جلسه 021 - نسیم حیات ۲
شماره جلسه
21
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
1
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 021 - نسیم حیات ۲

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره اسم شریف مقدر بود من چند آیه دیگر را بخوانم قاعده کلی ما این بود(وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) هیچ چیزی نیست در عالم خلقت مگر اینکه خزائن آن چیز در نزد ماست و ما آن را نازل نمیکنیم مگر به اندازه مشخص، چون یک چیز با برخورداری از اسماء مختلف نازل میشود هر چیزی که در نظام خلقت هست مظهریت اسمهای گوناگونی را دارد.@ مظهریت اسم مقدر را باید داشته باشد پس باید از تقدیر مشخصی برخوردار باشد ممکن است مظهریت اسم جمیل را داشته باشد پس باید از یک جمال مشخصی از زیبایی و اندازه برخوردار باشد مظهریت جلال را ممکن است داشته باشد پس باید از یک جلال هم برخودار باشد بنابراین اشیاء خزائن مختلف دارد و چون یک شیء ابعاد مختلف دارد.@ (وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) از جمال از جلال از قَدَر از رزق و از خیلی چیزهای دیگر هر کدام باید بهرهای داشته باشد تا به وجود بیاید بدون اینکه این وضعیتها مشخص نشده باشد خلقت انجام نمیشود.@ پس درست است که ما موجود را مخلوق میبینیم اما قبل از اینکه خلق بشود مثلاً الان تقدیر مقدم است یا خلق؟ باید اول اندازهگیری بشود بعد خلق بشود پس ما در وضعیت قبل از اینکه به اینجا بیاید درست است که میگوید(الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى) اما داستان هدایتش داستان تسویهاش داستان تقدیرش همه از نظر علمی و از نظر اعطا قبل از خلق بوده.@ خلق همراه همه اینها انجام میشود وقتی میگوییم خلق یعنی یک موجود کامل از آن چیزی که باید برخوردار باشد برخوردار میشود اندازهها و حدودش معین میشود و بعد تولید میشود در واقع تولید کلمه غلطی است کارخانهای میگوییم تولید، در کارخانه هم همین کار را میکنند همه چیزش را مشخص میکنند بعد در نهایت به تولید میرسد برای همین آن بوجود میاید.@ سوره یس آیه 38(وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ) خورشید جریان دارد به سمت محل استقرار خودش از اعجاز قرآن یکی همین هست که برای خورشید حرکت قائل است(ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ) اینکه خورشید دارد حرکت میکند این تقدیر خدای عزیز خدای مقتدر شکستناپذیر و علیم هست.@ یعنی حرکت خورشید حرکت منظومه شمسی حرکت کهکشان راه شیری حرکت کیهان همه با اندازه صورت میگیرد سرعتشان اندازه حرکتشان روابطشان همه در آنها اندازه وجود دارد ما خلق شدیم برای اینکه همه اینها را بفهمیم به همه اینها توانا بشویم.@ ببینید ما چقدر فاصله داریم با آن چیزی که خلق شدیم ما اکثر قریب به اتفاقمان شاید درصدی از استعدادمان شکوفا نمیشود آنوقت این ادامه شکوفایی میماند برای برزخ و بعد، این خودش خسارت است هر چقدر انسان اینجا خودش را شکوفاتر بکند اینجا بفهمد اینجا معرفت پیدا بکند سرعتش آنطرف بیشتر است سطح کلاسبندیش آنجا بالاتر است.@ چون آنجا در آخرت ما کلاسبندی داریم انسان تا به همه چیز راه پیدا نکند همه چیز را نفهمد همه چیز را نداند به همه چیز قدرت پیدا نکند آرام نمیگیرد دوست دارد از همه چیز سر در بیاورد همه کاری هم بتواند بکند چون روح خدا را دارد.@ الان ما چقدر هستیم نسبت به این قوانین چقدر میدانیم چقدر میفهمیم چقدر میتوانیم؟ هر چقدر الان زحمت بکشیم غصههایمان آنطرف کمتر است هر چقدر الان زحمت بیشتر بکشیم کلاسمان آنطرف بالاتر هست غصههایمان آنطرف کمتر هست سرعتمان آنطرف بیشتر هست قدرتمان بیشتر هست.@ بنابراین ما نیامدیم به دنیا فقط زندگی کنیم صبحانه ناهار شام، ما باید واقعاً نوع برنامهریزیهایمان را در زندگی به گونهای قرار بدهیم که با نظام خلقت ما سازگاری داشته باشد با هدف خلقتمان سازگاری داشته باشد استاد مشخص، استاد، اساتید، کلاس، کلاسها، جلسات، کتابها، تمرینها، عبادتهاف ذکرهای مخصوص، میدان عمل مشخص.@ ما باید به فکر اینها باشیم دائماً ما باید برای خودمان وضعیتی را ایجاد بکنیم که روند رشد ما صعودی باشد خدای نکرده کُند نشود نعوذبالله متوقف نشود نعوذبالله حرکت عقبگرد نداشته باشیم تمام این دانشهایی که خدا در قرآن ریخته ما باید اینها را بفهمیم ما باید مظهر اینها باشیم.@ (فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَ أَوْحى‏ فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ حِفْظاً ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ) سوره فصلت آیه 12، (فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ) خدا آسمانها به وضعیت هفت آسمان تنظیم کرده اینگونه حکم کرده که اینها هفت آسمان باشند.@ این هفت آسمان برای چی چرا هفت تا؟ وقتی هفت میگوید میخواهد چه چیزی را برساند؟ قدر است اندازه است شش تا نیست هشت تا هم نیست هفت است اندازه دارد روابط بین آسمانها هم تنظیم شده است و ریاضی است.@ و آن خیر مطلقی که میخواهد نازل بشود از آسمانهای هفتم و ششم و پنجم و چهارم و سوم و دوم بیاید به اول و آسمان دنیا همه با قواعد ریاضی هست همه با قدر میاید که تمامشان حساب شده است یعنی این برزخی که میخواهد بچکد دنیا بشود چکیده برزخ اینجا قاعدهمند میچکد.@ (فِي يَوْمَيْنِ) در دو روز، در سه روز نه، در یک روز هم نه، هفت تا آسمان را تنظیم کارهایش را در دو روز ما انجام دادیم روز ما نمیدانیم یعنی چی، خدا گفته دو روزه من هفت تا آسمان را تنظیم کردم مثل ما میگوییم ایکی ثانیه دو دقیقهای یک دقیقهای پنج دقیقهای کار تمام است.@ وقتی میگویی دو دقیقه یک دقیقه پنج دقیقه ایکی ثانیه واقعاً ایکی ثانیه است؟ نه ممکن است بیست دقیقه باشد یک ساعت باشد یک روز باشد میگوید من ایکی ثانیه کار سفرت را انجام میدهم ولی یک هفته طول میکشد تا طرف سفر برود پس ما اینطوری اصطلاحاً میگوییم.@ ولی خدا وقتی میگوید دو روز، دو روز است ولی دو روز مشخص، مشخص برای خودش و بعضی از اولیاء خودش، هفت آسمان چیست؟ دو روز داستانش چیست؟ اینها همه قدر است حالا این هفت آسمان را که خلق کرد.@ (وَ أَوْحى‏ فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها) وحی کرد در هر آسمانی کار خود آن آسمان را یعنی مشخص میکند که هر آسمانی وظائف خاص خودش را دارد جریان نزول و صعود در هر کدام از این آسمانه به چه شکل است آسمان دنیا با آسمان برزخ و آخرت، آسمان اول با آسمان دوم، دوم با سوم از آنطرف مشخص میکند که در هر آسمانی چه اتفاقاتی قرار است بیفتد تا برسد به زمین.@ (وَ أَوْحى‏ فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها) امر هر آسمان را به آن وحی کرده وظائف کاملاً مشخص است حالا رسید به زمین بعد که سراغ آسمان دنیا میاید(وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ حِفْظاً) رسیدیم به آسمان اول اینجا را دیگر ستاره کار کردیم.@ آسمان دنیا را، دنیا را دو معنا کردند یکی همین دنیا در مقابل آخرت یکی دنیا به معنای پایینترین آسمان، دنیا به معنای نزدیکترین آسمان، نزدیکترین آسمان به شما را ما برایتان ستاره کاشتیم(وَ زَيَّنَّا) ما زینت کردیم.@ پس یکی از اسامی خدا مزین است خدا زینتکننده است کمااینکه مصور هست تصویرگر هم هست خدا زیورگر زینتگر مزین و مصور است(وَ زَيَّنَّا) ما زینت کردیم آسمان را برای شما و این را مایه حفظ قرار دادیم یا حفظش کردیم.@ حالا یک نکته هست و آن این هست که(وَ حِفْظاً) یعنی شما نگاه کنید آسمان را با تمامی این سیارات میلیاردها میلیارد سیاره شوخی نیست ما این را حفظ کردیم نگه داشتیم داریم ادارهاش میکنیم.@ (ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ) این کارهایی که ما کردیم هفت آسمان در دو روز و وحی هر آسمان به خودش و بعد پرداختن به آسمان دنیا و زینت با ستارهها همه اینها اندازهگیریهای خدای مقتدر و داناست تناسب اسم میاید.@ نمیگوید(ذلِكَ تَقْدِيرُ الرَحیمِ الرَئُوف) چون این کار نه به رحیم بودن ربط دارد و نه به رأفت میگوید(ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ) یعنی اقتدار میخواهد یک کسی این کار را انجام بدهد با اقتدار من دارم این کار را انجام میدهم خدای مقتدر عزیزاً مقتدر خدای شکستناپذیر خدایی که هیچ کس نمیتواند به او غلبه بکند ضمن اینکه مقتدر هست علیم هم هست.@ سوره فرقان آیه 2 (الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) اوست کسی که مُلک آسمان و زمین مال اوست سند شش دانگ مال خداست(وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ) خدا بچه ندارد و در این مالکیت هم شریک ندارد.@ (وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ) هر چیزی را خلق کرد(فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً) وقتی میگوید تقدیرا یعنی خیلی اندازه است اندازه میخواهید آنجا، اپسیلون برو پایین الان نانو که یک میلیاردم هست برو نانو برو پایینتر از نانو چند سال دیگر زیر نانو هم میاید بشر مدام ابزارش تکمیل میشود و میرود این میرود به کجا ختم میشود.@ یک زمانی چند ده سال پیش گفت رسیدیم به اتم دیگر تمام شد اینقدر نادان بود بشر قرن 18 گفت ما به آخر علم رسیدیم یک زمانی گفتند ما به اجزاء رسیدیم دیگر اجزاء از این کوچکتر نیست، رسیدند به اتم بعد از یک مدت اتم را شکافتند گفتند این ماجرا تمام شدنی نیست.@ نه از این طرف میشود به جایی رسید نه از آن دانه شکری که در دست تو هست ظاهرش یک دانه شکر است که در دست تو است میگویی این محدود است در دستم هست میگوید بشکاف برو به کجا میرسی به یک جایی که بشر دیوانه بشود، این ته دارد؟ کجا دارد؟@ میگوید چینش آنها را من دانه دانه خودم انجام میدهم تصویرگری را خدا میکند تزیین را خدا میکند مسوی خداست. سوره احزاب آیه 38(ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً) پیغمبر در چیزی که خدا به او واجب کرده حرجی ندارد.@ (سُنَّةَ اللَّهِ) سنت یعنی چی؟ میگوید این سنت خداست که اینطوری بشود سنت خداست زمستان باران بیاید برف بیاید بهار ابر بهاری داشته باشیم تابستان گرم باشد پاییز اینطوری بشود سنت یعنی یک چیز اندازهدار سنت خداست یعنی قانون خداست که پر از تقدیرات است.@ (سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ) قبلیها هم همینطور سنت داشتند قانون داشتند(وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً) فرمان خدا اندازه دارد تمام دستورات خداوند فرمول و قاعده و اندازه دارد، حالا هدف از خلقت تو چیست تو میخواهی به کجا برسی؟.@ میگوید هدف خلقت من این هست که خدا من را آفریده که متخلق به اخلاق خدا بشوم اسماء و صفات حق در من تجلی بکند، پس چه کسی میتواند تو را راهنمایی کند؟ میشود یک نفر شبیه خدا بشود بدون رعایت نکردن اندازهها؟.@ یک مربی استاد خط است میخواهد خطاط تربیت بکند به او تعلیم خط با اندازه میدهد میگوید این الف سه تا نقطه باید داشته باشد این قاعدهاش هست یک مهندس یک دکتر یک استاد رزمیکار میخواهد تربیت کند همه با سنت و تقدیر این کار را انجام میدهند باید این قدرها را رعایت بکنیم.@ مسخرهترین چیز این هست که ما این مسائل را در نظام مهندسی و پزشکی قبول میکنیم در نظام اخلاقی عقیدتی و معنوی قبول نداریم میخواهیم کیلویی همینطوری رشد بکنیم آیت الله فلانی این کار را میکرد طیالارض داشت من جوجه هم الان میخواهم بروم طیالارض داشته باشم بعد فکر میکنم همین الان میشود این اتفاق برایم میافتد بعد هم نمیافتد سرخورده میشوم.@ عزیز من او اگر طیالارض دارد او اگر طیالسماء دارد او اگر مکاشفه دارد او اگر با امام زمان(ع) نشست و برخاست دارد قواعد و فرمولها و قدرها را دانه دانه به دست آورده رعایت کرده تا رسیده به قدر ملاقات رسیده به قدر مکاشفه رسیده به قدر رؤیت رسیده به قدر طیالارض رسیده به قدر طیالسماء قدر دارد با ادا درآوردن که نمیشود باید همان مسیری را که او طی کرده طی بکنی.@ میگوید تو باید طبیعتسوزی بکنی میگوید اگر تو میخواهی به فطرت و نورانیت برسی باید حجم خاصی از طبیعت در تو از بین برود با آن مقابله بکنی مخالفت بکنی درگیر بشوی حوصله شجاعت درگیری نداری به آن توان نمیرسی میگوید من میخواهم کاراته کار کنم اما فقط به اندازه کمربند زرد.@ بله به اندازه کمربند زرد یک مقدار خاصی میدوی یک مقدار خاصی پایت را باز میکنی یک مقدار خاصی ضربه میزنی یک مقدار خاصی عضله میخواهد و فشار، اما اگر میخواست کمربند قهوهای بشود زحمت بیشتر میشود برو روی کمربند قرمز و کمربند سیاه دان یک برو تا دان ده همه تقدیر است.@ تقرب به امام زمان رفاقت امام زمان(اللهم اجعلنی من جندک) میخواهی جند خدا بشوی جند خدا تقدیر و اندازه دارد قاعدهاش را طی کن تا سرباز خدا بشوی سرباز امام زمان بشوی همینطور دوست داریم خوشمان میآید الهی بشویم خدایا بفرما توفیق عنایت بفرما(اَلداعی بِلا عَمَل کَالرامی بِلا وَتَر) دعاکننده بدون عمل مثل کسی است که تیراندازی میکند کمانش زه ندارد.@ صرف دعا که نیست باید مسیرش را طی بکنی سنت الهی است اینطوری باید طی بکنی به سنتها و قوانین باید احترام بگذاری(لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى) سَعی به قدرها، به قدر دو سعی کردی نتیجه حکم دو و قضای دو، قدر سه حکم سه قضای سه، هر چه که میخواهی بشوی.@ اما اینکه من آرزو دارم خوشبخت بشوم آرزو دارم پدر خوبی بشوم آرزو دارم مادر خوبی بشوم آرزو دارم خانوادهام خوب باشد آرزو دارم فرزندانم موفق باشند آرزو دارم از اولیاء خدا بشوم(اللهم اجعلنی من جندک و اجعلنی من حزبک) اگر میخواهی بروی در حزب خدا.@ حزبهای معمولی که بشر درست میکند هر کسی را عضو قبول نمیکنند باید بروی مرامنامه را بخوانی عمل بکنی معتقد باشی پایبند باشی رعایت بکنی بعد میگویند حالا تو در حزب ما بیا پزشکان نظام پزشکی دارند هر کسی را به عنوان پزشک در خودشان قبول نمیکنند مجمع مهندسی مجمع پزشکان مجمع طلاب مجمع شعرا مجمع اهل قلم همه چیز قاعده دارد باید رعایت بکنی تا وارد آن بشوی.@ (اللهم اجعلنی من حزبک) خدایا من از همه احزاب حزب تو را انتخاب کردم میگوید باید تقدیراتش را بیایی همه تقدیرات را باید عمل بکنی تا عضو حزب بشوی حزب که کیلویی نیست ما حزب الله هستیم همینطوری نمیشود که اسم گذاشت ما حزب الله هستیم.@ حزب الله تعریف دارد در قرآن میگوید حزب الله هرگز هیچ کس را بیشتر از خدا در زندگیش دوست ندارد(وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ) پدرش باشد هیچ کس را بیشتر از خدا دوست ندارد حزب را که همینطوری تعریف نمیکنند یک تعریف همینطوری خودمان کردیم بلند بشویم در حزب برویم قاعده دارد مشخص است.@ میخواهم بروم وارد فلان سازمان ورزشی بشوم بسکتبال والیبال فوتبال همه قدر دارد فوتبالیست هستی یا نیستی؟ من در عمرم تا به حال یکبار هم پایم به توپ نخورده هر رشتهای بخواهی وارد آن بشوی باید قواعدش را رعایت بکنی وقتی میگویی(اللهم اجعلنی من حزبک) حزب خدا تعریف دارد در مورد حزب خدا ما چه تعریفهایی داریم.@ (فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ) حزب خدا غالب هست اما تو بر این غلبه باید خیلی غلبههای دیگر به خودت داشته باشی تا به آن غالب برسی وقتی تعریف میکند بعد میگوید(أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ) اینها حزب خدا هستند وقتی من آن خصوصیات قبلی را ایجاد نکردم بگویم من حزب الله هستم نه.@ (اللهم اجعلنی من اولیائک) خدایا من میخواهم از دوستان تو بشویم خیلی هوس بزرگ است قَدَرش را باید رعایت بکنید میخواهی ولی و دوست خدا بشوی دوستان خدا شرائط خاصی دارند مگر دوستان شما شرائط خاصی ندارند.@ شما با هر کسی دوست میشوید؟ اینطور که نیست ما که پدر مادرمان را خودمان انتخاب نکردیم برادر و خواهرمان را خودمان انتخاب نکردیم ولی میتوانیم همسایگان را تا یک حدودی خودمان انتخاب بکنیم دوستانمان را میتوانیم انتخاب بکنیم برایش شرط میگذاریم من با این افراد دوست میشوم.@ من میخواهم دوست امام زمان بشوم امام زمان با من دوست بشود خیلی خوب است برو دوست بشو آنها منعی ندارند که شما دوستشان بشوید اصلاً شما را برای مقام دوستی با خودش خداوند خلق کرده ائمه شما را برای مقام خودشان میخواهند و الا به شما اجازه نمیدهند در زیارت عاشورا بگویی(اسئل الله ان یبلغنی المقام المحمود) من مقام شما را میخواهم.@ دوست دارند ما به آن برسیم حسادت ندارند بخل ندارند که ما به مقام آنها برسیم ولی میگوید قوانینش را رعایت کن در زیارت عاشورا دانه دانه گفتیم قوانینش چیست اینها را رعایت کن(انی سلم لمن سالمکم حرب لمن حاربکم، اللهم ارزقنی، ان یرزقنی طلب ثارک، ان یرزقنی طلب ثاری) آن هم(مع امام منصور) باید باشد حتماً(مع امام هدی) باید باشد.@ قید میخورد آنوقت تو میتوانی بگویی(ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ) شما میخواهی با اهل بیت باشی در دنیا و آخرت قدرهایش را باید تحصیل بکنی من میخواهم دکتر بشوم، اصلاً منعی هست برای اینکه تو دکتر و پزشک بشوی؟ نه، اما باید دانشگاهش را بروی باید مسیرش را طی بکنی(لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى).@ پس اینکه هر چیزی یک قدری دارد ما فکر نکنیم دوربین فیلمبرداری تلفن همراه اتومبیل، ساعت، لامپ، کشاورزی، مهندسی قدر در آن هست پزشکی در آن قدر هست نظام اخلاق و عرفان قدرهایش بسیار پیچیدهتر است.@ خوشبختی انسانی، احساس خوشبختی، موفقیت، ولی الله شدن، دوست امام زمان شدن، سرباز امام زمان شدن، ملحق شدن به ائمه قدر دارد این قدر دارد تو موقع مردن چطوری میمیری کدام قیافه از عزرائیل را میبینی قدرش را باید خودت معین بکنی.@ عزرائیل(ع) با کدام قیافه میاید سراغ شما برای اینکه جان شما را بگیرد میگوید خودت تعیین کن نقاشی صورت عزرائیل(ع) با خودت قدر دارد برو نقاشی یاد بگیر خوب نقاشی کن یعنی قوانین دینی را یاد بگیر عمل بکن او چهرهاش زیبا میشود چهرهات را زیبا کن من میخواهم زیبا باشم خدایا من را زیبا و نورانی قرار بده.@ هر بچهای با هر قیافهای متولد نمیشود همه تحت قانون قضا و قدر متولد میشوند مادر چه چیزی خورده قبلش غذایش چه بوده و خیلی خصوصیات دیگر جمع میشوند تا این قیافه تنظیم بشود همه قدر است.@ ما میگوییم وقتی میخواهم وارد بهشت بشوم خوش قیافه باشم زیبا باشم دوستم داشته باشند حیوان نباشم اینکه پیغمبر میفرماید ده گروه از امت من روز قیامت به صورت حیوان و موجودات دیگر محشور میشوند برای اینکه اینها قوانین خوش قیافه و تولد خوش قیافه و تولد انسانی را رعایت نکردن.@ میبینی یک کسی با میمون آمده یک کسی با قیافه سگ آمده یک کسی با قیافه خوک آمده چون خودش تقدیرش را اینطوری به دست گرفته قیمتهایی را انتخاب کرده قدرهایی را انتخاب کرده که باطن را تبدیل به خوک کرده آدمها که در مقابل قوانین خدا لج میکنند.@ حکم رساله را به او میدهی لج میکند حکم اخلاقی میدهی لج میکند حکم الهی و آسمانی و عرفانی و معرفتی میدهی لج میکند میداند دارد خودش را بدبخت میکند میداند خدا راضی نیست میداند خلاف شرع خداست این به صورت میمون محشور میشود چون دارد لجبازی میکند به صورت فلان حیوان محشور میشود خصوصیات حیوانات را میگیرند.@ پس همه چیز اندازه دارد ما نگوییم الان داریم میخوانیم که در نظام خلقت(خَلَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً) (كُلَّ شَيْ‏ءٍ) (فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً) اخلاق، روح، جزء کل شیء محسوب نمیشوند؟ روح شیء نیست؟ شیء است باید قضا و قدر و اندازههایش را پیدا بکنیم.@ الان من غمگین هستم با چه قدرهایی میتوانم خوشحال بشویم ناآرام هستم با چه قدرهایی میتوانم آرام بشوم همینطوری که نیست این روح یک ساختار ریاضی دارد در یک شرائطی احساس خوشبختی دارد در یک شرائطی احساس بدبختی دارد تو برو قدرهایش را پیدا بکن.@ همینطوری که آدم شاد نمیشود همینطوری که آدم به آرامش نمیرسد همینطوری که آدم به تثبیت نمیرسد به خوشبختی نمیرسد فرمولش را پیدا کن وقت بگذار فرمولها در بیاور خداوند این نظام در تمام این عالم فرمول قرار داده قاعده قرار داده(كُلَّ شَيْ‏ءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً).@ قوانین روحیش کجاست؟ وقتی میگوید(أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) یعنی قدر آرامش و اطمینان در یاد خداست شما نمیتوانی از یاد بینهایت سر باز بزنی با خدا لجبازی بکنی بعد به یک دل آرام و احساس خوشبختی برسی پس دستورات خدا(وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً) دستورات خدا تقدیر دارد اندازه دارد معین است فرمولدار هست.@ (اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى‏ وَ ما تَغِيضُ الْأَرْحامُ وَ ما تَزْدادُ وَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ) در مورد بچه و بچهداری خدا میداند که خانمهای باردار پسر دارند دختر دارند در رحمها چه میگذرد(وَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ) هر چیزی نزد خدا مقدار دارد آن خدای بینهایت دارد با ما حرف میزند.@ ما در این دوره سر سفره قرآن نشستیم آن خالق کل شیء که به قرآن تجلی کامل کرد او دارد با ما حرف میزند داریم فرمولها را از طرف سازنده میخوانیم میگوید من این نظام را اینطوری خلق کردم شما میخواهید با آن هماهنگ بشوید هماهنگ بشوید نمیشوید حکمش جداست، بشوید یک طور حکم دارد، نشوید هم یک طور حکم دارد.@ تخصصیترین علمیترین درستترین صحیحترین دانشها همین هست که در قرآن هست خداوند دارد راجع به نظام خلقتش به ما گزارش میدهد بدانید که من خدا هیچ چیزی را بدون قدر خلق نکردم این را بدانید بدانید تا تعیین نکردم حدود وجودی شیء را به این طرف نفرستادم به خلق نرسیده.@ بدانید هیچ چیز در زندگی شما نیست که فرمول و قاعده نداشته باشد خودت نمیتوانی برای خودت خوشبختی آرامش محبوبیت بیاوری چقدر آدمها تلاش کردند که محبوب بشوند منفور شدند با حقهبازی که نمیشود تو اگر میخواهی محبوب بشوی محبوبیت قاعده دارد.@ اگر میخواهی محبوب بشوی با فرمول با قاعده تو میتوانی محبوب بشوی من برای محبوبیت قاعده گذاشتم این کار این کارها محبوبیت میرود هر کس که انجام بدهد محبوبیت میاورد برکت میخواهی برکت اینطوری است.@ در روایت داریم کافر هم برکت بخواهد این فرمولها را رعایت بکن من به کفار هم برکت میدهم قاعده است مثلاً میگوید اگر شما برکت میخواهید اگر یک خانواده کافری وقتی اعضای خانواده با هم همدل هستند همدیگر را دوست دارند بینشان اتحاد هست برکت اقتصادی هم پیدا میکنند.@ دشمن من هم باشد من به آنها میدهم دشمن من برای مخالفت با من برای مبارزه با من اگر واقعاً متحد بشود به برکت آن اتحادشان من به آنها قدرت میدهم توان میدهم که با من مخالفت کنند با من دشمنی کنند من خدا قانون خودم را رعایت میکنم.@ ولی اگر دوستان من باشند مؤمن باشند اختلاف داشته باشند برکت را از آنها برمیدارم فرمول برکت در اتحاد است قدرش باید دستت باشد یک گروه تشکیل دادی گروه اجتماعی، گروه سیاسی، گروه فرهنگی، گروه نظامی، گروه هنری، گروه آموزشی، اگر در کارتان وحدت همدلی مهربانی تأیید همدیگر نباشد به شکست میخورد.@ اگر در شما حسادت، ریاستطلبی چشم و همچشمی حقهبازی، خودخواهی آمد به هم میریزد این قاعده است در محیط خانوادگی شما یک گروه خانواده تشکیل دادید زن و مرد و چند تا بچه اینها وقتی همدیگر را دوست دارند اتحاد بینشان هست خودخواهیهایشان را کنار میگذارند خودپسندیهایشان را کنار میگذارند اختلاف را کنار میگذارند خدا به آنها برکت میدهد.@ ما الان چقدر ثروتمند داریم به خاک سیاه نشسته چون فرمولها را رعایت نکرده ثروت اینطور نیست که شما بگویی من بروم پول جمع بکنم بگذرانم این ثروت میشود خدا میگوید یکیش این هست ولی نُه تا دیگر ده تا دیگر پنجاه دیگر عامل دارد.@ من الان تقریباً آمار دو سه سال پیش را میگویم 25 هزار نفر در زندان داشتیم فقط برای مشکلات اقتصادی چک و چکبازی و میخواستند یک شب ثروتمند بشوند و پولدار بشوند و به تولید برسند ورشکستهای اقتصادی، اینها هوش داشتند عقل داشتند.@ آدمهای خوبی بودند همه آدمهای بد و منفی نبودند ولی به قدرها آشنایی نداشتند یک بُعدش را دیده بودند یک طرف کار را دیده بودند رفته بودند خوردند به ورشکستگی اینطور نبوده که غالبشان آدمهای حقهبازی باشند آدمهای کلکبزنی باشند آدمهای بدی باشند نه بنده خدا آدم خوبی بوده کار اقتصادی خواسته بکند.@ کار اقتصادی هم یک عبادت است جرم که نیست یک عبادت است ثواب دارد کار خوبی هم هست پسندیده هم هست اما وقتی قدرهای تجارت را نخوانده بود آدم قدرهای تجارت را بلد نیست ورشکست میشود(ما مِن حَرَکَۀٍ اِلاّ وَ اَنتَ مُحتاجٌ فیها اِلی مَعرِفَتِه) قاعده اول که در راهشناسی به همه گفتیم.@ اصل اول: هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو در انجام آن احتیاج به معرفت داری زناشویی خوب تربیت خوب روابط فامیلی خوب روابط خوب با پدرشوهر مادرشوهر با پدرزن مادرزن با باجناقها با معلم با شاگرد در یک مؤسسه مدیریت در یک کارخانه در سیاست در یک گروه آموزشی در یک گروه هنری اول معرفت، عبادت میخواهی بکنی اول معرفت.@ (اَوَّلُ عِبادَۀِ الله مَعرِفَتُه) ما مدام دوست داریم در عمل برویم وارد کار بشویم پس دانشش، قدرهایش، اندازههایش بلد هستی خیلی از اندازهها هم باید در نفس ما تبدیل به مهارت بشود یک موقعی میگوید آقا ما میخواهیم فلان کار را انجام بدهیم قدرش این است مثلاً میخواهم نقاشی بکشم میگوید اول دستت معیار بشود اندازهها را بلد باشی باید تمرین بکنی تا قدرهای نقاشی دستت بیاید.@ میخواهم بنّا بشوم باید تبدیل به مهارت بشود میخواهم مهربان بشوم خوشاخلاق بشوم باید تبدیل به مهارت بشود قدر یعنی این، یعنی این باید بیاید جذب بشود تکرار تا به آن قدر برسی و الا نمیتوانی میخواهی آدم خوبی باشی نمیتوانی آدم خوبی باشی.@ چون تمرینات خوب بودن را یا بلد نیستی یا اگر هم بلد هستی تنبل و بیحوصله هستی انجام نمیدهی لذا به آن مهارت به آن قدر نمیرسی در قرآن بیش از هزار آیه راجع به اندازهها است همه فرمول است در اخلاقیات و عرفان و عقائد و احکام فقه ما همه اندازه است.@ ما باید وقت بگذاریم واقعاً برویم اندازهها را یاد بگیریم دانش اندازه دانش مهارت یک دانش واجب هست برای ما، وقتی علی(ع) میفرماید نمیگوید در هر کاری احتیاج به علم داری(ما مِن حَرَکَۀٍ وَ اَنتَ مُحتاجٌ فیها اِلی مَعرِفَۀٍ).@ در کتاب ضرورت انسانشناسی و خودشناسی توضیح دادم فرق علم و معرفت را، علم فرمولهای کلی است اما معرفت مهارت است جزئی است ریز قضایا را شما باید بدانید کلی این هست که من بدانم رانندگی یعنی چی شنا یعنی چی این کلی است علم است.@ اما معرفتش این هست که باید در استخر بروی باید بروی پشت اتومبیل بنشینی آن علمی که یاد گرفتی آییننامه تبدیل به مهارت بشود مهارت معرفت میشود جزئی میشود من میدانم رانندگی چیست جاده چیست سربالایی چیست سرپایینی چیست کفی چطوری است همه را بلد هستم این معرفت میشود.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@