سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ ما در جلسات گذشته در این باره صحبت کردیم که مراتب پایین نفس هر کدام آیه و همچنین حجاب مراتب بالاتر هستند و در مورد حق تعالی هم عرض کردیم مراتب پایین عالم و مظاهر آن هر کدام آیات الهی کلمات الهی و در ضمن حجاب مراتب بالاتر هستند.@ در نفس الفاظ با همان قوس نزول و سیر نزولی که خدمتتان عرض کردم الفاظ حاکی از درون انسان هستند یعنی تجلیات فوق عقلانی و عقلانی ما با سیری که طی میکند به صورت لفظ خارج میشود.@ در واقع لفظ و الفاظ مراتب نازله نفس ما هستند ظهورات شخصیت ما ذات ما و نفس ما هستند و آیینه شخصیت ما هستند.@ (المَرءُ مَخبوعٌ تَحتَ لِسانِه) حضرت فرمودند که انسان در زیر زبان خودش مخفی است کسی که سخن میگوید از سخن گفتن او انسان به شخصیت او و ذات او پی میبرد.@ نوع حرف زدن کلماتی که انسان استخدام میکند اینها حکایت از درجات و وسعت شخصیت او عقل او و همچنین مراتب فوق عقلانی او میکند.@ دانشمندان هم که ما آنها را میشناسیم کتابهایشان نشان دهنده مراتب علمی آنها پیشرفت آنها درجات آنها و شخصیت آنهاست در واقع وقتی که ما با ظهورات انسانها کتابهایشان سخنهایشان روبهرو میشویم مراتب نفس آنها را داریم شناسایی میکنیم.@ هر چقدر نفس عالمتر وسیعتر زیباتر قویتر باشد خروجیهای نفس که بعد به صورت لفظ و کتابت در میاید این خصوصیتها را بیشتر نشان میدهد. در مورد حق تعالی هم همینطور هست آیات الهی سخنان الهی کلمات الهی نشان دهنده آیینهای هستند که حق تعالی را به نسبت سعه وجودی خودشان نشان میدهند.@ نگاه به عالم هستی اسمهای گوناگونی از حق تعالی را معرفی میکند اسم گفتیم یعنی همان ذات است به اضافه صفات، حق تعالی با ذاتش در همه مراتب عالم حضور دارد و این حضور از دریچه و آیینه صفات است.@ حالا که بحث خطبه رسید به افعاله تفهیم که افعال الهی تفهیم هستند برای تفهیم ما هستند مقداری از آیات الهی را مطالعه میکنیم تا تعدادی از اسمها را شناسایی کنیم.@ اسماء حق و عظمت حق را انسان میتواند از دو کتاب و بلکه بیشتر استخراج بکند کتاب طبیعت کتاب خلقت که کلمات خدا در آن نوشته شده و اینها کلمات عینی هستند یکی هم کتاب نفس خودمان هست که آن هم در مجموعه خلقت قرار دارد.@ اما بسیار ویژه است و کاملتر از کتاب طبیعت هست و همچنین قرآن کریم که آن هم سخن خداست تمام الفاظش را حق تعالی فرستاده برای همین هم به آن کلام الله میگوییم.@ اللهی که در مظاهر گوناگون تجلی کرده در قرآن کریم با ما سخن میگوید با لفظ سخن میگوید در طبیعت سخن میگوید.@ تمام خلقت کلمات خداوند تبارک و تعالی هستند و در طبیعت هم در درون خود ما هم با ما سخن میگوید چون یکی از اسامی خدا متکلم هست. حالا ما میخواهیم کلام خدا را و ظهورات حق تعالی را در مظاهر حق با هم بررسی کنیم.@ من تعدادی از گلها را و برگها را انتخاب کردیم دوستان زحمت کشیدند آوردند اینها را، البته فضای ما شاید بیشتر از این اقتضاء نداشت.@ و میشد میوههای مختلف و گلهای متنوع، گیاهان متنوع که بیشمار است تعدادشان اینها را میاوردیم و بررسی میکردیم اما مشت نمونه خروار است نگاه میکنیم به همینها. یکی از اسمهای خدا اسم مصور است.@ اول از نفس شروع کنیم تا بعد بیاییم به طبیعت در نفس که مظهر خداست کاملترین مظهر خداست نفس اسم مصور را در ذات خودش دارد لذا میبینید که غذایی را که تحویل میگیرد در بدن صورتگری میکند.@ توسط قوههای ویژهای که مخصوص صورت دادن هست و آنها را تبدیل به اعضای مختلف داخلی و خارجی در بدن ما میکند که هیچ کس جز خداوند تعداد این صورتها را نمیداند که چند صورت نفس میسازد از غذا، خون، غذا، و چیزهایی که در بدن حرکت میکنند.@ دائماً در حال تبدیل هستند از صورتی به صورت دیگر یک غذا در بدن ما به صورت پوست با درجات مختلف لطافت در قسمتهای مختلف بدن به صورت مو با ظرافتهای مختلف در قسمتهای مختلف بدن به صورت غضروف با درجات مختلف به صورت استخوان در جاهای مختلف و درجات مختلف.@ به صورت دندان به صورت گوشت به صورت پی به صورت عصب و رگها به صورت خون و مایعات دیگر و همچنین چیزهای دیگر دائماً در حال صورتگری است دائماً اینها ساخته میشوند.@ یک غذای واحد دریافت میشود که از نظر صورت تنوع خیلی زیادی ندارد مثلاً نان، برنج، آب یا یک میوه، ولی شما ببینید که نفس چه قدرتی دارد که سالهای سال این صورتگری را انجام میدهد.@ و یکسره با اسم دیگری که اسمش مبدل هست اسم مبدل این غذای واحد را صورتگری میکند و تبدیل میکند دوتا اسم است مصور و مبدل، تازه اسم شریف فاصل و واصل هم و اسمهای دیگر هم که خیلی هست.@ من نمیخواهم همه اینها را بگویم که دچار سردرگمی نشویم کار خودش را انجام میدهد چسباندن آنها به همدیگر، باز کردن اینها از همدیگر.@ تبدیل اینها به همدیگر، صورت دادن به همدیگر، و اگر که بخواهیم کامل بگوییم صدها اسم توسط نفس به کار گرفته میشود تا مدیریت و ربوبیت بدن و حفظ بدن انجام بشود.@ مدیریت را با اسم مدبر، ربوبیت را با اسم رب، حفظ بدن را هم با اسم حفیظ، حافظ، و اسمهای دیگر انجام میدهد یکی از مخلوقات خدا که نفس هست و ما میلیاردها از آنها را در طبیعت داریم دارد این همه کار میکند.@ دارد میلیاردها عمل را انجام میدهد و هدایت میکند خداوند با نشان دادن ما به ما و اینکه بزرگان دین دستور دادند ما خودمان را بشناسیم.@ (سَنُرِيهِمْ آياتِنا فی أَنْفُسِهِمْ أَ فَلا يُبْصِرُونَ) ما آیات خودمان را در آنها به خودشان نشان میدهیم آیا نگاه نمیکنند بصیرت را به کار نمیاندازند؟ یک نفس در ساعت قبل گفتیم جلسات قبل گفتیم که اگر بدن ما چند برابر این بدن بود و ما اعضای دیگری غیر از این اعضاء هم داشتیم باز نفس از عهده ربوبیت آن برمیآمد.@ اگر قد ما مثل دایناسورها بود یا بزرگتر از آنها، اینکه امکان عقلی دارد خداوند مخصوصاً وال را میگذارد در مقابل ما، نهنگها را میگذارد دایناسورها را به ما نشان میدهد.@ انسانهایی با عمرهای هزار سال و با قدهای 15 متر و بالاتر به ما نشان میدهد تا بدانیم که قدرت نفس چقدر است قدرتنمایی میخواهد بکند اینطور نیست که اگر قد ما هزار برابر این بود ما با مشکلی روبهرو بودیم.@ یا کره ماه هزار برابر این بود چون ما کراتی بسیار بسیار بزرگتر صدها برابر بزرگتر از زمین داریم که دارد تدبیر میشود با ذات واحد دارد تدبیر میشود اینها و اگر ما هم قدمان هزاران برابر بیشتر از این بود هیچ فرقی نمیکرد.@ چون گفتیم نفس حضور قهار دارد در همه قسمتهای بدن و هیچ یک از مواد و قسمتهای بدن مانع از حضور و تدبیر او نیستند.@ اگر نفس تعلق بگیرد به چیزی او را میتواند تدبیرش بکند هدایتش بکند ربوبیت بکند و این از عجائب خلقت هست که این چگونه است که یک نفس میتواند اینقدر وسعت پیدا بکند تبدلهایی که توضیح دادیم صورتگریهایی که توضیح دادیم اینها در بخش ماده به ماده بود.@ در بخش ماده به مجرد و مجرد به ماده هم داستان جداگانهای دارد که چگونه انرژی، غذا تبدیل به قدرت خیال و عقل و چیزهای بالاتر از آن و مسیر برگشت هم خیلی عجیب است.@ که چگونه علم که مجرد از تبدیل به صورت میشود و صوتسازی صورت میگیرد در این زمینه، در طبیعت که میاییم باز میبینیم که نمونهها را ببینید.@ این گُل را در جلسه قبل هم نشان دادم گویا گُل خارشتر هست که خیلی بزرگتر از این بود و شادابتر از این بود گفتیم که چند روز و چند ساعت دیگر شادابیاش را از دست میدهد.@ اولاً نگاه بکنید به تصویرگری این گلها، رنگ، که خداوند رنگآمیزی کرده اگر دقیق بتوانند دوربینها نشان بدهند از بنفش که میاید تا سیاه میخواهد بزند تا کمرنگترین درجه بنفش در این هست چینش آنها که این همه تیغ دارد.@ تصویر این تیغها را، چقدر زیباست این تیغها، تیغهایی هستند که لطافت خیلی زیادی دارد زیبایی فوقالعاده زیادی دارند این تیغها.@ و چینش کروی این گل را نگاه کنید که با چینشهای دیگر، مثل این گل، کاملاً متفاوت هست تصویری که داشته صورتی که به آن داده کاملاً متفاوت هست بعد از اینکه این قسمتهای بنفش میریزند یک صورت زیبای دیگری میماند.@ وقتی که کامل پر هست یک زیبایی دارد یک جمال دارد یک صورت دارد وقتی که میریزد اینها و به صورت تیغ فقط در میاید که بعد هم این تیغها به این صورت میشود به این شکل در میاید.@ به صورت کاملش چقدر زیباست به این صورت در میاید و چینش خود چوب و رنگ چوب که ما الان چقدر در صنایع در پارچهها، لباسها، کابینتها، و کاغذدیواریها و روکشها از آن استفاده میکنیم.@ از این چینشها و رنگها و ترکیبها خدا میداند بشر هر چه دارد از طبیعت دارد میگیرد به این صورت در میاید بعد اینها هم بعداً شروع میکند دانهدانه به ریختن.@ این حالت که در قرآن کریم هم یادآور زندگی دنیایی است که دنیا را به ما نشان میدهد من در گلهای دیگر به شما انشاء الله نشان خواهم داد باز با جلوه دیگری از اسم مصور روبهرو هستیم.@ این برگهای به این زیبایی را نگاه بکنید آنجا بنفش و چند رنگ دیگر از سبز و رنگهای دیگر در این استفاده شده بود، ببینید رنگها را، رنگهای سبز را مشاهده میکنید شما در اینها، در اینجا همینطور، درجات سبزی هم خیلی زیاد است.@ ما نمیدانیم چقدر درجه دارند درجات رنگیشان حتی روی خود این برگها هم درجات سبزی یکجور نیست.@ پشت و رویش یکجور نیست و این گل بسیار قشنگی که دارد و این چینشها که باز شما میبینید اسم شریف مصور، واصل و فاصل دارد عمل میکند هم وصل هست و هم جدایی هست.@ در چینش برگها نگاه کنید که روی برگها چگونه و خود برگها چگونه اسماء شریف واصل و فاصل کار کرده و اسم شریف مصور چقدر زیبا اینها را چیده حالا شما ببینید ما از این تصویر از این گل در کجاها استفاده میکنیم.@ در همه جا از این استفاده میشود در پارچهها، در ظروف، در کاغذدیواریها، در فرشها، و خیلی جاهای دیگر همه کارهای هنری که بشر انجام میدهد الهام از طبیعت میگیرد البته با این گلها باز کار داریم.@ حالا الان من فقط چون میخواهم اسم مصور را توضیح بدهم از باب تصویرگری داریم توضیح میدهیم بعد دوباره به سراغ اینها خواهیم آمد.@ در مورد برگ دقت بکنید چینش این برگها را، در چینش این برگها که توسط ملائکۀ الله که قوای نازله هستند انجام میشود نفس هم که خودش یک ذات مجرد هست.@ توسط قوای خودش مثل قوای قاضیه، جاذبه، ماسکه، هاضمه، مولده، با این قوا کارهایی را روی بدن روی غذا انجام میدهد و آن تبدیلها و افسونگریها را انجام میدهد.@ به برگها که نگاه بکنید میبینید که برگها درست است از نظر صورت یکی هستند از نظر صورت یک شکل هستند شبیه هم هستند اما هیچ دو برگی و همچنین در میوهها نگاه بکنید.@ هیچ دو میوهای هیچ وقت شبیه هم 100% نیستند و هر کدام شخصیت جدا و ساختار جدا دارند از نظر کلی با هم یکی هستند از نظر جنس و مواد اما از نظر صورت 100% یکجور نیستند.@ شبیه هم هستند کوچک و بزرگ دارند ببینید این ریزها و کوچکها را، تا بزرگها و حتی وقتی هم هماندازه میشوند هیچ وقت دوتا برگ یکجور نیست چون خداوند تبارک و تعالی هیچ وقت یکجور تجلی نمیکند.@ دائماً تجلیات حق تعالی جدید هست و یکی از چیزهایی که در طبیعت و در خلقت نفی شده تکرار است هیچ وقت تکرار وجود ندارد لذا شما ببینید میلیاردها انسان از چه موقع ما نمیدانیم.@ فعلاً نسل خودمان را بگوییم از زمان حضرت آدم(ع) آمدند تا الان به گستره زمین ما که الان حدود 7 ـ 8 میلیارد جمعیت دارد هیچ دو انسانی اثر انگشتشان با هم یکجور نیست.@ کدام قوه مصور هست که میتواند میلیاردها تجلی اینگونه بکند که اثر انگشت را در ظاهر اگر نگاه بکنید همه شبیه هم هست ولی هیچ دو اثر انگشتی شبیه هم نیست تازه این اختصاص به اثر انگشت ندارد.@ مسأله اثر انگشت مسألهای بوده که در گذشته سالهای قبل اینجور بوده که وقتی میخواستند شخصیت یک نفر را بشناسند از اثر انگشتش، الان فهمیدند که هر آدم هر چیزش انحصار به خودش دارد.@ یعنی همانطور که ما 7 میلیارد صورت داریم، این صورت چیست؟ دوتا چشم هست و ابرو و بینی و لب و دهان و گونه، چطوری صورتگری میکنند فرشتهها و خدا، خدا اولاً به خودش نسبت میدهد.@ (هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ كَيْفَ يَشاءُ) اوست که شما را صورتگری میکند در رحمها، در جایی هم به فرشتگان نسبت میدهند.@ میفرماید من اینها را به فرشتگان خودم میسپارم در واقع خداوند از طریق قوای خودش مثل نفس که در همه قوا خودش حضور دارد در بینایی در بویایی در شنوایی در لامسه در مولده در جاذبه در ماسکه در قاضیه همه جا حضور دارد.@ خداوند هم همینگونه است الان میگویند نه، الان DNA را خواندید در کتابها، DNA و RNA را الان هر چیزی از هر کس بگیرند ویژه خودش است.@ مویش را بگیرند از مو میتوانند بفهمد این مال این هست هر چیزی از یک نفر بگیرند شناسنامه شخص در این نوشته شده که این مال فلانی هست برای فلانی ترتیب داده شده برای فلانی تنظیم شده برای فلانی نقاشی شده، این یعنی چی؟@ که ما وقتی داریم صورتگری میشویم در رحم مادرمان تمام این چند میلیارد سلول به اسم ما شماره دارد شناسنامه دارد و سندش را به اسم ما زدند گم هم نمیشود.@ خدا میگوید من اینها را وقتی بفرستم در طبیعت یک جایی یک انفجاری صورت بگیرد یک تعدادی تکهتکه بشوند خونشان و پوستشان همه چیزشان قاتی بشود خدا میگوید من هیچ کدامش را گم نمیکنم.@ (لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ) نه در آسمان، همه آسمان که صبح یک مقدارش را دیدیم مقدار کوچکی از آسمان را دیدیم البته، خیلی خیلی کوچک.@ دانشمندها هم فرمودند که آنچه را که ما فعلاً شناسایی کردیم و میتوانیم ببینیم به حساب خودشان این رقم را دادند میگویند حدود 10% چیزی است که هست و ما میتوانیم اینطوری ببینیم و رصد کنیم.@ قرآن میفرماید همه ستارهها در آسمان اول هستند و رسول خدا میفرماید همه آسمان اول در مقابل آسمان دوم مثل یک حلقه است که در آسمان اول گم شده باشد، یک حلقه گم بشود چطوری میشود پیدایش کرد در آسمان اول؟@ میفرماید آسمان اول در مقابل آسمان دوم این چنین هست. حالا شما بگویید چند تا برگ تا حالا در عالم ساخته شده؟ چند تا برگ فرشتههای خدا طراحی کردند؟@ اول از این چند نوع شکل ما داریم اینجا را دقت کنید روی میز خودمان ما چند نوع گل داریم که اینها برگهایشان یک مقدار هم جمع شده گرما به آنها خورده این گل زیبای زرد را نگاه کنید چقدر دل میبرد و طراحی شده همه گلبرگها.@ تکتک گلبرگها شخصیت جدا دارند و هر گلبرگی با گلبرگ دیگر متفاوت است همه شبیه هم هستند ظاهراً، و اندازه آنها ولی هر کدام شخصیت مستقل دارند.@ این گلهای به این زیبایی را نگاه کنید شما، این یکی که خیلی خارهای تیزی دارد گلهایش را نگاه کنید چطوری طراحی شده چگونه صورتگری شده گلبرگها.@ مَثَل دنیا همین است که قرآن کریم میفرماید مثل گلی هست که میشکفد و به هیجان میاید بیننده هم به هیجان میاید از دیدنش ولی چند ساعت بعد میبینی که پژمرده میشود و چیزی از آن نمیماند عمر ما.@ دنیای ما هم همینطور است یک دوران شکوفایی دارد و یک سرگرمی (أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ) بازیچه، بازی کردن، لهو بازی بدون هدف را میگویند.@ تکان دادن دست و پا، کارهایی که بچهها در کودکی انجام میدهند لعب بازی باهدف است همین بازیهایی که الان بچهها دارند در بیرون انجام میدهند هدفدار هستند.@ انواع بازیهایی که میکنند فوتبال بازی میکنند بازیهای دیگر انجام میدهند لِیلِی بازی میکنند طناب بازی میکنند هدفدار است مسابقه دارد و قاعده دارد بازیهایش، بازیهای باقاعده است که ما در نظام ورزشی هم خیلی از اینها سراغ داریم.@ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ) چه کسی برد چه کسی نبرد چه کسی اول شد چه کسی دوم شد عزیزانی که الان بزرگترها مشغول اینها متأسفانه هستند.@ دوتا تیم در آنطرف دنیا بازی میکنند در اینطرف دنیا آدمهای بیکاری که خودشان را نمیشناسند مینشینند تقسیمبندی میشوند که من طرفدار فلان تیم هستم آن هم بگوید من طرفدار فلان تیم هستم و هیچ کدامش هم ربطی به اینها ندارد.@ اینها اصلاً خودشان هم ورزشکار نیستند اصلاً، کاشکی از اینها ورزش را یاد میگرفتند یک عمر بازی، حالا این لعب میخواهد لعب ورزشی باشد میخواهد لعبهای دیگر باشد که ما اینها را تعقیب میکنیم.@ (وَ زِينَةٌ) یک قسمت از عمر دنیا زینت است لباس بازی مو بازی ماشین بازی خانه بازی فرش بازی لوستر بازی ظروف بازی، بازیهای زینتی، پول خرج کنیم این را بخریم قشنگ است آن را بخریم قشنگ است.@ تلفن بازی، الان دیدید تلفن همراه چقدر تبدیل شده به یک وسیله زینتی و مسابقه و رقابت و فخر فروشی و اینکه شخص اگر دستگاهش دو مدل از یکی عقب بماند احساس بیشخصیتی میکند.@ و اصلاً رویش نمیشود دستگاه تلفنش را بیاورد نشان بدهد یا با آن تلفن بزند باید حتماً برای مهمانی فلان موقع بهترین گوشی، شیکترین گوشی را خریده باشد.@ که بتواند آنجا اگر کسی هم به آن کاری ندارد مخصوصاً میسپارد یک چند تا زنگ هم به آن بزنند که یکطوری خلاصه قیافه بگیرد که من یک تلفن اینطوری دارم این کارکردها را دارد.@ الان شما نگاه کنید آدم بزرگهای 40 ـ 50 سال پیش مینشینند پیش هم تلفن بازی میکنند چند ساعت در جلسه هی با همدیگر چیز رد و بدل میکنند.مال تو چطوری است مال من چطوری است آهنگهای تو چطوری است آهنگهای من چطوری است مال تو چه چیزهایی دارد مال من چه چیزهایی دارد امکانات این اینطوری است لبتاب من دوربین دارد مال تو ندارد آن یکی اینطوری میگوید:@
با خیال آدمها پرشکوه میشوند دنیا اینطوری است لعب و لهو و زینت، یک مدت هم به زینت میگذرد توجه به زینت (وَ تَفاخُرٌ) فخر فروشی به همدیگر پز دادن سر بچههایمان، سر همسرمان، سر خانههایمان، سر درآمدهایمان، سر قیافههایمان، سر لباسهایمان.@ اینقدر این تکاثر ادامه دارد که دیگر جایی نداشتند تکاثر بکنند گفتند چه کسی مردههایش بیشتر است (أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ) رفتند سر قبرها گفتند اینقدر ما مرده از شما بیشتر داریم.@ الان تکاثر به سنگ قبرها هم کشیده شده رقابتها به سنگ قبرها هم کشیده شده این در دنیا برای این مردهاش پشیزی ارزش قائل نبود.@ ولی الان برای کلاس مجبور است قبر بغلی یک سنگ خیلی عالی زده با خط طلا، ما اگر کم بیاوریم خیلی آبروریزی است ما هم برویم برای مردهمان یک سنگ اینطوری بزنیم آنها گل پانصد هزار تومانی سر قبر مردهشان گذاشتند.@ ما باید حتماً گل هفتصد هزار تومانی سر قبر مردهمان بگذاریم و شما ببینید دیگر در عروسیها و جشنها و جهیزیه بردن و آوردنها و مسافرت کردنها و یک عمر رقابت چشم و همچشمی و تفاخر.@ (بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ) تکاثر چه کسی بیشتر دارد چه کسی بالاتر دارد من پسر دارم آن ندارد من چند تا پسر دارم آن دختر دارد آن ندارد و ماجراهای دیگر.@ این بدبختیهایی که الان دامن بشر را گرفته این گل به این قشنگی به ما درس زندگی میدهد که یک طراوتی هست یک زیبایی هست ولی بعد از یک مدت پژمردهگی و ریزش وجود دارد.@ حالا چند تا برگ خدا تدارک دیده در عالم، ما در گیاهان چند نوع برگ داریم همین الان در جلسه خودمان برگها را نگاه بکنید که همه شخصیتهای جدا هستند تعدادشان هم از ما خیلی بیشتر است.@ انشاء الله رفتید بیرون در این فضای خیلی دلانگیزی که هست در این باغها نگاه بکنید ببیند چند تا برگ طراحی شده در این عالم توسط فرشتهها، و هر کدام با شخصیت جدا.@ مثل صورتها و قیافههای ما و بند انگشتهای ما و همه چیز ما، پوست ما و موی ما و چشم ما و دهان و لب و دندان و همه چیز ما جداگانه، انگشتها و مدل انگشتها و پاها و دستها و مدل اینها بروید الی ما شاء الله.@ ما چند مدل درخت داریم اسم شریف مصور را در مدل درختها هم دارید یعنی برگشان نه، شاخهشان جدا، برگشان جدا، صورت کلی درخت هم جدا، کاج را نگاه کنید چند نوع کاج داریم چند نوع سرو داریم.@ چند نوع بید داریم چند نوع یاس داریم درختهایی که پهن شدند در یکی از کشورها یکی از دوستانمان یک درختی بود هفت کیلومتر سایه داشت.@ من چند جا تحقیق کردم که آیا این درست است یا نه، گفتند درست است هفت کیلومتر سایه، مدلهای درختها را دیدید چقدر قشنگ است از آنهایی که خیلی خیلی توحیدی هستند.@ همه دستهایشان بالا دارند دعا میکنند تا آنهایی که پهنتر هستند و تا آنهایی که افتاده میبینید که همه شاخهها از درخت به سمت زمین آویزان است تا این که اینطوری است و تا 150 درجه 170 ـ 180 درجه تغییر مسیر داده انواع و اقسام رقصهایی که اینها میکنند.@ جلوهگریهایی که دارند و حالتهایی که تکتک این شاخهها دارند، چه اتفاقی دارد میافتد؟ چین و شکن این گلها را نگاه بکنید حالتهایی که از این گلها دارد میاید اینها هیچ کدام تکرار ندارد.@ فهم این مسأله برای ما زمانی ممکن میشود و باورش که به قیافههای خودمان نگاه بکنیم ببینیم هفت میلیارد قیافه هیچ کدام تکراری نیست تمام این چین و شکنها که در گل هست و دلبری میکند از انسان با این شکلش این نظم است این ریاضی است قاعدهمند است.@ یعنی هر کدام از اینها با یک قاعده و چینش و ریاضیات و تقدیر خواست خودش نوشته شده، در واقع اسم چه کار میکند یکی از اسمهایی که دارد کار میکند؟@ اسم شریف مقدر دارد کار میکند دارد تقدیر میزند اندازه میزند روی تعداد گلها، شما این گلهای به این قشنگی که دارند پژمرده میشوند نگاه کنید اینها را ما بزرگتر از این چقدر داریم.@ گلهایی که از همین جنس هستند خیلی بزرگ، خیلی خیلی بزرگتر از اینها کوچکش هم خدا برایت میزند که دلت زده نشود تنوع چقدر است منوع و تنوع دهنده چقدر اسم دارد میزند برای ما چقدر صورتگری میکند.@ آیا واقعاً تعداد صورتهای عالم صورت برگ صورت گل صورت درخت صورت شاخهها صورتهای انسانها، صورتهای چشمها و گوشها و ابروها صورت موها و پوستها و ناخنها، و صورتهای بیشمار دیگری.@ اصلاً آیا بشر عرضه دارد تعداد صورتهایی را که روی زمین خودش هست بشمارد؟ امروز که با هم سیر کردیم.@ داخل یک برگ رفتیم تعداد صورتهایی که داخل یک برگ بود را دیدید قابل محاسبه نیست چکار میکند این خدا، چطوری حرف بزند با ما، با کلمات دارد چه چیزی را به ما میفهماند گفتیم هر کس حرف میزند با حرف زدنش خودش را به ما نشان میدهد.@ میخواهد بگوید که اسم من که مصور است مثل خود من بینهایت است اسم مصور تصویرگریاش حد ندارد تازه این همه تصویرگری که کرده میفرماید که بازیچه بوده.@ اینها مثل نقاشیهای یک کودک بوده حالا بیایید در برزخ تصویر ببینید آنجا، بیایید در برزخ تنوع به شما نشان بدهیم در برزخ انشاء الله، فرمودند دنیا و آخرت مثل رحم مادر با دنیاست.@ ما الان داریم به اندازه رحم دنیا و کوچکی رحم دنیا در مقابل برزخ عالم ملکوت داریم با تجلیات کار میکنیم. یک چیز قشنگتر چیست؟ اینکه شما به این زیبایی گلها را که میبینید دانهبهدانه اینها آدم نمیتواند به راحتی از کنار اینها رد بشود.@ در اینها را نگاه بکنید ببینید چه خبر است چینشها و صورتهای در اینها را نگاه بکنید چطوری از انسان دلبری میکنند.@
اگر نمیخواهی ما را دیوانه بکنی اگر نمیخواهی دلبری بکنی این همه آرایش برای چیست؟@
شما این را نگاه کنید پوست ساقهها را با هم نگاه کنید همهشان یک قسمتهایی مثل بدن ما هستند یک قسمتهایی مو دارند اما کم و زیاد است این مدلش را نگاه کنید این پرزهای زیبای این را در این خیلی کمتر است.@ در رُز نگاه بکنید شاخه رز خیلی کمتر هست این به متالیک نزدیک است حالا مدلهای متالیکش را نیاوردیم برایتان، چون من میخواستم یک بخشی را روی هسته میوهها کار کنیم فرصت نشد انشاء الله در اردوی بعدی دستمان بیشتر باز است.@ آن شاخه متالیک مثل همین شاخه این که الان شما دارید میبینید و این هم شاخه پرزدار فوقالعاده زیبا با گلبرگها و غنچههای فوقالعاده زیبا در حالت شکفته شده و در حالت غنچه.@ خداوند تبارک و تعالی میگوید که شما اگر همه دریاهای عالم بشوند مرکب همه درختها بشوند قلم جن و انسان بشوند نویسنده هیچ کدام از کلمات من را نمیتوانید حساب بکنید.@ (لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي) بحر تمام میشود دریا، کلمات خدا تمام نمیشوند، چه میخواهد بگوید؟ بعد میگوید (وَ لَوْ) حتی اگر هفت دریای دیگر هم بیاورید داستان همین است.@ حتی اگر مثل همه اینها دریا بیاورید داستان همین است میخواهد بگوید من بینهایت هستم در هیچ عالمی تجلی محدود ندارم نه در دنیا تجلی محدود دارم که کسی بتواند بشماردش حسابش بکند.@ و نه در ملکوت و نه در جبروت و نه در قیامت و نه در بعد از قیامت مَنِ خدا اصلاً تجلی محدود ندارم. وقتی آسمان برایتان میسازم یک آسمانی نمیسازم که شما هزاران هزار سال بتوانید به تهاش برسید.@ اگر دانشمندان ما نبودند و اعتراف نمیکردند مثل قدیمیها یک زمانی فکر میکردند یک چند متر از زمین بروم بالا میخورم به ته آسمان دیگر تمام میشود.@ آنجا دنیا تمام میشود آن موقع که نمیدانستند زمین گِرد است یک عده خیلی مسافرت کردند برسند به ته زمین، به ته دنیا برسند به قول خودشان، برسند به ته دنیا، برویم سراغ اسم بعدی.@ اسم بعدی که اینها هر کدام یک دوره میخواهد ما خیلی با پوست کلفتی میاییم یک ربع پانزده دقیقه نیم ساعت برای شما توضیح میدهیم سر شما را کلاه میگذاریم و میرویم.@ اسم بعدی اسم شریف بدیع است که چه شرابی است این بدیع، بدیع بر وزن فعیل استمرار در ایجاد بدون نقشه قبلی و بدون مواد اولیه را میرساند میگویی من از هیچ کس الگو نگرفتم برای ساختن اینها، کسی نیست غیر از خودم که بخواهد الگو بدهد.@ حضرت زهرا میفرماید (إِبتَدَعَ الأَشیاءَ لا مِن شَیءٍ) چطوری دیوانه میکند آدم را، میگوید فکر کردید ما مواد داشتیم این مواد را تبدیل کردیم به اینها از آنها صورتگری کردیم.@ مثل کارخانهها که اول مواد اولیه میریزند و بعد از آن جنس در میاورند میفرماید خداوند همه اشیاء را ساخت اما نه از شییء، از اول مادهای در دستش نبود بخواهد بسازد.@ خدا مجبور بوده یک مادهای داشته باشد از آن ماده عالم را ساخت، هرگز، (إبتدع الأشیاء لا من شیء) دوتا حالت که بیشتر نداشت یا (مِن لا شیء) یا (لا مِن شیء) اگر (مِن لا شیء) باشد (لا شیء) گفتیم یعنی عدم.@ عدم وجود داشت یا نداشت؟ عدمی نداریم عدم نیست اگر عدمی باشد پس معلوم است وجود دارد دیگر اسمش عدم نیست.@ لذا فرمود اشیاء را (ابتدع) بدع، با عین، (ابتدع الأشیاء) نه از چیزی، قربان خانم بروم سلام الله علیها مادرمان فاطمه زهرا با بدن مجروح در مسجد مدینه این خطبه را خوانده در شروع خطبه که حمد و ثنای الهی را به جای میاورد.@ یکی از فرمایشاتشان همین است (ابتدع الأشیاء لا مِن شیء) نه از چیزی، از هیچ چیزی نگرفته خدا، (بَدیعُ السَموات) بدیع بر وزن فعیل استمرار را میرساند یعنی لحظه به لحظه نوبهنو میشود.@ لحظه به لحظه صورتگری دارد میکند نوبهنو خلق میکند خداوند تبارک و تعالی، تمام عالم را مثل نفس خودمان، میگوید تعجب نکنید نفس شما در طول عمر شما دائماً بدن شما را جدید میکند و تازه میکند.@ سلولهایی میروند و میمیرند و او دارد سلولهای جدید طراحی میکند میسازد و به شما میدهد بدن شما را نگه میدارد تدبیر میکند دائماً این بدن را، نوبهنو لحظه به لحظه، خدا میدانید چه میگوید؟@ میفرماید که اولاً میفرماید که (بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ) اینها در پوشیدگی از خلق جدید هستند ما دائماً داریم خلق جدید میکنیم، اصلاً تدبیر من خدا میدانید چیست؟@ تدبیر من خدا با خلق لحظه به لحظه است من دائماً دارم تمام خلق را تدبیر میکنم، ما یک کلمه میگوییم تدبیر و رد میشویم، دائماً دارم این عالم را تدبیر میکنم با خلق جدیدم دارم تدبیر میکنم.@ لباسهای لحظه به لحظهای نوبهنو، ما فکر میکنیم یک بدن ثابت داریم در حالی که این بدن لحظه به لحظه دارد عوض میشود و جدید دارد میشود پوست جدید، دندانها جدید، گوشتها جدید، غضروفها جدید، سلولها دائماً جدید میشود.@ قبلاً میگفتند مغز فقط عوض نمیشود ثابت است بعداً الان میگویند مغز هم دارد عوض میشود دائماً، چه اتفاقی دارد اطراف ما میافتد؟ چه چیزهایی دارند میگویند این اسمها به ما؟ (بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) یعنی من همه آسمانها و زمین را بدون نقشه قبلی بدون ماده اولیه بدون فکر بدون تأمل، که یک زمانی بنشینم نقشههایش را بریزم بعد بگویم کن فیکون حالا بسازم.@ میفهمیم داریم چه میگویم یا نه اینجا، داریم حرف میزنیم، بدون نقشه اولیه میلیاردها میلیارد و بینهایت تصویر دارد میسازد خدا، معطل چیزی نیست خدا، لنگ چیزی نیست نیازی ندارد تازه اینها اسمهای کوچک است ما داریم میگوییم.@ برسیم به اسمهای بالاتر، اسمهای فعلی است ما الان داریم میگوییم مصور و بدیع. (بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) بدون نقشه قبلی (إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ) ارادهاش با شدن آنها یکی است.@ وقتی اراده کردم تمام است تا اراده کردم درست میشود یک مدل جدید تصویر جدید گل جدید قیافه جدید عالم جدید.@ در قرآن میگوید ما اگر بخواهیم عالم شما را زود جمع میکنیم یک عالم جدید درست میکنیم و این هم برای خدا خیلی کار راحتی است اگر بخواهیم اراده کنیم جمعش میکنیم یکی دیگر را درست میکنیم.@ ما در مقابل چه کسی میایستیم میگوییم الله اکبر، آنهایی که در مقابل دین خدا پوست کلفتی میکنند خیلی آدمهای نادانی هستند در مقابل احکام خدا چرا چرا میکنند به چه کسی میگویند خدایا ما تا فلسفه دینت را نفهمیم اجرا نمیکنیم، به چه کسی میگویند؟@ اصلاً میفهمند این خدایی که دارند با آن حرف میزنند چه کسی است؟ بعد احمقانه میگویند ما اگر جای خدا بودیم این کار را میکردیم، چقدر گندهگویی است.@ ما اگر جای خدا بودیم اینطوری میکردیم، چرا خدا اینطوری کرد، چرا خدا این احکام شرعی را فرستاده، چرا خدا این دستور را داده، برای چه، من که عقلم نمیرسد، این کار خدا معقول نیست.@ عقل خودش را با خدا یکی میکند بعد تازه جلو میزند از خدا، قدیمیها یک مثالی میزدند میگفتند سایه آدم با آدم جنگ بکند یکی با سایهاش جنگ کرد دوم شد.@ ما مینشینیم چه حرفهایی میزنیم به خدا، ملائکه حتماً خندهشان میگیرد، ما مینشینیم به خدا چه حرفهایی میزنیم قهر میکنیم با او، (تَتَوَدَدُ إلیَ وَ أنا أتَبَغَضُ مِنک) تو به من محبت میکنی من به تو بغض میورزم تو من را دعوت میکنی.@ (فأولی عنک) روی برمیگردانم از تو، عجب بنده پررویی هستیم ما، هیچ کدام از این مدلهایی که ما داریم میبینیم سابقه نداشته.@ میگوید تمام تصویرهایی که شما دارید میبینید در طبیعت، گلها، تصویرها، میوهها، انسانها، صورتها، اثر انگشتها من نه احتیاج به کپی برداری دارم نه کمبود دارم تکرار هم حتی نمیکنم همه جدید.@ (بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ) شما در پوشیدگی از خلق جدید هستید خودتان متوجه نیستید همه چیز دارد تازه به تازه میشود شما چیزها را ماندگار میبینید در حالی که ما لحظه به لحظه داریم عوض میکنیم.@ میگوید این چند میلیارد سلولی که در بدن شماست هفت سال حدوداً عوض میشود سال هشتم سلولهای جدید هست یک دور کامل بدن عوض شده ولی شما ثابت هستید تدبیرهایت هم ثابت است دارد کارهایش را انجام میدهد دست روی هر چیزی از خلقت من بگذارید بدیع است تازه است سابقهدار نیست.@ از جایی نیامده الگو از جایی نگرفتیم خودمان طراحی کردیم بشر که مظهر خداست و این همه تولید زیبایی کرده هنوز نتوانسته یک قطره از خدا الگوگیری بکند.@ هر چه که ساخته تا الان از زیباییها الگو گرفته از خدا ولی هنوز یک قطره در مقابل اقیانوس بیکران اسم بدیع نتوانسته الگوگیری بکند در مقابل اقیانوس بیکران اسم مصور نتوانسته الگوگیری بکند در پارچهها در لباسها در فرشها، در ظروف.@ واقعاً اگر یک نفر تا آخر عمر، نه یک نفر، بشر بسیج بشود تا آخر عمر فقط صورتها را نمونهبرداری بکند.@ یک جایی دایرۀ المعارفی درست بکنند یک ابررایانهای با یک حافظه افسانهای بگویند ما هی عکس میگیریم از صورتهایی که خدا آفریده در طبیعت مدلها و صورتها این عکسها و مدلها و صورتها را ذخیره بکنیم ببینیم چندتا میشود.@ خدا میگوید خودتان را خسته نکنید نسل شما که روی زمین است بیاید تا قیامت همهشان بخواهند صورتها را بشمارند به جایی نمیرسند، این میدانید یعنی چی؟@ یعنی خدای بینهایت تجلی بینهایت دارد تجلی بینهایت بدون تکرار، نوبهنو لحظه به لحظه حق تعالی کار دارد میکند تجلی دارد میکند برای ما، چه معشوقی داریم چه الهی داریم ما، چقدر خوشبختیم که این اله را داریم این معشوق را داریم.@ و از همه قشنگتر این است که این معشوق ما را هر کداممان را بیشتر از خودمان دوست دارد و جالبتر اینکه ما را دعوت کرده به مقام خودش، گفته مَنِ خدا اینطوری هستم شما هم بیایید مثل من بشوید.@ (عَبدی أطِعنی حَتّی أجعلک مِثلی یا مَثَلی) بنده من اطاعتم کن اگر تو را دعوت کردم به دین خودم اگر دعوت کردم به روش خودم برای این است که یاد بگیری مثل من بشوی.@ شما در همه آموزشها استاد به شاگرد میگوید تو باید حرف گوش کنی تا مثل من بشوی، عاقلترین شاگر کیست؟ مطیعترین است.@ لذا حضرت فرمود (أعقَلَکُم أطوعکم) عاقلترین شما مطیعترین شماست بیچون و چرا بدون مقاومت بدون معطلی هر چه گفتیم گوش بکند دنبال فلسفهاش هم نباشد ما نیازی نداریم دنبال فلسفه احکام باشیم.@ بدانیم برای چه خدا یک همچین چیزی گفته ما با رب العالمین سروکار داریم، بیشتر از او میفهمیم؟ بیشتر از خدا درک میکنیم؟ چکار داریم اصلاً فلسفهاش چیست، فرمود این کار را بکنید این کار را میکنیم.@ کاری نداریم به اینکه فلسفهاش چیست تمام عشق تمام دلدادگی تمام عقل در این هست، مخصوصاً این دوتا کلمه را کنار هم میاورم، تمام عشق و تمام عقل که بدانیم اصلاً ما عشق نامعقول در این راه نداریم.@ عشق معقول معقول است همیشه در مورد حق تعالی، غیر از عشقهای دیگر است عقل و عشق به یکجا میکشانند (اعقلکم اطوعکم) عاقلترین شما مطیعترین شماست.@ من که نمیفهمم فلسفه حکم خدا چیست قبولش هم ندارم نمیپذیرم، چقدر این حرف جاهلانه است چقدر گندهگویی است این حرف، بنده من من را اطاعت کن تا مثل من بشوی.@ مگر تو بینهایت را نمیخواهی مگر تو عاشق بینهایت نیستی مگر نمیخواهی به زیبایی مطلق قدرت مطلق کمال مطلق برسی خیلی خُب راهش این است که من دارم میگویم راهش این است که تو از حجاب طبیعت و ماده جدا بشوی.@ قلباً و عملاً از اینجا خودت را جدا بکنی به عوالم بالاتر نفست را بکشانی، قاعده چه بود؟ قاعده این بود که گفتیم نفس انسان مجرد است محدودیت ندارد اصلاً، مکاندار نیست زماندار نیست.@ بنابراین شما هر چقدر پرورشش بدهی هر چقدر نفس را بزرگتر بکنی به اشیاء بیشتری تعلق میگیرد خداوند در دین به ما یاد میدهد که نفست را یکطوری بزرگ کن که از خودت و از بدنت خارج بشود.@ برای همین آنهایی که خوابهای قشنگ میبینند خروجهای قشنگی هم دارند نوع خوابها، اینکه میگویند از نوع خوابهای آدمها شخصیتشان را بشناسید.@ شما در خواب این بدن را رها میکنید نفستان به جاهای دیگر میرود هر چقدر این تربیت تربیت بهتری باشد این نفس سعه بیشتری پیدا میکند اینقدر سعه پیدا میکند که طبیعت را پاره میکند و به ملکوت میرسد.@ آن موقع سیر ملکوتیاش آغاز میشود و تمامی هم ندارد توقف هم ندارد در تربیت اسلامی نفس اینطوری بزرگ میشود شخص با اطاعت از خدا از خدای بینهایت خودش را میسپارد، فقط شرطش چه بود؟@ اعتماد، بسپار اعتماد کن به خدا شک نکن تردید نکن شک و تردید خیلی خطرناک است آن کسی میتواند رشد کند که با یقین و اعتماد خودش را بسپارد به خدا.@ اگر یقین کردی به خدا اعتماد کردی به خدا بسپار خودت را و اگر هم یقین نداری شروع کن یک مدت عبادت خدا را انجام بده (وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ) یواش یواش دستورات را اجرا کن دانهدانه اجرا کن.@ میبینی که اِ مثل اینکه خیلی اتفاقات قشنگی دارد در دایره وجود تو اتفاق میافتد تو آدم شش ماه پیش نیستی یک سال پیش نیستی دو سال پیش نیستی خیلی چیزهای قشنگی دارد اتفاق میافتد.@ بعد اعتمادت که بیشتر شد بیشتر خودت را بسپار بیا بیا تا (أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى) تا خدا برو اعتماد کن و حرکت کن، چه میگوید؟@ (سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ) سرعت بگیرید نسبت به همدیگر سرعت، تنبلها عقب افتادهها اینها خوب نیست کارشان عقب نمانید سرعتتان کم نباشد ضعیف نباشید با سرعت حرکت کنید به سوی مغفرت پروردگار.@ خدا میگوید در زمین نمانید اگر بدانید من برایتان چه چشمروشنیهایی وقفه کردم (فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ) چه میدانید من چه شادیهایی را برای شما ذخیره کردم.@ نمانید در این گِل طبیعت، بیایید حرکت بکنید بیایید با سرعت، بعد یکجای دیگر اینقدر اشتیاق خدا زیاد است چون خدا اولین مشتاق است.@ هیچ کس به اندازه خدا ابتهاج و لذت و مرتاح است دیگر، اسم شریف مرتاح، مرتاح یعنی خدا بینهایت شادی و انبساط است بیایید نمانید در آن غمکده دنیا، آن چیزهایی که آنجا از دست میدهید برای آنها دعوا نکنید با همدیگر.@ غصه نخورید آنجا، سر آن چیزها با همدیگر دعوا نکنید (لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ) در آن جیفهدان در آن قبرستان آنجا نه به چیزهایی که به شما میرسد شنگولی بکنید و خوشحال باشید و نه ناراحت بشوید از آنکه چیزی را از دست میدهید.@ نمانید خیلی کوچک میشوید اینطوری اگر بمانید بیایید بالا، بعد میفرماید (سابِقُوا) از همدیگر سبقت بگیرید (سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ) و بهشتی که اندازهاش به اندازه همه آسمانها و زمین است، آسمانها چقدرند؟@ آسمانها را دیدیم در فیلم امروز دیدیم یکذرهاش را دیدیم یک قطرهای از این آسمان را دیدیم یک مقیاس کوچکی از آسمان را دیدیم.@ بیایید بیایید، برویم یکذره قرآن بخوانیم شاد شویم برویم یکذره قرآن بخوانیم مست بکنیم فرمود قرآن شراب مؤمن است چطوری خدا با ما دارد حرف میزند یک مقدار انشاء الله عبادت بکنیم یک مقدار قرآن بخوانیم جانمان را شادی بدهیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@