أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ ما از بحث آفات ازدواج در مورد آفات معنوی داشتیم صحبت میکردیم یک بحث دیگر مانده تمام کنیم و امشب بحث زمان و سن ازدواج را پی می گیریم. البته یکی از اساتید بحث آفات را ادامه خواهند داد در جنبههای دیگری، بنده فقط یکی دو جلسه یکسری مسائل کلی را در مورد آفات عرض کردم که جزئیاتش را خدمتتان خواهم گفت.@ دو آفت را ذکر کردیم برای ازدواج، یک آفت این بود که انسان به خاطر امیال خودش و زیادهطلبیهای خودش و غلبه روحیه تجملگرایی و همچنین اطاعت از خواستههای نابهجای همسرش و فرزندانش به سمت کسب روزی غیرحلال و کسب روزی از طریق غیرمشروع برو و به آن سمت کشیده بشود.@ هم وضعیت خانواده به هم میخورد از نظر معنوی و آفت خیلی بزرگی است برای دنیا و آخرت و هم اینکه دریچهای است برای ظلم به دیگران، دریچهای است برای حقخوریهای زیاد و انسان اصالت را به زن و بچه خودش میدهد و عده زیادی از انسانها را اذیت خواهد کرد.@ به زندگی دیگران لطمه خواهد زد که میخواهد زندگی خودش مجلل و با رفاه باشد آفت دوم این بود که خطر کوتاهی در رعایت حقوق همسر و فرزندان هست و همچنین خطر عدم صبر بر اخلاق و اذیتهای خواسته و ناخواسته اعضای خانواده، که گفتیم مرد باید پختگی لازم را داشته باشد و خودش را برای یک همچین مسائلی آماده بکند و به طور ضعیف و بیحوصله در صحنه زندگی برخورد نکند.@ نکته سوم که به عبارتی عمومیتش بیشتر از نکته اول و دوم هست و از یک جهتی خصوصیت ویژهای دارد آن مسأله غفلت از یاد خدا و انجام وظائف شرعی و همچنین پیمودن راه کمالات معنوی و شکوفایی استعدادهاست برای اینکه این نکته بیشتر جا بیفتد این بحث را تحت عنوان چهره دوگانه ازدواج تقدیم میکنیم.@ ازدواج یک چهره دوگانه دارد یک ماهیت دوچهرهای دارد یک چهرهاش چهره سازنده و مثبت و مبارکش هست که این همه فوائدی که در این چند جلسه عرض کردم را در برمیگیرد که واقعاً شما نمیتوانید این همه فوائد را در غیر ازدواج پیدا بکنید این همه برکات و فوائدی که برای ازدواج ذکر شد خیلی زیاد هست.@ واقعاً بنیان پرسود و مبارکی هست در این چهره از ازدواج تعریف زیاد شده(ما بُنِیَ فِی الإسلام بِناءٌ أحَبُّ إلَی الله مِنَ التَّزویج) در اسلام هیچ بنایی محبوبتر از ازدواج در نزد خدا نیست(مَن تَزَّوَجَ فَقَد أحرَزَ نِصفَ دینِه) هر کس ازدواج بکند به درستی که نصف دینش را احراز کرده و به دست آورده.@ و فوائد بسیاری که در جلسات گذشته عرض کردیم این چهره چهره مبارک ازدواج هست یک چهره دارد چهره منفی و نامبارک است این چهره منفی و نامبارک مربوط به خود ازدواج نیست. مربوط به نوع ارتباطی هست که انسان با خانواده و نوع برخوردی هست که انسان با مسأله ازدواج میکند.@ اگر انسان مراقب آفتها در زندگی نباشد بخصوص دوتا آفتی که جلسه گذشته خدمتتان عرض کردم و آفتی که در این جلسه عرض میکنم اگر مراقب آفت نباشد و اصول عقیدتی و اخلاقی را در آنها رعایت نکند و سهلانگاری و بیدقتی بکند و همچنین در انتخاب همسر، این دوتا وظیفه خیلی مهم است.@ اگر کسی بخواهد آفتها را دفع بکند و از آن چهره نامبارک و منفی ازدواج دور باشد و هرگز آن چهره زشت و کریه را نبیند این دو وظیفه را باید انجام بدهد یکی اینکه رعایت اصول عقیدتی و اخلاقی را بکند در تشکیل خانواده و برخورد بعداً با همسر و خانواده، و یکی هم در انتخاب همسر دقت بکند.@ این دو مسأله باعث میشود که هرگز انسان با آن چهره منفی ازدواج روبهرو نشود به عبارت دیگر ازدواج همیشه موجب رشد و تعالی و سعادت نیست اگر انسان این بیدقتیهایی که عرض کردم در انتخاب همسر یا در رعایت مسائل عقیدتی و اخلاقی بکند ازدواج نه تنها موجب سعادت نیست بلکه موجب سعادت و شقاوت و بدبختی و اتلاف استعدادهای انسان هست.@ این فقط مربوط به ازدواج نیست. دنیا اینطوری هست دنیا یک ماهیت دوگانه دارد ما در مورد دنیا داریم که (الدُّنیا جیفَۀٌ وَ طالِبُها کَلاب) یک مرداری است و طالبش سگ است (مَلعُونٌ وَ ملعونٌ ما فیها) لعنت شده بر او و بر هر چه در دنیا هست لعنت شده.@ (إنَّما سُمِیَتُ الدُّنیا دُنیا لِأنَّها أدنی مِن کُلِّ شَیء) دنیا دنیا نامیده شده چون پستتر از هر چیزی است (إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ) دنیا یک لعب و لهو و بازیچهای بیشتر نیست. این تعبیر قرآن هست با دنیا اینطوری برخورد کرده شدیداً دنیا را کوبیدند در بینش اسلامی.@ از یک طرف میبینید که دنیا در بینش اسلامی چقدر عزیز هست (نِعمَ العُون الدُّنیا عَلَی الآخِرَۀ) چه بسیار یار خوبی است دنیا برای آخرت، در مورد ثروت و رفاه چه تعریفهای عالی کردند (نِعمَ العُون الغِنی عَلَی التَّقوی) چه بسیار یار خوبی است ثروت برای تقوای انسان، از خوشبختی مرد سه چیز هست خانه وسیع، مرکب خوب و همسر خوب.@ بعد به عنصر زن در دنیا خیلی اهمیت دادند پیغمبر(ص) میفرماید که از دنیای شما سه چیز را انتخاب کردم یعنی دنیا را شیرین میکند زن، عطر و نماز، از مجموعه برخوردهایی که با دنیا شده چه در مذمت او و چه در تعریف او معلوم هست که دنیا عبارت است از رفاه مادی، زن، مسکن وسیع، مرکب خوب، لباس خوب، زیبایی، اینطور مسائل هست تجمل نیست.@ یعنی برعکس تصور خیلیها که وقتی اسلام دنیا را میکوبد اینها مورد مطالعه قرار میدهند فکر میکنند که اسلام یک زندگی غیرمرفه و خوش و بیروح و دور از زیباییها و تجملات و دور از بهرهبرداریهای حلالی که میشود کرد.@ ولی اینطور نیست چقدر سفارش به خانه وسیع شده که از خوشبختی مرد این هست که خانه وسیع داشته باشد همسر خوب، صدای خوب، چهره زیبا، چقدر راجع به اینها در اسلام تعریف شده، پس این دنیایی که میگویند چیه؟@ این دنیای که در اسلام این همه مورد مذمت هست و او را میکوبند چیست؟ کدام است که میگویند ملعون هست دنیا بد است توجه به دنیا نکنید؟ چهر دوگانه دنیا یکی مربوط به خود دنیاست که دنیا خودش از آن جهت که دنیاست هیچی نیست مثل ازدواج که از آن جهت که ازدواج هست برکت و خیر است دنیا را خدا خلقش کرده و همه زیباست.@ (أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ) هر چیزی را میگوید ما زیبا و خوب آفریدیم در مسائل معنوی داریم در مباحث عرفان هم این آمده که اگر کسی میخواهد به خدا نزدیک بشود باید خوشبین به دنیا باشد و دنیا را زیبا ببیند و همه اجزاء عالم را قشنگ ببیند.@ پس چیست که دنیا بد شده و بد هست و میگویند ملعون هست جیفه هست و طالبش سگ هست این چه موقع است؟ این به درون انسان برمیگردد یعنی نوع نگرش انسان هست که دنیا را خراب میکند دنیا را ملعون میکند چهرهاش را چهره یک جیفه میکند و به مذمت در میاورد.@ فرض کنید شما یک اتومبیل میخرید بعد میگویید که من اعضای خانوادهام را مسافرت میبرم ماشین خوب خریده پشتش مینشیند شهوت رانندگی و غرور و خودنمایی او را میگیرد اعضای خانواده را هم سوار میکند و گاز میدهد در این جاده خطرناک شمال و میرود یک تصادف میکند ممکن است عضوی از اعضای خانوادهاش را از دست بدهد.@ بعد میگوید این ماشین برای ما مبارک نبود ماشین که ماشین است یک شیء است مبارک نبود یعنی چه! نوع برخورد ما هست با یک اتومبیل با یک وسیله که آن را نامبارک میکند نوع دیدگاه ما و برخوردی که ما میکنیم ازدواج هم اینطور است.@ اگر با او درست برخورد کنی آن برکات را دارد محبوبترین بناست شیرینترین مسأله است برای زندگی انسان، زن همینطور، بچه همینطور، ثروت و مال همینطور، خانه وسیع همینطور، مرکب خوب همینطور، زیبایی و صدای خوش همینطور، اینها همه در اسلام توصیه به بهرهبرداری شده.@ ولی وقتی من با آن بد برخورد میکنم یعنی به طرز نادرستی به سراغ آن میروم آن به جای اینکه وسیلهای در جهت رشد و آرامش و لذت من باشد وسیلهای میشود برای اینکه من را در حد خودش نگه میدارد ما سه حد کمالی داریم کمالات گیاهی، حیوانی و فوق حیوانی، اسلام نمیگوید کمالات گیاهی بد است خیلی هم سفارش میکند.@ نمیگوید کمالات حیوانی بد است بسیار سفارش میکند اما میگوید در این سطح متوقف شدن و خودت را با آن یکی دانستن بهای خودت را با بهای آنها یکی دانستن فکر کنید تو این هستی و ارزش تو مساوی است با این کمالات هست.@ اینجا هست که اینها را بد میکند اینجاست که دنیای مذموم و دنیای بد معنا پیدا میکند و شکل میگیرد زمانی است که من با دنیا بد ارتباط برقرار میکنم به جای اینکه دنیا را در استخدام خودم بگیرم دنیا من را در استخدام خودش میگیرد.@ به جای اینکه زیباییها، لطافتها، شیرینیها، کمالات گیاهی و حیوانی را در استخدام خودم بگیرم تا آن کمالات ویژه خودم را شکوفا کنم میایم اسیر اینها میشوم تمام فکر و ذکرم این میشود و ذهنم محدود در این میشود.@ اینجا میگویند این اسیر دنیا شده یعنی مذموم شد اینجا بد شد چون مانع تولد یک انسان شده ما تا وقتی که گیر کمالات حیوانی و گیاهی هستیم حالت جنین را داریم به تولد انسانی که متولد نشدیم.@ چه موقع میگویند که این چیزها دنیا و بد است مذموم و ملعون هست؟ زمانی که مانع تولد یک انسان بشود مانع این بشود که یک جنین متولد بشود و به حیات انسانی نائل بشود این بد هست پس دقت کنیم که در اسلام وقتی صحبت از دنیا میشود و بدگویی در مورد دنیا چه موقعی هست.@ آن موقعی که انسان انسانیت را و معنویت را فدای دنیا میکند دنیا بد است اما آنجایی که انسان از دنیا در جهت معنویت و انسانیت و کمالات ویژه انسانی استفاده میکند دنیا بسیار خوب هست هر چه بیشترش بهتر.@ ازدواج هم همین طور هست وقتی میگوییم ازدواج یک چهره دوگانه دارد اینطوری است من با ازدواج چطوری برخورد بکنم میگوید بعضیها میخورند که زندگی کنند اما بعضیها زندگی میکنند که بخورند فرق هست بین خوردن برای زندگی کردن و زندگی کردن برای خوردن.@ یکسری تشکیل خانواده میدهند ازدواج میکنند او و پرداختن به او میشود تمام غایات او، یعنی شروع یک ازدواج برای یک پسر یا دختر محل دفن استعدادهای او میشود ببینید در جامعه ما و حالا غیر از جامعه ما چه بسیار هستند اینطوری، یعنی یک شخص به محض اینکه ازدواج میکند دیگر شعاع فکرش، فعالیتش، اندیشهاش فراتر از مسائل زندگیاش نمیرود حتی اگر به ظاهر مسائل معنوی و مسائل دیگر بپردازد.@ مثل هنر، ادبیات، مسائل دیگر بپردازد باز میخواهد به استخدام بگیرد او را در جهت مسائل گیاهی و حیوانی زندگی، خیلی از افراد هستند دارای اندیشههای بلندی هستند آرمانهای عالی هستند اما وقتی ازدواج میکنند چون نمیفهمند آگاه نیستند مطلع نیستند به این آفات، برخوردشان با ازدواج طوری میشود که آن آرمانها و اندیشههای بلند دفن میشود و از بین میرود اینجا خطرناک هست.@ ما اگر توجه کنیم به هدف خلقت انسان که انسان برای چه خلق شده متوجه میشویم که اگر قرار باشد ما با ازدواج کردن از پیمودن مسیر و ادامه مسیر و از شکوفایی استعدادمان بمانیم این ازدواج ازدواج مبارکی نیست.@ اگر قرار باشد با ایجاد علاقهها و روابط عاطفی و باز شدن درهای لذتهای مختلف به روی انسان، انسان از این مسیر بماند این باخته چون حیف است یعنی انسان خودش باید خودش را ارزیابی بکند که نباید من در این حد بمانم درست نیست یک گیاه زندگی کنم یا به صورت یک حیوان زندگی کنم.@ بعضیها هم میگویند نه ما آرمانهای بزرگی داریم ما میخواهیم خدمت به خلق و ناس بکنیم، عرض کردم خدمت به خلق و ناس یعنی خدمت به همنوع جزء کمالات حیوانی هست جزء کمالات انسانی اصلاً طبقهبندی نمیشود نباید سر خودمان را کلاه بگذاریم ما باید آن کمالات را در وجود خودمان شکوفا کنیم.@ پس اگر ما را از یاد خودمان زندگی انداخت آنجا زندگی نامبارک میشود ازدواج اگر ما را از خودمان غافل کرد ما را از ارزشهای فوق حیوانیمان غافل کرد از استعدادهای فوق حیوانیمان غافل کرد از ابدیت انداخت توجه به ماهیت اصلی خودمان و وجود ابدی و لایتناهی خودمان ما را انداخت معلوم است که ازدواج ازدواج مبارکی نبوده.@ اما بعضیها آنقدر عرضه دارند آنقدر هوشیار عمل میکنند که وقتی زندگی میکنند من زیاد نشستم پای صحبتهای جوانها میگویند ما زندگی کردیم همسر من یک نقطه پرش به سمت معنویت و علم و دانش و کمالات انسانی برای من بود هم شخصیتش اینطور بود که من را ساخت.@ از دخترها شنیدم از پسرها شنیدم هم نفس زندگی ما طوری شد که خود محیط زندگی که ما داریم این کمالات را برای ما ایجاد کرده این برخورد صحیح هست با زندگی، که زندگی چطوری زمامش را به دست بگیرد.@ یک جوان وقتی ازدواج میکند که مواظب باشد این حیوان وحشی حیوانیت و این اسب وحشی ابعاد حیوانی و گیاهی انسان را به سمت درهها نبرد افسار را محکم بچسبد آنوقت اول زندگی هم با نوع زندگیهایی که برای ما تبلیغ میکنند اینطوری هست که خیلی از جوانها وقتی میروند زندگی میکنند اصلاً مهارشان از دست خودشان در میاید.@ میبینی که نمیتواند و افتاده در رقابتی که نمیتواند خودش را کنار بکشد به یک سرعتی جامعه او را انداخته این همان بحثی هست که عرض کردم که وقتی نیروی نشاط و فعالیت شکوفا میشود اگر نتوانی کنترلش بکنی در جهت مصالح اصلی خودت این قدرت نشاط و فعالیتی که شکوفا میشود انسان را به انفجار و انحراف میکشاند.@ مثل سرعتی است که نتوانی آن را کنترل بکنی به این باید توجه بشود پس ما باید از ازدواج در جهت کمالات ویژه خودمان استفاده بکنیم اگر ازدواج مانع این شد معلوم است که ما ازدواج موفقی نداشتیم و این بسته به نوع برخورد ماست با زندگی، با همسرمان، و موقعی که قدم اول را برمیدارید مشخص است و این هم در خواستگاریها مشخص میشود.@ وقتی طرف خواستگاری میرود حرفهایی که دوطرف میزنند معلوم است که این در چه جایگاهی وجود دارد در جایگاه کمالات حیوانی، یا گیاهی یا انسانی است معلوم است وقتی با هم صحبت میکنند ارزشها را برای همدیگر ردوبدل میکنند اهداف همدیگر را میگویند انتظاراتی که از همدیگر دارند برای همدیگر مطرح میکنند مشخص میشود.@ این تأثیر در خواستگاری دارد خود این کلی انسان را کمک میکند یعنی توجه به یک همچین ارزشهایی به انسان در انتخاب کمک میکند یعنی خودبهخود وقتی من قرار است با یک هدف خاصی ازدواج کنم تعداد زیادی از دخترها و پسرهایی که همدیگر را میبینند.@ یعنی پسر وقتی دخترهای زیادی را میبیند تعداد زیادی از آنها از صحنه انتخاب کنار میروند چون معلوم است که این نمیتواند همسر مناسبی باشد و از خیلی از اشتباهات انسان را همین این نجات میدهد چون وقتی قرار است من درست با آرمان فکر کنم و با اهداف عالی به ازدواج فکر کنم.@ خودبهخود میدانم که فلان دختری در کوچه با وضع خاصی دارد رفت و آمد میکند این نمیتواند آن همسر مناسب برای من باشد لذا من هرگز تحت تأثیر او هم قرار نمیگیرم نه زیباییاش، نه ثروت پدرش، نه سوادش، نه ثروت خودش، هیچ چیزش نمیتواند دل من را تکان بدهد.@ خودبهخود یک عده کنار میروند و من وضعیتم مشخص میشود این نکتهای است که هم دخترخانمها و هم آقاپسرها باید خیلی به آن توجه کنند در امر ازدواج.@ یکی دو روایت و آیه بخوانم آیه قرآن میفرماید(إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ) بعضی از همسران و فرزندان شما برای شما دشمن هستند از آنها پرهیز کنید خداوند همسر و فرزند را به عنوان دشمن معرفی میکند.@ آنجا به عنوان یک یار خوب برای آخرت هر کس میخواهد خدا را طاهر و مطهر ملاقات کند با همسر ملاقات کند زن صالحی که انسان را در امر آخرت کمک میکند وقتی او را میبیند سرور او را بگیرد.@ وقتی چشمش به همسرش میخورد در خانه که مرد برمیگردد نگاهش به همسرش میخورد سرور او را بگیرد بهجت و لذت به او دست بدهد این در جای خودش، و از آنطرف هم میفرماید(عدوا لکم) این برخورد دوگانه نیست یک برخورد هست.@ میگوید نوع برخورد شما ممکن است زن و بچه را برای شما عدو بکند وقتی من به خاطر زن و بچه کمالات انسانیام را زیر پا میگذارم به حرامخوری و نزولخوری و چپاول حقوق مردم میافتم و از رعایت مسائل شرعی و قانونی دور میشوم این معلوم است زن و بچه لطفی در حق من نبودند زن و بچه مبارکی نبودند که من به خاطر اینها جهنم بروم.@ نمیارزد انسان به خاطر زن و بچهاش جهنم برود هر مقدار همسرش را دوست داشته باشد و اصلاً در جایگاه خودش ثابت شده که دروغ است کسی بگوید من زن و بچهام را دوست داشتم و به خاطر آنها جهنم رفتم چون مرد جهنمی نمیتواند همسر خوبی هم باشد نمیتواند پدر خوبی برای بچههایش باشد ممکن نیست.@ اینکه میگوید دشمن شما هستند یعنی اینکه وقتی میخواهید برخورد بکنید دقت کنید طوری برخورد بکنید که اینها دشمن شما نشوند همسرتان همیشه وسیلهای برای بهشت رفتن شما و ارتقاء درجات در بهشت و مدارج عالی باشد نه اینکه یکدفعه دشمن شما قرار بگیرد این مسأله در انتخاب هم برای ما وظیفه ایجاد میکند.@ یعنی من وقتی میخواهم بروم انتخاب همسر کنم دقت میکنم که آیا این دختر ماهیتاً چطوری هست اخلاقاً روحاً از نظر ساختار فکری چطوری است من را در مقابل خودش و خدا قرار میدهد یا نه من را در جهت خدا قرار میدهد و من را رشد میدهد در جهت کمالات ویژه خدا.@ از آنهایی هست که شوهر را برای خودشان میخواهند یا شوهر را به استخدام اهداف خودشان در بیاورند نه اهداف الهی، اهداف شخصی خودش، یکی را میخواهد که به او پول بدهد برود بگردد، تأمین جنسی و عاطفی او را بکند وسائل خودآرایی و مسائل دیگرش را فراهم کند.@ وقتی انسان با اهداف بلند سروقت ازدواج میرود نوع همسر خودبهخود متعین هست مشخص میشود که آیا این کسی که من میخواهم بروم با او ازدواج کنم چهار کلمه با او حرف میزنم چند جلسه نشستیم با هم صحبت کردیم این آن انرژی و توانایی لازم را برای این هدف دارد یا ندارد، میتواند رفیق خوبی باشد، میتواند رفیق راه باشد یا نمیتواند، این مهم است.@ (لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ) سوره مبارک منافقون، اموال شما و فرزندان شما اینها شما را از یاد خداوند غافل نکنند هر کس این کار را بکند دچار خسران شده یعنی سرمایه روحی و معنوی و عمر خودش را تلف کرده.@ اینکه میگوید(فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ) خسران خیلی چیز بدی هست این دیدگاه خیلی مهم هست انسان را از کمالات نیاندازد کمالات فقط این نیست جنبههای معنوی یک مقدارش هم جنبههای آموزشی و علمی است یک همسری که مانع تلاشهای علمی انسان میشود.@ یعنی انسان کارش کار علمی هست این نمیتواند همسر مبارکی باشد انسان باید کار علمی بکند فعالیت علمی بکند تحصیلات دارد حالا میخواهد دانشگاه درس بخواند میخواهد تحصیلات دیگری داشته باشد از تحصیل کمالات انسان را نباید ازدواج باز بدارد نوع برخورد با این مهم است که چگونه برخورد کنیم.@ این نکته را عرض کنم همیشه لزوماً شخصیت دخترها اینطور نیست که مانع باشد نوع برخورد ما با آنها آنها را طوری بار میاورد که مانع و مزاحم ما باشند به خود ما هم مربوط هست، نه از معنویت نه از تحصیل کمالات نه از تحصیل علم ازدواج باید انسان را باز بدارد.@ باید انسان توجه کند که ازدواج باید وسیلهای باشد برای تحصیل کمالات معنویت و تحصیل علم، اینکه میگویم مانع نشود نوع برخورد ما، مثلاً کسی بیافتد در مسائل خالهبازیهای زندگی، زندگی وقتی ایجاد میشود خالهبازی خیلی دارد.@ دیدوبازدیدهای اضافی، الکی، مهمانیهای پرخرج و عمرتلف کن، رفت و آمدهایی که اصلاً خیلیهایش شاید ضرورتی نداشته باشد میبینی که یک جوان ازدواج کرده که کار بکند رشد بکند میبینی که افتاد در خالهبازی و روحیهاش هم یکدفعه سقوط میکند.@ خودش هم روحیتاً در این خالهبازیها میافتد دخالت در زندگی این و آن، عدم برنامهریزی در زندگی، این خیلی مهم هست مثلاً بودن با زن و بچه حساب و کتاب و برنامه دارد استفاده از تلویزیون.@ یک موقع میبینی طرف چقدر وقتش را تلف کرده در خانواده، به اسم اینکه میخواسته با زن و بچه باشد نتوانسته زمام امور رفت و آمدها، مهمانیها، تلویزیون تماشا کردنها، تفریحها و گردشها را طوری به دست بگیرد که از کمالات نیافتد مسائل جنسی کشش زیاد دارد اصلاً نتواند برنامههای جنسیاش و آمیزشش را تنظیم بکند در این کار بیافتد.@ ما در روایت داریم امام صادق(ع) میفرماید از میان لذتهای مادی چه در دنیا و چه در بهشت بالاتر از آمیزش با همسر نیست خیلی کشش دارد بخصوص که انسان اعصابش هم راحت باشد یعنی وجدانش راحت است که این شخص شخصی هست که به او حلال هست و میتواند با او آمیزش بکند نزدیکی بکند و از آن لذت ببرد مانعی هم نیست.@ کثرت این کار اصلاً شخصیتاً بیافتد در این کار، نتواند این را کنترل بکند جلوی خودش را نتواند نگه دارد ما داریم که حقوق زن و مرد برای آمیزش مشخص هست شخصیت زنها فرق دارد از نظر تقاضای آمیزش، شخصیت خود مرد فرق دارد از نظر نوع آمیزش.@ ما حکم کلی نمیتوانیم نیاز و ضرورت خارج میشود نگاهشان به مسائل جنسی، میافتند به لذتجویی در این قضیه و این عمر و وقت تلفکن است اینطوری است که بعد هم سرایت میکند به زنهای دیگر، یعنی ما ازدواج مکرر را داریم چهارتا زن داریم که عقدی میتواند یک نفر بگیرد زن صیغهای هم که ازدواج موقت باشد حدی ندارد.@ ولی واقعاً حکم این در اسلام برای مسائل مخصوص و ویژهای آمده اینطور نیامده که مرد یک بابی برای لذتجویی و عیاشی خودش باشد مصلحت اگر اقتضا بکند مسائلش هم فرق دارد که انسان برود سروقت زن دوم به چه مصلحتی برود یک مصلحت عقلی و لازم اگر باشد.@ اسلام تجویز کرده که انسان همسر دوم و سوم بگیرد با یک شرائط خاص و مشکلی که گذاشته یا مثلاً با یک زنی ازدواج موقت بکند اما بعضیها در این کار میافتند یعنی کارش این هست که هر چند ماه یک نفر را صیغه کند لذت جنسی با او ببرد با یک نفر ارتباط برقرار کند و اصلاً شخصیتاً گرایشش اینطوری هست شهوتران و شهوتپرست میشود.@ حساس در مقابل جنس مؤنث میشود که دوست دارد بهرهبرداری زیاد بکند این کاره میشود این یکی از آفتهای زندگی هست که انسان را باز میدارد. آمیزش در روایت داریم از اخلاق انبیاء کثرت آمیزش هست(کَثرَۀُ الطَروقَۀ) کثرت آمیزش هست از صفاتی که گفتند مثل خروس باید داشته باشید یکی این هست که انسان اهل کثرت آمیزش باشد.@ اما این کثرت به معنای زیادهروی نیست آمیزش هم میتواند دردها را درمان کند دردهای موضعی یک موقع کسی بدنش درد میکند همان لحظه اگر با همسرش آمیزش بکند به احتمال خیلی قوی دردش برطرف میشود بعضی از بیماریها را هم دفع میکند اما از حدش رد بشود.@ آنطرف خودش بیماریزاست که در روایت داریم یک زیادهروی در آمیزش باعث پیری زودرس میشود قوای انسان زود تحلیل میرود پس آفت سوم بازداشتن ازدواج از تحصیل علم، معنویت، و کمالات و یاد خداوند تبارک و تعالی است.@ از همین بحث وارد بحث زمان ازدواج میشویم حالا وقتی داریم بحث زمان ازدواج را مطرح میکنیم که یک جوان چه موقعی باید ازدواج بکند در مورد ازدواج و زمان ازدواج چند برخورد شده یک برخورد این هست که در احکام دینی ما یک ضربالعجلهایی را برای ازدواج قرار دادند که در فلان شرائط شخص باید ازدواج بکند.@ این نکته خوب جا بیافتد مثلاً در رساله همه مراجع دارید که اگر شخصی به واسطه ازدواج نکردن به حرام میافتد مثلاً به زنا میافتد یا به خودارضائی میافتد این واجب است که ازدواج کند حالا این نیاز جنسی الان رشد کرده و به شخص فشار میاورد.@ شخص میخواهد ازدواج کند میگوید واجب است من ازدواج کنم واجب است ازدواج کنی یعنی باید بروی به سمت ازدواج و زودتر خودت را از نظر جنسی به یک تعادل درستی برسانی اما عجله در ازدواج، وجوب فوری ازدواج دلیل نمیشود که من اهداف عالی را در ازدواج در نظر نگیرم و رعایت موازی و اصول ازدواج را انجام ندهم.@ من با هر دختری هم که ازدواج بکنم میتواند نیاز جنسی من را برطرف بکند پس صرف اینکه من الان نیاز جنسی دارم و طبق وظیفه شرعی باید ازدواج بکنم یک بهانهای نشود برای اینکه ما هر کسی را که اولین کسی را برخورد کردیم بگوییم با این ازدواج کنیم.@ خیر در همین شرائط هم که من نیاز جنسی دارم و باید این نیاز را دفع بکنم باید آن اصول و مقررات را رعایت بکنم چون زندگی فقط مسأله جنسی نیست یک سیستم و نظامی هست که تأثیر و تأثرات زیادی را از دنیا تا آخرت انسان خواهد گذاشت لذا باید این دقت را بکنیم.@ این یک مسأله که بعضی وقتها شبهه میشود در ذهن جوانها که ما باید ازدواج بکنیم بعد هم عجله میکنند و در این عجله شکست میخورند یعنی نمیتوانند معیارها را درست در نظر بگیرند آن موقع برایشان مشکل پیش میاید.@ در غیر یک همچین ضرورتی ضرورتهای دیگری هست که انسان میتواند خیلی با تأمل یعنی تنها ضرورتی که انسان را یک مقدار وادار میکند که در امر ازدواج عجله کند مسأله نیاز جنسی هست از این مسأله که شما بگذرید سایر اهداف و فوائدی را که در نظر بگیریم اینها انسان فرصت بیشتری دارد تا انتخابش را طبق موازین و با حوصله بیشتری و با دقت بیشتری انجام بدهد.@ از طرفی عدم تحریک جدی غریزه جنسی، عدم خطر جدی از ناحیه غریزه جنسی دلیل نمیشود که انسان ازدواج را به تأخیر بیاندازد یعنی بگوید حالا که من نیاز ندارم نیاز به همسر ندارم معمولاً وقتی اسم نیاز میاید و میگویند نیاز به همسر ندارم منظور نیاز جنسی هست نیاز ندارم حالا پنج سال دیگر ازدواج کنم.@ این دلیل نمیشود که انسان نیاز جنسی ندارد ازدواج را به تأخیر بیاندازد چون ازدواج فقط برای تأمین نیاز جنسی نیست نیازهای دیگری را تأمین میکند رشد دیگری را ایجاد میکند کمالات دیگری و زمینه پیدایش کمالات دیگری را ایجاد میکند فوائد خیلی زیادی دارد.@ لذا یک آقاپسری ممکن است در 18 ـ 19 سالگی ازدواج بکند اما نیاز جنسی هم نداشته باشد بلکه مثلاً نیاز به استقلال داشته باشد نیاز به یک مونس داشته باشد از تنهایی بخواهد خودش را در بیاورد احتیاج به شکوفایی حسهای دیگری، استعدادهای دیگری دارد میخواهد آنها شکوفا بشود این نکته را داشته باشیم.@ از طرف دیگر گاهی وقتها انسان لازم است برای تحصیل بعضی از کمالاتش ازدواج را به تأخیر بیاندازد یعنی میبیند که اگر الان بخواهد اقدام به ازدواج بکند به اهداف بزرگش در زندگی نمیتواند دست پیدا کند.@ یعنی مجموعاً میبیند که اگر بخواهد یک همچین ارتباطی برقرار بکند نمیتواند، اینکه میگوییم نمیتواند یک امر نسبی است یک امر مطلق نیست مثلاً بعضیها میگویند ما داریم تحصیل میکنیم حالا تا پایان تحصیلات، بگذار من لیسانسم را بگیرم بعد.@ الان دوره دکترایم تمام میشود بگیرم بعد ازدواج میکنم یا دارم درس طلبگی میخوانم باید اتمام لمعتین را انجام بدهد بعد از اتمام لمعتین بروم ازدواج کنم در حالت عادی که نگاه کنید به ازدواج و مشغلههایی که میاورد نیاز مادی دارد.@ شما باید درآمد داشته باشید صرف کنید وقتت را بگذاری صرف کارهای منزل، دیدوبازدیدها، رفت و آمدهایی که خواهناخواه هر چقدر بخواهی کمش بکنی مقداری هست و این وقتت را میگیرد صرف بودجه هست بعد شخص اگر بچهدار بشود خود بچه وقتگیر هست.@ تأمین نیازهایش، بیماری بچه، احتیاج به پذیرایی و درمانش، سروصدا و شب نخوابیها و مسائل دیگر این واقعاً در زندگی هست در حالت عادی وقتی ما به این نگاه میکنیم یک توصیه عمومی این هست برای کسانی که اهداف عالی دارند بخصوص تحصیلات علمی.@ تقریباً بهانهای هم که هست همین تحصیلات علمی هست چه جنبه تحصیلات مذهبی مثل درسهای حوزوی یا تحصیلات کلاسیک و دانشگاهی و فنی، شخص باید خودش را ارزیابی کند آیا من اگر ازدواج کنم با توجه به اینکه میدانم ازدواج این مقدار وقت من را خواهد گرفت این مقدار هزینه میخواهد و تأمین این هزینه خودبهخود این مقدار کار میخواهد.@ کار معمولاً غیر درس است بعضی وقتها هم میشود عین درسش کرد من میبینم که این مقدار بودجه میخواهد این مقدار بودجه این مقدار کار میخواهد این مقدار کار یعنی جدایی از مقداری از تحصیل یا عقل انداختن، میارزد یا نمیارزد.@ در مورد همه جوانها واقعاً نمیشود فرمول خاصی ارائه کرد هر جوانی باید خودش بنشیند برای خودش محاسبه بکند ولی باید مقرراتش را بلد باشد اهم و مهم بتواند خوب بکند یک جوانی در حال تحصیل اگر ازدواج بکند از تحصیلش میماند.@ اما این جوان میبینی نیاز جنسی ندارد میگوید من اگر الان ازدواج بکنم باید این مقدار وقت بگذارم پس از درس میمانم، نمیکنم میگذارم پایان تحصیل، یک جوانی نه هم تحصیلات میکند هم نیاز جنسی دارد هم دوران سربازی را میخواهد بگذراند هم نیاز جنسی دارد هم سربازی نرفته محصل است.@ من چقدر داشتم در مشاورهها مثلاً پسر حدود 17 ـ 18 سال واقعاً میگوید من دارم به حرام میافتم بلوغ زودرس داشته یا در اثر عدم تربیت صحیح تغذیه نامناسب شده این تغذیه نامناسب در او بلوغ ایجاد کرده چشمش دیده، گوشش شنیده.@ مثل غرب شما غرب را که نگاه کنید آنها با یک پدیدهای به نام بلوغ زودرس روبهرو هستند چون از بچگی یکسره این را میبینند بچه از بچگی که هست مرکز تحریک جنسی دارد بلوغ ندارد اما مرکز تحریک جنسی دارد.@ تقریباً از یکی دو سالگی این را برای بچهها ذکر کردند لذا از همان یکی دو سالگی سفارشاتی شده مثلاً جنس لباس زیرشان که با آلتشان در تماس هست جنس مناسبی باید باشد تحریکزا نباشد اسباببازیها فرق دارد اسباببازیها از قبیل دوچرخه که برای دخترخانمها منع میشود.@ اسباببازیهایی که دختر مجبور است آلتش را با آن تماس بدهد منع شده پسربچه نوع خاصی از بازیها، نوع خاصی از خوابیدن مثلاً به شکم خوابیدن برای بچه کاملاً منع شده در دین ما هم نفی و نهی شده که بچه اینطوری نخوابد.@ چون مرکز لذت جنسی را در درون خودش کشف میکند به محض اینکه کشف کرد چون لذت هم میخواهد داشته باشد به این انحراف جنسی نمیگویند ولی لذتجویی است میخواهد لذت ببرد این کار را میکند.@ بعضی از بچهها داریم که در سنین کوچک ادرار خودشان را نگه میدارند بیرون نمیدهند که این ادرار جمع بشود و فشار بیاورد به مرکز لذت جنسی و لذت ببرند یا مخصوصاً ذره ذره بیرون میدهد تا بتواند لذت ببرد.@ لذا پزشکان به مادرها توصیه میکنند که بچههایتان را اگر خواب هم هستند آخر شب حتماً آنها را بیدار کنید و دستشویی ببرید که تخلیه کنند این مراقبتها را در مسائل جنسی کودکان داریم که از بچگی باید مراقبت بکنیم.@ در روایت داریم که اگر بچهای آمیزش پدر و مادرش را ببند و زناکار شد پدر و مادر هیچ کس را نباید ملامت کنند جز خودشان را، چون بچه تقلید میکند در تقلید انحراف هست من خیلی دیدم در این سابقه طولانی چند ساله بچههایی که دختر سه ساله انحراف دارد پسر در این سنین، لذا تماسهای جنسی و ارتباطات جنسی متعلق به بزرگترها فقط نیست.@ میبینید که بچه کوچک هم اقدام به عمل جنسی انجام میدهد پنج ساله میبینید که دوست دارد این کار را انجام بدهد با توجه به اینکه مسأله نیاز جنسی و تحریک جنسی تمنای اینطور مسائل از بچگی آمادگیاش را انسان دارد نوع تربیتها و نوع شخصیتهایی که شکل میگیرد فرق میکند.@ لذا ما نمیتوانیم یک حکم کلی صادر کنیم در مورد زمان ازدواج برای افراد، یکی میبینی 17 سالگی باید ازدواج بکند اگر نکند به خطر میافتد یکی میبینی 18 سالگی باید این کار را بکند یکی میبینی قبل از سربازی باید این کار را بکند یکی میبینی در همان سربازی باید ازدواج بکند یکی میبینی میتواند صبر کند بعد از سربازی.@ یکی میبینی میتواند صبر کند بعد از لیسانسش، به او میگوییم تو نیاز جنسی که نداری اگر هم ازدواج بکنی قطعاً از تحصیلاتت میافتی این کار را انجام نده بماند بعد از اینکه مدرک تحصیلیات را گرفتی بتوانی با یک آمادگی بیشتری به ازدواج بپردازی اینها در مورد افراد نمیشود یک فرمول کلی در مورد زمان ازدواج دارد.@ اما در مورد زمان ازدواج چندتا شرط کلی میشود برقرار کرد 1 ـ سن ازدواج با زمان ازدواج فرق دارد در مورد زمان ازدواج برفرض به اینکه حداقل سن ازدواج تحصیل شده باشد با توجه به این شرط یا لااقل میتوانیم بگوییم اولین شرط زمان ازدواج این هست که حداقل سن ازدواج به دست آمده باشد یعنی بلوغ جنسی و بلوغ بدنی.@ نکته دوم که حکم کلی هست این هست که درک صحیحی از خانواده و تشکیل خانواده و وظیفه خود شخص در خانواده، بداند که خانواده تشکیلش یعنی چه چه پیوندهایی ایجاد میکند چه تأثیراتی را ایجاد میکند چه بایدها و نبایدهایی دارد.@ شخص وقتی ازدواج میکند چه مسئولیتهایی به گردنش میافتد چه کارهایی را باید انجام بدهد یعنی این جنبه نظری هست یعنی شخص باید از نظر عقلی به یک همچین درکی رسیده باشد رشد عقلی باید داشته باشد.@ 2 ـ شناخت آفات و آمادگی برای پیشگیری از آفات، آفات را هم بشناسیم که همین مسائلی که عرض کردم بعضی از اینها آفت هست آفات دیگری هم دارد نکته سوم قدرت بر انجام وظائف همسری را داشته باشد.@ وظائف همسری مثل توان ارضاء مالی، تأمین مالی و اقتصادی، تأمین عاطفی، و تأمین معنوی، در آفتشناسی ما این را میگوییم که یکی از دلائل عمده طلاق یعنی اگر نگویم بالاترین درصد طلاقها مربوط به این بوده در ردیف آن سه تای اول قرار داشته دخالتهای دیگران در زندگی.@ مثلاً دانشجو بوده اقدام کرده به ازدواج، آمادگی کافی را برای این کار نداشته میتوانسته صبر بکند صبر نکرده نتوانسته به خودش غلبه بکند، به خودش غلبه کند نه فقط از جهت جنسی، از جهت اینکه طرف را دیده دلش میخواهد میتواند یکسال صبر کند بعد با آمادگی بیشتری.@ دانشجو هست بورسیه شده مثلاً به او ده تومان حقوق میدهند حالا از اینطرف هم سراغ ازدواج رفته میتواند صبر کند صبر نکرده، سراغ ازدواج رفته حالا میخواهد ازدواج کند ازدواج کرده اولاً از همان اول یکسره سرکوفت شنیده تو عرضه زن و بچه داشتن را داری یا نداری؟ نداری، پولت کجاست؟@ یکسره حرف شنیده با این 15 تومان کرایه خانه را چطوری میخواهی تأمین بکنی 15 تومان که برای زندگی دو نفر در این زمان با این خرج گران که کافی نیست بهداشت و لباس و غذا خانه، تأمین وسائل خانه با این 15 تومان چکار میشود کرد.@ ممکن است پسر و دختر خودشان این عرضه را داشته باشند که همچین کاری بکنند ولی آنقدر دخالت میشود از ناحیه دیگران در زندگی سر همین بیکفایتی دختر و پسر، اینقدر مسأله بیکفایتی در این قضایا مطرح میشود که میبینید زندگی دختر و پسر را به هم ریختند خودشان هم شاید آنقدر آگاهی نداشته باشند.@ خودشان رابطهشان با هم خوب است ولی همین که دیگران دخالت میکنند روابط این دو به هم میخورد و خراب میشود خودشان آنقدر عاقل نیستند که بگویند ما همدیگر را دوست داریم ما همدیگر را میخواهیم چرا بگذاریم دیگران در زندگی ما دخالت کنند و چرا دخالتهای آنها اگر هم میکنند و ما نمیتوانیم جلویشان را بگیریم.@ چرا باید در روابط ما تأثیر بگذارد میبینی که خراب میکنند غالباً به سمت طلاق رفته لذا یکی از عوامل اصلی که درصد بالایی از طلاق را این باعثش شده مسأله دخالتها بوده که نه دختر و پسر توانستند در این قضیه حالتهای خودشان را کنترل کنند و نه دیگران آن دخالتشان طوری بوده که آفت نزند.@ به هر حال طوری بوده که آمده زندگی اینها را به هم زده یا نه وضع مالیاش خوب بوده پسر آمادگی ارضاء عاطفی نداشته آدم سردمزاج و بیعاطفه، ما داشتیم آقاپسری که از نظر وضع مالی خیلی خوب بود یادم هست که از بالای شهر هم اینجا آمده بودند ماشین خیلی خوب و گرانقیمت و وضع شغلی خوب حسابی پولدار بود.@ دختر میگفت من نمیخواهم با این زندگی کنم چون او خصوصیات یک مرد را ندارد نه اینکه از نظر جنسی، شخصیتاً ضعیف است زن هم به عنوان مظهر جمال الهی کششش به جلال الهی است یعنی زن مرد را به عنوان یک شخص قدرتمند دوست دارد.@ این خیلی مهم است تأثیر زیادی دارد قدرتمند بودن مرد، قوی برخورد کردنش و به عنوان یک مرد مطرح شدن در زندگی، یک پشتوانه بودن که در همه بنبستها زن بتواند به او پناه ببرد نه اینکه تا مشکل پیدا شود مرد در سر خودش بزند و یک گوشهای کِز کند و گریه کند مثل خود دختر، اینطوری نه.@ این خیلی مهم است میگوید من نمیتوانم این اصلاً آن شخصیت آنطوری را ندارد زن اصلاً دوست دارد زن طبیعتاً اینطوری هست دوست دارد که مردش تصمیم بگیرد مرد اگر بگوید هر چه شما بگویید هر طور شما میل دارید.@ احترام به زن خیلی خوب است در مباهات داریم که به زنتان احترام بگذارید اموری که خدا در آن دخالت نکرده آزاد گذاشته اجازه بدهید که آنها آنطور که میل دارند انجام بدهند اما در صحنههای کلیدی و حساس مرد باید تصمیمگیرنده باشد و حرف آخر را بزند.@ زن وقتی آنجا میبیند که مرد کنار میکشد و مجبور است خودش نقش مرد را بازی کند انگار که پشتوانه را از دست داده و باعث دخالتهای بیجای خود زن میشود مثلاً در مورد بنایی خانه میبینی زن تصمیم میگیرد.@ مثلاً میگوید امسال باید خانه را خراب کنیم خانه نو بسازیم امسال خانه احتیاج به گچکاری و موکت و کاغذدیواری دارد بعد مرد میگوید من نمیکنم حال و حوصلهاش را ندارم زن میگوید خودم میکنم بعد مرد هم دست زن میسپارد زن خراب میکند اختلاف بینشان ایجاد میشود.@ ما خیلی داشتیم از این حالتهایی که مرد کنار کشیده از وظیفه اصلیاش و زن جلو آمده و به عهده گرفته میخواسته مردی بکند زن هم که نمیشود مردی بکند گرفتار میشود یعنی مرد عرضه ارضاء عاطفی زنش را نداشته به عنوان یک مرد نتوانسته بیاید شخصیتاً شخصیت قوی نبوده شخصیت لوسی بوده.@ بارها داشتیم تا مشکلی پیش میامده پسر میرفته پیش مادرش، به مادرش میگفته ببین این اینطوری میکند، خیلی برخوردهای سرد و ناجور، بنشیند گریه بکند گِله بکند نتواند در خودش مشکلاتش را نگه دارد برود به برادرش بگوید رازهای زندگی، زن و مرد اختلاف ممکن است زیاد داشته باشند هیچ کدام نباید دعوایشان را به بیرون انتقال بدهند.@ میبینی نمیتواند انتقال ندهد از جهت مالی که عرض کردم سر جای خودش، از جهت عاطفی یکی جنبه جنسی هست ولی فقط جنبه جنسی نیست جنبه مسائل عاطفی، محبت، دوست داشتن، عشقورزی، و جنبه نیازهای معنوی که باید تأمین بشود.@ مسائل معنوی و مسائل ارتباط با خدا، پاکی خانواده، تقوای خانواده، اتصال خانواده با ماوراء طبیعت و مسائل اینچنینی، این را قدرتش را باید داشته باشد و این را در خودش ببیند البته بعضی وقتها نمیگوییم که این صددرصد انجام بشود و بعد شخص ازدواج کند.@ شاید بخواهد یک زمانی در ازدواج طول بکشد یکسال دو سال تأمین بشود ولی بالأخره اینها را مرد باید داشته باشد زمان ازدواج اینها نیاز هست چه بسا پسر خوبی باشد وضع مالی خوبی هم داشته باشد بچه بامعنویتی باشد اما از جهت عاطفی قدرت ارضا نداشته باشد در زندگی میرود میبینی که شکست میخورد نیاز نیاز است.@ شما همسری را بگیرید و سایر نیازها را برطرف بکند اما یک نیاز را نتواند برطرف بکند مثلاً نیاز عاطفی را نتواند برطرف کند نیاز جنسی را خوب برطرف بکند زیبا باشد کدبانو باشد ولی نیاز عاطفی را نتواند تأمین بکند میبینی که زود زندگی به سردی میرود.@ اینجا نقطه اختلاف و فساد در خانواده بذرش کاشته میشود و زنها هم متقابلاً همین انتظار را از مردها دارند مرد باید همچین آمادگی را داشته باشد این در مورد زمان ازدواج که میگویم این چندتا شرط کلی هست که باید داشته باشند.@ دوتا از جنبه نظری بود یکی درک صحیح از خانواده و تشکیل خانواده و وظائف، یکی مسأله شناخت آفات، و آمادگی برای پیشگیریاش، اینکه تقصیر نکند آفات از ناحیه او نباشد و یکی هم قدرت بر انجام وظائف همسری داشته باشد.@ گفتم سه وظیفه مهم یعنی سه نقش مهم را مرد باید بازی کند نقش اقتصادی، عاطفی، معنوی، نقش پدرگونه را بازی کند مرد را به عنوان یک مرد بتواند ایفای نقش بکند اما در این مسأله که عرض کردیم به وسواس نباید ما را بکشاند.@ یعنی وقتی میگوییم آمادگی مالی، در کشور ما داستان مکررش در خارج از کشور هم همینطور هست حتی در رمانها و داستانها و فیلمهای سینمایی آمده واقعیت هم دارد که خیلی از آقایان آن مخافۀ العیله را ترس از تأمین معاش برای زندگی انتظاری که دارند انتظارات بیجایی هست یعنی میتوانند به حداقل اکتفا بکنند ولی میبینی که این کار را نمیکنند.@ پسر برای خودش شرط میگذارد که من باید خانه و ماشین داشته باشم این شرط بیجایی هست اگر قرار باشد ما این را به عنوان یک قانون کلی و ارزش در جامعه مطرح کنیم فساد زیادی جامعه را فرا میگیرد اکثر قریب به اتفاق خانوادههایی که تشکیل شده در مملکت ما زن و شوهر با مستأجری شروع کردند.@ شما بروید از پدر و مادر خودتان بپرسید که چند نفر موقعی که ازدواج کردند صاحبخانه بودند اینکه من انتظار داشته باشم یا خانواده دختر ممکن است گیر بدهند که باید خانه داشته باشی.@ یک پدر چند وقت پیش در مورد دخترش بهانهگیری کرده بود یک آقای خیلی مناسب و کاملاً مناسب برای ازدواج خواستگاری دخترش رفته بود هر دو شرائط خوبی داشتند همدیگر را هم دوست داشتند پدر دختر گیر داده بوده به وضعیت اقتصادی، من به پدر گفتم حقوقی که شما میگیرید با حقوق این پسر حدود 70% حقوق شما بعد از 30 سال زندگی را دارد میگیرد.@ شما آن موقع یک همچین وضعیتی داشتی؟ گفت نه، گفتم شما که الان میگویی باید خانه داشته باشد خانه پدرش نرود یا مستأجر نباشد خودت انصافاً موقعی که زن گرفتی مستأجر نبودی؟ گفت بله، گفتم پس چرا بهانه میگیری سر ازدواج دخترت، گناه هم دارد بهانه گرفتن خیلی مفاسد دارد بعضی از آقایان هم عمرشان را تلف میکنند.@ ازدواج چیزی نیست که انسان بخواهد با این بهانهها عقب بیاندازد حتی تحصیل همیشه مانع ازدواج نیست در یک شرائطی تحصیل مانع ازدواج است یعنی کسی که تحصیل میکند میتواند طوری برنامهریزی بکند که هم ازدواج کند و هم درس بخواند برنامهریزی باید بکند من الی ماشاء الله نمونه داشتم.@ عرض کردم خود حقیر دو سال دبیرستان و پنج سال دانشگاه و چند سال درسهای حوزه و چند کار تحقیقاتی را بعد از ازدواجم انجام دادم کسان دیگری هم از نزدیکان و دوستان من بودند که سربازی نرفته ازدواج کرده ولی موفق عمل کرده توانسته خوب برنامهریزی کند تحصیلات دانشگاهیاش تمام نبوده ازدواج کرده.@ زیاد داشتیم کسانی که در این مراحل رفتند دیدند که باید ازدواج کنند طوری برنامه کار و درسشان را تنظیم کردند که به این کار هم رسیدند عرضه به خرج دادند اما بعضیها سختگیریهای الکی میکنند من باید حتماً خانه و ماشین داشته باشم من باید حتماً حقوقم به 50 هزار تومان برسد تا بتوانم زن بگیرم، نه اینطور نیست.@ ما اکثر مردمی که در جامعه ما دارند زندگی میکنند با این شرائطی که شما الان برای ازدواج در نظر میگیری و سختگیریهایی که ایجاد میکنید زندگی نمیکنند یعنی تشکیل زندگی و ازدواج آنقدر ارزش دارد و تأخیرش آنقدر ضررهای معنوی و مادی به انسان میزند که نمیارزد به خاطر هر چیزی انسان ازدواج را عقب بیاندازد.@ حتی ازدواج تأخیرش ضرر مادی دارد بعضی از جوانها آمدند میگویند ما چون وضع مالیمان میخواهیم به یک حد خوبی برسد بعد ازدواج کنیم الان ازدواج نمیکنیم میگویم تو به همین مقدار هم که فکر میکنی اتلاف داری جوان اتلاف زیاد دارد.@ افراد مجرد خیلی اتلاف مال دارند ولی وقتی زندگی میکنید مقتصد و حسابگر میشوید اصلاً میروی به سمت پسانداز و تلاش بیشتر برای گشایش اقتصادی، آنوقت میبینی موفق میشوی ما جوان داریم 19 سالش بوده ازدواج کرده با تلاشی که کرده نه از فعالیتهای علمی افتاده عرضه داشته هم خوب انتخاب کرده و هم خوب رفتار کرده قوی برخورد کرده.@ بعد هم میبینی در 25 سالگی صاحبخانه شده هم خانه خریده هم کارهای علمیاش را کرده هیچ مانعی هم نبوده ازدواج هم کرده از زندگی لذت برده اصلاً ازدواج وقتی در سنین مناسبش انجام میشود لذتبخش است.@ آنقدر لذت و سرور دارد که نمیارزد آدم این لذت و سرور و آرامش را از دست بدهد طراوتی دارد فصلی دارد بهاری دارد، مثلاً در پاییز بیانداز، نمیشود، این طراوتی که در بهار هست در پاییز نیست آن مزه و اثرات مثبت روحی آن نشاط آن آرامشی که در سنینی که انسان مناسب هست ازدواج بکند برای انسان در ازدواج دست میدهد.@ سالهای بعد که انسان پا به سن میگذارد نیست نه در دختری که سنش زیاد باشد نه در پسری که سنش زیاد باشد خیلی از آن نشاطها و حالتها نیست عشق و عاشقیهایی که دختر و پسر دارند دلشان برای هم تنگ میشود خواب همدیگر را میبینند یکسره در فکر همدیگر هستند با فکر همدیگر اینطرف و آنطرف میروند.@ حتی اگر از هم دور هستند همدیگر را کنار هم میبینند اینها جایگاه خودش اثرات معنوی زیادی دارد من غالباً به دوستان توصیه میکنم که از دوران نامزدی و عقدتان حتماً برای مسائل معنویتان استفاده کنید.@ شما خیلی راحت وقتی میبینی دلت برای همسرت تنگ میشود مردی که ازدواج کرده معمولاً دلتنگیهایش معنای دیگری دارد ولی در دوران عقد و نامزدی این عشق و عاشقی و کششی که ایجاد میشود خیلی میشود برداشت معنوی از آن کرد هم شب بیخوابی که به سر انسان میزند.@ شب انسان میبینی که به خیال محبوبش هست چند ساعت به او فکر میکند یا اگر کنارش باشد خوابش نمیبرد اینطور نیست که اگر کسی را که دوستش دارد وقتی کنارش هست چه دختر پیش پسر و چه پسر پیش دختر فرقی نمیکند.@ راحت بخوابند میبینی که تا صبح با هم گرم حرف زدن هستند و اصلاً هم متوجه نیستند که صبح شده از وجود همدیگر لذت بردند این را داشته باشید بعد انسان بیاید بفهمد که معشوق اصلیاش خداوند تبارک و تعالی است معنای عشق به خدا را میفهمد عشق مجازی است راهی هست برای رسیدن به عشق حقیقی.@ انسان وقتی عشق را تمرین میکند در مورد مجازی خودش در مورد همسرش، تمرین میکند یعنی میبیند و امتحان میکند و تجربه میکند بعد میفهمد حال عاشقان خدا چطوری است که شب خوابشان میبرد یا نه، به نماز میایستند شب از خواب میپرند عبادت میکنند چرا حوصلهشان از عبادت سر نمیرود.@ دوران نامزدی و عقد بهترین الگو هست برای ارتباطات بعدی انسان با خداوند تبارک و تعالی، خود خدا هم به همینها استناد کرده(کَرُبَ مَن زَعُمَ أنَّهُ یُحِبُّنی وَ إذا جُنَهُ اللَّیل نامَ عَنّی) دروغ میگوید کسی که فکر میکند عاشق من است وقتی شب فرا میرسد میخوابد.@ به موسی خداوند میگوید، میگوید موسی تو دیدی تا به حال محبوبی عاشقی پیش معشوق خودش خوابش ببرد اگر کسی فکر میکند عاشق من است و شب حوصله ندارد که با من ده دقیقه حرف بزند و دو رکعت نماز بخواند و با من مناجات بکند دروغ میگوید.@ این را کجا شما میتوانید همچین برداشتی بکنید ببینید خداوند به کجا استناد کرده به عاشق و معشوق به محب و محبوب استناد میکند و این تجربهها خوب است زود انجام بگیرد خیلی از پختگیها و تجربهها وقتی که انسان به موقع و زود ازدواج میکند به نفعش است.@ دیگر وقتی میرسد به سن 30 بسیاری از موانع را پشت سر گذاشته بسیاری از پیچ و خمها را پشت سر گذاشته و الان میتواند دیگر به این سنین که میرسد با یک قدرت خیلی زیادی و با یک آرامش و متانت خاصی نیرویش را آزاد کند در جهت کسب کمالات علمی و معنوی.@ ولی میبینی که خیلی از جوانها این را به عقب میاندازند و میرسد به 25 ـ 26 ـ 27 ـ 30 باز یکذره بالاتر، بعد میبینی که این طرف خیلی اتلاف دارد تازه میخواهد در این سنین برود ازدواج کند.@ آن مسائل اول ازدواج و پیچ و خمها و غلتک را تا بخواهی راه بیاندازی میبینی که سن آقا به 35 سال رسید یا بیشتر، آن موقع دیگر انرژی نمیماند که تو از این آرامشی که به واسطه ازدواج کسب کردی و از این چرخی که به جریان افتاده بتوانی بهرهبرداریهای بعدی بکنی.@ اما زمانی که به موقع ازدواج میکند یا زود ازدواج میکند، زود که میگویم به معنای به موقع است موقع در مورد همه افراد یک زمان نیست در زمان مناسب خودش ازدواج میکند بهانهگیری نمیکند دچار فکرهای کارتونی و باطل و خیالات واهی نمیشود.@ یک همچین کسی به موقع ازدواج میکند و به موقع هم میتواند از زندگی و تشکیل خانوادهاش بهرهبرداری کند میتواند پدر قوی و خوبی برای بچههایش باشد فاصله سنی وقتی کم هست درک دقیقی پدر و بچه، مادر و بچه از همدیگر دارند در تربیت خیلی نقش دارد.@ وقتی آدم جوان هست پدر و مادر میشود تأثیر زیادی دارد اما وقتی اختلاف سنی بین پدر و فرزند خیلی زیاد هست خود این یکی از موانع میتواند به حساب بیاید اگر جنبههای دیگر نباشد نه به عنوان یک عامل مستقل، میتواند مضر باشد.@ حتی انسان اگر میخواهد کنترل جمعیت بکند جلوی بچهدار شدن را بگیرد وقتی به موقع اقدام به ازدواج میکند به موقع صاحب بچه میشود و به موقع جلوی بچهدار شدن بعدی را میگیرد میبینی که زندگیاش روی روال میافتد.@ اما میبینی در اوج مشغله سنش رسیده به 30 ـ 32 سال اصلاً حوصله داد و فریاد بچه را ندارد یا سن که بالا میرود اینطوری است حوصله کمتر میشود که جنبههای تربیتی و روانی و دینی را که در نظر نگیرند اینطوری میشود میبینی که نمیتواند با بچه درست برخورد کند میدانید چه جنبههایی دارد پشت صحنه این قضایا چطور هست.@ پس این در مورد زمان ازدواج که زمان ازدواج را ما باید بسنجیم ببینیم که اگر میخواهیم ازدواج بکنیم ازدواج مخارج دارد وقت میگیرد حوصله میخواهد بودجه میخواهد بیموقع سروقتش بروی زندگیات را تباه میکند.@ اگر کار علمی و معنوی مهمی داری انجامش بدهید بعد از آن ازدواج کنید اما اگر میدانی ازدواج بکنی به این کار لطمه میخورد ازدواج را تأخیر بیانداز بزرگان ما فرمودند که ازدواج احکام خمسه دارد برای بعضیها واجب است، برای بعضیها مستحب است برای بعضیها حرام است برای بعضیها مکروه است برای بعضیها مباح است.@ بسته به شخصیت فرد حکم فرق میکند در 18 سالگی میبینی برای یک نفر حرام است ولی در 20 سالگی مستحب میشود در 22 سالگی میبینی واجب میشود در 18 سالگی حرام است در 19 سالگی برایش مکروه است بهتر است که نکند، حرام که میگویم نه از نظر حرام شرعی.@ یعنی این مفاسد و آفات را به بار میاورد که خودش منشأ خیلی از حرامهای شرعی میشود ارزیابی افراد از شخصیت خودشان خیلی مهم است که من الان در چه وضعیتی قرار دارم برای ازدواج، آیا الان زمانی هست که من به ازدواج به عنوان یک امر مستحب نگاه کنم بهتر است ازدواج کنم، میبرم، برد با من هست.@ هر چه زودتر بهتر، یا واجب است ازدواج کنم، یا بهتر است یکسال شش ماه عقب بیاندازم یا اصلاً فعلا در این دو سه سال به فکرش نباشم چون میدانم اگر الان ازدواج کنم تلف میشوم این بسته به شخصیت افراد دارد برای کسانی که برای خودشان ارزش قائل هستند و جدی هستند در رفتارشان با خودشان.@ نگاه به طرف مقابل هم مهم هست یعنی ما باید دقت کنیم که اگر بخواهم ازدواج برای من حجاب و مانعی نباشد و ازدواج مبارک باشد باید در انتخاب خیلی دقت داشته باشم بدون اینکه وسواس داشته باشم بحث سن ازدواج میماند.@ یکسری مباحث هم برای مسأله زمان ازدواج میماند مثل مشکل تحصیلات، سربازی، و مسائلی از این قبیل، ما مباحث تحصیلات و سربازی را گذاشتیم در بحث موانع ازدواج آنجا توضیح خواهیم داد یا خود حقیر هستم یا اساتید دیگر خدمتتان میگویند بحث مسأله سربازی و تحصیلات یا بعضی از موانع دیگر را ان شاء الله در بحث موانع ازدواج توضیح خواهیم داد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 007 - میثاق مقدس (برادران)
متن کامل (خام) جلسه 007 - میثاق مقدس (برادران)