یک فرمایشی را درباره ی ارزش انسان و ارزش دین و فعالیت های فرهنگی و معنوی از دیدگاه وجود مقدس سیدالشهدا علیه السلام عرض کردیم. یک روایت ماند یک روایت ماند از وجود مقدس سیدالشهدا علیه السلام در این باره که این را خدمت تان عرض می کنم. این ملاک است چون معصوم است دیگر ببینید خداوند تبارک و تعالی همه چیز را ریاضی خلق کرده. هر چیزی ساختار ریاضی دارد ملاک ها و اندازه ها دست معصوم است کل شیئ احصیناه فی امام مبین. محاسبات حدود وجودی و ریاضی کلی شی در یک شخصیت تحقق پیدا می کند و انجام می شود و آن چیست امام مبین است. یعنی حسابدار و اندازه دار نظام خلقت معصوم علیه السلام است. حالا وقتی که همه ی اندازه ها و مقیاس ها دست یک کسی است مثل یک نفری که صدها اختراع کرده بیایید به او بگویید کدام اختراعت مهمتر است یا ده ها صدها کتاب نوشته بگوییم کدامش بهتر است؟ مهندسی که چیزهایی را ساخته ساختمان هایی را ساخته و به او بگوییم کدامش بهتر است یا مثلا شما فرض کنید به یک طلا فروش بگویید کدام یک از این طلاهایتان گرانتر است یا کسی که صاحب جواهرات مختلف است از او سوال کنی از این ها کدام قیمتی تر است. پس وقتی راجع به معصوم صحبت می کنیم راجع به کسی صحبت می کنیم که تمام قیمت ها دستش است یعنی امکان جهل ندارد. این را دقت کنید. معصوم است امکان جهل ندارد نه تنها امکان جهل ندارد بلکه معدن علم خداست. به نص خود خدا به نص قرآن محاسبات عددی و اندازه گیری کل شی در اختیار این شخص است. کل شی احصیناه فی امام مبین. حالا این شخص دارد راجع به یک دوتا کار خیر اظهار نظر می کند از او سوال می کنند از حضرت که آقا ما جان یک مسلمان در خطر است خوب دقت کنید. یک شخصی جانش در خطر است کسی می خواهد او را بکشد. ما جان این را نجات بدهیم بهتر است یکی از این دوتا کار را بتوانیم بکنیم خوب دقت کنید جان یک مسلمان را نجات بدهیم بهتر است یا این که نه یک شیعه ای هست آگاهی ندارد دچار گمراهی است. گول تهاجم فرهنگی دشمن را خورده گول فریب دشمن را خورده این را برویم هدایتش کنیم و از دست آن شخص نجاتش بدهیم بهتر است. خیلی سوال مهم است ببینید در بودجه بندی در این 30 و چند سال انقلابی که ما داریم این حدیث خیلی می تواند کمک کند. بودجه کار فرهنگی می خواهیم بگذاریم بودجه کارهای دیگر هم می خواهیم بگذاریم، در یک سازمان، در یک وزارتخانه در یک کشور ما در آموزش و پرورش، می خواهیم یک بخشی، چون آموزش و پرورش است می خواهیم برای پرورش هزینه کنیم آموزش هم هزینه کنیم، کدام این مهمتر است؟ آموزش یا پرورش؟ در کشور ما در این چند سالی که از انقلاب گذشته روی آموزش سرمایه گذاری شده یا روی پرورش؟ روی آموزش. یعنی آمدیم از بخش 5 تا بخش که گفتم این 5 بخش قابل تقویت است، سلامت و زیبایی، هوش، عقل، اخلاق و معنویت، خانواده ها و نظام متاسفانه روی هوش خیلی سرمایه گذاری کردند، آموزش. هی معدل ها برود بالا. کنکور ها زیاد شود دانشگاه مردم بروند دکتر و مهندس شوند این کار الان اتفاق می افتد و روی پرورش هزینه ای گذاشته نشده. هزینه ای داده نمی شود روی پرورش خیلی کم به آن پرداخته می شود اگر هم میشود اصولی نیست سوری است که اینها مباحثش را در مهندسی فرهنگی مفصل توضیح دادیم که ما چقدر داریم پول هزینه های سوری می کنیم برای کارهای معنوی و مذهبی تاثیرزیادی هم ندارد. گاهی وقتها تاثیر عکس هم دارد.
خوب امام حسین دارد نظرش را می دهد من بخوانم روایت را خیلی مهم است این، «ایهما احب الیک» به سیدالشهدا شخص عرض می کند که کدام یک از این دو کار پیش تو محبوبتر هست. «رجل یرموا قتل مسکینٍ قد ضعفَ تنقضهم من یده او ناصب یرید اضلال مسکین مومن من ضعفا شیعتنا تفتح علیهما یمتنع المسکین به منه و یفهمه و یکسله حجج الله تعالی» سوال می کند، کدام یک از این دوتا در نزد تو محبوبتر است، رهانیدن یک بیچاره ای از دست یک ستمگری که می خواهد او را بکشد، جانش را نجات بدهیم، یا این که نه، ما یک مومن درمانده ی ضعیفی یک شیعه ای یک محبی که واقعا ایمان دارد به خدا و اهل بیت ولی از نظر فرهنگی و فکری ضعیف است درمانده در مقابل دشمنان شماست، در برابر یک دشمن در واقع حیله گر، وجود دارد این شخص، که می خواهد او را گمراهش بکند، چطوری ما برویم به کمکش نجاتش بدهیم. می گوید بدین گونه که با تعلیم حجج و براهین، استدلالها را یادش بدهیم با او کار فکری کنیم کار عقیدتی کنیم، استدلال یاد بگیرد برای دفاع از دینش، قوی شود. و ضعف بیرون بیاید و نیرومند شود. و بتواند آن دشمن را ان ناصبی را آن دشمن اهل بیت را خاموشش کند و شکستش بدهد قوی شود در مقابل احتجاج ها و شبهات. کدام کار قشنگتر است؟ الان من می خواهم پول بگذارم برای جنبه های جمادی، گیاهی یا حیوانی، من می خواهم کار خیر کنم الان ده میلیون پول داریم صد میلیون پول دارم می خواهم کارهای جمادی، گیاهی، حیوانی مردم کمک کنم که اینها همه ثواب دارند، ثواب زیادی دارد یا بیایم روی کارهای عقلی و فوق عقلی مردم سرمایه گذاری کنم. الان می خواهم وصیت نامه بنویسم، بنویسم این بقیه پول من، یک سوم اموالی که دارم برایش وصیت می کنم بنویسم خرما بدهید، گرسنه ها را سیر کنید، جهیزیه بدهید، مرکز بهداشتی بزنید، سالمندان را نگه دارید. و درمان سرطانی ها کمک کنید برای چی ... یا بگویم نه این پولی که می خواهم از من باقی بماند این را بگذارید برای هدایت انسانها. برای جایی بگذارم که امکان دارد انسانها آنجا هدایت شوند رشد کنند دین شان قوی شود. شک هایشان برطرف شود روح شان سالم شود اخلاق شان سالم شود. امام حسین می گوید برای دومی بگذار. چون اگر کسی روحش سالم شود اختلافات خانوادگی ندارد، با اطرافیان مشکلی پیدا نمی کند بدنش هم سالم هست. الان بسیاری از سکته ها، سرطان ها، بیماری ها، بسیاری شان مال این است که روح سالم نیست. منشا روحی و روانی و اخلاقی دارد. دست های من را نگاه کنید شما وقتی از بالا می روید قضیه را درست می کنید پایین ها خود به خود تا حدود زیادی حل می شود. ولی وقتی پایین را درست کردی معلوم نیست قضیه حل شود. من این را به خیلی از مراکز امدادی گفتم، گفتم شما دارید میلیاردها تومان پول مردم را صرف خیریه می کنید، یا پول دولت را یا دارید کاسبی می کنید پول در می آورید و صرف خیریه می کنید با اخلاص هم هزینه می کنید. یک قرانش هم اسراف نمی شود و هدر نمی رود. خوب مردم را به کجا می رسانید. الان یک کسی را از فقر درش آوردید، نجاتش دادید، یا بیسواد بود کمکش کردید درس خواند، تحصیلاتش رفت بالا. خوب الان فکر می کنید خیلی خدمت کردید به جامعه دیگر. یعنی می گویید ما مقدار زیادی آدمها را از فقر نجات دادیم مقدار زیادی آدم ها بیسواد بودند در مناطق مختلف، هزینه های میلیاردی کردیم، مدرسه سازی کردیم درس خواندند، رشد کردند دبیرستان درست کردیم دانشگاه درست کردیم. خوب تازه شما اینها را رساندید به ورطه ی هلاکت. چون بیشترین خودکشی های ما طلاق های ما، مشکلات روحی روانی ما در این دو گروه هست کسانیکه یا تحصیلات بالایی دارند یا از آسایش بیشتری برخوردارند. هرچقدر سطح آسایش بالا می رود آرامش پایین آمده مگر این که شخص تربیت شده باشد. هر چقدر سطح تحصیلات بالا می رود 90 درصد خودکشی های ما طبقات تحصیل کرده هستند. 90 درصد خودکشی ها در باسوادها هست. خوب می گویم شما مرکز امدادی که زدید میلیاردی دارید هزینه می کنید، بودجه های مردم را می گیرید هزینه می کنید برای کارهای خیر وقتی کار شما پیوسته فرهنگی موثر نه فقط فرهنگی، خیلی از موسسات کار فرهنگی هم می کنند ولی به درد نمی خورد. یعنی نمی تواند یک کاری کند این آدمی که الان تحصیلاتش بالا رفته دیگر فردا بتواند خوب ازدواج کند و مشکلات روحی و معنوی نداشته باشد نمی تواند. قدرت روحی نمی توانند بدهند. نمی توانند یک کاری کند این آدمی که یک زمانی وضع مالی اش خراب بوده، نان شبش را نداشته بخورد، برای لباسش لنگ بوده حالا که رسیده به آسایش طغیان نکند. «ان الانسان لیطغی، ان راه استغنی» قرآن می گوید: آدم تا احساس بی نیازی کند طغیان می کند. وجود مقدس سیدالشهدا علیه السلام چون بناست ما همه اش از ایشان بگوییم، ایشان می فرماید سه چیز اگر نباشد بنی آدم سر تعظیم فرو نمی آورد رو نخوت و تکبر و لج می ماند، 1) مرگ (ترتیبش را نمی دانم یادم رفته) فقر، بیماری. و الا انسان وقتی که سالم است طغیان می کند. مریض که می شود خوب می شود توبه می کند خوب می شود آرام می شود. تا یک ذره شفا پیدا می کند و دوباره طغیان ها شروع می شود. فقر، ثروت هم که دارد به قول علی علیه السلام «المال ماده الشهوات» مال ماده ی همه ی غفلت ها و شهوات است. تا یک ذره وضع مالی اش خوب می شود می زند به این چاک بازار و یک سره خرید و این را بخر و آن را بخر و یک سره هوس های این طوری. یعنی اگر یک میلیارد تومان به او بدهی اول صبح ته بازار همه را خرج کرده. باز هم به او بدهی باز هم خرج می کند یعنی یکسره آرزو دارد یکسره هوس دارد. در انواع شهوات، شهوات یعنی امیال، یا خوراکی یا پوشاکی یا اتومبیل یا خانه یا ابزار خانه وسایل خانه، انواع و اقسام هزینه می کند. یکی هم مرگ، تا سن می رود بالا، آن هم برای همه نه، یا تا به او می گویند سرطان داری، آرام می شود. تازه می گوید خوب حالا بنشینم وصیت نامه بنویسم بگویم که من دارم می میرم بابا تو جوانی ات در وقت های دیگر، همه هنر همین است گذاشتی حالا که همه چی دارد از دستت می رود می گویی خوب بریزمش. باز هم خوب است تو زنده هستی باز هم این خیلی شرافت دارد به یک کسی که حتی تا مردن هم نمی تواند این کار را بکند. می گوید برای من وصیت نامه بنویس می گویم خوب حالا چی بنویسم چی داری، این ملک را دارم خانه را دارم باغ دارم میگویم این ها را بفرست همین الان بفرست جلوتر. نمی تواند می گوید بگذار بمیرم بعد. خدا شاهد است 80 سالش است نمی تواند. می گوید هر وقت مردم. بینهایت فرق دارد وقتی زنده باشی. یک هزارم آن را بدهی بینهایت تفاوت دارد تا زمانی که فرد می میرد ولی می گوید نه بگذار بمیرم. نمی تواند تا حیاتش نمی تواند بدهد. برای خودش نمی تواند یعنی به خودش هم این بخل دارد برای کی می خواهی بفرستی در جیب خدا می رود؟ در جیب امام معصوم می خواهد برود؟ برای خودش نمی تواند بفرستد. تا می گوید سرطان گرفتی این نفس آرام می شود. توبه می خواهم بکنم، می خواهم روشم را درست کنم، اصلاح کنم آشتی کنم با خدا. سیدالشهدا میگوید اگر این سه تا نباشد بشر طغیانگر است آرام نمی شود مرگ و بیماری و فقر. تا وقتی که ندارد خوب است آرام است شاکر است با بقیه خوب تا می کند قدر همسر و بچه هایش را می داند طغیان های این طرف و آن طرف ندارد، هرزگی ندارد، تا وضع مالی اش خوب می شود همینطوری می شود. من به این مراکز عرض می کنم شما که دارید کار خیر می کنید بچه ها و این محرومین را می رسانید به سواد عالی اینها را می رسانید به ثروت و رفاه، فکر کردید اینها را به کدام منجلاب می کشانید، اینها بیسواد باشند وضع مالی شان کم باشد بهتر است. طغیان شان کمتر است وقتی می آید بالا. الان در جامعه بیشترین بیماری ها، طلاقها، دردسر ها، پرونده های قضایی خودکشی ها مال طبقاتی است که یا تحصیلات بالا دارند یا آسایش زیادی دارند یعنی پول بیشتری دارند چون تربیت نشده که این تحصیلات و پول را مدیریت بکند در راه بخش فوق عقلانی. گفتیم علامت این که یک نفر انسان است این است که سه تا معشوق در راس معشوق هایش باشد. الله، اهل بیت و جهاد. این هر چه دنیا دارد اول می خواهد پای خدا بریزد، پای اهل بیت و جهاد مقداری اش را هم صرف خانواده می کند. در حد معمول و متعارف. ولی بیشترش نصفش، مقداری اش، هر چقدر می تواند می ریزد پای سه معشوق اصلی اش. ما اینطوری نیستیم. ما متاسفانه همه را می ریزیم پای دنیای مان، خانواده، برای آخرت هیچ چیز نگذاشتیم. هیچ هدیه ای برای آخرت نگذاشتیم. خود امام حسین را یک کسی دعوت کرد گفت یک خانه ساختم خانه خوبی است تشریف بیاورید تبرک کنید خانه را. امام حسین را گفت، آمد خانه طرف را دید سیدالشهدا، حضرت گفت تو دنیایت را آباد کردی با این خانه ات، ولی آخرتت را خراب کردی. دنیایی ها و اطرافیانت خوشحالند. فرمود اهل آسمان از تو نفرت دارند. خوب من وضع مالی ام خوب است می خواهم خانه بزرگ بسازم. باشد چه اشکالی دارد خانه بزرگ بساز. خانه خوب بساز، زیبنده مومن هست ولی چقدر از درآمدت رفته به آخرت این را تا به حال حساب کردی؟ چی اش رفته به ابدیت؟ این را حساب کردی؟ یا عمده ای مال و سرمایه ات همه اش هزینه خودت و بچه ها و عروس و داماد و نوه و نتیجه شده. امیرالمومنین آن گونه زندگی می کرد ثروتمندترین مرد زمان خودش است. از نظر ثروت آنقدر باغ آباد کرد زمین های بایر را آباد کرد آنقدر قنات زد، آنقدر نخلستان دایر کرد، اگر می خواست اینها را تبدیل به پول کند خیلی بود. همه را می فرستاد به آخرت. نگاه سیدالشهدا را شما دقت بکنید. من به این عزیزان در این مراکز عرض کردم شما میلیارها تومان هزینه می کنید برای کار خیر چقدرش برای ساخته شدن آدمهاست. چقدرش را هزینه می کنید که مردم هوشیار شوند. الان در همین اربعین شما ببینید چقدر صرف شکم مردم می شود خوردن، نوشیدن، همین شکم، چقدر صرف این می شود که این مردمی که می روند 30 میلیونی که می روند راهپیمایی با حسین زمان خودشان آشتی کنند. فلسفه عزاداری و فلسفه اربعین این است که مردم لشکر امام زمان خودشان شوند. فکر نکنند که این اربعین یک داستانی است که این پا شوند و بروند یک عرض ارادتی به سیدالشهدا کنند و یک ذره برای حسین و ابالفضل سال 60 گریه کنند، و حسین زمان الان که سیدالشهدا فرمود «لو ادرکته لخدمته ایام حیاتی» امام حسین دارد می گوید وقتی راجع به امام زمان به او گفتند این کلام خود سیدالشهداست اگر من امام زمان را ببینم تمام عمر خادم او خواهم بود. امام حسینی که خودش می گوید اگر من امام زمان را ببینم همه عمر خادمش خواهم بود، ببینید چقدر چند میلیارد هزینه می شود برای اربعین عزاداری ها، هیئت ها، شام و ناهارهایش بعد چقدر هزینه می شود برای این که این جمعیت میلیونی و ده ها میلیونی بفهمند که حسین زمان شان غریب است و آواره است و طرد شده است. این را بفهمند. یعنی من می روم راهپیمایی می روم عرض ارادت می کنم به سیدالشهدا و ابالفضل و همه شهدای کربلا، و همه اهل بیت، باید دستم در دست امام زمانم باشد. نمی شود که من با حسین زمانم که هر روز هل من ناصر ینصرنی می گوید قهر باشم بعد بروم با آنها آشتی باشم. بگویم من به تو کمک نمی کنم با ایشان کاری ندارم، قربونت بروم ابالفضل، قربونت بروم رقیه، علی اکبر، علی اصغر، امام حسین. وقتی تو الان حسین زمان خودت که امام حسین می گوید اگر من بودم خدمتگزارش بودم، دارد هل من ناصر ینصرنی میگوید تو باید اول بفهمی چه خاصیتی برای این لشکر داری کجای این لشکر هستی. الان چه کار داری برای این حضرت می کنی به چه دردش می خوری. بخش جمادی ات، بخش گیاهی ات، بخش حیوانی و بخش عقلی و بخش فوق عقلی ات چی اش می ریزد از این دارایی های 5 گانه ات چی اش می ریزد پای امام زمان. حالا تو پا شو 20 دفعه برو اربعین پیاده روی کن وقتی برگشتی خاصیتی برای امام زمان نداری، این مهم است. برگشتی باید بالاخره یک جای لشکر را پر کرده باشی. یک عضو این لشکر باشی. یک تحولی یک تغییری یک توبه ای یک آشتی ای یک پیوندی یک خاصیتی یک عملیاتی یک قیامی. قرآن می گوید: «ان تقوموا لله مثنی و فردی» تنها موعظه خدا این است که خوب حالا من الان رفتم اربعین و آمدم آیا قائم شدم؟ قیام می کنم برای امام زمان در زندگی ام؟ قائم نباشی، قائد باشی هی پاشی بروی اربعین. نمی گویم بی خاصیت است ثواب ندارد بالاخره ثوابش را می دهد هرکس، آن کافر هم برای امام حسین مسیحی ها هم که می آیند برای امام حسین موکب می زنند موکب عیسی بن مریم، یا موکب هایی که یهودی ها دارند یا غیر مسلمانها دارند آنها ثوابش را هم می برند. بالاخره اینها کریمند هر که هر کاری بکند ثوابش را می دهند. ما برای ثواب نمی خواهیم که برویم ما می خواهیم زندگی کنیم. سبک زندگی ما با اینها، ما قرار است به مقام محمودی که اینها می خواهند برسیم. وقتی من هیچ خاصیتی برای این لشکر ندارم، فقط می خواهم ثواب جمع کنم، سنخیت و پیوند خیلی مهم است. چقدر سنخیت داری چقدر پیوند نداری این ملاک است این اصل است. سیدالشهدا چقدر قشنگ جواب می دهد. ببینید حضرت فرمود: بلکه نجات بخشیدن به این مؤمن درمانده که الان گیر است شبه دارد در تلگرامی در شبکه های مجازی، اینترنت، مدرسه، استاد سر کلاس چهارتا شبهه کرده الان هم استادهای این طوری کم نیستند استادهایی که ظاهرا مذهبی هستند یکسره در دل مردم تردید نسبت به دین ایجاد می کنند و عقاید ایجاد می کنند حتی در لباس روحانیت، یکسره مردم را به شک می اندازند، نجات این مومن از دست این شخص محبوبتر است. بعد امام حسین دلیل می آورد، دقت کنید، امام حسین دلیل می آورد، یک قاعده ای داریم ما. این قاعده را خواهش می کنم دقت کنید. احادیث چقدر اعتبار دارند؟ امام علیه السلام فرمود احادیث به مقداری اعتبار دارند که با قرآن مخالفت نداشته باشند. اگر از ما حدیثی به شما رسید که با قرآن مخالفت داشت بزنید به دیوار. توجه کردید. یک کسی آمد گفت من عالم هستم من ولی خدا هستم من چنین هستم مجتهد هستم یک چیزی گفت شما دیدید در قرآن این خلافش است نمی خورد قرآن اصلا زیر بار این نمی رود خوب چه کار بکنیم؟ می گوید اگر دیدید که با قرآن منافات دارد با نص فقه منافات دارد با رساله منافات دارد می گوید بزنیدش به دیوار. حدیث ما را بزنید به دیوار. اعتبار را دقت کنید. حضرت می آید دلیل قرآنی می آورد می گوید من امام حسین این طوری گفتم چرا این طوری می گویم چون قرآن این طوری فرمود: «من احیا نفسً» سوره مائده آیه 32، «من احیا نفس فکانما احیا الناس جمیعا» هر کس یک نفر را هدایت کند انگار که همه مردم جهان را هدایت کرده است. ثوابش اینقدر است. ثواب هدایت یک نفر این قدر است ثواب کار فرهنگی این است ثواب سرمایه گذاری در کار فرهنگی این است. حالا من سرمایه گذاری کنم قیمه بدهند، شوله زرد بدهند، حلیم بدهند، قورمه بدهند، سرمایه گذاری کنم، مدرسه بسازند، فلان و .... اما می آیم سرمایه گذاری کنم برای این که یک نفر احیا شود آشنا شود با دینش، با معارفش. این خیلی فرقش است که شما کتاب هدیه بدهید به یک نفر یا یک جعبه شیرینی بدهی که سه برابر قیمت کتاب هم ارزش دارد. خیلی متفاوت است. حضرت دلیل آورد، می فرماید خدای سبحان می فرماید من احیاء نفسً فکانما احیا الناس جمیعا هر کس یک نفر را هدایت کند مثل این است که همه مردم جهان را هدایت کرده. خوب اینجا سرمایه گذاری کردن بهتر نیست؟ یک سرمایه ای هست که شما در هر بخش که سرمایه گذاری کنید ثوابش معلوم و معین است. فقط یک جا هست که وقتی سرمایه گذاری می کنید دیگر هیچ کس جز خدا هیچ کس حتی فرشته ها هم دیگر نمی توانند حسابش بکنند. آنجایی هست که سرمایه گذاری می کنی، برای این که جان انسان ها را نجات بدهی. نه بدن شان. روح شان را، ایمان شان را، دین شان را نجات بدهد آن موقع است که دیگر هیچ کس نمی تواند ثواب این را حساب کند. پاداش این را دیگر هیچ کس نمی تواند حساب کند. خیلی تفاوت دارد. بعد حضرت این آیه را این طوری معنا می کند خودش. «ای و من احیاها و ارشدها من کفرٍ الی ایمانا فکانما احیا الناس جمیعا» یعنی اگر یک کسی احیا بکند بنده ی خدا را، یعنی چی را احیا بکند، یعنی حیات روحی، حیات معنوی، حیات طیبه به او بدهد گفتیم ما 5 نوع حیات داریم، جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی، که بخش فوق عقلی قرآن می گوید، اسم حیات چیست؟ حیات طیبه. «فلنحینه حیاتا طیبه» یعنی حیات انسانی. زنده است اما با سه معشوق زنده است این حیات دارد اما حیاتش زندگی اش صرف سه معشوق می شود الله، اهل بیت و جهاد. این نفس کشیدنش از صبح که می خواهد پا شود و شب که می خواهد بخوابد برای این سه معشوق است. کارهایش همه چیزش با این سه معشوق طراحی شده دانشگاه می خواهد برود، درس می خواهد بخواند، ازدواج می خواهد بکند، عروس می خواهد بگیرد، داماد می خواهد بگیرد کار فرهنگی می خواهد بکند، کار علمی می خواهد بکند، دانشگاه می خواهد برود، هر کاری می خواهد بکند، کار اقتصادی می خواهد بکند، کار سیاسی می خواهد بکند، کار هنری می خواهد بکند، می خواهد برود در انتخابات شرکت کند، هر کاری می خواهد بکند، فقط این سه معشوق در راسش هست. می گوید چه کار کنم الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا احیا شود و از من راضی باشند اینها. به اینها برسم. عشقش این است. پول خرج می کند اگر هر کاری می کند عشقش این است. خیلی فرق می کند باز دارم تاکید می کنم چون بعدا ما به اینها نمی رسیم. این که یک کسی صبح از خواب پا می شود این ضربان قلبش این عقربه ی عشقش با این سه تا معشوق بزند. الله، اهل بیت و جهاد. یا این که نه، مسلمان خوبی هم باشد مومن هم باشد، خدا و اهل بیت و جهاد را هم دوست دارد اما بنده دلش جای دیگر است. زینب کبری چرا گفت « ما رأیت الا جمیلا» یا سیدالشهدا چرا خوشحال بود در لحظه آخر؟ اصحاب عاشورا چرا همه شان شاد بودند؟ چرا به قول امام باقر هیچ کدام ضربه ی شمشیر را احساس نمی کردند چون سه تا عشق بر همه عشق های این آدمها غلبه داشت الله، اهل بیت و جهاد. اگر یک کسی برای دنیا به گریه افتاد. «من بکی علی الدنیا دخل النار» اگر کسی به خاطر دنیا افتاد به حسادت، به سخن چینی، به فضولی، به تجاوز، تهمت، غیبت، عصبانیت، نخوت، خودفروشی، به خودشیفتگی این آن سه تا معشوق را ندارد. اگر داشت این وضع زندگی و اخلاقش نبود. این اصل است. برای دنیا غصه نمی خورد که. اگر آدم معشوق هایش را داشته باشد برای دنیا دیگر غصه نمی خورد. معشوق اصلی ام وقتی این شد دیگر برای دنیا غصه نمی خورد. همیشه شاد و همیشه آرام.
حالا دقت کنید این چقدر قشنگ است، یک تکه ی تکمیلی دارد سیدالشهدا فوق العاده است. می گوید این آدم «فکانما احیاالناس جمیعا من قبل ان یقتلهم بسیوف الحدید» گویی همه ی مردم را از کشته شدن با شمشیرهای آهنین حفظ کرده. شما یک جا سراغ دارید دین رویش بکند اختلاف و خونریزی باشد؟ نه. شما یک جا سراغ دارید پیغمبر امیرالمومنین، یا سیدالشهدا برای دنیا یا زمین یا سرزمین دست به شمشیر برده باشند؟ سراغ دارید؟ دین اگر آمد صلح است همه جا. خونریزی ها، طلاق ها، دزدی ها، فسادها، احتکارها، قاچاق ها، خودبرتربینی ها همه ی اینها برطرف می شود. شما با یوگا و ورزش و تمرین و تلقین و قرص و درمان هایی که امروز خیلی ها توصیه می کنند نمی توانید یک نفر را از آن وضعیت نجات بدهید. تنها کسی که تنها چیزی که می تواند انسان ها را آرام بکند و جلوی وحشی گری شان را بگیرد به معنای واقعی، توحش، تجاوز، هاری به قول امام رضا علیه السلام دریدن یکدیگر را بگیرد تقواست ایمان است. این که امام رضا می گوید اگر من یک شیعه ای را ببینم که دارد خواهر و برادرهای خودش را می درد دنبال آبروی این و آن است نفرینش می کنم که نه خیر دنیا ببیند و نه خیر آخرت برای چی این را می گوید؟ یعنی امام رئوف ما اینقدر نامهربان شده؟ حضرت می گوید این خیلی وحشی شده که این گونه است این اهل رحمت نیست چون وحشی است. یک کسی که می افتد به جان آبروی مردم، تجاوز به حریم های انسان ها می کند فضولی در کار دیگران می کند. خبرچینی می کند، غیبت می کند، تهمت می زند، امام رضا می گوید من نفرینش می کنم. شوخی نیست امام رضا آدم را نفرین بکند. اگر کسی می شود امام رئوف نفرینش بکند و نجات پیدا کند؟ هرگز. این طوری نیست. اگر کار دینی شدن اگر هدایت شد حضرت می گوید شما جلوی خونریزی ها را هم گرفتید. الان این داعشی ها و وهابی های بی دین یهودی که فقط در لباس مسلمان هستند باطناً یهودی و صهیونیست هستند و فقط هم اسرائیل دارد از اینها حمایت می کند اینها در قالب دین این همه جنایت انجام می دهند واقعا متدین هستند؟ شما اگر تدین دارید چرا مسجدها را خراب می کنید چرا اهل سنت را می کشید؟ چرا غیر مسلمانها را می کشید؟ مسلمان کسی باشد و مسجد را تخریب کند؟ راست می گویند اینها؟ چرا هرجا اثری از اسلام هست شما نابودش می کنید؟ هر جا کشور اسلامی هست نابود می کنید؟ اقتصاد و سرمایه های دنیایی و آخرتی و همه فرهنگ اسلامی را مورد تجاوز قرار می دهید؟ واقعاً اینها مسلمانند؟ از داعش کی پشتیبانی می کند غیر از اسرائیل و اروپا و آمریکا؟ اینها مسلمانند؟ مسلمان اگر یک جایی بود جنگ نیست، تجاوز نیست، اختلاف نیست، «المسلم من سلم المسلمون من یده و لسانه» مسلمان کسی است که مسلمان های دیگر از دست و زبانش در امنیت باشند. وقتی تو متجاوزی با زبانت، با دستت، فضولی داری، آبروی کسی را می بری، با آبروی کسی بازی می کنی، چطور اسلامی است این؟ این یک وحشی گری و خشونت است. وقتی باجناقت، وقتی خانواده همسرت، جاری ات، پدر و مادرت، همکارهایت، همسایه هایت، مردم از دست و زبان تو در آرامش نیستند یک سره مورد تعرض و تجاوز تو هستند این چطور مسلمانی هست؟ یک باطن وحشی درنده است عاقبت به خیری هم ندارد. قطعا عاقبت به خیری ندارد. شما یک دانه آدم این طوری سراغ دارید که بتواند دو رکعت نماز با حضور قلب بخواند. بتواند ورود کند به غیب به برزخ. بتواند خواب درست ببیند. آدم وحشی اصلا راهش نمی دهند آنجا. ما باید توحش ها، خشونت ها، هاری های نفس خودمان را بگیریم. هر وقت گرفتی آرام شدی، محرم می شوی با غیب آن موقع است که باب رویت باز می شود در رویت باز می شود به آرامش و شادی و وصول و رؤیت و به خواب و به خیلی چیزهای دیگر می رسی. تا وقتی که اینجوری تو می نشینی علیه دیگران نقشه ریزی می کنی، حرف می زنی، روی آرامش را نمی بینی. لذا حضرت می فرماید اگر یک کاری که بتواند یک نفر را احیا کند اگر مردم بروند سرمایه گذاری در بخش فرهنگی بکنند، شما نگاه کنید اگر مردم دین داشتند، قوه ی قضائیه اینقدر شلوغ بود؟ دادگاه ها اینقدر شلوغ بود؟ ما قاچاق داشتیم؟ ما گران فروشی داشتیم؟ ما کم فروشی داشتیم؟ ما سوء استفاده می کرد. همه این مفاسدی که الان شما در جامعه می بینید و روز به روز هم دارد بیشتر می شود مال این است که دین وجود ندارد. خداترسی نیست تقوا نیست. ایمان نیست. شرافت انسانی نیست. که این جوری دارد اتفاقات می افتد. لذا دقت کنید قیمت گذاری ها کجاست، مشکلات از کجا دارد ناشی می شود و اگر قرار است کسی کاری بکند و سرمایه گذاری بکند و خدمتی بکند یک جوانی است می خواهد الان وقت بگذارد می خواهد انتخاب کند که کجا برود و در کدام رشته برود یا کدام شغل را انتخاب بکند یا یک کسی سرمایه گذاری می خواهد بکند می گوید کجا سرمایه گذاری کنم امام حسین دارد به او می گوید برو یک جایی سرمایه گذاری کن که بقیه احیاء شوند. یک رشته می خواهی انتخاب کنی یک رشته ای بخوان که بشود با آن چهار نفر را هدایت کرد. که حتی اگر یک نفر هم تو هدایت بکنی، یا مشارکت بکنی، فکانما احیا الناس جمیعا.
والحمدلله رب العالمین