محاسن و معایب دوران عقد قسمت 2 (استاد شجاعی)
بحث امشب ما که آخرین بحث در باره عقد و دوران عقد است به معایب و محاسن دوره عقد و عروسی می پردازیم اینکه بین عقد و عروسی فاصله ای بیفتد فاصله که می گوییم گاهی فاصله ی است برای آمادگی برای مراسم که این فاصله محسوب نمی شود، مثلاً برای دو هفته آماده کنند خودشان را این را فاصله نمی گوییم. فاصله یعنی از چند ماه تا یکسال را می گویند فاصله. گاهی از یک سال بیشتر است. این دارای محاسنی است و دارای معایبی است اول از فوایدش شروع می کنیم چون از معایب و آفاتش سایر اساتید توضیحات دادند و چندتا از معایب را فهرست وار در آخر بحث عرض می کنیم عمده بحث، فواید فاصله بین عقد و عروسی است. اولین فایده این است که وقتی قرار است فاصله ای بین عقد و عروسی باشد در روابط بین دختر و پسر افزایش پیدا می کند و حالت یک زندگی کوچکی است که یک محدودیت بیشتری دارد نسبت به زندگی زناشویی بعد از عروسی و با یک دامنه کمتری. در واقع در دوران عقد دختر و پسر با هم یک نحوه زندگی دارند که این زندگی مثل بعد از عروسی نیست. در همین مقدار نیم چه زندگی که با هم دارند فرصت های زیادی برای کارهای مختلف دست می دهد اولین فرصت این است که طرفین همدیگر را بشناسند فرصت شناخت ایجاد می شود این شناخت را دختر و پسر لازم دارند بخاطری که اگر شناخت پیدا کردند خودشان را براساس آن شناختی که پیدا کردند می سازند و تربیت می کنند و سعی می کنند براساس شناختی که از هم پیدا کردند ایجاد تفاهم کنند تا پس از زندگی مشترک با مشکلی روبرو نشوند. مثلاً هنجارها وناهنجارهای خانوادگی طرف مقابل را می شناسند مثلاً پسر یاد می گیرد که در خانواده دختر چه چیزهایی رسم است و چگونه بایدعمل کرد و فلان رفتار شخصی که پسر دارد یا فلان عادتی که پسر دارد این در خانواده دختر جایگاهی ندارد و می تواند منشأ درد سر شود. لذا می گذارد کنار یک رفتار شخصی را. مثلاً در خانواده خودش یک طور دیگر بار آمده ولی در خانواده همسرش یک طوری... اینها درباره مسائل شخصی است که عرض می کنم. آداب و رسوم و سننی که درخانواده همسر ممکن است باشد احتمالاً یک تفاوت های جزئی دارد با آنچه که در خانواده طرف مقابل است لذا در دوران عقد این چیزها به دست می آید خلق دختر گرایش ها و بینش هایش به دست می آید و انسان می تواند در آن موقعیت سازندگی بیشتری ایجاد کند. این شناخت ها از راه های مختلفی حاصل می شود. گاهی وقتها دختر و پسر به این نکته خیلی توجه بفرمایید خودشان به طور مستقیم اقدام به آموزش همدیگر می کنند یعنی مسائل و منویات و ایده های خودشان را به طور کاملتر از آن موقعی که در دوران خواستگاری بیان کردند تبیین می کنند. تا شکل بدهند به طرف مقابل به یک سازندگی در طرف مقابل برسند. بخصوص پسرها و مردها به این نکته توجه داشته باشند که دوران عقد یک دوران مهم است که یک سازندگی در همسرتان ایجاد کنید انتظار از اینکه دختر از همه جهات ساخته شده باشد از همه جهت پختگی داشته باشد یک انتظار بی جاست. این که همه مسائل را فهمیده باشد این انتظار درستی نیست. لذا فرصت خوبی است که در دوران عقد، در فرصت های مختلفی که پیش می آید، اقدام به گفتگوی مستقیم، صریح البته با بیان خوب نه با بیان بد که باعث خستگی و زدگی شود با یک بیان خوب آن سازندگی هایی را که نیاز داریم در همسرمان باشد به طور مستقیم به او بگوییم هر چه که می خواهیم همسرمان باشد در دوران عقد بیان کنیم طریقه بیان خیلی مهم است که موجب رنجش نشود بلکه موجب سازندگی شود. پس این یک طریق تحصیل شناخت است یعنی دختر با بیان و حرف همسرش می شناسد که همسرش چی است و کی است و چی می خواهد. پسر هم همینطور از صحبتهای مستقیم که از دختر می شود می تواند این اطلاعات را کسب کند که همسرش چه شخصیتی است گاهی وقتها این شناخت به طور مستقیم حاصل نمی شود یعنی این طوری نیست که دختر و پسر برای همدیگر حرفی بزنند، بلکه از طریق عمل کردن و به طور غیر مستقیم از رفتارها این شناخت ها حاصل می شود به طور غیر مستقیم که در رفت و آمدها و معاشرت ها و در مسافرتهایی که با هم دارند در مهمانی ها در اینجاها به دست می آید یا اینکه دختر و پسر اقدام می کنند به رد و بدل کردن کتب مختلف علمی و آموزشی در زمینه مختلف زناشویی، یعنی این خودش حرفی ندارد کتاب می دهد نوار می دهد یا اینکه همسرش را دعوت می کند به یک جلسه علمی و آموزشی، مثل جلسه آموزش همسران ما که در سال 72 داشتیم برای دختران و پسرانی که عقد کرده بودند تا عروسی و بعد از سه سال هم بعد از ازدواج.دختر و پسری که با هم عقد کرده بودند می نشستند مباحث دوران زناشویی را در 22 جلسه یاد می گرفتند که نوارهایش موجود است. و توصیه می کنم که حتماً کسانی که بعد از دوران عقد را گذراندند یعنی وارد دوران عقد شدند از آن نوارها استفاده کنند و پختگی لازم را در خود و همسرشان بیشتر کنند تا شیرینی زندگی شان بیشتر شود. نوارها نوارهای مهمی است. پس وقتی می گوییم دوران عقد فرصت شناخت همدیگر را ایجاد می کند این شناخت از دو طریق حاصل می شود یکی مستقیم که نظرات همدیگررا می گویند و یکی هم از طریق غیر مستقیم و با رفتار و عمل. فایده دوم فاصله بین عقد و عروسی این است که شخص فرصت می کند که خودش را هم بشناسد یعنی نقاط قوت و ضعف خودش را هم شناسایی کند در امر همسرداری. اینها دستش می آید. می تواند با استفاده از فرصتی که دارد تا زمان عروسی آن نقاط ضعف خودش را برطرف کند و اگر نقاط قوتی هم در خودش می بیند آن نقاط قوت را تقویت کند و حفظش کند و از آنها مراقبت کند. سومین فایده این است که دختر و پسر فرصت می کنند که یک برنامه ریزی خوبی برای زندگی آینده شان بکنند و مقدمات یک استقلال و یک زندگی مستقل را فراهم کنند. چه از جهت عاطفی چه از جهت اخلاقی و چه از جهت اقتصادی و وظایف زناشویی بتوانند خودشان را آماده کنند. که یک زندگی کاملاً مستقل و خوب را داشته باشند. فایده چهارم این است که فرصت آموزش فنون و شیوه های شوهرداری و زن داری و تدبیر منزل و همسرداری را پیدا می کنند. با مطالعه کتابها و همان دوره هایی که مثال زدم گاهی جنبه عملی دارد یعنی صرفاً کتاب نیست بعضی از دخترها و پسرها قبل از ازدواج شروع به خواندن کتاب می کنند که این آمادگی را کسب کنند اما در دوران عقد شما عملاً بعضی از مسائل را امتحان می کنید و به نقاط قوت و ضعف خود پی ببرید. در مورد تنظیم بودجه و اخلاق و تحمل همسر و در مورد مسافرت در مورد تنظیم برنامه های علمی با وجود همسرتان در مورد مسائل جنسی ارتباطات جنسی و آمیزش ممکن است انسان شناخت هایی حاصل کند از شخصیت همسرش. آمادگی های مختلفی را ایجاد کند و تجربیات زیادی را تحصیل کند. نکته ی پنجم ایجاد آمادگی برای ورود به یک زندگی جدید است. ببینید اگر دختر و پسر بلافاصله بعد از اینکه آشنا شدند و خواستگاری رفتند و عقد کردند و سریع عروسی کردند چون هیچ فرصتی برای آماده کردن خودشان نداشتند گاهی نیازها این فرصت ها را ایجاد می کند گاهی نوع زندگی ها ایجاب می کند که دختر و پسر بلافاصله بعد از عقد عروسی کنند و فاصله بین آشنایی و عقد و عروسی نباشد. فرض کنید یک پسر در خارج است احتیاج به همسر دارد و اقدام می کند برای گرفتن همسر و همسرش را سریع می برد با خودش. یا یکی اینجا استقلال خودش نیاز به همسر دارد و نمی تواند این فاصله را تحمل کند چه از نیاز جنسی یا نیاز به زندگی مستقل یا نیاز عاطفی نمی تواند این فاصله را رعایت کند و تحمل کند و اقدام می کند این بسته به شخصیت افراد و نیازهایشان فرق می کند اما بحث ما آن موقع است که بناست فاصله ای باشد. آنجایی که این فاصله است اگر نباشد این فاصله و بتواند باشد و شخص برایش فرق نکند بعضی ها می آیند می گویند به نظر شما ما فاصله عقد و عروسی را چقدر قرار بدهیم یعنی این هنوز به او بگویی یک ماه یا 5 ماه برایشان فرقی نمی کند در این صورت اگر زود اقدام به عروسی کنند خوب این فرصت هایی که عرض کردم برایشان به دست نمی آید و خیلی از تجربیات را عملاً را می خواهند بعد از عروسی کسب کنند یعنی این روند سعی و خطایی که دارند یعنی انسان سعی می کند تلاش می کند گاهی وقت ها خطا میکند و تلاش می کند جبرانش کند این را می گذارند برای بعد از عروسی خوب این در روند زندگی شان تأثیر دارد. یعنی چند سال اول را یا چند ماه اول را هی اینها بگذارند برای امتحان کردن همدیگر شناختن همدیگر برای اینکه روابطشان باهم هماهنگ شود تا بخواهد هماهنگ شود یک مدتی می گذرد چه بسا در این هماهنگی ها تنش هایی ایجاد شود سوتفاهم هایی ایجاد شود و اختلافاتی ایجاد شود که نطفه ی یک جنگ روانی یا یک اختلاف سرنوشت سازی را در زندگی دختر و پسر ایجاد کند. لذا این فاصله عقد و عروسی خیلی مناسب است که این آمادگی ها ایجاد شود. و نکته مهمی که در دوران عقد باید توجه کنیم این است که آموزش در دوران عقد غیر از آموزش و تجربه در دوران عروسی است یعنی توان یادگیری و حتی توان شکل دهی که در طرفین وجود دارد غیر از زمانی است که بعد از عروسی است بعد از عروسی زن و شوهر مال هم هستند و می دانند که بناست با هم زندگی کنند و اما در دوران عقد دخترها از کشش های مختلف و از نیازهای پسرها استفاده می کنند و آن چیزها و ارزش هایی که نزد خودشان است به پسر بدهند و امتیاز بگیرند، و پسر هم به خاطر آن شرایط خاص عقد و کشش زیادی که دارد ممکن است که این امتیاز را بدهد و متقابلاً پسر ها هم ممکن است این کار را بکنند. این جنبه ی منفی قضیه است امتیازگیری. اما جنبه مثبت قضیه این است که دوران عقد دوران شور و شوق اولیه است دوران عشق است و آن حالت غلیان و اوج علاقه است آن جور جاها گذشت از خصوصیات بداخلاقی به خاطر طرف مقابل آسان تر است تا بعد از عروسی و بچه دار شدن آن موقع خیلی راحت زن و شوهر یا دختر و پسر خیلی نمی گذرند از خصوصیات شان. کنار نمی گذارند اما در دوران عقد این آمادگی بیشتر است این آمادگی در همه جهات نیست در اکثر موارد اینطوری است پذیرایی در دوران عقد خیلی بیشتر است. ولی در دوران عروسی بعضی از موارد هست که پذیرایی بیشتر است اکثر موارد در همان دوران عقد این آمادگی وجود دارد. این از یک جهت است. یعنی اگر این دوران فاصله عقد و عروسی نباشد دختر و پسر هیچ تجربه ای ندارند ناگهان وارد یک زندگی جدید می شوند با شرایط و وظایف جدید. اما وقتی فاصله است یواش یواش انس پیدا می کنند به وظایف خودشان، و شیوه های زندگی که باید داشته باشند از نظر عاطفی هم همینطور به خصوص دختر انس با خانواده دارد ویک جا کنده شود برود در خانه یک نفر دیگر در یک شرایط دیگر شاید برایش سخت باشد ولی در دوران عقد یواش یواش انس می گیرد که باید با کس دیگری زندگی کند خودش فرصت پیدا می کند که از نظر عاطفی خود را آماده کند هم از نظر عاطفی با پدر و مادر خودش و هم از جهت عاطفی نسبت به پدر و مادر همسرش و خانواده همسرش خودش را آماده می کند که وارد یک خانواده جدید با روحیات جدیدی شود.
یا با یک روحیات مختلفی وارد شود این آمادگی را حاصل می کند پسر هم این آمادگی را به نوبه خودش حاصل می کند. از جهت انس به همدیگر هم همینطور، یعنی دوران عقد دوران خیلی خوبی است برای اینکه دختر و پسر به همدیگر انس و محبت کافی لازم را که لازمه ی زندگی است را پیدا کنند یعنی دوران عقد در واقع دوران لذت است دوران محبت است دوران مودت و عشق است در زندگی بعد از عروسی به واسطه مشغله های زیادی که است دختر و پسر کمتر فرصت می کنند به همدیگر برسند الان هم اگر در اطراف شما کسانی را ببینید که ازدواج کردند و چند سالی گذشته باشد از ازدواج شان می بینید که همینطور است در دوران عقد خلوت کردن و توجه به صرف شخصیت طرف مقابل بیشتر است. مردها بیشتر وقت می گذارند برای زنها و زنها بیشتر وقت می گذارند برای مردان، در همدیگر ذوب می شوند، و توجه عمیق می کنند و از جهت محبتی و عاطفی شخصیت شان را ارضا می کنند مسافرت بروند و با هم خلوت داشته باشند و خاطرات خوش اینها می ماند و شیرینی هایی را در خاطرات شان می گذارد که بعدها یادشان می افتد لذت می برند از آن اما وقتی این فرصت نباشد یک دفعه وارد صحنه زندگی شویم با مسئولیت های زیاد، پسر صبح برود سر کار و غروب خسته بیاید دیگر فرصت نمی کند یک مسافرت درست و حسابی با همسرش برود، مسافرت لازمی که بتوانند به همدیگر برسند بدون دغدغه، چه بسا بعد از عروسی زن باردار شود و یک مسئولیت جدید وقت گذاری جدید و مشغله جدید ولی در دوران عقد این آمادگی ها است و خوب هم از آن بهره مند می شویم.
مرد به خصوص مردانی که مشغله کاری زیادی دارند و کمتر می توانند به خاطر نوع شغل شان همسرشان رااز جهات مختلف ارضا کنند دوران عقد دوران خیلی خوبی است که در آن دوران یک ارضای خوب و یک آمادگی خوبی در زن ایجاد کند. نکته ی ششم که فایده ی ششم است مسأله افزایش محبت و دوستی است نسبت به همدیگر و بها دادن عواطف و احساسات و فداکاری ها و ایجاد احترام متقابل اینها خیلی اهمیت دارد. چون یکی از ستون های بسیار مهم زندگی زناشویی عاطفه ومحبت قوی است. حس فداکاری است که در بحث فواید ازدواج عرض کردم اینها در دوران عقد می شود تکمیل کرد، تقویت کرد. این یک مختصری بود در مورد فواید فاصله بین عقد و عروسی. قسمت بعد کارهایی است که خوب است در دوران عقد صورت بگیرد در روابطی که با طرف مقابل داریم چه کارهایی لازم است بکنیم و چه کارهایی خوب است بکنیم. با بیانی که شد متوجه می شویم که دوران عقد یک دوران خیلی مهم است یعنی برخلاف تصور خیلی ها صرفاً یک دوران برای خوشگذرانی یا برای لذت بردن نیست. بلکه یک دورانی است که دختر و پسر خودشان را آماده می کنند با توجه به رسالتی که بعداً می خواهند به عهده بگیرند از جهات مختلف از اقتصادی از جهات علوم و فنونی که نیاز دارند برای زندگی مشترک خودشان را آماده می کنند یعنی دوران حساس و مهم است. وقتی دوران عقد را ما به این دید نگاه می کنیم معمولاً می فهمیم که چه کارهایی هم باید به توجه به این که این دوران این بازدهی ها را داشته باشد انجام دهیم. خوب یکی از آنها مسأله ملاقات هایی است که بین دختر و پسر است. باید مثلاً توجه داشته باشیم در دوران عقد ملاقات هایی که بین دختر و پسر باشد ملاقات های صمیمانه باشد فرصت های صحبت کردن و خلوت کردن باشد. شرکت در مهمانی های فامیلی آشنا شدن با فامیل های همدیگر، ارزیابی فامیل ها، اینها مهم است. در دوران عقد در همین رفت و آمدهایی که به مناسبت عروسی دو نفر و ازدواج دو نفر داده می شود معمولاً بار ارزشی ندارد یعنی شما دایی و خاله و عمو و پسر عمو و پسر دایی و خواهر خانم و کی و ... دعوت می کنند شما به مناسبت این که با این دختر از این خانواده وصلت کردید و وقتی می روید می توانید شناسایی های زیادی را بدست بیاورید. که آیا من بعد از عروسی با این فامیل رفت و آمد داشته باشم یا نداشته باشم از نظر تربیتی و عقیدتی مناسب است برای ارتباط برای صله ارحام. صله ارحام قطع نمی شود کاری با دین و غیر دین ندارد اما اثرپذیری و ما وقتی می گوییم صله ارحام حتی فامیل شما کافر هم باشد شما موظفید شرعاً صله ارحام کنید این وقتی است که اثرپذیری و ضرری برای دین نیست و آفتی زندگی ما را تهدید نمی کند اما نه شما در همین دوران عقد متوجه می شوید که فلان کس از خانواده همسرتان فساد اخلاقی دارد رفت و آمد با اینها موجب فساد خانواده می شود و تأثیرگذاری منفی روی خانم شما و شما دارد یا اگر بعداً رفت آمدهای گسترده ی صورت بگیرد روی بچه ی شما تأثیر منفی دارند بعد یا خود شخصیت آن فامیل روی خود شما تأثیر منفی دارد شما را می خواهد به کاری بکشاند که اهلش نیستید لذا این شناسایی ها خوب است ملاقات هایی که دختر و پسر با هم داشته باشند تأثیرگذار است برنامه ریزی شود به آن توجه شود که باید ملاقات انجام شود. یک وقت گذاری جدی و مناسب مسأله هدیه دادن است. این هدیه دادن دو گونه است گاهی خود پسر یک هدیه ای به پسر می دهد. به مناسبت های مختلف، به خود شخصاً یعنی هدیه ای است که بین دختر و پسر رد و بدل می شود و کسی از آن اطلاع نداشته باشد گاهی وقتها هدیه جنبه رسمی دارد یعنی هدیه به مناسبت های شیرینی فاصله ی عقد و عروسی است داماد یک چیزی می خرد و خانه عروس می برد معمولاً داماد که خانه عروس می رود دست پر می رود و لو یک جعبه شیرینی و لو به خریدن چند متر پارچه برای دختر اگر وضع مالی اش خوب باشد یک زینت آلاتی برای دختر می گیرد یا برای مادرخانم و پدرخانمش، اینها است که اینها معمولاً خانواده های دختر به این مسأله توجه دارند. اگر کسی وسعش می رسد این را رعات کند چیز خوبی است از آن طرف هم خانواده ها دقت کنند که انتظار بی جایی نداشته باشند. ضمناً آقایانی که در این کلاس هستند و ما داریم از وظایف خانواده دختر صحبت می کنیم خود شما هم به نوبه خودتان می توانید خانواده دختر باشید الان آمدید بعنوان انتخاب همسر آمدید یاد بگیرید می توانید که برادر خانم باشید یعنی در خانه شما هم خواستگار می آید برای خواهرتان، باید همکاری بکنید پسری که می آید به خواستگاری خواهر شما یا یکی از دخترهای منزل شما. بعداً پدر خواهید شد باز به اینها توجه کنید. که انتظارها کنترل شود اگر در خانواده شما مادرتان نسبت به دامادتان انتظار بی جایی دارد تذکر دهید و با رعایت ادب که این را در فشار نگذارید هر دفعه بخواهد هدیه سنگین بخرد به مناسب مراسم مختلف، یک روز جشن تولد دختر است یک روز عید فطر است یک عید قربان است یک روز عید غدیر است یک بار عید نوروز است یک بار جشن... است رعایت شود اگر فرضاً پسر هم می خواهد این را رعایت کند یا اهل این است ما انتظارمان را تنظیم کنیم که با یک جعبه شیرینی و دسته گلی که می آورد ما راضی باشیم. مهم این است که آن بزرگداشت صورت بگیرد و احترام صورت بگیرد به کمیت خیلی توجه نداشته باشید. این را در خانواده های خود جا بیندازیم. همکاری کنیم. چون آن کسی هم که به خواستگاری خواهر ما یا یکی از دختران منزل ما می آید، مثل خود ما است که داریم می رویم خواستگاری. و در روایت داریم ارضا للناس ما ترض لنفسک آنچه که برای خودت دوست داری و می پسندی برای دیگران هم بپسند آنچیزی را که برای خودت نمی پسندی برای دیگران هم نپسند. این از شرایط اخوت اسلامی است گفتند مسلمان نیست کسی که اینطور نباشد بپسند آنچیزی که برای خودت می پسندی و بالعکس. مسأله مسافرت های کوتاه مدت است، خوب است که یک مسافرت های کوتاه مدت انجام شود اگر یک همچین اجازه ای داده شود گاهی وقتها اجازه نمی دهند در این مورد هم صحبت خواهیم کرد حالا اگر فرصت شود خوب است مسافرت های کوتاه انجام شود تأثیرات سازنده دارد شرکت در محافل مذهبی و علمی است در جلسات مختلف در عبادت گاه ها، وقتی گذاشته شود بعضی ها به افراط و تفریط زیاد است بعضی ها در دوران عقد یا می روند سینما، یا با تأثیرات منفی زیادی که می تواند داشته باشد یا تفریح گاه هایی که باز شاید همه شان مناسب نباشد به این سمت می کشانند. گاهی وقتها نه بعضی ها افراط می کنند دختر را بر می دارند هر هفته می برند بهشت زهرا آن قبرستان، این هم خوب مناسب نیست. بلکه باید تعادلی باشد بین هم جنبه معنوی رعایت شود زیارتگاه می خواهند بروند خوب است چند هفته یک بار، یا ارتباط هر روزه دارد انسان با همسرش هفته یک بار دو هفته یکبار برای پاک سازی روحی به زیارت بروند. اگر بتوانند در کنار هم بنشینند در یک محیطی. بعضی از محیط های زیارتی می توانند کنار هم بنشینند و زیارت بخوانند بدون اینکه جلب توجه کنند و فساد ایجاد کند بعضی جاها خوب رعایت نمی کنند. ولی من زیارتگاهی رفتم که پسر سرش را گذاشته روی پای دختر و پای خودش را زده به دیوار، این مناسب نیست. یا اینکه فکر می کنند به جای اینکه آنجا به پاک سازی بپردازند با هم گپ می زنند دست در گردن هم می اندازند دست هم را می گیرند این جا مناسب نیست جایش در زیارتگاه نیست. خانه و خلوت و جای دیگر است. رعایت نمی کنند. آنجا بروند واقعاً دوتایی توجه کنند به مبدأ متعال به خداوند. یاد ابدیت بیفتند یاد اینکه هردویشان این مسیر را تا ابدیت بروند و زندگی آنها در ابدیت یکدیگر تأثیر دارد از خدا کمک بخواهند که این زندگی را مبارک کند. برای دیگران دعا کنند دعا کنند برای تطهیر روح شان و توجه به مبدأ متعال بروند آنجا اگر این امکان هم نیست که به این پاکی بنشینند کنار همدیگر، قرار می گذارید که آقا و خانم می روند جداگانه زیارت می کنند این هم خوب است مراکز تفریحی هم باید درست انتخاب شود در مراکز تفریحی باید دقت کنیم مراکز تفریحی جای ابراز احساسات شخصی به همدیگر نیست برخلاف تصوری که خیلی ها می کنند مراکز تفریحی برای تفریح است تفریح یعنی وارد کردن فرح و شادی به روح، یک تنوعی است. خوب وقتی اسم تفریح را کسی یاد بگیرد که این یعنی چی بداند که برای روح من این لازم است آن موقع در نوع رفتاری که می کند توجه دارد و هم در انتخاب محیط. محیطی که ما می گوییم اگر آلودگی معنوی داشته باشد این تفریح نیست ممکن است ما بنشینیم و صفایی کنیم ولی انواع و اقسام قیافه های مختلف و رفتارهای ناجور و خلاف شرع که خدا نمی پسندد و گناه آلود است آن محیط این تفریح نیست. ممکن است سیزده بدر بروم بیرون با همسرم ولی وقتی بروم ببینم صدتا دختر ناجور با رفتارهای ناجور باشد برداشت من از این تفریح مگر این که آدم شیطانی باشد و برای این کار بروم آنجا و شخصیتم اینطوری باشد یعنی شخصیتی که برود برای شکار حیوانیت، و الا این تفریح نیست و یک سنگینی روحی با خودتان می آورد انتخاب محل تفریح خیلی مهم است، دریا می خواهد برود جای خیلی خوب است کوه می خواهد برود دشت برود باید توجه کند که با آیات الهی سر و کار دارد وقتی به دریا و کوه و جنگل می رود خیلی اینقدر تذکرات است برای اینها برای انسان که انسان با توجه به همین آیات الهی متوجه عظمت خدا و متوجه مبدأ متعال می شود و متوجه وظیفه خودش به عنوان انسان شود و شکرگذار باشد. درست استفاده کند از محل تفریح. روز مناسبی را انتخاب کند ساعت مناسبی را انتخاب کند که بتواند نهایت لذت را ببرد و آلودگی هم نداشته باشد. بعضی ها دختر را می برد شهر بازی. شهربازی آنهایی که می گویند می توانیم حدس بزنیم که چگونه است نمونه های کوچک را که دیدیم و تعمیم بدهیم می دانیم که هیچ رعایتی نیست آنجا دختر و پسر و قیافه و اندام دختر و قهقه و آرایشش را رفتارهای سبک بدنش را همه مردها دارند نگاه می کنند کنار هم در صف شلوغ تماس بدنی زیاد ارتباطات آنچنانی، اسم این را نمی شود تفریح گذاشت. بعد هم باید دقت کنیم که ما می خواهیم وارد یک زندگی جدی شویم زندگی پختگی لازم دارد. بچه بازی که نمی خواهیم بکنیم که بنشینیم در این ماشین های برقی و تکان بخوریم و این طرف و آن طرف برویم این چه چیزی برای انسان دارد مگر این روحیه بچگی داشته باشد بعضی ها هستند که این روحیه بر آنها حاکم است بعضی از مردها هست که وقتی می روند خرید، مثلاً سبزی یا میوه می خرد پفک نمکی می خرد تمبر هندی می خرد اینطوری است یا خانمش سفارش می دهد برایش. بعضی از دخترخانم ها را می شناسم که ده سال 5 سال از زندگی شان می گذرد وقتی شوهرشان می رود بیرون سفارش پفک نمکی می دهند. آدامس بخورند لواشک بخورند. از این چیزها هست. این خوب باید دقت کنیم در زندگی چیز دیگری است ما باید خودمان را برای کار دیگری آماده کنیم. بعضی از دختر پسرها من الان می بینم با بچه خودشان سر پفک دعوایشان می شود، پدر با پسر سر ذرت بوداده دعوایش شده که سهم من را بیشتر خوردی. این خصوصیت هنوز است یعنی بچگی در پدر مانده و اصلاً بزرگ نشده فقط بلوغ جنسی و امکان اقتصادی پیدا کرده اما از جهت عقلی و از جهت عاطفی رشد کافی نداشته اقدام کرده به ازدواج ولی هنوز در مرحله بچگی است. شما بروید این مراکز تفریحی میبینید که چقدر افراد سی سال و چهل سال شان است حتی بالاتر هنوز کودک هستند و رفتار بچگانه دارند در آن محدوده ماندند. این روحیه باعث می شود در خیلی از مسائل زندگی شکست بخورند در تنظیم مسائل اقتصادی موفق نباشند پسر آنقدر هوس باز است که با داشتن یک درآمد کم نمی تواند از مد و لباس بگذرد. اگر شده وام بگیرد و قرض کند خانواده از جهت مسائل مهم یا حتی کالاهای مهم و ضروری در مضیقه است ولی پسر حتماً باید کیف آن طوری و کت آن طوری و شال گردن آن طوری داشته باشد حتی ماشین بعضی از خانواده ها را من در این سفر اخیرم که رفته بودم لبنان، آنجا فقر فرهنگی بیشتر بود، مثلاً خانواده هایی را می دیدی که تحت پوشش امداد بودند یعنی برای نان و برنج برای مسائل استراتژی منزل امداد کمک می کرد بعد می دیدید که مرد خانه یک بنز 400 زیر پایش است و یا یک ب ام و دارد آنجا وضع ماشین بهتر است تاکسی هایشان بنز است. ولی خوب مثلاً آنها اگر یک کمک اقتصادی می کردی که یک فرش و موکتی بیندازند این ها را بعضی رعایت می کردند یا فرض کنید غذا بگیرند می دیدی می رفت آن پول را یک چراغ خواب می خرید پز را توجه می کردند تجملات را اصلی ترین نیاز می دانند آنجا. راهنمای ما می گفت این جوانانی که شما می بینید با این ماشین های شیک می آیند و از جلوی شما رد می شوند شب بیرون می خوابند و جایی ندارند که بخوابند ولی این را باید داشته باشند یک ماشین زیر پایشان باشد در خیلی از آقایان و خانمها هم اینجا همینطور است یعنی در دوران بچگی ماندند یک زمانی مثلاً با ماشین کوکی و عروسک و اینها و الان که بزرگتر شدند با مبل و لوستر و با لباس و لوازم آرایش و با ماشین، مرد بزرگ شده ولی هنوز همانطور ماشین باز است روحیه ماشین بازی بچگی را دارد. ولی چون بزرگ شده این را آورده یک خط جدی به آن داده کمتر کسی بو می برد خودشان دچار هستند کمتر کسی می فهمد که این دارد رفتار بچگی خود را بروز می دهد با اینکه 20 سال هم از زندگی مشترک شان گذشته اگر به خیلی از رفتارهای افراددر جامعه نگاه کنید می بینید که خیلی شان رفتارهای دوران کودکی است که مدلش عوض شده و الا اینها در سن کودکی باقی مانده اند.
نکاتی که باید رعایت شود این چهار مورد بود یکی مسأله ملاقات ها بود مسأله هدیه دادن بود و مسافرت ها و مسأله شرکت در محافل مذهبی و علمی بود. به اینها باید توجه و برنامه ریزی شود جلسات علمی، توجه به تغذیه ی گفتم مرد غیر از زن است موظف است این سه نیاز را تأمین کند زن هم باید تأمین کند ولی مرد تأمین کننده اصلی است یکی نیاز اقتصادی و مادی و نیازهای عاطفی و نیازهای معنوی مرد موظف است که تأمین کند و دوران عقد بهترین دوران است برای تأمین این طور مسائل. فقط این طور نیست که من ببرم همسرم را بیرون باید بدانم که از جهت خوراک های معنوی به چه چیزی احتیاج دارد. نوار خوب کتاب خوب استاد خوب، مرکز آموزشی خوبی که بتوانم معرفی کنم به او که آنجا تغذیه کند. به خصوص که خیلی هم صلاح نیست مرد مستقیم خیلی از حرفها را بزند ولی اتصال زن به یک منبع معنوی و علمی خوب مهم است و چه خوب است ک مرد خودش شناسایی کند هم خودش استفاده کند و هم همسرش. چندتا نکته است در روابط دختر و پسر در دوران عقد، یک مسأله این است که مردها باید در اظهار عشق و محبت و سایر ارتباطات پیشقدم باشند، یعنی نباید انتظار داشته باشیم که دختر این کارها را بکند در مسأله محبت ورزی و عشق ورزی، در خیلی از کارهای دیگر سایر ارتباطات زن حیا زیاد دارد 9 برابر مرد حیای زن است. مرد هست که باید اقدام کند به این کارها بتواند روابط خوبی را برقرار کند چه از جهت تکلم و حرف زدن روابط کلامی، که توضیح می دهیم برایتان. چه از جهت ارتباط بدنی مثلاً بوسیدن، ارتباط دیگری که است مرد باید پیشقدم باشد. خیلی وقتها این بی توجهی که توسط مردها صورت می گیرد اثر بدی در زندگی می گذارد من دیدم بعضی از دخترها و پسرها بعد از 5 ماه 6 ماه و 7 ماه و یکسال اختلاف شدید پیدا کردند و منجر به طلاق شده بعد که بررسی کردیم دیدیم که اینها بلد نبودند چطوری رفتار کنند گاهی وقتها زجر می بردند از دوران عقدشان، پسر آمده 11 ماه است عقد کرده می گویم روابط تان چگونه بوده می گوید معمولی بوده، بعضی وقتها که خانه شان می روم می نشینم او هم آنجا می نشیند و یک چای می خوریم و چند دقیقه صحبت می کنیم و بعد هم خدا حافظ. یعنی با هم بیرون نمی روید؟ می گوید نه. می گویم ارتباط بدنی نداشتید می گوید نه خیلی جزئی در حد یک دست دادن که دوتا مرد با هم دست می دهند. پسر اصلاً عرضه برقراری ارتباط را نداشته یعنی نه برنامه ریزی کرده برای بیرون رفتن نه تلاشی کرده نه تقاضایی کرده نه اقدام کرده نه زمینه را مهیا کرده این خیلی مهم است تماس مسائل عاطفی تماس های مختلف در دوران عقد که عرض کردم لازم است این ارضا عاطفی و محبتی در دوران خیلی سازنده است برای بعد از دوران عقد. یا مورد دیگر داشتیم که خیلی دختر و پسر خوبی هم بودند هردوی شان زندگی خیلی مرفه ی هم داشتند ولی پسر خیلی خجالتی بود در این زمینه، خجالت می کشید ارتباط برقرار کند. خوب اگر پسر قرار باشد اینقدر خجالت بکشد وای به حال دختر. دختر خوب یک نیازی دارد که انتظار دارد که همسرش از خودش اصلاً زن این طوری است زن اقدام مرد را می طلبد که مرد شروع کننده و هجوم برنده باشد و زن پذیرنده باشد. زن حالت پذیرش دارد مرد حالت تهاجم دارد حالت عرضه دارد این حالت طبیعی است که باید باشد. مثلاً این خجالتی است دختر دیده که مرد اینطوری نیست اثرات بدی در او ایجاد شده گاهی وقتها مراجعه که می شود اینجا مثلاً دختر آمده با پسر مسائل را در میان گذاشته بعد دیدم که پسر خجالتی و بی عرضه است و نمی تواند از خودش رفتار مردانه بروز دهد، بعد که مرد را توجیه کردیم خوب حالا فهمیده که این کارها را بکند باز دختر قبول نمی کند می گوید این رفتارهای مصنوعی است آموزش دیده که این کار را بکند از خودش تراوش نمی کند باید از خود مرد این تراوش کند. یک مدتی هم باید بگذرد که مرد ثابت کند که این از خود ما تراوش می کند و فیلم بازی نمی کنیم. به کار بردن کلمات محبت آمیز بعضی ها مکان را اشتباه می گیرند کلمه محبت آمیز را مرد باید به کار ببرند بعضی ها خلاف مردانگی می دانند این چیزها را، وقت صدا کردن دختر یا زن قد بازی می کنند. استخدام کلمات محبت آمیز از طرف مرد شروع شود ولی در جای مناسب. بیرون نباشد جلوی نامحرم نباشد جایی که دل کسی را بشکند تحریکی ایجاد بکند ممکن است جلوی دختری باشد که او از نظر ازدواج شکست خورده یا جلوی پسر نامحرمی باشد که تحریک ایجاد کند. ولی در خانواده خود دختر یا جاهایی که خصوصی و خلوت است به کار ببرد کلمات محبت آمیز را، نحوه صدا زدن اسم دختر، خیلی مهم است، خیلی رسمی و اتوکشیده نباشد با محبت این استخدام کلمات خارج شود. ولی افراط هم نباید باشد در عشق ورزی و محبت افراط نباشد یکی از آفات دوران عقد و بعد از عقد این است که افراط در ابراز محبت شود. باز دارم تأکید می کنم ابراز علاقه ی متقابل به همدیگر جزء وظایف ضروری دوران عقد و بعد از عقد هم همینطور باید خیلی مراقب باشد بعد از عقد که زندگی روال عادی می گیرد زن و مرد همدیگر را در این پیچ و خم زندگی فراموش می کنند کمتر متوجه هستند که باید با همدیگر خطاب کنند عادت می کنند بعد قدر همدیگر را کمتر می دانند نمی توانند کلمات خوب به کار ببرند یا ضعیف به کار می برند این باید توجه شود بخصوص بعد از عروسی. دوران عقد دوران حساسیت هاست بعداً توضیح خواهم داد باید از به کار بردن کلمات بد و کلماتی که سوء تفاهم ایجاد می کند شوخی ها و کلمات زننده و رکیک خیلی پرهیز شود که نطفهی بدی ها و سوء تفاهم ها و اختلاف و دل چرکیهاست. این نکته اول،
در مورد نکته دوم این است که همانطور که یک مرد باید در ابراز محبت و صمیمیت پیشقدم باشد در ابراز احترام و بروز ارزش های دیگر در آن هم مرد باید پیشقدم باشد نسبت به زن. به خصوص در حضور دیگران، مردی که هی در خلوت بگوید دوستت دارم و ... کافی نیست باید به خصوص شخصیت همسر را در مقابل دیگران خیلی احترام گذاشت و از این جهت ارضا کرد در خانواده دختر مرد باید بفهماند که به همسرش علاقه دارد دوستش دارد و برایش احترام زیادی قائل است توهین نکند تحقیر نکند بی ادبانه رفتار نکند چه در خانواده خودش و چه در خانواده همسرش. این خیلی اهمیت دارد برای بعد از عروسی. مردی که احترام همسرش را رعایت نکند بعد زمینه خیلی حریم شکنی ها و دخالت های دیگران را بعداً فراهم می کند یعنی اگر دیگران بفهمند که مرد برای همسرش احترام قائل نیست خیلی پست است و حقیر است دختر در نزد مرد، بعداً می توانند دخالت های زیادی کنند فضولی ها دخالت ها سخن چینی ها و دروغ گویی ها، ولی اگر مرد به همه بفهماند که همسرش را دوست دارد و به هر کسی اجازه دخالت در زندگی اش را نمیدهد اجازه غیبت همسرش را نمی دهد. این باعث می شود نطفه خیلی از بدی ها و پلیدی ها و اختلاف ها خشکیده شود و از بین برود. این هم خیلی مهم است. در همه جا باید رعایت شود در خانواده همسر و خانواده خودمان باید رعایت کنیم. که احترام را باید نگه داریم این مسأله احترام خیلی مهم است بخصوص در مورد بچه که بعداً بچه دار می شوید همین مسأله حفظ بماند.
نکته سوم، این است که ما هر چیزی را که می خواهیم به همسرمان یاد بدهیم باید این را در عمل خودمان سبقت بگیریم یعنی ما انتظار داریم که دختر به پدر و مادر ما احترام بگذارد باید به پدر و مادرش احترام بگذاریم ادب را رعایت کنیم. و همچنین به پدر و مادر خودمان هم بخصوص در مقابل دختر احترام زیادی بگذاریم که دختر بداند که همسر او این شخصیت را دارد که شخصیت دختر را ارضا می کنید از این جهت که به پدر و مادر و اعضای خانواده اش احترام می گذارید مودت دارید، کمکی بخواهند کمک شان می کنید به پدر و مادر خودتان هم بخصوص خیلی توجه کنید یک آفت بزرگی که است این است که در قسمت آفات توضیح می دهم که بعد از عقد این زمینه بی ادبی زیاد فراهم می شود ما آنچه که می خواهیم رعایت بکنند همسر ما در مورد خودمان باید خودمان عملاً به همسرمان بفهمانیم این را. اگر همسر شما ببیند که به پدر و مادرت کم توجه هستی، بی ادب هستی احترام لازم را رعایت نمی کنی نیازهای آنها را توجه نمی کنی حاضر به سرمایه گذاری برای شان نیستی حاضر به خدمت به آنها نیستی بعداً می دانید که انسان گزینش همسر مسئولیت والدین از عهده اش ساقط نمی شود بعضی موقع که نیاز مالی هم داشته باشد شرعاً پسر موظف است که رعایت آنها در نظر بگیرد بعد می خواهی کمک کنی به اعضای خانواده ات خواهرت احتیاج دارد برادرت احتیاج دارد پدر و مادرت احتیاج دارد می بینی که مشکل داری با همسرت یا باید مخفیانه این کار را کنی یا دعوا و درگیری راه بیندازی. از اول بفهمان که من به پدر و مادرم توجه دارم و احترام آنها و رعایت حال آنها برای من مهم و واجب و لازم است این طور دیگر دختر می داند که با یک کسی روبرو است که حاضر نیست که به خاطر دختر پدر و مادر را زیر پا بگذارد احترام آنها، بعضی از دخترها واقعاً انتظارهای بیجایی دارند یعنی نمی توانند بین علاقه شوهرشان به آنها به عنوان همسر و علاقه شوهرشان به پدر و مادرش به عنوان فرزند فرق بگذارند حسود هستند بعضی از خانمها می آیند میگویند تازه ازدواج کرده طرف می آید خانم خوب هم است حتی شاگرد من است خوب می شناسمش می آید می گوید اعصابم خرد است پژمرده هستم اضطراب دارم روابطم با شوهرم خراب است بعد می گویم آدم بدی است می گوید نه آدم خوبی است وقتی بررسی می کنیم می بینیم که این پسر به خواهرش احترام خاصی می گذارد به برادرش احترام خاصی می گذارد به مادرش و بخصوص مادر، خیلی باید توجه شود. نتوانسته این دختر بین احترام که مرد باید به اعضای خانواده اش بگذارد و احترامی که مرد و علاقه ای که مرد به همسرش دارد فرق بگذارد ندانسته این را، بعد دچار حسادت و مشکل شده، حتی بعد از عروسی هم ما داریم دختر طلبه است اما این را متوجه نشده دانشجو است تحصیل کرده است این را متوجه نشده. می گوید من 5 دقیقه به پدر و مادرم سر می زنم می آیم بالا می بینم دختر گوشه ای کز کرده ناراحت است قهر می کند دعوا راه می اندازد بابا اینها پدر و مادر من هستند باید به آنها سر بزنم مراقب حالشان باشم تحمل ندارد. یک مشکل خیلی بزرگی است که زوجین جوان دارند تا بعدها هم این مسأله ادامه پیدا می کند از اول باید این مسأله را حل کنیم درست هم حل کنیم به صورت منطقی، یکی با عمل ثابت کنیم که ما احترام خاصی برای والدین مان قائل هستیم خیلی پسرها هستند بی ادب می شوند بی ادب هستند بعد از این که ازدواج می کنند بی ادب تر می شوند. نسبت به والدین شان فراموش می کنند نیازها و انتظارات اینها را، هر چند بعضی از انتظار ها واقعاً بی جاست از طرف پدر و مادرها هر چند اینطور است ولی خیلی از نیازها اینطوری نیست. نیاز طبیعی است. مادر هم یک زن است. روحیه حساس دارد مادر، نمی خواهد ببیند که پسرش بعد از زن گرفتن مادر را فراموش کرده. اتفاقاً درجه ی ادب خدمت، تواضع بعد از ازدواج و بعد از آشنا شدن با یک دختر یک مقدار بالا ببریم که تعادل ایجاد شود هم برای همسرمان این مسأله جا بیفتد هم در روحیه پدر و مادر ما ارضا شوند و ببینند که ما حاضر نیستیم آنها را به هیچ چیز بفروشیم. به خصوص که در روایت داریم شفیع مرد در روز قیامت رضایت مادرش است. و شفیع زن رضایت شوهرش است. من این را در اواخر بحث حقوق در ارتباط با خانواده همسر این را توضیح خواهم داد. اینکه انتظار داشته باشیم زن ما حیا داشته باشد با نامحرم درست برخورد داشته باشد در لباس و پوشیدن و جوراب و عطر زدن و چادرش در آرایش مو و صورتش، از اول باید اینها را توجه کنیم. پسر چون خودش نیاز زیادی دارد هنوز مستی ارتباطات اولیه است خیلی وقتها توجه نمی کند مثلاً با دختر بیرون می رود دختر یک جوراب نازک پوشیده پسر خوشش می آید یا اصلاً متوجه نیست. فکر بهره برداری شخصی خودش است فکر لذت شخصی خودش است متوجه نیست اینجا دختر امتیاز می گیرد که اینطوری بیرون بیاید بعداً نمی توانی بگویی به او که اینطوری نیا بیرون. چون عادتش دادی. از اول در مسأله لباس باید دقت کنید. عطر نزند وقتی بیرون می آید در روایت داریم زنی که عطر می زند و بوی عطرش را نامحرم استشمام می کند تا وقتی خانه بر می گردد مورد لعن ملائکه است حتی مستحب است غسل کند دقت کنید اینقدر این بد و زشت است که وقتی بر می گردد برای برطرف شدن آلودگی روحی که حاصل شده مستحب است غسل کند. یک نامحرم بویش را شنیده بوی عطرش را. در حجاب و آرایش مویش در صورتش دقت شود که می آید بیرون برای کی می خواهد آرایش کند وقتی بیرون می آید اگر برای همسر است خصوصی است بیرون که می آید کی می خواهد او را ببیند. بعضی ها غفلت می کنند در دوران عقد، بعداً دیگر نمی توانند درستش کنند هی می بینی بعد از عروسی سر حجاب زن دعوا دارند. شما باید این را از اول دقت می کردی دوران عقد دوران شیفتگی بوده استفاده نکردی. فکر حظ و بهره خودت بودی حواست به این مسائل نبوده غفلت کردی. می خواستی با مرد حرف نزند و شوخی نکند روابط ناجور نداشته باشد همان دوران عقد شکل می دادی الان دیگر بعد از عروسی سخت است .می خواستی نماز بخواند باید همان موقع یکی از آقایان می گوید من تا عقد کردیم دیدیم که دختر همان اول که اوج نیازم بود شرط کرد که روی نماز ما خیلی تأکید نکنی من خوشم نمی آید از این چیزها. یا عقد کردیم می گوید من مانتویی می آیم بیرون. من موسیقی گوش می کنم نوار گوش می کنم هی امتیاز گرفتند، باید مرد حواسش باشد. یک دفعه با آشنایی یک دختر و دوران عقد و مسأله محرمیت و این چیزها هول نکند، عقل از کله اش بپرد خیلی از چیزهایی که بعد از عروسی مورد نیازش است توجه می کند به آن و مهم است اینجا همه را فراموش کند هر چیزی که می دانید بعداً برایتان مهم است به زندگی های معمولی مردم نگاه کنید بعد از ازدواج. همه را دوران عقد از اول شکل بدهید. ایجاد کنید. مست نشوید غفلت نیاید سراغ تان که اینها را فراموش کنید. مسأله درس برایت خیلی مهم است دانشجویی، طلبه هستی، محقق هستی، آدم فنی کاری هستی پای دستگاه کار کنی آزمایشگاه داری یا با یک دستگاه یکسره ور بروی از اول باید این را جا بیندازی که من اینطوری هستم. یا وقت مطالعه دارم وقت عبادت دارم جدا مسئولیت های دیگری در اجتماع دارم، مثلاً بسیج، بعضی ها دوران عقد یک دفعه یادشان می رود که بسیجی بودند بسیجی است تا زن می گیرد فراموش می کند. یک مدت تمام، تمام وقتش را در اختیار دختر می گذارد هر وقت دختر بخواهد به او دسترسی دارد هر وقت دختر بخواهد بعد که عادی می شود دیگر آن شور و حال می خوابد بعد ازعروسی حالا می خواهد یک روز برود باشگاه، می بیند زن نمی گذارد کجا؟ باشگاه، بی خود در خانه ورزش کن. بعد می خواهد با رفقایش بیرون برود لازم است پایگاه بسیج، میدان تیر، اردو، در انتخابات در یک جا کمک کند جبهه یا هر کار دیگری می بینید که نمی تواند، این را باید از اول این مسأله راجا بیندازیم. اگر کارهایتان برای خودتان ارزش دارد ارزشش را باید عملاً ثابت کنید. اگر ببینند شما در دوران عقد با کوچکترین بهانه کارهایتان را کنار می گذارید سر کار نمی روید، کلاسهایتان را تعطیل می کنید جلسات را تعطیل می کنید این طوری است فردا این انتظار است که برای خیلی از خواسته های دیگر شما کارتان را تعطیل کنید. کارهای مهم را تعطیل کنید. این نمی شود. کارتان اگر واقعاً انتظار دارید که زن شما یک چیزهایی را بفهمد یک چیزهایی را محترم بشمارد یک چیزهایی را مهم بشمارد خودتان باید این نوع اهمیت را عملاً به ایشان ثابت کنید. اگر به حرف بگویید که این خیلی مهم است ولی عملاً خودت زیر پا بگذارید. زن گله می کرد که شوهر من خیلی اصرار دارد که من نماز بخوانم ولی خودش نماز نمی خواند. به ما می گوید شما نماز خواندید یا نه ولی خودش نه. این نمی شود اگر می خواهید خانم تان معنوی و با ادب و اخلاقی بار بیاید اول خودتان «کونوا دعاه الناس بغیر السنه» مردم را با غیر زبان تان دعوت و راهنمایی کنید. اگر خودت نماز اول وقت خواندی توجه داشتی حالا اذان گفتند نشسته فیلم نگاه می کند و نشستید گپ می زنید اما اگر اول وقت رفتید مسجد آنها هم می فهمند که باید چه کنند فرزند و همسرت می فهمند بلند شدی و نمازت را اول وقت در خانه خواندی دیدند که نه تو درست است که با آنها هستی ولی یک وقتی را هم اختصاص دادی به قرائت قرآن به مطالعه علمی به خواندن درس های دانشگاه یا درس های مدرسه درس های علمی تحقیق یا هر کار دیگر متوجه می شوند که بله این برای شما اهمیت دارد. به آنها احترام قائل می شوند. به شما حق می دهند که وقتی را برای این کار ها بدهید. اخلاق هایی که می خواهید از همسرتان اینها را هم همینطور. این اخلاق ها باید در شما باشد صداقت می خواهید دروغ نگویید حتی علیه تان باشد صادقانه رفتار کنید حتی علیه تان باشد. اما اینکه هی 5 مورد ده مورد دروغ گفتید و صداقت را رعایت نکردید نطفه دروغ کاشته می شود در زندگی تان. اگر می خواهید همسرتان همیشه نسبت به شما صادق باشد صداقت کامل رعایت کنید. دروغ نگویید یعنی امتحان می کنند ارزیابی می کنند دقیق اینجا علیه اش بود ولی حقیقتش را گفت آنجا حقیقتش را گفت اصلاً زن نمی تواند دیگر دروغ بگوید. اگر شخصیتاً هم دروغگو باشد و دروغ را بپذیرد وقتی مردش را ببیند که برای صداقت ارزش قائل است او هم ارزش قائل می شود. اگر می خواهید همسرتان با نامحرم درست رفتار کند با نوامیس مردم درست رفتار کنید اینکه شما با دختر نامحرم و ناموس مردم خوش و بش کنید و بخندید و بگویید و بعد به همسرتان بگویید عفت داشته باش تقوا داشته باش این نمی شود. در مورد مسائل مالی اهمیت دارد من تذکر دادم اگر می خواهید فردا لقمه ی حرام به خانه نبرید فردا و قیامت و ابدیت خودتان را به خطر نیندازید مسأله رعایت تقوای مالی را جا بیندازید که فردا همسر شما از شما انتظار نداشته باشد که به خاطر یک فریزر یا ویدئو یا یک ماشین و یا فرش دست به یک کار حرام بزند یا سوء استفاده مالی کنید یا مجبور شوید قرض بگیرید که می خواهید یک گردن بند بخرید برای زن تان من می شناسم خانم هایی را که می دانند شوهرانشان ندارند ولی می گویند من می خواهم دیگر. نامه ی یک خانمی را می خواندم برای شوهرشان نوشته بود که برای عید حداقل دوتا انگشتر و یک دستبند یعنی این در دستور کار تو هست حالا تو می خواهی بدزدی یا قرض بگیری من حالی ام نیست این تعداد لباس را می خواهم این را خودت تربیت کنی باید. که نه حاضر نیستی به خاطر مسائل تجملات یا مشکل زندگی حل شود دزدی کنی حق خوری کنی سندی را جابجا کنی این را خودتان ایجاد کنید. این هم نکته سوم ماند بحث آفت. آفت ها را من 5 مورد نشستم از حوصله این جلسه خارج است این بحث به اضافه بحث شب عروسی بماند برای جلسه بعد.
والحمدلله رب العالمین