جلسه 007 - مراقبت‌های ماه رمضان
شماره جلسه
7
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 007 - مراقبت‌های ماه رمضان

مراقبات ماه مباره رمضان 29/10/76

اَعُوذُ بِاللّه مِنَ الشّیطانِ الرَّجیم/ بِسمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ/ الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین» هدیه به روح پر فتوح امیرالمومنین علی علیه السلام صلوات ختم بفرمائید.

در جلسه گذشته در مورد اهميت شب قدر مطالبى عرض شد و اين كه شب قدر از نظر قوه و توان به اندازه هزار ماه يا هشتاد سال از عمر مى‏تواند براى انسان خير و بركت داشته باشد و لحظاتش و ساعاتش با لحظات و ساعات عادى برابر نيست از نظر ارزشى و از نظر فيض و كمالى كه مى‏توانرد نصيب انسان كند. لذا انسان بايد خيلى مراقبت كند از اين شبها كه نهايت استفاده بكند و عرض شد بيشترين يعنى مهمترين چيزى كه مى‏تواند گير ما بيايد مهمترين چيز بيشترين چيز اين است كه مشمول عفو و بخشش شويم و خداوند ما را ببخشد لذا مهمترين عمل يكى از مهمترين اعمال و عبادت در اين ماه استغفار است. طلب مغفرت الهى عرض در اين شب كه دعا مستجاب است و توان و قدرت امشب به اندازه هزار ماه عبادت است بايد شرايط ادبى را رعايت بكنيم. اگر مى‏خواهيم دعاى ما مستجاب بشود دعايى كه مى‏كنيم در حق خودمان ديگران بايد موانع دعا را برداريم «اللَّه‏م اغفر الذنوب التى تحبسه الدعا» در شبهاى جمعه در دعاى كميل مى‏خوانيم )خداوندا گناهانى كه موجب حبس دعا مى‏شوند و نمى‏گذارند دعا بالا برده و اجابت شوند را بيامرز( اگر خاطر شريفتان باشد چهار گروه كه دعايشان مورد اجابت قرار نمى‏گيرد را خدمتتان عرض كرديم آفتهاى دعا را كه عرض كرديم امشب هم به دو سه نكته اشاره مى‏كنيم. در اين زمينه حالا اگر هم رسيديم يك بعضى از آداب دعا و در اين شبها و همه ايام سال اشاره‏اى خواهيم كرد اولين مطلب اين است كسى كه طلب بخشش خدا را مى‏كند طلب مغفرت الهى را مى‏كند و مى‏خواهد كه خداوند دعاهاى او را ببخشد بايد تصميم دعا نداشته باشد يعنى توبه كند حتماً توبه حقيقى يعنى در دلش اين نباشد كه گناهى از گناهان خدا بعد از اين شب ادامه بدهد و انجام بدهد اصرار به گناهى نداشته باشد مى‏داند كارى از كارها است كه دارد انجام مى‏دهد و گناه است و حالا در اين شب مى‏خواهد كه خداوند هم گناهانش را ببخشد اين بايد اين گناه را كنار بگذارد و نيت داشته باشد كه ديگر اين گناه را ادامه نمى‏دهد حقيقتاً تصميم به صلح و آشتى با خداوند داشته باشد و خيال ادامه گناه و انجام گناه را از سرش بيرون بكند نه اين كه مى‏داند كارهايى دارد مى‏كند كه اين كارها حرام است جايز نيست ادامه بدش اين كار را اين جا معذرت‏خواهى منافات دارد ما حقيقتاً بايد قلباً در قلبمان از گذشته خودمان پشيمان باشيم از معاصى كه در گذشته انجام داديم پشيمان باشيم تا خداوند ما را مورد رحمت خودش قرار بدهد توبه عبارت است از پشيمانى »التوبة ندم« توبه همان پشيمانى است يعنى كسى كه قلباً پشيمان مى‏شود از زشتى‏هايى كه انجام داده حقيقتاً پشيمان است و ديگر نمى‏خواهد برگردد او كسى كه خداوند توبه‏اش را مى‏پذيرد اما اگر كسى نيت دارد كارهايش را ادامه بدهد به همان روندى كه انجام مى‏داده ادامه بدهد اين هر چند هم گريه بكند استغفار بكند فايده‏اى نخواهد داشت چون نيتش است كه گناه را ادامه بدهد اين خيلى مسخره كردن خداوند است هم مسخره كردن خودش است و هم مسخره كردن خداوند است كه ما تصميم جدى نداريم دست از مبارزه با خدا دست از خون به دل كردن امام زمان)عج( دست از ناراحت كردن قلب مقدس امام زمان)عج( برداريم بعد گريه هم مى‏كنيم مى‏گوييم خدايا مرا ببخش اشك و گريه فايده ندارد مگر زمانى كه انسان حقيقتاً پشيمان شده باشد و نخواهد گناه را ادامه بدهد اين موقع است امام زمان)عج( مى‏فرمايد: »مستغفر به لسانى و لم ينزل بقلبهى فقد استأذر بنفسنا« كسى كه با زبانش از خداوند طلب مغفرت مى‏كند استغفار مى‏كند زبان او اما قلباً پشيمان نشده اين خودش را مسخره كرده »فقد استأذ بنفساً« خودش را مسخره كرده اين كه بيايى اينجا هى گريه بكنى دستم ببرى بالا هى اشك بريزى بزنى توى سر خودت كه‏اى خدا چه گذشته بدى داشتم چه گذشته ننگ آورى داشتم چه كارهاى زشتى انجام دادم ببخش امشب بعد هم خيال ندارد هيچ تحولى در دلش و قلبش و در رفتار و كردارش ايجاد بكند خيال ندارد آدم جديدى باشد مى‏خواهد فردا كه از خواب صبح بيدار شد همان كارهايى كه گذشته مى‏كرد حرام است ادامه بدهد اين مى‏فرمايد »فقد استأذ بنفسا« چرا چون دعا اولين شرطش اين است كه انسان به طبق دعاى خودش عمل بكند اگر مغفرت را مى‏خواهد بايد خودش هم اهل مغفرت باشد اگر بخشش را مى‏خواهد بايد خودش هم اهل بخشش ديگران باشد كسانى كه در حق او بدى كردند ظلم كردند اينها را ببخش و اگر توبه مى‏خواهد بايد خيال داشته باشد كه ديگر اين كار را ادامه ندهد چقدر ناراحت مى‏شد كه يك نفر كه در حق شما ظلم كرده بيايد به شما بگويد آقا من از شما معذرت مى‏خواهم اما خيال داشته همان كارش را ادامه بدهد همان ظلم بى ادبى را حق شما ادامه بده خوب شما چقدر ناراحت مى‏شويد چقدر متأثر كننده است چقدر مسخره كه يك نفر بيايد ديگر ببخش بعد همان هم ادامه بده خيلى اين مسخرگى است تا اين كه يكى بيايد به خداوند عرض كند كه مولاى من سرور من آقاى من پروردگار من من را ببخش ظلمهايى كه كردم گناهانى كه كردم آلودگى‏هايى كه كردم مرا ببخش اما فردا همان آش و همان كاسه، روز از نو روزى از نه دوباره همان كارهايى كه مى‏كرد اين امام رضاعليه السلام مى‏فرمايد: »فقد استأذ نفسا« توبه حقيقى فقط در مورد كسى صادق است قلباً پشيمان است و ديگر نمى‏خواهد كارش را ادامه بدهد كما اين كه در مورد پناه بردن به جهنم هم همين را مى‏گويد ما يكى از دعاهايى كه در اين شبها وارد شده كه بخوانيم دعاى مجير است مجير يعنى چه يعنى كسى كه پناهنده مى‏شده دائم در دعاى مجير مى‏گوييم چى »اجرنا من النار يا رب« يا هر چيزهاى ديگر خدايا ما را پناه بده از آتش جهنم مرا پناه بده »اجرنا من النار يا رب« دائم اين تكرار مى‏شود اين سه شب احيا اين را مى‏خوانيم و دائم هم در بعد از نماز هر نماز در دعاى »يا على يا عظيم« اين را مى‏خوانيم كه خدايا منّت بر من بگذار و من را از آتش نجات بده »فيا ومن و لا يومنه لك منه عليه به فكاك رغبتى من النار« منت بگذار بر من با آزاد كردن من از جهنم خدا منت بگذار بر من اين را مى‏گويم هر روز بعد از نماز و بعد از نماز واجب هم وارد شده يعنى دائم مى‏گويم خدايا مرا از جهنم نجات بده در ادعيه‏هاى شب احيا هم نگاه كنيد چقدر پناهندگى به خدا هست از جهنم يا هر شب ماه مبارك وارد شده كه »اعوذ بحلال و بك الكريم ان ينقفنى عنى شهر رمضان او يطلع الفجر من ليلتى هذه و لك قبلى ذنب او تبعه تغذبنى عليه« خدايا پناه مى‏برم به وجهه كريم تو از اين كه اين ماه بگذرد و يك گناهى ذنبه‏اى بر گردن من باشد كه بخواهى به وسيله آن مرا عذاب كنى پناه مى‏برم پناهندگى بايد حقيقى شما اين طرف باشى او آن محلى كه مى‏خواهى به آن پناه ببرى از او فاصله داشته باشى هى بگويى پناه مى‏برم پناه بردن كه اين طورى نيست پناه بردن اين طورى است كه شما حركت كنى لب پناهگاه بروى خودت را داخل پناهگاه كنى عمل مى‏خواهد فقط خواستن كه نيست حقيقتاً بايد عمل كنى خودت را توى پناهگاه ببرى »اعوذ« يعنى چه يعنى پناه مى‏برم »اجرنا« يعنى چه يعنى پناه بده به ما خدايا پناهنگى بايد حقيقى باشد اگر قرار باشد من تصميم به ادامه گناهانم داشته باشم تصميم به شهوت‏رانى داشته باشم تصميم به معصيت خدا داشته باشم بعد هم بگويم خدايا ببخش خدايا من را پناه بده از جهنم »منه ليله بفكاكى نقبتى من النار« منت بگذار بر من اين مسخرگى لذا امام رضاعليه السلام مى‏فرمايد كه در ادامه همان بدنى كه خوانده‏ام هر كس از خدا طلب مغفرت بكند و قلباً پشيمان نشود خودش را مسخره كرده مى‏فرمايد »من نعوذ باللَّه من النار و لم يترك الشهوات الدنيا فقد استهذ بنفسى« هر كس پناه ببرد به خدا از جهنم »نعوذ باللَّه من النار« پناه ببرد به خدا از جهنم بگويد خدايا من و پناه بده از آتش شهوت دنيا را ترك نكند معصيت و گناهان دنيا را ترك نكند مى‏گويد اين خودش را مسخره كرده من شمشير دستم با يك نفر به جنگ برمى‏خيزم يك شمشير مى‏كشم بعد مى‏گويم آقا معذرت مى‏خواهم ببخش دوباره با شمشير مى‏كشم ببخش دوباره شمشير اين خيلى مسخرگى است انسان ترك شهوت دنيا نكند بعد بگويد خدايا من را از آتش از جهنم پناه بده آتش جهنم ما چيست آن كه جان انسان به آتش مى‏كشد چيست ما يك آتش آن كه روح را آلودگى مى‏كند چى هست شهوات حرام است كارهاى حرام است وقتى اين هست معنايش اين چيست من بروم خودم خودم را در آتش بياندازم بگويم خدايا نجات بده اگر كسى مى‏خواهد نجات پيدا كند بايد دست ببرد بالا بگويد به آن كسى مى‏خواهد نجاتش بدهد ما بگوييم خوب در آتش بنشينيم بعد امام بگويد دستت بده تا از آتش نجاتت بدهم مگر نه دستم را نمى‏دهم دستمان را كوتاه كنم بنشينم بگويم خوب ما را نجات بده نمى‏شود كه تنها حقيقى براى نجات از جهنم كرد بايد باشد پس يكى از شرايط دعا و استغفار حقيقى اين هست كه انسان توبه حقيقى كند هم قلباً پشيمان باشد و هم خيال ادامه گناه را نداشته باشد نه اين كه موسيقى حرام گوش بكند ارتباط حرام داشته باشد حرام بخورى عرض كنم كار حرام انجام بدهى بعد هم شب قدر بيايى اينجا آب غوره بگيرى خلاصه يك بشكه 220 ليترى كه شما گريه كنى پر نمى‏شود هيچ فايده‏اى ندارد يك بنده خدايى ايستاده بالاى سر سگش در مولوى گريه مى‏كرد تو چقدر خوب بودى تو چقدر وفادار بودى تو چقدر به من كمك كردى چه لطفها كه در حق من كردى هى گريه گريه ديگر سگه داشت مى‏مرد يكى آمد گفت چيه چرا گريه مى‏كنى گفتش كه اين سگم خيلى خيلى خوب باوفا بود خيلى سالها با هم انس داشتيم دارد مى‏ميرد گفت خوب اين چى شده گفت خوب اين گرسنگى گفت خوب اين چيه زير بغل تو گفت اين كيسه است كيسه نان گفت خوب بهش بده بخورد گفت اين كه نمى‏تواند نان بخورد فقط مى‏توانم برايش گريه كنم كارى كه مى‏توانم كنم فقط اين هستش كه گريه كنم از نان خودم كه نمى‏توانم بهش بدهم حالا يك كسى نخواهد دست از شيطان بردارد هيچ از طبيعتش از شهوتش مايع نگذارد از دنيايش از لحظات حرام مايه نگذارد بعد هم بايد بگويد خدايا من را ببخش ولى در دلش خيال دارد كار را ادامه بدهد خيلى مسخرگى است خود اين استغفار گناه چون مسخره كردن خدا كه شوخى نيست ولى اين مسخرگى است كه در لباس مقدس انجام مى‏شود يك كسى مى‏آيد در محل حرام خدا را مسخره مى‏كند يك كسى هم وضو مى‏گيرد مى‏آيد اين را مسجد خدا را مسخره مى‏كند تا صبح هم مسخره مى‏كند بعد هم جالب طرف انتظار دارد ثواب ببرد از مسخره كردن خدا انتظار دارد كلى هم ثواب ببرد نه حقيقتاً بايد پشيمان شده باشد و خيال نداشته باشد ادامه بدهد خوب بعد چيست آفت بعدى هم اما بايد براى اين كه دعايمان در اين شبها بالاتر از هزار ماه هست مستجاب بشود انشااللَّه مشمول رحمت قرار بگيريم بگذاريد از بيان همان آقا ميرزا جوادقدس سره آن موقع استاد اخلاق بوده استاد عرفان بوده يكى از اولياى بزرگ الهى بوده كه امام خمينى‏قدس سره فرمود: ايشان عارف كامل است خيلى سفارش كردند كتابهاى ايشان خوانده بشود تدريس اخلاق داشتند استاد اخلاق بودند ايشان استاد امام بوده مى‏فرمايد بعد از پاكسازى و تطهير دل با توبه‏اى راستين كه زيبنده‏ترين و ضرورى‏ترين اصل كار شب قدر همين ضرورى‏ترين كار اين هست كه واقعاً با خدا آشتى بكنى با امام زمان)عج( آشتى بكنى خيال نداشته باشى معصيت بكنيم خيال نداشته باشيد دشمنى‏تان را ادامه بدهيد خيال نداشته باشيد خون دل كردن امام زمان)عج( داشته باشيم و غير از اين ضرورى‏ترين زيبنده‏ترين عمل در اين ماه است چى بهتر است بعد از اين عمل بعد از توبه پاكسازى تطهير خورد و خوراك و پوشاك و مسكن و مركب اين را پاكش مى‏كنيم غذايى كه مى‏خورى با آن افطار مى‏كنى پاك باشد حلال پاك خانه‏اى كه درش نماز مى‏خوانى روزه مى‏گيرى پاك لباس كه مى‏پوشى پاك و نيت با پرداخت خمس بس زيبنده و ضرورى است زيرا آن چه در اخبار آمده خداوند خمس را براى پاكسازى اموال آدمى قرار داده از اين رو لازم است كه در آغاز ماه خمس مال خويش را بپردازد تا خورد و خوراك ديگر كارهاى او از مال حلال باشد در مورد آغاز ماه هستش يعنى چه يعنى كسى مال حرام با مال حرام كه نمى‏شود روزه گرفت با مال غصبى كه نمى‏شود روزه گرفت خمس يعنى چه قبلاً توضيح دادم در اين جلسه خمس را خمس يعنى اين كه خداوند بگذار از جوانان شروع كنيم كه مى‏روند سر كار از اول بناى زندگى‏شان پاك باشد يك جوانى مى‏خواهد تشكيل زندگى بدهد مى‏رود سر كار امروز استخدام مى‏شود يك ماه بعد اولين درآمد شخصى كه از محصول چى محصول كار كردنش حالا مى‏رود يك جايى بنايى مى‏كند يك جايى مى‏رود كارگرى مى‏كند يك جا فروشندگى مى‏كند يك جا در كار دولتى كار مى‏كند كار آزاد دارد هر كارى كار حلال و حرام كه اصل درآمدش حرام هيچى حلال يك كار مشروع انجام مى‏دهد كه درآمد دارد امروز كه اولين حقوق را گرفت تاريخ مى‏زند مثلاً امروز 76/8/20 امروز اين حقوق را گرفتم يك سال حساب مى‏كند از اينجا امروز سال بعد 77/8/20 توى اين يك سال لباس خوراك خرج مسكن وسيله نقليه مهمانى رفتن مهمانى دادن زيارت رفتن هديه خريده مستحبات مسافرت تفريح چه و چه و چه فرجهايى كه معمولاً انسان دارد از اين درآمدش حق دارد خرج مى‏كند هر چقدر مى‏خواهد باشد اين خرج ماهى يك ميليون ماهى دو ميليون هر چقدر درست سر سال كه آمد بيايد ببيند كه چقدر الان اضافه بر خرج خانه‏اش چقدر دستش مانده آن مالهايى كه خرج كرده آن مالهايى كه استفاده كرده كه هيچى ماشين خريده دارد از آن استفاده مى‏كند لباس خريده دارد استفاده مى‏كند تلويزيون خريده دارد استفاده يخچال و فريزر فرش و مبل و دكان خريده دارد استفاده مى‏كند هيچى آن چيزى كه اضافه هست يك چهارم پنج قسمتش كنى چهار قسمتش هم براى خودت بردار از اضافه آن يك قسمتش يك پنجمش را براى خدا »فاللَّه خمس رسول« يك پنجمش كه براى خدا و رسول است مى‏گذارى كنار حق تصرف در اين اندازه اين مال براى خدا و رسول است دست به آن بزنى نه نمازت قبول است و درست است نه غذايت درست است با آن غذا بخورى نطفه تشكيل بدهى حرام است روزه بگيرى افطار حرام خانه باشى داشته باشى توى خانه‏ات نمى‏توانى نماز بخوانى غصبى است مال امام زمان)عج( است حق تصرف ندارى اين يك پنجم را مى‏گذارى كنار آن يك چهارم و پنجم هم نوش جان برمى‏دارى مصرف مى‏كنى تمام شد سال بعد باز اين طورى حساب مى‏كنى بدهكار شدى شدى نشدى نشدى هميشه كه آدم بدهكار نمى‏شود مخصوصاً ما كه همه كارمند هستيم خلاصه يك چيزى هم بايد به ما كمك كنند آرى ديگر يك چيزى هم بايد به ما كمك كنند خوب حالا ولى انسان بايد رعايت بكند اين سر سال خوب است انسان از اول تشكيل زندگى مى‏دهد زندگيش پاكيزه كند بنايش را بگذارند پاكيزه نه اين كه آقا ما حالا وضعمان خوب نيست انشااللَّه وضعمان بهتر مى‏شود خمس خيلى عجيب است به مال بركت مى‏دهد خيلى بركت مى‏دهد يك دفعه خوب گرفتيم و وضعتان خوب شد بالاخره سال خمسى كه دارى همان كه اصلاً آقا امروز من سال خمسى‏ام حساب مى‏كنم كه ندارم خيلى بيچاره هستم هان بايد بروم يك چيزى هم گدايى كنم همين نيتى كه تو دارى كه حساب مى‏كنى من امسال سال خمسيم است هنوز هم چيزى ندارم به من طعلق نمى‏گيرد يك عبادت حالا كه تو مقيد به شرع و پاكيزگى هستى خودش يك نيت بزرگى هست زده از قضا الحمداللَّه رب العالمين روزيت كرده اتفاقاً شما صد تا يك تومانى ته كيفت مانده بود سر سال خوب بيست تومانش هم مى‏دهيم صدقه شكر مى‏كنيم خدا را كه صد تومان داريم هشتاد تومانش را براى خودمان برمى‏داريم بيست تومانش را بدهيم چى خمس اين عبادت واجب را انجام بدهيم كسى كه مال خمس توى مالش است اين حق تصرف ندارد اموالش حرام مى‏شود هم لقمه حرام به زن و بچه‏اش مى‏دهد هم خداى نكرده نطفه حرام تشكيل مى‏دهد با اين مال حرام و هم روزش را با حرام باز مى‏كند و درد سرهاى ديگر خدا ماه رمضان كه يك ماهى هست كه شبش در آن ماه است كه خود كلا ماه رمضان از نظر ارزشى با هيچ زمان ديگر قابل مقايسه نيست اما يك شبى تويش هست كه اندازه هشتاد سال عمر است اين را نبايد مفت از دست داد بى سليقه‏اى كرد اول ماه انسان حساب بكند بگويد ببينيم چيزى بدهكار هست بدهكار نيستم از خمس از زكاتى چيزى غير خمس بدهكار هستى بدهى مال حرام در مالمان نباشد كه دعا كه مى‏كنيم دعا اثر داشته باشد براى ما خوب من حالا چند تا روايت در اين زمينه از اين كتاب شريف المراقبات برايتان مى‏خوانم از پيامبرصلى الله عليه وآله روايت شده: )هر كس دوست دارد دعايش اجابت شود بر اوست كسب و كار و خوراكش را حلال و پاكيزه سازد( مرحوم آقا ميرزا جواد نوشته يعنى از كلاهبردارى و حرام خورى بپرهيزيد. )من احب ان يستجلب دعاه فليقيه من عمه« در سفارشهاى خدا به عيسى‏عليه السلام خيلى حديث عجيبى است اين خوب دقت كنيد به ستمگران بنى اسرائيلى‏ها بگو در حال حرام خورى و بت پرستى مرا نخوانند كه من سوگند خواندم هر كس من را بخواند اجابت كنم و اجابت من اينان را تا آنگاه كه در حرام‏خورى و بت‏پرستى هستند جز لعن و نفرين نيست مگر حرام خور وقتى دستش و برده بالا داره من و دعا مى‏كند من هم يادش مى‏افتم ديگر خدا مى‏گويد و ياد من نفرينى هست كه من به او مى‏كنم خدا مى‏گويد لعنى هست كه من به حرام‏خور مى‏فرستم بگو وقتى كه حرام خورد هستند من را دعا نكنند چون من يادشان كه مى‏افتم نفرينشان مى‏كنم و لعنشان مى‏كنم خداوند از پيامبرصلى الله عليه وآله گزارش شده كه خداوند به من وحى كرد امت خويش را پرهيز ده كه مبادا به مسجد و معبد در آيند و به نماز و دعا ايستند و متلمه‏اى از ديگران بر گردن داشته باشند ظلمى كرده باشند مظالم مختلف است مظالم يعنى ظلمهايى هستش كه انسان در حق ديگران مى‏كند ببينيد ما در پرونده داريم هر انسانى دو پرونده دارد در روز قيامت به آن رسيدگى مى‏كنند يكى پرونده رابطه انسان با خداوند كه به آن مى‏گويند حق اللَّه يكى هم پرونده‏اش با غير خدا است كه به آن مى‏گويند حق الناس هان حق الناس در رابطه با خدا يعنى واجباتى كه خدا واجب كرده ما بايد انجام بدهيم محرماتى كه گفته اينها حرم الهى هستند نزديكشان نرويد اين دو تا را خدا از ما حساب مى‏كشد يك آيا واجباتى كه به شما گفتم انجام داديد يا نداديد چيزهايى كه به شما حرام كردم دورى كرديد يا نكرديد اين حق اللَّه يك طرف پرونده حق الناس يعنى موجودات انسان ارتباطش با همه موجوداتش چه طورى باشد حق الناس دو تقسيم كلى دارد 1) حق الناس مادى 2) حق الناس معنوى. مادى يعنى چه يعنى انسان به حقوق مادى اشخاص به اموال اشخاص تجاوز كند. حق الناس معنوى يعنى انسان دست درازى مى‏كند به مسايل روحى آبرويى شخصيتى ناموسى مردم تجاوز مى‏كند اين مى‏شود حق الناس معنوى آن وقت دو جور است هر كدام از اينها دو جور است يا مادى فردى يا اجتمايع خوب من چهار تا را دانه دانه توضيح بدهم حق الناس مادى فردى يعنى من به يك نفر بدهكارى دارم به مالش لطمه زدم از مالش چيزى برداشتم قرض گرفتم از آن صد تومان گرفتم به جايش نود تومان دادم چيزى از اين قبيل زدم شيشه خانه‏شان را شكستم كنار خيابان ايستادم مثلاً خط كشيدم به ماشينش و رفتم اين مى‏شود چى حق الناس مادى فردى.

حق الناس مادى اجتماعى يعنى چه يعنى من مثلاً توى اين مسجد آمدم اين مسجدمان يك نفر نيستش كه اين جا بى دقتى مى‏كنم مثلاً سيگار مى‏كشم آتيش سيگارم مى‏افتد روى فرش فرش يك تكه‏اش مى‏سوزد يا سهل انگارى مى‏كنم مثلاً يك كتابى يك قرآنى مال اين مجموع هستش آسيب مى‏بيند شيشه نوار خانه مى‏شكند عرض كنم خدمتتان به اين لامپ آسيب مى‏بيند توى يك وزارت خانه هستم يك ماشينى گرفتم به من گفتند كه مثلاً با اين بروم قم مأموريت برداشتيم برويم يك صله رحمى هم كنيم مثلاً كاشان نمى‏شود كه مثلاً اسم صله رحم هم رويش بگذارى خدا هم گفته كار خيرى است خيلى ثواب دارد با ماشين بيت المال ما برويم كجا برويم كاشان اين ثواب دارد نمى‏شود اين جورى اين نمى‏شود و چيزهايى از قبيل از بيت‏المال ما هستش به نحوى مى‏توانيم آسيب بزنيم امانت هست توى وزارت‏خانه شركتى مسجدى ارگانى جايى حق الناس اين هم اجتماعى هست كه انسان قيامت بدهكاريش خيلى هست ببين انسان به چند ميليون نفر بدهكار است گرفتار مى‏شود خيلى ما دارد آنجا حق الناس معنوى اين هست انسان نه به مال يك نفر به آبرويى و شخصيت يك نفر حيثيت يك نفر يك جورى خلاصه لطمه‏اى بزند آسيبى بزند كار بكند خلاصه طرف آسيب ببيند غيبت بكند مسخره كند تحقير كند يك نفر يك نفر را كوچك بشمارد يك جا يك نفر را ضايع بكند يك جا يك نفر را شخصيتش خرد بكند اينها فوق العاده خطرناك هست فوق العاده خطرناك هست اين حق الناس فردى معنوى است حق الناس اجتماعى معنوى چى اين انسان به آبرويى و حيثيت جمعى لطمه‏اى بزند مثلاً يك كارى كند بگويد مثلاً بسيجى‏ها اين طورى بى‏لياقتى كه توى بسيج بگويد بسيجى‏ها اين طورى يك طلبه بى ليقاقتى گله بكند طلبه‏ها و آخوندها اين جورند يك مسجدى نمى‏دانم كه همه هم مى‏شناسندش كه مسجد بود يك كارى كند بگويد همه مسجدها اين طوريند يك كارى كند خلاصه به آبروى حزب اللَّه و مؤمنين چى بشود لطمه بخورد توى مملكت بايد يك كارى كند كه ممكن است اگر انجام ندهد به حيثيت مملكت آسيب بخورد جنگ است نرود موجب شكست بشود راهپيمايى شركت نكند عزت كشور لطمه ببيند بنشيند در خانه‏اش بگويد خوب بابا كى حال دارد توى برخيزد راهپيمايى يا توى اين تابستان كى حال دارد برود راهپيمايى آبرويى نظام است آبروى امام زمان)عج( هست ببين امام زمان خوشحال مى‏شود تو برى يا خوشحال نمى‏شود همين اينها حق الناس است حق الناس را خدا از آن نمى‏گذرد چون حق خدا نيست خدا مى‏گويد من كارى ندارم ظلم كردى راضى كن حتى شهيد شهيد هم در روايت داريم اولين قطره خونش كه ريخته مى‏شود تمام گناهانش آمرزيده مى‏شود حضرت فرمود: »يقفو الشهيد كل دم الى كين« تمام گناهان شهيد آمرزيده مى‏شود مگر بدهكاريش بدهكاريش كدام شهيد همين چهار تا حق الناس مادى حق الناس معنوى حالا چه فردى باشد چه اجتماعى اين را بايد دقت بكنيم حق الناس را خدا دخالت نمى‏كند بخصوص توى برزخ برزخ خيلى خطرناك است يعنى از شبى كه انسان مى‏ميرد تا قيامت خيلى خطرناك است چرا در قيامت خدا يك كارهايى مى‏كند انسان را كمك مى‏كند توى قيامت مثلاً اعلام مى‏كند اى بندگان من هر كس مى‏خواهد من ببخشمش او هم بندگان من را حلال كند خدا حق خودش و گرو نگه مى‏دارد كه بندگان خودش را آزاد كند خودش مهربان ولى در برزخ نه ديگر از فاصله مرگ تا آن موقع آقا ما شهيد داشتيم شهيدى كه ركاب پيغمبرصلى الله عليه وآله از دنيا رفته ولى وقتى پيامبر او را در قبر گذاشت قبر آنچنان او را فشار داد او تمام استخوان‏هايش خورد شد يا خبر خليلى فشارش داد الان گفتند چرا يا رسول اللَّه فرمود: »انه كان فى خلقه الى سواء« آقا در خانه بداخلاق بودند يك كمى نسبت به زن و بچه‏اش بداخلاق بود يا ممكن است يك خانمى اين طورى باشد يك خانمى باشد خيلى هم درجات معنويش زياد باشد حتى شهيد هم بشود در خانه نسبت به بچه‏هايش و شوهرش بداخلاقى كند قور بزند حتماً فشار قبر زياد خواهند داشت حق الناس است بايد خيلى دقت بشود اينها خيلى خطرناك است پرونده ما با خدا هيچ ربى به پرونده ما با مردم ندارد لذا شهيد مى‏بيند كه عالى‏ترين درجه اخلاص به خرج داده و خودش را در راه خدا ريخته اما فردا نمى‏تواند بگويد خدايا ما براى تو رفتيم كشته شديم حالا حق چهار نفر هم خورديم بى خيال شو نمى‏شود خدا بى خيال نمى‏شود چون مال خدا نيست كه بى خيال بشود شهيد هم گرفتار هستش لذا لوس نشويم فردا بگوييم آقا ما جبهه بوديم هشت سال جنگ كرديم مجروح شديم اسير بودم چند وقت شهيد دادم مجروح دادم خودم اين طورى شدم نه اين رابطه‏ات با خدا محفوظ سرجاى خودش حق ندارى به مال مردم يا به روح مردم لطمه‏اى آسيبى بزنى سر جاى خود اصلاً اين قولت به همديگر ربطى ندارى ممكن است تو از نظر ايمانى هم خيلى آدم خوبى باشى آدم منطقى هم باش اهل عبادت هم باش اما در مغازه‏اش جنسى كه بايد مى‏فروخته صد تومان فروخته صد و ده تومان گرفته آقا پس اگر بخواهيم توبه حقيقى يعنى بعد از اين توبه حقيقى و اين كه نمى‏خواهيم گناه كنيم حلال كنيم مال خودمان را مظلمه‏اى كه ايشان فرمود يعنى همين كه خداوند به وحى كرد كه امت خويش را بپرهيزيد كه مبادا به مسجد و معبد درآيند و نماز و دعا ايست و مظلمه‏اى از ديگران بر گردن داشته باشند اين را مى‏گويند رد مظلم حالا بايد چكار كنيم جبران كنيم اين را براى جبران حق الناس ما احكام شرعى دو قسمت است خوب توجه بفرماييد يك سلسله احكام داريم به آن مى‏گويند تكليفى يك سلسله احكام داريم به آن مى‏گويند احكام وضعى احكام تكليفى چى يعنى احكامى كه سن تكليف مى‏خواهد آقا مى‏خواهى نماز بخوانى روزه سن تكليف اگر كسى به سن تكليف نرسيده بود نماز نخواند گناه كرد نه روزه نگرفت گناه كرد نه اينها سن تكليف مى‏خواهد آقا مى‏خواهد بره حج آقا سن تكليف مى‏خواهد مكلف شدى واجب بروى مكلف اين مى‏گويند احكام تكليفى يك سرى احكام داريم به آن مى‏گويند احكام وضعى اين ديگر سن تكليف نمى‏خواهد مثلاً نجاست مثلاً اين جا يك آقا پسرى ده سالش باشد ادرار بكند در مسجد بعد نجس شد بگوييم اين آقا پسر كه پانزده سالش نشده كه عيب ندارد فوقش پاك پاك نيستش كه نجس اين ديگر احكام نمى‏خواهد اگر بچه‏اى يك روزه از شكم مادرش در آمد اگر در مسجد ادرار كرد مسجد چى مى‏شود نجس يا مثلاً زوجيت سن تكليف نمى‏خواهد يك نفر ده ساله‏اش مى‏خواهد با نفر محرم بوشد مى‏شود عقد محرميت جارى كرد نمى‏گويند آقا به سن تكليف نرسيدى كه حق الناس جز احكام وضعى آقا يعنى اگر بنده ده ساله‏ام بود از خانه عابدينى مى‏گذشتم زدم با توپ فوتبال زدم شكستم الان به آقا عابدينى بدهكارم دقت فرموديد بايد بروم جبران بكنم از لجم رفتم ماشين ايشان را يك خط انداختم بدهكارم خوشم آمد داشتم از مغازه مى‏گذشتم يك سيب برداشتم گفتيم آقا سيب خوشمزه دلمان مى‏خواهد همين يك سيب برداريم آقا اين نمى‏تواند بگويى سن تكليف نداشتم سن تكليف نداشتم پس عيب ندارد نه اين حرفها نيست حق الناس الان يك فكرى بكن براى گذشته خودت يك فكرى بكن ببين اگر واقعاً حق الناس هست اينها بايد جبران بشود جبران چه طورى در مسايل مادى فردى آقا طرف را مى‏شناسيى مى‏روى قابل دسترسى هم هست مى‏گويى آقا معذرت مى‏خواهم آقا ما بچه كه بوديم از مغازه شما يك مشت تخم برداشتيم بچه بوديم عشقمان كشيد يك مشت تخم برداريم هر چقدر مى‏شود به قيمت روز نه اين كه بگويى آن موقع قيمت يك مشت تخم يك قران بوده به قيمت حساب مى‏كنى مى‏دهى به آن رويت نمى‏شود خجالت مى‏كشى بده يك نفر ببرد بگويد آقا يك نفر به شما بدهكار بود اين پول را داده خدمت شما تمام شد رفت پى كار خودش يا اين كه طرف مى‏گويد آقا مخلصت هم هستيم حلال حلال از شير مادر هم حلال‏تر برو آقا در دسترس نيست يا مرده رد مظالم مى‏دهد چه كار مى‏كنى مى‏آيى به همين پيش نماز مسجد مى‏گويى آقا من هزار تومان دو هزار تومان صد تومان اين رد مظالم اين خدمت شما آن ديگر مى‏داند بايد چه كار بكند يا مى‏نويسد مى‏اندازى صندوق صدقات بايد بنويسى به اسم صدقات نمى‏شود داد يا نه مى‏برى مى‏دهى كميته امداد قوبل رد مظالم تمام شد اجتماعى در يك شركت وزارت خانه در يكى از جاهاى دولتى كار مى‏كردى اين رد مظالم دارى مى‏روى خزانه دولت بانك‏ها هم دارند شما و خزانه دولت را مى‏روى مى‏گويى آقا اين هزار تومان مال خزانه دولت بريزيد به حساب خزانه دولت مى‏ريزد به خزانه دولت شما هم بروى مى‏شوى راحت مال اداره بوده مال شركت بوده مى‏روى مى‏دهى به شركت معنوى چى معنوى هم استغفار مى‏كنى مى‏گويى خدايا ببخش من را غيبت كردى اگر مى‏توانى از طرف حلاليت بخواهى بخواه اگر نمى‏توانى مى‏بينى ناجور است اگر بروى حلاليت بخواهى شرّ مى‏شود فتنه‏اى مى‏شود مثلاً به طرف مى‏گويى آقا ببخشيد ما غيبت شما را كرديم مى‏گويد چى گفتى آقا حالا يك غلطى كرديم يك چيزى گفتيم ببخش من را تا حرف را نگويى نمى‏شود تو هم مى‏گويى ما غيبت كرديم گفيتم مثلاً بالا چشمت ابرو آن هم مى‏گويد بالا چشم بابايت ابرو چهار تا هم بگذارد رويش به شما بگويد نمى‏شود كه فتنه مى‏شود استغفار كن آقا بگو خدايا ببخش دعاى روز دوشنبه خيلى مؤثر است دقت كنيد در دعاى روز دوشنبه تمام حق الناس را آورده كه خدا يك جورى جبران كن هر كس روز دوشنبه را بخواند بار حق الناس بار رد مظالم بار قبر و قيامتش كه مى‏شود خيلى مؤثر است اين دعاى روز دوشنبه توبه استغفار راضى كردن بندگان در همين شبها هم ما داريم شبهاى ماه مبارك كه خدايا هر كدام از بندگان تو حقى بر گردن من دارند و من نمى‏توانم او را جبران كنم تو او را جبران و رضاى كن حديث و يك دفعه بخوانم بس است «خداوند به من وحى كرد امت خويش را بپرهيزد كه مبادا به مسجد و معبد درآيند و به نماز و دعا ايستند مظلمه‏اى از ديگران بر گردن داشته باشند كه تا در نماز و دعا باشند لعن و نفرين من نثار آنان است مى‏گويد تا وقتى كه در نماز هستند لعن و نفرين من به آنها است مگر آن كه آن مظلم را از دوش خود دور گردانند و آنگاه هست كه آنان را به خويش نزديك مى‏سازم چشم و گوششان مى‏شويم و با پيامبرصلى الله عليه وآله ببيند چقدر مى‏دهد خداوند مى‏گويد آنها به خويش نزديك مى‏كنم وقتى اينها را جبران مى‏كنند و يعنى اين مظلم‏ها از گردنشان باز مى‏دارد چشم و گوششان مى‏شوم چه كسى مى‏گويد اين را خداوند و با پيامبران صالحان گزيدگان و شهيدان همنشين و همسايه‏شان مى‏سازم اگر كسى پاك بكند خودش را مطلب بعد در مورد آداب دعا هست كه من در جلسه گذشته شب بيست و سوم خدمتتان مى‏گويم يكى از آداب دعا اطمينان به خدا اميدوار بودن هست چرا چون دارى از معدن مى‏خواهى از كسى كه همه چيز به دست اوست مى‏تواند همكار براى تو بكند. لذا كسى كه با نااميدى دعا كند خودش را مسخره كرده بايد وقتى كه دعا مى‏كنى دلت پر از مغفرت رحمت پروردگارت باشد كه خداوند تو را حتماً مى‏بخشد تو را حتماً نزديك مى‏كند به خودش و حتماً گذشته را براى تو مى‏تواند جبران بكند و موانع از سر راهت بردارد که ان‏شااللَّه در شب بیست و سوم به این مقوله می پردازیم.

والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته