سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ تا اینجا درباره توحید یک سلسله اصولی را خدمت عزیزان عرض کردیم و عرض شد که اگر این اصول انشاء الله کامل و دقیق به آن تسلط پیدا بکنیم یعنی همین اصول توحید اینها کلیدهای فهم سائر معارف هستند یعنی بقیه معارف در سطوح دیگر مبتنی بر همین اصول هستند چه در باب خود توحید که میبینیم انشاء الله بعد از اینکه این اصول را خوب فراگرفتیم بقیه خطبه توحیدیه حضرت رضا(ع) بسیار آسان و روان و سریع فهمیده میشود.@ همچنین همانطور که در جلسه گذشته مثالهایی از ارتباط اجزاء عالم در بحث ولایت و سایر موضوعات زدیم این اصول در فهم آن معارف هم به ما کمک خواهند کرد در این جلسه باز هم یک مروری میکنیم به روی مباحثی که تا الان گفته شده تا انشاء الله یک مقدار عمیقتر این اصول را احاطه به آن پیدا بکنیم و فرمایشاتی هم از معصومین(ع) را درباره توحید میخوانیم.@ یکی از نسبتهایی که رابطههایی که نفس با بدن دارد همین رابطه محیط بودن نفس نسبت به قوا و بدن است نفس یک سلسله قوا دارد مثل قوه عاقله قوه واهمه قوه خیال و حس که آن هم به حواس پنجگانه تقسیم میشود همه اینها قوای نفس هستند و نفس از طریق همین قوای پنجگانه احاطه بر بدن دارد و چون خودش مجرد هست این احاطه یک احاطه کامل است.@ هیچ کدام از قوا و بدن مانع حضور نفس نیست نفس هر چند از طریق قوا بر بدن احاطه دارد اما خودش هم در قوا حاضر هست و حضور کامل دارد در قوا، چون نفس مجرد هست یک احاطه مستمر است تجرد نفس از بین نمیرود بنابراین احاطهاش هم همیشه از بین نمیرود و کامل و مستمر بر بدن مستقر هست.@ و این احاطه هم احاطه وجودی هست و هم احاطه علمی، هم تسلط بر کل بدن هست و هم حضور علمی در آگاهی هست حضور علمی در قوا و از طریق قوا بر بدن هست حق تعالی هم رابطهاش با قوای عالم و عالم ماده همین گونه هست قوای عالم که همان ملائکۀ الله هستند که به همین ترتیب هست که احاطه بر ملائکه عالیه ملائکه عالیه احاطه بر ملائکه مثالیه و ملائکه مثالیه هم احاطه بر عالم ماده دارند.@ اما هیچ کدام از اینها مانع حضور حق تعالی نیست (قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً) نفس هم بر ظاهر بدن تسلط دارد بر قوا و ظاهر بدن تسلط دارد هم بر باطن آنها تسلط دارد حق تعالی هم همینطور هست که بر موجودات احاطه بر کل کارهای آنها وجود آنها و احاطه بر باطن آنها دارد باطن همه موجودات به دست خداست ملکوت عالم و ملکوت همه موجودات به دست خداست.@ (إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) هیچ چیز نیست (إِنْ مِنْ شَيْءٍ) هیچ چیز نیست مگر اینکه خزائن آن چیز در دست ماست و ما نازل نمیکنیم چیز را مگر به اندازه معلوم اگر یک چیزی چیز باشد هر چیز، خزائن دارد خزینه هم نه یک خزینه خزائن دارد.@ یعنی وقتی که شما دست روی هر موجودی بگذارید کوچک و بزرگ هر چقدر هم کوچک باشد آن چیز یک خزینه ندارد خزائن زیادی دارد یعنی همه در واقع اسماء و صفات حق در او هست قبلاً هم عرض کردیم همه اسماء و صفات حق در او حضور دارد اما ظهور ممکن است نداشته باشد همه بعضیهایش ظهور داشته باشد.@ این تنزل (وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) مرتبه به مرتبه از مجردات مثالیات و مادیات هست هر شیئ ملکوت دارد باطن دارد و خداوند تبارک و تعالی احاطه بر باطن و ملکوت اشیاء دارد (بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شُیء) هم ظاهر هر شیء به ید خداست به دست خداست تحت قدرت خداست خدا تسلط کامل بر ظاهر هر چیزی دارد و هم باطن آن به دست خداست.@ (بِیَدِهِ) خیلی این مهم و دقیق است (بِیَدِهِ) به دست خداست ملکوت شیء کما اینکه در مورد نفس انسان فرمود (أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ) الله خودش حائل هست بین انسان و خودش یعنی بر نفس ما و باطن ما هم احاطه دارد و باطن هر چیزی به دست خداست ملکوت هر چیزی هم به دست خداست یک احاطه کامل.@ البته عرض کردیم که قوا و ملائکه واسطه احاطه الهی هستند بسط احاطه الهی قوا میشوند همانطور که بسط احاطه نفس قوا میشوند قوا بسط احاطه نفس هستند و فرشتگان و ملائکه هم بسط احاطه حق تعالی هستند احاطه حق تعالی به واسطه اینها انجام میشود اما اینها در احاطه خودشان هیچ کدام مستقل نیستند.@ برای همین هم هست که خداوند تبارک و تعالی همه جا حضور دارد (أَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) (هُوَ مَعَکُم) ببینید با اینکه واسطهها هستند هیچ کدام مانع از حضور الله و هو نیستند لذا با اینکه این احاطه توسط واسطهها و ملائکه انجام میشود ولی همانطور که در نفس ما بدن توسط قوا احاطه بر بدن دارد ولی قوا مستقل در احاطه خودشان نیستند همه وابسته و فانی در نفس هستند واسطهها هم همینطور.@ لذا شما در قرآن میبینید گاهی وقتها فعلها نسبت داده میشود به (نا) (اِنّا نَحنُ) گاهی وقتها واسطهها را میاورد گاهی وقتها همان فعل را به خودش نسبت میدهد (هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ) تصویرگری درست است توسط ملائکه انجام میشود اما باز خدا میفرماید که چه کسی دارد تصویرگری میکند؟ من دارم تصویرگری میکنم.@ (هُوَ الَّذِي) یعنی ضمیر را هم اول میاورد که انحصار را برساند با اینکه توسط ملائکه هست میگوید شما توجه بکنید که واقعاً اوست حقیقتاً اوست که دارد تصویرگری میکند (هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ) (أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ) (بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شُیء) (هُوَ مَعَکُم اَینَما کُنتُم) (قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً) (وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً).@ پس همه جا حضور اوست چهره اوست و ما باید چکار کنیم کار ما این هست که تفکر و تعقل بکنیم خداوند خیلی در قرآن دعوت کرده به تفکر و تعقل و آن را بالاترین عبادت انسان دانستند هیچ عبادتی به اندازه تفکر و تعقل نیست (تَفَکُرُ ساعَۀٍ خَیرٌ مِن عِبادَۀِ سَبعینَ سَنََه) مقداری تفکر ساعت یعنی مقداری، مقداری تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت هست.@ همین که آدم بنشیند فکر بکند یا خودش فکر بکند یا مباحثه بکنند با همدیگر همدیگر را وادار به فکر بکنند یا از یک مربی استادی کسی بخواهند که آنها را کمک بکند وادار به فکر بکند انسان فکر بکند این فکر کردن بیش از هفتاد سال عبادت به نفع انسان تمام میشود.@ اگر همه کسانی که عبادت میکنند همین چند روزی که من و شما اینجا دور هم جمع هستیم داریم فکر میکنیم را فکر بکنند قبل از شروع عبادتهایشان برای هر جوانی هر مسلمانی این فرصت فراهم بشود که یک چند روزی را فکر بکند حالا مگر ما چند ساعت در خدمت شما هستیم مجموعاً به سی ساعت هم نمیکشد.@ ولی سی ساعت فکر کردن بهتر از یک عمر عبادت است فکر کردن تعمق کردن تأمل داشتن و این عبادت عبادت هر کسی هم نیست متأسفانه، همه کسی حاضر نیست به این عبادت تن بدهد که افراد ترجیح میدهند به جای این عبادت بیشتر کار بدنی بکنند.@ هی دهانشان را تکان بدهند دستانشان را تکان بدهند دولا و راست بشوند روزه بگیرند هی حرکتهای بدنی بکنند بلند بشوند پیاده بروند تا کربلا تا مکه تا مشهد اما اگر به آنها بگویی آقا به جای این همه وقت بنشین یک مقدار چکار کن این کارها بد نیست خوب است عبادت است بسیار ثواب هم دارد لازم هم هست.@ ولی این عبادت هم باید انجام بشود فکر کردن تعمق کردن تعقل کردن خوب نگاه کردن چقدر قرآن دارد ما را دعوت میکند (اَلَم تَرَ اَلَم یَرَوا) دقت بکنید نگاه بکنید فکر بکنید مملو است خیلی زیاد است در قرآن که ما را دعوت به تعقل و تفکر کردند (أَفَلا یَتَفَکَرون) (وَ فِي أَنْفُسِهِمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ) در خودتان نگاه نمیکنید در خودتان نگاه کنید.@ ولی خب این عبادتی هست که به کار بردن بصیرت عقل فکر عبادتی هست که هر کسی حاضر به این کار نیست، دیگر چی؟دیگر این هست که کار ما توبه استغفار اینها واجبات ما هستند توبه استغفار وقتی رسول خدا میفرماید که (لَیُغانُ اِنَّ لَیُغانُ عَلی قَلبی فَاَستَغفِرُ الله سَبعینَ مَرَه) یک موقعهایی یک پردهای روی قلب من مینشیند که هفتاد بار استغفار میکنم تا آن پرده برداشته بشود.@ حداقل نعوذ بالله بگوییم ما هم مثل پیغمبریم به پاکی و عصمت پیغمبریم چند نفر از ما حداقل در روز هفتاد بار میگوید استغفر الله ربی و اتوب الیه ما اصلاً هفته به هفته و ماه به ماه یادمان نمیاید که استغفار بکنیم.@ استغفار یکی از واجبات زندگی انسان هست یعنی انسان باید در طول روز یکی از واجبات و ضروریات انسان برای اینکه انحراف پیدا نکند برای اینکه قلبش تاریک نشود برای اینکه قساوت و انقباض پیدا نکند این هست که با خواری با التماس دقائقی را استغفار داشته باشد.@ اساتید بزرگ طبق روایتی که هست تأکید میکنند که حداقل بعد از نماز عصر انسان هفتاد مرتبه استاد ما میفرمودند صد مرتبه، صد مرتبه بعد از نماز عصر انسان استغفار بکند و خیلی ما بیشتر داریم ما تازه اگر نعوذ بالله یک همچین ادعایی بکنیم که مثل رسول الله هستیم به هفتاد مرتبه و صد مرتبه احتیاج داریم ما که مثل او نیستیم.@ بسیار به این کار به صدقه دادن میگوییم صدقه بدهیم سالم بمانیم خوب صدقه بدهیم که گناه نکنیم صدقه بدهیم که آفتهای نفسانی به ما وارد نشود صدقه بدهیم که دچار وسوسه نشویم حالا ما صدقه بدهیم تصادف نکنیم این خوب است صدقه هم بدهیم که تصادف نکنیم اما صدقه هم بدهیم که با شیطان تصادف نکنیم.@ کیدی حملهای چیزی اگر کرد وسوسه بیحالی کسالت غفلت به سراغ ما نیاید استغفارها خیلی مهم است توبه استغفار و بعد هم جبران کردن انابه کردن تزکیه کردن فاصله گرفتن تزکیه کردن یعنی اینکه انسان سعی بکند تسلط طبیعت را بر خودش کم بکند.@ وقتی هم میگوییم طبیعت خیلی چیزها هست و نسبت به همه آدمها هم یکجور نیست و از همه مهمتر رذائل اخلاقی، رذائل اخلاقی از همه بدتر هستند رذائل انحرافات فکری و عقیدتی در توحید حل میشود حجابش خیلی عمیق است از همه حجابها عمیقتر حجاب شرک دوبینی نفهمی در عقائد هست اخلاقیات خیلی مهم است.@ یک کسی حسود باشد شما ببینید بسیاری از گردن کلفتها بسیاری از کسانی که دیگر ما سرنوشت شیطان را داریم حضرت میفرماید معلوم نیست شش هزار سال عبادتی که کرده شش هزار سال دنیایی است یا شش هزار سال آخرتی است؟@ یک چند لحظه فکر بکنیم شش هزار سال بگوییم دنیایی، اصلاً آخرتی هم نه، شش هزار سال یک ذره فکر بکنیم انسان اگر شیطنت را از خودش دفع نکند عصبانیت تندخویی حسادت تنگنظری حساسیت زودرنجی خودخواهی تکبر عُجب اینها همه حجاب است.@ اگر انسان یقیه خودش را نگیرد با خودش درگیر نشود روی خودش را کم نکند (اَعدا عَدُوِّک نَفسُک) دشمنترین دشمنان تو خودت هستی، کدام خود؟ دشمنترین دشمنان تو خودتی پس اینجا ما با یک تو سروکار داریم یک با خودتی این خودتی دشمن تو است آن تویی که از خداست آن تویی که نفخه خداست.@ چقدر خوب میشود آدم عاشق خودش بشود آن خود مظلوم آن خود قریب آن خود کتک خورده از ناخود یا همان خود طبیعی یک مقدار دلش برای او بسوزد و به کمکش برود و به دفاع از او برود.@ گاهی اوقات برای بعضی از اولیاء خدا این تفکیک و مکاشفه که اتفاق میافتد یک خود نورانی ولی زخمی داغون خسته مظلوم ضعیف میبینند از خودشان هستند خیلی نورانی هستند و یک خود گردن کلفت قلدر وحشتناک ترسناک از خودشان میبینند.@ لذا عرض کردم کار ما تزکیه است کار ما نظافت است (اَلنِظافَۀُ نِصفُ الاِیمان) الطهاره هم همینطور این همه در مورد طهارت میگویند و این همه هم تأکید بر طهارت شده چه طهارت ظاهر و چه طهارت باطن همه اینها بر این هست که ما اگر این خود را بتراشیم از در و دیوار خدا میبارد دیگر فرقی بین عالم ماده و عالم مثال و فوق مثال وجود ندارد هیچ فرقی ندارد.@ ما خیلی گرفتاریم مثلاً حالا اگر چند سال یکبار یک خواب قشنگی هم ببینیم خیلی برایمان مهم است میگوییم خواب دیدیم یک لحظه یک پاکی ساعتی چیزی تازه از طرف ما هم نیست از آن طرف فشار میاورند یک کمی گردهای ما را پاک میکنند یک چیزی به ما نشان میدهند یک بشارتی هست این همه ذوق زده میشویم.@ اگر ما زحمت بکشیم تلاش بکنیم یقه خودمان را بگیریم با خودمان درگیر بشویم ما این شجاعت را متأسفانه نداریم میترسیم از این ناخود، یا خیلی عاشقش هستیم یا خیلی میترسیم از آن، حساب میبریم از آن، چون قلدر است.@ شما وقتی خدا را با همه بزرگیش خدا میاید پیغمبر میاید به قول بعضی ابالفضل هم میاید همه هم میایند با زور واجب و چه و چه یک ماه رمضان را شما به این ناخود میگویی که ساکت شو آنقدر پررو و وقیح و قلدر است که اگر از خدا نترسد آنهایی که نمیترسند که اصلاً هیچی به بعضیها که اصلاً اجازه نمیدهد ماه رمضان را روزه بگیرند به بهانههای مختلف اجازه نمیدهد.@ حالا آنهایی که نه میتوانند حریف بشوند جلوی بهانهگیریهایش را بگیرند روزه را هم میگیرند دیگر خیلی خیلی صبر بکند تا دم افطار است دم افطار دمار در میآورد از این خود مظلوم، از این خود قریب دمار در میاورد اگر زورش هم نرسد به ماه رمضان بعد ماه رمضان انتقامهای خودش را میگیرد.@ داستان قشنگی مولانا در مثنوی دارد که پادشاهی دو دسته هنرمند چینی و رومی را دعوت کرد و گفت که در کاخ من هر کدام جداگانه روی این دیوارها تصویر بکشید پرده کشیدند که هر کس کاری بکند یک گروه خیلی زحمت کشیدند نقاشی میکردند یک گروه خیلی زیرک بودند گفتند ما که نقاشی نمیکنیم دیوارها را کاملاً صاف بکنید و آیینهاش بکنید آیینهکاری کردند.@ بعد که پردهبرداری شد دو تا تصویر بود خیلی هم قشنگ شده بود یکی مال آنهایی که زحمت کشیده بودند نقاشی کرده بودند آیینه هم اینطرف بود همه آن میافتاد در آیینه، جمال مطلق و کمال مطلق در وجود خودمان احاطه کامل دارد تسلط دارد تجلی دارد ما مظهر کامل خدا هستیم مشکل ما مشکل حجابهاست.@ مشکل ما مشکل این قوس نزولی هست که طی کردیم آمدیم در طبیعت مشکل ما مشکل زن و مرد بودنمان است مشکل جنسیتمان است مشکل حجابهای هشت گانهای هست که در سوره توبه خدمتتان عرض کردم مشکل ما این هست که پدر داریم مادر داریم بچه داریم همسر داریم اینها گرفتارمان میکند.@ مشکل ما مشکل این هست که ما طبیعت داریم دنیا داریم تعلقات دنیایی داریم لباس داریم خانه داریم اتومبیل داریم شغل داریم قیافه داریم توهماتمان میگردمان بدن داریم و اینها دردسرساز میشود برای ما، اگر که یک کسی همت بکند و زحمت بدهد به خودش کار ما پنجاه درصد نظافت طهارت فاصله گرفتن از طبیعت که این ماههایی در آن هستیم چقدر فرصتهای خوبی هست.@ ماه شریف رجب ماه مبارک شعبان و ماه مبارک رمضان فرصتهای بسیار بسیار خوبی هست که انسان یک مقدار از طبیعت خودش فاصله بگیرد.@ برای همین هم آن آیه شریفه را که خدمتتان عرض کردم (أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ) لقاء از طرف او هست احاطه کامل از طرف او هست ما باید این زحمت را بکشیم که کسب طهارت بکنیم آن موقع میبینید که این حجابها این فاصلهها اگر ما بتوانیم بر داریم همه چیز هست همه چیز در خود ما هست جایی لازم نیست برویم کسبش بکنیم همه چیز در خودمان هست.@ الان هم که ما داریم با شما صحبت میکنیم اساتید ما با ما صحبت میکنند بزرگان صحبت میکنند اگر در خود ما نباشد یا در خود شما نباشد زحمت بیرونی فایده ندارد کاری که یک معلم میکند این هست که ذهن و فکر و عقل را به کار میاندازد بعد همه چیز در درون خود شنونده جوشش پیدا میکند در درون خود او ظهور پیدا میکند میاید بالا چیزی به او نمیدهد.@ بلکه چکار میکند خدا رحمت کند سقراط را میگفت کار من مامائی است مثل مادرم او بدنها را متولد میکرد من جانها را متولد میکنم اهل بیت اساتید بزرگان اولیاء دین جانهای ما را متولد میکنند و ما هر چقدر خودمان را در اختیار آنها قرار بدهیم و بشنویم و دستورات را اجرا بکنیم این جانها بیشتر و بیشتر متولد میشوند و اگر تولد دوم به قول حضرت مسیح صورت بگیرد انسان وارد ملکوت میشود.@ فرمود راه پیدا نمیکند به ملکوت عالم مگر کسی که دوبار متولد بشود تولد من حقیقی موقعی هست که ما وارد ملکوت میشویم. پس کجا میخواهیم دنبال بگردیم؟ سلوک که میگویند سیر و سلوک کجا باید انجام بگیرد؟ در صراط نفس باید انجام بگیرد همانجایی هم که شیطان وقتی حمله میکند در همان جا حمله میکند (لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ).@ صراط مستقیم کجا مینشیند شیطان؟ خود خدا دارد گزارش میدهد میگوید من در صراط مستقیم تو مینشینم کجاست؟ این صراط مستقیم در کجا مینشیند؟ بیرون است؟ روی کره زمین است؟ کجاست این صراط؟ (اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ) کجاست؟ همه در نفس خود ماست او هم بر صراط مستقیم در نفس ما مینشیند.@ نگرانیهای از گذشته دلشورههای گذشته و غصههای گذشته و دلشورهها و نگرانیهای نسبت به آینده حملههای راست و چپ را هم همان جا دارد انجام میدهد بنابراین ما سلوکمان هم در درون خودمان هست مسیر هم در درون خودمان باید طی بشود.@ جایی لازم نیست برویم، تجلی هم کجا صورت میگیرد؟ همینجا صورت میگیرد همه چیز در خود ما بینشها بصیرتها راه پیدا کردنها تولدها ملکوت ملکوت خودمان با ملکوت عالم، جبروت خودمان با جبروت عالم و ذات ما با حق تعالی ملاقات میکند همه چیز همین جا اتفاق میافتد پیش خودمان جای دیگر لازم نیست برویم.@ همین همه دارایی ما سرمایه ما با خودمان هست برای همین هم آن زیرکها توصیه میکنند بجای اینکه شما کارهای بیرونی بکنید و به دیگران بپردازید به خودتان بپردازید (عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ) خودتان حواستان به خودتان باشد دیگران اگر گمراه بشوند هیچ ضرری به شما وارد نمیشود.@ آنقدر این دیوار محکم هست آنقدر این دژ محکم هست که انحراف دیگران هیچ تأثیری در این مسیر نخواهد گذاشت اگر انسان حواسش به خودش باشد.@ (أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ) پس ما برای لقاء که این همه در قرآن و روایات در موردش صحبت شده و ما را دعوت به لقاء الله کردند وظیفهمان مبارزه با ناخودمان هست با خود طبیعیمان نه اینکه جنگ بکنیم وقتی میگوییم مبارزه یعنی این جنگ و مبارزه برای این هست که جلوی تسلط آنها را بر خودمان بگیریم.@ اگر جلوی تسلط آنها را بر خودمان بگیریم و این خود حقیقی ما باشد که همیشه مسلط هست آن موقع لقائهای خوبی صورت میگیرد.@ رحمت خدا درود بیکران خدا بر شهدای ما باد که در دوران دفاع مقدس در فضای جبهه، چرا جبهه اینقدر سازنده است؟ چون شما وقتی وارد آن منطقه میشوید الان هم هر کس برود همین را میفهمد یعنی همان کار را که با رزمندهها کرد هنوز هم منطقه این توان را دارد که در ما ایجاد بکند هر کس که آنجا میرود یک اتفاقات برایش میافتد هر کس میرود آنجا چون حجابها آنجا کنار میرود منطقه منطقه طبیعی نیست منطقه فطری هست.@ هنوز خونهایی که آنجا ریخته شده آثار زیادی دارد وقتی که واردش هم میشوید میبینید که غیر از محیط شهر هست هر کس وارد آنجا میشود میبیند که چقدر سبک شد چقدر راحت شد چقدر چیزهایی که در شهر دست و پاگیرش بود اینجا دیگر اصلاً نمودی قدرتی ندارد اصلاً، وقتی میرود آنجا انگار که از عالم دنیا خارج شدی وارد یک عالم جدیدی شدی.@ خونهای شهدا صفای آنها قدرت آنها روی ما تأثیر میگذارد کما اینکه شما وقتی که به مزار آنها هم الان میروید هنوز مزار آنها هم این همه سفارش شده که شما قبور اولیاء الهی بروید شما وقتی وارد مشهد میشوید از طبیعت خارج میشوید اصلاً حسهایتان تمام شهواتتان کم میشود منیتهایتان کم میشود.@ میبینید آنجا خود فطریتان خیلی قدرتمند است خود طبیعیتان ضعیف است چون ما باید از این تلقینها استفاده بکنیم خدا رحمت کند امام را فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد این که در روایت داریم که انسان به عالم نگاه بکند لحظاتی به یک عالم نگاه بکند چند برابر است چقدر عبادت برایش مینویسند چند ماه و چند سال برایش عبادت مینویسند ازاعتکاف بالاتر است.@ برای این هست که ما از این تلقینها استفاده میکنیم این نگاهها هر نگاهی نیست نگاهی است که من را از من میگیرد ما خودمان وقتی که خدمت اولیاء خدا میرسیدیم انسان وقتی در محضر آنها هست میبینی که خودش از خودش گرفته میشود در آن لحظات خودش از خودش گرفته میشود.@ در حرمها انسان خودش از خودش گرفته میشود در قبور شهدا خودش از خودش گرفته میشود در منطقه شما میروید خودتان از خودتان گرفته میشوید انسان باید عُرضه داشته باشد دائماً چیزهایی اطرافش داشته باشد با فاصلههای زمانی کم و فاصلههای مکانی کم که تا میبیند این ناخود دارد جلوه میکند زود در این ارتباط حالا میخواهد شخص باشد میخواهد مکان باشد میخواهد زمان خاصی باشد ما استفاده بکنیم.@ از رحمهای زمانی رحمهای مکانی و رحمهای استاد که در بحث شرح حدیث عنوان بصری توضیح مفصل دادیم برویم در این رحمها تا حرکت خود فطری ما قدرت بیشتری سرعت بیشتری پیدا بکند شما وقتی که منطقه میروید میبینید که در منطقه همینطوری هست شهدای ما در کمترین زمان چند ماه چند روز به لقاء میرسیدند.@ چطوری بود اینها اینقدر قدرتمند به لقاء میرسیدند میگفت آقا من آقا امام زمان(ع) را زیارت کردم ملاقات کردم آقا اینطوری گفت و راست هم بود. آن همه کرامات آنجا ظهور کرد در منطقه و من تأسف میخورم که چرا اینها در آموزشها در کلاسها در جلسات علمی نیاید هنوز معلمان ما مربیان ما اگر بخواهند مثال بزنند برمیگردند به تاریخ چند صد سال پیش در آن تاریخ یک کسی را پیدا میکنند میخواهند یک مثال بزنند.@ بهترین کرامتها بهترین بزرگواریها بهترین قدرتها بهترین موفقترین آدمها را در همین نسل خودمان در فاصله چند ساله خودمان داریم کمتر متأسفانه میرویم به سراغشان، آنها در زمان ما بودند خواهر برادران خود ما بودند همسایگان خود ما بودند همکلاسیهای خود ما بودند چرا برگردیم به گذشته، کسانی که از نظر شرائط زمانی و مکانی شبیه ما بودند سنخیت با ما داشتند.@ اینها چطوری توانست مثلاً یک بچه سیزده ساله بارها به محضر صاحب الزمان مشرف بشود ببینید اصلاً به حجم کار مربوط نیست این که چه کسی زودتر من را بکند تمام میشود یک کسی یک روزه میکند یک کسی یکساله یک کسی هفتاد سال هم نمیتواند مَنِش را بکند و هفتاد سال اگر هم متأسفانه عبادت میکند ذکر میگوید به جای اینکه منش کنده بشود دارد به حجم منش اضافه میشود.@ اگر کار خیر دارد میکند اگر سواد دارد کسب میکند اگر هر کاری دارد میکند این به جای اینکه دائماً این سواد کسب کردن این مدرسه رفتن این دانشگاه رفتن این کلاس رفتن این نزد استاد رفتن این حوزه رفتن این مشهد رفتنها و کربلا و سوریه و مکه رفتنها این نماز جمعهها و کمیلها و توسلها و حرم رفتنها دائماً کمک میکند که این منش تراشیده بشود و از او کنده بشود متأسفانه دارد به حجم منش اضافه میشود و حجابهایش بیشتر دارد میشود.@ هر کس زودتر بتواند این لباس را در بیاورد به لقاء خواهد رسید در یک منطقه شما الان بروید میبینید که قدرت شما نسبت به شهر چند برابر میشود به مزار شهدا که میروید میبینید که قدرتتان چند برابر بیشتر میشود کار علمی که بکنید تفکر که بکنید میبینید که در تفکر و کار علمی یک ساعت کار علمی کردن میبینید که شما چقدر قدرت پیدا میکنید نسبت به من طبیعیتان.@ خدا رحمت کند حضرت امام را خدا رحمت کند شهید مطهری را شهید مطهری میفرمود ما یک ساعت درس امام که میرفتیم یک ساعت اخلاق میرفتیم تا یک هفته شیرینیش را قدرتش را تسلطش را روی خودمان احساس میکردیم.@ پس کار ما این هست که به جای این که هی تلاش بکنیم ببینیم کدام شغل را بیشتر بدست بیاوریم که پول بیشتری در آن باشد کدام خانه کدام ابزار و زندگی بهتر باشد داشتههای ما و ثروت ما رحم استاد رحم زمان و رحم مکان هست چقدر ما دارا هستیم ما کیستیم اصلاً، همین زن و مردی که اینجا نشستند؟ نه.@ آن کودک عزیز روان را دارم میگویم اگر بخواهیم دارایش بکنیم قدرتمندش بکنیم باید چکار بکنیم برایش؟ باید بهترین رحمها را برایش انتخاب بکنیم از زمانها مثل ماه رجب ماه مبارک شعبان ماه مبارک رمضان خوب استفاده بکنیم و از اساتید علما کتابها دانشمندان اولیاء دین خوب استفاده بکنیم از معصومین خوب استفاده بکنیم بخصوص از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) که قطب عالم هست و همه چیز به دست اوست در رأس همه حق تعالی از خود یار کمک بگیریم.@
از او کمک بخواهیم و بخواهیم که او هم کمک ما بکند این ذکرهای شریفی که من خدمتتان عرض کردم که عرض کردم بعضیهایش را هم اربعین داشته باشیم اینها خیلی کمک میکند این اذکار به ما قبل از کلاس بعد از کلاس سحر شب قبل از خواب این اذکار فوقالعاده است انسان با اسماء الهی به خداوند التجا بکند و کمک بگیرد.@ لذا خداوند با ما فاصلهای ندارد جبروت و ملکوت با ما فاصلهای ندارند معصومین(ع) با ما فاصلهای ندارند امام زمان(ع) وجود مقدس سایر معصومین (ع) همان قدری که در محل دفن خودشان حضور دارند در اینجا هم حضور دارند همه جا حضور آنها یکسان هست.@ استاد ما میفرمود که انسان وقتی که پرده از او برداشته میشود وقتی وارد قیامت میشود میگوید اِ این خدا بود این که ما همیشه با او بودیم خدا همین بود خدا همین است که الان با تو هست ولی الان به قول حضرت با حجاب پیش ماست حجاب خلقی با حجاب خلق تجلی میکند با حجاب حجابهای عوالم گوناگون جلوی تجلی کامل حق را گرفته.@ کار ما برطرف کردن حجابهاست نمیخواهد حجابهای عالم بیرون را برطرف بکنیم ما حجابهای عالم درون را برطرف بکنیم میبینیم که خداوند در آغوش ماست. گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی این بدبختی ما همین است یک روزی میرسیم.@
مشکل ما این است که ما نیک نمیننگریم ما بصیرتمان را از دست دادیم ما دور را نگاه میکنیم در حالی که او نزدیک است عرض کرد خدایا از من دوری که ندا کنم تو را، یا نزدیکی که نجوا کنم با تو. (فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ) قریبم من نزدیک نزدیک از خودت هم به خودت نزدیکتر هستم. خب این شعر را یکبار دیگر بخوانیم شعر مرحوم فروغی بسطامی را:@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@