بسم الله الرحمن الرحیم
جلسه گذشته بحث ما به این جا رسید که ما باید خود حقیقی را بشناسیم جنبه طبیعی را فاصله بیاندازیم تا تشخیص دهیم ذاتاًمحبت خودش را دارد و حب ذات دارد و عاشق خودش است و میخواهد همیشه راحت وشاد باشد .
توضیح دادیم مرکز آرا مش و شادی بخش فطری انسان است اگر این بخش سیر طبیعی و مناسب باشد و خوراکش را خوب بخورد ورشد کند و به بلوغ برسد انسان احساس شادی و آرامش همیشه باهاش است .
اما اگر این بخش خوب تغذیه نشود و بالغ نشود شاید در کمالات حیوانی به طور کامل برسیم احساس خوشبختی و آرامش و شادی حقیقتاًنمی کنیم این احساس یک امر داخلی است . در درون نیروی مولد شادی و آرامش است وقتی ما اساساًاز خود حقیقی شناخت نداشته باشیم و این کودک عزیز روان را به رسمیت نشناسیم ترجمه ای که از خود می کنیم یک ترجمه تولد تا مرگ است و تعریفی که از خود می کنیم تعریف در حیطه کمالات گیاهی یا کمالات حیوانی است .
کمالات گیاهی مثل تغذیه –تولید مثل –قدرت بدنی –زیبایی کمالات حیوانی مثل شهرت –گرایش به جنس مخالف –ازدواج –تشکیل خانواده –ایجاد تعهّد –به خانواده خدمت به خود و اعضای خانواده ،خدمت به نوع و هم نوع ،تشکیل زندگی اجتماعی
طی سلسلهمراتب اجتماعی دفاع از حریم خود –دفاع از حریم هم نوع-داشتن یک سلسله خصوصیاتی مثل امانت داری و خصو صیاتی که در حیوانات یافت می شود .
اگر خود حقیقی را نشناسیم خود را اشتباهاًحیوان تصور می کنیم به اسم انسان وقتی این بخش حیوانی را دائماًفعال می کنیم دنبال احساس خوشبختی و آرامش می گردیم ولی بدست نمی آوریم چون احساس آرامش و خوشبختی مربوط به بخش انسانی ماست .
اگر این بخش بزرگ شود شخص احساس قدرت و آرامش و نشاط می کند . کودک عزیز روان شناخته شود و مورد محبت قرار بگیرد شخصیت حقیقی انسان رشد می کند و انسان دارای قدرت و ثروت حقیقی دست پیدا می کند .
در تخته تصویر می کشیم . قوس سعودی و نزولی . که مرحله دنیاست . مرحله برزخ است –مرحله وفات مرحله قیامت . انسان موجودی ممتد از طبیعت تا بینهایت منظورمان چیست ؟
یعی بخش انسانی ما که همان کودک روان است آنچه که ما بعنوان حیوانیت جمع می کنیم به محض وفات یا انتقال یا تولد ما آنچه از طبیعت کسب کردیم به ما چیزی نمی دهند .
اگر خودتان را یعنی کودک عزیز روان را آن چیزی که از خداست دقیقاًنگاه کنید و محبت داشته باشید یعنی به رسمیت بشناسید و خودتان را از تولد تا بینهایت با چهار مرحله حیات ببینید چه اتفاقی می افتد ؟
شما شخصیتاًرویش می کشید اما اگرخودتان را از تولد تا مرگ معنا کردید وفات یعنی نابودی . اساساً فکر من حقیقی نیستید یعنی هر چه کمال کسب می کنید فقط اعتبارش مال دنیاست بعد از وفات ارزشی ندارد .
قیمتی براش قائل نیستند شرایط زیستی این طرف شرایط ریاضی است آب وهوا وشرایط زیستی خودش را دارد . نسبت آن مثل رحم مادر با دنیا مثل رابطه ما از دنیا با آخرت است بنابراین همان طور که در رحم شرایط زیستی خاصی دارید بعد از تو لد وارد شرایط زیستی جدید می شوید که میلیارد ها برابر رحم مادر است .
رحم دنیا هم شرایط زیستی خاصی دارد که بعد از تولد به ابدیت شرایط زیستی جدید که میلیاردها برابر دنیاست قرار دارید .
اگر شما در رحم به جنین توجه شود تامطابق شرایط زیستی دنیا متولد شود . اگر در رحم دنیا به خود توجه نکنید هر چه وقت بگذارید در دنیا برای بدست آوردن کمالات موقعه رفتن آنها را از دست می دهید .
ولی خود حقیقیتولد او ضعیف است یعنی امکان بهره برداری از شرایط زیستی و حیات ابدی را ندارد کاملاًفقیر متولد میشوی . این بحثی مه عرض می کنیم این است انسان علاوه برا ین که بر ریاضیات دنیا احترام می گذارد تربیتش باید براساس شرایط زیستی آخرت وابدیت باشد مثل جنین در رحم مادر .
که درست است در رحم زندگی میکند تمام رشد و تلاشش برای شرایط زیستی دنیاست پس باید بین خود وناخود تمیز قائل شویم خود یعنی چه ؟ناخود یعنی چه؟
از حقیقت ما وابعاد انسانیت صحبت می کردیم ما که هستیم ؟ما یعنی آن کودک عزیز روان که از نفخهخداست . که جنبه فطرت دارد .با کمالات گیاهی ،حیوانی ،مرکب بخش فطرت است ما چون در رحم مادر اول جماد هستیم بعد گیاه هستیم بعد تبدیل حیوان می شویم .
اگرمورد آموزشهای فطری قرار نگیریم خودمان را حیوان معنا می کنیم و فکر می کنیم یعنی من مرد مذکور من یعنی مونث .
من یعنی زن همسر ،من یعنی پدر ،من یعنی مادر ،من یعنی عضو این اجتماع من یعنی مهندس من یعنی دکتر من یعنی رئیس جمهور .......اینها هیچ کدام من حقیقی نیست . اینها در واقع پذیرای من حقیقی است . من حقیقی باید رشد کند اینها هیچ کدام من حقیقی نیست .
اگر من آنها را به درجات عالیه رشدش بدهم با وفات از دست می دهم هیچ کدام را با خود نمی برم . من نه زنم ،من نه شوهرم ،من نه فرزندم ،من نه مادرم ........
وقتی به آن ور می روید یک چیز دیگر منتقل می شود و آن هم کودک عزیز روان است نباید خود را به یکی از این منها اصالت دهم . باید هر دو رامورد توجه قرار دهیم چه رحم دنیا ،چه رحم مادر . آن چیزی که می خواهد به برزخ متولد شود چیز دیگری است من ضمن این که زندگیم را به رسمیت بشناسم باید با ریاضیات آخرت تربیت شوم .
یعنی اعضای مورد نیاز برای شرایط زیستس و آخرتی را تحصیل کنم این که می گویم باید تحصیل کنم از کجا تحصیل کنم ؟
این سئوال خیلی مهم است یعنی من این حرفها را زدم شما سئوال می کنیم من چهل سال یا پنجاه سالم از کجا معلوم که این مدتی را که زندگی کردم من حقیقی با ریاضیات برزخ و قیامت و بعد از قیامت تنظیم شده است .
یعنی از کجا معلوم وفات من یک تولد سالم باشد ازکجا معلوم انتقال من بی درد سر باشد و با خوشبختی باشد از کجا معلوم تولد من مبار ک باشد ؟ اینها را اگر ندانیم و تولد حاصل شود آن موقع خیلی دیر است .
یعنی اگر آماده نباشیم بدون آمادگی انتقال پیدا کنیم خیلی دردسر ساز است دو سه روز پیش در دفتر نشسته بودم یک خانمی را که خواهر یکی از شاگردان من است که شوهرش هم از شاگردان من است به من گفت خواهر من شوهرش داشتند به اصفهان می رفتند که همه آنها زیر کامیون رفتند و از دنیا رفتند او گفت من ماندم بچه های خواهرم را نگه دارم با بچه های برادرم همه آنها مردند دو تا خواهر دوتا برادر مردند .
آن پنج شنبه سر کلاس من بودند این پنج شنبه در برزخ هستند من نباید به وضعیت خود اعتماد کنیم فکر کنیم زنده هستیم . ما باید همیشه آماده تولد باشیم تولد یعنی چه /ما درمرحله تولد هستیم هرآن ممکن است متولد شویم تصادف مرک طبیعی ....
بنابراین ما نمی دانیم رحم دنیا ما راکی به برزخ می برد و وفات ما کی صورت می گیرد لذا ما باید همیشه آماده باشیم مبنا برای آمادگی ما چیست ؟
ما از کجا بفهمیم الان در رحم دنیا هستیم مطابق با ریاضیات آخرت چیزی را کسب کردیم یا کسب نکردیم ؟این خیلی اهمیت دارد که از خود ارزیابی داشته باشیم اگر ارزیابی داشته باشیم آن موقع می فهمیم مشکل ما چیست ؟باید الان از خود که در رحم دنیا هستیم سونوگرافی کنیم .
الان تا فرصت هست شروع کنیم خودمان را مطابق با شرایط زیستی آخرت و ابدیت تربیت کنیم . ما اگر این کار را بکنیم در دنیا شاد هستیم . ما باید سعی کنیم دنیای شادی داشته باشیم بچه ها و خودمان از زندگی لذت ببریم باید در هر لحظه در آرامش باشیم نه در تشنج واضطراب .
در رحم دنیا وقتی سلول تخم تشکیل می شود و جنین بوجود می آیدنشان می دهد که این تخم به جنین تبدیل شده است ماه به ماه مشخص است با ریاضیات دنیا چقدر تطبیق دارد . موضوع این است کودک عزیز روانم یا منحقیقی یا روح حقیقی نفخه الهی ،این حکم جنین را دارد توسط بدن یعنی با بند ناف با رحم دنیا در ارتباط است .
این الان در چه وضعیتی است آیا بعدچند سالی که عمرکردیم آیا این وفاتش برسد بیاد به برزخ آیا برای شرایط زیستی برزخ آمادگی است یا نه ؟یا متولد شد شب اول قبرش ،شب درد سر و بدبختی است .
دیشب آقایی تعریف می کرد میگفت من وخانمم با با جناقم در مسائل دنیایی چشم و هم چشمی داشتیم ماشین ،خانه ،فرش ،سفر،.......مسابقه گذاشتیم یک روز با جاناق من در زمین فوتبال حالش خرابمی شود تا به بیمارستان برسانند از دنیا می رود بعدمی گفت چند شب پیش خواب باجاناقم را دیدم دیدم در یک مجلسی هستیم هرکس مشغول یک کاری است دیدم باجانا قم با چهره عبوس آمد به من گفت این جا اوضاع خیلی خراب است حتماًفکری به حالخودت بکن .
این خیلی مهم است آیا من برای بهره برداری ازشرایط برزخ و عالم ملکوت که میلیاردها برابر بزرگتر از دنیا است دارم یانه ؟جنین در دورانی که دررحم است خود را آماده دنیا می کند باید راحع به این من خیلی فکر کنم که من کیستم ؟
به تغذیه این من اهمیت بدهم مثل بخش طبیعی وحیوانی عذا می خواهد ....
همه بخشهایی که در حیوانی است در فطری نیز است ولی متأسفانه وقتی می خواهم من را تعریف کنم فکر می کنم من یعنی زن ،مادر، همسر ،پدر ، دکتر ،مهندس ،و....
بیشتر تمام خوراکها شرابها ،تفریحها سهم بخش طبیعی من می شود و آن بخش کودک روان نابالغ می ماند باطن ما معلوم نیست شکل آدم باشد یا نه ؟
جنین هم این طور است وقتی از آنعکس می گیرند معلومنیست آدم است یا نه ؟به مرور زمان مشکلآت پیدا می کند ما باید بدانیم الان باطن ما و حقیقت ما شکل انسانی پیدا کرده است یا نه چون پیامبر فرمود امت من وز قیامت به صورت ده حیوان محشور می شوند .
یک تعدادآدم محشور می شوند یک عده آن با این که نماز می خواندند روزه می گرفتند قرآن می خواندند حج ،کربلا،می رفتند ولی حیوان محشور می شوند چون جذب صورت نگرفته است هیچ کدام فایده داشته و همه آنها هدر رفته است .
باید توجه کنیم که بعداًبه یک غذای خوب برای بخش انسانی فکر کنیم برای این بخش برنامه ریزی کنیم وقتی می گوئیم انسان شرافت دارد باید این اشرافیت در مبنای انسانی باشد شرافت به دکتر ،مهندس ،نماینده مجلس ورئیس جمهور نیست
اینها اعتبار ندارد اشرافیت در بخش انسانی مربوط می شود این که شخص چقدر خوراک خورده چون هر چقدر خوراک بخوری معلوم است چقدر انسانی .
وقتی خوراک انسانی بخوری خروجی هایت انسانی می شود . در اخلاقت برخوردت با دوستانت ،همسرت ،بچه هایت .....نشان می دهد اگر نخورده باشد ظهورش حیوانی است .
حرکت ما چون حرکت جنینی است زمانی نداریم که وقت را تلف کنیم . به محض این که زمان تولد برسد امان نمی دهد ممکن است پشت ماشین باشی ،شب عروسیت باشد هیچ ارتباطی ندارد تولد هر موقع باشد صورت می گیرد .
وقتی تولد آمد تنها چیزی که نجات دهنده است تطبیق با شرایطزیستی ابدیت است .بنابراین چون حرکت ما در رحم مثل حرکت جنین است ما باید کاملاًمدیریت زمان در دستمان باشد یعنی واقعاًباید از زمان بتوانیم بهره مند شویم ممکن است کسی 50 سال مسیر را اشتباه رفته باشد ولی یک شب قدر را خوب استفاده کند این یک شب قدر معادل 80 سال جلو می افتد گذشته خود را جبران می کند این مکانیزم ریاضی دارد
در این رحم دنیا چند رحم قدرتمند داریم که می توانیم از آن استفاده کنیم 1- رحم رجب است که فوق العاده قوی است در دل این یک رحم قوی تر است که شعبان است . بعد از این قوی تر ماه رمضان است که ماه رمضان یک شب آن معادل با 80سال است نفس در شب قدر می تواند معادل 80 سال جذب انسانی بکند .
وفطرت رشد کند و عقب افتادگیها را جبران کند به پیامبر گفتند امتهای قبلی عمرشان طولانی بود خیلی کارها می کردند ما که عمرمان کوتاه است که پیامبر فرمود معادل امت من حدود 60سال است حضرت فرمود شب قدر را خدا داده است تا بتوانید جبران کنید .
در حرکت به سمت آخرت کمیت مهم نیست بلکه کیفیت مهم است .هزار بار حج رفتن ،سوریه رفتن شاید نتواند بهره برداری کند امام صادق علیه السلام فرمود چه بسا 60 سال نماز بخوانی ولی یک رکعتش قبول نشود .
اگر کسی دو رکعت نماز مورد قبول شده بخواند نجات پیدا خواهد کرد در شب قدر بجای این که عبادت کنیم جوشن کبیر ،صد رکعت نماز .... بیشتربخش قلب را راه بیاندازیم مهم ترین عمل در شب قدر مذاکره علمی است یعنی شناختش را بالا ببرد فکر کند معرفتی را کسب کند تا این کودک عزیز روان خوراک بخورد ورشد کند .
بالاترین عبادت معرفت است . از رحمهایی دنیا خوب استفاده کنیم برای همین شاد باشیم غصه نخوریم می توانیم گذشته را جبران کنیم
چون حرکت ما حرکت جنینی نباید بازگشت داشته باشد چون گفتند از جنین خوب درس یاد بگیرید یعنی اول نطفه است بعدمی شود علقه –بعد می شود مزقه یعد یواش یواش به اندام زایی مشغول می شود .
هیچ روز جنین دو روزش یکی نیست لذا می فرماید اگر جنینی در رحم مادر است نسبت به دنیا حرکت عقب گرد داشته باشد مثلاً یک انگشت را از دست بدهد چه اتفاقی می افتد ؟از دنیا دور می شود پس بنابراین فرمودند هر کس دو روزش یکی باشد یا دیروزش بهتر از امروزش باشد ملعون است ملعون یعنی دور .
باید هر روز رشد کنی و رشد مثبت داشته باشی رشد مثبت هم علامت دارد علامتش قدرت روح –شادی – نشاط –آرامش – مستی – سرمستی دارد هر کس دو روز ش مساوی باشد
دور نشده ولی در ملعون شدن عقب گرد صورت گرفته است . هرکس دو روزش مساوی باشد باخته است یکنفر دو روز مغازه را باز می کند دو روزش یکی باشد . مغبون است جنین نباید متوقف داشته باشد در رحم باید دائماًرشد داشته باشد .
عقب گرد ممنوع –توقف ممنوع –باید دائماًحرکت رشد داشته باشد در حرکتنیز حرکت آهسته خوب نیست . قرآن امر کرده است وقتی می خواهید حرکت داشه باشید .
سارعو الی مغفرةوجنه عرضها السموات و الارض سرعت بگیرید بسوی مغفرت پروردگار به بهشتی که اندازه آنها اندازه آسمانها و زمین است
رابطه دنیا و اخرت مثل رابطه رحم مادر بادنیا . اندازه رحم را در نظر بگیرید با اندازه دنیا . یعنی جنین از یک محیط کوچک به یک محیطی بزرگ که اندازه آن را نمی دانیم . اندازه بهشت یک نفر به اندازه همه آسمانها وزمین است .
سرعت بگیرید به چنین بهشتی . انس به این رحم نداشته باشید .بعد از سرعت فرمودهاند به این سرعت هم اکتفا نکنید سبقت بگیرید به این بهشت .سبقت یعنی به شرافت انسانی خود اضافه کنید بخش انسانی خود را قوی کنید
وقتی خودم را طبیعت معنا کنم سرعتم و سبقتم براساس دنیا و طبیعت است یعنی تلاش می کنم کمالات جمادی بیشتری را جذب کنم و کمالت نباتی بیشتری را جذب کنم و کمالات حیوانی بیشتری را جذب کنم این خیلی مهم است .
چون خودم را خوب معرفی نکردم کودکعزیز روان را به رسمیت نشناختم لذا یا دنبال جمادات هستم ،طلا ،فرش ،مبل ،کریستال،....
معشوق من اینها می شوند مسابقه می گذارم در این چیزها سبقت بگیریم یا این که در کمالات گیاهی سبقت بگیریم کمالات گیاهی تغذیه 50 رقم غذا سالاد چگونه باشد ......فقط شهوتش در این است یک عمر استعدادش صرف شکم شده است .
تنوع غذا .......تمام عمر وجوانی این می شود زیبایی –دائماًبه زیبا بودن خودم فکر کنم به جذب زیبائیها فکر کنم این ها کمالات گیاهی است .
یا مسابقه می گذارم در کمالات حیوانی . پیامبر فرمود از هر جاهل به آخرتی که علم به دنیاست بدش می آید علمی که داریم کاربردش دنیاست به درد آنجا نمی خورد در عربستان جاهلی که 117نفر با سواد بودند آیا با سوادها بهشت می روند بی سوادها جهنم می روند ؟
آیا کسی که دیپلم دارد پائین بهشت است و آن کسی که فوق لیسانس دارد بالای بهشت است ؟خیر رابطی به علم ندارد .
محی الدین رحمةالله علیه می فرماید :علمی را تحصیل کنید که به دردتان بخورد وقتی را تحصیل علم کنید که نجاتتان بدهد .در حرکت به سمت ابدیت علومی را احتیاج دارید که شما را به سمت ابدیت راهنماییکند فیریک ،شیمی ،ریاضی شما را تربیت نمی کند علوم خاصی است که شما را تربیت می کند .
در دنیا علمی که بتوان جنین را به تولد بار بیاورد واجب است در روایت داریم که خداوند مومنی را که صنعت یاد می گیرد دوست دارد این ها هم انتخابی است که برای امور دنیوی هر کدام را که دوست دارد انتخاب کند تا امور دنیا راسپری کند .
والحمدالله رب العالمین