بحث ما در جلسهی گذشته به این رسید که باید کلیه ی انتخابات و رفتارمان را براساس حرکتمان به سمت آخرت و ابدیت تنظیم کنیم. و یک فرمول از علی )علیه السلام) مورد مطالعه قرار دادیم که حضرت میفرماید: هرکس چیزی از امور دینش را بخاطر امور دنیوی تعطیل بکند ضرر دنیایی آن بیشتر ازآن چیزی است که بخاطر آن خاطرتس را فراموش کرده و تعطیل کرده است. چند روایت از امیرالمؤمنین را بحث میکنیم اولاً انسان دلش از موعظه زنده است. کسانی که ازموعظه خوششان نمی آید اینها دل مرده و پژمرده هستند. در روایت داریم افرادی که از موعظه فرار می کنند یعنی از اینکه آنها را به یاد آخرت و ابدیت میاندازد فرار می کنند اینها از عذاب های مخصوص دارند نفس تنفر از موعظه خیلی صفت زشت است. ائمه سلام الله علیهم اجمعین به موعظه علاقه داشتند یک موقع به اصحابشان می گفتند که آنها را موعظه کنند. گاهی وقتها قرآن می خوانند گاهی وقت ها فرمایشاتی را حضرت می گفتند که به آنها بگوئید. حضرت قرآن را به عنوان موعظه خدا می شنیدند در حدیث داریم قرآن موعظه خداوند است. این موعظه که می شنیدند به گریه می افتادند می فرمودند اثری که در شنیدن است در دانستن نیست. گاهی وقتها انسان مطلبی را می داند ولی اثرش در موعظه زیاد است که به اینکه آن مطلب را بشنود. به یادش بیاندازند. خدا نکرده طوری نشود روح موعظه از انسان گرفته شود. من خودم 12 و 13 سال است که روزهای چهارشنبه خدمت آقایی می نشینیم و ایشان ما را موعظه می کنند اگر این نباشد انسان دل مرده و قصی القلب می شود. هم نسبت به خودش و هم نسبت به دیگران دچار فراموشی می شود بسیار خطرناک است. ما دائماً نیاز داریم یک نفر به ما موعظه کند، تلقین کند، تا آن شکلی را که باید بگیریم آن را بگیریم. مقداری از زبان قرآن، موعظه، تلقین و تکرار است. شما باید سال ها این حرف ها را بشنوید و مرور کنید تا ان شاءالله باورتان بشود یک موجود ابدی هستید. انسان وقتی باورش می شود چون باور غیر از عقیده است وقتی باورتان میشود این باور یک ظهوراتی دارد. وقتی انسان باورش شود ظهورات دارد. دائماً باید بشنویم. باید خود را به بلندی ابدیت ببینیم و به بلندای ابدیت دوست داشته باشیم و عاشق خودمان شویم. آن موقع در رفتار، انتخاب، ارتباطات آرام و شاد هستیم و هم در درون خود یک انرژی شادی و انگیز و آرامش درونی مستقر و پایدار به وجود خواهد آمد اگر به همه ی ما بگویند. مرده با انسان کاری دارد یا نه؟ همه ی ما هزار و یک دلیل می آوریم که مرده با ما کاری ندارد. اما اگر بگویند می توانید پیش مرده شب بخوابید و به مرده دست بزنید یا شب به قبرستان بروید با اینکه عقلاً می گوئیم مرده کاری با ما ندارد ولی دل ما باور نمی کند. فقط مهم نیست عقل باور کند بلکه دل باور کند . اینکه به ما باید متذکر و موعظه شویم چه کسی هستیم؟ و این مسئله ابدی بودن، آخرت، تولد نزدیک است. هر لحظه نزدیک است که ما به آخرت متولد شویم بدون تلقین و تکرار به این باور نمی رسیم. حضرت علی)علیه السلام( در جلد چهارم قرأ می فرماید: تو به آخرتت بپردازد تا دنیا ذلیلانه به سراغ تو بیایید. اگر اصالت را به آخرت دادی دنیا به سراغ تو می آید دنیا مخلوق خداست و مطیع خداست. خدا به او امر کرده است اگر کسی دنبالت آمد او را ناکام بزار و تشنه بکش. انسانی که دنبال دنیا است دائماً در حال عطش است. دائماً دچار خسران و مشکلات دنیایی است. یک جا مریض می شود، یک جا چکش برگشت می خورد، یک جا حالش را می خوردند… دیروز داشتم به قم میآمدم یک آقایی در نگاه اول آرام بود آمد ما را سوار ماشین کرد یک ربع اول دیدم که این آدم آرام است.یک تلفنی به او زده شده این شروع به فحش های رکیک و ناجور شد. تقریباً یک ساعت و ده دقیقه دائماً عصبانی بود و فحش می داد یا زنگ می زد یا به او زنگ می زدند. لذا اگر اصالت را به آخرت بدهی در انتخاب، ارتباط، دنیا خودش ذلیلانه به سراغ شما می آید و مشکلات دنیایی شما حل می شود خدا به دنیا عرض کرده هر کس به سراغ تو نیامد و از تو فرار کرد تو به سراغ او برو. این فرمول را یادمان نرود. اگر ما دنیا را می خواهیم با بی محلی بدستش بیاوریم. خوار و ذلیل به سراغ شما می آید وقتی ظهر شد بخاطر دنیا نماز اول وقت خود را فراموش نکن، وقتی به خاطر دنیا نماز اول وقت خود را به تأخیر می اندازی ضررهای دنیایی به سراغ تو می آید . وقتی یک پولی به دستت می رسد وقتی این پول را خرج دنیا می کنی برای بچه ها، جهیزیه، دانشگاه….بهش واجب می شود برود حج ولی حج نمی رود. حجش را به تأخیر میاندازد به محض اینکه به حج می گویی نه به آخرت خود گفتی نه. در واقع به کودک عزیز روانت گفتی نه. در حدیث داریم هرکس شام نخورد یک رگی در بدنش است بنام رگ شام، رگ عشاء.هرکس شام نخورد بدنش آسیب می بیند و این رگ شام او را لعنت می کند یعنی حق بدن است شما یک خوراکی به او برسانید حتی خوردن یک خرما. این کودک عزیز روان تو را نفرین می کند و این نفرین تو را می گیرد. اگر به موقع به او خوراک نده این کودک عزیز روان تو را لعنت می کند. این لعنت کردن باعث می شود شما محروم شوید وقتی دنیا را ترجیح می دهی و آخرت را فراموش می کنی این درواقع خودت را فراموش می کنی وقتی خود را فراموش می کنی ضررهای دنیایی آسیب می بینی جدیدترین چیز غم و غصه و اضطراب به سراغ تو می آید هم آرامش دنیا سلب می شود و هم آرامش آخرت. لذا کسانی که اولیت را به آخرت می دهند همیشه شاد و آرام هستند. ممکن است از دنیا خیر نبینند ولی هرگز آرامش خود را از دست نمی دهند.حضرت علی )علیه السلام( می فرماید بزرگی آخرت را به رخ ما می کشد رابطه ی دنیا با آخرت مانند رابطه ی جنین در رحم مادر با دنیا است. بنابراین درست دنیا نسبت به رحم بی نهایت بزرگتر است اما در مقابل آخرت مثل یک رحم کوچک است. میرزا آقای دولابی می فرمود: دنیا یک میلیاردم آخرت است. این را فکر کنید. وقتی ما مقیاس انسان را وصل کردیم گفتیم انسان یک تولد دارد یک وفات دارد و یک قیامت پنجاه هزار سال است بعد حیات ابدی ادامه دارد. وقتی ما از آخرت و تولد صحبت می کنیم یا رابطه ی فرمول دنیا با آخرت مثل رحم مادر با دنیا است. وقتی می گوئیم آخرت، کل این آخرت نیست. فقط برزخ است. تولد های پنچگانه که داریم منظور برزخ است. عصاره ی یک میلیاردهم عالم ملکوت، یا عالم برزخ شده دنیا. ملکوت خیلی عظمت دارد. خداوند می فرماید هیچ کس نمی تواند درکی داشته باشد. خیلی سخت است. وقتی شما به جنین در رحم مادر بگوئی می خواهی به دنیایی بیایی که از همه جهت امکانات بهتر از رحم است آیا می تواند بفهمد یا نمی تواند؟ نمی تواند درکی داشته باشد. اگر بگوئی بزرگ است فکر می کند 20برابر رحم مادر است غیر از خون فکر می کند 5نوع غذای ذیگر وجود دارد. در رحم دنیا که ما هستیم به ما می گویند می خواهید آخرت بروید و آخرت خیلی زیباست و خیلی قشنگ است درک درستی ما از آن نداریم. می فرماید: هرچیزی در آخرت دیدنش بزرگتر از شنیدنش است.شما وقتی آخرت می روی. آنچه که ائمه می گفتند می بینی میلیاردها برابر بزرگتر، قشنگ تر از آن چیزی بوده که شنید، می فرماید هر چیزی در آخرت دینش بزرگتر از شنیدن است. درک ما مثل یک جنین در رحم مادراست. قرآن می فرماید: کسی نمی داند چه چشم روشنایی هایی، چه شادی بخش هایی برای بندگانم ذخیره کردم. چیزهایی را برای بندگانم آماده کردم که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و هیچ قلبی خطور نکرده است. مگر جنین می تواند درکی درست از زیبایی های دنیا داشته باشد؟ نمی تواند.هرچیزی در آخرت بزرگتر است. عکسش چیست؟ هرچیزی در دنیا شنیدنش بهتر از دینش است وقتی انسان می شنود چقدر قشنگ است، لذت بخش اتس. وقتی می روی جلو به قول حضرت هزار بذتش با هر نیتش همراه است. در دنیا نمی توانی یک لذت خالص پیدا کنی. وقتی از تزدیک لمسش می کنی آرامش بری تو ندارد. نمونه اش هزاران آدم های ثروتمند و دنیا دار اینها وقتی عالی ترین مراتب دنیا به آنها رسید هرگز آرام نشدند یکبار هم به آرامش نرسیدند. می فرماید: چقدر نعمت های خدا در دنیا زیاد است. هیچ جن و انسی نمی تواند نعمت ها و تجلی خداوند را بشمارد. همه ی دریاها اگر مرکب شوند، جن و انس نویسنده شوند. همه ی درخت ها قلم شوند، همه ی آسمان ها کاغذ شود کلمات خداوند و نعمت های خدا پایان ندارد. این همه نعمت هایی که در دنیا است در مقابل آخرت خیلی خیلی خیلی کوچک است آن قدر کوچک است که خداوند می فرماید بازیچه است. ریاضیات دنیا در مقابل ریاضیات آخرت یک بازیچه است. حضرت علی)علیه السلام( می فرماید: شما ها چه تون شده یک لذت و یک نعمت دنیایی به شما می رسد ذوق زده می شوید اما نعمت های زیادی از آخرت از کف شما می رود اما شما غمگین نمی شوید. اگر صدهزار تومان گم شود چقدر غصه می خورید حضرت می فرماید شما برای دنیا و در رحم دنیا غصه می خورد اما برای عمرتان که هر مقدارش ابدیتی که برای شماداشته باشد غصه می خورید. یک ساعت دنیا می تواند میلیون ها سال ها آخرت برای ما نتیجه دارد. کسانی که از این دنیا رفتند خوب هاشون بدها که بماند. بخاطر 5دقیقه عمر ما حسرت می خوردند. می گویند ای کاش ما 5دقیقه می توانستیم به این دنیا برگرئیم خیلی کار می کردیم.اینجا اگر ما چیزی را از دست بدهیم مثلاً مرگ کسی باشد، آسیب در بدن، در پول، افسرده می شویم. یا در کنکور، ازدواج شکست می خوریم این مقدار غصه ای که می خورد در حرکت به سمت آخرتف یا کندی حرکت است یا توقف یا از همه بدتر عقب گرد است. چند هزار سال معطلی دارد اگر می داسنت غصه می خورد. شیطان می آید غصه های اینجا را برای ما خیلی بزرگ می کند تا غصه های آخرت را فراموش کنیم. از حمله ی عقب این است حمله ی گذشته انسان است.در 3مرحله گذشته را به رخ انسان می کشد -1 شکست ها-2 کدورت ها -3گناهان. از شکست و گناهان را به رخ شما می کشد هم دعوا و کدورتی که داشتید به رختان می کشد. تا شما همیشه غصه دار شوید . دائماً در گوش شما نجوا می کند دائماً از اینکه با برادرت دعوا داشتی با مادرت دعوا داشتی، با شریکت دعوا داشتی…. چرا ماشین ام را دزدیدند، اگر نمی شد چی می شد، شیطان می گوید تو خیلی آلوده ای گناهکاری، یادت است چه فسادی کردی، چه گناهی کردی، اینها را بزرگ می کند دیگه با خدا و امام زمان نمی توانی آشتی کنی در حالی که گناه ما را اذیت کند زود راه جبران دارد. باید به شیطان بگوئیم فضولیش یه تو نیامده است. مادرم فاطمه زهرا است سلطان آخرت است می تواند برای من کار کند. مغرور نشوید به اینکه آنها ما را می بخشد باید جبران شود. کدورت پیش آمد، چندتا فحش دادی، چندتا شنیدی، چهارتا زدی، چند تا خوردی، نگذار شیطان این را بزرگ کند. یعنی گذشته است از پشت نگه داشته نمی گذارد به جلو بروی. وقتی گذشته را خراب کند حالتان خراب می شود. آن موقع آینده را خراب می کند. در رحم آینده معنا ندارد. آینده رحم دنیا است بعد از تولد می فهمی انسان چقدر حماقت کرده است. نشسته برای اینها غصه خورده است. بیخود زندگی را برای خود زهرکرده است. تمام اینها غصه های حقیقی و آخرتی برای شما می آورد. هم دنیا را پر از غصه می کند هم آخوتش را غصه می کند اگر هوشیار باشد شیطان نمی گذارد. در آینده هم حمله از جلو می زند. دلشوره برای تو می آوردکه نیم گذارد حرکت کنید. باید دغدغه وفات، آخرت را داشته باشیم. به فکر این پنجاه هزار سال باش که پنجاه ایستگاه داریم، هر ایستگاه هزار سال است. آن کسی که اینجا را خلق کرده اتم به اتم، الکترون به الکترون را خلق کرده همه ی این مجموعه ها را خودش به ما گزارش می دهد که خلق کرده است. بنابراین او می گوید در قیامت ما پنجاه هزار سال ایستگاه داریم. دغدغه ی ما این باشد اگر به من گفتند رابطه ات با قرآن چگونه بود بتوانم جواب دهم. اگر گفتند وظیفه ات با پدرومادر، خانواده ات چگونه بود، درست جواب بدهم. اگر در ایستگاه امام زمان به من گفتند بتوانم جواب دهم. این سؤال هایی است که باید جواب هم مثل دانشجویی که جزء کنکور به چیز دیگر فکر نمی کند. کسی که می خواهد در کنکور قبول شود تمام هم و غمش را برای کنکور می گذارد و به چیز دیگری فکر نمی کند. وقتی انسان به فکر ابدیتش است دنیا در نظام روحی این کوچک می شود این طور نیست برای هرچیزی عصبی شود. برای هر چیزی غصه دار شود. امام وقتی پسرش را در نجف شهید کردند نوشتند 7قدم دنبال جنازه پسرش رفت در حالی که مستحب است دنبال جنازه رفتن. بعد آمد در خانه نشست و شروع به درس خواندن کرد. آقا سیداحمد آقا گفت دیدم همان طوری که هر روز 70صفحه کتاب می خواند، کتاب خوانده بعد بهش گفتیم درس برای چه؟ درس فردا تعطیل است. فرمود درس برای چه تعطیل باشد. گفتیم پسر شما به رحمت خدا رفت. فرمود حالا من برای چه درسم را ترک کنم. آن قدر آرام بود. حال کسی باید به کار هایش جدی بپردازد یک سال غصه دار است از اینکه چرا فلانی مرده است. اگر بدانیم با این پژمردگی چقدر روحم را آزار می دهیم، چقدر غصه می خوریم و روح آن مرده را غصه دار می کنیم آن موقع حاضر نیستیم غصه دار شویم. بعد مگه تو مهربان تر از خدا بر میت هستی. فکر می کنی پیش چه کسی رفته است؟ اگر عاطفه ی میلیاردها از ما را جمع کنند یک قطره ازعاطفه خدا نمی شود. همه ی عاطفه هاۀ، عشق ها، مهربانی ها را به خدا داده است. خدا است که مادر را به من مهربان کرده است. هرباری که مادر من را می بوسد و در آغوش می کشد این را خدا داده است. ما فقط کوریم مادر را می بینیم ولی آن حس که به مادر داده است را نمی بینیم. هر وقت پدری که ما را می بوسد یا عزیزی به ما محبت می کند باید دقت کنیم این محبت از جانب خداوند است. چرا ما خداوند را نمی بینیم؟ چرا نمی توانیم بفهمیم خداوند چقدر به ما مهربان است؟ چرا نمی توانیم خدا را در آغوش بگیریم؟ چرا سر را در آغوش خدا نمی گذاریم خدا را در آغوش بگیریم؟ چرا شیطان بیهوده ما را از خدا می ترساند ، لذا می فرمایند این نظام شادی و غصه اتان را تنظیم کنید وقتی برای دنیایی که از دستت رفته غصه می خوری، این نهایت حماقت است. چور شعور غصه خوردن برای دنیا صدها خوردن برای جهان آخرت برای تو دارد. صدها اضطراب برای تو دارد. خدا رحمت کند. مرحوم الهه قمشه ای بهش گفتند خانه ات را دزد برد فرمود حلالش من آن قدر فرصت ندارم در قیامت خودم را غصه دار کنم و ناراحت کنم که بگم به من گو چه بردی؟ من مسائل مهمتر دارم. چه کسی می تواند این طور حرف بزند. کسی که ابدیت برای او خیلی بزرگتر باشد. اصلاً باور کرده موجود ابدی است. عشق به ابدیت دلش را برده. عشق به لقاء خدا دلش را برده. این حدیث دقت کنید. می فرماید: خدا شما را دعوت کرده به خانه ی جاودانگی که مرگی در آن وجود ندارد. چند تا نعمت در بهشت است که از اصل بهشت بالاتر است،-1بهشتی وقتی در آن درجه قرار می گیرد و سرمست می شود وقتی یادش است قرار است اینجا را از آنها نگیرند لذت این جاودانگی و خلو د از لذت بهشت بالاتر است. اینکه می داند در بهشت جاودانه است فوق العاده لذت بخش است. آن قدر مهم است که قرآن این را 80بار به ما گفته است. پیامبر فرمود: شما برای جاودانگی و بقا خلق شده ای نه برای فانی. حضرت می فرماید: خداوند شما را دعوت کرده با احترام دعوت کرده، بهترین خلق خود را انبیاء فاطمه زهرا را سفیر فرستاده تا شما را به آنجا ببرند. قرآن را با چه تشریفاتی برای شما فرستاده است. وهمنشینی با ائمه و صلحا و شوئدا.اما شما دعوت خدا را پاسخ نمی دهید اینجوری خداوند در روز قیامت از ما سؤال می کند آیا من برای شما پیامبر نفرستادم اینها دونه به دونه بخاطر تو کشته نشدند، برای اینکه تو آدم شوی، بخاطر اینکه پیام دین به شما برسد. حضرت زهرا در بدترین وجه به شهادت نرسید. برای اینکه دین برای ما برای شما برسد. امام عسگری )علیه السلام( می فرماید: ما حجت خدا بر مردم هستیم ولی فاطمه زهرا حجت خدا برماست. یعنی مقامش از ائمه بالتر است. امام صادق)علیه السلام( می فرماید: ما هر موقع مشکلی دچار شویم می رویم در خانه ی مادرمان فاطمه ی زهرا )سلام الله( مهم است بدانیم این عزیزان بخاطر من کشته شده اند. برای اینکه من به آنها ملحق شوم. فاطمه زهرا مادر مهربان ما است که خداوند تبارک و تعالی ما را از او آفریده است . و در بیرون از رحم دنیا منتظر تولد شماست. دلشوره برای شما دارد که تک تک شما سالم متولد شوید. دنیا شما را به انواع بلاها، سختی ها، شدائد دعوت کرد شما اطاعت دنیا کردید، دوست داشتید دائماً دل شوره دنیا را داشته باشید. دوست داشتید دائماً دچار بلا شوید. دوست داشتید انرژی اتان را در رحم حدر دهید و هیچ کدام را برای آخرت نگذارید. اصلاً عاشقانه دنیال دنیا رفتید. در دعای مناجات شعبانیه می خوانید من جوانی ام را در مستی دور ی از تو حرانم کردم. خیلی ننگ است موقع مردنش برسد 5دقیقه عاشق خداوند نبوده است. این پستی دل است که نمی تواند زیبا را دوست داشته باشد. خداوند شما را به همنشینی با ائمه دعوت کرده ولی شما نمی روید. اما دنیا شما را به انواع بلاها، سختی ها، مردن، تلف شدن، دردسر، دل شوره، اضطراب دعوت می کند با شهرا به او جواب می دهید. مگر عاشق آرامش نیستیم و نشاط را دوست نداریم. پس مسیر نشاط و آرامش را اول پیدا کنیم بدانیم نشاط حقیقی و آرامش حقیقی چگونه بدست می آید ؟با چه فرمولی می توانم خودم را آرام کنم؟ خودت را به کثرت و عذاب نیاندازم. والحمدلله رب العالمین
جلسه 034 - انسانشناسی (تهران)
متن کامل (خام) جلسه 034 - انسانشناسی (تهران)