مراقبات ماه مباره رمضان 29/10/76
اَعُوذُ بِاللّه مِنَ الشّیطانِ الرَّجیم/ بِسمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ/ الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین» هدیه به روح پر فتوح امیرالمومنین علی علیه السلام صلوات ختم بفرمائید.
در جلسه گذشته در مورد اهميت شب قدر مطالبى عرض شد و اين كه شب قدر از نظر قوه و توان به اندازه هزار ماه يا هشتاد سال از عمر مىتواند براى انسان خير و بركت داشته باشد و لحظاتش و ساعاتش با لحظات و ساعات عادى برابر نيست از نظر ارزشى و از نظر فيض و كمالى كه مىتوانرد نصيب انسان كند. لذا انسان بايد خيلى مراقبت كند از اين شبها كه نهايت استفاده بكند و عرض شد بيشترين يعنى مهمترين چيزى كه مىتواند گير ما بيايد مهمترين چيز بيشترين چيز اين است كه مشمول عفو و بخشش شويم و خداوند ما را ببخشد لذا مهمترين عمل يكى از مهمترين اعمال و عبادت در اين ماه استغفار است. طلب مغفرت الهى عرض در اين شب كه دعا مستجاب است و توان و قدرت امشب به اندازه هزار ماه عبادت است بايد شرايط ادبى را رعايت بكنيم. اگر مىخواهيم دعاى ما مستجاب بشود دعايى كه مىكنيم در حق خودمان ديگران بايد موانع دعا را برداريم «اللَّهم اغفر الذنوب التى تحبسه الدعا» در شبهاى جمعه در دعاى كميل مىخوانيم )خداوندا گناهانى كه موجب حبس دعا مىشوند و نمىگذارند دعا بالا برده و اجابت شوند را بيامرز( اگر خاطر شريفتان باشد چهار گروه كه دعايشان مورد اجابت قرار نمىگيرد را خدمتتان عرض كرديم آفتهاى دعا را كه عرض كرديم امشب هم به دو سه نكته اشاره مىكنيم. در اين زمينه حالا اگر هم رسيديم يك بعضى از آداب دعا و در اين شبها و همه ايام سال اشارهاى خواهيم كرد اولين مطلب اين است كسى كه طلب بخشش خدا را مىكند طلب مغفرت الهى را مىكند و مىخواهد كه خداوند دعاهاى او را ببخشد بايد تصميم دعا نداشته باشد يعنى توبه كند حتماً توبه حقيقى يعنى در دلش اين نباشد كه گناهى از گناهان خدا بعد از اين شب ادامه بدهد و انجام بدهد اصرار به گناهى نداشته باشد مىداند كارى از كارها است كه دارد انجام مىدهد و گناه است و حالا در اين شب مىخواهد كه خداوند هم گناهانش را ببخشد اين بايد اين گناه را كنار بگذارد و نيت داشته باشد كه ديگر اين گناه را ادامه نمىدهد حقيقتاً تصميم به صلح و آشتى با خداوند داشته باشد و خيال ادامه گناه و انجام گناه را از سرش بيرون بكند نه اين كه مىداند كارهايى دارد مىكند كه اين كارها حرام است جايز نيست ادامه بدش اين كار را اين جا معذرتخواهى منافات دارد ما حقيقتاً بايد قلباً در قلبمان از گذشته خودمان پشيمان باشيم از معاصى كه در گذشته انجام داديم پشيمان باشيم تا خداوند ما را مورد رحمت خودش قرار بدهد توبه عبارت است از پشيمانى »التوبة ندم« توبه همان پشيمانى است يعنى كسى كه قلباً پشيمان مىشود از زشتىهايى كه انجام داده حقيقتاً پشيمان است و ديگر نمىخواهد برگردد او كسى كه خداوند توبهاش را مىپذيرد اما اگر كسى نيت دارد كارهايش را ادامه بدهد به همان روندى كه انجام مىداده ادامه بدهد اين هر چند هم گريه بكند استغفار بكند فايدهاى نخواهد داشت چون نيتش است كه گناه را ادامه بدهد اين خيلى مسخره كردن خداوند است هم مسخره كردن خودش است و هم مسخره كردن خداوند است كه ما تصميم جدى نداريم دست از مبارزه با خدا دست از خون به دل كردن امام زمان)عج( دست از ناراحت كردن قلب مقدس امام زمان)عج( برداريم بعد گريه هم مىكنيم مىگوييم خدايا مرا ببخش اشك و گريه فايده ندارد مگر زمانى كه انسان حقيقتاً پشيمان شده باشد و نخواهد گناه را ادامه بدهد اين موقع است امام زمان)عج( مىفرمايد: »مستغفر به لسانى و لم ينزل بقلبهى فقد استأذر بنفسنا« كسى كه با زبانش از خداوند طلب مغفرت مىكند استغفار مىكند زبان او اما قلباً پشيمان نشده اين خودش را مسخره كرده »فقد استأذ بنفساً« خودش را مسخره كرده اين كه بيايى اينجا هى گريه بكنى دستم ببرى بالا هى اشك بريزى بزنى توى سر خودت كهاى خدا چه گذشته بدى داشتم چه گذشته ننگ آورى داشتم چه كارهاى زشتى انجام دادم ببخش امشب بعد هم خيال ندارد هيچ تحولى در دلش و قلبش و در رفتار و كردارش ايجاد بكند خيال ندارد آدم جديدى باشد مىخواهد فردا كه از خواب صبح بيدار شد همان كارهايى كه گذشته مىكرد حرام است ادامه بدهد اين مىفرمايد »فقد استأذ بنفسا« چرا چون دعا اولين شرطش اين است كه انسان به طبق دعاى خودش عمل بكند اگر مغفرت را مىخواهد بايد خودش هم اهل مغفرت باشد اگر بخشش را مىخواهد بايد خودش هم اهل بخشش ديگران باشد كسانى كه در حق او بدى كردند ظلم كردند اينها را ببخش و اگر توبه مىخواهد بايد خيال داشته باشد كه ديگر اين كار را ادامه ندهد چقدر ناراحت مىشد كه يك نفر كه در حق شما ظلم كرده بيايد به شما بگويد آقا من از شما معذرت مىخواهم اما خيال داشته همان كارش را ادامه بدهد همان ظلم بى ادبى را حق شما ادامه بده خوب شما چقدر ناراحت مىشويد چقدر متأثر كننده است چقدر مسخره كه يك نفر بيايد ديگر ببخش بعد همان هم ادامه بده خيلى اين مسخرگى است تا اين كه يكى بيايد به خداوند عرض كند كه مولاى من سرور من آقاى من پروردگار من من را ببخش ظلمهايى كه كردم گناهانى كه كردم آلودگىهايى كه كردم مرا ببخش اما فردا همان آش و همان كاسه، روز از نو روزى از نه دوباره همان كارهايى كه مىكرد اين امام رضاعليه السلام مىفرمايد: »فقد استأذ نفسا« توبه حقيقى فقط در مورد كسى صادق است قلباً پشيمان است و ديگر نمىخواهد كارش را ادامه بدهد كما اين كه در مورد پناه بردن به جهنم هم همين را مىگويد ما يكى از دعاهايى كه در اين شبها وارد شده كه بخوانيم دعاى مجير است مجير يعنى چه يعنى كسى كه پناهنده مىشده دائم در دعاى مجير مىگوييم چى »اجرنا من النار يا رب« يا هر چيزهاى ديگر خدايا ما را پناه بده از آتش جهنم مرا پناه بده »اجرنا من النار يا رب« دائم اين تكرار مىشود اين سه شب احيا اين را مىخوانيم و دائم هم در بعد از نماز هر نماز در دعاى »يا على يا عظيم« اين را مىخوانيم كه خدايا منّت بر من بگذار و من را از آتش نجات بده »فيا ومن و لا يومنه لك منه عليه به فكاك رغبتى من النار« منت بگذار بر من با آزاد كردن من از جهنم خدا منت بگذار بر من اين را مىگويم هر روز بعد از نماز و بعد از نماز واجب هم وارد شده يعنى دائم مىگويم خدايا مرا از جهنم نجات بده در ادعيههاى شب احيا هم نگاه كنيد چقدر پناهندگى به خدا هست از جهنم يا هر شب ماه مبارك وارد شده كه »اعوذ بحلال و بك الكريم ان ينقفنى عنى شهر رمضان او يطلع الفجر من ليلتى هذه و لك قبلى ذنب او تبعه تغذبنى عليه« خدايا پناه مىبرم به وجهه كريم تو از اين كه اين ماه بگذرد و يك گناهى ذنبهاى بر گردن من باشد كه بخواهى به وسيله آن مرا عذاب كنى پناه مىبرم پناهندگى بايد حقيقى شما اين طرف باشى او آن محلى كه مىخواهى به آن پناه ببرى از او فاصله داشته باشى هى بگويى پناه مىبرم پناه بردن كه اين طورى نيست پناه بردن اين طورى است كه شما حركت كنى لب پناهگاه بروى خودت را داخل پناهگاه كنى عمل مىخواهد فقط خواستن كه نيست حقيقتاً بايد عمل كنى خودت را توى پناهگاه ببرى »اعوذ« يعنى چه يعنى پناه مىبرم »اجرنا« يعنى چه يعنى پناه بده به ما خدايا پناهنگى بايد حقيقى باشد اگر قرار باشد من تصميم به ادامه گناهانم داشته باشم تصميم به شهوترانى داشته باشم تصميم به معصيت خدا داشته باشم بعد هم بگويم خدايا ببخش خدايا من را پناه بده از جهنم »منه ليله بفكاكى نقبتى من النار« منت بگذار بر من اين مسخرگى لذا امام رضاعليه السلام مىفرمايد كه در ادامه همان بدنى كه خواندهام هر كس از خدا طلب مغفرت بكند و قلباً پشيمان نشود خودش را مسخره كرده مىفرمايد »من نعوذ باللَّه من النار و لم يترك الشهوات الدنيا فقد استهذ بنفسى« هر كس پناه ببرد به خدا از جهنم »نعوذ باللَّه من النار« پناه ببرد به خدا از جهنم بگويد خدايا من و پناه بده از آتش شهوت دنيا را ترك نكند معصيت و گناهان دنيا را ترك نكند مىگويد اين خودش را مسخره كرده من شمشير دستم با يك نفر به جنگ برمىخيزم يك شمشير مىكشم بعد مىگويم آقا معذرت مىخواهم ببخش دوباره با شمشير مىكشم ببخش دوباره شمشير اين خيلى مسخرگى است انسان ترك شهوت دنيا نكند بعد بگويد خدايا من را از آتش از جهنم پناه بده آتش جهنم ما چيست آن كه جان انسان به آتش مىكشد چيست ما يك آتش آن كه روح را آلودگى مىكند چى هست شهوات حرام است كارهاى حرام است وقتى اين هست معنايش اين چيست من بروم خودم خودم را در آتش بياندازم بگويم خدايا نجات بده اگر كسى مىخواهد نجات پيدا كند بايد دست ببرد بالا بگويد به آن كسى مىخواهد نجاتش بدهد ما بگوييم خوب در آتش بنشينيم بعد امام بگويد دستت بده تا از آتش نجاتت بدهم مگر نه دستم را نمىدهم دستمان را كوتاه كنم بنشينم بگويم خوب ما را نجات بده نمىشود كه تنها حقيقى براى نجات از جهنم كرد بايد باشد پس يكى از شرايط دعا و استغفار حقيقى اين هست كه انسان توبه حقيقى كند هم قلباً پشيمان باشد و هم خيال ادامه گناه را نداشته باشد نه اين كه موسيقى حرام گوش بكند ارتباط حرام داشته باشد حرام بخورى عرض كنم كار حرام انجام بدهى بعد هم شب قدر بيايى اينجا آب غوره بگيرى خلاصه يك بشكه 220 ليترى كه شما گريه كنى پر نمىشود هيچ فايدهاى ندارد يك بنده خدايى ايستاده بالاى سر سگش در مولوى گريه مىكرد تو چقدر خوب بودى تو چقدر وفادار بودى تو چقدر به من كمك كردى چه لطفها كه در حق من كردى هى گريه گريه ديگر سگه داشت مىمرد يكى آمد گفت چيه چرا گريه مىكنى گفتش كه اين سگم خيلى خيلى خوب باوفا بود خيلى سالها با هم انس داشتيم دارد مىميرد گفت خوب اين چى شده گفت خوب اين گرسنگى گفت خوب اين چيه زير بغل تو گفت اين كيسه است كيسه نان گفت خوب بهش بده بخورد گفت اين كه نمىتواند نان بخورد فقط مىتوانم برايش گريه كنم كارى كه مىتوانم كنم فقط اين هستش كه گريه كنم از نان خودم كه نمىتوانم بهش بدهم حالا يك كسى نخواهد دست از شيطان بردارد هيچ از طبيعتش از شهوتش مايع نگذارد از دنيايش از لحظات حرام مايه نگذارد بعد هم بايد بگويد خدايا من را ببخش ولى در دلش خيال دارد كار را ادامه بدهد خيلى مسخرگى است خود اين استغفار گناه چون مسخره كردن خدا كه شوخى نيست ولى اين مسخرگى است كه در لباس مقدس انجام مىشود يك كسى مىآيد در محل حرام خدا را مسخره مىكند يك كسى هم وضو مىگيرد مىآيد اين را مسجد خدا را مسخره مىكند تا صبح هم مسخره مىكند بعد هم جالب طرف انتظار دارد ثواب ببرد از مسخره كردن خدا انتظار دارد كلى هم ثواب ببرد نه حقيقتاً بايد پشيمان شده باشد و خيال نداشته باشد ادامه بدهد خوب بعد چيست آفت بعدى هم اما بايد براى اين كه دعايمان در اين شبها بالاتر از هزار ماه هست مستجاب بشود انشااللَّه مشمول رحمت قرار بگيريم بگذاريد از بيان همان آقا ميرزا جوادقدس سره آن موقع استاد اخلاق بوده استاد عرفان بوده يكى از اولياى بزرگ الهى بوده كه امام خمينىقدس سره فرمود: ايشان عارف كامل است خيلى سفارش كردند كتابهاى ايشان خوانده بشود تدريس اخلاق داشتند استاد اخلاق بودند ايشان استاد امام بوده مىفرمايد بعد از پاكسازى و تطهير دل با توبهاى راستين كه زيبندهترين و ضرورىترين اصل كار شب قدر همين ضرورىترين كار اين هست كه واقعاً با خدا آشتى بكنى با امام زمان)عج( آشتى بكنى خيال نداشته باشى معصيت بكنيم خيال نداشته باشيد دشمنىتان را ادامه بدهيد خيال نداشته باشيد خون دل كردن امام زمان)عج( داشته باشيم و غير از اين ضرورىترين زيبندهترين عمل در اين ماه است چى بهتر است بعد از اين عمل بعد از توبه پاكسازى تطهير خورد و خوراك و پوشاك و مسكن و مركب اين را پاكش مىكنيم غذايى كه مىخورى با آن افطار مىكنى پاك باشد حلال پاك خانهاى كه درش نماز مىخوانى روزه مىگيرى پاك لباس كه مىپوشى پاك و نيت با پرداخت خمس بس زيبنده و ضرورى است زيرا آن چه در اخبار آمده خداوند خمس را براى پاكسازى اموال آدمى قرار داده از اين رو لازم است كه در آغاز ماه خمس مال خويش را بپردازد تا خورد و خوراك ديگر كارهاى او از مال حلال باشد در مورد آغاز ماه هستش يعنى چه يعنى كسى مال حرام با مال حرام كه نمىشود روزه گرفت با مال غصبى كه نمىشود روزه گرفت خمس يعنى چه قبلاً توضيح دادم در اين جلسه خمس را خمس يعنى اين كه خداوند بگذار از جوانان شروع كنيم كه مىروند سر كار از اول بناى زندگىشان پاك باشد يك جوانى مىخواهد تشكيل زندگى بدهد مىرود سر كار امروز استخدام مىشود يك ماه بعد اولين درآمد شخصى كه از محصول چى محصول كار كردنش حالا مىرود يك جايى بنايى مىكند يك جايى مىرود كارگرى مىكند يك جا فروشندگى مىكند يك جا در كار دولتى كار مىكند كار آزاد دارد هر كارى كار حلال و حرام كه اصل درآمدش حرام هيچى حلال يك كار مشروع انجام مىدهد كه درآمد دارد امروز كه اولين حقوق را گرفت تاريخ مىزند مثلاً امروز 76/8/20 امروز اين حقوق را گرفتم يك سال حساب مىكند از اينجا امروز سال بعد 77/8/20 توى اين يك سال لباس خوراك خرج مسكن وسيله نقليه مهمانى رفتن مهمانى دادن زيارت رفتن هديه خريده مستحبات مسافرت تفريح چه و چه و چه فرجهايى كه معمولاً انسان دارد از اين درآمدش حق دارد خرج مىكند هر چقدر مىخواهد باشد اين خرج ماهى يك ميليون ماهى دو ميليون هر چقدر درست سر سال كه آمد بيايد ببيند كه چقدر الان اضافه بر خرج خانهاش چقدر دستش مانده آن مالهايى كه خرج كرده آن مالهايى كه استفاده كرده كه هيچى ماشين خريده دارد از آن استفاده مىكند لباس خريده دارد استفاده مىكند تلويزيون خريده دارد استفاده يخچال و فريزر فرش و مبل و دكان خريده دارد استفاده مىكند هيچى آن چيزى كه اضافه هست يك چهارم پنج قسمتش كنى چهار قسمتش هم براى خودت بردار از اضافه آن يك قسمتش يك پنجمش را براى خدا »فاللَّه خمس رسول« يك پنجمش كه براى خدا و رسول است مىگذارى كنار حق تصرف در اين اندازه اين مال براى خدا و رسول است دست به آن بزنى نه نمازت قبول است و درست است نه غذايت درست است با آن غذا بخورى نطفه تشكيل بدهى حرام است روزه بگيرى افطار حرام خانه باشى داشته باشى توى خانهات نمىتوانى نماز بخوانى غصبى است مال امام زمان)عج( است حق تصرف ندارى اين يك پنجم را مىگذارى كنار آن يك چهارم و پنجم هم نوش جان برمىدارى مصرف مىكنى تمام شد سال بعد باز اين طورى حساب مىكنى بدهكار شدى شدى نشدى نشدى هميشه كه آدم بدهكار نمىشود مخصوصاً ما كه همه كارمند هستيم خلاصه يك چيزى هم بايد به ما كمك كنند آرى ديگر يك چيزى هم بايد به ما كمك كنند خوب حالا ولى انسان بايد رعايت بكند اين سر سال خوب است انسان از اول تشكيل زندگى مىدهد زندگيش پاكيزه كند بنايش را بگذارند پاكيزه نه اين كه آقا ما حالا وضعمان خوب نيست انشااللَّه وضعمان بهتر مىشود خمس خيلى عجيب است به مال بركت مىدهد خيلى بركت مىدهد يك دفعه خوب گرفتيم و وضعتان خوب شد بالاخره سال خمسى كه دارى همان كه اصلاً آقا امروز من سال خمسىام حساب مىكنم كه ندارم خيلى بيچاره هستم هان بايد بروم يك چيزى هم گدايى كنم همين نيتى كه تو دارى كه حساب مىكنى من امسال سال خمسيم است هنوز هم چيزى ندارم به من طعلق نمىگيرد يك عبادت حالا كه تو مقيد به شرع و پاكيزگى هستى خودش يك نيت بزرگى هست زده از قضا الحمداللَّه رب العالمين روزيت كرده اتفاقاً شما صد تا يك تومانى ته كيفت مانده بود سر سال خوب بيست تومانش هم مىدهيم صدقه شكر مىكنيم خدا را كه صد تومان داريم هشتاد تومانش را براى خودمان برمىداريم بيست تومانش را بدهيم چى خمس اين عبادت واجب را انجام بدهيم كسى كه مال خمس توى مالش است اين حق تصرف ندارد اموالش حرام مىشود هم لقمه حرام به زن و بچهاش مىدهد هم خداى نكرده نطفه حرام تشكيل مىدهد با اين مال حرام و هم روزش را با حرام باز مىكند و درد سرهاى ديگر خدا ماه رمضان كه يك ماهى هست كه شبش در آن ماه است كه خود كلا ماه رمضان از نظر ارزشى با هيچ زمان ديگر قابل مقايسه نيست اما يك شبى تويش هست كه اندازه هشتاد سال عمر است اين را نبايد مفت از دست داد بى سليقهاى كرد اول ماه انسان حساب بكند بگويد ببينيم چيزى بدهكار هست بدهكار نيستم از خمس از زكاتى چيزى غير خمس بدهكار هستى بدهى مال حرام در مالمان نباشد كه دعا كه مىكنيم دعا اثر داشته باشد براى ما خوب من حالا چند تا روايت در اين زمينه از اين كتاب شريف المراقبات برايتان مىخوانم از پيامبرصلى الله عليه وآله روايت شده: )هر كس دوست دارد دعايش اجابت شود بر اوست كسب و كار و خوراكش را حلال و پاكيزه سازد( مرحوم آقا ميرزا جواد نوشته يعنى از كلاهبردارى و حرام خورى بپرهيزيد. )من احب ان يستجلب دعاه فليقيه من عمه« در سفارشهاى خدا به عيسىعليه السلام خيلى حديث عجيبى است اين خوب دقت كنيد به ستمگران بنى اسرائيلىها بگو در حال حرام خورى و بت پرستى مرا نخوانند كه من سوگند خواندم هر كس من را بخواند اجابت كنم و اجابت من اينان را تا آنگاه كه در حرامخورى و بتپرستى هستند جز لعن و نفرين نيست مگر حرام خور وقتى دستش و برده بالا داره من و دعا مىكند من هم يادش مىافتم ديگر خدا مىگويد و ياد من نفرينى هست كه من به او مىكنم خدا مىگويد لعنى هست كه من به حرامخور مىفرستم بگو وقتى كه حرام خورد هستند من را دعا نكنند چون من يادشان كه مىافتم نفرينشان مىكنم و لعنشان مىكنم خداوند از پيامبرصلى الله عليه وآله گزارش شده كه خداوند به من وحى كرد امت خويش را پرهيز ده كه مبادا به مسجد و معبد در آيند و به نماز و دعا ايستند و متلمهاى از ديگران بر گردن داشته باشند ظلمى كرده باشند مظالم مختلف است مظالم يعنى ظلمهايى هستش كه انسان در حق ديگران مىكند ببينيد ما در پرونده داريم هر انسانى دو پرونده دارد در روز قيامت به آن رسيدگى مىكنند يكى پرونده رابطه انسان با خداوند كه به آن مىگويند حق اللَّه يكى هم پروندهاش با غير خدا است كه به آن مىگويند حق الناس هان حق الناس در رابطه با خدا يعنى واجباتى كه خدا واجب كرده ما بايد انجام بدهيم محرماتى كه گفته اينها حرم الهى هستند نزديكشان نرويد اين دو تا را خدا از ما حساب مىكشد يك آيا واجباتى كه به شما گفتم انجام داديد يا نداديد چيزهايى كه به شما حرام كردم دورى كرديد يا نكرديد اين حق اللَّه يك طرف پرونده حق الناس يعنى موجودات انسان ارتباطش با همه موجوداتش چه طورى باشد حق الناس دو تقسيم كلى دارد 1) حق الناس مادى 2) حق الناس معنوى. مادى يعنى چه يعنى انسان به حقوق مادى اشخاص به اموال اشخاص تجاوز كند. حق الناس معنوى يعنى انسان دست درازى مىكند به مسايل روحى آبرويى شخصيتى ناموسى مردم تجاوز مىكند اين مىشود حق الناس معنوى آن وقت دو جور است هر كدام از اينها دو جور است يا مادى فردى يا اجتمايع خوب من چهار تا را دانه دانه توضيح بدهم حق الناس مادى فردى يعنى من به يك نفر بدهكارى دارم به مالش لطمه زدم از مالش چيزى برداشتم قرض گرفتم از آن صد تومان گرفتم به جايش نود تومان دادم چيزى از اين قبيل زدم شيشه خانهشان را شكستم كنار خيابان ايستادم مثلاً خط كشيدم به ماشينش و رفتم اين مىشود چى حق الناس مادى فردى.
حق الناس مادى اجتماعى يعنى چه يعنى من مثلاً توى اين مسجد آمدم اين مسجدمان يك نفر نيستش كه اين جا بى دقتى مىكنم مثلاً سيگار مىكشم آتيش سيگارم مىافتد روى فرش فرش يك تكهاش مىسوزد يا سهل انگارى مىكنم مثلاً يك كتابى يك قرآنى مال اين مجموع هستش آسيب مىبيند شيشه نوار خانه مىشكند عرض كنم خدمتتان به اين لامپ آسيب مىبيند توى يك وزارت خانه هستم يك ماشينى گرفتم به من گفتند كه مثلاً با اين بروم قم مأموريت برداشتيم برويم يك صله رحمى هم كنيم مثلاً كاشان نمىشود كه مثلاً اسم صله رحم هم رويش بگذارى خدا هم گفته كار خيرى است خيلى ثواب دارد با ماشين بيت المال ما برويم كجا برويم كاشان اين ثواب دارد نمىشود اين جورى اين نمىشود و چيزهايى از قبيل از بيتالمال ما هستش به نحوى مىتوانيم آسيب بزنيم امانت هست توى وزارتخانه شركتى مسجدى ارگانى جايى حق الناس اين هم اجتماعى هست كه انسان قيامت بدهكاريش خيلى هست ببين انسان به چند ميليون نفر بدهكار است گرفتار مىشود خيلى ما دارد آنجا حق الناس معنوى اين هست انسان نه به مال يك نفر به آبرويى و شخصيت يك نفر حيثيت يك نفر يك جورى خلاصه لطمهاى بزند آسيبى بزند كار بكند خلاصه طرف آسيب ببيند غيبت بكند مسخره كند تحقير كند يك نفر يك نفر را كوچك بشمارد يك جا يك نفر را ضايع بكند يك جا يك نفر را شخصيتش خرد بكند اينها فوق العاده خطرناك هست فوق العاده خطرناك هست اين حق الناس فردى معنوى است حق الناس اجتماعى معنوى چى اين انسان به آبرويى و حيثيت جمعى لطمهاى بزند مثلاً يك كارى كند بگويد مثلاً بسيجىها اين طورى بىلياقتى كه توى بسيج بگويد بسيجىها اين طورى يك طلبه بى ليقاقتى گله بكند طلبهها و آخوندها اين جورند يك مسجدى نمىدانم كه همه هم مىشناسندش كه مسجد بود يك كارى كند بگويد همه مسجدها اين طوريند يك كارى كند خلاصه به آبروى حزب اللَّه و مؤمنين چى بشود لطمه بخورد توى مملكت بايد يك كارى كند كه ممكن است اگر انجام ندهد به حيثيت مملكت آسيب بخورد جنگ است نرود موجب شكست بشود راهپيمايى شركت نكند عزت كشور لطمه ببيند بنشيند در خانهاش بگويد خوب بابا كى حال دارد توى برخيزد راهپيمايى يا توى اين تابستان كى حال دارد برود راهپيمايى آبرويى نظام است آبروى امام زمان)عج( هست ببين امام زمان خوشحال مىشود تو برى يا خوشحال نمىشود همين اينها حق الناس است حق الناس را خدا از آن نمىگذرد چون حق خدا نيست خدا مىگويد من كارى ندارم ظلم كردى راضى كن حتى شهيد شهيد هم در روايت داريم اولين قطره خونش كه ريخته مىشود تمام گناهانش آمرزيده مىشود حضرت فرمود: »يقفو الشهيد كل دم الى كين« تمام گناهان شهيد آمرزيده مىشود مگر بدهكاريش بدهكاريش كدام شهيد همين چهار تا حق الناس مادى حق الناس معنوى حالا چه فردى باشد چه اجتماعى اين را بايد دقت بكنيم حق الناس را خدا دخالت نمىكند بخصوص توى برزخ برزخ خيلى خطرناك است يعنى از شبى كه انسان مىميرد تا قيامت خيلى خطرناك است چرا در قيامت خدا يك كارهايى مىكند انسان را كمك مىكند توى قيامت مثلاً اعلام مىكند اى بندگان من هر كس مىخواهد من ببخشمش او هم بندگان من را حلال كند خدا حق خودش و گرو نگه مىدارد كه بندگان خودش را آزاد كند خودش مهربان ولى در برزخ نه ديگر از فاصله مرگ تا آن موقع آقا ما شهيد داشتيم شهيدى كه ركاب پيغمبرصلى الله عليه وآله از دنيا رفته ولى وقتى پيامبر او را در قبر گذاشت قبر آنچنان او را فشار داد او تمام استخوانهايش خورد شد يا خبر خليلى فشارش داد الان گفتند چرا يا رسول اللَّه فرمود: »انه كان فى خلقه الى سواء« آقا در خانه بداخلاق بودند يك كمى نسبت به زن و بچهاش بداخلاق بود يا ممكن است يك خانمى اين طورى باشد يك خانمى باشد خيلى هم درجات معنويش زياد باشد حتى شهيد هم بشود در خانه نسبت به بچههايش و شوهرش بداخلاقى كند قور بزند حتماً فشار قبر زياد خواهند داشت حق الناس است بايد خيلى دقت بشود اينها خيلى خطرناك است پرونده ما با خدا هيچ ربى به پرونده ما با مردم ندارد لذا شهيد مىبيند كه عالىترين درجه اخلاص به خرج داده و خودش را در راه خدا ريخته اما فردا نمىتواند بگويد خدايا ما براى تو رفتيم كشته شديم حالا حق چهار نفر هم خورديم بى خيال شو نمىشود خدا بى خيال نمىشود چون مال خدا نيست كه بى خيال بشود شهيد هم گرفتار هستش لذا لوس نشويم فردا بگوييم آقا ما جبهه بوديم هشت سال جنگ كرديم مجروح شديم اسير بودم چند وقت شهيد دادم مجروح دادم خودم اين طورى شدم نه اين رابطهات با خدا محفوظ سرجاى خودش حق ندارى به مال مردم يا به روح مردم لطمهاى آسيبى بزنى سر جاى خود اصلاً اين قولت به همديگر ربطى ندارى ممكن است تو از نظر ايمانى هم خيلى آدم خوبى باشى آدم منطقى هم باش اهل عبادت هم باش اما در مغازهاش جنسى كه بايد مىفروخته صد تومان فروخته صد و ده تومان گرفته آقا پس اگر بخواهيم توبه حقيقى يعنى بعد از اين توبه حقيقى و اين كه نمىخواهيم گناه كنيم حلال كنيم مال خودمان را مظلمهاى كه ايشان فرمود يعنى همين كه خداوند به وحى كرد كه امت خويش را بپرهيزيد كه مبادا به مسجد و معبد درآيند و نماز و دعا ايست و مظلمهاى از ديگران بر گردن داشته باشند اين را مىگويند رد مظلم حالا بايد چكار كنيم جبران كنيم اين را براى جبران حق الناس ما احكام شرعى دو قسمت است خوب توجه بفرماييد يك سلسله احكام داريم به آن مىگويند تكليفى يك سلسله احكام داريم به آن مىگويند احكام وضعى احكام تكليفى چى يعنى احكامى كه سن تكليف مىخواهد آقا مىخواهى نماز بخوانى روزه سن تكليف اگر كسى به سن تكليف نرسيده بود نماز نخواند گناه كرد نه روزه نگرفت گناه كرد نه اينها سن تكليف مىخواهد آقا مىخواهد بره حج آقا سن تكليف مىخواهد مكلف شدى واجب بروى مكلف اين مىگويند احكام تكليفى يك سرى احكام داريم به آن مىگويند احكام وضعى اين ديگر سن تكليف نمىخواهد مثلاً نجاست مثلاً اين جا يك آقا پسرى ده سالش باشد ادرار بكند در مسجد بعد نجس شد بگوييم اين آقا پسر كه پانزده سالش نشده كه عيب ندارد فوقش پاك پاك نيستش كه نجس اين ديگر احكام نمىخواهد اگر بچهاى يك روزه از شكم مادرش در آمد اگر در مسجد ادرار كرد مسجد چى مىشود نجس يا مثلاً زوجيت سن تكليف نمىخواهد يك نفر ده سالهاش مىخواهد با نفر محرم بوشد مىشود عقد محرميت جارى كرد نمىگويند آقا به سن تكليف نرسيدى كه حق الناس جز احكام وضعى آقا يعنى اگر بنده ده سالهام بود از خانه عابدينى مىگذشتم زدم با توپ فوتبال زدم شكستم الان به آقا عابدينى بدهكارم دقت فرموديد بايد بروم جبران بكنم از لجم رفتم ماشين ايشان را يك خط انداختم بدهكارم خوشم آمد داشتم از مغازه مىگذشتم يك سيب برداشتم گفتيم آقا سيب خوشمزه دلمان مىخواهد همين يك سيب برداريم آقا اين نمىتواند بگويى سن تكليف نداشتم سن تكليف نداشتم پس عيب ندارد نه اين حرفها نيست حق الناس الان يك فكرى بكن براى گذشته خودت يك فكرى بكن ببين اگر واقعاً حق الناس هست اينها بايد جبران بشود جبران چه طورى در مسايل مادى فردى آقا طرف را مىشناسيى مىروى قابل دسترسى هم هست مىگويى آقا معذرت مىخواهم آقا ما بچه كه بوديم از مغازه شما يك مشت تخم برداشتيم بچه بوديم عشقمان كشيد يك مشت تخم برداريم هر چقدر مىشود به قيمت روز نه اين كه بگويى آن موقع قيمت يك مشت تخم يك قران بوده به قيمت حساب مىكنى مىدهى به آن رويت نمىشود خجالت مىكشى بده يك نفر ببرد بگويد آقا يك نفر به شما بدهكار بود اين پول را داده خدمت شما تمام شد رفت پى كار خودش يا اين كه طرف مىگويد آقا مخلصت هم هستيم حلال حلال از شير مادر هم حلالتر برو آقا در دسترس نيست يا مرده رد مظالم مىدهد چه كار مىكنى مىآيى به همين پيش نماز مسجد مىگويى آقا من هزار تومان دو هزار تومان صد تومان اين رد مظالم اين خدمت شما آن ديگر مىداند بايد چه كار بكند يا مىنويسد مىاندازى صندوق صدقات بايد بنويسى به اسم صدقات نمىشود داد يا نه مىبرى مىدهى كميته امداد قوبل رد مظالم تمام شد اجتماعى در يك شركت وزارت خانه در يكى از جاهاى دولتى كار مىكردى اين رد مظالم دارى مىروى خزانه دولت بانكها هم دارند شما و خزانه دولت را مىروى مىگويى آقا اين هزار تومان مال خزانه دولت بريزيد به حساب خزانه دولت مىريزد به خزانه دولت شما هم بروى مىشوى راحت مال اداره بوده مال شركت بوده مىروى مىدهى به شركت معنوى چى معنوى هم استغفار مىكنى مىگويى خدايا ببخش من را غيبت كردى اگر مىتوانى از طرف حلاليت بخواهى بخواه اگر نمىتوانى مىبينى ناجور است اگر بروى حلاليت بخواهى شرّ مىشود فتنهاى مىشود مثلاً به طرف مىگويى آقا ببخشيد ما غيبت شما را كرديم مىگويد چى گفتى آقا حالا يك غلطى كرديم يك چيزى گفتيم ببخش من را تا حرف را نگويى نمىشود تو هم مىگويى ما غيبت كرديم گفيتم مثلاً بالا چشمت ابرو آن هم مىگويد بالا چشم بابايت ابرو چهار تا هم بگذارد رويش به شما بگويد نمىشود كه فتنه مىشود استغفار كن آقا بگو خدايا ببخش دعاى روز دوشنبه خيلى مؤثر است دقت كنيد در دعاى روز دوشنبه تمام حق الناس را آورده كه خدا يك جورى جبران كن هر كس روز دوشنبه را بخواند بار حق الناس بار رد مظالم بار قبر و قيامتش كه مىشود خيلى مؤثر است اين دعاى روز دوشنبه توبه استغفار راضى كردن بندگان در همين شبها هم ما داريم شبهاى ماه مبارك كه خدايا هر كدام از بندگان تو حقى بر گردن من دارند و من نمىتوانم او را جبران كنم تو او را جبران و رضاى كن حديث و يك دفعه بخوانم بس است «خداوند به من وحى كرد امت خويش را بپرهيزد كه مبادا به مسجد و معبد درآيند و به نماز و دعا ايستند مظلمهاى از ديگران بر گردن داشته باشند كه تا در نماز و دعا باشند لعن و نفرين من نثار آنان است مىگويد تا وقتى كه در نماز هستند لعن و نفرين من به آنها است مگر آن كه آن مظلم را از دوش خود دور گردانند و آنگاه هست كه آنان را به خويش نزديك مىسازم چشم و گوششان مىشويم و با پيامبرصلى الله عليه وآله ببيند چقدر مىدهد خداوند مىگويد آنها به خويش نزديك مىكنم وقتى اينها را جبران مىكنند و يعنى اين مظلمها از گردنشان باز مىدارد چشم و گوششان مىشوم چه كسى مىگويد اين را خداوند و با پيامبران صالحان گزيدگان و شهيدان همنشين و همسايهشان مىسازم اگر كسى پاك بكند خودش را مطلب بعد در مورد آداب دعا هست كه من در جلسه گذشته شب بيست و سوم خدمتتان مىگويم يكى از آداب دعا اطمينان به خدا اميدوار بودن هست چرا چون دارى از معدن مىخواهى از كسى كه همه چيز به دست اوست مىتواند همكار براى تو بكند. لذا كسى كه با نااميدى دعا كند خودش را مسخره كرده بايد وقتى كه دعا مىكنى دلت پر از مغفرت رحمت پروردگارت باشد كه خداوند تو را حتماً مىبخشد تو را حتماً نزديك مىكند به خودش و حتماً گذشته را براى تو مىتواند جبران بكند و موانع از سر راهت بردارد که انشااللَّه در شب بیست و سوم به این مقوله می پردازیم.
والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته