جلسه 006 - میثاق مقدس (برادران)
شماره جلسه
6
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 006 - میثاق مقدس (برادران)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته قبلش که با بنده درس را داشتید بحث فوائد ازدواج را داشتیم نتائجی که از بحث فوائد گرفتیم یکی دو تا از نتائجش ماند که خدمتتان عرض کنیم یک توضیحی هم در مورد یکی از فوائد میخواستم عرض کنم که آن هم از بحث بنده جا ماند.@ در مورد فوائد تکثیر نسل داشتیم عرض میکردیم مطالبی را عرض کردیم که چه خیراتی در دنیا و آخرت دارد در مورد خیرات اجتماعی این فوائد تکثیر نسل یکی باز میتوانیم این را برگردانیم به فوائد اجتماعی مادی تکثیر نسل یا ازدواج هست این مسئله رشد اقتصادی و فرهنگی در جامعه هست.@

که به واسطه کثرت جمعیت در یک کشور اگر به نحو درستی تحت آموزش قرار بگیرند و تربیت بشوند او میتواند رشد اقتصادی خوبی را برای جامعه به ارمغان بیاورد مثلاً الان در مورد کشور ایران کارشناسان اقتصادی میگویند چون جمعیتش جمعیت جوانی هست میتوانند اینها اگر بیفتند در خط تحصیلات علم، صنعت پیشرفت بکنند آینده خوبی را رقم بزنند برای مملکت.@

یک نکته دیگر هم که خیلی اهمیت دارد مسئله قدرت یک جامعه هست در مقابل با دشمن یعنی مملکتی که جوان دارد و جوان زیادی دارد آن مملکت از نظر شرائط سیاسی و نظامی در یک موقعیت خوبی قرار دارد که میتوانند جوانها دفاع بکنند.@ ما در تاریخ هشت ساله جنگ خودمان این نکته را به عیان دیدیم که جنگ را جوانها چه قائله کردستان را یا چه جنگ هشت ساله را جوانها گرداندند یعنی شما از پانزده تا سی سال را در نظر بگیرید اینها اکثر قریب به اتفاق جمعیت جنگجوی ما را چه از ردههای فرماندهی بگیرید چه از رزمندهها امدادگرها و کسان دیگر را این گروه سنی این فاصله سنی تشکیل میدادند.@ دیگر از سی به آن طرف کمتر بود تا 35 سال باز هم خوب بود جمعیت زیادی داشتیم ولی هر چه سن بالا میرفت تعداد جمعیت در رزمندهها و جنگجوها کمتر بود این خیلی مهم هست از نظر بالا بردن قدرت جامعه در مقابل با تهدیدهایی که دشمنان میکنند بخصوص در یک جامعه اسلامی این مسئله خیلی مهم هست که آن مملکت دارای جوانان رزمنده و جنگجو و مبارزی باشد که بتوانند از حریم آن مملکت دفاع کنند.@ شما جنگهای دیگر را اگر تاریخش را مطالعه بفرمایید یک همچین معجزهای که در جنگ هشت ساله ما شد نخواهید دید در طول تاریخ جنگ اگر ملاحظه بفرمایید که یک مملکتی که از نظر اقتصاد صفر بلکه منفی هست و اقتصاد تکمحصولی با بمباران و موشکباران روبرو هست.@ دو ابرقدرت برای اولین بار شما تاریخ مقابله و جنگ سردی که بین ابرقدرتها بوده ببینید همیشه از یک کشوری که آمریکا دفاع کرده شوروی با آن مخالفت کرده از یک کشوری که شوروی موافقت کرده آمریکا مخالفت کرده.@ هر دو ابرقدرت آمدند که با ایران بجنگند واقعاً با تمام توانشان آمدند اسلحه دادند پول دادند کارشناس نظامی دادند هواپیمای نظامی فرستادند هواپیمای جاسوسی فرستادند ماهوارههای جاسوسیشان را به کار گرفتند کارشناسانشان را فرستادند.@ کشورهای اروپایی 16 ـ 17 کشور واقعاً دست به دست هم دادند به اضافه این دلارهای نفتی کشورهای خلیج فارس همه دست به دست هم دادند که این کشور را به زانو در بیاورند و فقط این جوانان غیور نگذاشتند نه آموزش نظامی دیده بودند نه تخصصهای بالایی داشتند اما شجاعتشان غیرتشان و بالاتر از همه ایمانشان به خدا یک همچین معجزهای را ایجاد کرده بود.@ مردم ما و نوامیس ما در طول جنگ در امنیت بودند همه راحت بودند جز آن روزهای اول جنگ که کس دیگری رئیسجمهور بود و دستنشانده خود آنها بود و اجازه میداد که سربازان عراقی بیایند به نوامیس مسلمین تجاوز کنند جز آن برهه که بعد از که ایشان کنار رفت پیروزیها تازه از آن موقع شروع شد و ما میبینیم که تا آخر جنگ مردم راحت بودند.@ حالا بگذریم که ممکن است بمباران و موشکباران بود اما ناموس مردم حفظ بود از تعرض، این غیرت بچه بسیجیها و رزمندهها را میرساند این اثر فوقالعاده مهم است در تکثیر نسل که پیغمبر هم به این مطلب خیلی اهمیت قائل هست.@ ولی هر چقدر هم ما تعریف میکنیم از تکثیر نسل در جواب سؤال آن برادرمان که ضرورت کنترل نسل را به طور صحیح انکار نمیکنیم یعنی باید کنترل نسل دقیقاً صورت بگیرد با طبق موازین عقلی و شرعی.@ یک تکه از مقاله یک جامعهشناس و نویسنده هلندی برایتان انتخاب کردم بخوانم ببینید چقدر این مطلب مهم هست جامعهای که از آینده خود ناامید است فقط به حال خود میاندیشد یعنی زمان حال و این شرح حال ما غربیهاست که به دلیل عدم حضور معنویت از آینده بینصیب هستیم یعنی ما دیگر آینده را نداریم و فقط به الان فکر میکنیم.@ جوامع غربی از مسئولیت تشکیل خانواده طفره میروند و نمیتوانند بار سنگین پدر و مادر شدن را تحمل بکنند جوامع ما رفته رفته پیرنما میشوند نسل جوان روزبهروز کمتر میشود من در آمستردام هر شب که از دفتر کارم به منزل بازمیگردم محلات مسکونی را بدون سروصدای بچهها و در کمال خاموشی میبینم درست مثل یک قبرستان.@ اما وقتی که به محلههای کارگران و مهاجران خاورمیانهای در آمستردام میروم دهها بچه در خیابانها مشغول بازی و جنبوجوش هستند و حیات در آنجا میجوشد ما غربیها معنای حیات را گم کردهایم و تمدن ما فقط برای سالخوردگان است با این سرعت شاید سه نسل دیگر به جای ما نژادهای دیگری صاحب این قاره شده باشند.@ همانهایی که اجدادشان از شمال آفریقا آسیا و خاورمیانه به اینجا آمده بودند اکثریت جمعیت امروز ما را پیران تشکیل میدهند و باید اعتراف بکنیم که ما جنگ جمعیت را باختهایم و رشد مسلمانان در اروپا سیر صعودی به خود گرفته است این نکته خیلی دقیق و مهم هست.@ در مورد نتائج بحث فوائد ازدواج عرض کردم که ما چند نتیجه را در بحث ازدواج میگیریم یکی احادیثی بود که تشویق کرده بودند ازدواج را که گفتیم این تشویق به خاطر توجه به این فوائد هست که معنا پیدا میکند.@ نکته دوم این بود که اگر ما توجه به یک فایده داریم یا دو فایده یا چند فایده محدود داریم یعنی این توجه خاص ما را وادار به ازدواج می کند. مثلاً یک جوانی الان میاید زیاد ما برخورد کردیم که نیاز جنسی باعث میشود که تن به ازدواج بدهد یا یک نیاز خاص مثلاً احتیاج به استقلال مجبور است ازدواج بکند یا هر کدام از آن فایدههایی که من گفتم که باعث میشود انسان به سمت ازدواج کشیده بشود.@ این را باید یک جوان دقت بکند که اگر در یک برههای از زمان یک عامل انسان را سوق میدهد به سمت ازدواج باید آن یک عامل انسان را از سایر جنبههای ازدواج غافل نکند. چون این فوائدی که گفتیم درواقع ویژگیهای ازدواج است یا در واقع اگر یک مقدار دقیقتر باشیم ویژگیهای یک همسر هست در قالب فوائد ظاهر میشود.@ یعنی من باید به سراغ همسری بروم که بتوانم تقریباً تمام آن جنبههای ازدواج را فوائد ازدواج را به دست بیاورم هم اهداف پایین را هم اهداف متوسط را و هم اهداف عالی را به دست بیاورم این یعنی دقت در انتخاب.@ پس اگر ما مجبور هستیم حالا فعلاً ازدواج بکنیم ضرورتاً هم باید حتماً در این دو سه ماهه ازدواج بکنیم بعضی وقتها پیش میاید چه در خانمها چه در آقایان میایند میگویند ما حالا یا به صورت خیالبافی برای خودشان یک همچین ضربالعجلی را در نظر گرفتند و یا واقعاً از نظر زمانی یا شرائط در یک همچین محدوده زمانی گیر هستند و باید ازدواج بکنند.@ مثلاً آمده میگوید من مأموریت دارم به خارج از کشور چهار سال، تاریخ پروازم هم سه ماه دیگر است در این سه ماه باید ازدواج کنم بروم یعنی سه ماه وقت دارم که من دختر مورد نظرم را انتخاب کنم بعد بروم یا یک خانمی مثلاً دانشگاه خارج از کشور قبول شده میخواهد برود آنجا درس بخواند.@ یا اینکه دختر وسواس به خرج داده در ازدواج بعد در یک نقطهای گیر کرده که خانواده حوصلهشان سر آمده میگویند هر خواستگاری که میاید تو رد میکنی از این دو نفری که آمدند یکی را باید انتخاب بکنی هیچ راه برگشتی نیست بعضی وقتها انسان گیر میافتد.@ یا مشکل جنسی دارد باید ازدواج بکند به هر حال هر کدامشان یک مشکلات و ضربالعجلهایی دارند یا خیالبافانه است. مثلاً میگوید من چون برنامههای دیگری هم دارم تابستانم را گذاشتم برای ازدواج یعنی انگار مسئله ازدواج یک مسئله پیش پا افتاده است میگوید من تابستانم را گذاشتم برای ازدواج که این کار را انجام بدهم.@ حالا خوب است انسان قدر وقت را بداند کسی که مشغلههای علمی بخصوص دارد قدر وقت را بداند و عرضهاش را داشته باشد بد نیست اما این ضربالعجلهایی که ما میگذاریم وحی منزل نیست که ما حتماً بگوییم چون تابستان من میخواهم ازدواج بکنم و میخواهم به درسم لطمه وارد نشود.@ وقتی انسان برای خودش محدودیت میگذارد قدرت انتخاب خودش را کم میکند وقتی قدرت انتخاب را کم میکنی مزایای آن چیزی که انتخاب میکنی کم هست لذا این عجله یا ضرورتهایی که به صورت خیالبافانه یا ضرورتهایی که اجتماع یا خانواده یا ضرورتهای علمی ضرورتهای مختلفی که در زندگی هست اگر ما را سوق میدهد به سمت ازدواج باید توجه بکنیم.@ یا یک نیاز خاص این دو مسئله فرق دارد نیاز خاص یا ضرورت خاص ما را در یک زمان خاصی میخواهد بکشاند به سمت ازدواج باید دقت کنیم که به همه فوائد ازدواج توجه داشته باشیم به همه جنبههای ازدواج توجه داشته باشیم.@ این چه فایدهای دارد؟ یکی توجه به فوائد مختلف دقت را در انتخاب بالا میبرد که بدون دقت به آن فوائد انسان نمیتواند انتظار داشته باشد که همه آن آثار را به دست بیاورد باید حتماً دقت بکند.@ پس وقتی آثار مدنظرت هست فوائد مختلف ازدواج مدنظرت هست در انتخاب خیلی باید دقت بکنی و دقت هم میکنی وقتی مدنظرت باشد به طور طبیعی دقت داری و هم که همت انسان را بالا میبرد.@ یعنی انسان وقتی میداند که میخواهد وارد یک صحنهای بشود که این صحنه کارکردهای مختلفی دارد کارکردهای مختلف خانواده را یک نفر با آن آشنا هست ارزش خانواده را میداند به عنوان یک واحد بنیادین در اجتماع یک همچین کسی همتش بالا میرود یعنی میداند که میخواهد وارد یک میدان قوی بشود با کارکردهای مختلف، یک میدان ارزشمند.@ دیگر احساس نمیکند که حالا من ازدواج کردم سرم کلاه رفت باختم عقب افتادم اینطور نیست چون میداند وارد یک میدان با کارکردهای مختلف و فوائد مختلف دنیوی و اخروی شده و نباخته و ضرر نکرده اگر بتواند خوب وظیفهاش را در اینجا انجام بده خیر کثیری نصیبش شده و فوائد زیادی را تحصیل کرده.@ علاوه بر اینکه همت انسان را بالا میبرد موجب آمادهسازی شخص میشود یعنی شخص خودش را آماده میکند که وارد یک همچین میدانی به درستی و با دقت بشود بتواند از همه کارکردهای خانواده بهرهبرداری بکند و همه جنبههای خانواده و همه فوائد را تحصیل بکند.@ نکته آخر در این مورد که دانستن فوائد ازدواج چه اثری دارد این هست که نیت انسان را هم بالا میبرد علاوه بر اینکه همت انسان همت عالی میشود نیت انسان در مورد ازدواج بالا میبرد یعنی همیشه آن اهداف عالیه را هم مدنظرش دارد.@ ولو الان نیازش آن که او را میکشاند به سمت ازدواج یک نیاز درجه دوم هست اهداف متوسط هست یا یکی از اهداف درجه پایین هست الان دارد او را وادار میکند به سمت ازدواج هر چند که این باشد اما وقتی انسان توجه به فوائد دارد آشنایی دارد یک دختر یا یک پسر به فوائد این باعث میشود که شخص آن نیت عالی را در ازدواج به دست بیاورد.@ مطلب آخر رابطه شخصیت انسان هست این بحث را قبلاً هم داشتیم با انتخاب فوائد ازدواج یعنی چه ربطی هست بین شخصیت افراد با اینکه کدام فایده از فوائد ازدواج را مدنظر میگیرند قبل از آن دو سه تا روایت هست در مورد شفاعت در ازدواج.@ چون ارتباط با همین بحثمان دارد ازدواج به خاطر اینکه این خیر کثیر هست و این محبوبترین بنا در نزد خداوند تبارک و تعالی هست هم خودش مبارک هست و هم اقدامش برایش مبارک هست هم هر کاری که انسان در خانواده انجام میدهد ثواب دارد و ارزش دارد.@ شفاعت در ازدواج هم ارزش دارد یعنی کسی که واسطه ازدواج هست این میخواهد دو نفر را به همدیگر وصل بکند به قول امروزیها میگویند جوشکاری، اگر کسی جوشکار باشد ثواب دارد برخلاف جوشکاریهای دیگر معلوم نیست ثواب داشته باشد یا نه چون گرانفروشی در آن ممکن است باشد در این ثواب دارد.@ حدیث از پیامبر(ص) هست میفرماید(مَن عَمِلَ فی تَزویج بَینَ المُؤمِنین حَتّی یَجمَعَ بَینَهُما زَوَّجَ الله) اگر کسی تلاشی بکند عمل بکند برای ازدواج بین مؤمنین تا اینکه هر دو با هم جمع بشوند یعنی دختر و پسر با هم ازدواج بکند خداوند چه تعداد حوری بهشتی نصیب او خواهد کرد.@ (زَوَّجَهُ الله عَزَّوَجَلّ اَلفَ اِمرَئَۀٍ مِنَ الحُورُ العین) هزار همسر بهشتی برای او در نظر میگیرد که با یک خصوصیاتی ذکر کردند(وَ کانَ لَهُ بِکُلِ خُطوَۀٍ خَطاها) با هر قدمی که برای این کار برمیدارد(اَو بِکُلِّ کَلِمَۀٍ تَکَلَم بِها) یا هر کلامی که میخواهد میزند و بین این دختر و پسر را جمع میکند و اینها را به هم نزدیک میکند آن کار خیر.@ (فی ذلِکَ عَمَلٌ سَنَۀَ قیامٍ لَیلُها وَ صیامٍ نَهارُها) عمل یکسال را با هر کلامی که از دهان ایشان بیرون بیاید یا هر قدمی برمیدارد خداوند ثواب یکسال عبادت را که روزهایش را روزه گرفته و شبهایش را به عبادت برخاسته عطا خواهد کرد این روایت در ثواب الاعمال و همچنین در جلد 20 وسائل الشیعه هست.@ روایت دیگر هست که(اَفضَلُ الشَفاعات اَن تَشفَعَ بَینَ اثنَینِ فی نِکاح حَتّی یَجمَعَ الله بَینَهُما) بالاترین شفاعات این هست که انسان شفیع بشود بین دو نفر در ازدواج تا اینکه خداوند آن دو نفر را به هم برساند.@ روایتی هست که هر کس قضای حاجت برادرش را بکند کمک بکند چقدر اجر دارد بعد میفرماید(وَ مَن زَوَّجَهُ زَوجَۀً یَأنِسُ بِها وَ یَسکُنُ اِلَیها آنَسَهُ الله فی قَبرِهِ بِصُورَۀٍ اَحَبُّ اَهلِهِ اِلَیه) میفرماید اگر کسی برای برادر دینیش همسری را بگیرد یعنی کمک بکند که او همسری را انتخاب بکند که به وسیله آن همسر این شخص انس بگیرد با آن همسر و آرام بشود در کنار آن همسر چون این مایه آرامش را فراهم کرده.@ خداوند این عمل او را به صورت یک موجودی در میاورد در قبرش که آن موجود هم آرامش انسان را در قبر تأمین میکند و به صورت محبوبترین عضو خانوادهاش برای او در میاورد که در کنار او باشد و قرین او باشد.@ (مَن زَوَّجَ اَعزَباً کانَ مِمَن یَنظُرُ الله عَزَّوَجَلّ اِلَیهِ یَومَ القیامَۀ) روایت قبلی از حضرت سجاد بود و این حدیث از امام صادق هست که هر کسی مجردی را برایش تزویج بکند چه دختر چه پسر فرقی نمیکند این از جمله کسانی بود که روز قیامت خداوند به او توجه دارد روایت هم از کافی جلد 5 این هم ثواب شفاعت در ازدواج و واسطهگری در امر خیر هست.@ البته این کار بعضی وقتها موجب نفرین و لعن و آه هم میشود برای اینکه آن کسی که دارد این کار را میکند باید وارد باشد یعنی بداند که این دو نفر حتماً به هم میخورند بعضی وقتها اصلاً واسطهگریها خیلی نابجا هست.@ یعنی هیچ سنخیت و کُفیّتی بین دختر و پسر وجود ندارد بعد اینها میخواهند واسطهگری بکنند این خیلی بد هست چه بسا گناه هم باشد بعد هم چه دختر چه پسر میگویند لعنت بر فلانی که یک همچین کسی را گیر ما انداخت و ما را به دردسر انداخت این باید با دقت صورت بگیرد مسئله شفاعت در ازدواج باید به آن توجه بشود.@ آن نکته مهم که عرض کردم مسئله رابطه شخصیت این هست که انتخاب فوائد مختلف ازدواج در نظر گرفتن آنها برای ازدواج حالا چه یک فایده چه چند فایده بستگی به جایگاه انسان جایگاه نفس و شخصیت انسان در سلسله کمالات مختلف نباتی حیوانی و انسانی دارد.@ یعنی بسته به این هست که انسان کجا وطنش باشد موطن نفس او کجا باشد کجا نفسش مستقر شده باشد بعضی از شخصیتها هستند که شخصیتهای گیاهی هستند یعنی تمام میل و توجهشان و تلاششان و فعالیتشان حول کمالات گیاهی هست مثل تولیدمثل، خوشگلی، رشد بدنی، اندام، رنگ و زیبایی یک همچین چیزهایی.@ کسانی که در این وادیها هستند اصلاً به زن به همین چشم نگاه میکنند وقتی میخواهد به زن نگاه بکند هر کمالی زن داشته باشد اصلاً برایش مهم نیست آنوقت در سفارشات معلوم هست وقتی میگویی چه زنی میخواهی؟ اگر زمان شاه کسی یادش باشد اینطوری هست در روزنامهها مینوشتند الان هم در غرب مرسوم هست.@ که من پسری هستم خوشتیپ دارای چشمهای تحصیلات لیسانس دارم خیلی تو دل برو و خوشگل هستم همینطور مینوشتند یک دختری میخواهم قدش 165 تا 168 باشد وزنش اینقدر باشد دور کمرش اینطوری باشد موهایش اینطوری باشد چشمش این رنگی باشد یعنی اصلاً با محتوا کاری ندارد این با ظاهر کار دارد که این مسئله اینطوری باشد.@ با یک همچین دختری میخواهم ازدواج بکنم و بسیاری از ازدواجها براساس همین کمالات گیاهی انجام میگیرد یعنی شخص فقط به این میگوید من این را میخواهم به پدر مادرش هم وقتی میگوید، میگوید مثلاً بروید برای من یک دختر چشم سبز بگیرید یا یک چشم زاغ بگیرید یا اندامش اینطوری باشد لاغر باشد چاق باشد به هر حال سفارش اینطوری هست اصلاً کاری با محتوا ندارد.@ اگر یک موقعی در در و همسایه فامیل یک همچین کسی گیر بیاید این حاضر است با او ازدواج بکند بسیاری از ازدواجها هم براساس این صورت میگیرد دختران هم متقابلاً همینطور یعنی ما اینها را به آنها هم میگوییم اینها کمالات گیاهی هستند توجه به اینطور مسائل هست موطنش این هست.@ خیلی از ازدواجها چه در میان دخترها چه در میان پسرها براساس همین است که دختر و پسر موطنشان موطن گیاهی هست از این کمالات فراتر نرفتند نمیگوییم بد است در جایگاه خودش میگویم بحث شرائط دختر و پسر حالا چه شرائط واجب و لازم و چه شرائط مستحب که بهتر هست باشد یکی از آن کمالات زیبایی هست.@ در روایت داریم بهترین زنان آن هست که هم زیباتر باشد و هم مهریهاش کمتر باشد این خوب است اگر اینطور باشد خیلی هم خوب است بخصوص برای بعضی از جوانها به خاطر نوع خاصی از مشغله و فعالیتهایی که در اجتماع دارند حتماً ضرورت دارد که زنشان زیبا باشد.@ حالا یک موقع انسان توجه دارد به اینکه زنش بدقیافه نباشد این اصل همین است که بدقیافه نباشد اینکه حالا خیلی زیبا باشد یا زیبا باشد این هم یک بحث دیگری دارد که حالا در جایگاه خودش، بعضی از افراد نیاز دارند یعنی از نظر روانی و از نظر نوع شغلی که دارد انجام میدهد نیاز دارد که زنش از این جهت بتواند او را ارضا بکند.@ مثلاً مثل مردانی که دائماً با خانمها سروکار دارند و بعضی از ارتباطات ارتباطاتی هست که نمایانتر هست مثلاً مثل یک پزشک، یک پزشک چون با خانم سروکار دارد از آن جهت هم که نوع خاصی از محرمیت بین پزشک و مریض هست او خیلی راحت میتواند ارتباط داشته باشد با زنها.@ حالا زنهای زیبا میایند با انواع مختلف این اگر زنش نتواند از این جهت خوب ارضایش بکند چه بسا دچار خطر بشود اگر تقوا نداشته باشد اگر تقوا داشته باشند هم باز بهتر هست که زنش زیبا باشد چون انسان لازم نیست که همیشه از تقوایش مایه بگذارد.@ یعنی در اثر قدرت تقوا مقاومت بکند که به ناموس مردم نگاه نکند یا توجه به ناموس مردم نکند چرا انسان این کار را بکند اگر زن انسان این شرائط را داشته باشد به طور طبیعی انسان توجه زیاد نمیکند به نوامیس مردم این باید این حس را ارضا بکند.@ نمیگوییم بد است کمالات گیاهی ارزشمند هست اما فقط میگوییم این نباشد یعنی وقتی کسی ازدواج را نگاه میکند باید دقت بکند که کمال گیاهی را به خاطر این رفت و توجه به این نکته داشت باخته و قطعاً زندگیش با شکست روبرو میشود الا ماشاء الله ما دیدیم و مراجعه داشتیم که اینطوری بودند زندگیشان شکست خورده و واقعاً زندگی بدی داشتند.@ کسی که اسارت در این کمالات داشته باشد کمالات گیاهی مثلاً مقوله زیبایی این در خانواده از نظر تربیتی و از نظر رعایت اصول اخلاقی و معنوی و حتی رعایت اصول عقیدتی کوتاه میاید و امتیاز میگیرد چه زن و چه مرد، یعنی دیگر نمیتواند ارزشهای عالی و متعالی را در خانواده در نظر بگیرد چون مدام گرفتار یک همچین خصیصهای هست آدم را به ذلت میاندازد.@ ما با یک خانمی ارتباط داشتیم این آمده بود بنده خدا ناراحت بود میگفت من با شوهرم هیچ سنخیتی نداریم ولی تا الان تحملش کردم واقعاً هم با همدیگر سنخیت نداشتند گفتم حالا شما چطور تحمل کردید او بعداً خودش اعتراف کرد شوهر که آمد دیدم خیلی مرد خوشاندام و زیبایی هست یک مرد 35 ساله.@ حالا اینجا که زن بریده بود بعد من خیلی اصرار داشتم که حالا با توجه به این همه بیسنخیتی و ظلمهایی که این مرد میکند بعداً که این مرد را دیدم و از خودش هم اعتراف گرفتم فهمیدم که این گرفتار همین زیبایی مرد بوده بعد گفتم از اول هم به خاطر همین؟ گفت از اول هم به خاطر همین.@ مرد بیسواد بود یک آدم بیسواد کارگر در یکی از این کارخانهها یک کار پستی داشت زن آدم تحصیلکرده و فرهنگی و فهمیده اختلاف خیلی زیاد ولی این زیبایی مرد دختر را گرفته بود و باعث شد که ازدواج بکنند این مشکلات را داشتند.@ بعد هم مرد اقدام کرده بود چون میدانست زنش این نقطه ضعف را دارد اقدام کرده بود یک زن دیگر هم گرفته بود این زن هم جیکش در نیامده بود میسوخت و میساخت این مشکلات برای انسان هست.@ یا اگر انسان میخواهد به سراغ ازدواج برود باز به خاطر ارزش حیوانی اگر کسی موطنش موطن حیوانی باشد اصلاً کاری ندارد زن اهل کمال میخواهد باشد یا نباشد دیندار میخواهد باشد عفیف باشد با معنویت باشد کاری با اینها ندارد.@ کسانی که در کمالات حیوانی مقیم هستند شخصیتش شخصیت این چنینی هست این شخص فقط در همین حدود زن را نگاه میکند چون خودش را هم در همان حدود ارزیابی میکند لذا برای او مهم نیست حالا انشاءالله آمار را هفتههای آینده میگویم که سؤال کردیم ما از یک تعداد زیادی دختر و پسر که شما مثلاً چند درصد دینداری را لازم میدانید؟.@ اکثراً نوشتند شرط لازم، زیاد، تا حدودی، بعضیها گفتند نه چندان لازم، این که میگوید نه چندان لازم این یعنی محل اقامت نفسش جای دیگر است این مقیم در کمال انسانی نیست یک امر مهمی را که تمام ارزش انسان به همین هست را ندیده میگیرد میگوید نه چندان نیازی نیست.@ یعنی شخص اصلاً فکر نمیکند که من میخواهم بروم این را بگیرم شرطش چیست با این دختر میخواهم آشنا بشوم اولین شرط و مهمترین شرطش چیست یا شخصی که میخواهد با پسر ازدواج بکند در پسرها سختگیری بیشتری کردند یعنی دخترها باید سختگیری بیشتری در این قضیه نسبت به آقایان داشته باشند.@ ولی میبینید که اگر کسی موطنش موطن حیوانی باشد توجه زیادی به اینطور مسائل ندارد آن جنبههای حیوانی کارکردهای زندگی حیوانی چه بود؟ مسائل گیاهی سر جای خودش، مسائل شغل، کار، مسکن، تفریح، لذتهای مادی، ریاست، موقعیت اجتماعی، مسائلی از این قبیل، یکی از اینها باعث میشود که توجه به ارزشهای عالی نکند.@ زن را همینطوری به همین مقدار میبیند یعنی زن را در همین مقدار کوچکش میکند در این مقدار میبیند در این محدوده و اینطوری اقدام میکند دیدگاه شخص به زن تابع موطن نفس خودش هست تابع شخصیت خودش هست هر کس هر شخصیتی دارد به زن هم به همان دیدگاه نگاه میکند آنهایی که در کمالات عالی انسانی هستند آنها به زن طور دیگری نگاه میکنند.@ حالا یک روایت بخوانم تا این مسئله بیشتر روشن بشود ببینید پیغمبر(ص) به زن به چه دیدگاهی نگاه میکند(لِیَتَخِذَ اَحَدُکُم لِساناً ذاکِراً وَ قَلباً شاکِراً وَ زَوجَۀَ مُؤمِنَۀً صالِحَۀً تُعینُهُ عَلی آخِرَتِه) هر کدام از شما باید یک زبان ذاکر و یک قلب شاکر(لِیَتَخِذَ) یعنی خودتان باید برای خودتان اتخاذ کنید داشته باشید از خدا بخواهید که به شما هم زبان ذاکر بدهد که همیشه به یاد خداوند باشید.@

هم یک قلب شاکر از نعمتهای الهی را از خداوند بخواهید باید هر کدام از شما یک زن زوجه مؤمنه صالحه که(تُعینُهُ عَلی آخِرَتِه) بتواند آن زن کمک کند به ابدیت انسان، ببینید اسلام با چه دیدگاهی به زن نگاه میکند یک یار به بلندای ابدیت، یک معشوق یک محبوب به بلندای ابدیت.@ چون اگر انسان با این دیدگاه نگاه بکند جنبههای پایین را قطعاً به طور طبیعی زنها دارند ولی اگر آخرین هدف را در نظر بگیرد آخرین درجه کمالات را هم احراز کرده یعنی زنی که زیبا باشد هم خوشاخلاق هم آن جنبههای گیاهی در او باشد هم جنبههای حیوانی در او باشد و هم با کمالات انسانی سنخیت داشته باشد.@ لذا از اول یک جوان که میخواهد برود دنبال همسر چه دختر با پسری ازدواج بکند چه پسر با دختری باید یک یار ابدی یک دوست و مونس ابدی انتخاب بکند برای خودش، ببینید نبی اکرم(ص) عرض میکند خداوندا در بهشت هم خدیجه را نصیب من بکن.@ آنقدر لذت میبرده از وجود مبارک حضرت خدیجه(س) تنها بوده و تبلیغ تنها میرفته اوائل بعثت کتک میزدند حضرت را گاهی وقتها چنان سنگ میریختند به سر حضرت، حضرت بیهوش میافتد و غرق در خون، تنها کسی که بود یک سبدی دستش بود و یک مقدار مرهم و پارچهای که حضرت را با او مداوا بکند حضرت خدیجه(س) بود.@ میامد در کوچه میدید که حضرت یک گوشهای افتاده غرق خون شروع میکرد به مداوا کردن حضرت چشمش را باز میکرد یک همچین همسری را بالای سر خودش میدید همسری موافق با اهداف انسانی، همسری که یک ساز دیگر نمیزند برای خودش که بخواهد انسان را از پیشرفت و کمال بیندازد.@ انسان را به ذلت و خواری بکشاند به فساد بکشاند نه یک همسری که کمک میکند با اهداف انسان دقیقاً تطبیق دارد بعد حضرت که اینطوری حضرت خدیجه(س) را میدید عرض میکرد خداوندا در بهشت هم خدیجه را نصیب من بکن یعنی خوب است انسان همسرش را اینطور دوست داشته باشد.@ از اول یک همچین کسی را انتخاب بکند که بتوانند مونس ابدی برای همدیگر باشند هر قدر روح بزرگتر باشد و شخصیت پیشرفتهتر باشد اهداف عالیتری را در ازدواج مدنظر دارند و هر مقدار شخصیت یک نفر نزدیک باشد و انس داشته باشد با کمالات گیاهی و حیوانی این شخص اهداف حیوانی و گیاهی را در نظر میگیرد و نمیتواند اهداف عالی را در ازدواج مدنظر داشته باشد.@ بحثی را که بعد از فوائد ازدواج شروع خواهیم کرد البته مستمر نیست بحث آفات ازدواج هست ما بحث آسیبشناسی و آفات را برای شما داریم که آسیبشناسی را یکی دیگر از اساتید خواهد گفت و بعضی از قسمتهای آفات ازدواج هم با بنده هست.@ یکی از موارد بسیار لازمی که باید در تشکیل خانواده و ازدواج مدنظر گرفته بشود یعنی از شرائطی که باید انسان داشته باشد و اگر نداشته باشد این آفت هست برای زندگی لزوم کسب حلال هست اینکه انسان باید کسب حلال زن و فرزندش فراهم بکند و لقمه حلال به دست بیاورد هم برای خودش هم برای همسر و فرزندانش.@ لقمه حرام مشکلساز هست یک لقمهاش که انسان بخورد مشکلساز هست هم در امر شکلدهی شخصیت انسان در دنیا قطعاً حرامخواری شخصیت بدی از انسان میسازد و هم در مورد آخرت که عقاب و عذاب زیادی را به دنبال خواهد داشت.@ لذا شخص باید از اول توجه داشته باشد که من وقتی میخواهم ازدواج بکنم و تشکیل خانواده بدهم خودش را ملزم بکند به اینکه تمام تلاشش را بکند به اینکه لقمه حلال به دست زن و فرزندش برساند و کسب حلال بکند.@ یک دانشجویی که دارد درس میخواند الان مجرد است اما این با تقلب نمره میگیرد یعنی سر امتحان تقلب میکند در جیبش یک چیزی میگذارد لای کتابش یک چیزی میگذارد روی میزش جلوتر چهار ساعت قبل از امتحان میاید روی میز را پر میکند بعد میخواهد از این مدرک تحصیلی حقوق بگیرد.@ پایه حقوق میزنند میگویند دیپلم است لیسانس است این بنای زندگیش را از الان روی حرام گذاشته یک لیسانس قلابی لیاقتش را نداشت این را به او دادند لیاقت زمانی داشت که حداقل این عرضه 10 گرفتن را داشت مثلاً 10 میگرفت آنقدر که به هر حال در نهایت از دانشگاه اخراج نشود یا مشروط نشود این بنایش را از اول به حرام گذاشته یا در کسب و کارش.@ من الان دارم این کار را میکنم فردا میروم ازدواج میکنم اما لیسانسی را گرفتم پایه حقوقی را گرفتم که از طریق دزدی آن را به دست آوردم از طریق تخلف این را به دست آوردم خیلی زشت هست برای کسی که اهل درس هست دانشجو دانشآموز که روحیه تقلب در او باشد.@ خیلی باید به این توجه بکند که با تقلب بخواهد درس را بالا بیاورد اینها عوارض بدی خواهد داشت یا در شغل خودش توجه داشته باشد که لقمهاش را حرام نکند نان کسی را نبرد آن پست را با اینکه یک نفر را از آن پست اخراج بکنند به زور به ناحق کنار بگذارند به دست نیاورده باشد توجه بکند که این لقمهها خیلی مؤثر است.@ فردا میبینی فرزندش یک طوری از کار در میاید الا ماشاءالله ما در این حرامخورها نزولخورها رباخوارها دیدیم که پدر بدبخت شده خودش را کشته اینقدر برای خودش جهنم درست کرده که نگو اینقدر ظلم کرده که نگو بچه بزرگ میشود همه را به جیب میزند پدر را هم در خانه سالمندان میاندازد.@ در روایت داریم یکی از پرحسرتترین افراد در روز قیامت کسی است که مال را از طریق حرام به دست بیاورد دیگران از آن استفاده بکنند یا در روایت داریم از آن بدتر کسی است که از راه حرام مال را به دست بیاورد دیگران بیایند آن را در راه خیر استفاده بکنند از آن راه خیر بهشت بروند این جهنم برود خیلی زور دارد.@ آن دیدگاه ابدی که گفتم انسان باید به زن و بچه و خودش پیدا بکند اینجا به داد آدم میرسد که اگر کسی دیدگاه ابدی داشت زن که دیدگاه ابدی به شوهرش دارد هرگز نمیخواهد شوهرش کار خلاف بکند به خاطر آنها و مردی هم که به زن و فرزندش و به خودش دیدگاه ابدی دارد هرگز ظلم نمیکند به خاطر زن و فرزندش و لقمه حرام نمیاورد.@ نه زن شوهرش را وادار میکند به کار خلاف و نه مرد به خاطر علاقه به زن و فرزندش سمت کار خلاف میرود بگوید فرزندم دلش میخواهد زنم دلش میخواهد نه، حالا این کار چه مشکلاتی دارد؟ دو تا مشکل عمدهاش را میگویم.@ یک مشکل عمدهاش این هست که جوانی که از اول روحیه تجملگرایی مدپرستی این روحیه را پیدا کرده این کمتر میتواند برود سراغ کسب حلال، چون میخواهد خودش را مطابق مد روز در بیاورد و به زندگیش را سروسامان بدهد و آب و تاب بدهد رنگهای مختلف و تجمل زیادی به کار ببرد یک همچین کسی مجبور است بنایش را بگذارد در کار حرام کارهایی که خدا دوست ندارد راههایی که در آن فساد هست.@ راههایی که با فاسد کردن چهار نفر میخواهد یک لقمه بدست بیاورد با فاسد کردن اخلاق مردم، یک جنسی را میفروشد که این جنس روی اخلاق مردم تأثیر منفی میگذارد یک شغلی را انتخاب میکند که این شغل لزوماً کسب حرام دارد این مهم هست.@ اهل زیادهطلبی تجملگرایی نباید باشد روحیه یک جوان بخصوص در امر ازدواج و سالهای اول ازدواج به این روحیه فوقالعاده نیاز دارد؛ یعنی روحیه قناعت، در روایت ما داریم هر کس هر چقدر بتواند به رفاه خانوادهاش بپردازد ثواب دارد ولی از راه حلال.@ در روایت داریم از خوشبختی مرد مرکب خوب همسر خوب و خانه وسیع هست خانه وسیع پول میخواهد اگر انسان داشته باشد چقدر خوب است خانه وسیع برای رفاه زن و فرزندش تهیه بکند عورتش محفوظ باشد فرزندانش راحت باشند خیلی خوب است ولی از راه حلال.@ مرکب خوب الان دیگر مرکب اتومبیل هست یک اتومبیل خوب داشته باشد ولی حلال اما اگر من رفتم در خیابان مدام این ماشینهای مختلف آمد جلوی چشمم رژه رفت و من دیدم زنم میگوید ببین او عرضهاش را داشت ببین مردم به کجاها رسیدند تو همیشه درجا زدی.@ یا زنم چیزی نگفت بنده خدا قانع بود خودم احساس حقارت کردم از این ماشینهای جورواجور که جلوی من رژه میروند احساس کوچکی کردم یعنی این کمالات گیاهی است توطن و اقامت در کمالات حیوانی هست که من گرفتار این هستم.@ ارزش انسان را به روح خود او نمیدانم ارزش انسان را به رنگ و ماشین و آهن و تشک ابر و این چیزها میدانم پارچه کت و شلوارش و کیف دستیش و موی سرش و پشم و از این چیزها، یک کسی که انسانها را اینطوری ارزیابی میکند خودش را هم اینطوری ارزیابی میکند.@ وقتی خودش را اینطوری ارزیابی کرد همیشه دچار ناراحتی و افسردگی هست. چون این چیزها را ندارد این مشکلات هست بعد حسرت میخورد حالا باید چکار کنم بزنم در کار، یک کار آزاد شروع کرده شرائطش را نمیداند.@ بعد میبینی سر از حرام در آورد، سر از گرانفروشی درآورد، سر از دروغ درآورد، سر از دزدی درآورد، سر از احتکار درآورد، سر از حق مردمخوری درآورد که می‌خواهد این هم مثل بقیه عقدههایش را باز بکند یکی از این ماشینها بخرد پشتش بنشیند که یک ذره آرامش به او دست بدهد شخصیت بگیرد بیاید بگوید زن دیدی من چقدر عرضه داشتم به زندگی وسعت بخشیدم.@

عقدههای اینطوری خیلی مفسدهانگیز است یکی از آفتهای ازدواج که هم سعادت دنیوی ازدواج را از بین میبرد و هم سعادت اخروی را عقدههای اینطوری هست غلبه روحیه تجمل‌گرایی و عدم روحیه قناعت و توطن و اقامت در کمالات گیاهی هست.@ مرد در رنج است زن در رنج است میبینی وضعشان خیلی بهتر از بقیه است، اما دائماً در رنج است هر چقدر خودشان داشته باشند نمیتوانند فکر کنند که اینقدر دارند مدام به چیزهایی که دیگران دارند و آنها ندارند فکر میکنند مثلاً خانه دارد 500 متر ناراحت است که چرا در شمال یک ویلا ندارند.@ میبینی زن و شوهر هر دو عزادار هستند چرا سالگرد ازدواجمان مثلاً ما نتوانستیم در فلان هتل معروف هتل پنج ستاره بگیریم این یک مصیبت میشود برای زن و شوهر، یک عقده بزرگ که ما نتوانستیم سالگرد ازدواجمان را کجا بگیریم چه بکنیم مثل دیگری چکار بکنیم.@ ماه عسل چرا ما نتوانستیم با هواپیما فلان جا برویم چرا ما ماه عسل نداشتیم اینها همه عقدههای ناجور میشود و برای شخص مشکلساز میشود. در یک کتاب انگلیسی من خواندم که به اعضای یک کلاسی انشاء داده بودند آنوقت اعضای آن کلاس مدرسه پولدارها بوده استادشان هم انشاء میدهد میگوید انشاء بنویسید راجع به خانواده فقیر.@ بعد انشاهایشان را نوشته بودند، آمده بودند میخواندند نوشته بود خانواده فقیر لباسهای خدمتکارانشان کهنه است مبلمانشان نو نیست لوسترهای منزلشان درجه اول نیست ماشینشان مدل بالا نیست نگاه کنید این ترسیم که از خانواده فقیر دارد زور زده اینقدر توانسته از خانواده فقیر ترسیم بکند سرویسشان اینطوری است آشپزخانهشان اینطوری است این ترسیمی هست که یک پولدار از وضع فقیر کرده.@ یعنی هر چه که خودش دارد یعنی پایینیها را نمیبیند آن را هم که خودش دارد نمیبیند مدام چشمش به این هست که ندارد این احساس فقر دائمی در زندگی هست که این زندگی را خراب میکند.@ آنوقت می بینی دختر و پسر اینقدر باشعور با آگاهی متوجه قضایا هستند با کمترین امکانات شیرینترین زندگی‌ها را درست میکنند با بهترین محصولات یعنی فرزندان عالی فرزندان زرنگ فرزندان مؤمن فرزندانی که هر کدامشان بعداً یک لشکر میشوند میبینی که اینطوری هست این خیلی مهم هست.@ این یک مشکل که طلب روزی خود شخص گرفتار اینطور قضایا باشد مشکل دوم این هست که همسر انسان و اعضای خانواده انسان گرفتار این قضایا باشند و فشار بیاورند و انسان تسلیم فشارهای زن و بشود و نتواند مقاومت بکند.@ زنها و بچهها هم قدرت و فشار زیادی دارند از چند طریق هم وارد میشوند یکی از سلاحهایشان گریه است از سلاحهای مهم زن گریه است زود گریه میکند بچه هم همینطور بچه هم چون انسان روابط عاطفی با او دارد گریه میکند بعد هم مردها میگویند ما طاقت گریه بچه را نداریم.@ یک بنده خدایی یک موتور برای فرزندش خریده بود شاید یک کیلومتر آنطرفتر از محل تشکیل کلاس، پسر بیعرضه پدرش برایش موتور خریده موتور نو بعد موتور را سوار شده بود بعد همان لحظه که رفته بودند موتور را گرفته بودند موتور را آورده بود گذاشته بود جلوی در آمده بود داخل که ذوق بکند.@ آمده بود دیده بود که موتور را برده بودند نه قفل کرده بود نه چیزی همینطوری راحت گذاشته بود موتور را برده بودند پسر شروع کرد گریه کردن پدر گفت عزیزم غصه نخوری همین الان میروم یکی دیگر برایت میخرم این رابطه عاطفی اینطوری هست.@ زنها هم همینطور یکی از سلاحهایشان گریه است یکی از سلاحهایشان تحقیر مرد است تو عرضه نداری تو لیاقت نداری ببین برادرم چکار میکند ببین برادرت چکار میکند ببین همسایهمان چکار کرده ببین همدرست با تو رفیق بودند در یک جا درس خواندید در یک جا کار میکنید پس چرا او روزبهروز وضعش بهتر میشود تو چرا یکسره درجا میزنی.@ مرد تحمل این چیزها را ندارد یعنی احساس حقارت میکند و همیشه هم میخواهد آن حالت مردانگی خودش را حفظ میکند فکر میکند مردانگی به این است مردانگی به این هست که انسان در مقابل حرام مقاومت بکند این قدرت است.@ (اَشجَعُ النّاس مَن غَلَبَ هَواه) شجاعترین انسانها کسی است که در مقابل هوای خودش مقاومت بکند به هوای نفسشان غلبه بکنند بعد فشار میاورند یکسره هم دستور میدهند زنها هم طبیعتاً یعنی شناخت روانشناسی زن خیلی مهم است زن مثل مرد نیست زن گرایش زیادی به زیور و زینتآلات دارد و تا حدوی هم طبیعی است چون خداوند زن را عاطفی و پرگرایش به زیور و زینت قرار داده.@ (هَمُّهُنَّ زینَتُ الحَیاتُ الدُنیا) تعریفی که علی(ع) میکند همتشان زینت دنیاست اگر او نباشد دنیا آباد نمیشود اگر زن هم بخواهد مثل مرد رفتار بکند میایی میبینی فردا مردان مجرد دیدید خانههایشان چطوری هست کثیف، آلوده، رنگ پریده.@ دو هفته یکبار میبینی لباسش را نمیشوید اگر خانهاش پرده داشته باشد نداشته باشد چهار تا روزنامه میزند به پنجره، پرده میخواهم چکار، غذا ناپخته نیمپخته سوخته، همینطوری با یک چیزی سر میکند زن هست که آباد میکند دنیا و زندگی را، به خاطر همین خصوصیاتشان گرایشات اینطوری هم دارند.@ لذا در اسلام خیلی سفارش شده که اگر مرد توانایی دارد حتماً به زیورآلات زنش برسد این را ترک نکند اگر میتواند و وسعش میرسد توجه به این نکته داشته باشد که برای همسرش زیورآلات زینتآلات تهیه کند این نیاز فطری زن هست خوب هم هست با رعایت مسائل شرعی و عقلی و قدرت مالی و مسائل دیگری که باید رعایت بشود.@ اما این خصوصیتاشان است از آنطرف هم آفت ممکن است باشد یعنی مرد وسعت نداشته باشد زن هم فهم کافی نداشته باشد درک کافی نداشته باشد مرد را در فشار بگذارد آنوقت مرد مجبور میشود میبینی که نمیتواند مجبور میشود سراغ کارهای حرام برود.@ بسیاری از مردهایی که سراغ کارهای حرام رفتند تحت فشار خانوادههایشان بودند بخصوص زنهایشان، عقدههای اینطوری یعنی خودشان هم اگر قانع بودند اما فشار روانی که همسرانشان به اینها آوردند باعث شد که اینها بروند سراغ کارهای حرام.@ قاچاقچیگری، دزدی، خرید و فروش همین کارهای آزادی که غالباً با حرام آمیخته شده بروند سراغ اینها، این هم یک مشکل، از این بحث سه نتیجه بگیریم یکی لزوم خودسازی هست انسان قبل از ازدواج یک همچین خودسازی در خودش داشته باشد که خانوادهاش را به سمت جهنم نکشاند با لقمه حرام.@ باز همه این مباحث اسم این دوره کلاس ملاکهای انتخاب همسر هست هر بحثی که میکنیم دقت کنید که شما بلافاصله بروید سراغ اینکه کدام همسر میتواند همچین نقشی را بازی کند باز من تذکر میدهم وقتی این را شما متوجه میشوید باز دقت در انتخاب بکنید.@ لزوم خودسازی، لزوم توجه جدی به مسئله شغل تنبلی نکند خیلی از جوانان میتوانند شغلهای خوبی داشته باشند و درآمد خوبی داشته باشند اما تنبلی میکنند وقت هم دارند ما در جبهه بودیم جبهه با آن وضعیتی که داشت امکانات کمی که داشت طلبههایی را من میدیدم که اینقدر همت داشتند روزی پنج تا نوار درسیشان را گوش میکردند.@ در کار تخریب، عملیات اینطرف و آنطرف بودند ولی یک همچین فعالیتی هم داشتند دوستی داشتیم در جبهه در عرض دو سال چهار سال نظری را خواند آنوقت این بندگان خدا مسئولیت هم داشتند اما وقتهای مردهشان را بلد بودند عرضه داشتند استفاده میکردند.@ بعضیها هم نه صبح تا شب موقعی که عملیات نبود در این چادرها برویم اینطرف آبتنی بکنیم برویم بگردیم برویم اینطرف برویم آنطرف کارهای دیگر وقتشان را تلف میکردند نباید این را به حساب جنگ بگذاریم تنبلیهای خودمان را، آقا جنگ بود ما نتوانستیم درس بخوانیم نه آقا در جنگ هم این همه افراد بودند در جنگ جنگ کردند درس هم خوب خواندند.@ میشود باید وقت زنده را استفاده کرد من خودم 17 سالم بود جبهه رفتم 19 سالم بود ازدواج کردم بعد سوم نظری بودم وقتی ازدواج کردم دو سال دبیرستان و پنج سال دانشگاه را در این چند سال خواندم یعنی سالهایی که ازدواج کرده بودم و بچهدار هم بودم با اینکه کار چیز دیگری بود.@ وقت مرده را باید از آن خوب استفاده کرد وقت زیاد است اگر کسی بخواهد استفاده بکند اسلام خیلی سفارش کرده به اینکه انسان درآمدش خوب باشد اسلام سفارش کرده به اینکه مال زیاد به تقوای انسان کمک میکند(نِعمَ العَون اَلغِنی عَلَی التَقوی) یار خوبیست ثروتمند بودن و مال داشتن به تقوای انسان انسان دینش را میتواند خوب حفظ بکند.@ مجبور نیست سراغ کارهای حرام برود مجبور نیست اعصاب خودش را خورد بکند وقتی وضع مالیش خوب باشد وقتی اینطوری هست ما بیسلیقگی نکنیم اگر میتوانیم تلاشی بکنیم برای اینکه وسعت روزی داشته باشیم بکنیم البته بعضی ارزشها هست که نمیگذارد انسان جلوی یک همچین درآمدهایی برود آن ارزشهای علمی هست.@ در یک همچین مواردی بله اجازه دادند که شما به خاطر ارزش علم بعضیها طلبه هستند روحانی هستند بعضیها دانشجو هستند میخواهند مدارج عالی تحصیل را طی بکنند و اگر بخواهند خودشان را بکشند به سمت پول درآوردن از این مدارج عالی انسانی و کمالات علمی میافتند عاشق علم هستند آنها بله آنها باید به هر حال به حداقل رعایت کنند و تحصیلات علمیشان را انجام بدهند.@ ولی باز معذلک منافاتی ندارد تمام انبیاء میبینید که کارشان این بوده یعنی از یک طریقی از دسترنج خودشان لقمه به دست میآوردند از مردم نمیگرفتند نانخور مردم نبودند حتی از راه دین هم نمیخوردند خودشان تلاش میکردند زحمت میکشیدند.@ حدیث داریم اغلب انبیاء ما کشاورزی میکردند الا ادریس که خیاط بوده خیلی خوب است اگر آدم میتواند تلاش بکند تلاش بکند که وسعت روزی داشته باشد فردا شخصیت خودش شخصیت فرزندش شخصیت همسرش نیازهای طبیعی که نیاز دارند نیازهای مادی و معقولی که دارند تأمین کند این کار باعث میشود که انسان سراغ حرام هم نرود.@ ولی اگر من بخواهم صبح تا شب بنشینم پای تلویزیون برنامه داشته باشم برای خودم ببینم کدام کانال چه فیلم سینمایی دارد کدام کارتون چه موقع دارد، این نمیشود، صبح تا شب این شبهای طولانی زمستان که انسان چقدر میتواند کارهای علمی کارهای شغلی کارهای دیگر بکند چرا انسان وقت خودش را تلف بکند تلاش بکند وقت بگذارد برای کسب روزی برای ارتقاء سطح علمی خودش.@ اگر میداند لیسانس را بگیرد حقوقش 50% اضافه میشود 20% اضافه میشود اگر میتواند وقت بگذارد چرا این کار را نکند همت بکنید یکی از آفتهای زندگی که انسان را به حرام میکشد تنبلی هست(اَلکَسَلُ یُفسِدُ الآخِرَۀ) تنبلی آخرت انسان را فاسد میکند از وقت باید استفاده کرد.@ یعنی اگر ما میگوییم سراغ حرام نروید به این معنا نیست که انسان تلاشگر نباشد وسعت روزی نداشته باشد این خیلی مهم است شما ائمه(ع) را نگاه کنید میبینید چقدر اینها زحمت میکشیدند علی(ع) خود سایر معصومین برای اینکه نان حلال به دست بیاورند بدهند دست زن و فرزندشان بعد هم بتوانند با آن انفاقهای کلان بکنند.@ علی(ع) آن وضع زندگیش بود چقدر انفاقهای زیاد میکرد سایر ائمه هم همینطور تجارت میکردند در کار تجارت بودند خرید و فروش، تجارت، ولی رعایت هم میکردند اصول را هم داشتند این مهم هست که توجه به آن بشود.@ و مسئله سوم لزوم آگاهی از مسائل حلال و حرام هست که جوان قبل از اینکه ازدواج بکند جدای اینکه مسائل مربوط به ازدواج را بلد باشد ما در این دورهها دیگر برای شما راجع به شغلها، حلال و حرام شغلها بحثی نخواهیم داشت خودتان میتوانید مطالعه کنید کارها را بشناسد کدام شغل حرام هست کدام شغل حلال هست.@ بعضیها در رساله استفتائات حضرت امام بخوانید نوشته آقا من 50 سال است کارم این است چه بکنم امام فرموده کل حقوق 50 سالهات حرام بوده ما مکاسب محرمه داریم کسبهای حرام داریم بعضی از کسبها که الان هم در اجتماع هست حرام است.@ مثلاً تراشیدن ریش حرام است آرایشگر نامه نوشته به امام که من از راه سلمانی و زدن موی مردم درآمد داشتم اما از طریق تراشیدن ریش با تیغ هم درآمد داشتم امام فرمود آن مقداری که از تراشیدن ریش به دست آوردید حرام است نه امام سایر مراجع هم فتوایشان همین است این مقدار حرام است لقمه حرام بردی دادی زن و فرزندت خوردند چون کمکی به حرام بوده اصلاً کار حرام بوده نباید میکردی.@ آگاهی از نوع شغل خیلی مهم است رفیقت میاید میگوید میایی با هم یک معامله بکنیم تو اینقدر بگذار من هم اینقدر بگذارم اینطوری میشود درست، اما آیا این مشروع هست یا مشروع نیست یک دفعه میبینی 100 هزار تومان پول گذاشته یک ماهه مثلاً چند صد هزار تومان درآمد داشته باشد در این حرف هست که آیا میشود نمیشود چطور اینطوری ممکن است معقول هست یا معقول نیست.@ آنوقت موجش هم دیوانهوار مردم خیلیها در آن افتادند همینطوری دارند یکی به میخ و یکی به نعل مشغول پول درآوردن هستند دلشان هم خوش است دارند کار میکنند زحمت میکشند و پول در میآورند و رفاه زن و بچه و خودشان را تأمین میکنند این صحیح نیست باید از مسائل حلال و حرام آگاه باشیم که فردا برای زن و فرزندمان و همچنین برای خودمان آتش نبریم.@ دومین آفت کوتاهی در رعایت حقوق خانواده هست و صبر بر اخلاق و اذیتهای خانواده، اینکه من در بحث فوائد ازدواج ذکر کردم یکی از فوائد ازدواج این هست که انسان این اذیتها را میبیند اگر بتواند نبُرد و مقاومت بکند قدرت روحی زیادی پیدا خواهد کرد این مهم است آفتش هم این هست که نتواند مقاومت بکند.@ جوان قبل از ازدواج بخصوص مرد باید بداند که وقتی میخواهد تشکیل خانواده بدهد خانواده علاوه بر اینکه یک نظام به آن تشریفات و توضیحاتی که من عرض کردم با آن فوائد و پیچیدگیها و ارتباطات هست تلاش هم میخواهد همت میخواهد.@ واقعاً زنداری مرد میخواهد واقعاً زندگی کردن مرد میخواهد اینطور نیست که من دست بکنم در جیبم یک مقدار پولی تهیه شد بتوانم خرج عروسی را بدهم یک شغلی پیدا کردم و یک بلوغ جسمی و جنسی هم پیدا کردم بگویم حالا وقت زن گرفتن من است.@ بعضیها 25 سالشان هست اصلاً عرضه زنداری ندارند بعضیها میبینی 20 سالشان هست همچین خوب میتوانند زنداری بکنند همچین زندگی را میشناسند و پخته عمل میکنند سن مطرح نیست اگر هم مطرح باشد اثر خیلی کمی دارد رشد عقلانی خیلی مهم است.@ لذا برای دختر شرط کردند که علاوه بر بلوغ جنسی باید رشیده باشد یعنی مسائل زندگی را بفهمد و مرد هم باید رشید باشد یعنی رشد عقلی این شرط مهم ازدواج است که هر کدامشان زندگی را بشناسند بدانند این زندگی چیست چه مسئولیتهایی برای انسان میاورد انسان چه وظائفی دارد حقوق زن چیست حقوق مرد چیست.@ من وقتی رفتم این کسی که میخواهم با او ازدواج بکنم یک حقوقی به گردن من دارد و من باید این حقوق را رعایت بکنم یا نشناسد همه را زیر پا بگذارد همینطوری حق دیگران را لگدمال بکند دیگران را اذیت بکند این فایده ندارد.@ انسان باید خانواده را بشناسد بخصوص کسی که زن هست میخواهد برود با مردی ازدواج بکند باید با روحیات مرد آشنا باشد که مردها چه روحیاتی دارند بتواند وظیفهاش را انجام بدهد مرد باید با روانشناسی زن آشنا باشد که زن چگونه است افراط و تفریط نکند وظائف را باید بشناسند.@ مردها مثلاً اگر خانواده را نشناسند مثلاً زن را نشناسند همیشه انتظار دارند زنها هم مثل مردها باشند آنوقت معاملهشان نمیشود انتظار دارد زن مثل خودش باشد نه همه جا بعضی جاها که به نفع خودش هست آنوقت دعوا و درگیری میشود.@ مردها یک خصوصیت دیگری دارند عرض کردم به عنوان مظهر جلال الهی زنها به عنوان مظهر جمال و عاطفه یک روحیات دیگری دارند اگر کسی این را نداند فردا که در زندگی میرود آن قسمتهایی که زن در خدمت خودش هست و نیازهای او را برطرف میکند هیچی.@ آن قسمتهایی که زن به خاطر روحیه خاص خودش به خانوادهاش به فرزندش توجه دارد کارهایی در این جهت میکند میبینید که مرد ناراحت هست اینکه خیلی عصبانیتها نسبت به مردها هست در زنها، و در زنها هست نسبت به مردها، مردها همه اینطوری هستند زنها همه اینطوری هستند دعوا و درگیری بگو مگو هست مال این هست که یک حقیقت فطری و طبیعی را نمیخواهند بفهمند.@ و آن این هست که زن اینگونه هست اصلاً لازمه زنیت است مرد هم اینگونه هست و این لازمه مرد بودن هست وقتی این را ما فهمیدیم و دانستیم دیگر انتظار نداریم که زن هم همیشه مثل ما رفتار کند.@ من میخواهم حاضر بشوم مهمانی بروم یک جوراب میپوشم شلوارم را میپوشم و پیراهنم و کتم آماده هستم ولی زن میخواهد بیاید میبینی که باید بچه را آماده بکند آماده کردن بچه یک ربع نیم ساعت طول دارد مرد حوصلهاش سر میرود بابا زود باشید ما را کشتید علف زیر پایمان سبز شد چقدر معطل میکنید میبینید اینجا مشکل درست میشود.@ بعد زن میخواهد آماده بشود آماده شدن زن غیر از آماده شدن مرد هست زن وقتی بیرون میاید با مرد فرق دارد زن در مجلس زنانه وقتی میخواهد برود یک موقعیت دیگری دارد غیر از مرد هست.@ مردها در خودشان هم که هستند کمتر به این جنبهها توجه دارند که حالا اینطرف پیراهنش اینطوری بود کتش اینطوری بود یقهاش اینطوری بود موهایش اینطوری بود اما زنها اینطوری نیستند زنها توجه میکنند طبیعی هم هست که باید توجه بکنند به این نکته.@ وقتی من این را ندانستم آن وقت حوصلهام سر میرود شروع می کنم به دعوا و درگیری در خانه حقشان را ضایع میکنم خدا میداند چقدر طلاقها و اختلافها سر همین نفهمی روحیات همدیگر است همدیگر را نمیفهمند.@ میگویی چرا طلاق گرفتی؟ میگوید تفاهم نداشتیم یک کلمه میگویند الان مُد شده. در یک تکه روزنامه نوشته بود یک مردی بعد از 90 سال زندگی زنش را طلاق داد گفتند چرا طلاق دادی؟ گفت تفاهم نداشتیم از این مسنهایی که معمر بودند خیلی سنشان هم زیاد بود بعد از این مدت گفته بود که ما با هم تفاهم نداشتیم طلاقش دادم.@ حالا این عدم درک از روحیات زن و مرد خیلی میتواند مشکلساز باشد باید بدانیم که اگر میرویم به سمت ازدواج حوصله ازدواج را باید داشته باشیم بدانیم که زن یک همچین موجودی هست این تبعات را ازدواج دارد بچهدار شدن همینطور.@ در مورد بچه عرض کنم بچه گریه کردن دارد وقتی متولد میشود گریه میکند داد میزند بچه چند سال قلدر است یعنی دیکتاتور محض در خانه، پدر مادر در خدمتش هستند یکی از این آقایان اسم خودش را گذاشته بود نوکر درجه 2 اسم خانمش را گذاشته بود نوکر درجه 1 نسبت به فرزندش ما در خدمت هستیم.@ این مشکلات را بچه دارد لغزشگاههای انسان چه در دنیا و چه در آخرت اینجاست بچه گریه میکند بابا خفهاش کن میخواهم صبح بروم سر کار باید یک ذره بخوابم اینجاست که مرد از مردی میافتد یعنی جوانی بوده که از اول پخته نبوده این پختگی لازم است تهیه بشود و تحصیل بشود که سر زن بیچاره داد میزند که این را خفهاش کن من میخواهم بخوابم.@ فکر نمیکند که بچه این هم هست این هم مسئولیت دارد اصلاً ما در اسلام داریم زن به خاطر نگهداشتن بچه و شیر دادنش میتواند از مرد جدا حقوق بگیرد حالا لطف میکند به رایگان دارد این کار را انجام میدهد.@ یا مثلاً سر سفره من یک دعوای خیلی ناجوری را شاهد بودم که سر سفره نزدیک بود به طلاق بکشد به کتک کاری که کشید زد و خورد بعد مدتی هم از هم دور بودند بعد با صحبت این را جور کردیم سر سفره غالب مردها بچه میشوند.@ یعنی محبت پدری رشد مردانگی و عقلی کنار میرود بیا بچهات را بگیر ما میخواهیم یک لقمه نان بخوریم این غلبه حیوانیت بر انسان هست که من الان میخواهم بنشینم بخورم شما دو نفر هم بایستید نخوردید هم نخوردید یک گوشهای بنشینید یا شما بچه را غذا بده بچهات را سیر کن که ما میخواهیم بخوریم این نمیتواند.@ بچه بزرگتر که میشود داد میزند بهانهگیری میکند تا یک مدت هم بچه بیماریهای خودش را نمیتواند به زبان بیاورد گریه میکند بهانهگیری میکند ما هم نمیفهمیم چرا بچه مریض است این مرد اعصابش خورد میشود داد سر زن و بچه اینها لغزشگاهها هست.@ وقتی هم بزرگ میشود بچه یک احساس خاصی نسبت به پدرش دارد محو در پدر هست چون با مادر انس زیادی دارد اما نسبت به رفتارهای پدر حساس هست پدر که بیرون میرود بچه دوست دارد دنبالش راه بیفتد من هم ببر آنوقت آنجا ببینید اخلاق پدر چطور است بعضی جاها نمیشود آدم ببرد باید با ظرافت سر بچه را کلاه بگذارد و در برود.@ مثلاً صبح میخواهد سر کار برود نمیتواند که بچه را سر کار ببرد آنجا باید یک طوری مادر زرنگی بکند پدر با یک لطافتی برود اما خیلی جاها میشود برد این هر جا من میروم دنبال من میافتد فرزندت هست وظیفهات هست که تربیتش بکنی بخصوص پسرها نسبت به پدرها.@ اگر پسر هست پدر باید از همان کوچکی خیلی چیزهایش را به عهده بگیرد خیلی از مسائلش را به عهده بگیرد مسجد با خودش ببرد عید بخواهم خودم مجردی باشم و صفا بکنم اینطور نمیشود حتی کارهای عبادی هم که انسان میرود فرزندش را ببرد.@ پیامبر هست دارد میاید نماز جماعت چند تا بچه سر راهش را میگیرند میگویند یا رسول الله یادت هست روز جشن که همه سوار شتر بودند امام حسن و امام حسین شتر نداشتند تو آمدی به جای شترشان قاطی شترها به آنها کولی میدادی حالا ما هم دوست داریم سوار تو بشویم باید به ما هم کولی بدهی ما حسودیمان شد نسبت به حسن و حسین زود ما را سوار کن.@ بچههای محل ریختند سر پیغمبر حالا مردم در نماز جماعت، ما باشیم مقدسبازیم برو ببینم بچه پررو، اگر ما باشیم اینطوری میگوییم، چه بچههای بیادبی انگار بیصاحب هستند پدر مادر ندارند پیغمبر صبر میکند دانه دانه آنها را سوار میکند کولی دادن آنها راضی نبودند که میگفتند تو آنروز صدای شتر هم درآوردی الان هم باید صدای شتر در بیاوری.@ بعد پیغمبر میبینی با چه راحت ایستاده توجه دارد پیغمبر که این بچه است و باید بچه این حسش اقناع بشود لوس نشود اقناع شدن غیر از لوس شدن است تشخیص این مرز هم مهم است بلال میاید ناراحت بچهها بروید چرا پیغمبر را معطل کردید مردم معطل هستند میگوید بلال چرا سر بچهها داد میزنی بچهها تکلیفی ندارند.@ بعد به بلال میگوید اگر میخواهی من را راحت بکنی برو خانه من چند تا گردو هست بردار بیاور ببینید چطوری می خواهد از دست بچه در برود با چه ظرافتی، آدم باید یاد بگیرد این داستان را به شعر مرحوم ملااحمد در طاقدیس آوردند خیلی زیبا هست.@ بعد گردوها را دستش میگیرد میگوید بچهها شترتان را می فروشید با چند تا گردو حاضرید عوض کنید آنها هم میگویند بله کولیشان را هم خورده بودند حسابی سیر سیر بودند گردوها را از پیغمبر میگیرند و پیغمبر را آزاد میکنند.@ حالا مرحوم ملااحمد یک تکه قشنگی آورد میگفت خیلیها هستند که با چهار تا گردوی دنیایی پیغمبرشان را ول کردند او برداشت اخلاق میخواست بکند از آوردن این داستان که خیلیها هستند به خاطر متاع دنیا دست از دوستی پیغمبر همنشینی با پیغمبر و حشر و نشر در زندگی با پیغمبر امام زمان(ع) و این اولیاء خدا دست کشیدند.@ و ارتباطشان کاملاً قطع هست که مثلاً با چهار تا حیوان و غیره میخواهند ارتباط داشته باشند این خیلی بد هست به هر حال بچه را باید درک کرد باید بدانی بچهداری مرد میخواهد خرج دارد در روزنامه نوشته بود پدری بچهاش را کشته بود یعنی میخواسته فیلم نگاه کند بچه گریه کرده بود زده بود بچه قنداقی را کشته بود.@ یک کاریکاتوری هم کشیده بود روزنامه که بچهای آمده بود پدرش نشسته بود در اتاق آمده بود پسر درسش را از پدر سؤال بکند بعد پدر داد زده بود سر او که چند بار گفتم موقع کارتون مزاحم من نشو بعضی از پدرها اینقدر بچه هستند.@ یعنی اگر فرزندشان موقع کارتون بخواهد با او حرف بزند موقعی که دارد تلویزیون نگاه میکند با او حرف بزند میبینی عصبانی هستند سر بچه داد میزنند اصلاً آسیبهای روانی زیادی به بچه وارد میکنند مرد خانه یک چیزی هست مرد خانه خیلی باید قدرت روحی داشته باشد. مردانگی خیلی مهم هست رشد داشتن، بچهبازی در نیاوردن.@ یک موقعی یک بنده خدایی رفتم خانهشان یک ذره اختلاف داشت زد زیر گریه شروع کرده مثل این بچهها گفتم بابا جلوی خانمت بد است بگومگو شده بود این نشسته بود مثل بچهها گریه میکرد زن از نظر شخصیتی آنچه که خیلی برایش مهم است عرض کردم مرد مظهر جلال است.@ زن تمام پشتوانهاش قدرت مردش هست یعنی دوست دارد مردش را قوی و غیور و قدرتمند ببیند زن لذت هم میبرد یعنی شما فکر نکنید زنی که سالم باشد از نظر طبیعی روحش سالم باشد دچار مریضی نباشد احساس امنیت زیادی میکند شما ببینید این نامههایی که از غرب میاید اعترافاتی که زنان غربی میکنند از دست همسرانشان.@ زن خیلی احساس لذت و امنیت میکند وقتی مردش غیور و غیرتمند هست خیلی خوشحال است برعکس وقتی زن مردش یک ذره بیغیریتی میکند شل میاید خیلی زنها ناراحت هستند احساس میکنند تمام پشتوانهشان را از دست دادن اینجا زن احساس خطر میکند وقتی مردش شل میشود زن احساس خطر میکند تمام ستون دلش میریزد.@ به هر حال دانستن وظائف و حقوق حالا ما اینها را مفصل خواهیم گفت در بحث حقوق مفصل هم نه اگر بخواهید مفصلش را آگاه بشوید باید آن مباحث همسران جوان لااقل 11 جلسه مربوط به حقوق هست آشنا بشوید که انسان قوی در زندگی برود.@ ولی به هر حال به صورت خلاصه هم متناسب با این جلسه یک جلسه مبانی حقوق خواهیم داشت یک جلسه حقوق زن بر مرد یک جلسه هم به طور فشرده حقوق مرد بر زن ولی در بحث آموزش همسران ما اینها را به صورت 11 جلسه درآوردیم که اگر کسی مبسوطش را میخواهد به آنجا مراجعه بکند.@ زن چه خصوصیتی دارد زن خصوصیتهایی خاصی دارد که ممکن است با مرد تطبیق نکند مرد باید بداند که این خصوصیت زن است عصبانی نشود که هر چه خلاف میل و طبعش بود زن هم باید بداند که این هم وظائفی در مقابل مرد دارد و باید این وظائف را انجام بدهد این خصوصیات مردهاست قبول کرد زندگی را اینطوری باشد.@ حالا اگر کسی اینها را آگاه نباشد میاید خانواده را خراب میکند با اخلاقش با بیتحملیهایش بچهبازیهایش شکمپروریش علاقه مفرطش به برنامههای تلویزیون میبینی آنجا نظم خانواده و آرامش خانواده را به هم میزند به خاطر اینکه اینطوری هست این نباید باشد.@ دو سه تا روایت بخوانم از نبی اکرم(ص) (کَفی بِالمَرءِ اِثماً اَن یُضَیَّعَ مَن یَعول) برای گناهکار بودن شخص همین بس که خانواده خودش را ضایع بکند یعنی درست نتواند آنها را اداره بکند عرضه اداره آنها را نداشته باشد این برای گناهکار بودن شخص بس است و آن این هست که انسان با درایت و با عقلش جلو برود.@ و الا هستند کسانی که سنشان هم زیاد است اما واقعاً بچه هستند برای ازدواج به درد نمیخورند آن مردانگی و جوهره لازم را برای اداره یک زندگی ندارند جوهره میخواهد مردانگی میخواهد آن حدیث را از مهجۀ البیضاء جلد 3 صفحه 73 خواندم.@ یک روایت دیگر از مرحوم فیض نقل کردند که(رُویَ اَنَّ الحارِبَ مِن عیالِهِ بِمَنزِلَۀِ عَبدِ العابِق فَلا یُقبَلُ لَهُ صَلاۀٌ وَ لا صیامٌ حَتّی یَرجَعَ اِلَیهِم) میفرماید کسی که از خانواده‌اش فرار می کند از مسئولیتهایی که نسبت به خانواده دارد و زیاد هم داریم مردانی که زیرش ماندند و نمیتوانند.@ ماندند زیرش نه اینکه بار خانواده واقعاً سنگین باشد این ضعیف است این یک طور دیگر از اول فکر میکرده فکر میکرده کُلفَت گرفته یک زنی هست ما یک خانهای میگیریم کارهای خانه را میکند خانه را آباد می کند هر وقت نیاز جنسی داشتیم برطرف میکند نمیداند که خیلی حقوق را باید رعایت بکند خیلی مسئولیتها را باید رعایت بکند.@ زنش هم حقوقی دارد که آن حقوق زن بر مرد لازم هست اصلاً در زندگی مردسالاری و زنسالاری نیست یک رابطه متقابل هست هر کدام ارزش خاص خودشان را دارند به یک اندازه هم ارزش دارند بعد مدام فرار میکند از مسئولیتهای خانواده در میرود حالا به اسمهای مختلف، فرار میکند از محیط خانواده که نباشد مسئولیتش را انجام بدهد.@ از نگهداری بچه از تربیت بچه از بودن با فرزند از بودن با همسر از خیلی از مسئولیتهای دیگر که باید داشته باشد جوانهای فراری از خانواده زن را گرفته بچهدار هم شده ولی در میرود کار میکند، نه اینکه کار نکند ولی مسئولیتهای دیگری هم دارد.@ سه نیاز عمده خانواده نیازهای مادی، نیازهای عاطفی و نیازهای معنوی عرضه تأمین اینها را ندارد یکسره از آنها در میرود میفرماید کسی که فرار میکند از خانواده خودش مثل بنده فراری هست که نه عبادتش قبول هست و نه نمازش و نه روزهاش هیچ کدام قبول نیست مورد بغض خداوند هست کسی که از مسئولیتهای خانوادگی شانه خالی میکند و در میرود تا اینکه برگردد یعنی واقعاً برگردد.@ (یرجع) نه اینکه حالا از جایی که فرار کرده بود برگردد یعنی رجوع قلبی بکند و قبول بکند که این مسئولیت را باید انجام بدهد (وَ مَن یُقَصِر عَنِ القیامِ بِحُقُوقِهِنَّ) کسی که کوتاهی میکند از قیام به حقوق خانوادهاش (وَ اِن کانَ حاضِرا فَهُوَ حارِبٌ) حتی اگر فرار هم نکرده باشد از خانه هم در نرفته باشد همان در خانه باشد اما در خانه از زیر کار در میرود.@ زن میگوید این کار را انجام بده پشت گوش میاندازد کار فوت میشود آن کار را انجام بده همینطور در مورد بچه میگوید واکسنش را بزن باید برود واکسنش را بزند میبینی عقب میاندازد بچه مریض میشود آن چیز را باید به موقع خریداری بکنی خریداری نمیشود وظائفی که دارد نسبت به خانواده مثلاً خانه اینطور و آنطور هست.@ میفرماید یک همچین کسی (وَ اِن کانَ حاضِرا) حتی اگر حاضر باشد (فَهُوَ حارِبٌ) به منزله فراری هست شخصیتاً فرار کرده از آن در میرود این خیلی مهم هست آنوقت توجیهات هم مختلف هست بعضی ها توجیهاتشان توطنشان در ارزشهای گیاهی و حیوانی هست.@ میخواهم فیلم نگاه کنم میخواهم با دوستانم بروم استادیوم مسابقه فوتبال هست باشگاه فلان اینطوری هست پارک داریم اردو داریم جلسه داریم به انحاء مختلف فرار می کنند بعضیها هم بهانههای مقدس دارند دعای کمیل هست دعای توسل هست.@ من میخواهم بروم چند روزی زیارت بکنم بروم فلان جا عبادت بکنم بروم فلان کار، نمیشود اینطوری چه بهانه مقدسش و چه به بهانه غیر مقدسش فرار از خانواده و حقوق خانواده حرام هست نباید فرار کرد و مسئولیت آخرتی دارد ضمن اینکه دنیا را هم خراب میکند زندگی را تلخ خواهد کرد اینها آگاهی میخواهد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@