أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. موضوع بحثمان درباره رحمت و محبت خداوند تبارک و تعالی به بندگانش بود. مطالبی را جلسات گذشته خدمتتان عرض کردیم و این جلسه را با چند حدیث قدسی ادامه میدهیم.@ در یک روایت خداوند تبارک و تعالی به حضرت داوود(ع) وحی میکند که(یا داوود لَو عَلِمَ المُدبِرُونَ أنّی کَیفَ إنتِظاری لَهُم وَ رِفقی بِهِم وَ شَوقی إلی تَرکِ مَعاصیهِم لَماتُوا شُوقَاً إلَیّ) ای داود اگر کسانی که پشت کردند به من با من قهر کردند میدانستند که من چگونه به انتظار آنها هستم که برگردند.@ و رفق من را یعنی مدارا و دوستی من را نسبت به خودشان میدانستند و همچنین اگر میدانستند که من چقدر شوق دارم آنها دست از گناهشان بردارند و برگردند؛ از شوق من میمردند.@ دوتا نکته اینجا عرض کنم: یکی (لَو عَلِمَ المُدبِرُونَ) (لَو) که آورده یعنی آنهایی که پشت میکنند و گناه میکنند متوجه نمیشوند. یواش یواش درکشان را از دست میدهند. چون خلاف فطرتشان عمل میکنند و گناه میکنند، به مرور زمان حسشان را نسبت به خدا از دست میدهند و در درونشان وحشت عصیان غلبه میکند.@ در وحشت عصیان شخص دچار حالتی میشود که انسش نسبت به خداوند از بین میرود و یواش یواش غریبه میشود وقتی که یک گناهی را ادامه میدهد فرقی نمیکند چه گناهی، هر گناهی که باشد این اثر را دارد انسان ذره ذره انسش و لذتش را از خداوند از دست میدهد و وحشتش و ترسش برای بازگشت هم زیاد میشود.@ شیطان هم بیکار نیست شیطان هم روی ذهن انسان کار میکند و این وحشت را زیاد میکند. از یکطرف خداوند بندهاش را بینهایت دوست دارد. بینهایت بیشتر از دوست داشتن یک پدر و مادر نسبت به فرزندش، یک پدر و مادر وقتی فرزندشان از خانه فرار کند یا بیفتد به معصیت و نافرمانی محبتشان کم نمیشود.@ دلشورهشان زیاد میشود نگرانیشان بیشتر میشود خداوند هم نگرانیاش بیشتر هست نسبت به بندهای که فرار هست. چون وقتی انسان میافتد در کار خلاف، در گناه در معصیت در فرار به قطع ارتباط با خدا میافتد نمازش قطع میشود روزهاش قطع میشود حجابش خراب میشود دیدنیها و شنیدنیهایش خراب میشود ارتباطاتش یواش یواش آلوده میشود.@ این خطر هست که چون در حال سقوط هست به جهنم به سمت جهنم دارد میرود این خطر وجود دارد که دیگر نتواند برگردد چون خودش را رها کرده در این رها کردنها بلاهای زیادی ممکن است سر انسان بیاید.@ گاهی وقتها در گناه به عقیده انسان هم یواش یواش لطمه وارد میشود. یک موقع هست انسان معصیت میکند ولی عقائدش را سالم نگه میدارد. فقط در عمل یک مقدار شیطنت دارد. ولی چون در خطر هست غفلت دارد به عقائدش هم ممکن است لطمه بخورد.@ (ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ) آنهایی که کار بد میکنند عاقبتشان به جایی میرسد که آیات الهی را تکذیب میکنند و این خیلی خطرناک است. لذا نگرانی خدا برای این بندهای که مختار هم هست خدا هم نمیخواهد خلاف اختیارش عمل کند بیشتر میشود.@ کسانی بودند که به خط معصیت افتادند. ارتباطشان با خدا با معنویت با علما با مراجع با روحانیت قطع کردند افتادند در دام گروههای منحرف و منحط، مکاتب منحرف عرفانهای منحرف و منحطی که الان در جامعه ما مثل قارچ هست که انتهایش جهنم است این نوع عرفانها.@ شخص میگوید حالا که من نماز نمیخوانم و روزه نمیگیرم، معصیتهای دیگر دارم عوضش نوعی از معنویت را داشته باشم که این را شیطان پیشنهاد میدهد که این شخص دچار عذاب وجدان برای برگشتن نشود. نفس لوامه که نفس مقدسی است در انسان یعنی نفس ملامتگر است.@ آنقدر مهم است که خدا به آن قسم میخورد، یعنی همان وجدان انسان کار نکند. میگوید من که حالا دارم گناه و معصیت میکنم عیبی ندارد. خیلی هم خوب است. هم عشق و حال دنیا را دارم هم خدا را از دست ندادم. میافتند در عرفانهای کاذب ولی انتهایش جهنم و بیدینی است. انتهایش از بین رفتن عقائد و باورهای انسان هست.@ اینجاست که انسان به کفر نزدیک میشود و به راحتی دیگر از کفر برگشتن دیگر کار راحتی نیست. لذا حق هست که انسان نگران باشد نسبت به فرزند خودش و خداوند هم نگران هست نسبت به بنده خودش.@ لذا چون خداوند رفق و محبتش زیاد است با این لحن سخن میگوید که اگر آنهایی که به من پشت کردند و قهر کردند، میدانستند که من چطوری به اشتیاقشان نشستم. شوق من به اینها چقدر هست: (کَیفَ إنتِظاری لَهُم) چقدر منتظرشان هستم. چقدر مشتاقم که دست از گناه بردارند، از شوق من میمردند.@ یعنی گناهکار اگر این را بفهمد که نمیفهمد. چون ای کاش آورده، یعنی گناهکار این را نمیفهمد. مگر اینکه خبری مثل همین خبری که امشب من دارم میدهم از قول خدا به گوشش برسد که تو با گناهانت هنوز از چشم خدا نیافتادی. راه بسته نشده و خداوند تو را میپذیرد و دوستت دارد.@ و این گناهان درست است به خودت خیلی صدمه زده اما تو را از چشم خدا نیانداخته و دوستت دارد(إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ) خداوند توبهکنندها را خیلی دوست دارد. لذا اگر انسان بفهمد که این خدا چقدر منتظر ما هست چقدر نسبت به ما اشتیاق دارد که برگردیم، این شوق انسان را میکشد که من این همه معصیت کردم این همه خرابکاری کردم، اما خدا رهایم نمیکند.@ اهل بیت من را رها نکردند. چشم انتظار من هستند و در هر وضعیتی از گناه باشم، شوق دارند که من برگردم و آشتی کنم. اینطور نیست که بگویند نه تو کار از کارت گذشته، دیگر نمیتوانی برگردی، نه، آنهایی که به قلبشان مُهر میخورد، خودشان به قلبشان مُهر میزنند، یعنی کار را به یک جایی میرسانند که در ذهن و دل خودشان برگشتن دیگر برای خودشان محال هست.@ گاهی وقتها گناه یواش یواش همانطور که عرض کردم داستان از بین رفتن انس را زیاد میکند و سر از جایی میاورد که انسان دیگر از دین و از مظاهر الهی و از شنیدن حتی اسم خدا هم بدش میاید. یکی از خلفای بنیامیه هست که وقتی دارد میمیرد میگوید خدایا میدانم خیلی بد کردم و میدانم که اگر توبه هم کنم تو میپذیری، یعنی اشتیاق خدا را میداند.@ ولی من آنقدر از تو بدم میاید که این کار را نمیکنم. یعنی انسان میرسد به دشمنی با خدا و لجبازی با خدا. دو تا چیز جلوی فهم انسان و باز شدن احساس انسان را میگیرد جلوی درک درست و فهم قلب را میگیرد یکی معصیت هست و یکی لقمه حرام، این دو خیلی اثر دارد.@ معصیت در همه قالب حق الله و حق الناسش و لقمه حرام اینکه انسان سال خمسی ندارد لقمه حرام میخورد خانه آدمهایی میرود که معلوم نیست وضعیت مالیشان چطور هست خمس به آنها تعلق میگیرد و اینها نمیدهند هم لقمههای حرام میخورند.@ یواش یواش انسان فهمش، شعورش، احساسش، حال انسش با خدا از دست میدهد حتی ممکن است آیات الهی را بشنود صدای خدا را بشنود پیام خدا به او برسد ولی درکی از آن نداشته باشد. این کاری است که گناه با انسان انجام میدهد. این را نباید ساده بگیریم . یک کسی میگوید حالا ماهواره در خانه ما باشد چه میشود.@ حالا یکذره حجاب که طوری نمیشود. این چهارتا تار مو که به جایی برنمیخورد . حالا یکذره آستین من بالا برود طوری نمیشود . حالا یکذره یقه من باز باشد طوری نمیشود. حالا یک گردنبند طلا و یک انگشتر طلا برای مرد دیگر چه اشکال دارد.@ حالا یک لباس اینطوری یا آنطوری چه اشکال دارد. یواش یواش داستان شروع میشود و قساوتها، بیمیلیها، بیرغبتیها، فرار، بیاُنسیها شروع میشود و انسان آماده میشود ضعیف میشود برای موقعی که شیطان یک حمله بزرگ به انسان میکند و قلب انسان را تسخیر میکند و میبینی انسان سالها از خداوند تبارک و تعالی دور میافتد.@ حالا خداوند تبارک و تعالی اینگونه به سراغ بندگان گناهکارش آمده و با این لحن مهربانانه دارد به ما میگوید به پیغمبرش میگوید داود به گناهکاران بگو که من چقدر دوستشان دارم چقدر نگرانشان هستم بگو که من چقدر اشتیاق دارم که اینها برگردند بیایند و با من آشتی کنند. این خیلی مهم است.@ (وَ تَقَطَعَت أوصالُهُم مِن مَحَبَتی) اینها اگر میدانستند که من چقدر دوستشان دارم و چقدر به اشتیاقشان هستم بند بند وجودشان قطع میشد از شوق من و از محبت من، حالا نگاه کنید این را چرا گفته که من به گناهکاران اینقدر علاقه دارم؟ اینقدر دوست دارم چند تا نتیجه دارد.@ یکی اینکه میفرماید: (یا داوود هذِهِ إرادَتی فِی المُدبِرینَ أنّی) داوود اراده من، برخورد من با گناهکاران اینطوری است. با شخص گناهکار اینطوری است. انتظارشان را میکشم، اشتیاقشان را دارم، دوستشان دارم. ای کاش آنها میفهمیدند که من چقدر نگرانشان هستم. این را خدا دارد میگوید.@ بعد اینجا چه چیزی را میخواهد ثابت کند؟ میگوید داود برخورد من و اراده من با گناهکاران اینگونه است: (فَکَیفَ إرادَتی فِی المُقبِلینَ عَلَیَّ) ببین من با کسانی که با من قهر نکردند دیگر رابطهام چقدر خوب است. آنهایی که رابطهشان را با من قطع نکردند ببین آنها را من چقدر دوست دارم. میخواهد ارزش حفظ ارتباط با خدا را بگوید که گناهکارش که گناهکار است من اینطوری دوستش دارم.@ یک کسی از اصحاب امام رضا (ع) به حضرت عرض کرد که رفته بودم خانه یکی از مأمورین مأمون. ماه رمضانی بود گفت رفتم دیدم ناهار میخورد. به او گفتم مگر تو مسلمان نیستی؟ چرا روزه نگرفتی؟ مگر روزه نیستی؟@ گفت نه چه روزهای من بگیرم من جنایتهایی کردم که این روزه به چه درد من میخورد. چطوری میتواند روزه به من کمک کند. من به دستور مأمون در همین خانه 60 نفر از محبین اهل بیت از سادات را پیر و زن و مرد و جوان 60 نفر کشتم. خودم شمشیر کشیدم. اینها را کشتم و در این چاه انداختم.@ انسان یک نفر را بکشد وحشتی که به انسان غلبه میکند خیلی زیاد است. چه برسد 60 نفر آن هم از بچههای پیغمبر و سادات را به ظلم بکشد. ببین چقدر انسان در وجودش وحشت میافتد. حالا آنقدر وحشتش زیاد شده که دیگر میداند اصلاً رویش نمیشود که نه نماز بخواند و نه روزه بگیرد. اینقدر وحشت زیاد میشود.@ باز حواستان باشد وحشت عصیان خیلی زیاد است و شیطان هم این وحشت را در دل انسان چند برابر میکند تا انسان دیگر اصلاً به خودش توبه و بازگشت را نبیند لذا خدا اینطوری سرمایهگذاری میکند و پیامها را به ما میرساند که این وحشت عصیان را کم کند و انسان فرصت آشتی با خدا را از دست ندهد و چون راهی دیگر نیست.@ انسان اگر بخواهد با خدا آشتی نکند سر از جهنم در میاورد نه خدایی هست(وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ) چه کسی جز خدا انسان را میبخشد کسی وجود ندارد بهشت و صراط یکی بیشتر نیست چون صراط در جهنم است یک صراط باریک تا انتها که انتهایش به بهشت میخورد اگر کسی جاهای دیگر صراط بیفتد جهنم است باید روی صراط برگردد.@ یعنی باید توبه کند بدون توبه نمیتواند به بهشت راه پیدا کند و چون انحصاراً راه به سمت بهشت روی صراط هست خدا اینطوری به استقبال گناهکاران آمده با مهربانی بیحدی که دارد هیچ کس نسبت به کسی که قهر کرده اینطوری نیست.@ ما اگر یک نفر با ما قهر کند یک نفر به ما دشمنی بکند یک نفر با ما بدرفتاری کند اینطوری نیست که به او بگوییم دوستت دارم مشتاقم برگردی بیا آشتی کنی. به شوقت هستم. این الله است که اینقدر محبت دارد. این خداست که اینقدر مهربان است. اینقدر دوست داشتنی است. این را میخواهد به ما بگوید که گناهکار ناامید نشود آمد این را خدمت امام اینطوری گفت.@ امام به او فرمود برو به او بگو که این ناامیدی که تو داری که دیگر نماز نمیخوانی و روزه نمیگیری از کشتن آن 60 نفر گناهش بالاتر است چون بالأخره گناه قتل است ولی ناامیدی یعنی اولین گناه بعد از شرک به خداست ناامیدی یک گناه عقیدتی است. قتل گناه عملی است. اصلاً قابل مقایسه نیست گناه ناامیدی با گناه قتل.@ یک کسی بگوید من دیگر نمیتوانم با خدا آشتی کنم و برگردم. این یک درس خیلی مهم برای ماست که خداوند چقدر مهربان است و ما هم باید مهربان باشیم و اول از این راه را پشت سر خودمان نبندیم. ثانیاً راه را پشت سر کسی نبندیم نوع نگاهمان به آدمها را باید درست کنیم این خیلی مهم است.@ من یک روایتی در این زمینه بخوانم که درس بزرگی برای ماست. از وجود مقدس نبی اکرم(ص) میفرماید: (مَن لا یَرحَم لا یُرحَم) کسی که رحم نکند به او رحم نمیشود(وَ مَن لا یَغفِر لا یُغفَر) پس معلوم است ما هم اهل مغفرت میتوانیم باشیم. غفور باشیم مثل خداوند.@ کسی که مغفرت ندارد نسبت به دیگران خودش هم مورد مغفرت قرار نمیگیرد. یکی از اعمال مهم امشب که مهمترین شب از شبهای قدر هست این هست که انسان هیچ کینهای در دل خودش نسبت به کسی نگه ندارد. اگر امشب ما نتوانیم کسانی را که در حق ما ظلم کردند ببخشیم توقع مغفرت نداشته باشیم هر کس میخواهد باشد.@ یک عزیزی امروز برای من ایمیل زده بود گفت من همسرم را به خاطر ظلمهایی که به من کرده نمیتوانم ببخشم چند بار اسمش را نوشتم که شب قدر دعایش کنم ولی آمدم در شب قدر که دعایش کنم یاد جنایتها و ظلمهایی که در حق من کرده بود میافتادم میدیدم زبانم به دعا برای ایشان باز نشد.@ حالا از من التماس دعا داشت. این خیلی بد است. گفت من نتوانستم دعایش کنم اما شما دعایش کنید. تویی که خودت میتوانی این کار را بکنی چرا به کس دیگر حواله میکنی. یک کسی که میگوید من نمیتوانم این را ببخشم شما ببخشش من نمیتوانم دعا کنم شما بکنید.@ این کار غلط و مسخرهای است که من نتوانستم دعایش کنم شما لااقل این را دعا کنید این خیلی بد است. خدا میگوید کسی که نمیتواند مغفرت انجام بدهد از من هم درخواست مغفرت نداشته باشد. همانطور که دیگران گناه کردن در حق شما، شما هم گناه کردید در حق دیگران.@ جلسه گذشته یادتان هست که معصیت دیگران نسبت به خودتان مثل معصیت خودت در مقابل خدا قرار بده و خطاهای آنها را مثل خطای خودت، همانطور که احتیاج داری خدا تو را ببخشد، دیگران هم احتیاج دارند تو ببخشی. کسی که عُرضه ندارد دیگران را ببخشد از خدا طلب بخشش نمیتواند بکند و بکند هم فایدهای ندارد چون بیرحم است.@ آدم بیرحم را حضرت میفرماید(مَن لا یَرحَم لا یُرحَم) کسی که خودش بیرحم است توقع رحم نباید داشته باشد دهها روایت ما داریم که خداوند به کسی رحم میکند که او رحم بکند یک نمونه باز از نبی اکرم(ص) میفرماید: (یُنادی مُنادٍ فِی النّار یا حَنانُ یا مَنان نَجِّنی مِنَ النّار) عجب صحنه عجیبی است. چقدر هم جگر میخواهد.@ اگر کسی در جهنم بتواند این حرف را بزند خیلی حرف است. وحشت گناه یک کاری میکند که انسان در جهنم هم یاد خدا نمیافتد در عذاب هم یاد خدا نمیافتد. اگر کسی در جهنم بتواند بگوید یا الله، خیلی است بعضیها در گناهانشان یا الله را میگویند. همان موقع هم که گناه میکند در وجودش لرزش دارد. حالت انزجار دارد.@ حضرت آدم(ع) به شیث پسرش نصیحت میکرد. گفت: شیث یک نصیحت به تو بکنم، عرض کرد: پدر بفرمایید، حضرت آدم(ع) فرمود من آن موقعی که خدا به من گفت نزدیک درخت نشو خودم، اضطراب زیادی داشتم. تنفر زیادی داشتم از اینکه آن درخت را استفاده کنم. ولی شیطان وسوسهام کرده بود که برای آن چنین و چنان این را استفاده کنم. ولی خودم متنفر از این کار بودم.@ لذا به تو نصیحت میکنم که اگر یک کاری به تو عَرضه شد که در وجودت از آن تنفر داری، هرگز به سمتش نرو. شیطان خیلی وقتها ما را وسوسه میکند به کارهایی که ما خودمان هم از آن کار تنفر داریم برای همین هم وقتی انسان مرتکب میشود بعدش خیلی عذاب میکشد میگوید از اول وقتی میدانی که از این کار متنفر هستی، سراغش نرو.@ حالا حضرت میفرماید: (مَن لا یَرحَم لا یُرحَم وَ مَن لا یَغفِر لا یُغفَرُ لَه) بخشیده نمیشود نباید توقع داشته باشد(وَ مَن لا یَتُب لا یَتُوبُ الله عَلَیه) پس ما هم میتوانیم مثل خدا تواب باشیم. کسی که توبهپذیر نیست خدا هم توبهاش را قبول نمیکند. ما باید توبهپذیر باشیم.@ اگر کسی در حق ما گناه کرده، ما توبهپذیر باشیم. حضرت فرمود: اگر هم میدانید دارد دروغ میگوید بیخیال شو عذرش را قبول کن. سخت نگیر. به حضرت گفتند: آقا بدترین بدترین بدترینها کیست؟ حضرت فرمود بدترین بدترین بدترینها کسی است که وقتی از او عذرخواهی میکنند عذر دیگران را قبول نمیکند.@ دنبال مچگیری و حالگیری و انتقام و تلافی است. آدمهای اینطوری خوب نیستند. کسی که دنبال مچگیری، حالگیری، پردهبرداری، کشف اسرار، آبروبری، کشف رازها، رسوا کردن کسی، ضایع کردن کسی، خوار کردن کسی هست.@ در روایت داریم خدا هم در دنیا خوارش میکند. (مَن تَتَبَعَ عَوراتَ النّاس تَتَبَعَ الله عَوراتَه) کسی که به دنبال لغزشهای دیگران و گناهان و فحشاهای دیگران هست، خدا هم به دنبال لغزشهای اوست، یعنی خدا رسوایش میکند. لذا خوب نیست آدم حس انتقام داشته باشد آدمها باید به همدیگر مهربان باشند آدمها باید نسبت به همدیگر رحیم باشند.@ ببینید خدا چقدر مهربان است. انتظار دارد ما هم اینطوری باشیم. لذا کسی که توبهپذیر نیست توبه افراد را بپذیرید اگر کسی آمد معذرتخواهی کرد به سوی شما توبه کرد شما بپذیرید به بندگان خدا سخت نگیرید که به شما سخت گرفته میشود.@ و خدا بندهای را که سخت نمیگیرد دوست دارد. در روایت داریم ولو وقتی سخت نمیگیرد میگویند ما این را گول زدیم این ساده است. حضرت میگوید عیبی ندارد. به پیغمبر هم همین حرفها را میزدند.@ یک روایت دیگر در این زمینه برایتان بخوانم. فوقالعاده زیباست. از وجود مقدس امیرالمؤمنی(ع) هست: «وَ إنَّما یَنبَغی لِأهلِ المَعصِیَۀ وَ المَصنُوعِ إلَیهِم فِی السَّلامَۀ أن یَرحَمُوا أهلَ الذُّنُوبِ وَ المَعصِیَۀ وَ یَکُونُ الشُّکرَ هُوَ الغالِبُ عَلَیهِم) ببین امام ما چطوری هست ما باید چقدر مفتخر باشیم که یک همچین پدران و امامانی داریم.@ ما میلیونها برابر بیشتر از افتخارمان به پدر و مادر زمینیمان باید افتخار به پدر و مادر اصلی و آسمانیمان داشته باشیم. یک کسی که حسش و افتخارش به پدر و مادر زمینیاش بیشتر از حس و افتخارش به اهل بیت است.@ یعنی هنوز نفهمیده بچه اهل بیت است. هنوز خودش را نشناخته که واقعاً فرزند اهل بیت است. پدر و مادر ما فقط با ازدواجشان بدن ما را به دنیا آوردند. روح ما آن روح بینهایتطلب ما که الهاش الله هست، آن نفخه محمد و آل محمد هست. لذا انسان باید لذتش، حسش، افتخارش، غرورش همه چیزش را با اهل بیت تنظیم کند.@ سبک زندگیاش را با خانواده اصلیاش تنظیم کند نه با خانواده زمینیاش، حالا چه بسا خانواده زمینیاش هم سبک زندگیشان با اهل بیت یکی باشد بهتر، ولی اگر یکی نبود ما باید سبک زندگیمان را با خاندان خودمان و خانواده خودمان یعنی اهل بیت تنظیم کنیم. با اهل دنیا با گناهکاران با معصیتکاران کاری نداشته باشیم.@ همانطور که خدا نگران گناهکاران و اهل معصیت هست ما باید بغض از آنها به دل نداشته باشیم. نگرانشان باشیم. ولی راهشان را نباید برویم. اطاعت نباید کنیم. با آنها مماشات و مسامحه نکنیم. اجازه ندهیم سر ما را شیره بمالند ما را هم آلوده کنند. در این جهت باید قوی و محکم باشیم. سازشناپذیر باشیم. باج ندهیم.@ ولی نباید از آنها متنفر باشیم. از کارشان چرا ولی از خودشان هرگز، از کارشان باید بدمان بیاید. هیچ وقت ما نباید از یک گناهکار از خودش متنفر باشیم. حالا دقت کنید حضرت میفرماید شایسته است که افراد پاکدامن (أهل العِصمَۀ) آنهایی که در زندگیشان عصمت دارند، گناه نمیکنند معصیت ظاهری ندارند.@ انشاء الله معصیت باطنی هم نداشته باشند، پاکان ، شایسته هست انسانهای پاک و انسانهایی که اهل سلامت هستند، یعنی سلامت روحی و نفسی، شایسته است که (أن یَرحَمُوا أهلَ الذُّنُوبِ وَ المَعصِیَۀ) اهل گناهان و نافرمانیها را به آنها رحم داشته باشند. با مهربانی به اهل گناه نگاه کنند.@ نه با تنفر، نه با بغض، نه با مچگیری، نه با ضایع کردن، نه با آبروبری، نه با ضایع کردن طرف مقابل و به خصوص با سرزنش، این اصلاً کار خوبی نیست. اگر مادر فهمید که پسر گناه کرده به پدر نگوید که بچه جلوی پدرش ضایع بشود. اگر پدر فهمید به مادر نگوید. اگر خواهر فهمید به هیچ کس نگوید. اگر برادر فهمید به کسی نگوید. اگر معلم فهمید به کسی نگوید.@ اگر گناه بزرگتر از خودتان را فهمیدید، استادت گناه کرده، بالادستیات گناه کرده، معلمت گناه کرده، نرو اینطرف و آنطرف فاش کن. یک آدم خیلی باآبرو یک آدمی بزرگی که شما از او توقع ندارید گناه کرده بود خطایی کرد لغزشی داشت اگر انسان دید زود باید دفنش بکند.@ نه اینکه بگوید بیا فلانی هم این کار را کرده همهتان بیایید ببینید من از این مچ گرفتم ببینید فلان کس فلان کار را کرده پسرش اینطوری کرد دخترش اینطوری کرد خودش دارد اینطوری میکند. این گفتنها خیلی خیلی خطرناک است. میگوید به اهل گناهان و معصیتها رحم کنید و اگر خودتان پاک هستید.@ (وَ یَکُونُ الشُّکرَ هُوَ الغالِبُ عَلَیهِم) باید بروید دائماً شکر کنید که خدایا الحمد لله من را از این معصیت معاف کردی. از این جهت به من عافیت دادی. نه اینکه آن را سرزنش کنی، به او حمله و یورش کنی، آبرویش را ببری سرزنشش کنی، تحقیرش بکنی پردهدری از او بکنی. این کار خوبی نیست.@ امیرالمؤمنین (ع) میفرماید که نسبت به اهل گناه با مهربانی برخورد کنید. خدا میداند اگر ما بلد بودیم با اهل معصیت چگونه عمل کنیم خیلی از جوانهای ما که آلوده شده بودند برمیگشتند. علت اینکه برنگشتند این هست که پدر و مادرها، خواهر و برادرها، معلمها، مربیها، مبلغها، بسیار خشن با اینها رفتار کردند.@ بسیار تند و بیادبانه با تحقیر به اینها نگاه کردند. اینها را ضایع کردند و در سرشان زدند. بعضی از علمای ما وقتی اهل گناه و فحشا و منکرات را میدیدند میگفتند خدایا به حق اینها به ما رحم کن. این زیرکی بود خودشان را از آنها آلودهتر میدانستند.@ در روایت داریم هیچ کس را آلودهتر از خودت نبین و آلودهتر از خودت سراغ نداشته باش. کسی را تحقیر کن در سر کسی نزن. چون انسان وقتی کسی را آلوده میبیند، تحقیر میکند، در سرش میزند، رازش را فاش میکند، به مراتب این گناهش بدتر از گناهان دیگر هست. اول از این همان گناه در نامه عمل خودش هم هست.@ چون دارد فساد و فحشا را رواج میدهد افشا میکند. یکی اینکه حتماً با سرزنش کسی خودت هم آن گناه را مرتکب میشوی یا بدتر از آن یک صحنهای برایت پیش میاید که مرتکب میشوی. لذا نباید آدم در سر جوانها در سر اهل معصیت بزند باید مهربانی کند فضا را برایشان باز کند.@ بارها شده اهل معصیت یکجایی رفتند برای روضه برای عزاداری، حالا لباس و ظاهرشان هم خوب نبوده میبینی این متدینین نادان یا اینها را در هیئتها در مساجد در عبادتگاهها راه ندادند یا تحقیرشان کردند بارها شده این اتفاق افتاده.@ خودشان میگویند امام حسین اهل بیت در خواب ما آمدند ما را سرزنش کردند که مگر مجلس مال تو بوده که این گناهکار را برگرداندی. این هم بچه ماست. گناهکار اگر اینجا نیاید کجا برود. خدا رحمت کند یکی از اولیاء خدا را من خیلی سال خدمت ایشان بودم .ایشان میگفت: خیلی بد است انسان استدلال کند که من آلودهام به حرم نمیروم مسجد نمیروم رویم نمیشود.@ آدم کثیف باید حمام برود آدم باید حمام برود که پاک شود. باید حرم بروی حرم جای آدمهای اینطوری است مسجد، مؤسسات فرهنگی، گاهی وقتها به ما ایراد میگیرند میگویند چرا در مؤسسه شما آدمهای اینطوری میایند.@ اصلاً جای آدمهای اینطوری مؤسسات و مسجد و هیئت و امامزاده و حرمهاست. باید بیایند تا آشتی کنند و پاک شوند. کسی هم حق ندارد راه را روی کسی ببندد. ما حق نداریم کسی را کوچک بشماریم. هر کس باید مشغول کار خودش باشد.@ در مورد آدمهای باآبرو، آدمهای بزرگ که گناه میکنند و لغزشی میکنند در روایت داریم لغزش بزرگان را بزرگ نکنید. در سرشان نزنید. در بوق و کرنا نکنید. جایی نگویید. حضرت امیرالمؤمنین میفرماید: (أقیلُوا ذَوِ المُرواۀِ أثَراتِهِم) میفرماید از لغزشهای افراد بزرگ جوانمردان، آدمهای بامروت آدمهای بزرگ بگذرید.@ نبینید بعضیها خورد میشوند که فلان عالم، فلان استاد، فلان مرجع، فلان روحانی، فلان آیت الله، فلان آدم بزرگ، فلان آدم سابقهدار خورد میشوند در زندگیاش که یک چیزی از آن بگیرند که این را بهانه و مستمسکی برای معصیتهای خودشان قرار بدهند و اینطرف و آنطرف هم بگویند آنها اینطوری هستند.@ ببینید در زندگی خود پیغمبر ما هم بوده افرادی از خانواده پیغمبر بودند افرادی از خانواده ائمه خودمان بودند که اهل فسق و فجور و گناه بودند. امامزادهای هست که نگاه کنید چقدر وجودش خطرناک است که امام زمان لعنتش میکند. نباید آدم در زندگی بزرگان خورد شود.@ بعد میفرماید: چون این آدمها، آدمهای خوبی هستند(فَما یَأثُرُ مِنهُم آثَرٌ إلاّ وَ یَدُ اللهِ بِیَدِهِ یَرفَعُه) میگوید هر آدم بزرگ و باآبرویی که لغزش میکند، دنبال لغزششان نباشید. خدا حتماً دست آن بزرگ را میگیرد و بلندش میکند.@ چون یک عمر با آبرو زندگی کرده. حالا یک موقعی یک لغزشی پیدا کرده. یک عمر خوب زندگی کرده. یک جایی پایش بالأخره لغزیده و فریب خورده. ما که معصوم نداریم. هیچ معصومی جز چهارده نفر وجود ندارند آدم نباید با بیرحمی با انسانها رفتار کند. با بیمروتی و خشونت با دیگران رفتار کند.@ میگوید همان بزرگی که تو داری غیبتش را میکنی خدا دستش را میگیرد دوباره بلندش میکند میرود توبه میکند دوباره به او آبرو میدهد بعد هم مگر ما میدانیم در این فاصلهای که ما دیدیم این گناه کرده یا معصیتش را سراغ داریم تا فردا تا پسفردا چه اتفاقی میافتد شاید تا فردا یا پسفردا این توبه کرده باشد.@ ما چرا باید راز مردم را فاش کنیم یا راجع به لغزشهای بزرگان یا افراد جوانمرد و باآبرو اینطرف و آنطرف سخن بگوییم در روایت داریم از امام حسین(ع) که خوش به حال کسی که به خودش مشغول باشد. آنقدر به خودش مشغول باشد که از دیگران غافل بشود.@ و فرمود: (الخائِنُ مَن شَغَلَ نَفسَهُ بِغَیرِ نَفسِه) خائن کسی است که خودش را به غیر از خودش مشغول میکند. هیچ خیانتی بالاتر از این نیست که انسان به چیزی مشغول باشد غیر از خودش، یا به آدمهای دیگر مشغول باشد یا به کارهایی که مربوط به خودش نیست و نمیتواند بعداً روز قیامت جواب بدهد این را خیانت میگویند.@ آدم باید از این بترسد و نگران باشد پس ما باید این مهربانیها را داشته باشیم و از خداوند تبارک و تعالی این درس بزرگ مهربانی را یاد بگیریم.
باز میفرماید ای داود به اهل زمین من خبر بده که من دوستدار کسی هستم که دوستم بدارد.@ این دوست داشتن به معنی دوستی کردن است. یعنی رفاقت، یکی از اسمهایی که امشب از خدا خواندیم رفیق است. خدا رفیق است و رفیقباز است. یعنی وقتی با او رفاقت کنی با تو رفاقت میکند. واقعاً رفیقباز است و با بندهاش رفاقت میکند. دوستی میکند. دوستی میورزد با دوستان خودش و خوش به حال دلی که هوس کند با خدا دوستی کند.@ با خدا انس بگیرد و همنشین کسی هستم که با من همنشینی کند. چقدر مژدهها بزرگ است. من همنشینی میکنم من جلیس هستم. مینشینم با کسی که با من بنشیند. شما هیچ شخصیتی را پیدا نمیکنید که بروی به او بگویی من الان هوس کردم بنشینم با تو حرف بزنم، بگوید بنشینیم.@ خداست که تو هر وقت حتی در آلودهترین حالتت بگویی خدایا سلام بگوید سلام، بگویی آمدم میگوید بفرما، این خداست بگویی ببخش میگوید میبخشم، بگویی ندید بگیر میگوید ندید میگیرم، بگویی دوستم باش میگوید دوستت هستم.@ این خداست واژه نداریم بگوییم به این خوبی به این خدایی، الله اینطوری هست که شما شب و روز وقت و بیوقت هر وقت بروی به او بگویی سلام میگوید سلام، نمیخواهد از او وقت و نوبت بگیری. میگوید هر کس بخواهد با من بنشیند من مینشینم نه الان تا قیامت پایش هستم مینشینم. بعد از قیامت هم بخواهد پایش مینشینم.@ لذا یک عده در بهشت لذتشان اینطوری است. یعنی بهشت ارضائشان نمیکند و لذتشان این هست که سرک بکشند در بهشت مخصوص خدا، خدا یک بهشت مخصوص دارد در روایت داریم در آن دیگر درخت و حوری و کاخ نیست. یک بهشتی هست که فقط در آن عشق و محبت و انس با خودش است. هر کسی جگر ندارد آنجا برود.@ یک عده هست که اصلاً کارشان سرک کشیدن در این بهشتهای آنجاست. آنجا هم که میروند. عموم مؤمنین در روایت داریم شنبهها در بهشت حضرت نوح(ع) یک میهمانی میدهد. آن در درجه خود حضرت نوح است. در مقام خودش. میگوید مهمانی است مهمان که بالا میرود بزرگتر که مهمان میکند آدم میرود به همان اندازه هم بزرگ میشود.@ شنبهها حضرت آدم، هست یکشنبهها حضرت نوح است. دوشنبهها حضرت ابراهیم هست. سهشنبهها حضرت موسی. چهارشنبهها حضرت عیسی. برای بهشتیها مهمانی میدهد خوش به حال آنهایی که میتوانند به این میهمانی راه پیدا کنند.@ در روایت داریم از خود بهشت پرلذتتر مهمانیهایش است. مهمانی در بهشت خیلی هست. متفاوت انواع و اقسام مهمانیها، مهمانیهای حضرت معصومه، حضرت عبدالعظیم، حضرت حمزه، حضرت طاهر بن زین العابدین، امام رضا، ائمه، خیلی اصلاً بساط آنجا بساط عجیبی است. پنجشنبهها مهمانی رسول الله است و جمعهها مهمانی خود خداست.@ در روایت داریم وقتی بهشتیها مهمانی خدا میروند. دیگر دوست ندارند برگردند یعنی وقتی آنجا میروند آنقدر از خدا لذت میبرند که میافتند به سجدهای که بالاترین لذت آنها در آن بهشت این هست که خدا به آنها اجازه بدهد به پای خدا بیفتند.@ همین چیزی که الان مفت در اختیار ما هست و ما از آن فرار میکنیم. نوک میزنیم مثل کلاغ و در میرویم آنجا برای ما غنیمت میشود. خدا میداند یکی از عذابها و حسرتهای انسان وقتی از این دنیا میرود این هست که من چقدر احمق و بدبخت بودم خدا به من توفیق نماز و سجاده و سحر و شب و حرم داده بود و من چقدر مفت اینها را از دست دادم.@ چه حماقتی کردم اینها را از دست دادم خدا به م تسبیح، ذکر، زبان ذاکر، زبان، فراغت داده بود، به من وقت داده بود. من چقدر نادانی کردم وقتی میخواستم در رختخواب بخوابم به جای اینکه خدا را روی بالش خودم بیاورم سرم را روی دست خدا بگذارم بخوابم، خدا را در آغوش بگیرم و بخوابم.@ یک مُشت شیطان و افکار شیطانی و کینه و نفرت و شهوت را در رختخواب میاوردم و با شیاطین همآغوش میشدم. یک مُشت جهنم و شیطانها را در رختخواب میکشیدم. چقدر من نفهم و بیسلیقه بودم. لذا میفرماید اینها وقتی وارد بهشت میشوند لذتشان این هست که بیفتد روی پای خدا، خدا میگوید بلند شوید بروید اینجا دیگر جای این کارها نیست.@ لذا مهمانی که تمام میشود خدا میگوید همه بروند برگردید در بهشتهای خودتان، از دست نده. این را قدر بدانید تا میتوانی با خدا انس بگیر(جَلیسُ مَن جالَسَنی)، و مونس کسی هستم که با یاد من انس بگیرد. انس گرفتن با یاد خدا.@ این احتیاج به تمرین دارد این احتیاج به کار دارد ما باید وقت بگذاریم شما ببینید ماه مبارک رمضان قشنگیاش همین است همین که آدم الان یادش میافتد که شب 23 شد واقعاً برای آدم غصه دارد یعنی آدم میگوید ای کاش ماه مبارک کِش میامد.@ چه شبهای خوبی چه روزهای آرامی چه روزهای بیگناهی، چقدر شیاطین از ما دور بودند. دیگر 22 ـ 23 شبش رفت. یک هفته بیشتر متأسفانه از آن نمانده. شما نگاه کنید این انسی که در ماه مبارک برای شما به دست آمد حتماً سعی کنید حفظش کنید. یعنی مسجد و منبر و حسینیه و شب و زیارت و حرم و سحر و نماز و نماز اول وقت و نماز جماعت نماند.@ دوباره برود سال دیگر، این خیلی زشت است انستان با قرآن را حفظ کنید. انستان با کتاب با مطالعه با شنیدن با عالم را حفظ کنید. در طول سال انسان اینطوری باشد. لذا خدا میگوید من انس میگیرم با کسی که با یاد من انس بگیرد.@ این خیلی متفاوت است با اینکه بگوید من نماز میخوانم باز هم خوب است کسی که نماز میخواند خیلی شرافت دارد به بینمازی که حضرت فرمود(ما بَینَ الکُفرِ وَ الإیمان إلاّ تَرکَ الصَّلاۀ) بین کفر و ایمان فاصلهای جز ترک نماز نیست. ولی انس گرفتن یک چیز دیگر است. رفیق شدن با خدا یک چیز دیگر است.@ ما در این زمینه نیاز به تمرین داریم که حالا من انشاء الله ساعت بعد که خدمتتان مشرف شدم میخواهم چند دقیقهای راجع به این تمرینها صحبت کنیم تمرینهایی که ما باید انجام بدهیم تا یواش یواش انسمان زیاد بشود دلمان گشایش پیدا کند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ یک مرور خیلی خیلی کوتاه به اعمال امشب، صدقه را گفتیم صدقهتان را زیاد بدهید به طوری که خودتان هم دردتان بیاید و اذیت شوید وحشت کنید از اینکه اینقدر دادید چون اینطوری شیطان اذیت میشود ولی اگر صدقهای بدهید که خودتان خوشتان بیاید شیطان هم خیلی خوشش میاید.@ یک صدقهای بدهد که انسان به اجابت دعاهایی که دارد نزدیک بشود کینه از کسی به دل نداشته باشیم حتماً مغفرت داشته باشیم نسبت به دیگران، توبهپذیر باشیم که خداوند هم توبهمان را پاک کند.@ دیشب یک عزیزی برای من پیامک زده بود که من امشب خیلی خوشحالم که وقتی دارم دعا میکنم از هیچ کس هیچ کینه در دلم ندارم این خیلی خوشحالی دارد انسان یعنی به مقام بزرگی رسیده اگر بتواند در دلش هیچی نداشته باشد به مقام غفور برسد انسان اسم بگیرد این خیلی مهم است.@ یک شبکهای تلویزیونی جدیداً تأسیس شده کانال 22، من یک خواهشی از شما دارم چون این شبکه یک شبکه ارزشی است بچههای حزب اللهی و جبهه و جنگ و مسلمانهای خوب و بچههای ناز دارند این شبکه را اداره میکنند و همه محتوای این شبکه هم فیلمهای قشنگ دارد یعنی چیز بد و زننده و ناجور ندارد.@ هم شبکه را ببینید هم روزی دو بار قربۀ الی الله این کار را بکنید روزی دو بار مثل یک ذکری این هم ثواب دارد من قول میدهم ثواب دارد یعنی هم قول میدهم که پول پیامکش به شما برگردد و هم اینکه قول میدهم که ثواب داشته باشد.@ روزی دو بار با این شماره 100022 تماس بگیرید پیامک بدهید از برنامههای خوبشان تشکر کنید و بخواهید که انشاء الله ادامه پیدا کند برنامههای این شبکه چون در این فضای مسموم واقعاً برنامههای خیلی خوب و سازندهای دارد حتماً روزی دو بار این کار را بکنید صبح و شبی یک پیامک بدهید و اعلام حمایت بکنید از این شبکه خوب.@ با هم پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم امشب شب امام زمان هست شب تقرب به امام زمان هست و این دعای(اللهم کن لولیک) وارد شده که زیاد بخوانید برای رفع قربت آقا امام زمان، فرج آقا امام زمان، رفع اضطرار از همه مسلمین و مستضعفان و شیعیان و غیر شیعیان و غیر از مسلمانها هر جایی مستضعفی هست.@ رفع اضطرار از اهل قبور رفع اضطرار از زندگیهای خودمان به خصوص مردم مظلوم فلسطین و غزه را امشب خیلی یاد بکنید امروز صدها نفر زن و کودک کشته شدند که واقعاً دیدن این صحنهها خیلی جانخراش هست برای انسان، صحنههایی که من دیدم خیلی صحنههای بدی بود.@ پدران و مادرانی که بچههای مرده در بغلشان بود و وقتی میخواستند این بچهها را از آنها بگیرند دلشان نمیامد این بچهها را رها کنند آن جنازه بچههایشان را غرق بوسه میکردند و چقدر هم سخت است مثل جان کندن میماند که انسان بچه عزیزش در بغلش بمیرد و بخواهد زیر خاک بدهد آن هم با آن غربت و مظلومیت کشته شده باشد.@ امشب خیلی از صمیم قلب دعا کنید و کافرین و استکبار جهانی را لعنت کنید و از خدا بخواهید که خدا هر چه زودتر اینها را نابود کند.@ (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما به خصوص امشب و این شبها مشمول دعای ویژه حضرت باشیم از سربازان فداکار و فرزندان وفادار حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@