اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ یکی بحث رضایت والدین بود در مورد ازدواج، در مورد ازدواج اجباری صحبت کردیم بعد رسیدیم به بحث اینکه رضایت والدین و عدمشان چه نقشی دارد. یکی از مسائل و شرائط مهم در ازدواج رضایت والدین دختر و پسر هست.@ در جوامع غربی که معمولاً دختر و پسر بعد از اینکه به سن بلوغ میرسند بخصوص پسرها یک زندگی مستقل تشکیل میدهند و کمتر هست که پسری ازدواج بکند و همسرش را به خانه پدرش ببرد آنجا مسئله رضایت والدین مطرح نیست حالا هر چند از نظر اعتقادی و مذهبی و ارزشهای حاکم بر اجتماع ما با هم فرق داریم.@ ولی بافت جامعه ما از یک طرف و مسائل فرهنگی و اعتقادی موجود در کشور ما هم از طرف دیگر به مسئله رضایت والدین یک نقش خیلی مهم در ازدواج دارد. اگر یک ازدواجی با رضایت والدین دو طرف انجام بشود این میتواند در آینده زندگی زوجین اثر زیادی داشته باشد چنان که مخالفتشان هم میتواند اثرات نامطلوبی بر زندگی و روابط آنها بگذارد.@ به عنوان مثال: ناسازگاری کردنها، اگر یک ازدواجی با عدم رضایت والدین پسر انجام شده باشد میبینیم ناسازگاریها زیاد خواهد بود مثلاً با عروس خودشان شاید ناسازگاری بکنند دخالتها در زندگی هست که این دخالتها شاید در شئون مختلف زندگی در تربیت بچه در نحوه زندگی در رفت و آمد در مسائل اقتصادی حتی در مسائل عاطفی هم تأثیر میگذارد.@ گاهی وقتها نارضایتی و مخالفت آنها حتی به صورت اعمال فشارها و حتی اذیتها بروز میکند که خانواده پسر پسرشان یا عروسشان را تحت فشار قرار میدهند اذیت میکنند یا خانواده دختر دامادشان را یا دختر خودشان را بایکوتش میکنند یا کمکهایش را قطع میکنند دورش را خالی میگذارند در مواقعی که احتیاج به حمایت و کمک دارد از او دریغ میکنند میگویند خودت جلو رفتی خودت هم تا آخر برو.@ از طرفی مخالفتها باعث میشود که هیچ وقت فامیلها یا اگر نگوییم هیچ وقت، کمتر این امکان وجود دارد که فامیلها و خانوادههای دو طرف فرصت این را پیدا بکنند که یک رابطه مستحکم و خوبی را برقرار بکنند و همیشه از هم دور هستند اختلاف دارند جبههگیریها هست تنهاییها هست و مسائلی از این قبیل.@ برعکس وقتی والدین رضایت دارند در مورد ازدواج فرزندشان یعنی موافقت آنها جلب شده بسیاری از کمکها از طرف آنها به خانواده جدید انجام میشود و در بسیاری از مشکلات و حوادث آنها یار و یاور فرزندشان یا عروس و دامادشان هستند.@ مضافاً اینکه اصلاً نارضایتی والدین از نظر معنوی یک اثر وضعی در زندگی خواهد گذاشت یعنی اینکه انسان نمکنشناسی بکند قدر والدین و زحماتشان را نداند و بیتوجه به نظرات آنها بخواهد اقدام به ازدواج بکند این یک اثر وضعی نامطلوبی را در زندگی خواهد گذاشت.@ البته بگذریم که بعضی از والدین حتی قدرت تشخیص مصالح فرزندشان را هم ندارند و به اسم دلسوزی پدرانه یا دلسوزی مادرانه در حقیقت به فرزندشان ظلم میکنند آینده فرزندشان را خراب میکنند. البته وقتی صحبت از نارضایتی میشود باید این نارضایتی را تقسیم بکنیم.@ نارضایتی چند قسم میشود یک موقع هست نارضایتی مربوط به والدین و اعضای درجه یک خانواده هستند که اینها میتواند نارضایتیشان بعدها مشکلساز بشود البته آن که خیلی اهمیت دارد در درجه اول نارضایتی والدین هست.@ گاهی وقتها ممکن است کسی پدر مادر نداشته باشد ولی آن کسی که ولایتش را به عهده دارد و سرپرستی را به عهده دارد ولی خانواده هست رئیس خانواده است فرض بفرمایید در یک خانواده شاید پدر نباشد اما برادر بزرگتر باشد باید حتماً نظرش جلب بشود یا مثلاً در یک خانواده ممکن است مرد نداشته باشند ولی یک خواهر بزرگ خانوادهای امورات خانواده را به عهده دارد.@ میخواهد خواهر کوچک را شوهر بدهد این نظرش مهم هست باید سعی بشود تا امکانش هست موافقت او هم جلب بشود گاهی وقتها نارضایتی مربوط به اقوام هست مثلاً دایی دختر، عموی پسر، خاله دختر مخالف هستند گاهی وقتها کارشکنی هم میکنند که اینها خیلی اهمیت ندارد مهم این هست که خود دختر و پسر و خانواده پدر و مادر آنها به این وصلت با حفظ شرائط مصلحت رضایت داده باشند.@ در مورد نارضایتی این هست که وقتی خانوادهها رضایت نداشته باشند و به واسطه این عدم رضایت خودشان را کنار بکشند دختر یا پسرشان را تنها بگذارند بسیاری از موارد پیش میاید که دختر و پسر آسیب شدید روحی میبینند.@ یعنی دختر و پسر واقعاً بعد از ازدواج احتیاج به پشتیبانیهای والدین و فامیل دارند بخصوص در مورد دختر خیلی اهمیت دارد نقش حیاتی دارد حضور فعال خانواده دختر در امر ازدواجش و پس از ازدواج یعنی حضور گرم صمیمی و فعال در صحنه زندگی، این به معنای دخالت نیست این به معنای حضور هست این خیلی اهمیت دارد.@ بارها اتفاق افتاده که خانواده دختر وقتی خودشان را از زندگی دخترشان کنار کشیدند و حمایت نکردند و حضور فعالی در زندگی دخترشان نداشتند دختر در معرض انواع آسیبها، ظلمها قرار گرفته چه بسا شوهر تقوا نداشته باشد یا اینکه اخلاقش خوب نباشد.@ وقتی خانواده دختر حضور فعالی ندارند این بداخلاقیها بیتقواییها میتواند فشار زیادی به دختر بیاورد چون حامی نیست کسی نیست که دفاع بکند و کسی در صحنه نیست که پسر و داماد به خاطر حضور فعال آنها حساب ببرد یا اینکه حرمت نگه بدارد.@ وقتی حضور فعال باشد زندگی گرم و صمیمی باشد رفت و آمد خوب و شیرین باشد این به قدری حرمت ایجاد میکند که خود احترام دختر در خانواده محفوظ میماند و این خیلی اهمیت زیادی دارد لذا بیشتر به دختر خانمها توصیه میشود که هیچ وقت حمایت خانوادهشان را از دست ندهند در صحنههای مختلف زندگی.@ یعنی زندگی را سعی کنند علاوه بر اینکه گرم خوب و عاطفی نگه میدارند حمایتشان را از دست ندهند شده که مثلاً دختری ازدواج کرده بعد به خاطر خُلق بدش مثلاً با خواهرش دعوا کرده با برادرش دعوا کرده او را از خودش طرد کرده مادرش را طرد کرده پدرش را طرد کرده بعد یک دفعه تنها مانده.@ در اثر همین تنهایی آسیبهای زیادی دیده خطراتی تهدیدش میکرده که حضور فعال خانواده او نمیگذاشته که آن خطرات متوجه دختر بشود و به او آسیبی برساند اما به محض اینکه خود دختر با بداخلاقیها ناسازگاریها اعضای خانواده را از اطراف خودش طرد کرده آن خطرات توانسته آسیبهای بسیار جدی به دختر وارد بکند.@ میرویم سراغ آخرین بحث از این قسمت در مورد استخاره، اول کلمه استخاره را معنا بکنیم استخاره یعنی طلب خیر کردن وقتی میگوییم یک نفر استخاره میآورد یعنی طلب خیر میکند یعنی دنبال این هست که بداند خیر در چه کاری هست این کار را انجام بدهند خیر هست یا خیر نیست این حالت طلب را استخاره کردن میگویند.@ طلب خیر کردن یعنی اینکه ما بدانیم کاری خیر هست یا خیر نیست چند مرحله دارد مرحله اولش به کارگیری عقل و آگاهی از دستورات شرع هست یعنی وقتی که انسان عقلش را به کار میاندازد مثلاً یک دختر خانمی خواستگاری برایش آمده که میبیند که از بسیاری از جهات با هم اختلاف دارند بعد میگوید بروم استخاره بکنم ببینم خوب در میاید یا نه عقل.@ شما به شما میگوید این خواستگار برای شما مناسب نیست یا شرع مشخص کرده حد و حدود دختر و پسر و شرائط کلیشان را به عنوان یک همسر شرائط اختصاصیشان را مشخص کرده که چطور آدمی باید باشد وقتی خود شما متوجه هستید که این خلاف شرع است.@ مثلاً طرف اصلاً نماز نمیخواند اهل نماز نیست ارتباطی با خدا ندارد این معلوم هست کسی که تقوا نداشت فردا هزار و یک جور مشکل میتواند ایجاد بکند یعنی نیروی بازدارندهای در درونش وجود ندارد که او را از ظلم بداخلاقی و خیلی از مشکلاتی که بعداً در زندگی درست میکند نجات بدهد.@ جدا از اینکه بله ممکن است بعضیها حتی تقوا نداشته باشند با خدا هم ارتباطی نداشته باشند اما اخلاقاً آدم خوبی باشد یا آنقدر ضعیف باشد که قدرت ظلم کردن را نداشته باشد آن به جای خودش، شما وقتی میدانید اینطوری هست میگویید پسر خیلی پسر خوبی هست خانوادهاش خانواده خوبی هستند اما پسر نماز نمیخواند موسیقی گوش میکند.@ خود شما میبینید این شرائط واضح هست احتیاجی به استخاره ندارد عقلات را به کار بینداز و مسائل شرعی را هم در نظر بگیر میتوانی تصمیم بگیری البته وقتی میگوییم عقل را کسی به کار بیندازد حالا جدا از مسائل شرعی و مطالعات شرعی میگوییم یک نفر در مورد ازدواجش تعقل بکند عقل احتیاج به زمینه و بستر دارد احتیاج به خوراک دارد.@ یعنی اگر فکر محتوا نداشته باشد عقل روی چه چیزی کار بکند شما میگویید ما عقلمان را به کار بیندازیم یک موقع میبینی کسی مطالعه ندارد آگاهی ندارد جاهل هست در یک زمینهای خام هست وقتی هم بخواهد فکر بکند فکرش به جایی نمیرسد میگوید من هر چه فکر کردم فکرم به جایی نرسید.@ وقتی شما میگویی من هر چه فکر کردم فکرم به جایی نرسید آیا آگاهی داشتی که فکر کردی مطالعاتی داشتی در مورد آن دانستههایت فکر کردی به جایی نرسیدی؟ یک نفری که مثلاً محتوای ذهنی زیادی ندارد اهل مطالعه نبوده فکرش محتوا ندارد این حالا فکر هم بکند چیزی که نداشته بخواهد فکر بکند خودش را خسته کرده.@ اینطور موارد شخص باید یا مطالعه بکند یا وارد دومین مرحله استخاره بشود و آن مرحله مشورت هست اگر در اثر تعقل یا آگاهی از دستورات شرع به جایی نرسید برود سراغ مشورت، مشورت هم که جلسه قبل گفتم مشاور باید دارای چه خصوصیتهایی باشد.@ با کسانی مشاوره بکند که آدمهای خوبی باشند آدمهای خیرخواهی باشند تشخیص مصلحت بتوانند بدهند عاقل باشند در وجودشان بدجنسی نداشته باشند قبل از مشورت هم مستحب است انسان دو رکعت نماز بخواند و سر به سجده بگذارد و صد مرتبه در سجده بگوید(اَستَخیرُ الله) یعنی از خداوند طلب خیر میکنم.@ بعد از اینکه از خداوند طلب خیر کرد به این امید که خداوند خیر را به زبان مشاور بیندازد میرود به سمت مشاوره و با مشاور مشاوره میکند و میخواهد که او را راهنمایی بکند بعد بهتر هست که با یک نفر هم مشاوره نکند با چند نفر مشاوره بکند تا نظرها را خوب بتواند جمع بکند.@ مرحله سوم اگر تعقل کرد مسائل شرعی را هم در نظر گرفت مشورت هم کرد باز یک ذره ته دلش دو دلی دارد آن موقع میتواند سراغ استخاره کردن با قرآن بدهد یک آدم سلیمالنفسی در روایت داریم بهتر هست که شخص خودش شخصاً استخاره بیاورد.@ حالا اگر نتوانست فهمی از قرآن بکند بدهد به کسی که آدم سلیمالنفسی هست بتواند استخاره بکند استخاره هم که مراحل مختلف دارد پس ما اگر عقلمان را به کار انداختیم مطالعه کردیم دستورات شرع را رعایت کردیم مشورت کردیم تحقیق کردیم رفتیم در مورد دختر و پسر تحقیق کردیم به نتیجه نرسیدیم یا یک مقدار مردد بودیم آن موقع میاییم سراغ استخاره کردن.@ حالا در استخاره شخص به ما میگوید این کار خوب هست یا خوب نیست تا قبل از آن مراحل سهگانه یعنی استفاده از عقل و رعایت دستورات شرعی مشورت و تحقیق تا قبل از آن مراحل اگر کسی بیاید سراغ استخاره اشتباه بزرگی کرده استخاره کردن به قول مرحوم مطهری(ره) ما اصلاً مأمور به استخاره نیستیم که بخواهیم استخاره بکنیم.@ مال یک موارد بسیار نادر بسیار شاذ هست که یک نفر حالا یک کار بسیار مهمی را میخواهد انجام بدهد آن هم قبل از آن مراحل سهگانه اگر استخاره بکند کار درستی نکرده ما موارد زیادی داریم که در ازدواج افراد استخاره کردند و با شکست روبرو شدند خدا نکند یکی از آنها استخاره کردن را یاد بگیرد.@ یک خانمی بود آمده بود مشاوره با ما مشاورهاش هم یک مدتی طول کشیده بود من دیدم که ایشان وقتی میخواهد بیاید مشاوره بکند موضوعاتی را که مطرح میکرد گاهی وقتها یک موضعگیری داشت گاهی وقتها یک موضعگیری دیگری داشت بعد گفتم شما این موضعگیری را از کجا میاورید؟ گفت من قرآن را باز میکنم هر چه به من گفت.@ گفتم اول از این شما تخصص ندارید روی قرآن نظر بدهید بعد همینطوری باز بکنید هر چه گفت که نمیشود ما یک مبنا داریم یک دستورات شرع داریم عقلی داریم قوانین یک مقرراتی داریم نمیشود بعضیها تا میخواهند یک کاری انجام بدهند دست میکنند جیبشان تسبیح را در میآورند استخاره میکنند یا قرآن در جیبشان هست باز میکنند که ببینند خوب هست بد هست.@ یک بنده خدایی بود میخواست مسافرت برود آدم مسافرت را مینشیند فکر میکند که با وقتش جور در میاید با مسائل مالیش جور در میاید مثلاً به کارهای واجبش لطمه نخورد فکر میکند اگر به نتیجهای رسید مسافرت میرود احتیاجی نیست استخاره بگیرد.@ تا یک مسئلهای پیش میاید استخاره میگیرد مریض شده بود ما میخواستیم او را دکتر ببریم حالش هم خیلی خراب بود بعد میگفت استخاره کردم خوب نیامده دوا میگرفت بعد استخاره میکرد بخورد یا نخورد این دیگر شورش را درآوردن هست اصلاً کار خوبی نیست بخصوص در مورد مسئله ازدواج باید دقت بشود که خیلی زود سر وقت مسائل استخاره نروند خیلی مشکلات و مسائل پیش آمده.@ یک مورد داشتیم که یک آقا پسری رفته بود خواستگاری یکی از این شاگردان ما پدر گفت که حالا ما یک تحقیقی بکنیم تحقیق کردند دیدند که جواب مثبت درآمد در تحقیق جواب مثبت در آمد هیچ موردی هم نداشت بعد به پسر گفتند که باشد ما دختر را به شما میدهیم بیایید مذاکره کنیم.@ بعد دعوت کردند که بیایند مذاکره کنند موقع مذاکره پدر دختر گفت که نه من استخاره کردم بد آمده اول از این تحقیق کردند جواب مثبت در آمده دعوت کرده برای مراحل بعدی، بعد در آن مرحله رفته استخاره کرده حالا یک استخاره هم بکنیم ببینیم چه میگوید، این کار درستی نیست که یک پسری را چند ماه علاف بکنید بعد بگویید که ما استخاره کردیم بعد درآمد.@ از حضرت امام(س) سؤال کردند یک آقا پسری نوشته من رفتم خواستگاری دختری خانوادهاش تحقیق کردند گفتند که شما از نظر تحقیقات قبول شدید مشکلی ندارید بعد دعوت کردند ما را برای خواستگاری و مراحل بعد، حالا بعد از چند وقت که ما امیدوار به این ازدواج شدیم گفتند استخاره کردیم و خوب در نیامده امام هم جواب داده بسمه تعالی استخاره الزامآور نیست.@ یعنی اینطور نیست که شما استخاره کردید بد آمده بخصوص اینکه انسان تحقیق بکند عقل شرع مسائل شرعی مسائل عقلی مشورت اینها به انسان رأی بدهند بگویند که شما آن کار را بکنید وقتی تا آن مراحل هست شما سراغ استخاره نباید بروید.@ همین موردی که داشتم تعریف میکردم من یک موقعی رفتم به پدر دختر بگویم که آقا شما چرا استخاره کردید ایشان که تأیید شده اول از این با استخاره همه چیز روشن نمیشود؟ دیدم که یکی از فامیلهای آن آقا هم آنجا بود گفت آقای شجاعی راست گفتید من دادم یکی از مقامات مهم استخاره کرده برای دخترم که دخترم را به ازدواج کسی در بیاورم.@ حالا الان چنان مشکلدار شدند که در عقد کارشان به طلاق کشیده ما هم رفتیم استخاره کردیم خوب آمده بود و این کار را کردیم میخواهم بگویم چیز قابل اعتمادی نیست بخصوص که ما مسائل شرعی و مقدمات عقلیش را رعایت نکرده باشیم.@ یکی از دوستان ما با یک خانمی رفتند مراحل خواستگاری را انجام دادند همه قرارها را هم گذاشتند درست موقعی که میخواستند بروند برای محرمیت و کارهای دیگر خانواده دختر گفتند که ما یک استخاره کردیم بد آمده و دختر را نمیتوانیم بدهیم خیلی سخت بود اینها هم به هم علاقمند شده بودند بعد استخاره کرده بودند بد آمده.@ البته خود دختر هم مقصر بود که رفته بود تن به استخاره داده بود این دختر خانم با یک آقایی ازدواج کرد البته عقد کردند آن آقا هم رفت با یک دختر خانم دیگری ازدوج کرد و از هم جدا بودند و زندگی کردند این دوستان ما با این خانمش بعد از اینکه یک فرزند هم خدا به آنها داد اختلاف بسیار شدیدی پیدا کردند.@ بعد از یکی دو سه سال یک موقع دیدم که وقت گرفتند آمده بودند برای مشاوره، من به این آقا گفتم قضیه چیست؟ گفت اختلافی بین من و خانمم پیش آمده خانم را دعوت کردم آقا را دعوت کردم به هر حال در درگیریهای حل و فصل مسائل اینها بودیم.@ یک دفعه بعد دیدم که سه چهار روز بعد آن خانمی که ایشان چند سال پیش رفته بود خواستگاریش در مرحله نزدیک عقد استخاره کرده بودند بد آمده بود آمد وقت گرفته بود خیلی تعجب کردم که اینها دو نفر چطور همزمان نزدیک بهم بعد از چند سال با هم آمدند برای مشاوره بدون اینکه هیچ کدامشان بدانند که آن یکی هم آمده برای مشاوره.@ گفتم که چه شده؟ گفت آقای شجاعی بعد از اینکه من به خاطر آن استخاره با فلان کس به هم زدم یک نفر آمد خواستگاریم این را هم استخاره کردم خیلی هم خوب آمد و الان حسابی از دستش معذب هستم در دوران عقد، گفت نه نماز میخواند نه مسائل شرعی را رعایت میکند نه مسائل اخلاقی را رعایت میکند بداخلاق هست با من خیلی بدرفتاری میکند میخواهم جدا بشوم اصلاً نمیتوانم تحمل بکنم.@ ببینید یک استخاره کرده بود آنجا ارتباط با این آقا به هم خورده بود بعد یک استخاره با کسی عقد کرده بود که اصلاً سنخیتی با او نداشت به طور طبیعی بود من حالا هر دو قضیه را تعقیب میکردم خدا شاهد است اصلاً در ذهنم ارتباط بین این دو تا مسئله برقرار نکردم که این کارش به کجا کشیده میشود او به کجا کشیده میشود.@ اما به طور طبیعی من در هر دو قضیه به این نتیجه رسیدم که اینها باید جدا بشوند هم آن آقا جدا شد البته آنجا خانم خیلی پایش را کرده بود در یک کفش که من حتماً میخواهم جدا بشوم به هیچ وجه با این آقا زندگی نمیکنم بعداً هم خصوصی آمد به من گفت که من مهریه را میخواهم و مسائل دیگری پیش کشیدند که جدا شدند.@ آن خانم هم با آن آقا باز کارشان به جدایی و طلاق کشید بعد از گذشت چند ماه آمدند هر دو با هم ازدواج کردند یعنی آن دختر خانمی که دو سال پیش استخاره کرده بود یعنی هر دو این وسط آسیب دیدند این خانم آمد با این آقا ازدواج کرد اما در صورتی که این آقا یک بچه دارد و از زنش هم جدا شده و خودش هم یک تجربه تلخ دو سه ساله دارد.@ یک استخاره نابجا ببینید چقدر کار را خراب میکند لذا مسئله استخاره یک مسئله پیش پا افتاده و بچه بازی نیست که ما تا میخواهیم تصمیم بگیریم سریع برویم سراغ قرآن قرآن را باز بکنیم ببینیم خوب هست یا بد هست بخصوص که بعضی قرآنها هم که بالایش نوشتند خوب است بد است متوسط است.@ بعضیها از فکر کردن هم بینیاز هستند زود باز میکنند میبینند آنجا نوشته خوب میروند عمل میکنند و زیاد آسیب میبینند استخاره باید مراحلی طی بشود و بعد از طی مراحل خودش اگر لازم شد اگر تردید و دو دلی بود یک استخاره انسان بکند.@ این در مورد استخاره درباره ازدواج که به راحتی نباید سراغ این مقوله رفت بلکه انسان عقلش را به کار بیندازد مطالعه بکند مسائل شرعی را در نظر بگیرد و مشورت بکند تحقیق بکند بعد به سراغ استخاره برود.@ ما دستور در مورد استخاره داریم در روایات وارد شده شما مثلاً این کار را بکنید استخاره بکنید در چه مرحلهای با چه نحوی این معلوم هست که اصل استخاره مورد قبول هست اما مشروط به اینکه مقدمات عقلی و شرعی کار طی شده باشد.@ یک دختر خانمی از شاگردان ما چند روز پیش آمده بود یک آقا پسری با شرائط خیلی خوبی رفته بود خواستگاریشان از همه جهت این قابل قبول بود دختر خانم رفته بود یک استخاره کرده بود بد آمده بود حالا استخاره که بد آمده بود ناراحت بود که اصلاً من چرا استخاره کردم چرا حالا بد آمده.@ آمده بود میگفت چکار کنم آقای شجاعی من استخاره کردم بد آمده گفتم شما اشتباه کردی وقتی همه شرائط را طرف داشته چرا رفتی سراغ استخاره گفت حالا میتوانم جواب مثبت به او بدهم گفتم مانعی ندارد از نظر شرعی اینطور نیست که حالا شما از جهات تحقیقات مسائل عقلی مسائل شرعی به نتیجه رسیدید حالا به خاطر یک استخاره بیایید به هم بزنید.@ معمولاً اینطور جاها بهتر است انسان یک صدقهای بدهد دفع بلایی بکند خوب هست ولی کسی که اینطوری هست بعداً هر مشکلی در زندگیش پیش بیاید میگوید این مال آن استخاره بد بوده استخاره بد آمده بود من خلافش عمل کردم حالا بدبین هست خود این روحیه بدبینی نسبت به زندگی دلترس بودن اینکه من آنجا استخاره کردم بد آمد پس من یکسره باید منتظر بلا بشوم خود این از نظر روانی مشکلات زیادی را درست خواهد کرد.@ یعنی تکیه عقلی شخص را میگیرد و باعث میشود که شخص به اموری اعتقاد پیدا بکند که گاهی وقتها موهوم هست همین این خالی شدن دل انسان و اینکه یک زمانی منتظر خطر و آسیب هست باعث میشود شخص روی قابلیتهای شخصی خودش برای حل مشکلات زندگیش فکر نکند.@ مثلاً یک دختر خانم اگر دختر قابلی باشد مثلاً یک اختلافی با شوهرش پیدا کرده مینشیند فکر میکند و درست این مشکل را حل میکند اما اگر یک همچین خاطرهای داشته باشد یک مرتبه استخاره کرده باشد با وجود اینکه استخاره جواب نداده باشد بیاید سراغ ازدواج.@ بعد که مشکل پیش میاید به جای اینکه بنشیند فکر بکند عقلش را به کار بیندازد از شگردهای مختلفی استفاده بکند برای حل مشکلش و ایجاد صمیمیت بین خودش و شوهرش همیشه ترس آن استخاره را دارد دیگر نمیتواند فعال عمل بکند در حل مشکلش.@ نتیجهای که ما میگیریم این هست که به سادگی به سراغ استخاره نباید بروید اگر هم کسی به سراغ استخاره خواست برود بعد از طی آن مراحل و اگر بعد از طی آن مراحل دختر و پسر شک داشتند باز تشویش و اضطرابی در دلشان بود استخاره کردند دیگر به آن عمل کنند و زیر آن نزنند و با اخلاص در خانه خدا انسان برود و از او طلب خیر بکند او هم جواب و ما برخلافش عمل بکنیم.@ در روایت داریم اینطور کسی هر بلایی سرش بیاید دیگر اجری از آن بلاها نمیبرد اجری از آن سختیهایی که میکشد نمیبرد چون خودش اینها را انتخاب کرده. به عقیده شما دو جوان برای ازدواج و تشکیل زندگی تا چه حد باید نسبت به یکدیگر شناخت داشته باشند؟ 51% گفتند خیلی زیاد 37% گفتند زیاد، این سؤال از آقایان شده بود.@ سؤال 10 ـ فکر میکنید این شناخت از چه راههایی امکانپذیر هست؟ به ترتیب اولویت گفتند گفتگو، ایجاد تسهیلات از طرف والدین یعنی اینکه آنها ارتباطی را برقرار بکنند که دختر و پسر با هم صحبت بکنند، ایجاد ارتباط و تحقیق که بیشترین رأی را تحقیق آورده تحقیق 73 و گفتگو 38، مشورت 10 و ایجاد ارتباط منظور از ایجاد ارتباط این هست که با هم یک آشنایی پیدا بکنند 42.@ در مورد خانمها این سؤال اینطوری هست که باز تقریباً مثل آقایان 56% گفتند خیلی زیاد و 26% گفتند زیاد، یعنی تقریباً نزدیک به 82% این مسئله شناخت را قبل از ازدواج مهم دانستند در مورد خانمها بیشترین 198 موردشان تحقیق بوده و 149 مورد صحبت و ملاقات قبل از ازدواج یعنی از نظر خود دخترها و پسرها مسئله تحقیق و آشنایی و با شناخت جلو رفتن مسئله خیلی مهمی هست.@ برویم سراغ بحث مهریه، در مورد مهریه باید بگوییم مهریه یا صداق یک هدیهای هست که از طرف مرد جهت احترام و جلب نظر زن و اثبات صفای قلبی خودش و اخلاص خودش و صداقت خودش به زن میپردازد.@ بعضیها فکر میکنند که مسئله مهریه در ازای این هست که مرد بتواند بعد از ازدواج هر کاری را که از کارهای خدماتی در مورد زن داشت انجام بدهد که این اصلاً مشخص هست اینطور نیست و زن شرعاً و قانوناً وظائف خدماتی ندارد.@ یا بعضیها فکر میکنند مسئله مهریه یک پشتوانه هست برای اینکه اگر شوهر مُرد زن یک مالی داشته باشد و یا اینکه اگر جدا شدند زن دست خالی نماند اینها نیست همان که عرض کردم واقعاً مسئله مهریه یک مسئلهای هست که به خاطر بها دادن به مسئله ازدواج و بها دادن به خود زن هست.@ و اینکه در جامعه جا بیفتد که ازدواج کردن و دسترسی به زن به راحتی صورت نمیگیرد یعنی صرف اینکه دو نفر همدیگر را بخواهند دلیل نمیشود که با هم محرم بشوند بلکه باید یک مقرراتی باشد مهریهای مقرر بشود و این هم واجب است باید از طرف مرد پرداخت بشود.@ حتی بعد از مرگش که مرد بمیرد باید از آنچه که گذاشته مهریه زن را جدا بکنند و بدهند به هیچ وجه مهریه زن تحت بخشش قرار نمیگیرد از طرف دین، البته مسئله بخشش از طرف زن بحث دیگری هست که بعداً عرض خواهم کرد.@ حالا چه چیزهایی میتواند مهریه باشد هر چیزی که بشود به عنوان هدیه آن را محسوب کرد اعم از امور مادی و معنوی میتواند مهریه قرار بگیرد فرض بفرمایید مقداری پول یا زمین، خانه، اتومبیل، طلا، وسائل دیگری که ارزشی دارند امور معنوی مثل یاد دادن یک علم.@ مثلاً در صدر اسلام داشتیم آموزش قرآن به زن مهریه قرار میگرفته و مهریه نباید امور حرام باشد یعنی چیزهایی که از نظر شرعی حرام است یا امور آلوده و خبیث و یا اموری که غیر قابل دسترسی هست و در دسترس نیست یعنی امکان دسترسی به آن مشکل هست یا امکان دسترسی به آن نیست.@ مهریه میزانش باید مطابق با ظرفیت و توان مالی پسر باشد از نظر شرع مثلاً الان بعضی از فقها بعضی از مهریههایی که الان گفته میشود و معین میشود از نظر شرعی به آن ایراد میگیرند چون عملاً از توان پرداخت پسر خارج هست.@ مثلاً یک پسری کارمند هست برجی 20 تومان 30 تومان حقوق میگیرد مثلاً مهریه برایش میبرند 300 تا سکه 500 تا سکه، این یک قیمت خیلی سرسامآور هست و عملاً پسر هر چقدر کار بکند از عهدهاش خارج هست یعنی نمیتواند این مبلغ را بپردازد.@ بعضی از فقها میگویند این نوع مهریه بیاعتبار هست ارزش نداد و باطل هست چون مهریه باید طوری باشد که توان مالی شخص به آن تعلق بگیرد یعنی از نظر منطقی و عقلی قابل پرداخت باشد.@ یک مبلغی باشد که اگر این آقا خدای نکرد مُرد یا خدای نکرده بینشان جدایی افتاد بتواند این را پرداخت بکند و زن بتواند آن را بدست بگیرد و الا بعضی وقتها مهریههایی که بعضی از خانواده میبرند که عملاً به دست زن هم نخواهد رسید یا یک طوری به دستش میرسد که عملاً هیچ است.@ شرط دیگر در مورد پرداخت میزان مهریه این هست که مهریه مطابق شئون دختر و پسر باشد این رعایت بشود مثلاً یک خانوادهای که از نظر مالی و مادی در یک وضع ضعیفی بسر میبرند یک موقعی یک مهریهای نبرند که خارج از شئونشان باشد و عملاً یک فکر رؤیایی باشد یک چیز غلوآمیز و خارج از سطح زندگی افراد.@ ولی بعضی وقتها میبینیم نه جزء شئونات دختر و پسر قرار میگیرد مثلاً یک خانوادهای هستند که بسیار متمول هستند پسر متمول دختر متمول، تعیین یک خانوادهای که درآمد ماهانه آنها چند صد هزار تومان یا میلیون تومان هست اینها تعیین یک مهریهای که بالا باشد برایشان نسبت به خانواده فقیر امر مهمی نیست.@ اما همین این در خانوادههای پایین یک امر نادرست و مشکلآفرینی خواهد بود یعنی میخواهم بگویم مسئله مهریه یک مسئله تا یک حدودی شئونی هست یعنی شأن خانوادهها میتواند تعیینکننده این مبلغ باشد وقتی شأن میگوییم منظور وضعیت زندگی هست نه ارزش روحی.@ چون یک موقع میگویند این کار در شأن شما نیست یعنی در ارزش روحی شما نیست از نظر روحی زشت است شما این کار را انجام بدهید یک موقع تلقی نشود که مثلاً دختری که مهریهاش کم هست شأنش هم کم هست وقتی میگوییم مطابق شئون یعنی مطابق وضعیت اقتصادی و وضعیت زندگی افراد از نظر اخلاقی و معنوی ارزیابی نمیکنیم این اشتباه نشود.@ هر چند در خانوادههایی هم که شئونشان از نظر مالی بالا هست و وضع خوبی دارند باز هم بهتر هست که مهریههای سنگین بسته نشود به خاطر اینکه چشم و همچشمیهایی ایجاد میکند ناراحتیهایی ایجاد میکند و مشکلات زیادی برای دختران دیگر که از یک همچین مهریهای برخوردار نیستند ایجاد میکند.@ بسیاری از ازدواجها من که در این چند سال چند دانه سکه او 20 تا بالا گفته این 20 تا پایین گفته به هم خورده از نظر شرعی ما داریم یکی از بزرگان مرحوم شیخ طوسی میفرماید حدود مهرالسنه اگر برای مهریه دختر تعیین بشود ولی خانواده دختر بعد از آن زیر بار نروند اصل وصلت را به خاطر میزان مهریه به هم بزنند معصیت کردند.@ مرحله بعد در مورد سختگیری در مسئله مهریه هست که معمولاً اصل سختگیری مهریه بیشتر بعضی وقتها جنبه چشم و همچشمی دارد سختگیری میکنند فکر میکنند ارزش دختر به این هست که مهریهاش بالا باشد در حالی که درست در روایت از شوم بودن یک زن این بوده که مهریهاش سنگین باشد.@ برعکس تصوری که خیلیها میکنند که دختری خوب هست که مهریهاش یا خیلی از دختران در مورد خودشان اینطوری حساب میکنند که ارزش خودشان را به مهریه بالا میبینند در روایت ما داریم که یکی از نشانههای شوم بودن یک زن و یک دختر این هست که مهریه سنگینی داشته باشد.@ گاهی به خاطر این هست گاهی وقتها فخرفروشی هست گاهی وقتها رقابت هست با خانوادههای دیگر گاهی وقتها خودنمایی هست دلائل مختلفی دارد که بعضیها مهریه را سنگین میگیرند علت عمدهاش این هست که معمولاً از پسر میترسند یعنی میترسند اگر مهریه کم باشد پسر به راحتی بتواند زیر زندگی بزند و زندگی را خراب بکند.@ اینجا یک نکته خیلی مهمی هست که من دفعه چندم هست دارم به آن برمیگردم مسئله تحقیق در مورد همسر هست یعنی اگر دختر خانمها توجه داشته باشند که با چه کسی ازدواج بکنند و شرائط کلی و اختصاصی پسر همانطور در جلسات دیگر اساتید گفتند رعایت بشود این ترس موردی ندارد.@ معمولاً این ترس در مورد پسرهایی صورت میگیرد که از نظر اخلاقی و از نظر تقوایی شناخت دقیقی روی آنها نیست و این ترس میرود که اینها یک موقعی زندگی را بخواهند بپاشند سؤال اینجا هست که اصلاً چرا انسان باید با یک همچین کسی ازدواج بکند که بعد به خاطر اینکه از او بترسد مجبور باشد میزان مهریه را بالا ببرد.@ اگر واقعاً پسر آن شرائط کلی و اختصاصی را از نظر شرع دارا هست دیگر ترسی ندارد که این جوان بیاید زندگی را به هم بزند پیامبر(ص) میفرماید دخترانتان به افراد باتقوا بدهید که اگر از دختران شما خوششان بیاید دختران شما خوشبخت میشوند و اگر از دختران شما خوششان نیاید حداقل این هست که فرد باتقوا به خاطر تقوایی که دارد ظلم نمیکند.@ وقتی شخص باتقوا بود واقعاً اهل ایمان بود یک همچین کسی چه ترسی آدم باید داشته باشد در موردش که مثلاً بخواهد به خاطر اینکه بعداً زندگی را نگه بدارد مهریه را بالا بگیرد. مرحله بعد این هست که آیا واقعاً مهریه سنگین میتواند یک پسری را پایبند نگه بدارد؟ این بسیار ضعیف است.@ نمیگوییم نمیتواند میخواهم بگویم درصد بسیار ضعیفی دارد که یک مهریه سنگین بتواند یک پسری را به زندگی پایبند بکند یعنی وقتی مسئله تنفر ایجاد میشود محبتی نیست مهریه سنگین واقعاً نمیتواند کاری بکند در اکثر قریب به اتفاق موارد مهریه سنگین هیچ کاری نمیتواند بکند.@ چون وقتی مهریه سنگین باشد من در مشاورهها زیاد دیدم که این غالباً خانمها هستند که در اثر اختلافاتی که با شوهرشان پیدا میکنند مهریه را میبخشند برای این مهریه میبخشند که بتوانند جدا بشوند و طلاق بگیرند.@ یعنی مردی که بدجنس هست مردی که محبت ندارد مردی که حالا تنفر ایجاد شده غالباً اینطوری هستند که دختر را آنقدر اذیت میکنند تحت فشار میگذارد بیمحبتی میکنند بیمهری میکنند حتی ممکن است کتک بزنند زندگی را برایش جهنمی میکنند که خودش مجبور بشود برود تقاضای طلاق بکند.@ و برای اینکه تقاضای طلاقش هم معقول بشود مجبور است که از مهریهاش بگذرد یعنی یک کاری میکنند که خود دختر مجبور بشود برود لذا ما به جای اینکه بیاییم یک همچین ترفندهای غیر عاقلانهای در نظر بگیریم از اول میگوییم انسان در انتخابش دقت بکند که ببیند سراغ چه کسی میخواهد برود با چه کسی میخواهد ازدواج بکند روی این فکر بکند.@ این خیلی بهتر است از اینکه انسان یک کسی را نشناسد و چون نمیشناسد نسبت به او شک دارد بیاید با یک رقم سنگین مهریه بخواهد این را پایبند بکند مضافاً اینکه اصلاً بالا بودن مهریه خودش کینه درست میکند یعنی در روایت داریم از علی(ع) مهریه زنان را سنگین نکنید که از آن عداوت ایجاد میشود.@ یعنی گاهی وقتها شده که رفتند دختر و پسر میبینی خانواده پسر رفتند خواستگاری یک مهریه سنگینی مطرح شده به هر حال یا پسر اصرار کرده خیلی خوشش میآمده که این ازدواج صورت بگیرد یا با اینکه موافق نبوده با این میزان مهریه یا اینکه خانواده به احترام پسرشان چیزی نگفتند اما این میزان سنگینی واقعاً به روح آنها سنگینی کرده.@ بعد میبینی همین مسئله باعث درگیری و دشمنی میشود یک دختری تا عروسی میکند از فردای عروسی به او میگویند خانم انگار چه حسنی داشته اینقدر هم مهریه بریدند دختری که اینقدر مهریه دارد باید اینقدر هم جهیزیه بیاورد.@ ولی میبینیم که خود همین مهریه سنگین یک فتنهای میشود و بلای جان خود دختر میشود یا در خانوادهها اختلاف ایجاد میکند لذا گفتند که مهریه سنگین باعث دشمنی و عداوت هست همانطور که عرض کردم در روایت داریم که بهترین زنان کسانی هستند که مهریه کمتری دارند و شومی او به آن هست که مهریه زیادتری داشته باشند.@ مسئله بعد در مورد زمان مهریه هست که مهریه را چه موقع شخص باید بپردازد مهریه واجب هست پرداخته بشود این بسته به توافق دختر و پسر هست و توانی که پسر دارد در جلسات قبل عرض کردیم که حتی دختر میتواند قبل از اینکه تن به آمیزش و نزدیکی بدهد مهریهاش را از همسرش مطالبه بکند.@ در مورد میزان مهریه اگر قبل از اینکه دختر و پسر با هم نزدیکی کرده باشند کارشان به طلاق کشیده بشود نصف مهریه واجب است از طرف مرد پرداخته بشود و اگر هم کارشان به آمیزش کشیده شده باشد تمام مهریه قابل پرداخت هست.@ نکته دیگر این هست که با وجود اینکه پرداخت مهریه بر مرد لازم هست گاهی وقتها بخشش مهریه حالا یا مقداری از مهریه یا تمام مهریه بخصوص آنجا که میتواند یک مشکلی را حل کند بسیار پسندیده هست.@ در روایت داریم که حضرت تأکید کرده به اینکه اگر زنی مهر خودش را بر شوهرش حلال بکند خداوند او را با فاطمه زهرا(س) محشور خواهد کرد این خیلی درجات بزرگی هست البته چند چیز دیگر گفتند ولی یکی از چیزهای مهمی که گفته شده در مورد یک همچین زنی این هست که خداوند او را با فاطمه زهرا(س) محشور میکند.@ البته باید حساب شده باشد اگر قرار است بخششی انجام بگیرد این بخشش باید حساب شده باشد و با تفکر باشد تحت تأثیر احساسات و یا فشارهای مرد نباشد دختر فریب نخورد.@ خودش اگر یک زمانی به نتیجه رسید با یک عقل کاملی زندگیش را بررسی کرد دید میشود مقداریش را ببخشد یا تمام آن را ببخشد آن موقع اگر با حصول این اطمینانها این کار را بکند کار بسیار بزرگی کرده و پاداش اخروی خیلی زیادی دارد.@ در پایان باز این نکته را تذکر بدهم که سختگیری در مسئله مهریه در هر طرفی که باشد صفای زندگی را از بین میبرد یعنی ما به آقایان میگوییم در مسئله مهریه خیلی چانه نزنند خیلی سعی نکنند پیشنهاد خانواده دختر را پایین بیاورند و به دلائلی اگر این پیشنهاد پیشنهاد معقول و درستی هست.@ گاهی وقتها یک موقع میبینی پیشنهاد پیشنهاد درستی نیست یکی از دوستان ما چند روز پیش از دوستان طلبه وقتی میگوییم طلبه معلوم هست این طلبه زندگی طلبگی زندگی واقعاً سختی هست میزان شهریه بسیار ناچیز، رفته بودند خواستگاری یک خانمی در قم بعد صحبتهایشان کردند توافقاتشان را کردند.@ بعد که سر مهریه رفتند مشخص بکنند حدود 300 تا سکه برای این طلبه بریده بودند گفتند مهریه 300 تا سکه هست مضافاً به اینکه کلیه وسائل را باید خودتان بخرید بیاورید ماشین لباسشویی، فرش، یخچال، تلویزیون همه را باید بخرید بیاورید این چیز معقولی نیست و کار درستی نیست.@ چه از طرف پسر خیلی سختگیری نشود در مورد خانمها هم همینطور که خانوادهها خیلی در این مورد سخت نگیرند. علیرغم تلاشی که داشتیم موفق نشدیم بحث جهیزیه را عرض کنیم بحث جهیزیه ارتباط زیادی به مسئله عروسی دارد.@ معمولاً به عنوان بحث قبل از عروسی مطرح هست مثل اینکه قسمت این شد که ما این را به جایگاه خودش مطرح بکنیم میماند برای جلسه آخر ما که بحث عروسی هست قبل از آن بحث بحث جهیزیه را عرض خواهیم کرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 017 - میثاق مقدس (خواهران)
متن کامل (خام) جلسه 017 - میثاق مقدس (خواهران)