چگونه گاهی اوقات عشق نسبت به فردی موجب رسیدن به کمال و زیبایی مطلق میشود؟ انسان مطلق نیست ولی معشوق انسان که مطلق است کمال مطلق است و انسان به سوی او حرکت میکند من کمال انسان را در جهتگیری و جهتیابی به سمت خدا میدانم.@ حالا ما مطلق نیستیم ولی آرام آرام به طرف مطلق کشیده میشویم و مطلق نخواهیم شد هرگز، ولی هر چه هست هر چقدر از این محدودیت فراتر برویم به کمال مطلق نزدیکتر میشویم پس بنابراین مطلق نبودنمان هیچ منافاتی با این قضیه ندارد.@ لطفاً در مورد رفع نیازهای عاطفی و معنوی همسر در دوران عقد توضیح بفرمایید؟ صحبت بر سر اینکه چطوری با همسر رفتار کنیم یک موضوعی هست که فکر میکنیم بعد از عقد علی القاعده باید وجود داشته باشد ولی نکاتی که مهم میدانم در این زمینه باید عرض کنم یکی این هست کسی که ازدواج میکند حرمت زنش را باید خیلی زیاد داشته باشد.@ خدای نکرده سبکش نکند سخیفش نکند او را آدم قابلی تلقی نکند که نمیتواند یکسری چیزها را بفهمد مثلاً افرادی را داریم که زن از او میپرسد امروز کجا رفته بودی؟ میگوید این چیزها به شما مربوط نیست، همان روزهای اول، یا فلان کس کیست؟ به تو مربوط نیست.@ این حرفها را زدن موجب میشود که به مرور زمان رودخانه بسته شود یا مثلاً یکی از چیزهایی که ممکن است آفت جدی برای زندگی باشد سبک کردن زن در مقابل دیگران، مثلاً برخی از افراد ازدواج میکنند با زنشان جلوی این و آن شوخی میکنند.@ حالا ممکن است تنها باشند با همدیگر شوخی بکنند حرفی نباشد شوخی میکنند به نوعی سبک میکنند بعد زنها هم اینطور هستند که مثل مردها دریدهتر عمل نمیکنند مثلاً شما اگر چیزی به خانمتان بگویید خانمتان فوری جواب نمیدهد روی همین حساب برای او باقی میماند.@ بنابراین یک چیزی که باید عرض کنم این هست که حرمت زن را بخصوص در مقابل دیگران زیاد داشته باشید یک چیز دیگری که در این راستا هست این هست که مرد با زنش ازدواج کرده خانه پدرش میرود برخی از مردها فکر میکنند که مردانگی به این هست که زنشان را تحویل نگیرند همراهش نشوند کنارش نباشند.@ در آن خانه او را رها میکنند بعد زن احساس میکند که اینجا غریبه هست مخصوصاً اوائل ازدواج که معمولاً خانوادهها هنوز همراهی و همگامی تشکیل نشده ممکن است مشکلاتی ایجاد بکند البته باز توضیحات خیلی مفصل است شیوه برخورد با همسر در کتابهای مربوط به آیین همسرداری مدون است.@ بحث آیین همسرداری یک چیز مستقلی است آیین همسرداری یک چیزی است که یک دورهای هم داشتید به نام همسران جوان مجموعه نواری هست که میتوانید از آنها استفاده کنید.@ در دوران عقد دختر چه نیازهایی دارد که میبایست ارضا شود؟ نیازهای معقول و نامعقول دختر کدامند؟ و چگونه میتوان در مقابل نیازهای نامعقول او مقاومت کرد و پاسخ منفی داد اگر او پافشاری کرد چه باید کرد؟ مسافرت در این دوران چگونه هست؟@ مدت این دوران عقد حداکثر چقدر باید باشد؟ آیا برای این دوران برنامه سازندگی مادی و معنوی خاصی سفارش شده است؟ ارتباط در این دوران چگونه باید باشد؟ چند وقت به چند وقت باید به سراغ همسر رفت؟ اگر مشکلات شغلی مانع از دیدارهای زیاد باشد چه باید کرد؟@ اگر مادر دختر بیمار باشد و نتوان او را ملاک ارزشیابی قرار داد چطور میتوان دختر را ارزشیابی کرد؟ همانطور که میگوید(الأقرب فالأقرب) میشود واقعاً اطرافیان را دید خواهرها را دید خواهرها زیاد ملاک کاملی نیستند مثل مادر، ولی میشود اطرافیان را دید و تشخیص داد شیوه زندگی یک چیزی هست که به این سادگی تغییر پیدا نمیکند.@ مخصوصاً شما که ازدواج میکنید اگر با آدمهای آشنا ازدواج بکنید با کسانی که خانوادهشان را میشناسید بهتر میتوانید به قضاوت و نتیجه برسید تا الان که وقتی میروند ازدواج کنند مثلاً خانواده میخواهند با داماد صحبت کنند، شغل شما چیست؟ درآمدتان چقدر است؟ تحصیلاتتان چقدر است؟@ انگار چیز دیگری بلد نیستند بپرسند مثلاً بلد نیستند بپرسند غیرت داری یا نداری، یکی از ملاکهای مرد که ازدواج میکند غیرت داشتن او است منتهی این را بلد نیست بپرسد نمیتواند بپرسد غیرت داری یا نه، طرف عصبانی و ناراحت میشود.@ واقعاً باید به یک ترتیب دیگری کشف کرد که مرد غیرت دارد یا ندارد یا دختر و پسر میخواهند با هم صحبت کنند معمولاً راجع به اینکه در مورد فلان چیز عقیدهات چیست، عقیدههایشان را میگویند ولی در زندگیشان خلاف عقیدهشان عمل میکنند منافاتی هم نمیبینند.@ دختری امروز پیش من آمده بود و راجع به یکسری مسائل صحبت میکرد از این دخترهایی که ما به آنها بدحجاب میگوییم ولی کلی راجع به ایمان صحبت میکرد مثلاً میگفت فلانی خیلی آدمهای مؤمن و خوب و پاک هستند، من گفتم ایمان یعنی چی؟@ دیدم راجع به ایمان حرف میزند شیوه کارش هم متفاوت با ایمان است ولی هیچ منافاتی بین این دو نمیبیند خیلی از ما اینطور هستیم مثلاً از تک تک شما بپرسیم غیبت کردن خوب است یا بد؟ کسی هست بگوید غیبت خوب است؟ ولی حالا کسی هست که غیبت نکند؟ از آن زمانی که میدانند غیبت چه هست و غیبت کردند چه کسانی هستند؟@ شیوه زندگی این است قرآن ما هر چقدر جلو برویم قرآن جلوتر از ماست قرآن اینچنین است ما راجع به آیات قرآن بخواهیم حرف بزنیم کسانی که به حدی از قرآن واقف هستند به همان اندازه راجع به قرآن حرف میزنند ولی این در قرآن کتاب است قرآن باید در درون من جاری باشد تا من بگویم مسلمانم.@ من شعار قرآنی میدهم ولی آن چیزی که در دل من جریان دارد(وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) ممکن است خیلی از ما بلد باشیم، ولی واقعاً ذکر خدا دائماً میکنیم، خلاصه اینکه شیوه زندگی مهم است اگر مادر هم نبود زندگی آدم، خانواده را نگاه کنید این شیوه زندگی آن چیزی که در عمل افراد از خودشان بروز میدهند.@ حالا در این ازدواجها و خواستگاریهای موجود آدم میرود روبناها را میبیند مثل اینکه میپرسند چکاره هستی، اینها روبنای کار هست اینکه بگویند من لیسانس دارم، فوق لیسانس دارم دکتری دارم درس خارج میخوانم.@ به همین دلائل میشود اکتفا کرد بگوییم آدم خوبی است خودکشی و طلاق بین پزشکان خیلی زیادتر از سایر اقشار است دکتر هست مگر با دکتر بودنش میخواهی ازدواج کنی با شیوه زندگیاش باید ازدواج کنی.@ بقیه سؤالها خیلی مفصل است من در دوران عقد دختر و پسر چه نیازهایی دارند؟ دوران عقد را اگر دوران نامزدی ما میگیریم ما نامزدی بدون عقد نداریم برخی از جوامع دارند همین جوامع داخل ایران مسلمانان وقتی به اسم هم میگذارند نامزد میشوند بعد انگار با هم محرم هستند ما چنین چیزی نداریم صحیح هم نیست.@ وقتی میخواهند محرم بشوند نامزدی اگر این دورهای باشد که عقد بشوند به هم محرم بشوند بعد تا وقتی که به خانه و زندگی همدیگر رفتن این دوره را دوره نامزدی میگوییم این دوره نامزدی به نظر من باشد خوب است منتهی زیاد طولانی نشود.@ مثلاً به نظر من از پنج شش ماه بیشتر دوره نامزدی طول نکشد دوره نامزدی چون که دورهای است خاطرات خوبی هست و در عین حال آرام آرام هم افراد با همدیگر اُخت میشوند ولی اگر طول بکشد مشکلاتی ایجاد میکند بنابراین یک طول زمانی حدوداً پنج شش ماه دیگر حداکثرش چیز خوبی است.@ نیازهای معقول و نامعقول دختر کدامند؟ نیاز معقول و نامعقول اگر اینطوری بخواهید بگویید به چند چیز برمیگردد در درجه اول به خود عقل برمیگردد میگوییم چه نیازی معقول است چه نیازی نامعقول است تشخیص دهندهاش در درجه اول خود عقل است در درجه دوم طبیعت انسان است.@ مثلاً شما مشخص است به غذا و هوا احتیاج دارید کسی نمیتواند بگوید نه حالا هوا نباشد، نه اینها نیازهایی هست که در طبیعت انسان نهفته است بقیه نیازها نیازهایی است که بر این اساس در حقیقت شرع هم نیازها را بر این اساس طرح میکند.@ (ما حَکَمَ بِهِ الشَرع حَکَمَ بِهِ العَقل) آنچه که شرع میگوید عقل هم همانطور حکم میکند پس بنابراین معقول این چنین است شرع هم ملاک خوبی است برای این چیزها، بقیه اینها را عرف تعیین میکند عرف آن چیزی که بین مردم معروف است آنچه که بین مردم معروف است این را باید جدی بگیریم یعنی از کنار این ساده رد نشویم.@ مثلاً میگویند چرا مهریه فلان قدر باشد مهر یک چیز واجبی است مهر باید باشد(وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً) باید بدهید صداق از مایه دوستی هست و مهریه هم حکم هدیه را دارد منتهی هدیهای که بالأخره یک حد و حدودی دارد نباید خیلی کم باشد نه زیاد.@ منتهی خیلی زیاد بودنش تأکید شده که نباشد(وَ لا تَقالُوا فی مُهُورِ النِّساء فَتَکُونَ عِداوَۀ) میگوید در مهریه زنها زیاد نگیرید موجب عداوت میشود ما یک فردی داشتیم دانشجو بود چند روز پیش آمده بود راجع به زنش، که زنش گذاشته رفته و جدا زندگی میکند.@ میگفت یک کیلو و خوردهای طلا مهریه زن من بود که مثلاً به قیمت الان هشت میلیون میشد ولی همین موضوع موجب شد که زن هوس کند برود تا مهریهاش را بگیرد و مرد هم گفته نمیدهم این غلو کردن در مهریهها بد است.@ اینها یکسری چیزهایی هست که عرف تعیین میکند مقدار مهریه، یکسری منشأ دیگر نیازها نیازهای عرفی است که عرف آن چیزی را که میپذیرد را تا حدودی اگر مخالفتی با شرع و عقل نداشته باشد باید بپذیریم مسافرت در این دوران خیلی خوب هست.@ مدت این دوران حداقل و حداکثرش را گفتم حداقل این هست که یک کسی میخواهد عقد و عروسی یکجا باشد حداکثرش هم به نظر من پنج شش ماه بیشتر نه. آیا برای این دوران برنامه سازندگی مادی و معنوی خاصی سفارش شده است؟@ من برای این دوران چیز خاصی سفارش شده ندیدم ولی هر چه هست برای زندگی این سفارشها هست و از آن زمان که انسان عقد میکند زن و شوهر میشوند حالا خانه پدرش میخواهد زندگی کند یا هر کجای دیگر، اینها زن و شوهر هستند دیگر حالا تمام آن چیزهایی که این ازدواج مترتب است باید رعایت بشود.@ چگونه میتوان کینههای دل را در زمان حال از خود برطرف کرد؟ دست خودمان است منتهی یک کمی احتیاج به تلاش و کوشش و تحلیل عقلانی احتیاج دارد مثلاً موضوعی که گفته میشود مثلاً یک حرفی را ما از کسی میشنویم باید توجه داشته باشیم که یک موقع حل نشده نگذاریم یکجا بماند.@ مثلاً خانم یک جملهای به من گفت من باید بنشینم این را خوب فکر کنم بعد بگوییم حالا من میخواهم با این خانم زندگی کنم یا نه، میگویم بله میخواهم زندگی کنم، حالا این جمله را گفته چکار کنم تابلو کنم روی دیوار بزنم.@ نه عصبانی شده این حرف را زده حالا به فرض جدی هم گفته این را میتوانیم کنار بزنیم میگویم این حرف هست منتهی این حرف را نباید زیاد من جدی بگیریم چون اگر زیاد جدی بگیرم به زندگیام آسیب میخورد کنار میگذارم یعنی درست تکلیفش را روشن میکنم کنار میگذارم.@ ولی یک موقع هست نه این کار را نمیکنیم، مثلاً این را میگیریم درست فکر نکرده کنار میگذاریم یعنی من هنوز این را درست تکلیفش را روشن نکردم کنار میگذارم وقتی کنار میگذارم به مرور زمان جمع میشود مثل این میماند شلوغی خانه را مثال زدم این را یک گوشه انداختم.@ حالا میخواهم جمع کنم این را برمیدارم میگویم جایش در آن ردیف است آنجا بگذارم ولی نباشد که این را آنجا بگذارم و آن را اینجا بگذارم یعنی بدون اینکه تکلیفشان را روشن کنم همین وسط ول کنم این میماند باعث ماندن میشود.@ شما یک چیزی که به شما گفته میشود بنشینید حساب و کتابش را بکنید به طور عمده هم سعی کنید اینها را کنار بگذارید یعنی تکلیفش را روشن کنید یکجایی کنار بگذارید بگویید این جزء حرفهایی هست که من نباید به آنها توجه کنم و از کنارش تکلیف روشن ناشده رد نشوید.@ با توجه به اینکه جنابعالی در دانشگاه تهران تدریس میفرمایید احتمالاً همچین دورههای آموزشی در آن دانشگاه برقرار باشد ولی بنده سؤال میکنم چرا در سطح دانشگاهها علیالخصوص در دانشگاههایی که با مسائل تربیتی و رفتاری آشنایی خوبی ندارند این دورهها را برگزار نمیفرمایید؟@ دانشگاهها خوب هست این دورهها برگزار شود منتهی دانشگاه خودش یک رسالتها و کارهایی دارد که برگزاری این دورهها را به سادگی امکانپذیر نمیداند مثلاً دانشجوها خودشان آنقدر درس و گرفتاری دارند که از درسهایی که خیلی سنگش را به سینه میزنند هم میخواهند زودتر تمام شود و برود.@ مثلاً یک کلاسی من راجع به مسائل نوجوانی دارم در دانشکدهای اینها آنقدر سنگ این کلاس را به سینه میزنند و میگفتند خیلی عالی است راجع به مسائل نوجوانان بود چون من هم با این آدمها از نزدیک مواجه هستم صحبت میکردم بعد همین دیروز ما یک کلاس داشتیم.@ حالا من حساب آخرین کلاس را نمیکردم فکر میکردم چهار جلسه دیگر با آنها کلاس دارم بعد گفتند که استاد ما هفته آینده دیگر نمیاییم دیدم نه مثل اینکه اینها که سنگش را به سینه میزنند موقعی که پای تعطیلی وسط بیاید میگویند تعطیلی خوب است بگذارید ما برویم.@ روی این حساب با این مشکلاتی که وجود دارد معمولا دانشجوها نمیشود عمومی گذاشت مگر اینکه همینطوری کارها صورت بگیرد ثبتنامی بشود این کارها در انجمن اولیاء و مربیان انجام میگیرد و گاهی موقعها ما آنجا کلاس داریم و تدریس میکنیم.@ بنابراین در سطح دانشگاه البته نه اینکه نشدنی است شدنی هست مثلاً دانشگاه اصفهان این دورهها را انجام داده دورههایی که مشابه این دورهها را برگزار کرده منتهی دانشگاه تهران حداقل از جانب ما امکانپذیر نیست چون که ما کارمان در گروه هست و درسهای آن گروه و دورههایی که داریم.@ اگر پسری دختری را پسندید ولی خانواده پسر آن دختر را نپسندید آیا میشود با آن دختر ازدواج کرد یا نه؟ انتخاب دختر درست است که ما میگوییم همه کاره پسر هست و باید انتخاب بکند اما پسر نباید بیتوجهی بکند در میل خانواده خودش، چون اگر بیتوجهی کند از جهات مختلف ضربه خواهد دید که توضیح خواهم داد.@ آیا امکان دارد که یک دختر در اثر مطالعه زیاد یا تحصیلات خوب خصوصیات بد و نامناسب تحصیل کرده باشد و مورد قبول باشد؟ در صورت مثبت بودن جواب چگونه میتوان این اختلاف اخلاقی ما بین دختر و خانوادهاش را متوجه شد؟@ بله ممکن است دختری در اثر مطالعه در اثر آموزشی که در بیرون دیده در اثر تأثیر محیط بتواند خیلی از اثراتی را که از طریق ژن و ژنتیکی و وراثتی که پذیرفته واقعاً کنار بگذارد و خودش آدم خوبی شده باشد این را باز باید با تحقیق و صحبت مستقیم با دختر تحقق قوی و وسیعی میخواهد به دست آورد ولی معمولاً کم هستند یک همچین کسانی که بتوانند به خصوصیات خانوادگی غلبه کنند جدای از خصوصیات خانوادگی خودشان را ساخته باشند.@ آیا تغییرات ظاهری دختر در طول ایام به واسطه رشد و چیزهای دیگر نمیتواند موجب دلزدگی مرد شود؟ اگر تنها ملاک قیافه باشد چرا، اگر تنها ملاک قیافه باشد و انسان با قیافه زیبا جلو رفته باشد مثلاً در اثر ترشح هورمونها زن صورتش جوش میزند یا تغییر میکند زیبا هست بعد یک تغییراتی میکند یا بر اثر چند حادثه شکسته میشود.@ چون زنها زودتر از مردها حالت شکستگی را میپذیرند زود شکسته میشوند برای همین هم یک مقدار اختلاف سنی خوب هست بینشان باشد اگر فقط مسأله قیافه مطرح باشد بله ممکن است باعث دلزدگی شود اما اگر نه اینطور نباشد چون خداوند فرمودند در قرآن رحمت و مودت بین زن و شوهر برقرار میکند بعدها قیافه مهم نیست اخلاق و منش خیلی مؤثر هست.@ چگونه میتوان خانواده همسر را توجیه کرد که نیاز به جلسات متعددی جهت صحبت با دختر لازم است آیا اگر زیر بار نرفتند میبایست سراغ کس دیگری رفت؟ ملاک این هست که شما شناخت کافی بدست آورده باشید و باید بیشتر بزرگترها دخالت کنند در این زمینه، و لازم هست که اینها با همدیگر برخورد و صحبتی داشته باشند.@ آیا میتوان از عروس خانواده همسر که طلاق گرفته تحقیق نمود؟ بله میشود تحقیق کرد ولی آن خطرات هم دارد که ممکن است بدگویی کند و چیزی که درست نیست بیان کند البته بله تحقیق خوب هست که از اینها بشود.@ آیا ابتدا باید دختر را دید و بعد تحقیق کرد یا ابتدا باید تا حدودی تحقیق کرد و بعد برای دیدن او رفت؟ دیدن جزء مراحل تحقیق هست یعنی جدا از هم نیستند که یک مرحله دیدن باشد یک مرحله تحقیق، دیدن هم جزء مراحل تحقیق هست یعنی از وقتی که ما در نظر میگیریم که با یک نفر ازدواج کنیم.@ یکی از مراحلش این هست که ما او را ببینیم بعضی وقتها راه بسته است راه بسته است یعنی به هیچ وجه نمیتوانی دختر را ببینی مگر در بیرون در اثر رفت و آمد، جایی میرود انسان تعقیب کند به یک نحوی دختر را ببیند.@ اگر نه باید از طریق محارم خودمان عمل کنیم کسانی که محارم هستند خانوادههایی که با ما در ارتباط هستند میتوانند دختر را تشخیص بدهند که چگونه هست از نظر قیافه، لااقل یک معقولیت نسبی را به ما معرفی کنند.@ اول میشود نطفه خیلی از نیکیها و خوبیها را کاشت و نطفه بسیاری از شرها و مزاحمتها و نزاعها و درگیریها را از بین برد لذا اگر از اول ما برویم سراغ کسب این فنون و مطالعه بیشتر بکنیم آموزش ببینیم و این جهل و خلأهای روحیمان را نسبت به مسأله ازدواج و انتخاب همسر پر بکنیم و از بین ببریم قطعاً دچار بسیاری از آفتهایی که در روابط زوجین هست نخواهیم شد.@ لذا ما میخواهیم با 20 جلسه 30 جلسه آموزش بنای یک زندگی را بگذاریم که تأثیراتش همانطور که عرض کردم تا ابدیت وجود دارد و لذا قطعاً این مقدار دوره دیدن و آموزش دیدن لازم هست و اگر نگوییم کم هست زیاد نیست.@ در مورد ازدواج ازدواج یک پیوندی هست که تقدسش را همه امتها قبول کردند یعنی تاریخ ازدواج و روابط خانوادگی تقریباً با تاریخ بشریت مساوی هست هر چقدر شما به عقب بروید میبینید که این مسأله بوده و عجیب هست که این کار همیشه به خاطر اهمیتش توأم با یکسری آداب و رسوم خاص و طی مراسم خاصی این ازدواج صورت گرفته.@ حالا در بحث مبانی حقوق میگویم که ما اصلاً مبنایمان برای تعیین اینکه ازدواج با چه شرائطی صورت بگیرد و این حقوق ریشهاش کجاست در بحث مبانی مفصل عرض خواهیم کرد ولی یک سلسله از بایدها و نبایدها و شرائط را خداوند معرفی کرده خداوند به خاطر اینکه خالق بشر هست و میداند باید چطور باشد این به نفعش هست.@ از این که صرفنظر کنیم در سایر امتها فرهنگ آن امتها و جوامع تأثیر گذاشته آنهایی که مربوط به آموزش انبیاء هست جدا، غیر از آن که مربوط به آموزش انبیاء هست هر قوم و قبیله و شهری و گروهی برای خودش مقرراتی را گذاشتند یعنی این را دستکاری کردند.@ لذا در امر ازدواج افراط و تفریط خیلی زیاد هست خرافات و آداب و رسوم اضافی خیلی زیاد هست همینها خیلی دست و پاگیر شده مسأله ازدواج، ازدواج از جهت صرف خود ازدواج ما در قالب کمالات حیوانی جایگزین کردیم.@ گفتیم که ازدواج از آن جهت که ارتباط با جنس مخالف هست جزء کمالات حیوانی هست تا این جنبهاش اسلام خیلی سهل گرفته خواسته که شرائط خیلی نباشد دست و پاگیر نباشد و دختر و پسر زود به هم برسند که معطل نشوند روح برای معنویت معطل نشود.@ شما نگاه کنید مسأله معنویت آنقدر اهمیت دارد که خداوند یک ماه را از دوازده ماه سال را برای همین قرار داده که اجباراً دیگر شما نباید وارد حیطه زندگی حیوانی بشوید اصلاً زندگی حیوانی را به شما حرام میکند که شما بیایید وارد زندگی انسانی بشوید.@ روی این حساب امر ازدواج را خیلی در اسلام سهل گرفتند که روح معطل نباشد ما الان نمونههایی داریم که مثلاً دختر و پسر در مرحله شیرینی خوردن ماندند هنوز محرم نیستند بعد خانواده دختر یک بازی در میاورد خانواده خودش یک بازی در میاورد و هنوز نمیگذارند اینها عقد کنند مشکلات زیادی هست.@ روح معطل میماند و اذیت میشود درست نیست خیلی اسلام سفارش کرده که این مسأله زود انجام شود و سهل، اگر اسلام برایش شرائطی هم گذاشته که در این دوره خواندیم شرائط برای این هست که ازدواج صرف آمیزش جنسی نیست یعنی صرف ارضا نیست اگر این باشد.@ شما لذا میبینید در مسأله صیغه کردن خیلی شرائط را سخت نگرفتند گفتند زن بدکاره و فاحشه و بیدین نباشد آنها هم مسائل بهداشتی هست یکی از آقایان که چند روز پیش مشاوره آمده بود یک جوان حدود 21 ساله بود رفته بود با یک زن ارتباط برقرار کرده بود بعداً آمدیم دیدیم که سوزاک گرفته و فهمیدیم که آن خانم خانم بدکاره بوده و جوان را آلوده کرده یکی دو شب کنار هم بودند.@ ماهها طول کشید تا ما مسأله درمان این را انجام دادیم تا درمان شد خیلی زجرآور، مسأله ازدواجهای موقت، صیغه، میدانید که خیلی سخت نگرفته چون نمیخواهد زندگی براساسش پایهگذاری شود یک ارتباط جنسی هست و آرامشی هست و تمام میشود.@ اما وقتی که مسأله ازدواج دائم پیش میاید میبینید که شرائط هست به خاطر اینکه ازدواج فقط این نیست آن زن فردا میخواهد مادر فرزند تو شود خود شخصیت زن در تو تأثیر دارد شخصیت او بیش از شخصیت تو در فرزندت تأثیر دارد.@ فردا فرزند تو میخواهد از پستان او شیر بخورد سالها با او انس بگیرد و اصلاً مبنای خانواده و ارتباطات خیلی زیادی با همین ازدواجهای دائم هست تا ابدیت و بینهایت تا بعد از مرگ و قیامت هم تأثیر دارد اینجا یک مقدار شرائط گذاشتند اگر این مسأله تأثیر و تأثر روحی و ساخت انسانهای جدید به نام فرزند نبود این شرائط هم شاید خیلی ضرورتی نداشت.@ روی این حساب این مقدار در اسلام مغتنم هست باید توجه شود بقیهاش دیگر آداب و رسومی هست که امتها اضافه کردند بعضیها خوب هست غالبشان دست و پاگیر و بد هست بخصوص در شب عروسی بخصوص، مراسم عقد، عروسی، شیرینی خوردن، حنابندان، خیلی چیزهای دیگر هست که اضافه شده و اصلاً ریشه دینی ندارد و دست و پاگیر هست.@ حالا الحمدلله به برکت انقلاب اسلامی مقدار زیادی از آن حذف شده مردم سراغش نمیروند ولی من قدیم یادم هست یک هفته باید قبلش حنابندان میگرفتند و بزن و برقص، و چقدر فساد و فجور و فسق و گناه، اصلاً زندگی با این شروع میشود.@ آلودگی و بعد هم خرج اضافه، وقت تلف کردن عمر گذاشتن، دوباره عقد همینطور، بعد از عروسی دوباره مراسم دیگر، اصلاً اینها در اسلام نیست که عمر و سرمایهاش را اینطوری حرام کند یک ولیمه هست یک شام هست که آن هم مستحب هست آن هم ریشه دارد ریشههای مهمی دارد که در بحث ولیمه عرض خواهیم کرد.@ عروسی را گفتند اعلام بکنید که از این به بعد این روابط دختر و پسر مشروع باشد در انظار عمومی که اینها آمدند شامش را هم خوردند و همه میدانند که این دو نفر با هم محرم هستند و یک مشروعیت اجتماعی در ولیمه پیدا میکند تازه ولیمه هم وقتی انسان اهدافش را تعقیب میکند میبیند که لازم نیست خیلی هم دست و پاگیر و شلوغ باشد.@ آنطوری که الان خیلی از جوانها از آن وحشت میکنند و لنگ ماندند که برای ازدواج چکار کنند تقریباً یک مراسم مختصری هست که باید ساده باشد فقرا اگر هستند شرکت بکنند خیلیها هست که خرافه هست در مورد خود نفس این عروسی، در مورد چیزهای دیگر مثلاً عقد دخترعمو و پسرعمو و مسائل این چنینی، نه ما همچین چیزهایی نداریم.@ سؤال خوبی کردند در مورد قسمت، که آیا قسمت بوده این دختر و پسر با هم ازدواج کنند هنوز هم هست که بعضی از جوانها میگویند تا قسمت چه بشود و ما با چه کسی بیافتیم یا چه کسی همسر ما بشود ما همسر چه کسی بشویم یا خیلی از خانوادهها میگویند قسمت بوده که اینطوری بشود خدا در و تخته را خیلی با همدیگر جور میکند، از این حرفها میگویند.@ ولی این بیشتر در جنبههای مثبتش هست یک مسألهای که هست من در بحث استخاره هم عرض کردم که ما استخاره بیاوریم که ازدواج کنیم یا نکنیم واقعاً اینطور نیست قسمت را خود ما میسازیم یعنی مجموعه فرهنگ ما و ارادههای جمعی و فردی هستند که یک حادثه را ایجاد میکنند.@ برای همین هم نسبت به نوع انتخاب انسان مسئول هست نسبت به همسر مسئول هست و الا اگر قرار بود خدا این کار را انجام بدهد اصلاً مسئول بودن و سؤال و جواب معنا نداشت اینطور نیست فرهنگ هست بعضی وقتها ما خودمان هم تحت فرهنگ اجتماعی خودمان هستیم اسیر هستیم.@ انسان وقتی متولد میشود در جامعه هست تا سالهای سال هم همین گرفتاری را دارد الان هم همینطور است الان انسانهای بالغ زیادی هستند که از نظر شاید دانشگاهی تحصیلات عالی داشته باشند اما اسیر هستند.@ یعنی همیشه به صورت یک خمیری بودند که جامعه اصول را به آنها دیکته کرده و شکل داده طرز لباس پوشیدن، طرز آرایش سر و صورت، طرز راه رفتن، طرز صحبت کردن، گرفتار بودند معاشرت همینطور، برای همین هم ما بحث ازدواج را از تعریف انسان شروع کردیم.@ وقتی انسان را تعریف کنیم که من انسان هستم در این دنیا یک جایگاه خاصی دارم یک مأموریت ویژهای دارم با توجه به این یکی از نیازهایم ازدواج هست باید ازدواجم بر طبق طبیعت و فطرت خودم صورت بگیرد ازدواجی که در مسیر انسانیت هست من باید این ازدواج را انجام بدهم در مسیری که من دارم طی میکنم.@ ازدواجی منطبق با مسیرم انجام میدهم این باید اینطور باشد اما ما اینطور نیست غالب افراد در جامعه به آنها یکسره دارد دیکته میکند ازدواج کردن را و بعد ازدواج هم خیلی توجه نمیشود که این نقشش چه هست برای آینده زندگی من و چه تأثیراتی در زندگی آینده من در دنیا و زندگی آخرت من میگذارد خیلی توجه به آن نمیشود و از اجتماع شکل میگیرد.@ دیکتههایی که اجتماع کرده و ما فکر میکنیم مستقل هستیم یعنی همه اینطور هستند همه وقتی میخواهند فکر کنند میگویند ما مستقل هستیم ما برای خودمان صاحب اندیشه هستیم اما اکثر کسانی که فکر میکنند مستقلند مستقل نیستند صاحب اندیشه هم نیستند.@ اندیشههایی بوده که دیکته شده از طرف بازیگر سینما، تئاتر، تلویزیون، روزنامهها، قهرمانها، داستانها، رمانها، دوستان، بزرگان، خانواده، فامیل، افرادی که در فامیل میتوانستند روی روحیه شخص اثر بگذارند مدام یکسره شکل دادند بعد انسان نمیداند که نقاشی شده.@ یک معجون مختلفی هست از خانواده بگیر تا اجتماع، بعد براساس آن میخواهد تصمیمگیری کند اینها میایند حالا شخص ظاهراً میگوید من مستقل هستم دارم تصمیم میگیرم که با این شخص ازدواج کنم یا ازدواج نکنم بعد هم میگذارم به حساب قسمت، ولی واقعاً این نیست ما اراده خودمان تأثیر دارد.@ میتوانیم با کسی ازدواج بکنیم یا نکنیم و ارادهای که به ما تحمیل میشود از طرف خانواده و جامعه، باید در مقابل اینها هم ما حساسیت نشان بدهیم نه اینکه مقابله کنیم باید انتخابگر باشیم.@ اصلاً کل بحث این دوره میثاق مقدس با دوستان همین بود که شما صرفنظر از دیکتههایی که خانواده به شما میکند و صرفنظر از دیکتههایی که اجتماع میکند باید جایگاه خودتان را اول به عنوان یک انسان پیدا کنید و بدانید که در کجای این نظام خلقت قرار دارید و بعنوان یک انسان چه مسئولیت و رسالتی دارید.@ بعد در راستای این مسئولیت و رسالتتان اقدام به ازدواج و انتخاب همسر کنید حالا ما میخواهیم یک همسری را انتخاب کنیم منطبق با فطرت و مسئولیت و رسالت انسانی خودمان، این مسئولیت و رسالت انسانی ایجاب میکند که همسر من دارای این شرائط باشد.@ حالا اگر اجتماع هم این را تمکین و تعریف کرد کرده اگر تمکین نکرد من از اجتماع اطاعت نمیکنم از خانوادهام اطاعت نمیکنم از خدا اطاعت میکنم که من را آفریده و از من انتظار ویژهای دارد به گردن من رسالت خاصی را گذاشته و فردای قیامت هم من با او روبهرو هستم باید جوابگو باشم.@ اینطور انتخاب همسر میکنم نه آنطوری که جامعه به من شکل میدهد این را اصلاً نمیشود اسمش را قسمت گذاشت، بله یک مقدار در مراحلی که انسان دیگر تحقیقش و مطالعهاش را کرد میتواند از یک اسلحهای به نام دعا و ارتباط با ماوراء طبیعت استفاده کند.@ در روایت هم داریم که دعا مثل سایر وسیلهها در اختیار بشر قرار گرفته ولی دعا یک وسیله مادی نیست یک وسیله معنوی هست مثلاً دو نفر هستیم با دوستم مینشینیم فکر میکنیم هر دو ما هم شرائط انسانی بودن خودمان را در نظر میگیریم بایدها و نبایدهای الهی را در امر ازدواج در نظر میگیریم.@ اما یکی از ما او میرود از ارتباط با خدا به عنوان یک وسیله استفاده میکند میگوید خدایا من سعی خودم را کردم تو آنچه که خیر هست برای من مقدر کن یک دختر مناسب یک همسر مناسب یک همسری که تو راضی هستی من با او ازدواج کنم من رجوع کردم در خانه یک کریم و از او کمک خواستم.@ یعنی دیگر الان من یک نفر نیستم من و خدا هستیم اینجا استفاده از ماوراء طبیعت و اصلاً استفاده از قدرت و تقدیر الهی این خیلی خوب هست یکی میبینی این کار را نمیکند صرفاً با توجه به این دانشهایی که دارد با تکیه بر توان خودش شروع میکند به انتخاب همسر، میگردد بالأخره یک دختری را پیدا میکند.@ دعا همیشه اینطور هست دعا یک توان اضافه هست یک وسیلهای هست ماوراء وسائل مادی، از آن کسی استفاده کند استفاده کرده در قیامت هم داریم دو نفر که از نظر درجه با هم مساوی هستند به یکی از آنها درجات بالاتر میدهند.@ بعد دیگری سؤال میکند که چرا این درجات بالاتری دارد؟ خداوند میفرماید این یکسره دعا کرده و از ما خواسته و تو نخواستی، خداوند هم چون کریم مطلق هست منعی ندارد هر کس هر چه از او بخواهد عطا میکند اگر به مصلحتش هم نباشد.@ در روایت داریم ممکن است کسی دعا کند و چیزی بخواهد ولی به مصلحتش نباشد خداوند میگوید مصلحت بندهام نبوده اما چون در خانه من آمده و به خودش زحمت دست بلند کردن را داده برای آخرتش ذخیره کنید در آخرت حتماً به او بدهید برای همین دعا هیچ وقت بینتیجه نمیماند.@ یعنی شما در هر شرائطی دعا کنید بردید یا حتماً نتیجهاش را به عنوان استجابت میگیرید یا به عنوان ذخیره آخرتتان هست و الا چیزی به نام اینکه قسمت شده بله ممکن است بگوییم خدا این زن را نصیب من کرد از این جهت که من از خدا کمک خواستم و گفتم که خدایا همسر خوبی نصیب من کن.@ خیلی از چیزهایی که من فکرش را نمیکردم موانع برطرف شده و به هر حال این دختر مناسب به من پیشنهاد شده و من با او ازدواج کردم این بله از جانب خدا میبیند یا مادرم در حقم دعا کرده بالأخره یک مراجعه به کسی بوده.@ ممکن است شما نروید به بزرگ فامیل بگویید که من صد هزار تومان برای ازدواجم لازم دارم ولی اگر مادرتان هم برود بالأخره شما این صد هزار تومان دستتان میاید شما نتیجهاش را میبرید حالا یا پدرت، مادرت، برادرت، دوستت، استادت دعا میکند.@ بالأخره یک مراجعهای به یک منبع قوی میشود و فیضش نصیب ما میشود به عنوان دعا، این را میشود گفت، اما اینکه من صرفنظر از ارتباطی که با ماوراء طبیعت دارم با خداوند دارم خودم با توجه به تواناییهای خودم اقدام کنم به انتخاب همسر، نه قسمت معنا ندارد خودم کردم.@ البته در یک درجه دقیقتر میشود گفت که مسأله قسمت هست و آن شکلهایی هست که در افراد ایجاد میشود در ساختار روحشان، مثلاً در یک خانواده فاسد متولد میشود دست خودش نیست خانواده فاسد او را فاسد بار میاورد آدم فاسد هم که به تعبیر قرآن همسر فاسد انتخاب میکند(الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ) زنهای خبیث مال مردهای خبیث هستند.@ زن خبیث هم شکلدهندگی خاصی دارد در روحیه انسان، آن مقداری که انسان اسیر اجتماع و خانواده هست دست خودش نیست ممکن است این تأثیرات را بگذارد حالا آن مقدار که خودش مستقل هست همچین چیزی نیست با اراده دارد انجام میدهد چیزی به اسم قسمت معنا ندارد.@ آیا ما با کسی که میخواهیم ازدواج کنیم باید این مطالب را بلد باشد؟ آیا لازمهاش هست که این مسائلی که در میثاق گذشته شده بداند یا اینکه نه اگر نداند میشود؟ دانستن خود شما کافی هست که در انتخابتان دقت کنید شما وقتی میدانید در انتخاب افراد دقت میکنید همه بحث ما هم همین هست مشکلات زیادی که الان در جامعه ما هست.@ در فسادها در طلاقهایی که موجب جدایی هست موجب بزهکاری فرزندان هست قبلاً عرض کردم در بحث جرائم بیشترین جرائم مربوط به خانوادههایی هست که مشکلدار هستند اعتیادها، آدمکشیها، قتلها، دزدیها، تجاوزها، هر چه که هست خانوادههای بیتربیت و آشفته محصولش جنایتکارها و بزهکاریهایی هستند که در جامعه هستند.@ خانوادههایی که سالم هستند روابط گرم دارند معمولاً محصول بزهکار بیرون ندادند و نمیدهند خانواده آشفته هست که انواع و اقسام محصولات آشفته به جامعه تزریق میکنند همه هم به انتخاب برمیگردد اگر انتخاب درست صورت بگیرد و خود انتخابکننده آگاه باشد دیگر مشکلی در تشکیل خانواده و بعد در اجتماع ایجاد نمیشود.@ لذا ما به شما میگوییم که شما این چیزها را بدانید دانستن خود شما کافی هست ولی اینکه شما بگویید به چه معنا این سؤال شما مطرح میشود؟ اگر به این معنا بگیریم که ما خودمان بلد باشیم کافی هست همسر ما بلد نباشد این مسائل را، این بلد نبودن همسر دو معنا دارد یکی اینکه همسر ما قابلیت ازدواج با ما را دارد.@ اما یکسری از اطلاعاتی را که ما داریم ندارد یعنی این را همیشه من به دوستان عرض کردم این را باید از ذهنمان بیرون کنیم که ما برویم دختری را انتخاب کنیم که همه مسائل را بلد باشد، بداند، پخته باشد به همه بلوغها رسیده باشد به صورت کاملش، این انتظار بیجایی هست.@ دختران هم مثل ما هستند 17 ـ 18 سال عمر کردند و غالبش هم در بچگی و غفلت گذراندند فرصت مطالعه در جامعه ما کم هست الان جامعه ما متأسفانه یک جامعهای هست حالا باز بهتر از جوامع دیگر هست که اقلاً دختر و پسر یک آگاهیهایی کسب میکنند ولی مطالعه جدی در امر ازدواج هنوز در جامعه ما صورت نمیگیرد.@ در مورد مهمترین حرکت انسان در زندگیاش که ازدواج هست میبینیم که دختر و پسر قبل از ازدواج مطالعه جدی ندارند ولی شما باید همسرتان به قول امروزیها پتانسیل خوب یا یک آمادگی مناسب و قابلیت مناسبی داشته باشد.@ قابلیت خوبی که داشته باشد شما میتوانید بلافاصله بعد از اینکه خواستگاری رفتید و دیدید که کلیات وجودی این دختر و کلیات روحی و خانوادگی او با شرائط شما تنظیم هست و میخواند بقیهاش را انسان باید صرف آموزش بکند بعداً در ارتباط دوران نامزدی و عقد و مسائلی از این قبیل اینها را یاد بدهد.@ سالهای اول سالهای آموزش هست و الا اینکه انتظار داشته باشیم دختر همه اینها را بلد باشد نه، ما بعد از اینکه دوره آموزش را گذاشتیم خیلی از جوانها اینجا مراجعه کردند ما حواله دادیم به نوارخانه، دختر و پسرهای زیادی آمدند و موقع عقدشان شده.@ گفتیم بیایید این دورهها را گوش کنید گوش کردند بعد انتخاب همسر کردند یا اینکه روابطشان را توانستند تنظیم کنند مهم این است شما هم فرض کنید دختر مناسبی را پیدا میکنید آمادگی خیلی مناسبی دارد میدانید که میتواند بشود قابلیت و پذیرشش پذیرش خوبی هست لجوج و عنود و بیتربیت و بدقلق و بدتربیت و نااهل نیست میشود این بشود.@ این را که انتخاب کردید میتوانید بگویید 20 جلسه نوار گوش کردن که کاری ندارد همسران جوان یا فلان کتاب را مطالعه کردن اینکه زندگی را براساس آگاهی و فهم ما جلو ببریم خیلی راحت میشود این صورت بگیرد و بعد میتوانیم اطلاعات را بدهیم برای همین هم ما یکی از وظائف عمده مرد خانه آموزش اهل خانه است.@ در روایت پیامبر(ص) فرمودند که(لا یَلقَی الله سُبحانَهُ أحَدٌ بِذَنبٍ أعظَمُ مِن جَهالَۀِ أهلِهِ وَ أولادِه) هیچ کس خداوند را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمیکند یعنی مرد علاوه بر اینکه مسئول غذا و آب و بهداشت خانوادهاش هست مسئول آموزش معنوی خانوادهاش هم هست.@ یعنی تعلیم اینها، تعلیم اینها نه اینکه بچه هفت سالش شد او را مدرسه بفرستی که خانمت اگر خواست کتابی بخواند بخواند، نه مرد باید تعلیمدهنده باشد حداقل موجبات و مقدمات تعلیم را فراهم کند تعلیم یعنی دانستن همین مسائلی که در زندگی دنیوی و اخروی ما نیاز هست به عنوان انسان نیاز داریم.@ لذا این را خداوند هرگز نمیبخشد از کسی که اهل آموزش خانواده نیست اهل این نیست که خانواده را درست بار بیاورد با آگاهی بار بیاورد این را خداوند نمیبخشد و گناه بزرگی هم هست که خانواده در جهالت بماند.@ برای همین شما وقتی ازدواج میکنید میبینید خیلی اطلاعات را بخصوص در دوران عقد خیلی دوران خوبی هست برای شکلدهی زندگی آینده، دختر و پسر خیلی از همدیگر پذیرایی دارند و میتوانند از همدیگر قبول کنند خیلی میشود شکل داد.@ اما اگر جنبه دیگر سؤال شما را در نظر بگیریم اینکه نه دختر نیاز ندارد فقط دانستن خود ما از این جهت کافی هست او اگر بلد نبود هم مانعی نیست چرا مانع هست او باید این قضیه را بفهمد.@ چون من قبلاً گفتم من حتی دوستانی که میروند کلاس اخلاق، کلاس تربیتی، معنوی شرکت میکنند حتی هیئت میروند برای عزاداری، میگویم شما زنتان را که نمیبرید اشتباه میکنید چون شما میروید پای این منبرها و سخنرانیها و کلاسها یاد میگیرید یواش یواش روح چاقتر میشود آدم روحش چاق میشود:@
انسان روحش از طریق شنیدن چاق و بزرگ و قوی میشود شما مدام میشنوید خانوادهتان را گذاشتید در خانه با قابلمه و قاشق و گوشت و تلویزیون و روغن و مهمانی سرگرم بودند اینها را نشنیدند بعد یواش یواش اختلاف سطح پیدا میکنید اختلاف سطح که پیدا میکنید همدیگر را درست درک نمیتوانید بکنید.@ بعد میگویید زن من نمیفهمد زن تو که میگویی نمیفهمد ما با هم تفاهم نداریم تو چقدر او را تغذیه کردی؟ چقدر موجبات تغذیه او را فراهم کردی که حالا از او انتظار داری قبل از اینکه خانه تو بیاید چقدر رویش کار شده بعد از اینکه خانه تو آمده چقدر رویش کار شده چقدر شنیده چقدر مطالعه کرده چقدر کلاس رفته، میگویم این کار را نکنید.@ اگر خانم شما هم حتی اگر خودش اهل شرکت در این مجالس نیست باید تشویق بشود و اگر بیرون هم نمیخواهد بیاید شما برایش کتاب ببرید نوار ببرید به هر حال یکطوری تغذیهاش بکنید که با هم همیشه سطحتان یکطوری باشد که همدیگر را درک کنید.@ و الا وقتی مرد از نظر فهمی بالا باشد زن پایین باشد یا زن از نظر فهمی یکسره تغذیه شود مرد پایین باشد اختلاف پیدا میکنند مثلاً یک دختر خانمی مشاوره پیش من آمده بود میگفت میخواهم با یک آقایی ازدواج کنم که کارگر کارخانه است سوم راهنمایی هم بیشتر سواد ندارد از نظر من شغل خیلی مهم نیست.@ گفتم درست است این چیز خوبی هست که شما به این قطب و حتماً نوع شغل اهمیت ندهید اما اختلاف تحصیلاتیتان میتواند مشکلساز باشد چون شما همیشه نوع شکلگیری روحتان، تغذیهای که از محیط میشوید در دانشگاه و جاهای دیگر یکطور دیگر است.@ این کارگر کارخانه است چیز دیگری هم گیرش نمیاید بعداً خوب نمیتوانید همدیگر را درک کنید زندگی لذتبخشی را نمیتوانید تشکیل بدهید مگر اینکه آن مرد قابلیت خاصی داشته باشد خودش را یکطوری تغذیه کند که بتواند از پسِ یک همچین همسری بربیاید.@ در مورد ازدواج با دخترهای مسلمان سایر کشورها این یک ریسک هست چون وقتی میگویید مسلمان فرهنگ شیعهای که در ایران هست با فرهنگ سایر کشورها متفاوت هست اسلام معانی مختلفی پیدا کرده فرق دارد اسلامی که در ایران هست با اسلامی که در عراق هست یا در عربستان هست نزدیکترین مردم به ما مردم لبنان الان هستند.@ شیعیان لبنان نزدیکترین مردم به ما هستند و شیعههای کشورهای دیگر هم به مراتب اینطور هستند ولی باز فرهنگ خانوادگی و نوع تربیتی که افراد شدند مختلف هست زندگی فقط صرفاً بر اساس کلیات نمیگردد زندگی درست است کلیات تأثیرگذار هست و همیشه خطدهندگی را کلیات دارند.@ اما زن و شوهرها برایشان مسائل جزئی خیلی مهم هست سر آشپزی، دیر آمدن و زود آمدن، آرایش کردن، بهداشت، مهمانی رفتن، ارتباط با خانواده همسر، تلویزیون نگاه کردن با هم دعوایشان میشود ما در بحث کفیت عرض کردیم هر مقدار کفیت بیشتر باشد زندگی به صلاح و آسایش و خوشبختی نزدیکتر هست.@ شما وقتی میروید یک دختری را از کشور دیگر میگیرید اختلاف فرهنگتان خیلی زیاد هست ممکن است مسلمان و شیعه خوبی هم باشد اما باز اختلاف فرهنگ دارید نمیگویم حتماً این کار را نکنید منع کلی نمیتوانیم بکنیم.@ نمیشود یک فرمول کلی در این مسأله صادر کرد یک جواب کلی داد بگویی که خوب یا بد است ولی ترجیحاً اثرات منفیاش بیشتر است ترجیحاً بهتر است که کسی این کار را نکند مگر اینکه دیگر طرفش را خوب شناخته باشد یا در طرف یک آمادگی و پذیرش خیلی زیادی ایجاد کرده باشد یا ببیند که بعد بتواند شکل بدهد.@ ولی غالباً کسانی که با خارجیها ازدواج کردند زندگی موفقی نداشتند کم بودند که ازدواج بکنند و بعد راحت باشد دختر هموطن و همفرهنگ یک چیزی هست که همیشه انسان احساس خاصی نسبت به آن دارد ممکن است برود برای پز و فخر کار کنند.@ بعضیها هم نه بر اساس مصلحت کار میکنند اما آخر این هموطن و همفرهنگ بودن یک کششی نسبت به دختر و پسر هموطن ایجاد میکند انسان همیشه آن تمنا در او هست بعضی وقتها اذیت هم میکند اگر آنها خودشان را تهذیب نکرده باشد و برخورد جاافتادهای در امر ازدواجشان نکرده باشند با مشکل روبهرو خواهند شد.@ در مورد منابع من منابعی را فعلاً سراغ ندارم یک تعداد منابعی را از طریق مطبوعات برنامهای هست کامپیوتری به نام نمایه مطبوعات کتب، یک مقداری جمعآوری کردیم هنوز فرصت نکردم شاید لیست چند صد کتاب در امر ازدواج هست خوب دقت نکردم نمیدانم باید نگاه کنم ببینم که در این زمینه هست یا نه.@ داریم نمونههایی در کتابهایی که در امر ازدواج هست به عنوان نمونه ذکر شده اما اینکه یک منبع در این زمینه باشد که شما یکسره بتوانید نمونههای عالی ازدواج و همسرداری را نگاه کنید نیست مگر در مورد معصومین که این هم جدیداً این کار شده قدیم نبود نمونههای زندگیهای خوب باید کار بشود.@ از چه راههایی میتوان پی برد که طرف لجوج هست یا نه، و کلاً از نظر روانشناسی چگونه میتوان رفتار و روحیات طرف مقابل را شناخت؟ این سؤال مهمی هست خانمها هم زیاد کردند آقایان هم در جلسات قبل کردند مثلاً دخترخانمها سؤال کردند که از چه راهی میتوان تشخیص داد که پسر بددل هست یا نیست، فاسد هست یا نیست.@ آقایان هم در مورد دخترها زیاد سؤال میکنند؟ آن موقع مسأله اصل و ریشه خیلی مطرح میشود برای همین پیغمبر سفارش کرده که شما به دخترهای خوب یا زیبا که مناسب هست ولی در خانوادههای بد تربیت شدند برای ازدواج سراغ یک همچین کسانی نروید.@ مسأله لجوج و بددل و باحیا و متدین بودن یک مسائلی هست که در طول زمان شکل میگیرد مسائل اخلاقی هست یعنی مسائل تربیتی هست و اینها باید تربیت شده باشند ممکن است حتی یک دختر لجبازی، زنسالاری اینکه بخواهد سوار مرد شود به مرد غلبه کند.@ اینکه بخواهد یکدنده باشد حرف حرف خودش باشد زمام امور را برخلاف فطرت خودش زندگی را به دست خودش بگیرد و خیلی بدقلقیهای دیگر را، در مورد مرد هم چیزهایی که مربوط به مرد هست اینها را به صورت وراثتی گرفته باشد.@ یعنی دختر از زنسالاری مادرش یک همچین چیزهایی گرفته باشد خانوادههایی که زنسالار هستند دخترشان معمولاً بدقلق بار میاید و مشکل درست میشود و خانواده باید روال طبیعی خودش را داشته باشد به خانواده خیلی باید اهمیت بدهید حتماً به ریشه خانواده، و وقتی میگویم خانواده شما یک چیز ایدهآلی را در آن بالا در نظر نگیرید وقتی میگویم خانواده را در نظر بگیرید یعنی خانواده اهل فساد و اخلاق بد نباشند.@