سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ در جلسه گذشته درسمان به اینجا رسید که ما در درون خودمان یک هستی مطلق و بینهایتی را شهود میکنیم که نمیتوانیم این هستی مطلق و بینهایت را انکارش بکنیم چون مشهود نفس ماست و علاوه بر اینکه مشهود نفس ما هست مطلوب ما هم هست ما طالب و عاشق او هستیم گفتیم که به اعتبارات مختلف این هستی مطلق اسمهای مختلف و ظهورات مختلف دارد.@ از آن جهت که یک ذات غیبی هست یک حقیقت مطلق هست که ما هیچ احاطهای به او نمیتوانیم داشته باشیم به او هو میگویند و از آن جهت که مستجمع جمیع صفات کمال هست همه کمالات را با هم دارد به آن الله میگویند از آن جهت که همه ما عاشقش هستیم بدون استثناء به آن اله میگویند.@ از آن جهت که حد ندارد ازلی و ابدی است از آن جهت که مطلق کمال هست و خارج از او چیزی وجود ندارد که مطلوب او باشد و هر چه هست خودش هست به آن صمد میگویند از آن جهت که یکتاست احد است چون بینهایت است کمال بینهایت است وجود و هستی مطلق هست سابقه عدم ندارد یعنی ازلی است ابدی است از جایی به وجود نیامده.@ چون بینهایت هست خارج از خودش رابطه تولیدی با هیچ موجودی ندارد زایش ندارد تولید نمیکند خارج از خودش چیزی را، برای همین (لم یلد) است (لم یلد) یعنی چی؟ یعنی اینطور نیست که یک هستی مطلق ما داشته باشیم این هستی مطلق یک چیزی را خارج از وجود خودش خلق بکند که دو تا موجود بشود در مقابل حق باشد بگوییم این الله هست این هم یک موجود دیگر است تولید کرد به وجود آورد.@ یک موجودی را خارج از خودش، خارج از او معنادار نیست امکانپذیر نیست لذا وقتی که نماز میخوانیم بفهمیم یعنی چی لم یلد حالا در ترجمهها مینویسند نزاییده این یعنی چی نزاییده لم یلد یعنی او با چیزی رابطه تولیدی ندارد زاد و ولد ندارد یک چیزی را خارج از خودش به وجود نمیاورد اگر چیزی هست که هست اگر مخلوقی هست که هست همه تجلیات خودش است ظهورات خودش است خارج از خودش چیزی نیست لم یلد فوقالعاده مهم است این مسئله ما نماز باید بخوانیم.@ (وَ لَمْ يُولَدْ) یعنی چی یعنی از جایی هم نیامده کسی او را بوجود نیاورده سابقه عدم ندارد که یک زمانی یک موقعی که این حرف حرف غلطی هم هست یک کس دیگری یک زایمانی کرده به نام خدا، خدا از جایی آمده از کسی متولد شده کسی او را بوجود آورده (لَمْ يُولَدْ) زاده شده کسی نیست بوجود آمده کسی نیست.@ چون اساساً یک وجود مطلق احدی سرمدی هست ازلی هست که قبل از او قبلی معنا ندارد (وَ الآخِرُ بِلا آخِرٍ کانَ قَبلَه) اصلاً قبلیت معنا ندارد نه بعد و نه قبل برای او معنادار هست هیچ کدام معنا ندارد در مورد یک هستی مطلق یک ذات مطلق لذا (لَمْ يُولَدْ) و چون احد هست یک هستی یکپارچه و مطلق و بسیط هست مخلوقات او تجلیات او هستند با او قابل مقایسه نیستند.@ لذا (وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ) پس ببینید تمام سوره توحید در نفس خود ماست ما داریم سوره توحید از نفس خودمان انشاء میکنیم اگر قرآنی هم نباشد نفس ما کمتر از قرآن نیست همه آیات الهی همه سورهها همه سخنهای زیبا همه اسماء حسنی در نفس ما هست نه تنها در نفس ما بلکه در همه موجودات خدا با همه وجودش حضور دارد.@ در همه موجودات در همه جا و در هر چیزی خدا با همه ذاتش آنجا حضور دارد چیزی نیست جایی نیست که خدا نباشد آنجا، هر جا در هر چیزی ذات حق تعالی حضور دارد آنجا، نمیشود یک جایی را پیدا کرد یک چیزی را دست گذاشت روی آن و بگوییم اینجا خالی از خداست چون وجود بینهایت است.@ وجود بینهایت همه چیز را پر میکند (وَ بِاَسمائِکَ الَّتی مَلِئَت اَرکانَ کُلِّ شَئ) ملئت پر کرده ارکان هر چیزی را، اصلاً شما نمیتوانید دست روی یک چیزی بگذارید که اسمش چیز باشد معدوم نباشد موجود باشد و خداوند و همه اسماء خدا آنجا حضور نداشته باشد حضور غیر از ظهور است گاهی وقتها حضور دارد اما ظهور ندارد.@ شما الان به این گُل نگاه بکنید به این شاخه چقدر زیباست حق تعالی با همه ذاتش با همه اسمائش اینجا حضور دارد اما ما بخواهیم هر اسمی را ظهور بدهیم اینجا نمیتوانیم همه اسمها را اینجا ظهور بدهیم ظهور ندارد اما حضور دارد چون هستی مطلق است نمیتوانید یک جایی خالی از خدا باشد ما اصلاً چیزی را خالی از حق تعالی نداریم.@ (وَ بِاَسمائِکَ الَّتی مَلِئَت اَرکانَ کُلِّ شَئ) قربان امیرالمؤمنین بروم چطوری حرف زده و چطوری ما سالها دعای کمیل میخوانیم و تقلیداً همینطوری میخوانیم و رد میشویم همه جا پر از خداست همه چیز پر از خداست او و همه اسماء و ذاتش اسماء و صفاتش ارکان هر چیزی را پر کردند.@ این یک توهم است که ما میگوییم خدا این عالم را پر کرده ولی وقتی دست روی الکترون و اتم و نوترون و پرتون و ریزتر از آن میگذاریم برای خدا کوچک و بزرگ معنا ندارد هر چیزی که چیز هست هر جایی که جا هست حق تعالی آنجا حضور دارد حالا اینها را وقتی رفتیم در نفس شهود کردیم میبینیم که همینطور هم هست یعنی خودمان هم این حضور را شهود میکنیم اول در نفس خودمان.@ آمد خدمت سیدالشهدا(ع) گفت آقا من نمیتوانم گناه نکنم فرمود عیبی ندارد نمیتوانی گناه نکنی گناه بکن فقط برو یک جا که خدا نباشد یک جایی برو خدا نباشد شما به یک کافر هم که بگویید انکارش نمیکند کافر لجاجت میکند جبار عنید هست زورگوی لجباز هست حجاب دارد حجابش برود کنار خدا را فریاد میزند.@ لذا ببینید قرآن میگوید اینهایی که انکار میکنند وقتی در دریا میافتند موج میگیرد اینها را همه خدا را خالصانه صدا میزنند در قضیه کشتی تایتانیک یک موحد و کافری با هم بحث میکردند کافر هی مقاومت میکرد موحد میگفت خدا خدا، تا کشتی خورد به کوه یخ میگفت من در آن هول و ولا که همه میدویدند که یک طوری خودشان را نجات بدهند در کابین را باز کردم دیدم این دارد داد میزند خدایا نجاتم بده.@ یک موقعهایی آدم حجاب میگیرد شروع میکند به لجبازی بعد هم خدا خودش میگوید (يُرِيدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ) شک و تردید را مخصوصاً میپذیرد خوشش میاید هی تردید بکند هی وسوسه بپذیرد خودش خوشش میاید هی دوست دارد شک بکند تردید بکند تا بتواند بدون حضور او گناه بکند.@ خودش دوست دارد آب را یکطوری گلآلود بکند که انگار نمیبنمت بعد گناه بکند معصیت بکند و الا آدم هر جا میگوید خدا را صدا کن میبینی حضور دارد نمیتوانی انکارش بکنی این حضور را، هر جا باشی میتوانی با او حرف بزنی هر جا باشی میتوانی با او سخن بگویی زور بزن همه قدرتت را به کار بگیر یک کاری بکن که او نباشد یک لحظه او حضور نداشته باشد و یک جایی او حضور نداشته باشد نمیتوانی این کار را بکنی.@ یک وجود قاهر هست قاهر یعنی چی؟ میگوییم قهار (لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ) یعنی وجودش هر وجودی را کنار میزند هیچ چیز مانع حضورش نمیتواند باشد هیچ چیز مانع وجودش نمیتواند باشد یک جایی نمیشود سد بشود جلوی خدا که آنجا دیگر خدا نباشد یک زمانی نیست که حضور نداشته باشد وجود نداشته باشد ممکن است ظهور نکند آنجا ولی حضور دارد وجود دارد.@ (لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ) یعنی وقتی میگوییم وحدت قاهره دارد این قهار یعنی همه چیز را کنار میزند هیچ چیز نمیتواند در مقابل او مقاومت بکند مقاومت هر موجودی را میشکند هیچ وجودی نمیتواند در مقابل حضور او از خودش مقاومت نشان بدهد هیچ وجودی نمیتواند، همه جا هست.@ مثال که شهود بکنیم نفس خود ماست نفس ما در عقل ما حضور دارد اگر بخواهد کار عقلی بکند تجلی عقلی دارد اما اگر بخواهد کار عقلی نکند کار احساسی بکند عقل را رها میکند آنجا هست ظهور ندارد میاید در خیال.@ شما یک موسیقی زیبا میشنوید یک تصویر قشنگ میبینی شروع میکنی به ناز و نوازش کردنش الان وقتی میخواهی یک گُل را ناز بکنی با احساساتت با عواطفت کار عقلی نمیخواهی بکنی نفس آنجا هم حضور دارد در احساساتت هم حضور دارد وقتی داری نوازشش هم میکنی در حست هم حضور دارد همه جا هست هیچ قوهای از قوای تو نمیتواند در مقابل حضور نفست مقاومت بکند.@ بدنت، خیالت، وهمت، عقلت، بالاتر از عقلت نمیتواند در مقابل حضور نفس تو مقاومت بکند نفس همه جا حضور قاهر دارد با تمام قوا هست خود قوه نیست قوه غیراز نفس است بدن نیست بدن مرتبه نازله نفس است اما نفس همان جا حضور دارد.@ برای همین ببینید گزارشهایی که از خودش میدهد فقط با همین تفسیری که ما در خودمان شهود میکنیم قابل فهم است (أَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) هر جا رو کنید وجه خداست چهره خداست جلوه خداست تو با ذات سروکار نداری میدانی نمیتوانی به آن احاطه پیدا بکنی به ذات دسترسی نداری چیست این ذات که من عاشقشم؟ نمیدانم.@ او هو است اما وقتی که تجلیاتش را میبینم میبینم که عاشق تجلیاتش هستم عاشق اسمائش هستم عاشق حیات عاشق قدرت عاشق زیباییش عاشق رحمتش عاشق همه کمالاتش هستم آن که قابل معشوق بودن برای من هست حریف دل من است هو نیست آن ذات غیبی، بلکه الله است آن مقداری که من میفهمم یعنی یک ذاتی که مستجمع جمیع کمالات هست.@ آن هویی که میگویم روی ناچاری دارم میگویم یک اسم است باز هم هو، یک ذاتی که آنجا دیگر اسم ندارد نمیشود برایش اسم گذاشت حتی نمیشود گفت هو، از همه چیز مطلق است اطلاق تام دارد حتی از مطلق بودن نمیدانیم چیست نزدیکترین اسمی که میتوانم برایش به کار ببرم این هست که هو است ولی این هو هم چیست؟@ امام صادق(ع) میفرماید هو اسمی هست که اشاره به یک غایب میکند به یک ذاتی که ما به آن دسترسی نداریم او، اما وقتی تجلی میکند دلبری میکند با تجلیش دلبری میکند در این باره بیشتر صحبت میکنم روایتهایی که درباره این ذکر شریف هست بخوانیم.@ پس این فرمایش نبوی را که قبلاً خواندیم جلسه قبل (کُلُّ جَبّارٍ عَنید مَن اَبا اَن تَقولَ لا اِلهَ اِلاَّ الله) زورگوی لجباز کسی هست که اِبا میکند تکبر میکند مقاومت میکند از این که بگوید لا اله الا الله، آنهایی که مقاومت میکنند آنهایی که دائماً وسوسه میاید سراغشان نمیخواهد این حقیقت را بپذیرد.@ روایت بعدی چقدر زیباست از امیرالمؤمنین(ع) (ما مِن عَبدٍ مُسلِمٍ یَقولُ لا اِلهَ اِلاَّ الله اِلاّ سَعِدَت تَخرُقُ کُلَّ سَقفٍ لا تَمُرُ بِشُیئٍ مِن سَیِّئاتِهِ اِلاّ تَلَسَتهُما حَتی تَنتَهیَ اِلاّ مِثلِها مِنَ الحَسَنات فَتَقِف) چقدر قشنگ حرف میزنند میگوید هیچ بنده مسلمانی نیست که بگوید لا اله الا الله بگوید، این قُل خیلی مهم است، چطوری بگوید؟ با وجودش بگوید لا اله الا الله را بگوید شهود کند این لا اله الا الله را اشهد ان لا اله الا الله.@ این اشهد یعنی وجود تو عشق تو الهیت تو معبودیت تو چیزی نیست که من بتوانم انکارش بکنم قهار است همه وجودم را میگیرد بخواهم عشقت را انکار بکنم میگوید تو هر کس را میخواهی هر چیزی را میخواهی آن هم خودم هستم تجلیات من است.@ ولی وقتی به آن میرسی دلت را میزند بالاترش را میخواهی مگر نه، میشود انکارش کرد میگوید زور نزن اینقدر، قبول کن تکبرت را کنار بگذار لجاجت را کنار بگذار زورگویی نکن بپذیر اگر یک کسی زورگویی نکرد لجاجتش را عنادش را کنار گذاشت گفت (لا اله الا الله اشهد ان لا اله الا الله) تمام است.@ نگاه کنید میفرماید که این سخن بالا میرود و هر سقفی را میشکافد علی(ع) میفرماید و بر هیچ یک (لا تَمُرُ بِشُیئٍ مِن سَیِّئاتِهِ) بر هیچ یک از گناهان این بنده نمیرسد مگر اینکه آن گناه را نابود میکند شهادت به لا اله الا الله انسان را از شقاوت نجات میدهد امکان ندارد یک نفسی شهادت بدهد که خدایا تو حقی و من شهادت میدهم الهی جز تو نیست معبودی جز تو نیست امکان ندارد خدا این را به جهنم ببرد.@ به هر گناهی از گناهان او برسی این را از بین میبرد گناه را (حَتی تَنتَهیَ اِلاّ مِثلِها مِنَ الحَسَنات) تا اینکه میرسد این لا اله الا الله به مثل خودش از حسنات یعنی به جمالها و کمالها به زیباییهایی مثل خودش میرسد (فَتَقِف) آنجا دیگر متوقف میشود این لا اله الا الله.@ آدم استقرارش را هم حفظ میکند حس میکند وقتی تو میگویی لا اله الا الله و مقاومتهایت را از بین میبری میبینی که اضطرابهایت هم متوقف شد دلشورههایت هم دیگر از بین رفت اگر کسی گفت لا اله الا الله برای بعد دیگر دلشوره ندارد.@ در دنیا برای بدن من برای طبیعت من ممکن است اتفاقاتی بیفتد که آنها را هم خدا جبران میکند همه قشنگ است ولی برای خود من دیگر اتفاقی نمیافتد من بیمه شدم شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد دیگر آشتی شده دیگر این پیوند صورت گرفته اگر کسی بتواند لا اله الا الله را نگه بدارد به سعادت ابدی رسیده.@ در فرمایشات بعدی خود حضرت میفرماید که (ما مِنَ الکَلام کَلِمَۀٌ اَحَبَّ اِلَی الله عَزَّوَجَل مِن قَولِ لا اِلهَ اِلاَّ الله) در بین کلمات هیچ کلمهای محبوبتر نزد خدا از لا اله الا الله نیست ما محبوبتر از لا اله الا الله نزد خدا نداریم برای همین هم در بین اذکار افضل اذکار لا اله الا الله است.@ میفرماید هیچ کس مثل کسی که (لا اله الا الله) میگوید اجر و ثواب ندارد مگر کسی که بیشتر بگوید نه (سبحان الله) نه (الحمد لله) به پای (لا اله الا الله) نمیرسد هر چند به جای خودش بعداً توضیح خواهیم داد که (الحمد لله و سبحان الله) هم تجلیات (لا اله الا الله) هستند.@ یعنی اول این حقیقت را آدم باید بپذیرد به آن شهادت بدهد با آن هماهنگ بشود بقیه هم خودش میاید بعد حضرت میفرماید که هیچ بندهای لا اله الا الله را در حالت کشیده نمیگوید در حالت کشیده یعنی چی؟ همان ادبی که بعضی از بزرگان در ذکر لا اله الا الله گفتند که با مَد بخوانیم بکشیم این را لآ اله الا الله آهنگ دارد.@ این لا شمشیری هست شمشیر لا یعنی شمشیر نفی استمرار دارد یعنی تو در طول مدت زندگیت هی باید روی معشوقهای قلابیت شمشیر لا بکشی هی روی دلبرهای قلابی شمشیر لا بکشی.@ برای همین در سوره مبارک توبه آیه 24 چه میگوید (قُل) بگو (قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ).@ بگو اگر تو میگویی لا اله الا الله من معشوقی دلبری جز خدا ندارم به همه بگو اگر پدرانتان بچههایتان برادرانتان همسرانتان اموالتان تجارتتان و خانههایتان هشت تا از مظاهر معشوقهای قلابی چیزهای دیگر هم ممکن است باشد اینها در نزد شما (أَحَبَّ إِلَيْكُمْ) در دل خودت خودت هم میفهمی محبوبتر از خدا و رسول و جهاد سبیل الله.@ جهاد یعنی چی؟ جهاد یعنی من معشوقم به خطر میافتد یک جا نمیتوانم بگذارم از بین برود معشوقم، معشوقم با همه تجلیاتش حق دین حق ولی حق فرستاده حق امام حق حجت حق مظهر حق نشانه حق علامت خدا علامت معشوقم یک جایی دارد به خطر میافتد اگر به آن توهین بشود جانم را میگذارم سرش، از آن دفاع میکنم.@ الان در تمام فرهنگها اگر یک کسی به ناموسش به پدر مادرش توهین کنند شایسته است برود دفاع بکند در فرهنگ ما اگر یک کسی کشته بشود شهید است میگوید آقا این ناموس من است خدا ناموس ما نیست مظاهر خدا علامتهای خدا چهرههای خدا جلوههای خدا شعائر الهی اولیاء خدا اینها ناموس ما نیستند؟.@ من اگر بگویم ناموس من نیستند پس من انسان نیستم خدا میگوید حالت طبیعی یک آدم، مثل این آب الان حالت طبیعیش چیست؟ این که شفاف است سیلان دارد برای نوشیدن برای خیس کردن برای شستن ذاتش این گونه هست نمیشود ذاتش را گرفت میگوید ذات یک آدم عاشق خداست نمیتواند انکارش بکند اگر ذاتش را از دست داد انحراف از ذات پیدا کرده فسق به آن میگویند.@ کلمه فسق زمانی است که یک چیزی حالت طبیعی خودش را از دست میدهد شاید عرض کرده باشم اگر گوسفند یک موقعی برود گوشت بخورد بدرد میگویند این اصطلاحاً فاسق شده یعنی حالت طبیعی گوسفندیش را از دست داده ذات گوسفندی طبیعت گوسفندی سبزیخور است علفخور است.@ یک موقعی از بوی عطر بدم میاید میگویند مزاجت فاسق شده خراب شده انحراف پیدا کرده نمیتوانی از بوی عطر بدت بیاید از غذا بدت بیاید میگویند آقا انحراف پیدا کرده مریض است تعادل ندارد.@ خدا میگوید اگر تو یک موقعی عشق من غلبه نداشته باشد و آن هشت معشوق غلبه داشتند به دل تو، تو فاسق شدی تو دیگر جهنمی هستی تو ذات انسانیت را از دست دادی منتظر عذاب باش که خداوند فاسق را هدایت نمیکند ببینید اصلاً چیز دیگری بکار نمیبرد میگوید فاسق، فاسق یعنی چی؟ یعنی انحراف پیدا کرده.@ میگوید اگر یک کسی عاشق خدا نباشد جهاد در راه معشوقش برایش محبوب نباشد جبهه جنگ شهدا مبارزه مطلوبش نباشد رسول الله، رسول الله کیست؟ کاملترین جلوه معشوق من است که از او کاملتر نیست کاملترین تجلی معشوق من است همان که خدا نفس من را هم از او ایجاد کرده از نور او ایجاد کرده.@ لذا پیغمبر میفرماید شما هرگز مؤمن نیستید تا اینکه من و ذاتم را و نفسم را از خودتان و ذاتتان و نفستان بیشتر دوست داشته باشید و خاندان من را از خاندان خودتان بیشتر دوست داشته باشید از خودتان بیشتر دوست داشته باشید اصلاً مؤمن نیستید اگر اینطوری نباشید یک تعصب قومی و مسلمانی و دینی نیست این یک حقیقت وجودی است.@ آقا اگر من تشنهام باشد آب برایم محبوبترین چیز است گرسنهام باشد غذا برای من محبوبترین چیز است ذات بینهایتطلب من عاشق بینهایت است امکان ندارد این را کنار بگذارد اگر یک زمانی رفت سراغ مظاهر محدود فاسق شده انحراف پیدا کرده.@ اینجا جای حسادت و جای منم و تویی ندارد حواستان باشد خدای نکرده یک موقعی یک کسی را از همسرانتان را برادران و خواهرانتان را قوم و قبیلهتان را استادتان را به فسق نکشانید یک موقعی بخواهید که تو را یک طوری دوست داشته باشد که مجبور بشود به خاطر دوست داشتن تو از خدا فاصله بگیرد.@ اگر به همسرت بگویی نرو جبهه، اگر به همسرت بگویی گناه کن اگر بگویی معصیت بکن اگر بگویی لقمه حلال نمیخواهم برو هر طوری هست لقمه بیاور هر غذایی را بیاور هر کاری را بکن هر شغلی را داشته باش هم خودت فاسق شدی هم او را به فسق انداختی.@ یک موقعی ما کسی را به فسق نیاندازیم حسادت در محبت نکنیم خدای نکرده حسادت در محبت در همه مظاهرش فسق است ما را به فسق وادار میکند او را دوست نداشته باش من را دوست داشته باش چرا من را بیشتر دوست نداری.@ چون شهادت امام کاظم(ع) هم هست نزدیک شهادت حضرت هستیم ذکری از وجود مقدس امام کاظم(ع) بکنیم. یکی از پسران امام صادق به حضرت عرض میکند که آقا مگر من پسر تو نیستم میفرماید بله میگوید خب موسی هم پسر توست میفرماید بله میگوید چطوری هست که تو به او توجه ویژه داری ببینید اینجا بحث خداست بحث حق تعالی است اصلاً امام با پسرش شوخی ندارد اینجا، ببینید چقدر قشنگ جواب میدهد.@ میفرماید (اَنتَ اِبنی) تو پسر منی (وَ هُوَ نَفسی) او جان من است فرق دارید این که حالا دو تای شما از یک مادر هم متولد شده باشید پسران من هستید این جنبه بدنی شماست ولی موسی یک حقیقت الهی است یک تجلی است یک اسم الله است یک خلیفۀ الله است همه وجود من است هر چه که خدا به من داده در او هست.@ لذا یک موقعی آدم باید خیلی حواسش باشد که وقتی با معشوقش خدا طرف است اصلاً خدا برایش زیر سؤال نرود یکی میگفت من خدا را خیلی دوست دارم قبولش هم دارم اما چرا آنها را عزیز کرده به من این عزت را نداده چرا به آنها آن علمها را داده به من این علم را نداده پس تو عاشق نیستی تو محب نیستی تو شیفته خودتی.@ هیچ وقت ذلیل نباشیم هیچ وقت به هیچ کس نگوییم دوستم داشته باش و باید من را بیشتر دوست داشته باشی اصلاً این حرفها را نزنیم شما فقط در این آیه است که میتوانی بفهمی که چرا سیدالشهدا وقتی شهید میدهد شاد میشود چرا بسیجیهای ما وقتی دست و پاهایشان قطع میشد انبساط پیدا میکردند.@ چرا وقتی میدانستند قرار است تکه تکه بشوند با اشتیاق روی مین میانداختند خودشان را چرا وقتی یک مادر پسرش شهید میشد میگفت این گُل پرپر شده هدیه به رهبر شده چرا وقتی یک پدر بچهاش را هدیه میکرد به خدا میگفت داغ گریه را میگذارم روی دل دشمن، پسر بعدی پسر بعدی را هم میفرستم خودم هم میروم.@ چرا برایش قشنگ است که علی اصغر را میاورد عجب صحنهای است چه نمایشی از عشقبازی است یک بچه دلبر را بیاوری نگه داری تا تیر بزنند در گلویش، چطوری میشود این و آدم به انبساط برسد.@ ابالفضل به برادرانش میگوید شما زودتر از من بروید من دوست دارم کشته شدن شما را ببینم ببینم چطوری دارند عزیزانم را برای خدا پرپر میکنند عجب مسابقهای بوده عاشورا، شاید هیچ کلامی مثل کلام امیرالمؤمنین عاشورا را معنا نمیکند وقتی از صفین برمیگردد میرسد به کربلا خود کربلا دل امیرالمؤمنین را میبرده یعنی حضرت با یک اشتیاق و حسرتی به این کربلا و خاک نگاه میکرده.@ (هُنا مَسارِعُ عُشاق) اینجا آنجایی است که عاشقان به زمین میافتند چه کلمهای بکار برده آنهایی که میگویند ما عشق نداریم در الفاظ دینی ببینید کجا حضرت به کار برده اینجا، اصلاً کربلا روز مسابقه باورهای افراد به حقیقت لا اله الا الله است همه آمدند بگویند لا اله الا الله، در تاریخ هیچ روزی به اندازه کربلا لا اله الا الله ظهور ندارد.@ هر کس هر معشوقی داشته آورده زرنگتر از همه خود اباعبدالله(ع) تمام دلبستگیهایش را آورده برای همین سختترین و کاملترین جسارت به اباعبدالله(ع) میشود به خودش به بچههایش به ناموسش.@ عجب روزی است عاشورا عجب جلسهای هست عاشورا، همه آمدند به خدا بگویند دوستت داریم همه آمدند بگویند ما راست میگوییم همه آمدند صداقتشان را اثبات بکنند برای همین هم خودش میفرماید من یارانی بهتر از شما ندیدم نه قبلش آمده نه بعد از این وفادارتر از شما میاید.@ آنها چقدر صادق بودند در گفتن لا اله الا الله اینجاست که خداوند میگوید من شما را مبتلا میکنم (حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ) تا خبیثهای شما که آلوده به عشقهای کاذب هستند از پاکهای شما که هیچ آلودگی عشقی ندارند شناخته بشوند طیب یعنی چی؟ کسی که میگوید (لا اِلهَ فی قَلبی اِلاَّ الله) من پاک هستم از تسلط هر معشوقی من پدرم را خیلی دوست دارم حاضرم جانم را برایش بدهم.@ برای ناموس و فرزندم حاضرم جهاد بکنم جانم را از دست بدهم خدا اینها را انکار نمیکند میگوید این خیلی هم خوب است برای کشورت خوب است دوستشان داشته باش هر چه بیشتر بهتر من بدم نمیاید که آنها را دوست داشته باشی آنها هم نعمتهای من تجلیات من دادههای من به تو هستند آنها را دوست داشته باش حتی اگر از دست دادی پدر مادر همسر و فرزندت را در فراغش گریه بکنی رحمت است بد نیست.@ اما بد آنجاست که تو محدود را با نامحدود اشتباه بگیری مظهر را با ظاهر اشتباه بگیری نعمت را با صاحب نعمت عوض بکنی عشقت به اینها بیشتر از عشقت به همه اینها کمال اینها کامل اینها به حق تعالی بشود آنجا تو فاسق شدی آنجا تو عشق ابدی و نامحدود را رها کردی معشوق و عشق محدود را پذیرفتی اینجاست که فاسق شدی خدا حسادت نمیکند اصلاً بدش هم نمیاید که شما آنها را دوسته داشته باشید.@ برای همین هم موسی بن جعفر(ع) تا میاندازندش زندان میگوید خدایا من خیلی وقت بود دنبال یک همچین جایی میگشتم ما از تنهایی فرار میکنیم بیزاریم از تنهایی همیشه میخواهیم با یک کسی با یک چیزی سر خودمان را شلوغ بکنیم که مبادا خدای نکرده یک مدتی تنها باشیم یک چند روزی کسی با ما حرف نزند تلفن نزند ما تلفن نزنیم به کسی، به ما سر نزنند فرار میکنیم.@ اما موسی بن جعفر خدا با او هست همیشه معشوقش با او هست دیگر فراقی ندارد میگوید خدایا من میخواستم هیچ کس با من کاری نداشته باشد چه خوب شد که خلوت به من دادی چقدر تملق خدا را میکند چقدر ستایش خدا را میکند که خدایا از این که خلوت کردی ممنونم از اینکه برایم خلوت کردی ممنونم از اینکه این خلوت را برایم درست کردی ممنونم.@ لذا اساساً علامت یک عاشق همین است عاشق امکان ندارد خلوت را نخواهد با معشوقش امکان ندارد اگر از خلوت با معشوقش بدش میاید کراهت دارد فراری است حتما عاشق نیست لذا خداوند یک حرفی زده آدم هر وقت یادش میافتد خجالت میکشد میگوید که (کَذَبَ مَن زَعَمَ اَنَّهُ یُحِبُّنی فَاِذا جُنَّهُ اللیل نامَ عَنی) دروغ میگوید هر کس فکر میکند من را دوست دارد وقتی شب میشود از من جدایی میکند.@ شب حالا موضوعیتی ندارد خلوت مهم است فراق مهم است حالا که یک جمعهای یک عصر جمعهای یک بعدازظهری خلوت دست داده همه رفتند از خانه بیرون موقعیت دست داده چرا ما میگردیم یک طوری شلوغش بکنیم خدا میگوید مگر من نیستم چرا دنبال غیر من میگردی چرا اعصابت خورد شده.@ یک طوری میخواهی با کامپیوتری تلفنی روزنامهای با یک چیزی از تنهایی خودت را در بیاوری مگر من پیش تو نیستم هر چیزی را که میخواهی کاملترش خود من هستم و با این فرمایش ما را خیلی رسوا کرده میگوید حوصلهام سر رفت از تنهایی حوصلهام سر رفت موسی بن جعفر میگوید خدایا از این زندانت ممنونم ما هم میگوییم از تنهایی حوصلهمان سر رفت چقدر بین ما و این امام اختلاف وجود دارد و فاصله وجود دارد.@ اینقدر لا اله الا الله قشنگ است آنقدر این حقیقت زیباست که دروغش هم قشنگ است دیدید این همه ترانههای دروغی میخوانند افراد برای همدیگر معشوقها هم دوست دارند این دروغها را بشنوند هر چند میدانند دروغ است ولی عشق چیز قشنگی است لذا به ما گفتند همینطوری دروغ بگویید شاید یک زمانی دروغهایتان راست شد.@ همینطوری بگویید (اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له) هی بگویید هی این (لا اله الا الله) را بگویید یک زمانی راست میشود انشاء الله میگوید نگاه کن این بنده من من را که دوست ندارد ولی ته دلش یک محبتکی هست ضعیف است یک محبتک ضعیف است برای آن محبت ضعیف دارد جان میکند و میگوید لا اله الا الله، آدم خودش را هم بزند به زندگی عاشقان حقیقی نقش آنها را هم بازی بکند حرف زدنش هم قشنگ است (وَصفُ العیش نِصف العیش).@ هی دروغ بگوید لا اله الا الله یک موقعی دیدی خدا رحمش میاید به بنده میگوید این دارد همینطوری دروغ میگوید این دروغ را هم دوست دارد بگوید بگذار این دروغ را راست بکنیم پس چطور شد این همه خلافکارها و گناهکارهای حرفهای یک موقعی عاشق شدند یک موقعی دروغهایشان راست شد اصلاً آدم نباید ناامید باشد.@ حتی اگر هیچ وقت هم راست نشود یک موقعی که حجاب طبیعت از بین میرود و انسان شفافتر با خدا روبرو میشود خدا میگوید تو چکار میکردی در دنیا بگوییم خدایا ما کاری نداشتیم راستگو هم نبودیم ولی دلخوشیمان این بود که دروغ میگفتیم و ادای راستگوها را در میاوردیم.@ ما حالا به خدا عرض میکنیم که خدایا ما همانطور که نفسمان شهادت میدهد به اینکه الهی جز تو نداریم و عاشق هر کس و هر چیزی هستیم در واقع عاشق تو هستیم و نمیتوانیم این عشق را انکار بکنیم ولی خدایا خودت هم میدانی که تو هم نمیتوانی یک چیز را انکار بکنی و آن هم این هست که ما در حاق وجودمان دوستت داریم.@ درست است بازی میکنیم یک موقعهایی اما وقتی به قلبمان مراجعه میکنیم تو هم آنجا که حاضری همیشه به تو هم که نمیتوانیم دروغ بگوییم میبینیم که همیشه که نه ولی یک وقتهایی آن آتش محبت تو آنقدر شعلهور میشود که میبینم اگر آنوقتها بین تو و همه معشوقها مخیر بشوم حتماً تو را ترجیح میدهم حتماً حاضرم جانم را فدایت بکنم. خدایا آن اوقات دروغگویی ما را به آن لحظات نادر راستگویی ما ببخش.@ خدایا تو میدانی ما تلاش کردیم شش روز خودمان را از همه معشوقها جدا کردیم آمدیم اینجا، هزینه پرداخت کردیم وقت گذاشتیم شاید اگر موضوع این اجتماع چیز دیگری بود نمیامدیم خدایا من شاهدم بعنوان یک معلم گناهکار دروغگو ولی این را شاهدم که این بچهها این خانمها این آقایان این کنیزان تو این غلامان تو خدایا واقعاً به عشق تو آمدند اینجا، آمدند تو دلشان را پاک کنی.@ خدایا معصوم دروغ نمیگوید گفته اگر اسم قشنگ تو را کسی ده بار صدا بکند تو اجابتش میکنی خدایا ما میخواهیم تو را صدا کنیم قشنگترین اسم تو را بگوییم از حاق وجودمان فریاد بزنیم و خواستمان هم غیر از این نیست که تو یک کاری بکنی با وجود ما که ما یک دوست صادق برای تو باشیم ما یک بنده راستگو برای تو باشیم.@ یا الله یا الله یا الله خدایا ما از ته چاه طبیعت از ته جهنم داریم تو را صدا میزنیم خدایا ما اسیر جهنمهای خودمان هستیم (اِلهی لَم یَکُن لی حَولٌ فَاَنتَقِلَ بِهِ عَن مَعصیَتِک اِلا فی وَقتٍ اَیقَضتَنی لِمَحَبَتِک) خدایا ما را به محبت خودت بیدار کن خدایا ما عُرضه نداریم گناه نکنیم.@ (لا اَملِکُ لِنَفسی نَفعاً وَ لا ضَراً وَ لا مَوتاً وَ لا حَیاتاً وَ لا نشوراً) هیچ بندهای لا اله الا الله را در حالت کشیده نمیگوید جز آنکه با پایان یافتن آن گناهانش در زیر پایش له میشوند چقدر مهربان چقدر محبت خدا زیاد است به ما، لیلی از مجنون بسی مجنونتر است همانگونه که برگ درختان در زیر پایش له میشود.@ یک فرمایش دیگر هست از رسول خدا میفرماید که هر کس (مَن قالَ لا اِلهَ اِلاَّ الله فی ساعَۀٍ بِلَیلٍ اَو نَهارٍ تَلَسَت ما فی صَحیفَتِهِ مِنَ السَیِّئات) هر کس در هر ساعتی از شب و روز بگوید لا اله الا الله همه بدیهایش از کارنامهاش پاک میشود خدا رحمت کند مرحوم میرزا را میفرمود که گناه به مؤمن نمیچسبد اصلاً خدا هم خودش هم برایش نمینویسد.@ شما دیدید یک کسی که خیلی دوستش دارید خیلی دوستتان دارد یک موقعی اگر یک اشتباهی در حق شما بکند اصلاً به دل نمیگیرد و اگر هم بخواهد معذرتخواهی بکند شاید هم ناراحت بشوید میگویید من میدانم که تو منظوری نداشتی لذا میفرمود که وقتی مؤمن یک گناهی میکند چون خودش متنفر است از آن گناه وقتی که دارد آن گناه را انجام میدهد خدا نکند که انسان از گناه لذت ببرد خدا نکند که انسان با حرص و ولع معصیت خدا را بکند.@ این یک مژده بزرگ است میگوید یک موقعهایی هست مؤمن تحت یک فشاری قرار میگیرد یک گناهی میکند خودش هم آن موقعی که دارد گناه میکند خیلی شرمنده است خیلی خجالت میکشد خیلی ناراحت است عذاب وجدان دارد درونش دارد فریاد میزند که خدایا من با تو لج نمیکنم خدایا من این گناه را برای دشمنی با تو و استقامت در مقابل تو انجام نمیدهم.@ لذا تا فرشتهها میخواهند گناه را بنویسند خدا میگوید دست نگه دارید ننویسید صبر کنید به او فرصت بدهید خودش جبران میکند چقدر محبت چقدر صفا، باصفاتر از خدا هم هست ما رفیقتر از خدا هم داریم کسی بیشتر از خدا ما را دوست دارد. چقدر ما خوشبختیم که خدا را داریم چقدر خوشبختیم که خدا هست.@ چه مژده قشنگی هست این که (اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُو) خدا جز او دلبری نیست اما یک مژده هم پشت سرش باز میدهد به ما (الْحَيُّ الْقَيُّومُ) یک معشوقی که همیشه زنده است همیشه پایدار است چه مژدهای از این بزرگتر، انسان هیچ وقت دیگر خرابی و تنهایی و غربت و بیکسی سراغش نمیاید همه دنیا هم که تنهایش بگذارند همه دنیا هم که رهایش بکنند هزار جور مشکل و بلا هم که ببیند میبینی سرمست است.@ برای همین هم خانم زینب(س) میفرماید (وَ ما رَأَیتُ اِلاّ جَمیلا) چقدر مست خداست چقدر تکیه بر این عشق دارد خیلی بد است که ما به خاطر مشکلات زندگی غصه بخوریم عصبانی بشویم سر کسی داد بزنیم بداخلاقی بکنیم خدا میگوید تو این مشکلت مثل اینکه از من بزرگتر شده برایت از عشق من برایت بزرگتر شده.@ بنده من کنیز من عبد من یک روزی این مشکلاتت تمام میشود و تو فقط در کنار من هستی در جوار نعمت من در جوار رحمت من برای چی اینقدر عصبانی میشوی برای چی اینقدر داد میزنی برای چی اینقدر بداخلاقی میکنی برای چی اینقدر حسادت میکنی برای چی خودت و دیگران را اینقدر ناراحت میکنی.@ الله اکبر باید صادقانه بشود اگر میگویی اکبر یعنی هیچ چیز دیگری در مقابل او نیست یعنی دیگر غصه نخوریم یعنی شاد باشیم همیشه هر مشکلی پیش آمد نگذاریم غصهاش غلبه کند به محبت خدا و شادی و نشاط ارتباط با خدا را از ما بگیرد یادمان برود که ما یک معشوق به این عزیزی به این بزرگی داریم.@ لا اله الا الله کلید همه سازندگیها و خوشبختیها است اگر کسی بدون لا اله الا الله بخواهد اخلاق کار بکند بخواهد تربیت کار بکند بخواهد خودسازی کار بکند بخواهد وارد مدیریت بشود بخواهد وارد اقتصاد بشود بخواهد وارد کار سیاسی بشود بخواهد وارد کار هنری بشود بخواهد ارتباطی انجام بدهد انتخابی بکند بدون لا اله الا الله خیلی بیکس است خیلی غریب است خیلی شکست میخورد.@ تمام انتخابها و ارتباطات و رفتارها و افکار وقتی مبتنی بر لا اله الا الله نیست مبتنی بر توحید نیست آدم شکست میخورد آدم میبازد آدم بیخود غصه میخورد آدم اذیت میشود لا اله الا الله باعث میشود که شما در دنیا ایمن بشوید هیچ وقت در هیچ ارتباطی در هیچ انتخابی در هیچ رفتاری در هیچ چینش فکری به بنبست نخوری احساس بدبختی نکنی احساس شکست نکنی لِه نشوی.@ این حقیقت لا اله الا الله یک شراب طهوری هست (وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً) گفتند آقا این (سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً) یعنی چی به امام عرض کردند چطوری پروردگارشان به آنها شراب پاککننده طهور یعنی پاککننده چطوری پروردگارشان مالک و مدبرشان به آنها شراب پاککننده مینوشاند فرمود دلشان را از غیر خودش پاک میکند خدا، لا اله الا الله قویترین شراب پاککنندهترین شراب هست.@ ما اگر لا اله الا الله جدی بگیریم هر وقت سختی آمد سراغتان هر وقت وسوسهای آمد سراغتان، هر وقت فکر بدی آمد سراغتان، هر وقت مشکلی داشت محاصرتان میکرد هر وقت فقدانی مصیبتی متوجه شما شد اذیتی آمد سراغتان اکسیر لا اله الا الله جان انسان را آرام میکند میگوید خدایا شکرت که تو کنارم هستی من با تو هیچ چیزی را از دست ندادم و بیتو هیچی ندارم.@ (ماذا فَقَدَ مَن وَجَدَک) خدایا چه چیزی را از دست داده کسی که تو را پیدا میکند و چه کسی را ندارد کسی که تو را دارد خیلی بد است ما با خدا احساس تنهایی بکنیم ولو کسی پیش ما نباشد کسی تحویلمان نگیرد برای همین هم امام سجاد در مناجات خمس عشر میگوید ای بهترین کسی که آدمهای تنها و طرد شده به او پناه میبرند یعنی هیچ وقت طرد شدگی و تنهایی با تو آزاردهنده نیست با داشتن تو ما همیشه شادیم.@
لا اله الا الله اکسیر اعظم است لا اله الا الله اسم اعظم است لا اله الا الله با آن تمام سختیها شکستها مصیبتها غمها تنهاییها طرد میشود با آن.@
چقدر خوب است خدا وقتی به دل ما نگاه میکند امتحان هم میکند خدا، دست میگذارد یکی از آن معشوقات را یک ذره انگولک میکند یک چیز را، مالت را کارخانهات را پولت را اعضای خانوادهات را سلامتیت را بدنت را دستکاری میکند در یک هولی میاندازد.@ (وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الَّثمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ) بشارت بدهد به آنهایی که تکان نمیخورند آنها چه کسانی هستند؟ (الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ) چقدر شیرین است (قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) ما مال خداییم میرویم پیش خدا از چی ناراحت بشویم غصه چه چیزی را بخورم.@ غصه این که یک نفر تحویلم نگرفت یک نفر حاضر نشد با من زندگی بکند یک جا شکست خوردم در طبیعت، یکی از این معشوقها از من گرفته شد غصه چه چیزی را بخورم من که مال اینها نیستم تازه اینها را هم که من دارم غصهشان را میخورم مال من نیستند هیچ کدام ما اصلاً مال همدیگر نیستیم ما مال یک نفریم مال خداییم من مال خدایم پیش خدا هم میروم. ما زبالاییم بالا میرویم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان آقا امام رضا(ع) آقا موسی بن جعفر(ع) صلوات ختم بفرمایید.@