أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحث امشب مان در مورد خواستگاری و وظائف پیش از خواستگاری هست. دو بحث فرعی هم بحث خواستگاری دارد که جلسه آینده عرض میکنم یکی مسأله نفوذ والدین هست. حدود اختیارات آنها در مورد مسأله انتخاب همسر فرزندانشان، در مورد دختر و پسر و بحث ازدواجهای اجباری هست. آماری هم که تهیه شده در مورد مسأله خواستگاری آن را هم برای جلسه بعد میگذاریم.@ خواستگاری از اسمش مشخص است خواستن هست و مراسمی و مرحلهای هست که پسر یا مردی به دختر یا زنی علاقه دارد به او پیشنهاد ازدواج میدهد و به او اعلام میکند که او را به عنوان همسر میخواهد یا اینکه به تعبیر دقیقتر میخواهد که با او در مورد ازدواج صحبت بکند و آشنا بشود و اطلاعاتی ردوبدل بشود.@ خواستگاری توسط مرد صورت میگیرد و بهتر هم هست که در خواستگاری اقوام مرد والدینش، بزرگترها با او همراه باشند این از چند جهت لازم و خوب هست اگر باشد و بشود بهتر هست یکی از جهت احترامی هست که به خانواده دختر گذاشته میشود.@ معمولاً خانوادهها نمیپسندند که پسر به تنهایی به خواستگاری برود مگر در یک شرائط خاصی، در شرائط خاص میدانند که پسر کسی را ندارد تنهاست مثلاً در یک کشوری هست تنهاست آنجا زندگی میکند میخواهد از کسی خواستگاری بکند و یا والدین و خویشانش را از دست داده به هر حال شرائط استثنائی هست.@ اما در غیر این صورت همه دوست دارند که وقتی پسری به خواستگاری دخترشان میاید با اقوام بخصوص والدینش، اولیاء خودش بیاید این هم احترام هست هم مایه اطمینان آن خانواده هست مایه اطمینان که میگویم هست برای این هست که اگر پسر بدون اذن والدینش و بدون اطلاع آنها به خواستگاری دختری برود هر چند شرعاً اشکالی ندارد حرام نیست.@ پسر برای زن گرفتن مجبور به اجازه گرفتن از والدینش نیست و اما از آن جهت که خواستههای والدین پسر هم بعداً نقش دارند در زندگی او از این جهت خانوادهها برای اینکه بعداً مسألهای پیش نیاید ترجیح میدهند که خانواده پسر هم در جریان باشد و همچنین باعث الفت میشود خانوادهها با همدیگر الفت پیدا میکنند و همچنین باعث استحکام کار خواستگاری میشود.@ یعنی وقتی پسر تنهایی میاید آن استحکام را ندارد تا وقتی که خانوادهها میایند با هم صحبت میکنند به چند علت، یکی اینکه پسر وقتی تنهایی به خواستگاری میرود به خاطر حیا یا به خاطر خام بودن و بیتجربه بودن نتواند وظیفهاش را درست انجام بدهد چه بسا وقتی به خواستگاری میرود گول بخورد.@ مثلاً در دیدن دختر، در شناختن دختر، در حرف زدن، در دفاع از خودش، در معرفی خودش، در خیلی از چیزهای دیگر ممکن است پسر نتواند این کار را انجام بدهد ولی وقتی کسی با او هست این خیلی بهتر است و کار را راه میاندازد اینها کمکهای بسیار خوبی هستند که همراه انسان هستند تا امر خواستگاری و ازدواج به ثمر برسد تنهایی خیلی تبعات منفی دارد در اکثر موارد.@ خواستگاری هم معمولاً از طرف مرد صورت میگیرد و طرز طبیعیاش هم همین است که از طریق مرد صورت بگیرد و با فطرت زن و مرد سازگاری دارد این هست که مرد خواستگاری برود در خطبه زن خودش را عرضه میکند در خطبه وقتی شروع میشود زن میگوید که من خودم را به ازدواج در میاورم.@ معرفی و پیشنهاد و عرضه از طرف زن هست قبول از طرف مرد هست یعنی زن میگوید من به ازدواج تو در میاورم و مرد میگوید که من پذیرفتم و قبول کردم این در خطبه هست اما قبل از اینکه این خطبه خوانده بشود خواستگاری از مرد هست یعنی مرد هست که میرود.@ این هم برای رعایت روحیه زن لازم هست که زن اگر جواب منفی بشنود برایش سخت هست اگر کسی را دوست داشته باشد و جواب منفی بشنود برایش سخت است خواستگاری زن از مرد یا دختر از پسر اشکالی ندارد بعضی جاها هم شده خوب هست.@ مثلاً حضرت خدیجه(س) را داریم که از پیغمبر خواستگاری میکند داشتیم مواردی را که دختر از پسر خواستگاری میکند یا هست اما آنجا موارد استثنائی هست که دختر از پسر خواستگاری میکند.@ قاعدهاش این هست که پسر خواستگاری میکند اگر پسر جواب منفی بشنود سختش نیست حالا هر چند ممکن است دلبستگی داشته باشد و جواب منفی بشنود سخت است اما برای او آن ضربهای که برای دختر متصور هست و ناراحتی و افسردگی که برای دختر متصور هست برای پسر متصور نیست.@ لذا به خاطر این مسأله گفتن که پسر به خواستگاری برود این مسأله در مورد مرحله اول شروع قضیه خواستگاری. مسأله دوم در مورد این هست که ما حالا میخواهیم به مجلس خواستگاری برویم چه چیزهایی را باید رعایت کنیم قبل از خواستگاری که ما یک مراحلی را باید انجام بدهیم.@ مرحله اول آشنایی هست با شرائط انتخاب همسر، ملاکهای انتخاب همسر این را هر دختر و پسری باید بلد باشد مرحله بعد این هست که تحقیق و تطبیق، یعنی دختر که میخواهد به خواستگاری پسر برود.@ پسر باید بداند این اطلاعاتی که من دارم در مورد چگونگی دختر که دختر باید چگونه باشد حالا با توجه به این اطلاعاتی که دارم سراغ چه کسی بروم با چه کسی ازدواج کنم اینجا شروع میشود تحقیق کردن که مراحلی دارد یعنی کسب اطلاعات.@ مرحله بعد مرحله خواستگاری هست یعنی میرود ببیند که این اطلاعاتی را که جمع کرده یکی به او گفته یا خودش گمان کرده که این شرائط در این دختر جمع هست و من میتوانم با این ازدواج و زندگی کنم.@ از نزدیک آشنا بشویم و ببینیم که آیا این چنین هست یا نه و اگر هست ازدواج کنیم در مورد مسأله تحقیق و شناخت ان شاء الله اگر رسیدیم امشب صحبت میکنیم اگر نرسیدیم جلسه آینده.@ امشب از مراحل ظاهری خواستگاری هست تا صحبتهایی که باید انجام بشود قبل از خواستگاری خوب هست که پسر به احترام دختر و خانواده او تجمل کند یعنی به خودش برسد خودآرایی کند خودش را مرتب کند لباس خوب بپوشد موهایش را اصلاح کند عطری استفاده کند لباس مرتب بپوشد این خیلی خوب هست که رعایت بکند.@ در خودآرایی باید دقت کنیم که به حرام نیافتند مثلاً حالا که میخواهیم خواستگاری برویم دلیل نمیشود که تیغ را برداریم به ریشمان بیاندازیم صاف کنیم یک عمل خوبی به نام ازدواج را با یک کار حرام شروع کنیم این درست نیست.@ هیچ کدام از فقها اجازه همچین کاری را ندادند من دیدم بعضیها در این قضیه ضعف دارند ظرفیتشان کم هست وقتی به خواستگاری میروند با اینکه معمولاً تیغ در صورتشان نمیاندازند ولی میبینید که برای خواستگاری این کار را میکنند که حالا اتفاقاً خیلی وقتها به ضررشان تمام میشود.@ چه بسا دختر خوشش نمیاید وقتی میبیند یک همچین شرائطی را میگوید این تیغی هست خوشم نمیاید چه بسا بیچاره هیچ وقت هم تیغ نمیزده ولی الان زده اتفاقاً یک دختری پزشکی میخواندند بعد از جلسه از من وقت گرفته بودند برای دیدن من آمده بودند.@ گفتند که یکی خواستگاری ما آمده و همه چیزش خوب بود ولی یک چیزش ناراحتم کرد دیدم که صورتش را تیغ زده دختر از این جهت ناراحت بود شاید آن بیچاره خواسته خودش را جا بیاندازد اتفاقاً موجبات طرد را فراهم کرده این مسأله کوچکی نیست.@ به دخترها سفارش شده که حتی افرادی که به جماعت هم نماز نمیخوانند مستحب هست که با آنها ازدواج نکنند این مسأله مهم و ظریفی هست حالا حق دارند که به این دختر حزباللهی که هدف دارد حتی به این نکته هم توجه داشته باشد این یک نکته که باید رعایت بشود.@ در مسأله خودآرایی، مسأله بعد این هست که کوتاهی نکنید شروع هر برخورد همیشه اهمیت دارد یعنی شما همیشه با هر کس که رفیق هستید یا دوست هستید یا حتی بعدها بخواهید به خواستگاری بروید از کسی خواستگاری میکنید کارتان هم به ازدواج بکشد همیشه اولین برخوردها یادتان میماند این اهمیت دارد خوب هست که اولین برخورد برخورد شیرین و خوب و به یاد ماندنی باشد خاطره خوبی انسان به جا بگذارد.@ اتفاقاً یکی از آقایان از دوستان میخواست خواستگاری برود به من گفت بیا با هم برویم من خانواده دختر را میشناختم خانواده دختر و پسر روی حرف ما حساب میکردند رفتیم و این پسر خیلی مشتی آنجا آمده بود خیلی توجهی به خودآرایی نکرده بود موهایش را اصلاح نکرده بود آنجا آمده بود.@ این دو نکته ظاهری را رعایت نکرده بود با اینکه دختر دختر خوب و مایهدار بود ولی قبول نکردند اینها مهم هست که توجه داشته باشیم که کسی نمیگوید اگر لباس ندارد برود لباس بخرد اگر آدم بتواند لباس بخرد لباس خوبی برای خواستگاری بخرد.@ تمیز کند ظاهرش، کفشش را واکس بزند و با ظاهری آراسته برود و یا مثلاً خودش را به زحمت زیادی بیاندازد، خیر، اما همان مقداری که میتواند باید رعایت کند لااقل اصلاح کردن سر و صورت و به خود رسیدن و آراسته کردن ظاهر کاری هست که ممکن هست برای اکثر قریب به اتفاق مردم.@ باز به احترام خانواده دختر معمولاً جعبه شیرینی، کیکی، دسته گلی آنجا میبرند هدیه میکنند در بعضی جاها هم رسم هست که در همان جلسه اول یک هدیهای میبرند یک هدیهای غیر از این چیزهایی که عرض شد.@ نکته بعد این هست که در مراسم خواستگاری احترام بزرگترها را انسان باید خیلی رعایت بکند در موقع راه رفتن، در موقع ورود به مجلس به خانه دختر، برخورد با پدر و مادر و برادر دختر، برخورد با خود دختر خیلی مهم هست چه بسا دختر از در داخل بشود همینطور نباید سرد برخورد بشود.@ خانوادهها باید دقت کنند که وقتی دختر داخل میشود معمولاً بلافاصله دختر نیست دختر نیم ساعت یک ربع بعد میاید برای نشستن در مجلس، به احترام او انسان بلند بشود این خیلی مهم هست احترام گذاشتن به دختر، نه اینکه همه مشغول حرف زدنشان باشند و نفهمند چه موقع آمد و رفت.@ احترام پدر دختر و خانواده آنها، در موقع حرف زدن، نشستن، نحوه نشستن، حتی جایی که انسان مینشیند باید دقت کند که ادب در موقع نشستن رعایت بشود موقع خروج و صحبت کردن همینطور، بخصوص موقع صحبت کردن که اگر قرار است صحبت بشود نه با خود دختر، با خانواده پسر انسان درست صحبت کند.@ مثلاً حالا میخواهند با دختر هم صحبت کنند حتماً اجازه بگیرد از پدر و مادر دختر که ما میخواهیم چند دقیقه با دختر شما صحبت کنیم معمولاً خود پسر این پشنهاد را نمیدهد باید دیگران بدهند اما همان موقع هم که قرار است از مجلس بلند شود و برای صحبت کردن برود خوب هست که این نکته ظریف را رعایت بکند و اجازه بگیرد.@ مسأله بعدی در مورد دیدن دختر هست و ارزیابی او، در مورد دیدن دختر چندتا مقدمه عرض کنم یکی اینکه ازدواج به خاطر زیبایی فقط و صرفاً کار ناپسندی هست ولی در صورت اینکه اصول و شرائط رعایت بشود اگر همسر انسان هم زیبا باشد یک نعمت بسیار خوب و مغتنمی هست.@ نکته دوم این هست که موقع دیدن دختر اگر دختر زیبا به نظر آمد مواظب باشد ممکن است شما خارج از انتظارتان باشد یک قیافهای را تصور کردید وقتی میروید میبینید نه خیلی جذابتر آن چیزی هست که فکرش را میکردید باید مواظب باشید آنجا که در دلتان نشست این نشستن مانع از ادامه رعایت اصول و رعایت شرائط نشود یعنی تأثیر نگذارد.@ چون انسان وقتی میبیند میخواهد، میبینی الان هم تمام شرائط جور است دختری را که دیده و پسندیده دارد صحبت ازدواج میکند و میداند که اگر الان از اتاق بیرون بیاید جواب مثبت را بدهند تمام است و دختر را به دست آورده این آنجایی هست که لغزشگاه خیلی از پسرها هست.@ یعنی درست است اگر آنجا به چشمت زیبا و جالب آمد باید دقت کنی تا بقیه راه هم شرائط دیگر هم جور باشد و الا این صرف زیبایی زیاد و بیش از حد انتظار تو و آن مقداری که مطبوع تو هست مانع نشود از اینکه در صحبت کردن اصول را رعایت نکنی.@ امتیاز بدهی قولهای الکی به او بدهی که قضیه جور شود چون بعد دردسرهای زیادی دارد در مورد قیافه هم قیافه باید طوری باشد که شخص بپسندد زیبایی هم یک امر نسبی هست به هر حال دلش را نزند و زشت به نظرش نیاید بد نیست که اگر کسی توجه به شرائط همسر دارد که همسر چه کسی باید باشد مسأله قیافه را هم مدنظر داشته باشید.@ بخصوص گفتم برای بعضی از اصناف هستند که برای آنها بهتر هست که زنشان زیبا باشد لذا اگر کسی ممکن هست که همه شرائط را دختر داشته باشد به اضافه اینکه زیبا باشد خوب هست که رعایت بشود و بد هم نیست که این را مدنظر داشته باشد.@ مطلب بعد این هست که گاهی وقتها دختر و پسر همدیگر را دیدند مثلاً طرف دخترعمو، دختردایی، دخترخاله، دختر همسایه هست به هر حال در مناسبتهایی در تردد خانوادگی، مهمانیها، شبنشینیها به هر حال انسان یک اطلاعاتی از دختر همسایهشان شاید داشته باشد.@ معمولاً اینطوری هست که دارند از نظر ظاهری وقتی چند سال یکجا زندگی کنند برخوردهایی پیش میاید هر چند ممکن است آن هم کافی نباشد ولی اگر همدیگر را ندیدند باید حتماً همدیگر را ببینند یعنی اطلاع داشتن از اوضاع ظاهری و جسمی یک امر ضروری هست.@ به چند علت این مسأله مهم هست یکی اینکه انسان دلش میخواهد همسرش زیبا باشد اگر به نظرش زشت بیاید بعداً ممکن است دردسرها و مفاسدی داشته باشد مطلب بعد وضعیت جسمی دختر هست مادر شرائط خاصی دارد غیر از مرد هست هر چند مرد هم باید بدنش بدن قوی باشد عُرضه کار کردن داشته باشد بلوغ داشته باشد اما برای دختر فرق میکند.@ دختر بدنش از آن جهت که بعداً باید در چند جنبه از این بدن کار بکشد یکی در جهت مسائل جنسی، بارداری که اگر ضعیف باشد هم به خودش آسیب میرسد هم به بچه آسیب میرسد.@ یکی در مسأله کار منزل، معمولاً خانمها هر چند شرعاً وظیفهای ندارند ولی اخلاقاً رعایت میکنند و خودشان کارهای منزلشان را به عهده میگیرند مثل پختن غذا، شستن ظرفها و لباسها، تمیز کردن خانه را به عهده میگیرند اینها باید دقت بشود که از نظر بدنی یک ساختاری نداشته باشد که از عهده کار برنیاید.@ بعضی از دخترها هستند ممکن است سنشان سن خوبی باشد اما از نظر بدنی اصلاً جواب ندهند و همچین کارکردی از بدنشان نتوانند بکشند فردا دردسرهای زیادی درست میشود برای زندگی، به اینها باید توجه بشود لذا آگاهی از وضعیت جسمی دختر هم سلامتی و هم از جهت ظاهری امر ضروری هست.@ پنهان کردنش هم کار درستی نیست اگر بخواهند این قضیه را پنهان کنند مفاسدی بعداً خواهد داشت که چند نمونه را عرض خواهم کرد بنابراین هر دو خانواده باید با صداقت کامل در مورد وضع جسمی دختر و پسر صحبت کنند و خود دختر و پسر در حین صحبت کردنشان باید اینها را به همدیگر بگویند و در جریان بگذارند همدیگر را در مورد وضعیت جسمشان.@ جدای از این اطلاعات بارها شده بارها مسأله طلاق پیش آمده که دختر عیبی داشته و مخفی کرده پسر یک نقص بدنی داشته و مخفی کرده مثلاً پسر نقص عضو داخلی یا عمل جراحی داشته بیان نکرده یا پسر نوعی از آسیب بدنی دیده که پزشکان قطعاً به او گفتند که تو بعداً بچهدار نخواهی شد.@ آسیب در دستگاه تناسلیاش دیده ضربه دیده عمل جراحی کرده و یا اتفاقات دیگر، شیمیایی شده که ممکن است مشکلات ژنتیکی بعداً ایجاد کند اینها را باید بگوید، بوده که تا عقد و عروسی هم رفتند بعد کارشان به طلاق کشیده.@ دخترها هم همینطور عیبهایی داشتند که بیان نکردند بعد که در زندگی رفتند مشکل درست شده باید از این جنبه بدنی حتماً هر دو طرف آگاهی داشته باشند که این بدن بدن سالمی هست احساسات را نباید اینجا دخیل دانست و واقعاً به آینده خیلی فکر کرد چون ما در الان زندگی نمیکنیم در این چند دقیقه صحبت زندگی نمیکنیم.@ در این چند ماه دوران عقد و عروسی و شب عروسی نیستیم تمام مسائل میماند برای بعد از آن، همه چیزها آن موقع مهم میشود چیزهایی که الان معمولاً به نظر نمیاید نکته عمده مسأله ازدواج و انتخاب همسر یکی این هست که همه چیزهایی که دختر و پسر اول مدنظر دارند غالباً کارآییشان موقت هست و همه چیزهایی که بعداً برایشان مهم میشود در اول ازدواج برایشان مهم نیست.@ برعکس والدین که والدین معمولاً بعد را میبینند برای همین هم گفتند که به نظر والدین و بزرگترها خیلی انسان باید احترام بگذارد چون آنها نوع دیدشان عمیقتر و دقیقتر و به مصلحت انسان هست یکی همین مسأله جسم هست مسأله ظاهر هم همینطور.@ خانوادهها بخصوص خانواده پسر باید توجه به این نکته داشته باشند چون حق مسلم پسر هست که عروس و همسر خودش را ببیند لذا در شرع هم گفتند که میتواند مو و بدن او را ببیند بعضی از فقها نظر دادند که دختر میتواند مثلاً یک لباس تور بپوشد ولی اندامش معلوم باشد اشکال ندارد این خیلی مهم هست.@ نبی اکرم(ص) میخواستند از کسی خواستگاری کنند میفرستادند کسی را که دقیقاً اندام دختر یا زن را برانداز بکنند یک شناختی روی اندام او به دست بیاورند و مثلاً میگفتند بروید دختر را بو کنید که چه بویی میدهد اگر بوی بد میدهد نه، بعضیها بدنشان بوی بد از آنها تساعد میشود وقتی نزدیکشان میشوید بوی بد میدهند حالا از سرشان یا بدنشان، به اینطور مسائل دقت داشتند اینها مهم هست.@ بعدها میبینی که مرد از زنش لذت نمیبرد چون میگوید هر وقت نزدیکش میشوم بوی بد میدهد نمیتواند لذت ببرد اینها تأثیر دارد حالا اینکه باید انسان عاشق روح باشد و مسائل اخلاقی و ایمان سر جای خودش، اما اینها هم جای خودش اهمیت دارد در خود آن مسائل هم تأثیر دارد.@ لذا این حق مسلم پسر هست که از وضعیت جسمی و ظاهری همسرش اطلاع کامل داشته باشد از آنطرف هم خانواده دختر نباید خیلی سخت بگیرند در این قضیه، چون این امر شرعی هست خداوند اجازه داده دختر نباید از این کار حیا کند پسر هم نباید از دیدن حیا کند و دقت کردن در این امر.@ درست است نامحرم است اما چون حضرت فرموده حالت پسر موقع گرفتن همسر موقع نگاه کردن به او حالت خریدار است جنسی را که میخواهی بخری حق داری که جنس را ببینی چشم بسته که انسان جنس نمیخرد حضرت میفرماید حالت شخص موقع نگاه کردن به دختر حالت خریدار هست.@ چیزی را میخواهی بخری حق داری که نگاه کنی و بررسی کنی و اگر باب میلت هست انتخاب کنی برای نفسچرانی و نظربازی که شخص آنجا نرفته رفته که همسر انتخاب کند و حق دارد اینجا حیا باید کنار برود چه از طرف پسر و چه از طرف دختر، یا غیرتهای بیجا یک موقع میبینی که برادر دختر گردنکشی میکند که نه نباید همدیگر را ببینند.@ بارها شده که پسر خواستگاری رفته و خواسته دختر را ببیند برادر به او برخورده که نباید خواهر ما را ببینی و همین آقای به اصطلاح غیرتمند که در واقع جاهل و نفهم وقتی خواستگاری دختر میرود علاقه دارد که خودش نگاه کند اگر نگذارند نگاه کند خیلی هم به او برمیخورد لذا اینها از مقوله غیرت و حیا خارج است.@ اینها جزء مقولههای جهل و نادانی است اگر کسی بخواهد اینها را رعایت بکند حیا و غیرت در این مورد هر دو از مقوله جهل و نادانی هست باید کنار بگذارید و همدیگر را خوب ببینند خانواده پسر نقش خوب و مهمی دارد باید پیشنهاد بکنند.@ چون پسر رویش نمیشود که بگوید ما میخواهیم با دختر شما صحبت کنیم و او را ببینیم برای پسر سخت هست مثلاً مادر پسر کسی که عُرضه و زبان دارد ادب را هم میتواند رعایت کند، نه با پرخاشگری و متلک گفتن و بیادبی، خیلی محترمانه اجازه بگیرد که اینها همدیگر را ببینند و با هم صحبت کنند.@ بعد هم که میخواهند صحبت کنند ممکن است پسر رویش نشود پسر هم باید دقت کند ولی مطمئن باشند که دختر به اندازه کافی خودش را نشان داده که پسر با دقت ببیند پسر هم حالا اگر خودش بعداً خواست ببیند باید این مسأله را بگوید که دختر رویش را باز نگه دارد.@ چون پسر ممکن است حیا کند و بگوید اگر این را بگویم خوب نیست رویم نمیشود بگویم میگویند پسر پررویی هست به حساب پررویی میگذارد بد است اگر من بگویم که خانم شما رویتان را باز بگذارید یا درست بنشینید.@ میبینی دختر نشسته با یک زاویه 90 درجه که از پهلو نگاه کند درست نیست باید قشنگ رو به روی پسر بنشیند و صورتش را باز بگذارد به هر حال به طوری که پسر بتواند ببیند و مطمئن شود از وضعیت ظاهری دختر.@ حدیثی هست از نبی اکرم(ص) میفرماید(الحَیاءُ عَلی وَجهِین) حیا دو وجه هست یک حیایی را در جلسه اول خواندم حیای حماقت و حیای عقل، اینجا جور دیگری از حیا تقسیمبندی کردند فرمود(فَمِنهُ ضَعفٌ وَ مِنهُ قُوَۀٌ وَ إسلامٌ وَ إیمانٌ) میفرماید که بعضی از حیا دو وجه دارد یک قسمتش از روی ضعف و ناتوانی است.@ یعنی طرف ضعیف است که این را به حساب حیا میگذارد آنجا انسان به این حیا باید غلبه کند ضعیف نباشد قوی برخورد کند و قسمت از حیا معلول قدرت هست قدرت و اسلام و ایمان، قدرت و اسلام و ایمان به انسان حیا میدهد اما بعضی از حیاها هم معلول ضعف هست چون اینجا اگر حیا بکنی بعداً مشکل داری.@ یک دختر و پسری خیلی هم از نظر عقیدتی و اخلاقی و قیافه هم به هم میامدند هم پسر را میشناختم و هم دختر از نزدیکان ما بود پسر دختر را دیده بود و پسنیده بود و گفت مادرم هم باید بیاید ببیند برایش مهم است آمدند و مادر هم دید و گفت پسندیدیم چه موقع بیاییم برای شیرینی خوردن.@ حالا به دختر اعلام شده که مادر پسر هم آمده شما را پسندیده خود پسر هم پسندیده دختر و پسر هم صحبتشان را کردند تمام شده الان میخواهند بیایند شیرینی بخورند و یک خطبهای خوانده شود دو شب جلوتر پسر آمده میگوید من شرمنده هستم ببخشید مادرم به من گفته من درست نتوانستم دختر را ببینم مادرم هم خیلی به این مسأله توجه دارد.@ یا باز شده جای دیگر که خواستگاری رفتند و بعد رفته آمده و جواب مثبت هم به همدیگر دادند بعد پسر زیرش زده، چه شده؟ من درست آن موقع ندیدم این دفعه که رفتیم از او خوشم نیامد، این خیلی کار بدی هست هم اهانت هست هم دل شکستن هست برای دختر، اثرات وضعی هم روی زندگی خود آدم میگذارد.@ چه بسا به خاطر همین بیادبی خداوند یک همسر مناسبی را هرگز نصیب انسان نکند و محروم کند انسان را از همسر مناسب. یا رفتند دیدند صحبت کردند شیرینی هم خوردند بعد آمده میگویم مبارک باشه، میگوید نه آقا، میگویم چه شده؟ میگوید دختر یکی دوتا از انگشتانش اینطوری هست عصب ندارد کار نمیکند.@ میگویم اینها را نمیشد جلوتر تحقیق کرد در موردش؟ اینها لازم است نباید انسان تعارف و حیا بکند و ندید بگیرد و تغافل بکند و عجله کند، نه تو اگر اینقدر این مسأله برایت مهم هست که مثلاً در وقتی که دختر شیرینیاش را خوردی و تمام شده بخواهی در ذوقش بزنی و کار را خراب کنی و یک همچین کاری را انجام بدهی.@ چطور رویت میشود در این مرحله این کار را بکنی آن موقع رویت نمیشد این حرف را بزنی دو دقیقه جلوتر چیزی میگفتی که ما میخواهیم دختر را ببینیم که از نظر وضعیت بدنی چطور هست سالم هست یا نیست.@ خانواده دختر هم اشتباه کردند خانواده دختر باید این مسأله را میگفتند که دختر ما این دو انگشتش ضعیف هست که بعد مشکل درست نشود برای خود دختر، مخفیکاری، حیا کردن، یا عجله کردن یا سَرسَری گرفتن مشکلات درست میکند و اینها هم گناه شرعی دارد باعث اختلاف و مسائل دیگر میشود.@ پسر آمده میگوید رفتم خواستگاری خواهر رفیقم، با هم سالها رفیق هستیم گفته من میخواهم آنها هم گفتند ما هم رفتیم دیدیم و اما الان دلم را زده چکار کنم به او چه بگویم؟ الان میخواهی به او چه بگویی؟ هم گناه هست هم روابط دوستی را به هم میزند و خراب میکند خیلی مفسده دارد فقط در دنیا ظاهر نمیشود در آخرت هم ظاهر میشود یک همچین نحو برخورد.@ پس باید خیلی دقت کرد آنچه که برایت مهم هست که همسر آیندهات داشته باشد از الان بدون تعارف رویش تحقیق بکن در آن مجلس از دیگران بخواه، ممکن است دیگران عقلشان نرسد شاید انسان با کسی برود که آن کس زبان نداشته باشد یا ضعیف باشد یا عقلش نرسد یا فراموش بکند یا اصلاً به فکرش نیاید، بگویید.@ شما با دیدن این دورهها از خیلی از پدر و مادرها تجربهتان بیشتر میشود با دیدن این دورهها شاید شما بعدها بتوانید معلم کسان دیگری باشید در امر ازدواج، که من رویم نمیشود آنجا حرف بزنم به مادر و خواهرت بسپار که آنجا اینطوری بگویید آنجا رفتید آنچه که مدنظر شماست صحبت کنند و چقدر هم خوب هست که خانواده دختر هم این رشد را خودشان داشته باشند.@ من یادم هست یکجا خواستگاری رفتیم برای یکی از شاگردانم، خانواده دختر چقدر خوب و متین برخورد کردند و خواهر دختر قبل از اینکه من بگویم و بخواهم گفت اگر اجازه بدهید اینها بروند با هم صحبت کنند خود آنها چقدر رشدیافته که اینها بروند با هم صحبت کنند.@ خیلی خوب بود من واقعاً لذت بردم به نتیجه هم نرسید در صحبتشان وقتی صحبت کردند فهمیدند که به هم نمیخورند یک ناهماهنگی بینشان هست اما همین مقدار رشد خیلی عالی است که خود خانواده دختر پیشنهاد دادند که اینها بروند با هم صحبت کنند چون سرنوشت دخترشان مطرح هست نمیخواهد که دختر را بخورد میخواهند با هم صحبت کنند.@ ما اگر اینجا استنکاف کنیم بدمان بیاید و از مقوله بیحیایی و غیرت بگذاریم این خیلی جهالت است اگر دختر نداند که با چه کسی میخواهد ازدواج کند کورکورانه جلو برود مشکل هست همانطور که پسر نیاز دارد بداند همسر آیندهاش چه کسی هست دختر هم نیاز دارد که بداند همسر آیندهاش چه کسی هست و چه شرائطی دارد.@ همانطور که پسر میخواهد شرائطی بگذارد دختر هم میخواهد شرائطی را بگذارد بعضی از مسائل برایش مهم است یکسری اصول دارد میخواهد رعایت بشود میخواهد حرف بزند با هم شرط بگذارند این خیلی مهم هست حق هیچ کس نباید این وسط خورده بشود و بیتوجهی بشود به افکار و ارزشهای طرفین.@ برویم سراغ اقسام دیدنها، دیدنها چند جور هست دو روش کلی هست در مورد دیدن، یک روش این هست که عدهای به نمایندگی از پسر میروند میبینند الان هم اینطور هست که پسرها به مادرشان و خواهرشان میگویند که بروید دختری را برای ما ببینید میروند میبینند.@ اینجا یک نکته اخلاقی را تذکر بدهم این هست که کار درستی نیست اصولاً انسان پدر و مادر و خواهر خودش را برای انتخاب بفرستد انتخاب را این وسط باید پسر بکند نظرهای دیگران را هم باید رعایت بکند که توضیح خواهم داد.@ اما اینکه بعضی از پسرها میگویند مادر برو برای ما زن بگیر، شما پیراهن میخواهی بخری به مادرت نمیگویی برای من پیراهن بخر، پسر میگوید بروید هر کسی را دوست دارید خودتان بگیرید حرف است مثلاً بعضی وقتها میگویند به والدین احترام گذاشتیم هر کس را مادرم خوشش بیاید همان را هم من دوست دارم، ولی واقعاً اینطوری است؟@ اینطور نیست فردا میرود انتخاب میکند میاید میبینی که دردسرهای زیادی دارد اخلاقش اینطوری هست مشکل دارد مادر اصلاً تو بیخود کردی رفتی یک همچین زنی گرفتی چرا چشمت را باز نکردی، من بچه بودم نمیدانستم، من عقلم نمیرسید شما که عمری از شما میگذشت چرا توجه نداشتید به خانواده دختر و دختر، این چه زنی هست برای ما گرفتید.@ خیلی راحت بر بیادبیها و مسائل دیگر شروع میشود، به من چه من نمیخواهم، در هر مرحلهای ممکن است زیرش بزند و بگوید نمیخواهم، اصلاً کار دستی نیست که دیگران برایش زن بگیرند یا انتخاب کنند بلکه دیگران باید در حد پیشنهاد و انتخاب اولیه و معرفی.@ شما یک کاندید یک معرف برای ما گیر بیاورید که خواستگاریاش برویم بقیه کار را باید پسر انجام بدهد ببیند که با او سازگاری دارد یا نه، البته از نظر رأی و نظر دیگران خیلی باید استفاده کرده اما اینطوری هم نباشد برای دیدن هم معمولاً میفرستند که بروید دختر را ببینید.@ مثلاً میاید به مادر میگوید رفتیم دیدیم که دختر خوبی بود ظاهرش هم خوب بود معمولاً در اکثر موارد این مسأله نظر نظر خوبی هست نظر دقیقی هم در میاید که خواهر یا مادری میروند انتخاب میکنند میگویند که از نظر ظاهری دختر خوبی بود میتوانیم خواستگاریاش برویم اما این در همین قدر باید ارزش داشته باشد.@ یعنی باید به عنوان یک نظر و یک تأیید اولیه تلقی بشود در بعضی از موارد هم پیش آمده که پدر و مادر، یا مادر و خواهر رفتند انتخاب کردند بعد پسر نظرش نبوده گفته نه این انتخاب شما انتخاب دقیقی نبوده من خوشم نمیاید.@ این خود پسر باید توجه به این نکته داشته باشد و بپسندد این یک مرحله هست که میفرستند برود ببیند در اینطور موارد اغلب قریب به اتفاق موارد در این قسم نظر والدین یا نظر مادر یا خواهر معمولاً برای پسرها حجیت دارد یعنی پسر قبول میکند از آنها که شما پسندید برای من هم قابل پسند هست هر چند بعداً خود پسر هم در خواستگاری میرود و میبیند و میتواند نظر بدهد.@ قسم دیگر دیدن، دیدن هست در هنگام خواستگاری، یعنی اصلاً پسر دختر را ندیده تا زمان خواستگاری که در آنجا هم پسر میبیند و هم خانواده پسر میبینند و نظر میدهند و همچنین خانواده دختر و دختر هم پسر را میبینند و بررسی میکنند و در این زمینه نظر میدهند.@ یک قسم دیگر هم این هست که در بیرون همدیگر را میبینند در اثر برخوردها، در محیط کار، در دانشگاه، در خیابان، به هر حال به یک نحوی آشنا میشوند و همدیگر را میبینند.@ نکته دیگری که در مورد دیدن هست این هست که دیدن باید به اندازهای باشد پسرها معمولاً این اشتباه را میکنند چون دختر که روی پسر را راحت میبیند و برای او وضعیت پسر ظاهر هست اما پسرها اشتباه میکنند.@ چون دختر اگر محجوب باشد معمولاً همینطور هست سراغ دخترهای متدین و محجوب میروند باید به یک نظر اکتفا نکند یعنی آنقدر نگاه بکند که خطر توهم و اشتباه برطرف شود یعنی مثل آن دفعه نشود که مادر آن خانم با اینکه مادر بوده و میتوانسته راحت دختر را نگاه کند و با او حتی تماس بدنی داشته باشد اشتباه کرده اینطور نباشد که یکبار ببینیم بگوییم نه.@ بارها شده من این مسأله را دیدم که پسر گفته بد دیدم درست ندیدم نمیدانم یا اینکه آن بار اشتباه فهمیدم خوب دقت بکند در دیدگاه اول ممکن است زیبا به نظر بیاید ولی در نگاههای بعدی نه، این مسأله زیاد شایع هست که در نگاه و دید اول ممکن است دختری زیبا به نظر بیاید ولی در نگاههای بعدی و آشنایی بعدی اینطور نباشد.@ بعد یک نکته در مورد دخترهای چادری بگویم بعضی از دخترها هستند که با چادر زیباتر به نظر میایند بدون چادر اینطور نیستند یعنی چادر نوع خاصی از زیبایی را به دختر میدهد ولی وقتی که چادرشان را بردارند به آن مقداری که با چادر زیبا هستند زیبا نیستند و بعضیها برعکس.@ یعنی با چادر جلوهشان کمتر از موقعی هست که چادر را برمیدارند این شناخت خیلی مهم است که ممکن است بعضیها وقتی نگاه میکنند خیلی دلچسب نباشد ولی بعد که چادر را برمیدارند مراحل محرمیت پیش میاید و برداشتن حجاب هست میبینید که زیبا و مقبول هست.@ مضافاً اینکه قیافه دختر معمولاً بعد از ازدواج تا قبل از ازدواجش فرق میکند چند نوع تحول روی قیافه دختر اتفاق میافتد یکی خود آرایشها هست مو هست یک موقع میبینی با یک نوع آرایش خاص مو قیافه زمین تا آسمان فرق میکند به طول معمول هست که مرد در مورد آرایش زنش نظر میدهد.@ زنش وقتی طرز خاصی مو یا صورتش را آرایش میکند مرد قبول نمیکند به نظرش زنش زیبا نمیاید وقتی طور خاص دیگری آرایش میکند خیلی مقبول و زیبا هست و تحولات دیگری که در چهره بعداً اتفاق میافتد و همچنین در اندام، اینها قابل توجه هست.@ برای همین هم هم به دخترها سفارش میشود که چادرشان را کاملاً باز بگذارند که پسر با قیافه بدون چادر آنها آشنا بشود هم خود پسر باید به این نکته دقت بکند که آن موقع که من دیدم با چادر دیدم خیلی زیبا بود ولی الان زیبا نیست این اشتباهات میتواند لطمه بزند به هر دو طرف.@ مطلب بعد در مورد راههای گزینش همسر هست و وظائف قبل از خواستگاری که اینها را عرض کردیم بعد از اینکه ما آگاهی نسبی در مورد شرائطی را که باید یک همسر داشته باشد به دست آوردیم.@ مرحلهای هست که به جستجوی فرد مورد نظر باشیم که با توجه به اینکه من این شرائط را دارم حالا چه کسی هست که این شرائط را داشته باشد چه کسانی هستند و چه کسی بهتر این شرائط را دارد انسان بررسی کند در این راه چند مرحله وجود دارد یک مرحله این هست که بداند وسواس داشته باشد.@ وسواس چیز خطرناکی هست بخصوص وقتی سن بالا میرود اینطوری هست یعنی معمولاً وقتی آقایان یا خانمها هر دو فرقی نمیکند سنشان بالا میرود از یک مرحلهای میگذرد بعد که میخواهند همسر انتخاب کنند خیلی حساس حساس میشوند و با وسواس زیادی همسرشان را میخواهند انتخاب کنند.@ معمولاً هم نمیشود سن بالاتر میرود دیگر مجبور میشوند یعنی فشار میاید یک خانمی از شاگردان ما بود من خودم چندتا برایش خواستگار فرستادم قبول نکرد خواستگارهای مناسبی هم بودند چند سال طول کشید نپذیرفتند.@ یک موقع دیدم آمد پیش من و گریه میکرد گفت دیگر خانواده گفتند بس است دوتا خواستگار همزمان آمدند از این دوتا خواستگار یکی را باید انتخاب کنی و من الان مجبورم یکی از این دو را انتخاب کنم و هر کدام یک چیزیهایی دارند که من نمیپسندم در مخمصه گیر کرده بود پسر هم همینطور.@ بعضی از پسرها انتخاب نمیکنند یک موقع هست شرائط خاصی دارد گرفتاری خانوادگی دارد درس دارد امام 28 سالشان بود که ازدواج کردند بعضیها 30 سالشان هست که ازدواج میکنند بعضیها حتی بیشتر، به خاطر کارها و مشغلههای خاصی که دارند کوتاهی نکردند.@ نوع گرفتاری خاصی که داشتند چه از نظر علمی چه از نظر خانوادگی چه از نظر جنگ گرفتار جنگ بودند چه از نظر درمان مجروح شده سیر درمان داشته باید یک سیر درمانی را میگذرانده عقب افتاده چون اینطور موارد اینطور نیست که شخص وسواسی باشد یا شخص گرفتار این مشکلات روحی باشد.@ اما خود شخص مخصوصاً عقب بیاندازد وقتش رسیده باشد ولی تأخیر بیاندازد جدای از اینکه از خیلی از فیوضات و کارکردهای ازدواج محروم میشود و درست از عمرش استفاده نمیتواند بکند جدای از آن بعداً وقتی سن بالا میرود با اینکه وسواس هست و میگوید من که تا حالا صبر کردم.@ معمولاً هم دختر هم پسر میگویند ما چهار سال ازدواج نکردیم به هوایی اینکه آن کسی که میخواهیم گیر بیاید حالا همینطوری به این راحتی قبول کنیم این را میگویند و این مدنظرشان هست برایشان سخت است که چهار سال صبر کردند و حالا بخواهند به راحتی قبول کنند.@ حتی دخترها خواستگارهایی برایشان میاید که واقعاً هم مناسب است اما این وسواس چهار ساله که ما چهار سال صبر کردیم برای این، نه شاید بهتر از این و ایدهآلتر از این هم باشد صبر میکنند و این لطمات زیادی دارد بعد میرسند به جایی که واقعاً دچار بحران روحی میشود وقتی دچار بحران روحی میشود دیگر مجبور است دیگر آنجا قدرت انتخابش ضعیف میشود و خیلی کم میشود هر مقدار که این سن بالاتر برود و انسان به این مسأله بیتوجهی بکند.@ وسواس بیجا داشته باشد و بخواهد موشکافی بیش از حد بکند این بعداً قدرت مانور خودش و انتخابش کمتر خواهد شد. آن موقع خطر دارد بعد از اینکه این نکته را انسان رعایت بکند ولی باید دقت هم بکند معمولاً انسان وقتی تصمیم به ازدواج میگیرد یکدفعه عجول میشود.@ غالباً وقتی دختر یا پسر تصمیم به ازدواج میگیرند دخترها کمتر، ولی پسرها وقتی امروز مسجل شد برایش که خوب است ازدواج بکند مثلاً تا الان تصمیم نداشته ازدواج بکند میرود خدمت استاد، استاد به او میگوید که برای شما لازم هست که ازدواج کنید.@ یا استاد به او اجازه میدهد که تا الان به خاطر این کار علمی یا این مشغله خاص ازدواج نکردی ولی از امروز به بعد به تو اجازه داده میشود که ازدواج کنی یا بهتر است ازدواج کنی یا توصیه میشود که ازدواج کنی این را که میگوید این فکر میکند که همین امشب باید عروسی بگیرد نصف روز هم نمیخواهد صبر کند خیلی عجول و بیمنطق.@ بعضی وقتها من دیدم که رفته خواستگاری کرده به خاطر عجلهای که داشته به هم خورده مثلاً خانواده دختر گفتند ماه دیگر، پسر میگوید نه امشب، دعوایشان شده و اصل قضیه به هم خورده این باید رعایت بشود که خیلی هم عجله نکند.@ ما الان مسجل شده که میخواهیم ازدواج کنیم شرائطمان هم داریم حالا باید بدانیم آن شرائطی که در ذهن ما هست و اطلاعاتی که میدانیم و میدانیم درست هست نه شرائط کاذب و خیالپردازانه نه، شرائط معقول و مشروع میدانیم.@ حالا ببینیم در چه کسی هست این را هر دختری میتواند داشته باشد دختر همسایه کناری ما، آن کوچه، 50 کیلومتر آنطرفتر، در شهر، در یک محله دیگر، یک شهر دیگر، حالا من باید بررسی کنیم حالا اینجا شروع میکنم کمک گرفتن این را باید دقت کنیم.@ بخصوص در مراحل آشنایی، در مراحل آشنایی خصوصیاتی را از دختر به ما معرفی میکنند یا ما در برخوردی که با دختر داریم میبینیم یکسره باید توجه داشته باشیم که به آن اصول تطبیق میکند آیا این میتواند مادر خوبی باشد میخواهیم مادر انتخاب کنیم برای فرزندانمان، میتواند کمک خوب و یار خوبی باشد میتواند من را تحمل کند و خیلی چیزهای دیگر به این توجه کنیم و در این قضیه عجله نکنیم.@ تمام این عشق و تنفر و محاسن و معایب همه اینها ظهورشان در سایه تحقیق و شناخت دقیق هست. اولین مرحله مشورت هست که شخص باید مشورت بکند از کسانی که میشناسد و میداند که با او همعقیده هستند مشورت هم چند شرائط دارد.@ یکی اینکه مشاور آدم آگاهی داشته باشد آگاهی یعنی معنای زندگی را بلد باشد رسالت انسان را بداند چه هست همینطوری انتخاب نکند بعضی وقتها دیدیم مثلاً واسطههایی که معرفی کردند هیچ توجهی به تناسب دختر و پسر نکردند.@ یک دختری را سراغ داشت که شوهر ندارد و اولین پسر را که شناخته زن ندارد میگوید شما بیایید با هم ازدواج کنید و اینها را به هم وصل کرده بعداً هم چه مفاسدی بار آمده اینطور نباشد آن کسی که میخواهیم با او مشورت کنیم باید شخص آگاهی باشد.@ نکته بعد مشاور ترسو نباید باشد آدم بخیلی نباشد روحش روح کوچکی نباشد خباثت نداشته باشد بدجنس نباشد خیر ما را بخواهد دوستمان داشته باشد معمولاً بهترین مشاورها در درجه اول والدین هستند بعد خواهرها و برادری که از نظر سنی به ما نزدیک هستند.@ دوستانی که ما میتوانیم از آنها کمک بگیریم از همکلاسی از استاد کمک بگیریم و با آنها مشورت کنیم که کسی را سراغ دارند یا نه، یکی در سراغ داشتن هست و بعد از اینکه معرفی شد که آیا کسی را سراغ دارند یا نه مشورت در مورد خصوصیات دختر است که این دختری که با این خصوصیات هست آیا خوب هست با او ازدواج کند یا نه.@ مثلاً ما رفتیم خواستگاری یک دختر یک همچین شرائطی دارد آیا شما صلاح میدانید که ما ازدواج کنیم یا نه؟ خوب هست که مشورت بشود این را باید خوب در گوشمان بخصوص جوانها فرو کنیم که هر مقدار هم تحصیلکرده و باسواد باشند و آگاهی داشته باشند باز امر ازدواج یک امر خطیر و پیچیدهای هست بینیاز از مشورت با بزرگترها با صاحبنظرها و والدین نیستند باید مشورت کنند هر مقدار انسان اطلاعات داشته باشد باز ازدواج احتیاج به مشورت دارد.@ مرحله دوم بعد از مشورت کردید و طرف را شناختید یک موقع هست میبینی نمیشود خودت جلو بروی یا والدینت هم نمیتوانی جلو بفرستی چه بسا آنقدر غریبگی باشد که نشود همینطوری رفت چون معمولاً احتیاج به یک واسطه هست.@ یک کسی که از هر دو طرف یک شناختی داشته باشد این بهترین هست ولی یک خانوادهای که کاملاً اعضایشان با خانواده دیگری غریبه هستند اینجا سخت هست مثلاً فرض کنید که یکی آمده خواستگاری خواهر شما، نه خود پسر را میشناسید نه پدر و مادرش را میشناسید این کاملاً همه ناشناس هستند.@ وقتی میایند آنجا آدم خیلی به راحتی نمیتواند سخن بگوید و بپذیرد معمولاً استفاده از واسطه و معرف چیز خوبی است کسی که ما را بشناسد و آن خانواده را هم بشناسد واسطه هم همان شرائط را باید داشته باشد هم باید آدم آگاه و خیرخواهی باشد و درست واسطهگی بکند.@ نظرات خودش را تحمیل نکند که حالا که داریم واسطهگی میکنیم حق کمیسیون بخواهد و او یک چیزی آنجا بگوید، نه واسطهگری فقط در حد یک معرفی باشد و کار را خرب نکند بعضی از این معرفها هستند فقط در حد معرف هستند میگویند این برای این خوب هست.@ فلان خانواده دختر خوبی هست یا نهایتاً به پدر دختر و خود دختر میگویی که فلان جوان جوان خوبی هست مایل هست که با شما وصلت بکند در همین حد، بعضی از واسطهها هستند که نه خودشان هم شرکت میکنند در جریان میایند فعال شرکت میکنند بسته به موقعیتهای مختلف دارد.@ مرحله بعد تحقیق هست در مورد دختر، تحقیق هم چند مرحله دارد یعنی ما باید بدانیم که در مورد چه چیزهایی میخواهیم تحقیق کنیم یکی در مورد خانواده دختر هست که خیلی اهمیت دارد استاد محترم آقای احمدی جلسه گذشته در مورد نقش مادر توضیح دادند که خیلی مهم بود حدیث هم ما داریم که به خانواده طرف نگاه کنید چون اول از این در روایت مسأله وراثت را مطرح کردند یعنی به هر حال این فرزندی که در این خانواده هست از نظر وراثت معلول پدر و مادرش هست.@ یعنی خصوصیات پدر و مادر، بخصوص مادر در فرزندشان تأثیر دارد به صورت ژن منتقل میشود و مادر در دوران بارداری هم خصوصیات روحی و اخلاقی خودش را منتقل میکند به فرزندش، بعد هم فرزند سالهای سال شکلگیری شخصیتش یکسره خورده از خودش چیزی نداشته.@ یعنی یکسره روی او نقاشی شده خودش توان تجزیه و تحلیل و مقاومت و پاک کردن صورتها و قبول کردن یا قبول نکردن بعضی از صورتها را نداشته یکسره فقط صورتپذیری داشته برادرش، خواهر، پدر و مادرش یکسره روی او نقاشی کردند حالا یا خوب یا بد، تازه بعد از اینکه دیگر خودش به سن تشخیص رسیده باز هم معلوم نیست که اثرپذیری نباشد.@ یک موقع میبینی قدرت نفوذ پدر و مادر و اعضای خانواده خیلی زیاد هست و روی این باز تأثیر گذاشته مطلب بعد علاقه ذاتی هست که دختر و پسر به پدر و مادر و اعضای خانوادهشان دارند خود آن علاقه کمک میکند به شکلگیری، به قبول ارزشهای خانواده، اینها تأثیر دارند.@ لذا باید به این مسأله دقت کنیم در سوره مریم هست در مورد حضرت مریم(س) بعد از اینکه حضرت عیسی(ع) را به دنیا آورد مردم از مریم جز پاکی چیز دیگری ندیده بودند بعد تعجب کردند قرآن میفرماید مردم آمدند به مریم گفتند که(ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا) پدر تو که مرد بدی نبود مادرت هم زن بدکارهای نبود تو چکار کردی این بچه متولد شد؟@ منطق قرآن را بدانید که در مورد مریم که میخواهند قضاوت کنند با خودش کاری ندارند میگویند نه پدرت آدم بدی بود نه مادرت زن بدکارهای بود تو چرا یک همچین دسته گلی را به آب دادی این خیلی اهمیت دارد از نظر قرآن شناخت پدر و مادر، خانواده کسی که میخواهند با او ازدواج کنند خیلی اهمیت دارد.@ لذا سفارش شده که با فلان خانوادهها وصلت نکنید با فلان خانوادهها وصلت کنید توصیه شده خانوادههایی که کریم و متدین و خوش اخلاق هستند اینهایی که در روایات هست در مورد خود دختر باید تحقیق بشود آن هم که راههای مختلفی دارد.@ یک موقع هست که انسان یک شناختی دارد از طریق استاد دختر، دختر جایی کلاس میرود انسان مربیها و معلم و مدیر مدرسهاش صحبت بکند و بگوید یک امر خیری هست و ما تحقیق آمدیم که بدانیم این دختر چطور هست از فامیل از همسایهها جاهایی که دختر در خارج ارتباط دارد کسانی که به نحوی با دختر آشنایی دارند.@ انسان میتواند تحقیق کند و سؤالاتش را دقیق بپرسد بعضی وقتها پسرها اطلاعات فقط کلی برایشان کافی نیست اطلاعات جزئیتری میخواهند آنجا میتواند با معلمین دختر صحبت بکند با کسانی که از نظر روحی به او نزدیک هستند.@ بعضی وقتها خانواده دختر آنقدر رشد دارند که انسان میتواند با بعضی از اعضای خانواده خود دختر تماس بگیرد مثلاً به دوستش بگوید که ما میخواهیم بیاییم با خواهرتان ازدواج کنیم چطوری هست به نظرت با من سازگاری دارد یا نه، این خصوصیات را دارد یا نه، میتواند یک همچین زندگی را با شرائطی که من دارم اداره و تحمل بکند.@ آدم میتواند حتی از نزدیکترین کسان دختر هم در این باره سؤال کند و چقدر هم خوب هست که این در مردم باشد که مردم این اطلاعات را راحت در اختیار قرار بدهند حتی نزدیکان دختر برادر و خواهر یک دختر، این اطلاعات خیلی راحت ردوبدل بشود و اگر صلاح هست این ازدواج صورت بگیرد.@ در اسلام خیلی روی اینطور مسائل سهل و ساده گرفتند طوری که داریم بعضی از علمای ما میامدند در بین شاگردهای خودشان میگفتند من دختر دارم اگر کسی از شما میخواهد ازدواج کند دخترهای من هستند رشد جامعه خیلی زیاد بود بخصوص در میان متدین و علما خیلی بود.@ در زمان صدر اسلام هم همینطور بوده خیلی خوب بوده مثلاً زن میامده در مسجد پیغمبر میگفته که من میخواهم ازدواج کنم یک همسر برای من انتخاب کنید خود زن پیشنهاد میداده و رشد خیلی بالایی در این جهت بوده و پیغمبر هم گاهی وقتها میگفته فلان کس هست با او ازدواج کنید.@ گاهی وقتها هم بوده که پیغمبر در مسجد میگفته این خانم احتیاج به شوهر دارد چه کسی حاضر است با این خانم ازدواج کند ببینید وضعیت چطور بوده خیلی سهل میگرفتند من اتفاقاً یکجا مسئولیتی داشتم یک آقاپسری بود از نیروهای ما که زیر دست ما کار میکرد به دختری علاقه داشت آن دختر هم به او علاقه داشت.@ پسر به خاطر اینکه شرائط خاص خانواده دختر را میدانست و احتمال میداد به او ندهند جلو نمیرفت میترسید جلو برود تا خود دختر پا پیش گذاشت و آمد به ما گفت من به آن پسر علاقه دارم و اگر جلو بیاید ممکن هست.@ خیلی خوب هست اگر افراد رشدیافته با هم این ارتباط را داشته باشند ما هم به پیشنماز مسجد گفتیم پیشنماز مسجدمان هم آدم خیلی روشن و باتقوا گفت حالا فعلاً بیا، پسر را صدا کرد بیایید در گوشه مسجد با هم صحبتی کردند.@ اول به همدیگر پیغامتان را بدهید بعد بقیهاش هم فلانی درست میکند خیلی راحت خیلی ساده گرفت که اینها بتوانند با هم چند دقیقهای صحبت بکنند بعد ما به خانوادهها کشاندیم.@ بعد از طریق دوستان دختر میشود تحقیق کرد کسانی که از نزدیک با او دوست بودند معمولاً پسر نمیرود از دوست دختر بپرسد که این چطور هست معمولاً مادر و خواهرش را میفرستد اطلاعاتی را که میخواهد در بیاورد خواهر و مادرش را توجیه میکند و آنها میروند اطلاعات را در میاورند.@ گاهی وقتها نه، شما میدانید که این دختر با فلان دختر دوست بوده و آن دختری که دوستش هست الان شوهر کرده میتوانید راحت بروید سراغ شوهر آن دختر و به او بگویید که شما از خانمتان سؤال کنید که در مورد این خانم چه میداند گاهی وقتها ممکن است آشنا باشند انسان میتواند خیلی راحت اطلاعات را در بیاورد.@ راههای زیادی هست برای تحقیق کردن، همت میخواهد. از طریق معاشرین هم میشود بداند که این دختر با چه کسانی معاشرت دارد(المَرءُ مَعَ خَلیلِه) در روایت داریم که انسان هست با دوستش، اصلاً ارزیابی اشخاص با رفقایشان هست کسانی که رفت و آمد دارند صورت میگیرد با چه کسانی رفت و آمد دارد همنشین در همنشین تأثیر زیادی خواهد داشت.@ (الطَبعُ مِنَ الطَبع یَستَرِقُ کُلَّ مِنَ الرَّذیلَۀِ وَ الفَضیلَۀ) طبع از طبع میدزدد چه رذیلت و چه فضیلت، چند لحظه برخورد چند دقیقه برخورد یک ساعت معاشرت میبینید که طبع این از طبع این دزدید ناخودآگاه میگیرد.@ لذا بدانید که یک نفر با چه کسانی رفت و آمد میکند و معاشرت میکند و نشست و برخواست میکند با چه کسانی دوست هست در کدام انجمن عضو هست در کجاها کلاس میرود و عضویت دارد انسان خودش میفهمد که این چطور هست.@ یک طریق هم ذکر کردند که تحقیق از طریق دشمنان هست که این ظرافت خاصی دارد چون دشمن هیچ وقت حرف خیر و خوب نمیزند یکسره بدی میگوید بعد هم باید دقت کنیم در تحقیقی که ما از افراد میکنیم باید بدانیم که اینها کینه ندارند سوابق دشمنی ندارند.@ یک موقع هست شما میروید از یک نفر تحقیق میکنید هیچ وقت هم نباید تحقیق را به یک مورد دو مورد سه مورد بسنده کرده چه بسا میبینی با سه مورد صحبت میکنید دو موردش با اینها لج هستند مثلاً خودش رفته پسرش رفته خواستگاری دختر، دختر قبول نکرده حالا شما رفتید درست از آنها تحقیق کردید.@ رفتید درست با دایی دختر صحبت کردید این احتمال باید همیشه باشد که دایی پسری داشته فرستاده دنبال دختر، چرا برای پسر خودش نفرستاده، عمو چی، اینها باید مدنظر باشد کینههای خانوادگی زیاد هست که پسردایی رفته قبول نکرده حالا زندایی و دایی برای دختر میزنند که نه دختر خوبی نیست.@ باید این توجه را داشته باشیم که یک موقعی از کسی نرویم تحقیق بکنیم که غرض و خصومت شخصی دارد اینها ممکن است دست نیاید ولی انسان وقتی تحقیقش را وسیع انجام بدهد مطالعاتش را وسیع صورت بدهد در میاید که آیان صحبتهای آن افراد درست بوده یا نه.@ یکی دیگر از راههای شناخت گفتگوی مستقیم هست در مورد گفتگوی مستقیم صحبت زیاد هست وقتی گفته میشود گفتگوی مستقیم معمولاً این هست آن چیزی که الان در جامعه اتفاق میافتد این هست که پسر میرود خانواده دختر را میبیند خواستگاری میکند بعد از جریان خواستگاری با هم صحبت میکنند یا دوران نامزدی فرصتی هست برای آشنایی که در آن مورد هم جلسات بعد صحبت خواهیم کرد.@ ولی یکسری گفتگوها گفتگوهایی هست که خارج از خانه انجام میگیرد در محیط دانشگاه، کار، بیرون یک صحبتها و گفتگوهایی میشود که ببیند اصلاً صلاح هست یا نیست، بعضی وقتها جلساتی را که خانوادهها اجازه میدهند اینها با هم صحبت کنند جلسات کمی هست.@ انتظار دارند اینها یک ربع با هم تمام برنامههای یک عمر زندگیشان را ردیف کنند نمیشود بعد احتیاج هست که پسر بیشتر صحبت کند صحبتهای بیشتری دارد دختر صحبتهای بیشتری دارد بعضی از خانوادهها اجازه میدهند رشدشان زیاد هست.@ اجازه میدهند که بنشینند با هم صحبت کنند یک جلسه دو جلسه با هم مفصل صحبت کنند حالا به نتیجه رسیدند که رسیدند نرسیدند هیچی، ولی واقعاً نیاز هست به گفتگوی مناسب بخصوص که اگر انسان از راههای دیگری تحقیقات نتوانسته بکند شناختهایی را نتوانسته حاصل بکند زیاد هست که گفتگو بشود.@ در گفتگو هم باید رودربایستی را کنار گذاشت و قواعد مربوط به گفتگو را میگویم که در گفتگو چه چیزهایی و به چه نحوی باید گفته بشود. امیرالمؤمنین(ع) یک حدیثی دارد واقعاً کسر شأن هست برای حضرت علی و بزرگان یک همچین کلمهای را به کار برد که بگوییم شاهکار است واقعاً یک معجزه است.@ گفتن یک همچین کلماتی از معجزات هست انسان میفهمد که غیر معصوم نمیتواند اینطوری صحبت بکند میفرماید(ما أضمَرَ أحَدٌ شَیئاً إلاّ ظَهَرَ فی فَلَتاۀِ لِسانِهِ وَ صَفَحاتِ وَجهِه) یک جنبههای عرفانی و معنوی این حدیث دارد.@ اما همین مقدار معمولی که هیچ کس چیزی را پنهان نکرد مگر اینکه آن چیزی را که این دارد پنهان میکند در کلامهای زائد او و در رنگ چهره و حالتهای چهرهاش بالأخره بروز میکند اولیاء خدا اینگونه بودند که وقتی به چهره یک نفر نگاه میکردند خوب تشخیص میدادند میگفتند این چهرهاش مشخص هست.@ میفرماید هیچ چیزی را شخصی مخفی نکرد پنهان نمیکند مگر اینکه در کلامهای زائدی که از دهانش خارج میشود رنگ چهرهاش هویدا میشود مثلاً شما خیلی وقتها شده صحبت کردید شخص وقتی میداند میخواهد صحبت بکند اتوکشیده میاید صحبت میکند مراقب هست که چیزی را که نباید بگوید نگوید.@ ولی وقتی با او صحبت بکنید قدرت صحبت هم خیلی مهم هست که صحبت را به کجا بکشانید چون ممکن است صحبت را منحرف بکنید به جای دیگر ببرید ولی در آنجا بتوانید در مورد صحبتی که در دو ساعت پیش کردید جوابت را به دست بیاوری.@ در صحبت اینطوری هست که شخص میتواند شخصیت خودش را بروز بدهد و برملا میشود که این واقعاً چند مرده حلاج هست و چکاره هست دو ساعت با او صحبت کنی در میاید اگر انسان دقیق باشد میفهمد که این چطور هست که البته باید زود هم قضاوت نکرد این خیلی مهم هست که انسان بدبین و سوءظن نداشته باشد و زود قضاوت نکند.@ این کار هر کسی نیست استفاده از این روش، ولی گفتگوی مستقیم خیلی چیزها را برملا خواهد کرد و نشان خواهد داد این یکی از روشهای بسیار لازم و مفید هست گفتگوی مستقیم بین دختر و پسر. مسأله میماند در مورد اجازه والدین در مورد استخاره کردن که آیا ما در نهایت استخاره بکنیم یا نه، در مورد ازدواج اجباری که بماند برای جلسه بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 015 - میثاق مقدس (برادران)
متن کامل (خام) جلسه 015 - میثاق مقدس (برادران)