اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ جلسه اول را مثل هر جلسه اول دیگری که در دورههای قبل هم بود به بیان اهمیت این مباحث میپردازیم و اهمیت معرفت الله درباره معرفت الله هم در مقدمه کتاب درسی جلسه که کتاب بازتاب نور هست انشاء الله همه همراهشان هست آوردند با خودشان چون قسمت سوم را خواهیم خواند مفصل مطالبی را عرض کردیم در درسهای قبلی هم عرض کردیم.@ باز تذکر میدهیم که اصل در انسان معرفت الله هست و بدون معرفت الله به معنای حقیقی ما هیچ معرفتی را کسب نخواهیم کرد و در واقع هیچ شدنی در کار نیست هیچ قدمی به سمت هدف خلقت برداشته نمیشود همه دارایی انسان معرفت صحیح هست بدون معرفت الله به معنای حقیقی دارم عرض میکنم به معنای صحیحش به دست آوردن سایر معارف هم محال هست.@ لذا در دعا داریم که در زمان غیبت این دعا را زیاد بخوانید که خیلی اهمیت دارد (اَللّهُمَّ عَرِفنی نَفسَک فَاِنَّکَ إن لَم تُعَرِفنی نَفسَک لَم اَعرِف نَبیَّک) (اَللّهُمَّ عَرِفنی نَبیَّک فَاِنَّکَ اِن لَم تُعَرِفنی نَبیَّک لَم اَعرِف حُجَّتَک) (اَللّهُمَّ عَرِفنی حُجَّتَک فَاِنَّکَ اِن لَم تُعَرِفنی حُجَّتَک ذَلَلتُ عَن دینی).@ خدایا خودت را به من بشناسان چون اگر تو را نشناسم اگر تو خودت را به من نشناسانی من پیامبرت را نمیتوانم بشناسم در واقع ورودی پیامبرشناسی خداشناسی هست برخلاف آنچه که در عرف جامعه است ما از پایین به بالا میرویم در معرفت صحیح معصوم میگوید اول خدا را بشناس خدا را هم با هیچ چیز دیگر جز خود خدا نمیتوانید بشناسید.@ (اِعرِفُ الله بِالله) خدا را با خود خدا باید شناخت که این تمرین خیلی قدرتمند را ما در جلسات گذشته در دوره دوم داشتیم که معنای این که خدا را با خدا بشناسید یعنی چی و ما تا الله را با الله نشناسیم تا این مسئله باور دلمان نشود که مخلوقات کوچکتر از آن هستند که بخواهند خدا را به ما بشناسانند هر چند آیه هستند خود خدا هم آنها را یک آیه برای شناساندن بعضی از اسماء و صفات خودش خلق کرده و به ما معرفی کرده و تفکر در آنها را بر ما واجب کرده.@ اما شناخت حق تعالی آنطوری که باید باشد برای ما با خود حق تعالی هست (بِکَ عَرَفتُک) در دعای عرفه داریم من تو را با خودت شناختم (وَ اَنتَ دَلَلتَنی عَلَیک) تو خودت من را به سوی خودت کشاندی و راهنمایی کردی (وَ لَولا اَنت) اگر تو نبودی من نمیفهمیدم تو چه هستی نمیتوانستم تو را بشناسم.@ پس معرفت الله صحیح باب همه معارف هست کسانی که در پیامبرشناسی در دینشناسی در دینداری در شناخت و عمل در ارتباط با معصوم در زیارت معصومین در شناخت معصومین در ارتباط با معصومین در اجرای دستورات معصومین لنگ میزنند دینداریشان سوراخ است.@ دینداریشان ضعیف است عبادتشان به کمکشان نمیاید نمازشان بعد از پنجاه سال هیچ کمکی به آنها نمیکند دعای آنها روزه آنها قرآن خواندن آنها مستی نمیاورد قرآن بهار دلشان نیست شراب برای آنها نیست تمام اینها برمیگردد به ضعف معرفتی که ما از اول با خودمان داشتیم و ما جز با جبران این ضعف این معرفتی نمیتوانیم از این دریای بیکران نعمتها یعنی چهارده معصوم دین قرآن و عبادات و اعمال خوب استفاده بکنیم.@ لذا اگر کسی بخواهد گذشته خودش را جبران بکند بتواند از این همه نعمتها استفاده بکند بخواهد جلوگیری بکند از اینکه این همه نور به نار در وجودش تبدیل بشود باید معرفت صحیح کسب بکند آن هم به الله در درجه اول، چون نشناختن خوب الله معرفت ضعیف در الله باعث میشود ما نسبت به پیغمبر هم نتوانیم معرفت درستی پیدا بکنیم و به جلوه او هم نمیتوانیم شناخت خوبی پیدا بکنیم و ارتباط خوبی داشته باشیم.@ با جانشینان نبی با مظاهر خداوند خلفای الهی هم همینطور هست با دین با قرآن هم با نماز هم با روزه هم با همه مسائل دین هم همینطور است اینکه ما به راحتی دین را قورت میدهیم به تعبیر امام حسین(ع) هر جا کارمان گره بخورد یا تف میکنیم از آن دوری میکنیم یا قورتش میدهیم خودمان را راحت میکنیم و دینداری ما بسته به شرائط زمانی و مکانی و فضاهای مختلف هست.@ در یک جا متدینیم در یک جا کاملاً بیدین در یک فضایی اهل رعایتیم در یک فضایی اصلاً رعایت نمیکنیم و در خیلی جاها ضربه میخوریم و اصلاً نمیتوانیم جمعآوری خوبی از دین داشته باشیم همه به این خاطر هست که ما در نظام معرفتی دچار ضعف هستیم و اگر معرفت آمد بقیه مراحل اصلاحی خودبهخود انشاء الله روی روال خواهد افتاد.@ ولی اگر کسی بدون کار معرفتی عمیق بدون کار معرفتی صحیح دارم تأکید میکنم یکی عمیق یکی صحیح حالا راجع به صحت صحبت میکنم کار معرفتی صحیح یعنی چی بدون کار معرفتی صحیح بخواهد تدین داشته باشد مثلاً از پدر مادرش مسلمانی را گرفته حالا آنها به او گفتند حجاب نماز روزه حج زیارت جهاد خمس این هم کمابیش میرود ولی این اصلاً عمق ندارد.@ یک رشد پفکی دارد یک توهم و تخیل هست که با یک تغییر شرائط گرفته میشود شما نگاه کنید من یک مثال ساده بزنم بانوان یا آقایانی که در این کشور دارند زندگی میکنند کافی هست یک تغییر مکان بدهند حتی در این کشور هم تغییر مکان میدهند دینشان تعریفش عوض میشود اصلاً یعنی اصولی که به آن قائل هستند مشهوداتشان کاملاً از بین میرود.@ یعنی کوری پیدا میکنند اصولشان یادشان میرود کافی است از تهران کیش بروند یک شخصیت دیگر میشوند از ایران دبی بروند یک شخصیت دیگر میشوند از ایران به اروپا بروند یک شخصیت دیگر میشوند از تهران به شمال بروند یک شخصت دیگر میشوند یعنی کاملاً این دینشان بازی است خیلی راحت میتوانند آنجا در شمال بگویند الان قورتش دادیم دیگر الان من دین ندارم نیازی نیست الان به چیزی اعتقاد داشته باشم یا مقید باشم.@ در تهران خدا یک طور دیگر است دین یکطور دیگر است اصول یک طور دیگر است در شمال یکطور دیگر است در کیش یک طور دیگر در دبی یک طور دیگر است در اروپا یک طور دیگر است خیلی راحت میتوانند بازی در بیاورند در حالی که دقت نمیکنند که قوانین الهی تمامش ریاضی است اصول ریاضی همه جا یک ساختار دارد.@ یعنی وقتی دو دوتا چهارتاست همه جا دو دوتا چهارتاست هر جا A2=B2+C2 در مثلث قائم الزاویه همه جا همینطور هست در همه جا آب 100 درجه به جوش میاید همه جا آب H2O است فرمولها و قوانین معرفتی و نفسانی هم همینطور هست یعنی آنها هم ثابت است یک سلسله فرمولها و قواعد ثابت ما داریم که همه جا ثابت است.@ اینکه من ثابت نیستم من متزلزلم من متغیرم من خیلی راحت میتوانم در اثر کوچکترین حوادث هر چه دارم را کنار بگذارم این به این خاطر هست که من به معرفت صحیح و عمیق نرسیدم یا آن معرفتی که گرفتم شناختی که گرفتم از خدا یک شناختی بوده که از جامعهام گرفتم.@ از کتاب درسی گرفتم یا مثلاً یک کسی به من کتابی داد یک معلمی مثلاً همین در حد همین یک معرفتی که مصدرش عصمت باشد شاید قدرتمند باشد من کسب نکردم شهود نکردم خودم به صورت ریاضی به آن نرسیدم برهانی برای من نشده نه عقلم برهانیش کرده نه دلم شهودش کرده لذا تأثیری هم ندارد.@ برای همین هم در دین اول میگویند هر چیزی را که میخواهی به آن عمل بکنی اول باید ببینیش وقتی دیدیش با توجه به آنچه که میبینی با آن رفتار بکن تا شما نتوانید حقایق عالم را ببینید باز دارم تأکید میکنم عزیزان دقت کنند تا شما حقیقت عالم را حقائق عالم را ندانید و نبینید نمیتوانید موضع خودتان را با اینها مشخص بکنید روابط خودتان را نمیتوانید اصلاً با اینها تنظیم بکنید.@ تمام خروجیهای انسان خروجیهای حسی خروجیهای خیالی خروجیهای وهمی خروجیهای عقلانی خروجیهای فوق عقلانی خروجیهای عملی احساسی تمامش در ساختن دنیا و نظام آخرتی ما اثر مستقیم دارد.@ انسان و صادراتش انسان و عملکردش قرآن میگوید (جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ) هر چه از تو صادر میشود تو را میسازد (كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ) هر کاری میکنی در گرو عملت هستی یعنی خروجیهای تو هستند آن که از تو بیرون میاید (اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) آن که ظاهر میشود از تو، درگیر میکند تو را تعیین و تکلیف میکند آن چیزی که تو دنیایت را گذراندی و از تو دیده شده و ملائکه نوشتند مبنای محاسبه الهی میشود مبنای جزای تو میشود.@ اما (اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) یعنی آن چیزی که ظهور میکند از یک باطن هست که دارد ظهور میکند پس دقت بکنید تا باطنی نباشد ظهوری نیست ظهور تکیه به باطن دارد ظاهر قائم به یک باطن هست بنابراین وقتی میگوییم همه خروجیهای ما دنیا و آخرت ما را میسازد تمام دنیا و آخرت ما و خروجیهای ما وابسته به ورودیهای ماست.@ اساساً ما چرا خروجیهای اینچنینی داریم چون ورودیهای آن چنانی داشتیم ببین چه چیزی وارد شده خروجیش هم مشخص هست در کارخانه مواد اولیه ناسالم غذای ناسالم میدهد مواد اولیه قدرتمند و با کیفیت محصول با کیفیت میدهد.@ پس اگر الان از من افسردگی پرخاشگری غصه بیادبی ناامیدی زودرنجی حساسیت پوچی وجود دارد در من زود یک دفعه همه چیز برای من رنگ میبازد من زود همه داراییهایم را از دست میدهم یک روزی گرم هستم یک روز سردم همه به این هست که من معرفتی را که کسب کردم ورودی که داشتم این ورودی و باطنی که دارم نمیتواند از من یک خروجی ثابت زیبا و قشنگ داشته باشد.@ یک روزی خروجیهایم زیباست یک روزی خروجیهایم زشت است یک روزی امیدوارم یک روزی ناامیدم یک روزی افسرده هستم یک روزی شاد هستم یک روزی احساس امید دارم کاملاً یک روزی کاملاً احساس پوچی میکنم پس این نشان میدهد که آن ورودی که شما داشتید یک ورودی قدرتمند نیست و همه اینها برمیگردد به سررشته اصلیترین ورودی ما یعنی معرفت الله یعنی داستان خلقت.@ یک نکتهای که قبلاً تکرار کردم باز تکرار میکنم ببینید عزیزان ما الان که اینجا نشستیم هر شخصیتی که باشیم هر نمرهای که به ما بدهند از نظر آدم خوب بودن بد بودن قوی بودن ضعیف بودن شاد بودن غمگین بودن با نشاط بودن یا افسرده بودن امیدوار بودن یا پوچگرا بودن همه این نمرهها را که به ما بدهند آدم خوشبین آدم بدبین آدم زودرنج و حساس آدم قدرتمند و با شخصیت و با متانت هر چه که به ما بدهند نمره مال گذشته ماست.@ ما در سر سفره گذشتهمان داریم نان میخوریم گذشته ما یک سلسله ورودیهایی داشتیم که الان ما اینیم همین که هستیم الان پس اگر گذشته ما ورودیهای خوبی داشته باشد الان هم ما آدمهای خوبی هستیم اگر الان از دست خودمان شاکی هستیم یا دیگران از دست ما شاکی هستند برای این هست که ما ورودیهایمان ورودیهای خوبی نبوده.@ عرض کردیم چهار چیز در گذشته ما هست که بسیار تعیینکننده هست یکی افکار هست که ریشه هست یعنی ورودیها که بعد میخواهیم راجع به مراحلش صحبت بکنیم و تأثیرگذاریش دقت بکنید افکار انتخابها و ارتباطات و رفتارها که همیشه ما از آنطرف شروع میکنیم میگوییم انتخابها ارتباطات رفتار و افکار ولی اصل فکر است چون فکر هست که تعیینکننده خروجیهای ماست.@ حالا روابطش را هم من انشاء الله در بحث تفکر با نموداری که انشاء الله پشت سر من خواهید دید توضیح خواهیم داد که روابط اینها اصلاً چگونه هست یعنی اصلاً خروجی کجاست فکر کجاست دل کجاست عقل کجاست عضو کجاست حس کجاست و ترتیب چینش اینها خیلی مهم است که انشاء الله در همین جلسه درسی که داریم انشاء الله خدمتتان تقدیم خواهم کرد.@ پس اگر ورودیهای من معرفت صحیح و منطبق با واقع باشد یعنی من حقائق عالم را ببینم این چهارتا چیز که ما داریم یعنی انتخابها ارتباطات رفتار و فکرهای ما بسته به این هست که من از عالم چه چیزی فهمیدم از هدف خلقت خودم از خودم از الله از این جهان و نظام هستی چه معرفتی کسب کردم آیا معرفت من واقعاً درست است یا خرافه هست.@ من این معرفت را از آدمهای قدرتمند گرفتم یا از آدمهای ضعیفی گرفتم معرفت صحیح خیلی مهم است خیلی وقتها افراد که میایند مسائل دینداریشان را مطرح میکنند میبینی پر از خرافه است یعنی این را به عنوان باور دینی میگویند در حالی که اصلاً در دین نیست یک همچین چیزهایی که اینها به عنوان مسائل دینی میگویند در مورد خدا در مورد پیغمبر در مورد معصومین در مورد قرآن در مورد سایر چیزهایی که در دین هست.@ میبینی این پر از خرافه اسرائیلیات اشتباهات هست وقتی یک کسی با خرافه تربیت شد خرافه قبول کرد به جای حقیقت خروجیش هم ضعیف است چون ببینید اگر قرار است قرآن شراب باشد قرآن بهار دل باشد نماز معراج باشد این زیارت ملاقاتی که مستیآور هست باشد من باید حتماً باطن خوبی داشته باشم یعنی من با یک باطن خوب میتوانم یک همچین خروجیهایی داشته باشم.@ پس ببینید من اگر با اختلال روبرو هستم در عملکرد و در روحیات حتماً ورودیهایم یک ورودیهای مشکلداری بوده یعنی غذایی که خوردم آلوده بوده حالا یا آلودگی عملی بوده یا آلودگیهای اخلاقی بوده یا آلودگیهای دیگر که اینها را در بحث نور توضیح خواهم داد انشاء الله پس ما باید اول این معرفت صحیح را کسب کنیم معرفت صحیح و دانش صحیح را کسب بکنیم.@ با دانش صحیح هست با معرفت صحیح هست که خروجیهای صحیح خواهیم داشت پس همه خروجیهای ما که خودمان از آن لذت ببریم و خدا هم ثبت خوبی از آن بکند و فرشتهها هم خوب ثبت بکنند بسته به این هست که من اول یک ورودی صحیحی داشته باشم برای همین هم امام جواد(ع) فرمود وقتی میخواهید به سمت خدا بروید ورودیهایتان خیلی مهمتر از رفتارهایتان هست.@ (اَلقَصدُ اِلَی الله تَعالی بِالقلوب) اول قلبهایتان این باید محتوا داشته باشد سینه شما باید معارف صحیح داشته باشد معارف عمیق داشته باشد تا شما بتواند برساندتان اما اگر رفتارهای قشنگ بکنید ولی پایه نداشته باشد یک ذره خوب است یک ذره بد است یک ذره قوی است یک ذره ضعیف است شما عمرتان تلف میشود وقتتان تلف میشود آن استعدادی که باید شکوفا بکنید را اصلاً شکوفا نمیکنید.@ یک موقعی میبینید یک نفر از این دنیا رفت و یک میلیونیوم استعدادهایش را هم شکوفا نکرده اصلاً خام آمده خام رفته کور آمده کور رفته هیچ چیزش شکوفا نشده پس من باید اول همه حقایق هستی را بشناسم این را خواهش میکنم دقت بکنید چون بحثی که این دفعه داریم با نمودار هم هست یک دور این هستی را بشناسم.@ اصلاً ماجرای این هستی چیست من کیستم از کجا آمدم داستان چیست که من اینجا هستم این چیست و وقتی که این را فهمیدم به خودشناسی بپردازم حالا داستان من چیست این وسط، تا من اینها را نبینم کامل نمیتوانم تصمیم خوب در زندگیم بگیرم بسیاری از تصمیماتم اشتباه در میاید بسیاری از رفتارهایم غلط در میاید بسیاری از افکارم پوچ و خرافی در میاید این اصلاً کمکی به من نمیکند من وقتم تلف میشود.@ این که عرض کردم اکثر انسانها اکثر قریب به اتفاق انسانها از این چهار چیز در گذشته خودشان پشیمان میشوند به همین علت است یعنی اینکه مثلاً فرض برگردد به عقب زندگیش بگوییم آقا شما برگردد به وقت انتخابت وقت رفتارت وقت فکرت وقت عملت آیا اگر برگردی دوباره همین مسیر را میایید؟ اکثراً میگویند نه.@ من اگر برگردم عقب این انتخابی را که کردم نمیکنم این رفتاری را که داشتم را نداشتم دوست ندارم این رفتار باشد اصلاً نمیخواستم این رفتار را بکنم دوست ندارم اینطوری بشود ولی چرا اکثر آدمها پشیمان میشوند؟ میگویند ما اگر برگردیم عقب دیگر این مسیر را نمیاییم.@ بخاطر اینکه آن موقعی که میخواستند شروع بکنند آن موقعی که میخواستند تصمیم بگیرند آن موقعی که میخواستند انتخاب بکنند ارتباط داشته باشند رفتار بکنند آن موقعی که مهندسی فکر میکردند فکرشان قوی نبوده همه حقیقت را نمیدیدند با شناخت جزئی از حقیقت دست به انتخاب زدند دست به ارتباط زدند دست به رفتار زدند.@ چینشهای فکریشان با نگاهی به جزئی از حقیقت بوده بعد وقتی بعداً پرده رفته کنار فهمیدند که حقیقت این نیست یک چیزی ورای این هست یک چیزی خیلی مفصلتر از این هست بعد دیگر میگویند ما چقدر اشتباه کردیم چقدر این مسیر را غلط رفتیم.@ (لو) این را دقت کنید خیلی مهم است جهنم محصول اطلاعات غلط است اگر کسی سر از جهنم در میاورد سر از فشار قبر در میاورد سر از مرگ بد در میاورد سر از زندگی تلخ در میاورد مال این هست که خوب تعقل صورت نگرفته یعنی اول زندگیش بخصوص جوانی که به ما هی تأکید میکنند اول فهم است.@ در جوانی وقت بگذارید برای فهم اینقدر فهم مهم است که حضرت میفرماید خداوند جوان هجده سالهای را که به هیجده سالگی رسیده و دینش را خوب نمیشناسد توبیخ میکند آیه آمده اصلاً برایش (أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ) خیلی حرف است آیا ما به شما عمر ندادیم که اگر کسی میخواهد بفهمد بفهمد.@ حضرت فرمود (توبیخٌ لِابنِ ثَمانیَه) یک جوان آدم حالا راجع به آقایان میگوید هیجده ساله هست که سه سال از تکلیفش گذشته و این هنوز دین را معارف را آن حقائقی را که باید یاد بگیرد یاد نگرفته دین ما میگوید شما تا نبینید نمیتوانید درست رفتار کنید الهت را اول باید ببینی (اشهد ان لا اله الا الله) اعلمُ بدرد نمیخورد.@ مامانم گفته عمویم گفته داییم گفته همه میگویند نه شهود کرده یا نه که جز الله الهی نداری اگر ندیدی بعداً نمیتوانی عاشقانه رفتار کنی بعداً حتماً در همه انتخاباتت چینشهای فکریت تعقلهایت افکارت به اشتباه میروی در انتخابات اشتباه میکنی اگر میخواهی درست رفتار بکنی اول اشهد ان لا اله الا الله پایه، میتوانی ببینیش یا نه برو برو تلاش کن از دیگران کمک بگیر که ببینی اگر دیدی آنوقت دیگر براساس لا اله الا الله همه افکار درست در میاید همه چینشها خوب در میاید.@ یک کسی اگر لا اله الا الله نداشته باشد هر انتخابی هر ارتباطی هر رفتاری هر فکری در او غلط است عقیم است لذا در بحث ذکر گفتند هیچ ذکری در اسلام بالاتر از لا اله الا الله نیست (اَفضَلُ العِباده ذکرُ لا اله الا الله) من این من کیست؟ این خیلی مهم است من کیستم زنم مَردم من کسی هستم که نه زنم و نه مَردم بعد توضیح بیشتر میدهم من الهی جز الله ندارم جز او کسی دل من را نمیتواند شاد بکند جز او کسی به من آرامش نمیدهد.@ اگر این را من شهود کردم مثل این که من الان شهود کردم چرا آب را گذاشتند چیز دیگر نمیگذارند همه فهمیدیم باورمان شده شهود کردیم که چیزی غیر از این تشنگی را برطرف نمیکند دیگر نمیگذاریم سراغ انتخاب دیگری نمیرویم درست انتخاب میکنیم دیگر وقتمان هم تلف نمیشود.@ اگر من فهمیدم عطش وجودیم را جز الله چیزی برطرف نمیکند روی هیچ دیگر سرمایهگذاری نمیکنم برای رسیدن به شادی و آرامش، ولی اینکه ما الله را رها میکنیم و میگردیم در دنیا التماس خیلی کسان و خیلی چیزها را میکنیم گدایی خیلی کسان و خیلی چیزها را میکنیم برای اینکه ما به آرامش به شادی به خوشبختی برسیم برای این هست که من لا اله الا الله را شهود نکردم و ندیدم معرفتم معرفت صحیحی نیست.@ پس اول باید این معرفت صحیح را کسب بکنیم پس قاعده را بگویم معرفت صحیح و عمیق به ما خروجی صحیح و عمیق خواهد داد بدون شناختن حقایق هستی که مهمترین آنها الله هست و بدون شناخت فرمولهای هستی و غیب، غیب را اگر شما نبینید اگر غیب را به آن ایمان نیاورید و باورش نکنید و غیب را آنطوری که خدا میگوید به شهود نرسید لا اله الا الله (الله) غیب است.@ اگر به غیب آنطوری که باید پشت پرده را ببینیم نبینیم هدایت هم نخواهیم شد قرآن میگوید تنها کسانی هدایت میشوند که (الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) یعنی ایمان بیاورند که پشت این ظاهر یک چیزی هست پشت این ظواهر اینها ظهور است یک باطنی دارد اینجا، این باطن را اگر به آن ایمان نیاوری نبینیش که باز در درسهای ما همه تمرین دیدن است انشاء الله.@ اگر خوب نبینیش دلت را با آن آرام نکنی تمام عمرت تلف میشود در برخورد با ظواهر و اصلاً به آن باطن راه پیدا نمیکند و آن باطن هیچ وقت با تو صمیمی نمیتواند باشد تو نمیتوانی با آن صمیمی باشی تمام وقت و عمرت جوانیت استعدادت در بدست آوردن ظواهر و زندگی کردن با اینها و تلف کردن استعدادهایت هست در این زمینه پس این تا اینجا باشد انشاء الله چون وقت کم هست انشاء الله بقیه بحث برای جلسه آینده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 001 - نسیم حیات ۳
متن کامل (خام) جلسه 001 - نسیم حیات ۳