شبهای دیگر قدر، این خیلی خوب است. اما مواظب باشیم حالا که داریم عبادت میکنیم عبادتزده نشویم یعنی یکطوری نشود که عبادت ما را از تفکر غافل بکند. یعنی بگوییم ما رفتیم مسجد تا سحر چند ساعت هی خواندیم یک چیزی را خواندیم جملات عربی خواندیم دعا خواندند ما هم خواندیم ولی اتفاقی هم نیافتاد یعنی تحولی، اتفاقی، تفکری، تصمیمی، ارتقائی، هیچی. نه همین یک مشت جملات عربی خواندیم همه خواندند ما هم خواندیم، این خوب نیست (لا خَیرَ فی قَرائَۀٍ لا تَدَبُرَ فیها) در خواندنی که تدبر نیست خیری هم نیست. لذا مهمتر از فکر، سخنرانی، شنیدن، حرف زدن، مذاکره کردن و فکر کردن ما عملی مهمتر از امشب نداریم، چرا؟ چون ما امشب باید به یک تصمیمهایی برسیم و خودمان نقشههایی را برای آینده خودمان بریزیم در یکسال آینده، که آنها را تحویل امام زمان بدهیم. اگر همینطوری بیاییم مشغول دعا خواندن بشویم فرصت فکر دیگر نداریم که خوب حالا چه را میخواهیم تحویل امام زمان بدهیم با غفلت این زمان میگذرد و ما چیزی را دست امام زمان به درد بخور باشد نخواهیم داد. لذا مهمترین عمل در شب قدر همین سخنرانی شنیدن، فکر کردن، تصمیمگیری کردن و نقشه ریختن و تقدیر هست. باید نقشه بریزیم در این شبها باید ساعتهایی را ما خلوت داشته باشیم تا صبح نقشه بریزیم و بالأخره تحویل امام زمان بدهیم این صحیفه را بگوییم آقا ما برای سال آیندهمان این چیزها را میخواهیم که برای ما امضاء بکنید. پس دادههای ما در این شبها فوقالعاده مهم هست و بنابراین بهتر است که بیاندیشیم که چه دادههایی را تقدیم بکنیم به حضرت تا حضرت امضاء بفرمایند.
برای همین این دو سه شب بحثمان فوقالعاده مهم است تا شب بیست و سوم که یک مقدار با هم کار کنیم تمرین کنیم با همدیگر. و با همدیگر فکر بکنیم جلسه فقط سخنرانی نیست جلسهای هست که ما باید در آن فکر بکنیم با همدیگر برویم جلو ببینیم چه نقشههایی میتوانیم بریزیم و همگی انشاء الله چه تقدیراتی را میتوانیم تنظیم بکنیم و به دست حضرت بدهیم. اینجا قرار نیست فقط ما یک سخنرانی بکنیم شما حالا یک چیزی شنیده باشید یا اطلاعاتتان زیاد بشود، خیر، این سخنرانی یک فکر جمعی است که باید با همدیگر انشاء الله فکر بکنیم ببینیم چکار کنیم. به حول و قوه الهی شروع بکنیم راجع به این فکر جمعی تا بتوانیم یک نتیجه خوبی بگیریم. مسأله اول این هست که قَدَر در همه ما سوی الله جریان دارد. یعنی غیر از حق تعالی که وجود بینهایت هست در بقیه جلوههای خدا ما با قدر سروکار داریم. با اندازه سروکار داریم: (كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ) هر چیزی نزد خدا عدد و اندازه و مقدار دارد .تقدیر در آن صورت میگیرد. تقدیر یعنی اندازهگیری، شب قدر یعنی شب چی؟ شب اندازه، شب اندازهگیری، ما هر کدام یک اندازه از خودمان را برای هر کاری میدهیم. یک اندازه برای مسائل خانوادگی، یک اندازه برای مسائل تربیتی، یک اندازه برای مسائل عبادی، یک اندازه برای مسائل روحی و روانی، یک اندازه برای مسائل شغلی، یک اندازه برای مسائل تحصیلی و همینطوری اندازههای مختلفی را باید تعیین بکنیم. این مهارت میخواهد.
نکته اول این هست که ما بدانیم هیچ چیز نیست که در آن اندازه و تقدیر نباشد. اساسا نظام خلقت نظام اندازه است. یعنی اصطلاح قرآنی به آن میگویند قضا و قدر، نتیجه و اندازه. ببینید در قانون میگوییم در فیزیک میخوانیم اگر شما یک نیوتن نیرو وارد بکنید به چیزی مثلاً با دست یک نیوتن هم نیرو به دست شما وارد میشود. من الان به این لیوان نیرو وارد میکند و آن هم به دست من دارد نیرو وارد میکند ولی من هر چقدر نیرو زیادتر بکنم درست است به دست من نیرو وارد میشود تا یک جایی که دیگر این لیوان بشکند. وقتی شکست اندازهای که من دادم نتیجهاش شکستن بوده، مثل اینکه من این را بردارم بزنم روی این ظرف، یک صدا میدهد ولی بیشتر که بزنم هر بار که بیشتر بزنم صدایش بلندتر هست تا آنجایی که میشکند.پس هر بار یک قَدَر میدهم یک قضا دریافت میکنم هر قَدَری که بدهی یک قضا یعنی نتیجه دریافت میکنی. شما مسواک میزنید میشود قدر، قضایش چیست؟ سالم بودن دندان، مسواک نمیزنید یک قدر است، نتیجهاش چیست؟ بیماری دندان هست، مراعات بهداشت چشم را میکنید سلامت چشم است رعایت نمیکنید بیماری چشم است. لباس زیاد میپوشید یک قَدَر است نتیجهاش گرماست، کم میپوشید یک قَدَر است نتیجهاش خنکی و سرماست. پس در تمام نظام خلقت در عالم فیزیک و متافیزیک ماوراء ماده ما چیزی داریم به نام عمل و عکسالعمل در فیزیک. در فلسفه به آن میگویند علت و معلول، در دین هم میگویند قضا و قدر، پس همه چیز قضا و قدر هست دائماً همه چیز بر اساس یک داده است و یک نتیجه. الان کسانی که اینجا نشستهاند هر چقدر به بلندگو نزدیکتر باشند صدای بیشتری را دریافت میکنند هر چقدر دورتر بشوند صدای کمتری، گوش هر کس هر قدری داشته باشد به همان مقدار صدا دریافت میکند. پس هیچ چیز خارج از اندازه و قضا و قدر نیست بنابراین ما هر تصمیمی میگیریم هر عملی انجام میدهیم هر کاری انجام میدهیم یک نتیجه و یک قضا را دریافت میکنیم. این قضا و قدر یعنی اندازهها و نتایجی هست که خداوند تبارک و تعالی در نظام خلقت قرار داده. شما نمک میخورید یک آثاری در بدن شما دارد از یک حد بیشتر میشود یک آثار دیگری دارد. شیرینی میخورید یک آثاری دارد از یک حد بیشتر یک آثار دیگر دارد. میلیگرمش هم اثر دارد. دکترها وقتی دارو مینویسند میلیگرمش را مشخص میکنند. میگویند ده میلیگرم؛ یعنی قدر ده میلیگرمی هست برای بدن شما خوب است. اما اگر یکدفعه سی میلیگرم خوردید، قدر سی میلیگرمی دادید میبینی که عوارض دارو یکدفعه تبدیل میشود به سکته و بیهوشی و چیزهای دیگر. پس ببینید همه چیز عدد و اندازه دارد. در تمام رشتهها در تمام علوم در تمام شاخههای علم شما قدر و قضا دارید. پس اگر گفتند فلانی مرد، میگویند قضا و قدر الهی بوده، یعنی چی یعنی خواست خدا بوده؟ نه، یعنی این بنده خدا در رفتارش با بدنش یک قدری را خودش انتخاب کرده که قضای آن مردن بوده. مردن را خودش انتخاب کرده. نه اینکه خدا میخواسته این بمیرد. یا یک کسی مریض شد، بگوییم قضا و قدر الهی بود، نه، بسیاری از بیماریها اینطوری نیست که خدا میخواست طرف مریض بشود، این خودش مسیری را طی کرده بهداشت را رعایت نکرده، مریض شده. حالا اگر سرطان گرفت و مرد، این خواست خدا بوده؟ نه خدا نمیخواسته که این بشر اینقدر زود بمیرد، یک کسی تصادف کرد خوب راهنمایی و رانندگی قواعدش را رعایت نمیکند تصادف میکند. لاستیک ضعیف میبندد میترکد خوب میکشدش. موتور مشکل دارد یک اتفاقی میافتد، همهاش قضا و قدر هست، قضا و قدر یعنی علت و معلول، قانون، عمل و عکسالعمل، اما این به این معنا نیست که اگر قضا و قدر الهی هست خواست خدا هم باشد. امام صادق(ع) فرمود تعداد کسانی که به وسیله گناه میمیرند خیلی بیشتر از کسانی هست که با تقدیر الهی میمیرند. خدا تعیین کرده بود این شصت سالگی بمیرد این خودش اینقدر گناه کرد معصیت کرد بیملاحظهگی کرد که چهل سالگی مرد، خودش دخالت میکند و قدرهای خودش را تغییر میدهد. پس یک کسی نگوید خواست خدا بود این طلاق خواست خدا بود، نه، این ناواردی زن و شوهر در رفتارها، روابط، کسب مهارتهای اقتصادی، مهارتهای عاطفی، مهارتهای معنوی، باعث شد زندگیشان تلخ بشود و حالا شکست بخورند. خدا خواست طلاق بگیرند؟ قسمت الهی بود؟ نه. دو نفر با هم ازدواج میکنند رعایت کردند مثلاً فرض بفرمایید یک چیزی همینطوری با یک هوسی با یک فکری با یک اندیشهای نسبت به اینکه زن من باید چه کسی باشد. شوهر من باید چه کسی باشد رفته انتخاب کرده، خدا خواسته این دو نفر به هم برسند؟ نه. رفته چت کرده شیطانی کرده دلش یک جایی گیر کرده حالا بعد هم به زور به پدر و مادرش میگوید من میخواهم با این ازدواج کنم. حالا خواست خدا بوده خدا خواسته این دو نفر به هم برسند،؟ نه. خدا برای هر چیز قانون و قضا داده میگوید. شما اگر این مسائل را طی بکنید این قوانین را یاد بگیرید این فرمولها را یاد بگیرید خودبهخود نوع انتخابتان اینطوری میشود اگر یاد نگیرید یکطور دیگر میشود. پس ببینید وقتی میگوییم قضا و قدر الهی، به این معنا نیست که خواست خدا بوده. مشرکین هم همین را میگفتند در قرآن، میگفتند که ما اگر خدا میخواست مشرک نمیشدیم. این خواست خدا بوده که ما مشرک بشویم. خدا میفرماید حرف بیدلیل نزنید این حرفی که میزنید دلیل ندارد اگر قرار بود من خدا تصمیم بگیرم برای شما، خوب من خدا دوست دارم شما مشرک باشید یا مؤمن؟ خدا دوست دارد مردم مؤمن باشند یا مشرک؟ مؤمن، خدا میگوید من دوست داشتم همهتان مؤمن باشید اما چون بنا ندارم در اختیار شما دخالت بکنم در انتخاب شما دخالت بکنم اگر یک کسی کفر را انتخاب کرد، شرک را انتخاب کرد، گناه را انتخاب کرد، فسق را انتخاب کرد. جهنم را انتخاب کرد مزاحمش نمیشوم چون من موجود مختار خلق کردم. بنا نیست زوری یک کسی را ببرم بهشت. لذا خدا میگوید ببینید اینکه شما مشرک هستید یعنی اینکه خلاف میل من عمل کردید من یک موجودی را خلق کردم که بتواند خلاف حکم من و خلاف دستور من عمل بکند اگر خودش بخواهد. من فقط راه را نشان میدهم من انبیاء را میفرستم عقل میدهم فطرت میدهم شعور میدهم ولی یک کسی که پشت پا به همه این قدرها بزند قضایش یک چیز دیگر است. یک پلیس راهنما ایستاده میگوید این جاده لغزنده است این میشود قدر، دارد به ما میگوید، حالا بنده میتوانم ترمز کنم. میتوانم بروم زنجیر چرخ بزنم و بروم میتوانم بیتوجهی کنم به دستور پلیس و بیاحتیاطی کنم. ما الان سالی پنج هزار جوانمان روی موتور از دنیا میرود در کشور ما، پنج هزار نفر، بالای بیست هزار نفر در اتومبیل از دنیا میروند. اینها خوب بیتوجهی است غفلت هست خودشان قدرهایی را انتخاب کردند که در این قدرها مرگ وجود دارد در این قدرها تصادف وجود دارد. پس اگر گفتیم قضا و قدر الهی، نه اینکه خواست خداست، خدا هم یک جاهایی میخواهد یک جاهایی هم دخالت میکند اما اینکه ما باید بخواهیم اینکه میگویند شب شما دعا بکنید آن ایام ماه رمضان دعا بکنید. یعنی خدایا درست است تو دخالت نمیکنی و ما از تو میخواهیم که دخالت بکنی ما از تو میخواهیم که کمک بکنی ما از اسماء تو، این همه که شبهای ماه مبارک شبهای استفاده از اسم هست. شما در هیچ ماهی به اندازه ماه رمضان از اسم استفاده نمیکنید دائماً از اسمهای خدا و قدرتهای الهی استفاده میکنید برای تکتک کارهایتان، چقدر اسم در این شبها استفاده میشود. دعاهای روزها، دعاهای سحرها، دعاهای شبها، همهاش اسم هست میگوییم خدایا ما دعا میکنیم و از تو کمک میخواهیم میدانیم که اگر کمک نخواهیم تو کمک نمیکنی. (قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ) بگو اگر دعاتان نباشد خدا هم با شما کاری ندارد یک کسی از خدا کمک نمیخواهد خدا زوری نمیرود به کمک کسی، ولی میگوید اگر از من کمک بخواهید چرا من کمکتان میکنم. برای همین ما میگوییم خدایا به دادمان برس ما فهم دقیقی نداریم. ما معرفت کاملی نداریم از تقدیرها از اندازهها، تو بیا به داد ما برس امشب کمکمان کن فردا شب کمکمان کن بتوانیم بهترین تقدیرات را برای سال آینده داشته باشیم در همه زمینهها. بعد در دعا و قرآن میاید این اندازهها را برای ما روشن میکند. پس نکته اول این هست که در همه نظام خلقت این تقدیر وجود دارد. در جسم در روح در مسائل روانی در دنیا و در مسائل آخرتی، همه چیز با تقدیر هست. ولی تقدیر را چه کسی باید تعیین بکند دخالت میکند در آن، اصل کار کیست، نفری که تعیین میکند چه کسی است؟ خود ما هستیم. خدا میگوید این قدرها را من به شما نشان دادم از گناه معصیت هر کدام آثاری دارد در روح شما، در جسم شما، در دنیای شما، در آخرت شما، نماز خواندن، نخواندن، آن که نمیخواند یک آثاری دارد. آن که میخواند اول وقت نمیخواند سبک میشمارد یک آثاری دارد، آن که نه اول وقت میخواند یک آثاری دارد، آن که اول وقت میخواند با حضور قلب میخواند یک آثاری دارد. همه اینها اندازهگیری شده است. مثل نظام فیزیکی در نظام متافیزیکی هم همه اندازهگیری شده است. روزه درجات دارد، بینهایت درجات دارد، حجاب درجات دارد. هر کس هر درجهای از حجاب را داشته باشد یک سلسله آثار دارد. جهنم دارد بهشت دارد بالاتر از آن هم دارد، قرآن خواندن همانطور، صدقه دادن همینطور، انفاق کردن همینطور. هر درجهای شما انتخاب بکنید یک آثاری دارد در وجود شما، از یک ریال که صدقه شما میدهید کار خیر میکنید و انفاق میکنید تا میلیاردها تومان که یک کسی ممکن هست انفاق بکند، درجه است. همهاش فرق میکند با همدیگر. اینطور نیست که اگر یک کسی یک میلیون کمک بکند با یک کسی که پنجاه هزار تومان کمک بکند یکی باشد در شرایط مساوی البته دارم عرض میکنم در شرایط مساوی. بالأخره تقدیرات فرق میکند اندازهها فرق میکند پس در همه نظام خلقت ما قضا و قدر و تقدیر داریم این نکته خیلی مهم است و اینکه ما در تقدیرات خودمان دخالت داریم. شب قدر هم شب تقدیر است یعنی ما باید اندازههایی را معین و مشخص بکنیم و بدهیم به خداوند تبارک و تعالی بدهیم به ملائکه بدهیم به امام زمان، تا برای سال بعدمان تقدیرات قشنگی باشد. امسال چه به شما گذشت؟ امسال هر چه به شما گذشته تا الان دادههای سال قبلتان بوده. براساس دادههای سال قبلتان این چیزهایی که تقدیر کردید به شما رسیده آن چیزهایی که دادید و حضرت امضاء کرده به شما رسیده. گناه بوده، معصیت بوده، بداخلاقی بوده، حسادت بوده زودرنجی بوده، تکبر بوده، خودبرتربینی بوده، عبادت بوده خوش اخلاقی بوده، مهربانی بوده. آشتی بوده صلح بوده دوستی بوده رشد معنوی بوده نزدیکی به حق تعالی بوده حضور قلب بیشتر بوده نزدیکی به خانواده آسمانی بوده نزدیکی به امام زمان بوده، علم بوده معرفت بوده هر چه که بوده دادههای خود شما تعیین کرده این را. که الان به آن رسیدید. بنابراین ما باید این شبها تمرین بکنیم یک مقدار مهارتهایمان را زیاد بکنیم هر چند دیر هست الان، چون ما باید این حرفها را، ما غیر از این زمانها شما را که پیدا نمیکنیم اینجا. ما این وقتها میتوانیم اینها را به شما بگوییم، ولی شما باید یادتان باشد که این داستان بزرگان دین یکسال مراقبت میکردند که برای شب قدر که بهترین چیز را بدهند دست آن حضرت که امضاء بکنند. یکسال از خودشان مراقبت داشتند که الان که شب قدر دارد میاید ما بهترین رقم را بدهیم به حضرت. یکی از دلایلی هم میگویند اگر یک کار خیری را شروع کردید رهایش نکنید تا یکسال، برای اینکه شب قدر به آن بگذرد. یکدفعه طرف میاید میاید کار خیر را انجام میدهد دم شب قدر رهایش میکند قطع میکند روزی خودش را و حیف میشود خراب میشود رزق خودش را میبرد پس این را باید دقت کنیم که ما باید چکار کنیم. نکته بعد این هست که ما هر کداممان به تقدیرهای مناسب احتیاج داریم مثلاً در چشممان تقدیر خوبی میخواهیم چشممان خوب ببیند. اندازه خوب و مناسبی از چشم میخواهیم. یک اندازه مناسبی از گوش میخواهیم در بدنمان میلیونها تقدیرات وجود دارد ما بهترینش را میخواهیم. در مسائل رزق و روزیمان بهترین تقدیرات را میخواهیم لقمه حلال لقمه پاک لقمه بابرکت، رزق بابرکت میخواهیم در مسائل اقتصادی مادیمان میخواهیم وابسته به کسی نباشیم از پس مخارج زندگیمان بربیاییم. بتوانیم به دیگران انفاق بکنیم بتوانیم در راه دین انفاق بکنیم بتوانیم در مستحبات و عبادات استفاده بکنیم همینهایی که در تقدیرات و دعاها آمده که حالا انشاء الله با هم بعضی از تمریناتش را انجام میدهیم. در مسائل علمی ما به تقدیرات خوبی احتیاج داریم باید مسائل علمی ما علومی باشد که به دردمان بخورد تبدیل به نور بشود علوم غفلتزا نباشد در تقدیرات عبادی ما به عبادتهای خوبی که تقرب بیاورد بین ما و خداوند ایجاد بکند سنخیت ایجاد بکند. عبادتهایی که ما را از خداوند دور بکند تقدیرمان نشود خدای نکرده، ذکرها، عبادتها، کارهای خیری که ما را از خدا دور میکند. یک عده کار خیر انجام میدهند دچار خودپسندی و خودشیفتگی و طلبکاری از خدا و معصومین میشوند خدا کند انشاء الله برای ما این نوع عبادتها و کارهای خیر تقدیر نشود. بلکه چیزهایی تقدیر بشود که به نفع ما باشد به ضرر ما نباشد خیلی وقتها انسان برایش تقدیر میشود که کارهای خیری را انجام بدهد اما این کارهای خیر را شخص عرضه ندارد از آن استفاده بکند. نعمتهایی را خداوند تبارک و تعالی به شخص میدهد و شخص آنها را ضایع میکند همسر را ضایع میکند فرزند را ضایع میکند سلامتی را ضایع میکند استاد را ضایع میکند معنویت و قرآنی که به آن داده شده ضایع میکند خانواده آسمانیاش را دور میکند از خودش. با الله رابطهاش را خراب میکند با دوستانش رابطه خراب میشود نعمت داده خدا به او اما این بیلیاقتی کرده استفاده نکرده درست یا شکرش را بجا نیاورده این خراب میکند کار را. پس ما به بهترین تقدیرات احتیاج داریم. خودمان هم واقعا نمیدانیم چیست. یک تعدادی از آنها را میدانیم چیست چون در دعاها آمده گفته اینها را بخواهید. اما اینها هم ممکن است همین که بخواهیم و خدا به ما بدهد ما ظرفیت نداشته باشیم ما الان دعاهایی داریم که خیلی عالی هست بهترین تقدیرات است. ولی اگر خداوند قبول بکند به ما بدهد ما چون ظرفیت نداریم با آن جهنمی میکنیم خودمان را، دچار عُجب، دچار خودپرستی، دچار خودشیفتگی، دچار این چیزها میشویم. پس اندازهها فوقالعاده مهم است و ما به بهترین تقدیرات احتیاج داریم. اما خودمان این احاطه کامل را نداریم که بهترین تقدیرات برای ما چه باشد. گاهی وقتها میگوییم خدایا به ما رزق وسیع بده و خدا هم میدهد. ولی این رزق وسیع باعث میشود ما از خدا دور بشویم. گاهی وقتها به خدا میگوییم خدایا تقدیر کن که ما کنکور قبول بشویم ارشد قبول بشویم دکترا قبول بشویم و این دکترا قبول شدن باعث میشود انسان کلی از خدا دور بشود. برای همین هم الان در جامعه ما دو گروه بیشتر آسیب میبینند دو گروه بیشتر غفلت دارند بیشتر افسردگی دارند طلاق در دو گروه بیشتر هست آسیبهای روحی و روانی خانوادگی بیشتر هست. یکی گروههایی که آسایش و پول بیشتری در آن خانهها هست ثروت بیشتری هست که آنها به محض اینکه این ثروت را دریافت میکنند دور میشوند از خدا، غفلت میاورد برای آنها. پول خدا به آن داده میتواند از آن برای تقرب خدا استفاده بکند میرود از این آسایش ماهواره میخرد میگذارد در خانه، میشود عامل غفلت، دوری و تنفر از معنویت قساوت قلب، فساد خودش و خانواده خودش، خوب این لیاقت این نعمت را نداشته. تحصیلات، گروه بعدی هم کسانی هستند که تحصیلات بالایی دارند تحصیلات بالا هم غفلت زیادی میاورد شخص مشغول علمزدگی و استادی و شاگردی و کارهای علمی میشود این علمزدگی و عالِم شدن خود این شخص را خیلی اذیت میکند. یعنی شخص همهاش میگوید وقت ندارم باید درس بخوانم امتحان بدهم کار دارم مسابقه مرحله بعد هست میخواهم با یک کسی رقابت دارد که زودتر قبول بشود. زودتر بیست واحد پر بکند هی درس بخواند هیچی دیگر از این شخص نمیماند لذا کسانی که میروند در تحصیلات عالی، در تحصیلات اساساً دانشگاه و حتی حوزه وقتی میروند گاهی وقتها غفلتزده میشوند. یعنی از معنویت میافتند از رقت قلب از اخلاق و از تخلق میافتند مشغول خود علم میشوند مشغول اصطلاحات میشوند. مثل هیئت است بعضیها هیئتباز میشوند خودبهخود دور میشوند در هیئت از خدا، چرا؟ چون فقط برایشان خواندن و گریه کردن و سبک و آهنگ و ادا درآوردن و شکلکش مهم است صورتها مهم است برایش، با صورتها مشغول میشود ولی معنویت خبری نیست. میبینی هیئتی هست نماز اول وقت ندارد یا اصلا نماز نمیخواند اما هیئت هم میرود گریه میکند لباس میپوشد سیاه میپوشد گِل هم میزند ولی دلش غافل است تقوا ندارد. همین مراسم که تمام شد محرم که تمام شد عزا که تمام شد همان ماهواره همان وضع لباس پوشیدن همان سبک زندگی، همان لقمه درآوردن، همان اخلاق هیچ فرقی نکرده این. فقط یکذره سر خودش را با همین عبادتها کلاه گذاشته. پس ممکن است عبادت هم تقدیر بشود به انسان اما انسان غفلت از این عبادت به دست بیاورد. تمرکز، تواضع، ادب، تخلق به اخلاق الهی، مهربان شدن، خوش اخلاق شدن ندارد. روزه نصیبش میشود اما از روزه بلد نیست استفاده بکند عرضه استفاده را ندارد. لذا فرمود (رُبَّ صائِمٍ لَیسَ لَهُ مِن صِیامِهِ الا الجوع وَ الزَمان) امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه میفرماید چه بسیار روزهداری که سهمش از روزهاش همین یک گرسنگی و تشنگی است سهم دیگری ندارد. چون بلد نیست نه میخواهد و نه میتواند، علتی هم که نمیتواند اینکه از اول نخواسته با این روزه کاری انجام بدهد و از اول نخواسته با نمازش کاری انجام بدهد فقط میگوید من بخوانم، فقط میگوید من بتوانم این را صورتش را تمام کنم. ما به چه تقدیراتی احتیاج داریم؟ به تقدیراتی احتیاج داریم که خیر دنیای ما باشد با دوتا: شاخص، شادی و آرامش، این را دقت بکنید حتماً یادتان نرود. چون میخواهید فکر بکنید در موردش و شبهای قدر انشاء الله یا امشب یا پس فردا یا شب پنجشنبه بدهیم دست امام زمان امضاء بکند دوتا چیز را در اندازهها باید دقت بکنید در تقدیرات. که باید شما حتماً در تقدیراتتان بگویید خدایا تقدیرات دنیایی ما را هر چه میدهی در آن این دوتا عامل باشد که علامت ایمان هست، چی بود؟ شادی و آرامش. خدایا تقدیرات دنیایی ما اینطوری باشد. هر چه میخواهی بدهی یکطوری به ما بده که ما شادیمان از بین نرود آرامشمان هم از بین نرود، این تقدیرات دنیایی، در مورد تقدیرات آخرتی هم ما چه میخواهیم از خدا؟ اینکه خدایا هر چه میخواهی بدهی من شب اول قبرم شب اول رفاه و آسایشم باشد به قول حضرت (عُرسُل) عروسیم باشد شب اول قبر شب عروسیام باشد دیگر از شب اول قبر به بعد هیچ خبری از ناراحتی، اضطراب، درگیری نباشد. خدایا تقدیرات من را یک کاری بکن که من وقتی از اینجا دارم متولد میشوم سالم متولد بشوم این خیلی مهم است با این دو شاخص انشاء الله جلسه بعد که من برمیگردم خدمتتان. یکی دو ساعت بعد، در مورد این سخن خواهیم گفت که ما باید چطوری تقدیرات را انشاء الله رقم بزنیم چه کارهایی را باید انجام بدهیم تا بتوانیم هم شادی و آرامشمان را حفظ بکنیم و هم انشاء الله سالم متولد بشویم. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.