جلسه 027 - میثاق مقدس (برادران)
شماره جلسه
27
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 027 - میثاق مقدس (برادران)

در خشونت انتها ندارد در جنایت، قساوت قلب، چنگیز و صدام و هیتلر را نگاه کنید در این مسائل محدودیت ندارد در فرمانروایی، در غلبه بر دیگران، در خوردن، در شهوت غذا، در شهوت لباس، در شهوت خانه، انسان حد ندارد باید درست کنترل بشود.@ اگر محدود است آیا رسیدن به فوائد ذکر شده برای ازدواج از راهی غیر از ازدواج دائم میسر نیست؟ این خصوصیات گفتیم اولاً محدود نیست ولی این سؤال به جای خودش باقی هست یعنی آیا غیر ازدواج دائم، ازدواج موقت یا کمالات دیگری را میشود انسان به آنها بپردازد که کل فوائد ازدواج را ببرد؟@ بله میشود ولی برای بسیار نادر از افراد، یعنی افراد قلیلی در اجتماع میتوانند این کار را کنند که این به هیچ وجه توصیه نمیشود خیلی افراد نادری هستند در یک جامعه مثلاً از چند میلیون نفر شاید یک نفر بشود یک همچین کاری کند که بتواند به همه کمالاتی که از طریق ازدواج به دست میاید از غیر طریق ازدواج دائم یا کلاً ازدواج نائل بشود.@ این راهی نیست که خدا برای عامه مردم میپسندد یک خانمی به امام صادق(ع) گفته بود که من ازدواج نمیکنم حضرت فرمود اگر ازدواج نکردن کمال بود حضرت زهرا که مبدأ کمالات هست بلکه الگو و اسوه کمالات هست حتماً این کمال را داشت که ازدواج نمیکرد ولی ازدواج کرد حتی امام زمان(ع) که الان هزار و خوردهای سال هست که از غیبتشان میگذرد معروف و مشهور هست که ایشان همسر و فرزندانی دارند و زندگی زناشویی دارند.@ بعد مثال زده از طریق ازدواج موقت عرض کردم همه ارزشها به دست نمیاید از طریق دوستی بین دختر و پسر نه، نه تنها به دست نمیاید بلکه از انسان میگیرد دوستی خارج از ازدواج شرعی خیلی مفسدهانگیز است به هیچ وجه ارضاکننده نیست جز اینکه اضطراب ایجاد کند و اتلاف استعداد بکند کار دیگری نخواهد کرد.@ آیا افراط در مهرورزی به همسر جایز است اگر محدودیت دارد چه نشانهای برای آن وجود دارد؟ نه افراط جایز نیست محدودیت دارد نشانههایش نسبی هست یعنی انسان باید هم شخصیت خودش را بشناسد و هم شخصیت همسرش را، هم ارزشهای بالاتر را بشناسد و بداند که بواسطه مهرورزی بیش از حد آن ارزشها به خطر نمیافتد.@ فرمودید شناخت کلی و سنخیت زوجین در قبل از ازدواج برای شروع زندگی کافی است این مسأله شامل چه مواردی است؟ در بحث معیارها عرض خواهیم کرد. آیا تکثیر کیفی نسل را میتوان دلیل بر کنترل جمعیت دانست؟ بله از نظر خداوند کیفیت خیلی مهم هست و اگر قرار باشد کیفیت نباشد و نسل بیتربیت و با امکانات بد و نامناسب بار بیایند جز فساد چیز دیگری ندارد.@ بهترین شیوه جهت آگاهی دادن نسل جوان به فوائد شمار ازدواج را چه میدانید در سطح کل جامعه و بلکه جهان؟ مجتمع فرهنگی از سال گذشته شاید بیش از یکسال میگذرد ما یک طرحی را به عنوان طرح آموزش همگانی ازدواج به شورای عالی جوانان دادیم.@ در این طرح ما آموزشها را به دو قسمت رسمی و غیررسمی تقسیم کردیم و یک طرحی را برای همه اقشار جامعه در آن طرح دادیم به شورای عالی جوانان، که بدانیم چه آموزشهای رسمی دبیرستان و دانشگاهها را به عنوان واحد درسی برایشان در نظر گرفتیم.@ مطالبش را هم آماده داشتیم که بدهیم سربازخانهها، مراکز علمی، اداری و رسمی کشور، آموزشهای غیررسمی، ساختن فیلم و سریال و تئاتر و تبلیغات مختلف، مسائل دیگری که بود به صورت غیررسمی در دو سطح کلاً که کل جامعه را در بربگیرد در مورد فوائد ازدواج و اهمیت ازدواج و خانواده ما این طرح را دادیم اما هنوز جوابی به ما در این زمینه شورای عالی جوانان نداده و ما هم اعلام آمادگی کردیم.@ طرحهایی داشتیم برای سطح کشور که بتوانیم این کار را انجام بدهیم برای سطح جهانش هم حتماً جمهوری اسلامی میتواند این کار را بکند کما اینکه کارهایی هم کرده و موفق هم بوده بخصوص در سال گذشته که کنفرانس زن و توسعه بود که مقدماتش کار فرهنگی آنها با مجتمع بود مهمانهایی که از خارج آمده بودند و موفقیتهای زیادی در ایران به دست آوردند در جا انداختن این مسأله.@ در کنفرانس پکن هم همینطور خوب بود کارکرد ایران، میشود کارهایی کرد و قطعاً هم مؤثر هست و الان هم خیلی از خانمها در سراسر جهان متوجه وضعیت زن ایرانی شدند و طالب یک همچین وضعیتی هستند من با خیلی از زنهای خارجی در کشورهای مختلف مصاحبه که داشتم دیدم که خیلی مشتاق هستند.@ یک خانم وکیلی بود از مصر آمده بود میدانید مصر کشوری هست حکومتش دشمن ماست تبلیغات سوئی میکنند سال گذشته که ما جلساتی داشتیم همین کنفرانس زن و توسعه من با این خانم صحبت میکردم وقتی یک مدت صحبت شد خودش اعتراف کرد گفت من خیلی علیه زن و نظام اسلامی تبلیغات سوئی آنجا شده و من وقتی وارد اینجا شدم و این مسائل را دیدم.@ کتابهایی هم به او دادم گفت اصلاً نظرم کاملاً تغییر کرده از آمریکا، سوئیس، جاهای دیگر بودند وقتی صحبت میکردیم همه اعتراف میکردند که هیچ شناخت دقیقی از وضعیت زن نداشتند بلکه شناخت منفی نسبت به وضیت زن در ایران داشتند.@ آیا فوائد اجتماعی ذکر شده برای ازدواج از طریق تربیت صحیح در محیط خانواده و مدارس حاصل نمیشود؟ چرا میشود اگر باشد یعنی اگر دولت رویش برنامهریزی صحیح بکند میشود یک همچین آموزشهایی داد و جوانها را درست بار آورد.@ آیا میبایست در مقابل فرد انتخاب شده کوتاه آمد و خلق و خوی فردی موفق خود را کنار زد؟ سؤال خوبی کردند که به این جلسه ربط ندارد مربوط به جلسه آموزش همسران هست میتوانید مراجعه کنید به مباحث آموزش همسران آنجا ما جواب را مفصل دادیم که ما با زن در مسأله برخورد و تکلم و مسائل دیگر چطوری باید برخورد بشود.@ این مسأله جوابش جواب مطلق نیست یک جواب نسبی دارد به آن نوارها مراجعه کنید حالا چه قبل از ازدواج چه بعد از ازدواج، حتماً آن نوارها 22 جلسهاش فوقالعاده برایتان مهم هست.@ باقیات الصالحات فرمودید سه تا هست غیر از فرزند کدام هست؟ یکی کتابی که انسان مینویسد اثر علمی که انسان میگذارد بعد از مرگ خودش تأثیر دارد و میماند هر چقدر کتاب شما را بخوانند و استفاده کنند فرقی نمیکند که این کتاب علمی در جهت صرفاً دینی باشد یا در جهت خدمات اجتماعی دیگر باشد.@ کتاب ریاضیات، زیستشناسی باشد که به هر حال به درد جامعه بشری میخورد باشد این به صورت ثواب برای شخصی که از دنیا رفته میاید اگر کتابهای ضاله هم نوشته شده باشد همینطور است کتابهای ضاله و گمراهکننده و منحرفکننده و اثرات منحرفکننده باشد این هم گناهش همیشه هست.@ مثلاً کسی بازی قماری را اختراع میکند تا وقتی که این قماربازی دارد انجام میگیرد او مرده و رفته ولی این فتنهای که این کاشت و اینجا گذاشت طرحی که اینجا داد این اثرات سوئش دائماً به آن شخص خواهد رسید چون منشأش او بوده و یکی هم خدمات اجتماعی، پل و مسجد و بیمارستان بسازید.@ مثلاً شما رفتید در مسجدی نماز بخوانید صد تومان کمک کردید این صد تومان چهارتا آجر در ساختمان مسجد شده تا وقتی که در آن مسجد عبادت انجام میگیرد و سرپا هست برای شما عبادت و ثواب هست سهم دارید شرکت سهامی هست انسان مشارکت میکند در یک کار خیر و سهمی از خودش میگذارد و باید بهرهاش را هم ببرد.@ آیا بوسه اطرافیان و فامیل به روی فرزند نیز حسنه میباشد؟ هر کاری که سازنده باشد حسنه هست فقط بوسه نیست. نظر شما در مورد برخورد و اعمال آن پدر در فیلم پدرسالار با فرزندانش چیست؟ و آیا برخورد و طرز تفکر عروس آخری با پدرشوهرش صحیح هست؟ این احتیاج به نقد و بررسی زیادی دارد این را میتوانیم یک وقتی بگذاریم و راجع به آن بررسی کنیم.@ اما مجموعاً فیلمهایی که ساخته میشود بسیاری از آنها منطبق با فرهنگ صحیح نیست بلکه یک نمایش و گزارشی هست از بعضی از فرهنگهای غلط یا بعضی از فرهنگهای موجود، شاید هم به خاطر همین بد بودنش میخواهند نشان بدهند که آینه باشد برای بینندگان و بینندگان بدانند که اثر کارشان چقدر زننده است.@ ولی هم در برخوردهای شخصی که به عنوان پدرسالار هست برخوردهای منفی و توهمات زیادی وجود دارد که ما آن را هم در مباحث بعدی خودمان بیشتر روشن خواهیم کرد و هم مباحث همسران توضیح دادیم و هم در برخورد عروس خیلی بد هست و همچنین در برخورد پسری که دارد زن میگیرد نواقصی هست که اینها از نظر شرعی و عقلی هیچ کدام تأیید نمیشوند.@ در مورد آمار فساد جنسی در کشورمان خواستند، ما کتابی داریم به نام کتاب آمار، هر سال چاپ میشود از اداره آمار ایران، تمام آمار به صورت کامل آن مقداری که توانستند آمارگیری کنند و گزارش شده مراکز مختلف دادند در کتاب هست ما هم این را داریم و وجود دارد.@ در رابطه استمناء دانشآموزان خودارضایی در مقطع راهنمایی و دبیرستان مطلبی گفتند که این را هم آن مقدار که دبیرها و معلمان امور تربیتی آمار گرفتند در آموزش و پرورش و مراکز تربیتی آموزش و پرورش یا مراکز مشاوره آموزش و پرورش موجود هست.@ چگونه در زمان کم خواستگاری خصوصیات بیان شده توسط جنابعالی را جستجو کنیم و اگر شناخت قبلی نسبت به طرف مقابل نداشته باشیم به چه صورت؟ آیا امکان دارد که تمام مواردی که شما ذکر فرمودید در یک فرد جمع باشد؟ وجود یک فرزند نااهل در میان چند فرزند شایسته از پدر و مادری پاک چگونه توجیه و یا بالعکس میشود؟@ آن سؤال اول که مرهون فرمودند ملاکها و ویژگیها را چطور میتوانیم تحقیق و بررسی کنیم این را ان شاء الله اجازه بدهید که در جلسه بعد خدمتتان عرض کنم این نکتهای هست که در ذهن من هم بوده و هست و باید راجع به آن حرف زد.@ من معتقدم که دوران خواستگاری نباید کم باشد موقعی که زندگی 70 سال است اجازه بدهید که خواستگاری اقلاً شش ماه طول بکشد تحقیق و بررسی کنیم نباید شتابزده برخورد کرد البته من این را عرض کنم که گاهی نباید وسواس به خرج دارد گاهی نباید مته به خشخاش گذاشت موقعی که انسان مقداری بررسی میکند میبیند که با آن اصول و معیارهایی که در ذهنش هست این دخترخانم و خانواده او تطبیق میکنند.@ نهایتاً اینکه ممکن است آن صددرصدی که من میخواهم حتی به 65% رسیده این قابل قبول است پس باید شتابزده عمل نکرد زیاد هم باری به هر جهتی نکرد یک موقع میبینی مورد مورد خوبی است آنقدر ما معطلش میکنیم از دست میرود یک موقع هم هست آنقدر شتابزده و عجول برخورد میکنیم که این هم درست نیست.@ یک موقع ممکن است آن معیارهایی که در ذهن ماست از دست بروند و کاری کنیم که پشیمانی داشته باشد در همین زمینه هم حد متوسط میخواهد یک نکته دیگر مرقوم فرمودند که این ده موردی که شما گفتید اگر ما از این ده مورد به بعضیهایش رسیدیم.@ آیا نظر آن برادری که نوشتند این هست که بعضی موارد دیگر را عکسش را در آن خانم میبینید یا اینکه به دست نیاوردید؟ اگر عکسش را دیده باشیم من معتقدم که او یک فرد ایدهآل برای زندگی نیست چون این ده تایی که گفته شد شما اگر الان یک مقدار رویش مرور کنید میبینید که همه مهم هستند.@ مثلاً حیا نباشد خانواده نامطلوبند، طرف رازدار نیست، امانتدار نیست، یک آدم خودخواه، خودپسند، خودرأی متکبری است که همیشه میخواهد حرفش به کرسی بنشیند اما یک نکته هست طرف خودخواه هست اما نه آنقدر زیادی که نشود با او زندگی کرد این را میشود اصلاح کرد طرف امانتدار هست رازنگهدار هست.@ اما گاهی اینقدر صمیمی است که از روی صمیمیت گاهی یک حرفی را به کسی نمیزند این قابل اصلاح است هر کدام از اینها یک درصد باید برایش گرفت یعنی اگر یک دخترخانمی در این مواردی که ما گفتیم بالای 60 آمد این خوب است قابل پذیرش است.@ اما اگر نزدیک 50 یا زیر 50 رفت نه، این اشکال دارد در یک صورت میشود با این کسی که نزدیک 50 شده زندگی کرد در صورتی که من به خودم خیلی امیدوار باشم یعنی قدرت سازندگی را در خودم خیلی بالا ببینم بعضیها میایند به من میگویند که آیا لازم هست با کسی که این سوءخلق را دارد ما دوست بشویم؟ من اخیراً در شیراز بودم بعضی از دخترخانمها میامدند میگفتند اگر کسی اینطور باشد آنطور باشد ما میتوانیم با او دوست باشیم؟ گفتم نه.@ گفت اگر هدفمان ساختن او باشد؟ گفتیم بله به یک شرط، به این شرط که تو اینقدر قوی و ضدضربه باشی که موقعی که میخواهی او را اصلاح کنی او تو را زمین نزند مثلاً در محیطی که بیماری وبا شایع است چه کسی میتواند به این محیط برود؟@ یک کسی که هم واکسن وبا را زده باشد هم راه آلوده نشدن به میکروب وبا را بداند این میتواند برود حتی بیماری که گرفتار وبا شده معالجه کند خودش هم نگیرد اما من که یک بدن ضعیف و لاغز و نحیف یک باد میاید من سرما میخورم میافتم حالا من میخواهم بروم در یک منطقه دست یک وبایی را بگیرم بیرون بکشم، نمیشود.@ نه او را میتوانم بکشم خودم هم بیمار میشوم در یک صورت، گاهی بعضی از مردها البته نمونهاش کم است نمونههایی شده میگویم تو چرا با او ازدواج کردی؟ میگوید آخه دلم سوخت گفتم بیایم از گرداب او را بیرون بکشم تو خودت باید نجات غریق میبودی تو درس منجیگری باید میخواندی تا بتوانی این را بیرون بکشی تو خودت بلد نبودی.@ به کسی گفتند شنا بلدی؟ گفت 50%، گفتند چطور؟ گفت زیر آب خوب میرویم زیر که میروم نمیتوانم بالا بیایم، اگر کسی 50% اینطوری شنا بلد است نه این خودش هم غرق میشود اگر بالا آمدن بلد است این میتواند برود آن کمبودها را در آن دختر در آن دوست جبران کند.@ آیا ممکن است این نکاتی که شما گفتید همه در یک نفر باشد؟ این نکاتی که ما گفتیم شاخ و برگ را ما نگفتیم که بگوییم حالا شاخ نباشد طوری نمیشود من اگر بخواهم برای شما ویژگیهای همسر را بگویم ده تا که نمیگویم من باید اقلاً 60 ـ 70 تا بگویم ما آمدیم آنهایی را گفتیم که اینها دیگر ضروری است.@ ما میگوییم که برای غذا درست کردن روغن حتمی است تخممرغ باید باشد نمک باید باشد نان هم باید باشد بعد شما میگویید آیا این چهارتا حتماً باید در نیمرو جمع باشد؟ بله نباشد نمیرو نمیشود، اما اگر ما سالاد را لطفاً حذف بفرمایید ماست را هم حذف کنید ژله هم نمیخواهد بله بدون آنها واقعاً میشود نیمرو را خورد.@ اما بدون نان و نمک و روغن و تخممرغ، شیر بییال و دُم و اشکم که دید میشود، اینها که گفتید باید باشد اگر ما یک زندگی آرام و خوب میخواهیم، یک موقع یک کسی میگوید من میخواهم ارضاء غریزه کنم فقط زیبایی، اما کسی میگوید من میخواهم زندگی آرام داشته باشم.@ موقعی که از خانه بیرون میروم بدانم زن من به من خیانت نمیکند بدانم زن من به من وفادار است بدانم فردا برای بچه من یک باغبان خوب است بدانم فردا که من از دنیا میروم نمیگویند لعنت بر او، میخواهم خیر دنبال من باشد بچهام را که میبینم اگر این است این شرائط باید در آن باشد اما اگر نه بسته به این است که من چه میخواهم.@ میگوید هر چه پول بدهی آش میخوری، من چه میخواهم چقدر پول میدهم؟ همان قدر نصیب من میشود و لذا آن که ما گفتیم شرائط و ضوابط غیرضروری نبود شرائط ضروری بود. وجود یک فرزند نااهل در میان چند فرزند شایسته از پدر و مادری پاک چگونه توجیه میشود و یا بالعکس؟@ این یک سخن فنی است که طبعاً پاسخ گستردهای را میطلبد باید آمد این یک نفر را در این جمع بررسی کرد مادر در دوران حاملگی عوارض روحی داشته یا نداشته آیا خود این بچه ضعف جسمانی دارد یا ندارد آیا مدرسهای که این بچه بوده همان مدارسی بوده که بچههای قبلی بودند آیا معلمین اینها همینطور.@ آیا دوستان این مثل دوستان دیگر برادران و خواهرانش بودند آیا شرائط سنی پدر و مادر در هنگام تربیت این همان شرائط سنی تربیت برادران و خواهران این بوده؟ تمام اینها دخالت دارد حتی نوع برخورد حالا یک نمونه بگویم.@ یک مادری چند وقت پیش در هنرستانی پیش من آمد و گفت من یک بچه دارم 11 سالش هست اما هیچ عشقی به زندگی ندارد این مرتب آرزوی مرگ میکند و مرتب میگوید چه فایده حالا درس بخوانم که چه بشود کار کنم که چه بشود همیشه صحبت قبر و شب اول قبر و نکیر و منکر چه میگویند و فشار قبر چیست.@ گفت من خیلی نگرانم چکار کنم؟ گفتم بچه شما مردن کسی را دیده یعنی کسی دارد جان میدهد این دیده باشد؟ گفت نه، گفتم مردهشویخانه بچه شما بوده موقعی که مردهای را غسل میدهند؟ گفت نه، گفتم موقع دفن کردن چطور؟ گفت نه، گفتم شما قبرستان زیاد میروید؟ گفت نه خیلی کم میرویم، هر چه او نه میگفت مشکلتر میشد.@ گفتم در خانه صحبت از قبر و قیامت زیاد میشود؟ گفت نه گاهی میشود ولی نه زیاد، گفتم بچه شما از نظر درسی ضعیف است؟ گفت نه درسش هم خوب است، گفتم شکستی در زندگی داشته؟ نه، رفوزه شده؟ نه، یک عیبی در وجودش دارد؟ گفت نه، گفتم برادر و خواهرش یک حسن بالایی نسبت به این دارند؟ گفت نه.@ گفتم بچه شما مطالعهای غیر کتاب درسیاش هم دارد؟ گفت خیلی به مطالعه علاقه دارد، گفتم کتابهای غیردرسی چه میخواند؟ گفت کتابهای پدرش را میخواند، گفتم میشود نام کتابها را ببری؟ گفت گفت، به کتاب پانزدهمی که رسید مشکل پیدا شد گفت کتاب معاد شهید دستغیب.@ گفتم همین است مشکل از اینجاست کتاب را بردارید، گفت چرا؟ گفتم کتاب شهید دستغیب مثل یک آمپول پنیسیلین یک میلیون و دویست است که شما به یک بچه دو ساله بزنی تزریق نشده بچه میمیرد به بچه کوچک شربتش را میدهند یا دکتر میگوید چند سیسی را تزریق کنید نباید این را بخواند این مال من پوست کلفت است.@ شهید دستغیب میگوید فشار مار و عقرب و زقوم و طبقات چندگانه جهنم، این مال بچه نیست با این روح لطیف، این را جمع کنید و خبرش را هم به من بدهید این رفت و پانزده روز بعد در هنرستان پیش من آمد گفت همان بود، گفتم از کجا فهمیدی همان بود؟ گفت تمام خانه را زیر و کرده میگوییم چرا میگوید شهید دستغیب کتابش نیست.@ این را میخواهم عرض کنم که باید این مسائل را ریشهیابی کرد این یک بچهای که میان چندتا بچه خوب یا عکسش هم هست بچهها بد هستند یکی خوب میشود این معلم خوب داشته دوست خوب داشته همسایه خوب داشتند مادر در دوران بارداری خوب بوده بچه از نظر جسمانی قوی است حافظهاش قوی است روحیهاش بالاست گیرندهاش قوی است باید دنبال اینها رفت یعنی طوری نیست که بشود یک حکم از راه دور کرد باید این بچه را دید خانوادهاش را دید با پدر و مادر با بچه صحبت کرد ریشه را پیدا کرد.@ ضرورت بازنگری در خود و کسب کمالات انسانی تا چه میزانی است آیا میبایست زمان به تأخیر افتاده ازدواج را مجدداً به تأخیر انداخت؟ نمیدانم منظورش آمادگی ازدواج هست یا خودسازی شخصی هست خود ازدواج یک نظام فوقالعاده خودسازی هست یک میدان خودسازی هست که مجردها از این میدان محروم هستند.@ خودش اگر انسان درست با زندگی برخورد کند سازندگیهای زیادی را خواهد داشت اما اگر در مورد خود ازدواج کسی میگوید من ازدواج را به تأخیر بیاندازم که این آمادگیها را کسب کنم در حد همین دوره و مطالعه تعدادی از کتابها یک مقدار آمادگی در حد چند ماه کافی هست اما لازم است.@ من به بعضی از دوستان که میخواستند این کار را بکنند گفتم که ترجیحاً بهتر هست که شما دوره را ببینید و بعد با چشم بازتری بروید برای انتخاب همسر، چون میدانیم قطعاً مطالب دوره میتواند این آمادگی را ایجاد کند تا حد زیادی که شخص که میخواهد برود انتخاب همسر بکند پختهتر عمل کند و تأخیری که ما لازم میدانیم برای کسب آگاهی زمان خیلی زیادی نیست.@ ولی آن چیزی که خیلی کار میبرد این هست که این توانایی در روح ایجاد شود یعنی مرد واقعاً یا دختر یا پسر تصمیم بگیرند به آنچه که فهمیدند التزام عملی داشته باشند و عمل کنند و رعایت کنند.@ آیا توجه به عوامل تکامل روحیه انسان بعد از ازدواج مشکل ایجاد نمیکند؟ یعنی ازدواج مانع نمیشود؟ اگر توجه به فوائد ازدواج داشته باشید این سؤال الان جوابش داده شده مثلاً من وقتی مجرد هستم اگر یک دوره عبادی 40 روزه را بگیرم که به یک فضیلتی برسم در خانواده آن لحظهای که تحمل میکنم اخلاق زن و بچهام را ارزش آن از نظر معنوی خیلی بیشتر هست.@ یک داستان تعریف کنم واقعی هست تعریف میکرد میگفت من شبهای 19 و 21 و 23 که مراسم احیا هست من بچهام را آوردم آنجا در مسجد نشاندم و خودم شروع کردم به عزاداری کردن، دیدم بچه ناراحت هست و خوابش برد دیدم که من اگر بخواهم مراسم احیا را تا آخر به پایان برسانم بچه اینجا اذیت میشود.@ به احترام بچه مجلس را ترک کردم بچه را بلند کردم و منزل آوردم که راحت بخوابد همانجا موفق به ملاقات امام زمان(ع) شدم این ارزش دارد ما حتی در حج داریم در حج واجب یک موقعی امام صادق(ع) حج میکردند یکی از اصحاب هم با حضرت بودند.@ یک شیعهای میاید به دوست امام صادق میگوید بیا کارت دارم وسط اعمال حج در حال طواف میگوید بیا کارت دارم این نمیرود، چند بار صدایش میکند حضرت میگوید این از شیعیان است؟ میگوید بله، میگوید برو دنبال کار برادر مؤمنت آن را انجام بده.@ انسان اگر رعایت کند دل کسی را نشکند در خانواده، زنش را تحقیر نکند یا زن شوهر را تحمل کند زن که وضعش واقعاً خوب هست چون در روایت داریم(جَهادُ المَرءِ حُسنُ التَبَئُل) جهاد زن خوب شوهرداری کردن است.@ یعنی خدا با کارهایی که زن در همان چهاردیواری انجام میدهد از زن راضی میشود و عالیترین درجات را به او میدهد از نظر معنوی و آخرتی، مرد علاوه بر اینکه مسئولیت خانوادگی دارد مسئولیت اجتماعی هم دارد و باید آنها را هم درست انجام بدهد.@ اما اگر همان مسئولیتی که در خانواده دارد درست انجام بدهد از پسش برمیاید و به ثواب والایی نائل خواهد شد لذا درست هست که آن کارهای عبادی که یک مجرد شاید با اوقات گسترده و فراغتی بتواند انجام بدهد یک مرد متأهل گرفتار باشد نتواند اما این پذیرش تأهل و رعایت حقوق زن و بچه از ریاضتهای بسیار سازنده هست.@ اگر کسی به این آگاهی داشته باشد از همین طریق به خدا تقرب پیدا خواهد کرد تأهل ارزش عبادت را چند برابر میکند و بالا میبرد دو رکعت نمازی که یک متأهل میخواند بالاتر از هفتاد رکعتی است که شخص مجرد میخواند کاری که یک فرد متأهل میکند اعمال کم عبادی او ثواب اعمال بسیار زیاد افراد مجرد را دارد لذا اینجا باختی نیست اصلاً مانع نیست.@ سوم این هست که واقعاً اگر کسی اهل عبادت و خلوت با خدا باشد از این خلوتها زیاد پیش میاید ولو با زن و بچه، بخصوص زمستان که در روایت داریم زمستان بهار مؤمن هست شبهای طولانی شما 10 بخواب، چقدر فرصت دارید 4 صبح بلند شوید یک ساعت مانده به اذان راحت میتوانید عبادتهایی که نیاز داری انجام بدهی و هیچ مشکلی هم نیست جمعهها نمازجمعه، حتی با خانواده انسان میتواند انجام بدهد خیلی فرصت عبادی زیاد پیش میاید.@ آیا توجه به رعایت حقوق متقابل مانعی در جهت علاقه و عشق در زندگی نیست؟ خیر اتفاقاً عشق و علاقه زیادی را ایجاد میکند قلدری نکردن و یکطرف نرفتن. هنگامی که زنی درسخوانده و معلم شد و میخواهد کار کند و همسر او راضی نیست که همسر او کار کند آیا همسر باید کوتاه بیاید یا اجازه بدهد؟@ مسأله کار همسر در بیرون یک مسألهای است که یک جلسه مجزا میطلبد ان شاء الله در مورد شغل همسر در بیرون و کار کردن و ارتباطات بیرونی یک جلسه خواهیم داشت و در این مورد صحبت خواهیم کرد.@ آیا با مشکلات اقتصادی حاکم بر جامعه کسب حلال تقریباً خیلی مشکل نیست؟ چرا مشکل هست ولی غیرممکن نیست انسان باید حداکثر تلاشش را بکند خداوند از او راضی باشد. آیا راهحل کلی برای کسب حلال پیشنهاد نمیکنید؟@ انسان جامعهاش را خوب بشناسد راهکارهای درآمدهای خوب را هم بشناسد یعنی آگاهی به زمانش و شناخت روی زمانش و جامعهاش زیاد باشد آگاهی اجتماعیاش زیاد باشد و عرضه هم داشته باشد تلاش کند تنبلی نکند اهل کار باشد میتواند قطعاً به کسب حلال برسد.@ مضافاً به اینکه خداوند برای کسی که نیت کار حلال دارد حتماً کمک خواهد کرد بخصوص کسی که میخواهد برای زن و بچهاش لقمه حلال بیاورد چقدر خداوند به یک همچین کسی کمک میکند و یکی از فوائدش افزایش روزی بود و واقعاً هم همینطور است.@ در مورد خرید زیورآلات برای زن آیا قول دادن و عمل نکردن اشکال ندارد؟ تا چه حدی؟ این چند جواب دارد یکی اینکه قول دادن به زن و عمل نکردن حرام نیست هر چند اخلاقاً قول دادن و عمل نکردن حرام هست اما به تعویق بیاندازید و بعداً انجام بدهید مانعی نیست.@ ولی به هر حال اگر کسی میخواهد زندگی سالمی داشته باشد نمیتواند آدم دروغگویی باشد اگر بخواهد دروغ بگوید که اگر این کار را بکنی این کار را برایت میکنم و نکند شاید یکی دو بار زن ندید بگیرد ولی نباید این مسأله استمرار داشته باشد که ما مدام وعده بدهیم و عمل نکنیم.@ آیا زن و مرد در جهان آخرت اگر به بهشت رفتند میتوانند با هم زندگی کنند؟ همینطور هست در روایت داریم که اینها با هم زندگی میکنند. علاوه بر حوریههای بهشتی که در اختیار مرد هست؟ بله چون زن مؤمن در روایت داریم از نظر جمال و زیبایی چنان تغییر میکند که از نظر جمال و زیبایی و هیبت و ارجش از تمام حوریههای بهشتی بالاتر میشود.@ یعنی حوریهها مثل زن مؤمن نیستند از هر جهت او بالاتر هست طوری هست که حوریههای بهشتی خادمه او هستند. آیا زن مؤمن یا مرد مؤمن در جهان آخرت میتواند همسرش را شفاعت کند؟ اگر لیاقت و ارزش شفاعت را داشته باشد بله میتواند شفاعت کند.@ برای شفاعت یک حداقلی لازم هست مثلاً یک کسی نمره 9 گرفته ممکن است معلم به او 10 بدهد ولی کسی که صفر گرفته بگویی ده نمره بده نمیدهد، اینطوری نمیشود باید بین زن و مرد یک سنخیتی وجود داشته باشد تا شفاعت هم صورتب بگیرد.@ در داستانی که شما تعریف کردید آیا پیغمبر مسئول اوقات تلف شده افراد منتظر نماز جماعت نیست؟ هر کس در جایگاه خودش موظف هست وظیفه خودش را انجام بدهد مرحوم ایت الله سید حسین قمی(ره) فرموده بود من امام جماعتی را که همیشه سر وقت به نماز بیاید به عدالت قبول ندارم.@ چون میفرماید قطعاً برای امام جماعت مشکلات و کارهایی پیش میاید که به هر حال انسان مجبور است معطل بشود یک کسی میاید کاری دارد یا سؤال کرده یک ضرورتهایی هست همه را کنار بزنید من میخواهم به صف نماز جماعت برسم ولو برای رعایت حقوق مردم هم باشد اینها وقتشان تلف نشود.@ نه بعضی وقتها برای انسان مسائلی پیش میاید که باید وظیفهاش هست آن را انجام بدهد ما نمیتوانیم یک وظیفه واجب را زیر پا بگذاریم به خاطر اینکه مردم نشستند مرد هم میدانند که امام جماعت وظائفی دارد که باید انجام بدهد لذا مسئول اوقات تلف شده نیست کما اینکه اوقات آنها تلف نشده مستحب است انسان منتظر نماز جماعت در مسجد بنشیند و ثواب هست و عبادت محسوب میشود این معطلی که برای جماعت هست.@ در زمان کم خواستگاری خصوصیات بیان شده توسط جنابعالی را چگونه جستجو کنیم و اگر شناخت قبلی نسبت به فرد مقابل نداشته باشیم به چه صورت؟ من عرض میکنم با این صحبتهایی که شد وقت را بر خودمان تنگ نکنیم.@ ما عرض کردیم که یک عمر میخواهیم زندگی کنیم چرا بگوییم وقت کم است تحقیق بکنیم با حوصله، ما یک شئیی را میخواهیم برای خودمان بخریم که یک ماه دو ماه یکسال نزد ما مهمان است خیلی در موردش دقت میکنیم.@ یک عمر میخواهیم با کسی زندگی بکنیم یک دامنی را میخواهیم انتخاب کنیم که در آن گُل زندگی ما بناست پرورش داده بشود که فرزند ماست بناست که من در کنار او سکون داشته باشم که قرآن میفرماید(وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها).@ یک زمینهای من میخواهم انتخاب کنم که بناست در آن زمینه بذر بپاشم که آمده(نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ) بناست در او کِشت کنم باید ببینم این زمینی که انتخاب میکنم چیست پس باید دقت کرد حتی دنیا و آخرت ما به او بستگی دارد نباید سَرسری گرفت.@ حالا چگونه باید جستجو کرد؟ اول کسانی که این خانواده را به ما معرفی کردند ما از آنها میتوانیم بپرسیم که اینها را چگونه میبینید خُلق و خوی و رفتارشان و نشست و برخواستشان، از بستگان نزدیک اینها میشود پرسید از خانوادههایی که با اینها مأنوسند با اینها همسایه و همکار هستند.@ پدر دختر در ادارهای کار میکند در بازار است در خیابان است شغل آزاد دارد همکاران و دوستانی دارد ما میتوانیم برویم در مورد خلقیات، نقطهنظرهای این پدر در مورد او سؤال کنیم و شما هم این اجازه را بدهید که در مورد شما سؤال کنند.@ من دیدم اخیراً یک کسی به خانمش میگفت که من شنیدم تو در مورد من تحقیق هم کردی، باید بکند چطور تو تحقیق کردی این نکند! این هم میخواهد یک عمری هستیاش را در اختیار هستی تو بگذارد هم اجازه را بدهید که در مورد شما تحقیق بشود و هم شما در مورد آن فرد تحقیق کنید البته مته به خشخاش نگذارید.@ بعضیها آنقدر معطل میکنند که یک زمینه خوب و جالب از دست میرود تحقیقات در آنجایی که انسان میرسد دیگر من دچار وسوسه و تردیدهای بیخودی بشوم اینها درست نیست دوستان را خیلی اهمیت بدهید دوستانی که با اینها در تماس هستند.@ این دخترخانم دانشآموز هست میشود مادر شما خواهر شما روزهایی این را در مسیر رفتن و بازگشتن ببینند بعد در یک جلسه معارفه شما میتوانید با او سخن بگویید نقطهنظرهای او را بدانید شما بگویید او بگوید شما فکر میکنید یک همسر نیکوی موردنظر چه ویژگیهایی باید داشته باشد او بگوید.@ بعد شما نظرتان را بگویید هم حرف او را شما میشنوید حرف شما را او میشنود و میشود آنوقت در آن زمینه فکر کرد ببینید آیا همتا هستید از نظر فکری، برداشتها، نوع نگرش به زندگی، به هر جهت راههای تحقیق خیلی آسان و ساده است مشکل نیست.@ ملاکها و ویژگیهای ایدهآل انتخاب همسر را فرمودید اگر ممکن است راههای رسیدن و پیدا کردن این ملاکها و روش درست تحقیق چیست؟ این را گفتیم. چگونه میتوان این ده مورد را در همسر آینده پیدا کرد و یا چند مورد از این موارد در همسر آینده پیدا شد مورد قبول است؟@ این مهم است بعضی از این نکاتی که ما گفتیم زیربنایی زیربنایی بود ایمان، خداخواهی، حیا، عفت، حجاب اینها زیربنایی است اگرچه آنهای دیگر که گفتیم نمیشود گفت خیلی ساده است اما اگر این جهات باشد جهات دیگرش در واقع تحصیل حاصل است یعنی به دست آمده البته آن جنبههای کفیت و همتایی و آن جهات جسمی خاص که مطرح کردیم آنها یک جنبههای جدایی است.@ در بُعد مسائل معنوی اگر این جنبههای اصلی ریشهای را ما به آن رسیدیم ان شاء الله جهات دیگر قابل حل است یعنی کسی که دل به خدا داده باشد این را راحت میشود دعوت به صبر کرد راحت میشود دعوت به تواضع و حیا و بردباری کرد اما اگر زمینه نداشته باشد یعنی گوش شنوا برای شنیدن دو دوتا چهارتا نداشته باشد نه اینجا نمیشود.@ وجود یک فرزند نااهل در میان چند فرزند شایسته از پدر و مادری پاک چگونه توجیه میشود و یا بالعکس؟ من فکر میکنم این را در جریان بحثمان مطرح کردیم یکی از فاکتورهای مهم تربیت پدر و مادر است.@ اما این به این معنا نیست که اگر پدر و مادر خوب بودند دیگر بچه صددرصد خوب میشود به جنبههای دیگر باید توجه داشت دوست، مدرسه، معلم، جامعه، اقوام و بستگان، مجالسی که رفت و آمد میکنیم، کسانی که به خانه ما میایند، کسانی که ما به آن خانهها میرویم مهم است.@ حالا جالب است میگویند در یک خانوادهای تمام بچهها خوب شدند یک نفر خوب نشده این گیرش در چیست؟ این را هم باید بررسی کنیم آیا مدرسه و معلم و دوستان همه اینها یکی بوده آیا پدر همانطور که به بچههای دیگر میرسیده به این هم رسیده؟ مادر همینطور این کار را کرده؟ آیا این بچه در چه سنینی از پدر و مادر گام در این خانه گذاشته این خیلی مهم است.@ یک موقع میبینی پدر در سنین جوانی بچه را تربیت کرده یک موقع میبینی در سن 50 سالگی تازه بچه دارد معمولاً این بچهها خوب نمیشوند چون پدر حال و حوصله و اعصاب ندارد پا به پای بچه نمیتواند بیاید بچه احساس کمبود دارد غمگین و گوشهگیر و منزوی و مأیوس از زندگی میشود اتکاء به نفس ندارد.@ غالباً این کسانی که در سنین بالا بچهدار میشوند توفیق اینکه بچه را خوب تربیت کنند ندارند و لذا اسلام تأکید میکند که دختر و پسر نگذارند ازدواجشان دیر بشود چون این میخواهد پدر شود و یکی از وظائف پدری این هست که گفتند(مَن کانَ عُندَهُ صَبِیٌ فَالیَتَصابَ لَه) کسی که بچه دارد باید در تربیت او بچگی کند.@ بچه میخواهد بدود یک کسی که 60 سالش هست نمیتواند بدود وقتی بچه میدود به او میگوید بتمرگ، این عوض اینکه خودش هم بلند شود دنبال بچه راه برود حوصله ندارد بچه میخواهد داد بزند این نمیتواند بشنود بچه میخواهد بگردد این نمیتواند این همیشه زانویش را گرفته این بچه از زندگی سیر میشود خمود است خسته و کسل است.@ حالا این جهات را باید بررسی کرد مسأله انعقاد نطفه در بچه مهم است این بچه در چه زمانی، شرائط روحی مادر موقعی که این بچه را حامله بوده چه بوده شرائط زایمان چه بوده تمام اینها را باید بررسی کرد تا انسان برسد به اینکه قضیه چه هست.@ حتی خواندن یک کتاب ممکن است انسان را در یک حالتی قرار بدهد ممکن است حالت مطلوب اما مطلوب زودرسی که زیان ایجاد میکند تمام اینها را باید آمد و بررسی کرد و علتهایش را پیدا کرد.@ آیا امکان دارد که تمام مواردی که شما ذکر کردید در یک فرد جمع باشد؟ بله اینهایی که ما گفتیم یک نکاتی نبود که سخت باشد در کسی بوجود بیاید یعنی ما یک چیزهایی خیلی عرشی نگفتیم یک چیزهایی گفتیم که دسترسیاش حتی برای انسانهای معمولی و عادی قابل کسب هست میتوانند به دست بیاورند.@ اما حالا ما تمام اینها را در حد صددرصد دنبال فرد بگردیم، نه، به خاطر اینکه خود من و شما هم صددرصد نیستیم همین که ما بدانیم خود من بنا دارم در مسیر پاکی حرکت کنم از مسیر زشتی و ناروایی بدم میاید و حالا یک مقدار جلو آمدم دختر هم بنایش همان است میاییم و همدیگر را میسازیم و تکمیل میکنیم و رشد میکنیم و بالا میاییم.@ مدت خواستگاری گفتید که باید طولانی باشد چگونه میشود که مدت خواستگاری زیاد باشد لطفاً توضیح بدهید؟ چگونه میشود به خصوصیات اخلاقی دختر پی برد؟ دختر هیچ موقع نمیگوید زود باش جواب بده کار دارم که ما بگوییم وقت کم شده یا شما چنین چیزی را نمیگویید که اگر بگوییم غلط است چون باید با تدبیر و اندیشه در این زمینه باشد.@ من معتقدم به آن دخترخانم باید گفت اگر او شتاب به خرج میدهد باید به او گفت که تو میخواهی یک عمری با مردی زندگی کنی من به تو توصیه میکنم که شتابزده نباش در مورد مرد خوب تحقیق کن بررسی کن بگذار من هم فکر کنم این حق را به من هم بده.@ ببینیم واقعاً ما میتوانیم یک زندگی سراسر خوشبختی و فضیلت و صفا در کنار هم داشته باشیم نباید شتابزدگی کرد مگر در آنجایی که دیگر من مته به خشاش گذاشتم قضیه اگر روشن و مشخص هست بله یا نه، ولی تا آن موقعی که کاملاً مشخص نشده نه این نظر شخصی بنده است بر اساس تجربیاتی میگویم.@ اخیراً یک دخترخانمی به من میگفت خدا بگم فلانی را چکار کند که او مدام تلفن میکرد که چرا دست دست میکنی من نمیخواستم اخیراً هم از هم جدا شدند دو ماه با هم ازدواج کرده بودند و جدا شدند من گفتم همین دو ماه را شما تحقیق میکردید بالأخره متوجه میشدید که یا با هم توافق ندارید یا دارید و لذا شتابزدگی نارواست بحثی داریم وظائف پیش از خواستگاری که اینها یک مقداری آنجا مطرح میشود.@ چرا بیشتر اخلاق زن روی فرزند اثر دارد؟ این خیلی معلوم است پیوستگی فرزند به مادر بیشتر است تا پیوستگی فرزند به پدر، اصلاً فرزند در رحم مادر رشد میکند یک تعبیری داریم که بند دلش به بند دل مادر متصل است.@ اصلاً تغذیه فکری و روحی و جسمی فرزند تا زمانی که در شکم مادر است از طریق مادر است بعد هم که به دنیا میاید باز غذای فرزند در وجود مادر است و چون پدر کار بیرونی دارد فعالیت مادی دارد مسئولیت تأمین معاش زندگی را دارد کمتر در خانه هست.@ فرزند در زمانی که شخصیت وجودیاش دارد شکل میگیرد مادر را بیشتر میبیند پدر را خیلی کم میبیند از نظر عواطف و احساسات و رقت قلب باز بیشتر جذب مادر است تا پدر، و لذا حرکات مادر، سکنات مادر، خلق و خوی مادر روی فرزند خیلی اثر دارد.@ و بخصوص آن هفته من نکاتی را عرض کردم که حتی در دوران حاملگی شخصیت جنین از شخصیت مادرش رنگ میگیرد و زیاد داریم نمونه، همین امروز مطالعه میکردم زندگی عالم بزرگوار آقا شیخ مرتضی انصاری اعلی الله مقامه را که عالم بسیار بزرگوار که شاید نمونهاش در جهان اسلام نباشد یا خیلی نادر و اندک.@ موقعی که به مادر این میگویند تو چه انسانی تربیت کردی ما تعجب میکنیم یک انسانی اینقدر رشد کند او میگوید اتفاقاً من تعجب نمیکنم شما تعجب میکنید چون من مرتضی را یکبار بدون یاد خدا شیر ندادم من میدانستم که بچهام اینگونه میشود و لذا نقش مادر خیلی مؤثر است این به این معنا نیست که نقش پدر کم است.@ آیا مادر حضرت علی(ع) هم مانند حضرت علی(ع) بود؟ یعنی او آنقدر خوب بود که بچهاش آنقدر خوب شد؟ اینجا دو نکته است یکی اراده حق تعالی است بر اینکه انسانی چون علی پا به عرصه بگذارد و از آنطرف چقدر جالب میگویند مادر حضرت علی بسیار انسان والایی بود حضرت فاطمه بنت اسد.@ من همین دیروز زندگی فاطمه بنت اسد را اتفاقاً مطالعه میکردم امام صادق(ع) میفرمایند در جلد دوم کتاب شریف اصول کافی بخوانید در آنجا آمده است که تنها زنی که از مکه تا مدینه به عشق دیدار پیغمبر مهاجرت کرد فاطمه بنت اسد بود با پای پیاده این راه طولانی را در آن موقعیت رفت.@ و امام صادق(ع) فرمودند که کسی در عشق و علاقه به پیغمبر به پای فاطمه بنت اسد نمیرسید در بین زنها، و میبینیم که بچهاش هم اینگونه شد که گفت(أنا عَبدٌ مِن عَبیدِ مُحمَد) من بندهای از بندگان پیغمبر هستم و یک موقعی علی(ع) آمد خدمت پیغمبر داشت گریه میکرد پیغمبر فرمود علی جان تو را گریان نبینم چرا گریه میکنی؟@ گفت یا رسول الله مادرم فوت کرد پیغمبر فرمودند نگو مادرم مُرد بگو مادرمان مُرد فاطمه مادر من هم بود گفت علی تو کوچک بودی مادر تو موقعی که نیکی میخواست بکند اول به من نیکی میکرد بعد به بچههای دیگرش نیکی میکرد من را بر بچههای خودش مقدم میشمرد.@ یک همچین مادری بچهای تربیت میکند که دور پیغمبر میگشت آنوقت داستان مرگ فاطمه را امام صادق(ع) نقل میکند که وقتی پیغمبر شنید آمد چه کرد و پیراهنش را در آورد گفت این را تن فاطمه کنید که در روز محشر با پیراهن پیغمبر خدا محشور شود بعد رفتند در قبر فاطمه بنت اسد قبل از اینکه او را وارد قبر کنند پیغمبر خوابید بعد بلند شدند.@ بعد پیغمبر با دست خودشان سر کفن فاطمه را گرفتند در قبر گذاشتند بعد خم شدند و مقدار زیادی برای فاطمه سخن گفتند مسلمانان نمیشنیدند پیغمبر چه میگوید فقط یک کلمهاش را شنیدند که پیغمبر سه بار گفت پسرت، پسرت، پسرت، موقعی که مراسم تمام شد از پیغمبر پرسیدند شما چه میگفتید؟@ گفت تلقین میکردم که فرشتهها و نکیر و منکر آمدند گفتند خدا، چه میگویید، همین که دیدید مرده را دفن میکنند میگوید پیغمبرت، چه میگویید، امامش را که تلقینش میکردم گفتم اگر گفتند امامت چه کسی بود؟ بگو پسرت، پسرت، پسرت امامت هست.@ به هر جهت انسان خیلی والایی بوده و میگویند شاید تنها کسی بوده که پیغمبر موقعی که جنازه فاطمه را بلند کردند تا دَم قبر پیغمبر زیر جنازه را گرفته بودند کنار نمیرفتند روی شانه پیغمبر جنازه فاطمه عبور میکرد این نقش مادر است خیلی مهم است.@ چون احترام به بزرگتر واجب است آیا میشود با دختری ازدواج کرد که از نظر سن او بزرگتر باشد یا خیر؟ ایراد ندارد البته من یک نکته را برای شما بگویم کلاً زن از مرد زودتر شکسته میشود چون او مسأله حمل و زایمان دارد زن زودتر از مرد شکسته میشود.@ یعنی شما یک مرد 50 ساله و یک زن 50 ساله را کنار هم بگذارید به نظرتان میاید که زن 60 سالش باشد از نظر ظاهری، زودتر شکسته میشود و لذا اگر تفاوت سنی این باشد که یکدفعه زن 7 ـ 10 سال از مرد بزرگتر باشد یک مشکلات بعدی ممکن است ایجاد کند غیر از مسأله احترام.@ یک موقع مرد در اوج شادابی، زن دیگر خسته است اما اگر نه زن شش ماه یا همسن باشند یا یکی دو سال، که باز نمونههایش را دارم زنی هست که یکی دو سال هم بزرگتر است اما نه مشکل زیادی نیست اما معمولاً بر اساس آنچه که عرض کردم خوب است که مرد یک مقدار سنش بالاتر باشد یا اگر کمی بالا و پایین است خیلی سر نزند.@ اما این نکته که نوشتند مسأله بزرگتر، مگر ما میخواهیم او را بزنیم یا دعوا کنیم بله اتفاقاً هر چه به او محبت کنید احترام بزرگی او را هم نگه داشتید و خوب هست. اگر مردی با دو فرزند بخواهد طلاق بدهد چگونه اخلاق زن را از روی فرزند برداریم؟ ما اینجا راجع به ازدواج صحبت میکنیم نه طلاق، ما اصلاً این را نمیگوییم اصلاً اسم طلاق را از قاموس زندگیتان بیرون کنید.@ خانواده ظرفیت پذیرش این مدت طولانی برای تحقیق و شناخت فرد را ندارد و اینطور تلقی میکنند که این تحقیق و بررسی زیر سؤال بردن خانواده است؟ نه اینطور نیست این کسی که اینطور میگوید باید به او توضیح داد روشن میشود این نکته را باید برای او گفت بگویید نه ما به شما حق میدهیم شما در ما هم تحقیق کنید ما میخواهیم یک عمر زندگی کنیم.@ نه خیلی این را باید منطقی برخورد کرد البته ما با این حرف بعضیها موافق نیستیم که حاضرند بیبند و بار و بدون چارچوب در کنار هم یک مدتی بیایند و بروند میگویند میخواهیم همدیگر را بشناسیم، نه نمیشود این راه شناختن نیست.@ راه شناختن این هست که من ملاکها و معیارها را در دست داشته باشم براساس آن ملاکها از طریق صحیح در صدد تحقیق بربیایم آنهایی که بخصوص در جهان غرب فکر میکنند که راهش این هست دو سه سال با هم بروند و بیایند و زندگی کنند بعد با هم ازدواج کنند.@ بعد در آنجا آمار را که نگاه میکنیم از هر سه ازدواج دوتا از آنها به طلاق منتهی میشود شما از همه چیز هم خبردار شدید چه شد؟ این نامش تحقیق نیست خلاصه باید آن افراد را روشن کرد که نه این لازم هست زندگی است و یک عمر است.@