جلسه 028 - میثاق مقدس (برادران)
شماره جلسه
28
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 028 - میثاق مقدس (برادران)

چگونه میتوان توان عاطفی خود را سنجید؟ سنجش توانها در درجه اول این هست که ما از وظائف خودمان آگاهی داشته باشیم یعنی باید بدانیم که وقتی میخواهیم زندگی بکنیم چطوری باید برخورد بکنیم.@ برای همین من به دوستان توصیه میکنم که حتماً این دوره که الان دارید انجام میدهید ما یک دوره مقدمات کلی هست در مورد وظائف اما به محض اینکه به مرحله ازدواج رسیدید یعنی همسرتان را انتخاب کردید حتماً نوارهای دوره همسران جوان را استماع بفرمایید.@ یا کتابهایی که در این زمینه نوشته شده ما آخر دوره حتماً معرفی خواهیم کرد مطالعه کنید بدانیم رفتار ما در ارتباط کلامی باید چطوری باشد که بشود ارضاء عاطفی صورت بگیرد اینها را که ما بدانیم خودبهخود در ما توانایی ایجاد میشود.@ یعنی اینطور نیست که ما حتماً همه اینها را به ظهور و شکوفایی برسانیم بعد برویم ازدواج بکنیم خیر ما باید فقط بدانیم که این آمادگی را داریم این شناخت را از خودمان داشته باشیم که این آمادگی را داریم.@ مثلاً میتوانیم همسرمان را ارضاء عاطفی بکنیم حرف محبتآمیز به او بزنیم به هر حال خشن برخورد نکنیم برخوردهای مناسبی که بتواند ارضا بکند به عنوان یک پدر به عنوان یک همسر بتوانیم این کار را انجام بدهید.@ این را باید ما بشناسیم اول که چکار باید انجام بدهیم بعد ارزیابیش در دستمان میاید که آیا از ما بر میاید یا از ما بر نمیاید بخصوص در مورد مسائل عاطفی فرزند میتواند در مورد پدر مادرش اینها را امتحان بکند.@ در مورد خواهر برادرش امتحان بکند ببیند که روابط عاطفیش با پدر مادرش چطور هست با خواهر برادرش چطور هست با دوستانش چطور هست پدربزرگ مادربزرگ اینها را وقتی میبیند از او میاید معلوم هست که در مورد همسر هم به جای خودش میتواند این را تراوش بکند و از او میاید.@ اگر کسی آگاهی داشته باشد که یکی از نیازها را نمیتواند تأمین بکند باید چکار بکند آیا این دلیلی میشود برای اینکه ازدواج انجام نگیرد یا نه؟ مثالی که زدند در مورد مسئله جنسی هست اگر کسی بداند که آمادگی جنسی ندارد توان جنسی را ندارد؟@ اول از این، این سه تا شرط یعنی تأمین نیازهای مادی تأمین نیازهای عاطفی و تأمین نیازهای معنوی شرط اساسی زندگی هست یعنی هر کدام از این شرائط نباشد زندگی با شکست روبرو میشود و اگر کسی هم بداند همسرش یا خودش یکی از این نیازها را نمیتواند تأمین بکند باید این قدرت را در خودش ایجاد بکند بعد اقدام به ازدواج بکند.@ و قطعاً کسی بداند که اگر یکی از این نیازها را نتواند تأمین بکند و این شناخت را از خودش داشته باشد بداند که حتماً زندگیش با شکست روبرو خواهد شد و ضربه خواهد زد حق هم ندارد سمت ازدواج برود از نظر مسائل جنسی.@ سؤال شده از معصومین(ع) که آیا میشود با کسی که قدرت و توان جنسی را ندارد ازدواج کرد یا نه؟ یا زنی میفهمد شوهرش قدرت ارضاء جنسی را ندارد فرمودند که یکسال صبر کنند اگر درمان شد شد اگر نه میتوانند جدا بشوند و باید هم جدا بشوند بخصوص موقعی که خطرآفرین بشود.@ چون نیاز جنسی یک چیزی هست که باید تأمین بشود در زندگی زناشویی اما برای این قضیه راههای دیگری هم هست ایشان مرقوم فرمودند اگر کسی قوه جنسیش در اثر کارهای انحرافی در قبل از ازدواج تحلیل رفته؟ این میتواند الان مداواهایی هست که میتواند خیلی خوب تقویت بکند و نیروی جنسی را به افراد برگرداند تقویت باید بکند.@ به نظر بنده لازمه شناخت ایجاد رابطه میباشد اگر این موضوع درست میباشد چگونگی برقراری رابطه را لطفاً توضیح دهید؟ آگاهی دختر و پسر از همدیگر خیلی مهم هست و باید هم این آگاهی را داشته باشند و باید حداقل در حد صحبت کردن باشد.@ این رسم دارد بخصوص بعد از انقلاب یواش یواش جا میافتد که خانوادهها آن تعصبات نادرستشان را کنار گذاشتند میگذارند دختر و پسر با هم صحبت کنند لااقل صحبتهای ابتدایی یک جلسه دو جلسه صحبت کنند چه بسا بعضی وقتها نیاز هست که واقعاً دختر و پسر چند جلسه صحبت کنند و تبادلنظر بکنند.@ در اینطور موارد ما باید از خانواده طرف و خانواده خودمان بخواهیم که ما باید با طرف چند جلسه صحبت بکنیم و بتوانیم تبادلنظر بکنیم آنچه که میتواند نیاز به ارتباط را کم بکند تحقیق قوی هست خوب تحقیق بشود.@ تحقیق روی خانواده همسر و روی خود همسر که این چقدر استعداد و آمادگی دارد که ما بتوانیم روی او شناخت پیدا کنیم روی مطالعه و شناخت از راههای مختلف میتوانیم ما این اطمینان را کسب بکنیم که طرف آمادگی ازدواج را با یک همچین شرائطی دارد یا ندارد بعد هم صحبتها و اتمام حجتها هست.@ اگر کسی احساس کرد به رابطه بیشتری یا صحبت کردن بیشتری احتیاج دارد باید درخواست مجدد تشکیل جلسه را بکند و بگوید که یک جلسه دو جلسه این انجام بگیرد و روش دیگری هست و مشروع هست و کمتر خانوادهها به آن تن میدهند و آن این هست که دختر و پسر به صورت موقت به هم محرم میشوند.@ که بتوانند در چند روز این ارتباط را با همدیگر برقرار بکنند و شناخت نسبت به همدیگر پیدا بکنند در این دوران محرمیت موقت اگر خواستند ادامه میدهند نخواستند ادامه نمیدهند هنوز ما یک همچین چیزی را به صورت مرسوم در جامعه نداریم.@ بعضی از خانوادهها هستند که این اجازه را میدهند که دختر و پسر با هم محرم باشند البته این مربوط به دختر باکره است زنی که ازدواج کرده مشکل نیست انسان میتواند خیلی راحت بدون اینکه اجازه کسی را بخواهد این محرمیت را برقرار بکند و این ارتباط را داشته باشد تا این شناخت تحصیل بشود.@ اما در مورد دختر باکره اینطور هست یعنی کسی دختر بوده و تا به حال ازدواج نکرده این شرط هست که اجازه پدر میخواهد و خانواده باید اجازه بدهند که به صورت موقت هم که باشد این محرمیت صورت بگیرد تا این شناخت تحصیل بشود.@ نامهنگاری یکی از روشهایش هست که مطالبشان را مینویسند به همدیگر عرضه میکنند و در چند جلسه نظرات همدیگر را میخواهند ولی یک نکته اساسی که هیچ مردی و هیچ زنی این اشتباه بسیار بزرگ هست که ما فکر کنیم دختری را که میخواهیم با او ازدواج بکنیم یا دختری فکری بکند پسری که میخواهد با او ازدواج بکند باید همه شرائط را به فعلیت رسانده باشد این غلط هست.@ نه من باید ببینم همسرم قوه این کار را داشته باشد به قول امروزیها پتانسیلش را داشته باشد توان را داشته باشد بعد خیلی از کارهای سازندگی را مرد باید خودش انجام بدهد بعد از ازدواج، خیلی از سازندگیهای روی همسرش را و شکوفاییهایی که میخواهد روی همسرش انجام بگیرد خودش باید شکوفا بکند و به مرحله ثمردهی برساند.@ اینکه دختر داشته باشد نه همانطور که از پسر هم نمیشود انتظار داشت که همه چیزها را به فعلیت رسانده باشد خیر، اینطور نیست بلکه باید آمادگیش باشد پتانسیلش را داشته باشد و بعد شکوفا بشود در مسیر زندگی یک مدتی که انجام بشود به موقع خودش این شکوفایی دست میدهد.@ و الا معمولاً دختر و پسرها که ازدواج میکنند تجربه که ندارند و این تجربه باید از طریق این دورهها و جلسات آموزشهای قبل از ازدواج منتقل بشود معمولاً الان یک همچین دورههایی در کشور ما یک چیز جدیدی هست نیست یا در این سطح نبوده.@ باید اینطور مسائل بسط داده بشود که دخترها و پسرها با این مسئله آشنا بشوند خانوادهها باید آموزش بدهند مادرها باید به دخترانشان آموزشهای لازم را بدهند پدرها باید به پسرهایشان آموزشهای لازم را بدهند خود ما هم باید به عنوان یک وظیفه دینی باید سعی کنیم که اینطور مسائل را در حد توان خودمان بسط بدهیم.@ ولی در مورد رابطه، رابطه اگر به صورت غیرمشروع یعنی غیر از این طریقهایی که گفتم بخواهد برقرار بشود تا شناخت ایجاد بشود خطرناک است اصلاً توصیه نمیشود که انسان رابطهای غیر از مجرای صحیحش برقرار بکند.@ چون رابطه غیر از مجرای صحیح غالباً من در خیلی از مشاورههایم این مسئله بوده هم تلفن هم نامه هم مراجعه بوده طرف ارتباط برقرار کرده بعد محبت جذب شده دیگر این از مرحله انتخاب گذشته خودبهخود میرود.@ چون محبت که جذب بشود انسان کور میشود خصوصیات را نمیبیند و بعد ازدواج میکند آنوقت مشکلات زیادی خواهد داشت رابطه بهتر است از طریق معقول و درستش انجام بگیرد که عشق پیش از موعد ایجاد نشود که آن موقع انسان نتواند درست حقائق را ببیند.@ با توجه به حدیثی که از حضرت علی فرمودید اینکه دخترها در سن کم اگر ازدواج بکنند خطر عدم الفت هست این حدیث امام صادق را چگونه توجیه میکنید برای دختر خوب است که اولین عادت ماهانهاش را در منزل پدرش نداشته باشد یعنی در خانه پدرش عادت نبیند معمولاً اول بلوغش؟.@ حالا نمیدانم این حدیث از امام صادق هست یا نه این حدیث دوم بیشتر به پیغمبر میخورد شرائط زمانی خیلی مهم هست مثلاً شما در عربستان که این نکته گفته شده ما خیلی از روایاتمان زمانی هستند یعنی در یک زمان قابل عمل کردن هستند و در یک زمان قابل عمل کردن نیستند.@ یکی مسئله سن ازدواج و سن تکلیف است الان سن تکلیف را دختران را 9 سال میگویند ولی ما الان دختران 9 ساله را که میبینیم، میبینیم که نمیتوانند مخاطب خدا قرار بگیرند هر چند ما از نظر تقلید میپذیریم ولی بعضی از مراجع این را رد کردند.@ مثلاً آیت الله صانعی دختر 13 را مکلف میداند نه 9 سال چون شما واقعاً دختر 9 ساله را که ببینید کارتونش را نبیند گریه میکند سر اسباببازی سر عروسک این را ما بخواهیم مخاطب خدا بدانیم یک ذره مشکل هست مسئله سن ازدواج هم همینطور.@ شما در کشوری زندگی میکنید که وزیر بهداشتش اعلام میکند دختر کمتر از 18 سال یا 20 سال حامله نشود در حالی که در شرع مقدس پیغمبر را عایشه 9 ساله ازدواج کرده امیرالمؤمنین با حضرت زهرا 9 سالگی ازدواج کرده حضرت 9 سالش بود 18 سالش هم بودند که شهید شدند چهار تا بچه به این خوبی و رشیدی پرورش دادند.@ بحث بحث زمان است شرائط اقلیمی هست شرائط آب و هوایی هست تأثیر دارد در شرائط گرم عربستان این ثابت شده شرائط آب و هوایی گرم مثل عربستان یا خط استوا بلوغ زودرس هست شرائط سرد و معتدل بلوغ دیررس هست.@ لذا ما نمیتوانیم یک فرمولی را که برای شرائط زیستی گرم و استوایی هست یا شرائط عربستان که دختران آن موقع از نظر بلوغ 9 سالشان خیلی هم از نظر جسمی خوب بالغ بودند و هم از نظر نوع دیدگاه و تفکرشان.@ نه اینکه رشدشان خیلی عالی بوده که میتوانستند جوابگو باشند بلکه نوع زندگی روستایی و نوع زندگی که آنجا داشتند دخترها را از نظر فکری و انتظار در یک حدی نگه میداشتند که ازدواج برایشان کافی بوده یعنی صرف ازدواج اقناعشان میکرده و نیازهای دیگر اینطوری نداشتند.@ ولی دختران امروزی این وضعیت را ندارند مثلاً ما از نظر زمانی داریم که شما سرمه به چشمتان بزنید مستحب است حالا شما فردا سرمه بزن برو در خیابان ببین چطوری با شما برخورد میکنند مثلاً عمامه بستن مستحب است حالا شما هر کدامتان عمامه ببندید بروید در خیابان نمیشود خیلی از روایات زمان و مکان خاصی دارد.@ طبق ضربالمثل رطب خورده کی کند منع رطب، حضرت علی که با همسری با سن کم ازدواج نمود چگونه سفارش به عدم ازدواج کرد؟ جوابش را در طول بحث دادم که حضرت زهرا کسی بوده که با همان سنش خداوند فرموده(اِنَّ الله یَغضِبُ لِغَضَبِ فاطمه وَ یرَضا لِرِضاها) به قول امام اگر مرد بود حتماً جای پیغمبر بود.@ سن در معصومین حتی غیر معصومین فرزندانشان مسئله سن آنها بلوغهای دیگری داشتند حضرت زینب(س) حضرت سجاد میفرماید خدمت عمه خودش که(اَنتَ عالِمَۀٌ غَیرَ مُعَلِّمَه) تو عالمهای هستی که معلم ندیدی یعنی علمات لدنی است از جانب خدا.@ در مورد حضرت سکینه داریم حضرت سیدالشهدا در مورد دخترشان سکینه فرمودند که(کانَت مُستَغرَقَۀً فِی الله) یک دختری که غرق در خدا بوده حضرت سکینه کسی هست که وقتی میاید بالایی جنازه سیدالشهدا(ع) فقط او بوده که از بدن بیسر صدا میشنیده.@

شیعیان من موقعی که آب گوارا خوردید یاد من بکنید و اگر شهید و قتیلی را در موردش چیزی شنیدی به یاد من باشید و برای من گریه کنید این مقام حضرت سکینه است آنها را نمیشود با این مسئله مقایسه کرد.@ منظور از زیبایی روحی چیست؟ تقوا، اخلاق، مردانگی، فتوت، ظرافت در اخلاق اینها نمونههایی از زیباییهای روحی هست. فرمودید زن خیلی کم سن و سال نباشد بعضیها معتقد هستند که زن کم سن و سال تربیتپذیرتر است چون هنوز شخصیتش کامل نشده و شکل نگرفته این مسئله چگونه قابل توجیه است؟.@ زن وقتی سنش کم باشد اگر مرد اهل تربیت باشد و قوی باشد میتواند خوب تربیت بکند اما این دلیل نمیشود ما وقتی دختری را که هنوز بلوغ جنسی و بلوغ عاطفی ندارد برویم با او ازدواج بکنیم چون تربیت را ما نمیتوانیم به او تربیت عاطفی یاد بدهیم نمیتوانیم به او نوع خاصی از بلوغ جنسی را یاد بدهیم این را باید حداقل داشته باشد.@ وقتی میگوییم دختر سنش کم نباشد یعنی پذیرای ازدواج باشد و زمان ازدواجش فرارسیده باشد حالا اگر زمان ازدواجش فرارسید و سنش کم باشد خوب هست واقعاً تأثیر دارد و شکلپذیرتر هست.@ زمان ازدواج همان شرائطی هست که جلسه قبل مشخص کردم شرائط نظری، درک صحیح از خانواده و تشکیل خانواده و وظائف زوجین، شناخت آفات و آمادگی برای پیشگیری از آفات، قدرت بر انجام وظائف همسری این را باید داشته باشد.@ ولی حالا اگر این سه تا شرط را داشت اگر سنش کم باشد خیلی بهتر هست همیشه هم اینطور نیست که زن احتیاج به تربیت اینطوری داشته باشد خیلی از خانمها هستند که ممکن است سنشان کم نباشد ولی تربیت لازم را داشته باشند و خیلی مهیاتر باشند.@ به جای اینکه مرد حرص و جوش بخورد که بخواهد تربیتش بکند ممکن است اصلاً از پس او برنیاید یک زنی که تربیت شده است و حرف شنیده بهتر هست این خیال خام هم از سرتان بیرون بکنید.@ بعضیها میگویند که از این بدحجابها دیدیم فوکول دارد ناخنش بزرگ است لاک میزند موسیقی گوش میکند خانوادهاش اینطوری هست خوشم آمده از او میخواهم ازدواج بکنم میگوییم سنخیت نداری بعد که ازدواج میکند میبینی طرف خودش آب او را برد این شعاد است که میسازمش و توصیه هم شده که این کار را نکنید.@ در مورد سه قسم جایگزینی منفی متوسط و مثبت آیا فقط در نقص بلوغ عاطفی لازم میاید یا اینکه در مابقی بلوغها پیش میاید؟ در مورد بلوغ جنسی جایگزینیش خیلی خطرناک است چون اگر زن نتواند ارضا بکند مشکل هست.@ لذا به زنها سفارش کردند اگر مرد توان ارضاء جنسی زن را ندارد به زن سفارش شده که یکسال صبر کنند اگر دیدی مرد خوب شد که هیچی اگر خوب نشد جدا بشو در مورد زن هم همینطور که نمیشود این را جایگزینش کرد برای مرد جایگزینش هست برود زن دوم بگیرد.@ مثلاً زنش بیمار شده رحم زن بیمار هست سرطان رحم گرفته یا یک بیماری دیگر دارد که نمیتواند مرد را ارضا بکند آمیزش مطلقاً ممنوع هست مرد هم نمیتواند شخصیتش را خورد بکند مردی میکند فتوت به خرج میدهد و روحاً هم دوستش دارد فقط برای مسائل جنسی که سراغ این زن نیامده از این طرف زنش را نگه میدارد.@ ولی از آنطرف دیگر آن زن نمیتواند بگوید تو حق نداری بروی زن دیگری بگیری چون مرد نیازی جنسیش را باید برطرف بکند و زیباییهای روحی نمیتواند جایگزین ضعف در مسائل جنسی باشد.@ لذا دقیقاً نمیشود گفت تمام سه قسم جایگزینی که عرض شد در مسائل دیگر هم ممکن است دقیقاً منطبق باشد در مسائل جنسی کامل منطبق نیست در مسائل دیگر در بعضی جاها منطبق هست که روی آن هم میشود بحث کرد.@ آیا ابراز علاقه مرد نسبت به زنی که احتمالاً تربیت دینی نشده موجب سوءبرداشتهای او نمیگردد؟ اول از این باید روشن بشود که این مرد چه مردی هست چه جایگاهی دارد که بتواند ابراز علاقه بکند به یک زنی که تربیت دینی شده یا نشده که آن زن تلقی نکند که این عاشق این هست یا این سوءنیت دارد نسبت به او.@ بسته به جایگاه مرد دارد که مرد از چه جایگاهی نسبت به یک دختری که تربیت دینی نشده اظهار علاقه بکند اظهار علاقه پدری بکند اظهار علاقه استادی بکند اظهار علاقه برادرانه بکند و یا اظهار علاقه شخصی بکنید این بسته به این هست که کیست.@ لذا سؤال ابهام دارد اما اگر بخواهیم در مورد ازدواج این را در نظر بگیریم که یک آقایی که خودش تربیت دینی دارد نسبت به یک خانمی ابراز علاقه بکند که تربیت دینی نشده چون ایشان نوشتند احتمالاً تربیت دینی نشده مسئله احتمالاً در سؤال ابهام دارد.@ چون وقتی میگوییم احتمالاً یعنی معلوم نیست شده یا نشده اگر تربیت دینی نشده ابراز علاقه به دخترخانمی که تربیت دینی نشده محکوم هست چون با شرائط و لوازم ازدواج هم سازگاری ندارد این باید روشن بشود بحثش طولانی هست شاید بشود یک جلسه در مورد این صحبت کرد.@ تا چه زمانی میبایست در امر خودسازی زن تغافل کرد؟ آیا با توجه به عوامل مختلف تأثیرگذار بر او نشانههایی برای روند نزولی و صعودی او قابل تصور هست؟ این بحث مربوط به زن و شوهر هست اول از این سفارش شده که شما بروید سراغ زنهایی که متدین باشند تربیتپذیر باشند تربیت شده باشند که مرد خیلی دردسر این را نداشته باشد.@ اما اگر خواست یک تربیتی هم اعمال بکند و روشش را هم میدانست روش خیلی مهم است روششناسی در اِعمال تربیت، بعضیها میخواهند بچه را وادار به نماز بکنند زن را وادار به حجاب بکنند روشهایش را بلد نیستند دلآزردگی ایجاد میکنند زدگی ایجاد میکنند.@ اما اگر بر فرض اینکه روش درست هست و زن هم احتیاج به تربیت دارد مسئله تربیت از همان نوع برخورد اول در ازدواج خیلی مهم است که نوع اولین برخورد مرد با دختر خیلی سازنده هست و همیشه در خاطرات میماند.@ معمولاً همیشه نه فقط در برخورد دختر و پسر در برخورد دو تا دختر یا دو تا پسر همینطور هست که همیشه اولین برخورد به یاد میماند که من اولین بار که این آقا را دیدم در چه حالتی او را دیدم اولین باری که این خانم را دیدم در چه حالتی دیدم این مهم هست.@ لذا اولین برخورد نوع حرفهایی که در خواستگاری میزنید خیلی تعیینکننده است به شخصیت زن شکل میدهد و او حساب کار خودش را میکند که با چه کسی طرف هست نوع رفتارهایی که بعداً در خواستگاری در نامزدی در دوران عقد انجام میدهید اینها کلاً تعیینکننده هست و نقش دارد و سازنده هست و به شخصیت شکل میدهد.@ اما اگر ما احساس کردیم که همسرمان به نوع خاصی از تربیت احتیاج دارد کار تربیتی باید از همان اول شروع بشود تغافل و تجاهل هم نسبت به نتایج کار هست نه نسبت به خود کار یعنی ما باید کار را انجام بدهیم نسبت به نتایجش هول نباشیم این مهم است.@ آیا با توجه به عوامل مختلف تأثیرگذار بر او نشانههایی برای روند نزولی و صعودی او قابل تصور هست؟ بله نشانههایی هست انسان خودش زندگی را تجربه میکند و میفهمد که زن به هر حال این درجه از رشد را داشته یا نداشته پیشرفت کرده پیشرفت نکرده صعود کرده نزول کرده این عوامل را باید بشناسیم.@ آیا قوی بودن روح احساسی خانمها موجب نمیگردد که ایشان بیشتر فکر کارتونی داشته باشند؟ فکر کارتونی داشته باشند در مورد چی که فکرهای رؤیایی داشته باشند نسبت به چی این معلوم نیست که نسبت به چی منظور سؤالکننده هست ولی چرا خانمها واقعاً به خاطر غلبه جنبه احساسیشان بیشتر در معرض خیالبافی و تخیلات غلبه امور موهوم و خیالی هستند.@ آیا با آگاهی از نشانههای مناسب دختر نیز نباید قبل از ازدواج به او دل بست؟ اگر کنترل دل دست خودتان هست که بتوانید دلتان را کنترل کنید بله دل نبندید چون دل بستن به کسی که هنوز محرم انسان نیست مشکل هست اما اگر صرف یک علاقه معقول و پاک هست نسبت به اینکه این بعداً همسر ما بشود این جای خودش را دارد.@ در مورد زنان بیوه سؤال شده که زنان بیوه نسبتاً زیاد در جامعه هستند همسر شهدا و غیره و با توجه به مشکلاتی که در ازدواج جوانان با ایشان برشمردید چه میشود اسلام چه راهحلی دارد مسئولیت با کیست با توجه به مفاسدی که احتمالاً در پیش راه دارند؟@ این هم یک بحث خیلی مفصل دارد، همسران شهدا یا خانوادههای بیوهای که هستند همسر باید شرائط همسری داشته باشد یکی از آفتهای ازدواج ترحم هست ما به خاطر ترحم برویم با یکی ازدواج بکنیم بگوییم گناه دارد شوهرش مرده بیوه است این را در جلسات دیگر توضیح خواهم داد جزء اهداف ازدواج هست.@ که گفتیم اهداف پست نباشد ولی اهداف ناصحیح هم نباشد ترحم جزء اهداف پست نیست اما جزء اهداف ناصحیح هست در بحث ترحم این را توضیح خواهم داد اما اصل بیوه بودن یا بیوه نبودن هم همینطور.@ حالا بحث ترحم نیست من یک دختر خیلی مناسبی را دیدم یک خانمی را دیدم که بیوه است اما خیلی هم مناسب است برای ازدواج من، دختر ندیدم در آن حد به این آمادگی و مناسبت عیبی ندارد چون برخورد با یک زنی که شوهر دیده غیر از برخورد با دختری هست که شوهر ندیده.@ زنهایی که شوهر دیدند شکلپذیریشان کمتر هست و دخترانی که شوهر ندیدند شکلگیرتر هستند به شرط اینکه مردش مرد باشد بعضی از آقایان هستند خیلی قدرتمند هستند از نظر روحی اگر زن ده سال هم شوهرداری کرده باشد این همان دو سه روز اول شکلهایی که میخواهد میتواند بدهد.@ ولی باید خیلی قدرتمند باشد یعنی بسته به جایگاه مرد در دل زن دارد که این مرد چه جایگاهی را در دل زن باز میکند که بتواند این نقش تربیتی و سازنده را ایجاد بکند پختگیهای لازم را میخواهد.@ یعنی پسر علاوه بر اینکه باید شرائط خاصی را داشته باشد در برخورد با زن بیوه یعنی زنی که شوهرش را از دست داده و به یک نفر قبلاً علاقمند بوده یا علاقمند نبوده در اثر اختلاف خانوادگی طلاق گرفتند مختلف است شخصیت زن بیوه مهم است.@ آیا این شوهرش را دوست داشته جدا شده شوهرش مُرده شوهرش شهید شده چون اگر دوستش داشته باشد و مرده باشد دوستش داشته باشد و شهید شده باشد بعد تو مشکل داری چون زن تو محبت یک مرد هنوز در دلش هست و باید بتوانی بعداً جایگاه آن محبت را درست پر بکنی.@ و فردا نیاید بگوید مرحوم فلانی کجایی یادت بخیر بیایی ببینی من دست چه دیوی افتادم اینطوری نباشد این خیلی مهم است باید دقت بکنیم نسبت به این مسئله نه یک موقع هست میبینی از شوهرش تنفر داشته جدا شده طلاق گرفته به شوهرش خیلی هم علاقمند نبوده شوهرش مرده این دیدگاه خاص نسبت به زن بیوه مهم است.@ اما اگر از نظر بیوه و دختری مسئله مطرح هست که مثلاً دختر یک تازگی دیگر دارد زن بیوه آن طراوت و تازگی خودش را ندارد نه این خیلی مهم نیست اگر واقعاً از نظر ارزشها و آن اهداف ازدواج و شرائط مناسب باشد این مسئله یک مسئله مهم نیست.@ ولی در ذهن مردم این مسئله مسئله مهمی هست میگویند یک مردی میخواست با یک دخترخانم زشتی ازدواج بکند بعد یک خانم بیوه هم بود خیلی زیبا بود بعد بحثشان شده بود میگفت من نمیدانم خلاصه کدام یک از شما را بگیریم مثل اینکه کنفرانس هم بوده یعنی کنار هم بودند.@ دختر میگوید من جوان هستم دختر هستم طراوت خاصی دارم زن بیوه میگوید عوضش من زیباتر هستم من پختگی لازم را دارم با همدیگر این صحبتها را میکنند بعد بیوه میگوید دختر چه چیزی دارد نسبت به من، آن هم که شما میگویید یک شب است آن هم از بین میرود بعد میشود مثل من، دختر میگوید(لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ).@ البته این بحث جایگاه خاص خودش را دارد باید در موردش مفصل بحث بشود اما فقط ذهنتان را روی این مسئله متمرکز کنید که همسر شما باید شرائط همسری را داشته باشد و شما باید بتوانید با او به عنوان یک همسر زندگی کنید این خیلی مهم است.@ حالا میخواهد بیوه باشد میخواهد دختر باشد این خیلی اهمیت ندارد ولی اگر بیوه بود یک تواناییهای دیگری هم مرد باید داشته باشد در هر پسری این توانایی نیست کار هر بز نیست خرمن کوفتن.@ آیا نشانههایی برای اطلاع از بلوغ عاطفی در دختر وجود دارد؟ خود دختر را شخصاً بخواهید یک همچین امتحانی بکنید مشکل هست مگر در حین صحبتهایی که به عنوان صحبت مقدماتی ازدواج انجام میدهید این بدست بیاید.@ نوع خانواده گرما و صمیمیت خانواده خیلی مؤثر است از طریق خانواده میشود شناخت، احتیاطاً بهتر است مسئله سن را که جلسه گذشته مطرح کردم انسان رعایت بکند یعنی بداند از نظر سنی وزن تربیتی و تغذیهای که شده به جایگاهی رسیده که بتواند بروز عاطفی و آمادگی عاطفی و بلوغ عاطفی داشته باشد.@ آیا ازدواج مردی که از نظر معنوی در حد متوسط هست با دختری که در خط معنویت قرار گرفته مشکلآفرین نیست؟ بسته به خود مرد دارد که آیا میتواند این زن را تربیت خاص خودش را بکند و در مجرا بیاندازد یا نه.@ بعضی از مردها برای زن حقی قائل نیستند یا وظیفهای برای خودشان قائل نیستند که یکی از وظائف مرد تربیت معنوی خانواده است تأمین معنویت و پیوند همسر و فرزندشان با ماورای طبیعت اگر نشد قیامت هیچ کدامشان را حلال نخواهد کرد خدا هم نخواهد گذشت در ردیف یکی از بزرگترین گناهان آمده.@ (لا یَلقیَ الله سُبحانَهُ اَحَدٌ بِذَنبٍ اَعظَمُ مِن جِهالَۀِ اَهلِهِ وَ اَولادِه) نبی اکرم فرمود مرحوم فیض کاشانی این را در مهجۀ البیضاء آوردند که هیچ کس خداوند را به گناهی بزرگتر از جهالت همسر و فرزندش ملاقات نمیکند.@ یعنی مرد باید تربیت بکند و تربیت معنوی و موجبات رشد علمی را فراهم بکند اگر خودش میتواند تربیت بکند که معمولاً غالباً مردها هم نمیتوانند ولی باید راه را برای رشد فکری و معنوی همسرش باز بگذارد.@ استاد خوبی پیدا کرده میخواهد سر کلاسش برود اجازه بدهد نوار خوبی میخواهد گوش بکند مطالعه میخواهد بکند مرکز خوبی پیدا کرده میخواهد برود در آن دوره ببیند این اجازه را بدهد سختگیری نکند در جهات معنوی همسرش.@ این نمیشود یک جواب کلی به آن داد یعنی بگوییم مثلاً یک دختری که در خط معنوی تازه قرار گرفته با یک مردی که از نظر معنوی در حد متوسطی قرار دارد خوب هست یا نه نمیشود جواب مطلقی داد بسته به دختر و پسر هست.@ پتانسیلها و نیروهایی که در آنها وجود دارد اگر خوب شناسایی بشود میشود ما افرادی داشتیم که از نظر معنوی قوی بودند با یک دختری که اصلاً از نظر معنوی هم در خط نبوده ازدواج کرده و خیلی خوب دختر را شکل داده.@ الان مثلاً یکی از خانمهای جاافتاده در امور معنوی و فرهنگی هست چون مرد قوی عمل کرده خیلی زیبا توانسته عمل بکند حتی مردهایی هستند که آنقدر قوی هستند که با دخترهایی میروند ازدواج میکنند که از نظر اخلاقی و از نظر فرهنگی در سطح خیلی پستی قرار دارند ولی میتوانند او را رشد بدهند.@ فقط قدرت تشخیص خیلی مهم هست و این را تجویز نمیشود کرد ریسک هست یا مثلاً آنقدر قدرت دارد با یک دختری که اهل کتاب هست یعنی مسلمان نیست مسیحی، یهودی یا کلیمی هست او را مسلمان میکند و بعد هم میتواند خوب او را بسازد.@ بعضی از این آقایان متدینین ما که قدرت داشتند رفتند خارج از کشور ازدواج کردند و آنها را مسلمان کردند و خود آن زنها را تبدیل کردند به یک زن مسلمان و متدین و یک مبلغ پر و پا قرص اسلام.@ چگونه میشود زن را از راه محبت ارضا کرد لطفاً راههای آن را بگویید؟ این را در بحث آموزش همسران توضیح دادیم البته این راهش برای بعد است یعنی سؤالکننده باید حتماً مرحله عقد و خواستگاری را بگذراند تا همسرش مشخص شده باشد.@ در بحث اختلاف سن و تنافی آن با عملکرد ائمه فرمودید نباید آنها را با خود مقایسه کنید در آیه(أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ) من بشری مثل شما هستم یا کلاً در شبهه جبر چه میگویید؟ نمیدانم منظور از شبهه جبر چیست، پیغمبر فرمود(أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ) من یک بشری مثل شما هستم اما عکسش درست نیست شما مثل من نیستید.@ خود علی(ع) فرمود شما مثل من نیستید ما مثل پیغمبر نیستیم که 9 تا زن بگیریم با یک خدیجهای(س) که 15 سال بزرگتر است بعد با چند تا پیرزن ازدواج بکنیم مثلاً با یک دختر 9 ساله ازدواج بکنیم.@ خیلی کارهای دیگر هست که او مثل ما هست ولی ما مثل او نیستیم بعد هم شرائط را مشخص کردند و خود آنها که این کار را کردند برای ما شرائط مشخص کردند اسلام راه را باز گذاشته که اگر اختلاف سنی هم هست اختلاف سنی یکی از ارزشهایی که میتواند پر بکند تقوا است.@ ممکن است یک نفر با یک زنی که 5 سال از خودش بزرگتر است ازدواج بکند و زندگی شیرین و خوبی هم داشته باشند ولی باید دقت بکنیم که چه جایگزینی میتوانیم داشته باشیم که آن مسائل احتمالی که ممکن است اذیت بکند در این اختلاف سنی احتمالی است بتواند پر بکند.@ به هر شخصی نمیشود یک همچین تجویزی برای او کرد پیغمبر پیغمبر بوده فوقالعاده هم زیبا بوده خودش فرمود یوسف زیبا بود ولی من از او نمکیتر هستم یک پیغمبر به این خوشگلی و نمکی خیلیها دوست داشتند با او ازدواج بکنند و ارضایشان میکرده.@ رسول خدا و بزگترین شخصیت خلقت هم خانوادهها خیلی دوست داشتند به او دختر بدهند و هم دخترها خودشان راضی بودند یک شخصیت اینطوری ما غیر معصومین هم داریم شخصیتهای مذهبی هم داریم که آنقدر والا و وارسته هستند که دخترها با میل با اینها ازدواج میکردند ائمه اینگونه بودند.@ اگر زن و مرد از نظر شغلی و سواد در یک سطح باشند آیا معایبی دارد؟ خطرهایی دارد فرقی نمیکند این چیز بدی نیست ولی میتواند خطرساز باشد همانطور که چیزهای دیگر میتواند خطرساز باشد اینها را ما نمیتوانیم به عنوان یک ملاک مطرح بکنیم.@ بعضی از خانمها نوع تربیتشان و طرز تفکرشان طوری هست که اگر سوادشان با شوهرشان یکی باشد ممکن است خیلی مشکل درست بکنند بسته به نوع تربیت است ممکن است یک خانمی باشد که سوادش خیلی بالا باشد از شوهرش و از نظر شغلی هم وضع بالایی داشته باشد اما شعورش آنقدر زیاد باشد رشدش آنقدر زیاد باشد که هیچ مشکلی ایجاید نشود.@ مرحوم بانو امین(ره) اولین زن مجتهده اسلام که در این 300 سال اخیر داریم تنها زن مجتهده هست شوهرش یک آدم کفاش بوده این مجتهد یک نویسنده که در عرفان و اخلاق کتاب دارد یک زن مجتهد بعد شوهرش اینطوری هست او وظیفه را میشناسد او میداند که خدا از او چه چیزی در مقابل همسرش میخواهد.@ تعریف میکردند که وقتی شوهرش خانه میامد اگر مشغول نماز مغرب بود دیگر عشا را نمیخواند قشنگ به این شوهر میرسید غذایش را بگذارد چاییش را بدهد خوب که شوهر کاری نداشت بعد میرفت نماز عشایش را میخواند اینقدر شعور و توجه داشته این یک امر نسبی هست ولی باز در شرائط و مسائل بیشتر توضیح خواهیم داد.@ در طی جلسات مختلف شرائط و ملاکها را گفتهاید ولی اینکه از چه راههای میتوان شخصیت واقعی طرف مقابل را شناخت را نفرمودید لطفاً راههای شناخت کدام است؟ این را انشاءالله در بحث خواستگاری عرض میکنیم.@ که ما وقتی میخواهیم خواستگاری برویم ملاکها دستمان هست و با داشتن این ملاکها میخواهیم برویم با یک دختری یک کسی نامزد میشود پیشنهاد داده میشود یا چشممان او را میگیرد معمولاً آشنایی اینگونه است بالاخره یا از یک ظاهری از یک صحبتی از یک مختصر تشابهی به هر حال از یک چیزی شروع میشود.@ بعد شخص میخواهد شروع کند فکر کردن در مورد اینکه حالا من این شخص را فعلاً از این جهت پسندیدم مثلاً از جهت ظاهر او را پسندیدم از جهت قد و هیکل پسندیدم از جهت سواد پسندیدم اینهایی که شرائط اولیه هست با اینها در برخورد اول با دختر روبرو هست.@ یا مثلاً با یک پسری شما دوست هستید پسر خیلی خوبی هست احتمال میدهید که خانوادتاً خانواده خوبی باشند خواهرش هم به همین خوبی برادرش باشد یک چیزی اول برای انسان شروع میشود.@ یا مثلاً یک نفر میگوید من یک دختر خوب سراغ دارم که میتوانیم ریشسفیدی بکنیم جلو بیفتیم که ببینیم درست میشود یا نمیشود از یک جایی شروع میشود بعد حالا ما از کجا بدانیم که این آن ملاکهایی را که ما میخواهیم دارد یا ندارد راههای مختلفی وجود دارد که در بحث خواستگاری توضیح خواهم داد.@ این سؤالی که شما فرمودید مربوط به یک امر نادری هست نادر نسبت به فرهنگ جامعه خودمان میگویم بیشتر در زندگیهای قبیلهای و عشیرهای هست که طبق یک رسمی دختر را در خارج از کشور هم هست در خیلی از قبائل و کشورها وجود دارد که دختر را از کوچکی خانه پسر میفرستند.@ اتفاقاً من یادم هست رفته بودیم یکی از نقاط محروم کشور در بندر جاسک استان هرمزگان اینجایی که رئیسجمهور رفته بود بشاگرد آن نقاط آنجا ما رفته بودیم یک جاهایی که مردم زمین را میکَندند آب باران جمع میشد همان را میخوردند.@ بعد ما رفته بودیم آنجا برای آنها یک سولهای بسازیم و بعد کمکهایی از طرف کمیته حضرت امام سال 58 بود ما رفته بودیم که غذا و این چیزها به اینها برسانیم آرد و اگر دامهایشان میمردند کمکشان بکنیم برای خرید دام و چیزهای دیگر به هر حال آن محرومیتزدایی بود که کار بسیار عظیمی هم واقعاً کمیته امداد کرده در این مناطق.@ بعد رفتیم در یکی از چادرهایشان نشستیم یادم هست دو تا استکان چای از این آب گِلها برایمان درست کردند و ما خوردیم بعد یکی از این دوستان ما تقریباً آن موقع شاید ایشان یکی چیزی حول و حوش 16 سالش بود من هم تقریباً 16 سالم بود.@ بعد آن کسی که رفته بودیم در چادرش کَپَر بود چشمش این رفیق ما را گرفته بود گفت بیا این دخترم مال تو این همسر تو باشد فقط همین جا دو میلیون بده ما این را به تو میدهیم دو میلیون سال 58 یعنی اینطوری هست دخترانشان را اینطوری شوهر میدادند.@ پروندههایشان را که من میخواندم بعداً در کمکهایی که کمیته کرده بود مثلاً میدیدم مرد 60 ـ 65 دختر 13 ـ 14 سال در آنجا همچین مسائلی که الان ما داریم میگوییم که بیشتر زندگی شهری و نظام اجتماعی هست و قوانین مدنی هست و مسائل اخلاقی اجتماعی سیاسی هست.@ صدا و سیما تأثیر میگذارد فرهنگها عوض میشود و خیلی از چیزهای دیگر آنجاها نیست آنجاها یک جوامع بسیط بسته هستند که مثلاً من یادم هست 7 ـ 8 ساعت ما در یک ماشین نشستیم یک ماشین از این سیمرغها که چقدر سخت جان هست ماشین کم آورد که به آنجا برسیم.@ خیلی جاها یا باید با الاغ یا پیاده میرفتیم یک همچین مناطق بستهای قبائلی هستند که اینطوری هستند که واقعاً در بین آنها ازدواج به یک همچین نحوهایی صورت میگیرد آنجا اصلاً دختر و پسر یک همچین چیزهایی ندارند آنجا مرد معنای یک شخص خیلی بزرگ مسن یک همچین چیزی جلوه میکند.@ ازدواجهای اینطوری کمتر هست چون سطح زندگی آنها اینطور هست راه تغذیه آنها اینطور هست نوع دیدگاهها که در مورد ازدواج تشکیل خانواده و کارکردهای خانواده هست آنجا اصلاً همچین چیزی وجود ندارد آنجا فقط زن یک وسیلهای هست برای ارضاء جنسی مرد برای اینکه خدمتی به مرد بکند مرد را پذیرایی بکند و بچه بزاید و احتمالاً در کارهای اقتصادی به مرد کمک بکند کشاورزی اگر باشد قالیبافی اگر باشد که آنطور جاها نبود یا دامداری یک زندگی اینطوری بود.@ کمتر از این مسائل خبری هست در بین آنها زندگی شهری هست که این همه مباحث را ایجاد میکند زندگی شهری هست که توقعات دیدگاهها اندیشهها و آرمانهای جدیدی را برای افراد ایجاد میکند.@ برای کسی که از سن ازدواج او گذشته و شاغل است ولی متأسفانه دانشجوی دانشگاه آزاد میباشد چه توصیهای میکنید؟ آیا میتوان با حقوق کارمندی و گرانی سرسامآور در مملکت حتی فکر ازدواج کرد؟ منظورم زندگی ساده و در حد عرف اسلامی است آیا اصلاً میشود؟ آیا با توجه حدیث آن سه تا نشانه که زن خوب و خانه وسیع و مرکب مناسب هست چطور هست؟@ ما ازدواج را یک نظام بسیار ارزشمند هست که دارای کارکردهای خیلی مفید و زیادی هست متأسفانه در جامعه ما هنوز ازدواج نه برای دختران ما و نه برای پسران ما درست جا افتاده که بدانند یک نظام ارزشمند هست یعنی مرد عشق بورزد به اینکه تشکیل خانواده داده و این خانواده یک موجود ارزشمند است.@ خود خانواده را یک موجود باید دیدید یک ترکیب ارزشمند هست لذا به این اهمیت نمیدهند برای همین هم ما بحث فوائد را مفصل بحث کردیم که بدانیم که چقدر کاربرد دارد دختران هم همینطور معمولاً از وراء زندگی زناشویی انسانها انسانها به دنبال چیزهای دیگری هم فراتر میگردند.@ لذا نه دخترها معمولاً قانع هستند به تشکیل خانواده صرفاً، معمولاً میخواهند تشکیل خانواده بدهند و چیزی برای او را بدست بیاورند مثلاً کار در اجتماع، مسائل دیگر، اصلاً زندگی شهری این توقع را ایجاد کرده و نه پسرها.@ اگر یک پسر بداند که تشکیل خانواده دارای چه اثرات مفیدی هست چه کارکردهای عظیمی هست آن موقع باید کارش را تقسیم بکند بگوید حالا من نیاز هست ازدواج بکنم باید شغل داشته باشم شغلم را به حدی برسانم که بتوانم در یک حداقلی که زندگی زناشویی نیاز دارد زندگیم را شروع بکنم و ادامه بدهم.@ بعد در خلال او و کنار او در وقتهایی که فرصت میشود ما بیاییم درس بخوانیم رشد علمی پیدا بکنیم مردم ما اینطوری نیستند مردم ما معمولاً همه چیز را با هم میخواهند یعنی یک پسر زن را میخواهد بعد شغل خوب هم میخواهد داشته باشد تحصیلات دانشگاهیش هم باشد خانهاش هم باشد اینطوری نمیشود.@ اگر توقعات واقعاً در زندگی ایرانی به خاطر اینکه نوع رژیم گذشته مردم را اینطوری بار آورده شما 6 میلیون بشکه در روز نفت ببرند ما الان در 17 سال هیچ روزی 6 میلیونی بشکه صادر نکردیم اصلاً تولید نکردیم آنها روزی 6 میلیون بشکه برمیداشتند میبردند.@ طبیعی بود 6 میلیون بشکه میبردند همه چیز هست فراوان هست چون نفت را 30 سال بعد تمام میکردند بعد میآمدند تلافیش را سر ما در میآوردند اصلاً مردم را اینطوری بار آوردند شما در اروپا بروید مردم اصلاً اینطوری نیستند در خیلی از کشورهای آسیایی اصلاً مردم اینطوری زندگی نمیکنند.@ خیلی نسبت به وقتشان تنظیم میکنند با سختی اصلاً این رفاه و تنوعی که در زندگی ما هست خیلی از کشورها ندارند ما انتظار داریم که درس دانشگاه آزاد بخوانیم دانشگاه آزاد یعنی شهریه است اسم دانشگاه آزاد میاید دانشگاه آزاد با نرخ آزاد، بعد یک پول خیلی فراوان بعدی میخواهند ازدواج هم بکنند همه را با هم میخواهند و این شدنی نیست.@ حالا ما میتوانیم یک ذره همت بیشتری بکنیم کنکور دولتی شرکت بکنیم وقت بیشتری بگذاریم برای اینکه کنکور دولتی شرکت بکنیم چه اشکالی دارد که یک نفر تلاش بیشتری بکند شاید در دانشگاه دولتی قبول بشود نگوییم حجم تعداد داوطلبها خیلی زیاد هستند رقابت فشرده است هر چه باشد کسی درست درس بخواند میتواند راه پیدا بکند امسال نشد سال بعد.@ من خودم دانشجوی دانشگاه آزاد بودم بعد یکی دو ترم خواندم رها کردم گفتم باید بروم دانشگاه دولتی تلاش کردم خیلی وقت گذاشتم برای مطالعه البته مطالعات قبلی هم داشتیم ولی از خیلی از مسائل کَندیم حتی مرخصی هم گرفتم از محل کارمان یک ماهی صبح تا شب من یادم هست دوازده ساعت درس میخواندیم که برویم دانشگاه دولتی.@ خود ما هم همینطوری بودیم خود ما وقتی رفتیم ازدواج کردیم احتیاج به ازدواج داشتیم من 19 سالم بود ازدواج کردم بعد احتیاج به استقلال داشتم در محیط خانواده میخواستم یک برنامهریزی دقیق بکنم برای زندگی خودم احتیاج داشتم که حتماً مستقل باشم.@ به خاطر این احتیاج به استقلال تصمیم گرفتم که ازدواج بکنم و یک شغلی پیدا کردیم و بعد واقعاً با حداقل حقوق من یادم هست میخواستم بروم خواستگاری رفتیم خواستگاری یک دانه یک ریالی نداشتم که برویم یک شیرینی چیزی بخریم به پدرمان هم خجالت میکشیدیم بگوییم که ما پول نداریم.@ رفتیم به یکی از این رفقا گفتیم که زود باش بجنب یک کاری بکن گفت تو برو خواستگاری من برایت میرسانم ما رفتیم آنجا ادای دامادها را درآوردیم بعد دیدیم این بنده خدا در زد و کیک را داخل فرستاد خلاصه آبروی ما را خریدند.@ دفعه بعد هم میخواستیم برویم گفتند شما شیرینی میخواهید بخورید حلقه باید داشته باشید دوباره رفتیم در خانه رفیقمان را زدیم و گفتیم بیا یک حلقه بخریم خلاصه از او قرض گرفتیم ما اینطوری زندگی را شروع کردیم.@ یادم هست یک زمانی ما در یک اتاق 18 متری من و برادرم دو تایی با زن و بچه زندگی میکردیم نصف کردیم یک کمد گذاشتیم بینش آنطرف کمد ایشان و زن و فرزندش زندگی میکردند اینطرف کمد هم ما زندگی میکردیم.@ ولی باید برنامهریزی کرد سال سوم و چهارم نظری را همان موقع خواندیم در حالی که گرفتار جنگ هم بودیم بعد در همان دوران جنگ یک وقتی گذاشتیم برای کنکور کنکور شرکت کردیم دانشگاه قبول شدیم.@ پنج سال هم درس دانشگاه خواندیم تازه درس حوزه و کلاسهای اینجا و کلاسهای علمی و فعالیتهای مجتمع و خیلی چیزهای دیگر هم یا یکی دو تا از مراکز را که من قبلاً مدیرش بودم همه را باید تنظیم وقت این کار را میکردیم.@ تنظیم وقت برنامهریزی برنامهریزی از کارهای اضافه زدن خیلی اهمیت دارد هر وقت رسیدیم لازم نیست که آدم اول دانشجو باشد بعد بخواهد این را حفظ بکند آن را هم حفظ بکند نمیشود دانه به دانه و اگر برنامهریزی بکند همت بکند میتواند به این وضعیت برسد و تلاش بکند.@ لازم هم نیست انسان به حرام بیفتد با توکل به خدا استمداد از خدا دانه دانه مشکلات حل میشود ولی باید واقعاً توقع را از زندگی پایین آورد از خودمان از خانوادهمان کم بکنیم باور کنیم که میخواهیم زندگی کنیم برای ارزشهای متعالی و در اینجا سختیهای زیادی هم دارد.@ خیلی مسئله توقع دخترها و پسرها مشکلساز هست برای ازدواجشان و الا همین که ایشان نوشته منظورم زندگی ساده هست اگر کسی واقعاً دنبال یک زندگی ساده باشد واقعاً میشود با کمترین شرائط انسان تشکیل خانواده بدهد و اوقاتش را بگذراند.@ آن جلسه یک جوانی را مسجد دیدم که کلاس پنجم بود سه سال پیش ایشان کلاس پنجم بود بعد الان دیدم که دفترچه کنکور دستش هست یک مرد 40 ساله یک سپاهی و زحمتکش، گفتم چطور 8 سال را در این دو سال خواندی؟.@ گفت در یک جلسهای یک جا رفته بودیم به یک بنده خدایی خیلی پول کلانی دادند من اعتراض کردم گفتم عرضه داشته درس خوانده گفتند دیگران هم همین کار را که دارند همین کار را میکنند صرف اینکه مدرک ندارند باید به آنها حقوق کمی بدهید اینها جبهه رفتند زحمت کشیدند میتوانستند درس بخوانند.@ گفتند نه بابا چی میتوانستند درس بخوانند اینها عرضه داشتند که درس خواندند و واقعاً هم خیلی بد است آدم ملاک را چی قرار بدهد گفت به من خیلی برخورد گفتم حالا که اینطوری هست به شما نشان میدهم عرضه درس خواندن یعنی چی خلاصه دو ساله هر ترم شرکت کرده و تحصیلاتش را اضافه کرده خیلی عالی بالا آمده بود.@ آدم باید همت بکند باید وقت بگذارد ما بخواهیم بنشینیم پای تلویزیون مثل اینکه الان ما را عادت دادند چهار پنج تا کانال هر کدام هم چند تا سریال داشته باشد بخواهیم بنشینیم اینها را تعقیب بکنیم و فوتبالها را تعقیب بکنیم کمدی را ببینیم اینطوری نمیشود.@ اگر کسی بخواهد باور بکند زندگی را جدی باشد نمیشود باید وقتش را خوب تنظیم بکند واقعاً خودش را باور بکند تنظیم وقت بکند پیگیر باشد سختکوش باشد تا در این کار موفق بشود.@ مفهوم بلوغ اقتصادی چیست چه زمانی میتوان با اتکا به حداقل آن در جهت ازدواج اقدام کرد؟ بلوغ اقتصادی یک توان اولیهای هست برای کار و به دست آوردن یک حداقل درآمد برای گرداندن زندگی به این بلوغ اقتصادی میگویند.@ به قول معروف میگویند از شرائط مرد این هست که قرضمند باشد مثلاً با قسط و قرض شروع کند خود روحش را آدم نباید معطل بکند به هوای اینکه من میخواهم برسم به یک شرائطی که در آن شرائط همه مشکلات من حل بشود بعد بروم ازدواج بکنم نه این معطلی که هست خیلی به انسان ضرر میرساند.@ خیلی آسیب میرساند که انسان اینطوری زندگی بکند با آرامش بیشتر با یک روح آرامتر تلاش بکند که خودش را به یک وضعیت مناسبتری برساند الان هم یک شرائطی گذاشتند یک وامهایی میدهند یک کمکهایی میشود فقط اینکه انسان انتظارش را کم بکند.@ ولی بعضیها هستند که این را ندارند مشکل دارند مثلاً الان وقت سربازیش هست در سربازی میخواهد برود زن بگیرد پدرش وضع مالیش خوب نیست یک مشکلات اینطوری دارد نمیشود واقعاً سخت هست باید بتواند زن و فرزندش را اداره بکند.@ بعضیها که واقعاً شورش را درآوردند بعضی از آقایان خواستگاری میروند بعد میگویند که من درس میخوانم کار هم نمیکنم زن هم میخواهم حالا مثلاً انتظار دارد یا پدر کمک بکند یا پدرزن کمک بکند یا مادرزن کمک بکند البته خانوادهها باید کمک بکنند.@ حتماً خانوادهها پدر مادرها باید در مراحل اولیه کمک بکنند نیاز هست در ازدواج خیلی از جوانها باید آنها مایه بگذارند از خودشان ولی حاضر نیستند خودشان هم یک وقتی بگذارند برای درآمدشان یا شغلهایی که الان در جوانها تقسیم میشود اینطوری هست معمولاً همه شغلهای اداری و دفتری و پشت میزی میخواهند و میخواهند که این هم زیاد باشد و آنها را برساند.@ تلاش نمیکنند برای جذب روزی من طلبههایی را میشناسم با اینکه آدمهای فاضلی بودند مرحوم علامه طباطبایی(ره) یک همچین شخصیت علمی میگفت من به خاطر فقر مادی ده سال رفتم عملگی و کشاورزی تا بتوانیم از فقر در بیاییم و طلبههای زیادی را دیدم تابستانها که تعطیل میشوند میروند عملگی.@ طلبه است فاضل است یعنی خیلی اهل علم هست خیلی کار کرده خیلی تلاش کرده واقعاً آدم ارزشمندی هست از نظر علمی باسواد ولی میبینید کم نمیاورند امیرالمؤمنین(ع) همینطور کار میکردند زحمت میکشیدند از بدنشان آنوقت ما انتظار داریم میگوید کار نیست نمیتوانیم واقعاً اینطور نیست اگر بخواهیم تلاش بکنیم میتوانیم به هر حال جامعه بد جور دارد دیکته میکند.@