جلسه 015 - نسیم حیات ۳
شماره جلسه
15
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
6
روز
15
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - نسیم حیات ۳

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ (لا دِیانَۀَ إلاّ بَعدَ مَعرِفَه وَ لا مَعرِفَۀَ إلاّ بِإخلاصٍ وَ لا إخلاصَ مَعَ التَشبیه وَ لا نَفیَ مَعَ إثباتِ الصِفاتِ للتَشبیه) اصلی که امام رضا بیان کرد شبیه اصلی هست که در فقره اول هست فرمود(أولُ عِبادَۀِ الله مَعرِفَتُه) دوباره در 28 میفرماید هیچ دیانتی نیست مگر بعد از معرفت.@ لذا اگر انسان کسی را میبیند که در حجاب ضعیف است در نماز ضعیف است در دینداری ضعیف است در خمس ضعیف است در اخلاق خانواده ضعیف است در اقتصاد در مسائل معامله ضعیف است در شوهرداری ضعیف است.@ در زنداری ضعیف است در تربیت بچهها، این برای این هست که معرفت کافی ندارد یعنی اولین دلیل این هست ممکن است بعضیها معرفت هم داشته باشند ولی بر اثر گناه، بیتقوایی معرفتشان را زیر سؤال ببرند و به معرفت خودشان عمل نکنند به یقین خودشان عمل نکند آن مرحله دوم است.@ اما اولین مرحله ضعف دیانت مال ضعف بصیرت هست معرفت نیست علم هم نیست معرفت است معرفت یعنی یک شناخت دقیق این را قبلاً توضیح دادیم شناخت جزئی دقیق، یکطوری که دل آدم محکم بشود دل آدم قرص بشود و دیگر هی تردید برندارد.@ بنابراین اگر کسی بخواهد دیانت حقیقی داشته باشد باید شکهایش را برطرف بکند یک فهرستی از تردیدهایتان را تهیه بکنید یک کسی میگوید من تردید دارم همیشه باید حل کنم این قضیه را نباید در خودم نگه دارم کسی که مرضش را نگه میدارد در خودش خیانت ابدی به خودش نسلش و اطرافیانش کرده.@ جایی تردید دارید نسبت به احکام اسلام چه عقائد چه اخلاقیات اگر تردید دارید بنویسید من نسبت به این چیزها الان نمیفهمم تردید دارم بعد این تردیدها خیلیهایش شیطانی است یعنی حقیقی نیست پس وقتی که تردید را فهرستش را در آوردید یکبار بیا خودت به جنگ این تردیدهای خودت.@ بگو حالا این تردید را من الان نوشتم برای خودم حالا میخواهم خودم با آن مقابله کنم ببینم با فکر خودم میتوانم این را جواب بدهم یا نه، این را اول انجام بدهید یعنی خودت جواب بده شاید جواب در خودت باشد از آن غفلت داشتی سعی کن حمله کنی به آن ببینم چکار میتوانی بکنی چه از تو میجوشد.@ خیلی وقتها اینطوری است میبینی که نه تو خودت هم عقیده داری محکمی فقط شیطان وسوسه دارد میکند تو را، دارد بیخود اذیتت میکند(إِنَّمَا النَّجْوى‏ مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا) شیطان نجوا میکند در گوش آدم خیلی چیزهای مقدس را توهین میکند.@ زیر سؤال میبرد چیزهای مقدس را، فحش میدهد به آنها تا تو ناراحت بشوی اعصابت خرد بشود و فکر کنی که خودت واقعاً اینطوری بدجنس هستی که به مقدسات فحش میدهی نگاه کن چرا باید این فحشها در ذهن من بیاید در حالی که هیچ کدام مال تو نیست مال شیطان است.@ من چقدر بد هستم این فکرهای منفی چیه آمده در سرم، این فکرهای بد چیه آمده در سرم، نه اصلاً مال تو نیست اینها هیچ کدام، چون اگر مال تو بود به آن معتقد بودی و ناراحت هم نمیشدی همین که ناراحتی یعنی به آن اعتقادی نداری خودت هم نمیخواهی بپذیریش اینها را، ناراحت هم داری میشوی.@ یعنی آن چیز همه کس تو است مقدس است تو نمیتوانی اجازه بدهی و ناراحت هم میشوی که در وجود تو یک کسی به مقدسات تو توهین بکند لذا معلوم است که مال شیطان است میخواهد غمگینت بکند میخواهد اصلاً به تو بگوید تو هی الکی نگو من عقیده دارم شک ندارم تردید ندارم محکم هستم.@ ببین الان اینطوری این حرفها را میزند تا تو یکدفعه دچار خود کمبینی بشوی و فکر بکنی که ضعیف شدی ضعیف هستی ببین خودت اول میتوانی جواب بدهی یا نه بنشین بنویس در تنهایی در خلوت دلائلش را بگو به آن حمله کن.@ بعد میبینی که خیلی خیلی از این چیزهایی که تو نسبت به آنها شبهه داری خودت توانستی پاسخش را بدهی توانستی جواب بدهی در خودت هم هست پس این یک نکته، حالا نتوانستی جواب بدهی قانع کننده نبود برایت، اول زور نزن که خودت را قانع بکنی این خوب نیست.@ ببین جواب قانع کننده داری دلت را آرام بکند یا نه اگر نداشتی برو پیش کارشناس، فقط هم پیش کارشناس، نه اینکه بروی این شکت را بله ببین شهین، مهین، اصغر، جواد، من هم یک همچین تردیدی دارم اینطوری است من هم میگویم اگر اینطوری باشد به نظر تو، آقا آن را برای چه مریض میکنی.@ برای خودت یک دینی دارد بگذار دین خودش را داشته باشد چرا تردید در آن میاندازی مرض خودت را به طرف منتقل نکن فقط به هر کس غیر از متخصص بگویی حرام است مرتکب حرام شدی یک کار شیطانی است فقط به متخصص به کارشناسش، نه هر آخوندی را هم در خیابان دیدی فکر کنی متخصص است.@ مثل آدمی که گلودرد دارد فکر کند هر کس پزشک است میتواند گلودرد این را خوب بکند این مال ارتوپد است بنده خدا، یکی مال زایمان است این الان نمیتواند گلودرد تو را حل بکند باید بروی پیش متخصصی که مربوط به گلو است تمام شد.@ در حد عمومی میتوانی از هر پزشکی کمک بخواهی ولی اگر تخصصی خواستی باید بروی پیش متخصص، یک کارشناسی که میدانی میتواند در عقائد جواب بدهد به تو، در اصول جواب بدهد بگو من اینجا را تردید دارم واقعاً، در این قضیه برایم تردید شک، شبهه، ایجاد شده این را به من جواب بده جوابش را بگیر.@ ممکن است یک متخصص نتواند یک متخصص دیگر بتواند این کار را انجام بدهد باید به چندتا متخصص انسان مراجعه بکند و پاسخش را بگیرد.@ پس اول خودت فهرست را تهیه کن ببین جواب میتوانی بدهی بهتر، نتوانستی از یک کارشناس کمک میگیری دلت را آرام کن بعد دیانتت دیانت درستی میشود این ساختمان با تردید، ساختمان دین را با تردید و شک ساختن مثل ساختن یک ساختمان هست با مصالح ضعیف، خب فرو میریزد.@ مثلاً فرض بفرمایید یک نفر شوهرش آدم بدی است معلمش آدم بدی است از دست آن دلخور است میرود با خدا تسویه حساب میخواهد بکند بچهاش میمیرد طلاق میدهد طلاق میگیرد شوهرش میمیرد با یک استادی که خیلی هم قبولش داشته درگیر میشود از او چیز بدی حتی ممکن است ببیند بعد میرود سر دین پیاده میکند.@ این معلوم است اعتقاداتش حتماً ضعیف است چون ما نمیتوانیم با درگیری با دیگران اصول را زیر سؤال ببریم مثل اینکه من با معلم ریاضیام خوشم نیاید درگیر بشوم بعد بگویم از این به بعد دودوتا پنجتاست من اصلاً قبول ندارم این دودوتایی که این گفته چهارتا من قبول ندارم.@ نه آن معلم ریاضی بدترین آدم هم که باشد اصولی را که دارد به تو یاد میدهد تغییری نخواهد کرد این هم یک بهانه احمقانه و شیطانی است مال آدمهای تنبل و تنپرور است آدمهایی که مریضند که رفتار یک نفر را بهانهای قرار میدهند برای بیدینیهای خودشان، برای فسق خودشان.@ یک خانمی سر حجاب با من صحبت میکرد میگفت من علت اینکه حجاب را رعایت نمیکنم این هست که پدرم خیلی به من فشار آورد راجع به حجاب، گفتم حالا پدرت اشتباه کرده، حجاب ما داریم در اسلام یا نداریم؟@ به آن گفتم بنشین دلائلش را بخوان این آیاتش است اگر نداریم ما نمیتوانیم با خدا مشکلت را درست بکنیم قیامت خودت را به خطر بیاندازی چون پدرت به تو فشار آورده عقده فشار دیگران دلیل این نمیشود که ما دستورات را رعایت نکنیم بگویم بله من عقدهای شدم از بس به من فشار آمد من دیگر نماز نمیخوانم.@ من دیگر دین را رعایت نمیکنم این کار آدمهای مریض است و آدمهای تنبل و بیحوصلهای که میخواهند دنبال یک بهانه بگردند تا زیر بار مسئولیت نروند. (لا دِیانَۀَ إلاّ بَعدَ مَعرِفَۀٍ) پس ببینید اگر کسی مبلغی خواست کار تبلیغی بکند.@ الان خیلی از مبلغها هستند میخواهند کار تبلیغی بکنند رفته روستا در جلسه بلند میشود میگوید خب مردم من برای شما، فکر میکند تبلیغ کرده مثلاً زحمت کشیده تبلیغ کند برایتان یک حکم شرعی بگویم نماز جماعت اینطوری است تقلید عبارت است از فلان، خمستان را اگر ندهید اینطوری، زکات را اگر ندهید.@ بابا این هنوز اصول دینش برایش جا نیفتاده مربی که فرصت دارد اصول را درس بدهد هرگز نباید روی فروع سرمایهگذاری کند اول یکذره ریشهاش را محکم کن بپذیرد این را، ببیند این را بصیرت پیدا کند بعد حالا به آن بگو خمس هم بده زکات هم بده نمازت باید اینطوری باشد حجاب باید اینطوری باشد.@ وقتی میگوید(لا دِیانَۀَ إلاّ بَعدَ مَعرِفَۀٍ) یعنی رعایت با چه میاید دیانت که همان رعایت هست با چه میاید؟ با معرفت میاید چشمش میخورد به یک خانم بدحجاب به یک دختر بیحجاب، دخترم این کار خیلی بد است این کار خیلی گناه دارد میروی جهنم.@ این بنده خدا اینطوری که نمیتوانی امر به معروف و نهی از منکر بکنی، خب این اگر الان رعایت نمیکند چه چیزش ضعیف است؟ معرفتش ضعیف است باید اول به آن معرفت بدهیم ما همیشه وقتی میخواهیم دینداری را شروع بکنیم از ظاهر افراد میخواهیم شروع بکنیم.@ میدانی طلا حرام است این ریشت را با تیغ تراشیدی اینطوری است این حجابت اینطوری است همهاش از ظاهر شروع میکنیم هیچ فایدهای ندارد(الظاهِرُ عِنوانٌ الباطِن) تو باید دست ببری در باطن، اگر از کسی ظهوری را انتظار داری دیانت یک ظهور است.@ اگر ظهوری را انتظار داری باید باطنی که عبارت است از معرفت ایجاد بکنی پس دقت کنید دیانت میوه معرفت است هی نرو مشاوره دخترم چرا نماز نمیخواند پسرم چرا نماز نمیخواند این چرا حجاب را رعایت نمیکند این چرا احترام به پدر و مادر ندارد.@ خب عزیزم تو اصلاً به آن خوراک ندادی غذا نخورده مثل اینکه بروی بگویی چرا پوستش دارد اینطوری میشود چرا موهایش دارد میریزد چرا ناخنش اینطوری هست خب معلوم است وقتی پوست دارد خراب میشود ناخن دارد میریزد اینطوری میشود.@ معلوم است در باطن یک اتفاقی دارد میافتد یک موادی کم است که الان بدن کم آورده برو مواد را تأمین کن نیازش را برطرف کن مشکل حل میشود. این بالای دیانت بنویسید کلمه ظاهر بالای معرفت بنویسید کلمه باطن، تا فرمول کاملاً مفهوم بشود.@ (لا دِیانَۀَ إلاّ بَعدَ مَعرِفَۀٍ) اگر ما توقع دیانت در مردم را داریم هی بیاییم بگوییم در این کشور وضع حجاب خراب است باید یک کاری بکند نیروی انتظامی، قوه قضائیه، آقا جون نه نیروی انتظامی کاری میتواند بکند نه قوه قضائیه، آنها وظیفهشان هست یک کارهایی بکند واقعاً جلوی فساد باید گرفته بشود آن هیچی شکی در آن نیست.@ ولی مشکل از اینجا نیست مشکل از این است که مسئولین فرهنگی کشور این 30 سال کوتاهی کردند آموزش پرورش کوتاهی کرده ارشاد کوتاهی کرده حوزه علمیه کوتاهی کرده صدا و سیما کوتاهی کرده معلمان کوتاهی کردند یاد ندادند این حرفها را و الا مردم مردم خوبی هستند مردم لجبازی نیستند مردم پاکی هستند.@ کسی که هزار کیلومتر راه بلند شده آمده امام رضا دوست دارد امام رضا را دین را دوست دارد مظاهر دین را دوست دارد قصد لجبازی ندارد ولی این را باید معرفت بدهید، چه کسی باید به این معرفت بدهد؟@ این اصل خیلی مهم است فرصت نداریم روی این کار کنیم در بحثهایی که حالا میخواهید کار بکنید در راهشناسی، ضرورت شناخت احکام، دشمنشناسی، علم و یقین و انسانشناسی آنجاها مفصل در این باره ربط بین معرفت و دیانت و جلسه اول دوره اول خود همین اسماء الله اردوی توحید کار کردیم.@ (وَ لا مَعرِفَۀَ إلاّ بِإخلاصٍ) این خیلی مهم است اخلاص یعنی پاک کردن خالص کردن ما یک اخلاص داریم در نظام فکریمان هست نظام معرفتی چون میگوید(وَ لا مَعرِفَۀَ إلاّ بِإخلاصٍ) در نظام معرفتی آشغال، افکار غلط، خرافه جلوی معرفت صحیح را میگیرد بحثش را پریروز کردیم.@ اگر شما بخواهید یک کسی معرفت صحیح پیدا بکند باید اول معرفتهای غلط را از آن بگیرید اینکه ما همیشه در انسانشناسی قبل از اینکه بگوییم انسان چه کسی هست یعنی معرفت صحیح بدهیم بحث چه را کردیم همیشه؟ اینکه انسان چه کسی نیست این را الان در بیاوریم که گفتیم انسان آن بحث کمالات جمادی و نباتی و حیوانی را مطرح کردیم.@ گفتیم انسان نه جماد است نه نبات است و نه حیوان، اول تعریفهای غلط پنبهاش باید زده بشود تا جا باز شود برای معرفت صحیح یعنی شخص باید از خرافات افکار غلط افکار بیپایه و ریشه نجات پیدا بکند از سنتهای غلط نجات پیدا بکند.@ قرآن چقدر تلاش میکند پیغمبر مردم را از سنتهای غلط نجات بدهد آداب و رسوم آبا و اجدادی بسیاریاش غلط است خب این نمیگذارد من درست تفکر بکنم میگوید پدرم بتپرست بوده من هم بتپرست هستم پدرم گاوپرست بوده من هم گاوپرست هستم.@ قرآن هم دلیل میاورد(أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ) خب اگر پدرانتان عاقل نبودند هدایتشده نبودند شما هم میخواهید همان مسیر را بروید این که دلیل نمیشود چون پدرانمان اینطوری بودند بله ما در خانوادهمان مهریه سنگین رسم است ما هم نمیتوانیم بشکنیم خانواده اشتباه کردند.@ پس اول معرفت باید تخلیه بشود تهذیب بشود عقل و دل باید تهذیب بشود باید اول این را بریزیم بیرون بعد میفرماید(وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ) اول پاکسازی افکار غلط باید در بیاید خرافهها باید در بیاید هر چیزی که غلط هست باید شناسایی بشود کنار گذاشته بشود تا شخص توان معرفت صحیح را پیدا بکند.@ پس 1 ـ پاک کردن فکرمان از شناختهای غلط و شرکآمیز و همچنین پاک کردن درونمان از گناهان، آلودگیها، توجهات، شهوات، وابستگیهای غلط به این و آن، اینها را باید در بیاوریم تعصبات و وابستگیهای غلط مانع معرفت صحیح میشود.@ ببین چقدر قشنگ دارد روش خودسازی را حضرت به ما یاد میدهد میگوید اصل تو ریشه تو معرفت است اول باید معرفتت را صحیح بکنی اگر معرفتت صحیح نشود عقلت اول درست کار نکند فکرت هم درست کار نمیکند فکرت درست کار نکند دلت هم خراب میشود.@ همان رابطهای که دیروز خواندیم(العُقُولَُ أئِمَۀُ الأفکار وَ الأفکارُ أئِمَۀُ القُلُوب وَ القُلُوبُ أئِمَۀُ الحَواس وَ الحَواسُ أئِمَۀُ الأعضاء) پس هر کس دچار سردرگمی است با این فرمول کاملاً از سردرگمی در میاید یک نفر هم که دچار سردرگمی هست اینطوری میشود از سردرگمی در بیاید یعنی باید چینشهایش را درست کرد این چینشها باید کاملاً درست بشود.@ من یک موقعی رفتم دکتر آن دوران جنگ من چندتا آسیب دیدهگی داشتم از بعضیهایش هم بیشتر رنج میبردم از این آسیب دیدهگیهایی که داشتم بیشتر رنج میبردم بعد به دکتر گفتم که من اینطوری هست وضعیتم این درد را دارم گفت خب حالا یک آزمایش نوشت و گفت از این قسمتها یک نوار تهیه کن و یک عکس بگیر بعد گفتم آقا همین؟@ بقیه چی دردهایم که بیشتر من را اذیت میکند؟ گفت اول تا این درست نشود بقیه قسمتها درست نمیشود دکتر چینش را بلد است اینطور نیست که بگوید کجا کجا کجا درد میکند.@ این همه قرص بردار بخور این همه دارو بردار بخور خیر. الان خیلی وقتها ما برنامه مینویسیم عزیزان میگویند این برنامه این مشکلی که من داشتم این چه ربطی به موضوع دارد برای من یک کتاب و سیدی نوشته این که به مشکل من ربطی ندارد.@ چرا اتفاقاً ربط دارد تو متوجه ربطش نمیشوی تو باید اول از آن چیزی که نیاز داری باید پایه اصلیات باشد ریشهات باید درست بشود تا اخلاقت هم درست بشود. میگوید من مشکل اخلاقی داشتم با خانمم مشکل داشتم این بحث عقیدتی برای من نوشته با شوهرم با زنم مشکل داشتم چرا اینطوری تجویز شده نه اگر این حل شود مشکل اخلاقیات هم حل میشود.@ بنابراین برنامه درست است تو باید برنامه را عمل بکنی. پس ما تا پاکسازی صورت نگیرد چیزهای غلط، بد، وابستگیها، آلودگیها، گناهان را بیرون نیاوریم نمیتوانیم دیانت را رعایت بکنیم باید انسان وابستگیاش را به این چیزها کم بکند.@ یک خانمی که وابسته است به اینکه بقیه قیافه من را ببینند هیکل من را ببینند خوشکلی من را ببینند ناخن من را ببینند نمیتواند دینداری بکند نه میتواند نماز بخواند خانمی اینطوری میکرد میگفت من نمیتوانم آرایشم را پاک کنم شب میایم 17 رکعت را با هم میخوانم.@ من نمیتوانم در طول روز هی بروم آرایشم را پاک کنم در خیابان بعد بروم وضو بگیرم چرب نباید باشد مانع نباید باشد لاکم را چکار کنم این میخواهد هم خدا را داشته باشد هم دنیا را داشته باشد من میروم بعداً همهاش را قضا، اصلاً الان ولش کن این یک هفته میخواهم بروم فسق و فجور، بعضیها اینطوری هستند.@ این یک هفته را میخواهم بروم دبی نماز نمیخوانم میخواهم بروم فسق و فجور کنم بعداً میایم از دبی میایم توبه میکنم این یک هفته را هم قضا میکنم کسی که اینطوری هست دیگر دیانت نمیتواند داشته باشد چون نمیتواند دیانت داشته باشد.@ حالا یکی از آن افکار غلط را هم حضرت معرفی میکند یکی از آن افکار غلط تشبیه است تشبیه خدا به مخلوقاتش که این را مفصل صحبت کردیم در اردوی اول(وَ لا إخلاصَ مَعَ التَشبیه) بحث نفی صفات از خدا و تشبیه را آنجا مفصل گفتیم.@ حالا اگر کسی سؤال دارد برگردد به همان بحث اول اردوی اول، یکی از آن افکار غلط تشبیه است میگوید شما نمیتوانید تفکر صحیحی در مورد خدا داشته باشید نمیتوانید معرفت دقیقی داشته باشید مگر اینکه تشبیه را بردارید تا به اخلاص برسید.@ معرفتتان درست در بیاید در توضیح نوشتم برای پیدا کردن اخلاص نیز باید یکی از مهمترین شناختهای غلط یعنی تشبیه را کنار گذارد تشبیه خداوند به مخلوقات و قائل شدن صفات مادی و سلبی و نیز خصوصیات جسمانی و محدود برای خداوند مانع از اخلاص میباشد.@ خدایی که تو اینقدر ضعیف است برایت، خدایی که اینقدر ضعیف است مثل خدای انجیل، خدای انجیل یک خدایی هست که با پیغمبرش کشتی میگیرد میخورد حضرت یعقوب میزندش زمین خدا را، چون در انجیل نگاه کنید پیغمبرها از دَم مشروبخور و زناکارند عصمت برای پیغمبر معنا ندارد.@ همهشان هم مشروب خورند هم زناکارند هم دروغ میگویند برای همین الان خود کلیسا آمار داده که از هر شش تا کشیش یکی از آنها به خدا و مسیح اعتقاد ندارد کشیش است یعنی مسئولیت دین مردم را دارد ولی خودش مردم میروند به آن مراجعه میکنند میگوید اینها خرافه است این حرفها چیه.@ مثل یکی الان به پزشک مراجعه کند پزشک بگوید ول کن بابا این حرفها چیه دکتری چیه برو بابا هر آشغالی خواستی بخور تو درس خواندی برای این کار، اینطوری شده خب این افکار غلط ما نمیتوانیم از یک فکر غلط یک خدای غلط عاشقش باشیم.@ حضرت فرمود(وَ لا لَهُ تَزَلَلَ مَن بَعَضَه) تو نمیتوانی عاشقانه با این خدا رابطه برقرار کنی تزلل داشته باشی بر آن، کوتاه بیایی در مقابلش و اطاعتش بکنی وقتی یک خدای فسقلی و(من بعضه) خدایی که ترکیب دارد یک خدایی که ترکیب دارد دیگر اصلاً معشوق نمیتواند باشد الهی که آدم میتواند کوتاه بیاید در مقابلش الهی است که زورت به آن نرسد.@ الهی که تو زورت به آن میرسد پیغمبر کتکش میزند و مثلاً یک اله ضعیفی هست اصلاً آدم از این خدا هیچ وقت حساب نمیبرد لذا ما خیلی وقتها از خداهایی که خودمان ساختیم برای خودمان حضرت میفرماید توهم کردید خداهایی که خودتان دارید خیلیهایتان توهمی است.@ از این خداها حساب هم نمیبرید این خدا نه عرضه دارد جلوی گناه کردنت را بگیرد نه عرضه دارد شادت بکند نه عُرضه دارد گذشتهات را جبران بکند که تو دائماً با گذشته داری ور میروی و غصه گذشته را میخوری نه خدایی هست که عُرضه دارد اضطراب آیندهات را بگیرد.@ نه خدایی هست که عرضه دارد کنارت باشد با آن زندگی بکنی تنهاییهایت را پر کند به چه درد میخورد خدایی که هیچ کدام از این خواص را ندارد آدم باید برود دنبال یک خدای خوب بگردد و پیدا کند(لا أُحِبُّ الْ‏آفِلِينَ) من از این خداهای موقتی و محدود و پیزوری و به درد نخور خوشم نمیاید.@ بنابراین اگر ما میبینیم خدایمان نمیتواند تنهاییهایمان را پر کند هی باید موبایل دستمان باشد اساماس بزنیم تلویزیون روشن کنیم برویم سراغ ماهواره و اینترنت، بزنیم از خانه بیرون، معلوم است که خدا خدایی هست که نمیتواند تنهاییهای تو را پر بکند.@ اصلاً نمیتوانی با آن رفیق باشی این خدایی که ما داریم شما بروید این دعا را بخوانید ببینید چقدر قشنگ است(یا عِمادَ مَن لا عِمادَ لَه یا زُخرَ مَن لا زُخرَ لَه یا سَنَدَ مَن لا سَنَدَ لَه یا رَفیقَ مَن لا رَفیقَ لَه یا حَبیبَ مَن لا حَبیبَ لَه) اینقدر این خدا قشنگ است.@ (یا کَنزَ مَن لا کَنزَ لَه) ای گنج کسی که گنج ندارد این خدایی که گنج من نیست دارایی من نیست همه کسم نیست پشتبان من نیست عمادم نیست زخرم نیست سندم نیست رفیقم نیست حبیبم نیست طبیبم نیست اصلاً این خدا به درد نمیخورد باید بیاندازیش دور این خدا خدای ساخته خودتان است.@ (کلما) امام صادق میگوید همه آن چیزهایی که شما در خیالهای خودتان از خدا ساختید همه ساختههای خودتان است(مَصنُوعٌ مَردودُ إلَیکُم) خودتان ساختید به خودتان هم برمیگردد این خداهای به درد نخور را باید بریزیم دور، خدایی که اجازه میدهد تو هر گناهی بکنی خدایی که اجازه میدهد تو هر جا غصه بخوری.@ خدایی که هیچ جا در زندگی کمکت نمیکند پشتیبانت نیست در مسائل زندگی در مسائل اجتماعی در مسائل سیاسی به دادت نمیرسد دستت را نمیگیرد دعایت را اجابت نمیکند یادت نمیکند کمکت نمیکند این چه خدایی است اصلاً.@ پس بدانید خدایی که هیچ جا نیست اصلاً کمکت نمیکند عُرضه ندارد شادت بکند و آرامت بکند قرآن میگوید اگر میخواهی ببینی یک نفر چقدر مؤمن است ببین چقدر شاد و آرام است پس معلوم است مؤمنی که به خدای حقیقی خدای اصلی الله تبارک و تعالی ایمان بیاورد حتماً شاد میشود و حتماً آرامش شخصیتی دارد.@ این دیگر عصبی و پرخاشگر و قرصی و زودرنج و حساس نیست که دعوا بکند یک کسی که سه روز یکبار چهار روز یک بار هفتهای یک بار با شوهرش دعوا میکند پرخاشگری میکند با زنش دعوا میکند با بچههایش دعوا میکند دائماً داد میزند فحش میدهد حرفهای زشت از دهانش در میاید.@ نسبت ناروا میدهد بدبینی دارد حساسیت دارد اصلاً خدایش خیلی بیعرضه است اصلاً به دادش نرسیده خدایی که نمیتواند با من باشد نه در مسافرت با من است نه در رختخواب با من است قرآن میگوید خدای خوب در رختخواب هم با شماست.@ (الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ) اصلاً در رختخواب هم با شماست قشنگ سرش روی بالش توست خدایی که قرار است در رختخواب پیش من نباشد من در رختخواب با افکار مالیخولیایی و فکرهای کارتونی و فکرهای گناه و فکرهای نگران کننده من را تنها بگذارد.@ خدایی که من را قال میگذارد تنها میگذارد وقتی دنبال پناهگاه میگردم به دادم نمیرسد در ترس در تنهایی در مشکلات پیشم نیست این همان خدای ساخته خودت است اما خدای قرآن اینطوری نیست خدای قرآن همه جا با تو است(إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ) همه جا کنارت هست شوهر داشته باشی یا نداشته باشی.@ مُرد نمُرد زنت مرد نمرد بچهها مردند نمردند باشند نباشند فقر، ثروت، سلامتی، بیماری،(فی شدۀ فی رخاء) همه جا با تو هست یک لحظه تنهایت نمیگذارد در خوابت در بیماریات همه جا این خدا هست همهاش به تو کمک میکند شادی میدهد آرامش میدهد.@ اصلاً با وجود این خداست که آن قاعده را من در مورد گذشته و آینده گفتم گفتیم آنچه که در مقابل ماست در آینده ماست بینهایت قشنگتر و زیباتر و مهمتر و گرانقیمتتر از آن چیزی است که در گذشته ما بوده با یک همچین خدایی درست میشود نه یک خدایی که اصلاً خودش را هم نمیتواند نگه دارد.@ به یکی گفته بودند ژله بخور این ژله برای قدرت بدن خیلی خوب است گفته بود این که خودش را هم نمیتواند نگه دارد این خودش لرزانک است اگر میتوانست خودش را قوت میداد.@ حالا اگر بخواهیم تشبیه نداشته باشیم باید چکار کنیم؟ (وَ لا نَفیَ مَعَ إثباتِ الصِفاتِ للتَشبیه) و با اثبات صفات، صفات مخلوقات برای خداوند نمیتوان تشبیه را نفی کرد اگر بخواهی تشبیه را نفی بکنی باید صفات مخلوقات را از خدا برداری صفتهای ضعیف صفتهایی که در مورد خدا گفته شده اگر کسی بخواهد تشبیه را نفی کند باید صفات و خصوصیات مخلوقات را که حاکی از نقص و محدودیت هست برای خداوند اثبات نکند.@ مثلاً یک کسی گناه میکند بعد معتقد است خدا نمیبخشدش این معلوم است خدایش خدای به درد نخوری است یک دریا گناه آدم داشته باشد یک عمر 40 سال 60 سال گناه داشته باشد هر گناهی فرقی هم نمیکند چی.@ شما ببینید امام رضا(ع) یکی از اصحابش به آن میگوید فلانی از سردارهای مأمون رفتم ماه رمضان دیدم دارد غذا میخورد گفتم تو چرا روزه نمیگیری؟ گفت من آخه چه روزهای بگیرم در حالی که 60 نفر از سادات را من شمشیر زدم به دستور مأمون ریختم در این چاه، زن، بچه، کودک، بزرگ، دیگر چه نمازی چه روزهای وقتی کسی این همه آدم کشته باشد مگر خدا دیگر کوتاه میاید.@ امام رضا فرمود به آن بگو آن ناامیدیات گناهش بیشتر از کشتن آن 60 نفر است هیچ گناهی نیست که خدا جلویش کم بیاورد چون اگر کم بیاورد خدای محدود و خدای ضعیف میشود یک خدای ضعیف است پس شناختم از این خدا در واقع غلط است خدایی که نمیتواند گذشته من را جبران بکند ندید بگیرد نه تنها ندید بگیرد قرآن میگوید من خدایی هستم که همه گناهان گذشته شما را که میبخشم.@ (لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ) از روح خدا از رحمت خدا ناامید نشوید(إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً) خدا همه گناهان را میبخشد تازه میگوید نه تنها میبخشم به جای همه گناهانی که کردید به شما ثواب هم میدهم یک همچین خدایی است(يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ) گناهانتان را تبدیل به حسنه هم میکنم.@ این خداست که خدایی که آدم عاشقش است دوست دارد هزار بار برایش بمیرد هزار بار برایش جهاد بکند بمیرد برایش فداکاری بکند برایش سختی بکشد برایش روزه بگیرد برایش نماز بخواند برایش نماز شب بخواند برایش برود در آفتاب ساعتها بنشیند عبادت بکند این خدا خدای دوست داشتنی هست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@