سلام علیکم و رحمۀ الله.@ بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بخش دهم خطبه توحیدی حضرت رضا(ع) این بود که (و أسمائه تعبیرٌ و أفعاله تفهیم) اسمهای خدا و تجلیات حق تعالی به اسمهای مختلف برای تعبیر هست تعبیر گفتیم یعنی روشن شدن و عبور دادن ما از این اسماء به ذات حق.@ یعنی خداوند با اسماء بینهایت خودش با اسماء حسنای خودش ظهورات گوناگون و بینهایتی دارد که ما با مطالعه آنها با درک آنها با تفکر در آنها که چقدر در قرآن ما را دعوت به تأمل و تدبر و تفکر و تعقل کردند الی ما شاء الله.@ و علامت یک انسان همین هست که تفکر میکند تعقل میکند و خداوند بندگانی را که اهل تدبر و تفکر نیستند بدترین مخلوقات شمرده و فرمود (أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ) چون اینها شعور دارند عقل دارند.@ قدرت تفکر دارند و از قدرت خودشان استفاده نمیکنند میگوید ما این همه تجلی کردیم این همه خلق کردیم این همه آفریدیم شما فکر بکنید در رابطه با اینها، همینطور ساده از کنارش نگذرید.@ (وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ) چه بسیار آیههایی که نشانههایی که ما در آسمان و زمین قرار دادیم که بسیار نامحدود هست.@ و اینها میگذرند از کنار این آیات و اعراض میکنند اصلاً توجه نمیکنند به این آیات و بدترین چیز در حجابها که صحبت کردیم در خطبههای قبل که حجاب ماست و اجازه نمیدهد که ما بخواهیم با طبیعت ارتباط برقرار بکنیم و با حجاب عنانیت خودمان هم مبارزه بکنیم حجاب انس و عادت هست.@ من یک مثال بزنم. نبی اکرم(ص) بیرغبتترین مردم درباره یک دانشمند یک عالِم خانواده آن دانشمند و همسایههای او هستند، این از نظر روانشناسی یعنی چی؟@ وقتی که خانواده یک دانشمند و همسایگان یک دانشمند نسبت به او بیرغبت هستند یعنی آن دانشمند هست یا نیست؟ هست، چرا آنها بیرغبت هستند کمتر از بقیه از او میتوانند استفاده بکنند؟@ بخاطر حجاب عادت، نه اینکه او اینطوری نیست غریبهها، دورترها که عادت ندارند و این حجاب را ندارند بهتر میتوانند استفاده بکنند موفقتر میتوانند استفاده کنند حجاب عادت باعث میشود انسان اهمیت و قدر آن چیزی را که باید بداند نداند.@ اصلاً فلسفه مصائب و بلاها اتفاقات بر این هست که حجاب عادت پاره بشود و آنچه را که داریم قدرش را بدانیم. گاهی وقتها شما میبینید شصتتان را میبُرید.@ بعد میخواهید با آن چیزی را بگیرید میبینید که نیمتوانید بگیرید میخواهید دکمه لباستان را ببندید چون این شصت زخم است درد دارد خون میاید میبینید نمیتوانید دیگر با این دکمهتان را ببندید بعد قدرش را میدانید که این چقدر اهمیت داشته.@ پِلک گاهی وقتها میزند گاهی وقتها شما زبانتان را گاز میگیرید در دهانتان بعد متوجه میشوید این چه نعمتی است که شما میتوانید ساعتها حرف بزنید.@ یک تکه گوشت حساس و ظریف را بین این دندانهای تیز و محکم هزاران بار تکان بدهید ببرید و بیاورید این آیه خداست دیگر، میگوید ببین من چقدر قدرت دارم که این توان را به تو میدهم.@ که این زبانت را که اینقدر حساس است میتوانی وسط این همه دندان تیز و برنده و کوبنده ببری و بیاوری و در تمام این مدت که این دهان دارد باز و بسته میشود و این دندانها باز و بسته میشوند.@ این زبان بین اینها چسبیده به این دندان، میرود لای دندان و برمیگردد به این سرعت، من دارم خودم را به تو نشان میدهم قدرتم را دارم به تو نشان میدهم.@ گهگاهی هم چند سال یکبار این زبانت را یکبار دندانهایت گاز میگیرند بعد دادت درمیاید اشکت درمیاید زخم میشود بعد قدر میدانی که این نعمت یعنی چی، بلاهایی که سر ما میاید مصائبی که میاید به این هست که ما قدر بدانیم.@ جداییها افتراقها حوادث این هست که قدر بدانیم وقتی ما این را بدانیم که حجاب عادت چقدر خطرناک است باید تلاش بکنیم با هر کس و هر چیز بدون حجاب عادت ارتباط برقرار بکنیم.@ اینقدر طلاق راحت اتفاق میافتد اینقدر از هم پاشیدگی زندگیها راحت اتفاق میافتد آمار آنقدر بالاست اگر زن و مرد بدون حجاب عادت به همدیگر نگاه میکردند همیشه قدر همدیگر را میدانستند.@ کمالات، تواناییها، خوبیها، اینقدر راحت کنار نمیرفت از جلوی چشم انسان، ولی ما چون عادت میکنیم به همدیگر خیلی کم قدر همدیگر را میدانیم زمانی که یک مسافرتی یک مریضی یک مرگ و میری یک حادثهای یک جدایی اتفاق بیفتد بعداً یواش یواش حجاب عادت کنار میرود.@ چون دیگر نیست در کنار ما که به آن عادت داشته باشیم بعد یواش یواش قدرش را میدانیم لذا باید خیلی دقت بکنیم در برخورد با هر چیزی از مخلوقات خدا هر نعمتی از نعمتهای خدا وظیفه ماست.@ جهاد و مبارزه با بزرگترین حجاب که عبارت است از حجاب عادت، نان میخواهید بخورید آب میخواهید بخورید ما خیلی عادت کردیم راحت آب را بخوریم ولی اگر انسان یک مریضی در حنجره بگیرد که آب از گلویش پایین نرود.@ بروید بیمارستان نگاه بکنید آنهایی که مشکل دارند سرطان دارند ببینید اینجا را شکافتند از اینجا باید به این غذا بدهند خیلی باید دقت بکنیم چه نعمت عظیمی خدا نصیب ما کرده.@ دیدن، شنیدن، حرف زدن اینها را قدر بدانیم تمام نعمتهای الهی، اگر ما حجاب عادت را کنار نگذاریم نمیتوانیم (أسمائه تعبیرٌ) از آن رد شویم، چرا؟@ چون عادت داریم نمیتواند ما را عبور بدهد اسماء، برای اینکه حجاب عادت مانع میشود بحث ما سر حجاب است (و أفعاله تفهیمٌ) کارهای او برای این هست که به ما بفهماند، اما چه نمیگذارد که ما بفهمیم؟@ باز هم حجاب عادت نمیگذارد ما بفهمیم برای همین ما باید غیر عادی به چیزها نگاه بکنیم یعنی این حجاب عادت را این که همیشه با آن بودیم را کنار بگذاریم همان مثالی که برای ماهی و دریاست که ماهی میشنید یک آبی هست به نام آب حیات.@ آب مایه حیات است و چنین و چنان و همیشه میگفت آب چیست، حالا داستان دارد که بالأخره یک موجی او را میاندازد از آب بیرون، آن تازه میفهمد که:@
ما هم همینطوری هستیم ما هم غرق خدا هستیم غرق ارتباط با خدا هستیم خدا تمام وجود ما را پر کرده (نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ) (أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ) داریم کجا دنبال خدا میگردیم تمام عالم مظاهر خداست.@ (فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) همه جا چهره خداست همه جا خدا دارد با بلندترین صدا با ما حرف میزند دارد تکلم میکند با ما، شما چه چیزی را الان میتوانید دست بگذارید رویش، هر چیزی، هم مصنوعات خودمان مصنوعات بشری، فرمود من هم خالق شما هستم.@ هم خالق مصنوعات شما هستم شما دست روی هر چیزی بگذاری خداوند دارد با شما حرف میزند با بالاترین صدا دارد با ما حرف میزند که من هستم من اینم من آنم.@ (و بأسمائک التی ملئت أرکان کل شیء) وقتی ارکان کل شیء پر از اسماء خداست و (أسمائه تعبیرٌ) باید از این اسمائی که تمام ارکان و اشیاء را پر کرده ما عبور بکنیم برسیم به حق تعالی.@ و (أفعاله تفهیمٌ) باید حجاب عادت را کنار بگذاریم شما نمیتوانید دست به هر ذرهای بزنید دست به هر چیزی بزنید در این عالم که اسماء الهی آنجا نباشند.@ که حالا من یواش یواش چون دیگر ادامه خطبه را نمیخواهیم انشاء الله کار کنیم شاید خیلی اندک بقیهاش را میخواهیم انشاء الله این بخش خطبه را که (اسمائه تعبیر أفعاله تفهیمٌ) را انشاء الله کار بکنیم بیشتر سعی میکنیم آن اسمها را از موجودات دربیاوریم.@ پس این را یادمان نرود خداوند با همه اسمائش در همه اشیاء حضور دارد استخراج اسم به این هست ما حجابمان را کنار بگذاریم و دانهدانه این اسمها را خارج بکنیم.@ تا این اسمها معبری باشند برای ما، چون تعبیر فرمود (اسمائه تعبیر) عبور بدهند ما را انشاء الله به سمت حق تعالی و به جای دیگری نبرند اگر انسان اینجا کور باشد.@ (وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى) باید این کوری را بگیریم در همه جا در همه چیز ببینیم که خداوند تبارک و تعالی دارد با ما چقدر حرف میزند المتکلم اوست دیگر دارد صحبت میکند.@ حالا من یک نمونه را انتخاب کردیم چون نمونه جمع و جور و خوبی بود خدمتتان عرض میکنم ببینید (أفعاله تفهیم) أفعال الهی تفهیم هست یعنی میخواهد به ما بفهماند، چه چیزی را بفهماند؟@ خودش را، اینکه الهی جز من نیست بیا این سمتی، کمال تو در رسیدن به من است کمال تو در تقرب به من است کمال تو در تخلق به من است ببین چقدر زیباست در حدیث داریم پیغمبر فرمود خداوند 99 اسم دارد هر کس آنها را احصاء بکند (من أحصاها فله الجنۀ).@ بعد در یک فرمایش دیگر فرمود (إن لله تسعٌ وَ تِسعُون خُلقا) خداوند 99 خُلق دارد هر کس یکی از آن خلقها را هم تخلق پیدا بکند (فله الجنۀ) پس اسمها در واقع همان خلقیات هستند.@ ما با اسمها باید یاد بگیریم زندگی کردن را، اسمهای خدا همه جا هست و با اسمهای خدا ما باید زندگی یاد بگیریم اخلاق یاد بگیریم.@ (أفعاله تفهیم) میخواهد به ما بفهماند اسمها خیلی زیاد هست که ما بفهمیم یکی از آن اسمهایی که میخواهد به ما بفهماند خیلی مهم است اسم شریف قادر هست که خداوند قدرت دارد بینهایت بودن خودش را میخواهد به ما بفهماند در طبیعت.@ لذا تجلی که در طبیعت خدا میکند تجلیاتی هست که هیچ کدام حددار نیست از بعضی از ابعاد. ما اینجا الان یک تکهای از گیاهی را یک برگی را دقت بکنید این برگ را نشان میدهد در تصویر.@ این برگ را از فاصله یک متر، شاخهای از برگ در باغ هست اگر از اینجا داخل برویم چقدر میتوانیم دوربین داخل برود یعنی اگر دوربینی داشته باشیم که بتواند در برگ برود میرود میرود به سلولها میرسد.@ بعد یواش یواش از سلولها میرود به اتمها میرسد اتم را اگر ما بشکافیم به نوترون و الکترون و پروتون میرسیم و از آنجا همینطور بشکافیم حدی برای فرو رفتن ما از این سمت یعنی به سمت کوچکی وجود ندارد.@ یعنی ما هیچ وقت به یک جایی نمیرسیم که بگوییم رسیدیم به اینجا اینجا دیگر قابل شکافتن نیست برای ما که میگوییم قابل شکافتن نیست یعنی ما دستگاهش را نداریم.@ قبلاً نمیتوانستند مولکول را پیدا بکنند در تاریخ بشر یک زمانی بشر توانست مولکول را کشف بکند بعد از مدتها و دهها سال اتم را کشف کردند.@ بعد از مدتها رفتند الکترون و نوترون و پروتون الان رفتند چیزهای دیگر، همینطور این داستان همچنان تا ابد ادامه دارد تا وقتی بشری باشد و علمی باشد همینطور دارد میرود قبلاً تکنولوژی بوده الان نانو تکنولوژی هست.@ نانو تکنولوژی خیلی با اعداد و ارقامهای فوقالعاده ریزی سروکار دارد بعد از آن میروند سراغ خیلی چیزهای دیگر و همینطور تا بینهایت ادامه دارد ما به جایی نمیرسیم که بگوییم اینجا تهاش است هیچ چیز دیگر نیست.@ پس ببینید ما در مقیاس کوچکی هر چه که بشکافیم عظمت میبینیم هر چقدر که بشکافیم بزرگی و عظمت میبینیم بعد چینش اسماء به این شکل هست.@ چون خداوند با همه اسماء حضور دارد شما الان اینجا وقتی که برگ را میبینید با اسم شریف واصل هست یعنی وصل کننده، میکروسکوپها را برای چه دادیم به شما؟ برای اینکه شما در میکروسکوپها چه را ببینید؟@ ببینید که وقتی میگذارید نگاه میکنید در میکروسکوپ اشیاء مختلف را میبینید که اینها به اجزاء ریزتر تشکیل شدند که تکان میخورند و حرکت میکنند و اینطرف و آنطرف میایند و حیات دارند شخصیت دارند سازمان زندگی دارند و برنامه زندگی دارند.@ اجزاء کنار همدیگر میایند اول از این ما هیچ چیز به هم چسبیدهای در خلقت نداریم یعنی فکر بکنیم که ما به جایی میرسیم که یک عضوی داریم که یک امتداد دارد امتداد یک تصور ذهنی ماست کَمّ متصل به آن میگویند.@ یعنی ارتباط دارد مثل این پرده مثل این چوب مثل این سنگ، حتی ما در سنگ هم که محکمترین چیز است در آهن هیچ اتصال پیوستهای واقعاً نداریم یعنی بگوییم ما یک موجودی داریم که از یک جنس اتصال دارد خداوند واصل است.@ یعنی هر چقدر بروی به اجزاء ریزتر میرسی اینها را کنار هم میچیند، چقدر؟ نمیدانیم، با چه شخصیتهایی؟ نمیدانیم، الان بشر برای اینها شخصیت قائل است اسم میگذارد.@ میگوید اتم، مولکول، نوترون، الکترون، پروتون، هر کدام هم شغلهایشان و وظایفشان و خواصشان با همدیگر فرق دارد مأموریتهایشان فرق دارد بروید ریزتر باز میبینید به شخصیتهای حقیقی میرسیم که همه نزد خدا اسم دارند.@ (كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ) (الذی أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً) اصلاً شما هیچ شیئی را که شیء هست نمیتوانید بشکافید که در آن عدد و تعدد نباشد.@ بنابراین یک کسی نباید خیال بکند که ما یک جایی میرسیم که دیگر این تقسیم متوقف است اسم شریف واصل را میبینیم که حالا انشاء الله بعداً شاید در طبیعت یا در همین جا من به شما نشان بدهم.@ چون همین واصل را بخواهیم کار بکنیم یک دوره شش هفت روزه حداقل ما فقط بیست سی جلسه کلاس باید با اسم شریف واصل بگذرانیم و اسم شریف فاصل، اینها را به همدیگر وصل میکند خداوند بعد یک سطحی را از بینهایت موجود جمع میکند یک برگ میشود.@ که حالا در بحث فرشتهها میبینیم که فرشتهها چگونه اینها را میاورند کنار هم، چون فرشتهها قوای عالم هستند مظاهر خلقی خداوند هستند.@ مظاهر اسمهای خدا هستند مثل قوای ما که مظاهر نفس ما هستند در واقع قوای نفس هستند شنوایی، بینایی، بویایی قوای نفس هستند فرشتهها هم قوای خدا هستند قوای عالم هستند که تکتک اینها چیده میشود تا یک برگی درست میشود.@ من خودم برای اینکه حالم بد نشود خیلی، کلی رد میشوم خیلی نمیتوانم بایستم ریز کنم برای شما اینها را، یک برگ بالأخره درست میشود اینجا با اسم شریف واصل.@ که شما اگر بخواهید فاصلش را ببینید یعنی نقطه مقابلش را ببینید فصلها و جداییها را ببینید خداوند هم واصل است هم فاصل است با اسم شریف فاصل ببینید که خداوند فصل قرار میدهد جدا میکند جداکننده است که چه ماجرایی دارد.@ این ماجرای جدا شدن که انشاء الله خدا کند ما یک زمانی بتوانیم در اردوهایمان مباحث کاملاً تخصصی برگزار کنیم اینجاها و دنیا محتاج به این علوم هست.@ تمام رشتههای علوم به اسماء الهی محتاجند اگر صاحبان رشتههای مختلف که با طبیعت سروکار دارند با اسماء الهی و فرمولهایش آشنا بودند اختراعات بشر پیشرفت علمی بشر سرعتش خیلی بیشتر از این بود.@ الان لاکپشتی داریم پیش میرویم ولی اگر آن تجلیات اسماء کاملاً برای صاحبان علوم شناخته بشود انفجار در آن اتفاق میافتد. این برگ از بقیه برگها با کدام اسم جدا میشود؟@ فاصل، در یک برگ مثل برگ مو یا برگهای دیگر که شما میبینید حالا این برگها همه یک تکه هستند در برگهایی که از هم جدا میشوند مثل برگ مو که چند شاخه میشود در آن فاصله هست.@ مثل انگشتهای ما، الان انگشتهای ما با اسم شریف چه جدا میشود از همدیگر؟ با اسم شریف فاصل، وقتی سر هم میشود با اسم واصل، وقتی جدا میشوند بینشان جدایی ایجاد میشود با اسم شریف فاصل، یعنی عملیات فصل و جدایی صورت میگیرد.@ این مویی که کنده میشود میافتد با کدام اسم، کنده میشود جدا میشود و میرود به سمت دیگری و اگر وصل میشود اجزای مو با همدیگر با اسم شریف واصل.@ این برگ میاید از برگهای دیگر با این اسم جدا میشود با اسم واصل وصل میشود به همدیگر، یعنی کنار هم چیده میشود ما یک چیدمان داریم اینجا و السلام، این را دقت کنید چینش هست کنار هم.@ اتصال به معنایی که ما یک چیزهایی داشته باشیم و نشود جدایشان کرد وجود ندارد اصلاً، همچین چیزی نیست حالا این برگ را ما در این مقیاس میبینیم.@ پس وقتی میرویم در عمق بینهایت میرویم در عمق حدی هم برایش وجود ندارد الان که برگ را نگاه میکنیم یک چیز دیگری هم در برگ هست که من الان مختصر میگویم اگر رسیدیم در تمرینهای بعدیمان برای بعدازظهر و فردا کار میکنیم آن چیست؟@ اینکه این برگ ساختار ریاضی دارد یعنی طراحی شده است پس آن که طراحیاش کرده یک مسأله دیگر دارد یعنی به اسم دیگری آن را طراحی کرده که اسم شریف مصور هست.@ اسم شریف مصور که تصویرگری کرده بعد شما وقتی میبرید زیر میکروسکوپ، از شکل در میاورید این را، یعنی شما دیگر این شکل را ندارید میروید زیر میکروسکوپ میبینید که آنجا با یک اسم دیگری روبهرو شدید.@ این اسم جمیل را شکافتید رفتید پایین، پاره کردید رفتید پایین، به چه رسیدید؟ به اسم شریف فاصل و واصل. پس ما وقتی میشکافیم میرویم پایینتر ممکن است در اینجا شکلهای زیبایی ببینیم.@ پس از یک اسم جمیل به سراغ یک اسم جمیل دیگر رفتیم یک تجلی دیگری از اسم جمیل میرویم آن شگفتیهایش ما را میگیرد فاصلهها، پیوستها، و همینطور قدرت، دیگر اسم چی؟@ چه اسمی میرسیم وقتی باز میکنیم میرویم؟ وقتی نگاه میکنیم به مصور میرسیم قدرت ساخت این اسم شریف عظیم ما به عظمت میرسیم عظمت حجم نیست که وقتی میگوییم عظیم مثلاً بگوییم کیهان و کهکشان راه شیری آن هم عظمت هست.@ اما بحث عظمت شما وقتی پایین میروید در اتم در الکترون در نوترون و پروتون عظمت آنجاست آنجا عظمت را انسان میبیند آدم هوشیار که بتواند حجاب عادت را کنار بگذارد یکسره استخراج خصوصیت و اسم میکند.@ ما باید این تمرین را انشاء الله بکنیم با کنار گذاشتن حجاب عادت، پس ما از داخل وقتی برویم به بینهایت میرسیم با ظهورات اسماء گوناگون، بسته به این هست که یک نفر چقدر شعورش کار بکند چقدر دقت داشته باشد.@ چون گفتیم خداوند با همه اسمائش در همه اشیاء حضور دارد اینکه ما چقدر اسم بتوانیم استخراج بکنیم این بسته به توان ما هست بسته به تزکیه ما هست بسته به میزان پاکی ما هست.@ بسته به میزان تفکر و تعقل ماست که یک نفر چقدر اسم میتواند استخراج بکند که تمرین بعدی شما همین است که انشاء الله به شما یک پیشنهاد میدهیم ببینیم که از یک شیء مشخص چقدر اسم میتوانیم استخراج بکنیم.@ میکروسکوپ هم دستتان است میتوانید به داخل بروید میتوانید هم بیرون بیایید و نگاه کنید حالا از این مقدار برمیگردیم به این سمت بینهایت.@ یعنی الان میخواهیم برگردیم از یک متر فاصله برویم سراغ فاصله ده متری، در ده متری ما این را داریم به این شکل یک حجم عظیمی از مخلوقات الهی که هر کدامشان یک بینهایت هستند.@ به این شکل این تصویر را داریم از فاصله ده متری این مسأله است بعد ما از اینجا میفهمیم که اساساً چیزی به نام حجم و فاصله در عالم ماده یک اعتبار است در عالم نفس یک چیز دیگر است.@ یعنی شما وقتی که نفس مجرد داری و نفس شما الان میتواند در یک زمان در تمام این سلولها باشد ببین ما چقدر توانستیم احاطه داشته باشیم مجموعه عصبهای ما پنج دور دور کره زمین میچرخد، پس نفس چقدر الان احاطه دارد روی اینها.@ تمام اینها، وقتی مجموعه عصبهای چشم را باز بکنید بینی را گفتند تقریباً یک ساختمان 16 طبقه میشود چند سال پیش که من یک مقالهای را مطالعه میکردم اگر بخواهند ساختمانش را پیاده بکنند در خارج، ببین نفس چقدر گسترش دارد.@ حالا به نظر شما اگر قد ما بیست متر بود الان یک اسکلتی را در منطقه عربستان پیدا کرده بودند عکسش را من دیدم اسکلت یک انسان به قدری بزرگ بود کاوشگری که رفته بود این را کشف کرده بود روی کاسه سر این آدم ایستاده بود.@ یعنی میتوانست قشنگ برود در آن، کاسه سرش چقدر بوده حالا آن مگر نفس نداشته اگر قد ما الان بشود بیست متر، ما مگر الان وال نداریم وال چند برابر ماست فیل چند برابر ماست، مگر آن نفس ندارد؟@ نفسش همه جای بدنش حضور دارد یا ندارد؟ حالا این وال را یا خود ما را بدنش را بکنید هزار برابر، نفسش همه جا میتواند حضور داشته باشد یا نه کم میاورد دو سه تا نفس میخواهد؟@ حالا بکن به اندازه هزار متر بشود، آیا نفس به هزار متر میتواند تعلق بگیرد؟ بله چون مجرد است نفس برایش مکان معنایی ندارد همه جا میتواند حضور داشته باشد.@ حالا اگر کسی نفسش رفت رفت در همه آسمانها، خواست تعلق بگیرد ارتباط برقرار بکند یک نفس با همه آسمانها میتواند؟ میتواند ارتباط برقرار بکند یعنی میتواند خودش را وسعت بدهد.@ بکشاند بکشاند از بدن خودش خارج بکند بیاید بیرون ساختمان، برود در تمام ساختمانها از دیوار رد بشود و برود به همه اجزاء عالم نفوذ بکند یک نفس، میدانید چه داریم میگوییم یا نه؟ بعد میتواند دنیا را خارج بشود برود در برزخ و برزخ را طی بکند.@ برود تا جبروت و جبروت هم طی بکند یک نفس اینقدر فشردگی دارد حالا بعداً میگویم میخواهم یکطوری بگویم که خودم حالم بد نشود.@ برویم ده متر آنطرفتر، این فاصله فاصله صد متری ماست که به این شکل هست پس ما دوباره به یک حجم بالایی رسیدیم که اینجا نوشته در این فاصله میتوانید محدوده جنگل و ساختمانها را ببینید. این چند متر است فاصلهاش؟@ هزار متر است از فاصله یک کیلومتری میتوانیم ببینیم گسترش نفس اینطوری است که نفس، خداوند به ما اینطوری میفهماند که ما چشم داریم از فاصله یک کیلومتری هم باز چشم ما کار میکند.@ وقتی روی زمین هستید قوه اینقدر قوی هست که با یک چشم ضعیف مثل چشم ما یکدفعه خدا به تو یک ستاره چند میلیون سال نوری را به تو نشان میدهد و چشم تو همه این مسیر را طی میکند.@ برویم به فاصله بعدی، فاصله ده کیلومتر، ده هزار متر ما الان فاصله گرفتیم از محلمان، جلوتر برویم، این چقدر؟ صد کیلومتر، برویم باز جلوتر، ما الان اقیانوس را داریم.@ یک قسمتی از ماهواره گرفته شده باز جلوتر میرویم یواش یواش کره زمین دارد از ده هزار کیلومتری نشان داده میشود که نیمکره شمالی است الان ما یک میلیون کیلومتر آمدیم و زمین را اینجا در این کادر داریم.@ حالا خداوند در این زمین چقدر خلق کرده تجلی بینهایتش را در یک برگ به ما نشان میدهد در یک اتم به ما نشان میدهد از اینطرف باز تجلی بینهایتش را هم به ما نشان میدهد که نه آغاز دارد و نه پایان دارد.@ بعد این مدار ماه به صورت حلقه سفید به دور زمین است که خداوند تبارک و تعالی در قرآن میفرماید (كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ) هر کدام، فلک یعنی مدار، هر کدام از اینجا در یک مدار (یسبحون) یعنی شنا میکنند شناور هستند و چرخش میکنند.@ مدارها هم همه ریاضی هست یعنی مدارها همه اندازهها دقیق است یک ذره این کم و زیاد ندارد لذا میفرماید (كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ) (قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً) پس ما با اسم مقدر روبهرو هستیم.@ وقتی کوچکترین شیء را میشکافیم با اسم مقدر روبهرو هستیم یعنی اندازهدهنده، دارد به ما اندازه میدهد همین مقدار، یکسره با مقدار روبهرو هستیم.@ حالا من به شما بگویم نفسی که ذاتی که محاسبات اینها را انجام میدهد چطوری است چطور ذاتی است که اینها را همینطوری کنترل میکند و دارد چرخش اینها را هدایت میکند و ربوبیت انجام میدهد چقدر عظمت دارد.@ خداوند میگوید من این را به یکی از فرشتههایم میدهم این کار را میکند فکر نکنید من خودم خیلی بیکارم مینشینم از این کارها میکنم.@ یک فرشته میدهم کل این را برایتان میچرخاند هدایت میکند کارهایش را انجام میدهد یعنی فرشتههای عالیه مأمورهای پایینی دارند که آن مأمورهای پایینی هر کدام وظائفی را انجام میدهند حالا تعداد فرشتهها باید چقدر باشد که این مجموعه را اداره بکند.@ لذا حضرت در دعا میفرماید که تعداد فرشتهها اصلاً قابل مقایسه با تعداد انسانها نیست چون شما نگاه کنید مأمور تجلی هر اسمی اداره هر اسمی و اعمال هر اسمی و افعال چقدر فرشته لازم دارد چقدر کار میکنند اینها.@ یکذره فکر باید بکنیم یکذره از این حجاب عادت دست برداریم انشاء الله. این مدار را دقت کنید این خودش مدار دارد پنج نوع حرکت دارد.@ حرکت وضعی حرکت انتقالی حرکت به دور خورشید و حرکتی که مجموعاً دارد حتی حرکتهای مختلف، برویم سراغ حرکت بعدی، یک میلیون کیلومتر اینجا الان همان تصویری که داشتیم فاصلهای که داشتیم آوردیم در مدار دیگر.@ ده میلیون کیلومتر که قسمتی از مدار زمین هست به صورت آبی که زمین خودش در این مجموعه حرکت میکند. برویم بعدی، صد میلیون کیلومتر مدارهای ونوس و زمین، دو تا مدار دارد.@ این (كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ) را باید توجه داشته باشیم که همه اینها مداردار هستند یعنی حرکت میکنند مجموعهای که در زمین هست و همه اشیاء، مثل مدار الکترون مدارهایی که در اتم اینها میگردند.@ مداری که میگردند شما آنجا را در نظر بگیرید آنجا مدار داریم و ادارهکننده داریم مدیریت دارد میشود آنجا و تا بیاییم به اینها برسیم که اینها مدار دارند هر کدامشان مدار دارند.@ اینها حرکت دارند هر کدامشان و ثابت هم هست یعنی یک حرکت مشخص ریاضی داریم زمین به دور خورشید، ماه به دور زمین، خورشید هم خودش مدار خودش را دارد.@ (كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ) (وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها) بعد تنظیم اینها خیلی داستان عجیبی دارد که باید سرعت اینها در عین حالی که فاصلههایشان یک سانت اینطرف و آنطرف نشود سرعت چرخش اینها باید کنترل بشود یعنی با چه سرعتی اینها چرخش میکنند.@ زمین یک سرعت فوقالعاده سرسامآور دارد در حرکتی که میگردد و آنوقت این حرکت باید آزاردهنده نباشد اینکه خدا میگوید ما زمین را برای شما مهد قرار دادیم.@ یعنی این با آن سرعت سرسامآور میچرخد ولی شما احساس چرخش نمیکنید، این چه داستانی است؟ شما نگاه کنید این را ما اگر بخواهیم بچرخانیم میاید صدا، اگر سرعت زیاد بشود صدا تولید میشود آن هم در فضای مادی.@ در فضای مادی این چه صدای مهیب و عظیمی هست از چرخش اینها و حرکت اینها که ما نمیشنویم هیچ کدامش را، اگر خدا بخواهد یکبار به گوش ما برساند.@ یک همچین چیزی را ببینید چه اتفاقی میافتد یک نفر زنده نمیماند اگر بخواهد یک لحظه صدای مهیب اینها به گوش ما بخورد همین از شدت صدا ما مردیم یعنی چه این داستانها این چینشها چطوری هست.@ بعد سرعت آن 250 کیلومتر در ثانیه حرکت میکند خورشید، اینها سرعتشان هر کدام مشخص هستند و باید این مجموعه سرعتها با همدیگر کاملاً هماهنگ باشند که هیچ نظمی به هم نخورد.@ که گُل سرسبد خدا، انسان، بتواند زندگی بکند ببینید محاسبهها از کجاها شروع شده چند چند میلیارد میلیارد به توان میلیارد فرشته مشغول کار هستند.@
چقدر دارند عوامل خدا و اسمهای خدا دارند کار میکنند تا ما زندگی کنیم و درست زندگی کنیم و جالب اینجاست وقتی ما چشممان را کار میاندازیم این تلسکوپها را کار میاندازیم میبینیم ما آبادتر از زمین جایی را نداریم.@ یعنی عنایتی که به زمین شده اینکه مجموعه حیات آمده آنجا حالا این بشر هی این تلسکوپش را دارد میاندازد اینطرف و آنطرف نگران این است که یک موقع اگر زمین منفجر شد چه اتفاقی میافتد.@ بشر آمده یک هستهای را شناسایی کرده به نام هسته اورانیوم، خداوند عظمت ریخته در آن که آن عظمت، میگویند اگر این هسته را شما بشکافید اینقدر انرژی برایت آزاد میشود.@ تو یک مقدارش را در یکجا جمع بکنی یکدفعه انرژیاش را آزاد کنی یک شهر را خراب میکند و همه را هم میکشد بمب اتمی دیگر، الان بشر دهها برابر قدرت زمین انرژی هستهای ذخیره کرده که اگر اینها منفجر بشود چندتا زمین منفجر میشود.@ چند بار کره زمین منفجر میشود پودر میشود میرود پی کارش، چکار کرده این بنده خدا، یک دانه اتم به این ریزی را داده دستش میگوید اگر این را بشکافی از آن میتوانی چقدر نیرو بگیری.@ حالا این انرژی هستهای را تو میتوانی نیرو از آن برق بگیری میتوانی از آن انفجار بگیری، چیه ماجرای نیرو و خلقت و داستان انرژی، این یعنی چی؟@ حالا فعلاً ما با هسته اورانیوم کار داریم آیا غیر از اورانیوم چیزهای دیگری نیست در عالم که انرژیای بیش از اورانیوم تولید بکند ما الان میگوییم ما فقط رسیدم به اورانیوم فقط، حالا اورانیوم را میشکافیم که این اتفاق میافتد بگذار انشاء الله آقا امام زمان بیاید هسته برای ما بشکافد.@ میگردد بشر میگردد میگردد میبینید میلیونها صدها میلیون میلیاردها میلیون سال نوری دارد در این طبیعت در این کهکشان خودش میگردد.@ یک جای آباد مثل زمین پیدا بکند خدا این کار را نمیکند زمینی به تو نشان میدهد که قدرتش را به تو نشان بدهد یعنی بگوید بقیه را نگاه کن یک تکه آهنند یک تکه گاز است یک تکه سنگ است یک تکه یخ است یک پارچه آب است.@ ببین بینهایت عوامل جمع شده تا اینجا حیات زمینی شکل گرفته ما سنگ داریم با انواعش، گیاه داریم با انواعش، حیوان داریم با انواعش، و انسان داریم و انواعش.@ دارد به ما میفهماند ما میخواهیم یک چیزی که در زمین داریم یک تکه، الان دانشمندها دهها سال است دارند خودشان را میکشند یکذره آب گیر بیاورند یکجایی، خارج از اینجا چون میدانند بدون آب حیاتی وجود ندارد.@ دنبال یک تکه آب میگردند در یکی از این فضاهای اطراف خودشان، این بحثهایی که من دارم الان عرض میکنم خدمت شما این بحثها فقط سرفصل دارم میدهم خدمت شما.@ یعنی اگر بخواهیم گروههای دانشجویی تشکیل بدهیم دانشکده تشکیل بدهیم برای هر کدام از اینها دهها دانشکده باید تأسیس بشود تا دکترا و بروید بالاتر و بیایند دانهدانه کار بکنند روی این ماجراها، بشر الان اینقدر توان دارد.@ توانسته این تعداد رشته را یواش یواش از طبیعت در بیاورد هر چقدر شناختش بیشتر میشود رشتههای علوم هم افزایش میابد الان ما چندتا رشته داریم در دانشگاه، 50 سال پیش اینقدر رشته داشتیم یا نه؟@ نه، خیلی محدود بودند بروید صد سال قبل هزار سال قبل، هر چه بشر شناخت بیشتری پیدا کرده میبیند برای هر کدام از این قسمتها باید دانشکده ویژه، دانشمندان جدا بروند تخصصیتر کار بکنند.@ یک زمانی چشم پزشک داشتند یک چشم پزشک بود، اصلاً یک پزشک بود همه بدن را این معاینه میکرد دوا میداد دکترا میکرد یک بدن را، بعد یواش یواش قسمتهای مختلف بدن اینقدر عظمت نشان داد.@ خدا برای دندانهایش یک دوره دانشکده جدا، برای حلق و بینی و گوشش یک دانشکده جدا، چند وقت دیگر واقعاً حلق جدا میشود بینی جدا میشود گوش جدا میشود.@ کما اینکه الان هم دارد این اتفاق میافتد چشم الان جدا شده از همدیگر، عدسی با قرینه یواش یواش جدا شدند چون بشر در هر کدام از تجلیات با بینهایت تجلی روبهرو هست و بینهایت حرف دارد هر کدام از اینها.@ بعدها این بدنی که فعلاً هشت هزار سال بشر مشغول مطالعهاش است چقدر پزشک میخواهد چند تا مجموعه تخصصی میخواهد که این بدن را پاسداری بکنند.@ خدا میداند ولی فعلاً حالا همین است شما ببینید چه تشکیلات عظیم پزشکی در کشورهای مختلف دنیا دارد و ماجراهای پزشکی و داروها و درمانها و بیماریها و روشهای درمانی و غیره.@ بنابراین این را میخواهم بگویم ما وقتی داریم میرویم به بینهایت میرسیم این بینهایت بودن حق تعالی در تمام مظاهرش وجود دارد یعنی اصلاً ما چیزی به نام محدود نداریم ممکن است ما بگوییم این از نظر حجم محدود است.@ بله اتم محدود است با اندازههای ما اتم محدود است اما وقتی میشکافی میروی جلوتر ماجراها دارد بشر چه موقع میدانست میتواند این اورانیوم را بشکافد و از آن اینقدر انرژی در بیاورد.@ و حالا آیا جاهای دیگر هم هست و آیا اگر بیشتر برویم جلو اتفاقات دیگری میافتد که آن یک دانه اتم بتواند این همه انرژی آزاد بکند این همه قدرت ایجاد بکند.@ از هر طرف شما دست بگذارید به هر جهتی نگاه بکنید میروید به سمت بینهایت برویم جلوتر. حالا اینجا را دقت بکنید چینشها را چقدر هست؟ یک میلیون کیلومتر، زهره، ناهید، زمین، مریخ و مشتری مدارهایشان، برویم پایینتر.@ حالا باز از یک ابعاد دیگر با ده میلیون کیلومتر، این کل منظومه است یعنی آمدیم همه منظومه را الان داریم برویم جلوتر، یکی از چیزهای جالب این هست که ما وقتی منظومه را میبینیم.@ الان این کوچک شدن منظومه این حالتهای تصویرهای نورانی قشنگی کار این هست که شما وقتی که یک جهان باعظمت را میبینید در همین کادر پشتش یک عالم بینهایت بزرگ دارید میبینید.@ یعنی این چند تا دانهای که ما الان داریم تحقیقش را میکنیم و مطالعه میکنیم در بین چقدر از مثل خودش و بزرگتر از خودش دارد دیده میشود و برویم جلوتر، یک ترلیون کیلومتر یواش یواش آن که امام امت(س) فرمود که یواش یواش دارد گم میشود.@ ما هم نمیتوانیم جبرئیل باید بیاید پیدایش بکند چون هی میرویم جلوتر، برویم، یکسال نوری است بچهمان یکسالاش است.@ فاصله یک سال نوری حالا شما فکر بکنید میگوید ما الان با تلسکوپ دو هزار میلیارد سال نوری را عکس میگیریم این یکسالش بود دو سالش چقدر است! دیدید یک موقع این بچه فیلها متولد میشوند بچه والها میگویند یکسالش است.@ اندازه اتوبوس است بچهاش اندازه اتوبوس است این بچه یک ساله است بیچاره، حالا برویم میلیارد سال نوری این داستان چه داستانی هست ده سال نوری کجاست.@ ما نمیدانیم صد سال نوری هیچ چیزی دیگر نیست در کادر هیچ چیزی دیگر وجود ندارد فاصله، عزیزان دقت کنند وقتی میگویند صد سال نوری الان هزار سال نوری این نیست این کادر را دارد میگوید به شما، این فاصله را دارد میگوید.@ هزار سال نوری الان آمده در کهکشان راه شیری یعنی الان یواش یواش داریم جایگاه خودمان را در خانهمان پیدا میکنیم خانه ما کهکشان راه شیری است.@ در یکی از بازوها برویم جلوتر، ده هزار سال نوری، این صد هزار سال نوری، یک میلیون سال، حالا داریم تا یک میلیارد سال داریم بعد هزار میلیارد سال داریم حالا کار داریم فعلاً، ببینیم به کجا رسیدیم، چه میگوید؟@ میگوید از این فاصله همه کهکشانها با فضاهای بیشمار خالی فی ما بینشان کوچک به نظر میرسند. حالا اینجا اسم شریف فاصل را دقت کنید که یعنی چه فاصل، یعنی اینها را از همدیگر فاصله میدهد و نگه میدارد این فاصلهها را، حالا داستان چیست؟@ این را که توضیح داد خداوند تبارک و تعالی ما این را در بحث معاد و در یکی دیگر از مباحث توضیح دادیم که آیا شما نمیبینید زمین و آسمان به هم چسبیده بودند.@ الان علم جدید همین را میگوید که اینها یک زمانی چسبیده بودند، چسبیده بودند یعنی چقدر چسبیده بودند؟ شما یک دانه انرژی اتم را میشکافید منفجرش میکنید چقدر تولید میشود از آن انرژی بیرون میاید؟@ این چسبیده بوده یعنی چقدر بوده چسبیده بوده که اینقدر وسعت پیدا کرده شده چند میلیارد سال نوری در نگاه خدا در دست خدا این چقدر بوده؟@ الان یک تکه یک سانتیمتریاش یعنی درست یک سانتیمتر مکعبش چند تن وزن دارد بعضی از اجرامی که هست یک تکهاش این چند تن فشرده است یعنی اینقدر فشرده شده که در هم پیچیده شده.@ اینها کنار هم چیده شده که یک سانتش چند تن وزن دارد این اگر بخواهد باز بشود چه میشود؟ این اگر بخواهد منفجر بشود بازش بکنند چه میشود؟ (فَفَتَقْناهُما) ما اینها را از همدیگر جداشان کردیم این داستان باشد.@ بعد میفرماید (وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ) ما حالا حالاها داریم باز میکنیم گفتم خدا در دیگ هم برنداشته میگوید ما حالا حالاها داریم باز میکنیم (لموسعون) یعنی این کار ما ادامه دارد.@ من خدا دارم فعلاً هی اینها را از همدیگر با اسم شریف موسع اسم شریف فاصل دارد کار میکند خدا، (كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ) در هر لحظه خدا کار میکند خدا رحمت حضرت امام را که میفرمود منشأ کار و کارگری خداست از خدا کارگرتر ما نداریم همیشه خدا دارد کار میکند بعد میگوید این برای من خیلی کار راحتی است (إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ).@ بعد هم میگوید این را در مقابل آخرت من بگذارید این که یک بازیچه است من احادیث مربوط به وسعت آسمان را برایتان نخواندم.@ چون ترسیدم آمبولانس به تعداد کافی پیدا نکنیم خلاصه یک آمبولانس بیشتر در اردوگاه نیست آنها را اصلاً سراغش نمیرویم راجع به درسهای نجوم و ستارهشناسی رسول خدا و ائمه فعلاً با همین علم روز که بشر کوچولو خودش دارد طراحی میکند داریم صحبت میکنیم با این زبان.@ آنها را اگر بخواهیم برویم بخوانیم واقعاً خیلی توان میخواهد آدم آنها را مطالعه بکند که پیغمبر آن هم برای یک خانم، یک خانمی از این همسایههای پیغمبر میاید خانه.@ سلام یا رسول الله سلام بفرما بنشین حاج خانم ببینم چکار داری، یا رسول الله من میخواهم ببینم که خدا بالأخره چکار کرده، رسول الله برای آن خانم توضیح میدهند یک داستانهایی یک ماجرایی برای آن خانم میگویند.@ سؤالاتی که به ذهن ما میرسد، ما که هستیم به کجا میرویم و از کجا آمدهایم؟ حیف است ما اینها را نفهمیم و بمیریم حیف است.آدم سؤالهایی که در مورد خودش است (رَحِمَ اللهُ المرَأً عَلِمَ مِن عَین وَ فی عَین وَ إِلی عَین).@ برویم جلوتر، آمدیم جلوتر در برگ ده سانتیمتر، یک سانتیمتر، یک میلیمتر، ببینید این سلولها یواش یواش دیگر دارند خودشان را نشان میدهند پیوستگی ما بین سلولی که در شیمی هم داریم بحث پیوستگی و جداییشان.@ پیوندها صد میکرون اینها که شما الان تقریباً خودتان هم تا یک حدودی در میکروسکوپهایتان دارید این تازه شروع ماجراست به درون سلول، ده میکرون، یواش یواش میرسیم به هسته که این را ببینید کاملاً قابل دیدن هست و در آن این چینشها را نگاه کنید.@ اینها همه کار دست است تمامش کار دست است اینجا ما لال شدیم دیگر نمیتوانیم حرف بزنیم دقیقاً مثل همان چیزی که در ستارهها و در بینهایت دیدیم اینجا هست اینها هر کدام را بشکافید یک عالمی بینهایتی در هر کدام از اینها وجود دارد.@ میگوید به شکل ابرهایی الکترونی پدیدار میشوند، این صحنه شما را یاد چه چیزی میاندازد؟ یاد فضا میاندازد شما را، یعنی این یک اصلی هست که الان دانشمندها دارند به آن میرسند.@ آن این است که آنچه که در ریزها هست در کل عالم هم همان هست یعنی هر چه شما اینجا میبینید در ریز بروید جلو هر شکلی هست آنطرف هم هست.@ یک موقع هست شما در یک دانه ذره همه آن چیزی را که در فضا دارید در اینجا هم با همه آن اندازهها و چرخشها و مدارها و همه اینها را در یک ذره هم دارید. اینها مدارهای الکترونی اتمها هستند.@ حالا خلق اینها و چینش اینها، یک بیکومتر، بعد فضای خیلی خالی بین اینها را باز با اسم شریف فاصل دقت بکنید ما الان یک تکه که نگاه بکنیم فکر میکنیم وصل شده است در حالی که اصلاً از این خبرها نیست ما همچین چیزی نداریم.@ هسته اتم کربن را مشاهده میکنید چقدر است تخیل علمی هستیم رودرروی پروتون، این کوارک است که فعلاً خودشان میگویند دیگر ما از این پایینتر نتوانستیم برویم این که خودش یک ماجرایی دارد پیش فرشتهها این خیلی بزرگ است.@ اگر بخواهم بازش کنم دستگاههای ما اینطوری میگوید، و حالا آیا شما مرکز علم هستید؟ آیا شما مخلوق خاص خلق هستید؟ خالق، پشت آن حدود چیست؟@ آیا هیچ حدی وجود دارد؟ توجه کنید که در پایین رفتن تنها توانستیم تا ده به توان منفی 16 برویم و به حدود مفروض، علامت سؤال دارد، ماده رسیدیم اما در حرکت رو به بالا به ده به توان 23 رفتیم و متوقف شدیم.@ ولی حقیقتاً میتوانستیم به سفرمان با حدودی ورای تصوراتمان ادامه دهیم آنگاه چه کسی میگوید ما در عالم تنها هستیم.@ حالا این هم به اصطلاح کار قشنگی بود که انجام دادند دستشان درد نکند زحمت کشیده بودند که این را برای ما تولید کردند خدا انشاء الله خیرشان بدهد اجرشان بدهد که این کار را کردند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@