أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و به نستعین و هو خیر معین حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر و لا حول و لا قوۀ إلا بالله العلی العظیم رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي.@ در رابطه با شرائط اختصاصی مرد به اینجا رسیدیم که پس شغل همسر بسیار نقش مادی و معنوی دارد یک اشاره که در اینجا لازم هست ما به آن توجه کنیم یک بحث حقوقی آن هست آیا یک دخترخانم با مردی که دارای خصیصهها یا معیارهایی که مطرح کردیم باید باشد باشد.@ اما از نظر اقتصادی در سطح پایینی باشد که زندگیاش سخت بگذرد و آنچه را که ما در آن خانهای که رشد کردیم میبینیم که شرائط آن مرد سختتر است ما باید واقعاً یک مقدار زیادی سختیها را تحمل کنیم.@ آیا در اینجا رد کردن چنین فردی از جهت اینکه باب اقتصادیاش خیلی ضعیف است یا ما باید به رنج و تعب بیفتیم تحملش برای ما سنگین است جواب منفیاش جایز است یا خیر؟ حرام است یا حلال؟ و یا اینکه ما این حق را داریم که در آن فکر کنیم و این کار را بکنیم یا خیر؟ پاسخ این هست که پاسخ منفی دادن به این فعل حرام نیست.@ جایز هست بپذیریم یا نپذیریم؟ بله هم میتوانیم بپذیریم هم میتوانیم نپذیریم، آیا حق داریم در آن بررسی کنیم که بپذیریم یا خیر؟ بله، یک دخترخانم زمانی که معیارها را دیده معیارها پسندیده است اما از نظر اقتصادی آن آقا شرائط اقتصادیاش به طوری هست که ما ممکن است یک مقدار به رنج و تعب و سختی بیفتیم تحمل کنیم تا اینکه این زندگی بگذرد.@ ما حق داریم که یک همچین زندگی را بپذیریم اما با بینشی که این سختیها را هم دارد اجارهنشینی دارد مثلاً ماهی چقدر باید پسانداز بکند ممکن است به خواهشهای شما یا به آن حد متعارف هم نتواند شما را اغنا بکند یک دخترخانم که اگر بخواهد هم در پذیرشش هم در نپذیرشش واقعاً وجدانش راحت باشد و آرامش خیال داشته باشد در صورتی محقق میشود که با بینش این را بپذیرید یا رد کند.@ با بینش پذیرفتنش مهمتر از نپذیرفتن است. چون اگر خود همان فیالبداهه بگوید نه من نمیخواهم، دیگر راحت قیدش را زده و میگوید نمیپذیرم نمیتوانم ولی من نمیتوانم یک همچین زندگی به این صورت سختی را تحمل کنم. کار خلافی هم نیست. این ضرر را هم میتواند نپذیرد مشکلی هم نیست.@ اما در پذیرفتنش دارای یک بینش خاصی باید باشد. چون باید خیلی مسیر دشواری را طی بکند تنها فقط تحمل کردن یک اتاق و شش ماه یکدفعه اتاق عوض کردن و سالی یکدفعه اجارهنشینی باید تغییر بکند امروز ممکن است دو اتاق خوابه بگیرد فردا ممکن است یک اتاق بگیرد یا مسائل دیگر زندگی، خیلی مشکلات دیگر را باید تحمل کند.@ یعنی واقعاً باید یک بینش عمیقی داشته باشد که در راه به مشکل نخورد چون اگر در راه وقتی که بیاید با یک بینش درستی این انتخاب را نکند اعصابش ناراحت میشود فشارها به او به گونهای وارد میشود که تنگ میشود عرصه را بر او تنگ میکند سخت میشود.@ بعد آنجا شروع میکند به واکنش نشان دادن نسبت به آن کُنشها، شروع میکند به ناسازگاری، همه اینها بذر ناراحتی و عدم توافق را در خانواده ایجاد میکند لذا از آنطرف میگوید پذیرفتم بعد میگوید من فکر نمیکردم اینطوری باشد.@ این فکر نمیکردنها برمیگردد به بینش کم آن فرد، ضعف بینش، چون وقتی که آقای دامادی در این اوضاع میگوید من ماهی 20 تومان دارم باید اجاره خانه هم بدهد مسلم است که فیالبداهه این یک زندگی سختی را باید بگذراند.@ چه چیزی یا اگر یک دخترخانمی دارد یک همچین شرائط اقتصادی سختی را میپذیرد باید در کنارش معیارهای دیگر را که در این آقا دیده باید اینقدر قوی باشد که این مقدار سختیها با آن معیارهای قبلیاش هضم کند.@ آن سختی را و جایگزین آن بشود از یک محبت و ایمان و اخلاق و برخورد عالیهای که مدنظر با طرف هست برایش اینها مهمتر و اصل است این را اینقدر قوی باشد که بتواند آن مسائل را برایش هضم کند مثلاً یک دخترخانمی میگوید اخلاق باشد ایمان باشد ولیکن من دلم میخواهد شوهرم وضعش یک مقدار خوب باشد با هم مرتب گردش برویم با هم بیرون برویم وضعمان خوب باشد این لباسها را برای من بخرد.@ اگر بخواهد به این مسائل توجهاش اینطور باشد که بینابین قرار بدهد و بیاید آقاپسری را انتخاب کند هر دو به یک زندگی بدی میرسند آن وقت اینها چه اشکالاتی را به وجود میاورد؟ که اینها باید با هم دائم جنگ و دعوا داشته باشند مخصوصاً مسأله اقتصادی، سر مسأله خوراکشان را حل میکنند سر هدیهها میمانند، هدیه را حل میکنند سر اجاره خانه میمانند.@ آنها را حل میکنند درخواستهای خاص خانم هست مال بچه است همینطور عدیده روی هم میاید این میشود که بعد آن فشارها موجب میشود هم آرامش فکر و خیال را از آقا سلب میکند هم از خانم، هر دو فشار مشکلات عصبی و هیچ کدام در کنار هم آرامش خیال و خاطر را ندارند.@ لذا در موقع انتخاب باید به وضعیت شغلی و درآمد همسر توجه بشود. بیاییم روی آن خوب فکر کنیم ببینیم واقعاً میتوانیم این شرائط اقتصادی را قبول کنیم ممکن است چهار شب غذای بسیار خوب باشد ولی چهار شب هم غذای پایینی بخوریم، میتوانیم تحمل کنیم؟@ میتوانیم در طول سال و پنج سال و شش سال و ده سال اصلاً مهمانی در خانهات نگیری؟ چون شرائط سخت است نمیتوانی بگیری همه اینها را باید در نظر بگیری بعد انتخاب کنی، اگر با این بینش باشد مثلاً اگر من شوهرم یک چادر هم بزند برایم مسأله نیست چون وجودش برایم ارزش دارد.@ چون اینقدر او را قابل دیدم با دست خالی هم او را قبولش دارم با این بینش اگر در زندگی برود موفق است، آیا میتواند دخترخانمی نپذیرد یک همچین زندگی را؟ بله، چون وقتی که دخترخانمی ازدواج میکند مرد واجب النفقهاش است.@ باید در حد متعارف معمول یک جامعه به انضمام یک اضافه به شأن آن دختر و خانواده باید در آن حدش تلاش کند و برایش مهیا کند. اگر واقعاً یک فردی فاقد این امر هست ولی بقیه مسائل را دارد دخترخانم به خاطر این نپذیرفت اشکال ندارد. چون میگوید من فردا باید جوابگوی خیلی از مسائل بشوم پس همین الان من نمیتوانم.@ من تحمل یک همچین زندگی را ندارم. چرا بیخودی جنگ اعصاب برای خودم و شوهرم پیدا کنم برود شاید دخترهای دیگر هستند قبول کنند من نمیتوانم بپذیرم من نمیتوانم سختی بپذیرم، این خیلی خوب است که آدم با یک همچین مسألهای بیاید کار بکند.@ از آن طرف خانم آمد گفت من زمانی که مهر هر چه قرار دادند من عندالمطالبه میخواهم، یکی از چیزهایی که شاید به نفع آقایان نباشد گوش میدهند، آیا خانمی میتواند موقعی که عقد کند بگوید من تا مهرم را نگیرم نمیایم خیلی هم دوستت دارم با هم خوب هستیم مشکل هم نداریم ولی من میخواهم مهرم را بگیرم بعد بیایم در خدمت باشم.@ این حق را دخترخانم دارد؟ بله، میتواند تا زمانی که عروسی نکرده این حرف را بزند بگوید تا وقتی این را ندهی پیش تو نمیایم؟ بله، آیا آن آقاداماد باید بپردازد؟ بله، اما اگر عروسی کردند رفتند آیا میتوانی به او بگویی که من مهرم را میخواهم اگر به من مهرم را ندهی برمیگردم میروم خانه پدرم؟ نه.@ میتواند بگوید مهرم را بده باید هم بگیرد او هم باید بدهد ولی دیگر نمیتواند اینجا بگوید که میروم، این حرف مال قبل از عروسی کردن است قبل از در خانه شوهر رفتن است آنجا حتی میتواند چهار سال هم نگه دارد بگوید تا مهرم را ندهی به خانهات نمیایم ولی وقتی در خانهاش رفت نمیتواند بگوید من از خانه بیرون میروم تا مهرم را بدهی.@ این امتیازات را بشناسیم از دست نرود. اینجا بد نیست یک مورد هم بگوییم آقایان هم اذیت نشوند، ما میگوییم دخترخانمها بیایند مهر را سنگین نگیرند ولی نقدش کنند 50 تا سکه 100 تا سکه 200 تا سکه به درد نمیخورد نقش سوئی دارد نه شما مهریه داری نه او به شما میدهد اما بگو یک میلیون دو میلیون، به داماد هم بگو خداوکیلی داری یا نه؟@ اگر گفت بله بگو دو میلیون چک را به من بده ما در خدمت شما هستیم زرنگ باشیم ما میگوییم این دو میلیون را مهر کردی او هم میگوید خدا پدرت را بیامرزد در این اوضاع و احوال چه دختر خوبی سکه هم نکردی یک میلیون که چیزی نیست بگو من همین الان نقد میخواهم چون همین الان اگر نقد بکنی سرمایهگذاری میکنی زیاد میشود به بیست میلیون میرسد.@ ولی از همان روز اول بگویی بیست میلیون، او میگوید چشم هر چه شما بخواهی، الکی مینویسد ولی یک غِران هم به تو نمیدهد لذا مهر همهاش شده جنبه تشریفات، یک واجب است وقتی فردی از دنیا میرود یک آقایی که از دنیا میرود کل اموالش را حساب میکنند.@ میگویند اول قرضش را بدهد اولین قرض مهر همسرش، مهر او را که کنار گذاشتند بقیه دیونش را باید بدهد بقیه دیون را که گذاشتند حالا ثلثش را هم جدا کردند بعد تازه به وارثش میرسد زرنگ باشیم حکم خدا را عمل کنیم اگر خانمها این کارها را بکنند از همان اول پشتوانه اقتصادیشان قوی است.@ از روزی که خدا این بچه را به پدر و مادر میدهد پدر را کرده واجبالنفقه این بچه، تحصیلش، خوراکش، لباسش، همه چیز به گردن پدر است باید بدهی، نگفته به هر دخترت ماشین بدهی، نه میگوید حد متعارفی که آبرو و حیثیت خانواده و بچه رشدش حفظ بشود به محض عقد نکاح میگوید شوهر را واجبالنفقه میکند.@ مسکن و لباس و پوشاک و غذا و مهریه، از خانه پدر میاید باز قطع میشود؟ نه یک ارث هم برایش میماند از مادر چیزی دارد ارث هم برایش میماند در خانه شوهر آمده مهریه را دارد واجبالنفقه هم هست اگر خانم بگوید آقا من اصلاً دست به سیاه و سفید نمیزنم اگر خواستی من خانه را مرتب کنم با جان و دل میکنم ولی ماهی 20 هزار تومان میخواهم بگیرم.@ میتواند این حرف را بزند؟ بله، بعد بچهدار میشود میخواهد بچه را شیر بدهد من میخواهم پول بگیرم من میخواهم شیره جانم را بدهم من ماهی اینقدر میگیرم، نمیخواهی برو یک دایه خوب پیدا کن بیاور به بچهات شیر بدهد.@ من شیره جانم را میخواهم بدهم، نه شیر خشک، شیره جان. چون اگر قبول نکرد شما هم قبول نکردید او هم باید برود یک دایه خوب بگیرد نه برود شیرخشک از داروخانه بگیرد من ماهی اینقدر میگیرم چون باید از جانم مایه بگذارم از اینطرف این اجرت را یا خرج هزینهای که باید خودم تقویت بشوم اضافه بر آن بخورم که به بچهام بدهم یا نه دلم میخواهد بگیرم به سرمایهام اضافه کنم حقش است میتواند این کار را بکند.@ شوهر از دنیا میرود ارث به خانم میرسد بچه داشته باشد هشت یک به او میرسد بچه نداشته باشد چهار یک به او میرسد مُشاع هم میرسد یعنی از مِلک نمیرسد از فروش خانه یا ساختمان میرسد از زندگی میبرد بچهاش از دنیا برود از او ارث میبرد.@ ببینید چقدر در یک خانم قبل از آنی که حالا میخواهد تحصیل داشته باشد تخصص داشته باشد یک خانم معمولی بیسواد در خانه هم هست اینقدر پشتوانه اقتصادیاش قوی است ولی ما متأسفانه بلد نیستیم اینها را به دست بیاوریم.@ بیشترین طلاقها که به وجود میاید حالا خانم بعد از اینکه در زندگی آمده متوجه شده طلاق صورت گرفته بچه هم داشته حالا آمده دست از پا درازتر هیچی هم ندارد همه اینها را به باد یغما داده رفته، ما میگویم ای ملت اینقدر مهر را بالا نبرید.@ جهاز هم زرنگ باشید اینقدری که پدرتان میخواهد به شما بدهد بگو پدر یک مقدار را نقد به ما بده گردن مرد است او باید برود زندگی تهیه کند چه کسی گفته دخترخانم باید همه چیز جهاز را ببرد بر مرد است مرد باید هزینه زندگی و تمام وسائل زندگی را تهیه بکند بعداً یاد مسائلتان بیفتید.@ پدر تو میخواهی 500 هزار تومان یک میلیون تومان دو میلیون تومان داری به من جهاز میدهی از خون جگرت میزنی از عرق جبینت مادر از گوشه دلش، میدانید که مادر و پدر با چه عشقی میایند جهاز را تهیه میکنند هر کس به اندازه خودش در این شرائط سخت یک یخچال میخواهند بخرند چیزی نمیتواند بخرد آن کسی که وضعش پایین است.@ چهارتا قلم را میخرد یک مقدار را هم دست خودم بدهید پشتوانه خودم باشد همه را به داماد ندهید اگر لازم شد من در این زندگی رفتم دیدم واقعاً داماد خوب است با هم کنار میاییم خوب بودیم من هم به عنوان سرمایهدار با هم شریک اقتصادی میشویم چرا آنطوری حرامش میکنید.@ اگر خانوادهها و جوانها بدانند که با هم یکی بشوند خدا شاهد است زندگیها اصلاً وضعش خیلی عالی میشود متأسفانه ما هر چه ضرر میکنیم به خاطر اینکه از اسلام دوریم قانون خدا را عمل نمیکنیم احکام خدا را فقط به همدیگر میگوییم یا یاد میدهیم عمل نمیکنیم.@ یک آقایی بود میخواست زن بگیرد میگفت خانواده دختر گفتن 800 هزار تومان مهر، گفتم نه من 500 هزار تومان مهر میکنم مقداری هم وسائل باید خودم بگیرم ولی نقد به تو میدهم بعد عقد میکنم این بهتر است تا آن که طرف نتواند حالا میدهم آخر هم نمیدهد خانمها هم که زور ندارند فقط الکی گریه میکنند اشکشان سریع برای هر مشکلی جاری است.@ جایی که عقلش را بیاندیشد و جاری کند بر افعالش و بر وجودش این ریزش تفکرات در وجودش باعث نجاتش میشود متأسفانه دائماً تا طقی به طوقی میشود خانمها ضعفشان را ایجاد میکنند بعد آنوقت باید به حالت ترحم دست او را بگیرند.@ زن مقتدر است زن قوی است اما اگر این وجودش را تحت تعبد الهی در بیاورد اگر تحت تعبد الهی و دایره و حقوق احکام الهی در بیاورد خدا هم کمکش میکند او هم میشود یک کمک و پشتوانه قوی با شوهرش، شوهرش هم در زندگیاش با او اینطور هست یک خانمی وقتی که پول دارد میبیند شوهرش به مشکل افتاده زندگیاش مشکل دارد.@ میگوید آقا من میتوانم برایت اینقدر جور کنم، حالا پول مال خودش است، بعد میگوید آقا من میتوانم 400 هزار تومان به شما بدهم مشکلت را حل بکن ماهی اینقدر به من بده، هم از اینطرف پول را داده زندگی جفتشان حل میشود هم از آنطرف قرض میدهد قرضش برمیگردد.@ این بهتر است یا اینکه اصلاً نداشته باشد و همیشه این در صورتش بزند آن در صورتش بزند، زندگیهای امروز واقعاً مشکل است اما اگر از روز اول دخترخانمها و آقاپسرها دقت کنند که چگونه خرج کنند چگونه برنامه مهریه بگذارند چگونه جهیزیه تهیه کنند.@ اینها را روی هم بگذارند همان که هیچی ندارد با 200 ـ 300 هزار تومان ازدواج کند همان کلی میتواند پساندازهای خوبی را برای مباداهای خودش درست کند مهم این است که آن کتاب پیروزی فکر که گفتم بگیرید بخوانید به همراه مطالعات دیگرتان برای همین است که بدانید ما چقدر فکر و عقلی را که داریم چقدر نعمت بزرگی است ولی متأسفانه از آن استفاده نمیکنیم.@ چه راهنمای خوبی است چه یار خوبی است چه راهگشای خوبی است چه نجاتدهنده خوبی است ولی متأسفانه از آن استفاده نمیکنیم پس در یک همچین موردی دخترخانمها هم میتوانند نظر مثبت یا منفی بدهند.@ خیلی از چیزها را هم تا به حال جامعه ما قبول نداشته اما در اثر تکرار و گفتن و مقاوم بودن در آن کار پذیرفتن اگر که ما احکام را تصمیم بگیریم که عمل کنیم یکی دو سه نفر جلو افتادند بالأخره پنجمی میفهمد میگوید راست میگویند همین این کمکم انجام میشود.@ عرف در جامعه چیست؟ یکی از ادلههای ربی در باب قضا و قانون منابع و مأخذش عرف و عادت است شاید اول انقلاب بعضی از شما کوچک بودید یادتان باشد 17 سال پیش را، سال 58 ـ 59 حتی 61 ـ 62 میدیدید که اکثراً خانمهایی که مذهبی هستند میروند در مسجد عقد میکنند و در حسینیه مجلس میگیرند، دوتا این کار را کردند.@ همه میگویند جدی میگویید لباس عروس نپوشید! یک وقت دیدیم که اکثر مذهبیها اینطوری ازدواج کردند همیشه عرف به این صورت چه غلطش چه درستی اینطوری یکدفعه همهگیر میشود بعد از یک مدتی گذشت جنگ شد.@ یک مقداری هم در جنگ بعضی چیزها رعایت میشد و نمیشد جنگ که تمام شد همه افتادند به تشریفات، نه به آن حد نه به این حد، نه در افراط نه در تفریط، آنوقت خیلی از همانهایی که نه لباس عروس پوشیدند نه خیلی کارها را کردند نه حتی آینه و شمعدان خریدند هیچ کدام از آداب و سنن را انجام ندادند بعد میگویند اشتباه کردیم.@ نه به اینها که الان اینقدر یک لباس عروس خریدند 200 هزار تومان میگویند چه اشتباهی کردیم نه آن نه این، هر دو غلط، بعد آنوقت ما میخواهیم بگوییم همیشه یک اصلی وقتی که انسان حرفش محکم باشد تراوش و دستورات اسلام باشد حرفش محکم است منطقی هم هست معقول هم هست حالا جامعه این کار را نکرده بالأخره امروز یکی شما، یکی آن، یکی این، همینطور کمکم همهگیر میشود.@ بعد هم ما میخواهیم یک چیز اهم از همه اینها را بگوییم، ما باید ببینیم که کاری را که ما میخواهیم انجام بدهیم همه انجام داده باشند یا بدهند یا نه ما باید ببینیم خدا چه میگوید انجام بدهیم.@ الان چند میلیارد انسان در این دنیا نماز نمیخواند؟ پس ما هم بگوییم ما هم نمیخوانیم چون آن میچربد بر این تعداد نمازخوانها، پس ما هم بگوییم ما نمیخوانیم چون الان جوامع کدامشان نماز میخوانند این جوامع عظیم در سطح دنیا، این گیتی پهناور چه کسی روزه میگیرد ما هم نمیگیریم.@ اما برای چه ما میگیریم میگوییم ما کاری نداریم حتی در یک خانه میگوید من کاری ندارم که چه کسی میگیرد من واجب است و به من آزار نمیرساند طبق احکامم روزهام را میگیرم سر من هم برود روزهام را میگیرم.@ این هم یک حکم است کم بگیر ولی نقدش کن هم خودت راحت هم از آنطرف باب اقتصادی فرض کنید یک دخترخانمی که مهرش یک میلیون تومان است همان موقع یک میلیون تومان را هم یک جای مطمئن سراغ دارد سهامدار میشود روزبهروز به سهام و سودش اضافه میشود. دستش هم باز است.@ از همان اول یک خانم سرمایهدار است روزی شوهرش دارد خانه میخرد او هم میگوید من هم دو میلیون تومان دارم آنجا میرود سه دانگ دو دانگ خانه را با او شریک میشود هر دو هم از خانه استفاده میکنند فرداها هزارتا مشکل دارد در بانک میخواباند مرتب قرض به این و آن میدهد کلی برای خودش قصر در عالم آخرت را میخرد.@ گرفتاریهای آخرتش را حل میکند با همین قرض دادن به مردم، آخرش هم خودش صاحب پول است اما وقتی که همین نقش سوری در قباله نوشتند 500 تا سکه آزادی، چه فایده دارد نه به درد خودت میخورد نه به درد مردم میخورد نه به درد آخرت، به هیچ دردی نمیخورد.@ صد تا از اینها بنویس سر طاقچه بگذار پیشینیان نکردند، خب نکنند، آیندهگان هم نمیکنند، خب نکنند، خدا گفته این حکم را بکنید ما میگوییم چشم، ما تابع خدا و انبیاء هستیم چطور آنجایی که خداوند این همه مردم که خیلی از حرفها را میزنند نقض دارد با همه احکام اخلاقی و حقوقی، میگوید مادر شوهرت حالا این دفعه این کار را کرد اشکالی ندارد ببخشش.@ صد دفعه از این بخششهایی که میتوانی نبخشی حقت است بگیری میکنی، چطور آنوقت آن چیزی که واجبت هست نمیخواهی بروی دنبالش بگیری، چرا؟ آنوقت از آنطرف مردها هم متعهد و دیندارتر میشوند مردها هم متوجه میشوند حواسشان را جمع میکنند اینقدر آزار نمیرسانند.@ ما باید روشهای کاریمان به طوری باشد که بتوانیم همدیگر را بسازیم ما هم خانمها هم آقایان ما میخواهیم بگوییم بحث در بحث انسان است در باب افکار و افعال و احکاممان نقش عملیمان ضعیف است یا عدم داریم در بخشهایی یا ضعف.@ لذا این همه مشکلات عدیده را بر همه ما بار کرده و گرنه مسلمان شیعه با آیین اسلام و قرآن نباید اینقدر مشکل داشته باشد. چرا باید مسلمانها از همه اذیتتر و در سری خورتر باشند با وجود اینکه خدا میگوید من عالم هستی را خلق کردم تا بهترین بندگانم خوب استفاده کنند.@ خوب استفاده کردن نه برای این است که شما بگویید هر کس دارای یک همچین مِلک و مالک و نوکر و کُلفَت بیاید و برود، نه آن که واقعاً استفاده لازم برای پرورش انسانیت و رسیدن به سیر تکامل بشری و الهیاش برسد آن را میگویند خوب استفاده کرده از نعمتهای واقعی که خدا به او داده خوب استفاده کرده.@ لذا اگر که از روز اول چه باب حقوق، اخلاق، احکام، اجتماعی را در انتخاب همسر و در نوع پذیرش آن فردی که میخواهد یار شما، نزدیکترین فردت بشود، همسخنت بشود، محرم دلت بشود، غمت را بداند، شادیات را بداند، یاریات بکند، تو یار او باشی، او یار تو باشد، مشکل اقتصادی پیش میاید تو برای او حل کنی، او برای تو حل بکند، فکری هست همینطور.@ عزیزترین کس تو میخواهد بشود، بنای خانواده و نسل را تو میخواهی بکاری و بالا ببری، مسلم است اگر خِشت درست بکنی این با دوتا باران خیس میخورد میریزد گچی کار کنی با یک تگرگ میریزد اگر که آجر و تیرآهن باشد باز با زلزله میریزد اما اگر بتون آرمه و آجر سفال و شناژبندی گیرش را بگذاری با زلزلههای عظیم هم احتمال سقوطش خیلی کم است، بشر باید دنبال کدام برود؟ برای چه میگوید استقامت ساختمان را بالا ببر؟@ برای اینکه تا 50 سال 100 سال هر کس آمد و رفت از آن استفاده لازم را بکند. حالا ما در باب تمام اینها بحث به خاطر تربیت بقای نسل است یک روانشناسی آمد دید که آن پدر و مادری که اهمیت تربیتی میدادند بعد دو هزارتا از نسل این باقی مانده که شامل دختر و پسر و عروسها و نوهها و دامادها و نتیجهها بود.@ از آن فردی هم که رعایت مسائل اخلاقی و تربیتی را نمیکردند همینطور دو هزارتا، او چندین دکتر و پزشک و قاضی و افسر نیروی دریایی و چقدر کارمند دولت و امثالهم استخراج شد از دیگری چقدر دزد و قاچاقچی و زنان فاحشه و امثالهم.@ پس ببینید وقتی که میگویند بنای یک خانواده را که میخواهید بالا ببرید وقتی ما میگوییم مهر را نقد کن تمام اینها برای این است که یک چیز را طی بکند رشد تعالی انسان را، آدم میگوید که باب اقتصادیاش تا آن حدی که آبرویش تأمین باشد.@ فردا یک خانمی که دستش پر باشد مقداری پول داشته باشد میخواهد بچهاش را مدرسه بگذارد یا مثلاً هزینه تحصیلی، حالا ما با غیرانتفاعی کار نداریم ما خیلی وقتها در آن هم بحث داریم ما میخواهیم بگوییم که باید پرورش انسان به گونهای باشد که بچه در همین مدارس عادی که میرود رشد بکند.@ مگر ابوعلیسینا در مدارس غیرانتفاعی میرفت درس میخواند مگر شیخ مرتضی انصاری آنجا بود رفت درس خواند مگر حضرت امام غیرانتفاعی درس خواند مگر علامه طباطبائی آنجا درس خواند بعد بهترین آدمهای این قرنها اینها هستند.@ آدم پرورش میدهند 150 سال اصول فقه شیخ مرتضی انصاری حاکم بر حوزههای علمیه مگر اینها مدرسه غیرانتفاعی رفتند اینها اینقدر سختیها کشیدند اینقدر راههای عظیم و طولانی را در برف و سرما و گِل و خاک با نداشتن امکانات طی کردند با گرد یتیمی و بیپدری و بیمادری تا اینجا رسیدند الکی که نیست مهم آن رشد دادن انسانیت است.@ چطور میشود که امروز در کنار گاز و ماهواره و کامپیوتر، آنوقت بشر در یک تربیت معمولیاش مانده نه پدرها نه مادرها خوب میدانند ما میخواهیم بگوییم که نسل امروز ما باید این دقتها را بکند با دقت حرف بزند در کنار همسر به خاطر همین الکی.@ نه من میخواهم یکی از حرفهای شعاری خانمها، شوهر من باایمان و اخلاق باشد آنوقت فردا که ازدواج میکند آقا به او میگوید خانم چشمت را مشکی نکن در کوچه برو خانم رژلب نمال، خانم این لباس را نپوش میگوید میخواهم بپوشم.@ پس آن حرفها چه بود ایمان و اخلاق الکی، شده شعار همه، گول زدن مردها، ایمان به چه میگویند؟ اصلاً خودت بلد هستی ایمان یعنی چی، کلمه ایمان را متوجه میشوی یعنی چی.@ بعد سر همین مداد کشیدن در چشم و بعد به دنبالش هرزگیها و مانورهای دیگر آنوقت امروز باید شاهد هزاران زندگی باشیم که این مادر با داشتن دوتا بچه این مادر باز برود دنبال خواهشهای پوچ و غلط درونی خودش و یک زندگی متلاشی بشود، چرا؟@ از روز اول اخلاق و ایمان، من دلم میخواهد در کنار همسرم هر چه همسرم بگوید، همهاش الکی، مرد به زن یک عالم دروغ میگوید، میگوید نه شما چیست؟ میگوید نظر من توافق، همفکری با هم بکنیم همه کار را با هم پیش ببریم.@ الکی، هم دختر متوجه نمیشود که مرد دارد او را گول میزند هم مرد متوجه نمیشود که دختر دارد او را گول میزند اینقدری که به هم رسیدند و یک ماه دو ماه در کنار هم به آن مطامع غریزی رسیدند بعد متوجه میشود که مثل اینکه من در خانه آقا هستم دو ماه است در کنار یک آقایی دارم به سر میبرم تازه یادش میافتد که من چه چیزهایی میخواستم.@ چرا در این چیزی نیست آنوقت تازه متوجه میشود که خانم حامله هم هست، حالا باید چکار کند، چه موقع باید اینها را پیدا کرد؟ امروز، بینش و مطالعه و دقتتان را بالا ببرید الکی حرف نزنید به مردها دروغ نگویید قولهای بیخود ندهید قولهای بیخود هم نگیرید.@ آن چیزی که از تو برمیاید بگو صداقت را در کار داشته باشید از شرائط اختصاصی مهم زن و مرد در انتخاب همسر و در شروع زندگی صداقت است من اینطوری هستم من یک آدم تندخوئی هستم من یک آدمی هستم سر یک همچین موردهایی عصبانی میشوم.@ من یک فردی هستم که اگر ناراحت بشوم بلافاصله متوجه بشوم اشتباه کردم میپذیرم اگر انتقاد سازنده باشد میپذیرم یک دخترخانمی که دقت نظر داشته باشد وقتی یک مردی میاید از او خواستگاری میکند چهارتا کلام حرف میزند متوجه میشود که حرفهای این از کجا دارد برمیخیزد از روی عقل یا جاهای دیگر.@ چطوری است خدا شاهد است گاهی وقتها میشود که در نوع برخورد پسر یا دختر دقیقاً آدم فقط مسائل شهوتی را متوجه میشود که فقط صرفاً دلش میخواهد یک زنی بگیرد یا یک شوهری بکند برود دنبال این چیزها، دقت کنید یکبار آدم بیشتر عروس نمیشود یکبار هم بیشتر داماد نمیشود ممکن است دهها باز زن بگیرد یا شوهر بکند اما دیگر آن اولی نیست.@ هر چیزی یکبار، تولد یکبار است مرگ یکبار است ازدواج یکبار است در کلاس اول نشستن یکبار است اگر باز روفوزه بشود سال دوم بروی به تو میگویند سال دوم در کلاس اول است.@ اگر کنکور دانشگاه قبول بشوی یکبار قبولیات در بار اول است بار دوم اگر قبول بشوی به تو میگویند بار دوم شرکت در کنکور قبول شد دیگر بار اول وجود ندارد این دقتها را بکنید که پشیمانی برای ما به وجود نیاید.@ شرائط اختصاصی خانمها را ما باید به آقایان بگوییم اما آن چیزهایی که لازم است خانمها بدانند برایشان این هست که یک دخترخانم وقتی که میخواهد ازدواج بکند باید دارای ویژگیهایی باشد که اخص آن ازدواج باشد معیار اصلی باشد.@ یک خانم بادرایت باتدبیر روشنضمیر روشنفکر میتواند زندگی را به جهت تربیت صحیح و موفقیتهای بسیار پیش ببرد یک دخترخانم از شرائط خاصش این هست که دارای فکر خوب باشد اخلاق خوب باشد، چرا یک مادر حسود آن نقطه حسادت و رذیله اخلاقیاش روی جنینش اثر میگذارد حجاب زن روی بچهاش اثر میگذارد.@ دروغگویی روی بچهاش اثر میگذارد صداقت و راستگویی روی بچهاش اثر میگذارد پاکدامنی روی بچهاش اثر میگذارد یکی از امتیازات مهم دختری که میخواهد وارد یک زندگی بشود پاکدامنی و حیا و عفت زن است میشود بعضی از خانمها یا دختری ممکن است مانتو و روسری است ولی دارای حیاست.@ گاهی بسیار در جاها چه در اجتماع چه در جاهای دیگر اشتباهی که رخ میدهد اینکه حجاب و حیا را قاطی میکنند خیلی از اوقات میشود که خانمها دارای حجاب چادر هستند اما حیا ندارند زن باید دارای ویژگی چون حیا و عفت باشد.@ حیا در کلام حیا در چشم، حیا درگوش، حیا در فکر، حیا در قلب، حیا در شهوت، حیا در دست، حیا در پا، حیا در لباس، حیا در پوشش، حیا در آداب زندگی، حیا در معاشرت، این با حجاب فرق میکند بیشتر اذیتها و معضلات خانوادهها و اجتماع از بیحیایی زن است زن باید بند و بار داشته باشد.@ بیشتر معضلات از بیبندوباری زنان برمیخیزد چادر سرش است یکسره با مرد نامحرم شوخی میکند و میخندد و حرفهای رکیک میزند این زن بیحیاست این زن عفت کلام ندارد خانمی که عفت کلام ندارد تربیت صحیحی ندارد.@ خانمی که لفظش غلط است خانمی که حسادت و فتنهگری در درونش دارد تربیتش غلط است خانمی که شمّ اقتصادیاش غلط است همهاش میرود دنبال زر و زیور و مدلها و به برنامههای خودش میپردازد و به چیزهای دیگر نمیپردازد این خانم نقص عقل دارد نه اینکه دیوانهها ناقص عقل نیستند اینها بیمار هستند.@ نقص عقل را کسی دارد که عقل دارد ولی از آن استفاده نمیکند لذا عقلش زنگ زده آب باید از خودش آن طراوت و خیسی وجود هویت خودش را تراوش کند و بدهد زمانی شما به آب آب میگویی که دستت را خیس کند زمانی میگویی عقل که عقل تراوش کند آن کار عقلی را بیرون بدهد.@ اگر کاری از انسان سر بزند ولیکن فاقد نظریه مثبت عقل باشد آن دیگر عقل نیست آن بیماری است آن مرض است آن نقض عقل است عقل ناقص است ما فکر میکنیم که اینهایی که عقبمانده ذهنی هستند با درجات مختلف فکر میکنیم اینها دیوانه هستند.@ نه از پیامبر سؤال کردند روزی پیامبر اکرم(ص) از جایی رد میشدند دیدند که در جایی اجتماعی جمع شدند آمدند پرسیدند که چیست؟ گفتند یک فرد دیوانه و مجنونی است که دارند به افعال و کارها و حرکات او نگاه میکنند کارهایی که از او سر میزند دارند نگاه میکنند بعد گفتن او دیوانه است.@ حضرت فرمود نه دیوانه او نیست او بیمار است دیوانه آن کسی است که با داشتن عقل به اصلاح نفس خودش نپردازد و به دنبال غرور و منیت و خودبینی و تکبر خودش حرکت بکند دیوانه آن است که عقل دارد ولی میرود دنبال خودبینی و تکبر، عقل دارد میرود دنبال برترجوئی و خودش را از همه بهتر میداند.@ عقل دارد میرود دنبال نمامی و دمامی و فتنهگری، زن باید دارای پاکدامنی، اخلاق خوب، کلام خوب، عبادت خوب، صداقت خوب، خیانت به شوهر نکند به او دروغ نگوید زن اگر در زندگیاش به شوهرش دروغ بگوید زن مکذب نمیتواند مربی خوب برای بچههایش باشد.@ مگر میشود انسان اولین خیانت را به شوهر بکند قطعاً به بچههایش هم خیانت میکند آدم خیانتکار جرمش سنگین است فعلش حرام است زن باید دارای یک تدبیر بالایی باشد تا بتواند در زندگی کجا و چگونه حرف بزند چگونه حرف نزند شمّ روانشناسی و جامعهشناسیاش قوی باشد چه موقع باید شوهر را دریابد کجا باید با شوهر بحث کند کجا نباید بحث کند.@ چه موقع باید دریابد چه موقع باید به او کممحلی بکند تمام اینها از فکر خوب و تدبیر خوب برمیخیزد اگر دخترخانمها دارای این تدبیر نباشند نمیتوانند در زندگی موفق باشند ناموفق هستند همیشه میمانند.@ یکی از ویژگیهای اخص دختران این هست که استقلال نظر و فکر داشته باشد کارهایش را براساس احکام و اخلاق و حقوق انسانی و تکلیف واجبه خودش عمل کند، نه مادرم اینطوری گفت من هم اینطوری کردم، حالا یک جنجال با شوهرش درست میکند که مادرم اینطوری گفت همسایهمان اینطوری گفت، مگر من چه چیزی کم دارم.@ امثال این حرفهایی که همهاش پوچ است پدرم، برادرم، زنبرادرم، خواهرم، عمهام، خالهام این را گفت، امثال این حرفها، چون یک عمر گفتن فامیل شوهر بد هستند من کاری ندارم از آنها بدی ندیدم ولی باید با آنها بد باشم این از نداشتن فکر و نداشتن یک بینش و برداشت خوب است فاقد بودن از این ویژگیهاست و گرنه دختری که خودش دارای فکر و عقل و تدبیر خوب و مدیر خوبی است تشخیص خوبی میدهد تصمیم خوبی میتواند بگیرد.@ میاید بررسی میکند کارها را میبیند برخورد افراد را میبیند روی اینها میسنجد براساس آن کار میکند بحث ما تا اینجا کافی همه را به خدا میسپاریم خدایا از تو میخواهیم که ما را در جهت وظائف دینی، اجتماعی و سیاسی خودمان قرار بده.@ خدایا ما را از بندگان مخلص و باتقوای خودت قرار بده خدایا ما را آنی به خودمان وامگذار، ما را ببخش و بیامرز، عبادتهای ما را به لطف و کرم خودت قبول بفرما، ما را آنی و کمتر از آنی به خودمان وامگذار.@
جلسه 008 - میثاق مقدس (خواهران)
متن کامل (خام) جلسه 008 - میثاق مقدس (خواهران)