اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره نحوه فکر کردن و چگونگی استخراج اسماء انتزاع اسماء از تفکر در موجودات بود گفتیم وقتی که به یک شیء نگاه میکنیم ما اسماء عام زیادی را میتوانیم انتزاع بکنیم و ببینیم خالق، مسوّی، مقدر، هادی، مرید، قادر اسمهای زیادی هستند که وقتی ما به یک شیء نگاه میکنیم از حق تعالی به دست میاید.@ درباره اسم مقدر آخرین بحثمان بود که تمام شد فقط من یک تذکر بدهم وقتی که در مورد قضا و قدر سخن میگوییم که کار ما کشف قدرها است برای رسیدن به بهترین قضاها اینطور نیست که همه قدرها و قضاها به دست ما باشد انسان اختیاری دارد و سهمی دارد نقشی دارد و تا حدودی استقلالی دارد.@ خودش مسئول کردههای خودش است خودش مسئول تصمیمات خودش است اما اینگونه نیست که همه چیز صددرصد به دست او باشد اینکه در روایت هم داریم(لا جَبرَ وَ لا تَفویض) نه جبر هست کاملاً و نه صددرصد هم به انسان واگذاری شده.@ (بَل اَمرٌ بَینَ الاَمرَین) یک امر میانه هست میانه بودنش هم به این معنا هست که اقتضایی هست یعنی یک سلسله چیزها به دست ماست یک سلسله چیزها از دست ما خارج است اما قدرت انسان به گونهای هست که در اموری که دست خودش نیست هم آزمایش میشود.@ و اگر وظیفهاش را خوب انجام بدهد تکلیفش را خوب انجام بدهد در اموری که به دست او نیست رشد خودش را خواهد کرد اینکه اموری به دست انسان نیست مانع رشد انسان و مانع رسیدن انسان به هدف خلقتش نیست مثلاً به انتخاب خودتان پدرتان را انتخاب نکردید مادرتان را انتخاب نکردید خواهر برادرتان را انتخاب نکردید خیلی از محیطهای زندگیتان را انتخاب نکردید.@ یا کسانی هستند که در زندگی شما ناخواسته تأثیر میگذارند ظلم میکنند جنگ در این مملکت راه میافتد بمب میزنند شیمیایی میزنند هراس ایجاد میشود قحطی میشود گرانی میشود یک آدم بیفکری برای شما تصادف ایجاد میکند.@ شما دارید مسیر خودتان را میروید قدرهای رانندگی را هم بلد هستید دارید مسیر را طی میکنید یک کسی که قدر رانندگی را خوب رعایت نکرده به شما میزند برای شما حادثه درست میکند اینها چیزهایی هست که خیلیهایش دست ما نیست.@ اما اصلاً مهم نیست که دست ما نیست مهم این هست که ما اگر حادثهای برایمان پیش آمد مسئلهای پیش آمد بتوانیم ببینیم قدر حادثههایی که دست ما نیست چیست یعنی اگر من مریض شدم در حالی که نمیخواستم مریض بشوم بهداشت را هم رعایت کردم در اثر یک عامل دیگری سرطان گرفتم یک شیمیایی بود یک محیط کار ناجوری بود.@ عوامل دیگر یا یک مرض دیگر یک جا سُر خوردم زمین خوردم پایم شکست از کار باز ماندم من اینطور جاها باید چکار کنم آن بحثی که انسان باید توجه بکند این هست که ما در همه این موارد تکلیف داریم وظیفه داریم خیلی چیزها دست ما نیست اما خداوند تکلیف ما را در چیزهایی که دست ما نیست هم مشخص کرده قدر دست ما داده.@ آن چیزهایی که دست تو هست خودت مسئولش هستی و آن چیزهایی که از بیرون به تو تحمیل میشود قدرهای نوع برخوردی که باید بکنی وظیفهای که داری را مشخص کرده قدرها را خداوند مشخص کرده و ما هیچ وقت در هیچ مورد بلاتکلیف نیستیم.@ پس ما در قدرهایی که به دست خودمان هست قضاها که همه به دست خداست قدرهایی که به دست خودمان هست انتخاب قدرها ارتباط با قدرها خودمان امتحان میشویم در حکمهایی هم که ایجاد میشود ما امتحان میشویم.@ در قضا و قدرهایی هم که به دست خودمان نیست باز آنجا هم امتحان میشویم الان شما یک بیاحتیاطی کردی تصادف کردی بعد از اینکه حکم آمد یعنی تصادف یک مسئولیتهایی به گردن انسان هست آنجا قدرهای ویژهای وجود دارد که انسان باید رفتار بکند.@ مثلاً یک نفر بیاحتیاطی کرد تصادف کرد بعد به خاطر این تصادفش مدام عصبانی شد بیطاقتی کرد دیگران را مسئول دانست این در واقع دارد از قدری که وظیفهاش هست تجاوز میکند ولی نه اشتباه کرد تصادف کرد حالا با شجاعت قدرهای قشنگ را انتخاب میکند میگوید من اشتباه کردم عذرخواهی میکنم تقصیر خودم بود بیاحتیاطی نباید بکنم.@ این شخص با این روشی که انتخاب میکند دارد نتائج بعدی خوبی را برای خودش رقم میزند بنابراین اینطور نیست که اگر ما یک کاری کردیم اشتباه بود یک حکمی آمد بعد بگوییم حالا شده نه چون خودمان کردیم امتحان نیست نه خودمان هم کرده باشیم امتحان است خارج از اختیار ما هم به سرمان آمده باشد باز امتحان هست.@ در همه حالات ما امتحان را داریم هیچ وقت از دایره امتحان مطلقاً انسان خارج نمیشود امتحان مثل هوایی که تنفس میکنیم همه ابعاد روح ما را میگیرد ما از زمانی که به تکلیف و تشخیص میرسیم در امتحان هستیم تا زمانی که میمیریم اصلاً هیچ لحظهای از امتحان خارج نیستیم.@ اینطور نیست که بگوییم بعضی وقتها امتحان گرفته میشود نه بعضی وقتها امتحانات سختتری گرفته میشود ویژهتر است مثل سؤالات سر درس استاد هست که دائماً سؤال میکند امتحانات داخلی به قول قدیمیها امتحانات قوه و یک امتحانات نهایی و فصلی هم وجود دارد ما همیشه در حال امتحان هستیم و بعضی وقتها امتحانات سختتر و ویژهتر و خاصتر میشود.@ از این بحث که بگذریم میرویم سراغ اسم شریف هادی که فوقالعاده مهم هست ما یکی از چیزهایی که در مطالعه موجودات میبینیم این هست که هر موجودی مسیر دارد هدفدار هستش یعنی سرگردان در عالم نیست بلاتکلیف در عالم نیست مأموریتدار به وجود میاید مأموریتدار به دنیا میاید.@ از یک هسته اتم الکترون بگیرید تا یک مولکول و سلول موجودات تکسلولی به بالا تا پیچیدهترین موجودات همه هدفدار به دنیا میایند همه با آیین و روش به دنیا میایند آیه زیبایی که حضرت موسی(ع) خطاب به فرعون گفت، گفت شما پروردگارت کیست؟ فرمود(قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى) پروردگار ما کسی هست که به هر موجودی خلقت ویژه خودش را عطا کرده و سپس او را هدایت میکند.@ (الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى) مرحله چهارم خلق، تسویه، تقدیر بعد هدایت. چند تا نکته خیلی مهم هست که درباره هدایت باید بدانیم یکی اینکه میفرماید خلق ویژه به هر کدام داد خود این داستان خلق ویژه هر موجود بسیار محیرالعقول است.@ که ما اصلاً نمیتوانیم تعداد موجودات و مخلوقات خدا را بشماریم موجود داریم که اینها همه خلقت ویژه دارند یعنی بدیع بینظیر و منحصر به فرد هم هستند هر کدامشان خلق ویژه دارند اصلاً تعریف ویژه خلق ویژه ساختار ویژه برای خودشان دارند.@ اما نکته جالب این هست که همه به سمت مأموریت خاص حرکت میکنند یعنی دانهها نباتات حیوانات گیاهان همه هدف خاص دارند به قصد و حکمتی خلق شدند و نکته فوقالعاده مهم در بحث هدایت این هست که شما ببینید میلیاردها موجود خلق شدند هر کدام مأموریت دارند هدایت میشوند به سمت هدفشان با توجه به خلق خودشان.@ (رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ) یعنی خلق ویژه خودش با توجه به ساختار ویژهای که دارند این میلیاردها موجود همه با هم هماهنگ هستند یعنی میلیاردها موجود که هر کدام هدف خاصی دارند ساختار خلقتی خاص دارند آفریده شدند.@ بین هدف خلقت هر کدام از اینها و مجموع هماهنگی وجود دارد که بعضی از دانشمندان از این تعبیر به چرخه میکنند یعنی اینها همه این عالم با هم هماهنگ هست تمام موجوداتش با هم هماهنگ هست.@ چه کسی به هر موجودی خلق ویژه داده چه کسی هر موجودی را به سمت هدف ویژه خودش هدایت کرده چه کسی همه موجودات را به توجه به هدف ویژه خودشان به سمت یک هدف واحد که معاد هست دارد حرکت میدهد و هدایت میکند.@ کل عالم در حرکت است کل عالم ابتدا و انتها دارد اجل دارد همه عالم شما میلیاردها موجود تمام اینها هدف ویژه مخصوص خودشان را دارند و بعد یک هدف کلی یک نظام کلی که تمام این نظامهای جزئی را جمع میکند بر همه اینها حاکم هست آدم تا این فکرها را نکند نمیفهمد که عظمت حق تعالی قدرت حق تعالی یعنی چی الحمد لله یعنی چی سبحان الله یعنی چی؟.@ یک اراده یک قدرت یک نفر یک شخص که شخص خداوند هست یک نفر دارد این کار را انجام میدهد یک شخص دارد همه مجموعه را خلق کرده بینهایت تجلی تکتک اینها ساختار ویژه هدف ویژه و مجموعشان هم یک هدف واحد دارند و همه دارند به سمت هدف واحدشان در حرکت هستند.@ زمین حرکت میکند ماه حرکت میکند خورشید حرکت میکند همه اینها در منظومه شمسی بقیه اجزای منظومه شمسی دور خورشید حرکت میکنند میلیاردها اجزاء اینها حرکتدار هستند منظومه شمسی در کهکشان راه شیری هست کهکشان راه شیری آن هم حرکت دارد.@ همزمان با او مجموعه کهکشانهای دیگر که در کیهان جا میگیرند آن هم همینطور همه آسمان در حال حرکت است اصلاً ما به هیچ وجه موجود ساکن بدون حرکت نداریم اصلاً چیزی در عالم به نام ساکن وجود ندارد بگوییم بعضی از موجودات ساکن هستند بعضیها متحرک هستند اصلاً نه.@ یکی از مسائل خیلی مهم در مجموعه اسماء که انسان میبیند اسم شریف مبدئ و معید هست آغازکننده است(هُوَ الاَوَّل) اما همه را برمیگرداند به سوی خودش همه فانی در خودش میشوند همه معاد دارند معید میشود.@ (كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ) میگوید نگاه کنید ببینید که خدا چطوری خلق را آغاز کرد یعنی شما میتوانید ببینید و بفهمید که چگونه خدا خلق را آغاز کرده به راه انداخته و چگونه آن را دارد برمیگرداند به سمت خودش، چگونه به سمت هدف دارد حرکت میکند چون حرکت بیهدف که معنا ندارد.@ امکان ندارد ما یک هدف کور یا یک حرکت کور داشته باشیم اگر حرکت هست با این نظم محیرالعقول هدف دارد هدفشان هم عود به حق تعالی است معاد که در بحث اجل اگر رسیدیم بیشتر توضیح میدهیم پس ببینید تمام موجودات با اینکه ساختار ویژه دارند همه با هم مرتبط هستند تمام موجودات به هم ربط دارند.@ و ما الان با هوای اطراف، هوای اطراف با محیط ما با جغرافیای ما، جغرافیای ما با درختان با مقدار بارندگی با رودخانه با خیلی چیزهای دیگر اصلاً هیچ موجودی نیست که با موجود دیگر در ارتباط نباشد مضافاً اینکه خداوند تأکید میکند تمام موجودات عالم هر چیزی که خلق کرده براساس ساختار وجودی انسان و برای انسان خلق شده یعنی همه هماهنگ هستند.@ هماهنگی چند تا موجود چند تا عالم چند تا سیاره و کهکشان و کیهان اینها چیزهایی هست که نباید ساده از کنارش رد بشویم اینها همان چیزهایی هست که خداوند تبارک و تعالی بارها به ما گفته که در آنها تفکر کنید تعقل کنید در اینها فکر بکنید این عبادت است.@ این عبادتی هست که شما دائماً اسماء الهی را استخراج بکنید آنوقت وقتی وجود خودت اسم را استخراج میکند غیر از این هست که در مفاتیح نوشته یا سبحان، ما چون آن چیزی که در قرآن یا مفاتیح میخوانیم تقلیدی میخوانیم.@ میگوییم آنجا نوشته سبحان الله ما هم میگوییم سبحان الله، آنجا گفته الحمد لله ما هم میگوییم الحمد لله، آنجا گفته الله اکبر ما هم میگوییم الله اکبر آنجا گفته(كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ) ما هم میگوییم آنجا گفته(هُوَ الهادی) ما هم میگوییم.@ این کجا که ما از تقلید این اسمها را بگوییم، بگوییم حالا چون پیغمبر و خدا گفته باشد و این کجا که ما تکتک اسماء را از درون خودمان استخراج بکنیم زمین تا آسمان این دو عبادت فرق میکند من خودم شاهد این اسم هستم من خودم شهادت میدهم که(لا اله الا الله) آدمی که تفکر نکند نمیتواند بایستد جلوی خدا بگوید(اشهد ان لا اله الا الله) من شهادت میدهم که اله و معشوقی جز خدا ندارم.@ آدمی که خودش تعقل نکند تفکر نکند شهود باطنی نداشته باشد این نمیتواند بگوید الحمد لله سبحان الله، قیمت تفکر و تعقل به این هست که یک انسان را به عرش میرساند خیلی تفاوت هست بین دو انسان که یکی روی تقلید که تقلید غلط نیست.@ تقلید از دانشمند تقلید از متخصص یک امر درست است چه یک پزشک باشد چه یک مهندس باشد چه یک عالم دینی باشد تقلید در همه رشتههای عالم در تمام عالم در طول تاریخ وجود داشته و دارد کار درستی هم هست آن دانشمند مطالعه کرده گفته خدا هست من هم میگویم هست متخصص است قبول است.@ گفته پیغمبر هست ما هم قبول داریم گفته سبحان الله الحمد لله میپذیریم اینها ایمانشان درست است ایمانهای مردمی ایمانهای درستی هست خدا هم قبول دارد(وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ) مثل بقیه مردم شما ایمان بیاورید.@ مردم چطوری ایمان آوردند بیشترشان تقلید کردند متخصص دیدند معجزه دیدند از طرف فهمیدن پیغمبر است یا عالم ربانی دیدند پانزده سال بیست سال حوزه درس خوانده چطور یک دکتری که مثلاً هفت سال هشت سال میرود دکتر پزشک عمومی میگیرد مردم وظیفهشان هست عقلاً اگر به او مراجعه میکنند حرفهایش را گوش بکنند.@ اگر پانزده سال متخصص هست حرفهایش را گوش بکنند یک عالم دینی رفته پانزده سال بیست سال متخصص شده مردم تقلیداً هم از او بپذیرند خدا ایمانشان را میپذیرد اما این ایمان کجا و آن ایمان که انسان خودش به تخصص برسد بیاید بنشیند در طبیعت فکر بکند نگاه بکند.@ آن(انْظُرْ) (اَفَلا ینْظُرُنا، اَفَلا یَتَفَکَرُنا) برایش مهم باشد دغدغه داشته باشد آدم جدی باشد بچهصفت ضعیف نباشد بنشیند در طبیعت خودش را حبس بکند محدود بکند کارهای دیگرش را کنار بگذارد بنشیند به مطالعه به فکر روز شب تمرکز بگیرد تا خودش اسماء خدا را ببیند و شهود بکند آنجاست که میتواند بایستد و حقیقتاً بگوید(اشهد ان لا اله الا الله) اذان این آدم خیلی کیف دارد.@ وقتی میگوید(اشهد ان لا اله الا الله) فرشتهها میگویند چه خوب دارد میگوید درست دقیق، نبوت پیغمبر شهودی است امامت امیرالمؤمنین هم شهودی هست اسماء خدا را کسی که خودش استخراج میکند خیلی فرق میکند تا کسی که به او گفتند و پذیرفته.@ فرقش مثل یک مریض عامی هست با یک پزشک متخصص با یک مهندس متخصص که او خودش آن را دیده خودش شهود دارد من اسم هادی را خودم استخراج بکنم فکر بکنم در میاید چون با تفکر همه چیز بیرون میاید(فَاِنَّ التَفَکُرَ اَبُو کُلَّ خَیرٍ وَ اُمِّه) حضرت میفرماید پدر هر خیری و مادر هر خیری تفکر است.@ من نشستم مهمترین راه هم هست از این راه مهمتر اگر بود خدا به ما میفرمود با تفکر به تخصص رسیدن مگر دانشمندان در رشتههای دیگر به تخصص رسیدند با تفکر رسیدند ما هم همینطور با تفکر به کشف اسماء الهی برسیم.@ بگوییم(اشهد ان لا اله الا الله) شهود میکنم هادی بودنش را مسوی بودنش را مقدر بودنش را خالق بودنش را وقتی نگاه میکنم دارم شهود میکنم کسی دیگر این را از من نمیتواند بگیرد دیگر شیطان هم نمیتواند من را فریب بدهد.@ تزلزل در ایمان من اتفاق نمیافتد وقتی من خودم شهود میکنم و آن همه آثاری که در اول دوره برای تفکر و برای معرفت بیان کردیم این خیلی اهمیت دارد این هم از بحث هدایت که در همه موجودات هدایت هست و ما هم این هدایت را شاهد هستیم.@ مرحوم علامه طباطبایی(ره) در ترجمه المیزان جلد 14 صفحه 231 و 232 چند تا نکته در مورد هدایت تکوینی میگوید چون این هدایتی که داریم میگوییم هدایت تکوینی هست هدایت تشریعی هم داریم که مخصوص انسان و موجود مختار هست که کتاب پیغمبر معلم استاد خدا برایشان میفرستد.@ در مورد هدایت تکوینی ایشان میفرماید که این هدایت محدود به عالم دنیا نمیشود و دیگر عوالم را نیز در برمیگیرد یعنی اینطور نیست که فقط عالم، دنیا عالم مثال و برزخ عالم جبروت همه عوالم به هدایت خدا دارند هدایت میشوند تکویناً خداوند در ساختار وجودیشان هدایت گذاشته.@ ثانیاً در همین دنیا در مرز هدایت مادی متوقف نمیماند هدایت متوقف نمیماند بلکه شامل هدایتهای فرامادی و نامشهود نیز میشود یعنی هدایتهای معنوی، این را هم خدا انجام میدهد نامشهود و فرامادی.@ و ثالثاً هدایت تکوینی اگر چه هر یک از موجودات را به سوی کمال مشخص شده خود معطوف میکند اما هدف غایی و نهایی آن که در مورد همه مخلوقات مشترک است سوق دادن و ارجاع هستی و انسان به سوی سرمنزل مقصود یعنی خداست انسان را هم خدا معطل نگذاشته یعنی برایش پیغمبر فرستاده.@ ببینید چقدر دقیق است مسئله هدایت همانطور که در مورد یک اتم یک الکترون یک مولکول یک سلول یک موجود زنده یک گیاه خداوند وقتی خلقش کرده با داستان همراه هدایت خلقش کرده همانطور که همراه تقدیر و تسویه با هم همه آمد انسان را هم قبل از اینکه به دنیا بیاید جریان هدایتش را صاف کرده بود تا انسان معطل نماند.@ برای همین اولین انسان متخصص باید باشد ضرورت متخصص و ضرورت معصوم از اینجا ناشی میشود که اول باید متخصص و معصوم وجود داشته باشد بعد انسانها بیایند لذا فرمود(وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها) همه اسماء تعلیم آدم داده شد آدم یک متخصص معصوم بود و بعد آماده بود برای هدایت بقیه مردم، بعداً سایر انسانها به دنیا میایند.@ اگر خداوند هادی معصوم و متخصص نمیگذاشت انسانی به دنیا میآمد خلقت عبث بود برای اینکه شخص معطل میماند که باید چکار کند چون خداوند قرار نیست که برای هر کسی وحی یا جبرئیل بفرستد لذا همیشه عقلاً مقدم تأمین برنامه و نیازهای درونی و بیرونی یک موجود هست این عقلی است.@ شما تا استاد نداشته باشید مدرسه میتوانیم بزنیم؟ اگر کسی مدرسه و دانشگاه میزند اینطور نیست که مدرسه و دانشگا بزند ثبتنام بکند کنکور بگیرد بعد همه که سر کلاس آمدند بگوید ببخشید ما استاد نداریم تمام فلسفه وجودی یک دانشگاه یک مدرسه به استاد است استاد نداشته باشد هیچ فایدهای ندارد هزینه بیهوده است وقت تفل کردن است کار عبثی هست.@ خلقت بدون معصوم بدون پیغمبر عبث است برای همین هم(اشهد ان محمد رسول الله) من همانطور که شهود میکنم همه موجودات هدایت دارند میشوند همانطور هم شهود میکنم که من انسان مختار بدون معصوم امکان هدایتم وجود ندارد.@ لذا نبوت هم شهودی است کمااینکه امامت هم بعد از نبوت شهودی است یعنی خداوند روز قیامت به کسانی که فکر میکنند ما معصوم احتیاج نداریم میگوید من هیچ موجود بدون تکلیف خلق نکردم همه را هدایت کردم تو که میگویی ما امام و معصوم و رهبر از طرف خدا احتیاج نداشتیم پس خلقت انسان چه میشود یعنی انسانها همینطوری معطل بمانند.@ عقل تو شعور تو این را میپذیرد که من خدا این مقدار حالیم نمیشود؟ لذا اگر کسی قائل باشد به اینکه ما معصوم نیاز نداریم پیغمبر یا امام نیاز نداریم حتماً خدا را نشناخته در توحیدش شک است آیه قرآن هم همین است(وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ) خدا را نشناختند کسانی که(إِذْ قالُوا) کسانی که گفتند خداوند هیچ پیغمبری مبعوث نمیکند.@ این خدا را نشناخته اگر کسی فکر بکند که خدا کسی را مبعوث نمیکند خدایی که هادی است امکان ندارد که پیغمبر مبعوث نکند امام قرار ندهد پس در واقع وقتی که ما میگوییم معصوم نیاز هست پیغمبر نیاز هست امام معصوم نیاز هست یک عده قبول نمیکنند اختلاف ما با آنها کمااینکه اکثراً اینطوری فکر میکنند سر مسئله معصوم و پیغمبر نیست.@ اختلاف سر مسئله توحید است توحید خراب است که اختلاف ایجاد میشود ریشه خوب جا نیفتاده اشتباه جا افتاده که اینجا اختلاف ایجاد میشود خدایی که خدا هست آن خدایی که در قرآن هست آن خدایی که خودش را معرفی میکند میگوید امکان ندارد کسی من را بشناسد و قائل باشد من رهبر و متخصص معصوم برای انسان نمیگذارم.@ برای همین هم ولایت مبتنی بر توحید است و توحید اصل اساسی همه خلقت هست شما نبوت امامت معاد، معاد چرا مبتنی بر توحید است؟ برای اینکه آغازگر اوست اول اوست ما اول بلا آخر نداریم مگر میشود یک چیزی اول داشته باشد اما انتها نداشته باشد شروع داشته باشد ختم نداشته باشد امکان ندارد.@ پس همه عقائد از همین مسئله هدایت اسم شریف هادی در میاید همه اصول عقائد ما از اسم شریف هادی در میاید ببینید فهم اسماء چقدر اهمیت دارد که وقتی اسم را خوب درک بکند و شهود بکند همه چیز برایش روشن میشود.@ شما اصلاً کاری با اسم هادی هم نداریم هر یک دانه اسم خدا همه اسماء را با خودش دارد فقط چون یک ذات بسیط نامحدود هست اسم انتزاع است و الا در ذات ما که چیزی به اسم صفت و اسم نداریم صفت و اسم زمان تجلی معنا میکند شما مقام احدیت را که در نظر بگیرید گفتیم احد یعنی نگرش به ذات حق تعالی بدون اسماء و صفات.@ که در کتاب هم یک جا اشتباهاً به جای واحدیت احدیت نوشته شده و واحدیت یعنی نگاه کردن به حق تعالی با همراه اسماء و صفات، لحاظ ذات به اضافه اسماء و صفات. بحث بعدی که این هم از مباحث و اسماء خیلی مهم هست از اسماء الهی که میخواهیم استخراج بکنیم که اسمهای ترکیبی خداوند تبارک و تعالی هست.@ اسم شریف(یا ذَالمُلکِ وَ المَلَکُوت) که میگوییم و اسمهای دیگری از این قبیل این بحث هست که خداوند تبارک و تعالی وقتی ما اشیاء را نگاه میکنیم عالم را نگاه میکنیم برایش خالق در نظر میگیریم خالقی که مسوّی و مقدر است و هادی است.@ این را که در نظر میگیریم متوجه میشویم که آن که خلق کرده مسوّی مقدر و هادی است مشهود چشم ما نیست به رؤیت چشمی و محسوس دیده نمیشود پس باید عالمی غیر از این عالم وجود داشته باشد که این مخلوقات و موجودات از آنجا تراوش کردند به وجود آمدند.@ اسم فاطر از اینجا در میاید فَطَرَ یعنی خداوند میشکافد این را بیرون میدهد این عالم ماده را با شکاف(فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ) (فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) این که شکافنده هست از یک عالمی شکافته شده و بیرون آمده.@ پس ما یک عالم دیگری داریم که آن عالم تقدیرات، اندازهها، هماهنگیهای هدایتی، هماهنگیهای خلقی صورت میگیرد و در نتیجه یک عالم یک پارچه خلق میشود و الا داستان اندازهگیریها، خود بوجود آمدن، خود تسویه و هدایت کجا انجام شده کجا صورت گرفته.@ لذا فرمود همه اشیاء ملکوت دارند ما یک عالم مُلک داریم که همین کل عالم دنیاست و یک عالم ملکوت داریم که باطن این عالم هست پس در واقع آن چیزی که ظهور کرده(اَلظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) از یک باطن ظهور کرده که ملکوت این عالم هست باطن این عالم هست و دارد این عالم را هدایت میکند.@ من الان درخت را جریان هدایتش را میبینم دانه را میبینم جنین را میبینم اما چه کسی دارد این کار را میکند کسی نمیبیند شما به تمام دانشمندان بگویید جنین چطوری این کار را میکند چطوری دارد اینطوری میشود میگویند ما فقط میبینیم که میشود اما چه کسی دارد این کار را انجام میدهد آن قدرت آن قوه.@ ما میدانیم فقط زمین ایستاده یک چیزی را جذب میکند اما این قوه جاذبه چیست ما نمیدانیم چیست ما میدانیم همه این فضاها کهکشانها نیروهایی بینشان هست که این نیروها اینها را هدایت میکند و فاصله اینها را حفظ میکند اما ما نمیدانیم چیست.@ ملکوت به ما خیلی نزدیک است اینقدر نزدیک است که قرآن میگوید شما چطور ملکوت را نمیبید سوره اعراف آیه 185(أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) آیا نگاه نمیکنند در ملکوت آسمان و زمین(وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ) یک ذره دقت کن این دارد حرکت میکند محرکش کجاست؟ من نمیبینم ولی دلیل ندارد انکارش بکنم.@ ما خیلی چیزهای دیگر هم نمیبینیم ولی انکار هم نمیکینیم عقل و شعور و خیال و عشق و تنفر، تعصب بسیاری از چیزهایی که الان میگوییم هست کدامش را انکار میکنیم؟ میگوییم طرف ترس دارد میگوییم کجاست از این الان عکس رادیولوژی بگیرند ترس معلوم میشود؟@ عشق، دل، تنفر، حسادت، تکبر همه هست محسوس نیست اگر چیزی محسوس نبود صرفاً چون محسوس نیست انکارپذیر نیست من الان میگویم کره زمین دارد میچرخد خودش که ماده است طبق قاعده قواعد فیزیک ماده امکان ندارد خودش بتواند خودش را بگرداند مگر اینکه از خارج نیرویی به او وارد بشود.@ این زمین این خورشید این ماه این سیاره این کیهان این کهکشان همه دارند حرکت میکنند منظم سازماندهی دارند میشوند فلکدار هستند خودش که نمیتواند برای خودش این چیزها را ایجاد بکند، کدام شیء مادی میتواند خودش به خودش برنامه بدهد خودش به خودش هدف بدهد خودش به خودش غایت بدهد خودش خودش را مجهز بکند.@ لذا حضرت میفرماید اگر خلقت دست خودت بود پس چرا خودت را بلندقدتر کوتاهقدتر زیباتر قویتر طراحی نکردی دست خودمان که نیست تازه ما که خودمان هم شعور داریم ماده که هیچی ما که الان اختیار داریم قدرت داریم میبینیم چیزهایی که مربوط به خودمان هست دست خودمان نیست ملکوت این است اینقدر راحت دیدنش هست.@ (أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) ما برای دیدن باطن خیلی فاصله نداریم یک مقدار خلوت میخواهد یک مقدار عبادت میخواهد یک مقدار تهذیب میخواهد یک مقدار تمرکز و تفکر میخواهد بعد من دارم میبینم توقع خدا توقع بیجایی نیست.@ به کفار هم دارد میگوید شما هم میتوانید ببینید یک ذره فکر کنید میتوانید ببینید لذا شما وقتی که دارید به اشیاء نگاه میکنید آسمان را نگاه میکنید زمین را نگاه میکنید در واقع دارید همراه نگاه کردن به او به ملکوت هم دارید نگاه میکنید به خود خدا دارید نگاه میکنید.@ (ما رَأَیتُ شَیئاً اِلاّ رَأیتُ الله قَبلَهُ وَ مَعَهُ وَ بَعدَه) این چیز خیلی سختی نیست همه میتوانند ببینند(فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) همه جا وجه خدا هست خیلی کار سختی نیست همه موجودات دارند فریاد میزنند ما خالق داریم ما مسوی داریم ما مقدر داریم ما هادی داریم که آن هادی اراده دارد قادر است.@ همه دارند میگویند ما از اینجا در نیامدیم از یک عالم دیگر برای ما طراحی شده یک کسی ما را طراحی کرده همه دارند حرف میزنند همه متکلم هستند همه دارند تسبیح میگویند و همه دارند سجده میکنند و همه دارند خبر میدهند این دیدنی نیست؟.@ چه کسی میتواند این را انکار بکند بگوید نه من اینها را از موجودات در نمیاورم؟ اگر در نمیاوری پس این همه دانش و دانشگاه و مؤسسات تحقیقاتی در دنیا چیست همه دارند فرمول و قانون در میاورند دارند با تو حرف میزنند دارند خودشان از خودشان خبر میدهند.@ پس همه علوم بیهوده است همه علوم دروغ است اگر اینطور باشد این یک مقدمه شد برای اینکه ما بدانیم این عالم یک باطن یک ماورایی دارد که دارد این را میچرخاند هدایت میکند و ادارهاش میکند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 024 - نسیم حیات ۲
متن کامل (خام) جلسه 024 - نسیم حیات ۲