جلسه 023 - میثاق مقدس (برادران)
شماره جلسه
23
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 023 - میثاق مقدس (برادران)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ این جلسه را یک مروری میکنیم روی معایب و بعضی از آفات دوران عقد، پنج مورد را من یادداشت کردم که در این مورد خدمتتان مطالبی را عرض کنم قبلاً جلسههای گذشته در مورد بحث محاسن و معایب این نکته را تذکر دادم که دوران عقد هم محاسن دارد و هم معایب.@ این خود دختر و پسر و همچنین خانوادهها، بخصوص دختر و پسر که باید دقت زیادی داشته باشند نگذارند که آن معایب و آفات به آنها لطمه بزند و دوران عقد را خراب کند و چه بسا حتی روابط را خراب کند.@ برای همین گفته شده که سعی کنید دوران عقد را خیلی طولش ندهید تا این آفتها نیاید مانع ایجاد شود و توهمات و سوءتفاهمها و اختلافها مانع میشود و نمیگذارد که به مرحله عروسی و پیوند برسد این برای این هست که بعضی از دختر و پسرها از نظر ساختار شخصیتی اینطوری هستند که آسیبپذیر هستند در این دوران.@ یعنی شخصیتشان طوری هست که نمیتوانند دوران عقد را به خوبی و شیرینی به نتیجه برسانند زود آسیبپذیر هستند در اثر یک حرفی که این و آن میزند روحیهشان به هم میریزد و خراب میشود.@ یک سوءتفاهمی که پیش میاید یک جر و بحث مختصر، یک دخالتهای نابهجای کسی میبیینید که زود حساس هستند بخصوص کسانی که دارای یک همچین روحیهای هستند باید نگذارند که دوران عقد خیلی طول بکشد این منافات با آن فوائد دوران عقد و اینکه ما یک مختصری را بگذاریم تا آن فوائد را به دست بیاوریم نیست.@ اینکه ما میگوییم آفات دوران عقد یا اینکه میگوییم نباید دوران عقد خیلی طول بکشد منظور مدت خیلی طولانی هست که فرصت نفوذ شیطان، وسوسهها، سوءتفاهمها، اختلافات، دخالتها را بدهد و الا انسان میتواند یک مدتی را برای بهرهمندی از آن فوائد دوران عقد بگذارد ولی مدتش کم باشد.@ مثلاً دو ماه سه ماه بگذارد و از این دوران خوب استفاده کند و بعد دیگر طول ندهد و عروسی کند اینکه میگوییم طول ندهد منظور خیلی طول نکشد بعضیها یکسال دو سال یا نزدیک به یک سال و تحمل هم ندارند.@ اگر قرار باشد دوران عقد طول بکشد سه چهار ماه بیشتر باشد یک ظرفیت خاصی میخواهد و شرائط خاصی میخواهد که بتواند این دوران را به سلامت به سر ببرد حالا وقتی میگویم به سلامت به سر ببرد باز در همین مسأله دوران عقد بیشتر توضیح خواهم داد.@ مثلاً یک آقایی چند وقت پیش دیدم که آمده بود گریه میکرد در سر خودش میزد خیلی حالت عجیبی بود، گفتم چه شده؟ گفت رفتیم خرید عقد کردیم دایی و زندایی آمدند گفتند این چیست خریدی، حالا بگو دایی و زندایی میخواستند قبلاً دختردایی را به این پسر بدهند پسر هم نمیخواسته رفته کس دیگر را گرفته حالا آنها از باب حسادت آمدند اختلافی ایجاد کنند یکذره وضع زندگی اینها را به هم بزنند.@ آدم عاقل اینجا حواسش هست که باید چطوری برخورد کند بداند که اینها غرض دارند و اثرپذیری نداشته باشد و بتواند با یک ظرافتی از کنار حیلهها و فتنههایی که اینها درست میکنند رد شود ولی دیدیم که نه خیلی زود تأثیرپذیر بوده.@ دختر یک طرف گریه کرده پسر یک طرف گریه کرده پسر رفته خانواده دختر را دیده که ما دیگر نمیتوانیم ازدواج کنیم بهتر است ازدواج نکنیم خواسته عقد را به هم بزند اینجا آمدند گفتم مسأله مهمی نیست این را میشود کنترل کرد که از این دخالتها نشود.@ پدر و مادر پسر را صدا کردیم گفتیم شما دقت بیشتری کنید نگذارید که یک همچین فتنههایی زندگی فرزندتان را به هم بزند پدر و مادر آگاه شدند یک مقدار جلوی فتنهانگیزی خانوادهها را گرفتند الحمدلله اینها وضعیتشان به روال عادی برگشت عروسی هم کردند بعد از عروسی هم پیش من آمد گفتم مشکلی نداشتید؟@ گفت نه تا الان حل شده و مراقبت بیشتری داریم این روحیهاش حساس هست با یک همچین تکانی ممکن است زیر همه چیز بزند یا بعضی از دخترها ممکن است این کار را بکنند حتی بعضیها با تکانهای اینطوری خودشان را میکُشند خیلی حساس و زودرنج.@ کسانی که احتمال میدهند که یک آسیبهایی در دوران عقد به این صورت ببینند یا یک همچین روحیه ضعیفی ممکن است داشته باشند اینها باید دقت کنند که دوران عقدشان خیلی طول نکشد یعنی طول کشیدن دوران عقد یک ظرفیت و آگاهی خاص میخواهد که این دوره را به سلامت به سر برند.@ اولین مورد مسأله ایجاد وسوسهها و اختلافات هست توسط افراد مغرض یا افرادی که نادان هستند مغرض یا حسود الان مثالش را زدم نسبت به دختر یا پسر کینه و حسادتی دارند میخواهند یکطوری به هم بزنند یا نادان هستند فکر میکنند دلسوز هستند اما دوستیشان دوستی خالهخرسه است.@ مثلاً میگویند حیف تو نبود به این خوشگلی با این ازدواج کردی در مورد پسرها بگویم مثلاً رفتی با دختری ازدواج کردی که این نه قیافه دارد نه سواد دارد این که پدرش اینطوری هست مادرش اینطوری هست خانوادهاش اینطوری هست دختر اینطوری هست.@ یا عیب میتراشند یا تو سر هستی اگر لب تر کنی بهترین دخترها حاضرند با تو ازدواج کنند بیا من سراغ دارم دخترهای خوبی، مگر تو عقل در سرت نیست رفتی با این، به هم بزن الان فعلاً نه به بار است نه به دار است چیزی هم نشده سراغ دارم بهترین دخترها را، یا اینکه پدرش اینطوری هست یا شما با هم جور در نمیایید حیف هست.@ هزار و یکجور فتنهانگیزی و وسوسه ممکن است ایجاد کنند بخصوص که ممکن است در دوران عقد یک تنشهایی بین روابط دختر و پسر ایجاد میشود که طبیعی هست و شخص عاقل باید دقت کند که اینها را رد کند ممکن است یک تنشی هم ایجاد شده باشد در روحیه دختر و پسر در همان موقع یک آدم وسواس خناسی بیاید وسط و کار را خراب کند.@ این را باید دقت کنیم که خدای نکرده فتنه که به تعبیر قرآن(أکبَرُ مِنَ القَتل) بدتر از آدمکشی هست فتنه فتنهگرها آتشش ما را نگیرد و ما هم مشارکت نکنیم با دقت باید این دوران را سر کرد. بعضی وقتها ممکن است در خانواده همسر در دوران عقد فرض کنید مادرزن، پدرزن، برادرزن ناپخته باشد کار ناپختهای انجام بدهد.@ ما این را نباید به حساب دختر بگذاریم یک دختری که 18 سال 19 سال 20 سال این بنده خدا چکار کرده که ما بخواهیم به پای این حساب کنیم خانواده هست خیلی از چیزها هست که دست دختر نیست همانطور که خیلی از چیزها هم هست که دست پسر نیست ما باید حساب را در این زمان جدا کنیم.@ قبل از انتخاب باید دقتمان را میکردیم که یک خانواده هماهنگ را پیدا کنیم یک خانوادهای که اعضایش با هم هماهنگ باشند خانواده رشدیافتهای باشند حالا به هر حال ما یک دختری را انتخاب کردیم و آمدیم.@ همه اعضای خانواده هماهنگ نبودند همه در یک سطح فرهنگی و عقیدتی نبودند همه به یک اندازه ذهنشان روشن نبود به هر حال الان به این مرحله رسیدیم نتیجه گرفتیم تصمیم گرفتیم و انجام دادیم و کار را به عقد رساندیم.@ نباید خیلی از اشتباهاتی که پدرزن میکند به حساب دختر گذاشت کینه دختر را به دل گرفت مادرزن، برادرزن، خواهرزن، باجناقها بکنند ما به حساب دختر بگذاریم این را باید دقت کنیم که از این فتنهها و اختلافات و ناهماهنگیها هست.@ نکته خیلی مهمی که باید بگویم چه در دوران عقد بخصوص مراسم عقد و چه در عروسی و مراسم عروسی این یک امر طبیعی هست که اختلاف سلیقه هست حرف هست بگومگو هست قهر و ناز و دلخوری هست دختر و پسر باید خیلی زیرکانه از کنار یک همچین گردنههایی رد شوند.@ در روایت داریم نصف شخصیت عاقل را تحمل تشکیل میدهد و نصفش هم خود را به غفلت زدن(نِصفُ العاقِلِ إحتِمال وَ نِصفُهُ تَغافُل) نصف شخصیت عاقل را تحمل تشکیل میدهد صبر میکند زود جوش نمیاورد زود بروز نمیدهد فتنهانگیزی و دادوبیداد نمیکند.@ نصفش هم تغافل تشکیل میدهد یعنی میفهمد اما خودش را میزند به اینکه نفهمیده متوجه نشده نشنیده خیلی وقتها اینکه ما فهمیدیم و توجه کردیم ما را ناراحت و عصبانی میکند بعضیها هم مغرض هستند مخصوصاً میخواهند ما را ناراحت کنند اگر ما خودمان را به غفلت بزنیم که اصلاً متوجه نشدیم آنها تیرشان به سنگ میخورد.@ مثلاً حالا این دلخور شده آن دلخور شده من هم میخواستم عکس بیاندازم من در خرید میخواستم باشم من باید با عروس آرایشگاه میرفتم آنجا یک روح جمعی میخواهد که کسی مدام خودش را مطرح نکند و انتظار اینکه من هم توقع داشتم من هم حق داشتم این نباید باشد هست.@ پدر عروس، مادر عروس، پدر داماد، مادر داماد، فامیلهای عروس فامیلهای داماد بالأخره اینطوری هست که دختر و پسر باید با زیرکی اینطور مسائل را رد کنند سعی کنند تقریباً تا میتوانند دل همه را به دست بیاورند با همه برخورد شیرین و شاد داشته باشند تواضع داشته باشند در مورد برخوردشان.@ دختر و پسر سعی کنند در دوران عقد و عروسی خیلی با افراد برخورد نداشته باشند و درگیر نشوند اینها را تحمل کنند عروسی که بشود میافتد در جریان پرثبات و تقریباً حدود زیادی از مشکلات حل میشود که آنها هم باز مراقبتهای ویژه خودش را میخواهد که ما در آموزش همسران جوان مطالبش را گفتیم ان شاء الله بعد از اینکه به سلامتی ازدواج کردید باید نوارهای آن دوره را استماع بفرمایید.@ پس مواظب باشیم که افراد نادان یا مغرض روابط را خراب نکنند ما هم بچهبازی در نیاوریم که بخواهیم با وسوسه و جهالت اینها خودمان را در معرکه بیاندازیم زود موضعگیری و نتیجهگیری و تصمیمگیری کنیم، نه باید بدانیم که در این دوران پیش میاید و باید با درایت و پختگی با مسأله برخورد کنیم.@ مطلب دوم عدم رعایت حال والدین و خانوادهها هست بحث والدین هم بحث بسیار مهمی هست که ما باید دقت کنیم بعد از اینکه چه پسر چه دختر که ازدواج ما را به سمت خراب شدن روابط با والدین نکشاند.@ هستند آقایانی که ممکن است روابطشان را والدین خوب باشد اما بعد از ازدواج روابطشان بر اثر بیدقتیهایی که میکنند و تحت تأثیر قرار گرفتن توسط افراد مغرض و نادان روابطشان با والدین تیره میشود این خیلی صراط باریکی هست.@ ما در روایات و آیات قرآن در بحث معاشرت، معاشرتها را به دو دسته کلی تقسیم کردیم یکسری معاشرتها هست دوطرفه هست یعنی میگوید شما این کار را بکنید در صورتی که آنها هم این کار را بکنند احترام متقابل و... بعضی جاها روابط یک طرفه است.@ یعنی میگوید آنطرف هر طوری باشد شما باید اینطور رفتار کنید یکی از آنها والدین هست اگر والدین بد باشند خوب باشند متدین باشند کافر باشند هر طوری باشند فرزند یک وظیفه خاصی در مقابل پدر و مادرش دارد یعنی اصلاً صرف فرزند بودن یک وظیفه خاصی دارد و صرف پدر و مادر بودن یک حقی را گردن انسان میاورد.@ انسان جدای از اینکه پدر و مادرش خوب باشند بد باشند متدین باشند غیرمتدین باشند یک وظائف خاص و ثابتی در مورد والدینش دارد که عبارتند از رعایت ادب، خوشرفتاری، احسان و نیکی کردن، رفع حاجات والدین و عصبانی نکردن و دوری از ناراحت کردن آنها، اینها وظائف واجب هست چه پدر و مادر مسلمان باشند چه نباشند چه خوب باشند چه بد باشند.@ اسلام و قرآن این را از انسانها خواسته که در مقابل والدینتان این چند حق را رعایت کنید اولاً عصبانی و ناراحتشان نکنید آنها را به خشم نیاورید که هر کس چنین کند دچار عاق والدین میشود عاق والدین هم خیلی بد هست از بزرگترین گناهان کبیره محسوب میشود.@ آنقدر هست که در روایت داریم(یُقالُ لِلعاق إعمَل ما شِئت فَإنّی لا أغفِرُ لَکَ أبَدا) به عاق والدین گفته میشود که هر کاری میخواهی بکن یعنی هر عمل خیری میخواهی انجام بدهی انجام بده خداوند من هرگز تو را نخواهم بخشید.@ لذا مسأله والدین خیلی اهمیت دارد یعنی یک چیزی نیست که ما به راحتی از کنارش رد شویم بگوییم حالا ما والدینمان ناراحت شدند ولی ما عوضش نمازشب میخوانیم متدین هستیم جبهه میرویم جهاد میکنیم خدمت به ناس میکنیم نه مسأله والدین یک پیچ خیلی مهم است یک محور هست در سعادت دنیایی و اخروی انسان، هیچی هم جایش را نمیگیرد.@ یعنی فکر نکنیم که اینطوری هست اگر والدین ما از ما ناراضی بودند ما با چیز دیگری این نارضایتی را میتوانیم جبران کنیم، خیر، فقط با رضایت خود والدین میشود جبران کرد البته یک نارضایتی هست که حق ندارند ناراضی باشند مثل آنجایی که فرزند میخواهد وظائف واجب خودش را انجام بدهد آن نه.@ ولی در غیر این صورت فرزند موظف هست والدینش را راضی نگه دارد مؤدب و متین باشد با تواضع با پدر و مادرش رفتار کند بیادبی و جسارت و قلدری نکند حقشناس باشد خدمتکار و نیکوکار باشد نسبت به والدین، اگر نیازی داشتند نیازشان را برطرف کند.@ اینها چیزی است که در همه شرائط خداوند از ما خواسته، آنوقت بخصوص از مرد، یعنی آنقدر که مرد موظف هست به والدین توجه کند زن موظف نیست، چرا؟ چون زن بعد از یک مدت ازدواج میکند و تحت ولایت شوهرش در میاید برای زن مهمترین شخصیت بعد از خدا و ائمه(ع) شوهرش هست رضایت او کلید بهشت هست نارضایتی او هم کلید جهنم هست.@ ولی برای مرد رضایت زن فقط شرط نیست برای مرد رضایت والدینش شرط هست یعنی مرد چه زن بگیرد چه نگیرد باید نسبت به پدر و مادر آن وظائفی که دارد رعایت کند اما زن نه زن تا وقتی مجرد هست یک وظائفی دارد بعد از آن هم وظائفی دارد.@ اما آنجایی که بین اطاعت همسر و اطاعت والدین میماند باید اطاعت همسر را بکند خداوند از او اطاعت همسر را خواسته نه والدین، ولی مرد اینطوری نیست مرد اگر بخواهد والدینش را زیر پا بگذارد به خاطر زنش، ازدواجش مورد غضب خداوند قرار میگیرد.@ لذا باید خیلی دقت بکنیم که خدای نکرده به خاطر ازدواج ما حقوق والدینمان را نادیده نگیریم و زیرپا نگذاریم بخصوص مادر که روحیهاش در اینطور موارد حساستر میشود لذا پسر باید خیلی با ظرافت عمل کند.@ همین که احترام همسرش را داشته باشد هم محبتش را به همسرش بکند هم اینکه حواسش به پدر و مادرش باشد و بخصوص مادر را توجه کند که خدای نکرده احساساتش جریحهدار نشود.@ مخصوصاً من توصیه میکنم به آقایانی که تازه وارد مرحله عقد میشوند و حتی بعد از عروسی هر نوع احترامی که به والدینشان میگذاشتند و هر نوع خدمتی که میکردند این را زیاد کنند بخصوص ما اگر بخواهیم خانم ما به والدین ما احترام بگذارد نمیتوانیم خودمان بیادب باشیم.@ بعد بگوییم باید احترام والدین ما را نگه داری خود ما هستیم که عملاً با اظهار تواضع و ادب و نیک رفتاری نسبت به والدین به همسر میگوییم که پدر و مادر من گردن من این حق را دارند در روایت داریم هیچ شفیعی برای مرد در روز قیامت مهمتر از رضایت مادرش نیست ولی برای زن هیچ شفیعی مهمتر از رضایت شوهرش نیست.@ این نکته را باید برای دختر جا انداخت که اگر من شوهر تو شدم پنج ماه، چهار ماه، دو روز، ده روز، یکسال است ولی 20 سال است فرزند اینها هستم و اینها گردن من تا قیامت تا وقتی که من زنده هستم حق عظمایی دارند.@ بخصوص بعضی از دخترها هم که تربیت نشدند آگاهی ندارند انتظار دارند که پسر بعد از ازدواج پدر و مادر را زیر پا بگذارد رها کند پسر یک خدمتی هم که میخواهد برای والدینش انجام بدهد میبینی که مانع میشود نمیگذارد جدا میکند.@ مرد میخواهد که واقعاً مقاومت بکند و از این صراط پایش را آنطرفتر نگذارد که جهنم است و این یک برخورد متین و مؤدب و قاطع میخواهد یعنی با قاطعیت باید به دختر فهماند که من نمیتوانم شرعاً والدینم را زیر پا بگذارم به خاطر اینکه شما خوشتان میاید اینطوری باشم.@ نه خدا از من راضی نمیشود و زندگیام بیبرکت هست اگر بخواهم پدر و مادرم را نادیده بگیرم بخصوص در دوران نامزدی، عقد، عروسی این حساسیت روی مادر بیشتر هست باید خیلی آقاپسرها دقت کنند که بتوانند این توازن را بین رابطه همسرشان و والدینشان حفظ کنند بیادب و بیتوجه نشوند والدینشان را فراموش نکنند.@ بخصوص بعضیها تا به عروسی میرسد دیگر اصلاً یادشان میرود میخواهند سر بزنند دیربهدیر به والدینشان سرکشی میکنند این خیلی بد است که حالا من ازدواج کردم مشکلات دارم بچه دارم این هیچ دلیلی نمیشود که انسان والدینش را فراموش کند.@ خیلی باید دقت کنیم وای به حال کسی که ازدواج او را در مقابل والدینش قرار بدهد و ظالم در حق والدینش قرار بدهد که این ازدواج اصلاً ازدواج مبارک و خوبی نیست این را باید دقت کنیم اتفاقاً به دخترها هم اینطور سفارش میشود.@ به دخترها میگویند اگر میخواهید با پسری ازدواج کنید ببینید کدام پسر بیشتر از صفات مرد را که گفتند برای زنها یک همچین مردی را برای همسری انتخاب کنید(بِرًّ لِوالِدَین) نسبت به والدینش نیکوکار باشد ما به دخترها هم میگوییم که بیخود انتظار نداشته باشید که آقایان به خاطر ازدواج با شما از پدر و مادرشان بگذرند.@ پسری که به خاطر ازدواج با شما از پدر و مادرش بگذرد قدر شما را هم نخواهد دانست پدر و مادری که 20 سال زحمت کشیدند جان کَندند خیلی اذیت شدند تا بچه به این سن رسیده یکدفعه بچه بیاید اینها را کنار بگذارد.@ کسی که قدر اینها را نداند قطعاً هم فردا همسر خوبی نمیتواند برای دختر باشد همسر وفادار و سپاسگذار و شاکری نمیتواند در مقابل همسرش باشد قدر او را هم نمیداند بعد هم به هر دستی بدهی از همان دست هم میگیری وقتی والدینت را فراموش کردی بچه شما هم با شما همین کار را خواهد کرد.@ این را خوب دقت کنید که اینجا صراط خیلی دقیق و باریکی هست این یکی از آفتهایی هست که یواش یواش تخمش از دوران عقد کاشته میشود و عروسی و بعد از عروسی هم ادامه پیدا میکند درست است که شما عقد هستید دوست دارید با هم باشید خلوت باشید عیبی ندارد برای اینطور مراسمتان یک برنامه خاصی بگذارید.@ ولی بد هم نیست اگر یک موقع خواستید با خانمتان بیرون بروید مادرتان هم دعوت کنید ما میخواهیم حرم برویم زیارت کنیم شما هم با ما میایید تعارفی بکنیم بد نیست به مادرزنتان حتی تعارف بکنید.@ درست است جوانها اینجا دچار یک تعارض میشوند از اینطرف دوست دارد با خود دختر تنها باشد و گپی بزنند از اینطرف ممکن است مادرش انتظار داشته باشد مادرزنش انتظار داشته باشد اینجا انسان باید مرد باشد بعد هم زیرکی داشته باشد.@ یعنی لزومی ندارد مادر شما بداند شما امروز با همسرت میخواهی بیرون بروی اگر توانستی مخفی نگه داری میدانی مادری هست که اگر نگویی دلخور میشود و فردا ناراحتی ایجاد میکند لازم نیست بگویی چه لزومی دارد تو بگویی من میخواهم با همسرم بیرون بروم لزومی ندارد بگویید مخفی نگه داشته شود بعد او هم ناراحت نمیشود.@ این زیرکی را باید حتی بعد از عروسی هم داشته باشید خیلی وقتها ممکن است شما برای همسرتان یک هدیهای میخرید که اگر مادرتان ببیند حسود میشود حسادت جلب میشود لزومی ندارد که همه بفهمند شما برای همسرتان همچین چیزی خریدید.@ مخفیکاری خیلی مهم هست در آرامش زندگی، خیلی از چیزها را نباید گفت لزومی ندارد بگویی مگر هر حرف راستی را هر کاری را باید برای کسی توضیح داد و گفت، میدانید ناراحت میشوند مخفی کنید همسرت هم یک حقی دارد میخواهید با هم بیرون بروید و مسافرت بروید مخفی نگه دارید لزومی ندارد همه را بگویی.@ اما اگر نه مادرت اینطوری نیست مادری هست که عقلش میرسد رشیده هست میداند که این دو نفر جوان هستند میخواهند با هم بیرون باشند شما از باب تعارف ادب میکنید میگویید او هم قطعاً قبول نمیکند ولی واقعاً احترام به بزرگتر خیلی برکت در زندگی میاورد به خانواده همسر به پدر و مادر همسر خیلی برکت برای زندگی میاورد.@ سعی کنید از این برکت زیاد استفاده کنید یعنی اصلاً دوست داشته باشید احترام بگذارید از صمیم قلب مادرزن و پدرزنتان را دعوت کنید که با شما بیایند لذت ببرید که با هم هستید حالا بعد فرصت هست که با دختر خلوت بکنید یا بعداً با هم بیرون بروید ولی اینها را با لذت بیرون ببرید.@ اگر هم دعوتشان میکنید با خوشی و خوبی، نه با غر زدن و ناراحت شدن و اخم کردن، این خلاف ادب است اینطور جاها هست که انسان باید به شهواتش غلبه کند مرد یعنی چی انسان یعنی چی انسانی که اسلام تربیت میکند انسانی نیست که اسیر هوسش هست.@ من امروز میخواستم با دختر بیرون بروم حالا این هم وبال گردنمان شده نسبت به مادرش اخم و ناراحتی میکند چند ساعت است تحمل کن اگر قرار باشد ما اینطور جاها ببُریم و اخم و تَخم کنیم که دیگر چه فرقی هست بین ما و حیوان که جلوی میل ما گرفته شده آنوقت نعره و داد بزنیم و پرخاشگری و اخم کنیم.@ چه فرقی هست به هر حال این حساسیت دارد باید با ظرافت از کنارش رد شد و خوب کنترلش کرد اینکه میگویم لزومی ندارد بدانند در مورد خانواده دختر اینطور نیست خانواده دختر بالأخره میدانند شما کجا میروید اما حتماً هم لزومی ندارد که بگویید کجا میروید که یک موقع کسی دلش بخواهد بعد دلش بسوزد.@ مثلاً مادر تنها در خانه باشد یا خواهرزنی داشته باشید که شرائط خاصی داشته باشد لزومی ندارد که دقیقاً بگویید کجا میروید بگویید بیرون میرویم کار داریم یا همه کاری که دارید نگویید یک قسمتی از آن را بگویید که کسی دلش نشکند در کسی توقعی ایجاد نشود روحیه کسی خراب نشود.@ این کارها ظرافت و پختگی میخواهد نمیگویم دروغ بگویی میگویم راستش را لازم نیست بگویید حقیقت را لازم نیست بگویید دروغ هم به هیچ وجه نگویید خلاصه مراقب این آفت بیتوجهیها، بیادبیها، دل شکستنها در دوران عقد انسان باید باشد.@ مثلاً نسبت به خواهر و برادرش توجه داشته باشد ادب را رعایت کند نسبت به برادر بزرگتر یا کسان دیگر، حیا را رعایت کند مسأله بیحیایی یکی از آفتها هست مثلاً ما دوست داریم با زنمان تنها باشیم باید حیا را رعایت کنیم جلوی پدر و مادرمان.@ یک موقع کسی هست که ازدواج نکرده دلش نشکند بعضی وقتها دوتا خواهر در خانه هستند خواهر 22 ساله هست با خواهر 18 ساله، ایشان خواهر 18 ساله را گرفته سنش به ایشان خورده خواهر 22 ساله ازدواج نکرده او در خانه هست احترام دارد خواهر بزرگتر هست باید دقت کنیم که دلش نشکند.@ رفتارهایی نکنیم رفتارهایی که جای خلوت باید بشود خصوصی هست بروز ندهیم سنگین برخورد کنیم بعضیها سبک هستند یعنی در دوران عقد هم به صرف اینکه محرم هستند آنقدر با هم روابط نزدیک علنی دارند که بد است اینها مخصوص خود انسان هست با همسرش، لزومی ندارد که دل دیگران را بشکنی.@ لزومی ندارد که این روابط خیلی صمیمی و باز جلوی افراد انجام شود که دیگران ناراحت بشوند دلشان بشکند خدای نکرده آلودگی در دلشان ایجاد شود هوسها و طمعهای حرام به دلشان بیافتد ممکن است حتی حسادت بکنند و به خاطر این حسادت فتنهانگیزی بکنند خیلی انسان باید مراقب باشد.@ مسأله بعد مسأله زیادهروی در رفت و آمدها هست معمولاً در دوران عقد وقتی طول میکشد آن کسی که بیشتر نگرانی برایش پیش میاید برای روابط طولانی عقد و رفت و آمدها بخصوص پدر و برادر دختر خانواده دختر بیشترین ناراحتی را دارند.@ خانواده پسر خیلی دغدغه ندارند که حالا پسرشان با همسرش خانه بیایند بخوابند و مسافرت بروند کمتر ناراحتی دارند ولی خانواده دختر چون روی دختر یک حساسیتی هست معمولاً این ناراحتیها هست حالا توضیح خواهم دارد در بحث غیرت بیجا، ولی در بحث رفت و آمد باید دقت بشود.@ بعضی از خانوادهها تربیتهای مختلف دارند تربیت اسلامی این هست که وقتی دختر عقد شد رسماً زن مرد محسوب میشود یکی از دوستان تعریف میکرد میگفت پدرزن من شب عقدمان که عقد کردیم ما را شب نگه داشت بعد میگفت جای ما هم در اتاقی انداختند.@ بعد گفت یادم هست من میشنیدم که داشت به مادرزنم میگفت خانم امشب آبگرمکن را روشن کن حوله هم بالای سرشان بگذار یک موقع احیتاج داشته باشند ببینید چقدر رشد فکری دینی دقیق هست این همان هست که اسلام میگوید درست است که معمولاً پسر باید رعایت کند در دوران عقد کار را به آمیزش آنطور نکشاند.@ کاری که شب عروسی باید بکند دوران عقد انجام بدهد معمولاً آمیزش و نزدیکی را برای شب عروسی به بعد میگذارند ولی این پدر میداند که اینها ممکن است به هم نزدیک هم که بشوند حالا هیچ دخولی هم که نباشد ولی دختر و پسر احتیاج به غسل پیدا کند حواسش هست.@ یعنی اسلام طرفدار این هست که ذهن انسان بیخود معطل نماند در اینطور مسائل، چون ذهن انسان باید آزاد باشد به مسائل متعالی متوجه باشد نیازهای حیوانی و نیازهای سطح پایین را اسلام خیلی نمیخواهد معطلی صورت بگیرد میگوید اینطور مسائل را ساده بگیرید سختگیری نکنید.@ مرحوم علامه مجلسی(ره) شاگردش ملا صالح مازندرانی زنش میمیرد ببینید چقدر رشد فکری و شیعی در اسلام زیاد هست رشد شیعی اینطوری هست آن رشدی که در شیعه هست اینطوری هست میگوید شنیدم مدتی همسر نداری؟@ من یکی از دخترانم هست میخواهید با دختر من ازدواج کنید استاد به شاگرد میگوید شاگرد در پوست خودش از خوشحالی نمیگنجید گفت اگر میخواهی با دختر من ازدواج کن ببینید رشد فکری چقدر زیاد است.@ بعد هم ملا صالح میگوید شب دیدم استاد دخترش را خانه ما آورد و عقد ما را خواند و تمام شد ما هم ازدواج کردیم دختر مجتهده خودش را دختری که خیلی فاضل بوده رشد فکری پدر، رشد فکری دختر، رشد فکری شاگرد، شاگرد نمیگوید دخترش تُرشیده باد کرده میخواهد به ما قالب کند.@ الان اینطوری هست اگر دوستی به دوستش بگوید که خواهر من هست بیا با خواهر من ازدواج کن بعضی از دوستها هستند بخصوص زمان جنگ خیلی رشد فکری زیاد بود بچهها به همدیگر میگفتنند من خواهر دارم پیشنهاد میدادند خواهر خودشان را به دوستانشان، که خواهر خوبی داشتند.@ دوست خوبی هم هست چه بهتر که اینها با هم ازدواج کنند راحت همین روابط برقرار میشد شاگرد میفهمید که استاد چه میگوید منت سرش میگذارد دختر پدرش را قبول دارد رشدی فکریاش قوی هست پدر چقدر قدرت دارد ببین چقدر فرهنگ مترقی شیعه چطور هست تا ما برسیم به یک همچین درجهای کار داریم.@ به قول امام باقر(ع) بلوغ شیعی بلوغی که مخصوص شیعه هست در روابط اوج پیشرفت را دارند واقعاً اگر این روابطی که شیعه توصیه میکند باشد کسی نمیگوید اروپاییها در اخلاق چنین و چنان هستند در آداب و رفتار.@ اگر واقعاً همان که امامان ما(ع) تبلیغ کردند و آن را خواستند انجام بشود خیلی همه حاضرند مسلمان و شیعه بشوند جاذبه عالی خواهد داشت متأسفانه ما گرفتار این هستیم که آن اخلاقی که ائمه گفتند در ما نیست.@ این خانوادهها رشد دارند خانواده رشدیافته خانوادهایست که داماددوست هست پدر دختر به دامادش با احترام نگاه میکند مثل پسر خودش رفتار میکند برادرزن همینطور، کمک میکند به روابط خواهرش با دامادشان، روابطی درست، مادرزن همینطور، البته عرضه پسر هم شرط است.@ بعضی از پسرها اصلاً عرضه ندارند روابط خوبی با پدرزن و مادرزنشان برقرار کنند در روایت ما داریم که پدرها سه تا هستند(أبٌ یُوَلِدُک أبٌ یُزَوِّجُک وَ أبٌ یُعَلِّمُک) پدری که باعث تولدت میشود یعنی پدر خودت، پدری که باعث ازدواجت میشود پدرزن برای پسر و پدرشوهر برای دختر، استادت و معلمت این سه تا پدر تو هستند و بخصوص استاد که حقش از آن دو پدر بالاتر هست.@ این را اگر آدم بفهمد و خوب برایش جا بیافتد بداند پدرزن اینطور نیست دختر را بزرگ کرده و دست شما سپرده خیلی احترام دارد خیلی باید مراقبت روحیهاش باشد همیشه با بزرگداشت با پدرزنش رفتار کند تصور کنید که خودتان دختر داشته باشید.@ هر وقت هم دختر گرفتید یک موقعهایی چیزهای بدی در ذهنتان آمد بگویید اگر من دختر داشتم دوست داشتم دامادم چطوری با او رفتار میکرد یا الان پدر من دختر دارد دوست داریم دامادمان چطوری با ما رفتار کند همانطوری رفتار کنیم.@ اگر دختر داشتی و میخواستی دخترت را شوهر بدهی دوست داشتی دامادت چطوری با تو رفتار میکرد همانطوری با معرفت و ادب و بزرگداشت و اخلاق رفتار کن اگر این رفتار ثابت باشد پسر واقعاً برده خیلی امتیاز میگیرد.@ من پسرهایی را میشناسم که وقتی رفتند خواستگاری دختر دختر خودش آماده بوده ازدواج کرده ولی خانواده دختر خیلی ته دلشان راضی نبوده به دختر هم یکذره غر میزنند که با این ازدواج نکن مناسب نیست البته اینقدر رشد در خانواده بوده که دختر را آزاد بگذارند در انتخاب همسرش، ولی گفتند ما راضی نیستم.@ ولی این پسر آنقدر قشنگ و زیبا رفتار کرده که همه را شیفته خودش کرده میگفت من از نظر امکانات و موقعیت از سایر باجناقهایم خیلی وضعم پایینتر بود از نظر تحصیلات و مالی و امکانات و سن، ولی آنقدر زیبا رفتار کرده بود که همه را شیفته خودش کرده بود.@ یک موقع هست که خانواده یک خانواده رشدیافتهای هست سر جای خودش، یک خانوادهای هست ممکن است یکذره سخت بگیرند ولی خود پسر هست که با ظرافت اخلاقی که دارد آنقدر قشنگ رفتار میکند مادرزن خوشش میاید که دامادش تند تند خانهشان بیاید پدرزن لذت میبرد از اینکه داماد تند تند خانهشان بیاید.@ دختر هم میخواهد بیرون ببرد ببرد گردش و مسافرت میخواهند بروند از بس پسر خودش را پسر پدرزنش میداند موظف میداند به پدرزنش خدمت کند همانطور که به پدر خودش خدمت میکند بعضیها میایند به پدرزن و مادرزن خدمت میکنند پدر و مادر خودشان از یاد میرود این نه.@ ضمن اینکه آن اوج خدمت و ادب و تواضع را برای پدر و مادر خودت قائل هستی برای پدرزن و مادرزنت هم ادب را رعایت کن خدمتکاری و اخلاق خوش را، بعضیها تا مرحله شیرینی خوردن هست تا پدرزن را بخواهند راضی کنند که دخترشان را بگیرند تا مسأله عقد هست خیلی مؤدب و بااخلاق، عقد که شد میبینی گردنکشی میکنند.@ عروسی که شد میبینی گردنکشی میکند خیلی بد است بعضیها از خانوادهها هستند که اینطوری هستند یعنی آن رشد را ندارند اما با یک مقدار اخلاق و اعتماد خوبی که از پسر ببینند میبینید که خیلی راحت این مشکل در ارتباط دختر و پسر حل میشود رفت و آمدها خیلی اذیتشان نمیکند بعد ناراحت نشوند.@ به هر حال پدرزن مادرزن کسان دیگر در این رفت و آمدهای دختر و پسر در دوران عقد ناراحت نشوند سعی کنید که رضایت آنها را خیلی توجه کنید که آنها چطوری راضی هستند خیلی هوسبازی نکند و به خودش هم غلبهای داشته باشد و رعایت حال آنها را هم بکند.@ درست است بله شرعاً همسر شماست ده روز بیست روز بله همسر شماست موظف هست با شما باشد ولی عرف شما و قراری که هست این ضابطههایی که در اجتماع شما هست حساب و کتاب دارد میخواهید اینطوری باشد عروسی کنید اما دوران عقد پدر و مادر یک حساسیت خاصی دارند به هر حال یک چیزهایی باید رعایت بشود به این نظرها احترام بگذاریم این خیلی مهم هست.@ مسأله چهارم مسأله غیرت بیجای خانواده دختر هست پدرش، برادرش، و همچنین خانواده خود پسر ممکن است بیتوجهی و غیرت بیجا داشته باشند که این را باید دقت کنیم که اگر یک موقعی پدر دختر مادر دختر یا برادر دختر سختگیر هستند نسبت به دامادشان در دوران عقد این را تحمل کنیم و اگر خودتان هم تحمل نمیکنید زودتر کار را به ازدواج بکشانید.@ اما ممکن است آنها نفهمند رشد فکریشان آنقدر نباشد و صلاح ندانند که دختر در دوران عقد ارتباط زیادی داشته باشد مثلا با هم بیرون بروند مسافرت و گردشی بروند سخت بگیرند این را تحمل کنید البته با اخلاق و برخورد و صحبت میشود خیلی وقتها اینطور مسائل را از بین برد و این توهمات و غیرتهای بیجا را از بین برد و یک رفتار متعادلی را ایجاد کرد.@ خود شما هم دقت کنید که خواهر شما همسر رسمی و شرعی اینهاست قانوناً و شرعاً خواهر شما همسر اوست حق اطاعت از شما ندارد که خواهر باید حرف من را گوش کند حرف پدر را در خیلی از مسائل باید گوش کند.@ نه دیگر این همسر این هست باید دقت کنید اتفاقاً باید خودمان کمکشان کنیم در برقراری روابطشان، میخواهند بیرون بروند به آنها کمک شود این جزء بیغیرتی نیست اتفاقاً این جزء مردانگی و فهم بالا هست که انسان کمک کند اگر کسی به خواستگاری خواهرش آمده بتوانند با هم بیرون بروند و بگردند و روابط خوبی داشته باشند این هم یک مانعی هست.@ درک شرائط دختر توسط پسر خیلی مهم هست دختر این وسط مانده سعی کنیم انتظارات بیجا نداشته باشیم اینطور نیست که در دوران عقد ما انتظار داشته باشیم که دختر هر زمانی خواستیم با ما بیرون بیاید هر ساعتی خواستیم در اختیار ما باشد دختر ی حالت بینابین است آنوقت ظریفتر و حساستر از مرد هست.@ ما باعث نشویم روحیهاش خراب شود و دچار فشار روانی بشود از اینطرف انتظارمان را بالا ببریم از آنطرف هم در خانواده محدودیت دارد. رفته دختر مردم سال سوم چهارم دبیرستان عقد کردیم میخواهد درس بخواند از اینطرف هم انتظار داری با شما بیرون بیاید پس امتحان چه موقع بدهد؟@ یک بنده خدایی اینقدر دوران عقد مزاحم شده بود که خانمش میخواست سال چهارم را بخواند که دیپلم بگیرد و بیاید چهار سال طول کشید که این دیپلم را بگیرد آخر دیدند که نه نمیشود گفتند بیا برو در خانه شوهرت دیپلمت را بگیر.@ یا دختر یک حالت نه همسر شماست نه دختر پدرش هست و هم همسر شماست و هم دختر پدرش هست لذا باید این حالت بینابین دختر درک بشود که به او فشار نیاید نمیتواند یک محدودیتها و مشکلاتی دارد اینطور نیست که مثلا بعد از عروسی در اختیار شما باشد هر جا بخواهید با هم بروید.@ نه محدودیتهایی دارد مشکلاتی او دارد انتظارمان را آنقدر نکنیم که روابط خراب شود یا دختر فشار روانی را بخواهد تحمل کند این مردی نیست انسان باید با رشد با این مسأله برخورد کند.@ آخرین مطلب در مورد ایجاد اختلاف بین خود دختر و پسر هست به واسطه ناپختگی که دارند دختر و پسر به هر حال مسأله آشنایی با یک جنس مخالف به عنوان همسر آن هم در دوران نامزدی و عقد یک تجربه جدیدی هست با کششها و ویژگیها و جذابیتها و حساسیتهای خاص خودش، دختر و پسر کاملاً باید مراقبت کنند که جهنم بین روابطشان نیاید.@ شیطان این وسط کار را خراب نکند صحبتهای بیجا، لوسبازیها، شوخیهای بیمورد، بیادبیها، برخوردهای خارج از نزاکت، ناپختگیها، تعریف کردن خاطرات، بعضی از پسرها میایند یک خاطراتی را تعریف میکنند که اصلاً لزومی ندارد این خاطرات تعریف شود.@ مثلاً راجع به دوست دخترش صحبت کند که من چندتا دوست دختر داشتم چند وقت پیش یک خانمی آمده بود میگفت من با یک آقایی عقد کردم همیشه شروع میکند از دوست دخترش برای من تعریف میکند.@ بعد هم گفته که تو باید به من افتخار کنی خیلی شوهر خوبی گیرت آمده من حاضر شدم یکی از دوست دخترهایم را به پسرخالهام بدهم با هم ازدواج کنند ما خیلی لوتی هستیم این بد است یا خاطرات بد، یا حتی ممکن است بین دختر و پسر یک کدورت و ناراحتی پیش آمده باشد مدام زندهاش نکنید سعی کنید از صحنههایی که بوی اختلاف و درگیری و تنش هست فرار کنید.@ اینکه(نِصفُ العاقِلِ إحتِمال وَ نِصفُهُ تَغافُل) در تمام مراحل زندگی هست که تحمل و خود را به غفلت زدن، دیدی اینطوری شد، نگفتم اینطوری هست، حق با من بود، این هم برادرت و پدر و مادرت، اینها را به رخ نکشید نگذارید روابطتان خراب شود.@ البته اجازه هم ندهید که بیجا در مورد پدر و مادر و خواهر و برادرتان صحبت بکنند اصلاً کلاً بحثها را از اینطور مسائل خارج کنید خاطرات بد، گذشته بد، پسرها بعضی از وقتها اشتباه میکنند میگویند ما باید صادق باشیم شروع میکنند از گذشته خودشان تعریف میکنند.@ چه بسا این گذشته دختر را ناراحت کند لازم نیست از گذشته و خاطرات گذشتهات تعریف کنی حالا ممکن است خاطرات در مورد زن و دختر نباشد مثلاً من دزد بودم مثلاً میخواهد صداقت را رعایت کند من چند سالی مشروب میخورم چه لزومی دارد تو بگویی مشروب میخوردم یا مثلاً من باید این را به تو بگویم نمیتوانم نگویم مثل عقده مانده.@ این مردی نیست باید این را نگه داری مثلاً من روابط نامشروع با فلان دختر داشتم حالا اینکاره نیستم لزومی ندارد این را بگویی خاطرات تلخ و گذشتههای منفی را آدم بین خودش و خدا هست بعضیها برملا میشود بعد زندگی را خراب میکند.@ از همان اول آدم میگوید که من این بودم نمیشود پنهانش کرد بعضی از سوابق آنقدر درخشان است نمیشود پنهانش کرد ولی خیلیها را که اصلاً کسی نمیداند و لزومی هم ندارد بداند چرا مطرح میکنید نباید بیان کرد خیلی خاطرات و گذشتهها مطرح نشود.@ زن نباید از مرد هرزگی ببیند مثلاً بنشیند فیلمهای ناجور نگاه کند با نامحرم و خواهرزن گرم بگیرد این هرزگیها اثر بدی در روحیه زن میگذارد حتی زنهایی هم که خودشان گرایش اینطوری دارند امنیت روانیشان وقتی مردشان اینطوری باشد به هم میریزد آرامش روانی، احساس میکنند که مردشان تکیهگاه خوبی نیست.@ این خیلی مهم هست اگر قرار است خاطراتی گفته شود خاطرات معنوی و شیرین و سازنده گفته شود اینها سازنده و خوب هست پس دختر و پسر باید دقت کنند که خدای نکرده رفتار یا سخنی نگویند که روابط خراب شود یا نطفه روابط سرد در دلشان کاشته شود.@ دوران عقد دوران حساسی هست مواظب کلام باید باشند چون شهوت کلام بیشترین موقع در دوران عقد به افراد غلبه میکنند چون بیرون میخواهند بروند و با هم حرف بزنند و گرم بگیرند بعضی وقتها نمیداند از کجا باید شروع کند.@ آسمان ریسمان میبافد حرفهای مغرورانه و نامناسب میزند بعد کار را خراب میکند و ضمن اینکه خودمان باید مراقب باشیم باید به دختر هم این را بفهمانیم که حاضر نیستیم این حرفها را بشنویم برای این حرفها اهمیت و ارزشی قائل نیستیم.@ آنوقت خود دختر هم حساب کار خودش را میکند و به جای اینکه حرفهایی بزند که ممکن است روابط را دچار سردی کند یا اختلاف ایجاد کند یا دل چرکینی ایجاد کند حرفهای خوب بزند حرفهای بد را نزند.@ به این باید دقت شود همین که میگویم شما چند بار خواستگاری رفتید لزومی ندارد بگویی من چند بار خواستگاری رفتم یا حتی خواستگاری چه کسانی رفتم اینها خطرناک هست گفته نشود.@ یک موقع هم به دختر هم اجازه ندهید که این حرفها زده شود که فلان کس خواستگاری من آمده باید طوری با این قضیه برخورد بشود نه بداخلاقی بشود قشنگ توضیح بدهید که من حاضر نیستم این حرفها را بشنوم چه کسی خواستگاری آمده یا نیامده اصلاً نشنوید و اجازه ندهید که این مسائل مطرح شود توقعاتتان را تنظیم کنید.@ سعی کنید موقعیت خودتان را برای دختر جا بیاندازید که توقع بیجا پیدا نکند و موقعیت دختر و خانواده دختر را هم درک کنید از نظر اقتصادی و مسائل دیگر این درک شود مثلاً خانواده دختر یک اتاق بیشتر ندارند آن اتاق برادرخانم و خواهرخانم هستنند آنجا نمیشود زیاد نشست.@ ملاقاتهای آنجا ملاقاتهای دو سه ساعته است ناهار یا شام، شب ماندن و خلوت کردن اصلاً جایش آنجا نیست ملاحظه حال دیگران را باید بکنید و خیلی از ملاحظات دیگر، درک موقعیت و شناسایی و ارزیابی موقعیت خیلی مهم هست که باید صورت بگیرد نگذاریم میلمان شعور و عقل ما را از ما بگیرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ چگونه میتوان رفتار را طوری تنظیم نمود با همسر خود که با همسر خود رفتار خوب باشد و به طوری که وی از این برخورد سوءاستفاده نکرده یا باعث زنسالاری در خانه نشود؟ جواب این سؤال را از مجموعه این جلسات باید به دست آورد یکی اینکه انتخاب همسر خیلی مهم هست توجیه دوران عقد، مرد بفهماند که نه طرفدار مردسالاری هست و نه زنسالاری، بلکه خدامحور و خداسالاری هست.@ این را بفهماند تقید مرد به اصول زندگی بخصوص اصول شرعی در دل زن ابهتی ایجاد میکند که زن حساب زنسالاری از سرش بیرون میرود درباره مسائل اقتصادی مرد باید دقیق عمل بکند اینها مباحثی هست که بعد از عقد و دوران عروسی هست مربوط به آموزش همسران هست در مورد احترام به والدین خیلی جدی باشد.@ این را درست با عظمت در دل دختر جا بیاندازد زن را کاملاً از جهت محبتی ارضا کند احترام به والدین زن خوب باشد با خانواده زن خوب رفتار شود میبینید که به جای اینکه زن به فکر غلبه بر شوهر و زنسالاری و سوار شدن به مرد باشد همکار میشود دوست مرد میشود مرد را درک میکند و اصلاً اینطور افکار از ذهنشان بیرون میاید.@ در مورد مسائلی مثل بیرون رفتن و آرایش و عطر زدن و لباس و کفش مرد باید دقت لازم را بکند از اول هم برخورد مناسب را بکند که زن سوءاستفاده نکند یا خدای نکرده اگر ناآگاه هست این ناآگاهیاش باعث نشود به فساد کشیده شود دقت بکند مرد در اینطور موارد وقتی از اول محکم برخورد بکند این زمینه فراهم نخواهد شد.@ بخصوص که به واجبات الهی دقت کند مرد اگر اهل واجبات الهی باشد و دین خدا را با عظمتی که در دلش هست نگه دارد و همان را هم به همسرش نشان بدهد زن اینطور نخواهد شد چند مرحله شد یکی اینکه در انتخاب همسر دقت کند توجیه دوران عقد مهم هست انجام واجبات مهم هست.@ جاهایی که احتمال هست زن بخواهد مسأله زنسالاری مطرح شود اینطور جاها مرد برخورد مناسب را بکند و خود مرد هم به فکر مردسالاری نباشد بیخود آنجاهایی که حقش نیست سعی نکند خودش را تحمیل به زن بکند که آنوقت زن بخواهد حس انتقام یا حس برخورد متقابل و مقابل به مثل در او احیا شود.@ زمان بین رفت و آمد به خانه دختر در دوران عقد چه مقدار باشد مناسبت هست؟ این یک سؤالی هست که نمیشود یک جواب کلی برای این سؤال دارد بسته به ظرفیت خانواده دختر هست بسته به وضعیت دختر و پسر هست این مختلف هست.@ خود انسان از برخورد خود دختر با خانوادهاش میفهمد که چه موقع برود و چه موقع نرود چه موقعی آمادگی هست پسر باید خیلی دقت کند که خودش را در اینطور موارد سبک و ضایع نکند چون بالأخره فردا میخواهی به عنوان داماد این خانواده رفت و آمد کنی بعد آن موقع بد میشود.@ باجناقها میخواهند چهارتا متلک به تو بیاندازند آن متانت را انسان رفتار کند معمولاً باید طوری رفتار شود که آنها انتظار داشته باشد آنها گله کنند که چرا دیر میایی چرا نمیایی سر بزنی نه اینکه آنقدر بروی که دیگر آنها حوصلهشان گرفته شود و قضیه عادی شود پسر باید ملاحظهکار باشد که خود دختر تقاضا کند که بیاید سر بزند خود خانواده دختر تقاضا داشته باشند که پسر بیشتر سر بزند.@ کسانی که قبل از ازدواج در خانوادهای زندگی میکردند که از نظر مالی وضعیت خوبی نداشتند و یا مثلاً از کمیته امداد حمایت میشدند این نوع ازدواج با آنها را شما چگونه توصیه مینمایید؟ فقر عیب نیست همانطوری که ثروت امتیاز نیست.@ به قول حضرت آیت الله جوادی فرمودند اگر ثروت امتیاز و کمال بود خداوند این کمال را از پیغمبرش منع نمیکرد ولی پیغمبر فقیر بود ثروتمند نبود ثروتمند کمال نیست همانطور که فقر هم عیب نیست منتها آن شرائطی که ما در مورد خانواده همسر و خود همسر گفتیم باید رعایت شود اعتقادش، ایمانش، اخلاقش، تربیت صحیح، فرهنگ خوب.@ خیلی از خانوادهها هستند که وضع مالی خوبی ندارند اما فرهنگ غنی و قوی دارند آن شرائط باید مورد ملاحظه قرار بگیرد تا بشود در مورد این مسأله هم قضاوت کرد گاهی وقتها نه خانواده از نظر مالی خیلی فقیر بوده و این فقر فرهنگشان را خراب کرده فرهنگ بد و فاسد در آنها ایجاد کرده آنجا جای تأمل دارد باید انسان دقت کند.@ تقوای مالی را چگونه میتوان حفظ نمود؟ پسر از اولین روزی که سر کار میرود باید سال خمسی داشته باشد یعنی یک روز را مشخص کند که سر سال گذشت من امروز 16 آذر ماه هست سر کار رفتم اولین حقوق را امروز گرفتم امروز میشود مبنای سال خمسی من.@ از اول هم این را باید همسرتان جا بیاندازید که زندگیتان را پاکیزه بنا کنید حالا 16 آذر سال آینده که میشود شما میایید یک محاسبهای روی داراییتان میکنید البته کارمند جماعت به او خمس معمولاً تعلق نمیگیرد من خودم الان 13 ـ 14 سال ازدواج کردم هر سال خمسم را حساب کردم.@ سالگرد ازدواجم را گذاشتم شب عروسیام را سال مالی خودم گذاشتم که برایمان بماند فکر کنم دو سه سال بیشتر خمس به من تعلق نگرفته آن هم 1000 تومان 2000 تومان، این باعث پاکیزگی و برکت زندگی میشود خیلی سالها رفتم حساب کردم دیدم یک چیزی هم طلبکاریم به جای اینکه بدهکار باشیم.@ معمولاً روحانی مسجد و یا نماینده ولی فقیه به او میگوییم این لیست بدهکاری ماست این هم لیست دارایی ماست میگوید یک چیزی هم باید به تو کمک کنیم خیلی خوب است آدم سر سال این را مراقبت بکند که در خانهاش اگر چیزی هست حساب کند این باید آموزش داده بشود ویژه هست.@ مسأله بعد این هست که در خانه یک موقعی خدای نکرده خانواده مثلاً این را رعایت بکند برای همسرش جا بیاندازد که من باید لقمه حلال خانه بیاورم حاضر نیستم که دزدی کنم یا سوءاستفاده کنم از موقعیتم.@ یا پارتیبازی کنم یا چیزهای دیگر که شما میخواهید آسایش داشته باشید رعایت کند و واقعاً هم خدا برکت میدهد اگر انسان دنبالش ندوید و حرص نزد و تقوای مالی داشت، نه اینکه تلاش نکند برای رفاه زن و بچهاش، تلاش کردن مستحب هست خیلی هم خوب هست که انسان تلاش کند برای رفاه زن و بچهاش، اما تلاش پاک و صادقانه و خداوند هم برکت میدهد سوءاستفاده از اموال و کارش نکند بخصوص کسانی که وارد نیستند.@ من خیلی دیدم عزیزانی که وارد نیستند در سن جوانی افتادند در تجارت و معامله، مثلاً در فرش، برنج و خرید و فروش اینطور مسائل، تقوای مالی نداشتند نمیدانستند جاهل بودند بچههای خوب و متدینی بودند به این مسأله آگاه نبودند.@ یکدفعه دیدیم در یک معامله یکدفعه سود کلانی کردند اصلاً شخصیتشان را این سود کلان تحت تأثیر قرار داد یک بچه خوب و متدین و محکمی یکدفعه دیدی با چهارتا معامله اینطوری تقوا از او گرفته میشود و میافتد در خرید و فروش کلاه گذاشتن سر مردم و چکهای نابجا کشیدن و دروغ گفتن و اینطور مسائل.@ اینکه فرمودید صلاح نیست خودتان خیلی غذای معنوی همسر را بدهید و بهتر است به مرکزی یا نواری معرفی کنید علت صلاح نبودن چیست؟ منظورم این هست که زن و شوهر باید با هم دوست باشند زن شوهر میخواهد اگر قرار باشد که شما یکسره بنشینید موعظه و نصیحت بکنید خاصیت شوهر بودن خودتان را از دست میدهید.@ شوهر بودن یک چیز دیگر است موعظه و نصیحت خوب است، نه اینکه نباشد، چه دوران عقد چه دوران عروسی نصیحت لازم هست اما آنقدر نه که حوصله را سر ببرد و از حد خارج شود.@ باید اینطور مسائل را تذکرات مستقیم را بگذاریم برای استادی، کتابی، نواری، کمتر خودمان برویم سراغ تذکر مستقیم، مگر روابطی که احساس نیاز بشود و به حد واجب برسد ببینیم که دیگر نمیشود جلویش را گرفت باید خودمان متذکر بشویم بشویم اما من نگفتم که تغذیه معنوی خودمان نکنیم.@ مرد یکی از مهمترین وظائفش بلکه مهمترین وظیفهاش در زندگی زناشویی تغذیه معنوی هست تغذیه معنوی از راههای مختلف، گفتیم تغذیه معنوی را یکسره از طریق گفتار مستقیم و موعظه کردن و نصیحت کردن و فشار آوردن نباشد.@ از راههای مختلف میتواند باشد هدیه کتاب، هدیه نوار، برقراری یک جلسه، رفتن در مجالس و محافل علمی، شرکت مشترک، یا موجبات استفاده خانمتان را از مرکزی، جلساتی، نوارهایی، اساتیدی انسان فراهم کند که بتواند در این قضیه رشد کند نگفتیم که تغذیه معنوی نشود گفتیم مرد خودش مستقیم تغذیه را از طریق گفتار خیلی، نه اینکه اصلاً نباشد، حتماً هم لازم هست باشد از حد خارج نشویم.@