أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ یک فایده از فوائد اجتماعی ازدواج که باز به نحوی هم فردی هست باقی مانده که عرض میکنیم بعد بحث هدف و فوائد را جمع کنیم انشاء الله برویم سراغ آفتهای ازدواج و آن را بررسی کنیم.@ فایده دیگری که در مورد ازدواج هست مسأله تکثیر نسل هست که یکی از مهمترین کارکردهای ازدواج هست تکثیر نسل فایدهای هست که بسیاری از فوائد و کارکردهای ازدواج مقدمهای هستند برای این فایده.@ این فایده مستقیماً با هدف خلقت انسان ارتباط دارد خداوند تبارک و تعالی انسان را به عنوان اشرف مخلوقات خلق کرده و برای تکامل به سوی هدف مشخصی هم او را آفریده و اینطور اراده کرده که نسل انسان تا قیامت باقی بماند و ازدواج وسیلهای هست برای پیاده شدن این هدف مهم در خلقت جهان و انسان.@ اما از آنجایی که هم تکثیر نسل هم حفظ نسل هم تربیت فرزند کار بسیار مشکلی هست انسان به راحتی به این مسأله تن نمیدهد. لذا خداوند تبارک و تعالی به حکمت خودش چیزهایی را در نهاد بشر قرار داده تا سختی امر بچهدار شدن و تربیتش مانع از پرداختن انسان به مسأله ازدواج نشود.@
بلکه چیزهایی را هم در انسان قرار داده که انسان با میل و رغبت خودش به سمت ازدواج کشیده میشود من حالا آن مسائلی را عرض میکنم که خداوند در نهاد بشر قرار داده که انسان با میل خودش به سمت ازدواج کشیده بشود و بتواند به آن اهداف جامه عمل بپوشاند چند مورد را عرض میکنم.@
یکی اینکه در انسان غریزه و میل جنسی قرار داده است. این غریزه و میل جنسی به طور طبیعی انسان را میکشاند به سمت ارضاء غریزه جنسی که از طریق ازدواج هست از طرفی هم آمد راههای دیگر ارضاء غریزه جنسی را حرام کرد و تمام راههای ارضاء غریزه جنسی را به عنوان گناه کبیره معرفی کرده و فقط یک راه را باز گذاشته و آن ازدواج هست.@
استمناء را میبینید که حرام کرده و همجنسبازی را که همجنسبازی مرد با مرد هست تحت اسم لواط این را حرام کرده و جزایش را مرگ قرار داده همجنسبازی زن با زن را که مساحقه نام دارد این را هم حرام کرده و عذاب الیمی برایش در نظر گرفته زنا را حرام کرده.@
استمناء یعنی خودارضائی را حرام کرده تمام راههای ارضاء غریزه جنسی از نظر اسلام مردود هست و گناه کبیره شمرده شده و فقط یک راه میماند برای ارضاء غریزه جنسی که در همه کس و قدرتمند هم هست و انسان را میکشاند به سمت اینکه ارضاء بکند و آن راه ازدواج هست.@ این یکی از انگیزههای درونی هست که انسان را به سمت ازدواج و بعد به سمت بچهدار شدن و تشکیل خانواده سوق میدهد یکی دیگر از عواملی که از درون باز عامل کشش انسان به سمت ازدواج میشود مسأله گرایش به جنس مخالف هست.@ جلسه گذشته عرض کردم که خداوند زنها را به عنوان مظهر جمال الهی و مردها به عنوان مظهر جلال الهی قرار داده و در نهاد طبیعت و انسانها قرار داده که مظاهر جلال به مظاهر جمال علاقه و کشش دارند و همچنین مظاهر جمال به مظاهر جلال.@ این کشش به طور طبیعی در انسانها وجود دارد که در یک سنی ظهور میکند و همیشه هم هست انسان با جنس مخالف آرام میگیرد قانونی ما داریم در کل نظام خلقت به نام قانون زوجیت، قانون زوجیت را در مورد انسانها که مشخص هست گرایش مرد به زن، زن به مرد از اول تاریخ بوده.@ در قرن 18 توسط دانشمندان قانون زوجیت در مورد گیاهان کشف شد و در قرن 19 مسأله قانون زوجیت یعنی گرایش اجسام منفی یا قطبهای منفی به اجسام مثبت یا قطبهای مثبت حتی در اجسام، اتمها، ذرات ریز هم در قرن 19 کشف شد.@ ولی قرآن بیش از 1400 سال پیش تحت یک عنوان کلی(سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها) (وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ) وقتی(کل شیء) میگوید استثناء ندارد ما از هر چیزی زوج آفریدیم یک قانون کلی هست و به قول امام صادق(ع) (لِکُلِّ شَیءٍ شَیءٌ یَستَریحُ إلَیه) برای هر چیزی چیزی هست که انسان در کنار او آرامش پیدا میکند.@ یعنی هر چه که شما در طبیعت در جهان خلقت ببینید در میان مخلوقها اینطوری هست که هر چیزی یک جفت دارد در کنار جفت و زوج خودش آرامش پیدا میکند. به هر حال مسأله گرایش به جنس مخالف جدای از مسأله کشش جنسی هست.@ یعنی آن یک بحث هست و اینکه انسان جدای از نیاز جنسی به جنس مخالف جهت آرامش روان و روحش احتیاج دارد بحث دیگر است این دو چیزی هست که خداوند در نهاد بشر قرار داده.@ مسأله بعد ایجاد علاقه شدید فطری هست به محبت کردن، یعنی آن هم محبت کردن به کودک، خداوند طوری کرده که انسان خودبهخود علاقه دارد که بچهدار باشد و به عنوان رب و مربی نقش مادری یا پدری را بازی کند و کسی را در سایه تلاشهای خودش و زحمات و فداکاری خودش تربیت بکند و رشد بدهد.@ تا حد جانفشانی و فداکاری هم این مسأله وجود دارد که انسان بچهاش را دوست دارد و میخواهد که او را تربیت بکند و رشد بدهد این هم یکی از چیزهایی هست که انسان را به سمت تشکیل خانواده و پایداری خانواده نگه میدارد.@ در تحقیقاتی که به عمل آمده خانوادههایی که بچهدار هستند خیلی از مشکلاتشان کمتر از خانوادههایی هست که بچهدار نیستند؛ چون خود وجود عامل بچه یک عاملی هست برای استحکام و شیرینی زندگی.@ چهارمین چیزی که خداوند در نهاد انسان قرار داده شیرین کردن زندگی هست یعنی ایجاد شیرینی و شور و نشاط در زندگی به واسطه بچه، و فرزند، آنقدر زیاد است که اگر زن و شوهری یا دختر و پسری با هم ازدواج کنند و بعد از یک مدتی صاحب فرزند نشوند.@ با اینکه خودشان در کنار همدیگر خوش هستند و آرام هستند و لذت میبرند از حضور همدیگر، اما باز طوری هست که گرایش پیدا میکنند به اینکه فرزند داشته باشند اگر بنابر مسائلی بچهدار نشوند میبینید که حتی حاضر هستند این دیگر مسأله شایع و عام در میان زوجها هست که حاضر هستند بروند بچه کس دیگری را به فرزندی قبول کنند و او را بزرگ کنند که حق پدری و مادری را پیاده کنند و ارضاء کنند در حق آن بچه.@ یعنی این ارضای فطرت محبتورزی و مهرورزی به کودک خیلی در زندگی جا دارد و افراد را به سمت بزرگ کردن بچه و بچهدار شدن میکشاند این چهار مورد بود که عرض کردم از اینطرف این چهار مورد را در نهاد بشر قرار داده برای اینکه بشر گرایش به ازدواج و تکثیر نسل داشته باشد.@ و از طرفی هم آمده در احکام شرعی مقرراتی را وضع کرده یا مسائلی را در معارف اسلامی بیان کرده که خود آنها هم یک تشویقی هست برای تشکیل خانواده و بچهدار شدن و ازدواج کردن که چند مورد را عرض میکنم.@ برای ازدواج ثواب و پاداش زیادی قرار داده که اعمال انسان در ازدواج حکم عبادت را پیدا میکند و ثوابش چند برابر هست هر کاری که میکند و تأکید شده که انسان با زن یا مردی که میداند قادر به بچهدار شدن نیست توانش را ندارد ازدواج نکند پرهیز دادن افراد را از ازدواج با کسی که اینچنین هستند برای بچهدار شدن ثواب قرار دادن در احکام دینی.@ اینقدر این ثواب زیاد هست که اگر خانمی در حین بارداری از دنیا برود در روایت داریم که خداوند ثواب شهید را به او میدهد و تمام گناهانش آمرزیده میشود و درد دوران حمل را کفاره گناهان تلقی شده.@ همه رنجهایی که مادر در موقع بارداری و وضع حمل میبرد برایش اثرات ابدی خواهد داشت یعنی تلف شده نیست برای بزرگ کردن بچه و محبت کردن به فرزند ثواب قرار دادند حدیثی هست که حضرت (ع) میفرماید که خداوند در بهشت خانهای را قرار داده به نام خانه شادی، و در آن خانه شادی که در بهشت هست کسی وارد نمیشود مگر اینکه بچهها را شاد بکند.@ حالا شما فکر کنید خود بهشت خانه شادی هست بهشت جایی هست که از در و دیوارش شادی و سرور و آرامش و لذت میبارد حالا در یک همچین بهشتی که تمامش خانه شادی هست یک خانه شادی دیگری باشد معلوم هست که او خیلی والا و برجسته هست میفرماید در آن خانه شادی کسی وارد نمیشود مگر اینکه بچهها را شاد کنند.@ ببینید چقدر شاد کردن کودکان مهم هست. وقتی یک همچین چیزهایی را قرار میدهد انسان تحملش در مقابل بچهدار شدن و تربیت بچه و زندگی با بچه به طور طبیعی زیاد میشود بعد از طرفی گفتن که بهشت زیر پای مادران هست به خاطر زحماتی که میکشند و خداوند خیلی برای مادران ثوابهای بسیار زیادی را قرار داده.@ از طرفی گفتن که اگر بچه شما مریض بشود و گریه بکند و شما به خاطر مریضی یا گریه بچهتان ناراحت میشوید این ناراحتی شما را خداوند کفاره گناهان شما قرار میدهد.@ گریه بچه را تسبیح و ذکر برای پدر و مادر در نظر گرفته شده که اگر بچهای گریه کند و پدر و مادر به خاطر اینکه فرزند دلبندشان ناراحت هست، ناراحت میشوند میفرماید که این برای شما خیر آخرتی دارد.@ ببینید چطوری جعل قوانین شده در دین که زندگی شیرین باشد و همه چیز را پیوند دادند به ابدیت و بهشت که انسان هم لذت ببرد و هم حسهای درونی خودش را ارضا بکند و هم بتواند از کاری که میکند پاداش اخروی و ابدی به دست بیاورد.@ و گفتند اگر کسی بچهاش در کودکی بمیرد قطعاً این فرزند شفیع پدر و مادر خواهد شد روز قیامت و پدر و مادر را به بهشت خواهد کشاند تعبیر همین خواهد کشاند هست در روایت نمیگوید فقط پدر و مادرش را شفاعت میکند یا پدر و مادرش را به بهشت میبرد.@ میگوید پدر و مادرش را این بچه به بهشت میکشاند اینقدر قدرت دارد یک فرزندی که از یک خانواده میمیرد لذا برای این هم تسلی و آرامش هست و باز شیرینی خاص خودش را دارد از طرفی آمد فرزند را به عنوان شأن انسان و به عنوان باقیات الصالحات قرار داد.@ پرونده انسان وقتی میمیرد بسته میشود جز از سه طریق، یکی از آن طریقها فرزند هست یعنی فرزند خوبی که انسان تربیت کرده هر کاری انجام بدهد جدای از اینکه خود آن فرزند ثواب میبرد هر کاری این فرزند بکند به خاطر اینکه این فرزند محصول این پدر و مادر هست خیری برای پدر و مادر ذخیره خواهد شد.@ عین همان ثوابی که برای خود فرزند در اثر انجام کارهای خیرش خداوند در نظر میگیرد عین همانها را هم به پدر و مادر خواهد داد لذا خود اینکه انسان بچهدار بشود و از طریق بچه شأن و وجود خودش را ادامه بدهد مطلب مهمی هست.@ یعنی شاید ما در زندگیمان به خیلی از خواستههایمان نرسیم ولی اگر توانستیم فرزندمان را خوب تربیت بکنیم هر کاری که فرزند ما بکند و ادامه بدهد کأنه ما زنده بودیم و این کارها را کردیم یعنی انسان جدای از اینکه به هر حال انسان برای ابدیت خلق شده نابود نمیشود.@ جدای از آن با مرگش حضورش را در دنیا از دست نمیدهد بلکه حضورش را از طریق فرزندانش در دنیا حفظ خواهد کرد لذا هر چه فرزندان کارهای خیر و خوب انجام بدهند ثوابش جدای از اینکه برای فرزند هست برای خود پدر و مادر که یک همچین فرزندی را تربیت کردند وجود دارد.@ اینها باعث میشود که ما به مسأله ازدواج و تشکیل خانواده و تربیت فرزند و تکثیر و حفظ و تربیت نسل خیلی معمولی نگاه نکنیم و با یک دیده بزرگ نگاه کنیم و بدانیم که مسأله کوچکی نیست بخصوص خانمها باید به این مسأله خیلی توجه کنند.@ نکته آخر هم که چند مورد بود عرض کردم مورد هفتم این هست که از قتل فرزندان منع کرده کسی که فرزندش را به خاطر ترس از فقر نکشد(وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ) فرزندانتان را هرگز به خاطر ترس از فقر نکشید ما هم شما را روزی خواهیم داد و هم آنها را.@ گاهی وقتها شده پدر و مادرهایی در کشورهای دیگر، یا قبلاً که در صدر اسلام رسم بود بخصوص دخترها را چون دخترها کاربرد اقتصادی نداشت پسرها کار میکردند کاربرد اقتصادی داشتند دخترها را میکشتند یا زنده به گور میکردند.@ الان هم در بعضی از کشورها هنوز هست که با بچه اینطور رفتار میکنند در فرهنگهای پایین حتی در کشور خود ما من نمونهاش را چند روز پیش دیدم که یک مادری فرزندش را آورده بود گذاشته بود در مجتمع و رفته بود و نوشته بود که به خاطر فقر نمیتوانم او را بزرگ کنم و این را اینجا گذاشتم.@ هنوز توکل و آن دیدگاه درست به زندگی وجود ندارد این را هم خدا منع کرده که خداوند قطعاً روزیرسان هست و روزی را میرساند این در مورد اهمیت ازدواج از بُعد تکثیر و حفظ نسل هست.@ ولی یک نکته را هم لازم هست اینجا به عنوان تذکر عرض کنم و آن این هست که با همه ثوابها و فوائدی که برای ازدواج ذکر شده و برای بچهدار شدن و تکثیر نسل ذکر شده این نکته را ما باید بدانیم که خلقت انسان یک حکمت خاصی دارد و انسان بیهوده خلق نشده.@ انسانی که خودش را در حد کمالات گیاهی یا حیوانی نگه دارد او زندگی انسانی ندارد بلکه زندگی گیاهی یا زندگی حیوانی دارد و خداوند انسان را خلق نکرده که در حد کمالات گیاهی یا حیوانی بماند بلکه انسان را خلق کرده که از سطح کمالات گیاهی و حیوانی فراتر برود و به سطح زندگی عالی انسانی برسد پیغمبر و کتاب آسمانی و ائمه را برای همین فرستاده که ما به آن سطح از زندگی برسیم.@ حالا مسأله خلقت انسان مسأله ازدواج و تکثیر نسل همه اینها یک بهانهای هست و یک مقدمهای هست برای اینکه انسانهایی متولد بشوند که از سطح زندگی حیوانی بالاتر بروند یعنی اگر قرار باشد زاد و ولد در اجتماع صورت بگیرد.@ اما انسانها با اینکه زاد و ولد میکنند و نسلشان زیاد میشود اما در سطح زندگی حیوانی بمانند این فایدهای نخواهد داشت اگر خداوند میخواست که انسان در سطح زندگی حیوانی زندگی بکند حیوانات را داشت داشتند زندگی میکردند.@ چرا یک انسانی را بیاید خلق بکند برایش پیغمبر و کتاب آسمانی بفرستد این همه احکام بفرستد 124 هزار پیغمبر بفرستد بعد انسان مثل حیوانات زندگی بکند، این اگر قرار بود اینطور باشد که حیوانات بودند و احتیاج به این کارها نبود.@ خداوند در انسان یک استعدادها و قوایی را قرار داده که اینها در سایر موجودات نیست و هدف از خلقت انسان هم این هست که آن استعدادها و قواها بارور و شکوفا بشود.@ وقتی ما این را در نظر بگیریم از آنطرف وقتی میاییم راجع به اهمیت ازدواج و تکثیر نسل صحبت میکنیم متوجه این نتیجه میشویم که هر نسلی به درد نمیخورد هر انسانی که متولد میشود به درد نمیخورد هر تربیتی به درد نمیخورد هر بچهدار شدنی به درد نمیخورد بلکه آن انسانها و آن نسلی مهم هست که تحت تربیت ویژه انسانی قرار بگیرد.@ یعنی انسانهایی ایجاد بشوند که از سطح زندگی حیوانی فراتر بروند و در سطح کمالات حیوانی و گیاهی نمانند برای همین در آموزشهای دینی به مسأله فرزند صالح خیلی اشاره شده فرزند صالح گلی از گلهای بهشت هست اما فرزند گناهکار نه.@ در روایت داریم که اگر در اثر تربیت پدر و مادر فرزند گناهکار بار بیاید ولو پدر و مادر هم بمیرند هر جرمی که این فرزند مرتکب میشود باز نصیبی از این گناه به پدر و مادر او خواهد رسید چون آنها بودند که این را بد تربیت کردند و تربیت انسانی نکردند.@ در روایات و آیات داریم علاوه بر اینکه خود فرزند فردا یقه پدر و مادر و بخصوص پدر را خواهند گرفت که چرا ما را تربیت اینچنینی کردید و چرا آن چیزهایی را که ما نیاز داشتیم به ما نیاموختید و آموزش دینی را خداوند یکی از مسائل مهم در زندگی بشر قرار داده.@ در روایت داریم هیچ بندهای خداوند را به گناهی بزرگتر از جهالت خانوادهاش و فرزندانش ملاقات نمیکند یعنی مرد خانه و زن خانه علاوه بر اینکه یکی از وظائفشان تأمین نیازهای مادی و عاطفی هست و همچنین تأمین نیازهای اخلاقی هست.@ یکی از بزرگترین وظائفشان تأمین نیازهای معنوی و آموزشی معنوی در خانواده هست لذا شما در قرآن میبینید که حضرت نوح در آن داستانش که کشتی را میسازد بعد از اینکه میبیند هیچ کس مسلمان نمیشود میبیند که این انسانهایی که به اسلام گرایش پیدا نمیکنند و مسلمان نمیشوند اینها به درد نمیخورند.@ لذا نفرین میکند که خداوند به وسیله آن طوفان و آن آبی که از همه جای زمین و آسمان سرازیر شد انسانهای کافر را از بین ببرد(وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً) نوح گفت خداوندا هیچ کس از این کافرین را روی زمین باقی نگذار.@ (إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا يَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً كَفَّاراً) میگوید خدایا اگر تو بخواهی کافران را روی زمین بگذاری اینها تمام بندگان تو را منحرف میکنند و زاد و ولد نمیکنند تولیدمثل نمیکنند مگر اینکه فاجر و کافر باشند یعنی این به درد نمیخورد از نظر قرآن نسلی که قرار است کافر و فاجر باشد این نسل به درد نمیخورد.@ یک حدیث شیرینی هست از داستان حضرت یوسف(ع) و برادرانش، یوسف وقتی بعد از آن جدایی طولانی به برادرانش میرسد به یکی از برادرانش میگوید(یا أخی کَیفَ إستَطَعتَ أن تَتَزَوَّجَ النِّساء بَعدی) ای برادر چطور توانستی بعد از فراق و جدایی از من بروی ازدواج بکنی و تشکیل خانواده بدهی؟@ بعد برادر یوسف جواب داد(فَقالَ إنَّ رَبّی أمَرَنی) خداوند به من امر کرد که من تشکیل خانواده بدهم(و قالَ) خداوند فرمود(إنِ إستَطَعتَ أن تَکُونَ لَکَ ذُرِّیَۀً تَثقُلُ الأرض بِالتَّسبیح فَافعَل) خداوند فرمود اگر میتوانید خانوادهای داشته باشید که به وسیله اعضای آن خانواده شما زمین به وسیله عبادت و تسبیح آنها سنگین بشود این کار را بکنید.@ یعنی داشتن فرزند خوب و صالح خیلی نعمت بزرگی هست و ارزش فوقالعادهای هم دارد این را عرض کردم که بخصوص خانمها به مسأله ازدواج و تشکیل خانواده به چشم خیلی معمولی نگاه نکنند یعنی ازدواج تشکیل یک کانون عظیم تربیتی هست و پرفایده و پرسود.@ بعضی از خانمها زیاد دیدم هم در مشاوره میایند سؤال میکنند و هم جاهای دیگر مثلاً ترجیح میدهند ازدواج نکنند یا اینکه دیر ازدواج کنند اما مثلاً یک شغل اجتماعی پیدا کنند در اجتماع یک حضوری داشته باشند غالباً هم معلوم نیست حضور اینها در اجتماع یا به دست آوردن یک شغل که به قیمت دیر ازدواج کردن یا اصلاً ازدواج نکردن هست.@ معلوم نیست این فایدهای که تشکیل خانواده این همه فوائدی که ما در مورد تشکیل خانواده عرض کردیم داشته باشد یعنی شما این همه فوائدی که در مورد ازدواج گفته شد در نظر بگیرید ببینید واقعاً یک خانم با حضورش در اجتماع و با بریدن از خانواده یا ترک ازدواج میتواند این همه فوائد را به صورت دنیایی و اخروی به دست بیاورد یا نمیتواند.@ قطعاً شما نمیتوانید بگویید که یک کاری در اجتماع هست که اگر زن به او بپردازد میارزد به هم این فوائد، اینطور نیست، ما حتی اگر حضور زن در اجتماع و حضور فعالش را در صحنه میپذیریم و تشویق و ترویج میکنیم اسلام حتی اگر این کار را میکند اما نه به قیمت پایمال شدن مسأله خانواده، و مسأله تشکیل خانواده و رسیدن به امور خانواده، نه به این قیمت.@ چون واقعاً هیچ کانونی ارزش آفرینتر از مسأله خانواده وجود ندارد که یک زنی بگوید مثلاً من اگر معلم شدم این همه ثواب میبرم یا اگر رفتم دکتر شدم این کار را میکنم، نه اینطور نیست به هر حال این مسأله هست.@ ما الان در خیلی جاها مثلاً در آموزش و پرورش من زیاد دیدم سالهای سال که ارتباط داشتم مثلاً خانم معاونها و مدیرهایی که سنشان به 30 ـ 40 رسیده و انگار که این مسأله مسأله طبیعی هم هست که ازدواج نکردند و فکر میکنند که حالا اگر ازدواج نکردند عوضش مدیر و معاون مدرسه شدند عوضش توانستند در اداره شغل پیدا کنند.@ عوضش توانستند در اجتماع یک میزی بگیرند یک حضوری در اجتماع داشته باشند هنرپیشه بشوند معروف و مشهور بشوند اما اینها نه از نظر خدا پسندیده است و نه از نظر نیاز روانی خود زن و نیاز عاطفی وجودی خود زن پسندیده و معقول هست.@ هرگز اینطور نیست البته برای مردان هم همینطور هست که ما گمان نکنیم که وجود دارد یک نظام ارزشآفرین و پرفایده مهمتر از تشکیل خانواده و ازدواج، همچین چیزی وجود ندارد.@ یک نکته دیگر در مورد مسأله فوائد تکثیر نسل هست سه فایده دیگر وجود دارد در مورد تکثیر نسل این هست که در ازدواج خانوادههای مسلمان در ازدواج جامعه اسلامی به واسطه تکثیر نسل قدرت زیادی پیدا خواهد کرد آنقدر مهم هست که پیغمبر فرمود ازدواج بکنید تا زیاد بشوید که من به زیادی شما در روز قیامت به سایر انبیاء مباهات خواهم کرد.@ یکی از فوائدش این هست جامعهای که جوان دارد جامعهای که تعداد افرادش زیادتر هست بخصوص که خانوادهها با تربیت خوب فرزند را بزرگ کنند این جامعه قدرتمند هست یکی در مقابل دشمن قدرتمند هست شما تاریخ جنگ هشت ساله را نگاه کنید، چه کسی رفت این تجاوز عظیم دشمن را دفع بکند؟@ بنده به عنوان کسی که تقریباً از اوائل جنگ تا آخر جنگ مشغول در جبههها بودم و آشنا هستم عرض کنم که سن قریب به اتفاق رزمندهها فاصله بین 15 سال تا 25 سال است ولی هر چه از 30 سال بالاتر میرویم تعداد کمتر میشود.@ حتی در مورد سربازان امام زمان(ع) و یاران مهدی(ع) همه جوان هستند و پیر در آنها یافت نمیشود مگر به اندازه سرمه در چشم، یا نمک در غذا اینقدر کم است یعنی این مسأله تکثیر نسل و مسأله جوان بودن جامعه خیلی مهم است.@ الان هم این نبرد هشت سالهای که ما داشتیم آن چیزی که باعث شد ما پیروز از این میدان بیرون بیاییم و نوامیس ما در پشت جبههها امنیت داشته باشند غیرت همین بچه بسیجیها و جوانها بود که رفتند جنگیدند و اگر این نبود و دلیرمردی این جوانها نبود ما خیلی آسیب دیده بودیم.@ ولی ما جاهای دیگر که جنگ هست میبینیم که زن و بچهها چقدر در فشار هستند هر روز زیر بمباران هستند در اثر تعارض و تجاوز دشمن قرار میگیرند اما در جنگ ما اینطور نشد جز همان چند روز اول جنگ که آن هم بیلیاقتی مسئولین آن موقع بود مثل بنیصدر و کسان دیگر که مشکلاتی برای ما ایجاد کردند.@ این مسأله خیلی اهمیت دارد که جامعهای که جوان دارد و جامعهای که تعدادش زیاد هست چشم طمع دشمنان کور میشود امام (س) در همین توصیهاش گفته که من بارها به شما میگویم که غفلت از تشکیل ارتش بیست میلیونی موجب سقوط در دام و توطئه ابرقدرتها خواهد شد.@ مسأله تکثیر نسل خیلی مهم است اینجاست نقش مادر که در تمام جهاد فرزندان و مردان سهیم و شریک هستند به خاطر نسلی که تربیت کردند. حالا من یک قسمتی از یک مقاله خارجی هست بخوانم یک جامعهشناس معروف هلندی.@ خوب دقت کنید ببینید که این جامعهشناس غربی و غیر مسلمان چه میگوید، میگوید جامعهای که از آینده خود ناامید است فقط به حال میاندیشد و این شرح حال ما غربیهاست که به دلیل عدم حضور معنویت از آینده بینصیب هستیم.@ چون وقتی معنویت رفت انسان خودش را در محدوده دنیا میبیند و دیگر آیندهای برای خودش متصور نیست که به عشق آینده تلاش بکند و کار کند لذا میخواهند همان حال را داشته باشند همان را لذت ببرند آنقدر مسأله حالگرایی و فرار از آن، چون آیندهای ندارند.@ در جوامع غربی زیاد شده که کسی تن به ازدواج نمیدهد میگویند برای ما دردسر و تبعات دارد وقت ما را از لذت بردن و تفریح و کارهای دیگر میگیرد ما باید حال را خوش بگذرانیم.@ میگوید این شرح حال ما غربیهاست که به دلیل عدم حضور معنویت از آینده بینصیب هستیم جوامع غربی از مسئولیت تشکیل خانواده طفره میروند و نمیتوانند بار سنگین پدر و مادر شدن را تحمل کنند جوامع ما رفته رفته پیرنما میشوند نسل جوان روزبهروز کمتر میشوند.@ من در آمستردام هر شب که از دفتر کارم به منزل باز میگردم محلات مسکونی را بدون سروصدای بچهها و در کمال خاموشی میبینم درست مثل یک قبرستان، اما وقتی که به محلههای کارگران و مهاجران خاورمیانهای در آمستردام میروم دهها بچه در خیابانها مشغول بازی و جنبوجوش هستند و حیات در آنجا میجوشد.@ ما غربیها معنای حیات را گم کردهایم و تمدن ما فقط برای سالخوردگان است با این سرعت شدید شاید سه نسل دیگر به جای ما نژادهای دیگری صاحب این قاره شده باشند همانهایی که اجدادشان، یعنی همان مسلمانان صدر اسلام، از شمال آفریقا، آسیا و خاورمیانه به اینجا آمده بودند.@ اکثر جمعیت امروز ما را پیران تشکیل میدهند و باید اعتراف کنیم که ما جنگ جمعیت را باختهایم و رشد مسلمانان در اروپا سیر صعودی به خود گرفته است. دقت کنید که وقتی ما داریم به سمت ازدواج میرویم چقدر اهداف سیاسی و اجتماعی و اهداف مهم پشت این قضیه خوابیده و چقدر اهمیت دارد و کسی که با این دیدگاه تن به ازدواج میدهد.@ چه دختر چه پسر وقتی این نیت را میکند خیلی برایش ماندنی هست و ارزش دارد. نکته سوم که این بحث را خاتمه بدهیم مسأله رشد اقتصادی و فرهنگی هست که عرض کردم جامعهای که جوان زیادی دارد تحصیلکرده زیادی دارد.@ این جامعه قطعاً رشد اقتصادی و فرهنگی خوبی دارد و شاهد زندهاش پیشرفتهای چشمگیری هست که ما بعد از انقلاب در جامعه ایران از نظر فرهنگی و صنعتی و علمی داشتیم اما یک نکته را بگویم که سوءتفاهم نشود و آن این هست که تمام صحبتی که ما در مورد تکثیر نسل و اهمیت تولید نسل کردیم مشروط به همان تربیت هست.@ لذا اگر در جامعه کنونی ما صحبت از کنترل نسل هست و کنترل رشد جمعیت هست به خاطر این هست که اگر خانوادهها نرسند فرزندانشان را تربیت کنند اضافه جمعیت هیچ رشدی برای جامعه نمیاورد و مشکلساز هست و رافع مشکل نیست.@ برای همین ما در عین توجهی که به تربیت صحیح داریم و میگوییم که خوب هست که نسل مسلمانان زیاد بشود اما باید طبق یک روال معقول و منطقی این مسأله صورت بگیرد.@ دیگر رفته رفته ما این بحث را تمام کردیم و میرسیم به جمعبندی بحث، چند تا نتیجه از این بحث فوائد ما میگیریم یک نتیجه این هست که با توجه به فوائد زیادی که در مورد مسأله ازدواج فوائد فردی و اجتماعی که مادی و معنوی بودند میگیریم این هست که بعد از توجه به این فوائد میتوانیم درک درستی از آیات و روایاتی که تشویق و ترغیب به ازدواج کردند پیدا بکنیم.@ اینکه در اسلام آمده از پیامبر(ص) (ما مِن شَیءٍ أحَبَّ إلی الله عَزَّوَجَلّ مِن بَیتٍ یُعمَرُ فی الإسلام بِالنِّکاح وَ ما مِن شَیءٍ أبغَضُ إلی الله عَزَّوَجَلّ مِن بَیتٍ یُخرَبُ بِالإسلام بِالفِرقَه) پیامبر فرمود که هیچ چیزی در نزد خدا محبوبتر از خانهای که در اسلام به وسیله ازدواج آباد میشود نیست و هیچ چیز مبغوضتر از خانهای که به وسیله طلاق خراب میشود نیست.@ اینکه ما میفهمیم که چرا ازدواج این همه فوائد دارد و چرا طلاق این همه مبغوض هست و اینقدر هست که عرش خدا از طلاق به لرزه میاید. از امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) نقل شده(ما أحَبَّ أنَّ الدُّنیا وَ ما فیها لی وَ إنّی بِدۀُ لَیلَۀً لَیسَت لی زَوجَه).@ شاید شما تعجب کنید که چرا امام معصوم یک همچین جملهای را فرموده، میفرماید که دوست ندارم دنیا و همه چیز که در دنیا هست به من بدهند و من یک شب بیهمسر نباشم. این مسأله خیلی مهم است در دیدگاه اول اگر انسان فوائد ازدواج را نداند شاید این حدیث را حمل کند به مسأله فقط جنبههای جنسی مسأله بودن با همسر، اما این نیست.@ یعنی اصلاً بودن با همسر چنان تأثیر سازنده و آرامش سازندهای دارد که حتی اگر انسان بیجهت یک شبش را هم بخواهد بدون همسر باشد این پسندیده نیست اینکه امام(ع) فرمود دقت کنید که چقدر جنبههای معنوی زیادی این مسأله دارد که حضرت یک همچین جمله بزرگی را فرمود و همچنین ما میفهمیم که چرا در روایت این همه به مسأله شفاعت در ازدواج سفارش شده.@ امام صادق(ع) فرمود (مَن زَوَّجَ عَزَّبَاً کانَ مِمَّن یَنظُرُ الله عَزَّوَجَلّ إلَیه یَومَ القِیامَۀ) هر کس مجردی را به ازدواج در بیاورد و کمکش کند که ازدواج بکند این از جمله کسانی خواهد بود که خداوند روز قیامت به او توجه دارد کسی که کمک کند به ازدواج یک دختر و پسر که اینها را به همدیگر برساند.@ باز در روایتی داریم که اگر کسی کمک کند به ازدواج کسی و برای کسی همسر پیدا کند و آنها بتوانند در کنار همدیگر(یَأنِسُ بِها) بتوانند آرامش پیدا کنند در کنار همدیگر خداوند یک صورت زیبا یعنی یک موجود زیبایی را در قبر برای او میفرستد که او مایه آرامش شخص در عالم قبر و برزخش باشد به خاطر اینکه توانست برای خواهر یا برادر خودش کسی را پیدا بکند که برای او مایه آرامش باشد.@ لذا میفرماید خود این یک مایه آرامشی هست برای حیات ابدی انسان. این از امام صادق(ع) که نقل کرده از امیرالمؤمنین(ع) بالاترین شفاعتها این هست که انسان بین دو نفر در ازدواج شفاعت بکند یعنی دو نفر را به هم وصل بکند(حَتّی یَجمَعَ الله بَینَهُما) تا اینکه خداوند بین آن دختر و پسر را جمع بکند و آنها را به ازدواج در بیاورد.@ باز حدیث دیگری در مورد شفاعت در ازدواج و واسطهگری در ازدواج آمده که ثواب زیادی برایش ذکر شده که چه قصرهایی به آن شخص میدهند و آن جمله آخر این هست که(وَ کانَ لَهُ بِکُلِّ خُطوَۀٍ خَطاها أو بِکُلِّ کَلِمَۀٍ تَکَلَّمَ بِها فی ذلِکَ عَمَلُ سَنَۀٍ قیامُ لَیلَها وَ صِیامُ نَهارَها).@ میفرماید اگر کسی در واسطهگری ازدواج حرف بزند برود واسطهگری بکند که دو نفر را به هم برساند این به خاطر هر کلامی که از دهانش خارج میشود و هر قدمی که برمیدارد خداوند ثواب یک سال عبادت را که روزهایش را روزه گرفته و شبهایش را به نماز ایستاده به او عطا خواهد کرد.@ این هم مسأله شفاعت در ازدواج به خاطر این همه فوائد عالی هست که ازدواج دارد. با توجه به فوائدی که عرض کردیم ما چندتا مورد دیگر هم میفهمیم و آن درک رابطه عِلی و معلولی فوائد هست.@ اگر یادتان باشد در مورد فوائد که صحبت کردیم میدیدید که بعضی از فایدهها از بعضی دیگر از فایدهها نتیجه گرفته میشد با همدیگر ارتباط داشتند آرامش ایجاد میکرد این آرامش لذت ایجاد میکرد این لذت مودت ایجاد میکرد این مودت فداکاری ایجاد میکرد این فداکاری تعاون ایجاد میکرد.@ خود این جمع خوب از گناه و جرم بازمیداشت و اثرات اجتماعی زیادی داشت میبینید که یک نظام زنجیری هست و یک سیستم هست ما وقتی فوائد ازدواج را مرور میکنیم و مطالعه میکنیم متوجه میشویم که این مسأله سیستم بودن ازدواج چقدر اهمیت دارد و نباید انسان این را دست کم بگیرد.@ بخصوص در انتخاب همسر که باید به یک همچین فوائدی توجه داشته باشید با این مسأله انسان دیدگاه دیگری که در مورد ازدواج پیدا میکند این هست که همسر را انسان فقط یک یار در امور دنیایی و کارهای دنیایی نمیبیند.@ وقتی توجه به فوائد دارد نمیگوید که من یک همسری پیدا کنم که این همسر امورات ما را بگذراند یک همچین کسی اینطوری فکر نمیکند بلکه همسر را هم یار دنیای خودش میداند و هم یک یار برای آخرت خودش میداند.@ نکته بعد خیلی اهمیت دارد این هست که اینکه ما فوائد مختلفی را برای ازدواج ذکر کردیم و از طرفی هم میدانیم چه بسا یک فائده و یا یک نیاز خاصی انسان را به سمت ازدواج بکشاند این دلیل نمیشود که انسان اگر به واسطه یک نیاز خاص مجبور شد ازدواج بکند به جنبههای مختلفش توجه نداشته باشد.@ مثلاً خانمی تصمیم میگیرد که ازدواج بکند مثلاً درس خوانده و الان اعلام آمادگی میکند در خانواده، خیلی از دخترها هستند وقتی برایشان خواستگاری میایند همهاش در میکنند بعد یک زمان خاصی جواب مثبت میدهند.@ یعنی خودشان را آماده کردند برای مسأله ازدواج، یا مواردی که دخترها میخواهند ازدواج کنند اما برای برنامه ازدواجشان ضربالعجل خاصی خودشان قرار دادند یا خودشان یا خانواده قرار دادند.@ مثلاً دختر میگوید من درسم را به اینجا رساندم الان واحد درسیام تمام شده امتحاناتم را دادم تا ترم بعدی یا تا مهر که میخواهم وارد دانشگاه بشوم یا مراحل بعدی تحصیل را ادامه بدهم میخواهم ازدواج کنم و تلاشم این هست که در این سه ماه ازدواج کنم.@ اینکه شما سه ماه ضربالعجل میگذارید برای ازدواج خودتان درست، کار خوبی هست که انسان زندگیاش منظم باشد و بخواهد حداکثر استفاده را از اوقات بکند اما یک نکته هست ضربالعجل داشتن در ازدواج از طرف هر کس که تحمیل بشود.@ چه از طرف خودمان چه از طرف اجتماع چه از طرف والدین یا هر چیز دیگری که ما در ذهن خودمان تصور میکنیم این باعث نمیشود که ما وقتی میخواهیم ازدواج کنیم توجه نکنیم که با چه کسی میخواهیم ازدواج کنیم یا دختر در نظر نگیرد که شرائط همسرش باید دارای چه شرائطی باشد.@ یا اگر دختری نیاز دارد که زود ازدواج بکند حالا یا به خاطر فرار از خانه، خیلی از خانمها من دیدم که فقط میخواهند در خانه نباشند و زودتر از جو خانه خلاص بشوند زود دل رنجیده میشوند از پدرشان از مادرشان از جو خانه از برادرشان میخواهند زودتر راحت بشوند برای راحتی تن به ازدواج میدهند.@ حالا که برای راحتی تن به ازدواج میدهند اینها توجه نمیکنند میگویند حالا که اینطور شد من دیگر این جو را نمیتوانم تحمل کنم اولین خواستگاری که بیاید میگویم باشه، یعنی دقت نمیکند.@ این مشکلی که این دارد به خاطرش فرار میکند و به سمت ازدواج میرود این مشکل اگر بیدقتی کند در انتخاب همسر بعداً با یک همسری که متناسب نیست و سازگار نیست و همسنخ با دختر نیست این مشکل چند برابر خواهد شد.@ این به این توجه ندارد از پدر و مادری که به هر حال بچهشان را دوست دارند ممکن است اخلاقشان هم خوب نباشد ولی به هر حال فرزند و آیندهشان را دوست دارند میخواهد فرار بکند بعد با کسی ازدواج میکند که سنخیت ندارد.@ فکر میکند که همسر و شوهر میتواند جای پدر و مادر را بگیرد از جهات مختلف، ولی اینطور نیست ممکن است این کار را بکند اما با انتخاب صحیح میتواند این کار را بکند لذا به هر بهانهای که دختر بخواهد از خانه در بیاید چه معقول و چه غیرمعقول حق ندارد در انتخاب بیدقتی بکند.@ اگر فرض بفرمایید به خاطر نیاز جنسی بخواهد ازدواج بکند یا به خاطر نیاز عاطفی بخواهد ازدواج بکند در خانه ارضاء عاطفی نمیشود، تنهاست، یا جو خانه ناجور هست نمیخواهد تحمل کند به هر بهانهای که میخواهد ازدواج بکند باید جامعیت را در نظر بگیرد.@ یعنی من میخواهم وارد خانهای بشوم من میخواهم وارد تشکیل یک نظامی بشوم یک سیستمی را تشکیل بدهم که این سیستم کارکردهای مختلف دارد و اگر در بعضی از کارکردهایش به خصوص کارکردهای معنوی که با آخرت انسان سروکار دارد این زندگی شکست بخورد من شکست خوردم.@ دختر باید به این توجه بکند که حتی اگر کارکردهای فردی و مادی زندگیاش خوب باشد و در آن جهات خوشبخت باشد اما اگر در کارکردهای ابدی و ماندگار بیدقتی بکند.@ شکست خورده و شروع خیانت هست هم به خودش هم به فرزندش که بعداً ایجاد خواهد شد و هم به همسرش، این نکته را دقت کنیم که ما حق نداریم جامعنگری را در انتخاب همسر از دست بدهیم.@ مطلب بعد این هست که آگاهی به فوائد ازدواج همینهایی که این چند جلسه عرض کردم یک نکته دیگری هم که در دختر و پسر ایجاد میکند این هست که وقتی ما به فوائد و کارکردهای ازدواج واقف میشویم در انتخاب دقت میکنیم.@ بعضیها اصلاً برای ازدواج کارکرد زیادی قائل نیستند میگویند حالا یک تشکیل خانواده است علت دارد، حالا من آماری را که خودمان در تهران تهیه کردیم به صورت نمودار در آوردیم خدمتتان عرض میکنم ببینید که دیدگاه دختر و خانمها و آقاپسرها چطوری بوده هم جواب خانمها و هم آقایان را میخوانم تا دقت کنید اگر انسان فوائد ازدواج را نداند به کارکرد ازدواج واقف نیست.@ لذا با اهداف کوچک و پست به سمت ازدواج میرود یعنی قدرت مانور را از خودش میگیرد برکات ازدواج را از خودش سلب میکند لذا وقتی در زندگی میرود چون دیدگاه خاصی نسبت به فوائد خاص ازدواج ندارد بسته، سرد و خیلی در یک سطح پستی برخورد میکند با مسأله ازدواج و همسرداری و فرزندداری و ادامه زندگی.@ اما کسی که اندیشه دارد و کسی که توجه به فوائد ازدواج دارد یک همچین کسی وقتی میرود میداند که در چه نظام ارزشی قوی وارد شده با زندگی شوخی نمیکند آن را به بازی نمیگیرد دقت میکند که چطوری زندگی بکند آن زندگی برایش زود ملالتآور و کسلکننده نیست هم لذت دنیایی میبرد و آرامش دنیایی کسب میکند و هم کسب سعادت اخروی میکند.@ دانستن فوائد ازدواج علاوه بر اینکه دقت را در انتخاب همسر زیاد میکند نیت را هم عالی میکند یعنی فرد وقتی فوائد مختلف ازدواج را در نظر میگیرد میداند که من اگر ازدواج بکنم مثلاً اهداف گیاهی ارضاء میشود کمالات گیاهی و حیوانی را میتوانم به دست بیاورم.@ اما اگر خبر از کمالات فوق حیوانی نداشته باشد هرگز به خاطر آن مسائل تن به ازدواج نمیدهد و در حد همان کمالات گیاهی و حیوانی تن به ازدواج میدهد آنوقت نمیتواند از آن جنبههای مختلف و عالی ازدواج بهرهبرداری بکند.@ لذا وقتی انسان با نیت عالی سراغ ازدواج میرود میتواند بنابر آن نیتش هم سود ببرد همتش هم در زندگی زیاد میشود یعنی وقتی انسان فوائد مختلف را میبیند قدرتمند میرود در صحنه زندگی با همت عالی و قوی و میتواند زندگیاش را اداره بکند و موجب خودسازی و آمادهسازی میشود.@ انسان وقتی میداند میخواهد وارد یک نظامی بشود با این همه کارکردهای مادی و معنوی و فردی و اجتماعی زیاد، وقتی میداند میخواهد وارد یک همچین نظامی بشود خودش را آماده و مهیا میکند اینطور نیست که مثلاً با هیچ آمادگی صرفاً به خاطر اینکه دوست دارد و میخواهد و از یک نفر خوشش میاید تن به ازدواج بدهد.@ اینطور نیست بدون دقت کافی در مسأله انتخاب همسر نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که آن فوائد عادی به دست بیاید اگر کسی طالب فوائد عالی هست و اثرات و کارکردهای زیادی هست او باید دقت زیادی بکند که مطابق سلیقه و دقتش میتواند از آن فوائد بهرهمند بشود.@ من گمان میکنم که اگر بخواهم مطلب آخر را بگویم که مطلب خیلی مهمی است و آن جایگاه روانشناسی افراد در نوع انتخابشان هست فکر میکنم از کلاس استاد امامی یک تعدادی بمانند لذا فقط اکتفا میکنم به بیان آمار، جلسه بعد که آفتهای ازدواج را شروع خواهیم کرد این یک نکته را هم آنجا قبل از آفت عرض خواهم کرد.@ ما از چند صد نفر از خانمها این سؤال را کردیم در سطح شهر با ترکیب جمعیتی مختلف و تحصیلات مختلف، البته حد خاصی داشت بیشتر دیپلم به بالا بودند، دانشجوها، خانمهایی که در آستانه ازدواج بودند سؤال کردیم یک مسأله این بود که شما تا چه اندازه ازدواج را ضروری میدانید؟@ 04/27 درصد جواب دادند خیلی زیاد، 06/33 جواب دادند زیاد، 05/32 جواب دادند تا حدودی، 84/4 جواب دادند نه چندان، 66/1 جواب دادند که اصلاً ضروری ندانستند، حالا باز جای امیدواری هست، حالا چرا این جوابها را دادند عرض کنم.@ این چرا که دارم میگویم کسانی هستند که جواب خیلی زیاد و زیاد دادند، 25% گفتن چون دوری از فساد میاورد تقریباً با مال آقایان تطبیق میکند. چون آقایان هم 36/37 درصدشان دوری از فساد را گفتن، علتهایی را که بیان کردن برایتان بخوانم خیلی این اطلاعات اطلاعات ارزشمندی هست حاکی از حقایقی هست.@ در خانمها گفتند 25% گفتند دوری از فساد، در آقایان 36/37 گفتند دوری از فساد، در خانمها 02/14 گفتند دستور دین هست در آقایان 49/16 گفتن دستور دین هست 06% از خانمها گفتند استحکام کانون خانواده است 3% گفتند بقاء نسل هست.@ نگاه کنید دیدگاهها چطوری هست 04/7 گفتند آرامش روحی و روانی دارد 3% گفتند از انزوا و افسردگی نجات میدهد 2% گفتند که استقلال ایجاد میکند 07% گفتند به زندگی معنی میدهد07/5 گفتند تقویت حس مسئولیتپذیری و تکاپو هست 15% رسیدن به کمال را مطرح کردند که درصد خوبی هست.@ 07% سلامت جامعه را گفتند و 02/14 دستور دین را گفتند 06/13 نیاز جنسی را گفتند 1% تقویت اعمال را گفتند بیشترین درصدها دوری از فساد بوده و مسأله رسیدن به کمال بوده دستور دین بوده و نیاز به دفع غریزه جنسی، خانمهایی که موافق نبودند یا جواب تا حدودی و نه چندان و اصلاً دادند وضعیتشان اینطوری بوده.@ 07% گفتند کسی که استقلال مالی دارد لزومی ندارد ازدواج بکند یعنی به ازدواج به صورت یک منشأیی برای تأمین اقتصادی فقط، گفتن شوهر یعنی کسی که تو را از نظر اقتصادی تأمین بکند که تو به کارهای دیگر برسی 09/3 گفتند که مانع از تحصیل میشود 5/3% گفتند که ازدواج شروع مشکلات و قبول مسئولیتها هست.@ آقایان 37% دوری از فساد و گمراهی را مطرح کردن 49/16 دستور دین را گفتند 84/14 نیاز جنسی را گفتند 54/11 رسیدن به کمال را گفتند 85/3 داشتن همدم و مونس را گفتند 4/4 پیدا کردن جایگاه اجتماعی، 3/3 تشکیل خانواده، 2/2 پیدا کردن آرامش، 1/1 حلال مشکلات بودن.@ 54% جلوگیری از اشتباه، 01/1 پیشرفت فرهنگی، 01/1 رفع مشکلات اجتماعی، 01/1 هدف دادن به زندگی، 54% مبارزه با تهاجم فرهنگی، 54% مسئولیتپذیری بیشتر، این پانزده موردی که برای آقایان خواندم کسانی بودند که جوابهای خیلی زیاد و زیاد دادند آقایان حدود 75 نزدیک به 76% جواب خیلی زیاد و زیاد دادند.@ اما آقایانی که(تا حدودی) گفتند و 62/17 اینها گفتنذ چون ضروریات زیاد هست برای ازدواج، مانع پیشرفت هست به خاطر مشکلات، این سه مطلب را بیان کردن در مورد اینکه ازدواج تا حدودی مطرح است آنهایی که گفتند(نه چندان) که 43/1 هستند گفتند چون پایبندی میاورد و مشکلات اقتصادی دارد.@ کسانی که گفتن (اصلاً) نیازی نیست که 29/4 اینها چهار دلیل عمده را ذکر کردند یکی اینکه لزومی ندارد، مشکلات اقتصادی، ازدواج امتیاز بخصوصی به انسان نمیدهد، و مشکلات زیادی که غیر از مشکلات اقتصادی هست.@ این طرز جواب دادن نشاندهنده این هست که هنوز در جامعه ما دیدگاههای درستی در مورد ازدواج هر چند بعضیهایش امیدوارکننده است و از این جهت خوب هست که اکثراً نزدیک به 70 ـ 80% درصد مسأله ازدواج را جدی گرفتند و ضروری میدانند اما هنوز دیدگاه درستی به اهداف ازدواج و فوائد ازدواج به خصوص فوائد عالی نداشتند.@ ما در مورد تکتک جلساتمان که اینجا مطرح میکنیم آمارهایی از خانمها داریم که از این به بعد من این آمارها را میگویم مسأله سن و چیزهای دیگر هست که انشاء الله به موقع خودش عرض خواهد شد. یک مورد ماند در مورد روانشناسی ازدواج مسأله انتخابش و ارتباطش با شخصیت که به عنوان آخرین نتیجه از نتائج بحث هدف و فوائد بود بماند برای جلسه بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با توجه به مشکلات اقتصادی که الان هست و زندگی دارد آیا پرداختن به تکثیر نسل صحیح هست یا نه و یا اینکه بگوییم خدا روزی میدهد و امید به خدا و توکل به خدا داشته باشیم برای این قضیه کافی هست یا نه؟@ یک حد وسط دارد افراط نباید بشود یعنی بیتوجهی به شرائط اقتصادی جامعه نباید بشود و باید حتماً در مسأله ازدواج حالا جلسه بعد که آفتها را عرض کردم یکی از آفتها این هست که دختر و پسر فکری برای تأمین درست اقتصادی خودشان نداشته باشند و این درست نیست.@ اما وقتی حداقل شرائط را داشته باشند اگر بخواهند اقدام نکنند و به خاطر ترس از مسائل اقتصادی جلو نروند آن هم جای خودش درست نیست و در روایت داریم سوءظن به خداست پس هم باید با توکل زانوی اشتر ببند.@ یعنی علاوه بر اینکه انسان باید توکل کند به خداوند که خداوند روزیرسان هست تلاش اقتصادی خودش را هم باید انجام بدهد و بخصوص که حداقل توانایی اقتصادی را هم باید داشته باشد بخصوص خانمهایی که میخواهند به آقایان جواب بدهند سؤال میکنند از شغلشان که ببینند توان گرداندن نظام خانواده را دارند یا نه که این را حتماً در جلسه مخصوص زمان ازدواج توضیح خواهم داد.@ چرا آقایان تا آخر عمرشان بچهدار میشوند و در خانمها محدودیت خاصی وجود دارد اگر به نفع خود خانمهاست چرا خانمهای سید از محدودیت کمتری برخوردار هستند؟ من جواب این را میگذارم خانم دکتر که آمدند در مورد مسائل بهداشتی این جنبهها را به شما جواب بدهند.@