بحث این جلسه مان که بحث جدیدی هست در مورد دوران عقد هست و فاصله بین عقد و عروسی. اینکه بین عقد و عروسی یک فاصلهای باشد و یا یک دوران عقدی باشد، بسته به چند چیز هست، آداب و رسوم است، موقعیت خانواده دختر و خود دختر و همچنین موقعیت خانواده پسر و خود پسر. یعنی یک مسئلهی قطعی نیست که حتماً بین عقد و عروسی یک فاصلهای باشد. قبل از اینکه این بحث را شروع بکنیم این تذکر را بدهم، معمولاً رسم بوده و الآن هم به صورت یک مقدار ضعیفتر این رسم هست که بعد از اینکه مراسم خواستگاری تمام میشود و خانوادهها به یک توافقی دربارهی ازدواج دختر و پسر میرسند، فاصلهی بین توافق بعد از خواستگاری تا عقد را بهش میگویند دوران نامزدی و این به این معناست که دختر و پسر هر دو نشان دار می شوند. یعنی مشخص می شود که این پسر به دختر خاصی اختصاص دارد و این دختر به پسر خاصی اختصاص دارد. درواقع این دوران باعث می شود که مسئله ی ازدواج یا خواستگاری دیگری مطرح نشود که ازش تعبیر به دوران نامزدی می کنند. اگر فقط به همین معنا بگیریم این مسئله ای نیست اما اگر قرار باشد ارتباطی وجود داشته باشد، از جزئی ترین مرحله تا مراحل رفت و آمد، تنها بودن دختر و پسر، بیرون رفتن با هم، اگر به این معنا بگیریم که ما همچنین چیزی را در اسلام نداریم که دختر و پسر بعد از اینکه توافقی درمورد ازدواجشان شد یا شیرینی هم رسم است که در همان مجلس یا چند روز بعد مجلس شیرینی خورانی می گیرند و معمولاً رسم است پسر یک حلقه ای انگشتری هدیه می آورد برای دختر خانم. تا اینجا مسئله ای نیست. اما اینکه مثلاً بعضی جاها گمان می کنند حالا که دختر به اسم پسر شد یا قرار شد اینها ازدواج کنند از الآن خود این نیت یک محرمیت می آورد در حالی که تا خطبه خوانده نشود محرمیتی هم وجود نخواهد داشت. بعضی خانواده ها، در پسر انتظار بیجا دارند که بدون محرمیت پسر اجازه داشته باشد حلقه ای در دست دختر بکند، یا خانواده دختر خیلی توجه به این مطلب ندارند که محرم نیستند و هرنوع ارتباطی حتی نگاه هم حرام است در این مرحله. نگاه در آن مرحله ی خواستگاری حلال می شود، شرع اجازه دارد در مرحله خواستگاری بعد از اینکه توافق شد تا خطبه خوانده نشود و محرمیتی ایجاد نشود، نگاه محرمانه نباید به همدیگر بکنند. ما چنین ارتباطی را در اسلام نداریم که دختر و پسر در دوران شیرینی خوردن یا فاصله ی بین توافق خواستگاری و عقد به هم محرم می شوند بدون خطبه. بهتر این است که در همان دوران شیرینی خوردن، بعد از توافق و شیرینی خوردن برای اینکه دختر و پسر بتوانند راحت باشند و مسئله شرعی بین این ها نباشد یک محرمیتی بینشان برقرار بشود و خطبه ای خوانده شود، تا بتوانند به راحتی مقدمات عقد را فراهم کنند. مثل مسئله آزمایش، آزمایش خون، مشاوره ژنتیکی، خرید برای عقد، مشورت کردن در مورد کارهایی که در مورد آینده و مراسم عقد و این چیزها دارند. بتوانند راحت با هم ارتباط داشته باشند و خانواده ها هم راحت باشند. اما اگر این محرمیت برقرار نشود و ارتباط آزاد باشد، از نظر اسلام پسندیده و درست نیست. این بحث اینجا تمام شد. سر وقت مسئله فاصله بین عقد و عروسی می آییم که به این هم دوران نامزدی به نحوی گفته شده. فاصله بین عقد و عروسی هم دارای محاسن و هم معایبی هست که ما این جلسه را اختصاص می دهیم به محاسن این فاصله. اولاً اگر قرار است بعد از خواستگاری تا عروسی با سرعت انجام بگیرد و فاصله ی بین عقد و عروسی نباشد، بهتر است تا دوران عقد و عروسی که می خواهم با هم صورت بگیرد محرمیتی بین دختر و پسر باشد تا عقد و عروسی را با هم بگیرند. آن هایی که می خواهند فاصله ای نداشته باشد. این تذکر را بدهم. از نظر شرعی وقتی دختر و پسر خطبه ی موقتی بینشان خوانده می شود و به هم محرم می شوند حتماً قبل از اینکه عقد دائم بکنند باید مدت خطبه به سر بیاید و اگر به سر نیاید پسر باید حتماً قبل از اینکه خطبه ی عقد دائم خوانده باشد عقد موقت را با بخشیدن مدت عقد موقت منحل بکند تا اجازه داشته باشند که خطبه ی عقد دائم خوانده بشود. بعضی جاها این قضیه متاسفانه رعایت نشده و مشکلات زیادی را ایجاد می کند چون نمی شود تا زمانی که دختر در عقد موقت است عقد دائمش هم باز خوانده شود مگر اینکه این عقد قطع شود به وسیله ی بخشیدن مدت عقد. مثلاً سه هفته این ها با هم محرم شده اند، خطبه ی سه هفته ای خوانده شده و این ها تصمیم می گیرند بنا به دلایلی، سه هفته می شود 21 روز، تصمیم می گیرند روز بیستم عقد کنند، یک روز دیگر هنوز به هم محرم هستند، این جا یک روز اضافه مانده یعنی این ها یک روز دیگر فرصت دارند اینجا پسر باید نیت بخشش آن یک روز را بکند یعنی بگوید این یک روز را بخشیدم و از این به بعد محرم نیستیم تا بعد بشود خطبه ی محرمیت یا عقد دائم خوانده شود. گاهی وقت ها مدت سر می آید، خود به خود عقد موقت منفصل می شود، مثلاً قرار است روز پانزدهم عقد دائم خوانده شود، این ها 14 روز عقد می کنند، امروز که روز چهاردهم است، وقتشان تمام می شود و دیگر به هم محرم نیستند، فردا که روز پانزدهم است عقد دائم خوانده می شود. این اشکالی ندارد. پس باید مدت سر بیاید یا باید مدت اضافه را دختر به پسر ببخشد. اما بیاییم سروقت موقعی که خیال است که به دلایل مختلفی یا از طرف خانواده پسر یا خود پسر یا از طرف خانواده دختر یا خود دختر بنا هست فاصله ای به نام عقد و عروسی یا دوران عقد وجود داشته باشد حالا چند ماه یا بعضی وقت ها به سال، این فاصله فوایدی دارد که اولین فایده این است که وقتی دختر و پسر به هم دیگر به وسیله عقد دائم محرم شدند معمولاً اشکال شرعی از روی روابط این ها برداشته می شود و این ها آزاد هستند با هم روابطی برقرار کنند و رفت و آمدی داشته باشند و بیرون باشند و مسافرت بروند و مدتی را با هم باشند. تقریباً می شود گفت که دوران عقد یک دوران زندگی مشترک است با محدودیت بیشتری با دامنه ی کمتری. نسبت به زمانی که دیگر عروسی کردند و عروسی هست. در واقع زندگی مشترک شروع می شود و اصل زندگی از نظر اسلام همان دورانی است که خطبه عقد دائم خوانده می شود یعنی زن از آن به بعد رسماً و شرعاً همسر مرد محسوب می شود. این فرصت دوران عقد، از این جهت که یک زندگی مشترک کمرنگی را بین دختر و پسر برقرار می کند فرصت خوبی هست برای اینکه طرفین همدیگر را بهتر بشناسند. و یک تفاهم و هماهنگی بیشتری برقرار کنند مبتنی بر همین شناختی که از هم تحصیل کرده اند. می توانند در این مدتی که با هم محرم هستند هنجارها و ناهنجارهای خانوادگی و فامیلی هم را بشناسند آداب و رسوم هم را بشناسند به اخلاق هم و خانواده ی طرف مقابل بیشتر پی ببرند، این فرصت، این آشنایی فرصت می دهد که دختر و پسر بتوانند خودشان را بعد از این آشنایی آماده کنند برای زندگی دائم. یعنی دیگر در این دوران خوب دختر خانواده همسر را شناخته، همسر را از نظر خلقیات و روحیات اطلاعات زیادی در موردش به دست آورده و می تواند تفاهمی را ایجاد کند. پسر هم همینطور، دختر را شناخته، آداب و رسوم خانواده و هنجارها و ناهنجارها را شناخته و خودش را سعی می کند تطبیق بدهد با این ها و به هر حال تفاهم بیشتری در دوران عقد و زمینه اش آماده می شود که بتوانند بعد از اینکه عروسی کردند با آرامش بیشتری زندگی کنند. فرض بفرمایید در خانواده ی پسر چیزی رسم هست که در خانواده دختر رسم نیست، دختر در دوران عقد می تواند به این پی ببرد اگر همچنین چیزی مهم است و لازم است رعایت شود سعی می کند خودش را با آن هماهنگ کند، آداب و رسوم و مسائل اخلاقی و معاشرتی ویژه خانواده های همسران را یاد می گیرند و اطلاعات زیادی را به دست می آورند. این یک فایده از فواید دوران عقد است. فایده دوم دوران عقد این است که دختر و پسر می توانند در این فاصله نقاط قوت و ضعف هم را بیشتر بشناسند، و نقاط ضعف را تقویت کنند و نقاط قوت را حفظ کنند و ازش مراقبت کنند و بیشترش کنند. این شناخت هم از خودمان خیلی مهم است که در دوران عقد، انسان تا وقتی وارد این مرحله نشود بعضی از این چیزهایی که در وجودش هست شکوفا نشده اند، بعد از اینکه کسی را به عنوان همسر پذیرفت، چیزهایی درش شکوفا می شود، حالتها و استعدادهایی که خوب هستند روی آنها تامل کند. بهخصوص اگر دختر و پسر شرایط یک زندگی مشترک را قبلاً خوب مطالعه و شناسایی کرده باشند، می توانند در دوران عقد خود را خوب ارزیابی کنند که ببینند نسبت به شرایطی که باید داشته باشند چقدر آمادگی دارند. فایده سوم از فواید دوران عقد این است که دختر و پسر در این مدت فرصت می کنند که یک زندگی مستقلی را با استفاده از فرصت های پیش آمده و با برنامه ریزی که می توانند در دوران عقد بکنند، طراحی کنند و پایه ریزی کنند این زندگی مستقل را. برای کارهایی که در آینده دارند و نقشه هایی که دارند، طرح هایی که دارند این فرصت خوبی است که برنامه ریزی شود. چه از جهت مسائل اقتصادی چه تربیتی، چه از جهت مسائل معاشرتی، این عواملی که برای زندگی مستقل نیاز دارند تحصیل کنند. مثلاً در دوران عقد، دورانی است که رفت و آمدهای به مناسبت ازدواج دختر و پسر برقرار می شود، معمولاً فامیل های دختر و پسر دعوت می شوند که سر بزنند یا آن ها سر بزنند، چه بسا در همین سرکشی ها و صله ارحام که صورت می گیرد دختر و پسر تشخیص بدهند خانواده هایی که نباید با این ها رابطه دائم و نزدیک برقرار کنند، شناسایی می کنند خانواده ها و افرادی را که اگر با اینها ارتباط برقرار کنند دخالت بشود در زندگی اینها، تلخی پیش بیاید، فتنه بشود در زندگی این ها، می توانند خوب افراد را شناسایی کنند و روابطشان را تنظیم کنند در دوران عقد که وقتی وارد زندگی جدید شدند مشکلات کمتری را داشته باشند، در مورد مسائل اقتصادی و دیگر هم همین طور، فایده ی چهارم از فواید دوران عقد این است که دختر و پسر فرصت می کنند فنون و شیوه های همسرداری و زندگی مشترک را یاد بگیرند، در این مدت عقد، با طرق مختلف. در اینجا این نکته را تذکر بدهم که وقتی می گوییم آشنایی چه در مورد اول که گفتیم دختر و پسر نسبت به هم شناخت پیدا می کنند و چه در مورد چهارم که می گوییم آموزش فنون و شیوه های همسرداری و زندگی مشترک، این آموزش ها و شناخت ها عموماً از دو راه تحصیل می شود. یکی آموزش مستقیم است که دختر و پسر مستقیماً با هم در مورد هنجارها و ناهنجارهایشان و ارزش هایشان صحبت می کنند و اطلاعات رد و بدل می کنند با هم، سعی می کنند به همدیگر نقش بدهند شکل خاصی را که برای زندگی آینده شان لازم هست بدهند. یکی هم به صورت غیر مستقیم است یعنی با همین رفت و آمدها و معاشرت ها و رد و بدل شدن کتاب هایی که به هم می دهند، توصیه می کنند به هم، نوارهایی که هست در زمینه مسائل زندگی مشترک، جلساتی که تشکیل می شود می توانند با هم شرکت کنند، به صورت غیرمستقیم این شناخت ها را تحصیل کنند پس شناخت و آموزش و یادگیری از دو طریق کلی ممکن است یکی مستقیم یعنی صحبت دختر و پسر و رد و بدل کردن اطلاعات و شکل دادن به همدیگر، و یکی هم از طریق غیر مستقیم که ارتباطات هستند، کلاس ها، کتب هستند، و مسائلی از این قبیل. دوران عقد دوران مهمی هست و بسیار مغتنم برای اینکه دختر و پسر از هر جهت خودشان و همسرشان را برای زندگی آینده آماده کنند. و تجربه ثابت کرده که شکل گیری و خودسازی در دوران عقد، در بسیاری از موارد آسان تر است تا بعد از عروسی. فایده پنجم از فواید دوران عقد ایجاد یک آمادگی هست از جهت روحی برای ورود به یک زندگی جدید. معمولاً در دخترها بیشتر هست این قضیه، تعلق به خانواده و انس با مادر دارند و اگر قرار باشد بلافاصله بعد از خواستگاری در یک فاصله کمی مراسم عقد و عروسی با هم صورت بگیرد، در زمان کوتاهی دختر از خانواده کنده می شود و وارد یک فضای جدید زندگی خواهد شد. و چه بسا این آمادگی را روحاً نداشته باشد، دوران عقد این آمادگی را ایجاد می کند که یک دفعه از محیطی که انس بهش دارد و سال ها درش زندگی کرده کنده نشود و خودش را بتواند با فرصت زمانی بیشتری آماده کند. پس این از جهت بعد عاطفی و مسئله انس با خانواده است. از جهت تجارب زندگی همینطور است. یک دختر با تجربه ی بیشتری که در دوران عقد تحصیل می کند از جهت مسائل خانه داری و شوهرداری با آمادگی بیشتری به خانه شوهر برود. هرچه از جهت انس با همسر دوران عقد فرصت خوبی است برای ایجاد انس با همسر، اگر قرار باشد که بلافاصله بعد از خواستگاری و توافق یک دفعه وارد زندگی کسی شود یک مدت زیادی شاید طول بکشد چند وقتی که این ها با هم انس بگیرند و روابط عاطفی خوب و سالمی بتوانند با هم برقرار کنند. اما در دوران عقد تحصیل می شود و با آمادگی زیادی از جهت مسائل عاطفی می توانند وارد زندگی شوند. این را می توانیم به صورت فایده ششم ذکر کنیم و آن افزایش محبت و دوستی و همچنین بها دادن به عواطف و احساسات همدیگر است. یعنی در دوران عقد از آن جهت که خداوند اینطور اراده کرده که بعد از اینکه بین دختر و پسر محرمیتی برقرار شد، یواش یواش مودت و رحمت بین دختر و پسر ایجاد می شود فرصت خوبی است که این مودت و رحمت خوب جا بیفتد و پخته شود و آنقدر قوی شود که دختر و پسر بتوانند در سایه این مودت و رحمت یک زندگی مشترک را که گهگاهی با فراز و نشیب توام هست، تحمل کنند و اداره کنند. این خیلی مهم است. قسمت دوم، در مورد مسئله ی مراسم عقد هست و توضیحی در مورد عقد. ما دو نوع عقد بین دختر و پسر یا زن و مرد داریم. یکی عقد دائم است که به وسیله آن این دو برای همیشه به قول معروف تا پایان مرگ به همدیگر محرم می شوند و زن و شوهر هستند با هم. این نوع عقد یک تعهدات ویژه ای دارد که توضیح خواهم داد، یک نوع دیگر از عقد، عقد موقت هست که در این نوع عقد دختر و پسر برای یک مدت مشخصی که تعیین می کنند خودشان و توافق می کنند مثلاً چند ساعت، یک ساعت، چندروز، چند ماه، می توانند با هم محرم باشند و این نوع عقد هم تعهدات خاص خودش را دارد که توضیح خواهم داد. مطلب دیگر مسئله ی خطبه است که خطبه ی عقد یا صیغه ی عقد چیزی است که در دین برای برقراری محرمیت بین دختر و پسر قرار داده شده و همه ی ادیان و اقوام و ملل این را دارند. و محترم هم هست بین همه ی اقوام و ادیان. ولی اقوام و ادیان هرکدام به صورت خاص خودشان این خطبه را دارند. از نظر اسلام خطبه ی عقد بین مسلمین وقتی مسلمانی بخواهد ازدواج کند، به طریق خاصی باید انجام گیرد ولی اسلام علاوه بر اینکه برای عقد مسلمین یعنی دختر و پسر مسلمان شرط خاصی را قرار داده و روش به خصوصی را قرار داده اما خطبه ها وروش های سایر ادیان را هم محترم شمرده و از نظر اسلام زن و مردی که در ادیان دیگر مثل مسیحیت و یهودیت یا هر آیین دیگری طبق مراسم خاص مرسوم آن آیین با هم محرم شدند، محرم هستند و زن و شوهر هستند از نظر اسلام و فرزندان آن ها، حلال زاده هستند و فرزندان آن پدر و مادر محسوب می شوند. اینطور نیست که حتماً ما بگوییم عقد سایر ادیان مثل یهودی ها و مسیحی ها و اقوام و ملل دیگر چون به طریقه ی اسلامی انجام نشده باطل است. اسلام عقد سایر ادیان را هم قبول دارد. اما فقط در حق خودشان قبول دارد نه در حق مسلمین. اگر یک دختر یا پسر مسلمان بخواهند به طریقه ی مسیحی بینشان عقد برقرار شود از نظر اسلام باطل است. باید به طریقه اسلام باشد. وقتی یک طرف مسلمان باشد، باید به طریقه مسلمین باشد ولی خب یک طرف نمی شود چون از نظر شرع ازدواج دختر مسلمان با مرد غیرمسلمان حرام است، و ازدواج مرد مسلمان با، با غیر اهل کتاب که حرام است، یعنی مسیحی ها و یهودی ها، ولی عقد دائم هم نباید باشد، یعنی پسر مسلمان فقط اگر بخواهد از غیر مسلمانان زن بگیرد می تواند از مسیحی ها و یهودی ها بگیرد آن هم به عنوان عقد موقت و نه دائم. دختر به هیچ وجه نمی تواند به غیر از مسلمان محرم شود. این خطبه ای که قرار است خوانده شود بین دختر و پسر چه دائم چه موقت، شرط اولش این است که به عربی خوانده شود، و به عربی صحیح، و اگر نتوانند خودشان به عربی بخوانند بهتر است وکیل بگیرند یعنی دختر یا پسر کسی را وکیل کنند، که این عقد خوانده شود، دختر می تواند برای خودش وکیل جدا بگیرد، پسر هم همینطور یا نه یک نفر می تواند هم از طرف دختر هم از طرف پسروکیل شود و این دو را به عقد هم دربیاورد و حتی اگر این نشد دختر و پسر می توانند خودشان این خطبه را چه دائم چه موقت را بخوانند و حتی اگر یکیشان آمادگی نداشته باشد اگر رضایت باشد می تواند دختر این وکالت را به عهده بگیرد که خودش را به عقد مرد دربیاورد یا مرد وکالت را از طرف زن به عهده بگیرد و خودش خطبه را بخواند و دختر را به عقد خودش دربیاورد. فرقی هم ندارد که خواننده ی خطبه زن باشد یا مرد. وکیل زن باشد یا مرد. در این مسئله هیچ فرقی نیست. مطلب دیگر در مورد خطبه اگر قرار باشد خطبه خوانده شود در مورد دختر، که باکره هست، دختر باکره یعنی قبلاً ازدواجی نکرده، حتماً باید اجازه ی پدر باشد، یعنی اگر پدرش زنده باشد و یا اگر زنده نباشد پدر پدرش باشد و اجازه دهد و اگر هیچ کدام از اینها زنده نبودند اجازه ی کس دیگری شرط نیست و می تواند بدون اجازه ی کس دیگری با شخص ازدواج کند. معمولاً در خانواده هایی که پدر یا پدر پدر نیست، باز دخترها در فرهنگ ما این ادب را رعایت می کنند و کار خوبی هم می کنند که بدون اجازه بزرگتر خودشان با کسی محرم نمی شوند. در مورد اجازه پدر فتوای مراجع مختلف است و یک جور نیستند. بعضی مراجع اجازه دادند دختر حتی در زمان وجود پدر و پدربزرگش اگر خودش عقلش برسد و مصالح خود را تشخیص دهد بتواند بدون اجازه آن ها به مردی محرم شود. بعضی از مراجع دیگر گفته اند اگر پدر سخت گیر باشد و بیخود اذیت کند، و برای ازدواج دخترش مشکل تراشی کند و دختر هم نیاز به ازدواج داشته باشد می تواند بدون اجازه پدر ازدواج کند. به هر حال اجازه پدر شرط است و در موارد بسیار نادری می تواند این اذن ساقط شود که نمونه اش را عرض کردم. یک موردش این است که پدر غایب باشد دسترسی بهش نباشد و دختر هم حتماً احتیاج به ازدواج داشته باشد، می شود ازدواج بکند و یک مورد هم موردی است که پدر بهانه گیری می کند، اشکال تراشی می کند و نمی گذارد دخترش با مردی که از جهات مختلف همتای همسرش است با او ازدواج کند و خوف این هم باشد که دختر بعد از این نتواند ازدواج موفقی را انجام دهد. در مورد خطبه ها هرکدام از خطبه ها چه دائم و چه موقت یک مهریه ویژه خودش را دارد، در خطبه دائم مهریه را که مشخص کردند بعد می توانند خطبه را بخوانند ولی در موقت، باید علاوه بر اینکه مهریه مشخص می شود زمان هم مشخص می شود. معمولاً مهریه را یک چیز سبکی می گیرند، مثلاً یک سفر زیارتی یا یک جلد کتاب یا لباس یک چیز ساده که این دوران موقت را به سر ببرند. تعهداتی که در مورد بین دختر و پسر در عقد دائم و موقت می آید برابر نیست. در مورد عقد موقت فقط مسئله ی محرمیت مطرح است، و هرنوع ارتباط دیگری منوط هست به اجازه طرفین و خواست طرفین. یعنی اگر بین یک دختر و پسر خطبه محرمیت خوانده شد فقط به هم محرم هستند اما اگر بخواهند ارتباط بدنی با هم پیدا کنند، دست بدهند به هم، اگر دختر نخواهد، مرد حقی ندارد، اگر مرد نخواهد دختر حقی ندارد، مرد حق اطاعت پیدا نمی کند به زن در عقد موقت، اینکه مثلاً زن باید از مرد اجازه بگیرد، زن در دوران عقد موقت اختیارش دست خودش است مگراینکه ترددش و رفت وآمد و نافرمانی کردن از کسی که باهاش محرم است حق همسری را ضایع کند که در آن صورت واجب است که اطاعت کند. مرد هم از این طرف در عقد موقت وظیفه ی نفقه دادن و خرجی دادن را ندارد. در عقد دائم، اینطور نیست، درست عکس عقد موقت است. بلافاصله بعد از برقراری عقد زن همسر شرعی و دائمی مرد محسوب می شود و در مورد تماس بدنی و سایر لذات هیچ حقی از خودش ندارد و کاملاً در اختیار مرد است و همچنین از طرفی حق اطاعت مرد بر زن هست. یعنی زن باید شوهرش را اطاعت کند در مورد مسئله ی رفت و آمد و بیرون رفتن و اطاعت فرمان شوهرش و مرد موظف است غذا، لباس، مسکن و مایحتاج و مخارج زندگی زن را در شان خودش تهیه کند و این هم بهش واجب است. مسائل دیگری هست بین تعهدات زن و شوهر و دختر و پسر درزمان عقد که این حتماً باید مطالعه شود که در بحث حقوق توضیحاتی خواهیم داد. ولی خوب است روی این مطالعه بیشتری شود، در عقدنامه ها تقریباً نزدیک 10، 12 اصل است که دختر و پسر قبل از اینکه معمولاً کسی که می خواهد خطبه را بخواند یا سردفترداری که می خواهد از دختر و پسر امضاء بگیرد، بند بند آن را می خواند و دختر و پسر باید بشنوند و بعد امضا کنند. البته در آن عقدنامه ها حقی برای مرد نیست، فقط حق هایی هستند که برای زن هستند، طرفین باید بشنوند و امضا کنند. این حقوق بعضی وقت ها حقوق شرعی است که شرع مقدس واجب کرده که حتماً بین دختر و پسر این ها باشد، بعضی تعهدات حکومتی و دولتی هستند، مثلاً در اسلام در مورد تقسیم مهریه اینطورآمده که اگر دختر و پسر بدون اینکه با هم نزدیکی داشته باشند، جدا بشوند از هم، نصف مهریه واجب است توسط مرد پرداخت شود، تمام. و اگر با هم نزدیکی داشته باشند تمام مهریه باید پرداخت شود. اما حکومت آمده چیز دیگری هم به این اضافه کرده که رعایتش واجب است. آن این است که بعد از اینکه عروسی صورت گرفت اگر مرد به دلایل ناپسند و غیر معقول و غیرمشروع اقدام به طلاق زن بکند موظف است نصف دارایی خودش را هم به زن پرداخت کند. این ها هم در رساله مطالعه شود و هم موارد قانونیش دانسته شود. موارد قانونی در حین برقراری خطبه عاقد و سردفتردار می خواند و موارد شرعی هم مشخص هستند. نکته دیگر در مورد شرایط ضمن عقد هست که دختر و پسر علاوه بر این حقوق و تعهداتی که دارند می توانند برای هم شرایطی را قرار دهند مثلاً پسر شرط کند، امتیازات دیگری را از دختر بخواهد که دوجور هستند، شرایط صحیحی و شرایط غیر صحیح، شرایط غیر صحیح با عقل و شرع مخالفت می کنند و صحیح نیستند. مثلاً شرط بکند که خانم من با مانتو بیاید بیرون، درمقابل برادرم و اقوام ما چادر سرش نکند، نماز نخواند، شرط های اینجوری بگذارد که این ها چون از نظر عقل ناپسند هستند و قابل قبول نیستند، غیر صحیح و باطل هستند ولی بعضی شرایط هستند که می توانند دختر و پسر برای هم بگذارند. مثلاً دختر شرط کند که به شرطی با این آقا ازدواج می کند که بتواند تحصیلاتش را هم داشته باشد یا اینکه فقط درشهری که خانواده دختر هستند زندگی کنند و از آن شهر خارج نشوند. ضمن عقد در عقدنامه هم جایی هست مخصوص این شرایط، که آن جا درج می شوند و به امضا می رسند. این هم از شرایط ضمن عقد. مطلب دیگر در مورد عقد، مسئله ی خرید عقد است که در خرید عقد بهتر است که رعایت سادگی صورت بگیرد، عدم تکلف، خودشان را به سختی نیندازند به خصوص دختر خانم ها این را باید بدانند که ملاحظه کنند این مسئله را و سعی کنند رعایت تعادل را بکنند خیلی از دخترخانم هایی که من آشنا هستم در مورد عقدشان، خودشان می دانند که همسرشان چقدر درآمد دارند و اگر بخواهند به خاطر فخرفروشی و تجملات و چشم و هم چشمی سنگین بگیرند مسئله خرید عقد را، فشارش به زندگی خودشان خواهد آمد، همین کسی که الآن می خواهد خرید کند، همین کس باید بعداً از درآمد زندگی مشترک این مخارج را تامین کند. بدهی، بخواهد مقدار زیادی قرض بگیرد که می خواهد خرید سنگین بکند. خرید در حد معمول و متعارفش حرفی نیست. ولی نباید به هر حال این افراد را به زحمت بیندازد و دچار تکلف کند و این دختر و خانواده دختر هستند که می توانند با رشد فکری که دارند، این مسئله را حل کنند و نگذارند به اینجا کشیده شود. خانم ها معمولاً کسانی به این چیزها اهمیت می دهند که از نظر روحی کمالات دیگری ندارند، یعنی انسان وقتی روحاً در درون خودش احساس کمالی نکرد، چیز باارزشی پیدا نکرد معمولاً دست درازی به خارج می کنند، یعنی می خواهد از خارج کسب شخصیت و آبرو و چیزی که او را سرپا نگه دارد بکند. لذا معمولاً تکیه گاه شخصیتش می شود چیزهای خارجی. طلا، لباس، لوازم مختلف، تجملات، از این قبیل. اما کسانی که روحاً غنی هستند و دارای کمال هستند کسانی هستند که هرگز کمال و افتخار را به اینجور مسائل نمی دهند و حاضر نیستند ارزش انسانی خودشان را با این چیزها عوض کنند. همان هایی که تکیه دارند به ارزش های انسانی و ارتباط دارند با این ها، این چیزها مسائل تجملات و چشم و هم چشمی فلانی برای عقدش اینقدر داشت، چقدر خرید کرد و مراسم عقدش چطور بود، باشکوه بود، کجا برقرار شد، به چه نحوی بود، این ها چیزهایی هستند که معمولاً آن هایی که پیوند با ارزش های انسانی دارند بهش اهمیت اساسی و ویژه ای نخواهند داد. اگر شد شد، مراسم باشکوهی هم برقرار شود بد نیست ولی به هر حال این مراسم بدون تکلف است، فخرفروشی درش نیست، چشم و هم چشمی و دل شکستن درش نیست، شما ببینید حضرت زهرا درست در شب عروسیشان، عزیزترین چیز برای دختر لباس عروسیش است و درمی آورد و به یک زن فقیری می دهد، می گوییم لباس عروسی نه اینکه حالا شما تصور کنید لباس مثل عروس های الآن داشته، به یک زن فقیر داده چون یک زن فقیر همچنین لباسی به دردش نمی خورد، به هر حال لباس عروسی بوده و غیر از لباس معمولی حضرت بوده، این یعنی که در قید اینجور مسائل نبودن، پیوند داشتن با ارزش های واقعی، این خیلی مهم است، خانواده دختر و دختر باید در این مسئله توجه زیادی بکنند و گرفتار چنین مسائلی نشوند. تحمیل بیجا نکنند. دیروز یک مورد داشتم که خانواده ها فقط به خاطر مسئله ی خرید دوران عقد و شاید حتی شرایط دوران عقد هم نه، از خریدهای بعد از عقد مثلا رسم هست وقتی دختر و پسر عقد هستند در یک مراسم مشخصی، در روزهای معینی، عیدی چیزی، پسر هدیه ای برای دختر می خرد و خانواده دختر می برد، این نوع خرید می تواند ساده و فقط در حد تجلیل باشد. اما خانواده دختر دیروز می گفتند ما آبرویمان رفته ما انتظار داشتیم یک خرید 150 هزار تومانی باشد، برای مناسب عید که شده پسر خرید کرده برای دختر، 150 تومانی خرید کرده باشد، و یک خانم جوانی هم بود مادر دختر، نزدیک 35 ساله، خانم جوان، ولی فکرش یک فکر بسیار پوسیده و باطلی هست. این ها درست دختر که خودش صحبت می کرد پژمرده و ناراحت می گفت من خودم این چیزها برایم مهم نیست این ها مرا ترویج می کنند که برو با پسر دعوا کن، رفتی خانه شان یا رفتی باهاش بیرون غر بزن بهش بگو این چه خریدی بود کردی، ما انتظار داشتیم یک همجنین رقمی را خرید می کردید نه برای عقد، عقد که کرده بودند، برای بعد از عقد، عید نوروزی شده یا عید فطری شده، یک چیزی شده، برای چنین چیزی. خیلی بد است، گرفتاری در اینجور مسائل و چشم و هم چشمی و ارزش را به این چیزها دانستن می تواند فتنه خیلی مسائل را درست کند. بعد هم وقتی فتنه درست می شود و کینه درست می شود به راحتی برطرف نمی شود. زمینه مشکلات را برای زندگی مشترک بعداً دخترو پسر ایجاد می کنند. خیلی مهم است که دختر و پسر خودشان را هشیار باشند و محاسن دوران عقد را پرورش دهند و ازآفات که بعداً توضیح خواهیم داد، پرهیز کنند و سعی کنند آن ها را با درایت و همفکری هم تغییرش بدهند. در مورد مسئله ی مراسم عقد چند نکته دیگر لازم است که توجه بهش بشود. یکی مسئله ی حفظ پاکیزگی معنوی مراسم عقد است که مراسم عقد نباید با گناه شروع شود، با ناپاکی شروع شود، با معصیت خداوند، رنجاندن خاطر شریف امام زمان (علیه السلام) باشد و گناه نامبارک می کند کار را و اثرات منفی را در زندگی خواهد گذاشت، اثرات وضعی ناجور، و این ها باید خود خانواده ها به خصوص دختر، در این قضیه مراقبت کنند. این که می گویم خانواده دختر، علت دارد. معمولاً در مراسم مردانه کنترل اینجور قضایا اگر از طرف آقایان باشد راحت تر است ولی در مراسم خانم ها سخت است، به هر حال باید چیزهایی که شرعاً حرام هستند وجود نداشته باشند. خانم ها معمولاً در مجالس عقد لباس آزادتری می پوشند یا آرایش می کنند باید دقت کنند که مثلاً پنجره ها پوشیده باشد ازحیاط دیدی نداشته باشد، آقایان به هیچ وجه اشرافی به خانم ها نداشته باشند، پسرهایی که سنشان به حد ممیز یعنی تشخیص رسیده، در مجلس نیایند. خیلی از خانم ها پسرانشان را با خودشان به مجالس می آورند نه عروس خانم و نه خانواده دختر توجهی به این مسائل ندارند. این حرام است، اثرات منفی برای خود پسر خواهد داشت هم برای خود خانم ها درست نیست. بعضی وقت ها حتی پسرهایی که بالغ هم هستند می بینی در مجلس خانم ها خیلی راحت رفت و آمد می نند و معمولاً به سن پسر و اینکه قوه تشخیص دارد و بالغ است از طرف خانم ها یک بی فکری و سهل انگاری عمومی معمولاً حاکم است. کمتر هست که خانم ها توجهی به این نکته کنند که پسر قوه تشخیصی دارد و از این سن تشخیص به آن طرف نباید بیاید با این زن نامحرم روبرو شود و در مجالس زنانه راه پیدا کند. هم خود خانم ها یک مقدار نسبت به پسران خودشان بی فکری می کنند و خانم های دیگر هم توجه نمی کنند و فکر می کنند این ها بچه هستند و مشکل ساز است. اسلام در مورد دختر و پسری که خواهر و برادر هستند می گوید این ها را از سن 7 سالگی جاهایشان را جدا بگذارید که با هم نخوابند. ولی خب متاسفانه چون این آموزش های دینی نیست، بی توجهی هست، بی فکری هست، عدم تقیدات مذهبی هست می بینی که حتی دختر و پسر نامحرم هم، دختر خاله، پسرخاله، فامیل های اینجوری تا سنین بالا اجازه دارند در مهمانی ها یا در مراسم با هم ارتباط داشته باشند یا حتی بخواند پیش هم. و این می تواند منشا خیلی از فسادها باشد. به این باید دقت کنید که مراسم عقد با گناه صورت نگیرد و نشود که ما یک عقدی که اصلاً در دین توصیه ای بهش نشده، ازدواج و شب عروسی و مراسمی که داریم، که با یک مراسم ویژه در همان این شرط است مسئله گناه، در مورد مسئله عقد چیزی نداریم، این چیزی است که در عرف جامعه ماست چیزی که اصلاً خدا نخواسته ما بگذاریمش و بعدش هم بیاییم در ش معصیت کنیم و زندگی مان را با امر گناه و معصیت شروع بکنیم که اثرات وضعی در زندگی ما خواهد گذاشت و تبعات قیامتی دارد و سخت است. مراسم عقد برقرار کردن ظرفیت می خواهد، هر خانواده ای واقعاً ظرفیت برقرار کردن مراسم عقد را ندارد، همه دلشان می خواهد، همه هم تواناییش را ممکن است داشته باشند برقرار کنند، اما ظرفیت حقیقی و بلوغ و رشد حقیقیش را هر خانواده ای ندارد. خیلی خانواده ها هستند که برقرار می کنند جشن را، اما با غضب خدا، با معصیت، با آلودگی، با معذور کردن امام زمان این را برقرار می کنند که واقعاً نمی ارزد و مبارک نیست که انسان بخواهد زندگیش را با چنین معصیت هایی شروع کند. مثلاً عکس انداختن و فیلم برداری خیلی از خانواده ها دقت نمی کنند، خانم ها در این مراسمات عکس می اندازند، به صورت سرباز یا بدون حجاب، دست این و آن می افتد، فیلم پخش می شود یک خانمی که خیلی متدین است کسی هم از نامحرم ندیده او را، می بیند که عکسش بدون حجاب و خلاف شرع دست خانواده های دیگر پخش است. دختر باحیا، زن عفیف و مؤمن این ها را دقت می کند که عکسی ازش برداشته نشود که فردا بیفتد دست این و آن مایه ناراحتی و مشکلات دیگر شود. حتی من دیدم که مشکلاتی پیش آمده که بین دختر و پسر بعد از عروسیشان یا دوران عقد طلاق و درگیری شدید به خاطر اینکه دختر چندتا عکس سرباز دست خانواده های دیگر داشته، پسر وقتی این را فهمیده نتوانسته تحمل کند. این مسئله در شرع مقدس، غیرت به جا و خوبی که برای مردها قرار دادند، حاضر نشود کسی، نامحرمی همسر او را ببیند یا عکسی داشته باشد یافیلم برداری ها درش رعایت نمی شود، بی دقتی می شود، فیلم برداری می شود و خیلی ها گرفتار این تصور موهوم و خیالی هستند که از ما عکسی یا فیلمی برداشته شود، خب این فیلم را کی خواهد دید؟ یا بعضی از مراسم ها هست که فکر می کنند که داماد حتماً به همه زن ها محرم است در مراسم عقد داماد می نشیند پیش عروس، خانم ها می گویند عیبی ندارد، خطبه ای می خواهند بخوانند، تبریکی بگویند، البته اگر زن های نامحرم هم باشند اگرمحجوب باشند عیبی ندارد، ولی بعضی وقت ها خانم ها اصلاً وضع حجابشان مناسب نیست، آقا داماد می رود در مجلس خانم ها چه در دوران عقد چه در شب عروسی، این ها پسندیده نیستند از نظر دین، این آداب و رسوم باید کنترل شوند. طوری که به هر حال خلاف شرع و خلاف رضای خداوند تبارک و تعالی و وجود مقدس امام زمان (علیه السلام) نباشد. این ها بی برکت می کنند زندگی را. مسائلی که در دوران عقد هستند به صورت فشرده خدمتتان عرض می کنم که معمولاً خوب هست رعایت شوند. یکی مسئله ی هدیه هست، که بین دختر و پسر هدایایی رد و بدل می شود که خوب هست، این هدایا بیشتر جنبه ی معنوی پیدا کند، نه فقط صرفاً ارزش مادی، توقع کنترل بشود در موقع اهداء هدیه. بیشتر دقت کنند کسی که دارد هدیه می دهد چه دلی، چه روحی این را هدیه می دهد نه اینکه به مقدار و میزان و جنسش و مسائلش توجه بشود. بعضی از خانم ها مثلاً من دیدم خیلی بی سلیقگی می کنند، بعد از ازدواج هم همینطور هستند، معمولاً هدیه را ارزیابی می کنند بعد هم می گویند ما به فکر اینیم که شوهرمان بیخود خرج نکرده باشد. ایشان دوست داشته برای شما هدیه بخرد، خب خریده، اصلاً نباید ارزیابی شود که مثلاً از کجا خریدی، بعضی خانم ها چه در دوران عقد چه عروسی اصرار دارند از کجا خریدی، چند خریدی، نباید گفته شود مسئله قیمت یا از کجا خریدی، بعضی وقت ها هم می گویند ما به مصالح زندگی، بله خانم ها عموماً یک روحیه ای که در اسلام برای آقایان بد است ولی اسلام گفته برای زن خوب است مسئله بخل است، بخل مثبتی که در این زمینه توضیح خواهم داد که زن باید نسبت به مرد بخیل تر باشد در کنترل مال که مال شوهرش را هدر ندهد. در مسئله هدیه و روابط عاطفی و این ها که برقرار است نباید این مسئله دخالت کند. بعد هم شروع می کند به داد و بیداد کردن که گران خریدی، چرا سرت کلاه گذاشتند، تو حالیت نمی شود به خودم می گفتی با هم می رفتیم می خریدیم، که اصلاً چیزی که قرار است با شیرینی و خوبی تمام شود و درش محبت ایجاد بکند، عشق ایجاد بکند می شود یک مایه ی اعصاب خورد کردن و فتنه. این بی دقتی که معمولاً از طرف خانم ها صورت می گیرد، باید کنترل شود، هم مسئله توقع هم اینکه رعایت کنند حال کسی را که برایشان هدیه می آورد. قدردانی و تشکر کنند. مسئله مسافرت ها که در حد امکان خوب است، مسافرت های کوتاه مدت بد نیستند، چه جنبه تفریحی و چه عبادی، بعضی مسافرت ها عبادی هستند، بعضی تفریحی هستند و در هردوصورت خوب هست این ها باشد با حفظ تعادل و رعایت صرفه ی اقتصادی، اینکه فشاری نیاید، توقعات بالا نباشد و معقول و منطقی باشد، گردش ها و تفریحات رعایت شود که گناه درش خدای نکرده نیاید. در مورد مسئله بیرون رفتن و مسافرت ها دقت شود که حالا حتماً حدود حجاب رعایت شود، گمان نشود که دوران عقد هست دوران خوش گذرانی است می شود بی تقوایی کرد و در مسافرت بی توجهی کرد، یا جایی رفت که صلاح نیست آنجور جاها آدم برود، این بی توجهی نباید بشود، حدود عفاف و حیا در هر صورتی رعایت شود. می توانند در دوران عقد با هم در مجالس علمی شرکت کنند، محافل مذهبی شرکت کنند و روحشان را تسکین کنند و انس بیشتری با خداوند تبارک و تعالی و مبدا خیر و برکت و با ماورای طبیعت برقرار کند، برای اینکه برکت بیشتری به زندگیشان بدهند و هدف زیباتری داشته باشند، خوب است شرکت کنند، و همچنین ملاقات های صمیمانه و شرکت در مهمانی ها با رعایت تقوا و اخلاق خوب است باشد. نکته دیگر در مورد روابط دختر و پسر هست اینکه دختر و پسر باید سعی کنند که ابراز علاقه متقابل داشته باشند به همدیگر و از زدن حرف ها یا بیان خاطراتی که ممکن است طرف مقابل را ناراحت کنند خودداری کنند یا هر حرفی که ممکن است تشنج ایجاد بکند خودداری کنند. دورانی است که درش خامی به هر حال هست، خیلی باید با ظرافت و دقت این دوران را به سر کرد. کدورت ها و دلخوری ها و قهر و نازکردن ها زیاد است. باید دقت کنیم یک سره از چیزی که ممکن است جهنم بین دختر و پسر ایجاد کند و روابط را به سردی بکشاند پرهیز شود. مطلب بعد این هست که هردو باید سعی کنند چیزهایی که از همسرشان انتظار دارند علاوه براینکه اگر به زبان آوردند به نحو درستی به زبان بیاورند و بدون اینکه دلخوری ایجاد بکند اما چیزی را که می خواهند همسرشان داشته باشد در خودشان هم پیاده کنند. مثلاً دختری که دوست دارد شوهرش باهاش صادق باشد باید در دوران عقد این مسئله را ثابت کند و از اول آن ارزش هایی را که دوست دارید بینتان برای همیشه باشد رویش تکیه کنید، در دوران عقد حاضر نشوید زیر این ارزش ها بزنید و زیرپا بگذارید و بعد هم بخواهید انجام شود، اگر از شما ضد ارزش دیده شود بعداً نمی توانید تقاضای ارزش را بکنید یا اگر به راحتی ایجاد نمی شود. از همان دوران هرچیزی را می خواهید توجه بهش بکنید. مسئله عبادت صداقت، گذشت هست، تقوا هست، احترام به والدین است، احترام به همدیگر است، همه این ها را خودتان عملاً پیاده کنید و می توانید این طوری هم را شکل بدهید ولی انتظار نمی شود یک طرفه باشد، ما انتظار داشته باشیم ولی خودمان اهل عمل نباشیم. جلسه بعد می پردازیم به به آفات دوران عقد. والحمدالله رب العالمین.
جلسه 004 - مسائل دوران عقد (خانمها)
متن کامل (خام) جلسه 004 - مسائل دوران عقد (خانمها)