جلسه 011 - میثاق مقدس (برادران)
شماره جلسه
11
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 011 - میثاق مقدس (برادران)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ یک تتمه‌ای از بحث سن ازدواج باقی ماند که خیلی فشرده عرض میکنم و از این جلسه میرویم سراغ بحث آسیب‌شناسی ازدواج. در مورد سن مسائل مربوط به کم سنی دختر و پسر و سن زیادشان را عرض کردیم در مورد اختلاف سن هم عرض کردیم که مشکلاتی را پیش میاورد یک خطراتی هست که در اختلاف سن وجود دارد هم از جهت عاطفی و هم از جهت مسائل جنسی هم از جهت مسائل معنوی و کارهای دیگر.@ یک نکته‌ای که هست شاید به این جلسه تطابق نداشته باشد ولی دانستنش بد نیست آن ازدواج در اختلاف سنی بالا هست در مورد آقایان، آقایانی که سنشان زیاد هست مثلاً 50 سال 60 سال اینها دیده شده حالا در تهران و شهرهای بزرگ کمتر هست.@ در روستاها خیلی زیاد هست بخصوص نقاط محروم این مسأله یک امر طبیعی هست که مثلاً فرض کنید یک مرد 60 ساله با یک دختر 14 ساله 15 ساله ازدواج میکند فرض کنید 40 سال 30 سال اختلاف سن، بعضی وقتها حتی بیشتر.@ دو نکته را اینجا عرض کنم از نظر جنسی عرض کنم از نظر جنسی اگر مردی با اختلاف سن بالا با دختری ازدواج بکند مثلاً 40 سال 50 سال، قوای جنسی وقتی سن بالا میرود فروکش میکند و به تحلیل میرود اگر تازه مرد بتواند زنش را ارضا بکند از نظر جنسی و ارتباط برقرار کند.@ یک سالهای محدودی هست با یک دختر 20 ساله یا کمتر از 20 سال، بعد که خودش به تحلیل میرود زن هنوز از نظر جنسی آمادگی دارد و تمنا در او هست این خطرناک هست یعنی احتمال فساد یا افتادن به دام انحرافات جنسی دیگر مثل خودارضایی، حالا اگر سراغ فساد هم نرود سراغ خودارضایی میرود و مشکلاتی درست میکند.@ باید به این توجه بشود هم خانوادههایی که دخترشان را با سن کم به بهانههای مختلف چون آدم پولداری هست چون رئیس یک جا، مقام دارد شوهر میدهند اینها خیلی خطرناک است واقعاً خیانت میکنند هم در حق مرد و هم در حق دخترشان و هم در حق اجتماع، انگیزههای مختلفی هست که این ازدواجها صورت میگیرد.@ در نقاط محروم به این عنوان که مرد اگر 40 سال 50 سال باشد داریم افرادی در این سن هنوز هوسبازی خودشان را دارند بعضیها به نیت هوسبازی این کار را میکنند که یک دختر جوان و تازه بالغ شده است از آن استمتاع کنند.@ حالا این را از دیدگاه مرد بگویم تا بعد سراغ دیدگاه زن هم برویم، بعضیها نه شاید نیاز جنسی هم نداشته باشند ازدواج میکنند که یک نفر کُلفَتی باشد کارهایش را انجام بدهد به عنوان خدمتکار با یک نفر ازدواج میکنند که او کارهایش را انجام بدهد بچه دارند بزرگ بکند زن را استثمار میکنند در واقع به خدمت میگیرند به عنوان خدمتکار ازدواج میکنند.@ بعضیها در اثر فقر فرهنگی، حالا اینکه دختر چرا میرود؟ دخترها انگیزههای مختلف دارند زنهای جوان به انگیزههای مختلف با افراد مسن ازدواج میکنند چه توجه داشته باشند که چه مشکلاتی بعداً دامنگیرشان میشود چه توجه نداشته باشند.@ انگیزه‌هایی که هست اول از این از نظر خانواده‌ها ممکن است شخص مرد متمولی باشد بتواند خیلی از مشکلات خانواده دختر را حل بکند ولی در ازای آن بخواهد از دختر آنها استفاده کند.@ مثلاً میگوید حاضرم قرض شما را بدهم بدهکاری شما را بدهم مشکلات مادی شما را رفع کنم یا مثلاً فلان کمک اجتماعی را به شما کنم فلان کمک درمانی و قضایی را به شما کنم قضایی از نظر دادگاه، فلان کس شما در زندان هست من آزادش میکنم به شرطی که دخترتان را به من بدهید افراد تحت فشارهای مختلف شاید مجبور شوند.@ حالا در بحث ازدواج اجباری بحثهایی در این زمینه داریم عرض میکنم دخترشان را میدهند فشارهای اقتصادی و مسائلی از این قبیل یا خود دختر به خاطر رفع یک بنبست از خانوادهاش ممکن است تن به این کار بدهد ولی این آفات زیادی دارد.@ گاهی وقتها دختر به خاطر اینکه جو خانواده جو بدی هست بیزار هست ترجیح میدهد که آنجا نباشد حالا با هر کس باشد فرقی نمیکند یک پیرمرد یا مسن باشد چون دخترها خیلی کم حوصله هستند زودرنج و حساس هستند به محض اینکه احساس کنند جایگاهی ندارند این حالتها به آنها دست میدهد مسأله خودکشی، فرار از خانه یا ازدواج اجباری این مسائل پیش میاید.@ گاهی وقتها زنهای جوانی که ازدواج میکنند سرپناه ندارند از خانواده جدا شدند یا طلاق گرفته نمیتواند برود به سراغ خانواده خودش، خانواده پذیرای او نیستند و مجبور هست یک سرپناهی گیر بیاورد.@ در اجتماع هم وقتی زن جوان تنها هست مورد اذیت قرار میگیرد برای اینکه بتواند برای خودش یک سرپناهی پیدا بکند حاضر میشود ازدواج بکند با هر شرائطی، حالا ولو 20 سال 30 سال اختلاف سنی باشد سرپناه میخواهد.@ یعنی دقت کنید نوع نیت خیلی مهم است او نمیخواهد اصلاً آن موقع شاید توجهی به مسأله جنسی نداشته باشد شاید هم در او تحریک نشود. زنها خیلی مقاوم هستند در مسأله جنسی، هم حیای آنها زیاد هست و هم اینکه مقاومت زیادی دارند.@ یعنی میتواند یک زنی که 30 سالش هست حتی 20 سالش هست راحت از این قضیه چشم بپوشد و خودش را با چیزهای دیگر سرگرم کند هر چند ممکن است فشارهایی به او بیاید ولی راحت میتواند روی آن سرپوش بگذارد و تا آخر هم تحمل کند به نوع دیگری خودش را ارضا میکند.@ بچه دارد دوتا بچه روی دستش مانده شوهرش مرده شوهرش را از دست داده طلاق گرفته یک سرپناه میخواهد یک نفر میاید زن جوانی هست میگوید این را تحت پوشش قرار میدهم 20 سال اختلاف سنی هم که باشد این انگیزهها ممکن است از طرف دختر باشد.@ یعنی او دنبال یک همدمی که عاشقش باشد و به او عشق بورزد نیست یک کسی که ارضاء جنسیاش بکند نه، از ازدواج این نیت را کرده به اهداف مختلف انسان ممکن است ازدواج کند از ازدواج این نیت را دارد که یک سرپناه داشته باشد اسم یکی روی من باشد که من در اجتماع بتوانم زندگی کنم که مدام نگویند زن تنهاست مورد طمع و تعرض دیگران قرار بگیرم.@ حتی حاضر است اسم یک نفر رویش قرار بگیرد ولو به عنوان عقد موقت صیغه بشود حتی ممکن است مرد به این زن سر نزند هفتهای یکبار، ماهی یکبار بیاید سری بزند ولی همین اسم بودن برای زن آرامش میاورد اسم شوهر روی او باشد که این شوهردار است.@ دخترهایی که وضع خانوادگی خوبی ندارند بعد از ازدواج شکست میخورند خانواده میگوید ما کاری نداریم باید با این بسازی حالا هر کس هست اینجا برنگرد، نه امکان پذیرایی از تو را داریم نه وضعیت مالیمان اجازه میدهد.@ یا پدر میگوید حوصلهات را ندارم برادر میگوید حوصلهات را ندارم خواهر میگوید حوصلهات را ندارم این مجبور است با هر گرگی بسازد اگر توانست بسازد میسازد اگر نتوانست بسازد فرار میکند به سراغ فحشا و منکرات و سر از جاهای دیگر در میاورد.@ البته الان در کشور ما همچین دخترهایی کمتر موفقیت دارند ولی زمان رژیم سابق موفقیت داشتند چون مراکزی بود که دخترهای اینطوری به عنوان دخترهایی که اهل فحشا هستند مراکزی بود که زنهای اینچنینی را جمع میکردند بود میرفتند به عنوان یک شغل مشغول این کار میشدند.@ الان نه، الان زیاد نمیتوانند یک همچین زندگی را ادامه بدهند زود لو میروند و دستگیر میشوند و گرفتاریهای خاص خودش را دارد ولی وقتی که جایگاه در خانواده خودش نبیند یا باید شوهر را تحمل کند هر طور که باشد اگر تنها باشد با هر کس حاضر است ازدواج کند چون میداند جایگاهی ندارد.@ یک کسی باشد که او را بگیرد خوب، بد، بزرگ، پیر، جوان، متدین، غیرمتدین، صالح، فاسد فرقی نمیکند یک کسی را میخواهد دیگر نمیتواند فکر بکند آنجا اندیشه از او گرفته میشود یا میسوزد و میسازد یا اگر نتواند تحمل ساختن نداشته باشد فرار میکند و سر از جاهای دیگر در میاورد راه سوم هم که خودکشی هست اینها راههایی هست که الان اجرا میشود.@ در روستاها هم همینطور هست در روستاها به زن شخصیت خودش را ندادند به زن گفتند که تو غایت کارت این هست که شوهر بکنی حالا فرقی نمیکند که چه کسی باشد پولدار باشد بهتر.@ دیگر این فکرهایی که ما الان میکنیم مسائل آرمانی، مقدس، عاطفی را مطرح میکنیم خیلی برای آنها مطرح نیست ازدواج آنجا مفهوم دیگری دارد و تعریفی که کردند برای دختر یک تعریفی در همان حد هست که با یک نفر ازدواج کن اگر پولدار باشد بهتر است دیگر کاری با سن ندارند با ارزشهای دیگر کاری ندارند یا رئیس است این یک نکته بود در مورد مسأله اختلاف سن.@ در پایان من به این آماری که خودمان مستمع گرفته در مورد سن دختر و پسر عرض کنم در مورد سن آقایان به طور متوسط یعنی مناسبترین سنی که پیشنهاد داده شده طبق آمار از نظر خودشان و از نظر دخترها.@ یعنی به دخترها گفتیم که به نظر شما پسرها در چه سنی باید ازدواج کنند بهتر است بعد به خود آقایان هم گفتیم به نظر شما در چه سنی، به اتفاق هم خانمها اکثریت جوابها برای پسرها 23 تا 26 بوده یعنی هم پسرها خودشان برای خودشان همچین سنی را پیشنهاد دادند و هم دخترها در مورد پسرها رأیشان این بوده که در این سن باید ازدواج کنند.@ بعد 26 تا 29 هم بعد از این مسأله بیشترین رأی را آورده این سنی است که حدوداً برای پسرها معرفی شده آماری هم که گرفته شده همین است آماری که قبلاً در کشور از جاهای مختلف گرفته شده تقریباً در این حدود سن را معرفی کردند این نشان میدهد که دخترها چه سنی را میپسندند برای ازدواج پسرها و همسرشان را چه موقع مرد میبینند.@ یک پسری 21 سالگی رفته بود ازدواج کرده بود دوران عقد خانمش آمده بود میگفت من نمیخواهم ادامه زندگی بدهم، گفتم چرا؟ گفت این هنوز مرد نشده پخته نشده حالا خام است تا مرد بشود.@ در مورد دخترخانمها 20 تا کمتر از 23 سال را آقایان رأی دادند باز خود خانمها هم همین رأی را دادند بیشترین آمار هست 23 تا 26 هم همینطور هست هم از نظر آقایان در مورد خانمها و هم از نظر خانمها در مورد خودشان.@ این چقدر نزدیک به هم هست که دیدگاه پسرها در مورد سن ازدواج خودشان و دیدگاه خانمها در مورد سن ازدواج پسرها یکی بود و دیدگاه خانمها در مورد سن ازدواج خودشان و دیدگاه پسرها در مورد سن ازدواج خانمها هم باز تطابق داشت.@ این حدود سنی بود که نظر داده بودند سنهای دیگر و پیشنهادهای دیگر هم داده شده ولی تقریباً برای آقاپسرها کمتر از 20 سال ما تقریباً رأیی نداشتیم یعنی موافقتی از طرف خانمها گفته نشده در آقایان دو درصد رأیشان بوده که میشود زیر 20 سال هم، 17 تا 20 را دو درصد رأی داشته ولی از نظر خانمها 17 تا 20 مرد نیست.@ یک آمار دیگر هم داریم در مورد ضرورت ازدواج برای جوانها چون ما باید بحثش را در بحث ضرورت میگفتیم ما آخر دوره در اختیارتان خواهیم گذاشت بحث اهداف هم که ما گذراندیم.@ در بحث آسیب‌شناسی یکی از آسیبها توجه به اهداف پست یا اهداف ناصحیح هست در ازدواج، که حالا این اطلاعاتی که اینجا گرفتیم حدود 15 ـ 16 مورد هست آنجا به کار ما خواهد آمد. جلسه بعد این را مطرح خواهیم کرد.@ بحث امشب آسیبشناسی هست و به نحوی هم بحث آفات، بحث آفات را که ما یکی دو جلسه گذشته داشتیم آن بحث آفات از این جهت بود که یک آمادگیهای خاصی لازم هست که دختر و پسر داشته باشند که اگر نداشته باشند میتواند به عنوان یک آفت در زندگی عمل بکند و زندگی را خراب کند بخصوص از جهات معنوی و آخرتی.@ اما این آفاتی را که ما مطرح میکنیم مربوط به آن جنبه کمتر هست بلکه چیزهای دیگر هست و بیشتر برمیگردد به دیدگاهها و عملکردهایی که همین زندگی دنیایی را با شکست روبهرو میکند در آفتهایی که عرض کردیم که بیشتر خانواده را از جهت معنوی و آخرت به خطر میاندازد شاید زندگی تا آخر عمر هم به طلاق کشیده نشود.@ خیلی از خانوادهها هستند که تا آخر عمر با هم شاد زندگی میکنند. خانوادهای گرم و صمیمی و احترام پدر و مادر و اعضاء، همه ازدواجهای خوب و تحصیلات عالی، اما این زندگی از نظر اسلام شکست خورده است این زندگی مبارکی نیست ولو اعضای خانواده خودشان احساس خوشبختی بکنند.@ چون هیچ ارتباطی با ماوراء طبیعت این زندگی ندارد یعنی به محض اینکه اعضا به آنطرف منتقل بشوند اول مصیبتهاست یعنی چهره خیانت اعضا در طول این زندگی روشن میشود یعنی همه در حق همدیگر خیانت کردند.@ چون پرده که کنار برود همه میفهمند که پدر و مادر باید یک کارهای دیگر میکردند اینها را تربیت دیگر میکردند یک حرفهای دیگری به اینها یاد میدادند یاد ندادند قرآن خیلی جالب این صحنهها را ترسیم کرده.@ در روایت هم داریم که یقه همدیگر را میگیرند دعوا و لعنت که خدایا انتقام ما را از اینها بگیر آنجا شروع میشود بین زن و مرد هم همینطور، میفهمند که با اهداف درست ازدواج نکردند و هر کدام یکسره در طول زندگی در حق همدیگر خیانت کردند ولو این خیانت باطنش معلوم نبوده و گرم و صمیمی هم شاید با هم رفتار کردند ولی این از نظر اسلام شکست خورده است.@ آن آفاتی که عرض کردم آن آفتها هست که جلسات گذشته عرض کردیم اما مطالبی که این جلسه به عنوان آسیبشناسی و آفت میگوییم آفتهایی هست که در همین زندگی دنیا اثرش ظاهر میشود و فقط به آخرت نمیکشد هر چند مربوط به آخرت هم هست ولی در همینجا اثر را ظاهر میکند.@ یکی از آفتها و اینکه بحث مفصلی دارد من کل بحثش را یکجا بگذارم برای جلسه بعد بهتر هست آن مسأله انتخاب اهداف پست یا نادرست هست در زندگی که جلسه بعد در موردش صحبت میکنیم که نزدیک به ده هدف نادرست و پست وجود دارد که افراد به واسطه این ده هدف سمت ازدواج میروند و معمولاً هم در آن شکست وجود دارد که این بماند برای جلسه بعد.@ این جلسه چند تا آفت را جدای از آن بحث اهداف عرض میکنم یکی از آسیبها و آفتهایی که ممکن است پیش بیاید قبل از ازدواج و بعد ضربهاش را در ازدواج بزند این هست که بحث دیدگاه دختر و پسر نسبت به جنس مخالف هست.@ این هم در دو جهت ما بحث میکنیم یکی اینکه باید دیدگاه صحیحی به هم داشته باشند یعنی اشتباه نسبت به جنس مخالف نکنند و یکی اینکه دیدگاه مثبتی داشته باشند منفیگرا نباشند منفیگرایی یعنی در اثر تبلیغات زیادی که شده و در اثر فرهنگهای بدی که وجود دارد دختر و پسر نسبت به هم دیدگاه بدی را پیدا میکنند.@ در فرهنگهای جوامع مختلف هم وجود دارد شما همه فرهنگهای کشورهای مختلف را نگاه کنید میبینید که در مورد مرد و زن نظرهای مختلفی وجود دارد ولی بیشتر منفیگرایی هست بخصوص در مورد زن، چون تاریخ معمولاً تاریخ مردسالاری بوده و زنها در طول تاریخ حقشان ضایع شده.@ ما نداریم هیچ برههای که زن یک وضعیت مناسبی پیدا کرده باشد مگر بعد از اسلام، که دخترها را زنده به گور میکردند زنها را مایه شر میدانستند به تعبیر قرآن وقتی به آنها گفته میشد که همسر شما دختر زائیده صورتش از ناراحتی و غضب سیاه میشد.@ بعد از اینکه اسلام آمد یک مقدار وضع زن بهتر شد این فرهنگها مردم را ساخته یعنی فرهنگها ایجاد شده که نسبت به جنس مخالف نظرهای منفی هم وجود داشته باشد در زنها هست نسبت به مردها.@ اصلاً بعضی از کشورها جبهههای زنها علیه مردها هستند که زنها جبهه تشکیل میدهند سازمانی هست عضو میگیرند که بخواهند علیه مرد فعالیت کنند حتی همجنسبازها، یک گروهشان همجنسبازهای زن هستند یعنی زن با زن، مثلاً مخالف مرد و جنس مرد هستند.@ در مردها هم که به طور طبیعی اینطور بوده همیشه هم ظلم شده هم زن را شخصیتش را خورد کردند بعد بیشتر جنبههای منفی را دیدند و آنها را پرورش دادند و این نسل به نسل ادامه پیدا کرده و منتقل شده الان هم جوانهای امروز ما باز اینطور هستند خیلیها میبینیم که در مورد زن این دیدگاه را دارند.@ عدم درک مسائل حقوقی که بین زن و شوهر هم وجود دارد خود این هم یکی از عواملی بود که باعث شد دیدگاه منفی زیادی ایجاد بشود باز هم نسبت به خانمها مسأله هست یعنی ظلم بیشتری به آنها شده لذا مثلاً خیلی از خانمها نسبت به مسائل حقوقی اسلام یا کلاً نسبت به مسائل حقوقی که در جامعه هست حرف دارند.@ حالا چه ما بحث حقوق اینها را مطرح کنیم و مبانی حقوق روشن نیست یعنی پسر نمیداند که مبانی حقوق چه هست یعنی چرا برای زن یک همچین حقوقی هست و چرا برای مرد یک همچین حقوقی هست بعد ناراحت میشوند و به آنها برمیخورد.@ در صدر اسلام داشتیم کسی آمد خدمت رسول الله(ص) سؤال کرد حق شوهر چیست؟ حضرت چندتایی گفت، گفت حالا که اینطور هست من اصلاً ازدواج نمیکنم، حضرت گفت مختار هستی یعنی حقوقی که در قانون یا در شرع برای مردها گفته شده یک نوع ظلم از ناحیه زنها تلقی میشود.@ مثل حق تمکین جنسی، مثل حق اطاعت. بدرفتاری آقایان هم زمینه زیادی شده برای دیدگاههایی که خانمها دارند سوءاستفاده کردن از قانون، سوءاستفاده کردن هم از قانون شرع و هم قوانین دیگر، ظلمهایی که به طور طبیعی شده.@ حالا بحث سوءاستفاده نیست اصلاً مردهایی که شخصیتاً اهل ظلم به زنشان هستند اینها دیدگاههای منفی را در خانمها ایجاد کرده نسبت به آقایان، خود این در نوع نگرش به همسر تأثیر دارد اینطور نیست که اگر عاشق یک نفر شد دختر بعد با او ازدواج کرد آن دیدگاه از او گرفته بشود همان دیدگاه منفی را نگه میدارد مگر اینکه مردش مرد خوبی باشد بعد بتواند دیدگاه را مرتفع بکند.@ در مورد خانمها هم همینطور، در مورد خانمها هم دیدگاههای منفی از جنس زن هست بدگویی از جنس زن خیلی شده بعضی از تعابیر دینی هم باز از آن برداشتهای منفی شده در مورد زن، با اینکه نظر این نبوده یا مثلاً در موردی حضرت در مورد زن یک چیزی فرموده این را تأمین دادند به همه زنها.@ در حالی که خطاب حضرت به زنهای یک دوره یک جامعه یا زنهای خاصی بوده نوع معرفی شخصیت زن هم چون درک درستی از آن نشده باز هم این عدم درک صحیح از نوع معرفی شخصیت زن که توسط علما و منابع دینی صورت گرفته خود این هم یک دیدگاه منفی را در جنس مرد نسبت به زن ایجاد کرده.@ لذا این دیدگاه باعث میشود که مرد یک موضعگیری خاص یعنی ذهنش قبل از اینکه برود به سمت ازدواج یا به سمت مسائل بعدی ازدواج، کلاً ذهن قفل خورده است آلوده است ویروسهایی در ذهن هستند که نسبت به جنس مخالف دیدگاههای منفی را دارند این همیشه اینجا کار میکند بعد که ازدواج میکنند شخص خودش را میبندد.@ یعنی یک همچین موضعگیریهایی دارد که نسبت به زن باید این کار را کرد نسبت به زن باید اینطور رفتار کرد یا مثلاً گربه را باید در حجله کُشت همین که گربه را باید در حجله کشت یا زنها اینطور هستند باید به مرگ آنها را بگیری که به تب راضی بشوند زن باید همیشه از مرد حساب ببرد.@ البته خوب است حساب ببرد و هیبت داشته باشد اما بعضیها این هیبت و حساب را در چیز دیگری میبینند مرد باید این هیبت و حساب را در نوع رفتار مناسب خودش و غلبه بر قلب زن حفظ بکند نه اینکه هیبت را در کمربند و چوب و چک و لگد و بداخلاقی بداند.@ به هر حال خیلیها با همین دیدگاه آلوده میایند سراغ زندگی، خود همین دیدگاه در دوران عقد آفتها میتواند ایجاد کند آنجا روابط را خراب میکند بعضیها در عروسی و بعد از عروسی این دیدگاهها زندگی را خراب میکند.@ یک جنبه دیگر هست که برمیگردد به خود اهداف، که جلسه بعد میگویم ولی باز اینجا بگویم بد نیست این هست که انسان وقتی دیدگاه منفی نسبت به زن دارد نمیتواند ارزش متعالی برایش قائل باشد وقتی ارزش متعالی قائل نبود در نوع رفتارش هم تأثیر میگذارد.@ زن را آنطور که خدا معرفی کرده به عنوان یک یار آخرتی و یک عنصر مایه آرامش نمیبیند بلکه هدفش چیز دیگری هست و چه بسا اینها را هم بیان کنند یعنی وقتی خواستگاری میروی مثلاً از او سؤال میشود که تو برای چه هدفی میخواهی ازدواج کنی؟@ میگوید معلوم است برای چه هدفی میخواهم ازدواج کنم میبینی که اهداف پست را مطرح میکند به عنوان اهداف زندگی، این از نظر روانی روی زن تأثیر میگذارد و مشکلات ایجاد میکند یا خیلی وقتها همینطور بیان میکند.@ مثلاً دیدم بعضی از افراد جلوی خانمشان میگویند زندگی یعنی مردسالاری، زن را چه به این حرفها، زن را یک کُلفَتی یک بَردهای که وسیله ارضاء غرائز جنسی هست و کارهای منزل را هم انجام میدهد یک خدمتکار در حد یک کنیز، چون کنیز اینطوری هست کنیز هم کار خدمتکاری را انجام میدهد هم ارضاء جنسی صاحبش را انجام میدهد در این حد.@ نوع این دیدگاهها تأثیرات منفی میگذارد روی جنس مخالف، زن را به عنوان یک موجود کم عقل و بیشعور معرفی کردن یا یک همچین دیدگاهی نسبت به او داشتن اینها آسیبهای زیادی میزند البته مراقبتهایی باید باشد.@ مثلاً وقتی میگویند زن کم عقل است این کم عقلی اگر به عنوان عیب زن محسوب بشود بد است کم عقلی زن بله زن یک مقدار ممکن است از نظر غلبه عاطفه از مرد بیشتر است عقلش کمتر نیست اما غلبه عاطفهاش بیشتر است.@ خود این شدت عاطفه میتواند یک مقدار از کارکرد عقلی زن را بپوشاند باید بداند که انسان باید چگونه برخورد بکند و الا خیلی از خانمها هستند که مشاوران خوبی هم برای همسرانشان هستند و نظرات بلندی دارند و خوب میتوانند به همسرشان کمک کنند فکرهای خوبی دارند این نوع دیدگاه میتواند خطرآفرین باشد و منفی که انسان نسبت به جنس مخالف دارد.@ باید دید که خداوند به هر حال زن را به ارزش مرد آفریده یعنی هیچ چیز از ارزش از مرد کمتر ندارد مضافاً اینکه در بعضی از میدانها هم جلوتر هست مثلاً زنها در میادین معنوی جلوتر از مردها هستند.@ زن اگر بیافتد در خط معنویت و عرفان از مرد جلو خواهد زد به خاطر همان خصوصیاتی که خدا در او قرار داده ما بزرگترین عارف اسلامیمان در بحث عرفان نظری محییالدین عربی شاگرد دوتا زن بودند یعنی عرفایی بودند در خانمها که اینها مردها را تربیت میکردند.@ افراد بزرگی داشتیم الان هم طبق آمار که آمار گرفتند من شورای عالی جوانان آمارش را نگاه میکردم تعداد نمازخوانهای زن بیشتر از نمازخوانهای مرد است در کشور خارجی هم اینطور هست زنها زودتر به اسلام و به معنویت روی میاورند تا مردها، این خیلی برتری هست نسبت به مردها، نوع دیدگاه منفی تأثیر میگذارد.@ اینکه خداوند به هر حال زن را آفریده به عنوان یک موجود باارزش، نه اینکه زن را برای مرد آفریده، یعنی این دیدگاه که زن اصالت ندارد اصالت با مرد است و زن برای مرد آفریه شده این نیست اگر در بعضی از روایات هم آمده که زن برای مرد آفریده شده مثلاً زن را برای شما آفریدیم آن بحث دیگری است مرد هم برای زن آفریدند.@ یعنی اگر بگوید که مرد را برای شما آفریدیم باز حرف اشتباهی نبوده اما اگر از این روایات اینطور برداشت بشود که مرد مقدمه وجود زن هست یا زن مقدمه برای مرد هست مرد اصل هست و زن طفیلی وجود مرد هست این دیدگاه اشتباهی هست و بد هم نیست.@ یعنی اگر ما گفتیم زن جنس بدی هست یعنی خدا بد آفریده ما همچین دیدگاهی در اسلام نداریم، نه به زن نسبت به هیچ موجودی، هیچ موجودی از نظر اسلام شر و بد نیست همه چیز خیر است (الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ).@ دوبار این آیه آمده که خداوند هر چیزی را نیکو آفریده اگر ما مسأله شر را مطرح میکنیم شر یک قضیه نسبی هست یعنی وقتی میگوییم مار شر است ولی نسبت به من شر است که ممکن است به من آسیب بزند.@ اما بعضی از حکما گفتند که آب دهان انسان که شیرین و گواراست اگر به دهان مار برسد مار را میکشد یعنی ما هم برای او شر هستیم یعنی ضمن اینکه او برای ما خطرناک است ما هم برای او خطراتی داریم و تاریخ ثابت کرده که مضرترین و مفسدترین موجود انسان است.@ ولی ما فقط خودمان را نگاه میکنیم آنوقت دیدگاهمان اینطوری است و الا خداوند شر را نیافریده ما چیزی به نام شر نداریم که خدا آفریده باشد شر یک چیز نسبی و عدمی است یعنی در سایه مقایسهها هست که ما میگوییم این شر هست نسبت به این، خیر است و الا شر اینگونه نیست.@ موجودی است مثل مرد ارزش دارد و جایگاه خاص خودش را دارد از نظر آخرتی هم به همه درجاتی که مرد میتواند برسد زن هم میتواند برسد از نظر قرب به خداوند تبارک و تعالی همینطور هست شما حضرت زهرا(س) را نگاه کنید هیچ چیز از ائمه کم ندارند.@ بله از نظر امامت و مسأله مسئولیت اجتماعی چرا این را خدا از زن نخواسته، البته از این جهت ضعف زن هست که زن نمیتواند به خاطر نوع شخصیت خاصش این مسئولیت اجتماعی را به عهده بگیرد اما از جهت کمالات معنوی و انسانی چیزی کم ندارد این دیدگاه باید نسبت به دختر و زن برطرف بشود و انسان با یک دیدگاه خوبی سراغ همسر برود.@ داشتن دیدگاههای منفی در زندگی تأثیرات بدی خواهد گذاشت یعنی اصلاً مانع برقراری رابطه سالم هست چون مرد همیشه منفی نگاه میکند او را مضر و عیبدار و ناقصالعقل میبیند با این دیدگاه آن موقع نمیتواند راحت با زن ارتباط صحیحی برقرار کند.@ این آن موقع در مسائل عاطفی و کلامی هم تأثیر دارد یعنی خود این دیدگاه نمیگذارد که مرد بتواند کلمات خوبی را به کار ببرد و بحث ارتباط کلامی فوقالعاده در روابط زن و شوهر مهم هست و مرد وقتی این دیدگاه را دارد موفق نیست که کلمات خوبی را استخدام کند.@ کلماتی که میتواند معجزه بیافریند در روابطش با زن، واقعاً مرد با کلماتش با سخن گفتنش بسیاری از آتشها را میتواند خاموش بکند و بسیاری از مشکلات را میتواند حل کند ولی خیلی از مردها این هنر را ندارند که کلمات خوبی را استخدام بکنند در حرف زدنشان با زن.@ بحث ارتباط کلامی در بُعد عاطفیاش هم همینطور است نه فقط ارتباط کلامی در بحث کلام و مسائل روزمره، در بُعد عاطفی هم همینطور نمیتواند همسرش را با کلمات محبتآمیز صدا بزند نمیتواند عشق و محبتش را به زنش ابراز کند در وجودش ضعف دارد.@ بعضیها به اشتباه و با نادرستی این را خلاف مردانگی میدانند خلاف حتی غیرت میدانند بعضیها خلاف حیا میدانند که بخواهد آن کلمات عاطفی را مرد به کار ببرد شما سیدالشهداء(ع) را نگاه کنید که وقتی همسرش حضرت رباب(س) دو شب منزل نبوده حضرت سیدالشهداء شعر گفته در فراق همسرش که دو شب منزل نبوده.@ خیلی از مردها نمیتوانند بگویند که من دلم برایت تنگ شد نبودی، چند ساعت هم نبودی واقعاً بگوید که این احساس به او دست میدهد، نمیتواند بگوید بعد تبدیل میشود به کلمات بد، یعنی ضعف در ارتباط کلامی یکی این هست که بجای اینکه بگوید ما دلمان تنگ میشود تحمل نمیتوانیم بکنیم.@ میگوید کجا بودی غلط کردی دیر آمدی دفعه بعد از این کارها نکنی، این را طور دیگر میتوانی بگویی میتوانی بگویی من دلم تنگ میشود وقتی خانه نیستی سختم هست، اصلاً خود زن وقتی میفهمد که یک کسی هست دوستش دارد برایش دلتنگ است به این مسأله توجه دارد.@ هر جایی باشد وقتی شوهرش بخواهد خانه بیاید خودش را خانه میرساند اگر بیرون باشد خانه مادرش باشد بنابر ضرورتی بیرون باشد خودش را میرساند اما وقتی که مرد عرضه ندارد که درست ابرازش بکند میبینی که سر از چیز دیگر در میاید بلد نیست.@ بحث ارتباط عاطفی هم یک بحث دیگر است وقتی مرد همیشه دیدگاهش منفی هست زن هم همینطور فرقی نمیکند وقتی دیدگاهش منفی هست موفق نیست در ارتباط سالم عاطفی و معنوی، مشکلات زیاد درست میشود.@ این دیدگاه باید بین دختر و پسر برطرف بشود که بتواند هم خواستگاری موفق و خوبی انجام بدهد و هم در مسیر زندگی بتواند درست انجام بدهد و واقعاً اکثر خواستگاریها خواستگاری از طرف مردها آرامبخش نیست خواستگاریهای متشنج هست خواستگاریهای خشن هست و این نقیصه باید برطرف شود این نکته در مورد مثبت و منفی دیدن همدیگر است.@ یک نکته دیگر در مورد دیدگاه دخترها و پسرها به همدیگر مسأله این هست که اشتباه نکنند در حق همدیگر، یعنی مرد زن را همان زن ببیند زن با واقعیت جنسش، واقعیتهای جنس مخالف را در نظر داشته باشد و زن هم همینطور مرد را با واقعیتهای جنس مرد بشناسد یعنی داشتن روانشناسی همسر.@ باید بدانید که جنس زن یک همچین موجودی هست یک همچین امکاناتی، تواناییهایی، نقاط قوت و ضعفی ممکن است داشته باشد تازه این نقاط ضعف انسان باید بداند که این نقاط ضعف مربوط به چه هست به نوع تربیت هست که من میتوانم یک تربیت صحیح دیگری بکنم.@ مربوط به سنش هست صبر میکنم این سنش که رد شد این مقدار که گذشت این خودش اصلاح میشود نقاط ضعفی که انسان در همسرش میبیند بعضیها هستند ازدواج میکنند خیلی عجول هستند میخواهند زن فرشته فرشته باشد توجه ندارند که روند اصلاح و تربیت و خودسازی یک روند زمانی هست زمان میکشد مرد باید اهل تغافل و تجاهل باشد توجه ندارد.@ میخواهم بگویم آفتهایش آنجا اینطوری ظهور پیدا میکند وقتی انسان دیدگاه درستی نسبت به جنس مخالف ندارد روانشناسی زن و مرد مجهول هست این آفتها تهدید میکند اگر ما خوب توانستیم بشناسیم که مثلاً جنس مؤنث چه موجودی هست انتظارمان هم از او تنظیم میشود.@ یعنی باید از او اینقدر انتظار داشته باشیم تازه مختصات شخصی مهم است یعنی من باید یک مقدار آگاهی داشته باشم راجع به جنس زن که این اینقدر توانایی دارد امکاناتش اینقدر هست انتظاراتم را از او تنظیم کنم یکی اینکه نه این دختر خاص که مؤنث هست الان همسر من شده و این این مقدار امکانات دارد من باید اینقدر از او انتظار داشته باشم.@ یعنی علاوه بر اینکه ما باید جنس زن را بشناسیم خصوصیات همسر خودمان را هم باید بشناسیم که بعد بتوانیم یک پایه درستی برای زندگیمان بنا بگذاریم باید زود دستمان بیاید این خیلی خوب هست که انسان این شناخت را داشته باشد.@ حالا در بحث خواستگاری که چه مقدار شناخت ما میتوانیم تحصیل بکنیم و چرا باید تحصیل بکنیم این مهم هست پس شناسایی شخصیت جنس مخالف، جنس مخالف چه موجودی هست چه تواناییهایی دارد.@ این را که ما شناختیم از آن فکرهای کارتونی و رویایی و خیالی در مورد جنس مخالف در میاییم هم بدبین نباید بشویم و او را کم بگیریم هم نباید بیش از حد از او انتظار داشته باشیم.@ مثلاً فکر کنیم که این دختر یک فرشتهای هست که از آسمان آمده تمام مشکلات ما را حل خواهد کرد و ما در کنار این تا ابد آرام خواهیم گرفت و هیچ مشکل دیگری نخواهیم داشت و خوشبخت تام و کامل خواهیم بود.@ مثل این چیزهایی که در فیلم سینمایی مطرح میکنند که مثلاً طرف عشق دختر را در سرش میپروراند که اگر او نباشد همه چیز به هم خورده اینها تبعات دارد انسان خیلی حساب باز کند بعد وقتی که میاید در واقعیت زندگی میبیند که واقعیت زندگی آن نبود آنوقت این اثرات بدی رویش خواهد گذاشت.@ بعضیها این خیالانگیز بودن زن را با واقعیت زندگی که درک میکنند نمیتوانند جبران کنند یعنی همان فکرهای خیالی و رویایی در مورد زن را حفظ کرده، آمده در صحنه زندگی دیده زنش اینطور نیست دوباره در مورد یک دختر دیگر آن را در سر خودش پرورانده فکر کرده زن این اینطوری هست.@ دخترهای دیگر باز همان حالت را دارند برای این کار بیشتر توصیه میشود شما به جنسهای مؤنث در خانواده خودتان نگاه کنید خواهرتان، مادرتان چطوری هستند بقیه هم همینطور هستند خیلی کارتونی و رویایی فکر نکنیم در مورد جنس مخالف.@ حد افراطش این هست که اگر کسی نتواند این چیزهای رویایی را که در مورد همسرش تلقی میکرده در همسرش بعد از ازدواج ببیند حد افراطش این هست که میرود سراغ زنهای دیگر و آن را میپروراند یعنی همیشه احساس ضعف میکند.@ علت ازدواج مکرر بعضیها اینطوری هست مثلاً 20 تا 30 تا در جایی داریم که کسی 90 ازدواج کرده که بلکه در یک نفر آنچه را که میخواهد ببیند، نه جنبه شهوانی مطرح بوده، یکی از دلایل این بوده که ازدواج کرده و دیده آن که میخواهد نیست و طلاقهای مکرر.@ تمام آرامش را در یک چیز دیدن و همه آرمانها و ارزشها را در یک نفر دیدن مشکل هست بعد عملاً میایید میبینید که اینطور نیست خود ما هم همینطور، ما باید روی خودمان فکر کنیم که ما واقعاً این انتظاری که از زن داریم خودمان آنقدر خوب هستیم و مناسب برای او هستیم.@ اینقدر که میخواهیم او برای ما ایدهآل باشد ما خودمان برای او اینقدر ایدهآل هستیم یعنی اینطور هستیم که تمام دل او را پر کنیم وقتی شش ماه یکسال از زندگیمان گذشت بگوید من بهترین شوهر را دارم یا نه، (خَیرُکُم خَیرُکُم لِأهلِه) پیامبر(ص) فرمود بهترین شما بهترین شماست برای اهلش.@ یعنی مرد باید بهترین بشود برای اهلش، یعنی زن بگوید من بهترین شوهر را دارم انسان یک کم انصاف داشته باشد خود ما میتوانیم همچین توانی داریم یا بعداً میکنیم که انتظار داریم طرف مقابل یکسره تمام فرشته باشد اشتباه و خطا نکند لغزشی نداشته باشد بدقلقی نکند کاملاً مطیع باشد و هیچ عیب و نقصی نداشته باشد.@ آیا ما خودمان عیب و نقص نداریم خودمان ضعف نداریم خودمان خیانت در حق زن و فرزندمان نمیکنیم خودمان کوتاهی و تقصیر نمیکنیم خودمان اشتباه نمیکنیم لغزش نداریم بداخلاقی نمیکنیم قلدری و ظلم نمیکنیم.@ اصلاً انسان مطالعه خودش نگاهش به خودش میتواند تا حد زیادی به او انصاف بدهد در مقابل همسرش و آن چهره بدی را که از همسرش دارد بگیرد به خودش و عیبهای خودش نگاه کند.@ یکی دیگر از آفتها وجود علاقه و عشق قبل از خواستگاری هست یعنی ایجاد عشق و علاقه هست قبل از اینکه ما تصمیم به ازدواج بگیریم و خودمان را مهیا کنیم برای ازدواج، وقتی عشق و علاقه هست انسان کور و کر میشود به تعبیر پیامبر، دیگر عیبها و واقعیتها را نمیبیند که این باید چه خصوصیتی داشته باشد.@ یعنی فکر میکند که من فقط این دختر را میخواهم، فکر نمیکند که به عنوان یک همسر چه ویژگیهایی باید داشته باشد از نظر حیا توجه ندارد، خوشش آمده دختر را دیده در خیابان، ماشین، دانشگاه، و یک تماس تلفنی، بعد با هم ارتباط برقرار کردند.@ از دختر خوشش آمده زیبایی، صداش، قیافهاش، وقتی به او میگویی به نظر شما یک دختر خوب برای ازدواج چه شرائطی داشته باشد از او میخواهی که بنویسد وقتی مینویسد میبینی این چیزهایی که این نوشته با شرائطی که طرف دارد و این دوستش دارد اصلاً تطبیق نمیکند با معشوقش تطبیق نمیکند.@ یعنی وقتی خودش را با عقلش تنها میگذاری میبینی که چیزی که ابراز میکند روی کاغذ مینویسد یا با او مصاحبه یکنی پرسشنامه را پر کرده میبینی که این با معشوقش سازگاری ندارد اما نمیتواند این را دقت بکند.@ این موقعی برایش مسأله میشود بعد از اینکه ازدواج کرد و عشق فروکش میکند بعد تازه میاید مراجعه میکند که خانم من نوار گوش میکند اذیتم میکند با مردها ارتباط درستی نمیتواند برقرار بکند حیا و حجاب را رعایت نمیکند جوراب نازک میپوشد فکل میگذارد با برادرم خوشوبِش میکند با باجناقم روابطش خیلی گرم هست عشق زودگذر این آفتها را دارد.@ یعنی مثلاً ما میاییم تحت تأثیر یک همچین عشقی ازدواج میکنیم آن خصوصیاتی که باید داشته باشد ندارد بعداً برملا میشود بعضی وقتها عیبهایش برملا میشود.@ چون هم عشق زودگذر و عشقهای قبل از تصمیم به ازدواج و قبل از خواستگاری انسان را نسبت به شرائطی که زن باید داشته باشد کور میکند که این به عنوان مادر فردا میتواند مادری کند؟ اهل تربیت هست؟ مادری میتواند باشد که بچه را درست تربیت کند یا بچه را فاسد و بیادب و هرزه تربیت میکند.@ اینها را نمیبیند عیبها را هم نمیبیند مثلاً بیحیاست، بددهان است سوابق منفی دارد حالا که او را گرفته تمام شده برملا میشود که این همینطوری که با این در خیابان رفیق شد چشمشان همدیگر را گرفت قبلاً با پسر همسایه هم آشنایی داشته قبلاً با کس دیگر رابطه داشته اینها همه برای مرد کشنده است.@ دقت نکرده این که یکدفعه آمده در حریم عشقی این از کجا آمده دختری که حاضر میشود در اتوبوس با تو رفیق بشود در صف سینما دیدی خوشت آمده، اصلاً نگفتی که این دختر در صف سینما چکار میکند.@ حالا فقط صرفاً خوشت آمده عشق اینطوری کور میکند که نمیگذارد تعقل کنی که این در صف سینما تنها چکار میکرد؟ در اتوبوس چرا با من رفیق شد؟ اصلاً چرا اهل قرار و مدار و این چیزها بوده؟ اینها را ما اصلاً نمیبینیم.@ یک پسر نمیبیند وقتی عاشق میشود بعد همینها را به عنوان عامل منفی در صورت زن میزند بعد از اینکه ازدواج کرد دعوایشان شد میگوید تو اگر آدم سالمی بودی در صف سینما نمیایستادی، اینجا حال دختر را مییگرد این شکست روحی برای دختر است یا تو اگر آدم سالمی بودی در اتوبوس اینطوری نمیکردی.@ یکذره حیا میکند یکذره مردانگیاش نمیگذارد بعد که به خِرخره میرسد حرفش را میزند بیرون میریزد اصلاً تو من را گول زدی تو من را اغفال کردی من اشتباه کردم غلط کردم این خطرناک است آنوقت این عشقهای خیابانی و کوچه و بازاری است.@ عشقهای تصادفی هم همینطور، انسان طبیعتاً عاشق عشق است عشق یک چیز تمیز و خوبی است عشق یک چیزی است که همیشه کشش دارد محبتورزی و محبوب واقع شدن همیشه کشش داشته برای بشر.@ در جایگاه خودش ثابت شده که انسانها خیلیهایشان بعد از ازدواج هم هنوز هم چون مصداق واقعی عشق را پیدا نکردند باز هم در کسان دیگر تعقیب میکنند آنهایی که آگاه نیستند و دچار جهالت هستند و تربیت بد هستند باز به نحوی این را دنبال خواهند کرد.@ چون خود عشق و عاشقی و معشوقی چیز خوبی هست و واقعاً هم چیز خوبی هست ولی مصداقش را انسان باید درست پیدا کند و بداند که باید چکار کند و بداند که واقعاً دلش چه را میخواهد و اشتباه نکند که فکر کند با همین دختر ارضا میشود وقتی این هست قلب مهیاست، بخصوص در سنین مشخصی قلب مهیاست.@ یکدفعه یک چیزی کسی میپراند یکدفعه ذهن آدم را پر میکند بعد میبینی که جدی جدی میشود یک نکته روانشناسی دقیقی که واقعاً شاهکارهای روانشناسی اسلامی هست حالاحالاها روانشناسی جدید و قدیم باید بدود حالاحالاها به روانشناسی اسلامی نمیرسد.@ یکی از نکات دقیقش این هست کسی که زیاد به یک چیزی فکر میکند به سمت آن چیز کشیده میشود وقتی مهیای عشق هستی یکدفعه به شوخی کسی میگوید خانم فلانی هم بد نیست، غالباً شده ازدواجها که با شوخی شروع شده.@ کسی یک تکهای انداخته بعد یکدفعه در ذهن رفته جا گرفته بعد پروریده شده پرورش پیدا کرده تا شخص را برده به آن سمت، یعنی قفل میکند مثل یک موشکی که شلیکش میکنیم به سمت هواپیما، بعضی از موشکها را قفل میکنند یعنی فقط سمت هواپیما میرود ولو هواپیما مسیرش را تغییر بدهد او دنبال هواپیما میرود و او را میزند.@ بعضیها اینطوری هستند ذهنشان یکدفعه قفل میشود بر اثر یک تصادف، مثلاً در خانه هست خالهاش یا شوهرخالهاش میگوید ان شاء الله داماد من بشوی حرف اینطوری میزند حالا این بحث سنتهاست تصادف بود یک چیز اینطوری میگوید.@ بعد میبینی که آقاپسر خوشش آمده از این یک کلمه، بعد قضیه را جدی گرفت یک کسی یک شوخی کرد یک چیزی گفت یکدفعه میبینی که جدی گرفته میشود، یا مثلاً خودمانیم این دختر و پسر واقعاً به هم میایند شایسته هستند، این یک کلمه را یکی از آنها کافی است بشنود و بعد به آن فکر میکند.@ اصلاً طرف میبینی که پسر به فلان دختر اصلاً علاقه ندارد به عنوان یک خانم فقط او را میشناسد اما شایعات این کار را میکند انقدر میگویند اینها همدیگر را دوست دارند به هم علاقه دارند اینها امید آینده هم هستند میبینی که بعد یواش یواش جدی شد و به همدیگر فکر میکنند و بعد سراغ ازدواج میروند شاید اصلاً مناسب هم نباشند ولی بسته شدن ذهن خطر خیلی زیادی دارد.@ یکسری ازدواجهایی هست که در اثر تصادف هست ولی آداب و رسوم به آن کمک میکند مثل مثالی که زدم عقد دخترعمو پسرعمو را در آسمانها بستند پسردایی دخترعمه، پسرعمه دختردایی، اینها را میگویند بعد از بچگی خیلی از خانوادهها به اشتباه اینها را میگویند مثلاً پسر 5 سالش هست 10 سالش هست.@ عرض کردم بچه از 5 سالگی هم عشق و عاشقی میتواند بکند از همان 5 سالگی میگویند که این داماد من است یا در خانوادهها میگویند که این عروس من است خیلی باید برخورد جدی و قاطع بشود که یک همچین چیزی در خانواده اصلاً درست نیست بیان بشود، این را من برای این نشان کردم.@ این میماند وقتی اینها بزرگ میشوند انگار که ذهنشان روی همدیگر قفل شده بعد هم بعضیهایشان در رودربایستی گیر میکنند پسر میگوید اگر من بگویم دختردایی را نمیخواهم خیلی به روحیهاش لطمه میخورد علی الله برویم همین را بگیریم.@ یا دختر یکطوری دیگر است میگوید من نمیتوانم جواب منفی بدهم دلش میشکند بعد میبینی که با هم ازدواج میکنند و آنوقت کلی مشکلات بعداً خواهد داشت این حرفها حرفهای خوب و اسلامی نیست.@ واقعاً دختر و پسر تا زمان ازدواجشان نرسیده اصلاً نباید در مورد شخصیت همسرشان ولو اگر کسی را هم در ذهن دارید ممکن است کسی را در ذهن دارید ولی نباید به خود دختر و پسر چیزی گفته بشود در این زمینه و اصلاً نباید از این شوخیها بشود که این عروس من است یا داماد من است.@ اینها آن آفتهای بعدی را هم در بردارد یعنی مثلاً تصادفی جور شده بعد در رودربایستی گیر میکنند و تعارف میکنند نمیشود، یک موقع دختر میخواهد آزاداندیشی بکند میگوید من پسرخاله را دوست ندارم، چی؟@ مثلاً افکار ده ساله پدر و مادر را یکدفعه دختر پاره میکند آنوقت هست که او را در فشار میگذارند آن بحث آفت بعدی که ازدواج اجباری است و مسائلی از این قبیل پیش میاید یا پسر میگوید من فلان دختر را نمیخواهم یک دختر دیگری را میخواهم بعد میبینید که این دادوفریادها ایجاد میشود.@ خودخواهیهای والدین یکی از آفتها هست که حتماً میخواهد دختر برادر خودش را خواهر خودش را به پسرش بدهد یا مادر از آنطرف میخواهد حتماً دختر خواهرش یا برادرش را به پسرش بدهد اینها مصائب و مشکلات هست.@ آقایانی که در آستانه ازدواج هستند در مورد یک همچین مسائلی کاملاً جدی برخورد کنند و اجازه ندهند که یک همچین تفکراتی روی آنها تأثیر بگذارد برای اینکه انسان وقتی میخواهد ازدواج کند باید به شرائط همسر توجه داشته باشد که همسر چه شرائطی دارد.@ حالا اگر دخترخاله بود عیبی ندارد دختر نگاه کند اگر پسرخاله بود عیبی ندارد باید واقعبین باشیم در مسأله ازدواج، نباید شوخی بکنیم بگذاریم تعارفات به ما غلبه کند رودربایستیها به ما غلبه کند این گردن ما حق دارد.@ آن بحثی که در مورد دیدگاه مخالف یا دیدگاه منفی داشتن عرض کردم او میتواند به اضافه خودخواهیهای شخص کمک بکند به یک آفت دیگر برای زندگی و آن این هست که دختر و پسر از اول خیال غلبه کردن بر همدیگر را داشته باشند.@ حس برتریجویی و سلطهجویی و غلبه این هست که هر کدامشان میخواهند این کار را بکنند حتی من دیدم که بعضی از دخترها مقاومت کردند از شاگردان خودم بودند که به او گفتم این آقا آقای مناسبی هست به شما هم علاقه دارد میخواهید با هم ازدواج کنید مایل هستید خواستگاری بیایند.@ یا از اول گفته من یک کسی را میخواهم که همیشه حرف او نباشد، از اول ذهن بسته است، پنجاه پنجاه رأی بدهیم من زیاد شنیدم یا وقتی میگویی باشد، بعد میرود صحبت میکند میگوید نمیخواهم، میگوید این اصلاً به آدم راه نمیدهد این کولی نمیدهد ما شوهری میخواهیم که کولی بخوریم این اصلاً کولی نمیدهد.@ میبینی که ذهنش را بسته، آقایان هم همینطور، یک بنده خدایی از آقایان محترم هم بود پسر تحصیلکرده و باسواد فرستادیم خانه یک نفر دو جلسه رفت و آمد گفت من از پسِ این برنمیایم.@ حالا نه اینکه او دختر بدی باشد من میدانستم که این مشکلش چی هست بعد دیدم که رفته سراغ یک آدمی خیلی با اختلاف فرهنگی زیاد، امل، اختلاف سوادشان زیاد، بعد به او گفتم این واقعاً فکر میکنی برای تو مناسب است؟@ گفت میدانی چیست من یک کسی را میخواهم که اگر حقش را خوردم سوار شدم هیچی نگوید، این دیدگاههای برتریجویانه است اینها خیلی مسألهساز هست برای زندگی، از اول خیال مردسالاری را باید کنار بگذاریم زنها هم همینطور، خدامحوری.@ خدا هم مرد را دوست دارد و هم زن را و حقوق را مشخص کرده من نباشم منمحوری و خودمحوری خطرناک است یکی از آفتهایی هست که تهدید میکند نباید یک همچین حسی در بین دختر و پسر باشد.@ یک آفتی هم که مربوط به دوران عقد هست بگویم این هست که طبق این اعتقاد یعنی اگر انسان بیاید دستش یک همچین چیزی که هست بعضی از خانمها ممکن است داشته باشند آن موقع سعی میکنند که از همدیگر امتیاز بگیرند.@ آقایان غالباً در دوران عقد امتیاز میدهند یعنی غالباً میبینید که پسرها آنجا خیلی قافیه را باختند دختر دو اسبسوار شده و میتازاند و هیچ راهی ندارد بنده خدا دست و پا بسته و ما مردان را میبینیم با یک قیافه گرفتاری چه دوران عقد چه دوران بعد از عروسی میبینی که زیاد امتیاز داده این خوب نیست.@ باید انسان نه اهل سلطهجویی باشد نه مظلوم واقع بشود و بخواهد امتیاز بدهد خیلی از آقایان هستند که ادعا دارند ادای مردها را در میاورند خیلی با داد و فریاد، بعد که زندگیشان میروی میبینی که اصلاً این مرد نیست حاجخانمی برای خودش هست امتیازات زیادی داده و نمیتواند مثلاً زنش به او دستور میدهد که کجا بروند کجا نروند یک سر میخواهد خانه پدر و مادرش بزند نمیتواند و اینها شرعاً حرام است.@ مرد وظائف اجتماعی زیادی دارد که رضایت زن شرط نیست دوست داشتن زن شرط نیست شما جهاد بخواهی بروی میبینی از اینطرف بین کشش دین مانده از آنطرف از زنش اجازه ندارد، میخواهد به پدر و مادرش که وظیفه شرعیاش هست سر بزند میبینید که زن نمیگذارد.@ نیکی به پدر و مادر واجب شرعی است اگر پدر و مادر شما در مشکل گیر کرده باید از جیبت پول بدهی، میبینی که میخواهد به پدر و مادرش پول بدهد دست و پایش میلرزد مشکل دارد چون جا نیانداخته.@ اصلاً نه انتخابش درست بوده و اگر هم انتخاب نامناسب کرده بعداً توانسته با قاطعیت روی این قضیه بایستد که من نمیتوانم از پدر و مادرم بگذرم میبینی که اینجا امتیاز از دست داده در دوران عقد، جاهای دیگر هم انسان ممکن است امتیاز بدهد.@ ولی اوج ضعف مرد در دوران عقد هست لحظات و ساعتهایی که هستند آنجا مرد خیلی در این لحظات گول میخورد مدام امتیاز و اینها خطرناک هست باید بدانیم که ما نباید اهل گربه را در حجله کشتن و مردسالاری باشیم اما امتیاز هم ندهیم بخصوص امتیازاتی که آخرت ما را تباه خواهد کرد.@ یعنی مرد وظائفی دارد در اجتماع، وظائف شرعی و قانونی و اخلاقی دارد باید انجام بدهد، میبینی که اصلاً همه اینها دفن میشود آن هم به حساب بدجنسی زن نباید گذاشت زن اینطوری است که اصلاً قلبش وحدتطلب است مرد را برای خودش میخواهد.@ حتی بعداً هم اگر خدا به آنها بچهای بدهد اگر زن بو ببرد که یکذره پدر بیش از خود زن به بچه توجه میکند میبینی باز آنجا هم به او برمیخورد دوست دارد پدرش نسبت به بچهاش مهربان باشد و پدری کند.@ اما وای به حالی که احساس کند که محبت مرد به بچه بیش از محبت به خود زن هست این بعدها در اعترافاتشان در میاید مرد به دخترش میگوید بابا جون اگر اذیت میشوی به بچه شیر نده شیرخشک به او بده نمیتوانی رخت بشویی نشوی بگو یک ماشین لباسشویی برایت بخرد یا کمکت کند چون بچهاش را دوست دارد بعد زنش میگوید چرا آن موقع که من میگفتم پوشاک بخر میگفتی نه باید کهنه بشویی، اینجا رو میکند.@ یعنی حتی ممکن است بعد از 50 سال بروز کند چرا من میگفتم بیا کمک کن خودت کمک نمیکردی یعنی تا این حدود ممکن است این تأثیرات را بگذارد زن وحدتطلب است و دوست دارد و مرد هم باید این را عملاً ثابت کند که زنش را بیش از هر کس دیگر دوست دارد.@ قلب دست انسان نیست خیلی وقتها انسان بچه را خیلی دوست دارد ولی مرد نباید این را جلوی زن اظهارش بکند حتی زن نسبت به عشقهای مقدس مرد هم گاهی وقتها حساسیت نشان میدهد.@ یعنی اگر میبیند شوهرش در مقابل استاد تعظیم کرد دست استاد را بوسید یا در مقابل مرد مقدسی خیلی با عشق و علاقه و تواضع برخورد میکند بعضی وقتها میگوید او را بیشتر از من دوست داری یعنی نمیتواند تفکیک کند مجرای محبت را، که محبت به او از یک دریچه دیگر است محبت به همسر یک جایگاه دیگر دارد.@ بعضی وقتها شده خانمهای جوانی که ازدواج کردند اینجا آمدند آقای شجاعی ما مشکل داریم و دارد دیوانهام میکند، میگویم چیه شوهرت بد است؟ میگوید نه خیلی خوب است، بعد میگویم از نظر دینی ضعیف است؟ میگوید نه معلم من است از نظر دینی، از نظر اخلاقی؟ نه، از نظر شغلی؟ نه، میگویم چیه؟@ میگوید من سختم است میبینم این با مادرش گرم است دست مادرش را میبوسد با خواهرش یک طوری هست که من یکطوریم میشود، این اصلاً نمیتواند مجرای محبت را از همدیگر سوا کند اینجا گرفتاری دارد.@ این را خود مرد باید بداند که در اینطور جاها خیلی در اُت میزنند که نمیتوانند نه جا بیاندازند برای او و نه در عمل طوری موضعگیری بکنند که تحریک ایجاد نشود البته مسائلی هست در مورد والدین که جلسات بعد توضیح خواهم داد اگر هم ما نرسیدیم در این مبحث توضیح بدهیم حتماً در بحث همسران در مورد ارتباط با خانواده همسر و بحث والدین مراجعه بشود.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@