جلسه 001 - مراقبت‌های ماه رمضان
شماره جلسه
1
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 001 - مراقبت‌های ماه رمضان

بامراقبات ماه مبارک رمضان 10/11/1373

اَعُوذُ بِاللّه مِنَ الشّیطانِ الرَّجیم/ بِسمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ/ الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین»

بحث مان پیرامون سعادت به پایان رسید و این جلسه به مناسبت اینکه در آستانه ماه مبارک رمضان هستیم، بحثی را درباره این ماه خدمت شما تقدیم می کنیم. درباره این ماه یکی از بهترین و رساترین تعابیری که شده، همانی است که نبی اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در خطبه شعبانیه شان درباره ماه مبارک رمضان فرمودند که: «دُعِیتِم اِلی ضِیافَةِ الله»؛ شما در این ماه دعوت به ضیافت خدا شدید. به مهمانی خدا دعوت شدید. در مهمانی، ما مهمان داریم. یعنی آن چیزهایی که در یک مهمانی و ضیافت جزء ارکان یک ضیافت هستند، یکی مهماندار هست و صاحبخانه و یکی خود مهمان هست و ثالثا چیزی که با آن از مهمان پذیرایی می شود، غذایی که به مهمان داده می شود و مکان مهمانی.

درباره ضیافت الهی، قطعا این ضیافت با یک ضیافت معمولی فرق دارد. اگر ما در این ماه دعوت بشویم به اینکه از غذاهای مادی استفاده بکنیم... اولا ما همیشه مهمان خدا هستیم. یعنی آن یازده ماه دیگر هم مهمان خدا هستیم. از خوان فضل و کرم خداوند اطعام می کنیم و غذا می خوریم. این مهمانی معنای معمول و مرسوم مهمانی را ندارد و تغذیه ای که ما از نعم الهی در ماه های دیگر می شویم، منظور آن نیست. از طرفی ما می دانیم این مهمانی، یک مهمانی مادی نیست، مثلا ما مهمان خدا بشویم و خداوند از ما پذیرایی مادی بکند. بلکه این مهمانی یک مهمانی و ضیافت معنوی هست که فقط انسان ها را در آن راه می دهند.

در این مهمانی حیوانها راه پیدا نمی کنند. یعنی این مهمانی مخصوص انسان هست و غذایی که در این ماه به انسان داده می شود نه تنها غذای حیوانی نیست، بلکه غذای فرشته ها هم نیست. از غذای ملائک هم بالاتر است. غذایی است که فقط نصیب انسان می شود و انسان می تواند از آن استفاده بکند. صاحبخانه و مهماندار خداوند تبارک و تعالی است. مهمان، فقط انسان است نه هیچ موجود دیگری. دو تای دیگر از ارکان مهمانی می ماند و آن این است که غذایی که به ما می دهند چه غذایی هست و این که مکان مهمانی کجا هست. غذایی که در این ضیافت به ما می دهند، غذای مادی و حیوانی نیست چون پذیرایی اصلا پذیرایی ویژه انسان هست.

اگر غذایی بود که ملائکه می توانستند استفاده بکنند و یا حیوانات، دیگر این مهمانی مخصوص انسان نبود. اما این مهمانی ویژه انسان است. پس غذای مادی و حیوانی، منظور نیست. بنابراین در این ماه برای اینکه ما خوب بتوانیم وارد این ضیافت بشویم و از غذای فوق حیوانی استفاده بکنیم، خداوند تبارک و تعالی امر کرده که ما تغذیه حیوانی مان را به طور موقت قطع بکنیم و همه هم باید در یک ماه باشد و این مهمانی یک لحظه شروع می شود و در یک لحظه هم تمام می شود. همه هم باید با هم در این مهمانی شرکت بکنند.

به فضل خودش واجب کرده که ما غذای حیوانی نخوریم، تغذیه حیوانی نشویم تا شئون دیگرمان آزاد شود. نفس انسان عبارت است از یک موجود ممتد که دارای شأن حیوانی و شأن فرشته و مَلَکی هستو شأن ویژه انسان. یعنی این سه شأن را انسان دارد. شأن حیوانی و شیطانی. شأنی که ملائکه در آن با انسان مشترک هستند و شأنی که فقط ویژه انسان است یعنی در آن شأن انسان از ملائکه هم بالا می زند. راه تغذیه حیوانی را خداوند تبارک و تعالی در ماه مبارک بسته و فرموده آنچه که در ماه های گذشته از غذاهای حیوانی بر شما مباح بود و جایز بود که استفاده کنید در این ماه در ساعات به خصوصی از فجر، اذان صبح تا اذان مغرب، حرام است. به این وسیله راه تغذیه حیوانی ما را بسته است. چیزی نخورید، چیزی نیاشامید. با همسرتان نزدیکی نکنید و لذت های دیگر را هم همینطور.

البته مختص به روزی شکم و جنبه مادی نیست، تغذیه های حیوانی که از غیر طریق مادی هم سراغ انسان می آید، آنهارا هم خدا حرام کرده است. لذا فرمود، خیالتان هم باید روزه باشد. یعنی خیالتان را هم کنترل کنید که روزه بگیرد. در خیالتان هم گناه نیاید و واهمه خودتان را هم کنترل بکنید. که ما در مورد خیال و واهمه در همین کتاب پرتوی از اسرار روزه توضیح دادیم که حالا رفقا حتما از سال گذشته این را مطالعه کرده اند، آنهایی هم که مطالعه نکرده اند، انشاالله قبل از ماه مطالعه کنند.

یک محدویت تمام عیار و یک قرنطینه تمام عیار نسبت به تغذیه حیوانی، خداوند تبارک و تعالی برای ما ایجاد کرده است و بعد فرمود که با خیال راحت، حال که این راه حیوانی بسته شد، شروع کنید به تغذیه در جنبه های معنوی. غذاهای معنوی را به ما، در این ماه سفارش کرده که ما بخوریم و در رأس آن قرآن کریم است. ماه نزول قرآن است، این نزول قرآن یعنی قرآن باید به ما هم نازل بشود. یعنی چه؟ یعنی ما هم باید طوری قرآن را بخوانیم و انس بگیریم که احساس کنیم که این آیات دارد به ما هم نازل می شود و واقعا احساس مخاطب بودن بکنیم.

این خیلی مهم است که انسان آیات خدا را بخواند و دقت بکند که من مخاطب این آیه هستم. این آیه دارد به من می گوید و همه بدبختی ما این است که ما این آیات و حرف های خوب را که می شنویم، غالبا شخص خودمان را مخاطب نمی دانیم یعنی گمان نمی کنیم که دارد این را به ما می گوید. اگر راه تغذیه حیوانی را درست بستیم، آیات الهی را درست خواندیم، با تفکر و تدبر در آن و احساس کردیم که به ما خطاب می شود، اینجاست که قرآن دارد به ما نازل می شود و ما هم داریم تغذیه می کنیم. دعاهایی وارد شده است. دعاهایی که به سفارش شده، این دعاها را بخوانید.

میزان دعاهایی که در ماه مبارک وارد شده بیش از میزان دعاهایی هست که در ماه های دیگر وارد شده است. توصیه به ذکر کرده اند و چیزهایی از این قبیل. پس غذای ما شد قرآن، دعاها و یک غذای معنوی. ذکر خدا، همنشینی با خدا، انس با خدا، شباهت پیدا کردن با خدا. این شد غذای ما. محل تغذیه کجاست؟ یعنی محل ضیافت کجاست؟ محل ضیافت در نفس خود انسان قرار دارد. یعنی ما مهمان خدا هستیم در روح خودمان. آنجا، روحی که از هر موجود دیگری بزرگتر است. در این مکان، خداوند از ما پذیرایی می کند و ما باید بتوانیم این استحقاق و این لیاقت را پیدا کنیم و این آمادگی را داشته باشیم که وارد این ضیافت بشویم و از این غذا استفاده بکنیم. پس معنی ضیافت تقریبا مشخص شد. این ضیافت، ضیافت مادی نیست. این یک ضیافت معنوی است. راهش هم این است که انسان راه تغذیه بعد حیوانی خودش را ببندد تا بتواند بعد انسانی اش را فعال بکند و با خیال راحت بپردازد به ...

چون دهان بستی دهانی باز شد تا خورنده لقمه های راز شد

یک لقمه هایی غیر از این لقمه های معمولی. در غیر ماه مبارک اگر به ما بگویند برای خودتان محدودیت بگذارید، مثلا روزه بگیرید، چون همه روزه نمی گیرند، ما تنها روزه هستیم، وسوسه ها خیلی بیشتر است. ولی ماه مبارک فرمود، همه روزه بگیرند تا همه خیال شان از این بابت راحت باشد و واجب هم کرد و این ماه را مقرر کرد، به آن نظم داد از یک ساعتی تا یک ساعتی و از یک روزی تا مثلا سی روز. دیگر همه می دانند که اینجا واقعا هیچ راه برگشتی برای غذای حیوانی نیست باید این سی روز، در آن را ببندند و بعد حیوانی را از غذا محروم کنند تا بعد چه بشود؟ تا دریچه آن شئون دیگر باز بشود و بتواند چکار بکند؟ بتواند تغذیه الهی بکند.

انسان تا وقتی مشغول تغذیه حیوانی هست، به حیوانیت می پردازد شئون دیگر او تغذیه نمی شوند و شئون دیگر او لاغر، ضعیف، نحیف و مردنی هستند ولی بعد حیوانی او خیلی بزرگ و گردن کلفت و قوی می شود. در این ماه، این موجود گردن کلفت و سرکش را محدود می کنند. به آن محدودیت می دهند تا چه بشود؟ تا لاغر بشود، تا ضعیف بشود. راه تغذیه را به روی او چکار می کنند؟ می بندند و یک حجم زیادی از غذاهای معنوی را به انسان عرضه می کنند که انسان در این مدت یک ماه، انواع و اقسام غذاها را با انواع و اقسام آثار و خواص استفاده بکند تا چه بشود؟ تا آن بُعد او هم جان بگیرد و قوی بشود. البته بسته به این است که ما واقعا بخواهیم در این ضیافت شرکت کنیم.

افرادی که مورد خطاب این ضیافت هستند سه دسته اند. یعنی افراد نسبت به این ضیافت سه حالت دارند. یک عده افراد، افرادی هستند که خوب معنی ضیافت را می فهمند و با آن سنخیت دارند، دلتنگ آن ضیافت هستند، می خواهند که در آن ضیافت بروند، دوست دارند که به آن مقام برسند. اینها به هر حال تلاش می کنند که از روی صداقت راه تغذیه حیوانیت را ببندند و نه تنها در ماه مبارک، قبل از ماه مبارک، در شعبان، در رجب و در ماه های قبل اصلا خودشان را آماده می کنند برای اینکه بتوانند وارد این ضیافت بشوند. اینها وارد ضیافت می شوند. در میان خود اینها تقسیم بندی هایی هست. یعنی کسانی که وارد ضیافت می شوند و به هر حال می توانند به این ضیافت راه پیدا کنند، افرادی هستند که وقتی وارد این مهمان سرا می شوند، صاحبخانه و مهماندار، توجه خاصی به آنها می کند. آنها را نزدیک خودش می نشاند. در مهمانی ها دیده اید، انسان وقتی مهمان یک بزرگی می شود غیر از یک مهمانی دوستانه است که همه در سطح هم هستند، دیگر بزرگ و کوچک ندارد ولی وقتی انسان به مهمانی یک بزرگ، یک سلطان عظیم می رود، آن سلطان عده ای را به نزدیک خودش فرا می خواند، آنها را نزدیک خودش دارد و یک عده ای هم که شرکت می کنند در این مهمانی، استفاده می کنند. یعنی یک توجه عامی دارد به همه و یک توجه خاصی دارد به بعضی ها.

بعضی ها در این ماه در ضیافت شرکت می کنند و با خود صاحبخانه و مهماندار انس می گیرند، عیاق هستند. یک درجه خاصی نسبت به سایر شرکت کنندگان در ضیافت دارند. عده ای اینگونه در ضیافت شرکت می کنند. عده ای راه پیدا می کنند و مورد توجهات، الطاف، نعمات و پذیرایی های عام قرار می گیرند، مثل سایر مهمان ها سر این سفره می نشینند و غذای خوبی هم می خورند. به عده ای غذا کم می رسد. شرکت هم می کنند، دیر می جنبند، غذا به آنها کم می رسد مثل این مهمانی ها.

به عده ای ته مانده ها می رسد و عده ای فقط بوی آن را استشمام می کنند یعنی بوی غذا .... لذت می برند که چنین چیزی هست. بوی این غذا را استشمام می کنند ولی بیش از بو نصیب آنها نخواهد شد. این یک گروه از انسان ها هستند که بنابر درجات روحی خودشان از این ضیافت الهی بهره برداری می کنند. عده دیگری با اینکه لیاقت دارند که در این ضیافت شرکت کنند، نمی رسند که در این ضیافت شرکت کنند. سرشان شلوغ است.

شما دیده اید گهگاهی، یک موقعی کسی در یک مهمانی شرکت می کند، به یک مهمانی دعوت می شود بعد آنقدر تکلف دارد، آنقدر خودش را درگیر امورات مختلف کرده که آخر سر به مهمانی نمی رسد. مثلا لباسش را آماده نکرده، اتو نزده، نشسته، بدنش را تمیز نکرده، باید شئون دیگرش را آرام بکند، آرام نکرده است. یعنی اینها نتوانسته اند روابط شان را با غیر طوری تنظیم کنند که بتوانند به موقع به مهمانی برسند. مثل یک مردی که می خواهد به یک مهمانی برود، سلطانی او را دعوت کرده بعد درست موقعی که می خواهد برود، همسرش از او یک تقاضایی دارد، مثلا غذا ندارند باید برود غذای اینها را تامین کند، بچه اش از او یک چیزی می خواهد باید به او بدهد. بعد نمی دانم لباسش آماده نیست، لباسش پاره است. فلان چیز را جا می گذارد. دائم اتفاق میفتد و آخر هم به مهمانی نمی رسد.

بعضی از ماها هم همینطور هستیم یعنی آنقدر سر خودمان را شلوغ کرده ایم، آنقدر برای خودمان تکلف درست کرده ایم، دائم بیخود به خیلی از چیزها گره خورده ایم که اصلا با اینکه لیاقت هم داریم، ممکن است خدا توفیقی هم بدهد از آن غذا نصیب مان بکند... خیلی ها هستند این آمادگی را دارند اما آنقدر خودشان را به کارهای بیهوده مشغول کردهاند یا کارهای مهمی که باید جلوتر انجام می شد و اینها بی توجهی کردند، نتوانستند روابط شان را با آن چیزها تنظیم کنند به هر حال ساعت تنظیم نشد و اینها به موقع به ضیافت نرسیدند و به هر حال از ضیافت محروم شدند با اینکه می توانستند بیایند. عده ای هم این چنین هستند.

این خیلی مهم هست که ما روابط مان را با دنیا تنظیم کنیم، روابط مان را با شئون حیوانی مان تنظیم کنیم، روابط مان را با اطرافیان، با کار، با همسر،با فرزند، با درس تنظیم کنیم طوری که وقتی صدا زدند، گفتند کارت دعوت مثلا ساعت نمی دانم چهار و نیم، پنج و نیم روز چهارشنبه است، این ضیافت شروع می شود و تا سی روز هم ادامه دارد، ما سر وقت خودمان را برسانیم و در تمام مدت بتوانیم شرکت بکنیم. کارهای مان را یک طوری تنظیم بکنیم...

برای همین گفته اند که کارهای تان را سبک کنید. در ماه مبارک شما یک مقدار از کارهای دیگرتان بزنید، سبک کنید که واقعا برسید مثل بقیه ماه ها رفتار نکنید. حتی به صاحب کارها هم گفته اند که شما شاگرد های تان را زود مرخص کنید، کسانی که برای شما کار می کنند، زیر دست شما کار می کنند، از نظر ساعت کاری به آنها فشار نیاورید که در این ماه اینها هم برسند. اساتید اگر درس دارند، درس های شان را مختصر کنند که شاگردها به مسائل عبادی هم برسند. تا این حد سفارش شده است. اما آن یک چیز دیگر است، اینکه ما خودمان به طور عمومی روابط مان را تنظیم کنیم با چیزهایی که در اطراف داریم با آن زندگی می کنیم، یک بحث دیگر است.

بعضی ها اصلا این هنر و سلیقه را ندارند. به یک ضیافت دعوت شده اند، هنر بهره برداری هم می توانند داشته باشند، می توانند استفاده کنند اما انقدر بی سلیقه هستد که ماه مبارک برای آنها با ماه های دیگر زیاد فرقی نمی کند. انقدر خودشان را به مسائل مختلف پیجانده اند که به هر حال نمی رسند که شرکت کنند. دائم حسرت می خورند و اعصاب شان خرد است ولی به هر حال موفق به شرکت در ماه مبارک نمی شوند و این هنرمندی می خواهد که انسان طوری روابطش را با کارش، با همسرش، با درسش، با چیزهای دیگر، با بچه اش، با پدرش، با مادرش، با دوستانش تنظیم کند که بتواند در این ضیافت شرکت بکند.

یک عده افراد هستند که اصلا موفق به شرکت نیستند، لیاقت شرکت هم ندارند، اینها وقتی اسم ضیافت می آید هیچ معنای خاصی از این ضیافت نمی فهمند. اصلا ضیافت یعنی چه و بدشان هم می آید. اسم ماه رمضان می آید، ناراحت می شوند که اینها هم چند قسم هستند. یک عده ناراحت هستند که پوزه شان می خواهد بسته بشود. پوزه حیوانی آنها می خواهد بسته شود و استفاده نمی کنند. خیلی از آمدن ماه مبارک به دلشان غم و غصه می آید و از رفتن آن خیلی خوشحال هستند. از این که می رود. هر چقدر به پایان ماه می رسد برعکس دوستان خدا، آنها شاد هستند.

ببینید در عید ماه مبارک، در وداع نگاه کنید که حضرت سجاد (ع) به ماه مبارک چه می گوید: «اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا عِیدَ الله» ای عید خدا «یا عِیدَ اُولِیائِه» «اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا شَهرُاللهِ اَکبَر یا عِیدَ اولِیائِه» سلام بر تو ای شهر بزرگ خدا، ای ماه بزرگ خدا و ای عید دوستان خدا. عید یعنی چه؟ یک بزرگ وقتی مهمانی می دهد، عید آنهایی است که با این بزرگ آشنایی دارند. می گویند که فلانی ضیافت داده و ما را هم دعوت کرده است. برای کسی که با آن بزرگ دوست است، هیچ چیز بهتر از این نیست که به آن ضیافت برسد و نزدیک بشود.

یک عده واقعا از اینکه ماه مبارک می آید ناراحت هستند ولی خب چون یک نیمچه اعتقادی دارند، دست و پا شکسته از عذاب آتش و جهنم و اینها می ترسند، روزه را می گیرند. روزه را می گیرند اما وارد ضیافت نمی شوند. پوزه را می بندند اما در مدتی که پوزه بسته شده و راه حیوانیت بسته شده، یکسره به فکر این هستند که چطور این را جبران کنند. لذا می بینید موقع افطار که می شود، سفره های رنگین، غذاهای آنچنانی و چند برابر آن مقداری که این نخورده، در موقع افطار می خورد که جبران کرده باشد. سحر هم که دیگر بدتر. همینطور ذخیره می کند که یک موقعی این حیوانیت کم نیاورد خلاصه به حیوانیت او فشار نیاید.

این دیوی را که بزرگ کرده و گردن کلفتش کرده که نمی گذارد ابعاد دیگر انسان تغذیه بشوند، این یکدفعه خدای نکرده ضعیف نشود که مثلا بخواهد آن ابعاد قوی بشوند. خیلی به آن می رسیم. بعضی از ماها خیلی به این دیو می رسیم، خیلی نوکری اش را می کنیم، خیلی عبد او هستیم، غلامش هستیم، برده و بنده اش هستیم، خیلی به آن می رسیم و حاضر نیستیم یک ذره ناراحتی اش را ببینیم، حاضر نیستیم یک ذره محدودیت اش را ببینیم.

برای اینکه دلش را هم بدست بیاوریم، این مدتی که از ترس خدا مجبور شدیم دهانش را ببندیم، موقع افطار برایش جبران می کنیم. بیش از ماه های غیر ماه مبارک رمضان. غذاهایی به آن می دهیم که غیر ماه رمضان به او نمی دادیم. شربت ها و شیرینی ها و نمی دانم نوشیدنی هایی به آن می دهیم که ماه های قبل از رمضان نمی دادیم. یک طوری که خلاصه به ایشان برنخورد، عالیجناب خدای نکرده ناراحت نشود، بخواهد خلاصه قهر بکنند و ... یک موقعی بروند. بالاخره دلش را بدست می آوریم، راضی اش می کنیم تا آخر ماه.

این حال یک عده از افراد است در ماه مبارک. یک عده ای که از اول اصلا اهل روزه نیستند. از روزه خوششان نمی آید. به بهانه های مختلف روزه نمی گیرند و از آن در می روند. اصلا اسم آن که می آید، می ترسند. اسم بقیه چیزها هم که می آید ... «اِشمَئَزَّ» یعنی قرآن می گوید کسانی که ایمان ندارند وقتی اسم خدا برای شان می آید اینها در قلب شان مشمئز می شوند، ناراحت می شوند.

اسم دین، اسم مسجد، اسم محدودیت ماه مبارک، اسم نمی دانم ضیافت، اسم قرآن، اسم مجلس قرآن، اسم مجلس دعا، اسم مجلس روضه، اسم این چیزها که می آید اینها همچین کسل می شوند، احساس دلتنگی و ناراحتی می کنند و برعکس وقتی که دعوت می شوند به حیوانیت های آنچنانی، مجالس آنچنانی، انگار که تمام دنیا را به اینها داده ای، بسیار شاد می شوند. مثل یک کسی که گرما زده است، یکدفعه یک باد خنکی به او می وزد، چقدر لذت می برد، احساس خنکی می کند، در این مجالس که می روند شرکت می کنند خیلی شاد و شنگول و راحت هستند.

برعکس وقتی به سمت معنویت و خدا دعوت شان می کنید خیلی غمگین و ناراحت هستند. برای چه؟ برای اینکه احساس می کنند، این حیوانیت آنها محدود می شود، دست و بالش بسته می شود، آزاد نیست، نمی تواند کاری بکند، ناراحت هستند. این هم تقسیم بندی افرادی که به هر حال به نوعی با این ضیافت برخورد می کنند.

نکته دیگر در مورد خود این غذایی هست که به ما سفارش شده از آن استفاده بکنیم. (یعنی) قرآن. قرآن برای انسان است. یعنی برای انسان نازل شده است، خداوند آن را نازل کرده به عنوان بالاترین غذا، بهترین غذا. در روایت داریم قرآن «مَادَبَةُ الله» است یعنی سفره الهیست. اما این سفره نه برای فرشتگان است و نه برای حیوانات است. بلکه این سفره برای انسان است. ما باید سعی کنیم که از این غذا خوب استفاده بکنیم.

یعنی اولا مطالعه ظاهری قرآن، قرائت ظاهری قرآن. این را بیشتر در ماه مبارک بخوانیم. این رسم خوبی که خیلی ها دارند، مثلا یک جزء قرآن را در روز می خوانند که در طول مدت ماه یک دور قرآن را دوره کرده باشند. خب این قرائت خوب است و نباید هم به هیچ وجه ترک بشود. خواندن قرآن و قرائت آن. رسیدن آیات، نغمه و موسیقی قرآن به گوش انسان، اثر خاص خودش را خواهد داشت و انسان نباید گوش خودش و قلب خودش را از این نغمه محروم بکند (نغمه الهی). اما قرآن بطن دارد گذشته از این الفاظ، ظاهر و موسیقی که دارد، آهنگی که دارد که هرگز انسان از شنیدن آن خسته نمی شود، باید با باطن قرآن و مفاهیم قرآن آشنا بشود. رو این جهت باید سعی شود که تفکر بشود در مدت ماه رمضان یک مقدار به عمق قرآن وارد بشویم. مجالسی که قرآن را برای ما شرح می کنند، توصیف می کنند، تعریف می کنند، مجالسی که ما را به عمق دین و به عمق مسائل دینی می کشاند که انسان وقتی وارد این مجالس می شود و حرف ها و سخن ها را می شنود، یک مقدار بیشتر می فهمد که پشت این ظاهر دین، یک باطنی هم هست. اینها را شرکت بکند. اگر کسی درس تفسیر قرآن دارد، شرکت بکند. درباره قرآن مطالعاتی بکند. کتابهایی درباره قرآن و تفسیر صور بخواند. رادیو هم برنامه دارد. تلویزیون هم برنامه هایی در رابطه با قرآن دارد.انسان دقت بکند که در این ماه عمق پیدا بکند، از این پوسته دربیاید و داخل هسته و بطن شود.

کار مهمی که من به دوستان عزیز جوانم توصیه می کنم این است که سعی کنید خودتان این قوه را پیدا بکنید که وارد بطن بشوید و آن این است که با ادبیات و زبان قرآن آشنا بشوید. شما اگر به عشق قرآن وقتی را برای خواندن عربی، درس های عربی ( صرف، نحو) بگذارید، اینکه قرآن را خوب بفهمید، لحظه به لحظه ای که دارید آن درس را می خوانید عبادت بسیار بزرگی است. اصلا حیف است که ما زبان غذای خودمان را بلد نباشیم. فرمول های غذای خودمان را بلد نباشیم. چیزی که به ما امکانات می دهد،از این غذا بهره بردای بکنیم، بلد نباشیم. لذا از جوانی تان خوب استفاده کنید. حیف است و به خصوص بعضی ها که درد دین بیشتر دارند. معنویت بیشتری دارند، بعدا پشیمان می شوند. من با خیلی از دوستان برخورد کردم که مثلا سن شان شده، سی، سی و پنج، چهل، چهل و پنج. بعضی ها را من در سنین پیری دیده ام که اینها پشیمان شده اند که این کار را نکرده اند. گفتند می خواهیم این چهار سال آخر عمرمان را می خواهیم وقتی قرآن را می خوانیم، بفهمیم که چه داریم می خوانیم. دائم به این ظاهر اکتفا نکنیم.

در پیری آمده اند، دارند عربی یاد می گیرند حیف است که شما ها یعنی بچه شیعه، بچه مسلمان، سرباز امام زمان علیه السلام، شیعه علی علیه السلام از قرآن چیزی نفهمد. این خیلی زشت است، خیلی زشت است که ما زبان انگلیسی بلد باشیم، نمی دانم کامپیوتر بلد باشیم، نمی دانم چیزهای دیگر، صنعت ها و حرفه های دیگر را بلد باشیم اما قرآن را نفهمیم. غذای انسانیت را نفهمیم. نتوانیم این غذا را درک بکنیم. وقت بگذاریم برای کارهای دیگر اما وقتی می خواهیم وقت بگذاریم برای اینکه با قرآن مان آشنا بشویم، تنبلی کنیم. این خیلی بد است.

سعی کنیم، واقعا تصمیم بگیریم و از خدا بخواهیم که به ما این کمک را بکند و خودمان را به صورت جدی فارغ کنیم که بعد از چند ماه مجاهده، درس خواندن و استقامت، میبینید که چقدر لذت دارد که انسان آیات الهی را می خواند و می فهمد. فرق است بین کسی که قرآن را با زبان خودش می خواند، می فهمد و در آن تفکر می کند با کسی که از راه فارسی و ترجمه و توضیح دیگران می خواهد، بفهمد. خیلی فرق دارد. دعاها را هم همینطور.

بسیاری از دعاهای شیرین وارد شده که غذاهای عالی هست اما ما معده مناسب آن را نداریم. یعنی این غذا را پس می زند. نمی تواند بگیرد. چرا؟ چون نمی فهمد. معده غذای را می گیرد که می تواند آن را درک بکند. با آن سنخیت دارد. خیلی از مناجات ها، دعاهای بسیار عالی هست در این ماه مبارک که ماها چون فقط زبان آن را بلد نیستیم، نمی توانیم درک بکنیم و از این غذاهای عالی محروم هستیم. حیف نیست واقعا ما انسانیت خودمان و شئونات عالی روح خودمان را محروم بکنیم و این غذاهای عالی را به آن ندهیم؟ به خصوص در جوانی، اوایل جوانی دقت بکنیم که زودتر این کار را بکنیم تا بتوانیم برای سالهای زیادی از این غذاها بخوریم.

بسیار غذاهای خوبی هست که باید این غذاهای عالی هضم بشود. برای هضم آن زمان می خواهد. خوب است که ما زودتر این کار را شروع بکنیم و از این غذا بتوانیم انشاالله استفاده بکنیم. در مورد دعاها هم همینطور. در مورد دعاها هم توجه بکنید، دعاهای خوبی وارد شده است. من توصیه می کنم به دوستان که شب ها ترجمه این دعای افتتاح را بخوانند. حداقل دعای افتتاح و دو سه تا دعای کوچولوی بعد از آن است که مجموع آنها شاید نزدیک چهار صفحه، پنج صفحه بشود. فارسی آن ، شاید نزدیک ده دقیقه بیشتر طول نکشد، ده قیقه، یک ربع. اما فارسی آن را هر شب یک وقتی بگذارید با خدا حرف بزنید، مستقل، خصوصی. با شلوغی ها و اینها هم کاری نداشته باشید.

برای خودتان وقت بگذارید این دعا را بخوانید. بسیار مهم است و آن دعاهایی هم که بعد از نماز است «یا عَلِیُّ یا عَظِیم» را حتما ترک نکنید. آن دعای «اَللّهُمَّ اَدخِل عَلی اَهلِ القُبُورِ السُّرور» به خصوص آن را حتما بخوانید. دعاهای دیگر، دو تا دعای دیگر هم با اینها هست، اینها را فراموش نکنید. دعای روز اول، دعای روز دوم، دعای روز سوم که همه شان یک خط یک خط، دو خط دو خط هست اینها را هم همینطور به آنها توجه بکنید و با توجه به معنی دعاها بخوانید و به هر حال سعی کنید دعاهایی که در ماه مبارک وارد شده، آنچه که می توانید، وسع تان می رسد و میل آن را هم دارید نه با بی میلی و کسالت، با میل می توانید استفاده بکنید. بسیار هم خوب است.

در این دعاها ما یاد می گیریم که چگونه با خدا با حرف بزنیم و چگونه نیاز های مان را برطرف بکنیم و چگونه عقده های دلمان را باز بکنیم و یاد می گیریم که پناهگاه بسیار محکمی داریم که ما را درک می کند، به ما مهربان است و توبه پذیر است، ما را دوست دارد، ما را عفو می کند، گذشته ما را می تواند جبران کند و تنها اوست که می تواند مشکلات ما را حل بکند. این را ما آنجا متوجه می شویم. به هر حال امیدوارم که انشاالله بتوانید از این دعاها بهره مند بشوید و به آن مداومت داشته باشید و طوری انس برقرار بکنید که بعد از ماه هم انشاالله بتوانید از اینها استفاده بکنید.

مداومت بر این دعاها به انسان یاد می دهد که چگونه بتواند مسیر دنیا تا آخرت را سریع طی بکند یعنی بر خیلی از حجاب هایی که در راه هست، غلبه بکند و زود بتواند به آن عالم منتقل شود. شما وقتی که عادت بکنید در روز چند دقیقه با خدا مناجات بکنید... مثلا ما الآن دعای روز شنبه داریم، دعای روز یکشنبه داریم در مفاتیح هست. دعای روز دوشنبه داریم. مثلا امروز دوشنبه بود، دعای بسیار مهمی است دعای روز دوشنبه، و دعای روز سه شنبه. «اَلحَمدُلِلّهِ الَّذِی لَم یُشهِد اَحَداً حِینَ فَطَرَ السَّمواتِ وَ الاَرضَ وَ لَا اتَّخَذَ مُعِیناً حِینَ بَرَاَ النَّسَماتِ...» تا آخر آن.

زیارت آن روز است که خیلی مهم است. امروز زیارت امام حسن (ع) و امام حسین (ع) است. دوشنبه است دیگر. دوشنبه روز امام حسن(ع)، روز امام حسین (ع) است. سه شنبه روز امام زین العابدین (ع)، امام باقر (ع)، امام صادق (ع) است. به هر حال از شنبه که روز رسول الله (ص) تا جمعه که روز امام زمان (ع) است، ما این معصومین را زیارت می کنیم و در هر روز، ما خودمان را به آنها می سپاریم و این چند دقیقه، دو سه دقیقه مناجات، وقتی انسان یاد می گیرد که در روز با خدا مناجات بکند...

غیر از نماز، چون ما در نماز معلوم نیست که موفق به مناجات بشویم. در نماز هزار و یک جور عامل حواس پرتی هست. اما وقتی که فارغ از هر چیز، خودمان، داوطلبانه از روی میل کتاب را باز می کنیم(عربی آن را هم حالا شما اگر متوجه نمی شوید، نخوانید همان فارسی اش را بخوانید) و چند دقیقه خودمانی حرف می زنید این مثل این است که شما مثلا روی چوب ، یک چیزی را کنده باشید....

دیده اید وقتی آدم می خواهد روی چوب حرکت بکند، این دستی که من می خواهم مثلا روی تخته بکشم ، معلوم نیست که دفعه بعد بتوانم همین خط را بروم و باز همین خط را بیایم. انحرافات مختلفی پیش می آید اما وقتی یک مسیر عادی را یک ذره فشار روی آن آوردم، روزی پنج دقیقه با خدا حرف زدم مثل این است که شما روی یک چوبی انقدر فشار آوردید که بعد از یک مدت آن چوب انعطاف به خرج داده، یک راهی را باز کرده است دیگر خود به خود وقتی دست تان را می گذارید تا آخر می رود. یا آن چیزی که می خواهید بگذارید، کاردی چاقویی، چیزی که می گذارید یک شیاری باز شده و این راحت می رود و می آید. مانع سر راهش نیست. لیز نمی خورد. این طرف و آن طرف نمی رود. انسان وقتی با خدا مناجات می کند و روی این مناجات مستقیم است و مقاومت می کند ولو خیلی کم، این یاد می گیرد که چطور در مواقع خطر، در مواقع حواس پرتی، در مواقعی که ممکن است برای او لغزش پیش بیاید، انحراف برای او پیش بیاید، خدای نکرده دلش را از دست بدهد و شیطان بر قلبش غلبه کند، چطور سریع به آن عالم منتقل شود و از آنجا کمک بگیرد و چگونه به آنجا پناه ببرد و از هرچه دلبر غیر از خداوند تبارک و تعالی است، فرار بکند. از هر خطری خوب می تواند و وارد است که چطور فرار بکند.

انس با خدا این خصوصیت را دارد. مداوت بر دعا این خصوصیت را دارد که انسان خوب می تواند از مواقع خطر فرار بکند. از موقعیت هایی که خطرناک است، در برود و به سمت خداوند تبارک و تعالی برود. خیلی خوب است که انسان خودش را عادت بدهد. نه فقط در ماه مبارک. عادت کنیم که در روز یک چند دقیقه ای جدای از اوقات نماز مان و حتی جدای از این تعقیبات، چند دقیقه ای خودمان به صورت خصوصی واقعا با خداوند تبارک و تعالی حرف بزنیم. که انشاالله خداوند توفیق بدهد که این روز به روز بیشتر بشود.

توصیه می کنم دوستان عزیزم را که سعی کنند افطار خیلی نخورند، سنگین نخورند و طوری باشد که برای سحر سنگین نشوند. یک ساعتی قبل از سحر بلند شوند، بتوانند چند رکعت نمازی بخوانند، یک مقدار قرآن بخوانند و یک مقدار دعا بکنند. این مسئله خیلی مهم است. نکته دیگر درباره توجه به ساحت مقدس امام زمان (علیه السلام) در ماه مبارک رمضان است. ماه مبارک رمضان ارتباط زیادی به حضرت صاحب (سلام الله علیه) دارد و غالبا هم از آن غافل هستند یعنی توجه نمی کنند که چقدر این ماه پیوستگی به امام زمان (علیه السلام) دارد.

اولا قلب ماه مبارک رمضان که شب قدر است، شبی هست که ملائکه و روح «تَنَزَّلُ المَلائِکَةُ وَ الرُّوح» نازل می شوند بر امام زمان (علیه السلام) و مقدرات یک سال بندگان خدا را برای امضا و تصویب امام زمان (علیه السلام) می آورند. در مهمترین شب ماه رمضان که شب بیست و سوم هست می بینید که توجه به امام زمان (ع) را داریم. دعای فرج امام زمان را داریم.«اَللّهُم کُن لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ ابنِ الحَسَن» این را سفارش شده که آن شب زیاد بخوانیم و خیلی باید به این نکته توجه بکنیم.

حتی این دعایی هم که عرض کردم خیلی به آن توجه بکنید، مواظب باشید که ترک نشود در پایان هر نماز تان: «اَللّهُمَّ اَدخِل عَلی اَهلِ القُبُور السُّرور اَللّهُم اَغنِ کُلَّ فَقِیر» این را بزرگان ما فرمودند که این همان دعای فرج امام زمان است. چرا که شما در این دعا از خداوند می خواهید که سرور را بر همه قبرهای مردگان وارد بکند و همه فقیر ها را بی نیاز بکند و همه گرسنه ها را سیر بکند و همه عریان ها را بپوشاند و همه مستضعفین را نجات بدهد و همه مکروبین و غم زده ها را خوشحال بکند و همه فساد را ... «اَللّهُمَّ اَصلِح کُلَّ فاسدٍ مِن اُمُور المُسلِمِین» خدایا هر فسادی را از امور مسلمین بردار. این نمی آید مگر زمان ظهور امام زمان (علیه السلام) یعنی امام زمان (ع) باید باشد که این دعا مستجاب بشود. کسی که دارد این دعا را می خواند در واقع باطنا دارد برای ظهور امام زمان (ع) دعا می کند و توجه کنیم که داریم برای ظهور امام زمان (ع) دعا می کنیم و جدای از این اصلا بخواهیم. در ماه رمضان بهترین فرصت است برای اینکه ما از خداوند عاجزانه ظهور حضرت را بخواهیم.

خیلی از بزرگان هم سفارش کرده اند، خود امام زمان (علیه السلام) هم سفارش کردهاند که «اَکثِروا.... زیاد برای فرج دعا کنید. خیلی برای فرج دعا بکنید. این دعا مهم است و تاثیر دارد. فکر نکنید تاثیر ندارد. بسیار موثر است که شیعیان برای ظهور حضرت دعا کنند. هر مقدار شیعیان بیشتر دعا بکنند خداوند زودتر این امر را بوقوع خواهد پیوست. به هر حال در این ماه به امام زمان (ع) توجه بشود و برای ظهور حضرت دعا بشود. قبل از هر دعایی هم امام زمان (ع) را مقدم بداریم. یعنی قبل از اینکه برای خودمان ، برای پدر و مادرمان یا برای هر مشکل دیگری دعا کنیم، اول برای ظهور امام زمان (ع) دعا کنیم. در همه ماه ها نه فقط ماه مبارک، در همه ایام اول به فکر امام زمان (علیه السلام) باشید.

بعد مقام معظم رهبری، امام امت سلام الله علیه، بزرگان و اساتیدی که به گردن ما حق دارند، علمایی که از دنیا رفته اند، شهدای اسلام که اگر نبودند ما الآن اینجا نبودیم و خدا می داند که اگر اینها نبودند، ما الآن کدام جاها بودیم و چه داشتیم می کردیم. اینها حق عظیمی به گردن ما دارند و نباید نمک نشناسی بکنیم و باید به اینها دعا بکنیم و رحمت و مغفرت و صلوات خدا را برای اینها بخواهیم. برای مقام معظم رهبری دعای زیادی باید کرد. برای حفظ شان که اگر نباشند واقعا سنگ روی سنگ بند نمی شود و دچار بسیاری از مشکلات خواهیم شد.

ایشان ستون و سکان این کشور هستند که اگر نباشند واقعا خیلی اوضاع به هم خواهد ریخت. شما کشورهای دیگر با اینکه اسلامی هستند، می بینید وقتی ولایت ندارند، امامی در جامعه نیست که همه در اثر وجود ایشان آرام بشوند، چه هرج و مرج ها که ایجاد نمی شود. خیلی باید به وجود پربرکت ایشان دعا کنیم و نکته بعد این است که در همه دعاها اولا به فکر مستضعفین، به فکر مسلمینی که الان تحت شکنجه، فشار ، حملات و تجاوزات دشمنان هستند، باشیم.

لبنان، فلسطین، چچن، بوسنی، کشمیر، الجزایر، مصر، جاهای دیگر یمن، اردن و هر جای دیگری افغانستان که الآن مورد تجاوز هستند، دعا کنیم که خداوند هر چه زودتر به خصوص با فرج امام زمان (علیه السلام) مشکلات را از راه اینها بردارد. وقتی سر سفره پر نعمت افطار نشسته ایم به این مسئله توجه کنیم که آنها الآن از این آرامشی که ما داریم، از این امنیتی که ما داریم و این آسودگی که ما الآن در مملکت مان داریم و از این غذاهایی که ما داریم می خوریم و از این جمع دوستانه ای که ما داریم و از این امکانات علمی ، فرهنگی و معنوی که ما داری، از همه اینها محروم هستند و ببینیم که ما این را به خاطر چه داریم و شکرگزار باشیم و از خدا بخواهیم که به آنها هم نصیب بکند.

فراموش نکنیم که آنها خواهران و برادران ما هستند و در اقصی نقاط دنیا تحت فشار، تجاوز و تعدی هستند و خودمان را همیشه در کنار آنها احساس بکنیم. چرا که امام زمان (علیه السلام) به فکر آنها هست. امام زمان (علیه السلام) تا وقتی که اینها در این وضع هستند، آرامش ندارد. وجود مقدس شان ناراحت است. سعی کنیم که ما هم با امام زمان (علیه السلام) و با این مستضعفین همدردی کنیم. دوستان تان را فراموش نکنید. اساتید تان را فراموش نکنید. معاشرین خودتان را فراموش نکنید. همکاران خودتان را فراموش نکنید. اعضاء خانواده، پدر، مادر، برادر و ... را مرتب دعا بکنید و از خداوند برای اینها خیر، عاقبت بخیری و معنویت بخواهید.

ما هم به طور جد و از صمیم قلب از دوستان التماس داریم و دوست داریم، می خواهیم و خواهش می کنیم که دوستان، ما را هم فراموش نکنند و به هر حال از دعای خیرشان بی نصیب نکنند. بنده هم به سهم خودم دعاگوی همه برادران هستم. انشاالله که خداوند توفیف بدهد که ما بتوانیم از این ماه، خوب بهره برداری کنیم. این دعایی هم که در شب آخر ماه مبارک هست. حالا من بعد از پایان جلسه هم برای دوستان می نویسم اگر خواستند، بخوانید این دعای یک خطی را که: «اَللّهُمَّ اِن لَم تَکُن غَفَرتَ لَنا فِی ما مَضی فِی شَعبانَ فَاغفِر لَنا فِیما بَقِیَ مِنهُ» خدایا اگر ما را در این گذشته از ماه شعبان نیامرزیدی، در این ساعت های باقی مانده از ماه شعبان ببخش و بیامرز که ما آمرزیده و پاک وارد ماه مبارک رمضان بشویم. این دعاها را انشاالله بخوانید.

فردا شب هم شب مهمی است، شب اول ماه است، به مفاتیح حتما مراجعه کنید و سعی کنید اعمال آن را خوب انجام بدهید. غسلش را، نمی دانم دعاهایی که وارده شده حتما انجام بدهید. یکی دو ساعتی خودتان را فارغ کنید برای اعمال فردا شب که انشاالله با آمادگی وارد ماه مبارک بشوید.