مراقبات ماه رمضان 3/10/1377
اَعُوذُ بِاللّه مِنَ الشّیطانِ الرَّجیم/ بِسمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ/ الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین» نثار روح پر فتوح امیرالمومنین علیه السلام صلوات ختم بفرمائید.
خوب امشب قرار است يك مقدار در مورد شب قدر و اهميت شب قدر صحبت بكنيم. در فرهنگ اسلامى بعضى از شبها و يا بعضى از زمانها بعضى از روزها قابليت خاص و برترى خاصى نسبت به ساير زمانها دارد يعنى يك قوه و اثر قابليتى دارد كه شبهاى ديگر و زمانهاى ديگر ندارد مثلاً شب جمعه يك قابليتى يك خاصيتى دارد كه غير شبهاى ديگر ندارد روز جمعه همين طور يك قابليتى دارد و اگر كسى ثوابى انجام بدهد كار خيرى انجام بدهد در شب جمعه و روز جمعه دو برابر محسوب مىشود همان طور كه اگر گناهى هم انجام بدهد دو برابر محسوب مىشود يا بعضى از روزها از ماههاى ديگر به هر حال مثلاً فرض بفرماييد ذى الحجه يك خصوصيات خاصى است در رجب خاصيتى است كه در ماههاى ديگر نيست در شعبان همين طور ماه مبارك رمضان هم همين طور خود ماه مبارك رمضان به طور كلى كل اين ماه يك همچين قابليتهايى دارد شما آن قدر كه فضايل و خيرات در ماه مبارك سراغ داريد و امكانات براى جمعآورى خيرات و فرصت براى توبه براى استغفار براى بازگشت به خداوند تبارك و تعالى در ماههايى ديگر اين طورى نيست مثلاً در مورد ماه مبارك رمضان داريم كه اگر كسى در اين ماه آمرزيده نشود ديگر آمرزيده نمىشود مگر عرفه شايد همين كه مىگويد عرفه يعنى اين كه عرفه يك قابليتى غير ايام ديگر دارد روز عرفه خود ماه مبارك همين طور است اگر كسى توفيق آمرزش درش پيدا نكند ديگر نمىتواند معلوم مىشود ماه مبارك خيلى براى آمرزش و جبران گذشتهها محيا هست آمادگى زياد دارد يا مثلاً روزها چهار روزى كه در طول سال به فضيلت برترى دارند به فضيلت مطرح هستند مهم هستند چهار شب يا چهار روز داريم روزهايش شبهايش هر دو مهم هستند اين يك حقيقتى هست والا واحدهاى زمان ثانيه يكى هست در طول براى هميشه ثانيهها يكى هستند اندازههاشان ساعتها يكى هستند شبانهروز همين طور يكى هستند يك نظم رياضى خاصى دارد ولى قابليت اين طور نيست در زمانها يك قابليتهايى براى شدن هست كه در زمان ديگرى يك همچنين قابليتهايى وجود ندارد در اين باره كه اين رمز را ما بفهميم كه چرا اين چنين هستش ما برمىگرديم به همان مثل هميشگى خودم در مورد شب قدر هم باز ما يك همچنين وضعيتى داريم كه در خودش كل شبهاى ماه رمضان هست رمضان كل ماهها و شب قدر كل شبهاى ماه رمضان هست و يك قابليت بسيارى دارد كه به هر حال هيچ شب ديگرى ندارد براى اين قضيه برمىگرديم به همان فرمول خودمان كه بحث نسبت بود. گفتيم رابطه دنيا و آخرت مثل رابطه رحم مادر است با دنيا دوران جنينى محدود است يعنى 2800 خوردهاى روز است يا نه ماه است ولى به قدرى قابليت دارد اين 2800 خوردهاى روز يا نه ماه به قدرى فرصت مىدهد به يك جنين براى شدن براى تجهيز كه وقتى متولد مىشود ده سال را با توانى كه از رحم با خودش آورده سپرى مىكند يعنى چيزى با خودش مىآورد كه در شرايط زيستى دين دهها سال براى سرمايه است سرمايه دهها سال را در مدت چند ماه تهسيل مىكند به طورى كه جبران ضعفها و نقصها كه از رحم جنين با خودش مىآورد يا غير ممكن است يا بسيار طولانى است اين قدر قابليت دارد يعنى اين جور مىشود كه فرض بفرماييد در دوران جنينى بر اثر يك اشتباهى جنين يك حادثهاى برايش رخ داد ما بتوانيم در همان مدت زمان در دنيا آن را جبران كنيم نه در دنيا اگر بخواهد جبران بشود ماهها و سالها طول مىكشد تا بخواهد يك ضعف و بيمارى چيزى كه جنين با خودش در رحم به وجود آورده يا داشته جبران كرد چون آنجا بسيار قابليت زيادى دارد براى همين خود اطبا ترجيح مىدهند الان هم همين طور است ترجيح مىدند اگر جنين مريض هست قبل از آن كه به دنيا بيايد همانجا مداوا را شروع كنند نگذارند متولد بشود مثلاً يك نارسايى كليوى دارد يك نارسايى ديگرى دارد يك نارسايى قلبى دارد هر چى هست در همان رحم عمل مىكنند جراحى مىكنند دوباره برمىگردانند به همان وضعيت رحم يا خود جنين خودش در رحم منتقلش مىكنند به همان جا چون مىكند آن چيزى الان دارد اتفاق مىافتد در اين مدت به قدرى قوى است و به قدرى قابليتش زياد است كه بهتر است همين جا هر چه شدن مىخواهد صورت بگيرد بگيرد نمونه براى اين طرف در يك شرايط زيستى جديد آن شدنى كه بايد صورت بگيرد نيست آن چيزى كه بايد بشود نيست ديده اين قدر است كه يك توده سلولى يعنى يك تخمك و يك اسپرم به آن ريزى مىشود يك انسان يك انسان كامل مىشود در مدت 2800 خوردهاى روز به صورت به يك انسان در مىآيند با روح هم چى اين قدر آنجا اين قابليت دارد در خود دوران جنينى هم ما اين مسئله را داريم در خود دوران جنينى اطبا مىگويند كه چيزهايى كه ماه اول هست اهميتى كه ماههاى اول دارد ماههاى آخر ندارد دوران جنينى كارهايى كه بايد در ماههاى اول كرد خيلى اهميتش بيشتر است از زمان تشكيل نطفه به بعد اينها خيلى مهم يعنى اين دوران هم يك جور نيست اين كه نه ماه است از نظر زمانى هم نه ماه ثابت است اما خود آن دوران رحمى هم يك جور نيست يك قابليتهايى آغازش دارد كه بعد ديگر آن قابليتها را ديگر ندارد در تولد هم باز همين طور هست در تولد چيزى كه در روزهاى آغازين تولد است يا ماههاى آغازين است در ماههاى بعدى نيست در تغذيه همين طور در تغذيه فرض بفرماييد تغذيه در چند سال اول اهميت دارد اين به تغذيه اهميتش در ماههاى ديگر نيست يعنى اگر يك كودكى در سالهاى اول با سوء تغذيه رو به رو بشود سوء تغذيه كه مىگويم حالا از هر جهت رو به روبشه حالا بعداً اين جورى نيستش كه حالا اين جورى جبرانش مىكنيم خيلى خيلى سختتر جبران ضعفهايى كه در كودكى است زمان كودكى اين قابليت دارد در آغاز ماههاى اول يا سالهاى اول كودكى اين قابليت دارد كه غذا خوردن تويش خيلى اهميت دارد تربيت خيلى اهميت دارد مسايلى از اين قبيل يعنى پذيرش خيلى خوب است قوه قوه خيلى قوه بالايى است اين طورى نيست كه مثلاً فرض بفرماييد ضعفى متوجه يك جنينى كودكى شد بعاً بشود در سالهاى بعد خيلى راحت جبرانش كرد مىگويد اين مسئله داشت كه بايد همين چند سال اول كودكى بايد تغذيه درستى انجام برايش مىشود مثلاً آن موقع كه داشته چى كار مىكرده تهيه يك ساختار مىكرده چون دوران كودكى خودش شبيه دوران جنينى هست خود دوران كودكى شما مىدانيد رشد كودك در دوران چند سال اول خيلى فرق مىكند يك بچه كوچولو مثلاً سه كيلويى يك نوزاد سه كيلويى مثلاً با سرعت رشد مىكند تو اين سالها آن قدر كه رشد مىكند در سالهاى آغازين بعداً اين جورى نيست بخواهد تحصيل ساختار بعداً اين طورى نيست قلبش يك قلب كوچولو شما مثلاً فرض بفرماييد مشت يك نوزاد را نگاه بكنيد چقدر قلبش هم همان قدرى هست وقتى كه بزرگ بشود خوب خيلى تشكيل مغز مىدهد مغزش بزرگتر مىشود قلبش بزرگتر مىشود اين ايام كه در حال شدن است خيلى اهميت دارد تا بعداً مىشود ديگر مغز به يك ثباتى مىرسد قلب به يك ثباتى مىرسد استخوانها قدر اينها يك سنى رشد دارند بعد از اين رشد ديگر چه مىشود متوقف مىشود چون بعد از آن ديگر اين قابليت وجود ندارد براى يك كودك كه آن چيزى كه مىتوانست تسهيل بكند و مىكرد بعداً بتواند بكند اين طور نيست مثلاً شما دندآنهارا ببينيد يك دور دندانهاى ريز است اين قابليت را دارد كه دوباره در بياورد دوباره دندان در بياورد ولى بعد كه دفعه دوم دندان درآورد دندآنها ريخت ديگر چرا مجدد همچنين قابليتى ندارد كه بتواند دندان درآورد اينها خيلى اهميت دارد پس دقت بكنيد كه مسئله كه ما در جنين داريم اين هست كه جنين اشتباه بزرگى كه ممكن است صورت بگيرد اين است كه ما نُه ماه جنين را با نُه ماه دنيا مقايسه كنيم اصلاً اين جورى نيست نُه ماه جنين مساوى است با يك عمر دنيا بعضى با آن دهها سال را مىسازند در همين نُه ماه براى همين هم يك اتفاق كوچك در دوران رحمى دوران جنينى براى جنين اتفاق مىافتد اين اتفاق كوچك وقتى مىآيد در شرايط زيستى دنيا تبديل مىشود به يك مشكل چه مشكل بزرگ حتى مشكل چى هميشگى بعضى اتفاقها است در يك ثانيه حتى دو ثانيه سه چهار ثانيه اتفاق مىافتد در زمانى كه دارد تشكيل نطفه مىشود يا بعد از تشكيل نطفه كه وقتى به اصطلاح وقتى كه جنين متولد مىشود به صورت يك جنين كامل متولد مىشود بعداً اين عيب را دارد چرا چون مثلاً در دوران جنينى از دو سه ثانيه اتفاق ناگوار و خلاف روند طبيعى رشدش برايش چى شده اتفاق افتاده براى اين سر يك اتفاق خيلى بدى برايش اتفاق مىافتد اين اصلاًتا آخر ناقص مىخواهد بود مثلاً حادثهاى يك بىدقتى از طرف پدر و مادر صورت مىگيرد بچه مثلاً تا آخر عمر كور بار مىآيد بيرون مىآيد تا آخر عمر كور متولد مىشود از نظر خيلى از قابليتهاى جسمى همين طور است كلا زيبايى سلامتى بدن هوش عقل و مسايل معنوى كلا اين مسايلى هست كه خيلى اهميت دارد آن قدر اهميت دارد كه فرمود پيامبرصلى الله عليه وآله »اشقع من شقيع فى بطان لمه« اشقيع كسى است كه در بطن مادرش شقى شده باشد اين قدر شقاوت دوران رحمى اثر دارد يا سعادت هم همين طور »اسعيد فى سعيد فى بطان امة« سعادت در رحم خيلى اهميت دارد تا چيزى كه بعداً مىخواهد تسهيل بكند قابليتهايى كه در آغاز كاشته مىشود به هر حال خيلى مهم هست اصل يك بنا وقتى درست گذاشته مىشود خيلى اين اصل مهم هست شما مثلاً خانوادههايى ريشههايشان ريشه خوبى هستند نگاه كنيد چون نطفه خوب كاشته شده مادر و پدر دارايى اهليتهايى بودند بعداً ممكن است بچه بعداً كه بزرگ شد در يك شرايط خاصى مثلاً از شرايط محيطى فساد بشود برود مثلاً مشروب خوار بشود نمىدانم معتاد بشود دزد بشود سارق بشود چه مىدانم چه و چه بشود ولى بعد دوباره برمىگردد اين ريشه خيلى اهميت دارد ريشه كار مىكند آن قدر آن اين گريهاى كه مادر در دوران رحمى مثلاً براى سيدالشهدا كرده روضهاى كه خوانده فرض بفرماييد شيرى كه با گريه و روضه دهان بچه گذاشته اثر مىگذارد و كار مىكند كه مىبينيم بعد از ده سال آلودگى اثر خاص خودش را مىگذارد و شخص موفق به توبه مىشود اينها بايد برگشت به اصل و نگاه كرد پس در واقع دوران جنينى لحظاتش مساوى با لحظات دنيايى نيست يعنى اين از نظر گذران يكى هست يعنى شما وقتى زمان مىگيرد مىگويد آره مثلاً نُه ماه گذشت ولى واقعا اين طورى نيست براى آن تويى آنجا آن دارد قابليت يك عمر چندين ده ساله را تهيه مىكند ما اين جا مىگوييم بله با مقياس زمان ما نُه ماه گذشته ولى براى آن اين جورى نيست همين اشتباه در فهم زمان هم در مورد برزخى هست ما مىگوييم طرف فرض بفرماييد چهل روز است كه فوت كرده ولى براى آن زمان اين جورى نيست قرآن مىفرمايد به اينها مىگويم چند وقت كه مُرديد »كم و لبس« چقدر خوابيديد »لبسٌ ليوم او باذ يومه« يك روز يا چند ساعت اين جورى مىشود خوب برمىگرديم به اين سمت شرايط دنيا اين جورى است دنيا. پس رابطه دنيا با آخرت شد مثل رابطه رحم مادر با دنيا الان ما در دنيا دوران جنينىيمان را مىگذرانيم يعنى جنينهايى هستيم تنها هر كداممان هم تنها هستيم اين مسئله تنها مسئله خيلى مهمى است كاش فرصت بود برايتان مسئله تنهايى مىگفتم كه همه جهان همه كسانى كه ما داريم با آنها زندگى مىكنيم و فكر مىكنيم با ما هستند همه اينها اجزاى يك رحمى هستند كه ما داريم درونش زندگى مىكنيم و حقيقتاً ما خودمان چى هستيم تنها هستيم پس تنهايى خيلى بحث مهمى است كه الان اگر مطرحش بكنم ضايع مىشود يعنى بحث ضايع مىشود بماند ما داريم رشد مىكنيم آن چيزى هم كه دارد اطراف ما مىگذرد همهاش شرايط يك رحم هستند آماده بشويم براى تولد به عالم بعدى موقع مرگ بدن كه عبارت است از در جنين چى هست در رحم جفت است رهايش مىكنيم مىآييم يعنى آن كه آلت واسطه يك جنين با رحم بود از طريق اين تغذيه مىشد رشد مىكرد كارهايى انجام مىداد چى بود جفت بود رها مىكند خودش مىآيد يعنى كجا يعنى آن كه مطابق شرايط دنيا است مىآيد بيرون فقط اينجا هم بدن ما رابط روح ماست با عالم دنيا. بدن فعلا با ماست كه ما در دنيا كسب فيض كنيم كسب آن چيزى كه نياز داريم بكنيم به محضى كه بخواهيم شرايط زيستى بعدى وارد بشويم بدن كه وسيله است به ارتباط ما به اينجا بوده از پا كنده مىشود ما از اين جدا خواهيم شد بعد با بدن ديگرى چى مىكنيم با بدن برزخى كه داشتيم و داريم بدن برزخى همان هست كه در طول خواب هم شما شبها از آن استفاده مىكنيد شبهايى كه خواب مىبينيد بدن خودتان كه اين طرف آن طرف نمىرويد با اين بدنهايتان با كدام بدنتان مىرويد با آن بدن برزخى داريد مىرويد آن بدن برزخى هم داريدش همين الان با خودتان هست بلافاصله بعد از اين كه از دنيا رفتيد همان بدن برزخى ما با ما است و ما در شرايط زيستى جديدى قرار مىگيريم اما رابطه همان طورى كه عرض كردم هست يعنى كسى فكر نكند اينجا بيست سال سه سال پنجاه سال دنيا همان است كه در آخرت اين جورى نيست نه خيراتش نه گناهانش اين جورى نيست همان طور كه براى جنين اگر يك اتفاق بدى مىافتد وقتى متولد مىشود سالهاى سال گرفتارش بود اينجا هم اگر كسى گناهى بكند به قول علىعليه السلام مىفرمايد: چه بسا براى يك گناه صد سال يك نفر چه بشود در شرايط زيستى آخرت موذب بشود چون آنجا قابليتش اين هست كه اين باز مىشود همان طور كه در تولد يك جنين نُه ماه مىآيد در دنيا و دنيا تفسير مىكند اين جنين را بازش مىكند و معلوم مىشود اين چه دورانى را گذرانده از آن جا ما اين چيزى كه بسته بود يعنى روحى كه مخفى بود يك دفعه در شرايط زيستى آخرت باز مىشود با بدن جديد معلوم مىشود كه چه جورى بود آنجا وقتى مىخواهد تفسير بشود مثل اينجا وقتى مىخواهد بشود مثل اينجا كه وقتى مىخواست تفسير مىشد چند سال مىكشيد اينجا هم ممكن است چند قرن حتى بكشد خيلى طولانى است خيراتش هم همين طور مثلاً يك مادر در دوران جنينى براى بچهاش مثلاً روضه مىخواند ذكر مىگفته وقتى اينجا متولد مىشود خيلى قابليت به اين بچه مىدهد اينجا هم همين طور است شما هر عبادتى كه انجام مىدهيد وقتى مىرود آن طرف يك دفعه اين عبادت يك چيز عظيمى از كار درمىآيد كه شما مثلاً كسى فكر نكند اين خرافه ديدهاند تمام قواعد رياضى و دقيق است مثلاً فرض بفرماييد در ازاى فلان كار مثلاً مىكند يك كاخ در بهشت خدا بركت مىسازد يعنى چى اين چه ربطى داشت مثلاً من يك »سبحان اللَّه« گفتم يك درخت در بهشت براى من كاشته شد دقت كنيد قابليت دنيا يك قابليت هست كه مىتواند آنجا يك همچين درختى را ايجاد بكند كم نيست اين كه مثلاً فرض بفرماييد يك خانمى به دست همسرش يك ليوان آب مىدهد يك جرعه آب مىدهد در روايت داريم مثلاً يك قصر در بهشت برايش ساخته مىشود كم نيست اين اسمش اين است بله مثلاً يك ليوان آب پذيرايى كرد به همسرش بهش داد وقتى منتقل شد همين اين برود در ابديت تبديل مىشود به يك چند خيلى عظيمى مىشود همان طور كه ما در دنيا مثالش داريم كسى نمىتواند بگويد من نمىفهمم كه شما رحم را داريد درك مىكنيد ديگر دوران جنينى هم درك مىكنيد هم دركش كرديد قرآن هم خيلى سفارش مىكند ما دنيا را بفهميم براى فهم آخرت يعنى كسانى مىتوانند آخرت را خوب بفهمند كه دنيا را خوب بفهمند »ولقد علمتم نشألة اولا فلولا تذكرون« شما دنيا را مىبينيد ديگر چرا آخرت را نفهميد چرا متذكر نمىشويد در سوره واقعه داريم كه دنيا را ديدهايد چه جورى است چطور آخرت را درك نمىكنيد و قبولش نداريد وقتى كه اول را مىبينيد ديگر فهم آخر كه ديگر بايد كار راحتترى باشد اين قابليت را دارد ببينيد عمر دنيا هر چند سال كه هست قرار يك ابديت را براى ما بسازد يعنى وقتى باز مىشود در شرايط زيستى بعد مىشود يك ابديت شوخى نيست ابديت را ما كى شنيد زياد عادى شده برايمان از طريق جاودانگى شما يك دانه يك بنويس روى اين كره زمين اصلاً خود اين كره زمين يك ديگه صفر بگذار جلويش چند سال نورى الان ما داريم چند هزار سال نورى چند ميليون سال نورى داريم حداقل اين عكس كه گرفتهاند پارسال من اين را خواندهام اين جادو هزار ميليارد سال نورى بوده خوب اين دو هزار سال نورى مىدانيد يعنى چه حالا شما اين دو هزار نورى را با خودنويس خيلى باريك با يك رواننويس نقطه بگذار بچين فقط برو نقطه بگذار برو بالا تا به آسمان دهم اين قدر سال اين در مقابل بىنهايت در مقابل ابديت يعنى هيچى يعنى خيلى كه ابديت يعنى اين دقت بكنيد اين اهميت و عظمت ابديت اگر جان يافت براى ما ما خودمان را خلى مُفت مىفروشيم و قرآن براى اين كه ما بفهميم هشتاد بار مسئله جاودانگى را در قرآن ذكر مىكرد كه بفهميم حالا روايت بماند كه مثلاً فرض بفرماييد اميرالمؤمنينعليه السلام فرمود: »خلقكم للبقاء لا للفنا« شما براى بقا خلق شدهايد براى فنا خلق نشدهايد مىشود ابديت يعنى ته ندارد ديگر چى مىخواهى اسمش را بگذارى يعنى انتهايى برايش وجود ندارد چند بار قرآن مسئله خود در بهشت مطرح مىكنم جاودانگى را انتها ندارد داريم كه يكى از لذتهايى از خود بهشت بالاتر است لذت ابديت است يعنى بهشتىها يك لذت از بهشت مىبرند بعد در هر درجه از بهشت كه باشند بهشتيان هر چه مىخواهد باشد يكى بهشتى خدا است يكى بهشتش هم بهشتهايى آن طورى هست باغ و بوستان بهشت هر چه كه مىخواهد باشد در بهشت كه مىخواهد باشد چون بهشت يك معناى عامى دارد خدا را شامل مىشود بهشتهايى آن طورى كه نمىدانم درش باغ و بوستان حور و فقيرمان و مخلدوند لولو مكنو نو چى چى هستند نمىدانم همه چى آنها هم مىشود بهشت بهشت مراتب دارد يكى از بهشتها خدا است يكى از بهشتها بهشت خداست »جنة الحقاء« داريم ديگر در روايت داريم در جنة القاء نه درخت است نه قصر است هيچى نيست يك چيزى است از همه بهشتها بالاتر ما چه مىفهميم چى آن كه اينجا مىرسند به لقاء و خدا فقط دوست دارند مىفهمند يعنى چه نه اين كه خدا در يعنى دارد كه اينها به آنها بدهد براى اين كه در لقاى انسان چيز ديگر را به غير از خدا نمىخواهد يعنى انسان وقتى با محبوب است جزء خود محبوب هيچ چيز ديگر را نمىخواهد و اصلاًدوست ندارد از محبوب خودش چى بشود غافل بشود كه بخواهد به چيز ديگر نگاه بكند اصلاً اين اكرام است كه محبوب خودش را عريان در اختيار عاشق خودش قرار بدهد يعنى خالص و هيچ چيز ديگرى نباشد اين هم يك بهشت است براى همين هم حضرت سجادعليه السلام در ادعيه خودش در چند دعا داريم در دعا مُريدين داريم در جمعه در دعاهايى ديگر هم داريم »يا جنتى« به خداوند عرض مىكنم اى بهشت من خدا بهشت بهشت انسان مىشود حقيقتاً هم بهشت ديگرى براى همين هم حضرت كاظمعليه السلام در كافى داريم خداوند بهشت را براى بدنهاى شما خلق كرده يعنى بهشتى كه آنجا با اين خصوصيات است نمىدانم درخت و ميوه حورى شراب قصر و چه چه... اينها باى بدنتان است ولى خود روح اين طورى نيست روح اصلاً بهشتش از مغوله ماده نيست از مغوله بهشت آن جورى نيست روح يك چيزى را مىخواهد كه خيلى فراتر از بالاتر اينها هست ولى به هر حال اين عمر دنيايى توى آن توى ابديت يك همچنين چيزى مىسازد به هر حال شما آن جا وقتى مىگويم ابديت اين اشخاص در ابديت خودشان در بهشت خودشان با معشوق خودشان كه معشوق هستند و لذت مىبرند يكى از آن چيزهايى كه خيلى مزه بهشان لذت مىدهد اين هست كه اين ابدى است يعنى خود ابديت از بهشت هم يعنى لذت ابديت از بهشتش يك چيز ديگر است يك حض خاصى مىبرند كه اين يك چيز ديگرى است كه اين از ما گرفته نمىشود »لا مقطوع و لا ممنوع« قطع نمىشود منع نمىشود اين طورى هست ابديت خيلى مهم است ما متأسفانه عادت كرديم اين لغزش را و به آن عادى نگاه مىكنيم همين عادى مىشود بلاى جان ما و جلوى فهم ما را ادراك ما را و جلوى شوق و نشاط و عمل ما را مىگيرد خوشى نيست ابديت آقا اگر كسى پيوند با ابديت بخورد آن قدر شاد مىشود در دنيا كه حد ندارد آن قدر شاد مىشود كه نگو يعنى هميشه شاد مىماند هميشه نشاط دارد ديگر اصلاً حيفش مىآيد براى دنيا عصبانى بشود اصلاً سر يك چيزى دعوا بكند عصبانى بشود به او بربخورد نه اين جورى نيست وقتى كسى پيوند درست مىخورد خيلى نشاط مىآيد سراغش پيوند هم حقيقى است يعنى وقتى خوردى وارد ابديت شدى حتماً اين جور نيست كه اين يك اعتبار باشد مثل اين كه بگويند شخص ديپلم دارد ليسانس دارد فرض بفرماييد افسر است سرتيپ است مثلاً سركارگر است اينها اعتبارى است يك روز بگيرند شما ديگر هيچ كاريت ولى اين جورى نيست شما در پيوند با ابديت يك پيوند حقيقى مىخوريد كه حقيقتاً هم همين هست يكى از اين دوستانمان بچه با روحيه و خوبى هست ارتباطش هم خوب هست اخوى را خواب ديده بود آقا مهدىقدس سره گفته بود به آقاى شجاعى بگوييد اين درسهايى كه به ما مىداد اينجا همهاش و در يك جمله به ما مىگويند يعنى اين قدر كش نمىآيد هى بنشين سر جلسه دو شب و يك شب و بيايى بنشينى هى طول بكشد نه آنجا يك جمله همه چيز را مىفهمند آدم مىرود چى كارش همين جورى است ديگر آنجا همه پيش معرفت است لازم نيست احتياج ندارد به هر حال زمان نمىبرد خيلى مهم بله تعليم هست بنا به قابليت خودت تعليم است خوانديم ديگر در معاد در جلد اول ثابت كرديم كه آنجا هم تكامل برزخى داريم و هم تكامل بعد از برزخ داريم هر دوش را داريم خوب پس در حقيقت ما عمر دين يك ابديت را مىسازيم ساعات دنيا هم با هم مساوى است ثانيههايش مساوى است اما همين چند ثانيه وقتى تقسيم مىشود در برزخ يا تفسير مىشود در ابديت در آخرت يك دفعه مىشود اين چند هزار سال چند ميليون سال يعنى اين قدر قابليت دارد اگر كسى هم برايش نامفهوم بود بيايد برود جنين را مطالعه كند نُه ماه جنين چه قابليتى دارد كه مىتواند يك عمر دنيا را عمر دنيا هم كه محدوديت ندارد از نظر علمى كه چه كسى گفته عمر دنيا شصت سال هفتاد سال يا صد سال است الان ما افرادى داريم صد و پنجاه سال عمر كردند اگر تطبيق بيشترى يا نشاط دنيا داشتند و قابليت بيشترى داشتند بيشتر چه كار مىكردند عمر مىكردند نوحعليه السلام سه هزار سال عمر كرده امام زمان)عج( هزار و خوردهاى سال است در حياتند سلمانعليه السلام چه عمر طولانى داشت و خيلى از كسانى ديگر جنين اين قدر قابليت دارد دنيا هم همين طور است دنيا ابديت مىسازد اين را توجه بكنيد لذا اشتباه بزرگ ما در زندگى اين است مىگويم كه يك ساعت وقت تلف كرديم اين جورى نيست يك ساعت وقت تلف كردند ابديت مىسازد براى ما اين يك ساعت مگر شوخى در روايت داريم لا بقية العمر لا قيمة لها قديدرك بهامافات و يوها ماهات« بقيه عمر اصلاً نمىشود برايش قيمت گذاشت. علىعليه السلام فرمودند: »لا يدركه بها مافات« در جبران مىشود آن چيزى كه فوت شده يعنى شما در دنيا اگر يك كارى را خراب كرديد مىتوانيد جبرانش كنيد قابليت زياد دارد همين طور در دوران جنينى و رحمى يك موقعهايى اگر يك اشتباهى در وضعيت جنين باشد جبران مىشود كرد »و يوحها بها ماهات« آن چيزى كه از تو فوت شده و مُرده مىتوانى احيايش بكنى اين قدر قابليت دارد به شرطى كه بلد باشى در آن شرايط محدود چه جورى گذشته را جبران كنى يك كسى عرضه دارد مىتواند مثلاً در يك شب يك كارى بكند تلافى اين ده سال اشتباهى كه كرده را درآورد اين هم فرمول دارد يعنى يك مكانيزم دقيق دارد كه در معرفت توضيح دادم يك مقدارش هم در معاد بعضى وقتها اشاره كرديم به آن حُرعليها السلام را نگاه كنيد حُر يك شب ببين چه جورى چه كارى مىكند در يك شب يك شبه است ديگر ولى كارى توانى يك شب مىكند كه تمام اشتباهات گذشته را جبران مىكند يك كسى كه امام صادقعليه السلام وقتى مىرود سر قبر حُر مىگويد »بابى انت و امى« شوخى نيست امام صادقعليه السلام به حُر اين جورى بگويد بزرگان ما مراجع ما وقتى سر قبر حُر مىرفتند چه قدر تواضع مىكردند اين امامهشان را درمىآوردند شيخ انصارىقدس سره آن پايين مثلاً فرض بفرماييد در ورودى قبر حُر را مثلاً پاك مىكند و گردگيرى مىكند يا امامه خودش مىشود حُر تو خانوادههايش هستند تويى سربازهايى عمر سعد تويى آن لحظه آخر كه سيدالشهداعليه السلام تنها مىماند و صدا مىزند »هل من ناصر و ينصرنى« اينها حالا اينها خيلى داستان عجيبى دارند اصلاً خيلى عجيب است اين چى مىشود اين جورى مىشود مىگويد برويم كمك حسين برويم تمام مىشود چقدر مگر طول مىكشد از وقتى كه اينها تصميم گرفتند بيايند كمك سيدالشهدا تا مُردند تا كشتندشان شايد به نيم ساعت هم نكشد ولى قابليت خيلى دارد اين نيم ساعت يا كسانى ديگر شما الاماشااللَّه ما داريم از اينها آن خانم بدكاره و فاحشه كه مثلاً يك عمر دچار فحشا بوده شب آخر عمر يك كارى مىكند يك طورى با خدا ارتباط برقرار مىكند كه بعد خداوند تبارك و تعالى بزرگان و علما را اين شب خواب مىبينند كه مىگويد اين دوست ماست ولى ماست برويد دفنش كنيد با احترام دفنش كنيد اين طورى مىشود خيلى كار مىتواند بكند عمر شوخى نيست بقيه عمر اصلاً قابل حالا كى مىتواند اين را ارزيابى بكند اينها ديگر خيلى بشر به ذهنش ماشااللَّه فشار آورده گفته وقت طلا مثلاً خيلى حرف بزرگى زده گفته وقت طلا است ولى واقعا مىشود وقت ابديت است وقت يك ثانيهاش اصلاً قابل حساب نيست نمىشود حسابش كرد وقت در ابديت قابل محاسبه است كى مىشود چه كار كرد شما رايانه موقعهايى كه مثلاً مىخواستيد بنويسيد مىگفتيد حالا من بايد صد صفحه بنويسيم اين صد صفحه را با خودم ببرم الان شما يك ديسكت نورى داريم دويست و پنجاه هزار صفحه در يك ديسك مىگذاريد جيب بغلتان بعد كه مىگذاريد در دستگاه بعد تفسيرش كه مىكند برايت مىشود دويست و پنجاه هزار صفحه همهاش هم برايت چاپ هم بخواهى بكند چاپ هم برايت مىكند همهاش و قابليتى كه در ديسك نورى است در ماده ديگر نيست ديگر آن ديسكت نورى اين طور است الان كه خيلى بالاتر اين ديسكتهاى نورى آمده يك چيز كوچكى شما در جيبت هم مىتوانى بگذارى همهاش مثلاً فرض بفرماييد صد هزار جلد كتاب و اطلاعاتش بريزيد در يك حفظه اينقدرى در رايانه ستون باشد يا جيبتون باشد اين چى اين قابليت دارد كه اينها را در خودش نگه دارد وقتى مىآوريش در عالم ماده جنسيت عوض مىشود شرايط عوض مىشود مثلاً مىشود اين كتابخانه به اين بزرگى روح اين جورى است نفس اين است نفس وقتى باز مىشود مىخورد مىخورد در دنيا وقتى باز مىشود يك دفعه انشراهش مىشود چى مىشود يك ابديت و اساساً ابديت يعنى تفسير روحى كه دنيا وجود داشته شرايط زيستى آخرت فقط روح را چه كار مىكنند از رويى روح مىخوانند و تفسير مىكنند بازش مىكنند آن جايى كه قرار بشود جهنم و عذاب اين نفس همان جا مىشود و آن جايى كه قرار بشود بهشت و بهجتها و سرورهاى بهشتى همان جا تفسير مىشود براى همين هم بزرگان فرمودند چى نفس در جهنم نيست جهنم در نفس است بهشت هم در نفس است يعنى خودتى ديگر ابديت يعنى خودت يعنى خودى كه آن جا باز مىشود ما الان هر چى تو شرايط زيستى دنيا داريم داريم از دنيا مىفهميم هر ادراكى كه داريم مىكنيم ادراك تابع چى تابع خودت است شما اگر الان داريد نور را مىبينيد اين تو هستى كه دارى نور را مىبينى و اين نور برايت روشنايى دارد مىتوانى بنشينى مىتوانى راه بروى مىتوانى بخورى مىتوانى بشنوى اگر مىتوانى با فركانس تماس بگيرى چون دارى گوشى كه مىتوانى با فركانس تماس بگيرد اگر با طول موج تماس مىگيرى چشمى دارى كه بتواند با طول موج تماس بگيرد خودت دارى آورى با خودت خوب اين را داشته باشيد مىآييم وارد شب قدر مىشويم شب قدر يك نكتهاى را قبل از اين شب قدر بگويم اين خيلى مهم است بگويم حالا بعد در مباحث نسبت شما يا حالا خواهيد خواند يا حالا بيشتر خواهيد شنيد در اين مورد قرآن چندين بار نعل مىكند كه افرادى كه در قيامت هستند و پشيمان مىشوند چرا بعد از مرگ پشيمان مىشوند چرا بعد از قيامت چه بعد از چه توى قيامت اينها به خداوند عرض مىكنند »ربجعون« مىگويند خدايا ما را برگردان »لو انّا لنا كَرَةً« كَرَه يعنى ما دوباره برگرديم در سوره بقره هست »لو انا لنا كِرة و لا تبره منهم كما تبرهُ منا« اگر برگرديم مىفرمايد: »حتى اذا جاء احدهم ما اوت قال ربجعون لالى عمل الصالح« خدايا من را برگدان تا عمل صالح انجام دهم ببيند او را كه آن با جقدر دقيق نمىگويد خدايا اين جا به من فرصت بده كه من اين جا كار صالح انجام دهم چون آخرت شدنى نيست يعنى فضايش قبول نمىكند كه تو شبى اصلاً جاى شدن نيست همه شئون مىفهمند كه بايد برگردند دنيا يعنى دنيا اين قابليت را دارد كه ما مىتوانيم آن جا يك كارى كنيم كه اين ور خوشبخت بشويم نمىگويند خدايا اين جا به ما فرصت بده ما همين جا اين كار را بكنيم هيچ كس نمىگويد آن جا اين آياتى كه در قرآن آمده ببينيد نقلها همهشان مىگويند خدايا برگرديم چرا مىخواهند كه برگردند چون فهميدند كه آن جا جاى شدن نيست جاعى عمل نيست »اليوم عملا ولا حساب و غدا حساب ولا عمل« و غداً يعنى فردا فقط حساب است يعنى تفسير يعنى باز مىشود آن كه جمع كردى اما شدن نيست ديگر عملى نيست نمىتوانى كارى انجام بدهى كه جبران بكنى بايد برگردى اين جا براى همين همشون مىخواهند برگردند شما همين خوبان هم در نظر بگيريد چند تا از بزرگانى كه نقل مىشود از آنها خوابشون را ديده مىگويند دوست دارند برگردند مىگويند برگرديد از مريمعليها السلام عيسىعليه السلام عرض مىكند مادر دوست دارى برگردى مىگويد كه برگشت شدم و بقيه كسانى كه مىگويند برگديم چون آن جا نمىشود كارى كردذ اين جا بايد كرد اين قدر اهميت دارد خوب اين كه اين جا اين قدر براى او نور بعداً براى ما اين قدر عزيز مىشود كه آرزويى كه ساعتش را مىكنيم چقدر الان مفت از دستش مىدهيم اون جا مىگويم اى كاش من يك دقيقه برگردم اين جا يك دقيقه اگر مىگذاشتند من برگردم يك سجدهاى مىكردم يك ذكرى مىگفتم يك لااله الااللَّه مىگفتم يك دانه لااله الااللَّه اين جا مىدانى آن جا چه كار خواهد كرد دنيايى كه بعداً وقتى ما منتقل بشويم آن جا چه نعوذباللَّه جهنمى باشيم چه بهشتى حسرتش را خواهيم خورد خيلى عزيز مىشود برايمان اين ساعت شما ببينيد چه شبهاى مهمى ما داريم مىگذرانيم چه لحظات مهمى را آنها الان به حال ما خيلى حسرت مىخورند خيلى حسرت مىخورند خيلى دوست دارند در جمع ما باشند با ما باشند حالا شب قدر پس دنيا به اين نتيجه رسيديم بتواند يك ابديت بسازد شب قدر به تنهايى معادل يك دنيايى است كه مىتواند ابديت بسازد »ليلة القدر خيرٌ من الف شهراً« هشت ماه هزار ماه تقريباً هشت سال يعنى اين به شب قدر اين قدر درش نيرو و قوه جمع شده كه اگر كسى اين يك شب را بتواند احيا بكند كار خير بكند اين يك شبش خودش اندازه هشتاد سال دنيا نمىگويد هشتاد سال آخرت هشتاد سال آخرت خيلى كم مگر هشتاد سال دنيا براى شما ارزش دارد خيلى مهم هشتاد سال دنيا »ليلة القدر خيرٌ من الف شهر« يعنى اين يك شب آن قدر درش توان است آن قدر قابليت براى شدن است كه شما يك دو ركعت نماز در آن بخوانيد غير از دو ركعت نماز كه شبهاى ديگر خوانديد محاسبه كن ببين دو ركعت نماز چى حساب مىشود استغفارش توبهاش صدقهاش اطعامى كه مىكنى كار خيرى كه انجام مىدهى محبتى كه مىكنى صدقهاى كه مىدهى انفاقى كه مىكنى يك تومانى كه يك تومان است شبهاى ديگر محسوب نمىشود كه شما يك تومان شب قدر صدقه بدهى هزار تومان شب قدر صدقه بده اين كه هزار تومان ساعات ديگر نيست كه هشتاد ساله خوب يك عمر هشتاد ساله يك ابديت مىسازد يك شب قدر چه كار مىكند يك شب قدر اين قدر قابليت دارد كه اگر شما خراب كرده باشيد ساعات و روزها را به بطالت گذرانده باشيد يك شب قدر خيلى توان براى جبران دارد خيلى توان دارد براى جبران مرحوم آقا ميرزا جوادقدس سره مىفرمايد: از هزار سال سلطنت از هزار سال جهاد بالاتر هست اين ليلة القدر اين را بايد بفهميد يعنى چه كه بالاتر از هزار ماه هست ايام ديگر هم همين طور روزهايش همينطور خود ماه مبارك اصلاً نسبت به بقيه ايام سال يك همچين قابليتى دارد اصلاً قابل مقايسه نيست شما نگاه كنيد نفس كشيدنتان در آن تسبيح است كدام ماه شما نفس كشيدنش در آن تسبيح هست خوابتان عبادت است »نومكم فى عبادة« نبى اكرمصلى الله عليه وآله خوابتان عبادت هست نفستان تسبيح است عبادتان ديگر چى هست يك آيه قرآن در ماه مبارك معادل يك ختم قرآن يعنى اين قابليت دارد بعداً كه از ماه مبارك بيرون بياييد كه اين جورى نيست اين زمان به قدرى قابليت و شرافت دارد كه شما يك همچين خيراتى به شما مىرسد ببين خداوند چطور از بندهاش پذيرايى مىكند اين يعنى ضيافت كدام بزرگى از مهمانش اين طورى پذيرايى مىكند كدام ضيافتى اين جورى پذيرايى مىكند كه بگذارد در يك شب اين جا باشى ما هزار ماه به تو خيرات مىرسانيم به اندازه هزار ماه اين يعنى ضيافت اين را نبايد از دست داد خيلى اهميت دارد و بقيه ايام كلا ما بايد با وسواس ببينيم ماه مبارك رمضان خيلى برنامهها بايد تغيير بكند مثلاً داريم ارتباطاتتان را كم كنيد و واجبات نه هو مثلاً بايد بروم سر كار خوب مىروم سر كار يك موقع هست بايد بروم درس بخوانم كار عبادى انجام بدهم يك كار واجب بايد انجام بدهم اما در روايت داريم مباهاتتان را كم كنيد مثلاً حرف نزنيد زياد در مورد مسايل مباح هم صحبت نكنيد اگر مثلاً كسى بخواهد مثل قبل از ماه مبارك بنشيند مثلاً حرف بزند آقا سياست و ول كن اصلاً لازم نيست راجع به آن اين ماه بنشينى از اين بحثها كه هر دفعه مىكند آخرش هم سر و ته ندارد خيلى از مسايلش بكنى نمىدانم كى فلان كرد فلان دسته فلان كرد فلان گروه فلان كرد چيزى هم دستت نمىدهد نكنيد يك كسى مثلاً خيلى بد مثلاً آدم ماه مبارك بنشيند پاى تلويزيون وقت تلف كند مىدانى يعنى چه ساعتهايى را از دست مىدهيد چه ساعاتى ابدى داريد از دست مىدهيد هر يك ساعتش چقدر هست چه لزومى دارد ما اين طورى زندگى بكنيم ماه مبارك رمضان وقتمان را اين طورى تلف كنيم آن مقدارى كه واجب است عقلا لازم است آره ولى بقيهاش را حرص نزنيم كارى نكنيم فعاليتهاى ديگر را تا مىتوانيم تعطيل بكنيم بپردازيم به خودمان بپردازيم به جمعآورى بپردازيم به ساخت ابديت شب قدر هم اين جورى نيست كه شب قدر شما بگوييد خوب من اين شب قدر را دركش مىكنم نه شب قدر هم يك مقدماتى دارد بزرگانمان هم يك سال مراقبت مىكردند كه اين شب قدر را دركش بكنند با كيفيت بالاتر دركش بكنند اينها مراقبت مىخواهد آمادگى مىخواهد حيف هست آقا مىتوانى قرآن بخوانى بخوان وقتهايت را تلف نكن بنشين قرآن بخوان و مهمتر از خود قرآن فهم قرآن است آيا تو جهنم بنشين ذكر بگو بنشين با خدا حرف بزن بنشين امام زمان )عج( حرف بزن شما ببينيد اين شبها چه شبهاى عزيزى و خوبى است به قدرى زيبا است شما همين دعاى افتتاح نگاه بكنيد چقدر لذتبخش است از اولش كه شروع مىشود تا آخرش يك دور كامل به شما مىدهد كاملا اين روح را ارضا مىكند دعاى افتتاح كامل ارضا مىكند دعاى بعدش »اللَّهم برحمتك فصالحين و ادخلنا فى...« تا آخرش قبل از اين كه به اعمال عبادى و نمازش برسى »اعوذ باللَّه وجهك كبير« اين هم دارد خدايا پناه مىبرم به وجهه كبيرة »ان ينقذى انى شهر رمضان« مىگويد خدايا اين شبها بگذار به من و لكه من گناهى داشته باشم چيزى براى من بماند اين شب به امشب از من بگذر يا ماه رمضان بگذر اگر من گناهى داشته باشم خيلى قشنگ بعد سحر چى گذاشتند سحر يك ابوحمزه گذاشتند ببينيد چه خبر ابوحمزه ديگر مىرود مىرود توى آن اوج اوجش كه ديگر حالت بد مستى و اوج لذت بردن است ته تهش ختم مىشود به دعاى سحر يك دفعه مىفهميد يعنى چى »اللَّهم انى اسئلك بقاءك...« تا آخر خيلى مهم است اين دعاى سحر آن قدر حرف دارد كه حد ندارد دعاى سحر شرح انسان است يك انسان گمشده كه افتاده توى دنيا و توى اين ظلمت دنيا و تاريكى دنيا دور افتاده مىخواهد چه كار كند مىخواهد همه حيثيت خودش همه شرافت خودش همه كرامات خودش را به دست بياورد آن كه اول داشته همه را مىخواهد جمع كند يعنى يك قوس صعود كامل انجام مىدهد با دعاى سحر يك قوس صعود را انسان را معنى مىكند اى كاش ما مىفهميديم دعاى سحر يعنى چه حيف نيست اين معانى را ما نفهميم خيلى حيف است بعداً كه آدم مىفهمد مىفهمد چه اشتباهى كرده در اين سالها كه با اين دعاها مأنوس نبوده اين اصلها را نگفته اين نمازها را نخوانده بعداً مىفهمد در روزها چقدر پذيرايى خوبى كردند از ما در اين ضيافت به ادعيهاش مراجعه كنيد ببينيد تو چقدر قشنگ شبها كه خيلى فوقالعاده همهاش بزم است همهاش شادى است همهاش حضور است همهاش عطر است همهاش فطرت است همهاش معنويت است پاكى است دائم فضا فضاى پاكى است انسان مىفهمد كه شياطين دربندند يعنى چه مىفهمد حالش با حال شبهاى ديگر و ماههاى ديگرش فرق دارد شما خودت الان نگاه كنيد به نشاط خودتان در اين شبها شبهاى ماه مبارك ببينيد چقدر فرق دارد اين نشاطى كه در دل شماست نشاط سحرها نشاط نزديك افطار نشاطهاى ديگر چقدر زياد اينها همه نشان دهنده اين است كه انسان اساساً با طبيعت بيگانه است طبيعت تاريكى بياورد براى انسان دشمن انسان است بگذار وقتى خداوند به لطفش به فضلش ماه مبارك را براى ما مىگذارد و ما از شرّ طبيعت در اين يك ماه خلاص مىكند يك دفعه همه نشاط مىگيرند همه شادند شبهايشان يك روشنايى دارد دلهايشان يك روشنى دارد امام به محضى كه ماه مبارك مىرود شما اين وداع جانسوز حضرت سجادعليه السلام را با ماه مبارك بخوانيد چه وداع تلخى هست انسان وقتى مىخواند )وقتى با تو وداع مىكنيم اى ماهى كه دورى تو براى ما خيلى سخت است اين ماه در ميان ما ستوده زيست و با ما پسنديده مصاحبت كرد و بهترين سودهاى جهانيان را بهره ما ساخت و آنگاه به هنگام پايان يافتن وقت و سرآمدن مدت كامل شدن شمارش از ما جدا شد پس ما آن را مانند كسى وداع مىكنيم كه فراقش بر ما دشوار آمده و رفتنش ما را به وحشت انداخته است اين فرهنگ فطرت طبيعت اين را نمىگويد طبيعت از رفتن ماه خوشحال آنان كه طبيعت برشان حاكم است از رفتن ماه خوشحال هستند ولى فطرت اين جورى نيست فطرت واقعاً به وحشت مىافتد امام سجادعليه السلام نعوذباللَّه دروغ نمىگويد امام سجادعليه السلام يعنى يك فطرت كامل انسان كامل ديگر انسان كامل وقتى مىگويد ماه مبارك از ما جدا مىشود ما مىگويد ما به وحشت مىافتيم و غمگين ساخته و او عهد و پيمان نگاه داشتنى و احترام رعايت كردنى و حق ادا كرنى ثابت و لازم است پس ما مىگوييم سلام بر تو اى بزرگترين ماه خدا و اى عيد دوستان خدا ببينيد عيد عيد يعنى چى شما احساس مىكنيد ماه مبارك عيد يعنى وقتى واردش مىشويد احساس عيد بودن را مىكنيد آن نونوارى و تازگى نشاط عيد هان لذتش را مىبريد سلام بر تو اى گراميترين وقتهايى كه با ما مصاحب بودى ببينيد چقدر دقيق است سلام بر تو اى گرامىترين وقتهايى كه با ما مصاحب بودى و اى بهترين ماه در ايام و ساعات سلام بر تو اى ماهى كه با آمدنت آرزوهايى در آن آسان و اعمال نيك در آن منتشر است سلام بر تو اى ماهى كه برآمدن آرزوها در آن آسان ببينيد آسان در آن يعنى يك قابليتى دارد كه راحت مىشود در آن انسان به دعاهايش برسد در روايت داريم شب قدر دعاى همه مستجاب است مگر آنان كه يك ايرادهايى به اصطلاح اساسى در كارشان است كه آنها هم در مراقبتهاى شب قدر سال گذشته گفتم ديگر الان فرصت نمىكنيم بگوييم و اعمال نيك در آن منتشره و فراوان است سلام بر تو اى همنشينى كه چون پديد آيد احترامش بزرگ و چون ناپديد شود جدايىاش دردناك است و اى ماه اميدى كه فراقش رنج افسا است سلام بر تو اى همدمى كه چون روى آورد مايه انس شود و شادى برانگيخته و چون سپرى شود وحشت افسوزد و ما را دردمند ساخت براى همين هست كه اينقدر اين عزيزها كه مثلاً شما از رجب مىرويد به استقبال ماه رجب روزه مىگيريد آماده مىشويد شعبان استقبال مىكنيد در عرف مردم خوب ايران اين است قالب مردم مىبينيد يك روز مانده به ماه مبارك همه مىروند به استقبال اين ماه عزيز بعد هم بدرقه خوبى مىكنند عيد كه حرام است روزه بگيريد ولى مستحب است روز بعد از عيد روزه بگيرند خيلى روز بعد از عيد هم روزه مىگيرند كه بدرقه كنند اين دوستشان را سلام بر تو اى همسايهاى كه دلها در جوار آن رقت يافت اين رقت را احساس مىكنيد كه دلها در جوار ماه مبارك رمضان چقدر رقيق مىشود چقدر انسان آمادگى دارد و گناهان در آن كم شد سلام بر تو اى يارى دهندهاى كه ما را در مبارزه با شيطان يارى داد اينها را توضيحش را در خود اين جزوه دادم كه يعنى چه يارى مىدهد ما را نسبت به شيطان و اى رفيقى كه راههاى احسان را هموار ساخت سلام بر تو حالا اين وقتى مىرود در برزخ خيلى قشنگ روزه يك شكلى دارد يك رفيق خوبى است در برزخ نه اين كه اثر روزه بماند خود روزه صورت ملكوتى دارد صورت برزخى دارد وقتى مىآيد آنجا خيلى لذتبخش خيلى دوست داشتنى و شيرين است چهره روزه سلام اى رفيقى كه راههاى احسان را هموار ساخت سلام بر تو كه آزاد شدگان خدا از جهنم در دوران تو چه بسيارند داريم كه خداوند ميليونها انسان هر شب مىآمرزد در شب قدر در شبهاى ماه مبارك رمضان از آتش نجات مىدهد در هر شبش و به سبب تو چه خوشبخت است كسى كه احترامت را رعايت كرده چقدر خوب است انسان به حرمت ماه مبارك اين رفيقى كه آمده آقا اين صورت حقيقى دارد فكر نكنيد اعتبارى است حضرت مثلاً اين كسانى كه شعر مىگويند مثلاً با يك چيزى نمىدانم حرف مىزنند با يك اشيايى حرف مىزنند نه اين حقيقتاً ماه مبارك رمضان رفيق خوبى است حقيقتاً چهره دارد حقيقتاً صورت برزخى دارد احترام دارد سعى كند انسان با اين رفاقت برقرار كند چقدر خوب است سلام بر تو چه محو كننده بودى گناهان را و چه پوشنده بودى عيبها را سلام بر تو چه طولانى بودى بر گناهكار گناه كار يعنى كى يعنى اهل طبيعت اهل طبيعت هى مىگويند آه سه روزش گذشت فردا چهار روز دو روز ديگر مانده اين جورى هى مىشمارندش كه زودتر راحت شوند از آن و چه با هيبت بودى در دلهاى مومنان سلام بر تو اى ماهى كه هيچ ماهى با تو رقابت و مسابقه ندارد نمىتواند اصلاً رقابت كند هيچ ماهى سلام بر تو كه از هر جهت موجب سلامتى بودى سلام بر تو كه همنشينى با تو ناپسند و معاشرتت نكوهيده نيست سلام بر تو همچنان كه با ارمغان بركات را بر ما وارد شدى و آلودگى گناهان را از ما شستى سلام بر تو كه وداع با تو از روى خستگى و ترك روزهات از سر ملامت نيست سلام بر تو كه پيش از آمدنت در آرزى تو بوديم و پيش از رفتنت از فكر جداييت محزونيم سلام بر تو چه بسيار بديها كه از ما دور شد و چه بسيار خوبىها به وسيله تو بر ما روان گشت سلام بر تو و شب قدرى كه از هزار ماه بهتر است سلام بر تو ديروز چه سفت به تو دل بسته بوديم و فردا چه بسيار به تو مشتاق خواهيم گشت سلام بر تو و فضيلت كه از آن محروم شديم و بركات گذشتهات كه از ما ربوده شد اين يك مقدار از وداع ماه مبارك رمضان در پيرامونش هم توضيح دادم توى جزو اين نمونه فطرت كامل است كه اساساً با ماه مبارك رمضان چگونه برخورد بكنيم چگونه است آمدنش اين مقياس است بر ما در همه زندگىمان در همه دوران زندگىمان به ويژه ببينيم چگونه هستيم آن موقع كه مىخواهيم از طبيعت جدا بشويم چه حالى به ما دست مىدهد ببين نشاط مىآورد برايت بدان كه فطرت در تو حاكم است لكه سفت است برايت بدان كه طبيعت هنوز گرفتار طبيعت هستى هنوز گرفتارى بايد نجات بدهى خودت را چون انسان با پيوند با طبيعت وقتى از دنيا برود آن طرف سخت به آن مىگذرد آن طرف سخت مىگذرد خوشا به حال كسى كه الان اين جورى شده باشد لذت مىبرد واقعاً از معنويت از عبادت شما ببينيد بعد از نماز مىگويند شما نماز كه خوانديد شكر بكنيد كى مىرود شكر كند واقعاً يعنى سرش را بگذارد روى مُهر از خدا تشكر كند كه اجازه داد اين چند دقيقه يك معراج بكند بگويد شكراً للَّه اين همهاش شكر فطرت اين جورى است فطرت اصلاً اين را مىفهمد كه اين پذيرايى است و ضيافت است و از آن لذت مىبرد و اين كه راهش دادند شكر مىكند و از اين كه تحويلش گرفتند در بزم گذاشتند بيايد شكر مىكند فطرت از اين كه از بزم جدا بشود وحشت مىكند از اين كه راهش ندهند خيلى مىترسد خودتان ديدهايد وقتى يك موقعى مىخواهيد برويد امام رضاعليه السلام مثلاً فرض يك اتفاقى مىافتد مثلاً نمىرسيد به ماشين به قطار نمىرسيد چقدر ناراحت مىشويد احساس مىكنيد مىگوييد راهم ندادند اصلاً نطلبيد كلمه طلبيدن حرف قشنگى است در فرهنگ ما مىگويند بطلبد يك موقع كه جا مىشويد بچههاى جبهه خوب مىفهمند من چه مىگويم شب عمليات يك يكىشان كافى بود به آن بگويى نرو عمليات انگار بدترين فوحشها را به آن دادى انگار لهاش كردى وقتى مىگفتى نرو عمليات وقتى مىخواست برود چون فطرت است ديگر فطرت اصلاً با طبيعت جور نيست فطرت وقتى مىخواهد برود برود شاد مىرود وقتى مىخواست بدهد جبهه با شادى با خنده مىرفت جبهه هيچ وقت آن خندههاى شب عمليات و آن مژدههايى كه مىدادند به بچههايى كه شما امشب عمليات مىتوانى بروى اين خندهها اين شاديها هيچ وقت ديگر جاى ديگر نيستش گريه داد و بيدار كه تو را به خدا بگذاريد من بروم حالا در جبهه چى در جبهه طبيعت آن طرف همه وحشت داشتند اهل طبيعت هم در جبهه خودمان بود اهل طبيعت هم تير مىزد در پاى خودش كه زخمى بشود برگردانند برود شهر نيايد هزار جور بهانه مىآورد كه نيايد اين هم طبيعت هست و اين در فرهنگ كاملا از همديگر جدا هست يكى فرهنگ انسان است و يكى فرهنگ حيوان خيلى با هم اين دو تا تفاوت دارد فرق مىكند خوب حالا كه شب قدر بايد چه كار بكنيم چه كارهايى انجام بدهيم آفتشناسى شب قدر چى هست چه چيزهايى بايد انجام بدهيم اينها ديگر امسال معذور هستم سال گذشته گفتم نوارهايش هم هست مىتوانيد مراجعه كنيد كه شب قدر چه كارهايى بايد انجام بدهيد و چه مراقبتهايى بايد داشته باشيم مىتوانيد ديگر آنها را بحثهايى كه در بسيج آيت داشتيم مسجد النبئى همان جا استفاده كنيد هر شب با امام زمان مناجات داريم ماه رمضان ماه امام زمان)عج( است اصلاً يعنى تجلى كه ماه امام زمان)عج( در ماه رمضان دارد در شعبان ندارد ولى اين را كى مىتواند خوب مىتواند ادراكش كند كسى كه با اين محتواها آشنا باشد كمى بايد فطرت را تكانش داد شما در همه شبهاى ماه مبارك رمضان صحبت با امام زمان)عج( داريد تمامش بيشترين صحبت را در اوج شبهاى ماه مبارك رمضان روى اين كه به شما امر شده كه براى فرج دعا كنيد فرصت نيست اين ماه يك موقع ديگر اگر شد برايتان در مورد ماه مبارك رمضان امام زمان(عج) فقط مىگفتم كه ببينيد چقدر اين دو چند به هم ارتباط دارند اگر گسى نتواند شب در ماه مبارك رمضان با امام زمان ارتباط خوبى برقرار كند و اصلاً به ياد امام زمان(عج) نيافتد همين جورى فقط دعا بخواند ذكر بگويد روزه بگيرد ولى ياد حقيقت ماه مبارك نيافتد ياد حقيقت ماه مبارك رمضان نيافتد روزهاش آن كيفيتى كه بايد داشته باشد ندارد اصلاً نفهميده ماه مبارك رمضان را نگاه كنيد امام صادق (عليه السلام) مىفرمايد: (درك فاطمة الزهراعليها السلام يعنى شب قدر) شب قدر يعنى فاطمه زهرا (عليها السلام) اين برمىگردد به مسئله چى؟ ولايت. عنصر اصلى همه چيزها ولايت. انشاءاللَّه در بحث ولايت توضيح خواهم داد اينها. سعى كنيد اين شبها با صاحب اصلى با آن مايه اصلى ماه رمضان و معناى رمضان كه امام زمان (عج) است، ارتباط برقرار كنيم. بتونیم مناجات کنیم، بتونیم براش دعا کنیم، بتونیم دلشوره براش داشته باشید، نگران براش باشید، چقدر خودش فرمود براش دعا کنید، دعا کنیم برای فرجش. اینها خیلی مهم است. اگر نه، باز باید ما به آنچه که باید بهش می رسیدیم محروم می شویم. توجه به این نکته خیلی داشته باشید.
حالا یک سه چهار جلسه می طلبید که فقط در همین باره صحبت کنیم. یعنی بیائیم از اول مفاتیح (خودتون هم می توانید این کار را بکنید) نگاه کنیم که ببینید که امام زمان چقدر در این شب های ماه رمضان درخشش دارد. و ما باید چقدر ارتباط برقرار کنیم و چقدر ما غافل هستیم.
خدایا به امام زمان قسمت می دهیم که ما را به امام زمان پیوند بده و .....
والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته