اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته بحثمان به اینجا رسید که خداوند در جلوههای گوناگون برای ما تجلی کرده در قرآن در نفس خودمان در پیامبر در ملائکۀ الله در همه موجودات جلوه کرده به صورتهای گوناگون تا ما دارای بصیرت بشویم و بتوانیم ببینیم و بشناسیم و در سایه این دیدن و شناخت به معرفت و یقین برسیم و با این معرفت و یقین مسیر درست را برای زندگی خودمان انتخاب بکنیم این نکته نکته بسیار مهمی هست.@ پس همانطور که سیدالشهداء فرمود که خدایا من از این تغییر و تحولاتی که در موجودات هست جلوههای گوناگون موجودات فهمیدم که تو میخواهی در هر چیزی خودت را به من بنمایانی ما هم باید این دیده را پیدا بکنیم البته همانطور که یادتان هست ما در اردوی دوم گفتیم که بحث چند جلسه قبل هم گفتیم بحث شناخت خدا به خدا را مطرح کردیم.@ (بِکَ عَرَفتُک وَ اَنتَ دَلَلتَنی عَلَیک) در همین دعا این را میگوید من تو را با خودت شناختم و تو خودت من را به سوی خودت راهنمایی کردی(وَ لَولا اَنت ما اَدرِ اَنت) اگر تو نبودی من نمیدانستم تو چه هستی و اگر یادتان باشد خواندیم که اشیاء کوچکتر از آن هستند که بخواهند خدا را بشناسانند ما خدا را از مخلوق بشناسیم.@ یا در همین دعای عرف داریم(اَلِغَیرِکَ مِنَ الظُهورِ ما لَیسَ لَک) آیا غیر از تو یک ظهوری بیشتر از تو دارد که ما از طریق آن ظهورها بخواهیم تو را بشناسیم آیا تو مخفی بودی مخفی هستی که ما تو را بشناسیم و با این ظهور بیشتر اشیاء تو را بشناسیم در حالی که قرآن فرمود در دعای دیگر داریم(هُوَ الظاهر) یعنی فقط خدا ظاهر هست یعنی هر چه هست خداست.@ ببینید اشیاء همانطور که توضیح دادم در جلسه قبل از کیفیتشان در فقره دهم ما داشتیم که جلسه قبل معنا کردیم تباین خدا با مخلوقاتش در چه هست(مُفارِقَتُهُ اِنیَّتُهُم) در کیفیت وجود هست ما از ضعف خودمان از وابستگی خودمان به یک قوی پی میبریم به یک مستقل به یک مطلق از این طرف موجودات آیات هستند خود خدا هم دارد میگوید آیه هستند نشانه هستند صورت هستند.@ همان صاحب صورتی که حضرت صادق(ع) فرمود در آیینه شما میبینید شما از ضعف این صورت میفهمید که یک صاحب صورتی هست که باید پشت سر من باشد یا یک جایی باشد که عکسش افتاده در آیینه، اما حضرت میفرماید این که من بخواهم در آثار بگردم تو را ببینم وقت من را خیلی میگیرد به امام حسین(ع) عرض میکند.@ میگوید من با خودت خودت را بشناسم این یک شناخت بالاتر هست پس ما یک مرحله شناخت داریم از جلوه به جلوه کننده از ظاهر به مظهر از معلول به علت، اما از آن طرف یک شناخت داریم از علت به معلول یعنی شما به محض اینکه معلول را میبینی علت را هم میبینی.@ مثالش همین کتاب بود گفتیم شما تا کتاب را میبینی نویسنده را میبینی در واقع، کارخانه چوب را میبینی جنگل را میبینی پتروشیمی را میبینی دانشگاههای مختلف را میبینی تا این را نگاه میکنی چون میدانی این همینطوری نمیتواند به وجود بیاید تا نگاه کردی به کتاب به همه عوامل بوجود آورنده آن داری نگاه میکنی چون این نمیتواند خودش این خودش چیزی ندارند هزاران دست در کار بوده تا این به دست ما رسیده.@ بنابراین این نگاه نگاه خیلی خوبی هست پس ما باید مثل سیدالشهداء(ع) چشم بصیرت داشته باشیم و همانطور که در مثنوی هم آمده داستان شیرینی هم دارد که الان فرصت نداریم بگوییم.@
این حجابها را بردارد و آن صاحب صورت را ببیند پس اشیاء مختلفی که ما با آنها سروکار داریم همه اسمهایی هستند که در این اسمها ما مسما را میبینیم یعنی حق تعالی را ما میبینیم.@ مثل اینکه یک نفر که صاحب هنرهای مختلفی هست در هر هنری برای شما جلوهگری میکند ولی شما در همه اینها آن مسما را میبینید نقش را که میبینید نقاش را میبینید در تابلویی که کشیده شده این گل را که میبینید گلساز را میبینید پس ما همیشه از نگاه به صورت صاحب صورت را میبینیم از نگاه به ظاهر مظهر را میبینیم از نگاه به جلوه آن متجلی را میبینیم این را اصطلاحاً بزرگان دین چشم قیامتی میگویند و انسان اگر در دنیا نتواند ببیند در آخرت هم نمیتواند ببیند.@ (قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً) خدایا چرا مرا کور محشور کردی در حالی که من در دنیا بصیر بودم قرآن در جواب میگوید(أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى) تو آیات ما را میدیدی همه را انکار کردی فراموش کردی خودت را به نفهمی زدی امروز هم کسی دیگر تو را نخواهد دید(تُنْسى) تو هم فراموش میشوی خیلی این تهدید کمرشکن است که قیامت یک نفر فراموش بشود.@ ببینید عجیب است میگوید اصلاً نمیشناسمت خدا میگوید بندهای به اسم تو سراغ ندارم چون تو ربی به نام من سراغ نداشتی من هم بندهای به اسم تو کسی را را نمیشناسم اینکه علی(ع) فرمود بعضیها در جهنم دیده نمیشوند اصلاً در قیامت هم دیده نمیشوند.@ فرمود این آدمهای متکبری که در مقابل دستورات خداوند تبارک و تعالی مقاومت میکنند نماز نمیخوانند یا اگر میخواهند بخوانند تکبر میکنند با کیفیت خاصی که خدا اول وقت نمیخواند باز حجاب را تکبر میکند خمس را تکبر میکند زکات را تکبر میکند مسئولات دینی دیگر تکبر دارد مقاومت میکند میفرماید اینها به اندازه مورچه میکند خداوند روز قیامت میاندازد زیر دست و پا.@ آنجا هم مرگ که نیست اولین کاری که خدا میکند روز قیامت خیلیها هم خوشحال میشوند هم میترسند میفرماید یک قوچی را میاورند آنجا تصویر است میخواهد صحنه نمادین است این اسمش مرگ است بعد سرش را میبرند خدا میگوید مرگ مُرد جهنمیها خیلی ترس برشان میدارد چون میگویند ما امیدوار بودیم که بمیریم که دیگر درد احساس نکنیم.@ بهشتیان خیلی خوشحال میشوند میگویند ما جاودانه شدیم آنجا مرگ نیست وقتی مرگ نیست میفرماید این پنجاه هزار سال این آدمهای متکبر زیر دست و پا له میشوند درد میکشند زجر میکشند تحقیر میشوند هیچ کس هم نمیاید به آنها بگوید تکلیف تو چیست اصلاً، میگذارند روز قیامت آخر آن پنجاه هزار سال به او میگویند حالا شما بیایید بروید جهنم، کجا آن هم سَقَر یعنی بدترین جای جهنم که آتش جهنم را تأمین میکند سقر مال آنهاست.@ (قالُوا ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ) چه چیزی شما را کشاند تا سقر آورد فرشتهها میگویند آقا شما چرا اینجا آمدید(قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ) ما نماز نمیخواندیم(وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ) اهل رسیدگی به فقرا نبودیم زندگی خوش خودمان را داشتیم کاری به فقرا نداشتیم اگر هم کمک میکردیم گهگاهی فقط به خاطر اینکه عذاب وجدان نداشته باشیم و الا ما کمک جدی سهم جدی در زندگی فقرا و مساکین نداشتیم اصلاً و چیزهای دیگر.@ این چشم آخربین چیزی است که ما باید پیدا بکنیم الان هم باید داشته باشیم لذا میفرماید بدترین جنبندهها(إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ) لال و کری هستند جالب است که لال آورده لال و کری هستند یعنی اینها زبانشان چیزی را نمیبینند که بخواهند بیان بکنند گویا نیست به حق، اگر هم ببینند اعتراف نمیکنند.@ یک دختر خانمی آمده بود پیش من معلمش میگفت این اعتقاد به خدا ندارد اصلاً خدا را به شدّت رد میکند اعتقاد ندارد خیلی با توپ پر هم آمد نشست و با هم صحبت بکنیم یک مقدار صحبت کردیم بعد همان سیر منطقی خودش را رفتیم جلو، گفتم حالا این که الان من به تو نشان دادم قبول داری گفت بله گفتم این کیست؟ گفت نمیخواهم اسمش را بیاورم.@ ببینید بدش میاید اسم خدا را بیاورد میگفت همین بله درست است همین که شما گفتید درست است یک همچین فردی هست ولی من نمیخواهم اسمش را بیاورم این قدر آدم تکبر داشته باشد در مقابل حق، اینقدر آدم میرسد به یک جایی که میافتد به لجبازی با خدا.@ گفت خدایا موقع مُردن، مروان است عبدالملک مروان میگوید موقع مُردن این همه جنایت کرده این خلیفه ملعون میگوید میدانم اگر توبه کنم تو میبخشی ولی اینقدر بدم میاید از تو که هرگز این کار را نمیکنم آدم اینطوری میشود میافتد به لجبازی با خدا، میداند الان خدا میگوید راضی نیست به کارهای این به تصمیمات این به انتخابهای این ارتباطات این رفتارهای این، ولی میکند اصلاً یک دفعه اینطوری میشود.@ (وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا) میگوید با وجودی که یقین داشتند به درستی پیغمبر کلامش به قرآن ردش کردند با اینکه یقین داشتند چرا؟ ظلم به خویشتن و علو، گندگی کردن آدمها یک دفعه جلوی خدا اینطوری میشوند حالا خدا میگوید تو من را نمیبینی من هم تو را نمیبینم تو من را نشناختی من هم دیگر تو را نمیشناسم برو.@ لذا میگوید اینها وقتی میروند دیگر کسی کاری با اینها ندارد اینها نمیشناسد دیگر کسی این را اصلاً، صدایی از اینها شنیده نمیشود علی(ع) میفرماید بترسید از اینکه در جایی بیفتید که صدایتان را هیچ کس نشنود این کاری است که خودش با خودش میکند در دنیا و الا خداوند که به کسی ظلم نمیکند خود آدم با خودش این کار را میکند.@ بدترین جنبنده چه کسانی هستند(الصُّمُّ الْبُكْمُ) کرانی هستند(الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ) کسانی که تعقل نمیکنند فکر قبل از تعقل است یادتان باشد اول فکر بعد تعقل یا تعقل فکر، اینطوری هم هست، عقل، فکر، این رابطه را خوب باید دقت بکنید که ما یک تعقل داریم یک تفکر داریم که حالا در جزوههای خودتان بیاورید تا به شما بگویم.@ علی(ع) این درس هم انشاء الله باید بماند برای اردوی تفکرمان الان فعلاً نمیتوانیم توضیحش بدهیم(اَلعُقولُ) معجزه است این از معجزات کلام، همهاش معجزه است ولی هیچ کس نمیتواند اینطوری سخن بگوید یعنی شما تمام تاریخ علم را بگردید یک حدیث اینطوری نمیتوانید پیدا بکنید یک حدیث نمیتوانید با این نظم ریاضی پیدا بکنید خوب دقت کنید.@ (اَلعُقُولُ اَئِمَۀُ الاََفکار وَ الاَفکارُ اَئِمَۀُ القُلُوب وَ القُلُوبُ اَئِمَۀُ الحَواس وَ الحَواسُ اَئِمَۀُ الاَعضاء) از عقل شروع شده عقلها امام فکر هستند یعنی فکر تابع عقل است اگر یک کسی اهل تعقل نیست افکارش هم خوب در نمیاید، عقل چه بود؟ یکی دیگر از احادیث را در مورد عقل برای من بخوانید.@ عقل نوری هست در قلب(یُفَرِقُ بِهِ بَینَ الحَقِّ وَ الباطِل) کسی که حق و باطل را نشناسد وقتی فکر میکند فکرهایش همه اشتباه در میاید یعنی حیطه فکری او حیطه اشتباه هست دو دوتا چهارتا دارد میکند میگوید حالا من این کار را بکنم یا این کار را بکنم اما در هر دو کاری که دارد میگوید ظاهراً دارد تعقل میکند اما هر دو غلط است یعنی بین غلط و غلطتر تصمیمگیری میکند وقتی تعقل قبلش نکرده باشد.@ اول قبل از اینکه انسان بخواهد فکر بکند باید نظام معرفتیش را درست بکند بحثهایی که دیروز داشتیم اول بداند باطل چیست حق چیست چه چیزهایی خط قرمز است چه چیزهایی حق است و چه چیزهایی خرافه است اشتباه است مثل همان بحث قالب و باطن که کردیم تمام افکاری که مربوط به قالب است اشتباه از کار در میاید.@ لذا فمینیسم باطل است مردسالاری باطل است زنسالاری باطل است هر چیزی که به من میگوید یک کاری بکن در محیط خانه در جای دیگر که تو برتر بشوی علو پیدا بکنی تو همیشه حرف آخر را بزنی این شیطانی است این علو است نه حق، حق چیست؟@ این که حق زن میگوید یا مرد میگوید مرد میگوید زنها را نباید به آنها رو بدهی تصدیق دارند پررو میشوند زن هم میگوید که مردها را نباید از آنها تعریف بکنی اگر حق دارند مخصوصاً باید جلوی حق با آنها بحث بکنی که یک موقعی پررو نشود که تو اعتراف کردی به حقش هر دو جهنمی است تعصب جایش در جهنم است.@ پس ببینید وقتی شما اول حق و باطل را نشناخته باشید شیفتگی به حق نداشته باشی قادر به تعقل نیستی وقتی تعقل قطع شد میروی در تفکر میگوید(لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ) ما اگر خوب گوش کرده بودیم یا خوب تعقل کرده بودیم اصلاً در جهنم نمیامدیم ولی اینها تفکر داشتن یا نداشتن فکر میکردند یا نمیکردند؟@ چرا فکر زیاد میکردند مشکلشان این بوده که تعقل نداشتند پس یادتان باشد تعقل با تفکر فرق دارد اول تعقل اول ما باید قدرت عقلمان را زیاد بکنیم حق و باطل را بشناسیم بصیرت پیدا بکنیم وقتی حق و باطل را شناختی شما هر وقت فکر میکنی زود به نتیجه میرسی که این کار غلط است این کار درست است این کار را انجام بدهم این کار را انجام ندهم خیلی زود میتوانی به نتیجه میرسی.@ لذا میگوید مشاوری که تو میخواهی با او مشورت بکنی باید ذوالعقول باشد صاحب عقل باشد ما الان مشاور داریم رفته لیسانس گرفته فوق لیسانس گرفته دکترا گرفته اما ذوالعقول نیست یعنی به باطل راه میدهد.@ من مسئول مشاوره یک دانشکدهای بودم مثلاً شاید پانزده سال پیش بعد دخترها میگفتند که ما اینجا مشاور قبلیمان به ما میگفت که هر وقت افسرده شدید آرایش بکنید در دانشگاه لباسهای آنچنانی بپوشید برقصید نشاط میگردتان، این دارد مشاوره میدهد اما عقل ندارد تعقل ندارد چون به باطل میخواهد این شخص را شاد بکند.@ تعقل، عقل، امام فکر است اگر یک کسی قبل از اینکه بخواهد فکر بکند تصمیمگیری بکند در مورد ازدواج عاقل نباشد ازدواج هر چی هم فکر بکند و دقت بکند آخر اشتباه میکند در مورد خرید خانه و خرید مسکن و خرید اتومبیل انتخاب دوست و نمیدانم انتخاب رشته تحصیلی هر چقدر فکر میکند آخرش غلط است، چرا؟ چون نظام حق و باطل ندارد چراغی ندارد که بتواند بفهمد چه چیزی حق است چه چیزی باطل است اول عقلانیت.@ بنی صدر دکتر بود شهید رجایی فوق لیسانس بود بنی صدر هی سوادش را به رخش میکشید میگفت من علم دارم من تخصص دارم امام فرمود رجایی عقلش بیشتر از علمش بود.@ لذا آدم باید اول عقلش را درست بکند و مهمترین راه رشد عقل، دو چیز عقل را زیاد میکند ترک گناه و معصیت خدا و علم، علم عقل را تقویت میکند دانش، ترک معصیت شرط اصلی است اگر کسی معصیت کرد عقلش از کار میافتد نه تنها عقلش از کار میافتد بلکه میفرماید پیامبر فرمود هر یکباری که یک نفر یک گناهی میکند بخشی از عقلش از بین میرود.@ افرادی که بیماری تشنج دارند را دیدید میگویند هر یکباری که تشنج میگیرند یک تعدادی از سلولهای مغز میمیرند گناه هم اینطوری است که هر یکباری که تکرار میشود مقداری از عقل انسان از کار میافتد حضرت میفرماید دیگر هم برنمیگردد.@ این دوتا خیلی مؤثر هستند البته اذکار داریم توسل به حق داریم اینها خیلی کمک میکنند به اینکه ما عقلمان زیاد بشود پس 1 ـ عقل، عقل امام فکر است اگر کسی حق و باطل را خوب تشخیص ندهد یا اهل باطل باشد یا اهل حق باشد این هر طوری که باشد فکرهایش هم همانطوری صورت میگیرد لذا تصمیماتی که در زندگیش میگیرد بر اساس این است نه بر اساس عقل یعنی دادههای عقل به او میگوید که این کار را انجا بده.@ لذا اگر کسی قبلش خودش را با حق پیوند نداده باشد تعصب داشته باشد تعصبات قالبی جلدی زنانه مردانه ترکی لری کردی ایرانیت آن احمقهایی که میگویند نه غزه نه لبنان این اصلاً نمیفهمد یعنی چی این انسانیت را سرش نمیشود انسانیت یعنی چی؟.@ اینکه میگوید نه غزه نه لبنان آقا دارند آدمها را میکشند اینها انسانند مسلمان هیچی اصلاً انسانند بچه دارند سر میبرند میکشند مادر بچه را میکشند شکم این مادر را پاره میکنند جنینش را در میاورند با آن فوتبال بازی میکنند شرطبندی سر اینکه این خانمی که الان باردار هست الان جنینش چیست با هم شرط ببندی زنده زنده شکمش را پاره کنیم ببینیم جنینش چیست.@ در همین بوسنی شما بروید ببینید هزاران نفر را همینطوری کشتند این جانورها با اینها نباید جنگید با اینها نباید جهاد کرد با اینها نباید ما مبارزه بکنیم این عقل ندارد ولی چرا فکر میکند اما فکرهایش بدرد نمیخورد هر چیزی که حق نیست را وقتی کسی حق را نشناخت افکارش هم نمیتواند به سمت حق بکشاندش.@ به هیچ وجه سمت حق نخواهد رفت حق که آمد شما افکارت هم تابع حق است تابع عقلت هست لذا درست فکر میکنی درست هم جواب میدی با تو هم مشاوره بکنند درست جواب میدهی.@ بعضیها را من سراغ دارم میگویند نه این مشاور مذهبی من الان بخواهم بروم پیش این این الان میخواهد برای من آیه قرآن بخواند و شرعی مرعی جواب بدهد من اصلاً خوشم نمیاید من میخواهم بروم پیش یک مشاوری که آن چیزی را که خودم دلم میخواهد به من بگوید یعنی در واقع مشاوره نیست میخواهد یک مُهر تأیید بگیرد.@ فکر، مرحله بعد است فکر ریزشش در دل است تو هر چه فکر بکنی در دلت میریزد پس(اَلاَفکارُ اَئِمَۀُ العُقول) این بحث ساختاری انسان است دقت کنید معجزه است این فرمایشی که ما داریم میخوانیم.@ یعنی شما بروید دانشگاههایی که انسانشناسی دارند میگویند روانشناسی دارند میگویند تا دکترایش اگر یک روایت اینطوری شما پیدا کردید روایت نه یک اصل اینطوری، گیج میزنی هیچ جای دنیا شما نمیتوانید اینطوری نظم به تو بدهد خیالت را راحت کند در یک خط، این امام میشود امام به این میگویند.@ (اُوتیتُ جَوامِعَ الکَلِم) پیغمبر میگوید به من یک علمی داده شده که من میتوانم بیشترین علمها بزرگترین پیچیدهترین علمها را در چند کلمه برای شما بیان بکنم یک کلمه فرمود(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) ده تا کارگاه برایش میطلبد تا این(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) همه ابعادش در بیاید سه تا کلمه(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) آقا تمام نظام خلقت از خدا تا ماده میریزد در همین(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) به این امام میگویند متخصص.@ فکر میریزد در قلب، قلب دل اصلیترین جا دل است دور این یک خط بکشید چون قیمت هر کسی بر اساس دلش است روز قیامت در قبر موقع مُردن فقط با دل کار دارند دل والسلام محتوای دل، اصل دل است در شخصیت انسان اگر کسی میخواهد دل خوبی داشته باشد باید عقلانیت خوبی داشته باشد افکار خوب داشته باشد تا دل خوب داشته باشد.@ بدون عقل درست و افکار درست دل درستی ما بدست نمیاوریم دل خوبی دل شادی دل آرامی دل مطمئنی دل محکمی نمیتوانیم بدست بیاوریم اگر ما این همه در معرض طوفانهای مختلف زندگی قرار میگیرد دلمان و مثل یک خاشاک روی آب هست صبح پنج دقیقه شادیم ده دقیقه غمگینیم بیست دقیقه اضطراب داریم نیم ساعت آرامیم دوباره این سیکل تکرار میشود یک طور دیگر.@ آدمی که از صبح تا شب هزار طور تتور دارد دلش آرام نیست اگر بخواهد دلش را آرام بکند باید برود لنگرها را پیدا بکند باید اول برود یک بصیرت درست و حسابی پیدا بکند و بر اساس این بصیرت افکارش را مهندسی بکند و بر اساس آن بریزد در دلش آنوقت این دل، دل میشود این دل آرامش پیدا میکند این دل قدرت پیدا میکند این دل نشاط پیدا میکند.@ اگر تند تند افسردگی طولانی افسردگی دلشوره اضطراب حالم خوب نیست حال خوشی ندارم از این چیزها میاید سراغ ما برای اینکه ما جدی نرفتیم این مسیر را طی بکنیم باید جدی برویم یک بار مسیر را طی بکنیم بیایی تا این دلت آرام بشود.@ (وَ القُلُوب اَئِمَۀُ الحَواس) دلم امام حس است یعنی حس را مدیریت میکند میگوید من نمیخواهم چشمم به نامحرم بخورد اگر هم خورد اشکال ندارد در شرع مقدس اشکال ندارد آدم به نامحرم نگاه بکند تا وقتی که ریبه نداشته باشد اما میگوید نه من نگاه میکنم دلم میلرزد من مثلاً میخواهم فکرهای بد نکنم خیالهای بد نداشته باشم ولی من نمیتوانم چشمم را کنترل بکنم.@ اصلاً مشکل چشم نیست چشم بنده خدا کارهای نیست این وسط تو مشکلت دلت است اگر دلت به تنفر به نگاه حرام برسد بدت بیاید از نگاه حرام چشم هم دیگر نمیبیند هی بخواهیم زور بزنیم نبینیم زور بزنیم نشنویم کلک تو میروی خانه ماهواره یواشکی روشن میکنی تو اگر یک فیلم دستت بدهند نمیتوانی خودت را نگه بداری وسوسه میشوی بروی نگاهش کنی.@ یک کسی میگوید این فیلم را گرفتند به من دادند رفتم شکستمش چون میدانم نباید نگاه کنم حرام است پس دلت نمیخواهد دلت نخواهد چشمت هم نمیبیند هی نامه ننویسید نمیدانم چرا، یعنی بیشترین نامهای که خیلی از نامههایی که میاید حالا خوشبختانه نشان میدهد که آدمها زنده هستند الحمد لله این خودش نشان میدهد که این دل حیات دارد الحمد لله این شخصیت زنده است.@ غالباً مینویسند خانمها هم بیشتر مینویسند یکی از شکایتهایی که از خودشان میکنند میگویند آقا من یکی از مشکلاتم این هست که جلوی زبانم را نمیتوانم بگیرم غیبت میکنم غیبت هم میشنوم زور نمیخواهد بزنی نمیخواهد از مجلس فرار بکنی نمیخواهد ارتباطات را با دیگران قطع کنی مسئله این هست که تو باید اول بفهمی باطن این که وقتی که قرآن ببینید چقدر جالب میگوید(أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ) باطنش را نگاه کنید.@ یک دوستی داشتیم ما چند سال پیش آمد گفت که یکی از خانمها هم همینطوری بود او هم آمد به من گفت دو نفرشان در یک فاصله زمانی، گفت ما خواب دیدیم شما مُردید ما دندان انداختیم داریم گوشتهای بدن شما را میخوریم گفتم این معلوم است آیه قرآن است غیبت است و قیامت هم همین تکرار میشود یعنی این صحنه اتفاق میافتد برای کسی که اهل غیبت است.@ (أَ يُحِبُّ)دوست دارد کسی که(أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ) گوشت برادرش را بخورد در حالی که او مُرده یعنی قدرت دفاع ندارد از خودش برو به خودش بگو چرا میروی از یک کسی شکایت میکنی خواهر تو چکاره است که رفتی عیب این را به او گفتی حرام میشود.@ اصلاً ما باید از ذات غیبت تا شما حواست نباشد که این خوردن گوشت مُرده است حالت به هم نخورد از آن نمیتوانی با فرار نه، چون تو لذت میبری واقعاً از غیبت لذت هم میبری بشنوی تا وقتی لذتش هست داری از آن فرار میکنی خوب جا نمیافتد اصلاً خوب نمیتوانی از آن در بروی.@ اول باید مبادی میلت عوض بشود یعنی اول باید میلت را عوض بکنی لذا خدا رحمت کند مرحوم بهاءالدینی اصلاً دل من را خیلی لرزاند گفت وقتی آقا امام زمان به دل یک نفر نگاه میکند یک کسی که بیست سال میخواهد تلاش بکند به یک جا برسد اگر امام زمان یک بار به دل یک نفر نگاه بکند مبادی میل او را تغییر میدهد.@ یعنی یک کاری میکند این شخص به شدت از معصیت متنفر میشود به شدت از چیزی که منفور خداست جهنمی هست بدش میاید دیگر لذتی نمیبرد از کار حرام و اگر ما از یک کار حرام لذت میبریم یعنی دلی که مورد نظر امام زمان هست نداریم نگاه نکرده به دلمان اگر تو هنوز شهوتهای گوناگون داری برای گناه.@ طرف حجاب دارد اما شهوت بیحجابی دارد زوری این حجاب را سرش کرده از خدایش هست که بتواند در برود هزار و یک طور بهانه میگردد که به فساد بکشد نماز همینطور روزه همینطور دنبال یک بهانه میگردد که این نماز از او ساقط بشود این روزه از او ساقط بشود این اصلاً مبادی میلش شیطانی است.@ خوشش نمیاید از چیزی به اسم نماز خدا دعا ذکر شبزندهداری اصلاً از آنها بدش میاید ولی مقید هم هست از ترس جهنم واقعاً تا آخر هم رعایت میکند اما اگر به او بگویند یک فراقی حاصل بشود کلی کیف میکند کافی است شوهر به او بگوید من راضی نیستم از این به بعد چادر سرت بکنی کلی کیف میکند میگوید دستت درد نکند راضی نبودی به تو شوهر خوب میگویند.@ داریم ریشهها را بیان میکنیم عزیزم یک کاری بکن که امام زمان اول یک نگاهی به دلت بیاندازد اگر به دلت انداخت آن موقع همیشه با این دل کار میکنی الان اینقدر آدمها هستند که به زور باید در این مسیر بکشانیشان دلش نمیخواهد واقعاً میاید گوش هم میکند حرف را انجام هم میدهد.@ اما دلش جای دیگر است و تا دلت در جهنم است بدنت هم بکشانی دیگر فایده ندارد برمیگردد یک زمانی به جهنم، به آن اصطلاحاً تعرب بعد الهجره میگویند یعنی گاهی وقتها افراد هجرت میکنند از محیط تاریک از فضای ظلمانی میایند در فضای نور تعرب یعنی عربیت عرب جاهلیت تعرب بعد الهجره یعنی دوباره برمیگردد به همان وضعیت جاهلی خودش.@ یک مدت خوب نورانی قدرتمند بعد یک دفعه رها میکند برمیگردد چون قبلاً یک مدت نور داشته این نورها برایش همه عفونت میشود تمام سابقه نورانیتی که داشته همه را ضایع میکند با یک اراده قویتری در فساد میرود به راحتی هم دیگر درست نمیشود.@ پس اول باید دلت را درست بکنی روی دلت سرمایهگذاری بکن این اصل است دل و بخواهیم به دلمان نگاه کن ای امام زمان میروی پیش امام رضا هیچ چیز دیگری نخواه(اَللّهُمَّ اَرزُقنی حُبَّکَ وَ حُبَّ مَن یُحِبُّک) خدایا دوستی خودت را نصیب من بکن من عاشقت بشوم دوستت داشته باشم امام زمان را واقعاً دوستش داشته باشم واقعاً دلم برایش تنگ بشود واقعاً بیتابش بشوم.@ فیلم بازی نکنم ادا در نیاورم دلت باید اصل است دلت بخواهد همه چیز حل است لذا شما لازم نیست تلاش زیادی بکنی هی استاد اخلاق کلاس اخلاق درس بخوانم کتاب بخوانم تمرین بکنم هیچ چیز دیگری نمیخواهد این سیزده چهارده سالههایی که رفتند تا(عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) مگر استاد داشتند مگر کلاس رفتند.@ مگر امام با اینها چکار کرده بود مگر اینها در حوزههای علمیه نشستند درس خواندند مگر اینها دورههای اردوی توحید 3 و 2 و 1 گذراندند اینها اینطوری نبودند که این همه کلاس و سیدی گوش نکرده بودند که نه اینها فقط یک چیز در آنها یک دفعه عوض شد مبادی میلشان عوض شد محبوبهایشان عوض شد.@ قرآن میگوید اگر محبوب تو سه چیز نیست خدا و اهل بیت و جهاد فاسقی یعنی باید این در دلت بیاید یعنی باید واقعاً خدا را به همه ترجیح بدهی بینهایت به محدود ترجیح بدهی اهل بیت را به هر کسی ترجیح بدهی و جهاد بالاترین تفریح و شادمانی تو بشود تا نیستی دلت دل نیست گِل است.@ لذا میگوید(لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها) ادامه آیه بدترین جنبدهها کسانی هستند که دل دارند اما تفقه ندارد این دل نمیتوانند با این دل ببینند فهم ندارد دلشان یک دل نفهمی دارند(لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها) گوش دارند اما قدرت شنیدن ندارند.@ قرآن میبینید خیلی قشنگ مثال میزند حالا من نمیتوانم آنطوری بگویم یک کسی باید باشد بتواند این را بزند چون صحنهای را که میگوید خیلی صحنه فکاهی است قرآن میگوید اینطوری زُل میزنند به تو نگاه میکنند همین فقط میشنوند عادتشان همینطوری است زل میزنند به تو نگاه میکنند(يَنْظُرُونَ اِلَیک) همین به تو نگاه میکنند میشنوند ظاهراً دارند میشنوند دل از داخل گوش را پر کرده(يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ) از داخل دل را پوشانده.@ لذا اساتیدی که مثل مرحوم ملا حسین قلی همدانی که صاحب تصرف بود یعنی به هر چیزی که نگاه میکرد هر تغییری میخواست در آن میداد مطربها جمع شده بودند داشتند ساز و آواز میزدند تا چشمشان خورد به ایشان این شعر را انتخاب کردند که:@
میگویند ما بدنامیم داریم این کار را میکنیم خوشت نمیاید نیاید میتوانی تغییر بده یک لحظه گفت تغییر دادیم آقا همه مطربها سازها را شکستند نشستند زارزار گریه همه توبه کردند از فردا آمدند سر درس، اینطوری.@ خدمت آیت الله بهجت بودم یک آقایی سخنرانی میکرد فرمود بیشتر شاگردهای ایشان فاسق از کار درآمدند آخ آخ مثل بیشتر شاگردهای پیغمبر، بیشتر اطرافیان پیغمبر همسرانش چند تایشان فک و فامیلهایش نزدیکانش بیشترشان فاسق درآمدند چون این جگر میخواهد که آدم وقتی با نور طرف است نورش را بگیرد نارش را نگیرد اینها نارش را میگیرند.@ لذا مجسمه کفر را خدا دو زن مثال میزند(ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ) زن لوط و نوح هستند چرا؟ میگوید زیر نظر دو تا پیغمبر بودند زن دو تا پیغمبر بودند اینطوری مقاومت کردند پوست کلفتی کردند مجسمه کفر میشود مجسمه ایمان هم باز یک زن مثال میزند(ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ) زیر نظر فرعون بوده ولی فقط نور توانسته جذب بکند بلد بوده اسم مبدل داشته.@ یعنی آن تضادی که داریم میگوییم خوب میتوانسته از تضادهایی که بین او و همسرش هست برای نورانی کردن خودش استفاده بکند لذا میرود تا(رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ) یک خانه پیش خودت نه در بهشت معمولی یک خانه پیش خودت میخواهم باید آدم برود سرمایهگذاری بکند روی دل، اما فرمول دستتان باشد.@ این را حتماً در خانه بزنید جلوی چشمتان باشد چون این اصل است هیچ جایی هم این را به ما نمیدهند هیچ جایی هم این را برای ما تفسیرش نمیکنند تحلیل نمیشود برای ما، همین فقط در کتاب میبینیمش.@ (وَ القُلوبُ اَئِمَۀُ الحَواس) اگر میخواهی حسهایت درست برود گناه نکند بدنت آلوده نشود چیزهای بد نخوری چیزهای بد نشنوی چیزهای بد نبینی حرامها بتوانی جلوی خودت را بگیری در مورد اینکه بدنت را به حرام آلوده بکنی چشم گوش زبان.@ اول باید دلت پاک بشود دلت تا مبادیش عوض نشود تو هی کشیده میشوی به این سمت، هی کشیده میشوی بعد میگویی من نتوانستم رفتم جلو ولی دوباره اینطوری شد رفتم جلو سعی کردم آقا مبادی میل عوض بشود دیگر سعی هم نمیخواهد چون دل وقتی نخواهد تو دیگر نمیخواهد تلاش هم بکنی نمیخواهد تو نمیروی سمتش، دل هم وقتی چیزی نخواهد سمتش نمیرود.@ حواس هم چه چیزی هستند؟ حواس هم ائمه اعضاء هستند امام عضو هست پس حس بینیایی امام عضو بینایی هست یعنی چشم، این را توضیحش را در اسم بصیر انشاء الله در همین اردو به حول و قوه الهی خواهیم دارد پس این دو تا را هم الحمد لله از فیشها و پاورپوینتها توضیح دادیم.@ اما نکتهای که باید برداشت بکنیم خیلی مهم است اینکه خدا در هر آیینهای به اندازه ظرفیت آن آیینه جلوه میکند، سؤال: کدام آیینه بهتر است؟ بزرگتر باشد تا آیینه تمام قد برسد همه را بتواند نشان بدهد ائمه آیینه تمام قد خداوند هستند همه خدا را نشان میدهند بقیه دیگر تمام قد نمیتوانند باشند.@ در این بین هر کس آیینه وجودش را بزرگتر بکند قیمتش هم بیشتر است در واقع هر کس خدا را بیشتر نشان بدهد قیمتش هم بیشتر است پس در معاشرت یادتان باشد اگر میخواهید دوست انتخاب بکنید یک کسی میخواهی با او معاشرت بکنید انتخاب بکنید کلاس، استاد، کتاب، دانشگاه، رشته، شغل، هر چیزی.@ از عیسی(ع) سؤال کردند(یا رُوحَ الله مَن نُجالِس) با چه کسی ما نشست و برخاست بکنیم چه کسانی را رفیق خودمان انتخاب بکنیم گفت آن کسی که بیشتر خدا را نشان میدهد(مَن یُذَکِرُکُم الله رُؤیَتُه) کسی که هر وقت میبینیدش یاد خدا بیفتید یاد معنویت بیفتید.@ اما چه کسی همچین چیزی را دوست دارد؟ باز برمیگردد به دل، بعضیها خوششان نمیاید یک کسی یاد خدا بیندازد آنها را، میگوید با این من اصلاً خوشم نمیاد با این چیز بکنم نه آدمهایی که مشنگ هستند خوشم میاید یک کسی باشد که بتواند من را غافل بکند.@ تحمل دوست، همسر، رفیق، حتی بچهها تحمل پدر مادرهایی که آنها را به یاد خدا میندازند ندارند میبینی مثلاً با پدر مادر رابطهاش ضعیف میگوید آقا من الان میخواهم بروم پیش این یک چیزهایی میگوید که من دلم نمیخواهد میگویی برو با این مشاور صحبت کن میگوید من میدانم بروم پیش این مشاور یک چیزی میگوید که من دلم نمیخواهد لذا نمیرم.@ خانم میاید اینجا میگوییم برو بگو شوهرت بیاید میگوید نمیاید مشاوره خوب معلوم است نمیاید چون دلش نمیخواهد که بیاید یعنی او میداند که اگر بیاید مشاوره بشود مشاور میگوید آقا شما باید یک تغییراتی در خودت بدهی ولی این نمیخواهد این را بشنود لذا نمیرود این کتاب را بخوان ولش کن من حوصلهام سر میرود خوش نمیاید از این کتابها، چون میداند اگر بخواهد بخواند باید در خودش تغییر بدهد و دلش هم نمیخواهد تغییر بکند اما اگر مبدأ میل عوض بشود همه چیز درست میشود.@ یک کسی آمد پیش پیغمبر گفت یا رسول الله من دوست دارم به سمت راست بخوابم به چپ نخوابم همیشه ولی هر کاری میکنم که به راست بخوابم چون خواب راست افضل است به راست خوابیدن تا دَمَر خوابیدن دَمَر خوابیدن که خواب شیاطین است خیلی بد است با شکم آدم بخوابد این خوب نیست.@ بعضیها اینطوری خیلی راحتند به شکم میخوابند این خیلی بد است حالا چپ راست به پشت، بهترین خواب به پشت است پیغمبر گفت بیا جلو ببینم گرفتش اینطوری بغلش کرد یک فشارش داد گفت برو گفت بعد از اینکه پیغمبر من را بغل کرد رفتم هر کاری کردم به چپ بخوابم دیگر به چپ خوابم نمیبرد همیشه به راست میبخوابیدم مگر پیغمبر چکار کرد با او؟ یک عنایت کرد مبدأ میلش عوض شد.@ زور نمیخواهد بزنی برو روی دلت کار کن مینشینی ماهواره نگاه میکنی بعد فکر میکنی میتوانی دل سالم داشته باشی محال است دل سالم داشته باشی مریض میکند میریزد در وجودت، چیزهای مبتذل نگاه میکنی بعد میخواهی دلم هم سالم باشد نورانیت هم داشته باشم تمرکز هم داشته باشم حضور قلب هم داشته باشم معراج هم داشته باشم پاک هم باشم مورد نظر امام زمان هم باشم خودت را مسخره کردی نمیتوانی جلو بروی.@ حالا من میگویم ماهواره اینترنت یک موقع کسی فکر نکند ماهواره مطلقاً اینترنت مطلقاً نه الان خیلی چیزهایی که تلویزیون خودمان هم دارد نشان میدهد از ماهواره دارد برای ما نشان میدهد خیلی هم خوب است خیلی چیزهای خوب است آدم خوبهایش را بتواند انتخاب بکند آدم تقوا داشته باشد نرود به سمت بدهایش، ولی این گیر نمیاید این سخت است که من سراغ مفیدهایش بتوانم بروم.@ چیزهای خوبی است زحمات زیادی میکشند کارهای خوبی کردند ارزش هم دارد در اینترنت هم خیلی چیزهای نورانی و خوبی هست تقوا میخواهد پس قیمت هر آدمی این هست که آیینهاش چند تا اسم از خدا را میتواند نشان بدهد دقت کنید چقدر ملاکها شفاف است آدم میداند قیمت وقتی قیمت هست حالا نسبت به ابدیت برو دنبال قیمت بگرد.@ میخواهی روی رشتهای کار بکنی روی اسمی کار بکنی وقت بگذار روی اینها کار بکن هر چه روی اینها کار بکنی این اسمها بیشتر سراغت میاید بیشتر اسم میگیری ولی من یک چیزی به شما بگویم آن شاه کلید حل همه اینها هست فرمود اگر یک کسی میخواهد در روایت داریم یاد خدا، در بحث یاد خدا مفصل اینها را گفتیم.@ اگر یک کسی یاد معشوقش همیشه باشد با معشوقش باشد دلش دیگر مبادی میلش کلاً عوض میشود اصلاً نمیرود به سمت چیز دیگر، ما مشکلمان این هست که ضعف یاد داریم نمازهایمان که نماز نیست تمرکزهایمان هم که تمرکز نیست.@ اگر یک کسی بتواند بیشتر یاد گُل بکند خوب دیگر بوی خوبی میگیرد بتواند یکسره یاد حق تعالی بکند هر چقدر انسان یاد بکند یاد بگیرد همه جا خدا را ببیند یاد هم به این نیست که من تسبیح دستم بگیرم بروم سجاده نه، تسبیح دستم بگیرم ذکر بگویم نه، همین مسیری که الان دارد حضرت سیدالشهداء به ما میگوید.@ یاد بگیریم درست نگاه بکنیم ببینیم خدا را در هر جلوه در هر چهره نگاه بکنیم اگر نگاه کردی همیشه با تو هست چقدر زیبا میگوید(اَنتَ الَّذی سَجَدَ لَکَ) در دعای فرج داریم این یک تکه از دعای فرج هست از آن دعاهای خیلی قدرتمند هم هست(اَنتَ الَّذی سَجَدَ لَکَ سَوادُ الَّیل وَ نُورُ النَهار وَ ضَوءُ القَمر وَ دَویُ الماء).@ ای خدا تو آنی هستی که سیاهی شب برای تو سجده میکند وقتی من این را میفهمم که سیاهی یعنی سجده هر وقت چشمم میخورد به سیاهی یاد سجده میافتم یاد خدا میافتم تا شب شد شب شروع کرده به تسبیح، دارد سجده میکند حالا انشاء الله تسبیح در اسم سبحان میرسیم در همین جلسه انشاء الله میگوییم خدمتتان این دوره به امید خدا، دارد تسبیح میکند دارد سجده میکند تا هوا روشن شد (سَجَدَ لَکَ نُورُ النَهار) نور روز دارد تو را سجده میکند.@ (وَ ضَوءُ القَمر) به مهتاب، به تابش ماه نگاه کردی دارد همین آدم دارد به ماه نگاه میکند به ستارهها نگاه میکند اصلاً یادش میافتد که باید مسما را نگاه بکند در اینها، او دارد میگوید اِ من از ماه عقب نمانم من از شب عقب نمانم من از روز عقب نمانم(یُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ) از خروس عقب نمانم خروس سحر بلند شده دارد قوقولی قوقول میکند از این عقب نمانم آدم همیشه یادش است.@ (وَ ضَوءُ القَمر وَ دَویُ الماء) دوی، الان کنار این حوض باب الجواد در همین حیاط صحن امام جواد(ع) شما بروید این ظرفهای مرتبط هم هست همه این ظروف ظروف مرتبط هم هست حوضهایش این شُرشُر آب نگاه کنید چقدر با جان آدم بازی میکند این را دوی میگویند.@ صدای قشنگی که آب دارد و چقدر هم آرامش میدهد به روح و دل و مغز انسان اصلاً تکتک سلولهای مغز آدم با این صدا آرامش پیدا میکند الان این حوضهایی هست آبنماهایی هست که در خانهها هم میگذارند میزنند به برق آب از یک طبقه میاید میریزد در طبقات بعد میاید میرود در ظرف میریزد اگر کسی بتواند از آن استفاده بکند خوب است آرامش است.@ این ذکر است دوی الماء وقتی این صدا را میشنوی من عقب نمانم از این آب(حَفیفُ الشَجَر) داشتیم این برگها میخورند به همدیگر، صدای درخت، چقدر قشنگ است این صدای درخت حفیف، سجده، تسبیح همه دارند میگویند همه دارند خدا را نشان میدهند ما هم باید بگوییم لذا هر چقدر این آیینه را بزرگتر بکنی بهتر هست یاد خدا یاد خدا یاد خدا این اصل اساسی هست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@