و لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي.@ ما آن مشترکاتی را که در بین خانوادههای ایرانی داریم یکی همان نوع خواستگاری است که در ایران مرسوم است خواستگاری دختر خانمها میروند یا یک رابطی یا به طور مستقیم خواستگاری میکنند یک نوبت دو نوبت به چند جلسهای ختم میشود تا به توافق میرسند و برنامه ازدواج انجام میگیرد در کل در جامعه یک همچین چیزی وجود دارد.@ حالا در نوع و شکل خود خواستگاری و تناسبهایی را که در خواستگاران رعایت میشود این به تناسب خود هر خانوادهای فرق میکند شاید در یک خانوادهای خیلی با دید وسیعتری به آن نگاه میکنند حتماً آقای داماد که میاید باید چهار پنج جلسه با دختر خانم صحبت بکند.@ خانوادهشان تأکید دارند کل خانواده همدیگر را ببینند دو سه بار معاشرت داشته باشند رفت و آمدهای خاص داشته باشند همه اعضای خانواده آنها را ببینند بالاخص دو فردی که مثل عروس خانم و آقا داماد هست همه اینها را در نظر میگیرند.@ در یک خانوادهای نه اینطور نیست شاید همان یک جلسه که داماد را میاورند که عروس را میبیند و عروس هم داماد را میبیند کافی است یعنی این حد کار میکنند روشهای مراحل طی شدن در ازدواج برای خانوادهها یا طیفها یا صنفها فرق میکند ولی در کل در جامعه ایرانی مرسوم به این هست که به خواستگاری دختر خانم میروند و برای امر ازدواج پیشنهاد از ناحیه آقا هست و به این صورت عمل میشود.@ و وقتی هم که ما این ادله را بررسی میکنیم از تمام جوانب شخصیتی و حفظ شدن ارزشها و جایگاه اخص زن این یک روش مطلوبی است یعنی چون زن یک روحیه خاصی دارد برای امر تربیت و پرورش انسانی لذا یک روحیه بسیار حساس و شکنندهای دارد در زمانی که روابط و روشهای برخورد با آن اگر رعایت نشود اگر رعایت بشود نه این روزبهروز گُل میکند و بسیار هم خوب است.@ ولی اگر رعایت نشد این میشکند و این گُل روبه پژمردگی میرود و گُلی که پژمرده بشود نمیتواند آن طراوت را داشته باشد و یا آن بوی معطر از آن استشمام بشود ما میگوییم که با توجه به اینکه در خانوادهها این هست ما میگوییم که باید برای انتخاب یک زندگی که خود قرآن به آن اشاره میشود که ما از جنس خودتان آفریدیم که شما در کنارش آسایش و آرامش داشته باشید این آرامش برای هر دو است.@ برای کسب این آرامش چه ابزار و چه مقدمات و مراحلی را لازم هست که انسان طی بکند تا این را بشناسد و کسب کند حالا ما یک چیز بینابین میگوییم مثلاً حتیالامکان به صورتی که 40% ـ 50% را بدست بیاورد حالا دیگر روبه 60 ـ 70 ـ 80 این یک چیز خیلی عالیتری است مطلوبتری است.@ هر چه این درصد ارتباط و پیوند روحی عمیقتری بین این زوج و زوجه پیش بیاید این یک چیز خیلی عمقتر و عالیتری هست با توجه به پیشنهادهایی که کردیم برای کتابها راهحلها ما گفتیم که کلاس در اینجا اگر بخواهیم به آن تناسب بدهیم یا بخواهیم به آن نامی بگذاریم این میشود که بگوییم یک کلیدی است.@ حالا در این باغ رفتن و شناختن گُل و جایگاههای نوع گیاهان به عهده خود شماست این نمیتواند در این حد شما را قوی بکند. الان یک سؤالی را که یکی از خواهران عزیز در اینجا داده ما فقط همین سؤال را پاسخ بدهیم یک بحث کامل دارد.@ به دلیل اینکه هم مواردی را سؤال کردند که لازم است و از مواردی هست که در امر خواستگاری لازم است روی آن بررسی بشود و هم حدود و اختیارات حقوقی و غیر حقوقی را مشخص میکنند که من فکر میکنم که این هم به بحث ما مربوط میشود که در رابطه با خواستگاری هست هم لازم میدانم که این را چون به درس ما مربوط هست توضیح بدهم.@ در اینجا سؤال بر این هست که خانواده دختر حداقل مهریهای که میگیرند باید چقدر باشد؟ ما با تناسب روز و روند جامعه پیش میرویم اما نه با وضعیتی که از جهت گرانی هست نه به طور متعارف، امروزه مهر دیگر 100 هزار تومان اینها یک مقدار پایینی است حضرت آیت الله خامنهای روی این مسئله خیلی تأکید دارند که مهر کم باشد حضرت امام هم همینطور.@ و حضرت آیت الله خامنهای مهری بیشتر از 14 تا را اصلاً خطبه عقدش را نمیخوانند اگر هم کسانی رفتند چهارده سکه آزادی را مهریه قرار دادند بعد رفتند به آن اضافه کردند بعد بوده اگر یک وقت شنیدید آقا این کار را نمیکنند آقا فقط 14 تا سکه به این دلیل که مهریه کم باشد ولیکن مهربانی و صفا و یک دلی زیاد باشد.@ الان هم شما حساب بکنید سکه دانه چند است 14 تا را حساب بکنید مقدار پولش دستتان میاید یک چیزی بین این باز به موقعیت خانوادهها برخورد میکند ولی من نمیخواهم بگویم یکی اگر وضعش خیلی بالاست باید مهرش هم بالا باشد من این را بالعکس دیدم.@ من یک ازدواجی را در همین چندی قبل تقریباً دو ماه پیش شاهدش بودم که هم وضع خانواده دختر خوب بود و هم خانواده پسر خیلی وضعشان خوب بود ولی 14 تا سکه، نوه حاجآقا خاموشی، آقای خاموشی یکی از نمایندگان مجلس هستند آقای بسیار متدین و خوبی هستند ایشان اصلاً بیشتر از 14 تا را پا در میانی در ازدواجها نمیکنند.@ فقط 14 تا سکه با وجود اینکه وضعشان هم خوب است کار به سمت نمایندگیشان ندارد وضعشان بسیار خوب است از ابتدا هم از نظر مالی از طبقه خوب بودند ولی 14 تا سکه، الان آن که متعارف است از نظر اعتقادی، وجدانی، شخصیتی از هر نظر بخواهیم در نظر بگیریم 14 تا سکه.@ با توجه به اینکه نظر فقیه ما بالاخره فقیه ما میداند الان ما در چه شرائط مادی هستیم این خوب است هم انشاالله از نیت تبرکی که به آن هست حالا ما میگوییم 14 تا سکه نباشد با وضعیت فعلی یک میلیون یا تا حد دو میلیون مهر خوب است زیاد نیست نه بالاست نه خیلی پایین است یک حد بدی نیست.@ من نمیخواهم بگویم این قطعی است یک چیزی میخواهیم بگوییم با توجه به اینکه میگویند 250 تا چقدر در میاید 200 شما حساب بکنید سکه 40 تومان میشود 8 میلیون اینکه تناسب یک میلیون تا دو میلیون هم کمتر است هم میشود نقدش کرد میگویند سنگ بزرگ علامت نیانداختن ولی سنگی که کوچک باشد بالاخره به یک جایی میخورد.@ بعد هم در رابطه با مهریه بعد هم عقائد خانوادهها مهم است 200 تا اینقدر میشود من دیگر نمیدانم تأیید روی 200 تا نمیکنم در رابطه با اینکه گرفتن شیربها این در خانوادهها است اصلاً جزء رسوم همه نیست.@ بعضی از خانوادهها هستند که شیربها را به آن مقید هستند و باید بگیرند و میگیرند و بیشتر هم خارج از افراد تهرانی این انجام میگیرد من الان خودم حتی به نسل قبل از خودمان یکی از قبلتر از خودمان که اطلاع دارم همه در تهران بودند شیربها در کار هیچ کدامشان نبوده نه دادند و نه شیربها گرفتند.@ اما در بین اکثریت شهرستانهای دیگر این مرسوم است میگیرند و شیربها میدهند خیلی جاها هم هست الان قبلاً میگرفتند و الان دیگر ندارند خیلیها هستند که این مورد در پیشینیانشان رسم قطعیشان بوده الان ندارند نمیگیرند روی این باید ببینید که اعتقادات خانوادهتان چگونه است.@ اگر واقعاً به آن مقید هستند میگیرند ولی اگر نگرفتند آیا به دختر لطمهای زدند؟ نه ما میگوییم اصلاً درست نیست یعنی میگوییم که شخصیت دختر پایین میاید پدر هر چه داشت دوست داشت به دخترش هدیه میدهد جهیزیه میدهد بهتر از این هست که به داماد بگوید تو اینقدر شیربها بده او بخواهد خودش میرود تهیه میکند ما این را میگوییم.@ یکسری از افراد که نمیگیرند اعتقادشان این است نمیگیرند به این دلیل من خیلی کسانی را دیدم که حتی وضعیت مالیشان در شرائط خیلی پایین بوده ولی شیربها اصلاً نه گرفتند و نه گفتند.@ خیلیها هم هستند که چون اعتقاد دارند و رسومشان هست حتی وضعشان هم خیلی عالی است ولی به عنوان یکی از اعتقاداتشان است یکی از مقیدات رسومیشان است قبول دارند به این مقید هستند آنجا ما دیگر نمیتوانیم بگوییم نه شیربها اصلاً نگیرید این موجب اختلافشان میشود.@ این را باید به تناسب برنامه خانوادهها دید آداب و رسومشان چیست اگر دختر خانمی مخالف با این هست باید بیاید روی خانوادهاش کار بکند ببیند آیا میتواند خانوادهاش را متقاعد بکند که نگیرند این خیلی خوب است اگر نتوانست باید به همان شرائط جویش عمل بکند شیربها اصلاً جزء قانون نیست ولی مهریه جزء قانون هست.@ اگر توافق بکنند قبول بکنند اشکالی ندارد ولی این آقای داماد 200 تا را به شما میدهد نصفش را به شما میدهد به او بگو میتوانی نصفش را به من بدهی این را به خانوادهات بگو. مشکل ما همین است در هنگام نامزدی که میشود میایند میگویند نه و بالاخره بیچاره داماد قبول میکند.@ میبیند مورد ایدهآلش و خانواده و دختر مورد ایدهآل است برنامهها همه چیز خوب و هماهنگ است میاید قبول میکند بعد خدای نکرده همین در شرائط عقدش که قرار گرفته میخواهد طلاق بگیرد آمده دیده که با هم توافق اخلاقی ندارند قبل از عروسی خواست طلاق بگیرد به جان خودم همان موقع داماد نصفش را هم نمیتواند بدهد.@ اگر داشته باشد به یک طوری میخواهد در برود اگر هم نداشته باشد میگوید ندارم ما میخواهیم بگوییم این مهر را به آن هویت بدهید مهرها بیهویت شده با وجود اینکه اسلام مهر را قرار داده برایش هویت قرار داده یک عینیتی برایش قائل شده که باید وجود داشته باشد.@ ولی ما در اثر اینکه آنقدر آمدیم مهریه را جنبه رسوم و تقیدهای خودمان و فکرهای خودمان روی آن قرار دادیم دیگر از هویت اصلی خودش مهریه خارج شده ما میگوییم که بیاییم به مهریه هویت بدهیم زندهاش بکنیم حیاش بکنیم مرده فقط اسم دارد.@ این به فرهنگ افراد برمیگردد به این فرهنگ برمیگردد که هنوز جایگاه وجودی انسان مشخص نشده دارند با پول تناسبش میکنند تنها راهش این هست که فرهنگ و فکر را بالا ببرید بحث کنید صحبت کنید ادله منطقی بدهید و آن فردی هم که میخواهد تقبل بکند واقعاً نباید با چهار تا خواندن در کتاب و اینها قبول بکند باید قبول کردنش ریشهای باشد.@ بعد نیاید بگوید آن موقع تحت تأثیر قرار گرفتم آمدم و چقدر اصرار کردم به خانوادهام گفتم اصلاً تقصیر خودم بود کاش همان مهر اینقدر را گرفته بودم باید یک کسی که این کار را میکند به طوری در این بینش عمیق قرار بگیرد که اگر خدای نکرده فرداها به مشکلی هم خورد هیچ زمان از این مورد پشیمان نشود.@ بگوید نه من ارزشم اصلاً به پول نیست صد برابر این هم که باشد چه بدهند چه ندهند برای من یکی است اصلاً جایگاه من جایگاهی نیست که بخواهند آن را با پول بسنجند چقدر باید برایش تعیین بکنند.@ یک سؤال دیگر این هست که آیا میشود انسان بدون مهریه ازدواج بکند؟ در رابطه با نداشتن مهریه این هست که در عقد موقت یا به عبارتی به آن صیغه و متعه میگویند در آن واجب است یعنی شرط صحت خواندن آن عقد به صیغه به طور موقت این هست که مهر معلوم مدت معلوم، ولو به یک شاخه نبات.@ دختر خانمی مراحل خواستگاری را طی کرده فرض بفرمایید فردا شبی را قرار میگذارند برای نامزدی صیغهای را میخواهند بخوانند برای محرمیت بین این دختر خانم و آقای داماد به مدت یک ماه تا برنامههای عقد را جور کنند میخواهند بروند عقد محضر و دائم بکنند.@ برای همان یک ماه باید یک مهریه معلوم برایش مشخص کنند و مدت همان یک ماه یا مدت دو هفته هر مدتی که خودشان میخواهند شرط صحت خواندن آن صیغه و درست بودنش این دو شرط است مدت معلوم مهر معلوم، حالا از یک ریال شما بگیرید تا میلیونها تومان برای همان.@ شیء باشد، جنس باشد، تدریس باشد، مکه باشد، پول باشد، طلا باشد، هر چه باشد برای عقد دائم که مدت معلوم ندارد چهار سال پنج سال میگوید تا آخر عمر این مدتش هست پس دیگر در اینجا مدت تعیین نمیکنند مهریه برایش لازم است.@ حالا آمدند عقد دائم را خواندن برای دختر و پسری ولی هنوز مهریه را مشخص نکردند صیغه عقد را هم خواندن آیا باطل است؟ خیر عقد صحیح است ولی مهریه را میتوانند بعدش تعیین کنند یا میایند مجدد توافق میکنند یک مهری را مشخص میکنند با هم تراضی میکنند آن را مهریه قرار میدهند یا مهرالسنه قرار میدهند یا اینکه موردی را که در قانون نوشته مهرالسنه یا مهر متعارفی که در جامعه معمول هست آن را برایش تعیین میکنند.@ خدای نکرده عقد دائم انجام گرفته مهر مشخصی را برایش تعیین نکردند چیزی را هم بعدش به توافق و تراضی نرسیدند حالا آمدند رفتند دادگاه میخواهند طلاق بگیرند به مشکل برخورد کردند میخواهد طلاق بگیرد دادگاه میگوید مهر چقدر است میگوید اتفاقاً مهر تعیین نکردند بعد هم خودشان توافق نکردند آنجا دادگاه برایشان مهر متعارف یا مهرالسنه را تعیین میکند.@ مهرالسنه براساس حال است. آن چند درهمی که میگویند مهرالسنه هست آن را براساس فعل، یک چیز تناسب متعارفی را به آن میدهند که در قانون هم پذیرا هست آن را حاکم معین میکند اگر عروسی کرده باشند که کامل را باید به عروس بپردازد اگر عروسی نکرده باشند نیمی از آن را باید بپردازد.@ پس در صیغه موقت اگر مهر معین نشده باشد فقط مدت معین باشد صیغه عقدیش باطل است چون شرط صحتش صداق معلوم و مدت معلوم است ولی در عقد دائم مهر لازم است اما اگر عقد را انجام دادند بعد مهریه معین شد اشکالی ندارد.@ آیا واجبالذمه است داماد باید به عروس خانم بپردازد؟ بله، البته حکم اینکه باید بپردازد هیچ زمانی از او ساقط نمیشود دختر خانمی هم که یکبار نامزد شده صیغه محرمیت خوانده حتی دو ساعت، هم آن مهر را باید بگیرد که برایش مشخص کردند برای این صیغه دو ساعت صیغه موقت، هم آن مهری که قرار دادند برای صیغه دائمش آن جداست.@ برای صیغه موقتی که میخوانند تا حلقه دستشان میکنند یا یک هفته با هم محرم باشند تا کارهایشان را جور کنند آن مهر جدا دارد ما الان اکثراً خیلیها را دیدیم برای صیغه موقت محرمیت دختر و پسر مثلاً 1000 تومان در نظر گرفتند یک نهجالبلاغه در نظر گرفتند یک دست لباس در نظر گرفتند یک سکه در نظر گرفتند هر کس به نظر خودش یک پانصد تومانی در نظر گرفتند همان موقع هم داماد داده چون باید به او بدهد.@ در رابطه با اینکه آیا نامزد کردن جزء چیزهای واجب است؟ نه این بستگی دارد به اینکه خانواده شرائطشان به چه نحوی است اما از جهت اینکه چه سود و چه زیانهایی دارد سود مدت نامزدی با حفظ یکسری شرائطها خیلی خوب است.@ خوبیش مال این هست که دختر و پسری همدیگر را نمیشناختند آمدند براساس تحقیق استشاره، صحبت کردن، اینطرف، آنطرف آمدند با هم ازدواج کردند حالا به مدت یک ماه دو ماه با هم نامزد هستند یک رفت و آمدهایی را در حدی دارند.@ اولاً این رفت و آمدشان باید محدود باشد محدود یعنی اینکه رفت و آمد داشته باشند با هم بیرون بروند خریدی بکنند یک تفریحی داشته باشند در خانه کنار هم باشند ساعاتی را تنها باشند اما عروس خانم دقت بکند که سعی بکنند تا شناختشان به اصولها و معیارها عمیق نشده زیاد ارتباط نزدیک حسی و لمسی نداشته باشند.@ اگر یک وقت خدای نکرده یک دفعه متوجه قضایایی شدند به مشکلی برنخورند حداقل خودشان راحتتر هستند مهمترین سودی که در این مدت نامزدی هست دقت عروس خانم باید زیاد باشد همینطور پسر فرقی نمیکند که همدیگر را بشناسند.@ بیشتر سعی کنند تبادل فکری، روحی اخلاقیشان را به هم نزدیک کنند آشنایی خانواده پیدا کنند ببینند چطوری هست که اگر یک وقت در یک دوران نامزدی اگر دختر و پسر دقت بکنند شناختشان بیشتر باشد خیلی راحتتر میتوانند از هم جدا بشوند تا زمانی که صیغه عقد بخوانند.@ وقتی که دوران عقد انجام بگیرد عقد دائم بشوند دیگر جدا شدنش یک مقدار مشکلتر است گاه ممکن است چند سال هم طول بکشد ولی در نامزدی این مسئله نیست این که سود در نامزدی این هست که خوب است.@ ولی خیلی از اوقات شده که دوران نامزدی را یک دختر و پسر گذراندند سه ماه چهار ماه شش ماه همین که عقد دائم کردند یک ماه گذشته چهار ماه گذشته یا شش ماه از عروسیشان گذشته تازه یاد اشکالاتشان افتادند یعنی آن موقع متوجه نشدند.@ پس سود مال زمانی است که دقتشان بالا باشد بتوانند اشکالات یا مثبتهای هم را بشناسند اما اگر قرار باشد چشم و گوش بسته باشند بیتوجه از قضایا بگذرند هر مسئلهای را به آن عمیق توجه نکنند چه فایده دارد زمانی نامزدی سود دارد که دقت کنند شناخت بیشتر پیدا بکنند ببینند در انتخابشان موفق هستند یا خدای نکرده ناموفق هستند ضرر کردند یا سود کردند اما اگر به این نتیجه نرسیدند چه فرقی دارد این مسئله است.@ آیا این امر امر واجبی است؟ نه امر واجبی نیست ولی معمولاً افراد انجام میدهند بعضیها هم نه همان بار اول، الان چندین سال هست که خیلیها وقتی میایند مراسم نامزدی را بچینند عقد محضری را میکنند ولی مراسم را در قالب نامزدی میگیرند این آمد و دختر یک هفته گذشت یک دفعه متوجه شدند که داماد مشکل دارد یا برعکس عروس مشکل دارد میخواهند چکار کنند.@ همین مسئله شد قبل از اینکه ماه مبارک رمضان بشود یک خانمی آمد و برای پسرش رفته بودند خواستگاری دختر را نشان داده بودند و توافق کرده بودند و نامزدی و چقدر خرج، اینها میخواستند همان شب خانواده دختر آقا و همه را خودشان جور کرده بودند که عقد بکنند.@ این میگوید من عقد نمیکنم خلاصه صیغه را محرمی میخوانند تمام گواهینامه و شناسنامه داماد اینها به زور اینها هم ساده برداشته بودند اینها را داده بودند دختر هم یکسره زنگ میزده چرا نمیایی اینجا مادرم این کار را برایت کرده پسر همچین زیاد تمایلی نداشته یکی دو دفعه میرود.@ بعد این را مادر برای من تعریف کرد دیدم قضیه خیلی بودار است به او گفتم که ببین این قضیه ناجور است مثل اینکه اینها دارند، گفت بله خانم یزدی قضیه اینطوری است هر چه به آنها میگوییم آقا خودمان میگویند نه ما همه کارهایش را کردیم دختر هر روز به من زنگ میزند میگوید مامان بیایم کمکت گفتم هیچی نگو این یک مسئلهای دارد.@ ما با این مادر صحبت کردیم از همان موقع که آمد منزل ما گفتم همین الان بلند میشوی میروی در خانه دختر به حساب اینکه بگویی ما رفتیم خودمان عاقد دیدیم یعنی کسی که محضر عقد میکند رفتیم دیدیم گفته شناسنامهها را بیاورید شناسنامهها را بگیر بردار بیاور.@ حالا وضعش هم بنده خدا زیاد خوب نبود قشنگ معلوم بود که خانواده دختر حسابی دارند این خانواده پسر را تیغ میزنند گفت به خدا یک قواره پارچه گیپور خیلی سنگین هم برایش بردم گفتم ببین به او بگو این را هم بده میخواهم ببرم نشان خیاط بدهم ببیند اگر میتواند برایت بدوزد.@ این بدبخت با نان کارگری این بچهها را به اینجا رسانده خلاصه رفته بود اینها را گرفته بود بعد هم پسر رفته بود گفته بود که من اصلاً نمیخواهم به هم خورد اینقدر دعا میکرد گفتم این دختر فردا میامد چقدر مسئله پیدا میکرد اگر این را عقد میکرد یک عالم مهر باید میداد از آنهایی هم بودند که پا بیخ خِر اینها میگذاشتند میگرفتند.@ اینها یک مقدار اینها را بازی داده بودند نگذاشته بودند که اینها به کُنه مطلب پی ببرند سر و ته قضیه را داشتند تمام میکردند زود دختر را رد بکنند بروند مثل اینکه دختر هم یک مقدار مشکل داشته نگذاشته بودند اینها چشم و گوششان زیاد باز بشود خلاصه سریع میخواستند این را عقد بکنند.@ گفته بودند عقد که بکنیم پسر را میکشانیم طرف خودمان، هیچی پسر هم یک آدم مظلومی بود از آنهایی بود که نمیتوانست فردا کاری بکند بعد به او گفتم اول اینها را بگیر بعد برو با پسرت صحبت کن ببین پسرت اگر دختر را دوست دارد اگر شرائطی که اینها دارند با این وضعیت، این وضعیت بودار است وای به آخرش.@ بعد رفته بود به او گفته بود پسر گفته بود که مامان من اصلاً این را نمیخواهم این کیست به من دادند این را روز اول یک طور دیگر به من نشان دادند دستشان رو شد معلوم شد که قضیه چه بود به هم خورد گفت چقدر پول فیلمبرداری و شیرینی گفتم همه را ول کن گفت هفت هشت تومان فقط پول کیک آن شبش را دادم گفتم عیبی ندارد.@ این بهتر از این هست که تو فردا میخواستی آن ضرر را بدهی بالاخره هم دختر، حالا خانوادهاش توجه نداشتند هم دختر بیچاره بدبخت میشد هم پسر تو، حالا خانوادهاش توجه نداشتند که دارند چکار میکنند فکر میکردند دارند به این لطف میکنند یک دختر هر روز دو روز نامزد شده هر روز زنگ میزند چرا اینجا نمیایی این معلوم بود یاد دادنی بود مامان نمیدانی دارد برای تو چکار میکند.@ از آن طرف میگفت اگر بدانی این چقدر با من دارد حرف میزند مامان بیایم آنجا کمکت معلوم بود که قشنگ همه اینها قشنگ است وگرنه در شرائط عادی هیچ وقت عروس دو روزه زنگ نمیزند مامان من بیایم کمکت، از این کارها بکند خلاصه قضیه معلوم شد.@ کلاً میخواهم بگویم نامزدی این آثارهای خوب را دارد ولی برای کسی که توجه بکند بتواند بشناسد اما گر نشناسد فردای عقد بشناسد به درد نمیخورد هیچ فایدهای ندارد. اینکه همان ابتدا باز با تمام اینها من خودم به نوبه خودم اعتقادم بر این هست که زود عقد انجام نگیرد.@ چون هر چقدر عقد دورتر و یک ارتباط نزدیکتر خانواده دختر و پسر با هم داشته باشند شناختشان بیشتر بشود بهتر است هم پسر آسیب نمیبیند هم دختر آسیب نمیبیند هم روابط خیلی نزدیک نمیشود که هر دو اذیت بشوند و یک وضعیت دیگری برایشان ایجاد بشود و هم به مشکلات دادگاهی و مالی برنمیخورند اما دقت هم بشود در رابطه با شناخت عمیقترشان.@ در رابطه با دوران عقد هم همینطور دوران عقد هم باز دختر خانمها و آقا پسرها اگر دقت کنند دوران عقدشان هم شناختشان هر چقدر بیشتر بشود بهتر از قبل از عروسی است. چون هر پله را بالا برویم، بهتر از پله قبلی هست شناخت پیدا بشود.@ باز ما میگوییم دختر خانمی که اگر عقد شده هنوز عروسی نکردند خیلی جلو است. اگر خدای نکرده به مشکل برخورد کرد خیلی به نفعش هست که قبل از اینکه عروسی بکنند از هم جدا بشوند. چون فردا که عروسی میکنند یک مرحله اصلیش تمام شده.@ خدای نکرده ما میگوییم در ازدواج اگر یک زوج و زوجهای با هم ازدواج کردند عروسی کردند رفتند و دیدند اختلاف دارند قبل از بچهدار شدن. نمیتواند عمل بکند پنج سال از زندگیش بگذرد تازه بیدار بشود که زندگی ما چطوری بود نه روی اینها خیلی باید توجه بشود.@ یکی از مواردی که در ازدواج بسیار مهم است و هنگام خواستگاری و ازدواج دختر خانمها اجازه ولی هست که در سنی که برای ازدواج قرار دادند برای دختر باکره اجازه ولی جزء شروط قانونی است که باید حتماً اجازه ولی باشد.@ حالا اگر یک دختر خانمی 24 ساله 25 ساله است تا آن موقع هنوز ازدواج نکرده این هم باز قانون میگوید اجازه ولی هست اما اگر فرزند خودش به حد بالغی بود و شئونات را رعایت کرد و یک مسائلی داشت.@ من یک دختر خانمی را میشناختم که خانوادهاش مایل نبود که این دختر ازدواج بکند و این دختر خانم میخواست ازدواج بکند آیا اینجا اجازه ولی شرط است؟ نه. چون اینجا دختر خودش هم بالغ است و هم شرط و ادله پدر غیر قانونی است، ولی شرط اجازه پدر جزء شرائط عقد یک دختر خانم است باید باشد مگر اینکه اجازه ولی خارج از ادله منطقی باشد.@ اگر پدری به دختر خانمی اجازه ازدواج با آقای دامادی را ندهد به دلیل لاابالی بودن داماد یا نداشتن شغل منظم و درست یا نداشتن خانواده و یک ثبات خوب و دختر خانم برود شکایت به دادگاه که من با آقا پسری که اینطوری آشنا شدیم آمده من دوست دارم با این ازدواج کنم پدرم اجازه نمیدهد ادله پدر را دادگاه میخواهد اگر پدر ادلهاش درست باشد دختر خانم اینجا محکوم است.@ ولی اگر ادله پدر غیر منطقی باشد پدر محکوم میشود دادگاه میشود ولی به جای پدر او و به دختر خانم اجازه عقد میدهد و فرض کنید اگر یک دختر خانمی مواجه شد با مخالفت پدرش با توجه به اینکه حق با دختر باشد ادله پدر غیرمنطقی و غیرعادلانه باشد باید به دادگاه رجوع بکند.@ شکایت بکند و بگوید موارد را به اطلاع برساند صحت و ثبوت کار خودش را به دادگاه اعلام بکند دادگاه با بررسی به آنها اجازه این را میدهد پدر را میخواهد ادله را میپرسد اگر بررسی کرد دید غیر عدالت و غیر منطقی هست اجازه به دختر میدهد که ازدواج بکند.@ جد پدری یا عمو هست مگر اینکه در وصیتنامه پدر کل اختیار تام به مادر داده باشد حتی اجازه ازدواج دخترانم به دست همسرم باشد در اینجا خود مادر ولی میشود ولی اگر این را نداده باشد به پدر پدر میرسد. اگر پدر پدر نباشد به عموی بزرگتر میرسد.@ وصی هم باز باید اختیار ولی بودن را به او بدهند. چون او وصی است. با ولی فرق میکند. ولی معمولاً به جدات پدری هست پدر پدربزرگ، پدر پدری نه پدر مادری، پدر پدربزرگ بعد اگر او هم نباشد به عموها است. آنها ولی هستند به حسب قانون اگر نباشد مثلاً دختری فاقد همه اینها باشد مادر هم ولی نباشد آنجا دادگاه یا امینی را قرار میدهد که برای اینها که ولی باشد یا خود دادگاه ولایت دارد.@ برادر حکم ولایت ندارد. مگر اینکه قرار گرفته باشد در صورت عدمها و او را منصوب به ولایت کرده باشند ولی به طور قهری ولایت ندارد یعنی به محض اینکه پدری از دنیا رفت پدرش زنده هست پدربزرگ زنده هست چه بخواهد چه نخواهد ولی هست.@ وقتی پدربزرگ هم نباشد عموی بزرگ چه بخواهد و چه نخواهد ولی هست این را به طور قهری میگویند مثلاً دختر و پسر وقتی پدرش یا مادرش از دنیا میرود آن اموالی که از او میماند به طور قهری به اولادش میرسد به وراثش میرسد چه بخواهد چه نخواهد این را قهری میگویند.@ خارج از این را باید او را منصوب بکنند آن اختیارات را به او بدهند یا خود فردی که موصی هست آن کسی که وصیت کرده از دنیا رفته متوفی یا به حکم ولایت دادگاه ولی تعیین میکند یا نباشد خودش ولی است سرپرست صغار است.@ این سرپرست صغار بچههایی که بدون پدر یا مادر هستند یا فاقد هر دو هستند که تحت اداره سرپرستی صغار دارند اداره میشوند از نظر دولت ولی آنها دولت است حاکم است با اجازه آنها ازدواج میکنند با اجازه آنها کارهای قانونیشان را انجام میدهند ولی آنها حاکم است.@ اولاً به او میگوید چقدر داری چه چیزی داری کلیه موجودیش را در نظر میگیرد آن موجودیش را براساس موجودیش برایش برنامه میگذارد اگر ببیند مثلاً خانه ندارد ماشین ندارد مغازه ندارد سرمایه ندارد میگوید ماهی چقدر درآمدت هست؟ میگوید ماهی 40 هزار تومان میگوید ماهی 10 تومان باید بریزی به بانک دادگستری یا ماهی 20 تومان به عنوان مهریه خانمت بیاید بگیرد.@ باید بدهد دِین است برای همین ما میگوییم سنگها را بزرگ نکنید که به شما بدهند اگر سنگها بزرگ بشود اینقدر اذیت میکنند خدای نکرده که بگویید من نمیخواهم.@ ما وقتی میگوییم مهر کم باشد حداقل یک چیزی در دست آدم میاید که بخواهد نقد بکند ولی مهر که بالا باشد چیزی نمیاید خیلیها مخالفت میکردند من این طرح خودم است گفتم اگر این کار را بکنم به نفع دختر و پسر باید به این برسند باید جامعه به این طرز تفکر برسد اگر برسد متوجه میشود که چقدر به نفعش هست شما الان ببینید مهرها بالا رفته ولی آیا برای کسی نفعی داشته؟ نفعی نداشته.@ نه دختر خانم نباید به آنها بدهد اینجا مال خود دختر خانم است که باید دقت بکند مهر مال خود دختر است پدر مادر برای چی بگیرند بله دوست داشت میتواند ببخشد هر کاری میتواند بکند ولی ما میگوییم این کار را نکنید.@ اول زندگی خوشی است میگوید نه بابا اصلاً جیب من و تو ندارد وقتی چند سال گذشت میبیند که مثل جیب خودش با او خیلی فرق دارد بعد پشیمان میشود پس لذا توصیه میشود که ابتدا این کار را نکنید همیشه کارتان را بگذارید با گذشت زمان، اول یارو را امتحان بکن کمکم.@ آدم وقتی میخواهد به یک بچهای یک چیزی بدهد مثلاً یک کادویی چیزی بدهد میگوید درسات را بخوان نمره 20 را میاورد یک شکلات به او میدهد بعد دومین 20 را میاورد دو تا میدهد همینطور تا نمرههای قبولی را که میاورد یک جایزه بزرگ میگیرد.@ داماد هم همینطور بگذار دانه دانه اخلاقش مشخص بشود خوشروییهایش معلوم بشود طرز تفکرش برایت معلوم بشود همراه بودن و همگام بودن در تمام شرائط سختی و خوبی و خوشی و غم زندگیت با تو جلو بیاید چهار پنج سال بگذرد وقتی که خوب او را شناختی بعد از خودت بذل و بخشش کن.@ زود همان خط اول نگو من همه را به تو بخشیدم الان عقدش میکنند فردا داماد میاید آنجا چطوری حالت خوب است ببین من میخواستم یک چیزی به تو بگویم من حاضرم شرعاً قانوناً برویم محضر تازه در سر خانواده پدر مادر هم میزند پدر مادرم اینطوری گفتن من اصلاً نمیخواهم برویم همه را به تو میبخشم.@ این نظر خانوادهام بود تو چکار داری همین قدر که من و تو به هم برسیم حالا به هم رسیدیم مهر را ولش کن وقتی که تمام میشود میاید میگوید مامان قربانت بروم تو گفتی ولی من حالیم نشد وقتی همه خوشیها تمام میشود داماد یک وشگون از او میگیرد جیغش را میاورد خانه مادر میزند مادر هم میگوید من گفتم 200 تا سکه مهرت باشد که این نتواند وشگونت بگیرد این گوش نداد.@ این که بذل و بخشش و احسانتان با عقل باشد با احساس نباشد احساسی ضرر میکنید هر چیزی که احساسی باشد در آن ضرر هست محبت به بچه وقتی احساسی شد ضرر دارد در آن جهنم هم دارد آقای شجاعی بود یک بار خدمت ایشان رسیدیم ایشان میفرمودند چقدر پدر مادرهایی هستند که براساس محبت به جهنم میروند.@ چون براساس همین زیادی محبت کردن فرزندشان را خراب کردند بچه نمیتواند متکی به نفس نیست اعتماد به نفس ندارد اراده ندارد از خودش هیچی ندارد این نمیتواند زندگی را اراده بکند موجب میشود که در اثر برنامه این مادر را جهنمی بکند. چون زیادی محبت کرده بچه را روی پای خودش بار نیاورده حالا این هم زیادی احساس خوشی بکنید آنوقت ناخوش میشوید.@ اصلاً اینطوری کردند برخلاف نظر اسلام است اسلام میفرماید که مهریه واجب است باید هم بگیرید ولیکن عملاً برداشتن به آن جنبه سوری و تشریفاتی دادند میگویند چه کسی مهر را داده چه کسی گرفته، چرا مهر را بدهید ما هم میگیریم چه کسی نمیگیرد چه کسی بدش میآید.@ والله به هر دختر خانمی یک میلیون تومان هم بدهند پرواز میکند میدود یک میلیون تومان پول دارد حالا هر چه هم پدر به او بدهد این یک میلیون خیلی خوشمزه است برو که رفتیم چرا بدش بیاید یک میلیون تومان میگیرد روی آن هم سرمایهگذاری میکند.@ خدا عقل را داده برای اینکه از آن استفاده بکنیم ولی متأسفانه هر چه هم خدا برای ما قرار داده همه را میدهیم بعد هم میگوییم این چه قانونی است خدا قرار داده گذشته همینطور بوده ولی ما میخواهیم بگوییم اینطور نباشد همهاش جنبه تشریفات پیدا کرده هیچ چیز هم به درد هیچ کس نخورده.@ یک جا بود من برای خانمها صحبت داشتم راجع به مهریه، یک خانمی مثلاً 10 ـ 12 تومان یا 20 تومان بود گفت خانم من چندین بار مهرم را گرفتم گفت هر چند وقت یک دفعه به همسرم گفتم مهریهام را بده 10 تومان از او گرفتم باز در گذشته به او گفتم مهریهام را بده او دیگر خیلی زرنگ بوده.@ اگر شفاهی باشد بله هر چه هم آقا موقعی که در ناخوشی در دادگاه میافتند میگوید مهریهاش را بخشیده خانم میتواند برود بگوید آقا آن موقع اخلاقش خوب بود بخشیدم ولی الان سندت کجاست قانون سند میخواهد اگر برود محضری ببخشد دیگر نمیتواند برگرداند ولی اگر لفظی باشد مثل ما که ما گرفتیم برگرداندیم دیدیم نه اینطوری نمیشود آدم مشکل پیدا میکند.@ ولی بخشیدنش را با سند ندهد اگر سند بدهد نمیتواند برگردان بکند شفاهی میگوید من حالا یک چیزی گفتم ولی دیدم نمیشود به تو هدیه داد به صاحبش برگردان.@ عقد با منطق با قانون منطبق باشد شرط غیر از اینها خودش خودبهخود شرط باطل است جزء شروط حساب نمیشود خود آن شرطهای صحیحه را براساس طرف هست مثلاً یک دختر خانمی میگوید نه من نمیخواهم هیچ زمان کار بکنم اشتغال به کار داشته باشم لزومی هم ندارد شرط بکنیم.@ مثلاً ما بیاییم بگوییم نه خانم شما حتماً بگو من به این شرط زن این آقا میشوم که شاغل بشوم نه او با هر کس دیگر خودش میداند دوست دارد ادامه تحصیل بدهد دوست دارد فعالیت اجتماعی بکند دوست دارد حق مسکن کجا باشد همه شرطها.@ دوست دارد مکه بگذارد به این شرط زن تو میشوم که مکه بروم به این شرط زن تو میشوم که برای من استاد بگیری من درس بخوانم به این شرط زن تو میشوم برایم خدمه بگیری شرطها صحیحه را بگذارد آنچه را که خودش دلش میخواهد حالا ولیکن شناخت شروط صحیح و شروط باطل برای ما لازم است.@ من اینجا برایتان خود کتاب ادلهاش را قانونش را میاورم که شروط صحیح و شروط باطل چیست که براساس آن دیگر آن به میل خودتان. یک دختر خانمی بود دانشگاه میرفت مادرشوهر نمیگذاشت درس بخواند به عناوین مختلفی این دختر را اذیت میکردند نمیگذاشتند دانشگاه برود یکی دو ترم نمرههایش پایین آمد از دانشگاه برایش نامه آمد چرا نمیایی برنامهات دارد به هم میخورد اصلاً دانشجو نباش.@ دیگر اینقدر مادرش رفته صحبت کرده علتش این است این مشکل برایش پیش آمده چون مشکلش را متوجه شدند گذاشتند ترم سوم را دوباره بخواند وگرنه نمیگذاشتند چون در حد اینکه انصراف داده خود این یک ادله قانونی است.@ فرض کنیم که آقا برایتان قرار گذاشته در فلان ساعت تشریف بیاورید محضر، خانواده دختر و خانواده پسر برای عقد شما آقا و برنامه دفتر را همه را جور کنید خانواده داماد هم بیایند در خانه عروس همان کاری را که میخواهید در محضر انجام بدهید در خانه انجام بدهید.@ دفتردار را در خانه بیاورید هیچ کس را هم نگویید همینطوری ساده شما همینطوری که چادر سرت هست همینطوری معمولی هستی اصلاً هیچی تشریفات نچینید مگر میخواهید در اتاق محضر بروید تشریفات میچینید؟ نه همان کاری که در محضر میخواهید انجام بدهید این سنگینتر و با حوصلهتر و بهتر هست که در خانه انجام بدهید.@ یک جعبه شیرینی یا یک کاسه نقل میگذارید بعد سر صبر هیچ کس را هم نگویید بیاید نه این خانواده نه آن خانواده قشنگ بنشینید همه هم با وضو با دعا بعد آن دفتر را عروس بخواند من برای چند تا عروس این کار را کردم گفتم آقا آن دفتر قباله را بدهید عروس خانم بخوانند.@ حتی طول میکشید آقا میگفت خانم چقدر طول میدهید گفتم آقا این باید دانه دانه را بخواند بفهمد بعد امضا بکند نمیشود که همینطوری امضا بکند حتی دفتر بزرگ هم همینطور، فردای قیامت مسئول هستید من چند تا عروس را همین کار را کردند.@ هر چه آقایان گفتند که زود باشید گفتم نه برنامه مال این هست بگذارید چهار ساعت هم طول بکشد اگر فکر میکنید سخت است قبلاً قباله را بگیرید بدهید عروس داماد بخوانند با فکر کردن روی آنها بعد بیایند این کار را بکنند یاد فردا بیفتید این بیچارهها باید چه صدمهای بخورند عجله عجله مگر میخواهید چکار بکنید به این صورت عمل بکنید.@ قشنگ دانه دانه را بخوانید مفهوم بشود هر کجا هم که متوجه نمیشوید از خود عاقد بپرسید که این یعنی چی برایتان موردش را باز بکند بعد دانه دانه براساس آن فکر بکنید امضا بکنید.@ قبل از اینکه به عقد برسند عروس خانم موقعی که برنامه نامزدی هست آن موقع مال این صحبتها است عروس میگوید من یک همچین شروطی را دارم نهایت روی یک ورقهای شروطش را مینویسد میدهد به آقای داماد به داماد هم میگوید شما هر شرطی داری برای من بنویس یا به من بگو برو روی آنها خوب فکر کن.@ اگر براساس این شروط میتوانی من را بگیری با من ازدواج بکنی بسم الله، نمیتوانی که هیچی فکرهایت را بکن من هم همینطور هر شرطی که داماد دارد برایش بگذاری من هم روی آن فکر میکنم اگر توانستم با این شرط ازدواج میکنیم نشد هم که هیچی.@ این کارها مال قبل از برنامه عقد است که تمام به توافق میرسند بعد یک لیستی عروس خانم دارد یک لیستی آقای داماد چهار تا شرط این دارد شش تا شرط او دارد هر دو هم پذیرفتند، میروند آنجا در محضر یا پیش آن عاقد که میروند میگویند آقا آنجا که نوشته شرطهای دیگر هم داری میگوید.@ یکسری شرطهای اینها در خود قباله است یکسری شروطی خود آدم دلش میخواهد بنویسد میگوید آقا بر این اساس و این شروط من زن این آقا میشوم لطفاً اینها را بنویسید در دفتر 1 ـ شرط اول داماد جلویش امضا میکند 2 ـ شرط دوم امضا میکند 3 ـ شرط سوم امضا میکند داماد هم همینطور.@ مثلاً زوجه و زوج هر چقدر شرط داشته باشد دانه دانه شرطهایش را مینویسد عروس خانم جلویش امضا میکند بعد ثبت نهایی میشود این سند رسمی میشود. عروس باید زمانی که خوب متوجه شد قبول کرد امضا کند اگر داماد یک کاری کرد که عروس خانم متوجه نشد مثل این میماند که عروس چشمش را بسته یک چیزی را امضا کرده.@ مثلاً این باشد که بگوید اگر یک شب آمدم دیدم خانم غذا درست نکرده مجاز هستم که با یک دسته هاون بزنم در مغز خانمم بکشمش خانم هم امضا میکند اشکالی ندارد. چشمهایتان را باز کنید گوشهایتان را هم همینطور لب و دهانتان را هم دقت کنید که چه چیزی دارید میبینید و میخوانید بعد براساس آن امضا کنید شاید نامه قتل خودتان باشد.@ شما هم به عروسها و دختران دیگر یاد بدهید بروید کنارش بنشینید به او بگو این این را میگوید حواست را جمع کن بعد پایینش هم بنویس به چه شرطی، اینها را همه را به او بگویید.@ ما متأسفانه یک ازدواج که در فامیل انجام میگیرد مثلاً متوجه میشویم دخترخالهمان میخواهد ازدواج بکند لباس میرویم میدوزیم این کارها را میکنیم به فکر خودمان میافتیم که میخواهیم پُز بدهیم ولی اگر حواسمان باشد به او میگوییم ببین میخواهی ازدواج بکنی با پسر خوب صحبت کردی چهار تا مطلب شاید شما بدانی به او بگو یادآوری یا خودت به او بگو.@ میخواهی ازدواج بکنی بگو تو را به خدا چیزی به نظرت نمیرسد من حواسم را جمع بکنم دارم در این وادی میروم ولی متأسفانه نه ما یاد کفش و کلاهمان میافتیم کدام لباسمان قشنگ است کدام کمبود دارد برویم اینها را درست بکنیم برای اینکه میخواهیم در عروسی دخترخالهمان برویم این مسئله است.@
جلسه 010 - میثاق مقدس (خواهران)
متن کامل (خام) جلسه 010 - میثاق مقدس (خواهران)