جلسه 004 - مهندسی آرزوها
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
3
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - مهندسی آرزوها

مهندسی آرزوها؛ جلسه چهارم 11/03/1387

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. و لعنت الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.

در بحث آرزوها بودیم و این نکته را عرض کردیم که اولا آرزو بد نیست ؛ چه آرزوهائی دنیائی و چه آرزوهای آخرتی و لازمه زندگی است. ولی گفتیم که آرزوها باید به تناسب ساختار زندگی انسان و مدت زندگی انسان تنظیم بشود. چون انسان موجود ابدی است و زندگی او پایان ندارد. جاودان و همیشگی است. اما مراتب و مراحل دارد ما باید آرزوها را طوری تنظیم کنیم که هم در دنیا یک زندگی شاد و آرام داشته باشیم. طوری تنظیم شود که اگر هر لحظه ای وفات و انتقال ما به برزخ رسید ما نسبت به آرزوهای آخرتی مان دچار حسرت نباشیم. یعنی آرزو نکنیم که ای کاش به دنیا برگردیم. «رب ارجعون » برمگردان خدایا و تنظیم بین این رابطه ها یعنی تنظیم چینش آرزهای آخرتی و دنیایی بسته به شناخت قیمت آرزوهاست که در جلسات گذشته این تمارین را با هم انجام دادیم. شاید ده جلسه ای شد که تمرین کردیم. و تمام خواستنی ای که یک نفر می تواند بخواهد، دوست داشته باشد از کمالات جمادی، کمالات نباتی، کمالات حیوانی و کمالات فرشته ای و انسانی. قیمت را توضیح دادیم. روابط را توضیح دادیم. اگر ما قیمت ها را ندانیم خیلی وقت ها عمر و وقتی که می توانیم با آن یک جاودانگی را بخریم به ثمنی می فروشیم. به یک قیمت خیلی مفت و ارزانی عمرمان را تلف می کنیم. جوانی مان را تلف می کنیم و در ازا چیزی را به دست نمی آوریم.

نکته خیلی خیلی مهمی خدمتتان عرض کردم این بود اگر کسی بین آرزوهای دنیایی و آخرتی اش تناسب ایجاد کند و تضاد نداشته باشد رسیدن به آرزوهای دنیایی اش و پیشرفت در آرزوهای دنیایی اش دو اثر دارد.

خواهش می کنم به این مسئله خوب دقت کنید. اگر کسی موفق بشود مهندسی آرزوها و چینش ها را درست انجام بدهد، وقتی تلاش می کند برای آرزوهای دنیایی اش، دو اثر خوب برای او دارد.

یکی اینکه؛ حتما به آرامش نزدیک تر می شود. دوم اینکه؛ رسیدن به همان آرزوهای دنیایی برایش عبادت است. یعنی با آخرتش هیچ جدائی ندارد. مثلا کسی تلاش می کند ازدواج کند، تلاش می کند زندگی موفق داشته باشد، یک روابط زناشوئی موفق داشته باشد، یک روابط پدر و فرزندی موفق داشته باشد، یک تربیت فرزند موفق داشته باشد، مسکن گزینی می کند، تفریح می کند، کار می کند، اینها اگر با آرزوهای آخرتی تنظیم شده باشد، اولا خود این کارها برای انسان نشاط می آورد، غصه ندارد، و ثانیا ثواب و عبادت هم دارد. از کجا می فهمیم با آخرت تنظیم شده است؟ از همین آثاری که دارد. اگر با آخرت تنظیم نشده باشد یعنی دنیایی باشد حتما در ساختار خودش تشنج، اضطراب، غم و افسردگی دارد.

هر چقدر انسان پیشرفت می کند در اینکه این آرزوها را بدست بیاورد و موفق تر شود، به حجم اضطراب ، غم وغصه ها، فشارهایش افزوده می شود. چرا؟ چون تنظیم نیست. خداوند چون ساختار نفس و دنیا و آخرت را ریاضی خلق کرده، یعنی دستور داده که دنیاو آخرت با هم تنظیم باشند. لذامی فرماید هر کس به سمت آخرت و خدا نگاه می کند دنیا به سمتش می دود و هر کس پشت کند به خدا و آخرت، دنیا با او قهر می کند. دنیا رفیق کسی است که با خدا رفیق است. دنیا دوست کسی است که با خدا دوست هست. برای همین هم در زندگی دنیایی اش آرامش و شادی دارد. چرا؟ چون با خواسته ها و امیالش بین دنیا و آخرتش تناسب برقرار کرده. یعنی در کلیه تلاش ها آن چهار مرحله انتخاب ها، ارتباطات، افکار و رفتارها کسی که اصالت به آخرت می دهد همیشه در دنیا موفق تر است.اگر ما بخواهیم دنیای شیرینی داشته باشیم ، از دنیایمان لذت ببریم و آرامش حتما به سراغ مان بیاد باید این چهار مرحله یعنی انتخاب ها، ارتباطات، رفتارها و تنظیم افکار و اندیشه را براساس نظام آخرتی کنیم. مثالش چی بود؟ مثالش گفتیم رابطه دنیا و آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست. دکتر از کجا می فهمد وضعیت این بچه ای که می خواهد متولد شود، وضعیت خوب و سالمی دارد؟ از کجا به ما خبر می دهد؟ یک سونوگرافی می کند وجنین را نگاه می کند بعد می گوید او مسیر خوبی را طی می کند.

مسیر خوبی راطی می کند یعنی الان جنین در رحم مشکل ندارد. سیر تنفسش، ضربان قلبش، قد و قامتش، رشدش خوب هست پس حتما دنیای خوبی هم خواهد داشت. این دو تا با هم کاملا تنظیم هستند. هیچ وقت دکتر نمی گوید بچه شما خوب و سالم متولد می شود و الان در رحم جونش در خطر هست. الان وضعش خرابه یا دچار عفونته. این طور به شما نمی گوید. اگر بچه دچار عفونت هست، دنیای اش ممکن است به خطر بیفتد. یعنی هشدار برای هر دو هست. بنابراین، کسی که می تواند با نظام ابدی خودش هماهنگ کند هم از دنیایش لذت می برد و هم از آخرتش. و علامت اینکه برای آخرت هم موفق است، این است که چقدر در دنیا موفق شاد و آرام هست، و دنیا هم علامت اینکه در آخرت هم موفق خواهد بود همین سیر دنیایی اش است.

خدا مرحوم خواجه عبدالله انصاری را رحمت کند. می گوید خدایا همه می گویند ما را عاقبت بخیر کن ولی من می گویم اول بخیر کن. اولمان را ختم به خیر کن. چون کسی که اولش به خیر است آخرش هم به خیر است. برای همین هم من می گویم کسی که عرضه ندارد در دنیا شاد زندگی کند. من که نه. اصول دنیاست. کسی که عرضه ندارد در دنیا شاد زندگی کند، آدم غمگین هست، حساس ، زودرنج و پرخاشگر هست، این فشار قبر زیادی دارد. بنابراین آخرت بدی هم دارد.

در بحث غضب گفتیم هر یک بار عصبانیت فشار قبر زیادی رابرای ما ذخیره می کند. پس این کسی که دچار عصبی زیادی در دنیا هست در آخرتش هم همین گونه است. اصلا فرمول این گونه است: «من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخره عمی» و من کان فی هذه کذا فهو فی الاخره کذا. هیچ فرقی نمی کند. یعنی شما در دنیا هر جوری باشی در آخرت هم همان جور هستی.

وقتی می گوئیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست، دنیا و آخرت یک مجموعه دو مرحله ای هست. دو تا چیز کاملا از هم جدا نیست. بنابراین ما از وضعیت جنین در رحم می فهمیم چه تولد خوبی خواهد داشت . در دنیا چه اتفاقی می افتد. و از نگاهی که به خودش دارد وضعیتش قابل شناخت و بررسی است. پس این خیلی مهم است که آیا ما در بحث مهندسی آرزوها چنین توفیقی داشتیم یا نداشتیم. اگر داشته باشیم همیشه دل شاد و آرام خواهیم داشت. یک شخصیت با ثبات، یک شخصیت مستقر نه مستودع که یک موقع خوب باشد و یک موقع بد باشد مثل ابر بهاری، یک شخصیت ثابت و مستقر که هر وقت کنارش می روی شاد و آرام هست، هر وقت کنارش می روی جذب نورانیت و روحانیت می کنی. این معلوم است که مسیررا درست طی کردی این حالت دارد و این حالت ازش گرفتنی نیست. حتی حالت های قبض و بسط های که در حالت های روحانی انسان اتفاق می افتد، مومن را از امید ونشاط و آرامش نمی اندازد. او همیشه این وضعیت را دارد. پس باید دقت کنیم باید چیزهای را انتخاب کنیم ؛ یک همسر، فرزند، لباس، منزل، فرش، اتومبیل، مبلمان، رشته تحصیلی، شهری که می خواهیم زندگی کنیم، خیلی باید دقت کنیم اگر بخواهیم این برای ما به خیر بگذارد باید تمام انتخاب ها و بعد ارتباطات و رفتارهایمان و افکارمان را براساس نظام آخرتی قرار بدهیم. یعنی با ریاضیات آخرت و برزخ هماهنگش کنیم. اگر هماهنگ نکنیم، و ملاک را دنیا قرار بدهیم حتما شکست دارد. این سنت لایتغیرالهی است. همان طور که آب اگر در جای بریزد خیس می کند. مسئله ای بدیهی است که حضرت مسیح آن را خوب مثال می زند. فرمود: در آب رونده خیس شونده است. همان طور اگر کسی در آب برود، خیس می شود به همین بداهیت در تنظیم آرزوها و مهندسی آرزوها قضیه بر همین قرار است.شما امکان ندارد مبنا را آخرت ونظام ابدی قرار بدهی، قبر و قیامت قرار بدهی و شکست بخوری. اصلا شکست ندارد. هر وقت مبنا را در کارهایمان ابدیت قرار دادیم دنیایمان شاد می شود. این جوری است. برای همین هم به عنوان یک سنت لایتغیر حضرت می فرماید هر کس رابطه خودش را با خدا تنظیم کند خدا رابطه او را با دنیا تنظیم می کند. یعنی شما کدخدا را ببین ده را بچاب. همه در استخدام تو قرار می گیرند. اما اگر کدخدا را ندیدی، مستقلا به ده نگاه کردی بدان اگر سراغ ده خواستی بروی، و ده را بچابی امکان پذیر نیست . همه در مقابلت مقاومت می کنند و به ذوقت می خورد. دائما مخالفت ها، مبارزها و تضادها انسان را له می کند. لذا دنیا رام خداست. اینکه قرآن می فرماید همه آسمان ها و زمین گفتند «اعطینا طاعین» ما مطیع تو هستیم ، ما تسلیم تو هستیم این جوری است. دنیای که تسلیم خداست وقتی می خواهی دلش را به دست آوری و بااو خوش بگذاری باید از صاحبش اجازه بگیری. وقتی با خدا سراغ دنیا می آئی؛ سراغ هر کدام از نعمت های دنیا فرقی نمی کند. با خدا سراغ دنیا می آئی دنیا به تو کام می دهد. اگر بخواهی بدون خدا سراغ ملک خدا بیائی، بدون اجازه خدا سراغ ملک او بروی ، قهر می کند و به ذوقت می زند. و تلفت می کند . همان طور که در حدیث هست انسان را می دواند و خسته می کند و ناکام می کشد. بسم الله الرحمن الرحیم/ قل اعوذ برب الناس/ ملک الناس.

ملک یعنی چی؟ یعنی پادشاه. پادشاه همه کاره عالم است. شما از این کشور می خواهید به کشور دیگر بروید، باید پادشاه یا نماینده اش به شما ویزا بدهند. مشخص می کنند چند روز می خواهی، کجا بیا و کجا نرو اصلا. پادشاه همه را تعیین می کند. وقتی شما رفتید پادشاه را دیدید و رفیق شدی بااو و به او بگوئی من می خواهم این مملکت را بگردم او هم به تو اقامت می دهد. می گوید هر وقت دلت خواست بیا و برو. مال تو. برگه سبز یا گرین کارت به قول معروف می دهند دست که هر وقت خواستی بیای و بروی. پاس دائمی مال تو. هر جا خواستی برو. اما اگر انسان بدون اذن خدا سراغ دنیا بیائید، دزدی و یواشکی و خدا را بخواهد غال بذارد و پشت سر خدا و بدون خدا و بدون اذن و رضایت خدا در مملکت خدا بگرد. دنیا ناموس خداست. یک کسی که می خواهد با دختری ازدواج کند اول می رود از پدر و مادر دختر اجازه می گیرد، یک کسی می خواهد با پسری ازدواج کند، آیا پدر و مادر در جریان و همراهی می کند. می بینید که چه زندگی خوب و خوشی هم دارند. اما وقتی که پدر و مادر مخالف باشند زندگی اینها هم جهنم می شود. شما خدا را غال بگذاری، بدون اطلاع و بدون اذن سراغ دنیا بیائی، و هی برای خودت آرزو داشته باشی و آرزو بکنی، آرزوهایت اذن خدا نباشد، تنظیم نباشد، خدا هم راضی نباشد، شما هم دائما له می شوید. چون خدا از مملکت خودش دفاع می کند. بهش دستور داده که اگر کسی بدون ما سراغ آمد، بدوانش، خسته اش کن، بکشدش. غصه دارش کن. امر کرده. اینکه قرآن می فرماید: «اعطینا طاعین» ما تسلیم تو هستیم ای خدا، یعنی دنیا از کی دستور می گیرد؟ از ما دستور نمی گیرد. از کی دستور می گیرد؟ از خدا دستور می گیرد. لذا شما وقتی بخواهید دنیا به کامت باشد و از کوچک تا بزرگش و از ذره ذره دنیا لذت ببری، به اذن خدا باید باشد. در حدیث داریم کسی که از خوردن آب لذت می برد، نه فقط خوردنش. خوردن کمترین اثرش است. بلکه دیدنش، (قبلا در موردش صحبت کردیم) هر چیزی که در دنیا هست وقتی با خدا سراغش می روی ، لذیذ می شود و بدون خدا کوفت آدم می شود. اگر کسی حواسش باشد که آب را خدا بهش داده، آب به این زیبائی و قشنگی، که این آب هزاران حرف دارد، چقدر این شخص در آب ثواب می برد. یک مادری به بچه اش می خندد، خنده اش از روی مهر و محبت هم باشد، خدا هم بهش می خندد. زن و شوهر هم از روی محبت بهم بخندند خدا هم بهشون می خندد. خدا لذت می برد و برکت می دهد. پدر و فرزند یا مادر و فرزند وقتی با مهربانی به هم نگاه می کنند، خواهر و برادر از روی لطف و مرحمت به هم نگاه می کنند و اینها را داده خدا می دانند. مثلا یک گل را نگاه می کنند اما این گل را از کسی که چیده و به دستش داده نگاه نمی کند، ممکن است یک آقائی به خانمش دست گلی ببرد یا خانمی برای آقایش دست گلی ببرد، آدم وظیفه اش هست اول تشکر کند.

من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق. ولی وقتی شما گل را نگاه می کنید، این گل را خدا به دست تو داده. اصلا به افتخار تو این گل را خلقش کرده. وقتی نگاهش می کنی و ازش لذت می بری و یک الحمدلله می گوئی، یک اللهم صل علی محمد و آل محمد می گوئی، خدا خیلی راه ها را روی آدم باز می کند. یک گل را بو می کنی انگار خدا را بو می کنی با آن و وقتی بو زیبائی این عطر به مشامت می خورد انگار که می فهمی کی این بوی خوب را به مشامت می رساند و درکش می کنی این را خیلی راه ها روی آدم باز می شود. اما اگر مستقل نگاه کردی ، نه. مثلا از بچه اش لذت می برد، خدا بهش خیلی خیر و ثواب می دهد. یک الحمدلله هم بگوید. انسان از همسرش لذت ببرد خدا ثواب می دهد و یک الحمدلله بگوید. از خوردن یک آب لذت ببرد. حدیث داریم. شیخ صدوق در ثواب الاعمال گفته، ثواب کسی که از آب لذت می برد. آدم با لذت استفاده کند. همه را داده های خدا بداند. یک چای می خواهی بخوری، بگو این چای را خدا برای ما دم کرده و به دست ما داده، یک میوه یا یک خرما جلویت می گذارند، یک هوائی را انسان استنشاق می کند، حواسش باشد. کور نباشد. با نگاه عادتی نگاه نکند واین راتوجه کند می بیند که همه دنیابا او سازگار می شود. همه دنیا در استخدامش قرار می گیرد . اصلا همه دنیا با او رفیق می شوند و این می تواند از همه دنیا فوق العاده لذت ببرد. و آن وقت وقتی توانست از دنیا لذت ببرد یواش یواش می تواند برای لذت بهشت آماده شود. کسی که نمی توانداز دنیا لذت ببرد او هرگز نمی تواند از بهشت لذت ببرد. کسی که قدر بچه هایش را نمی داند دعوا راه می اندازد، قدر همسرش را نمی داند دائما تشنج راه می اندازد، قدر پدر و مادرش را نمی داند دائما تشنج راه می اندازد، قدر سلامتی اش، قدر نعمت های خدا، قدر دوستانش، قدر همسایه هایش، قدر ملت، قدر مردم، همه نعمت های بیکران الهی را نمی داند و یک به یک آنها را نمی فهمد، و همیشه با وجودی که اینها را دارد همه اش احساس غم و غصه دارد، احساس تنهائی دارد، اصلا کور است و نمی بیند، نعمت ها را دارد ولی نمی بیند آنها را، چون کور است و نمی بیند «من کان فی هذا اعمی فهو فی الاخره اعمی» اینکه هو فی الاخره اعمی فقط برای کفار نیست، چون کفار در دنیا کورند در آخرت هم کور محشور می شوند. قرآن می گوید: «کذلک رب لما محشرتنی اعمی» خدایا برای چی من را کور متولد کردی «فقد کنت بصیرا» من در دنیا بینا بودم. جواب خدا چی هست؟ مومن و کافر ندارد. «کذالک اعطتک آیاتنا فنسیتها فکذلک الیوم تنسها» تو اصلا آیات ما را ندیدی. لذتی از آن نمی بردی. خراب کردی. همسر بهت داده بجای اینکه خوبی ها را نگاه کنی صبح تا شب همه اش بدنبال بدی ها، لغزش هاو خطاهاش بودی. فرزند بهت داده بجای اینکه قشنگی های فرزندت را ببینی فقط بدهی ها را دیدی. آدمی که فقط بدی ها را می بیند، خیلی بد هست. خیلی بد هست که آدم بدی ببیند. این گرفتار است. برزخ بدی دارد. دنیای بدی هم دارد. به رسول الله عرض کردند شما چه جوری به این خانم می سازی؟ این همه اذیت می کند، این همه شر می رساند. فرمود: با خوبی هاش. با خوبیهاش می سازم. درس خیلی بزرگی است .

بنده خدائی دیروز زنگ زده بود. می گفت من از بابا خیلی گله دارم . این جوری و این جوری.... گفتم بابای تو خوبی نداره مگه. هزارتا خوبی داره. دو تا هم بدی داره به ذوقت خورده. هر جا هم می نشینی غیبتش را می کنی، قشنگی ها، خوبی هاش، آثار وجودی خوب بابات را ببین. ما فقط روی زشتی ها می نشینیم و زشتی ها را می بینیم. وقتی هم روی زشتی ها نشستیم، از قشنگ ها کور می شویم. تا کور شدیم، یعنی نعمت به این قشنگی را ندیدیم خدا را ندیدیم. خدا هم می گوید من به تو گل به این قشنگی دادم تو دستت را روی خارش گذاشتی. گل به این قشنگی یک ساقه ای داشت، بوی داشت، قشنگی داشت، گلبرگ داشت، خیلی چیزهای دیگر داشت. از این گل می توانی گلاب بگیری. با آن همه آثارش. از همه چیزش می توانی استفاده کنی. تو فقط دست زدی روی خاره. فقط خار را نگاه کردی. آدمی که کور هست و نعمت و داده های الهی را نمی بیند بد جوری می میرد. او فکر می کند از خوبی ها برزخ می توان لذت ببرد!

همسرش هزارتا حسن دارد هیچ کدام از آنها را نمی بیند، فقط دو تا عیب می بیند. ضعف می بیند، هزارتا خوبی دارد تا تو بتوانی عشق بورزی، با او زندگی کنی، با او شاد باشی. بچه ات همین طور، پدر و مادرت همین طور، دوستانت همین طور، همه اش دنبال عیب، عیب، عیب... چکاریه این!

این کوری باعث می شود نظام آرزوهایش به هم بریزد و هوس های جدید دائما دارد. یعنی بگوید: این اخ است، آن اخ است، این خوب نیست، آن خوب نیست. قشنگی ها را نمی بیند و دائما می خواهد جایگزین کند. وقتی جایگزین می شود دوباره عیب می بیند، نظامش عوض می شود.

این داستان واقعی است . فکر نکنید افسانه است. یک آقائی بعد از 99 زنش رفت با زن اولش ازدواج کرد. تازه بعد از 99 زنش فهمید همه عیب ها از کی بوده؟ همه ایرادگیرها از خودش بوده. همه مرض ها از خودش بوده. ما با دنیا این گونه هستیم. دنیا وقتی با همه نعمت هایش سراغ ما می آیدتا همه زیبائی ها و قشنگی ها را ببینیم، فقط روی عیب می رویم. در داستان حضرت مسیح علیه السلام داریم. وقتی با اصحاب عبور می کردند یک سگی را دیدند بدنش متلاشی شده بود و بوی بدی هم ساطع می کرد، صحنه خیلی بدی داشت. هر کس یک چیزی گفت: اه اه چه زشته. یکی گفت چه بوی بدی دارد، حضرت فرمود : چه دندان های سفید و خوبی دارد. دست گذاشت کجا؟ حسن. ما حسن ها را باید بزرگ کنیم. ما خودمان مملو از عیب هستیم. اگر خدا بخواهد مثل ما عادلانه همان طور که با بندگان خدا ارزیابی می کنیم و رفتار می کنیم، اگر بخواهد مثل ما با خودمان رفتار کند، عیب های ما را فقط ببیند یا عیب هایمان را در کنار حسن هایمان ببیند، عیب هایمان بیشتر از حسن هایمان است. ولی خدا با ما این کار را نمی کند. خدا با حسن حداقل ده برابر عیب اهمیت می دهد. «من جاء الحسنه عشر امثالها» به حق خیلی اهمیت می دهد. باطل را خیلی نمی بیند خدا. لذا وقتی پیغمبر مامور شد دو نفر را بکشد از کفار راجبرئیل علیه السلام آمد عرض کرد یا رسول الله اون یکی را نکش. خدا گفته آن یکی با اینکه کافر هست و جرم مرتکب شده، مستوجب قتل هم هست ولی چون اخلاق خوبی در خانه دارد، من از تقصیر و گناهش می گذرم. نکشش.

آدم قشنگی و زیبائی ها را نگاه کند. با آن زیبائی ها، حسن ها، آثار وجودی افراد نگاه کند. فقط عیب ها، بدی و نقص ها را نبینید. وقتی شما نمی توانی این جوری باشی، عادت کردی که فقط سراغ عیب ها بروی، در چینش آرزوها و مهندسی آرزوها شکست می خوری. یعنی هیچیت کافی و بس ات نیست. به هیچ راضی نیست. آدم ها الان مریض شدند. این تلفن همراه دلم را زده، یک جدیدش را میخواهم. من خانم سراغ دارم سالی یک بار یا دوبار چینی و کریستال هایش راهمه اش می شکند. می گوید دلم زد و خسته شدم. می رود یک کریستال و چینی دیگر می خرد. او نمی تواند چون مشکل دارد. نمی تواند. بزرگان ما وقتی یک چینی و ظرف را می خواهند کنار بگذارند، برایش حرمت قائلند. مثل انسان با آن رفتار می کنند. می گویند اگر من این را کنار بگذارم به او برمی خورد. این سالهازیر دست من بوده، در آشپزخانه با من بوده، یک خانم بااحساس میگوید. این ظرف ممکن است مضر باشد برای خرد وخوراک، یک استفاده دیگری از او می کنیم. اگر واقعا مضر هست با احترام کنار میگذاریم و یک استفاده دیگر می کنیم. اگر خواسیم دور بیندازیم، با احترام دور می گذاریم. نوازشش می کنیم بعد داخل کیسه زباله تمیز می گذاریم نه اینکه بکشند. آهسته کنار می گذاریم. عصای پیغمبر شخصیت و اسم برای آن داشت. همه چیز قیمت ،احترام و شخصت دارد.اشیا این را می فهمند. شما نگاه کنید در قرآن می گوید سنگ ها خشیت خدا را دارند و درک می کنند.«انما یتفجر منه الانهار... و یشقق منه الماء..... و ان یهبط منه خشیه الله» سنگ ها شعور دارند. در ودیوار مسجد یا حسینیه که می بوسید ودست می کشید. ما یک استادی داشتیم هر وقت با او جائی می رفتیم. او خیلی بزرگ بود. عارفی است، در مسجد را می بوسید. ما فقط امامزاده ها را می بوسیم. ولی او در مسجد را می بوسید. آجر مسجد شخصیت دارد. قرآن می گوید همه صداهای ذکرهای شما را می شنود و خودش هم ذکر می گوید. «کل قد علم صلاته و تسبیحه».

اینکه چینی ها را با نفرت همه را بزند بکشند ، یا این خانه را می خواهد عوض کند.

این ستون حنانه که شما مدینه می روید و ملاقاتش می کنید، زیارتش می کنید، آن یک چوب هست از یک تته درختی که پیغمبر یک چند روزی بهش تکیه کرده بود و سخنرانی می کرد . وقتی برای پیغمبر یک منبر ساختند و حضرت می خواستند برود آن ستون حنانه گریه اش گرفت. از اینکه چند متر از پیغمبر فاصله گرفت گریه اش می کند. ما با دنیا خیلی بد برخورد می کنیم. و این هوس بازی ها ما و بی عرضگی ها ما در چینش آرزوها باعث می شود ما قسی القلب و خشن بار بیائیم. قدرنعمت هایمان را ندانیم. همسرمان را می خواهیم عوض کنیم، شوهرمان را می خواهیم عوض کنیم، بچه هایمان را دور بیندازیم ،با همه چیز قهر می کنیم دوباره یک چیز دیگر، دوباره قهر دوباره.... چون سیستم از اول غلط است. سیستم این است که بیائی به صلح برسی. خوبی ها، قشنگی ها، فوائد، زیبائی ها ،جنبه های الهی، محاسن را نگاه کنی. آن وقت است که انسان دست از خشونت برمی دارد. تازه مهرورز می شود، یواش یواش اسم شریف الرحمان درش تجلی می کند. نسبت به آدم های خوب اسم رحیم درش تجلی می کند. نسبت به همه رحمان می شود. نسبت به رحیم و مومنین و خواص رحیم می شود. ما هم باید این اسم در ما تجلی کند نسبت به اشیاء . ما هم مثل خدا نگاه کنیم. لذا در حدیث معراج داریم که خیلی زیباست. پیغمبرمعراج رفته و سوغاتی مهمترین چیزها را برای ما آورده. خیلی مهم است این حدیث معراج. خداوند مهمترین چیزهای که برای سعادت ابدی یک انسان بهش احتیاج دارد در این فرمایش پیغمبر می فرماید. سومین چیزی که پیغمبر می گوید این است که کسی که به خاطر من دیگران را دوست داردو بخاطر من و نگاه من به انسان ها نگاه می کند محبت من بر این شخص واجب است. قطعی است و انسان محبوب خدا واقع می شود . چه کسی این را می فهمد؟ کسی که از قاعده عشق و محبت سردربیاورد. بالغ شده باشد و بفهمد عشق یعنی چی. آدمی که بالغ نیست عشق و عاشقی را نمی فهمد. مثل بچه 5ساله که عشق و عاشقی را نمی فهمد. ما در نظام طبیعی بالغ شدیم برای همین عشق و عاشقی را داریم. ولی در نظام فطری اصلا ما بالغ نشدیم. اینکه یک نفر عاشق خدا بشود چه کسی عرضه دارد، یا عاشق امام زمان شود، عاشق امیرالمومنین شود، عاشق فاطمه زهرا شود، محبت فاطمه زهرا سلام الله علیها را در دلش بیاورد،کسی که بالغ شده باشد. یعنی بفهمد عشق و عاشقی یعنی چی. بلوغ فطری. بلوغ فطری خیلی مهمتر از بلوغ طبیعی و جنسی است. این برای همه آدمها نیست. بسیاری از آدم ها 60،70، 80 ساله هایشان «اکثر من فی الارض» نابالغ می میرند. ناکام و نابالغ می میرند. فقط یک عده ای کمی به کام می رسند و بالغ می شوند و عاشق می شوند. حالا خدا برای آدم های بالغ حرف می زند. می گوید دل می برد خدا. می گوید اگر شما عرضه داشته باشید آدم ها و اشیا و امور را بخاطر من دوست داشته باشید، جایزه اش چی هست؟ من هم دوستش دارم. چه کسی دلش آب می شود. بعضی ها می گویند می خواهم خدا دوستم نداشته باشد، دوست داشتن خدا برای من چی می شود! شوهرم دوستم داره بس هست. زنم دوست دارم بس است. من معروف و مشهور هستم بس است. آدمی این را می فهمد که اگر منفور خدا باشد چقدر خطرناک است . باخته و سقط شده اگر کسی خدا او را دوست نداشته باشد. همه دنیا آدم را دوست داشته باشند، ولی کافیه که آدم انقدر بی عرضه باشدکه نتواند دل خدا را بدست بیاورد، الرحمن است. شوخی نیست. الرحیم است. بی نهایت محبت است. سریع الرضاست. زودهم از آدم خوشش میاد اما یک نفر یک کاری می کند که خدا از آدم خوشش نیاد. خیلی بی عرضگی است. خیلی بی لیاقتی است که بلد نباشد مسیر را برود. هر وقت به او بگویند این کار گناه است و حرام است ، درست همان کار را انجام بدهد. بابا این کار را خدا دوست ندارد، این حجاب را خدا دوست ندارد، این نوع مجلس را خدا دوست ندارد، این رفتار با همسر را خدا دوست ندارد، این نوع رفتار با فرزند را خدا دوست ندارد، این نوع معامله را خدا دوست ندارد . برای همین هم خداوند با زبان آدمیزاد با ما حرف می زند. «ان الله یحب ان الله لایحب» همه اش با محبت حرف می زند. دوست دارم ودوست ندارم. ببینید چقدر قشنگ حرف می زند. این فقط برای آدم های فهمیده است که زبان محبت سرشان بشود. کفار که زبان محبت سرشان نمی شود، می بینید اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون. اینها محبت حالیشون نمی شود. بنابراین در چینش آرزوها باید خیلی دقت کنیم. آرزوها را یک جوری بچینیم که هم شادی و آرامش دنیایمان را حفظ بکند و هم ثواب باشد.

گفتیم وقتی آرزوهای دنیایی خوب چیشده شود دو ثواب دارد. چی بود؟ آرامش و عبادت. درست هست که آرزو دنیایی هست ولی عبادت است. چون خدا خوشش می آید. شما وقتی به همسرت می خندی بااینکه دنیائی هست ولی خدا خوشش می آید. خدا هم خوشش میاد شاد و آرامت می کند. بچه ات را که نوازشش می کنی برای همین هست که لکل قبله ثواب برای هر بوسی یک ثوابی هست. بچه ات و همسرت و پدر و مادرت را می بوسی ولی خدا ثوابش را می نویسد. عبادت می نویسد. غذا می خوری ولی عبادتش را می نویسد. چون با ساختار به سمت ابدیت تنظیمش کردی. همه این آرام گرفتن ها کنار بچه، کنار همسر، غذاخوردن ها، لذت بردن های از طبیعت، تفریح کردن، شوخی کردن، خندیدن ها، همه به این شخص آرامش و قدرت می دهد برای حرکت های بزرگ عبادی و معنوی. لذا وقتی تو داری زمینه و مقدمات حرکت های بزرگ عبادی و معنوی را می چینی خدا به هم اش ثواب می دهد. دنیا و آخرتت همه اش یکی می شود. پس ما باید نیت هایمان را درست کنیم در این چهارمرحله: انتخاب ها، ارتباطات، رفتار ها و افکار. باید نظام فکریمان و آرزوهایمان، میلی و محبتی هایمان را تنظیم کنیم. «اللهم اجعل من جندک» چقدر قشنگ هست. «فان من جندک هم الغالبون» انتصاب به خدا. «فاجعلنی من حزبک فان من حزبک هم المفلحون فاجعلنی من اولیائک فان اولیائک لاخوف علهیم و لاهم یحزنون» نه غمی، نه حزنیف ن ترسی. هیچی نیست. وقتی روابطش را تنظیم می کند، همه آرزوها و روابطش را درست تنظیم می تواند بکند،عرضه دارد، هوس بازی نمی کند، آرزوها را درست در مشت خودش نگه می دارد . مثل فرمان اتومبیل هست. شما فرمان را در جاده که نگه می دارید، این نگه داشتن فرمان شما را در جاده به سمت هدف می برد. از هزارتا خطر هم نجاتت می دهد. ضمام آرزوها را باید آدم به دست بگیرد. هر هوسی نکند، هر آرزوئی نکند، هر انتخابی نکند، هر ارتباطی را برقرار نکند، هر فکری را هم در سرش راه ندهد. در این فرصتی که داریم یک حدیث برایتان بخوانم.

چند روایت از امیرالمومنین خواندم. «الامانی تومی عیون البصائر» شرحش را دادم. عین یعنی چی؟ چشم. بصائر یعنی چی؟ دو تا چیز را چقدر ظریف آورده. معصوم می تواند این جور حرف بزند که امیرکلام هستند این جوری هستند. می گوید: آرزوها چشم های بصیرت را کور می کنند.

چشم دارد. لهم اعین لایبصرونها. چشم دارند ولی نمی توانند ببینند. اندازه ها را نمی توانند ببینید، قیمت ها را نمی توانند ببینند. خوب و بد و مصلحت ها را نمی توانند ببینند. با این که چشم دارند. عقل هم دارد ولی نمی تواند ببیند. قلوب لایفقهون بها. در زندان ببینید ما چقدر زندانی داریم همه مخ اقتصادی بودند ولی الان در زندان بودند. برای اینکه عقل یا تخصص نداشتند؟ پس چی کورشان کرده که سر از زندان در آوردند؟ بعد از موادمخدر بیشترین زندانی ها ما زندانی اقتصادی، ورشکسته ها، چک بازی ها و ... . چه جوری شده که اینها این جوری شدند؟ چینش آرزو رادرست انجام ندادند. در مسائل اقتصادی یک جوری حرکت کردند، که یک دفعه و ناگهان سیل آمد و خلاصه آمد برد. چون بلد نیست و عرضه ندارد تنظیم کند. «الامانی تومین عیوب البصائر» کور می کند. هوس و آرزو این جوری است. بعدی فوق العاده زیباست.

«الامل سلطا الشیاطین علی قلوب غافلین» آرزو سلطان و مایه تسلط شیاطین بر قلوب غافلین است. غافلین از کجاست؟ آدمی که آرزو دارد غافل از خودش نیست، غافل از هوس هاش نیست، غافل از دنیاش هم نیست، پس چرا غافلین می گوید؟غافل از کجاست که این الان هوس و آرزو دارد. من می خواهم این ماشین را بخرم، این خانه را بخرم، با فلانی ازدواج کنم درحالیکه به صلاحش نیست، این کار را بکند و آن کار را بکنم پس هوشیار است. می فهمد، چشم دارد، گوش دارد، هوش دارد، می فهمد پس غفلت کجاست که حضرت می گوید؟ غفلت از ابدیتش دارد، غفلت از عمر و جوانی اش دارد. غفلت از شب اول قبرش دارد.غفلت از 50سوال روز قیامت دارد. اینها را غافل است. بنابراین تند تند آرزو دارد. در دشمن شناسی مفصل ترفندها را گفتیم. شیطان اگر نتواند یک نفر را نگه دارد و مستقیم به او بزند. چیکار می کند؟ آرزوهایش را زیاد می کند و بالا می برد. در حمله از جلو هست. در حمله از جلو بحث آرزوها گفتیم. گفتیم چهارتا حمله جلو، عقب، راست و چپ دارد. در حمله از جلو یکسره آرزو به تو نشان می دهد و تو را جلو می کشاند، هی آرزو به تو نشان می دهد و هی جلو می کشاند...هی آرزوهای جدیدتر تا اینکه اصلا یادت می رودنظام ابدی داری و همه اش به امید اینکه دنیای تو چی می شود، چه اتفاقی برای یک سال بعدت، برای همسرت، برای بچه ات اتفاق می افتد، هی جلو می روی، هی جلو می روی، تو هم اصلا حواست نیست اینکه تو را به جلو می کشاند به کجا داری نزدیک می شوی؟ به مرگ نزدیک می شوی. یک دفعه گودال قبر می افتی، یک لحظه آدم می بیند.

گفتم حدود 30 درصد از مردم ما در حالی که غرق در آرزو هستند داخل قبر می شوند. یعنی در اتومبیل هستند بعد جنازه شان در می آورند و وارد قبر می کنند. پشت فرمان داشته هزارتا چرتکه برای ده یا بیست سال آینده اش می انداخته، نمی دانست چند لحظه بعد وارد قبر می شود. اصلا خبر نداشت. یک آدم موفق کسی است که می تواند آرزوهایش را کنترل کند، ضمام هوس ها و آرزوهایش را در دست خودش نگه دارد. هر آرزوئی که سرعت ونشاط و قدرت اورا به سمت ابدیت کم کند، انس و صمیمت او را با خدا کم کند، هووی خدا واهل بیت می شود باید کنار بگذارد. چون خیر نمی بیند. هر چیزی که می خواهد باشد خیر نمی بیند. اینکه قرآن می فرماید: همسران و فرزندان شما دشمنان شما هستند، ان من ازواجکم و اولدکم عدولکم فاحذروکم یعنی شما وقتی با زنت، با شوهرت با بچه ات رابطه ات غیر الهی برقرار می کنی دشمنت می شود. انما اموالکم و اولادکم فتنه فاحذروه. یا ایهاالذین امنوا لاتلحکم اموالکم ولااولادکم ان ذکرالله فمن یفعل ذلک فاولئک هم الخاسرون. خیلی تند است. مواظب باشید دنیایتان، خانواده تان، بچه هایتان، همسرانتان، اموالتان و دارائی هایتان در درجه اول (ججی وجی اهایتان) زندگی. یک خانمی چنان مشغول ظرف و ظروف هست که از نماز اول وقت غافل می شود. چنان در آشپزخانه مست هست با اینکه اذان هم می گویند ولی ول نمی کند که برود نمازش را بخواند. باتلویزیون، با ظروف، با خانه با بچه چنان سرگرم می شود که نماز رفت ساعت 4بعدازظهر یا غروب. نماز مغرب و عشا رفت ساعت 11 شب. نماز صبح که اصلا هیچی . پرید. فمن یفعل ذلک فاولئک هم الخاسرون. کسی که این جوری هست دچار خسران هست. خسران یعنی چی؟ خسران مثل جنینی می ماند که تولدش نزدیک می شود، ولی هنوز نه دست ، نه پا و نه قلب تهیه کرده. موقع تولد بدبخت و بیچاره و گرفتار هست.

یک حدیث دیگری برایتان بخوانم. (صلوات).

«الامل ابد فی تکذیب» امیرالمومنین علیه السلام فرمود. می گوید آرزوها دائما دروغگوند. بالا توضیح دادیم. یعنی باید هوس هایت را تکذیبش کنی. اگر آمد باید تکذیبش کنی. اگر خیلی بهت فشار آورد که فلان چیز را برای من بخر بگو برات میخرم. حالا وایستا تا بعدا برات میخرم. در روایت داریم در بخش عبادت و فرمول های عبادی داریم که خیلی هم مهم است. که در باب عبادت حضرت می فرماید که نفس خودتان را در عبادت فریب بدهید. کلاه سرش بگذارید. قاعده خیلی مهمی است. می خواهد به شما تنبلی، تن پروری، کسالت، این چیزها را به شما تحمیل کند، شما هم گولش بزنید. فریبش بدهید.

چه جوری فریب بدهیم؟ صبح بلند شدی نماز صبح بخوانی . میگوید این نمازت را بخوان برو زودتر بخواب. می خواهی تعقیبات روز بخوانی، دعای روز بخوانی ، ذکرها را بخوانی . اینها ثروت های آدم در طول روز برای خوشبختی روز هست.

مثلا امروز روز شنبه است. صبح اول صبح بعد از نماز صبح دعای روز شنبه را بخوان، به رسول الله بگو آقا امروز روز شنبه است هذا یوم سبط و هو یومک و انا فیه ضیفک این را به رسول الله بگو فردا به امیرالمومنین و حضرت زهرا بگو. زندگی آدم را رونق و شاد می کنند. گرفتاری ها را حل می کنند، موانع را برمی دارند. ما مهمان شما امروز هستیم. نفس می گوید خسته ای برو بخواب. تعقیبات و تسبیحات حضرت زهرا را ولش کن . قرآنت را ول کن، 50 آیه ات را ول کن.

می گوید: نفست را فریب بده. خوابش میاد برو یکبار دیگر وضو بگیر و بیا. اگر خسته است. بلند شو بایست 5تا حرکت ورزشی کن. سرت را تکان بده، دستهایت را ببر بالا و بیار پائین. 4تا این جوری کن. نفست گول می خورد. خوابت پرید. اولش فکر می کنی خیلی خوابت میاد وخسته ای. یک ذره گولش بزن.

خدا آقا میرزا علی آقا قاضی را رحمت کند. می گفت نماز شب که می خوانی تخت گاز نکنید. بین رکعات میوه بخورید. دو رکعت نماز خوندی میوه یا خیاری بخورید. چای دم کرد و خورد. خوب است بین نماز شب چای خورد. پیغمبر خودش این گونه بود. نفسش را فریب می داد. در حدیث داریم نفس تان را فریب بدهید برای عبادت. هر وقت خواستی کار خیر بکنی تا گفت نمیشه، بن بسته، گرفتاری هست، خسته و کوفته ای و نمیشه، خودت بدبخت و بیچاره میشی، کمک نکن، کار خیر نکن، گولش بزن. چه طور در دنیا ماحاضریم بقیه را گول بزنیم، پس خودمان را هم گول بزنیم. زن با شوهر رفتن بیرون. شوهر صدا می کند و میگوید بیا ببین چه انگشتر قشنگی هست. می گوید خانم من نفهمیدم برای شما طلا بخرم یا یخچال بخرم. می گوید حالا یخچال ولش کن، همین. این حیف است انگشتر را بخر. مرد هم می خرد فردا که رفتن سر خونه می بینند اه این یخچال درش بسته نمی شود، غذا درش گندیده. فلان و بهمان شده، مرد بیچاره مجبور می شود یک وام بگیرد تا یک یخچال هم بخرد. دیدید چه جوری سر مردها کلاه می گذارند. سر زنها دیدید مردها چه جوری کلاه می گذارند. پس سر خودمان هم کلاه بگذاریم. یاد بگیریم سر خودمان هم کلاه بگذاریم. اینکه چطوری در عبادت سر خودمان کلاه بگذاریم ، فرمولش را در مباحث معنوی توضیح دادیم. یاد بگیرید سرخودتان کلاه بگذارید.

پیامبر دو رکعت نماز می خواند، دورکعت بعدی که نمی توانست می گرفت می خوابید. دوباره بلند می شد. آقا دو رکعت نماز بخوان رادیو بشنو یک چیزی بشنو. یک سرودی یا یک موسیقی حتی. بعد ببندش پاشو یک دو رکعت دیگر نماز بخوان. کسی نیست باهات گپ بزنه یک چای دم کن بخور. یک قهوه آماده بخور. نبود یک لیوان آب یخ بخور. نبود یک لیوان آب یخ رو سرت بریز. این کار را می توانی بکنی. وضو داری بلند شو یک لیوان آب یخ بریز رو سرت بعد می بینی عجب نماز بامزه ای است و چقدر هم می چسبد. نفست را فریب بده. آرزوهایمان را هم باید فریب بدهیم. یعنی یاد بگیریم که آرزوهایمان را فریب بدهیم. اگر گفت فلان چیز را می خواهم، بگو حتما برات میخرم. باشه میخرم انشاله تا کی حالا. همین جوری بدونش. وقتی نفست را در آرزوها فریب می دهی، دفعه بعد به راحتی بهت نمیگوید. مادرانی که زرنگند وقتی بچه ها می برند بیرون. وقتی بچه می گوید فلان چیز را می خواهم، نمی گوید باشه عزیزم، چی را می خواهی. بریم مغازه تا برات بخرم. بابا این جور نمی گوید میخرم برات. بلکه میگوید خیلی خوب باشه برات می خرم. صبرکن. قصد هم ندارد بچه ها را ناکان نگه دارد. بچه ها در هفت سال اول پادشاه هستند. هر چی می گویند باید بگویم باشه ولی فوری هم این کار را نکنیم.

تا هر چی خواست براش بخریم، فلان چیز را خواست براش بخریم، پا شوی برویم خانه فلانی باشه الان بریم. نه. باشه میریم حالا. برات می خرم. بچه این جوری صبور می شود. دفعه بعد هم می گوید من الان بگم می گوید دفعه بعد می خرم. یواش یواش صبر را یاد می گیرد. اما هر چی خواست تو زود براش گرفتی و دهانش گذاشتی ، دفعه بعد اگر 24 ساعت یا یک ساعت دیر شود، خانه را رو سرت می ریزد و خراب می کند. ولی نه باشه هفته دیگر، ماه بعد، سر برج برات می خرم، بریم بازار برات می خرم یا حالا تعطیل رسمی ای؛ شهادت یا تول هست، یواش یواش بچه حوصله کند یک ذره لذت کند که این جوری به آرزوش رسیده. دفعه بعد هم این جوری نیست که فکر کند هر چی خواست فوری باید بهش داد. هر چند بعضی چیزها هستند که فوریت دارند، فرق می کند. ولی خیلی چیزها نه.

نفس خودمان هم همین طور. کسی که نفسش را در آرزوها باج نمی دهد و خودش را هی معطل نگه می دارد، و هی برایش شرط و مشارطه می کند ، نفس هم برای هی نمیاد تند تند براش آرزو کند، این جوری نیست. براش آرزو دائما صادر نمی کند . نیاز برایش دائما تولید نمی کند. وقتی هر وقت خواستی بهش دادی، هی نیاز تولید می کند، هی نیاز نیاز نیاز.. واقعا نیاز دارم، من الان میخواهم من الان واقعا واجب هست اگر نباشد این جوریه. همه اش دروغ است. حدیث را برایتان بخوانم و شما هم تکرار کنید.

«الامل ابداً فی تکذیب»

هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم کنید.