مسائل بهداشتی (دکتر روان پارسا)
جلسه گذشته مطالب تحت عنوان بیماری هایی که از طریق تماس جنسی ایجاد می شود گفتیم. قرار اصلی ما و صحبت ما در ادامه کلاس هایی بوده که شما داشتید و مسائلی مطرح بوده و بر حسب نیازی که احساس شده توسط شما یا خواهران یا کسان دیگر البته در همه جا مطرح است و در این جمع کوچک لازم دیده شده که درباره ی فیزیولوژی مسائل جنسی مطرح می شود یا به قول خارجی های مسائل سکسولوژی ما یک جلسه صحبت های دوستانه ای به صورت یک میزگرد داشته باشیم. یک مطالبی را مطرح کنیم شما اگر مسائلی به نظرتان می رسد مطرح کنید این صرفاً به خاطر آگاهی دادن و به وجود آوردن این فرهنگ که نیاز به آموزش در همه مسائل است برای آگاهی بیشتر که شما خودتان شخصاً بتوانید در اجتماع این مسائل را آموزش دهید و راهنمایی کنید. یک کلمه حرف ساده ممکن است راهگشا باشد. پس صحبت کردن بر مبنای آگاهی ها ارزشمند است. غرض ما هم از آمدن به اینجا همین است.
مسائل جنسی در فرهنگ ما چه در گذشته چه در حال و چه در فرهنگ های دیگر همیشه یک مسأله بغرنجی بوده. آگاهی از آن محدود بوده نه پدر و مادرها جرأت این را داشتند که به بچه ها بگویند و آموزش بدهند اگر هم می خواستند این کار را کنند خودشان آن چنان آگاهی و اطلاعی نداشتند راجع به این مسأله. بعد هم در سطح آموزشگاه ها و مدارس و دانشگاه ها این مراحل را گذرانده ایم. در کدام یک از این برهه های تحصیلی این مسائل را درس دادند یا گفتند؟ یک معلمی یک جایی برحسب ضرورت آمده یک چیزی گفته در خاطر ما هم مانده. در حد کلاسیک نبوده حتی در دانشگاه هم الان مطرح نمی شود در کتابهایی است و می گویند بخوانید. مسائل را باز نمی کنند و متأسفانه می بینیم می رسیم به جایی که حتی در حد افراد مسن مان حتی در حد پدر و مادرهای ما این مسائل را خیلی خیلی ابتدایی نگاه می کنند و این فاجعه آمیز است برای نسل آینده که می خواهد مسأله را از دیدگاه آنها ببیند. این از جوامع ما. در جوامع غربی اروپایی و آمریکایی مسأله را یک شکل دیگر می بینند و دچار عوارض آنچنانی شده اند که همه شاهد هستید. چند وقت پیش یک نفر از استرالیا آمده بود و من از آنجا سوال کردم چون در آنجا زندگی می کرد انسان یک زمانی یک مسافرت می کند یک چیزهایی می فهمد یک وقت آنجا زندگی می کند چیزهای دیگر می فهمد از جهتی که آنجا زندگی می کرد از مسائل صحبت کردم که مسائل سکس آنجا چگونه مطرح شده، چند کلمه اینطوری گفت در استرالیا از برداشت آن مسائل سکسی و مسائل جنسی عین یک غریزه غذا خوردن شده، چطور انسان می خواهد غذا بخورد و آن هم از یک سنی و از یک جایی این کار را همه بچه ها می کنند و دختر و پسر و هیچ گونه محدودیت و ممنوعیتی وجود ندارد از بچه هایی که عقل شان می رسد شروع می شود و برحسب نیازی هم که مطرح می شود مجبورند به اینها آموزش هم بدهند. چه کار باید بکنند چطور باید بکنند و چه کار کنند بیمار نشوند و چه کار کنند که حامله نشوند و ... و شما می بینید که یک بچه ده، دوازده، سیزده ساله یک سوالهایی از تو می کند که من پدر نمی توانم جوابش را بدهم نمی دانم در آنجا. پرسیدم که چقدر خانواده ایرانی در آنجا است گفت 40 خانواده، کمی که صحبت کردیم گفت چون ایرانی ها آدم هایی هستند که روی این مسائل متعصب هستند اکثر ایرانی هایی که مجبور شدند برگردند بیایند آنهایی بودند که دختر داشتند. دختر داشتند و دیدند این دختر افتاده به این قضایای مدارس آنجا، حالا پسر را رو اصل آن تفکراتی که ما داریم حالا عیب ندارد پسر است ولی فرقی نمی کند در اصل. دختر را برداشته آوردند. منظور من بیان فجایع آنجا نیست آنها هم به آن شکل مطرح کردند و آموزش دادند یا تلویزیون و مدارس و غیره و به شکل دیگری و این مطرح شدن به شکل باز و غیر اصولی و غیر علمی و غیر منطقی و غیر مذهبی باعث شده که از آن سوء استفاده هایی شده. مسائل را برای روشن شدن به یک عده جوان آمدند روشن کنند یک عده و بچه و ... که الان فاجعه است آنجا. یا چقدر فیلم ها و مسائلی درست کردن در رابطه با بچه و پسر و اصلاً هیچ چیز را رعایت نکردند این آموزش ها اگر به صورت منطقی و صحیح نباشد این عوارض را دارد و داشته. خودم یک مسافرت رفتم اروپا، بیشتر از جهت کنجکاوی یک جایی بود یک عده افرادی آنجا بودند یک بندر اروپایی بود، این افراد از آن جهت که من پزشکم تصور کردم که خانم اند، آن کسی که بود گفت اینها همه مردند و خودشان را به این شکل و شمایل درآوردند با استفاده از هورمون های جنسی خود را به شکل زن درآوردند. و این مسأله یک چیز فیزیولوژیک طبیعی نمی تواند باشد کدام مرد است که دلش می خواهد زن باشد یا کدام زنی است که دلش بخواهد مرد باشد تازه دلش هم بخواهد دلیل نمی شود که اقداماتی کند. اگر آموزش ها آن چنان باشد این عوارض را هم دارد. ممکن است راحت مطرح کردنش مسائل را حل کند اما فجایعش هم زیاد است. نمی توانند مهارش کنند. ولی برعکسش هم نمی تواند باشد که همه چیز را مخفی نگهداشت و همه چیز را انکار کرد و به صورت خشک برخورد کرد و بچه را در کوچکی آگاه نکرد نه در سنی که توان فهمش را ندارد ولی در سنی که می فهمد سوال دارد می کند دیگر جواب منطقی می خواهد بابا بچه از کجا می آید این بچه چطوری می شود نمی گویم روشن کنید کاملاً مسائل را، ولی جواب های انحرافی هم به آن ندهید. بعد فیلم تلویزیون را نگاه می کند می بیند یک طور دیگر شد یک چیز دیگر شد، این آموزش هم از جهت خود ماست و هم از جهت فرزندان مان است. من نمی دانم که در گذشته راجع به مسائل روان شناسی چقدر صحبت کردم و حرفه ام نیست راجع به مسائل پزشکی و طبی و فیزیولوژیک بدن انسان که چگونه باشد و چگونه از ارگان های جنسی استفاده کرد اطلاعات اولیه ای دارم می گویم. مسأله بُعد روانی خیلی پیچیده ای هم دارد. اگر انسان از لحاظ جنسی و شهوانی خودش را از لحاظ روحی نتواند ارضا کند یک مسائل و مشکلات دیگری جلوی پایش می افتد. من کاری به عقاید فروید ندارم که مسائلی را مطرح کردند و یک عده برعلیه اش بودند ایشان تمام مشکلات و مسائل را از دید جنسی نگاه کرده جنایاتی که به وجود می آید و ... یک مقدارش بر مبنای آن چیزهایی بوده که دیده و گفته این طور است بچه ای بوده یا کسی بوده دچار مسائل و گرفتاری های جنسی بوده در آینده یک آدم تبهکار شده یک جنایتکار جنسی شده، میخوانیم در روزنامه در خارج یک نفر آمده در یک مدت کوتاهی به چقدر آدم به چه شکلی تجاوز کرد این نشان دهنده این است که کار از طریق صحیح آموزش داده نشود و اجرا نشود یک عوارض روحی و روانی به وجود بیاورد که در جامعه فاجعه آمیز است. نیاز به این مسأله خلاصه از هر شکلی احساس می شود. ولی مطرح کردنش حقیقتش در جامعه یک مقدار مشکل است. حالا آقایان یک سری افرادی هستند که جلسه گذشته صحبت کردم تحصیل کرده اند یک مقدار اطلاعاتی دارند ما می توانیم این مسائل را اینجا مطرح کنیم و بگوییم و جاهای دیگر نمی توانیم بگوییم چون نمی دانیم چقدر برداشت می کنند و می فهمند.
بعد روان شناسی اش از بعد فیزیکی اش مهمتر است. همینطور که اطلاع دارید اصولاً دستگاه تناسلی انسان در جنس مذکر و جنس مونث کاملاً متفاوت است. تشابه زیادی از جهت تشریحی ندارد. و مرد یک فرم دستگاه تناسلی دارد زن یک فرم دیگری. فلسفه همه اش بالاخره ایجاد نسل و ادامه ی نسل است یعنی ممکن است همه حرفها را بگویند که آخرش این است که انسان و یا حیوان نسلش را منتقل کند و بشر از بین نرود. ولی این کار می تواند به غلط انجام شود و یا به طور صحیح انجام شود. نیاز جنسی یک غریزه است هر کسی نیاز را دارد کسی کمتر یا کسی بیشتر. ولی آیا این غریزه را می شود ولش کرد هر جور پیش رفت ما هم دنبالش برویم. غذا خوردن یک غریزه است آدم گرسنه اش است هر چه جلویش گذاشتند می خورد چون ناچار است یک آدم گرسنه چیزهایی که در حالت عادی ممکن است نخورد می خورد. نیاز جنسی هم همینطور است کسی که تحت فشار قرار بگیرد ممکن است هر کاری بکند ولی آیا باید این طور باشد و اینطوری جلو رفت هر کس برحسب غریزه هر کاری خواست بکند به شکل حیوان عمل کند ولی به این شکل نیست باید آگاهی داشته باشد. با وجودی که دستگاه تناسلی مرد کاملاً متفاوت اند ولی هدف ایجاد نسل است که این دوتا با هم همکاری داشته باشند تا نسلی به وجود بیاید. در خلال این عمل جنسی یک مقداری مقداری زیادی در واقع به اعصاب انسان بستگی دارد. اگر کسی یک تماس جنسی با شریک جنسی اش دارد و نتواند از آن لذت کافی ببرد ارضا نمی شود. چه مرد چه زن فرقی نمی کند. یک تماس جنسی بین زن و مرد اگر برای هردو ارضا کننده نباشد این یک کار فیزیولوژیک طبیعی انجام نشده یک طرف نیاز جنسی و روحی اش را برطرف کرده باشد و یک طرف نکرده باشد توجه به او نشده باشد یک کار اشتراکی است اگر فرض کنید که در یک تماس جنسی یک طرف فقط فکر خودش را بکند و به طرف مقابل هم هیچ کاری نداشته باشد این یک کار طبیعی انجام نمی شود. بنابراین مسأله از بعد روانی اش خیلی مهم است. ما خوشبختانه در جامعه اسلامی هستیم این مسائل در قالب ازدواج مطرح است و اگر خارج از این است به شکل های مخفیانه، ما راجع به آن صحبت نمی کنیم ولی به طور کلی انسان با شریک زندگی اش باید یک تفاهماتی از این قضیه به وجود بیاورد که بتوانند هر دو آن غرایز خودشان را ارضا کنند. چه از لحاظ روحی چه از لحاظ جسمی. تماس جنسی چند بعد دارد اولین بعدش بعد روحی و روانی است. دومین بعدش هورمونال است بعد آندوکرین بعد غدد داخلی است. بعد سوم بعد عصبی است یعنی انتقال از طریق سیستم عصبی و عمل فیزیکی، پس بینید عمل فیزیکی زناشویی بعد از آن دوتا قرار می گیرد. جلسه گذشته که سوالی راجع به استمنا شد و راجع به آن صحبت کردیم چون این سه تا بعد در آن جا هماهنگ پیش نمی رود پس یک کار فیزیولوژیک نیست. در تماس جنسی در قالب زناشویی باید هر سه این بعد قضیه با هم پیش برود. من در هر جایی هی مثال می زنم که موضوع روشن شود چون بعضی از مسائل و کلمات را نمی توانم به کار ببرم. اگر فرض کنید که در یک تماس جنسی یک کسی از لحاظ جسمی خودش را ارضا کرد ولی از لحاظ روحی و عاطفی ارضا نشد این آدم همیشه گرسنه آن مسأله است. شنیدید می گویند من 20 سال است ازدواج کردن ولی هنوز معنی عشق را نمی فهمم. بعد روانی قضیه اشکال داشته به آن توجه نشده. قبل از مسأله فیزیکی و تماس فیزیکی از لحاظ روحی آماده نشدند زن و شوهر با هم. ما از لحاظ فرهنگی و سنتی به یک فرمی برخورد می کنیم با مسأله ازدواج که دیدید یک دختر و پسری که ممکن است همدیگر را اصلاً ندیدند در یک شب موعود اینها را در یک اتاق می کنند بقیه هم پشت در وایستاده اند و هورا می کشند اینجا بعد روانی قضیه را اینجا از دست دادید به همین جهت است که این مراحلی که ما در فرهنگ ما داریم مراحل نامزدی و عقد و ازدواج اینها بی فلسفه نیست یک حکمتی در آن است هر کدام از این مراحل یکی از این جنبه ها را در زوجین تقویت می کند مرحله نامزدی آن لطافت خودش را باید به دست بیاورد از راه صحبت، از راه نزدیک کردن مسائل روحی و روانی و عاطفی دو نفر با همدیگر. شناختی ندارند یک پسر و یک دختر، اصلاً با فلانی نامزد کرد این نمی داند چه اطلاعاتی دارد حالا باید اینها را با هم نزدیک کرد و صحبت کرد و حرف زد معاشرت می کنند این کم کم بعد روانی قضیه را مطرح می کنند. علاقه ی در آنها به وجود می آید از لحاظ روحی باید به هم نزدیک شوند. اگر در اولین مرحله یک نفر فوری خواست یک عمل فیزیکی انجام دهد غیرطبیعی است مرحله روحی اگر آماده نشده باشد مرحله فیزیکی غلط است. پس آمادگی روحی خوب ماها اینطور است که همیشه طرف مونث مان دچار حجب و حیاست بیشتر درگیر مسائل است، ولی مذکر بهتر می تواند وارد عمل شود بهتر می تواند این مسأله را مطرح کند اینکه دانستن این مطلب برای خانمها هم ضرورت دارد. ولی واقعاً آقایان هستند که پیشقدم هستند در این مسأله مطرحش کنند چه نقطه نظرات مشترکی است. آن چیزی را که می گویند ما 20 سال است ازدواج کردند معنی عشق را نفهمیدیم برای اینکه این مراحل را نگذراندند یک دفعه وارد مرحله سوم شدند و تمام شده. کاری هم ندارد طرف مقابلش ارضا شده از لحاظ روحی آن هم به یک نتیجه نهایی رسیده توجه نشده. مسأله هورمونال یا مسأله اندوکرین این به طور طبیعی در همه است کسی چه بخواهد یا نخواهد در یک سنی بالغ می شود یا در یک سنی قدرت باروری پیدا می کند چه زن چه مرد، کاری به بیماری هایش کاری نداریم. مرحله غددی اش هم خودش پیش می آید. البته نیاز به این دارد که آن هم آماده باشد. موقعی که تماس جنسی است دو نفر آدم در مرحله بلوغ کامل باشند. تا هماهنگی هورمونال هم به وجود آمده باشد. مرحله سوم مرحله فیزیکی یعنی انجام عمل جنسی است حالا اگر آن دوتا قضیه آماده نباشد این مرحله دچار اشکال می شود یا در یکی باشد و در دیگری نباشد پس این سه بعد قضیه خیلی اهمیت دارد. برای توضیح این مجبورم مسائلی از لحاظ آناتومی و تشریح دستگاه تناسلی چه در مرد و چه در زن به طور خلاصه عرض کنم. در مرد دستگاه تناسلی یک قسمت خارجی دارد و راه عبور هست که هم برای ادرار است و هم برای عبور اسپرماتوزوئید یا سلول های جنسی مرد. به طور خلاصه اگر بخواهم عرض کنم، اصولاً ارگان جنسی مرد بیضه هایش است. این بیضه یک ساختمانی دارد که کارش ساخت سلول جنسی است در مرد، سلول جنسی در آنجا ساخته می شود این سلول جنسی همانطور که می دانید با بقیه سلولهای بدن تفاوت دارد. شما اگر یک سلول جنسی را از یک آدمی بگیرید یک سلول غیر جنسی از یک آدمی و یک سلول غیر جنسی از طرف مقابل بگیرید اینها را با هم ترکیب کنید این یک چیز عجیب غریبی از آب در می آید چون برای اینکه یک تعدادی کروموزوم این دارد تعدادی هم آن دارد وقتی اینها با هم ترکیب شدند تعداد کروموزوم ها دوبرابر یک آدم طبیعی می شود و این نمی تواند یک انسان شود. یک انسان اگر تعدادی کروموزوم دارد اگر سلول های جنسی در کار نباشند این انسان بعدی که به وجود می آید دیگر انسان نیست. که با زندگی منافات دارد. پس سلول جنسی از لحاظ المان های داخلی نصف آن المانهای سلول طبیعی را داشته باشد اگر در این 20 کروموزوم است در سلول طبیعی، در سلول جنسی باید 10 تا باشد. بنابراین این سلولهای جنسی در بیضه به این شکل خاصی که عرض کردم ساخته می شود که از لحاظ تشریحی در یک لوله هایی هستند در جدار سلولها ساخته می شود هنوز کامل نیست می افتد در فضای لوله ها در آن لوله های یک سیری را طی می کند فرض کنید این لوله های بسیار باریکی میکروسکوپی که به سختی دیده می شود سلولهایی در این است که می توانند سلول جنسی را بسازند سلول جنسی که ساخته شد این قدرت باروری ندارد الان. اگر بخواهد قدرت باروری پیدا کند باید یک حرکت مارپیچی در این مجاری طی کنند تا بیایند به برود از این مجاری باریک عبور کند و آن سیر خودش را طی کند و برسد و بیفتد در یک مجرای بزرگتری می رسند این مجرای بزرگتر از بیضه خارج می شود. و داخلش چیست سلول های جنسی است که دیگر کم کم قدرت باروری پیدا کردند در طول این مسیر تکامل پیدا کردند به این سلول های جنسی اسپرماتوزوئید می گویند. قسمت های مختلف دارد سر و گردن و دم دارد. در مراحل اولیه قدرت باروری ندارد. حالا این سلول آمده در داخل این مجرا باید کجا برود به وسیله این مجرا خارج می شود می رود در قسمت عقب بیضه ها در قاعده و ریشه آلت وارد یک غده ای می شود به نام غده پرستات، که می گوییم کار این غده چیست حکمت و پیچیدگی در این غده برای چیست چطور برنامه ریزی شده و ساخته شده ببینید چقدر مسأله دقیق است و اینجا یک کسیه هایی است که به نام کیسه منی، در عامیانه فکر غلطی است که فکر می کنند در این کیسه منی ذخیره می شود این طور نیست این سلول که ساخته شد از اینجا میلیونها عدد به طوری که دقیقاً شمارش شده در سانتی متر مکعب منی حدود 120 تا 200 میلیون از این سلول ها وجود دارد یعنی در یک انزال که حدوداً سه سی سی منی خارج می شود 400 میلیون اسپرماتوزوئید وجود دارد. حالا اینکه آمد یک سلول تنهاست قدرت حرکت هم دارد خودش حرکت می کند یک حرکت دودی شکل دارد ولی مستقیم حرکت می کند. این که آمد در یک مجرای خشکی دارند می آیند جلو به چه شکلی قرار می گیرد حتماً لازم است در یک محیطی قرار بگیرند که قابل حرکت باشد یک محیط لغزنده می خواهند. یک محیط آبکی می خواهند. این کیسه های منی یک ترشحاتی دارند پروستات هم از خودش ترشحی دارد این ترشحات دوتا کار می کنند این ترشحات کیسه منی سلول بدن انسان باید تغذیه شود همانطورکه زنده نمیماند از بین می رود اگر یک ذره خون و اکسیژن به بدن ما نرسد می میرد این سلولی است که از بدن یک مرد آزاد شده دیگر رگ و ریشه ای به این وصل نیست پس تغذیه این به وسیله این کیسه های منی موادی از خود ترشح می کند که مواد غذایی است و تغذیه می شوند مواد را جذب می کنند. این همان مواد لزج را ترشح می کند که بتواند این میلیونها سلول را راه بیندازد و به جلو حرکت بدهد یک کار دیگر هم انجام می دهد شما همه محیط اسیدی و قلیایی را می دانید این سلول ها در محیط اسیدی از بین می روند محیط شان باید قلیایی باشد در اینجا که ساخته شدند محیط برایشان مناسب بوده می آیند تا وقتی که می خواهند خارج شوند وقتی خارج شدند و وارد دستگاه تناسلی جنس مذکر شدند محیط اسیدی است و ممکن است آنجا از بین بروند این می آید مواد قلیایی ترشح می کند در نتیجه وقتی اینها همراه با منی خارج می شوند قلیایی هستند. این خاصیت قلیایی دارد در دستگاه تناسلی جنس مونث که اسیدی است آن را خنثی می کند و این زنده می ماند. چون اگر غیراز این باشد باروری امکان پذیر نیست. پس چقدر مسأله دقیق و پیچیده و صحیح است. اینها را من به طور کلی می گویم. وقتی که این سلول جنسی مرد آمد با این همه مسائل ساخته شد از اینجا خارج شد در دستگاه تناسلی زن وارد عمل شود این سلول جنسی مرد اگر در این مجاری بماند مدت های طولانی می تواند زندگی کند به طور متوسط حدود 40 یا 42 روز یک اسپرماتوزوئید می تواند زنده بماند در داخل بیضه یا در داخل مجرا که حکم مخزن را دارد ولی اگر از اینجا خارج شد دیگر عمر زیادی ندارد در محیط بیرون که خشک شود زود از بین می رود در محیط اسیدی هم از بین می رود در دستگاه تناسلی زن هم قرار بگیرد اگر شرایط مناسب باشد خیلی زنده بماند 72 ساعت است. بعدش از بین می رود. بیرون نمی تواند زیاد زندگی کند. در ظرف این مدت کوتاه باید خودش را به سلول جنسی ماده برساند تا بتواند بارور شود. این بعد فیزیکی قضیه با وجود همه مسائلی که ما گفتیم این کارها را انجام می دهد تا بتواند یک باوری انجام شود. در جنس مونث هم همینطور است یعنی اگر یک سلول جنسی را توضیح بدهیم در جنس مونث که چطور تشکیل می شود باز مجبوریم به آناتومی و تشریح دستگاه تناسلی بپردازیم. دستگاه تناسلی مرد را خود مردان از لحاظ فیزیکی و ظاهری می دانند ولی از زن را ممکن است ندانند. در دستگاه تناسلی زن یک قسمتی به نام به این شکل شبیه گلابی وجود دارد که محل پرورش جنین است. اگر کسی این را نداشته باشد یا به شکل غیرطبیعی باشد این باروری امکان پذیر نخواهد بود. این یک ضمائمی دارد در جنس مذکر آلت تناسلی است ولی واحد جنسی بیضه است. در زن ارگان جنسی تخمدان است. یک این طرف و یکی آنطرف همه اینها داخل شکم است. این رحم با لوله فالوپ با این تخمدان ها در ارتباط است که آمده بالای اطراف تخمدان قرار گرفته هم در این طرف و هم آن طرف. در اینجا سلول جنسی مثل بیضه ساخته می شود ولی نه به آن شکل. در آنجا به تعداد انبوه اسپرماتوزوئید ساخته می شود در اینجا فقط یک دانه سلول ساخته می شود در یک سیکلی که خانمها می گذرانند یک تخمک ساخته می شود اول چند تا تخمک شروع می کنند به ساخته شدن ولی یکی شان به مرحله تکامل می رسد و این قسمت را پاره کرده آزاد می شود. یک نیروی کششی وجود دارد این تخمکی که ساخته شده از طریق آن نیروی جاذبه هایی که به خاطر کشش هایی که از لحاظ نیروهای اسمزی وجود دارد این می آید وارد این لوله می شود. به طور طبیعی و فیزیولوژیک است غیر طبیعی را توضیح نمی دهیم. وقتی این سلول تخمک یعنی سلول جنسی زن آمد وارد رحم می شود یا در اینجا حالا است که در قسمت جلوی رحم واژن قرار دارد که آن مجرایی است که مجرای مقاربتی است. در جلوی آن یک قسمت هایی به نام لنف بزرگ و لنف کوچک یا لپ های کوچک و بزرگ قرار دارد که با بیرون در ارتباط است و درست بالای آن مجرای ادرار وجود دارد که به مثانه منتهی می شود در بالای این. یک برش این طوری ما زدیم نشان دادیم. بنابراین سلول جنسی مرد از این جا از طریق مقاربت وارد می شود به این صورت شروع به بالا رفتن می کند کشیده می شود خودش حرکت می کند و بعد هم می گویم که آن بعد روحی و لذت جسمی هست که خیلی اهمیت دارد در حرکت این سلول. در حیوانات بررسی کردند دیدند موقعی که این اسپرماتوزوئید حرکت می کند و به حال خودش می رود بالا خیلی کند حرکت می کند در زمان رسیدن به اوج جنسی در جنس مونث سرعت آن را بالا می برد. پس قدرت باروری با لذت جنسی خیلی موثرتر از باروری مصنوعی است. پس غیر از مسأله لذت بردن مسأله فیزیولوژیک طبیعی هم برای بارداری مدخلیت دارد اینجا. بعد وقتی میلیونها راه می افتند می روند به سمت بالا و یا در داخل اینجا یا در مدخل اینجا با سلول جنسی ماده برخورد پیدا می کنند. میلیونها اسپرماتوزوئید می آیند و این را احاطه می کنند ولی یکی شان به وصال این می رسد یکی وارد این می شود و سلول تخم یا نطفه تشکیل می شود. به ندرت هم ممکن است که دو تا وارد شود که دوقلویی پیش می آید. وقتی این تشکیل شد یک تخم اولیه است با یک سلول نصف از جنس مذکر و نصف از جنس مونث. وقتی ساخته شد حالا در داخل رحم باید شرایط مساعد و مناسب و صحیح باشد تا این بتواند جایگزین شود. لانه گزینی کند. خودش را به اینجا متصل کند و بعد مراحل بعدی را طی کند تا یک جنین کامل شود.
در جامعه ما رسم است که می گوید فلانی دختر سرزنشش کردند فلانی پسر زایید تشویقش کردند. آقا رفته به خانمش گفته چرا همه اش دختر می زایی. یک طوری وانمود می کنند که تقصیر جنس مونث است ولی من ثابت می کنیم که تقصیر مرد است. سلول های انسان یک عده کروموزم های معمولی دارد یک عده کرموزوم جنسی، کروموزوم جنسی زن را با ایکس و از مرد را با وای نشان می دهیم. این هر دوی اینها را دارد با خودش سلول جنسی مرد هم ایکس را دارد هم ایگرک را. بعضی هایشان ایکس دارند و بعضی هاشان دارای ایگرک هستند. اما مال زن همیشه ایکس است. خوب اینجا مرد تعیین کننده است. پس اگر دختر شد این تعیین کرده و اگر پسر شد این تعیین کرده در جامعه برعکس جا انداخته اند. اصل قضیه که فلسفه دختر و پسر یعنی چی تفاوتی ندارد راز خلقت در این است که یک عده مذکر باشند و یک عده مونث باشند. اگر این اسپرماتوزوئید زودتر رسید به این ایکس ایکس یعنی دختر و اگر این زودتر رسید می شود ایکس وای یعنی پسر. یک مرد در سلولهایش هم ایکس را دارد هم وای را. حالا میگویند این که حامله شده به او خرما بدهید که بچه اش پسر شود ولی از همان اول مشخص می شود و تمام می شود. این اسپرماتوزوئیدهایی که در مرد ساخته می شود همه شان سالم نیستند چون در یک ماشینی که یک چیزی با سرعت می سازد ضایعات زیاد دارد چون با سرعت ساخته می شوند ضایعات در آن ها زیاد است حتی ممکن است 25 درصد از آنها خراب باشد و قابل باروری نباشد بنابراین در یک تماس جنسی و حتماً و ضرورتاً حاملگی بوجود نمی آید. هرکدام از این شرایط پیش بیاید حاملگی نیست یکی از این سلولهای خراب برسد به آن یا محیط واژن اسیدی شدید باشد در اثر بیماری ها، در گذشته هم می گفتند مثلاً خانمهایی که تعدد مقاربت دارند افراد معلوم الحالی بودند چون مریض می شدند و محیط اسیدی می شد اینها حامله هم نمی شدند برای اینکه اسیدی می شود محیط و یک ذره نرفتند بالا از بین می روند. همه ی این شرایط باید آماده باشد تعداد باید درست باشد. برای حاملگی یک سلول لازم است ولی اگر آن 120 میلیون شد 30 میلیون حاملگی انجام نمی شود چون از این تهاجمی که اینجا بوجود می آید یکی اش به می رسد بالا اگر سی میلیون شد احتمال حاملگی به صفر می رسد. بعضی ها شنیدید می گویند حامله می شوند پیگیری کردند دیدند مرد اسپرمش کم است. دارد اسپرم و سی میلیون هم دارد ولی قدرت باروری ندارد. یک چیزی دیگر هم بگویم چون سوالی شد در جلسه قبل، این سلول ها سلول های جنسی مرد در یک درجه حرارت خاصی فعالند و خوبند و می توانند زندگی کنند اما اگر در شرایط دیگری قرار بگیرند دیگر تحرک لازم را ندارند مثلاً اگر در یک درجه حرارت بالا قرار بگیرند ما یک کسانی را داریم بیضه در دوران جنینی داخل شکم است نزدیک تولد بیضه وارد پوست بیضه که زیر آلت است می آید در بعضی از افراد این بیضه نمی آید می ماند داخل شکم، و بیماری ترکیدیسم را می گویند یا نهان بیضگی را می گویند اگر این بیضه در داخل شکم باشد چون درجه حرارت در داخل شکم زیاد همه سلولها از بین می رود. برای همین می گویند تا بچه به بلوغ نرسیده بیضه اش را عمل کنند بیاورند پایین. شما همه توجه کردید در زمستان که هوا سرد می شود این عضلات و پوست بیضه جمع می شود و می رود بالا برای اینکه درجه حرارت را حفظ کند. در تابستان که هوا گرم می شود پوست و عضلات بیضه شل می شود و بیضه می آید پایین برای اینکه درجه حرارت را از دست بدهد و گرم نشود. برای اینکه آن درجه حرارت حفظ شود عین ترموستات عمل بکند واقعاً چقدر قدرت خدا فکر کنیم چه ساخته. به چه شکلی این را ساختند که درجه حرارت بالا نرود و درجه اش از درجه حرارت بدن یک مقدار پایین تر باشد. در گذشته می گفتند که اینهایی که صاحب بنز 170 اند بچه دار نمی شوند بنز 170 یک بنز قدیمی بود که موتورش این جلو بود کار می کرد مثل یک آشپزخانه داغ داغ می شد، راننده های بیچاره همه اش بیضه شان زیر این درجه حرارت موتور ماشین بود. هوایش هم گرم می شد می آمد بیرون که درجه حرارت از دست بدهد برعکس داغ می شد. اسپرماتوزوئید وقتی داخل واژن قرار می گیرد چون گرم می شود سریع فعال می شود و حرکت می کند و اگر خود را فورا به تخمک نرساند می میرد.
برای اینکه یک عمل جنسی انجام شود و یک باروری تولید شود گفتیم بعد قضیه این بعد تشریحی بود یک بعد هورمونال است یک بعد ترشحی است بعد غددی است. یک بچه که بدنیا می آید سه یا چهار سالش می شود چون بالغ نشده توان باوری ندارد. مسأله بلوغ یک مسأله هورمونال است یک غددی در بدن انسان فعال می شوند در طی این مراحل بلوغ را به وجود می آورند. باز حتی در بلوغ هم می بینید که مسأله روحی و روانی دخالت دارد. خیلی اهمیت دارد مغز انسان پیچیده ترین قسمت بدن است. در یک سنینی که قرار می گیریم این بچه به یک سنی که می رسد یک برداشت هایی از محیط خودش دارد چه دختر و چه پسر، در دختر یک خرده زودتر، یک برداشت های از محیط می کند و تحریک هایی در مغز به وجود می آید در مغز قسمتی است به نام هیپوتالاموس، این شروع می کند به فعال شدن، حالا از چه طریقی و به چه شکلی یا موادی است یا هورمونی است یا غیره به یک غده ای در مغز به نام هیپوفیز است این می آید هیپوفیز را تحت تأثیر قرار می دهد هیپوفیز در حالت هورمون های زیادی ترشح می کند. هورمون های تحریک کننده غده تیروئید، غده تیروئید که این قسمت ماست یک کسی دیگر باید وادارش کند که این ترشح کند آن هیپوفیز است. یک هورمونی دارد که این هورمون تحریک کننده تیروئید است اگر این رابطه قطع شود غده تیروئید ما سالم است ولی مغز به او فرمان نمی دهد. مثل چشم انسان می ماند یک کسی ضربه مغزی خورد می گویند کور شد، چشمش هیچ عیبی ندارد اعصابش هیچ عیبی ندارد و راه ارتباطی با مغز بسته شده و کور شده. این هیپوفیز وقتی که تحت تأثیر هیپوتالاموس و عوامل محیطی متأثر شد یک هورمونی ترشح می کند که این هورمون در زن و مرد را با هم می گویم این هورمون تحریک کننده است می رود غدد جنسی انسان را تحریک می کند غدد جنسی در مرد بیضه و در زن تخمدان بود. در پسر بیضه اش را شروع می کند به فعال کردن این بیضه که فعال شد شروع به ترشح هورمون دیگر می کند که تستسترون است. تخمدان ترشح دو هورمون استروژن و پروژسترون را ترشح می کند. این بیضه شروع می کند به ترشح هورمون خودش. این است که علائم بلوغ در یک پسربچه شروع می شود در پسربچه به صورت درآمدن مو در اطراف آلت و زیربغل و بزرگ شدن آلت تناسلی شکل گرفتن آن فرم گرفتنش، و روی قسمت های دیگر بدن هم اثر می گذارد همین هورمون تستسترون ثابت شده که در خون سازی انسان هم دخالت دارد. یعنی این برای ساختن گلبول های قرمز انسان اثر دارد نباشد کمخونی ایجاد می کند. برای بیمارانی که گلبول های قرمز شان از بین رفته تستسترون می زنیم که خون بسازد. منظور این است که یک بعد عمل نمی کند. ما الان با بعد جنسی اش کار داریم تستسترون هورمون جنسی مردانه است از بیضه ترشح می شود. این آن علائم را ایجاد می کند در ارگانهای مختلف علائم بلوغ را ظاهر می کند. در زن استروژن علائم بلوغ را ظاهر می کند و استروژن آمادگی حاملگی می دهد. دوتا کار انجام می دهند. و آن وقت آن حس و نیروی جنسی کم کم در یک بچه 12- 13 ساله شروع می شود. این تستسترون روی خود بیضه هم اثر می گذارد اسپرماتوژنز شروع می شود یعنی ساخت اسپرماتوزوئید، و این یکی ساخت سلول جنسی زنانه. پس یک بعد هورمونی دارد قضیه که این بعد هورمونی اش باعث بلوغ می شود و زمان می برد بلوغ لحظه ای نیست یک روز دو روز نیست یک برهه ی از زمان را در بر می گیرد. روی ارگانهای مختلفش اثر می گذارد در دختر مثل بزرگ شدن سینه ها و مو درآوردن در قسمت زهار، و جاهای مختلف روی استخوانها تأثیر می گذارد بالغ شود رشد خواهد کرد چون اینها باعث رشد استخوانها هم می شود ما در طول عمر انسان دو مرحله رشد سریع داریم یکی سال اول زندگی است یکی بلوغ است سال اول زندگی بچه به دنیا می آید سه کیلو است یکسال که شد می شود 10 کیلو یعنی سه برابر شده. در هیچ موقع از سن انسان این اتفاق نمی افتد که وزن انسان سه برابر شود در طول یکسال. یکی دیگر هم در هنگام بلوغ است به چه مناسبت به مناسبت این هورمون های جنسی. یک دفعه می بینی که یک دختربچه کلاس چهارم است می رود پنجم می بینی قدش دو برابر شده. اینها غیر از ظاهر شدن علائم بلوغ و علائم جنسی باعث رشد و خیلی چیزهای دیگر می شود. هر جا مرحله هورمونال نقصی داشته باشد یا دیر شود می بینی که بلوغ انجام نمی گیرد در یک بچه ای 9 سالگی علائم بلوغ ظاهر می شود در یک بچه ای در 13 سالگی علائم بلوغ ظاهر می شود که هیچ اشکالی ندارد و یک سری عوامل محیطی در این میان دخیل هستند. در یک مناطقی است دیرتر بلوغ ظاهر می شود در مناطق گرم تر زودتر بلوغ ظاهر می شود. اما اگر تا سن 14- 15 سالگی علائم بلوغ ظاهر نشد آن غیرطبیعی است باید درمان شود. حالا در زن غیر از مسأله بلوغ مسأله باروری هم است که این ایجاد می کند یک پریودهایی است در جنس مونث یک دوران هایی است که لازم است اطلاع داشته باشید. این دو هورمون استروژن و پروژسترون یکی از کارهایش آماده ساختن مخاط رحم برای لانه گزینی آن تخمی است که تشکیل می شود. حالا یک دختری است که هنوز ازدواج نکرده این کار اتوماتیک و ماه به ماه انجام می شود یک تخمک پیدا می شود اگر بارور شد شد و اگر نشد از بین می رود عمری نمی کنند تخمک و اسپرماتوزوئید عمری ندارند حتی تخمک کمتر عمر می کند. این هورمونها در یک برهه ای از سیکل می رود به بالا و یک در برهه ای می آیند پایین. در آن برهه ای که شروع می کنند به بالا رفتن مخاط شروع به بزرگ شدن و آماده شدن می کند تا بتواند تخم را در خود جذب کند و رشد کند. سلول ها بزرگ شدند پرخون شدند و رسیده پیدا می کنند و اگر لانه گزینی انجام شد تخم به اینجا می چسبد و جنین تشکیل می شود. اما اگر انجام نشد یعنی حاملگی انجام نشد تکلیف این سلول ها از باید از بین بروند می ریزند خراب می شوند و می ریزند با یک مقدار ترشحات به صورت عادت ماهیانه در خانمها این دفع می شود. که به صورت یک حالت خون ریزی است که دفع می شود به آن عادت ماهیانه یا پریود می نامند. اگر لانه گزینی انجام شد دیگر پریود انجام نمی شود. ولی اگر پریود انجام شد معنی اش این است که حاملگی نیست در اینجا. و این سقوط این هورمونها است. اگر این هورمونها همین طوری ترشح شوند این نمی ریزد همینطوری پرخون می ماند ولی وقتی آمد پایین اینها هیچ نقطه اتکایی برای زنده ماندن ندارند و خراب می شوند می ریزند بیرون و دفع می شوند. به طور کلی این بعد هورمونال قضیه این است از مغز شروع می شود هیپوتالاموس و هیپوفیز و ارگانهای جنسی و... حالا وقتی بعد هورمونال قضیه آماده شد و در قالب یک ازدواجی یک تماس جنسی می خواهد انجام شود حالا چه مسائلی در اینجا دخالت دارد. مسأله روحی و روانی خیلی دخالت دارد در این، اگر قدم به قدم آمادگی پیدا نشود آن عمل جنسی به طور غلط انجام خواهد شد. به چه شکلی، اگر چنانچه از لحاظ روحی کسی چه مرد چه زن تفاوتی نمی کند آمادگی نداشته باشند آن پذیرش عمل جنسی یا به طور کامل به وجود نمی آید یا به طور ناقص به وجود می آید بنابراین در بعد روحی و روانی مسأله دخالتش به این شکل است که در دوران قبل از ازدواج چه دختر و چه پسر افکاری در رابطه با این مسائل باعث تحریک جنسی می شود با فکرش حتی. بدون اینکه کار فیزیکی انجام شود در خوابش و با یک فکری این عمل انجام می شود و محتلم می شود. این بعد روحی قضیه است که بعد در زمان خاص خودش به کار گرفته شود از آن استفاده شود و صحیح رویش عمل شود. بنابر این اگر یک عمل جنسی قرار است انجام شود در سنین نوجوانی و ازدواج اگر آمادگی روحی در طرف به وجود نیاید یا در طرف به وجود نیاورید این کار غلط انجام می شود. به طور روشن تر بگوییم حتی برانگیختن این احساس در طرف مقابل با حرف هم است. چهارتا کلمه خوش آیند، به من گفتند یک کسی اینجا مراجعه کرده بوده و گفته بوده که من فقط موقعی به مرحله لذت می رسم یا وارد مرحله لذت می شوم که شوهرم به من چندتا کلمه محبت آمیز بزند چندتا کلمه دوستانه بزند این کوچک نمی کند آدم را، چند کلمه حرف محبت آمیز و دوستانه حس جنسی را از لحاظ روحی و روانی که ما به آن لیبیدو می گوییم یعنی پذیرش در طرف بیدار می کند می خواهید شما بگویید یا او بگوید مرد و زن فرقی نمی کند. شروع تحریک جنسی از لحاظ روحی و روانی که لیبیدو گفته می شود یعنی پذیرش طرف مقابل این طوری شروع می شود ممکن است با حرف باشد چهارتا کلمه عاشقانه و غیره یادآوری مسائل خوش آیند. یاد آوری یک مطلبی که با هم خواندیم یا فیلمی که با هم دیدیم این باعث می شود آن تحریک روانی را شروع می کند. در طرف به وجود می آورد که یوهو قدم اول حمله نیست. شروع آمادگی است با صحبت هر کسی هم یک طور است اول شناخت شریک جنسی است اگر کسی شریک جنسی اش را نشناخت به روحیاتش پی نبرد چه زن چه مرد به طور کلی نمی توانند همدیگر را ارضا کنند نشناسند ندانند دوتا فرهنگ متفاوت عدم شناخت باعث می شود که آن لذت کامل و آن رسیدن به اوج لذت دیرتر به وجود بیاید. فرهنگ خیلی مهم است در یکی سطحی او باشد در یک سطحی این باشد نزدیک شدن و آشنا شدن زمان می برد نه اینکه نمی شود شما اگر می بینید پارتنر جنسی تان را نمی شناسید فوری وارد عمل نشوید باید نزدیک کنید نقطه نظرات را. آن هم همینطور. لازم است این حرفها به خانمها هم گفته شود می دانید که آنها درگیر حجب و حیای زیادی هستند و مردها پیشقدم شوند باید. متأسفانه مردان ما عارشان می آید که یک کلمه عاشقانه بگوید. اول شروع یک عمل جنسی با حرف است. اول علاقه به وجود بیاوریم در طرف مقابل مان. مگر می شود بدون علاقه عمل جنسی انجام داد. باید صحبت کنیم دوران نامزدی و همدیگررا بشناسیم. مرحله بعدی ما مراحلی که در جامعه است را می گوییم در کتاب ننوشتند. مرحله دوم مرحله عقد کردگی است و وارد مسائل دیگری می شوند. حالا تماس هایی است که برقرار می شود غیر از مرحله نهایی یک مراحل اولیه لازم دارد شما برای اینکه یا زن یا مرد به هم علاقمند شوند باید به هم نزدیک شوند اگر نزدیک نشوند نمی شود. شرایط محیطی هم باید آماده شود این شرایط لازم است شاید همه امکاناتش را نداشته باشند در حد امکان باید فراهم شود اگر فراهم نبود وارد عمل نشوید. در یک شرایط خفقان تحت فشار روحی و فکری و مشغله فکری نروید نامزد بازی. وقتی حالت خوش است برو. در این مرحله است که واقعاً تماس هایی لازم است آمادگی ایجاد شده تماس های اولیه برای تحریک قوای جنسی طرف مقابل چه مرد چه زن، انسان یک نقاط حساسی دارد در بدنش، هر کسی هم یک جوری است ولی یک نقاط ثابت شده وجود دارد که این نقاط اگر تحریک شوند عامل مقدماتی برای انجام عمل زناشویی است در مرد ثابت شده آن ناحیه ی که بنام گلد پنیس می گویند در عربی حشفه می گویند که اگر این ها تحریک شوند چه از نظر تماس چه از هر طریقی با آن تماس پیدا شود یا از لحاظ روحی تحریک شوند منجر به ارکسیون منجر به نعوذ می شود و مرد شروع تحریکات جنسی اش از آنجاست. یک جنس است در آلت مرد که مثل اسفنج می ماند دورش هم یک حالت فیبروزی است که زخیم تر است وقتی آن شرایط فراهم می شود زورکی نمی شود شرایط فراهم می شود یک تماس مقدماتی هم حاصل می شود جریان خون اعصاب پاراسمپاتیک تحریک می شود عروق و رگهای که در آلت تناسلی است باز می شود خون به آنجا هجوم می آورد آن جسم قاری که در حالت است دو تا است پر خون می شود و یک جسمی است که در حالت عادی خیلی نرم است ولی وقتی این شرایط را پیدا کرد خیلی سفت می شود این یک چیزی عصبی است یعنی عصب پاراسمپاتیک از طریق نخاع انسان تحریک شود وقتی تحریک شد رگها باز می شود وقتی رگها باز شد خون هجوم آورده و ارکسیون ایجاد می شود و این مقدمه است. خیلی کس ها را دیدیم و شنیدیم که در اعمال زناشویی ناموفق بودند این عمل برایشان انجام نمی شده و خیلی با صحبت کردن و تعلیم دادن مسائل روحی و روانی و رعایت کردن این مراحل موفق شدند. واقعاً این طوری نیست که خم رنگرزی نیست که یک دفعه هر که رفت نمی شود مراحلی لازم دارد. وقتی تماس با نقاط حساس پیدا شود تحریک جنسی ایجاد می شود نقاط حساس در مرد همان یک مقدار زیر آن سوراخ است پوست بیضه است ناحیه میان دو راه یعنی میان بیضه و مقعد است پوست دور مقعد است حالا در افراد دیگر در هر کسی یک جاهایی حساس است در زن هم همینطور لازم است فرد اطلاع داشته باشد روی باری بر هر جهت باشد آن نتیجه نهایی یعنی ارضا شدن ممکن است در یک طرف به وجود بیاید و در طرف دیگر به وجود نمی آید. در زن نقاط حساس وجود دارد در زن هم ارکسیون ایجاد می شود از همین جسم قاری که در آلت مرد وجود دارد در اطراف واژن زن هم وجود دارد و وقتی همین حال اتفاق می افتد یعنی آن هم سفت می شود و دهانه آن سوراخ را به شدت تنگ می کند و باعث تحریک مرد می شود اما به شرطی که از لحاظ روحی آماده شده باشد از لحاظ تماسی هم با نقاط حساس تماس پیدا شده باشد تا این عمل انجام شود. اطراف واژن و اطراف لپ های بزرگ و کوچکش و یک نقطه است اطراف کلیتوریس که اسم های متفاوت دارد این هم نقطه حساس است بالای مجرای ادرار است. و قسمت های دیگر که در هر کسی متفاوت است سینه ها و غیره ... . در مرحله دوم واقعاً با مرحله عقد کردگی تطبیق می کند همین مرحله است. بعد از تمایل روحی و تماس های که به این شکل عرض کردم می بینید که هر دو طرف داوطلب هستند و تمایل و اشتیاق دارند با زور و فشار نمی شود. یک مردی ممکن است از لحاظ جنسی خیلی قوی باشد همین آدم قوی ممکن است نتواند زن را ارضا کند برای اینکه نمی داند این مراحل را نداند. یا رعایت و توجه نکند. می خواهد کار خودش را انجام دهد و برود. این کار یک عمل دوطرفه است تمایلات هر دو باید ارضا شود. شما توجه داری ولی نمی دانی چه کار کنید که آگاهی هم لازم است. مرحله بعدی که دیگر مراحل زناشویی می شود موقعی است که در هر تماس جنسی باید رعایت شود فقط مال یک دفعه نیست. اما مرحله تماس جنسی کامل و جماع خیلی ظرافت و دقت لازم دارد که اگر به صورت اشتباه انجام شود ما که پزشک هستیم فجایعی دیدیم از این. بی توجهی ناآگاهی بعد دختر را شب به اورژانس آوردند دچار خونریزی شده پرسیدیم و بعد می گوید من نمی دانستم چه می دانستم اطلاعی ندارم. یک عمل جنسی به طور کامل یک شرایط می خواهد اگر شرایط فراهم نشود نمی شود ایجاد ضرب و جرح می کند ایجاد صدمات می کند یک مقاربت ناکامل یک مقاربتی که هنوز زمانش فرا نرسیده بوده اگر انجام شود یک سندرمی به نام سندرم واژینیز ایجاد می کند زخمی کند اول اطراف واژن را جنس مونث را تا آخر عمرش مقاربت دردناک دارد هر وقت می خواهد مقاربت کند گریه اش می گیرد کی مقصر است کسی که نمی دانسته چطوری این کار را انجام دهد. ما به شما توضیح دادیم که یک موقعی که این اسپرماتوزوئیدها وارد آن مجرا می شوند باید یک مواد لیزکننده باید بیاید که آنها لیز بخورند و حرکت کنند حال در مجرای مرد، خوب برای اینکه یک عمل مقاربت کامل انجام شود آیا همچین چیزی لازم نیست حتماً لازم است. یک مواد لیزکننده و ترشحاتی لازم است که 90 درصدش مال زن است آن باید ترشح کند خوب این ترشح نخواهد شد مگر زن در تمایل روحی باشد. و از لحاظ جنسی تحریک اولیه رویش انجام شده باشد یک غددی است در واژن در همان مجرای تناسلی زن یک مواد لیز و لزجی ترشح می کند و در مجرای مرد هم است در مجرای مرد هم غددی است به نام لیتر که آنها هم شروع به ترشحات می کنند این ترشحات اگر نباشد این کانال واژینال اگر مرطوب نباشد و خشک باشد چه اتفاقی می افتد تمام اینجا دچار ضایعه و صدمه می شود و پارگی رگهای خونی می دهد پارگی مخاطی می دهد همین پارگی ها بعد که می خواهد ترمیم شود ایجاد سفتی و تنگی می کند که بعدها مقاربت دردناک می شود. هیچ لذتی برای زن ندارد بعد از گذشت زمان هیچ لذتی برای مرد هم ندارد وقتی می بیند طرفش زجر می کشد لذتی نمی برد ترجیح می دهد این کار انجام نشود. حالا غیر از آنهایی که حملات وحشیانه ای می کنند و باعث پارگی های وسیعی می شوند که حتی روزنامه هم می نویسند که بدون توجه و بدون آگاهی یک دختر کم و سن و سال که واژنش آمادگی کامل ندارد یک دفعه عمل مقاربت را بدون آمادگی انجام دادند و تمام واژن را پاره کردند. تا آخر بدبختش کردند. این آدم دیگر لذت جنسی نمی فهمد یعنی چی. باید زن آماده شود باید شروع ترشحات از اینجا کند اینجا کاملاً مرطوب و روان شود در یک محیط خشک نمی شود. برای به وجود آمدن ترشحات باید جنس مونث آمادگی پیدا کرده باشد و خود مرد همینطوری برعکسش هم می شود در گذشته در بخش های اعصاب و روان دیدیم و شنیدیم پسر های جوانی می آمدند و می رفتند می خواستند از راه های نامشروع می خواستند مراقبت کنند می گفتند نمی شود. اگر نعوذ در مرد انجام نشود عمل جنسی نمی تواند انجام شود می بینید که قضیه چقدر عمیق است. این مراحل همه باید با هم وهماهنگ پیش برود اگر آمادگی فکری نیست این کار را شروع نکنید. اگر تماس های اولیه را می خواهند برقرار کنند بلد نیستند بهتر است نکنند. دیگر پیغمبر ما به دامادش یاد داد در شب اول. این دیگر روشن است. ما متأسفانه به علت عدم آگاهی یک کسانی می خواهند آموزش بدهند که خودشان هم ناوارد اند مثلاً جوانهای ما رفیقهایشان روی یک تجربه های مزخرف چیزهایی تعریف می کنند. مسائل را از طریق علمی یاد بگیریم. مسائل روحیمان را از طریق علمی و مذهبی حل کنیم تا موفق شویم. مسائل زناشویی چیزی نیست که بشود ندیده گرفت. خانمی مراجعه کرده که سه سال است ازدواج کردم تا حالا تحریک جنسی نشدم این زندگی نیست خوب. زندگی لطافت خودش را از دست می دهد رو روح و جسم انسان می گذارد نمی تواند آدم نرمال باشد و کارش را درست انجام دهد. اگر یک آدم یک مقاربت صحیح نتواند انجام دهد فردا نمی تواند یک کار سالم انجام دهد. چه برای زن چه برای مرد. بسیاری از ازدواج های ناموفق ما در ظاهر یک چیزهای دیگری را مطرح می کنند ولی وقتی ریشه یابی می کنی می بینی که این دو آدم نمی توانند همدیگر را ارضا کنند و مشکل دارند و نمی فهمند. بیایید روی این مسأله فکر کنید که با این طرز فکرهای متفاوتی که در جامعه است چقدر این مسأله سخت و متفاوت می شود.
من آن جلسه هم گفتم از قدیم اسم این عمل را گذاشتند خاک تو سری ببینید چقدر زجر می کشیدند که این اسم را روش گذاشتند زجر کشیده نفهمیده 30 سال ازدواج کرده خانم نمی داند لذت جنسی چیست. در مرد لذت جنسی از مرحله فکری و روانی شروع می شود تا مرحله تماس و می رود بالا به یک پیکی می رسد به اینجا که رسید اینجا را ارگاسم می گویند و انزال انجام می گیرد. تا آنجا که گفتیم اعصاب پاراسمپاتیک باعث حالت پرخونی در مخاط آلت تناسلی می شوند در اینجا اثر سمپاتیک باعث حرکاتی می شود که باعث انزال می شود و منی خارج می شود اینجا اوج لذت جنسی و ارگاسم می گویند وقتی این عمل انجام شد به سرعت این منحنی پایین می آید و کم می شود. در اینجا دیگر مرد قادر به ادامه این عمل فیزیکی نخواهد بود. اما مال زن این طور نیست این دوتا هماهنگ با هم بالا نمی رود و نمی آیند. ممکن است مرد به اینجا رسیده باشد ولی این منحنی مال زن است زن ممکن است اینجا باشد. این فوراً می رسد به اورگاسم، ولی این هنوز در اینمرحله است باید شما این را در این مرحله نگه دارید و کم کم باید پیش بروید. این خودش را به مرحله ارگاسم رسانده ولی این را نرسانده برعکس هم می شود ولی برعکسش زیاد خسرانی ندارد. باید آن مرحله ارگاسم زود تمام می شود ولی در زن طول می کشد باید با هم هماهنگ شود. درست است هدف نهایی ایجاد نسل است ولی باید این غریزه ارضا شود. واقعاً اگر عمل جنسی با اوج لذت باشد درصد باروری و توان باروری هم بالا می رود.