اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ در مورد نور تکوینی اهل بیت هم صحبت کردیم عوالم خلقت را هم گفتیم که گفتیم عالم به معنای (ما یُعلَمُ بِه) است آنچه که به وسیله آن علم به دست میاید تمام عوالم خلقت راهها و مجاری هستند برای شناخت حق تعالی، علم ما را به حق تعالی را زیاد میکنند و ایجاد میکنند.@ حالا در عوالم خلقت ما عالم ناسوت را داریم خوب دقت کنید به تصویر، عالم ناسوت را داریم یعنی عالم دنیا، در دنیا ما دو دسته موجود داریم انسان را در نظر گرفتیم با سایر موجودات که حالا گیاهان هستند حیوانات هستند اشیاء گوناگون هستند که اینها به دو قسمت تقسیم میشوند اشیاء نورانی و اشیاء غیر نورانی.@ در گیاهان، در جمادات، در حیوانات ما داریم گیاهان نورانی حیوانات نورانی، جمادات نورانی سنگهای نورانی جماداتی که از خودشان نور ساطع میکنند خورشید یک جماد است از خودش نور ساطع میکند کرم شبتاب داریم ما نور دارد گیاهانی هم داریم که آنها هم همینطور نور از خودشان ساطع میکنند.@ بعضیها هم هستند غیر نورانی هستند یعنی نور ظاهری نور به معنای نور ظاهری و مادی دیگر ندارند مثل سنگهای دیگر حیوانات دیگر گیاهان دیگر که ما در آنها همچین چیزی را نمیبینیم هر چند ممکن است همانطور که در مورد اورانیوم گفتیم در آنها قابلیت نور در همهشان باشد چنانچه که در بعضی از گیاهان آتش را قرار داده خداوند در بعضی از گیاهان آتش را برای بشر قرار داده.@ بعد میرسیم به انسان که انسان هم با سه چیز نورانی میشود ایمان، عمل و انواع نور ادراکی، راجع به ایمان و عمل انشاء الله توضیح مفصل را خواهیم داد انواع نور ادراکی که حس هست که حواس پنجگانه هستند لامسه، چشایی، بویایی، بینایی، شنوایی، لامسه چرا نور هست؟@ حواس ما همه نور هستند لامسه چرا نور هست؟ چون ملموسات را با درجات مختلف برای ما مکشوف میکنند چون گفتیم نور یعنی چیزی که دیگری را ظاهر میکند به ادراک و کشف منجر میشود لذا حواس ما همهشان نور هستند حس لامسهمان ملموسات را کشف میکند چشاییمان مزههای گوناگون را مثل شوری و تلخی و شیرینی و چیزهای دیگر با درجات گوناگون را برای ما کشف میکند.@ بویاییمان بوهای مختلف را با درجات گوناگون کشف میکند بیناییمان پارهای از اشیاء را به ما نشان میدهد چشم نشان میدهد پس نور هست کمک میکند ما یک سلسله چیزها را درک بکنیم و شنوایی پارهای از صداها را برای ما مکشوف میکند باعث میشود ما صداها را ادراک بکنیم.@ پس ببینید ما این نور در همه جا ساطع هست در انسان در همه اعضایش، خیالش چی؟ قوه خیال انسان، مخیلات یعنی چی؟ خیال کدام چیزها را درک میکند؟ صورتهایی که شکل اندازه دارند مقدار دارند مثل تصویر خانهتان، پدرتان، مادرتان، تصویری از ماه، خورشید، این را خیال درک میکند.@ وهم ما هم نور است چه را روشن میکند برای ما؟ موهومات را، موهومات چه هستند؟ صورتهای جزئی که شکل و اندازه ندارند.@ مثل ترس خودم، محبت خودم، کینه فلانی، عشق فلانی، علاقه فلانی، مقام، شهرتم، ادراک اینطور چیزها مثل شهرت، مقام، احساسات، عواطف، کینهها، شهوت، غضب، چیزهایی از این قبیل را وقتی که انتساب به فرد داشته باشد یادت باشد انتساب به فرد اگر داشته باشد به آن امر موهوم میگویند.@ پس امر موهوم 1 ـ جزئی باید باشد حتماً، مال کسی عشق کسی نفرت کسی ترس کسی، درکی که ما داریم از این چیز را میگویند با کدام قوه درک میکنیم؟ با وهممان درک میکنیم با وهم قوه واهمه این را درک میکند مثلاً دشمنی، مثلاً حیوانات هم دارند.@ مثلاً گربه میفهمد که سگ با آن دشمنی دارد این دشمنی سگ با خودش را با قوه وهم میگیرد چیزهایی مثل مقام یعنی ریاست من بر دیگران، شهرت، اینها همه جزء موهومات هستند کسانی هستند که عمرشان را میگذارند صرف موهومات که مثلاً تا آخر عمر بگویند این آقا مثلاً رئیس بوده خیلی محبوب بوده.@ یک کسی میخواهد برود شهرت پیدا بکند از راههای مختلف، این آدم وهمزده است کارش یک کار وهمی است گاهی جان خودشان را به خطر میاندازند و میمیرند هزاران نفر در راه جاهطلبی میلیونها انسان خودشان را به کشتن دادند. عقل چکار میکند؟ عقل در تفسیر حکما دو قسمت است یعنی دو عقل را معرفی میکند عقل نظری و عقل عملی.@ عقل نظری فرمولها و قوانین کلی خلقت را کشف میکند در ریاضیات، در فیزیک، در شیمی، در جبر، در مثلثات، در پزشکی، در زمینشناسی، انواع رشتهها، هر چه قاعده و فرمول هست عقل کشف میکند چارچوب دارد یعنی یک قانون مثل دو دوتا چهارتا، این یک قانون میشود سه سهتا نُهتا این یک قانون هست این را هم عقل درک میکند.@ وهم دیگر با این کاری ندارد قاعده است فرمول است هر چه فرمول و قاعده است ادراکش با عقل نظری هست. عقل عملی چیست؟ عقل عملی که در روایت هم خواندیم(العَقلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمن وَ اکتُسِبَ بِهِ الجَنان) عقل آن چیزی است که خدا بوسیله آن عبادت میشود و بهشت به دست میاید.@ یا گفتیم (العَقلُ نُورٌ) آنجا عقل را باز چه معرفی کردیم؟ نور معرفی کردیم (العَقلُ نُورٌ یُفَرَقُ بِهِ بَینَ الحَقّ وَ الباطِل) نوری است که به وسیله آن حق و باطل را تشخیص میدهند، پس عقل نظری چه را برای ما کشف میکند؟ چطوری نور است؟@ چون قوانین عالم را برای ما کشف میکند در سایه عقل نظری ما به کشف قوانین و اختراعات و اکتشافات و تسلط بر طبیعت، توسعه علم، گام برداشتن در جهت آسایش و رفاه خودمان قدم برمیداریم.@ اما عقل عملی بایدها و نبایدها را به ما میشناساند و به ما میگوید که چه کارهایی شایسته هست چه کارهایی شایسته نیست چه کارهایی خوب است چه کارهایی بد است عقل عملی یعنی عقلی که در عمل به داد ما میرسد.@ در تقسیمبندیها عقل نظری را گاهی از آن تعبیر به هوش میکنند میگویند هوش، یک کسی اگر عقل نظریاش قوی باشد میگویند هوشش قوی است میتواند فرمولها را خوب بفهمد قوانین را خوب بفهمد روابط بین مصالح را سریع الذهن است سریع الانتقال است.@ خوب میتواند عکسالعمل نشان دهد هوشش زیاد است یک بازیگر فوتبال خوب است یک بازیگر والیبال خوب است یک دانشمند، مهندس برق خوبی هست یک ریاضیدان خوب هست هوشش خوب است کامپیوتر خوب میداند درک میکند اینها خیلی قوی هستند این عقل نظری هست.@ اما عقل که میگویند آن عقلی که میگویند در مقابل جهل قرار دارد در روایات اسلامی عقل را در مقابل جهل قرار دادند جهل را در مقابل علم قرار ندادند هیچ جا در قرآن بین جهل و علم، یا در روایت بین جهل و علم مقابله قرار ندادند چرا؟@ چون شخص میتواند عالم باشد و جاهل هم باشد عالِم یعنی فرمول را بداند ولی احمقانه عمل بکند، عقل و جهل لذا در روایت میگوید (کِتابُ العَقلِ وَ الجَهل) حضرت 75 جنود عقل را به کار میبرد 75 جنود جهل را به کار میبرد میگوید این جهل 75 سرباز دارد عقل هم 75 سرباز دارد بعد شروع میکند میگوید 75 سرباز عقل اینها هستند 75 سرباز جهل اینها هستند.@ مثلاً عدالت، صبر، حیا، عفت، خوشاخلاقی، اینها سربازهای عقل هستند بیحیایی، بیعفتی، بداخلاقی، بدزبانی، چیزهایی که رذیله هست اینها جزء جنود جهل هستند حضرت فرمود(رُبَّ عالمٍ قَد قَتَلَهُ جَهلُک) چه بسیاری عالم که جهل و نادانیشان او را به کشتن میدهد نابود میکند هلاکش میکند.@ این همه دانشمندانی که در دنیا دارند جنایت میکنند منشأ جنایت سیاستمداران هستند منشأ جنایت حکام هستند این حکام با تکیه بر دانش و فناوری که دانشمندانشان در مراکز نظامی در مراکز شیمیایی این بمبها این هواپیماها این بمبهای هیدروژنی، بمبهای خوشهای، بمبهای شیمیایی را میسازند همه اینها عالم هستند همهشان.@ آن سیاستمدارش عالم است فیلسوفش عالم است مهندس و دکترش هم عالمند اما اینها عالمند اما این جهلی که دارند به فضائل به انسانیت به خودشان به قیمت خودشان به هدف خلقتشان به فضائل اخلاقی باعث میشود در ضمنی که اطلاعات دارند هلاک بشوند.@ عالمی هم داریم که همه مسائل عقلانی را هم حتی میداند علم به آن دارد اما دارایی ندارد دانایی دارد اینها را میداند اما دارایی ندارد خودش باور نکرده، مثل چی؟ مثل همین مثال تکراری همیشه، عالم است میداند که مرده کاری ندارد ولی آخر هم از مرده میترسد در عقل عملی این شخص شکست خورده است.@ کسی که از مرده ترسید از اینکه برود در قبرستان از اینکه دست به مرده بزند میترسد این عقل نظریاش درست دارد کار میکند یعنی به آن بگویی مرده کار ندارد اما در کجا شکست خورده؟ در عقل عملی، عقلش در عمل به دردش نمیخورد به کمکش نمیاید.@ کسی که از تاریکی میترسد از سوسک میترسد از مارمولک میترسد انگار که این سوسک میخواهد این را بخورد و نابود کند این کسی که اینطوری هست این در عقل عملیاش به کارش نمیاید نمیتواند با سوسک برخورد مناسبی بکند حالا فرضاً بگیرد بیاندازد دور، یا مثلاً جارویش بکند یا حتی بکشدش، نمیتواند بلند میشود فرار میکند از دست آن.@ این عقل عملیاش کار نمیکند به دادش نمیرسد این توهمزده است توهمش غلبه بر عقل دارد دانشمندانی که علمشان را میفروشند دچار توهم هستند چون در قبال این فروش چه میگیرند؟ فروش علم، علم را اسیر چه میکنند؟@ جاهطلبیهاشان، شهرتطلبیهاشان، قدرتطلبیهاشان، شهوتهاشان، میگویند شما کارت را بکن پروژه را به انجام برسان من به شما پول میدهم یک خانه میدهیم ویلا میدهیم بلیط هواپیمایت را تأمین میکنیم هر وقت هرجا خواستی بروی.@ همینطوری به آن میگویند این گرفتار جمادات، عشق به جمادات، نباتات و مسائل حیوانی، شیفتگی در اینها، اسارت در اینها باعث میشود یک نفر دانش خودش را بفروشد پس از نظر دانش عالم هست اما از نظر عقل عملی جاهل است.@ یعنی به قیمت خودش به هدف خلقت خودش به ارزشهایی که باید برایش زندگی بکند واقف نیست اگر هم بداند از نظر علمی عمل نمیکند لذا فرمود اگر در کسی عمل ندیدید او را هم عالم حتی ندانید، لفظ چه را به کار برد؟ جاهل را به کار برد جاهل است و عمل نمیکند.@ پس این عقل را دقت بکنید فرق بین دوتا عقل را، پس عقل نظری داریم و عقل عملی هر دو آنها هم نور هستند (العِلمُ نُورٌ العَقلُ نُورٌ). عقل نظری منشأ علم است عقل عملی منشأ عمل هست از انسان عمل ایجاد میشود صادر میشود فوق عقل چی و مسائل معنوی؟ آن هم نور هست بالاترین نوری که خدا در دل انسان گذاشته نور خودش هست یعنی عشق به بینهایت، یک نوری خدا در درون همه انسانها گذاشته که همه انسانها بدون استثناء به سمت خدا کشیده میشوند.@ این نور آدم را میبرد به سمت کمال مطلق، اینکه امام میفرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست این نور را دارد رئیس جمهور آمریکا هم عاشق بینهایت شدن است عاشق برداشته شدن محدودهاست آن که گناه میکند و معصیت میکند دزدی میکند آدم میکشد حسادت دارد میخواهد دیگران را حذف کند، این در واقع میخواهد چکار کند؟@ میخواهد محدودیتها را بردارد پس عاشق نامحدود شدن است پول بیشتری جمع میکند فعالیت بیشتری میکند میخواهد هر وقت خواست هر کاری بکند مانع جلویش نباشد پس جنایتهایی را هم که دارد میکند بخاطر این هست که او را به سمت بینهایت میکشاند.@ یک چیزی هست فقط فرقی بین رئیس جمهور آمریکا با امام امت در این هست که رئیس جمهور آمریکا نمیداند که حس بینهایتطلبیاش را باید در کجا ارضاء بکند فکر میکند باید در محدود دنبال نامحدود بگردد یعنی فقط در حیطه طبیعت و دنیا کار میکند اما امام نه امام نامحدود را با خود نامحدود میخواهد با خدا خودش را آرام میکند.@ (أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ) یعنی به ذکر وجود مطلق به ذکر کمال مطلق(تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) تو اگر مطلق میخواهی باید با مطلق سروکار داشته باشی با آن انس بگیری با آن دوست بشوی با آن رفیق بشوی تا دلت آرام بشود.@ ولی اگر دلت بینهایت را میخواهد داری در زمین دنبالش میگردی در پارچه در مبل، در مانتو، در شلوار، در مدل ریش و مو و در اتومبیل و در خانه و ویلا و در سفر خارجی و همینطوری یکسره هر دفعه دنبال یک تنوعی هستی که خودت را آرام بکنی هرگز به آرامش نخواهی رسید.@ آن که فقط میتواند دل تو را آرام بکند یک مصداق بیشتر ندارد آن کمال مطلق و بینهایت است یعنی الله لذا خودت را از اول با همان انس بده دنبال آن برو این حس که در وجود همه انسانها انسانها را به سمت الله میکشاند خدا در قرآن و در آموزههای دینی از آن تعبیر کرده (لا اله الا هو) (لا اله الا الله) این همان نور هست پس (لا اله الا الله) نوری است که در روح همه در وجود همه قرار دارد همه انسانها بدون استثناء از نور (لا اله الا الله) برخوردار هستند.@ بدون استثناء همه کمال مطلق را میخواهند علم مطلق، قدرت مطلق، زیبایی مطلق، حیات مطلق، لذت مطلق، آسایش مطلق، آن را میخواهند در واقع همه عاشق خدا هستند خدا از خودش یک چیزی در ما گذاشته که شاهد ماست.@ خدا میگوید ببین این را من در دلت گذاشتم که بدانی عاشق منی بدانی غیر از من هم کسی تو را خوشبخت نخواهد کرد. تا اینجا ما نور تکوینی را کامل کردیم در مورد انسان دوتا نور مانده یکی نور ایمان یکی نور عمل، ایمان نور است عمل هم نور است حالا راجع به این هم که بحث عملیاتیمان هست انشاء الله تکمیل خواهیم کرد.@ در واقع بهترین بخش بحث ما همین بحثی هست که ما باید در ایمان و عمل نورانی بشویم. اما برویم سراغ نورهای تشریعی، تشریع یعنی قانون مشخص کردن شرع مشخص کردن راهکار دادن فرمول دادن قاعده دادن.@ خداوند تبارک و تعالی همه خلقت را خلق کرده گُل سرسبد آنها انسان هست که توضیح دادیم طبق اصل اصالت تخصص چه کسی میتواند نیازهای علمی و معرفتی انسان را تأمین بکند؟ الله، بنابراین خداوند بخاطر اینکه تخصصهای مورد نیاز انسان که هفت دسته اطلاعات تخصصی بود انحصاراً دست خداست منشأ تشریع میشود خدا، منشأ قانونگذاری میشود.@ (قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى) بگو که فقط هدایت خدا هدایت حقیقی است خدا هادی است(هو الهادی) او میتواند تشریع بکند او میتواند آیین بدهد (وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً) چه کسی از نظر قانون از خدا بهتر است.@ یک کسی که قانون الله را که خودش خالق انسان و جهان است رها میکند به فرمولها و قوانین دیگران دل میبرد رو میبرد قرآن از آن تعبیر به احمق و بیخرد میکند (وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ) سوره بقره، چه کسی است رویش را از آیین توحیدی ابراهیم برمیگرداند مگر کسی که سفیه باشد آدم احمقی باشد.@ از خدا چه قانونی از قانون خدا کاملتر و بهتر هست که ما روی بیاوریم به قوانین من درآوردی یا اینکه دیگران چه گفتند فلان کس چی میگوید، همین قانون خدا کاملترین قانون است یکی کسی که مقاومت و پوستکلفتی دارد در مقابل قانون خدا این را تعبیر میکنند به دیوانه، احمق، سفیه.@ یک کسی میگوید من این قانون را قبول ندارم گفته فلان کس را قبول دارم آن فلان کس کدام یک از آن هفت دسته اطلاعات تخصصی مربوط به تو را دارد که یک حرفی زده و تو فکر میکنی آن حرف درست است آن شخص با میل با شهوت با حرفهایش تناسب با قالبهای ما با شهوات ما با تعصبات ما با میل ما دارد.@ شما الان انواع و اقسام این گروههای شیطانپرستی و گروههای عرفانهای مختلف را نگاه کنید ته همهشان نفسانیت در میاید هیچ کدام انسان را به الله نمیرسانند حرف الله را هم میزنند اما آخرش که شما بروید در مجموعهها میبینید که همهاش کثافتکاری و فساد و دنبال همین.@ یک بهانهای شده برای اینکه یک عده به هواهای نفسانیشان برسند آن کجا و آن قانون پیشرفته خدا کجا، قانون مترقی اسلام کجا، قرآن کجا، قابل مقایسه نیستند با همدیگر، پس الله منشأ تشریع است انبیاء چه کسانی هستند؟@ انبیاء هم خلیفۀ الله هستند که آنها میایند دین را میاورند از طرف خدا و به مردم ابلاغ میکنند پس انبیاء هم نور تشریعی هستند که این را برایتان بخوانم سوره احزاب آیه 46(يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراً) کاربردها و کارکردهای پیغمبر را میگوید ما تو را نازل کردیم برای چندتا مأموریت.@ اینکه 1 ـ شاهد مردم باشی، ملاک مردم باشی بشارت بدهی مردم را به خدا، بهشت، آخرت، به اینکه اگر ایمان داشته باشند به کجاها میرسند (و نذیراً) از آخرت از جهنم از نافرمانی، تبعات مقاومت و پوستکلفتی و نافرمانی بترسانی.@ بدانند که اگر قانون سلامت را طی نکنند وقتی کسی قانون سلامت قلب سلیم به سمت دار السلام این قوانین را رعایت نکند سر از خانه مریضی در میاورد، کجاست؟ جهنم، میگوید من قلب سلیم شما باید تبعیت کنید از انبیاء تا قلبتان سالم باشد در دنیا سالم زندگی کنید در نظام ابدی در ملکوتیتان سالم باشد در نظام آخرتی سالم باشید و مشمول اسم سلام حق باشید.@ خدا در روز قیامت یک نامه مینویسد برای بهشتیها، بهشتیها در کاخشان هستند خداوند یک نامه برایشان مینویسد که این نامه با چه شروع میشود؟ بسم الله الرحمن الرحیم ببینید این سلامتی یعنی این، منظور از سلامتی یعنی این، (مِنَ الحَیِّ القَیومِ الذّی لا یَموت إلی الحَیِّ القَیومِ الذّی لا یَمُوت) از زنده پایداری که هرگز نمیمیرد به زنده پایداری که هرگز نمیمیرد.@ یعنی گیرنده و فرستنده یکی هستند اینکه میگوید هرگز نمیمیرد یعنی سالم، عبدی، بعد هم دوباره تأکید میکند و خدا اسم سلام خودش را میدهد به بندهاش، (عَبدی عَلَیکَ مِنی السَّلام) آخ چقدر کیف دارد یک روزی من و شما از خدا این جمله را بشنویم.@ چه شود آن روز، که یکبار صدای خدا را بشنویم نامه خدا را بخوانیم که نوشته بنده من از من به تو سلام باد این کلمه وقتی به انسان میرسد انسان میشود مظهر سلامت دیگر سالم میشود دیگر ابدی است دیگر جاودانه است دیگر غصهای نیست ترسی نیست.@ اضطرابی نیست پیری نیست رنجی نیست دلشورهای نیست سالم سالم، میگوید اگر میخواهید شما به این سلامت برسید تبعیت بکنید تبعیت بکنید که سالم باشید (اَللّهُمَّ أخرِجنی مِنَ الدُّنیا سالِما) خدایا من را سالم از دنیا خارج کن، چطوری میشود انسان قوانین سلامت را از چه کسی باید بگیرد؟@ از آن که واضع قوانین هست بگیرد که چطوری من سالم باشم بدن من چطوری باید سالم باشد خدا میگوید روح من چطوری باید سالم باشد خدا میگوید. پیغمبر ما تو را فرستادیم که نذیر باشی بترسان مردم را از اینکه به سمت بیماری حرکت نکنند به سمت تولد ناقص تولد ضعیف تولد بیمار حرکت نکنند.@ فقط و فقط تولد سالم را بخواهند که قیامت فقط آدمهای سالم را میپذیرند در بهشت (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) فقط سالمها را قبول میکنند لذا عزیزم باید تلاش بکنیم هر کدام از ما تا خودمان را نورانی کنیم با علم و عمل و بیماریها و ناسلامتیها را از خودمان دور کنیم.@ اخلاق بد بیماری است رفتار بد بیماری است اندیشههای بد بیماری است عقاید ضعیف و ناسالم همه بیماری است اینها اگر با ما بمانند ما با خودمان ببریم از دنیا هزاران سال هزاران سال گرفتار خواهیم شد در بیمارستان بهشت میبرند ما را آنجا درمان بکنند.@ (وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ) این میشود ولایت تشریعی یا همان نور تشریعی، دعوت کننده به سوی خدا و سراج منیر (وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ) باز نگاه کنید وقتی میکند بإذنه یعنی چی؟ دعوت کننده به سوی خدا به اذن خدا، چرا؟ طبق اصل اصالت تخصص فقط راهنمایی در چهار مرحله تعریف، راهاندازی، بهرهبرداری و اصلاح کار سازنده است.@ اگر قرار است یک کسی غیر از سازنده غیر از خدا با بشر حرف بزند و بخواهد بشر را دستکاری بکند حکمی چیزی به آن بگوید راهنماییاش بکند باید به اذن چه کسی باشد؟ به اذن خدا باشد حالا آنهایی که میگویند نیاز نیست خلیفه رسول الله معصوم باشد از طرف خدا باشد بیایند جواب این آیه را بدهند.@ به اذن خدا خدا باید اجازه بدهد تو از طرف من این تأییدیه را داری که بروی مردم را به دین هدایت بکنی و این شخص باید خودش مظهر خدا باشد تا مردم به سمت دین دعوت بکند خودش همه کمالات را داشته باشد تا بتواند مردم را دعوت بکند.@ آخر سر فرمود (وَ سِراجاً مُنِيراً) این نور بودن پیغمبر را اینجا میگوید چراغ روشن، منیر، نورانی، نوردهنده را منیر میگویند این هم جنبه تشریعی پیامبر هست.@ قرآن هم باز نور بودن پیغمبر را در این آیه میبینید سوره یک ابراهیم(الر كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ) چه اسمهایی را هم به کار برده عزیز حمید، چه موقع میشود ما آیات را اینطوری بفهمیم چرا این دوتا اسم را آورده اینجا؟@ (كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ) این کتاب چه چیزی را میخواهد برساند؟ نور بودن قرآن را، بخش سوم نگاه کنید در تصویر، قرآن نور هست(كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ) که (لِتُخْرِجَ النَّاسَ) تو خارج بکنی با این کتاب مردم را از تاریکی به سوی نور، پس هم پیغمبر نور هست هم کتاب نور هست هر دو آنها نور هستند از تاریکی به سوی نور مردم را ببری، آن هم با چه شرطی؟@ (بِإِذْنِ رَبِّهِمْ ) باز اصل اصالت تخصص(إِلى صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ) به سوی راه پروردگار عزیز و پسندیده ستوده، حمید. راجع به نور بودن وحی هم بگویم برایتان از علی(ع) در وصف پیغمبر در نهج البلاغه هم هست.@ فرمود هر سال در کوه حراء اقامت میگزید و من او را میدیدم و کسی جز من او را نمیدید در آن روز اسلام در هیچ خانهای نیامده بوده مگر خانه رسول خدا و خدیجه و من سومین آنها بودم نور وحی و رسالت را میدیدم.@ علی(ع) میگوید من نور وحی را میدیدم وحی نور است رسالت نور است نور وحی و رسالت را میدیدم و بوی نبوت را میبوییدم یک چیز دیگر هم بگوییم آنهایی که نور دارند همه بو دارند این هم یک داستانی هست برای خودش که حالا ما وارد این مقوله دیگر الان نشدیم بوی نبوت، (إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ) من بوی یوسف را استشمام میکنم.@ به تعداد صورتهای آدمها به تعداد بند انگشتهایشان که جداست آدمها بو دارند بوی خاص دارند هر کدامشان که این بوی خاص از مجموعه، قیامت خیلی معلوم میشود میگوید بعضی با بوی گندی میروند که همه ملائکه در آزارند.@ در مورد عالِم بیعمل فرمودند بوی گندش چنان آزار میدهد جهنمیها را که خواهش میکنند این را یک جای دیگر ببرند کسی که فهمیده و همت عمل ندارد تنبلها، بیحوصلهها بوی گندشان خیلی جهنمیها را آزار میدهد که عمل نکردند همین به دلیل تنبلی به دلیل بیحوصلگی، توجیهات یخ و بیهوده بیمزه از زیر عمل در رفتند.@ بله اینطوری هست ولی خب این هم هست همینطوری با یک توجیهی از عمل کردن در میروند. پس این (أری نُورَ الوَحی وَ الرِسالَۀ وَ أشُمُّ ریحَ النُبُوَّۀ) ببین چه تعبیر زیبایی علی(ع) به کار برده.@ باز در مورد خود قرآن نبی اکرم(ص) (إنَّ هذَا القُرآن حَبلُ الله وَ نُورَ المُبین) این قرآن ریسمان خدا و نور مبین هست حبل الله چه اسم قشنگی است یعنی خدا از آن بالا این طناب را انداخته هر کس میخواهد بگیرد بیاورد بالا، بیاید بالا، در روایت داریم در قیامت میگویند بخوان و برو بالا هر کس هر چقدر قرآن بلد است درجات بهشت به اندازه درجات آیات قرآن است، چه کسی درجهاش بالاتر است؟@ کسی که آیات بیشتری را میفهمد و عمل میکند و میداند با قرآن بیشتر انس دارد نه کسی که اینجا ریاست بیشتری داشته مقام بیشتری داشته دکتر مهندس بوده محفوظاتش چقدر بوده نه چقدر قرآن چقدر نور داری قرآن نور است دیگر، چی فهمیدی از قرآن؟ چه معارفی را از قرآن فهمیدی؟@ (قیلَ إقرَء وَ أرغَ) بخوان و بالا برو خوش به حال کسانی که واقعاً در جزء برنامههای زندگیشان انس با قرآن هست فهم قرآن تدبر در قرآن جزء برنامههای اصلی زندگیشان هست، یک انسان امکان ندارد بدون قرآن سالم متولد بشود.@ روز قیامت کسانی که در زندگیشان به قرآن بیمحلی کردند ماه به ماه هفته به هفته اصلاً دست به این قرآن نزدند صد جور کتاب و درس و چیزهای دیگر را میخوانند روزنامه، مجله رشتههای مختلف وقت میگذارند کار میکنند میخوانند میفهمند امتحان میدهند ولی نوبت قرآن که میشود هیچی اصلاً همت خواندنش را هم ندارند.@ خیلی این صحنه صحنه تلخ و کمرشکن و دردناکی هست که انسان محشور بشود روز قیامت قرآن میگوید خدا این بندهات من را ضایع کرد در دنیا تو هم امروز ضایعش کن و خدا هرگز دعای قرآن را رد نمیکند.@ برویم دنبال قرآن، وقت جدی بگذاریم برای فهم قرآن، مطالعه قرآن، اولین راه فهم قرآن هم چیست در قدم اول؟ تسلط به لفظ قرآن است، اول مسلط شو خوب بیا در دستت کامل بعد یواش یواش تفسیرش و معانی باطنیاش و ارتباط روحی با آن تدبر و عمل و نور مبین قرآن نور آشکار هست.@ من گاهی وقتها میترسم راجع به امام زمن راجع به قرآن راجع به خیلی چیزها در این جلسات حرف بزنم خدا رحمت کند امام را میگفت من اینقدر تکرار میکنم تا شما یک موقع باورتان بشود بالأخره، من میترسم تکرار کنم شما قسی القلب بشوید آدم هی میشوند امام زمان، قرآن، بعد میبینی باز فردا هم همینطور شد هفته بعد هم با قرآن همین کار را میکند.@ پسفردا هم با قرآن همین کار را میکند هیچ وقت این قرآن قرار نیست بیاید در لیست مطالعاتی ما در فهرست کارهای علمی ما، هیچ وقت اصلاً قرار نیست بیاید مهمترین چیزی که همیشه باید در جیب ما باشد در دست ما باشد در اختیار ما باشد قرآن است.@ یک مژده بدهم به شما، این هم مژده است هم اعلام خطر است امام زمان(ع) که انشاء الله به زودی ظهور کنند حکومتشان بر اساس قرآن است نزدیکترین شخصیتها به امام زمان، محبوبترین شخصیتها به امام زمان کسانی هستند که قرآن را میفهمند اهل قرآن هستند حَمَله قرآن هستند.@ در سینهشان قرآن قرار دارد محبوبترین شخصیتها، کسانی که در حکومت امام زمان قرآن نمیدانند از امام زمان و حکومتش از کارهایی که حضرت میکنند و قوانین حضرت سر در نمیاورند از فیضش بهرهمند میشوند اما سر در نمیاورند این که قرآن میداند میداند امام زمان دارد چکار میکند و چقدر هم لذت دارد انسان این را بفهمد.@ لذا هر کس شرافت میخواهد در زمان امام زمان مگر نمیگویید شما اگر من مردم برگردم (وَ تَقِرُّ عَینُهُ غَدً بِرُؤیَتِکُم) زیارت جامعه چه میگویید؟ میگویید آقا من فردا چشمم به جمال شما روشن بشود بعد میگوییم ما در دولت شما جزء(یُمَکَّنُ فی دُولَتِکُم) جزء یاران نه، جزء مسئولین حکومت شما باشیم جزء فرماندهان حکومت شما باشیم.@ تو اینقدر بعد از حکومتت ما را بزرگ ببینی که ما در زمان حکومت شما جزء رؤسای این عالم باشیم چون رئاست در زمان حکومت امام زمان بر اساس لیاقتهای انسانی و الهی است غیر از ریاست در غیر حکومت امام زمان هست ریاست در غیر حکومت امام زمان پارتیبازی هست.@ رأی آوردن هست دعوا و درگیری هست مردم را گول زدن و پول خرج کردن است ولی در حکومت امام زمان چون خلیفۀ الله است همه کسانی که مسئولیت دارند به نسبت مسئولیتشان به حضرت قرب دارند نزدیکی دارند(یُمَکَّنُ فی دُولَتِکُم) در دولت شما من جزء کسانی باشم که هر شب ماه رمضان به شما گفتند چه بخوانید؟@ گفتند بخوان(اَللّهُمَّ إنّا نَرغَبُ إلَیکَ فی دُولَۀٍ کَریمَۀ تُعِزُّ بِهَ الإسلامَ وَ أهلَه وَ تُذِّلُ بِهَ النِّفاقَ وَ أهلَه) خدایا ما تمام عشقمان رغبتمان دولت امام زمان است که بیاید که در آن دولت تمام مسلمانها به عزت برسند تمام اهل نفاق ذلیل شوند(وَ تَجعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاۀِ إلی طاعَتِک) ما در آن حکومت اینقدر شرافت و نورانیت پیدا کرده باشیم که حضرت واقعاً به ما اعتماد بکند بگوید شما بروید مردم را به راه خدا دعوت بکنید.@ (وَ القادَۀِ إلی سَبیلِک) رهبران مردم به سوی خدا ما باشیم(وَ القادَۀِ إلی سَبیلِک) این یک شرافت است که امام زمان یک نفر را اینقدر تأیید بکند آنقدر قبولش داشته باشد که ببین من تو را قبولت کردم پسندیدمت برای اینکه دین را به مردم یاد بدهی من تو را پسندیدم برای اینکه رهبر مردم به سمت خدا باشی.@ امام فرمود شهید دستغیب چه بود؟ مهذب نفوس، معلم اخلاق و مهذب نفوس بود نفوس را تهذیب میکرد چه شرافتی در زمان امام زمان بالاتر از این، حالا راهش را میخواهید؟ یک ترمز در برنامههایتان بکشید یکذره عجلههایتان را کم کنید.@ سرتان را یکذره خلوت کنید نه خیلی مثل من خلوت بشود نه یک مقداری کمی خلوت بکنید بعد وقت بگذارید برای قرآن، یک وقت جدی بگذارید برای قرآن، این جزء مطالعات جدیتان باشد.@ علی(ع) فرمود حداقل 50 آیه در روز واجب است چقدر تلخ است یک نفر اینقدر بیسعادت و بیرغبت باشد به قرآن که نتواند 50 آیه در روز بخواند بعد هم واقعاً و الله قسم دروغ است اگر کسی بگوید من نتوانستم بخوانم یا نمیرسم بخوانم دروغ دروغ دروغ.@ امام مجتبی(ع) (إنَّ هذَا القُرآن فیهِ مَصابیحُ النُور) همانا در این قرآن چراغهای روشنایی هست ولی این قرآن یک کار دیگر هم میکند(يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً) یک عدهای را هم میبرد در تاریکی، چه کسانی را میبرد در تاریکی؟ آنها که میخوانند ولی عمل نمیکنند آنها را در تاریکی میبرد.@ سوره نساء آیه 174(يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً) ای مردم به تحقیق برای شما برهانی از سوی پروردگارتان آمد، برهان یعنی نمیتوانید ردش بکنید نمیتوانید انکارش بکنید کسی حریف این قرآن نمیشود.@ سه بار چهار بار چند بار در قرآن میگوید هر کس این قرآن را قبول ندارد میتواند یکی مثلش بیاورد(وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ) یک قرآن مثل این میتوانید بیاورد بعد یکجا میگوید نه ده تا سوره مثل سورههای این بیاورد 104 تا پیشکش شما ده تا.@ یکجای دیگر هم فرمود یک سوره اگر توانستید مثل سورههای قرآن بیاورید بگویید که حرف ما درست است قرآن 1400 سال دارد فریاد میزند که آهای هر کس من را قبول ندارد بیاید حریف دارد میطلبد تحدی دارد میکند هیچ کس جرأت نکرده اینجا نزدیک بشود مسلمانها را میکشند کشورهای اسلامی بمباران میکنند رهبرانشان را میکشند.@ تا حالا چرا به نظر شما دشمنان ما با این همه میلیاردها هزینه نیامدند یک کار فرهنگی بکنند قرآن را خرابش بکنند؟ بیایند بگویند ما آوردیم یک کسی را داریم یک سوره آوردیم یک سوره، آقا گفته بود من آوردم، گفت بخوان ببینم.@ بسم الله الرحمن الرحیم الفیل مالفیل و ما أدراک مالفیل علی خرطوم الطویل این هم سورهشان. این خدا چطوری برهان، میگوید من یک کتاب فرستادم روز قیامت میگویند آوردی مثل این یا نه؟ توانستید بیاورید؟ نتوانستید چرا به این ایمان نیاورید؟ چرا آمریکا این کار را نمیکند چرا اسرائیل این کار را نمیکند؟@ اسرائیل یک کاری کرده بود من در ژنو که بودم شاید حدود 18 ـ 19 سال پیش 17 سال پیش یک نمایشگاهی داشتیم نمایشگاه بینالمللی کارهای فرهنگی بود ما یکی از محصولاتی که در این نمایشگاه برده بودیم قرآن بود.@ بعد یکذره گشتیم در این نمایشگاه همه کشورها آمده بودند اسرائیل هم آمده بود بعد دیدیم اسرائیل هم قرآن میفروشد خلاصه خودمان که مارکدار بودیم نمیتوانستیم آنطرفها پیدایمان نمیشد بشود یکی کسی را فرستادیم یکی از آن قرآنها را بگیر ببینیم چه خبر است دیدیم همان قرآن خودمان است.@ ولی هر چه راجع به بنیاسرائیل بود حذف کرده بودند کاری که کرده بودند همین آیات بنیاسرائیلیاش را حذف کرده بودند هر چه راجع به یهود بود ولی کسی جگر ندارد مثل قرآن بیاورد هنوز هیچ دانشمندی هیچ ادیبی همچین شجاعتی را پیدا نکرده از این دلیل محکمتر کسی میخواهد.@ 1400 سال است ایستاده قد علم کند خودش، اصلاً میگوید من هیچ کس را نمیخواهم از من دفاع کند خودم هستم یک کسی جگر دارد بلند شود بیاید یک سوره، اول میگوید یک کتاب، بعد میگوید نه تخفیف دادیم به شما ده تا سوره، بعد میگوید یک سوره اگر توانستید بیاورید، خدا چطوری دفاع میکند از دینش از این حبل خودش.@ این حبل چقدر استحکام دارد قرآن چقدر این حبل پوسیده نمیشود کوتاه نمیشود پیر و قدیمی نمیشود همیشه هست امام صادق(ع) (وَ هُوَ فی کُلِّ زَمانٍ جَدیدٌ) در هر زمان جدید و تازه است این را برای ما فرستادند.@ و ما چقدر به کتاب خواندنهای دیگر مطالعات و کارهای اساتید دیگر، چقدر وقت میگذاریم روی کار اساتید و کارهاشان و مطالعاتشان و درسهای مختلف دانشگاهی و کتابهای فلسفی و غیره و از قرآن هیچ چیزی نمیدانیم.@ 800 ـ 900 تا واژه هم بیشتر ندارد این 800 ـ 900 تا واژه را یاد بگیر حفظ کن یکذره معانیاش را کار کن و چقدر لذت دارد برای تمرین پنج هزار تا واژه انگلیسی، فرانسه، کجا، برای آنها چقدر وقت میگذارند برای باشگاهشان برای آموزشگاهشان و تمرین بکنند و ده هزار واژه انگلیسی یاد گرفته.@ آقا هزار تا واژه قرآن یاد بگیر انسانیتت را تکمیل کن نمیگوییم انگلیسی کسی یاد نگیرد انگلیسی خیلی هم خوب است یاد گرفتنش، برای خیلیها هم واجب است یاد گرفتنش انگلیسی و زبانهای دیگر بخصوص آنهایی که حرفی برای گفتن دارند.@ عبادت است اصلاً کار انگلیسی مطالعات انگلیسی خود ما به خیلیها همه توصیه میکنیم این کار را بکنند ولی زبان دینت را هم بلد هستی نهج البلاغه را بلد هستی صحیفه بلد هستی قرآن بلد هستی همین قرآن زیاد هم نیست واژههایش.@ این شش هزارتا آیه، این شش هزار و چند صدتا آیه از 800 ـ 900 تا واژه تشکیل شده یادگیری 800 تا 900 تا واژه چقدر مگر طول دارد ما خیلی داریم تنبلی میکنیم خب وقتمان تمام انشاء الله بحث تشریعی را خیلی زود تمام میکنیم در همین چند دقیقه اول بحث بعد میپردازیم به اصلیترین بخش نور که بحث عملیمان هست بحث ایمان و عمل.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 021 - نسیم حیات ۳
متن کامل (خام) جلسه 021 - نسیم حیات ۳