بحث ما درباره ی قوانین حرکت به سمت آخرت وابدیّت بود که گفتیم ما یک ابدیّت درپیش رو داریم و زندگی دنیا سازنده ی 4 مرحله حیات ماست که عبارتند از نحوه ی تولد ما به عالم برزخی تا قیامت 3- نحوه حیات ابدی ماست خود قیامت 4- حیات ابدی پس از قیامت دراین باره یک سلسله فرمول هاست و مقررات که برای حرکت درنظر بگیریم که یکی این حرکت ماهیتاً حرکت جنینی است. نه یک حرکت مکانی یعنی ما درعین حالی که داریم زندگی میکنیم داریم متحول میشویم به آن سمت و این حرکت خود به خود دارد انجام میشود مثل حرکت جنین : نکته ی دیگر گفتیم دراین حرکت چند چیز را رعایت کنیم یکی اینکه در این حرکت نباید نباید عقب گرد داشته باشیم توقف نباید داشته باشیم کندی حرکت نباید داشته باشیم سرعت باید نداشته باشیم وبالاتر از سرعت از دیگران هم باید سبقت بگیریم. گفتیم فقط در این حالت است که ما سالم متولد میشویم ویا انشاءا. . . سالم متولد میشویم به آنجا ونکته ی دیگر تعیین هدف و مقصد و معشوق بود که بدانیم ما باید معشوقمان را از اول پیدا بکنیم برنامه هایی داریم بر اساس دلدادگی به معشوقمان تنظیم بکنیم و معرفی کردیم که معشوق را حق تعالی است و باید حرکت ها حرکت حبی باشد یک حرکت حبی و بر اساس محبت وحق تعالی صورت بگیرد وباید بدانیم ما مال خدا هستیم انّا لله وانا الیه . . .
و پیش خدا هم باز میگردیم بنابراین باید همه ی نحوه ی زندگی را در اینجا بر اساس اینکه مال خدا هم هستیم و پیش خدا برمی گردیم تنظیم بکنیم یعنی باید بدانیم یک روز ارتباط ما با همه چیز و هر کس نابود وازبین میرود وبه قول حضرت هر چه را هر که را میخواهی دوست داشته باش ولی بدان که از او جدا خواهی شد این چیزی نیست ویا کسی نیست که ما دوست داشته باشیم مگر اینکه ازاو جدا شویم بنابراین فقط معشوق نهایی ما میماند که شرایط زیستی ما میماند که با ما هست مثل جنین جنین با هر کس باشد وقتی متولد میشود خودش است وخودش بنابراین گول با هم بودن ها با ؟؟ بودن را نباید بخوریم باید متوجّه باشیم که قرآن میفرماید که کل . . . هر کدام از شما در قیامت به شکل تنهایی میآیید پیش خدا مانند تولد بچّه که تنهایی است یا روز قیامت را میخواهد معلوم کند دو ماهیت بودن قیامت رامی فرماید ان میقات یوم الفضل . . . میقات انسان ها روزمفصل وجدایی کنارهم جمع میشود امّا جدا هستند مانند 10تا 50 تا بچّه متولد میشوند اما وقتی متولد میشوند ازهم جدا هستند ونان دوران جنینی خودش را میخورد هرچه و هر کاری کرده همان رابرداشت میکند پس باید بدانیم اشیاء و افرادی که با آنها در ارتباط هستیم روزی ما آنها را وآنها ما را رها میکنند و از هم جدا میشویم وفقط میمانیم ما و چیزهایی که میبریم با خودمان میبریم یعنی در ذات انسان ها جمع میشود وشکل میگیرد مثل جنین که هر چیز با خودش میبرد چیز هایی که نیاز دارد را با خودش میآورد. ما هم جنین نفس هر چه که کسب کند با خود میبرد قرآن میفرماید در قیامت و بعد از قیامت پس از بردن هر جزایی پایبند خود ش کسب نموده است خودش آورده روح ما هم دررحم دنیا دائماً در حال کسب است توجه کنید ما هر کدام از نظر شخصیتی سر سفره ی گذشته ی خود نشسته ایم گذشته هرچه جمع کردیم و کسب کردیم همان آدم هستیم اگر آدم شاد، مؤمن، بی دین، افسرده ناامید هستیم معلول غذاهای جنینی که خوردیم و سر سفره ی گذشته ی خود خورده ایم شخصیت هر کدام از ما پخته شده ویکسره تغذیه شده تا رسیده به این لحظه که الآن هستیم درقیامت هم ما مینشینیم سر سفره ی دنیا هرچه میبریم میخوریم لذا خوش به حال کسی که بهترین چیزها را جمع میکند بهترین ها واین که قرآن اصرار داردکه با پاکیزه ها معاشرت کنیم برای همین است اگر در قرآن نگاه کنید کلو من الطیبات ما ؟؟ کم ازطیبات وپاکی ها بخورید یعنی با هرچه که میخواهید ارتباط برقرار کنید مطمئن باشید که پاک وطاهر است یعنی با ساختار حیات ابدی سازگاری داردد از جهت محتوا حلال باشد طیب باشد پاک باشد طوری باشد که درحرکت به سوی آخرت لطمه ای به شما وارد نکند اینکه میفرماید در دوستی ها- ارتباطات، انتخابات، رفاقت دقّت کنید همین است. شما در قرآن نگاه کنید درهر موضوعی قید طیب بودن را آورده است. میفرمایند وقتی شما میخواهید حرکت کنید به سمت آخرت اگر بخواهید حیات طیبه داشته باشید هم در دنیا وهم آخرت مقصود این است که انسان همیشه پاک باشد باید طهارت وپاکی را رعایت کند حالا اگر بخواهد حیات طیبه باشد ازدواج باید طیب باشد قرآن میفرماید زن ها پاک برای مردان پاک وزن جنیث برای مردان جنیث هستند در ازدواج درغذا نیز همین طور. با دوستان واتباطات و انتخابات محصول زندگی وحیات طیبه میشود. هم در دنیا وهم در آخرت حیات طیبه وجود دارد لذا درانتخابات و ارتباطات باید این قید را انتخاب نماید وچون طیب یعنی باحرکت شما به سوی آخرت جور دربیاید خیلی از چیزها ممکن است ایراد نداشته باشد ولی باطناً خطر دارد مشروب موسیقی حرام، این حدود را انجام آن را انجام دهید این را بخورید وآن را نخورید حرام است یعنی چه؟ میخوریم فکر میکند طیب نیست یعنی اینکه بخورد جا درجا بمیرد ولی اینطور نیست یعنی ا زحرکت از رحم دنیا به آخرت برای شما مشکل ایجاد میکند. مانند دارو-مواد مخدر- سیگار، اشعه که ما در دردوران بارداری مصرف و ظاهراًبه بچّه موردی وارد نمیآورد ولی در تولد اثر ظاهر و بروز میکند طیب بودن یعنی مثلاًدرریاضی رحم از دنیا به برزخ میرسید این طیب بودن باید شما را پاک کند طیب بودن انسان از هر چیزکه غیررنگ خدا داشته باشد پاک شود لذا هنگام ازدواج خطبه خوانده یعنی حلال شود واین طیبات شرطش این است که با خدا ارتباط داشته باشد ؟؟شما از من طبیعی پاک ومن خدایی پیدا کنید یعنی آن فطرتی که شبیه خداست از خداست دائماً بر شما تسلط پیدا کند وبااصطلاح شما بتوانید آن شباهت را پیدا کنید. شجره ی طیبه هم همینطور پس در حرکت به سوی ابدیت باید این مبنا را در نظر بگیریم که خدا و طیب بودن وپاک بودن وهر انتخاب وارتباطی را این معنا را داشته باشد درغیر این صورت میشود جنیث وآلوده شما نماز شب هم بخوانید برای خدا نباشد میشود جنیث. صدقه-گریه چون رنگ خدایی ندارد وخدا تأیید نمیکند میشود جنیث وخطرناک وروح را آلوده میکند خوب در حرکت به سمت ابدیت مبنا این است که باید به خداوند حق تعالی برسیم چون اول پیش خدا بودیم وحالا آمدیم روی زمین دلتنگ خدائیم و نمیدانیم گاهی در طول روز حالاتی به ما دست میدهد که خودمان کلافه میشویم قرص میخوریم نزد روانپزشک میرویم یا . . . . فکر میکنیم که مشکل رو داریم وپزشک ؟؟ میکند اینطور نیست وقتی چیزی حالت طبیعی اش جای خودش نباشد عکس العمل نشان میدهد مثلاً وقتی که شما نور این اتاق کم شود صدا نامناسب باشد هوا . . . به تعادل نمیرسیم قانون زوجیت : هر چه به زوج خود نرسد از خود اضطراب و عکس العمل نشان میدهد وچون ما کودک عزیز روان از خدا در خود داریم یک روح از او داریم باید به خوراک وزوج خود برسد. وقتی نمیرسد. زوجش که خدا باشد عکس العمل نشان میدهد و بیتابی میکند شما اگر متوجه نباشید وببینید ماده ای در بدن شما کم شده است میبینید بدنتان کم کم پوست پوست میشود. بدن خشک مو میریزد دکتر آزمایش میکند ومی گوید ماده ای کم است وباید به بدن تزریق کنیم به صورت قرص، تزریق و شربت تا درست شود .
در مورد نفس هم اینطوری است. وقتی که به نفس و حقیقت روح شما که شخصیت اصلی شماست خوراک یعنی به او نمیرسد این عکس العمل نشان میدهد در زندگی با چیز دیگری نیز نمیشود جبرانش کرد شما ببینید کمالاتی که قبلاً توضیح دادیم کمالات حیوانی در مورد بخش انسانی ما که گفتیم یک بخش انسانی والهی و یک بخش حیوانی این بخش خوراک های خود را از دنیا میگیرد بخش حیوانی مانند ازدواج، کار، تفریح، مسکن، بچه دارشدن، غذا خوردن، این مسائل اینجوری بعد برای همین یک تعادلی دارد اما بخش انسانی که فطرت است فقط غذایش خداست ولذا با ذکر خدا و یاد خدا میتوانید آرامش کنید یاد حقیقت خودش، معشوق خودش هی باید اون خوراک را بخورد تا آرام شود لذا وقتی شما ذکرتان کم شود وغذای معنوی کم شود این خود به خود عکس العمل نشان میدهد حالا مثلاً حوصله ات سر میرودمی گوید بیا یک هفته برویم کیش خوب شود میآیی میبینی بدتر شدی افسردگی ات هم حل نشد. برویم اروپا حل شود خانه ات را عوض کنی مثلاً ظروف را عوض کن لوازم منزل فرش مبلمان را سرو سامان بده خانه عوض کن ولی مشکل حل نمیشود چون آن بخشی که باید غذا بدهیم غذا نمیدهیم. وقتی گرسنه ای بگویم غذا نیست آ ب بخور یا یک غزل حافظ میخوانم سیر شوی این فایده ای ندارد وقتی گرسنه ای غذا میخواهی غذای نفسکه نرسد بی تابی میکند شما دائماً درکسالت وبی حوصلگی وشکست میافتی درست است موفقیت هایی مانند شغل خوب، همسر خوب درآمد خوب امّا درنهایت زندگیت لنگی داره با اینکه همه جوره در رفاهی تعادلی در زندگی نداری. عصبی هستی، زود رنج هستی، غم وغصه داری، دلشوره داری، مشکلات دیگرهمین جور میایند به سراغ انسان را اذیت میکند لذا باید زوج خودش را برسانید جفت خودش رابرسانید آن وقت درسیستم اسلام طوری طراحی شده این زندگی دینی ما قانون دین برای همین است که میآید خوراک انسان رابدهد برنامه طوری تنظیم شده که همیشه با مقصود ومعشوق خود در ارتباط باشید وبا بی نهایت که معشوق خودتان است تا همیشه تعادلتان را حفظ کنید لذا دردنیا احتیاج دارید به چیزهایی که رنگ و بوی خدایی داشته باشد هر چقدر این ارتباطات قوی تر میشود این چیزی که از خدا در درون ما است بیشتر رشد میکند و به بینهایت شدن نزدیک تر میشود بنابراین دردنیا جنبه ی حیوانی احتیاج به جنبه های دنیایی دارد به ازدواج، تکثیر، تولید مثل، بچّه دار شدن، بچه بزرگ کردن غذا خوردن به جنس مخالف، مسکن، تفریح به کار که مربوط به بخش حیوانی ماست آن بخشی خدایی احتیاج به خدا دردنیا لذا درآداب و فرمول تغذیه ما احتیاج چیزی داریم که دائم ما را به معشوق وصل کند وتعادل ما را حفظ کند. خوب خوراک های معنوی درواقع انسانی، (ذکر خدا، نماز، ومسائلی از این قبیل که من تک تک توضیح خواهم داد یکی ازچیزهای که احتیاج به خدا داریم این است که چون اصلاً ما درواقع پیش خدا بودیم وآمدیم اینجا همه ی حرکت های انسان از روی دلتنگی انجام میشود حتی دنیا خواهی هم از روی دلتنگی برای خدا انجام میشود چون قبلاًاینجا بوده وبینهایت را جذب کرده حالا که آمده اینجا میخواهد برگردد به وضع اولی درست شد برمی گردد حالا احتیاج دارد به چیزی که به آن شبیه باشد احتیاج داردوبتواند آن را نگه دارد حالامن داستانش را توضیح میدهم خوب دقت کنید. چون میخواهیم مباحث دیگر احکام را از آن استخراج کنیم بعد آن برایتان قابل فهم تر باشد . (ذکر صلوات) ما اینجا که بودیم وصل به کمال مطلق بودیم که آمدیم اگر هیچ شباهتی با کمال مطلق نداشته باشد زندگی کردن دراین جا محال است بنابراین خداوند تبارک وتعالی جوری تجلی میکند دردنیا که هم این بخش دلتنگی نکند واعصابش خرد نشود وراحت وشاد باشد تا بتواند در اختیا ربخش انسانی بیاید چون برای اینکه هریک نفرما برای اینکه شبیه خداوند شویم ومثل خدا شویم باید این جنبه ی حیوانی داشته باشیم که طبیعت بتواند ما رانگه دارد وبعد این جنبه ی انسانی هم به خوراکش برسد وتعادل برقرار شود لذا برای بخش حیوانی تو در دنیا خداوند در دنیا خوراک ها، جفت ها وزوج های قرارداده دربخش انسانی ما هم همینطور ولی چون مجموع اینها یک روح واحد است چون حیوانیت ما، نفس ما یک واحد است که دوبعد دار د. بعد حیوانی وانسانی که هر دو یک نفر است دقّت کنید دو نفر نیستند، یک نفرند برای اینکه این بخش بتواند راحت باشد در اینجا چون این بخش هم باید به خوراک هایش برسد واین بخش هم برسد خداوند تبارک وتعالی فرمول هایی گذاشته است شما مثلاً فرض بفرمائید که زوج یک نفرند که آرام است زوج بچه مادرش است اگر این مادر را ازبچّه بگیریم مثلاً مادر بمیرد یا مسافرت برود یا مریض است به هر دلیل نمیتواند با بچه اش باشد شما وقتی که میخواهید بچه را آرام کنید باید از جنس مادر زن انتخاب میکنید، مرد انتخا ب نمیکنید چون بچه نمیتواند ارتباط برقرار کند باید حتماً از جنس زن باشد. باید خصوصیات وکمالات مادررا تا حدی داشته باشد بنابراین مثلاً شما نگاه کنید خانم ها وقتی بچه رابخواهیم آرام کنیم یا با خاله، یا عمه یا مادر بزرگ یا خواهر ویا کسی که رنگ وبوی ازمادر داشته باشد تا بتواند تا حدودی فراق مادر جایش پر شود وآرامش داشته باشد وگرنه مثلاً فرض بفرمائید که اینجوری نباشد همچنین وضعی نباشد بچه خیلی فشار میآید و اذیت میشود باید حتماً جای خالی مادر را با کسی که به میزانی شبیه مادر باشد پر کنیم یعنی با هر که وهر چه انس داشته باشد باید با چه چیزی که رنگ وبوی آن چیز را دارد آرامش کنیم بچه اگر پستانک را تحمل میکند تا زمانی مانند پستان مادر است بعد که میفهمد پس میزند وچون شبیه پستان مادراست. بنابر در حرکتی که قبلاً داشتیم پیش خدا بودیم حالا آمدیم اینجا مثل این است که زندان او را بیندازد در اوج ارتباطات اعظای خانواده یک دفعه زندان بیفتد شما بیمارستان خوابیدید اولین فشار مریضی بیشتر از خود مرض دلتنگی وتنهایی اذیت میکند بنابراین دراتاقی که تنهاست هیچ امکاناتی ندارد زود پژمرده میشود، توجه فرمودید امّا اگر یک هم اتاقی داشته باشد دیدید چقدر با هم دوست میشوند، ممکن است هیچ هم سنخیتی هم نداشته باشند ولی میبیند نه پدر است، نه مادر، نه همسر، نه برادر، نه خواهر نه دوست هیچکس نیست فقط همین یک نفر است من خودم در بیمارستان مسابقه ی طولانی دارم یک پیرمرد 50 یا 60 ساله با یک کودک 15 یا 16 ساله رفیق میشوند چون انسان احتیاج به انس دارد احتیاج به کسی دارد که شباهت به کسان دیگرش داشته باشد. برای همین مجبورند باهم حرف بزنند درست شد توی یک اتاق باشد تنها زود خسته وپژمرده میشود اما اگر در اتاقی باشد که یک چیزهایی شبیه چیزهایی باشد که او به آن انس دارد میبینی که زود انس میگیرد تلویزیون باشه خوشحال تر، روزنامه باشه خوش حال تره من یادم است وقتی تنها بودم بچه بودم 10 ساله بودم بیمارستان خوابیده بودم به دلیلی بعد کتاب و روزنامه ام که تمام میشد افسرده میشدم ولی وقتی کتابی به من میرسید، روزنامه میرسید مثلاً میتوانستم ساعت ها را بیشتر تحمل کنم برایم سریعتر میگذ شت اما وقتی روزنامه و کتاب نبود اینطور نبودم مثلاً کسی دکتر یا پرستاری ازجلوی اتاقم ردمی شد میگفتم روزنامه بیاورد چون روزنامه مطالب زیادی دارد و میگفتم تا این روزنامه را تمام کنم ساعت های بیشتری میگذردمثلاً با توجه علاقه ای به کتاب داشتم کمترمی خریدم میگفتم کتاب زود تمام میشود حالا هر کس با یه چیز سنخیت دارد دوست داره یک چیزی از اون باشه با او مثلاً یک نفر را اسیر کنند در یک کشور بیگانه به محض اینکه اسیر شود پژمرده میشود امّا در زندان شب شروع میکند به باسازی اشخاص وامکاناتی که قبل از اسارت داشته است وباید با آنها به نحوی انس بگیرد. حتی شده یک حیوان گربه یا پرنده خود را مشغول کند تا از اون دلتنگی در بیاید حالا خدا برای اینکه ما بتوانیم دنیا را تحمل کنیم تو دنیا یک مدت باشیم تحمل کنیم، وقتی دنیا را آفریده از سنخ بهشت وبالاتر آفریده ولی وقتی شما میآیید به دنیا دلروشنی و چشم روشنی هایی را قرار که انسان بتواند دنیا را تحمل کند تا بتواند به آن کمالی که باید برسد، برسد اینها همه تجلیلاتی است که انسان را به یاد اصل وریشه خود میاندازد. فرش و دیوار را نگاه کنید همه از مقوله ی زیبایی است تنوع لباس، زیبایی به ما توی این زندان حوصله میدهد که بتوانیم تحملش نمائیم. یک بچه، یک همسر، یک دوست، یک خواهر، یک مادرهمه از مقوله ی محبت است تا انسان بتواند در دنیا تحمل کند یک مقدار علم میدهد به انسان شرایط علمی را فراهم میکند چون انسان قبلاً آن جا که بود علم مطلق در ارتباط بوده اینجا که هست بی علمی آزار میدهد انسان را بنابراین انسان مجبور است یک قسمت از زندگیش را بگذارد برای یاد گیری، فهمیدن، روشن شدن، کمال پیدا کردن دیگه هیچ چیز جایش را پرنمی کند دیگه وقتی انسان اطلاعات ندارد از زن داشتن، تلویزیون نگاه نمیتواند جای بی علمی را بگیرد بنابراین ساعاتی را به کار علمی و فراق آن حالاتی که با علم مطلق داشته بتواند جبران کند از هر سنخ لذت ها را قرار داده تا ما کمی تحمل دنیا را بتوانیم بکنیم وبه وظایف خود عمل کنیم این در بعد حیوانی که زوج، زوج قرار داده است در مورد بعد انسانی چون فراق خیلی سخت هست، دوری هم خیلی سخت است باید کسانی را قرار داده که شباهت بیشتری با خداوند دارند یعنی یک کسی راقرار داده که اصل و ریشه ی ما ست یعنی امام معصوم و آنها را قرار داده تا ما با ارتباط با معصوم ارتباط با بینهایت برقرار کنیم و در سایه ارتباط با معصوم که بیشترین شباهت را با خدا دلمان را آرام بکنیم. حالا یا به معصوم دسترسی داریم یا نداریم میگوییم برویم به قبورشان که آنها میبینند وکلام شما را میشنوند وشما در ارتباط با اینها از دست میدهید ما وامثال ما شما چون تا حدودی این ارتباط را داریم مقدار زیادی تعادل داریم ولی اینکه از دست برود تازه میفهمیم که چی نداریم ولی متأسفانه قدرش را نمیدانیم یعنی از ما وقتی گرفته شود دچار پژمردگی میشویم من چند وقت که رفته بودم لبنان بعد دیدم دارم بی حوصله میشوم یک روز رفته بودم یک منطقه ی مسیحی نشین باید چند وقتی آنجا میماندم نه مسجدی نه چیزی دیدم خیلی داره حوصله ام سر میرود مجبور شدم برای اینکه خود را آرام کنم بروم کلیسا رفتم مسیر زیادی طی کردم و کلیسا رفتم ومدتی نشستم فاتحه برای حضرت مریم وصلواتی برای حضرت عیسی فرستادم ومقداری ذکر گفتیم نماز که نمیتوانستم بخوانم تا آرام شدیم بنابراین این چیزهایی که با آن آرام هستید در نزد شما هست نمودی ندارد وقتی از انسان گرفته شود مثلاً با صدای اذان چون محبوب شماست آرام میشوید حتی ممکن است نفهمید که آرام شده ای امّا صورت های مقدس مانند مسجد و حسینه چون شما را به اصل خود نا خود آگاه در داخل آن آرامش پیدا میکنید شما میتوانید دو روز نمازنخوانید ببینید تمام حالتان بهم میریزد همان نمازی هم که فهمش را نداشته باشی امّا با نخواندن آن تعادل بهم میخورد، السماء خدا فاطمه محمد چون با ماست وقتی چشم ما میخورد به ما خوراک میدهد واین کودک عزیز روان آرام میشود اگر مدتی از اینها دور شوید تمام افسردگی و پژمردگی شروع میشود. خوب پس ما از نظر دل محبت احتیاج داریم در دنیا با خود خدا ارتباط برقرار کنیم( رابطه ی محبت آمیز) و با کسانی که تجلی کامل خود خداوند باریتعالی هستند یعنی معصومین(ع) اگر با اینها باشیم آرامش داریم وخوراک میخوریم وآن عملیات تبدیل شدن را نیز انجام میدهیم عملیات کمال ، تکامل را با حق تعالی انجام میدهیم برای همین در زیارت عاشورا غیر از مصیبت عظیم که کشته شدن اهل بیت است مصیبت اعظم عدم ارتباط با اینها خیلی اذیّت کننده است. در دعای روز شنبه به حضرت رسول چه عرض میکنیم؟یا رسول ا. . . ما متأسفانه کار زیادی روی ارتباط با رسول خدا نکردیم رسول خدا یک مقدار اگر انس بگیرید با او فوق العاده زندگی شما را شیرین میکند چون پیامبر شبیه ترین انسان به خداوند است ولی مخلوق خداست که خدا مثل خودش آفریده است فوق العاده فوق العاده زیبا، شیرین، نمکی ودوست داشتنی است این شخصیت رحمه العالمین است سنن النبی را میخوانید دیوانه اش، و شیفته اش میشوید خیلی این وجود دوست داشتنی و نمکی وخوردنی است آدم وقتی حالت های پیامبر را میبیند به شدت دلتنگ میشود برای همین خداوند دعا میفرستند برای ما دعا را برای آدمی میفرستند که شناخت از پیامبر دارد یک آدم متعادل اگر بگویم آب چقدر خوب ومفید است برای زندگی شما باور میکنید؟ هیچ کدام شک میکنید؟ ؟؟یک ماه تابستان میگوید آب از همه ی نوشابه ها گوارا تر است. هیچ چیزجای آب را نمیگیرد پیامبر برای کسی است که تعادل فطری خوبی دارد وقتی فارق میشود از پیامبرعزای نبودن پیامبر را میگیرد روزهای شنبه من مصیبت زده هستم نمیگوید یا رسول ا. . . میگوید یا حبیب قلوبنا محبوب دل من یا رسول ا. . . دل من غم زده است. به خاطر اینکه تو را از دست داده ام وپیش من نیستی. و وحی از من قطع شده است کی میتواند انسان ها به هم اجازه میدهند که طوری میخواهند همدیگر را صدا کنند مثلاً آقای فلان، خانم فلان درست است اما کسی اسم کوچک شما رابیخودی صدا نمیکند چه کسی حق دارد اسم کوچک شما را صدا کند کسی که صمیمیتی با شما داشته باشد. وارتباط داشته باشد حقی داشته باشد یک ولایتی داشته باشد درست شد بزرگ ترین شخصیت عالم را اینجوری صدا میکنی؟ برو الآن به یک نفر یک آیت ا. . . یا شخصیت مذهبی بگو عزیزم هیچ جور در نمیآید. اما خدا میگوید وقتی میخواهی با پیامبر صحبت کنی بگو عزیزم نمیگوئیم یا رسول ا. . . ، عزیزم وقتی میگویی عزیزم خیلی خبرهاست پشت پرده تو باید شعورت برسد وکشفش کنی با پیامبر صحبت میکنید از نظر حقوق میگویییا رسول ا. . . همان طور که بگوئید یا رسول ا. . . حضرت زهرا (س) هم میگفت یا رسول ا. . . پیامبر فرمود دخترم تو نگو بگو بابا یعنی وقتی خودش رابطه ی صمیمی داشت مثلاً به حضرت علی میگفت به جون تو به پیامبر میگوید به جون تو وقتی به تو اجازه میدهد به پیامبر بگویی عزیزم بگویی عزیزم حبیب قلوبنا یعنی عزیز دلم معلوم است باید فکر کنی که چرا به تو اجازه داده اند که به یک نفر بگویی. . . . . . شما اگر به یک سلطان یا حاکم بگویی عزیزم ممکن است سرت را بزند میگویند چقدر بی ادب بوده مثلاً مگر من پسر خاله اش هستم؟ ولی به رسول خدا، با عظمت ترین شخصیت که میرسد میگوید تو به او بگو عزیز دلم یا حبیب قلوبنا . . . . . . پس باید بفهمی برای چه به تو گفته اند با پیامبرحرف بزنی. یا وقتی با خدا حرف میزنی میگویی اللهم . . . . . یعنی خدایا دور است امّا گاهی میگوید الهی . . . . . عزیز من، دلبر من، معشوق من، محبوب من، . . . . . . . . اللهی یعنی این یعنی خدای عزیزم وقتی خود اله یعنی معشوق و محبوب و دلبر من اگر به باری که داری حرف میزنی نگاه کنی وقتی بخواهی عزیزم بگویی نوع ارتباط عوض میشود تنظیم میشود گاهی هم میگویی آقا پسر این کار را انجام بده، درست ؟ گاهی فرزندت را صدا میکنی و میگویی حسین جان امیر جان عزیزم این بچّه خیلی برایش فرق میکند پدر وقتی صدا میکند آی پسر بدو بدو این کار را بکن امّا وقتی میگوید عزیزم حسین جان، وقتی به این نحو باشد پسر هر چه خسته باشد خستگی از تنش میرود درست وقتی پدر با این نحو وارد میشود زمین تا آسمان فرق میکند در مورد تربیت دینی گاهی میگویی تو غلط میکنی نماز نخوانی باید حجاب کنی، فشار میآوری پس میزند امّا گاهی اینقدر تو را دوست دارد زود این چیزها را میگیرد خیلی زود ای شباهت ها را برقرار میکند. پس مبنا در حرکت یادمان باشد محبت است و مبنا عشق است لذا وقتی خدا در قرآن میخواهد صحبت کند با شما توجه کنید صفحه را در حرکت به سمت خودش فرمول معدنی میکند چون فرمول ها برای رسیدن به معشوق است و میگوید باید رعایت کنی و میگوید از طرف من به شما که محبت زیاد است عشق ومحبت بینهایت است چون خود منشأ عشق است وتمام عشق های عالم و عاطفه های عالم را خدا آفریده است این همه محبت ذره ای از محبت الهی قرار گرفته و این همه لیلی و مجنون وشیرین و فرهاد و هر انسانی برای خودش از این چیزها داشته است ودارد ولذا وقتی میخواهد صحبت کند چون خود منشأء عشق است منشأ حب است زبان هم منشأ حب است وقتی دین را میآورد با کلمه ی محبت میآورد. قل ان کنتم تحبون ا. . . . . . . . بگو اگر خدا رادوست دارید او را تبعیت کنید تا او هم شما را دوست داشته باشد و یک رابطه ی عشق وعاشق برقرار شود و یک شباهتی ایجاد در عزاداریها هم وقتی به عزاداری به حسینیه میآیید هیچ وقت از این متنفر نیستید خوشحال هستید امام حسین، پرچم سبز چون بین شما و آنها رابطه ی محبتی وجود دارد. رابطه ی پدر وفرزندی است وشما لذت میبرید وکم کم همین گریه ها شما را شبیه میکند گریه براهل بیت انسان را مطیع اهل بیت میکند و اطاعت هم سنخیت و تبعیت میآورد شباهت میآورد وشما شبیه به آن چیزی که میخواهید برسید میرسید ووقتی هم کاری را بخواهید نکنید نمیگوید این کار را نکنید به جهنم میبرم شما را برای کسانی که حیوان هستند از جنبه ی حیوانی میگوید جهنم میبریم شما را به شما خوراک میدهیم چون با زبان دنیا حرف میزند یعنی میگوید بهشت دنیا ی ممتد است هر چه اینجا هست ابدی در ابدیت است ولی برای کسی که زبان محبت حالیش میشود میگوید خدا از آنها راضی و آنها هم راضی اند میگوید خدا شما را دوست دارد چون خدا با زبان محبت حرف میزند گاهی به بچه میگویی این کار را بکنی فلان چیز را برایت میخرم اگر انجام ندهی نمیخرم یک موقعی هم میگویی اگر این کار را نکنی دوست ندارم خوشم نمیآید یعنی از یک مبنای بالاتری داری با بچه صحبت میکنی. پدر ومادری که میدانند فرزندشان اصلاً به حرف آنها گوش نمیدهند از این مبنا نمیتوانند با او صحبت نمایند چرا چون برای بچه بی تأثیر است فقط کی پدر و مادر میگویند دوست دارم یا ندارم زمانی که بچه این ادبیات را سرش شود و بداند دوست داشتن ونداشتن یعنی چه خدا برای آدم حسابی ها نه حرف از بهشت زده نه جهنم فقط از عشق ومحبت ودوست داشتن خدا دوست دارد اینطوری باشید خدا دوست ندارد اینطوری باشید چون آدم حسابی زبان محبت را متوجه میشود فارق از بهشت و جهنم با پیامبر دوست است غایت سخن گفتم با آن ها ما شما را دوست داریم ما بچّه های شما هستیم در زیارت عاشورا از ظلم هایی را وارد نمودند وبرای مصیبت اعظم که بیشتر مصیبت اعظم مد نظر است در دعای ندبه نیز به فراق ها و نبود ائمه بیشتر اشاره شده تا اینکه ظلم هایی که به آنها شده بر دلتنگی هایی که بین ما و امام زمان عج است بیشتر توجه شده است وقتی میگویم ما و امام زمان یعنی«ِِما» طبیعی و سالم و فطری اما عده ای عمری دلشان برای امام زمان عج تنگ هم نمیشود و با معشوق های حیوانی سرگرم هستند وکودک عزیز روان را اصلاً کشتند و یک تکان نخورد و یاد اصل و ریشه ی خود نکند خیلی ها در آغاز زندگی حاضرند این کودک عزیز را سقط کنند تا حوس این کودک به سرشان نزند و اذیت شان نکند میگشتند کودک عزیز روان را تا درخواستی نباشه و درخواستهای حیوانی بماند و یکسره سفارش ها و تمنا ی حیوانی باشد. اما کسانی که آن کودک عزیز روان در آنها زنده است به آن احترام میگذارند برایش مادری میکنند وبزرگش میکنند بعد صحبت میکنم لذا وقتی با اهل بیت صحبت میکنی میگویی من ازاین مصیبت هایی که بر شما آمده ناراحتم و خداوند لعنت کند آنهایی که شما را از ما گرفتند و کشتند حالا قاعده ی محبت چیست؟اگر کسی به تو آسیب رساند شما علاوه بر ناراحت بودن انتقام هم بگیری روح انتقام در تو باشد و گریه دروغ میگویی ما اگر با پدر ومادر و خواهرمان جنایتی کنند فقط عزاداری نمیکنیم بلکه انتقام و روح و عاطفه بر ناموس میکنیم. خانمی از دست شوهرش گله میکرد و میگفت من از بی غیرتی این آقا خیلی ناراحتم رفتم بیرون چند نظر به من حرف نا مربوط زدند من در انتظار اینکه ایشان پاسخی بد دهند میگوید بریم عییبی نداره این زن ناراحت میشود و به آن بر میخورد چون دوست دارد شوهرش که ادعای مردانگی میکند به نفع او درهمه ی موارد مختلف از زن دفاع کند ناموس طبیعی که اینطور است نباید بنشینید و فقط بگویید متأسفم حالا شده مرد اقدامی کند در برابر دختر، بچه یا هر حقّی انسان دست به انتقام میزند وقتی رابطه ی فطری ما با اهل بیت بیشتر است آنقدرزیاد است که وقتی میگوییم پدر ومادر طبیعی ما فدای شما شود پس معلوم است رابطه ی محبتی ما و ائمه خیلی زیاد است وقتی میگوییم فدای شما شود یعنی رابطه ی صمیمی داریم حالا اگر با حضرت زهرا(س) امام زمان عج امام حسین(ع) کسی چنین کند ما فقط باید بنشینیم گریه کنیم؟ یا نه باید غیرت وروح انتقام هم داشته باشیم؟ به همین دلیل در زیارت عاشورا میگوید اگر شما واقعاً بچه های اهلی هستید باید روح انتقام طبیعی است که باید داشته باشید لذا درد و جا میفرماید بگوئید اسئل ا. . . ان یرزقنی طلب ثارک . . . . . انتقام خون خودم را میخواهم یعنی من که الآن 40 سال دارم امام حسینی که سال 61 کشته شده خون من آن موقع ریخته شده است میدونید چه معنا دارد؟ خوب فکربکنید چه معنا دارد که خون آن ریخته شده است ومن میخواهم انتقام خون خودم را بگیرم اصلاً این همه صمیمیت از کجا آمده؟ درست است حرف از انتقام است وروح انتقام دربسترعشق و محبت درحال انجام شدن است. ما طبیعی میدانیم عاشقانه میدونیم یک مرد به خاطر اینکه به او ظلم شده برود آن جانی را بکشد؟یا نه؟ عاشقانه است صورت خشن ولی باطن زیبایی دارد. اگر انسان به خاطر اهل بیت اهل انتقام باشد در واقع بزرگ ترین عشق را به انسان ها داشته است. کسی که اهل انتقام نیست جنیث ترین و خشن ترین روح را دارد چرا چون اهل بیت هزار ویک جور بدبختی برای انسان ها آورده است. اگر کسی عاشق انسان ها و بچه ها امروز از تو کوچه میآمدم دیدم یک عده بچه تعطیل شدند دخترهای کوچولو وناز و خوب همچنین دلم شکست گفتم امام زمان عج را برای این بچه ها برسان که این بچه ها خوب زندگی کنند اینها مادران امت امام زمان عج هستند اینها شاد باشند ودچار غم وغصه ای نباشند آدم دلش نمیآید هیچ بچّه ای دچار غم وغصه باشد هر چه غم وغصه و نکبت بر سر ماست این هست که پدر بالای سر ما نیست پدر بالای سر ما باشد دیگر هیچ مشکلی نداریم لذا نمیشود انسان عاطفه داشته باشد و امام زمان عج را نخواهد ظهور را نخواهد و برای ظهور فعالیتی نکند اهل عملیات انتقام از بدها، ظالمان و کسانی که پدرها را میکشند و خانواده ها را متلاشی میکنند اهل انتقام نباشیم. باید باشیم لذا عملیات انتقامی که شما میگویید ولعنتی هم که شما میکنید خشونت در آن نیست بلکه عشق و محبّت است در کتاب عزادار توضیح داده ام حاکمیت روح و ؟؟بر عملیات انتقام. انتقامی که حضرت مهدی میگیرد رحمت است و ؟؟ حرف درزیارت عاشورا قشنگ ترین و معنا دارترین و محبت آمیزترین حرف ها میباشد. دیگه چیه داریم میخواهیم آرزو داریم چون از خدا میشم با کسی ارتباط برقرار کنیم که ما را از اصلمان جدا نکند. یک نفر که پدر را از دست میدهد یک نفرکه بیشتر رنگ پدر را دارد مادر، برادر میگوید لااقل با اینها باشیم، سرگرم باشم مادر را ا زدست میدهد نزد کسی که به مادر نزدیک ترند میرود ولی اگر آنها را از تو بگیرند؟ دو تا خواهر یا دو تا دوست که خیلی با هم علاقمند هستند اگر بخواهند جدایشان کنند ناراحت میشوند دو نفر تو سلول و زندان نیز ما را نزد. هم باعث میشود یاد محبت های اصلی و ریشه ای شویم یکی از بزرگان میگفت وقتی حضرت آیت ا. . . خامنه در زندان بودند همه دوست داشتند در کنار ایشان باشند همه دوست داشتند تا آرام شوند حتی توی زندان آدم نیاز داره نزد کسی باشه که او را یاد کسی بیندازد که آرامش میدهد توجه کردید لذا در دنیا میگوئیم خدایا توی دنیا دلمان تنگ تو میشود نگذار پژمرده شویم ما را با کسانی قرار بده که بیشترین شباهت را به تو دارند وقتی به آنها نگاه کنیم یاد اصل وریشه ی خود بیفتیم به غیس گفتند با کی رفیق شویم؟ با کسی که شما را یاد خدا بیندازد. این یادتان نرود این را قبلاً ده ها بار تجربه کرده اید حتی اگر یک رفیقی بگیرید که طبیعت گراست فطرت گرا نیست دقیقاً میبینید با او آرامش نمیتوانی بگیری. بعد از یک مدّت ضربه میبینی بعد از یک مدّت بینتان خراب میشود فاصله میافتد لذا میگوید رفیق هایتان را نیزازآدمهای خوب بگیرد از کسانی که شما را آرام وبه یاد خدا بیندازد. میگه اگر شوهرمی دهی دخترت را به یک مؤمن و با تقوا بده چون اگر خوشش بیاید دخترت خوشبخت است اگر خوشش نیاید حداقل دیگر به دخترت ظلم نمیکند بازمبنا همین است پس در روابط دردنیا جوری باشد که دلتنگ و افسرده نشویم بنابراین برای همین است به رفتن ویاد مجالس اهل بیت سفارش شده است. ما میرویم مجلس امام حسین درست است گریه میکنیم جسم گریه میکند کدام بخش شاد است؟ فطرت شما اگرگریه نکنی افسرده میشوی. ولی وقتی اشکی برای امام حسین(ع) میریزی احساس رضایت میکنی. از مجلس راضی بیرون میآیی. توجه فرمودید. عصرعاشورا انسان مقداری حالت نشاط دارد با این که به دلیل مصائب غمگین است اما خوشحال است که به خاطر سید الشهداء به معشوقش رسیده است. حضرت زینب(س) هم شاد است جز زیبایی چیزی ندیدم هر چه دیدم زیبا بود وقتی میگوید قشنگ بود نگاه نگاه خاصی است. پس ما به با هم بودن به هم نگاه کردن . . . . . . میگویند به صورت وچهره ی عالم نگه کردن عبادت است نگاه کردن به درب خانه ی عالم عبادت است چه فرقی داره؟ درخانه را با قید یک عالم دینی نگاه میکنید حرم ها هم همینطور بعضی احمق ها فکر میکنند ضریح را میبوسم نه بوسیدن ضریح و سنگ ضریح به دلیل روحی است که بر آنجا حاکم است. شرف مکان به آن است که به کسی که درآن مکان است ما بوسیدن حرم و درب رابه خاطرعزیزی است که در آنجا دفن است در واقع ضریح حکم دست را داردیعنی دست را میبوسی یکی از اولیای الهی گفت: دیدم حضرت مهدی عج آمده بود و سنگ پایین حرم معصومه(س) را میبوسید کم نیست خم شده بود بزرگان ما میگویند چند درب مانده بود به حیاط اهل بیت مراجع پایین آن درب ها را میبوسید خیلی خوب پس معنا داراست وقتی ضریح را میبوسید یعنی یک رابطه ی عاطفه ی با کی برقرار میکنی؟ با خود آن شخص برقرار میکنی ولی چون باطن امر میفرمایند هر وقت به پیش ما میآیید اول ما یادتان میکنیم دلتنگ شما میشویم تا شما دلتنگ ما شوید در واقع هر باری که ضریح را میبوسی یادت باشه اون داره شما رامی بوسه حتی هوس بوسه وعلاقه را از آن ور میگیریم دیدید وقتی پدر ومادر دلشان خیلی تنگ که میشود میگویند بیا منو ببوس وبچه میبوسه ما یک دختر داریم وقتی میگوئیم بیا ما را ببوس نمیآید و او میآید و دل ضعفه میگیره میخواهد او را ببوسد اهل بیت شما رامی بوسند یادتان باشد شما ضریح را در آغوش میگیرید یعنی اهل بیت شما را در آغوش گرفته اند. امام صادق(ع) فرمودند: هیچ یک از یاد ما نمیکنید مگر اینکه اوّل ما یاد شما کنیم تا به دیدن ما و ملاقات ما واسم ما را بگوئید و لکن . . . . . اول ذکر سده یاد دل شما میکند بعد عاشق میتواند حرف بزند. اگر از جانب معشوق نباید کششی کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد پس مبنا این دلتنگی ها، بوسیدن ها، بایدد خیلی دقّت کنیم هر وقت در دل شما محبّت بیشتر میشود معلوم است که بیشتر شبیه آنها شده اید وجلسه ی بعد میخواهم در این مورد بیشتر صحبت کنم. پس نسبت به اهل بیت ببین چقدر دلتنگ میشوید، نسبت به امام زمان ببینید چقدر دلتنگ میشوید؟ نسبت به امام رضا(ع) چقدر دلتنگ میشوید؟ چقدر هوس حرم میکنید چقدر هوس امام رضا(ع) را میکنید توی حرم که میروی تظاهرات که داری چگونه هست؟ چه نوع تظاهراتی داری؟ یک وقت هست یک نفر همین طوری میرود و کور میآید وبا دل گرفته، باید ببینی کجای کارت اشکال داره که اینجوری میروی و میآیی فکر کن یک پدر وفرزند مدّت ها همدیگر را ندیده اند وقتی میبینند چگونه رفتار میکنند مثل ماست ضعیف سلام معلوم است بین اینه برگ عاطفی وجود دارد دو نفر . . . . . . شما به فاصله ی یک درخت هم که ازهم جدا میشود به هم دست بدهید حضرت میفرمایند این ارتباط بدنی خیلی چیزها را رد و بدل میکند وقتی میروی یخ پیش امام رضا(ع) مردگی عاطفی داری چون امام رضا(ع) دلش برای تو تنگ شده و تو را صدا کرده بروی آنجا خوب آغوش هم باز کرده اما تو با سردی نباید بروی حرم باید ببینی مشکل کار کجاست؟ او آنقدردلش تنگ شده تو را صدا کرده تا آنجا آمدی. من یادم رفتم حرم پایین پا و زیارت جامعه و . . . . . میخوانم شلوغ باشه میروم یادم است سرطان داشتم رفتم دوستمان گفت با این حال کجا میروی چون زیر بغل را گرفته بودند گفتم کاری نداشته باشید بیا جا است ما رفتیم و جا باز شد گفت یعنی چه؟ چطور جا باز شد؟ گفتم اینجوری است جا بازمی کنند نشستم زیارت کردم دو ساعتی نشستم زیارت، مناجات و دعا یک شخصی آن جا بود خیلی حالت معنوی عجیبی داشت جوانی حدود 30 یا 35ساله بود من که بلند شدم مرا صدا کرد گفت آقا: گفتم بله گفت اینجا دیده شد نگفت کی؟ هر کسی میآید امام رضا(ع) خودش جا باز کرد و خودش هم بدرقه میکند و بعد حدیث دیدم امام رضا(ع) از درب خانه با شما هست تا برگردید به خانه. اینجوری هست خودشان جا باز میکنند خدا رحمت کند میرزا اسماعیل میگفت شما وقتی حرم ائمه چرت گرفت شما را ناراحت نشوید چون امام میبیند تو بچه اش هستی خسته شدی میخواباند تو را تا خستگی تو در رود و بعد تجدید وضو کن و بیا زیارت کن. اصل د زندگی همین روابط محبت آمیز است. برای همین شما خطاب هایتان به اهل ببت همین است اسئل ا. . . . . . . . من میخواهم در دنیا و آخرت با شما باشم. با هیچ کس دیگر نمیخواهم باشد معکم معکم لا مع . . . . در جامعه کبیره داریم با شما، باشما، با شما دیدید کسی که برای شما خیلی عزیز است غیر از آن را برایتان تحملی نیست. با شما با هیچ کس به همگان به سر شود. بی توبه به سر نمیشود ما هم به اهل بیت همین ا عرض میکنیم بی همگان . . . .. یعنی شما فقط میتوانید ما را آرام کنید ما را آرام ویاد اصل و ریشه خود بیندازد وما را به اصل وریشه یعنی خدا ببرید. شما وسیله ی ما هستید. لذا در جامعه ی کبیره دارد من ارادا . . . بدائکم . . . . هر کس خدا را میخواهد باید از کجا شروع کند؟ نمیشود شما بروید پیش سازنده و بدون اینکه راه سازنده را بلد باشد توضیح داریم در اصل اصالت تخصص یا ارتباط باسازنده یا متخصص درسته کی میتواند شما را پیش سازنده ببرد؟ متخصص میتواند ببرد برای همین است که هر کسی که عشق خداوند را دارد و میخواهد یک زندگی خوب داشته باشد بدون اهل بیت امکان پذیر نیست. پس وقتی میخواهد زندگی شادی با اهل بیت در دنیا و با اهل بیت زندگی شادی در آخرت داشته باشد حتماً باید در دنیا با این ها زندگی کند و با آنها محبت داشته باشد همه ی بحث ما سر این است که ما باید با اهل بیت زندگی کنیم در دنیا. توجه فرمودید. تا آن اتفاق بیفتد هم دنیای آرام هم آخرت آرام وقتی شما با ائمه زندگی کردید همیشه بخش انسانی یعنی کودک عزیز روان شما در واقع ارتباطش با معشوق حفظ است به خوراکش میرسد و شما را آرام میکند همه ی شادی ها و آرامش ها برمی گردد با آرامش و شادی کودک عزیز روان اگر کودک عزیز روان شاد نباشد همین چیز به هم میریزد شما اگر یک خانم و آقا که در اوج علاقه به هم هستند یک خانه ی خوب و آرام هیچ مشکلی نیست بچه شان دائماً گریه کند آرامش ندارد وقتی کسی کودک عزیز روانش دائماً در حال گریه باشد هر چه امکانات و بخش های دیگر وجودش آماده باشد از نعمت و امکانات برخوردار باشد آرامش به او دست نمیدهد الا بذکر . . . . . . . یعنی ذکر معشوق ذکر ا. . . یعنی خوراک کودک عزیز روان خوب جلسه ی بعد ادامه میدهیم . صلوات بر محمد و آل محمّد