جلسه 045 - انسان‌شناسی (تهران)
شماره جلسه
45
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 045 - انسان‌شناسی (تهران)

بسم الله الرّحمن الرّحیم

خوب بحث امروزمان دربارۀ انسان شناسی به این فرمول رسید که اون چه که از انسان ظهور می‌کند و نشان دهندۀ باطن اوست. ما دوست داریم چیزهایی از ما ظهور بکنه و چیزهایی از ما ظهور نکنه که با کسانی که ارتباط داریم چیزهایی از اون ها ظهور بکنه و چیزهایی ظهور نکنه چون (الظاهر عنوانُ الباطن) هست چه در مورد خودمون و چه در مورد دیگران باید به باطن توجه بکنیم یعنی اگر از خودمون توقع داریم که ظهورات قشنگی داشته باشیم باید به باطن مون برسیم. یعنی به یک ملکه ی باطنی که غیبی هست هویدا نیست اگر که از خودمون توقع داریم که ظهورات بدی نداشته باشیم باز هم باید به باطن خودمون برسیم، در مورد دیگران دو گروه هستند گروههایی هستند که ما در باطن اون ها نقش داریم، سهیم هستیم، و گروههایی هستند که در باطن اون ها هیچ نقشی نداریم، پس فعلاً با کی سر و کار داریم، یکی با خودمون سروکار داریم، یکی با دیگران. اون دیگران خودشون به 2 گروه تقسیم می‌شوند کسانی که ما در باطن اونها سهم نقش داریم و کسانی که در باطن اونها سهم و نقشی نداریم، ولی به هر حال از هر سه دسته انتظار ظهورات خاصی داریم و از ظهوراتی هم پرهیز می‌کنیم، یعنی دوست نداریم چیزهایی از خودمون یا دیگران نسبت به ما یا نسبت به خودشون ظهور کنه دوست داریم چیزهایی در ما و دیگران ظهور داشته باشه، بنابراین باید به باطن خیلی توجه بکنیم این مسئله باطن اصل هست اش، یعنی توجه به باطن فقط مسئله فهم ای نیست مسئله عملی است، شما مثلاً دوست دارید پوست لطیف داشته باشید پوست لطیف، موی خوب هان، چشم قوی بدن قدرتمند، درست گوش قوی، اینها ظهورات دیگه، ظهورات هست یعنی، قدرت رو در خارج نیاز داریم گوش قوی یعنی بتونه کاری برای شما انجام بده. تو شنیدن مشکل نداشته باشی چشم قوی یعنی بتونی باهاش ببینی، موی خوب پوست لطیف اینها ظهورات هستند همه اش، اگه ظهورات رو ما دوست داریم، اینها همه به چی برمی گردد. به باطن بر می‌گردد، یعنی یه باطنی باید پوست لطیف موی خوب، چشم قوی، بدن قدرتمند و گوش قوی به ما بده، پس ما اینها رو می‌پسندیم دوست داریم، اینها برای ما دوست داشتنی هستند، دوست داریم و چیزهایی هم هستند که بدمون می‌یاد متقابلاً بدمون می‌یاد مثلاً فرض بفرمائید پوست خشک هان، موی ضعیف اینها رو بدمون میاد و چیزهای دیگه، اینها باز به چی برمیگردد به باطن برمی گرده، اینها چی هستند، اینها چیزهایی هستند که ما ازشون بدمون میاد، مکروهات ما هستند ما بدمون میاد، اون چه که تولید هر دو رو میکنه چیه، باطن هست یعنی اونی که تولید می‌کنه و می‌سازه از این باطن هست که این جور مسائل ظهور می‌کنه بنابراین ما باید توجه به باطن کنیم توجه به باطن 2 تا مسئله هست در توجه به باطن یکی شناخت باطن هست که باطن یعنی چی، یکی تغذیه باطن هست اش، تغذیه باطن ما، جدای از اینکه چی دوست داریم و چی دوست نداریم کاری فعلاً با این نداریم، که ما چه چیزی را می‌پسندیم و چه چیزی رو نمی پسندیم الآن با این کاری نداریم، جدای از اون باید بدانیم که اون چه که دوست داشتنی ها و مکروهات رو تولید می‌کند چیه، باطن هست اش ما باید بشناسیم حالا اگر با امری روبرو شدیم که مکروهِ .

باید ببینیم به شناخت باطن دست پیدا کنیم که تو باطن چه اتفاقی افتاده که پوست من خشک شده، مو ضعیف شده هان، چشم داره ضعیف می‌شه یه مشکلی در باطن ایجاد شده که این داره تولید می‌شه، اگر هم دوست داشتنی هایی رو می‌خوایم باید ابز باطن رو بشناسیم ببینیم وضعیت چه طور هست تغذیه اش بکنیم، تغذیه مناسب بکنیم این رو در مورد شناخت باطن من ،جلسه بعد ؟؟ به مقدار صحبت میکنم خدمتتون چون بحث های خیلی ؟؟ این جا وجود داره در بحث انسان شناسی، فعلاً باید بدونیم وقتی به باطن ومربوطه یعنی ما دو تا کار مهم باید انجام بدیم که هر دو سرمایه گذاری می‌ یعنی تو که وقت نداری به فکر کردن مشاوره کردن، عرض کنم خدمتون که استمرار نیاز داره، یعنی شما واقعاً باید یه وقت مستقلی رو بگذارید برای شناخت باطن چزا به باطن احتیاج دارمی که بشناسیم اش چون نباید و دوست نداریم چیزهایی از ما ظهور بکنه می‌خوایم از یه سلسله ظهورات چی کار کنیم پرهیز کنیم باز چرا به شناخت باطن نیاز دارمی برای اینکه یه سلسله دوست داشتنی هایی داریم که منشأ اش چیه باطن و اگر بشناسیم اش نمی تونیم او ظهورات رو ازش دریافت بکنیم، کسب نمی تونیم بکنیم خوب حالا بعد از اینکه شناختیم دوباره احتیاج به وقت گذاری، تمرکز و تغذیه داریم که باز هم این تغذیه هم احتیاج به چی داره، احتیاج به، احتیاج به شناخت خود غذاها داره که من حالا اگر فهمیدم مثلاً الان احتیاج دارم به یه پوست لطیف باطن رو وقتی شناختم، تصمیم به تغذیه اش می‌گیریم حالا در این تغذیه باید ببینیم چه موادی رو باید بدم تا پوست لطیف بشه، مو خوب بشه غذاشناسی خیل مهم کردن از چه غذاههیی باید استفاده کنیم از چه غذاهایی باید پرهیز بکنم، که او رو به من، نتیجه که رو که می‌خوام به من بده، پس ما جدای از شناخت باطن تغذیه و روش تغذیه رو هم باید بیاموزیم، فقط صرفاً تغذیه نیست این روش تغذیه و نوع غذا ها خیلی مهم هست اش که می‌خوایم چه جوری باشیم من قبل از اینکه بحث مون رو ادامه بدیم امروز طبق روال گذشته یه توضیح می‌خوام بدم که چرا این مسئله رو مطرح کردم یه حدیثی هست از امام رضا علیه السلام خدمت تون عرض کنم تا بعد به بحث مون بپردازیم اینکه ما دوست داریم، از ما یه سلسله چیزهایی ظهر بکنه یا از دیگران مثلاً ما دوست درایم همسرمون به ما علاقه مند بشه، دوست مون داشته باشه، خوش رفتار باشه، بچه هامون با ما خوب باشن، خوش رفتار باشن، دوست مون داشته باشن، دوست داریم همسرو فرزندان مون با ما مؤدب باشن احترام بگذارند، بچه هامون به ما بی ادبی نکنند، روابط خوبی داشته باشیم، دوست داریم بچه هامون با ما صادق باشند، حرف راست بزنند، دروغ گویی نکنند خیانت نکنند ،ما اینها رو دوست دارمی دیگه، دوست داشتنی ها چیزهایی که توزندگی قشنگه اینها زندگی رو شاد می‌کنند، خوش بخت می‌کنه، اینها رو ما دوست داریم یعنی می‌خوایم به این برسیم، توفیق داشته باشیم که این چیزها رو تحصیل بکنیم، هان این که ما فقط دوست داشته باشیم ؟؟ اگر می‌خوایم به این چیزها برسیم باید این رو توجه بکنیم که دوست داشتنی ها صرفاً با دوست داشتن به دست نمی یان، یعنی دوست داشتن اولین مرحله است باید دوست داشته باشید درست ولی آیا صرفاً فقط اینکه من چیزی رو دوست داشته باشم بهش می‌رسم نه، باید تلاش لازم رو برای اون چه که دوست دارم بکنم، تلاش معقول و منطقی رو بکنم یه روایت امام رضا علیه السلام بهش توجه بکنید می‌رفرماید که ( من سأل الله توفیق و لم یجتهد فقد استهزاء به نفسه ) هر کس ترجمه را بنیوسم هر کس از خداوند موفقیت را بخواهد ولی سخت کوش نباشد خودش را مسخره کرده است، هر کس از خداوند موفقیت را بخواهد موفقیت در هر کار فرقی نمی کند، در هر کاری موفقیت رو بخواد اما اهل تلاش بناشه سخت کوش نباشه می‌گه خودش رو مسخره کرده، منظور از سخت کوشی چیه، سخت کوشی یعنی تلاش متناسب با محبوب ما یعنی او چه را که می‌خوای بدست بیاری باید تلاش متناسب با اون انجام بدی، توجه فرمودید، صرف تلاش هم به درد نمی خوره وقت تلف کردن می‌شه، باید تلاش متناسب انجام بدی، مثلاً فرض بفرمائید به ؟؟ می‌خواد در امتحاناتی قبول شه در کنکور باید متناسب با قبولی کنکور تلاش بکنه، نه اینکه فقط بگه من درسم رو خودندم کتاب خودندم، عرض کنم خدمتتون وقت گذاشتم، لذا باید وقت گذاری در ست خوندن تست زدن، تمرین کردن متناسب با قبولی در چه باشه، در کنکور باشه مثالً شما رانندگی بدون درد سر بکنید تلاش بکنی، اما اگر صرفاً بری آموزشگاه دوره ببینی اما تلاش متناسب با رانندگی در شهر رو نداشته باشی، فایده نداره، یعنی چی، اینا رو رخوب توجه بفرمائید، یعنی ما باید به این اصلی که در نظام خلقت سمت توجه بکنیم. اصلی که در نظام خلقت چون تمام خلقت یعنی هست، خاط شریف تون باشه چون می‌فرماید که ( قد جعل الله لکل شی قدرا ) خداوند برای هر چیزی اندازه ای گذشته یعنی یک ریاضیات داره، توجه زودی چه جوری شد، مثلاً طول و چ رابطه اش با چشم مار یانی فرکانس رابطه اش با گوش ماچیه، ریاضی گوش انسان بین ؟؟ تا 20 هزار فرکانس را می‌شنوه درست شدد، ریاضی، یعنی شما هر مقصودی که داشته باشی متناسب با اون مقصود یه سلسله حرکات ریاضی باید انجام بدید، درست شد، مثلاً شما الان فرض بفرمایید تشنه تون هست باید قدر خاصس آب بخورید تا تشنگی تون بر طرف بشه، گرسته تون هست، قرار خاصی از غذا رو باید بخورید، بنابر این همه چیز ریاضیه شما چشم تون اگه ضعیف بشه هر عینکی رو نمی تونید به چشم تون بزنید باید یه عینکی رو که با ریاضیات چشم شما تنظیم باشه برید بزنید چون خدا وند همه چیز رو ریاضی قرار داده شما می‌تونید به محبوب های خودتون به انو چه خوش بخت تون می‌کنه به اون چه که دوست دارید برسید مگر با رعایت ریاضیات محبوب خودتون یعنی حتماً متناسب با نون ریاضیان تلاش بکنید مثل اینکه اگر فرض بفرمائید بنده گرسنه ام هست باید مقداری غذا بخورم باید حتماً این رو تهیه بکنم، تلاش متناسب یعنی اینکه غذای مناسب برای سیر کردن خودم رو پیدا کنم بنابر این اگر ما در مورد خودمون در مورد دیگران چیزی رو می‌پسندیم باید متناسب با اون چه که می‌پسندیم تلاش بکنیم توجه کردید ملکه یعنی باطن ما یه باطن حاحتیاج داریم، اگر بنده که می‌خوام مثالً خطم خوش بهش، خوب توجه کنید می‌خوام مفهوم باطن را برای شما بگم، اگر من بخوام خطم خوش بشه یه خط زیبا بنیوسم این خط زیبا احتیاج به چی داره، احتیاج به تمرین داره توجه فرمودید اون چه بعدها من می‌تونم بنویسم به عنوان یه خط زیبا این تو بدن من هست یا تو نفس من ، توی نفس دیگه، توی بدن که اگر مهارتی هم پیدا می‌کنه توی گرفتن قلم و حرکت قلم این و به واسطه تمرین هست که در کجا ایجاد شده در نقس ایجاد شده این ملکه است ولی این هویدا نیست یعنی اگه الان بنده رو تکه تکه بکنند چیزی به عنوان هنر خطاطی درش پیدا نمی تونید بکنید درست شد این ملکه است. نقاشی، یه کسی می‌تونه زیباترین نقاشی ها رو بکشه اگه می‌تونه نقاشی بکشه این تو کجاش هست این هنر نقاشی مهارت نقاشی و مهارت رنگ رزی، مهارت تایپ، هان تو کجای انسان هست این، در نفس هست یعنی نفس این مکله را باید به دست بیاره بین ما دقت بکنید یه ظاهر داریم که ظهور می‌کنه یعنی اون باطن می‌یاد از طریق بدن ظهرو پیدا می‌کنه به عنوان خط بد یا خط خش مشخص می‌شه به عنوان نقاشی بد، یا نقاشی خوب ظهور می‌کنه به عنوان صدای بدی صدای خوب ظهور می‌کنه یا عرض کنم خدمتون اخلاق بد یا اخلاق خوب چیز ظهور می‌کنه این جنبه غیبی ما بهش می‌گن جنبه چیه ما هست جنبه غیب ما هست اما حقیقت داره و هست اگر بدنم رو تیکه تیکه کنم چیزی رو از توش در نمی یارن ها با چیزی به عنوان اخلاق بد، اخلاق خوب، مهارت نقاشی، مهارت خطاطی، نمی دونم تایپ همان، ولی به هر حال این روح هست، روح و باطن و غیب ما باطن ما غیب ما درون ما این استعداد رو چی کار می‌کند، کسب می‌کند این رو داره پس وقتی ما می‌گیم به باطن بپردازیم یعنی باید به کجا بپردازیم، به نفس به ملک نفس، نفس رو ملکات خوب بهش بدیم از ملکات پرهیز بکنیم، این نفس هست که باید تجزیه بشه این باطن هست. که باید تغذیه بشه درست نشد، باطن باید تغذیه بشه، خوب وقتی که من دوست ندارم ؟؟ من مثلاً دوست دارم یه بچه مؤدب داشته باشم، درست شد ما راجع به این سه گروه می‌خواهیم توضیح بدیم براتون، توجه بفرمائید، راجع به این سه گروه اول از خودم شروع کنم که مهمتر است خودم، من برای خودم چیزهایی رو می‌پسندم و یه چیزهایی رو نمی پسندم، اول از اینکه راجع به اینکه خودم باری خودم چی می‌پسندم چی نمی پسندم، اختیاری نیست، این رو یادتون باشه، چرا، چون ما یه توضیحی قبلاً دادیم در مورد انسان گفتیم چی، گفتیم انسان یه مقطع زندگی دنیا داره یه مقطع زندگی چی داره، برزخ داره، آخرت، قیت داره، بعد هم حیات ابدی، چهار مرحله حیات داره که باید این رو بگذرونند انسان این مقطع اسم شو گذاشتیم آخرت، این مقطع هم اسم تو گذاشتیم دنیا، گفتیم دنیا سازنده آخرت هست. دقیقاً آخرت مبتنی بر دنیاست، بنابر این شما با کیفیت ریاضی سرو کار دارید، نمی تونی هر ورودی تو خودت بپذیری، بگی من چی دوست دارم چی دوست ندارم، شما وقتی قراره بری سیبری نمی تونی بگی من دوست دارم با لباس نازک برم هان با دمپایی برم، او جا برفِ، خود با خود وقتی با شرایط ریاضی اون جا روبرو هستی از چی خوشت می‌یاد لباس گرم ،کفش گرم، محیط گرم از این خوشت می‌یاد بنابر این وقتی می‌آی راجع خودم می‌گی یعنی به بلندای ابدیت خودمون رو باید نگاه کنیم اگر خودم رو از دنیا از تولد تا مرگ ببینم تمام این انتخابها و ارتباط ها غلط از کار در می‌آد، یعنی انتخابها، ارتباطات و رفتارها غلط از کار در می‌آد، اگه بخوام یه چیز معقول و منطقی باشه که سعادت دنیا و خوشبختی و شادی دنیا و آخرت ام رو تأمین بکنه باید وقتی می‌گم خودم، خودم کیم، هان، خودم یعنی از تولد تا بی نهایت خودم یعنی خود الهی، خودم، من کی ام، من کسی هستم، توضیح بارها دادم که نه زن هستم نه مَرد هستم نه شوهر هستم نه زن کسی، نه بچه کسی، نه برادر نه خواهر نه داماد نه عروص، نه استاد نه شاگرد، هیچی اینا من نیستم هیچ کدوم اینا معنایی هست که مربوط به کجاست مصرف دنیایی داره به درد دنیا می‌خوره به مربوط به جنبه دنیایی ماست فرض می‌گم من، یعنی اون نقطه ای که از خدا آمده اونی که از خداست می‌خوام حالا وقتی چیزی رو می‌پسندم باید این پسند تابع مصلحت و شادی و آرامش و خوشبختی ابدی من باشه وقتی که باطل ابدیت من سازگاری نداشته باشه هر چی مهم من خوشم بیاد یعنی اشتباه خودشم آمده، هیچ وقت نمی تونم من، من باشم و ابدی خودم رو نگاه کنم از چیزی که برای من ضرر داشته باشه خوشم بیاد، هیچ وقت من نمی تونم من باشم و به بلندای ابدیت خودم رو نگاه کنم از چیزی که برای من خوبه بدم بیاد، این جوری نیست اش یعنی میل ها واقعاً تابع جلسه اول این کلاس توضیح دادم براتون اولین جلسه، گفتم انسان نوع رفتارها و انتخاب هاش با 2 چیز تنظیم می‌شه یکی احساس یکی نگاه گفتیم هر چقدر نگاه عمیق تر با شه احساس هم به همون بلندا عمیق تر هستش ما چون حب ذات داریم عاشق خودمون هستیم اگر خودمون رو درست معنا بکنیم درست، و خودمون رو درست دوست داشته باشیم به همین بلندای ابدیت، امکان نداره چیزی برای ابدیت مون خوب باشه، این رو دقت کنید ها می‌خوام نتیجه گیری کنم امکان نداره چیزی برامون ابدیت مون خوب باشه با بدمون باید و امکان نداره چیزی برا ابدیت مون بد باشه برای همه هستی مون بد باشه ما چیه خوشمون بیاد اگر درست خودم رو درست نگاه کنم این امکان نداره، پس اگر خودم، در واقع این خوب دقت بکنید اگر من از چیزهایی خوشم می‌آید که برام ضرر داره خوب نیست شیفته و عاشق چیزهایی هستم که برام خوب نیست ،یا از چیزهایی که برام خوبه بدم میاد نشون دهنده این هست که هنوز به خودم نگاه درست ندارم، چون گفتیم (الظاهر عنوان الباطن) هان اگر از من انتخاب غلط، ارتباط غلط و رفتار غلط سر می‌زنه نشون دهنده این هست که من هنوز من خودم رو نشناختم ،پس اگر من در مورد خودم چیزهایی رو دوست دارم باید به خودم برسم و وقت بگذارم و به باطن خودم برسم، سخت کوشی لازم رو برای اون چیه که لازم و باید داشته باشم بکنم اینکه امام علیه السلام می‌فرماید کلید همه بدی ها در 2 چیز هست تنبلی و بی حوصلگی برای همینه چون ماها خیلی وقتها خیلی چیزها رو خوشمون می‌آد از خیلی چیزها بدمون می‌آد اما تنبلی و بی حوصلگی نمی گذاره که ما چی کار کنیم که اون چیزهایی شایسته ماست و محبوب ماست تهیه بکنیم تنبلی و بی حوصلگی نمی گذاره اون چیزهایی که ما بدمون میآد ازش چی کار کنیم دوری بکنیم پرهیز بکنیم، نمی گذاره، حضرت می‌فرماید اگر واقعاً خوش بختی رو می‌خواید موفقیت رو می‌خواید باید نسبت به موفقیت تعریف درستی، تعریف ریاضی داره یادتون باشه، درست کنید، یعنی امر خیالی نیست یه امر اعتباری وحقیقی است موفقیت درسته، و چون او حقیقی هست شما باید متناسب با یک حقیقت خیلی سخت کوشی و تلاش بکنید اون حقیقت، نگاه بکنید، گفتم که رابطه این مسیر رابطه دنیا با آخرت مثل چی بود رابطه دنیا با آخرت مثل چی بود مثل رحم مادر بود با دنیا، حالا شما نگاه بکنید این جنینی که اول یه سلول تخم هست بعد می‌شه یه جنین کامل متناسب با دنیا باید سخت کوشی بکنه، یعنی چی سخت کوشی سخت کوشی یعنی واقعاً برای فرکانس چی بیار، گوش مناسب بیاره، این سخت کوشی است و برای طول موج چی بیاره چشم مناسب بیاره یعنی بدن و اندام مناسب بیاره این بدن و اندام مناسب باید با ریاضیات دنیا سازگاری داشته باشه و بخونه، درست شد، حالا ما وقتی از دنیا می‌خوایم متولد بشیم به ابدیت و اخرت باید با ریاضیات آخرت حتماً تطبیق بخوریم، سخت کوشی یعنی اینکه من حداقل وقتی متولد می‌شم به بهشت برم درست شد، متناسب با شرایط زیستی بهشت امکانات لازم رو داشته باشم، این دیگه است شما نیست که شما بخوای زوری تهیه بکنی بهشت رو همان باید حتماً تطبیق داشته باشد، یه بچه ای که چشم نداره نمی تونی بهشت بگی که قبلاً نمی تونه ادعا بکنه که من سخت کوشی لازم رو داشتم اگر داشت سخت کوشی لازم رو و متناسب رو حتماً چشم متناسب رو هم چیه، داشت وقتی چشم نیاورده گوش نیاورده است نیاورده، پا نیاورده یعنی اون جا یه اتفاقی افتاده که ( الظاهر عنوان الباطن) در اون درون یه اتفاقی افتاده که این الان چشم متناسب، دست مناسب، رو نیاورده، دقت کردید، کوتاهی صورت گرفته، کوتاهی صورت گرفته حالا وقتی که ما می‌خواهیم حرکت کنیم به سمت آخرت و ابدیت باید به این توجه بکنیم که اون جا مسخره بازی نیست اون جا نمی تونی تعارف بکنی اون جا نمی تونی بگی مثلاً من تلاش ام رو کردم خوب شده من زحمت ام رو کشیدم، من نمی دونستم هیچ عذری اون جا پذیرفته نیست شرایط زیستی آخرت یه شرایط کاملاً ریاضی است یعنی ازت حتماً شرایط متناسب با بهشت رو میخوای داشته باشی تو بهشت می‌ری زندگی می‌کنی نداشته باشی می‌ری جهنم، یعنی اصلاً هیچی این وسط نیست یا می‌ری تو بهشت یا می‌ری تو جهنم، خوب بنابر این توجه بکنید ما وقتی با شرایط ریاضی اون جا هستیم و دوست داریم به بلندای ابدیت بشیم و این آخرت رو برای خودم می‌خوام بهشت رو برای خودم می‌خوام باید حتماً به این فرمولی که امام رضا علیه السلام فرمودند توجه کنیم یعنی اگر موقعیت در تولد رو می‌خوایم، یعنی موفقیت در زندگی مون رو می‌خوام در دنیا رو می‌خوام حتماً باید، حتماً باید تلاش متناسب رو بکنم خوب حالا اگر بخوام تو دنیا خوش بخت بشم در دنیا شدن یه سلسله فرمول داره که اگر بخوام در اخرت موفق بشم در آخرت خوش بخت شدن یه سلسله فرمول داره تو باید متناسب با این ها تلاش بکنم، در روایت داریم مؤمن با همت ترین افراد هست چون هم برای دنیاش خوب تلاش می‌کنه هم برای کجا، هم برای آخرت یعنی خوب لحاظ می‌کنه ریاضیات دنیا رو خوب می‌شناسه هم ریاضیات هم ریاضیات آخرت رو خوب می‌شناسه هم ریاضیات دنیا رو لحاظ می‌کنه هم ریاضیات آخرت رو مثل یه جنین موفقبه جنین موفق سلامت خودش رو تون ه ماه حفظ می‌کنه ولی برای کجا زندگی می‌کنه برای دنیا زندگی می‌کنه، متناسب با دنیا خودش رو تربیت می‌کنه، با ریاضیات این جا تربیت می‌کند ضمن اینکه سلات خودش رو هم حفظ می‌کنه بنابر این تو هیج کدوم از این ها شما نمی تونید تنبلی و بی حوصلگی به خرج بدید یادتون باشه نه در امور دنیایی می‌تونی کسل باشی نه در امورآخرتی تنبل بودن جایز هست، مبناها را با هم خوب دقت بکنید علی علیه السلام می‌فرماید ( من کسیل من الامر الدنیا فهو ان امر الاخرت اکسل ) کسی که تو کارهای دنیایی اش تنبل هست تو کارهای آخرتی است تنبل تر هست، کسی که تو کارهای دنایی کسالت داره تو کارهای آختری کسل تر هست حالا دقت بکنید، مثلاً من می‌خوام دنیای قشنگی داشته باشم این دنیای قشنگ یعنی چی توضیح بدم براتون که مربوط به خودم هست فعلاً بخش خودمون رو وقتی می‌گیم یه دنیای قشنگ یعنی یه بدن سالم، خوب این بدن سالم حتماً احتیاج به غلبه بر تنبلی داره، غلبه بر تنبلی یعنی شما غذای خوب و مناسب بخوری اگر بخوای تنبلی بکنی نمی تونی بدن سالم داشته باشی کسی که در مسواک زدن تنبلی می‌کند در مسواک زدن این گناه می‌کند معصیت می‌کند و نمی تونه خوش بختی رو حدالق در بخش بهداشت دهان ودندان چیه رعایت بکنه کسی که در مسأله چشم اش تنبلی می‌کنه، کوتاهی می‌کنه تا چشم اش آسیب می‌بینه این نمی تونه در بخش چشم خوش بخت باشه یعنی بدن سالم تعریف ریاضی داره، شما باید متناسب با اون دقت بکنید مثلاً می‌گن گوشت نخور چربی نخور قند نخور، خوب کسی می‌خواد هوس بازی بکنه و نمی خواد رعایت بکنه اینها رو نمی تونه بدن سالمی داشته باشه اون وقت کسی که تو دنیا تنبل هست نمی تونه از این بخوایم چون ببین بدن یه چیز محسوس و ملموس هست ما الان باهاش سرو کار داریم خیلی از آدم ها جون شون را از دست می‌دن فقط به خاطر اینکه در رسیدگی در بدن شون تنبل هستن، توجه فرمودید، در خوردن غذا تنبل هستن، یعنی تقوا رو در خوردن غذا حالا من مثال بزنم به عنوان مثال یه غذایی داریم که معجزه آساست یعنی بهشتی و واقعاً صدها کار ازش می‌یاید میوه هست اسمش هست چی سیب، خیلی ها هستند که نمی تونن می‌گن سیب بخور می‌گه نه خوشم نمی یاد من این جوری دوست ندارم یعنی حتی تنبلی در حد خوردن یه سیب فرض فرمائید شما قبل از خواب یه سیب بخور صبح ها هم نیم ساعت قبل از صبحانه اگه یه سیب بخورید، خیلی آثار خوبی داره، آثار معجزه آسای تو بهبود بسیاری از بیماری ها داره خوب این یه کار خیلی ساده ای هست من باید مواظب باشم همیشه تو یخچالمون سیب باشه سیب هم باید بخورم شب قبل از خواب بخورم صبح هم قبل از صبحانه بخورم این کار می‌بره اگه مثل مسواک زدن من وقتی تو این تنبل هستم نمی تونم تو امر آخرتی که ؟؟ فعلاً با من فاصله داره، چی باشم آدم زرنگی باشم اینکه امام خمینی سلام ا... تعالی علیه می‌فرماید ورزش کارها برای دریافت معارف الهی آماده تر هستند به خاطر این هست، چرا، جون ورزشکار عادت کرده با نفسش مبارزه کند، تنبلی نمی کند کسی که می‌خواد ورزش بکنه این دائماً با خواسته های بدنش چی داره ،مقابله می‌کند با میلش یعنی صبح باید زود پاشه کار بکنه، بدود، ورزش بکنه، ؟؟ همین طور دائم باید به خودش فشار بیاره، کسی که تمرین کرده که به خودش فشار بیاره، آدمی که تمرین کرده به خودش فشار بیاره تمرین کرده که سختی بکشه، لوس نباشه، تن پرور نباشه، این وقتی که می‌خوای بهش معارف الهی خوب دریافت می‌کند، چرا چون مسابقه مبارزه با طبیعت رو داره یه ورزشکار و لو کافر باشه هان و لو کافر باشه وقتی می‌خوای دنیا رو بهش بدی، معارف رو بهش بدی راحت تر قبول می‌کنه چون تمرین کرده، تو آدم کدوم نشون بر بهشت نزدیک هستند اونایی که تو دنیا سختی بیشتری کشیده باشن حتی اجباری هم سختی کشیده باشن ، همین که انسان سختی کشیده نفس تربیت می‌شه یعنی نفس از حالت عیاشی و خوش گذرانی و تن پروری چی شده، فاصله گرتفه ،اون موقع دیگه براش مثلاً فرض بفرمائید نماز خودند کار سختی نیست روزه گرفتن کار سختی نیست، راحت می‌تونه رعایت بکند، اما کسی که تن پرورند، تنبل اند، کسل هستند، عیاش هستند خوش گذران هستن، می‌خوان دائماً عیاشی و کیافی بکنند اینها رو وقتی می‌خوای یه حکم ابدی و آخرتی بدی قبول نمی کنند چون اینها تو دنیاشون هم رعایت نمی کنند دقت می‌کنید تو دنیاش هم لااقل متناسب با دنیا رعایت نمی کند مثلاً درس نمی خونه تنبل و تن پرور هست. می‌خواد درس بخونه تنبلی می‌کند، کار نمی کنه تن به هر کاری نمی ده خوب این آدم برای این طرفش هم مشکل داره، لذا شما میزان موفقیتی افراد رو در رابطه با مسائل ابدی و آخرتی و انسانی باید از میزان موفقیت شون در کجا بسنجید، ببنی چقدر همت داره تو کارهاش چقدر تلاش گر هست، چقدر همت داره چقدر زحمت کش هست این افراد برای پذیرش آخرت، خیلی آمادگی بیشتری دارند اما آدم هایی که تو دنیا تنبل و تن پرور هستش، خوش گذران و عیاش هستند، اینها برای ابدیت هیچ وقت آماده نیستند، احکام ابدی رو راحت نمی تونن بهش تن بدن، در هیج وجه می‌خواد نماز بخونه می‌گه برو بابا، نماز چیه ؟ این تو کار دنیای خودش هم سنگیه، برای آخرت که دیگه هیچی، پس چه موقع رعایت فرمول های ریاضیات ابدیت برامون راحت می‌کنه زمانی که فرمول های دنیا تحمل اش برامون آسون شده باشه یعنی تمرین کنیم در دنیا که ریاضیات دنیا رو خوب رعایت بکنیم این جارو هم می‌تونیم رعایت بکنیم بچه که می‌ره مسواک می‌زنه، دقت کنید بچه ای که به موقع استحمام می‌کنه، بچه که به موقع دست شویی می‌ره به موقع لباش شو عوض می‌کنه به موقع غذا می‌خوره منظم هست این بچه برای پذیرش ابدیت و آخرت آمادگی بیشتری داره چون تمرین داره می‌کنه توی دنیا غلبه بر نفس اش رو. بچه ای که اصلاً مسواک نمی زنه، غذا هر وقت خورد خورد، مشق نمی نویسه، تمرین نمی کنه، کار نمی کنه، این تو مدرسه تنبلی می‌کنه، تن پروری می‌کنه این وقتی می‌خوای بیاریش نسبت به ابدیت و آخرت خیلی جدی دریافت نمی کنه عمل هم نمی کنه حالا کاری با این ندارم، حالا وقتی من خودم می‌خوام یه دنیای خوب داشته باشم باید تنبلی و کسالت رو بگذارم کنار تا یه دنیای خوب داشته باشم. اگه کار هست کار کنم اگر درس هست درس رو خوب بخونم. اگر نمی دونم هر چی، راجع بهداشت دهان، بهداشت مو هست بهداشت بدن هست هر چی هست باید این رو رعایت بکنم اگر بخوام یه بدن خوب داشته باشم یه بدن قوی داشته باشم یه بدن سالم داشته باشم یا خوش بختی در چیزهایی دیگه، در مسائل دنیایی هر چی که می‌خواد باشه، خوب وقتی که من به خودم نمی رسم یعنی تنبل هستم و تلاش اون فرمولی که امام رضا می‌فرماید رعایت نمی کنم، برای کسب موفقیت سخت کوشی لازم و متناسب با فعل رو ندارم دیگه نیم تونم انتظار داشته باشم که از باطن ظهورات چی بیاد بیرون ظهورات خوب و دوست داشتنی، نمی تونی داشته باشی، اینکه من دوست دارم آدم شادی باشم این فقز دوست داشتن هست این که من دوست دارم آدم خوش بختی باشم، این فقط دوست داشتن هست، اینکه من می‌خوام آدم خوش اخلاقی باشم این فقط دوست داشت هست اما اگر می‌خوام این باطن، این ظهورات را بیرون بده باید حتماً برای این باطن تلاش لازم رو بکنم یعنی سرمایه گذاری لازم رو برای خروجی های قشنگ از خودم بکنم، یعنی اگر بخوام از حسادت نجات پیدا کنم حسود نباشم، بخوام خوش قلب باشم، بخوام مهربون باشم بخوام مهرورز باشم وقتی خودم، خودم رو تغذیه نمی کنم، غذا نمی خورم چه جوری می‌تونم فقط دوست دارم آدم خوبی باشم این فایده نداره باید حتماً برای خودت تلاش بکنی یعنی به کیفیت برسی اگر من دوست دارم تایپیست خوبی باشم فقط دوست داشتن کافی هست یا باید برای تایپیست تلاش بکنم باید برم اول فرمول هاشو یاد بگیرم از نظر نظری بعد هم هی تمرین کنم تا به ملکه باطنی تایپ برسم. می‌خوام خطاط خوبی بشم می‌خوام نقاش خوبی بشم، می‌خوام بافنده خوبی باشم می‌خوام قالی باف خوبی بشم کوبلن دوز خوبی باشم کوبلن باف خوبی باشم باید حتماً تمرین بکنم تا این، آرایشگر خوبی (الظاهر عنوان الباطن ) باید به باطن ام برسم باطن ام رو خوب بشناسم نفس رو خوب بشناسم تغذیه اش رو خوب بشناسم، بعداً هم همت بکنم تغذیه می‌کنم تغذیه بکنم خودم رو تنبلی و تغذیه نکنم ،تنبلی در تغذیه نکنم ،غذام رو بخورم واقعاً تا این شکل بگیره درست شد حالا جلسه بعد راجع به فرمول های همین تغذیه می‌خوام صحبت کنم براتون بعضی از فرمول هاش رو وقتی ؟؟ دادم در مورد دیگران این ظهورات را داشته باشن حالا در مورد دیگران مثلاض من دوست دارم بچه ام دوستم داشته باشه، مهربون باشه، صادق باشه نسبت هب من اینها رو دوست دارم، خوب گفتیم آدم چند جور هستند 2 جور هستند، آدم هایی که ما باهاشون در ارتباط هستیم، پس در مورد خودم مشخص شد، هر کی می‌خوام باشم هر جوری می‌خوام باشم باید به کیفیت خودم اهمیت بدم خودم رو با کیفیت تربیت بکنم برای خودم وقت بگذارم، حاضر باشم دست از تنبلی و کسالت بردارم، حاضر باشم آموزش های لازم و دانش های لازم و فرمول های لازم رو یاد بگیرم و بعدا از یادگرفتن چی کار بکنم، تمرین بکنم، ممارست بکنم، این روش باطن سازی است تمرین، تمرین، تمرین، خوب حال وقتی می‌خوام راجع به دیگران از دیگران انتظاراتی دارم، دیگرانی که می‌خوایم ازشون انتظار داریم، مثلاً فرزند، مادر باطن اینها نقش درایم، همسر تا یه حدودی، همسر هم در قشر 2 قرار می‌گیره و هم در قشر اول، توضیح می‌دم براتون، ببینید، ؟؟ دیگه من دوست دارم یه فرزندی داشته باشم با یه خصوصیاتی، خوب وقتی که من اصلاً فرزندشان نیستم، نه دختر رو می‌شناسم روان شناسی دختر رو نه روانشناسی پسر رو عرض کردیم که قبل از انعقاد نطفه چند در مادر، 55% مادر 45% هم پدر تو 5عامل یکی سلامت و زیبایی، بود عقل بود هوش بود دنیا بود و اخلاق قبل از انعقاد نطفه این ها مؤثر هستند یعنی پدر و مادرمی تونن دارایی های خود مرو خودم رو اگه قوی کنم تو این 5 جهت دارایی دارم که وقتی که می‌خوام بچه باهاش تشکیل بدم اون وقت دقت می‌کنم حالا من، دوست دارم بچه ای داشته باشم که تو این جهات قوی باشه باید روی ژن های خودم کار کنم، بعد وقتی می‌خوام انتخاب بکنم همسری رو انتخاب بکنم که تو این 5 جهت ژن های قوی داشته باشه، خوب تا محصول خوب در بیاد، ولی به هر حال این هستش حال ما هم قبل از انعقاد نطفه توضیح دادیم هم در دوران بارداری ماه اول ماه دوم تا ماه نهم و بعد همین جوری تا 14 سال. خوب این دیگران شما وقتی می‌گید من یه فرزندی داشته باشم که سالم باشه، زیبا باشه و عقلش کار بکنه، هوشش کار بکنه هوش این بشه خوش اخلاق باشه ضمناً وقتی که نمی خوای مسخره بازی یعنی همین، اینکه امام رضا می‌فرماید خودش رو مسخره کرده یعنی همین، من دوست دارم، آقا کیه که دوست نداره بچه ای که داشته باشه که تو این 5 جهت قوی باشه یه نفر رو می‌تونید پیدا کنید رو کره زمین امکان نداره همه دوست دارن بچه شون خوب اشه، همه دوست دارن اما چند نفر می‌رن نسبت به این چیزی که دوست دارن ریاضیات مناسب رو کار می‌کنن همون جوری که دوست داره تایپ یادبگیره می‌ره سراغش دوست داره کامپیوتر یاد بگیره می‌ره سراغش دوست داره زبان یاد بگیره می‌ره سراغش اگه من دوست دارم یه بچه خوب داشته باشن چند نفر می‌رن راجع به این بچه خوب داشتن مثل زبان ریاضی گل دوزی، آشپزی تلاش شون رو بکنند مثل رانندگی، هان وقت بگذارن سرمایه گذاری بکنند چند نفر می‌رن این کار رو بکنند بسیار کم، بسیار کم که خوب ما بالاخره حضرت می‌فرماید کسی که موفقیت رو می‌خواد در داشتن یه بچه خوب، ولی تلاش لازم رو نیم کنه می‌گه خودش رو مسخره کرده، یه همچین آدمی خودش رو مسخره کرده خوب یادگیر این که 5 عامل رو چه جوری تقویت کنیم مگر جقدر ما الان نوارهای تربیت مون از قبل از انعقاد تا چهارده سال 30 تا بیشتر نیست 30 ساعت بیشتر نشده خوب، 30 ساعت من به این خانم می‌گم ؟؟ چند وقت رفتی گل دوزی کنی می‌گه من 3 ماه وقت گذاشتم می‌گم این گل مصنوعی که هست دارای تربیتش کنی که یک گل خوب تو خونه ات بگذاری یا بفروشی، بچه ارزشش بیشتر بچه ابدی است و قیامت هم باید جواب بدی نسبت به نوع تربیتی که می‌کنی این اثرش بیشتر وقت می‌خواد یا اونی که رفتی وقت گذاشتی براش، مثلاً سرمه دوزی، گل سازی، مروارید بافی، نمی دونم خیاطی این بیشتر وقت می‌خواست یا بچه چرا نرفتی وقت بگذاری که این بچه خوب تربیت بشه نطفه اش چه جوری باید بسته بشه، خوب وقت خیلی کم می‌خواد اتفاقاً مسائل شخصیتی و انسانی و آخرتی ما وقت هایی که می‌گذاریم به اندازه کارهای دنیایی نیست کارهای دنیایی خیلی دیر نتیجه می‌ده کارهای آخرتی و روحی زودنتیجه می‌ده خیلی زود نتیجه می‌ده ولی حتی ما حاضر نیستیم وقت مناسب برای همین مقدار خوشبختی روحی هم بگذاریم، تنیل هستیم فکسل هستیم، این یادتون نره که جهنم مساوی است با تنبلی، مساوی است با کسالت و بی حالی، جهنم محصول اینه، فراموش نکنید، محصول امروز و فردا کردن هست، خوب در رابطه با دیگران حق وقت نقش دادم در بچه خودم و دوست دارم بچه قشنگی رو داشته باشم بچه خوبی رو داشته باشم تو همه جهات س این نقش و وظیفه خودم ؟؟ بکنم، درست ببینید عزیزان شما هیچ کدوم دوست ندارید نقش که داشته باشید وقتی من می‌خوام عرض کنم خدمتون کار معنوی یه پرتاب یه حرکت ژیمناستیک قشنگ یه کشتی خوب یه فوتبال خوب از من ظهرو بکنه اگر می‌خوام یه بازی خوب از من ظهور بکنه باید برایش ساعت ها وقت بگذارم و زحمت بکشم می‌خوام یه نقاشی خوب بکشم یه خط قشنگ ودرست شد به قرائت قرآن زیبا بکنم یه سرود خوب بخونم یک قطعه خوبی رو بنوازم این خوب زحمت می‌خواد وقتی می‌خوای خروجی تو این باشه باید بار این زحمت بکشی خوب بنابر این وقتی در دیگران نقش داری باید زحمت بکشی برای اینکه اون چه که باید منتقل کنی چون بازتاب اش به خودت برمی گرده دیگه درسته تو وقتی سهل انگاری می‌کنی و دریچه بازتابش به خودت بر می‌گرده می‌بینی که صحنة زشتی هست یه خانمی چند وقت پیش از این اقوام ما با بچه اش دعواش شده بود من می‌شناختمش با هم تعارف نداریم ؟؟ خیلی راحت بودیم با همیدیگه، بعد می‌گفت این بچه چند تا عیبب داره داشت سر بچه داد می‌زد به شدت داد می‌زد بعد گفتم چیه چیه اینقدر ناراحتی، گفت اول از این اعصاب من رو با این قرقرهاش خورد کرده یکسره این بچه نق می‌زنه، غر غر می‌کنه، یکی هم که حاضر جوابه وای می‌شه تو چشم آدم حرف می‌زنه جواب می‌ده به آدم بعد یه کلمه بهش گفتم، گفتم آدمها کسایی که شبیه خودشون هستند از نظر اخلاقی خیلی تحمل شون نمی کنند بعد گفت آره راست گفتی گفتم می‌دونی این کیه این آینه خودتٍ آیینه خودت هست این یه ذره برگرد به عقب، برگرد به عقب به جند سال این جوری نبودی تو، خوب داده های تو موقع بارداری این جوری بوده یا نبوده، این هیچی نگفت، اگه از دست بچه ات عصبانی می‌شی به جای اینکه اون رو بزنی و داد سر اون بزنی یه دونه بزرن تو صورت خودت دار سر خودت بزن، من می‌خوام بچه ام دوستت داشته باشه، یه دختری امده بود پیش من دختر و پسری بودن راجع پدر شون صحبت می‌کردن می‌گفتن این برای ما مُرده اصلاً بودو نبودش برای ما فرقی نمی کنه به هیچ وجه بد دهن ، توهین می‌کند، بی محلی می‌کند، خوب وقتی خروجی های خودت بچه ات محصول خودت، وقتی باهاش را بطری ؟؟ نداری، احتارم نمی گذاری شخصت اش رو فقط نمی کنی رفافت نمی کنی وقت نمی گذاری براش، خوب این انتظار داری که مثلاً الان بچه کوچولو شیر و غذا و اسباب بازی و نمی دونم تلویزیون اینها سرگرم می‌شه، چهار روز دیگه که بزرگ شد، اینه براش کافی نیست که اون موقع می‌بینی که پدر نیستی براش، ؟؟ تربیت توضیح دادیم، پدر باید با بچه اش زندگی بکنه، زندگی باید بکنه یا یه ساعت های خلوتی باید داشته باشه، جدای از مادر با بچه، اما وقتی که من نقش پدرم این بوده که صبح از خونه رفتم بیرون بچه که من رو ندیده هیچ وقت شب امدم خونه خسته و کوفته، فقط شدم یه ماشین پول آور پول آوردم خونه ولی ارتباط نداشتم نه با هم بازی کردیم نه با هم خوابیدیم، نه قصه گفتم براش نه بدن هامون به هم خورده نه رو سینه ام گذاشتمش نه بوسیدمش نه با هم خلواتهایی داشتیم چه دختر چه پسر فرقی نمی کنه خوب تو پدر نیستی براش حالا بعداً می‌خوای دوستت داشته باشه، عاطفه داشته باشه نداره چون خودت این کار رو کردی، اون هفته هم 2 تا بچه آمده بودن راجع به مادرشون می‌گفتن همین حرف را می‌زدن به شوهر گفتم این چی کار کرده تا الان گفت جلوی خودش گفت این من رو ول میکنه مثلاً یه هفته به هفته می‌ره خونه مادرش می‌رم خونه می‌بینم نیستش کجاست رفته مثلاً اصفهان، شیراز، کجا و اینا بعد می‌گم بچه ها چی می‌گفت که من از این بچه ها متنفرم نمی خوامشون خوب مادری که از بچه اش متنفر یا بچه رو ول کرده دنبال یللی تللی خودشه، خوب این چند صباح بعد می‌خواد بچه ازش حرف بشنوه دوستش داشته باشه، احترام براش قائل باشه خوب نمی شه ما تو ساختن بچه مون مؤثر هستیم بچه ما ظهورات عملکرد و رفتارهای خود ماست، پس اگر ما میخوایم از باطن بچه چیزهای قشنگی بیرون بیاد باید رو باطن بچه چی کار کنیم، کار بکنیم، می‌گه بچه من، دین پذیر نیست می‌گم تو بهش دین دادی که بپذیره امکان نداره ؟؟ به بچه دین بدی دین نپذیره گله می‌شه شما به بچه جعفری بدید، آب هویج بدید ویتامین بدید یُد ویتامین هست بعد چشم اش ضعیف بشه امکان ندارد، امکان نداره به یه نفر آب بدید بعد تشنه باشه امکان نداره به یه کسی غذا بدی بعد گرسنه اش باشه، خوب نداری عزیز من می‌گه من دوست دارم بچه ام دین پذیر باشه از ظواهر خوبی داشته باشه، خوب تو نکردی تو بهش دین دادی می‌گیره، می‌گه من اینقدر تربیت دینی کردم، می‌گم تربیت دینی چی کار کردی می‌گه من از 6 ساله اش بود چادر سرش می‌کردم خوب غلط کردی، اشتباه تو همین بوده از 2 سالگی چادر سرش کردی، بردمش مسجد کافی نیست این بچه الان برای برداشتن دین دلیل می‌خواد حرف می‌خواد استدلال می‌خواد باید به سوال هاش جواب داده بشه، شما اصلاً اینکه پیغمبر می‌فرماید هیچ کس خدا رو به گناهی بزرگ تر از جهت خانواده و فرزندانش ملاقات نمی کنه، همینه، ؟؟ ما وزن های ما فکر می‌کنن=د که بچه داری یعنی اینکه خوب غذا بدن به بچه خوب لباس بهش بدن، بفرستنش مدرسه از بچه اطلاعات می‌خواد علم می‌خواد باید تو بهش اطلاعات و علم رو بدی، اگه نمی تونی، لااقل براش است خوب انتخاب بکنی، کتاب خوب بهش بدی از اول با کتاب و اطلاعات بارش بیاری خوب وقتی تغذیه شده الان دلیلی برای دین، چهار تا شب راجع به خدا و دین و پیغمبر کردن روش هم اثر گذاشته، خوب برای اینکه تو استدلال لازم رو بهش ندادی بچه ها علم می‌خواد معنویت یا ؟؟ نره، دارم می‌گم معنویت، معنویت قسمت عمده معنویت یعنی 80% اش رو بگم بهتون علمه، اطلاعاته، 20 % عملیات یا ستون تره شما اگه معنویت می‌خواید، همین می‌خواید باید باطن رو روش کار کنید، خودتون هم همینطور اگر می‌خواید معنویت داشته باشید و نورانیت به جای اینکه هی سرمایه گذاری کننی هی حج بری، سوریه بری، کربلا بری، نمی دونم نماز شب بخونی، قرآن بخونی نمی دونم، احیاء بری از اول شب تا آخر شب هی یکسره مفاتیح رو ورق بزنی و بخونی به جای اون ( اول العبادت الله ؟؟ ) امام رضا علیه السلام می‌فرماید، اولین پله و مهمترین پله عبادت خدا این هست که بشناسیش اصلاً این ها رو بگذار کنار همه رو بگو خدا کیه، اصلاً این خدا چیه، خداشناسی بکنیم ما، تا بعد بتونیم رابطه خوبی باهاش برقرار کنیم، ما الان اینقدر آدم داریم، شب تا صبح گریه می‌کنه روضه می‌خونه، دعا می‌کنه، حج می‌ره ولی آخر نمی دونه این خدا کیه اصلاً کسی هست باید وقتی می‌گه معنویت به محتوا بپردازیم، یاد بگیریم ( ؟؟ فربه شود از راه نوش آدمی فربه شود از راه گوش ) حیوان اگه می‌خواد بزرگ شه باید غذا خوب بخوره، گوسفند خوب می‌خوای داشته باشی چاق و چله باید غذای خوب بهش بدی درست شد خودت هم اگه می‌خوای قوی بشی باید از راه گوش قوی بشی بایدغذا بخوری، باید وقت بگذاری مطالعه کنی بشنوی، استاد ببینی، و هی از این طریق هی تغذیه بشی تا باطن قدرتمند و زیبا و جذابی رو پیدا بکنی، اگر وقت بگذاری انتظار نداشته باش خوب باشی، انتظار نداشته باش، باید وقت بگذاری براش خوب همسر خوبی می‌خوای داشته باشی، باید رفتار خوبی داشته باشی با همسرت، باید بدونی جنس زن یعنی چی، جنس مرد یعنی چی، و چه جوری می‌تونم یه همسری داشته باشک که این همسر بازتاب رفتارهاش با من خوب باشه، می‌گم همیشه صد در صد موفق هست این ؟؟ ولی در 95% موارد موفق که ما داده هامون رو دریافت می‌کنیم از همسرمون بنابر این وقتی که من از همسرم انتظار دارم چیز خاصی داشته باشی شرایط خاصی داشته باشه باید بهش بدم این رو یعنی باید مرد زنشو تغذیه کنه و زن هم باید مردشو تغذیه کنه چون زندگی اش مؤثرتو باطن او، باطن خوب بسازه براش بعد انتظار داشته باش باطن خوبی برای تو داشته باشه ظهور خوبی داشته باشه تو باطن بهش بده او به تو چی می‌ده او ظهورات قشنگی که تو دوست داری بهت می‌ده، درست شد ولی خوب وقتی باطن خوب بهش ندادی انتظار داری ظهورات خوبی داشته باشه خوب نداره، ظهورات خوبی نداره، تو عشق می‌خوای، ادب می‌خوای کلمات قشنگ می‌خوای، وفاداری می‌خوای، چی می‌خوای تو ریختی تومردت این رو یا نه، ریختی تو زنت این رو یا نه، وقتی نریختی، ندادی و تغذیه نکردی انتظار نداشته باش ظهور پیدا بکنه اصلاً ما همدیگر رو تغذیه نمی کنیم 2 تا هست همین طور ما فقط از دوستمون می‌خوایم دوست باشه کمکمون بکنه تو تنهای هامون به دادمون برسه، مثلاً پر کنه خلوت ما رو اما هیچ وقت فکر نکریدم ما این دوست رو با شرایط ما می‌تونم دوست اش داشته باشم، با شرایط خامی می‌تونم ازش لذت ببریم اگر می‌تونم او می‌خوام ازش لذت ببرم باید به فکر دوستم باشم تغذیه های مناسب بکنم پس این یادمون نره که ظهورات قشنگ باید باطن قشنگ باشه ببینید گروه سوم هم من بگم گروه سوم از دیگران هستش که ؟؟ هاشون ؟؟ نداریم یعنی ما در باطن اون ها نقش زیادی نداریم حداقل این جوری بگم، اگه بگم نقش نداریم یا نگم نقش نداریم نقش زیادی نداریم مثلاً شما فرض بفرمائید که عرض کنم خدمتون همسایه تون، هان، همسایه مردم شهر، مردم محل، راننده تاکسی ما که با هم زندگی نکردیم که درست نشان بدید وقتی در افراد ظهورات بد و زشتی می‌بینید ظهوراتی که دوست ندارید ببینید اول به جای اینکه از دست شون ناراحت بشید دقت کنید به جای اینکه از دستشون ناراحت بشید و اگه بکنید ازشون ازشون بدتون بیاد فکر کن ببین این واقعاً باطن قشنگی داره یا نه، خوب خرده یا نه، خیلی وقتها این بندگان خدا خوب غذا خوردن یا سوء تغذیه روبرو هستش وقتی با سوء تغذیه روبرو هستن ما نمی تونیم از یه نفری که مریض هست که بگیم تو غلط کردی مریض شود تو غلط کردی وبا گرفتی خوب این چی کار بکنه غذا نخوره بنده خدا، تو خونش دچار سوء تغذیه بود تو محیط کارش دچار سء تغذیه بود. تو اگر ظهور قشنگی از این شخص انتظار داری باطن قشنگ ای نداشته یعنی غذا خورده، همان وقت غذا نخورده که نمی تونیم بگیم که چرا فرض بفرمائید که یه کار زشت کرده یا با من درست حرف نزد بی ادبه همان پیغمبر می‌آمدن یه موقع هایی باهاش با بی ادبی صحبت می‌کردن ولی توجه داشت که این عرب جاهلیت اصلاً معروف به عرب جاهلیت بود اصلاً غذا نخورده من چی کار بکنم با این برای همین پیغمبر هیچ وقت عصبانی نمی شد، جاهل ( ؟؟ ؟ عاقل ان یخاطب الجاهل مخاطبت الطیب المریض ) تو روانشناسی عاقل توضیح دادم این رو آدم عاقل وقتی باید جاهل برخورد می‌کند نباید به جای اینکه عصبانی بشه شما قبلاً بچه ات یه کار بد می‌کرد یه حرف بدی زد یه عمل بدی کرد نباید به جای اینکه باهاش دشمنی بکنی بگی چرا بچة من الان این جوریه این یه مشکلی داره دیگه، باطن اش این غذای خوب باید بخوره، این از کجا داره ظهور می‌کنه این اگه از حجاب خوشش نمی یاد اگر از نمازخوشش نمی یاد اگه نمی دونم از فلان چیز که بده خوشش می‌آد این داره باطن خودش رو نشون می‌ده درست هم داره عمل می‌کند پس من باید دست کار می‌کنم توی اون باطن یه چیزی رو باید اون جا تغییر بدم که اشتباهات، فرض بشه اصلاح بشه که غیر بچه خودم هم همینطور هست یه کسی که این جوری هست ما باید مثل یه طبیت برخورد بکنیم، یعنی بدونیم که او مریض شده و گناهم نداره مریض شده یعنی نمی تونیم بگیم که تو غلط کردی مریض شدی خوب شد دیگه حالا یه مشکل تو اون باطن هست تو اون جا، بنابر این افراد رو راحت تر می‌تونیم تحمل بکنیم به جای اینکه هی نق بزنیم و غر بزنیم. از مادرشوهر بدت بیاد از عروس بدت بیاد از داماد بدت بیاد از خواهر شوهر بدت بیاد از کسی که بدت بیاد به جای این همه تنفر بیا بریم سراغ محبت سراغ دوست داشتن و اینکه دیگران رو همون جوری که هستن قبول شون کنیم و بپذیریم شون و بعد هم اگر می‌توانیم روشون تغذیه کار بکنیم اگر هم نمی تونیم روابطمون رو به گونه ای تنظیم کنیم که منجر به جهنم شه، باطن خود من لاقل خراب نشه، من نمی تونم دست روی باطن خیلی ها بزارم، بنابر این یه طور رفتار می‌کنه باطنش که باطن خودم خراب نشه.

روابطم طوری ؟؟ می‌کنم، باطن خودم خراب نشه حداقل اگه نمی توانم تأثیرگذار باشم این است حداقل می‌تونم سعی می‌کنم که تولید بدی در باطن شخصنداشته باشم درست شد شما نمی ت ونی شما مادر شوهرتون عوض کنی وقتی نمی تونی عوضش کنی حداقل باید تولیدات خوبی داشته باشی و خراب کاری نکنی، لااقل خراب نکن اگه نمی تونی دست تو باطن ببری تولید، خراب کاری نکن تو، چون آدم بدی هست تو هم خرابی کنی نده این جور در نمی یاد پس این رو باید دقت بکنید که ما اگر موفقیت رو در خودمون و در روابطمون با دیگران رو می‌خوایم باید به مسئله باطن خیلی توجه بکنیم باید به مسئله خوراک توجه بکنیم باید ببینیم که شخص خودم چقدر انتظار داریم اینقدر که بدونم تغذیه کردم تلاش کردم به اندازه ای که تمرین کردی از خودت تلاش بکن نه اینکه به جای اینکه 20 ساعت کار بکنی 7 ساعت کار کردی بعد انتظار نمرة 20 داری بعد نمرة 20 نمی آری بعد اعصابت هم خورده می‌شه هان، غلطه اگه 20 ساعت کار کردی 20 نیاوردی اون موقع چرا باید آدم فکر بکنه، که مشکل کجا بوده، ولی دقت بکنیم که هم از خودمون و هم از دیگران به اندازه ای که خوراک خوردن واقعاً توقع داشته باشیم متأسفانه ما در مورد خودمون چرا سهل انگاری زیاد می‌کنیم در مورد دیگارن نه، سخت می‌گیریم، پیغمبر می‌فرماید بعضی شما ها درخت رو تو چشم خودتون نمی بینید ولی خار رو تو چشم دیگران می‌بینید، این بی انصافی هست این بی انصافی هست اش باید دقت بکنیم که دیگران ؟؟ نیست بهشون زیاد بشه و ان قدر که در مورد خودمان مواظب و ما شمالی می‌کنی و بیشتر مالی می‌کنیم در مورد دیگران هم حق بدیم بهش اگه این همه خودمان بدی می‌کنیم و هی نسبت به عاشق خودمان هستیم با این که این قدر بدیم دیگران هم دوست داشته باشیم و با عیبهاشون با ضعف هاشون بپذیریم شون و دست شون داشته باشیم.